با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهی های این فایل، یک تحلیل عمیق، متفاوت و بیدارکننده از وقایع جهان و ارتباط مستقیم آنها با قوانین تغییرناپذیر هستی است. استاد عباسمنش در این فایل، با نگاهی که از سطح ظواهر و تحلیلهای سیاسی فراتر میرود، مکانیزم دقیق گسترش ناخواستهها در جهان را توضیح میدهند که چگونه توجه جمعی بشریت، خوراک اصلی رشد پدیدههایی نظیر تروریسم و ناامنی است. این فایل درسی بزرگ درباره قدرت تمرکز و قانون توجه است؛ قانونی که بیان میکند قدرت خلق تجربیات زندگی ما دقیقاً به سمتی جریان مییابد که کانون توجه ما بر آن متمرکز شده است. درک این فایل به شما کمک میکند تا بفهمید چرا مبارزه فیزیکی و جنگ با تاریکی، هرگز منجر به روشنایی نمیشود و چرا راهکارهای متداول جهانی برای مقابله با بحرانها، اغلب به شعلهورتر شدن آتش بحران میانجامد. این آموزش، کلید طلایی برای تجربه خوشبختی است فارغ از اینکه شرایط اطراف شما به چه شکل است: اینکه چگونه با تغییر مدار ذهنی، حتی در دل طوفان نیز در امنیت و آرامش کامل باشید.
مهمترین اصلی که در این فایل با استدلالهای محکم تشریح میشود، رابطه مستقیم میان کانون توجه و خلق واقعیت است. استاد عباسمنش با واکاوی دقیق ریشههای شکلگیری و قدرت گرفتن گروههای تروریستی، این حقیقت تکاندهنده را آشکار میکنند که آنچه به این جریانات قدرت نفوذ و گسترش میدهد، تسلیحات یا استراتژیهای نظامی نیست، بلکه حجم عظیمی از توجه و انرژی است که از طریق رسانهها، اخبار و ترسهای مردم به سمت آنها روانه میشود. طبق قوانین کیهانی خصوصا قانون توجه و قانون اعراض که در دوره قانون آفرینش به تفصیل آموزش داده شده است، جهان هستی ماهیت اتفاقات را قضاوت نمیکند؛ بلکه به هر موضوعی که مورد توجه قرار گیرد، “بله” میگوید و از همان جنس، بیشتر و بیشتر وارد تجربه زندگی افراد میکند. زمانی که جهان با کلماتی نظیر “جنگ با تروریسم”، “مبارزه با فقر” یا “ریشهکن کردن بیماری” بر ناخواستهها تمرکز میکند، در واقع در حال آبیاری ریشه همان مشکلات است. این فایل به شما میآموزد که رسانهها با بزرگنمایی ترس و نمایش مداوم تصاویر دردناک، ناخواسته بزرگترین حامیان بقای این مشکلات هستند، زیرا خوراک ذهنی و فرکانسی لازم برای بقای آنها را تأمین میکنند. درس بزرگ این است که برای محو شدن بدیها، باید کانون توجه را از روی آنها برداشت و بر زیباییها، صلح و نعمتها متمرکز کرد.
نکته بسیار حیاتی و امیدبخش دیگری که در این آموزش به آن پرداخته میشود، مفهوم عدالت الهی و قانون مدارهاست. استاد عباسمنش با رد این باور غلط که “آتش خشک و تر را با هم میسوزاند”، اثبات میکنند که در سیستم دقیق خداوند، هیچ تر و خشکی با هم نمی سوزد. ایشان با یادآوری داستانهای قرآنی و سرنوشت اقوام پیشین، توضیح میدهند که کسانی که باورهای توحیدی دارند و کانون توجهشان بر زیباییها و آرامش تنظیم شده است، در مداری از فرکانس قرار میگیرند که اساساً با مدار ناامنی و خطر متفاوت است. این افراد به صورت هدایتشده و طبیعی، قبل از وقوع هرگونه حادثه یا بلایی، از منطقه خطر دور میشوند یا در شرایطی قرار میگیرند که گزندی به آنها نرسد. این مفهوم به شما اطمینان قلبی میدهد که امنیت شما نه وابسته به تصمیمات سیاستمداران و ارتشها، بلکه وابسته به فرکانسهای شخصی و جنس افکار خودتان است. اگر شما بتوانید ذهن خود را کنترل کنید و به جای همنوا شدن با ترسهای جمعی، بر آرامش و امید تمرکز کنید، جهان شما را در حصاری نامرئی از امنیت قرار خواهد داد، حتی اگر جهان اطراف در تلاطم باشد.
این آگاهی ها منطق هایی محکم برای پذیرش مسئولیت شخصی و جدا کردن مسیر زندگی خود از جریان عمومی جامعه است. استاد تأکید میکنند که شاید ما نتوانیم سیاستهای جهانی یا عملکرد رسانهها را تغییر دهیم، اما قدرت کاملی برای کانون توجه خود داریم و این برای تجربه خوشبختی کافی است. راهکار عملی ارائه شده این است که آگاهانه از دنبال کردن اخبار منفی، بحثهای سیاسی بیهوده و انتشار ترس پرهیز کنیم. با این کار، ما نه تنها جهان شخصی خود را ایمن و زیبا میسازیم، بلکه با ارسال فرکانسهای مثبت، سهمی بزرگ در آرامش کل جهان ایفا میکنیم. تروریسم و هر ناخواسته ای به هر شکلی، تشنه دیده شدن و توجه هستند و روزی که بشر یاد بگیرد توجه خود را از آنها دریغ کند، یا به قول قرآن از آنها اعراض کند، آنها از بین خواهند رفت. آموزههای دوره قانون آفرینش، شما را به سطحی از توانایی کنترل ذهن میرساند که دیگر نگران عوامل بیرونی نخواهید بود، زیرا میدانید که خالق شرایط زندگیتان، تنها خودتان و باورهایتان هستید.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی225MB19 دقیقه
- فایل صوتی با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی17MB19 دقیقه














به محض اینکه شنیدم نباید با ناخواسته ها بجنگیم، ذهنم جواب داد:
یعنی چی؟ یعنی من هر مشکلی تو زندگی دارم بهش توجه نکنم؟ اون وقت اگه من بهش توجه نکنم و بهش فکر نکنم چه طوری میخواد درست بشه؟!
با این سوال ذهن شروع به دیدن فایل کردم و فیلم رو تا آخر دیدم. تا اونجا که استاد گفت:
به جای توجه کردن به ناخواستهها، به خواستهها توجه کنیم
دیدم این درسته! منظور استاد این نیست که اگه تضادی داری، به امان خدا بسپارش تا خود به خود حل بشه! نه!
میگه به جای اینکه هروز بخوای به شیوههای مختلف در مورد اون تضاد حرف بزنی و فگر کنی و گله و شکایت کنی، بیا از خودت بپرس این تضاد چه میگه! یعنی چه چیزی در من روشن میکنه؟ چه خواسته ای رو میخواد واضح تر کنه!
اگه تو هرروز با مادرت بحث و جدل داری، اینو خودت داری خلق میکنی و او هیچ تقصیری نداره!
چون این تویی که خالق ۱۰۰% زندگیت هستی.
پس بیا از خودت بپرس این تضاد هروز من با مادرم چه درسی میخواد بهم بده؟!
این تضاد داره این خواسته رو برام واضح تر میکنه که چرا میخوام مستقل زندگی کنم! در واقع این تضاد اومده تا اسباب و شرایط رو به نوبه خودش فراهم کنه. انگار اومده تا به نفع من تموم بشه!
تفاوت این دو نگاه از زمین تا آسمونه! به جای اینکه هروز با مادرت بیشتر بجنگی و اونو مقصر جلوه بدی، میای خودت رو مسبب ۱۰۰ در صد میدونی. اینجوری دیگه نگرش منفی نسبت به مادرت نداری!
بعد میای با خودت تکرار میکنی که چرا میخوای مستقلانه زندگی کنی!
یعنی این تضاد، به نوبهی خودش تو رو به سمت خواستت (زندگی مستقلانه) هدایت میکنه. اینجاست که نه تنها احساست از این تضاد بد نمیشه، بلکه باهاش در صلح قرار میگیری! تا جایی که بابت مادرت و این تضاد، شکرگزار خواهی بود!
تفاوت احساسی این دو دیدگاه از زمین تا آسمونه! این مهر تاییدی بر درستی دیدگاه دومه!
اگه بتونیم به جای جنگیدن و گله و شکایت با تضادهای زندگی شخصی، به عنوان یک پیام و نشانه بهشون نگاه کنیم که اومدن خواستهای رو در دل ما زنده کنن و یا یادآوری کنن، اون موقعست که باهاشون در صلح قرار میگیریم و با سپاسگزاری، به احساس خوب میرسیم.
و زمانی که به احساس خوب برسیم، ایده ها و راهکارها برای حرکت به سمت خواسته ایجاد شده به ما گفته میشه.
چی بگم از این مهارت کنترل ذهن هر جا برسیم اسمی ازش میاد.
امیدوارم همهی ما کنترل کنندگان ذهن در اکثر لحظهها باشیم.