این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-23.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2015-11-15 23:00:502025-12-08 19:58:17با هر چه بجنگی، آن را ماندگارتر می کنی
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
الهی شکر که در مسیر ی قرار گرفتم که احساس درونی ام آرام شده و با قلبم به پروردگار جهانیان توکل و تکیه می کنم تا در تمام مراحل زندگی دنیایی و اخروی بهترین ها اتفاق بیفته و در این مسیر از خداوند یاری و کمک می طلبم ، الهی آمین یا رب العالمین
دقیقا مدت ها به خاطر اینکه بچه هام بد غذا و ضعیف بودن حساسیت شدید و تمرکز روی غذا خوردنشون داشتم و هر جا که می رفتیم اطرافیان اظهار نظر می کردن که ضعیف هستن و نظر میدادن که چکار کن و چه کار نکن ، وقتی فکر کردم متوجه شدم هم خودم را دارم اذیت می کنم و هم بچه ها و همسرم دارن با این رفتارهای من کلافه می شن به همین خاطر دارم تمرین می کنم کمتر و کمتر به غذا خوردن بچه ها تمرکز کنم با این کار اون ها آرام تر شدن و بهتر و خودم هم تنش درونی ام
کم شده و اطرافیان هم کمتر و خیلی مواقع اصلا نظر نمیدن و همه چی به لطف خدا داره بهتر میشه ، الحمدالله رب العالمین
خدا جونم شکرت که راه های خوب و عالی برای رسیدن به خواسته هام بر سر راهم قرار می دهی، شکر شکر ای خدای بزرگ
ردپای من در روز چهل و هفتم از روزشمار تحول زندگی من
شاید کامنت من بیشتر حالت سوالی داشته باشه شاید هم در هین نوشتن خودم ب پاسخ برسم.
من دور از خانواده ام زندگی میکنم داخل ایران پیش خانواده همسرم.
الان که این پیام رو مینوسم بعد دوسال آمدم پیش خانواده ام و قرار کمتر از دوهفته دیگ برگردم و نمیدونم دوباره انهارو کی خواهم دید.
زندگی تو غربت برام خیلی سخته من هر روز بجای لذت بردن از کنار آنها بودن ب لحظه تلخ خداحافظی فکر میکنم ب ندیدنشون. ب لحظه هایی که میتونستم پیش آنها باشم ولی نیستم. بقول استاد من بجا مثبت فکر کردن سمت منفی داستان هستم. به لحظه جدا شدن همش فکر میکنم؛ که چجوری قرار خداحافظی کنم. همش بغض و چشام پر اشک و سر درد دارم.
امشب که خیلی بی اختیار اشکام میریخت؛
امدم تو سایت شاید حرفی منو آرام کنه دیدم این فایل آمد که با هر چی بجنگی اونو جذب میکنی.
من الان نمیدونم چکار کنم ب چی فکر کنم چجوری لذت ببرم؟؟
این یک واقعیت تلخ ک من از آنها دورم و این دوری منو میکشه آخر.
من خیلی دارم تلاش میکنم موقع خداحافظی گریه نکنم نمیدونم که موفق میشم یا نه.
به هر چی توجه کنیم ماهیت همون رو تو زندگی تجربه میکنیم خود من از وقتی که قوانین رو درک کردم تا جایی که میتونم در مورد ناخواسته ها صحبت نمیکنم ، نمینویسم و در کل توجه نمیکنم اونجاهایی که این قانون رو رعایت کردم نتیجه خوبش رو دیدم و جایی که قانون رو نادیده گرفتم بازم اونجا نتیجه قرار گرفتن در مدار ناخواسته های بیشتر رو هم تجربه کردم شخص خود من در مورد ناخواسته ها حتی با خدا هم صحبت نمیکنم چون صحبت در مورد ناخواسته ها با خدا هم میشه توجه کردن به چیزی که نمیخوایم چون به هر چیزی توجه کنیم اونو به سمت خودمون جذب میکنیم وقتی ما به ناخواسته ها توجه میکنیم به جهان این فرکانس رو میفرستیم که ما از اینجور ناخواسته ها بیشتر تو زندگیمون میخوایم و جهان هم ناخواسته های بیشتری رو به ما میده یعنی در کل ما با توجه کردن این پیغام رو به جهان میدیم که ما از جنس این چیزی که بهش توجه کردیم رو میخوایم
توجه کردن = جذب کردن
حالا ما اگه قانون رو فهمیده باشیم باید فقط و فقط به خواسته هامون توجه کنیم که از همون نوع وارد زندگیمون بشه خود من خیلی این قانون توجه کردن رو دوس دارم چون اگه درکش کنی میتونی همیشه در راستای خواسته هات ازش بهره ببری.
خداروشکر میکنم بابت این آگاهی های ناب و از استاد هم تشکر میکنم که این آگاهی ها رو که خیلی ارزشمندن رایگان در اختیار ما قرار میده.
خدایا مارو به راهی هدایت کن که فقط به خواسته هامون توجه کنیم الهی آمین.
خدارا صد هزار مرتبه سپاسگذارم که جهانی قانونمند افریده و من خیلی خوشبختم که ازین قوانین بدون تغییر خداوند توسط بهترین استاد دنیا آگاه شدم.
قانونی که استاد درین جلسه توضیح دادن بنظرم بالای 99 درصد افراد جامعه دارن برعکسش عمل میکنن و تعجب میکنند که چرا مشکلات شان بیشتر میشه چرا دل خدا بحالشون نمیسوزه
اما واقعیت این است که خدا انسان نیست که احساسات داشته باشد بلکه یک سیستم است که فقط فرکانس های مارو میشناسد و هیچ چیزی خودش برای ما نمیخواد بلکه وظیفه این سیستم این است که خواسته های مارو بما بده و اصلا تصمیم نمیگیره که این خواسته ای ما خوب است یا بد
ما با توجه کردن به هر موضوعی اساس اون موضوع را بیشتر و بیشتر وارد زندگی خود میکنم
مثلا ما وقتی داریم به زیبایی یک کودک توجه میکنم یا به یک گل زیبا توجه میکنیم یا به ویژه گی های خوب دوست مون توجه میکنیم و به احساس خوب میرسیم باعث میشه جهان اتفاقات، ادم ها و شرایطی را سر راه ما قرار بده که احساس خوب ما تداوم پیدا کنه یعنی جنس و اساس اتفاقاتی که میوفته برای ما خوبه و باعث میشه احساس خوب ما ادامه دار بشه
ما چطور و به چه شکل به یک موضوع توجه میکنیم؟
ما با این کارها داریم به یک موضوع توجه میکنیم
1- نوشتن در موردش
2- صحبت کردن در موردش
3-فکر کردن در موردش یا تجسم کردن
و اگر این فکر، صحبت و نوشتن بما احساس خوبی میده یعنی در مسیر درست هستیم و ادامه بدیم
و اگر احساس بدی میده یعنی در مسیری قرار میگیریم که اتفاقی که نمیخواهیم تجربه میکنیم.
یعنی احساس ما در هر لحظه بما میگه که در مسیر درست هستیم داریم به خواسته هامون نزدیک میشیم یا نه در مسیر برخلاف خواسته هامون هستیم
با سلام به استاد عزیزم واقعا مطلبی که گفتید عالی بود یعنی مثله همیشه دری از آگاهی رو به رویم باز کرد.من قبلا خیلی به تضاد برمیخوردم خیلی زیاد وتنها کاری که میکردم گریه بود یادمه خیلی بغض میکردم واشکهای بی پایان من خیلی با پدرومادرم بحث داشتیم هرروز دادوبیداد واصلا شرایط خوبی نبود ولی خداروصد هزار مرتبه شکر از روزی که من یه دفتر برداشتم وشروع کردم به نوشتن در مورد خوبیهای والدینم وحضورشون باور کنید از خوشحالی حضورشون کلی گریه کردم وحتی زمانی که بخاطر میارم باز هم احساساتی میشم خدایا شکرت بابت همه ی خوبی هایی که دادی خداوند خیر مطلق است پس اگر بدی میبینیم مشکل از دیدگاه ماست نه از خدا .بعداز اون روز خیلی رفتارمون تو خونه بهتر شده که چی عالی شده اصلا یه آرامشی داریم که اصلا اون زمان برام قابل باور نبود چه زمان؟ زمانی که من از طریق این سایت فهمیدم که این یک تضاده ومن باید به خواسته هام توجه کنم الهی شکرت.
تضاد بعدی من که تقریبا تویه همه ی کامنت هام نوشتم این بود که من عاشق دانشگاه رفتن بودم واصلا نمیتونستم بهش فکر نکنم بعد اتفاقی که همش تو اون چندسالی که دانشگاه نرفته بودم می افتاد این بود که هرکسی (کسایی که تو هر جایی منو می دیدن) ازم میپرسید دانشجویی،کدوم دانشگاه و… ووقتی که کسی ازم میپرسید اصلا یادم نمیره یه بغضی میکردم که تو صدام مشخص بود اصلا حالم بد میشد به همه بدوبیراه میگفتم واصلا یه وضعی بود ولی خداروشکر از وقتی که به آرامش رسیدم همه ی خواسته هام دارن محقق میشن الان دوساله دانشگاه میرم خداروشکر وکلی تضادهایی که کم کم با لطف خدا دارن درست میشن خدایا شکرت
الهی شکر برای حضورت که همیشگیه وممنونم از استاد عزیزم بابت تهیه ی این فایل های عالی
همیشه فکرمی کردم ازهرچی یاهرکی بدت میادومیخای ازت دورشه ،بایدباهاش بجنگی تااون چیزی روکه میخای بدست بیاری ،ولی هیچ وقت هم به هدفم نمی رسیدم فقط انرژی زیادی ازم میرفت که این انرژی صرف خشم وعصبانیت واحساس نارضایتی ازاون چیزیااون شخص یادنیا وحتی خدامی شد.وبه قول استاداتفاقات بددیگه ای پشت سرهمبرام می افتادوشکوه وشکایت منوبه جهان زیادمی کرد.تازه باخداهم مثل طلبکاراحرف میزدم .
خدایاسپاسگزارم ممنونم ازت که درک وفهم مارانسبت به قوانین خودت بیشترکردی ،ممنون وسپاسگزارم ازاستادومعلم خوب زندگیم آقای عباس منش عزیز،که وجودش باعث ایجادکسب آگاهی هاوتغییرباورهاونگرشم شد.
هیچ وقت نمی فهمیدم که خودم عامل خلق همه ی این اتفاقات هستم. خیلی روخودم کارکردم خیلی فایل گوش کردم تابه این باوررسیدم وپذیرفتم مقصراصلی خودم هستم نه کس دیگه.
این منم که آدمهاومسائل منفی ومشکلات زیادزندگی رارقم میزنم پس بایدمتفاوت عمل میکردم تابه نتایج بهتری برسم .
اول باورکردم که استادکارش درسته ،قبول استادوتمایل به درکیات وتجارب ایشون عامل مهم برای شروع کاربود.
درمرحله ی بعددقت وتمرکزبه صحبتهای استادوگوش کردن مداوم فایلهاوخریددوره ها،دیگه اساسی اساسی ،کمک حال ذهن وروح وجسممون میشه .
بله حالاپی بردم که جنگیدن احمقانه ترین کاری بودکه میکردم . چقدازعمروجونمو،سرجنگیدن گذاشتم ،چقدافسوس میخورم روزای طلایی جوانی راازدست دادم 😔ولی بازم خداروشکرالان متوجه ی اشتباهاتم وطرزنگاهم به جهان ،شدم .هروقت میام اشتباه کنم دقیقا مچ خودمودیگه راحت میگیرم وبه خودم سکوت میدم وخودموبه آرامش دعوت میکنم ومیگم ناهیدایست ، ازاین راه جواب نمی گیری ،توجهتوببرجای دیگه به چیزهای دیگه ورهاکن .حتمن اون نتیجه دلخواه بدون حرص وجوش کردن توبدست میاد.شایدم به مصلحت توبدست نیادومن دیگه به قانون جهان اعتمادمیکنم.
توجه وتمرکزراازروی چیزی یاکسی که توراناراحت میکنه سخته، اماشدنیه وبعدازمدتی عادت میشه وبعدبدون اینکه خودت متوجه بشی جزخصوصیت اخلاقیت میشه واین حس خوبیه .
پس جنگ تمام .همه چیزچه ناخواسته هاچ خواسته هاباصلح ودرصلحبودن باخودت بدست میادویاازبین میره .
روز 47 روز شمار تحول زندگی من فصل دوم:
نکته مهم:
کانون توجه شما، اساسِ تجربههای زندگیتان را تشکیل می دهد!
تصمیم با شماست، چه چیزهایی را میخواهید تجربه کنید؟ پس به آن توجه کنید!
به جای توجه کردن به ناخواستهها، به خواستهها توجه کنیم.
از کجا بدونیم داریم به خواسته هامون توجه میکنیم
وقتی که احساسمون خوب باشه.
پس راجع به خواسته هامون بنویسیم فکر کنیم تخیل کنیم عکس وفیلم بگیریم و ببینیم.
خدایا ممنونم که قوانینت عالی ست و آخر عدالت…
یا رب
به نام خداوندی که زاییده نشده است
به نام خداوندی که همتا ندارد
سلام خدمت استاد عباس منش و بانو شایسته عزیز
الهی شکر که در مسیر ی قرار گرفتم که احساس درونی ام آرام شده و با قلبم به پروردگار جهانیان توکل و تکیه می کنم تا در تمام مراحل زندگی دنیایی و اخروی بهترین ها اتفاق بیفته و در این مسیر از خداوند یاری و کمک می طلبم ، الهی آمین یا رب العالمین
دقیقا مدت ها به خاطر اینکه بچه هام بد غذا و ضعیف بودن حساسیت شدید و تمرکز روی غذا خوردنشون داشتم و هر جا که می رفتیم اطرافیان اظهار نظر می کردن که ضعیف هستن و نظر میدادن که چکار کن و چه کار نکن ، وقتی فکر کردم متوجه شدم هم خودم را دارم اذیت می کنم و هم بچه ها و همسرم دارن با این رفتارهای من کلافه می شن به همین خاطر دارم تمرین می کنم کمتر و کمتر به غذا خوردن بچه ها تمرکز کنم با این کار اون ها آرام تر شدن و بهتر و خودم هم تنش درونی ام
کم شده و اطرافیان هم کمتر و خیلی مواقع اصلا نظر نمیدن و همه چی به لطف خدا داره بهتر میشه ، الحمدالله رب العالمین
خدا جونم شکرت که راه های خوب و عالی برای رسیدن به خواسته هام بر سر راهم قرار می دهی، شکر شکر ای خدای بزرگ
ردپای من در روز چهل و هفتم از روزشمار تحول زندگی من
الحمدالله رب العالمین
اللهم عجل الولیک الفرج
بنام خدای یکتا
سلام من اولین کامنتم در قسمت نشانه روز میگذارم.
شاید کامنت من بیشتر حالت سوالی داشته باشه شاید هم در هین نوشتن خودم ب پاسخ برسم.
من دور از خانواده ام زندگی میکنم داخل ایران پیش خانواده همسرم.
الان که این پیام رو مینوسم بعد دوسال آمدم پیش خانواده ام و قرار کمتر از دوهفته دیگ برگردم و نمیدونم دوباره انهارو کی خواهم دید.
زندگی تو غربت برام خیلی سخته من هر روز بجای لذت بردن از کنار آنها بودن ب لحظه تلخ خداحافظی فکر میکنم ب ندیدنشون. ب لحظه هایی که میتونستم پیش آنها باشم ولی نیستم. بقول استاد من بجا مثبت فکر کردن سمت منفی داستان هستم. به لحظه جدا شدن همش فکر میکنم؛ که چجوری قرار خداحافظی کنم. همش بغض و چشام پر اشک و سر درد دارم.
امشب که خیلی بی اختیار اشکام میریخت؛
امدم تو سایت شاید حرفی منو آرام کنه دیدم این فایل آمد که با هر چی بجنگی اونو جذب میکنی.
من الان نمیدونم چکار کنم ب چی فکر کنم چجوری لذت ببرم؟؟
این یک واقعیت تلخ ک من از آنها دورم و این دوری منو میکشه آخر.
من خیلی دارم تلاش میکنم موقع خداحافظی گریه نکنم نمیدونم که موفق میشم یا نه.
اگر کسی میتونه کمک کنه پیام بدم زیر کامنت من.
سلام عزیزم
بنظرم بجای فکر کردن به لحظه سخت خداحافظی و اینکه چه میشود
به این فکر کن یه بار دیگه تازه رسیدی و داری سلام میدی به خانوادت
تصور کن تجسم کن
بعد ناخودآگاه لبخند میزنی
اگه از قدرت تجسم آگاه باشی هیچوقت چیزای تلخ رو تصور نمیکنی
خودتو اذیت نکن اشکال نداره نهایت لحظه خداحافظی گریه هم کردی مگر چه میشود
چه عیبی دارد
مادرتو محکم بغل کن بوش کن دستش رو ببوس ازش تشکر کن به حال خوبت وقتی پیششون هستی فکر کن
با خودت تصور کن یه فرصت جدیدی پیش آمده و تو قرار یه مدت طولانی پیش خانوادت باشی
یجوری فکر کن که خوش حال بشی
تو فاز قربانی نمون چون واقعا قربانی میشی
این حق طبیعی هر انسان که شاد باشه
اگه برای خودت و زندگی و این فرصتی که در اختیارتان هست ارزش قائل هستی با حال بد و نا امیدی سپری ش نکن
بخاطر اینکه الان کنارشون هستی مدام شکر گذار باش تا قلبت باز بشه
سلام حکیمه ی عزیز
امیدوارم تونسته باشین با گوش دادن و عمل کردن به فایلهای دانلودی سایت ، فرکانستون رو بالاتر ببرین …
سعی کنیم از تضاد ها به نفع خودمون استفاده کنیم .
وقتی ما ناخواسته هامون رو دقیق بشناسیم ،
خیلی راحت تر می تونیم خواسته هامون رو مشخص کنیم ️
مثلا نا خواسته ی شما ، دوری از خوانواده ست
خواسته تون بیشتر بودن با اونها هست درسته ؟!!
حالا میایم از خودمون سوالاتی می پرسیم که بتونه ما رو به راه حلهایی راهنمایی کنه …
مثلا :
من چه کارهایی می تونم انجام بدم که احساس نزدیک بودن به خوانواده رو داشته باشم ؟
یه راه حلی که الان به ذهنمون ممکنه برسا اینا که از طریق فضای مجازی می تونیم تماس تصویری داشته باشیم و ….
مطمئن باشین با گوش دادن مداوم با فایلهای سایت ،
حالا به سمت هر فایلی که هدایت بشین فرقی نداره …
می تونین فرکانستون رو بالاتر ببرین ،
مخصوصا قسمت نشانه من …
شاد ، پیروز ، موفق ، ثروتمند و سعادتمند دنیا و آخرت باشین
به نام خدا
سلام عرض میکنم خدمت استاد و اعضای سایت
به هر چی توجه کنیم ماهیت همون رو تو زندگی تجربه میکنیم خود من از وقتی که قوانین رو درک کردم تا جایی که میتونم در مورد ناخواسته ها صحبت نمیکنم ، نمینویسم و در کل توجه نمیکنم اونجاهایی که این قانون رو رعایت کردم نتیجه خوبش رو دیدم و جایی که قانون رو نادیده گرفتم بازم اونجا نتیجه قرار گرفتن در مدار ناخواسته های بیشتر رو هم تجربه کردم شخص خود من در مورد ناخواسته ها حتی با خدا هم صحبت نمیکنم چون صحبت در مورد ناخواسته ها با خدا هم میشه توجه کردن به چیزی که نمیخوایم چون به هر چیزی توجه کنیم اونو به سمت خودمون جذب میکنیم وقتی ما به ناخواسته ها توجه میکنیم به جهان این فرکانس رو میفرستیم که ما از اینجور ناخواسته ها بیشتر تو زندگیمون میخوایم و جهان هم ناخواسته های بیشتری رو به ما میده یعنی در کل ما با توجه کردن این پیغام رو به جهان میدیم که ما از جنس این چیزی که بهش توجه کردیم رو میخوایم
توجه کردن = جذب کردن
حالا ما اگه قانون رو فهمیده باشیم باید فقط و فقط به خواسته هامون توجه کنیم که از همون نوع وارد زندگیمون بشه خود من خیلی این قانون توجه کردن رو دوس دارم چون اگه درکش کنی میتونی همیشه در راستای خواسته هات ازش بهره ببری.
خداروشکر میکنم بابت این آگاهی های ناب و از استاد هم تشکر میکنم که این آگاهی ها رو که خیلی ارزشمندن رایگان در اختیار ما قرار میده.
خدایا مارو به راهی هدایت کن که فقط به خواسته هامون توجه کنیم الهی آمین.
بنام خدای بخشنده و مهربان
سلام استاد بزرگوارم
خدارا صد هزار مرتبه سپاسگذارم که جهانی قانونمند افریده و من خیلی خوشبختم که ازین قوانین بدون تغییر خداوند توسط بهترین استاد دنیا آگاه شدم.
قانونی که استاد درین جلسه توضیح دادن بنظرم بالای 99 درصد افراد جامعه دارن برعکسش عمل میکنن و تعجب میکنند که چرا مشکلات شان بیشتر میشه چرا دل خدا بحالشون نمیسوزه
اما واقعیت این است که خدا انسان نیست که احساسات داشته باشد بلکه یک سیستم است که فقط فرکانس های مارو میشناسد و هیچ چیزی خودش برای ما نمیخواد بلکه وظیفه این سیستم این است که خواسته های مارو بما بده و اصلا تصمیم نمیگیره که این خواسته ای ما خوب است یا بد
ما با توجه کردن به هر موضوعی اساس اون موضوع را بیشتر و بیشتر وارد زندگی خود میکنم
مثلا ما وقتی داریم به زیبایی یک کودک توجه میکنم یا به یک گل زیبا توجه میکنیم یا به ویژه گی های خوب دوست مون توجه میکنیم و به احساس خوب میرسیم باعث میشه جهان اتفاقات، ادم ها و شرایطی را سر راه ما قرار بده که احساس خوب ما تداوم پیدا کنه یعنی جنس و اساس اتفاقاتی که میوفته برای ما خوبه و باعث میشه احساس خوب ما ادامه دار بشه
ما چطور و به چه شکل به یک موضوع توجه میکنیم؟
ما با این کارها داریم به یک موضوع توجه میکنیم
1- نوشتن در موردش
2- صحبت کردن در موردش
3-فکر کردن در موردش یا تجسم کردن
و اگر این فکر، صحبت و نوشتن بما احساس خوبی میده یعنی در مسیر درست هستیم و ادامه بدیم
و اگر احساس بدی میده یعنی در مسیری قرار میگیریم که اتفاقی که نمیخواهیم تجربه میکنیم.
یعنی احساس ما در هر لحظه بما میگه که در مسیر درست هستیم داریم به خواسته هامون نزدیک میشیم یا نه در مسیر برخلاف خواسته هامون هستیم
به نام خدای مهربان و قدرتمند و عادل و آگاه و ثروتمندم
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا رو
به هر چی توجه کنیم از اصل و اساسش وارد زندگیمون میشود
ما باید مدام در روز هواسمون باشد که چه چیزی رو میبینیم و به چی گوش میدیم درباره چی حرف میزنیم در فکرمون چی میگذره و همه رو از دم کنترل کنیم
اون ذهن رو افسارشو دستمون بگیریم و نذاریم ما رو به بیراهه ببره
الان که آگاه شدیم قدم به قدم با قانون جلو بریم
و اون فاصله فرکانسی بین خودمون و خواسته رو کم کنیم
و فرکانسهای خواسته هامون رو بفرستیم
به اون چیزهایی رو که میخواهیم فکر کنیم و حرف بزنیم چون جهان به توجه و فرکانس ما پاسخ میدهد
چقدر استاد در تمام فایلهاشون به توجه و فرکانس و باور تاکید کردن که این سه تا مورد اصل و اساس یه زندگی خوب و ایده آل هست
من که چند وقته خیلی هواسم رو جمع کردم به توجه و حرف زدن و رفتارم و دیدگاهم
چون میخوام خوبیها وزبباییا و ثروتها و خدا رو وارد زندگی و کسب و کارم کنم
استاد ممنونتم سپاسگزارتم برای بودنت در ابن سایت
و خدا دو هزاران هزار مرتبه شکر میکنم
به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایی که هر چه دارم همه از آن اوست خدایا من در برابر قدرتت تسلیمم
سلام به استاد توحیدیم و سلام به مریم جانم
قانون جهان هستی:
به هر چیزی توجه کنی خواه خوب و خواه بد باشد
دوست داشته باشیم یا نه جهان اون فرکانس ما رو میگیره و به خودمون تحویل میده به سال اتفاقات و شرایط
و تا به الان ناآگاهانه بوده
و چقدر خوبه که آگاهانه عمل کنیم و از قانون به نفع خودمون استفاده کنیم
و فرکانسی بفرستیم که هماهنگ با خواسته باشد و ما رو با سرعت زیاد به خواسته برساند
کانون توجه مون رو هر لحظه باید کنترل کنیم
در جایی که ثروت هست چرا به فقر توجه کنیم
وقتی سلامتی هست چرا به بیماری توجه کنیم
وقتی صلح و دوستی هست چرا به مبارزه فکر
کنیم و توجه کنیم
و این میشه عمل آگاهانه
و آرام آرام چرخ زندگی روان میشود
و باید بپذیریم که خودمون اتفاقات رو خلق میکنیم
پس بیایم خوبیها و زیباییها و ثروتها رو خلق کنیم و لذت ببریم
و سپاسگزار خداوند باشیم
و خدا رو هر طور باور کنیم همان میشود
من خدا رو مهربان و رزاق و وهاب و غفور و عادل و قدرتمند میدانم
الهی صد هزاران مرتبه شکرت میگویم سپاسگزارتم
در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین
سلام خیلی ممنونم از این آگاهی ناب خدایا از صمیم قلب شکرت می کنم
یک جمله بسیار طلایی تو این فایل بود که واقعا باید با طلا نوشته بشه
به استناد از قرآن:{تو اگر در مسیر درست باشی هر اتفاقی، هر اتفاقی در اطراف و پیرامون تو رخ بده اصلا مهم نیست (((تو در امان خواهی بود)))}
بی نهایت سپاسگذارم
بنام خداوند رزاقم
با سلام به استاد عزیزم واقعا مطلبی که گفتید عالی بود یعنی مثله همیشه دری از آگاهی رو به رویم باز کرد.من قبلا خیلی به تضاد برمیخوردم خیلی زیاد وتنها کاری که میکردم گریه بود یادمه خیلی بغض میکردم واشکهای بی پایان من خیلی با پدرومادرم بحث داشتیم هرروز دادوبیداد واصلا شرایط خوبی نبود ولی خداروصد هزار مرتبه شکر از روزی که من یه دفتر برداشتم وشروع کردم به نوشتن در مورد خوبیهای والدینم وحضورشون باور کنید از خوشحالی حضورشون کلی گریه کردم وحتی زمانی که بخاطر میارم باز هم احساساتی میشم خدایا شکرت بابت همه ی خوبی هایی که دادی خداوند خیر مطلق است پس اگر بدی میبینیم مشکل از دیدگاه ماست نه از خدا .بعداز اون روز خیلی رفتارمون تو خونه بهتر شده که چی عالی شده اصلا یه آرامشی داریم که اصلا اون زمان برام قابل باور نبود چه زمان؟ زمانی که من از طریق این سایت فهمیدم که این یک تضاده ومن باید به خواسته هام توجه کنم الهی شکرت.
تضاد بعدی من که تقریبا تویه همه ی کامنت هام نوشتم این بود که من عاشق دانشگاه رفتن بودم واصلا نمیتونستم بهش فکر نکنم بعد اتفاقی که همش تو اون چندسالی که دانشگاه نرفته بودم می افتاد این بود که هرکسی (کسایی که تو هر جایی منو می دیدن) ازم میپرسید دانشجویی،کدوم دانشگاه و… ووقتی که کسی ازم میپرسید اصلا یادم نمیره یه بغضی میکردم که تو صدام مشخص بود اصلا حالم بد میشد به همه بدوبیراه میگفتم واصلا یه وضعی بود ولی خداروشکر از وقتی که به آرامش رسیدم همه ی خواسته هام دارن محقق میشن الان دوساله دانشگاه میرم خداروشکر وکلی تضادهایی که کم کم با لطف خدا دارن درست میشن خدایا شکرت
الهی شکر برای حضورت که همیشگیه وممنونم از استاد عزیزم بابت تهیه ی این فایل های عالی
باهرچی بیشتربجنگی اونوماندگارترمی کنی .
درک این واژه خیلی سخته ویه کم سنگینه .
همیشه فکرمی کردم ازهرچی یاهرکی بدت میادومیخای ازت دورشه ،بایدباهاش بجنگی تااون چیزی روکه میخای بدست بیاری ،ولی هیچ وقت هم به هدفم نمی رسیدم فقط انرژی زیادی ازم میرفت که این انرژی صرف خشم وعصبانیت واحساس نارضایتی ازاون چیزیااون شخص یادنیا وحتی خدامی شد.وبه قول استاداتفاقات بددیگه ای پشت سرهمبرام می افتادوشکوه وشکایت منوبه جهان زیادمی کرد.تازه باخداهم مثل طلبکاراحرف میزدم .
خدایاسپاسگزارم ممنونم ازت که درک وفهم مارانسبت به قوانین خودت بیشترکردی ،ممنون وسپاسگزارم ازاستادومعلم خوب زندگیم آقای عباس منش عزیز،که وجودش باعث ایجادکسب آگاهی هاوتغییرباورهاونگرشم شد.
هیچ وقت نمی فهمیدم که خودم عامل خلق همه ی این اتفاقات هستم. خیلی روخودم کارکردم خیلی فایل گوش کردم تابه این باوررسیدم وپذیرفتم مقصراصلی خودم هستم نه کس دیگه.
این منم که آدمهاومسائل منفی ومشکلات زیادزندگی رارقم میزنم پس بایدمتفاوت عمل میکردم تابه نتایج بهتری برسم .
اول باورکردم که استادکارش درسته ،قبول استادوتمایل به درکیات وتجارب ایشون عامل مهم برای شروع کاربود.
درمرحله ی بعددقت وتمرکزبه صحبتهای استادوگوش کردن مداوم فایلهاوخریددوره ها،دیگه اساسی اساسی ،کمک حال ذهن وروح وجسممون میشه .
بله حالاپی بردم که جنگیدن احمقانه ترین کاری بودکه میکردم . چقدازعمروجونمو،سرجنگیدن گذاشتم ،چقدافسوس میخورم روزای طلایی جوانی راازدست دادم 😔ولی بازم خداروشکرالان متوجه ی اشتباهاتم وطرزنگاهم به جهان ،شدم .هروقت میام اشتباه کنم دقیقا مچ خودمودیگه راحت میگیرم وبه خودم سکوت میدم وخودموبه آرامش دعوت میکنم ومیگم ناهیدایست ، ازاین راه جواب نمی گیری ،توجهتوببرجای دیگه به چیزهای دیگه ورهاکن .حتمن اون نتیجه دلخواه بدون حرص وجوش کردن توبدست میاد.شایدم به مصلحت توبدست نیادومن دیگه به قانون جهان اعتمادمیکنم.
توجه وتمرکزراازروی چیزی یاکسی که توراناراحت میکنه سخته، اماشدنیه وبعدازمدتی عادت میشه وبعدبدون اینکه خودت متوجه بشی جزخصوصیت اخلاقیت میشه واین حس خوبیه .
پس جنگ تمام .همه چیزچه ناخواسته هاچ خواسته هاباصلح ودرصلحبودن باخودت بدست میادویاازبین میره .
انرژی وفرکانس مثبت همیشه به مسیروراه درست ماروهدایت میکنه وبه خدانزدیکترمیکنه .
سپاس ازوجودهمه کسانی که باعث یادگیری وآموزش موفقیتهای ماتوزندگی شدند.
عاشقتم عباس منش عزیز