این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/03/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-03-29 03:48:162020-08-28 08:14:21توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من چندیدن بار سعی کردم که نتایجم بنویسم اما چون سال 96وسال فوق العاده ای بود و دستاوردهام به لطف خداوند مهربان زیاد بود هر بار خیلی طولانی میشد و وسطای کار همه چی پاک میشد ونوشتم میپرید تصمیم گرفتم اینبار خیلی خلاصه به چندتا از نتیجه هام اشاره کنم اونم فقط برای انگیزه گرفتن دوستان گلم چون من وقتی کامنتهای دوستانم میخوندم ازین همه فراوانی و دستآوردهای دوستان به وجد میام وبابت نعمتهای خداوند شاکر میشم و از خدا برای ودستان گلم موفقیت های روز افزون میکنم
خلاصه دست آوردهای من در سال 96
اجاره مغاز میوه فروشی با دست و جیب خالی بااستفاده از قانون آفرینش
پرداخت پول پیش مغازم از سود مغازه
خریدن گوشی اپل برای خودم و همسر بعد از دو هفته از راه اندازی مغازه
عوض کردن ماشینم
رابطه عالی با همسر و فرزندم
عروسی برادرم
گرفتن چند مشتری عالی برای مغازم و…
البته مهمترین دستاوردم این بود که همیشه میخواستم از فضای مجازی پول دربیارم
……………
برای 97 هم اهدافی دارم چندتاش در همین روزهای اول سال رسیدم چون امسال اهدافم با وضو نوشتم چون معتقدم کار مقدسی هست و از روز اول نتیجش دیدم از جمله
بیشتر شدن درامدم از efb
گرفتن مشتره های جدید برای مغازم
و کلی اهداف دیگه که از الان خودم میبینم که به همشون رسیدم
اول از خدای مهربان تشکر میکنم که در این سایت هستم و دوم از استاد عزیزم که با عشق همهی این آگاهی های ناب را به ما منتقل میکند.
در سال گذشته چند باری بعد از نمازم از خدا خواستم که معرفت و محبت من را نسبت به خودش و ائمه بیشتر کند.
من در کتاب های مختلف خانده بودم که خداوند بعد از نماز و در حالی که در سجده هستی و ذکر با رب و یا الله میگویی و بعد خواسته ات را میگویی حتما اجابت میکند من این را باور کرده بودم و خب با این کار حالم خیلی خوب میشد.
من امسال با آشنا شدن با این سایت خدا رو پیدا کردم و آرامش عجیبی در 90 درصد اوقات دارم.
من امسال خیلی بیشتر از روابطم با همسرم لذت میبرم.
میتونم بهتر باهاش در هر موردی صحبت کنم چون احساس لیاقت و غزت نفس در من رشد کرده است.
من چند تا از محصولات استاد رو تهیه کردم در صورتی که قبلا اصلا برای خودم ارزش قائل نبودم که بخوام از این جور خرجا بکنم (با گوش دادن به فایل های رایگان کمی به پیشرفت خودم اهمیت دادم و عزت نفسم ذو بالا بردم و گفتم من لیاقتش رو دارم که برای پیشرفتم هزینه کنم ).
امسال برای خودم تو خونه یه کسب و کار راه انداختم و یه منبع در امد کوچیک ایجاد کردم.
در کارم کلی خلاقیت به خرج دادم که باعث شد یک دفعه در امدم چند برابر بشه.
به وضوح میبینم که تغییر افکارم چطور به اعضاء خانوادم کمک کرده و اونهام موفق تر و آرام ترند.
کلی از استعداد هام در زمینه کسب و کارم رو شناسایی کردم و دارم ازشون استفاده میکنم.
در زمینه سپاس گذاری از خداوند بسیار رشد کردم و از این بابت باز هم سپاس گذار خداوندم.
در حوزه سلامتی هم خیلی پیشرفت کرده و امید وارم که به جایی برسم که همیشه سالم و قوی باشم.
اینا دست اورد های بزرگم بود و چیز های کوچولو تا دلت بخاد ساختم.
و اما برنامم براس امسال
? 1 گسترش کسب و کارم و 12 برابر کردن در آمدم.
2 رفتن به سفر های زیاد هم داخلی و هم خارجی.
3٫ تقویت ایمانم نسبت به خدا و قوانین حاکم بر جهان .
4 بالا بردن عزت نفسم در حد عالی.
5 گسترش دامنه ارتباطاتم با افراد خود ساخته و ثروتمند
6 اینترنتی کردن کسب و کارم. (این یکی حتما انجام میدم چون ذهنم خیلی باهاش مقاونم داره. ).
روز اول ک استاد این فایل رو گذاشتن . خیلی سریع دانلود کردم و دیدم …
از اون روز تا امروز داشتم به این موضوع فکر میکردم من چه پیشرفت خاصی داشتم که بخوام یادآوری کنم بخودم …برای همین ببخیال شدم تا به امروز ک دوباره دیدم توی کانال آخرین فرصت نظرسنجی زده شده …
هر چند پیشرفتهای من کوچیک و حقیر بودن اما یه حسی بهم گفت بیام و راجب همین پیشرفتای کوچیک حرف بزنم …
بذارید داستان رو از اول بگم …
عید سال 96 بود . اون زمان اونقدر اوضاع من از نظر روحی داغدن بود که من با خانواده ام مسافرت نرفتم
اخه اوضاع روحی و پولی من جوری بود که هیچ جوره نمیتونستم به شروع مجدد فکر کنم.
تا اینکه یک شب داشتم توی اینترنت همینجوری دنبال یه کلمه یه حرف از امید میگشتم که اتفاقی وارد سایت عباس منش شدم و یک کلبپ انگیزشی دیدم …
همون کلیپی ک استاد میگن “باید از خودمون سوال کنیم چقد از خواسته ها و ارزو هامون محقق شدن”
راستش این کلیپ اونقدر واسم زیبا بود که تا صبح توی تنهایی خودم 87 بار دیدمش حتی تعداد دفعاتش دقیقا یادمه …
یه حسی ک نمیشه راجبش صحبت کرد بعد از اون کلیپ نذاشت بخوابم . و زود عضو سایت شدم و فایل های رایگان زیادی دانلود کردم و نگاه کردم …
استاد حسی رو در من زنده کرد ک مدتها بود مرده بود…
و اون اشتیاق بود…
تا قبل از اون من هدفهای بزرگی داشتم و به هیچکدوم نرسیده بودم …
صبح ک شد هر چند چشمام خواب آلود بود نشستم پیش خودم یاداوری کردم اهدافم چی بوده و چرا بهش نرسیدم و چیکار باید بکنم برای رسیدن بهشون …
اصلا چرا من اون زمان اون اهداف رو داشتم …
دلیلش چی بود ک من هدف داشتم و میخواستم پیشرفت کنم . برای چی بدنیا اومدم اصلا؟؟
توی 15 روز تنهایی خودم کارم شده سایت عباس منش و فکر کردن راجب زندگی خودم .
و یک بار برای همیشه تصمیم گرفتم اونقدر تلاش کنم تا دیگه حسرتی نداشته باشم .
مدتها قبل یک یاز خریده بودم چون ب موسیقی علاقه داشتم اما چون اوضاعم خوب نبود و همش فکرم درگیر بود نتونسته بودم تا اون زمان حتی بیشتر از 10 بار تمرین کنم . سختیها حوصله منو گرفته بودن …
تصمیم گرفتم اولین هدفم تموم کردن یادگیری ساز باشه و من تا اواخر سال 96 توی کنسرت ساز زدم . هدف دوم کار کردن و درامد زیاد بود …کار خوب پیدا نکردم
مجبور شدم توی یک کارگاه بلوک زنی کارگری کنم. منی ک توان نداشتم حتی بیل خالی دست بگیرم بعد از اشنایی با استاد این باور رو در خودم به وجود اوردم ک قدرتمندم و ب مدت 9 ماه اونجا کار کردم تا سرمایه ای برای ایده هام بدست بیارم …
کار یخت بود مخصوصا توی تابستون ک گرما طاقت فرسا بود حتی یک بار تشنج کردم . اما یه سرمایه کوچیک بدست اوردم برای شروع کار خودم و اون دفتر تبلیغاتی بود …چون من ایده های تبلیغاتی زیادی داشتم و میخواستم ب حرف استاد که میگن ب الهامات عمل کنید عمل کنم چون این ایده برای من الهام شده بود …
و بعد کار کارگری رو رها کردم تا کار خودمو شروع کنم اما اتفاقاتی افتاد ک من اون سرمایه ک بسختی بدست اورده بودم از دست دادم . بخشی صرف مداوای پای بردارم شد و بخشی دیگه جوری دیگه از بین رفت انگار ورق برگشته بود و من دوباره تمام امیدم رو از دست دادم . همین دیشب اونقدر حالم بد بود ک توی بخش عقل کل از دوستان و استاد راجب همین موضوع راهنمایی خواستم . استاد عزیزم بزرگواری میکنید و من رو تا قیامت بنده خودتون میکنید اگه سری به بخش عقل کل بزنید و راهی جلوی من بگذارید …
پیشرفتهای دیگه ای ک داشتم شاید این کوچیک تر و حقیر تر بنظر برسن .
اول یه دسته چک گرفتم .
یکم اوضاع مالیم بهتر شده بود
ادم شاد تری شده بودم ک تا قبل از اون این حس شادی رو نداشتم .
هر روز ایده های بیشتری واسه درامد با ذهنم میمومد
پیش خودم میگفتم عالیه . اما چند روز ک میگذشت خودم بهش میخندیدم .میگفتم ای بابا من کجا اون ایده کجا .اصلا کی ب من توجه میکنه …
تا اینکه یه مدت بعد دوستی قول پول زیاد به من داد برای شروع کسب و کار خودم . اما ن این ک اون بنده خدا نخواد ….
یه اتفاقایی باعث شد نتونه . مثلا دقیقا همون روزا ورشکست شد …
اما الان ک چند روزی از سال 97 میگذره من حس میکنم دوباره برگشتم سر خونه اولم . نمیدونم چرا اون اشتیاقی سال 96 با دیدن فایلهای استاد داشتم الان کمرنگ شده .
نمیدونم چرا امیدم بی رنگ شده .
چون انتظار داشتم سال 97 بیشتر پیشرفت کنم ن پس رفت و بر خلاف انتظاراتم اتفاق افتاد …
اما میخوام دوباره ب خودم یاداوری کنم اهدافم چی بوده و چطور و با چه راهی باید بهشون برسم .
حالا اهدافم توی سال 97 رو مینویسم …
میخوام کتاب بنویسم و چاپ کنم .چون حسم و اون الهام بهم میگه این کارو بکن . حتی نصفشو نوشتم انگار کسی میگفت و من فقط مینوشتم . منی ک حتی تحصیلاتم دیپلمه و کلاس داستان نویسی هم نرفتم …
اما وقتی همون نصفه رو به یک ناشر نشون دادم واقعا تعجب کرد و ازش تعریف کرد…
هدف دومم اینکه هر جوری شده کار تبلیغاتی رو شروع کنم …
هدف سوم با ایمان تر باشم . توی همون سوال ک گفتم این موضوع رو پرسیدم ک چطور میشه ب اون ایمانی برسم ک عباس منش داشت
ایمانی ک باعث بشه همه چیز رو رها کنی و از صفر شروع کنی با ایمان ب اینکه خدا دسستو رها نمیکنه …
(استاد عزیزم لطفا بزرگواری کنید و توی اون سوال بخش عقل کل بگید من از کجا و چطور باید به ایمانی ک شما دارین برسم . چون واقعا لازمش دارم)
هدف بعدی اینکه روی باور هام کار کنم . چون تقریبا یک سال طول کشید تا من فقط بتونم این موضوع رو فقط درک کنم و بفهمم . و اونطور ک باید روی باورهام کار نکردم و حالا میخوام بیشتر انرژیم رو روی این موضوع بذارم…
هدف بعدیم اینکه قران بخونم . و از خود خدا بشنوم ک پشمه و دستم رو رها نمیکنه .
من نماز هم نمیخونم اما استاد من رو با خدایی اشنا کرد ک فقط اون ب من ثروت میده هر چقدر ک بخوام رابطه خوب و ارامش میده . ک تا قبل از این اون خدا رو فقط بعنوان بهشت و جهنم میشناختم و یک ملاد ک کارش تنبیه آدمای گناه کاره … کاش از بچگی با کسی مثل عباس منش اشنا بودم تا داستان خدا و بنده اش رو درستر واسم تعریف کنه و من فقط از خدا بخوام ..
هدف بعدی اینکه باورهامو در زمینه ثروت تغییر بدم و تعهد بدم امسال یا کشته میشم یا ثروتمند …
اهداف زیادی هست …
اما فکر کنم تا همینجا کافی باشه . عذر میخوام ک طولانی شد …
استاد عزیزم و همه شما دوستان خوبم
اگر ممکنه سری ب بخش عقل کل بزنید سوال من رو پیدا کنید …
خصوصا شما استاد عزیز بعنوان ادمی ک قبلا راه رو رفته .من واقعا به شما نیاز دارم .
امیدوارم ک کامنت من رو ببینید
ممنونم از لطف و شکیبایی همه شما دوستان خوب و استادم
این اولین باری ست که من دارم کامنت میزارم و واقعا حیفم آمد که نگم چون شاید مشعلی بشم برای دیگر دوستان
دستاوردهای سال 96
بچه دارشدن : دراین سال خداوند فراوانی رو به سمت من سریز کرد خدا به من یه دختر سالم و باهوش داد ،در سال قبل سازمان منو بیمه تکمیلی کردم که این اولین بار بود که من تکمیلی بیمه شده بودم و کلیه هزینه زایمان همسرم رو بیمه داد و حتی بستری شدن دخترم که زردی گرفته بود که حدودا با زایمان 8میلیون بود .
خرید خونه: ما به فکر خرید خونه افتادیم اونم نه هر خونه، تو هر محله ای با 9 میلیون من داشتم، 12 تا همسرم چند ماهی گشتیم ولی اونی که می خواستم نبود تا این که یه خونه ی خوب با شرایط خوب تو محله خوب پیدا کردیم 420 میلیون پیش خرید کردیم ،البته (قبل بالا رفتن خونه) باور پرداخت پول خونه برامون سخت بود ولی با توکل به خدا رفتیم جلو و خدا هم یواش یواش کمک داره می کنه تا پول خونه رو پرداخت کنیم،
جالب اینجاست که من پارسال تو تقدیرم چنین خونه ای رو با امکاناتش تو اون محله رو نوشته بودم و خودم هم یادم نبود که بطور اتفاقی دیدم و واقعا متعجب شدم از قانون و حرف هایی مبلغان دینی و باز هم تایید قانون و صحبت های استاد خوبم .
درآمد 3براری: این تمرین استاد خوبم رو من هرسال انجام میدم و واقعا الان که دیدم، دیدم من چندی بار درامد رو 3براری و بیشتر کردم من با درامد یک میلیون نیم شروع کردم و الان فقط ماهی 11 میلیون به لطف خدا و راهنمایی های استاد به صاحب ملک میدم
کار و ایده : من کارمند صدا و سیما هستم و در تایم خالیم (یه روز در میان)مشغول بازسازی ساختمان و دکوراسیون و کابینت هستم که شکر خدا بسیار زیاد کار بهم خورد .
فراوانی:یه مقدار دلار و طلا خریده بودم که گران شد و باز هم فراوانی و خرید خونه قبل از بالا رفتن خونه ….
و اما در سال 97 …
انشا الله خونهام رو تحویل میده و خودم میرم توش میشینم چون موقع تحویل 100 میلیون باید پرداخت کنم و من باور دارم که میشه چون تا حالا شده …
برای تمام موفقیت هایی که کسب کردین بهتون تبریک میگم و تحسینتان میکنم
خدا فرشته کوچولو تون رو براتون حفظ کنه
و برای خرید خونه واقعاً شکه شدم واقعا با تمام وجودم تحسینتان می کنم. تقریباً با بیست برابر پولی که داشتین صاحب خانه دلخواه تون در محله دلخواه تون شدین، درود بر شما ،درود بر ایمان تان.
ممنونم ممنونم که نتایج عالی تون رو با به اشتراک گذاشتین.
برایتان بهترینها را از تنها فرمانروای جهانیان خواستارم
بی نهاینت به کار این تعهدتون به خاطر این ایمان و ادامه دادنتون بی نهایت تحسینتون میکنمممم
انشالله هر لحظه بی نهایت از اینم عالی تر و عالی تر و بی نهایت والاتر پیشرفت کنین انشالله جریانی از ثروت و نعمت و فراوانی و شادی و عشق و ارامش هر لحظهههههه بیشتر و بیشتر جاری تر بشه در لحظه لحظه ی زندگیتوننننن
سلام من در سال 95 از دیدگاه عموم یک انسان شکست خورده بودم ازداوج ناموفق داشتم و نتیجه این شکست یه دختر 5 ساله بو د از لحاظ کاری هم بهم ریخته بودم ونابسامان پول نداشتم همه سرکوفت میزدند و هر کی به نحوی تخریب میکرد خیلی ها هم ترحم میکردند خسته بودم دلم به حال دختربی گناهم میسوخت خلاصه کنم تصمیم گرفتم همه چیز رو عوَض کنم نشستم به خودم فکر کردم ایرادات ضعفها واشتباهات خودم رو پیدا کردم و تک به تک روی کاغذ نوشتم وهرکجانیاز به تغییر داشت رو با خواندن کتاب های اموزنده کلاسهای مربوطه به اون زمینه ،با مشاور با اساتید عالی برطرف کردم علم خودم رو برای شناخت خودم و زندگی و همسر شناسی بالا بردم سعی کردم با تمام وجود روی خودم کار کنم و خیلی از دیدگاهها و باورهای غلطی که داشتم رو عوض کنم و این کار چند ماه زمان برد بعد نشستم و برای ازدواج دوباره فکر کردم و معیارهای که مد نظرم بود از همسر اینده ام رو تک به تک با جزییات روی کاغذ اوردم و هر روز با اونها زندگی میکردم و جالبه بدونید که اطرافیان هم بیکار نبودند و هر کس به اندازه خودش بار منفی وارد میکردند ولی من تصمیم خودم رو گرفته بودم و برام مهم نبود چکار میکنند برای من خواسته هام مشخص بود هدفم واضح بود راهم روشن بود ومیدونستم که از خدا چی میخوام برای ازدواج همه به صلیغه خودشون و اون چیزی که برای خودشون میخواستن رو بهم معرفی میکردند و هیچ کس اون کسی که من میخواستم رو بهم معرفی نمیکرد و میگفتن باید زودتر سروسامان بگیری ولی من شدیدا به خواسته های خودم متمرکز بودم ونعتقد بودم که خدا اونی که من میخوام رو بهم میده باید صبور باشم تا این که بعد از چند ماه خدا اونی که میخواستم رو از جایی و راهی که اصلا فکرشو نمیکردم سر راه من قرار داد که همه معیارهای منو داشت به خانواده گفتم برای معرفی و خواستگاری مخالفت کردند و مسر بودند که با اون کسانی که خودشون میخواستن ازدواج کنم و گفتند اون خانم خودش شکست خورده بچه هم داره اصلا نمیشه تو باید با یه دختر مجرد ازدواج کنی چی کم داری این مخالفت تا جایی رسید که همه دست به یکی شدند و گفتند ما اصلا همراهی نمیکنیم بعداز کلی خواهش و اصرار دیدم همکاری نمیکنند خودم تنهایی حرکت کردم خودم با اون خانم صحبت کردم تتهایی زفتم خواستگاری مساعل از طرف خانواده خانم رو یکی یکی با کمک خانمم حل کردیم و خلاصه بگم تو همه مراحل از صحبت اولیه تا محضر و لزدواج خودم تنها ی تنها بودم انتهای سال 95 رفتیم خونه گرفتیم و با چک و قرض وسایل گرفتیم و بچه هامون رو زیر بال و پر خودمون گرفتیم انگیزه من خیلی قدرتمند شده بود در سال 96 ابتدای زندگیمون چسبیدم به کارم چون میخواستم بهترین زندگی رو برای خانواده ام درست کنم تا الان خدارو شکر بدهی هامو دادم پول وسایل خونه رو دادم ماشین 30 میلیونی گرفتم موتور 5 میلیونی گرفتم و کلی پیشرفت کردم کارم رو ارتقا دادم و هر روز و هر ثلنیه خدارو شکر میکنم که این خوشبختی رو بهم داده و قنشگترین اتفاقات این بود که وقتی همه بعد از این که با ما ارتباط بر قرار کردند دیدند که همسرم بهترین انسان روی زمین هست و یکی یکی جلوی جمع یا در خفا به من و همسرم اظهار حلالیت میکردند و میگفتند چون نمیدونستند قضاوت اشتباه میکردند و من و همسرم با فرزندانمون خداروشکر با عشق کنار هم زندگی میکنیم مسعله تو زندگی همه هست چون همسرم انسان فهمیده ای هست مساعل رو با حرف زدن بین هم حل میکنیم و به هیچ عنوان خداروشکر اجازه ندادیم شخص سومی وسط بیاد
داشته های من در سال 96 مهترین وعالی ترینش همسرم هست بعدش دوتا دختر خوشکل وبا تربیت بعدش خونه و ماشین و موتور کار خوبم هست با اراده قوی و مصمم به هر چی که بخوای میرسی فقط بخواه و با اراده حرکت کن
من یادم میاد از نوجوانی کتاب های موفیت را می خوندم و تمرین چرخ اقبال داشت که خواسته هاتون رو مشخص کنید و اشکالی که می خواهید در اون بگذارید . اون موقع ساخته بودم و یک گوشه ای گذاشته بودم .
از 13 سال پیش من خانه ایده الم و ماشین را ساختم . الان هم همان ها دوباره برگشتند شکل کلی هدفهایم همان است جالب است هنوز همان ماشین و آپارتمان را به عنوان شروع و پله اول می خواهم هر چند جزئیاتش الان بیشتر شده است . اما انگار هدف های ما واقعا الهی هستند چون بعد یک مدت که تمرینات را رها می کنیم و دوباره احساساتمان را خوب می کنیم همان ها برمی گردند .
یادم بود در یکی از این هدف ها ازدواج خواهرم را نوشته بودم که برآورده شده بود .
اما ادامه ندادم تا 6 سال پیش مطالب دکتر فرهنگ و دکتر آزمندیان را برای مدتی دنبال می کردم .
هنوز تمرینات تغییر در عادت ها و الگوهای دکتر آزمندیان را هر ماه انجام می دهم تغییری در شرایط پیرامونم مدل لباس پوشیدنم تغییر آهنگ و تنظیمات گوشی و کامپیوترم انجام می دهم . تغییرات را دوست دارم.
برخی خواسته هایم تازه هستند مثلا داشتن ویلا و ..
ارتباط بهترم با خداوند راستش هدفی است که می توانم بگویم زمان بیشتری است که آن را می خواهم شاید 20 سالی بشود . همیشه درونم دنبال زیبایی می گشت همیشه می پرسیدم چطور به کمال برسم ؟ چطور زیبایی ها را درک کنم؟
البته هدف ها برمی گردند .تازه هدف های جدید هم به انها اضافه می شوند.
سلام به استاد پیام آور زیبایی پیام آور شادی پیام آور عشق پیام آور زندگی پیام آور توحید پیام آور ثروت در سال 96 برای من اتفاقهایی افتاد که واقعا اگه بخوام بنویسم باید ساعتها بنویسم اما خلاصه ای از برگزیدهاش رو می نویسم اولیش ابن بود که کار من به صورت نرم افزاری شد یعنی همانطور که استاد بارها وبارها گفتند که شما روی خودتون کار کنید زمان برای شما آزاد میشه ومن آنقدر تو محل کارم کارم ساده شده که فقط دارم تمرین میکنم. تو محل کار حتی شرایط عوض شده وآدمها هم عوض شدن .ماشینممو عوض کردم وارتقا دادم .خونمو باز سازی کردم .تمام لباسهام عوض شد .همسرم شروع کرده به یادداشت کردن .تند خوانی رو با پسرم کار می کنم.به قشم رفتم .خرید دورهای راهنمای عملی وآفرینش رو داشتم و مهمتر از همه توحید رو بهتر متوجه شدم ونا خود آگاه اشک میریزم آدمها عوض شدن شرایط عوض شدن. رها شدم ومسائل دیگه ناراحتم نمیکنه .پولم خیلی با برکت شده .یه کانال انگیزشی زدم.دیگه وقتی یه اتفاق به ظاهر بد میفته میخندم ومیدونم اتفاقهای خوب در راهه.3 ساله یه دونه قرص نخوردم هر روز شادتر وسپاسگزارترم.3 سال با استاد آشنا شدم اما هر چی جلوتر میرم میبینم هیچی نیستم و هر چی هست خداست وهر چقدر مطالعه میکنم به این موضوع میرسم که استاد چقدر خوب روی خودشون کار کردن واحساس میکنم 97برای من سالی پر سرعته چرا که اثر مرکب داره اتفاق میفته. من تو 96 اتفاق بد ندیدم چون همشون برای خالصتر شدن وکاملتر شدن من بودن و در حقیقت اینا مشکلات ما نیستند اینا اومدن تا ما رشد کنیم .در سال 97 من بهترین انرژیهای جهان رو دریافت میکنم .امیدوارم درسال 97بهترین اتفاقها رو رقم بزنید.استاد پایدار باشی و استوار که باعث شدی جهان جای بهتری برای زندگی بشه استاد منتظر فایلهای انگیزشیت هستیم
که حال همه ی ما رو خوب میکنه خدایا هزاران مرتبه شکرت شکرت شکرت
?جناب عباس منش به نظر من در کنار توجه و تمرکز به خواسته باید به این نکته هم توجه شود که تمام این نعمت هایی که فعلا داریم و در آینده خواهیم داشت 1-با عنایت و به اذن خداوند متعال می باشد و اینکه 2-کاینات وسیله رساندن نعمت ها به ما هستند اگر به این دو نکته به حد کافی توجه نشود در نکته 1 باعث ایجاد آفتی بزرگ در انسان به نام غرور و تکبر و احساس بی نیازی انسان نسبت به خدا می شود و در نکته 2 باعث شریک قرار دادن کاینات در آفرینش خدا که آن هم باعث شرک نسبت به خدا خواهد شد و عدم توجه به این دو نکته فوق باعث انحراف از صراط مستقیم میشود همان صراطی که ما در نماز از خدا می خواهیم ما را به صراط کسانی که بهشان نعمت دادی رهنمون کند( پیامبران٬امامان)نه راه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان.
با سلام براستاد گرامی و همراهان صمیمی سایت بی نظیر عباس منش 1
همانگونه که استاد همیشه گفته اند یکی از کارهای روزانه شان ، توجه به نعمت هایی است که وارد زندگی شان شده است و سپاس گزاری برای نعمت هایی است که خداوند در زندگی نصیبشان کرده و مرتبط دانستن آن با قوانین کیهانی و توحید عملی، و از مهم ترین دلایل موفقیت شان را ، تکرارچنین روندی ذکر می کنند، من تقریبا طی دوسالی است که با آموزه های فوق العاده استاد عزیز اشنا شدم علاوه بر بهره گیری از فایل های رایگان ، از بیشتر دوره های ایشان استفاده کرده و نتایج قابل توجهی گرفتم ، و به نظرم آنچه در همه دوره ها مشتر ک است و تاکید بیشتر روی آن دارند همین توجه و تمرکز به داشته ها ست که راه رسیدن به خواسته ها نیز از این طریق می گذرد و زیباترین و عملی ترین راه توجه به خواسته، همان شکر گزاری از نعماتی است که خداوند به ما عطا کرده است، لذا من شخصا بیشترین توفیقاتی که طی این دوسال یعنی سال 95 و 96 نصیبم شد و خواسته هایی که در زندگیم به آنها رسیدم والبته این روند در سال 97 نیز همچنان ادامه دارد، ازطریق انجام دادن تمرین معجزه کننده شکرگزاری از نعمتهاست.
من تمرین شگفت انگیز شکر گزاری و نوشتن سپاسگزاری هایم را درست از روز چهارشنبه 29 اردیبهشت سال 95 اغاز کردم زمانی که کتاب معجزه شکر گزاری اثرخانم راندا برن را چندین بار خواندم و به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفتم .و بدنبال آن یک سررسید زیبا را برای دفتر شکر گزاری انتخاب کردم و ودر صفحه نخست ان با خطی زیبا نوشتم “معجزه شکرگزاری برای من و رسیدن به رویاهای بی پایان “درست تحول و معجزه از آن روز برایم آغازشد و آنگاه با الگو برداری از خانم راندا برن شرو ع کردم به نوشتن سپاسگزاری آنچه که در زندگی داشتم ابتدا فهرستی از موارد سپاسگزاری آن روز را در ذهنم مرور می کردم و با شماره گذاری نوشتن نعماتی که بیاید شکرگزارشان بودم آغاز می کردم، آنگاه برای هرکدام از این مواهب دلایل شکر گزاری را نیز می نوشتم واینکه چرا باید شکرگزار این نعمت باشم. هر یک از این موارد را با تمام احساس و حس کردن و لذت بردن از آن نعمت در ذهنم و با شور و شوق تمام می نوشتم و بعد دوباره این لیست جذاب را می خواندم ودر پایان هر مورد می گفتم :خداوندا سپاسگزارم سپاسگزارم ، سپاسگزار. بیشتر روزها از ده مورد هم موارد شکر گزاری من بیشتر می شد از نعمت ها ی مختلفی که در وجود خودم بود یا در نزدیکانم مشاهده می کردم تا اشیاء ووسایلی که داشتم ، دایره سپاسگزاری من روز بروز وسیعتر می شد و به موازات آن نعمات بیشتری نیز دریافت می کردم. گاهی در توصیف نعماتی که خداوند به من ارزانی داشته چنان غرق می شدم که نوشته ام تبدیل به یک چکامه ادبی و پر احساس می شد، دراینجا دوست دارم برای نمونه چند سپاسگزاری از مجموعه سپاسگزاری ها یم را برای شما همراهان گرامی بیاورم ، امید که شما هم بتوانید با الهام از کلام من با قدرت شگفت انگیزی که با شکرگزای پیدا می کنید ، به آنچه که آرزومند آن هستید، که در زندگی داشته باشید و آن را عاشقانه تجربه کنید، برسید و همانگونه که در جملات سپاسگزاری من خواهید دید سعی من این بوده که ضمن برشمردن هر نعمتی ، علت خرسندی و خوشحالیم را از داشتن چنین نعمتی بیان کنم و مسلما بیان این چرایی در دریافت بیشتر نعمتها بی تاثیر نخواهد بود. ادامه دارد
خیلی از ما برای الگو شکنی باورهای قدیمی نیاز به پیدا کردن الگو و دوستان هم فرکانس داریم
از همینجا خواستم بگم استاد که در ایران نیس اما میشه به لطف تکنولوژی جدید یه قرار ملاقات حضوری یا مجازی برای این گروه ترتیب بدین تا بمب انرژی مثبت و انگیزشی داشته باشیم
دوستان مسئول دفتر و یا دوستانی که وقت آزاد بیشتری دارن اینکار اثر بخش رو استارت بزن لطفا
مثلا در اینستاگرام live و استوری داشته باشیم در طول روز و یا ساعات مشخص
مثلا گروهی در تلگرام باشه تا دوستانی که وقت مطالعه مطالب و دیدگاه ها و تجربیات رو ندارن از طریق فایل صوتی بتونن در ارتباط باشن
برای اینکه سرعت تغییراتمون رو بیشتر کنیم لازمه که با دوستان با انگیزه و هم فرکانس ارتباط بگیریم
لطفا در صورت استقبال از این طرح اطلاع رسانی داشته باشین
سلام خدمت استادوعزیزم و دوستان گلم
من چندیدن بار سعی کردم که نتایجم بنویسم اما چون سال 96وسال فوق العاده ای بود و دستاوردهام به لطف خداوند مهربان زیاد بود هر بار خیلی طولانی میشد و وسطای کار همه چی پاک میشد ونوشتم میپرید تصمیم گرفتم اینبار خیلی خلاصه به چندتا از نتیجه هام اشاره کنم اونم فقط برای انگیزه گرفتن دوستان گلم چون من وقتی کامنتهای دوستانم میخوندم ازین همه فراوانی و دستآوردهای دوستان به وجد میام وبابت نعمتهای خداوند شاکر میشم و از خدا برای ودستان گلم موفقیت های روز افزون میکنم
خلاصه دست آوردهای من در سال 96
اجاره مغاز میوه فروشی با دست و جیب خالی بااستفاده از قانون آفرینش
پرداخت پول پیش مغازم از سود مغازه
خریدن گوشی اپل برای خودم و همسر بعد از دو هفته از راه اندازی مغازه
عوض کردن ماشینم
رابطه عالی با همسر و فرزندم
عروسی برادرم
گرفتن چند مشتری عالی برای مغازم و…
البته مهمترین دستاوردم این بود که همیشه میخواستم از فضای مجازی پول دربیارم
……………
برای 97 هم اهدافی دارم چندتاش در همین روزهای اول سال رسیدم چون امسال اهدافم با وضو نوشتم چون معتقدم کار مقدسی هست و از روز اول نتیجش دیدم از جمله
بیشتر شدن درامدم از efb
گرفتن مشتره های جدید برای مغازم
و کلی اهداف دیگه که از الان خودم میبینم که به همشون رسیدم
به امید موفقیت همه دوستان
سلام
اول از خدای مهربان تشکر میکنم که در این سایت هستم و دوم از استاد عزیزم که با عشق همهی این آگاهی های ناب را به ما منتقل میکند.
در سال گذشته چند باری بعد از نمازم از خدا خواستم که معرفت و محبت من را نسبت به خودش و ائمه بیشتر کند.
من در کتاب های مختلف خانده بودم که خداوند بعد از نماز و در حالی که در سجده هستی و ذکر با رب و یا الله میگویی و بعد خواسته ات را میگویی حتما اجابت میکند من این را باور کرده بودم و خب با این کار حالم خیلی خوب میشد.
من امسال با آشنا شدن با این سایت خدا رو پیدا کردم و آرامش عجیبی در 90 درصد اوقات دارم.
من امسال خیلی بیشتر از روابطم با همسرم لذت میبرم.
میتونم بهتر باهاش در هر موردی صحبت کنم چون احساس لیاقت و غزت نفس در من رشد کرده است.
من چند تا از محصولات استاد رو تهیه کردم در صورتی که قبلا اصلا برای خودم ارزش قائل نبودم که بخوام از این جور خرجا بکنم (با گوش دادن به فایل های رایگان کمی به پیشرفت خودم اهمیت دادم و عزت نفسم ذو بالا بردم و گفتم من لیاقتش رو دارم که برای پیشرفتم هزینه کنم ).
امسال برای خودم تو خونه یه کسب و کار راه انداختم و یه منبع در امد کوچیک ایجاد کردم.
در کارم کلی خلاقیت به خرج دادم که باعث شد یک دفعه در امدم چند برابر بشه.
به وضوح میبینم که تغییر افکارم چطور به اعضاء خانوادم کمک کرده و اونهام موفق تر و آرام ترند.
کلی از استعداد هام در زمینه کسب و کارم رو شناسایی کردم و دارم ازشون استفاده میکنم.
در زمینه سپاس گذاری از خداوند بسیار رشد کردم و از این بابت باز هم سپاس گذار خداوندم.
در حوزه سلامتی هم خیلی پیشرفت کرده و امید وارم که به جایی برسم که همیشه سالم و قوی باشم.
اینا دست اورد های بزرگم بود و چیز های کوچولو تا دلت بخاد ساختم.
و اما برنامم براس امسال
? 1 گسترش کسب و کارم و 12 برابر کردن در آمدم.
2 رفتن به سفر های زیاد هم داخلی و هم خارجی.
3٫ تقویت ایمانم نسبت به خدا و قوانین حاکم بر جهان .
4 بالا بردن عزت نفسم در حد عالی.
5 گسترش دامنه ارتباطاتم با افراد خود ساخته و ثروتمند
6 اینترنتی کردن کسب و کارم. (این یکی حتما انجام میدم چون ذهنم خیلی باهاش مقاونم داره. ).
7 مسلط شدن به قانون آفرینش.
ممنون
برای همه سالی پر از سلامتی و ثروت آرزو دارم.
سلام خدمت دوستان عزیزم و استاد بزرگم …
روز اول ک استاد این فایل رو گذاشتن . خیلی سریع دانلود کردم و دیدم …
از اون روز تا امروز داشتم به این موضوع فکر میکردم من چه پیشرفت خاصی داشتم که بخوام یادآوری کنم بخودم …برای همین ببخیال شدم تا به امروز ک دوباره دیدم توی کانال آخرین فرصت نظرسنجی زده شده …
هر چند پیشرفتهای من کوچیک و حقیر بودن اما یه حسی بهم گفت بیام و راجب همین پیشرفتای کوچیک حرف بزنم …
بذارید داستان رو از اول بگم …
عید سال 96 بود . اون زمان اونقدر اوضاع من از نظر روحی داغدن بود که من با خانواده ام مسافرت نرفتم
موندم خونه … حوصلم سر رفته بود ….
اون روزا کاملا گیج بودم .نمیدونستم کجام به چی میخوام برسم …
اخه اوضاع روحی و پولی من جوری بود که هیچ جوره نمیتونستم به شروع مجدد فکر کنم.
تا اینکه یک شب داشتم توی اینترنت همینجوری دنبال یه کلمه یه حرف از امید میگشتم که اتفاقی وارد سایت عباس منش شدم و یک کلبپ انگیزشی دیدم …
همون کلیپی ک استاد میگن “باید از خودمون سوال کنیم چقد از خواسته ها و ارزو هامون محقق شدن”
راستش این کلیپ اونقدر واسم زیبا بود که تا صبح توی تنهایی خودم 87 بار دیدمش حتی تعداد دفعاتش دقیقا یادمه …
یه حسی ک نمیشه راجبش صحبت کرد بعد از اون کلیپ نذاشت بخوابم . و زود عضو سایت شدم و فایل های رایگان زیادی دانلود کردم و نگاه کردم …
استاد حسی رو در من زنده کرد ک مدتها بود مرده بود…
و اون اشتیاق بود…
تا قبل از اون من هدفهای بزرگی داشتم و به هیچکدوم نرسیده بودم …
صبح ک شد هر چند چشمام خواب آلود بود نشستم پیش خودم یاداوری کردم اهدافم چی بوده و چرا بهش نرسیدم و چیکار باید بکنم برای رسیدن بهشون …
اصلا چرا من اون زمان اون اهداف رو داشتم …
دلیلش چی بود ک من هدف داشتم و میخواستم پیشرفت کنم . برای چی بدنیا اومدم اصلا؟؟
توی 15 روز تنهایی خودم کارم شده سایت عباس منش و فکر کردن راجب زندگی خودم .
و یک بار برای همیشه تصمیم گرفتم اونقدر تلاش کنم تا دیگه حسرتی نداشته باشم .
مدتها قبل یک یاز خریده بودم چون ب موسیقی علاقه داشتم اما چون اوضاعم خوب نبود و همش فکرم درگیر بود نتونسته بودم تا اون زمان حتی بیشتر از 10 بار تمرین کنم . سختیها حوصله منو گرفته بودن …
تصمیم گرفتم اولین هدفم تموم کردن یادگیری ساز باشه و من تا اواخر سال 96 توی کنسرت ساز زدم . هدف دوم کار کردن و درامد زیاد بود …کار خوب پیدا نکردم
مجبور شدم توی یک کارگاه بلوک زنی کارگری کنم. منی ک توان نداشتم حتی بیل خالی دست بگیرم بعد از اشنایی با استاد این باور رو در خودم به وجود اوردم ک قدرتمندم و ب مدت 9 ماه اونجا کار کردم تا سرمایه ای برای ایده هام بدست بیارم …
کار یخت بود مخصوصا توی تابستون ک گرما طاقت فرسا بود حتی یک بار تشنج کردم . اما یه سرمایه کوچیک بدست اوردم برای شروع کار خودم و اون دفتر تبلیغاتی بود …چون من ایده های تبلیغاتی زیادی داشتم و میخواستم ب حرف استاد که میگن ب الهامات عمل کنید عمل کنم چون این ایده برای من الهام شده بود …
و بعد کار کارگری رو رها کردم تا کار خودمو شروع کنم اما اتفاقاتی افتاد ک من اون سرمایه ک بسختی بدست اورده بودم از دست دادم . بخشی صرف مداوای پای بردارم شد و بخشی دیگه جوری دیگه از بین رفت انگار ورق برگشته بود و من دوباره تمام امیدم رو از دست دادم . همین دیشب اونقدر حالم بد بود ک توی بخش عقل کل از دوستان و استاد راجب همین موضوع راهنمایی خواستم . استاد عزیزم بزرگواری میکنید و من رو تا قیامت بنده خودتون میکنید اگه سری به بخش عقل کل بزنید و راهی جلوی من بگذارید …
پیشرفتهای دیگه ای ک داشتم شاید این کوچیک تر و حقیر تر بنظر برسن .
اول یه دسته چک گرفتم .
یکم اوضاع مالیم بهتر شده بود
ادم شاد تری شده بودم ک تا قبل از اون این حس شادی رو نداشتم .
هر روز ایده های بیشتری واسه درامد با ذهنم میمومد
پیش خودم میگفتم عالیه . اما چند روز ک میگذشت خودم بهش میخندیدم .میگفتم ای بابا من کجا اون ایده کجا .اصلا کی ب من توجه میکنه …
تا اینکه یه مدت بعد دوستی قول پول زیاد به من داد برای شروع کسب و کار خودم . اما ن این ک اون بنده خدا نخواد ….
یه اتفاقایی باعث شد نتونه . مثلا دقیقا همون روزا ورشکست شد …
اما الان ک چند روزی از سال 97 میگذره من حس میکنم دوباره برگشتم سر خونه اولم . نمیدونم چرا اون اشتیاقی سال 96 با دیدن فایلهای استاد داشتم الان کمرنگ شده .
نمیدونم چرا امیدم بی رنگ شده .
چون انتظار داشتم سال 97 بیشتر پیشرفت کنم ن پس رفت و بر خلاف انتظاراتم اتفاق افتاد …
اما میخوام دوباره ب خودم یاداوری کنم اهدافم چی بوده و چطور و با چه راهی باید بهشون برسم .
حالا اهدافم توی سال 97 رو مینویسم …
میخوام کتاب بنویسم و چاپ کنم .چون حسم و اون الهام بهم میگه این کارو بکن . حتی نصفشو نوشتم انگار کسی میگفت و من فقط مینوشتم . منی ک حتی تحصیلاتم دیپلمه و کلاس داستان نویسی هم نرفتم …
اما وقتی همون نصفه رو به یک ناشر نشون دادم واقعا تعجب کرد و ازش تعریف کرد…
هدف دومم اینکه هر جوری شده کار تبلیغاتی رو شروع کنم …
هدف سوم با ایمان تر باشم . توی همون سوال ک گفتم این موضوع رو پرسیدم ک چطور میشه ب اون ایمانی برسم ک عباس منش داشت
ایمانی ک باعث بشه همه چیز رو رها کنی و از صفر شروع کنی با ایمان ب اینکه خدا دسستو رها نمیکنه …
(استاد عزیزم لطفا بزرگواری کنید و توی اون سوال بخش عقل کل بگید من از کجا و چطور باید به ایمانی ک شما دارین برسم . چون واقعا لازمش دارم)
هدف بعدی اینکه روی باور هام کار کنم . چون تقریبا یک سال طول کشید تا من فقط بتونم این موضوع رو فقط درک کنم و بفهمم . و اونطور ک باید روی باورهام کار نکردم و حالا میخوام بیشتر انرژیم رو روی این موضوع بذارم…
هدف بعدیم اینکه قران بخونم . و از خود خدا بشنوم ک پشمه و دستم رو رها نمیکنه .
من نماز هم نمیخونم اما استاد من رو با خدایی اشنا کرد ک فقط اون ب من ثروت میده هر چقدر ک بخوام رابطه خوب و ارامش میده . ک تا قبل از این اون خدا رو فقط بعنوان بهشت و جهنم میشناختم و یک ملاد ک کارش تنبیه آدمای گناه کاره … کاش از بچگی با کسی مثل عباس منش اشنا بودم تا داستان خدا و بنده اش رو درستر واسم تعریف کنه و من فقط از خدا بخوام ..
هدف بعدی اینکه باورهامو در زمینه ثروت تغییر بدم و تعهد بدم امسال یا کشته میشم یا ثروتمند …
اهداف زیادی هست …
اما فکر کنم تا همینجا کافی باشه . عذر میخوام ک طولانی شد …
استاد عزیزم و همه شما دوستان خوبم
اگر ممکنه سری ب بخش عقل کل بزنید سوال من رو پیدا کنید …
خصوصا شما استاد عزیز بعنوان ادمی ک قبلا راه رو رفته .من واقعا به شما نیاز دارم .
امیدوارم ک کامنت من رو ببینید
ممنونم از لطف و شکیبایی همه شما دوستان خوب و استادم
بابت بعضی اشتباهات تایپی عذر میخوام . تایپ با گوشی موبایل یکم واسم سخته…
یکم تصحیح میکنم اشتباه نشه(م و یک “جلاد” ک کارش تنبیه آدمای گناه کاره …)
(و خدا “پشتمه” و دست من رو رها نمیکنه)
سلام خدمت مرد بزرگ و هم فرکانسی های خودم
این اولین باری ست که من دارم کامنت میزارم و واقعا حیفم آمد که نگم چون شاید مشعلی بشم برای دیگر دوستان
دستاوردهای سال 96
بچه دارشدن : دراین سال خداوند فراوانی رو به سمت من سریز کرد خدا به من یه دختر سالم و باهوش داد ،در سال قبل سازمان منو بیمه تکمیلی کردم که این اولین بار بود که من تکمیلی بیمه شده بودم و کلیه هزینه زایمان همسرم رو بیمه داد و حتی بستری شدن دخترم که زردی گرفته بود که حدودا با زایمان 8میلیون بود .
خرید خونه: ما به فکر خرید خونه افتادیم اونم نه هر خونه، تو هر محله ای با 9 میلیون من داشتم، 12 تا همسرم چند ماهی گشتیم ولی اونی که می خواستم نبود تا این که یه خونه ی خوب با شرایط خوب تو محله خوب پیدا کردیم 420 میلیون پیش خرید کردیم ،البته (قبل بالا رفتن خونه) باور پرداخت پول خونه برامون سخت بود ولی با توکل به خدا رفتیم جلو و خدا هم یواش یواش کمک داره می کنه تا پول خونه رو پرداخت کنیم،
جالب اینجاست که من پارسال تو تقدیرم چنین خونه ای رو با امکاناتش تو اون محله رو نوشته بودم و خودم هم یادم نبود که بطور اتفاقی دیدم و واقعا متعجب شدم از قانون و حرف هایی مبلغان دینی و باز هم تایید قانون و صحبت های استاد خوبم .
درآمد 3براری: این تمرین استاد خوبم رو من هرسال انجام میدم و واقعا الان که دیدم، دیدم من چندی بار درامد رو 3براری و بیشتر کردم من با درامد یک میلیون نیم شروع کردم و الان فقط ماهی 11 میلیون به لطف خدا و راهنمایی های استاد به صاحب ملک میدم
کار و ایده : من کارمند صدا و سیما هستم و در تایم خالیم (یه روز در میان)مشغول بازسازی ساختمان و دکوراسیون و کابینت هستم که شکر خدا بسیار زیاد کار بهم خورد .
فراوانی:یه مقدار دلار و طلا خریده بودم که گران شد و باز هم فراوانی و خرید خونه قبل از بالا رفتن خونه ….
و اما در سال 97 …
انشا الله خونهام رو تحویل میده و خودم میرم توش میشینم چون موقع تحویل 100 میلیون باید پرداخت کنم و من باور دارم که میشه چون تا حالا شده …
ایده ساخت و تولید چندین گجت بذهنم زده
خرید یه ماشین خوب
تحول عظیم در کسب و کارم و درآمدم
سال پر از روزی و شادی و سلامتی برای همه آرزو دارم
با تمام وجودم تحسین میکنم موفقیتها و دستاورد هاتونو دوست همفرکانسی عزیزم
خوشحالم ک ایمان فعالتون اینهمه نتیجه براتون ب ارمغان آورده هم خانواده صمیمی من 🌹
سلام آقای شریف عزیز
برای تمام موفقیت هایی که کسب کردین بهتون تبریک میگم و تحسینتان میکنم
خدا فرشته کوچولو تون رو براتون حفظ کنه
و برای خرید خونه واقعاً شکه شدم واقعا با تمام وجودم تحسینتان می کنم. تقریباً با بیست برابر پولی که داشتین صاحب خانه دلخواه تون در محله دلخواه تون شدین، درود بر شما ،درود بر ایمان تان.
ممنونم ممنونم که نتایج عالی تون رو با به اشتراک گذاشتین.
برایتان بهترینها را از تنها فرمانروای جهانیان خواستارم
سلام اقای میثم عزیز
واقعا بی نهایت بهتون تبریک میگمممم دوست خوبم
بی نهاینت به کار این تعهدتون به خاطر این ایمان و ادامه دادنتون بی نهایت تحسینتون میکنمممم
انشالله هر لحظه بی نهایت از اینم عالی تر و عالی تر و بی نهایت والاتر پیشرفت کنین انشالله جریانی از ثروت و نعمت و فراوانی و شادی و عشق و ارامش هر لحظهههههه بیشتر و بیشتر جاری تر بشه در لحظه لحظه ی زندگیتوننننن
بهترین هارو براتون میخوام دوست خوبم
سلام من در سال 95 از دیدگاه عموم یک انسان شکست خورده بودم ازداوج ناموفق داشتم و نتیجه این شکست یه دختر 5 ساله بو د از لحاظ کاری هم بهم ریخته بودم ونابسامان پول نداشتم همه سرکوفت میزدند و هر کی به نحوی تخریب میکرد خیلی ها هم ترحم میکردند خسته بودم دلم به حال دختربی گناهم میسوخت خلاصه کنم تصمیم گرفتم همه چیز رو عوَض کنم نشستم به خودم فکر کردم ایرادات ضعفها واشتباهات خودم رو پیدا کردم و تک به تک روی کاغذ نوشتم وهرکجانیاز به تغییر داشت رو با خواندن کتاب های اموزنده کلاسهای مربوطه به اون زمینه ،با مشاور با اساتید عالی برطرف کردم علم خودم رو برای شناخت خودم و زندگی و همسر شناسی بالا بردم سعی کردم با تمام وجود روی خودم کار کنم و خیلی از دیدگاهها و باورهای غلطی که داشتم رو عوض کنم و این کار چند ماه زمان برد بعد نشستم و برای ازدواج دوباره فکر کردم و معیارهای که مد نظرم بود از همسر اینده ام رو تک به تک با جزییات روی کاغذ اوردم و هر روز با اونها زندگی میکردم و جالبه بدونید که اطرافیان هم بیکار نبودند و هر کس به اندازه خودش بار منفی وارد میکردند ولی من تصمیم خودم رو گرفته بودم و برام مهم نبود چکار میکنند برای من خواسته هام مشخص بود هدفم واضح بود راهم روشن بود ومیدونستم که از خدا چی میخوام برای ازدواج همه به صلیغه خودشون و اون چیزی که برای خودشون میخواستن رو بهم معرفی میکردند و هیچ کس اون کسی که من میخواستم رو بهم معرفی نمیکرد و میگفتن باید زودتر سروسامان بگیری ولی من شدیدا به خواسته های خودم متمرکز بودم ونعتقد بودم که خدا اونی که من میخوام رو بهم میده باید صبور باشم تا این که بعد از چند ماه خدا اونی که میخواستم رو از جایی و راهی که اصلا فکرشو نمیکردم سر راه من قرار داد که همه معیارهای منو داشت به خانواده گفتم برای معرفی و خواستگاری مخالفت کردند و مسر بودند که با اون کسانی که خودشون میخواستن ازدواج کنم و گفتند اون خانم خودش شکست خورده بچه هم داره اصلا نمیشه تو باید با یه دختر مجرد ازدواج کنی چی کم داری این مخالفت تا جایی رسید که همه دست به یکی شدند و گفتند ما اصلا همراهی نمیکنیم بعداز کلی خواهش و اصرار دیدم همکاری نمیکنند خودم تنهایی حرکت کردم خودم با اون خانم صحبت کردم تتهایی زفتم خواستگاری مساعل از طرف خانواده خانم رو یکی یکی با کمک خانمم حل کردیم و خلاصه بگم تو همه مراحل از صحبت اولیه تا محضر و لزدواج خودم تنها ی تنها بودم انتهای سال 95 رفتیم خونه گرفتیم و با چک و قرض وسایل گرفتیم و بچه هامون رو زیر بال و پر خودمون گرفتیم انگیزه من خیلی قدرتمند شده بود در سال 96 ابتدای زندگیمون چسبیدم به کارم چون میخواستم بهترین زندگی رو برای خانواده ام درست کنم تا الان خدارو شکر بدهی هامو دادم پول وسایل خونه رو دادم ماشین 30 میلیونی گرفتم موتور 5 میلیونی گرفتم و کلی پیشرفت کردم کارم رو ارتقا دادم و هر روز و هر ثلنیه خدارو شکر میکنم که این خوشبختی رو بهم داده و قنشگترین اتفاقات این بود که وقتی همه بعد از این که با ما ارتباط بر قرار کردند دیدند که همسرم بهترین انسان روی زمین هست و یکی یکی جلوی جمع یا در خفا به من و همسرم اظهار حلالیت میکردند و میگفتند چون نمیدونستند قضاوت اشتباه میکردند و من و همسرم با فرزندانمون خداروشکر با عشق کنار هم زندگی میکنیم مسعله تو زندگی همه هست چون همسرم انسان فهمیده ای هست مساعل رو با حرف زدن بین هم حل میکنیم و به هیچ عنوان خداروشکر اجازه ندادیم شخص سومی وسط بیاد
داشته های من در سال 96 مهترین وعالی ترینش همسرم هست بعدش دوتا دختر خوشکل وبا تربیت بعدش خونه و ماشین و موتور کار خوبم هست با اراده قوی و مصمم به هر چی که بخوای میرسی فقط بخواه و با اراده حرکت کن
سلام دوست من
نمیدونی چقدر از خوندن موفقیت قلبا شاد شدم.
بسیار زیاد…..
برای شما و خانواده تون بهترین شادی ها رو ارزومندم
شاد باشید که خدا در این نزدیکی ست (:
ادامه پاسخ به قسمت دوم:
من یادم میاد از نوجوانی کتاب های موفیت را می خوندم و تمرین چرخ اقبال داشت که خواسته هاتون رو مشخص کنید و اشکالی که می خواهید در اون بگذارید . اون موقع ساخته بودم و یک گوشه ای گذاشته بودم .
از 13 سال پیش من خانه ایده الم و ماشین را ساختم . الان هم همان ها دوباره برگشتند شکل کلی هدفهایم همان است جالب است هنوز همان ماشین و آپارتمان را به عنوان شروع و پله اول می خواهم هر چند جزئیاتش الان بیشتر شده است . اما انگار هدف های ما واقعا الهی هستند چون بعد یک مدت که تمرینات را رها می کنیم و دوباره احساساتمان را خوب می کنیم همان ها برمی گردند .
یادم بود در یکی از این هدف ها ازدواج خواهرم را نوشته بودم که برآورده شده بود .
اما ادامه ندادم تا 6 سال پیش مطالب دکتر فرهنگ و دکتر آزمندیان را برای مدتی دنبال می کردم .
هنوز تمرینات تغییر در عادت ها و الگوهای دکتر آزمندیان را هر ماه انجام می دهم تغییری در شرایط پیرامونم مدل لباس پوشیدنم تغییر آهنگ و تنظیمات گوشی و کامپیوترم انجام می دهم . تغییرات را دوست دارم.
برخی خواسته هایم تازه هستند مثلا داشتن ویلا و ..
ارتباط بهترم با خداوند راستش هدفی است که می توانم بگویم زمان بیشتری است که آن را می خواهم شاید 20 سالی بشود . همیشه درونم دنبال زیبایی می گشت همیشه می پرسیدم چطور به کمال برسم ؟ چطور زیبایی ها را درک کنم؟
البته هدف ها برمی گردند .تازه هدف های جدید هم به انها اضافه می شوند.
سلام به همه دوستان عزیز
سلام به استاد پیام آور زیبایی پیام آور شادی پیام آور عشق پیام آور زندگی پیام آور توحید پیام آور ثروت در سال 96 برای من اتفاقهایی افتاد که واقعا اگه بخوام بنویسم باید ساعتها بنویسم اما خلاصه ای از برگزیدهاش رو می نویسم اولیش ابن بود که کار من به صورت نرم افزاری شد یعنی همانطور که استاد بارها وبارها گفتند که شما روی خودتون کار کنید زمان برای شما آزاد میشه ومن آنقدر تو محل کارم کارم ساده شده که فقط دارم تمرین میکنم. تو محل کار حتی شرایط عوض شده وآدمها هم عوض شدن .ماشینممو عوض کردم وارتقا دادم .خونمو باز سازی کردم .تمام لباسهام عوض شد .همسرم شروع کرده به یادداشت کردن .تند خوانی رو با پسرم کار می کنم.به قشم رفتم .خرید دورهای راهنمای عملی وآفرینش رو داشتم و مهمتر از همه توحید رو بهتر متوجه شدم ونا خود آگاه اشک میریزم آدمها عوض شدن شرایط عوض شدن. رها شدم ومسائل دیگه ناراحتم نمیکنه .پولم خیلی با برکت شده .یه کانال انگیزشی زدم.دیگه وقتی یه اتفاق به ظاهر بد میفته میخندم ومیدونم اتفاقهای خوب در راهه.3 ساله یه دونه قرص نخوردم هر روز شادتر وسپاسگزارترم.3 سال با استاد آشنا شدم اما هر چی جلوتر میرم میبینم هیچی نیستم و هر چی هست خداست وهر چقدر مطالعه میکنم به این موضوع میرسم که استاد چقدر خوب روی خودشون کار کردن واحساس میکنم 97برای من سالی پر سرعته چرا که اثر مرکب داره اتفاق میفته. من تو 96 اتفاق بد ندیدم چون همشون برای خالصتر شدن وکاملتر شدن من بودن و در حقیقت اینا مشکلات ما نیستند اینا اومدن تا ما رشد کنیم .در سال 97 من بهترین انرژیهای جهان رو دریافت میکنم .امیدوارم درسال 97بهترین اتفاقها رو رقم بزنید.استاد پایدار باشی و استوار که باعث شدی جهان جای بهتری برای زندگی بشه استاد منتظر فایلهای انگیزشیت هستیم
که حال همه ی ما رو خوب میکنه خدایا هزاران مرتبه شکرت شکرت شکرت
?هیچ نیرویی قدرتمندتر از نیروی خدا وجود ندارد.
?سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و دوستان گرانقدر.
?جناب عباس منش به نظر من در کنار توجه و تمرکز به خواسته باید به این نکته هم توجه شود که تمام این نعمت هایی که فعلا داریم و در آینده خواهیم داشت 1-با عنایت و به اذن خداوند متعال می باشد و اینکه 2-کاینات وسیله رساندن نعمت ها به ما هستند اگر به این دو نکته به حد کافی توجه نشود در نکته 1 باعث ایجاد آفتی بزرگ در انسان به نام غرور و تکبر و احساس بی نیازی انسان نسبت به خدا می شود و در نکته 2 باعث شریک قرار دادن کاینات در آفرینش خدا که آن هم باعث شرک نسبت به خدا خواهد شد و عدم توجه به این دو نکته فوق باعث انحراف از صراط مستقیم میشود همان صراطی که ما در نماز از خدا می خواهیم ما را به صراط کسانی که بهشان نعمت دادی رهنمون کند( پیامبران٬امامان)نه راه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان.
در پناه حق تعالی…
با سلام براستاد گرامی و همراهان صمیمی سایت بی نظیر عباس منش 1
همانگونه که استاد همیشه گفته اند یکی از کارهای روزانه شان ، توجه به نعمت هایی است که وارد زندگی شان شده است و سپاس گزاری برای نعمت هایی است که خداوند در زندگی نصیبشان کرده و مرتبط دانستن آن با قوانین کیهانی و توحید عملی، و از مهم ترین دلایل موفقیت شان را ، تکرارچنین روندی ذکر می کنند، من تقریبا طی دوسالی است که با آموزه های فوق العاده استاد عزیز اشنا شدم علاوه بر بهره گیری از فایل های رایگان ، از بیشتر دوره های ایشان استفاده کرده و نتایج قابل توجهی گرفتم ، و به نظرم آنچه در همه دوره ها مشتر ک است و تاکید بیشتر روی آن دارند همین توجه و تمرکز به داشته ها ست که راه رسیدن به خواسته ها نیز از این طریق می گذرد و زیباترین و عملی ترین راه توجه به خواسته، همان شکر گزاری از نعماتی است که خداوند به ما عطا کرده است، لذا من شخصا بیشترین توفیقاتی که طی این دوسال یعنی سال 95 و 96 نصیبم شد و خواسته هایی که در زندگیم به آنها رسیدم والبته این روند در سال 97 نیز همچنان ادامه دارد، ازطریق انجام دادن تمرین معجزه کننده شکرگزاری از نعمتهاست.
من تمرین شگفت انگیز شکر گزاری و نوشتن سپاسگزاری هایم را درست از روز چهارشنبه 29 اردیبهشت سال 95 اغاز کردم زمانی که کتاب معجزه شکر گزاری اثرخانم راندا برن را چندین بار خواندم و به شدت تحت تاثیر آن قرار گرفتم .و بدنبال آن یک سررسید زیبا را برای دفتر شکر گزاری انتخاب کردم و ودر صفحه نخست ان با خطی زیبا نوشتم “معجزه شکرگزاری برای من و رسیدن به رویاهای بی پایان “درست تحول و معجزه از آن روز برایم آغازشد و آنگاه با الگو برداری از خانم راندا برن شرو ع کردم به نوشتن سپاسگزاری آنچه که در زندگی داشتم ابتدا فهرستی از موارد سپاسگزاری آن روز را در ذهنم مرور می کردم و با شماره گذاری نوشتن نعماتی که بیاید شکرگزارشان بودم آغاز می کردم، آنگاه برای هرکدام از این مواهب دلایل شکر گزاری را نیز می نوشتم واینکه چرا باید شکرگزار این نعمت باشم. هر یک از این موارد را با تمام احساس و حس کردن و لذت بردن از آن نعمت در ذهنم و با شور و شوق تمام می نوشتم و بعد دوباره این لیست جذاب را می خواندم ودر پایان هر مورد می گفتم :خداوندا سپاسگزارم سپاسگزارم ، سپاسگزار. بیشتر روزها از ده مورد هم موارد شکر گزاری من بیشتر می شد از نعمت ها ی مختلفی که در وجود خودم بود یا در نزدیکانم مشاهده می کردم تا اشیاء ووسایلی که داشتم ، دایره سپاسگزاری من روز بروز وسیعتر می شد و به موازات آن نعمات بیشتری نیز دریافت می کردم. گاهی در توصیف نعماتی که خداوند به من ارزانی داشته چنان غرق می شدم که نوشته ام تبدیل به یک چکامه ادبی و پر احساس می شد، دراینجا دوست دارم برای نمونه چند سپاسگزاری از مجموعه سپاسگزاری ها یم را برای شما همراهان گرامی بیاورم ، امید که شما هم بتوانید با الهام از کلام من با قدرت شگفت انگیزی که با شکرگزای پیدا می کنید ، به آنچه که آرزومند آن هستید، که در زندگی داشته باشید و آن را عاشقانه تجربه کنید، برسید و همانگونه که در جملات سپاسگزاری من خواهید دید سعی من این بوده که ضمن برشمردن هر نعمتی ، علت خرسندی و خوشحالیم را از داشتن چنین نعمتی بیان کنم و مسلما بیان این چرایی در دریافت بیشتر نعمتها بی تاثیر نخواهد بود. ادامه دارد
سپاسگزارم. بسیار الهام بخش و زیبا بود.
سلام دوستان عزیز
یه پیشنهاد دارم برای دوستان گروه عباس منش
خیلی از ما برای الگو شکنی باورهای قدیمی نیاز به پیدا کردن الگو و دوستان هم فرکانس داریم
از همینجا خواستم بگم استاد که در ایران نیس اما میشه به لطف تکنولوژی جدید یه قرار ملاقات حضوری یا مجازی برای این گروه ترتیب بدین تا بمب انرژی مثبت و انگیزشی داشته باشیم
دوستان مسئول دفتر و یا دوستانی که وقت آزاد بیشتری دارن اینکار اثر بخش رو استارت بزن لطفا
مثلا در اینستاگرام live و استوری داشته باشیم در طول روز و یا ساعات مشخص
مثلا گروهی در تلگرام باشه تا دوستانی که وقت مطالعه مطالب و دیدگاه ها و تجربیات رو ندارن از طریق فایل صوتی بتونن در ارتباط باشن
برای اینکه سرعت تغییراتمون رو بیشتر کنیم لازمه که با دوستان با انگیزه و هم فرکانس ارتباط بگیریم
لطفا در صورت استقبال از این طرح اطلاع رسانی داشته باشین
با تشکر