با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این فایل، یک تحلیل عمیق، متفاوت و بیدارکننده از وقایع جهان و ارتباط مستقیم آن‌ها با قوانین تغییرناپذیر هستی است. استاد عباس‌منش در این فایل، با نگاهی که از سطح ظواهر و تحلیل‌های سیاسی فراتر می‌رود، مکانیزم دقیق گسترش ناخواسته‌ها در جهان را توضیح می‌دهند که چگونه توجه جمعی بشریت، خوراک اصلی رشد پدیده‌هایی نظیر تروریسم و ناامنی است. این فایل  درسی بزرگ درباره قدرت تمرکز و قانون توجه است؛ قانونی که بیان می‌کند قدرت خلق تجربیات زندگی ما دقیقاً به سمتی جریان می‌یابد که کانون توجه ما بر آن متمرکز شده است. درک این فایل به شما کمک می‌کند تا بفهمید چرا مبارزه فیزیکی و جنگ با تاریکی، هرگز منجر به روشنایی نمی‌شود و چرا راهکارهای متداول جهانی برای مقابله با بحران‌ها، اغلب به شعله‌ورتر شدن آتش بحران می‌انجامد. این آموزش، کلید طلایی برای تجربه خوشبختی است فارغ از اینکه شرایط اطراف شما به چه شکل است: اینکه چگونه با تغییر مدار ذهنی، حتی در دل طوفان نیز در امنیت و آرامش کامل باشید.

مهم‌ترین اصلی که در این فایل با استدلال‌های محکم تشریح می‌شود، رابطه مستقیم میان کانون توجه و خلق واقعیت است. استاد عباس‌منش با واکاوی دقیق ریشه‌های شکل‌گیری و قدرت گرفتن گروه‌های تروریستی، این حقیقت تکان‌دهنده را آشکار می‌کنند که آنچه به این جریانات قدرت نفوذ و گسترش می‌دهد، تسلیحات یا استراتژی‌های نظامی نیست، بلکه حجم عظیمی از توجه و انرژی است که از طریق رسانه‌ها، اخبار و ترس‌های مردم به سمت آن‌ها روانه می‌شود. طبق قوانین کیهانی خصوصا قانون توجه و قانون اعراض که در دوره قانون آفرینش به تفصیل آموزش داده شده است، جهان هستی ماهیت اتفاقات را قضاوت نمی‌کند؛ بلکه به هر موضوعی که مورد توجه قرار گیرد، “بله” می‌گوید و از همان جنس، بیشتر و بیشتر وارد تجربه زندگی افراد می‌کند. زمانی که جهان با کلماتی نظیر “جنگ با تروریسم”، “مبارزه با فقر” یا “ریشه‌کن کردن بیماری” بر ناخواسته‌ها تمرکز می‌کند، در واقع در حال آبیاری ریشه همان مشکلات است. این فایل به شما می‌آموزد که رسانه‌ها با بزرگنمایی ترس و نمایش مداوم تصاویر دردناک، ناخواسته بزرگ‌ترین حامیان بقای این مشکلات هستند، زیرا خوراک ذهنی و فرکانسی لازم برای بقای آن‌ها را تأمین می‌کنند. درس بزرگ این است که برای محو شدن بدی‌ها، باید کانون توجه را از روی آن‌ها برداشت و بر زیبایی‌ها، صلح و نعمت‌ها متمرکز کرد.

نکته بسیار حیاتی و امیدبخش دیگری که در این آموزش به آن پرداخته می‌شود، مفهوم عدالت الهی و قانون مدارهاست. استاد عباس‌منش با رد این باور غلط که “آتش خشک و تر را با هم می‌سوزاند”، اثبات می‌کنند که در سیستم دقیق خداوند، هیچ‌ تر و خشکی با هم نمی سوزد. ایشان با یادآوری داستان‌های قرآنی و سرنوشت اقوام پیشین، توضیح می‌دهند که کسانی که باورهای توحیدی دارند و کانون توجهشان بر زیبایی‌ها و آرامش تنظیم شده است، در مداری از فرکانس قرار می‌گیرند که اساساً با مدار ناامنی و خطر متفاوت است. این افراد به صورت هدایت‌شده و طبیعی، قبل از وقوع هرگونه حادثه یا بلایی، از منطقه خطر دور می‌شوند یا در شرایطی قرار می‌گیرند که گزندی به آن‌ها نرسد. این مفهوم به شما اطمینان قلبی می‌دهد که امنیت شما نه وابسته به تصمیمات سیاستمداران و ارتش‌ها، بلکه وابسته به فرکانس‌های شخصی و جنس افکار خودتان است. اگر شما بتوانید ذهن خود را کنترل کنید و به جای هم‌نوا شدن با ترس‌های جمعی، بر آرامش و امید تمرکز کنید، جهان شما را در حصاری نامرئی از امنیت قرار خواهد داد، حتی اگر جهان اطراف در تلاطم باشد.

این آگاهی ها منطق هایی محکم برای پذیرش مسئولیت شخصی و جدا کردن مسیر زندگی خود از جریان عمومی جامعه است. استاد تأکید می‌کنند که شاید ما نتوانیم سیاست‌های جهانی یا عملکرد رسانه‌ها را تغییر دهیم، اما قدرت کاملی برای کانون توجه خود داریم و این برای تجربه خوشبختی کافی است. راهکار عملی ارائه شده این است که آگاهانه از دنبال کردن اخبار منفی، بحث‌های سیاسی بیهوده و انتشار ترس پرهیز کنیم. با این کار، ما نه تنها جهان شخصی خود را ایمن و زیبا می‌سازیم، بلکه با ارسال فرکانس‌های مثبت، سهمی بزرگ در آرامش کل جهان ایفا می‌کنیم. تروریسم و هر ناخواسته ای به هر شکلی، تشنه دیده شدن و توجه هستند و روزی که بشر یاد بگیرد توجه خود را از آن‌ها دریغ کند، یا به قول قرآن از آنها اعراض کند، آنها از بین خواهند رفت. آموزه‌های دوره قانون آفرینش، شما را به سطحی از توانایی کنترل ذهن می‌رساند که دیگر نگران عوامل بیرونی نخواهید بود، زیرا می‌دانید که خالق شرایط زندگی‌تان، تنها خودتان و باورهایتان هستید.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی
    225MB
    19 دقیقه
  • فایل صوتی با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی
    17MB
    19 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

671 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مژگان محمدشیر» در این صفحه: 1
  1. -
    مژگان محمدشیر گفته:
    مدت عضویت: 501 روز

    درود

    روز چهل و هفتم از تحول روز شمار زندگی من

    سپاس از استاد عزیزم

    روزهایی که در ایران جنگ شد دقیقا من به این موضوع فکر کردم که چندین ساله همه منتظر این جنگ هستند با ترسشون با صحبت کردن در موردش، با نگرانی، با دنبال کردن مداوم اخبار ، …

    بالاخره شد اتفاقی که نباید می افتاد، یادمه یک ماه به جنگ یکی از دوستانم که اومده بودم به دیدنم ، بهم گفت که خدا کنه جنگ نشه و چون من اخبار رو چند ساله دنبال نمیکنم اصلا خبر نداشتم و پرسیدم چه جنگی ؟ گفت مگه خبر نداری اگر در مذاکرات توافق نشه جنگ میشه منم گفتم من که باور نمیکنم چند ساله همیشه میگن که میخواد جنگ بشه ، جنگ نمیشه ، اما واقعا شد…

    یه عده همون اول تهران رو ترک کردند چقدر خروجی های تهران شلوغ شده بود ، یک عده موندن و همه هرروز اخبار رو پیگیری کردند ترس و نگرانی و وحشت از موشک بارون و…

    عین اون دوازده روز این شعر در درونم زمزمه میشد:

    گر نگهدار من آن است که من می دانم سنگ را در بغل شیشه نگه میدارد

    سعی کردیم خانوادگی اخبار رو اصلا پیگیری نکنیم، اما این و اون تماس می‌گرفتند و هی خبرها رو اطلاع می‌دادند و خلاصه که گذشت ، بعدش هم که مدام خبرهای اینکه ممکنه بعد از آتش بس دوباره جنگ بشه و …و دوباره یک عده هر روز اخبار رو پیگیری می‌کنند که آیا میشه یا نمیشه !!؟؟

    اما واقعا به قول استاد این اتفاق نتیجه توجه چندین ساله مردم به این موضوع بود.

    یادمه همسرم تقریبا شش سال پیش تغییر شغل داد و من خیلی مشتاق این تغییر شغل بودم و تشویقش میکردم بعد از این اتفاق ایشون به لحاظ روانی کلا به هم ریخت ، چون جزو اون دسته آدمهایی بود که تغییر پذیر نبود و دوست داشت در نقطه امن خودش بمونه و نتونست این تغییر بزرگ رو هضم کنه و زندگی ما شد جهنم

    هر روز گله و شکایت میکرد افسردگی شدید گرفت ، هرروز من رو مقصر می دونست و جوری شد که کارمون به مشاور و کم کم به روانشناس و روانپزشک رسید ،

    روزهایی بود به شدت سخت چون توجهم رفته بود فقط روی حال و هوای همسرم و هر روز نگران بودم هرروز ترس از حرف هاش و رفتارش داشتم و هر چی جلوتر رفتیم شرایط سخت تر و سخت تر شد و حتی به مرحله ای رسیدیم که تصمیم به جدایی گرفتیم .

    یه اتفاقی اون روزها افتاد که کار به جدایی نکشید و کم کم من فهمیدم هر روز که همسرم گله و شکایت و بداخلاقی می‌کنه من فقط باید رهاش کنم و با بی توجهی میرفتم تو اتاقم و ساعت ها بیرون نمیومدم و اوایل خیلی مقاومت میکرد ولی ذره ذره آرام آرام خلق و خوش عوض شد و خیلی نامحسوس زندگیمون به روال عادیش برگشت

    من حدود سه سال با این مرد جنگیدم و هر روز شرایط بدتر شد ، اما یک سال بی توجهی کردم ، و یواش یواش نتیجه گرفتم …

    دقیقا صحبت های استاد رو در این فایل با تمام وجودم درک کردم و درس بزرگی بود واسم که با بی توجهی به مواردی که دوست نداریم میتونیم از زندگیمون آروم آروم اون موارد رو بیرون کنیم

    یاد من باشد کاری نکنم که به قانون زمین بر بخورد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: