این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/03/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-03-29 03:48:162020-08-28 08:14:21توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود الله یکتا به شما دوستان عزیزم و سید بزرگوار سال نو و بهار 97 به تک تک شما و خانواده های گلتون مبارک باشه امیدوارم سالی پر از موفقیت و برکت و سلامتی و خوشی و سعادت در لحظه لحظه سیصد و شصت و پنج روزش داشته باشید و سعادت و خوشبختی و ثروت همیشه در زندگیتون بدرخشه و از شادی و رحمت بی پایان خداوند در زندگیتون اشک شوق بریزید و به تمام خواسته هاتون برسید . الهی آمین ای یگانه بی همتا .
من هم مثل بعضی از شما دوستان عزیزم تازه یازده ماهه با استاد عباسمنش آشنا شدم از طریق صمیمی ترین دوستم و داریم با هم کار میکنیم بسته روانشناسی ثروت یک رو و البته در کنارش که یکی از اساسی ترین کارهاست سپاسگذاری هر روزه از پرودگار رو انجام میدیم . ما اوایل زیاد حرف سید حسین بزرگوار رو در رابطه با سپاسگذاری از خدا درک نمیکردیم چندین بار گوش کردیم مخصوصا فایل چه کسی مالک توست و تحقیق بیشتر کار کردن فایلهای صوتی دیگه از کسانیکه در زمینه سپاسگذاری از خدا کار کردن مثل راندا برن و …
بعد اومدیم طبق حرف استاد و افراد دیگر که ذکر کردم شروع کردیم به نوشتن سپاسگذاری هر روزه از خداوند یکتا . من خیلی نوشتم اینکه چقدر نوشتم مهم نیست مهم اینکه هم از ته دل شکر گذاری کنیم هم بنویسیم بیشتر ذهنمون به سمت نعمتها و داشته ها میره خوشحالتر میشیم روزمون با خوبی و خوشی و خیال راحت و آرامش و سلامتی طی میشه و مهمتر از همه توجهمون به خدا بیشتر میشه بیشتر به انرژی بی انتها و قدرت لایزال الهی متوکل و متوصل میشیم فراموشش نمیکنیم جوری میشیم که حتی برای یک لیوان آب خنک هم از خدا سپاسگذاری میکنیم با دیدن باران لذت میبیریم و سپاسگذاری میکنیم از دهنده نعمت و برکت دیگه چه برسه به ثروت و پول . من میخوام از خودم بگم من پنج ساله ازواج کردم و قبلا تو ذهنم برای خودم تصویری از همسر آیندم داشتم انرژیم مثبت بود ولی اون موقع معنی توکل کردن رو درست مثل الان نمیدونستم معنیه کائنات برگشت انرژی به سمت خودت رو نمیدونستم الان یکسال هست که خوب درک میکنم و هنوز هم خیلی کار دارم تا کاملتر بشم اما تصویری که ساخته بودن از همسر آیندم و اینکه چه خصوصیات اخلاقی و فردی داشته باشه و حتی از خدا خواسته بودم بهم این نعمت رو برسونه بالاخره رسیدم یکسال خواستم از خدا سال بعدش خدا رو بینهایت سپاسگذارم بهم اعطا کرد و من همیشه سپاسگذارشم ایشالله شما هم به هر چیزی که در راه رسیدنش هستید برسید . من قبلا نمازهام برای این بود که فقط نماز بخونم تا خدا بهم نعمت بیشتری بده مثل نماز تجار اما الان فقط صرفا از خدا سپاسگذاری میکنم . من و دوستم از وقتی باهم سپاسگذاری میکنیم و سپاسگذاریمون واقعی و عمیق شده خیلی معحزات جالبی تو زندگیمون شده نمونش اینه که یک کاری رو دوسال قبل میخواستیم انجام بدیم نشد تکیه ما روی افراد بود که فردی دیگه چون پول داره اون کار رو برامون انجام میده این یعنی قدرت رو دادیم دست اون و از خدا قدرت رو گرفتیم که عین شرک هست کارمون انجام نشد اذیت هم شدیم بعد از درک سپاسگذاری فقط به خدا توکل کردیم خیلی افراد اومدن از سمت خدا اومدن بطرف ما و دستی از دستان خدا هستند برای ما که ما رو به خواستمون برسونند همش معجزه بوده در عین نا امیدی . میخوام بگم اگر هیچ پولی هم نداریم مهم نیست هدفمون چیه خونه پول زیاد و نعمت بی حساب محبت و علاقه کسی که دوستش داریم هر چی میخواد باشه فقط سپاسگذاری از خدا باید صبح که بیدار میشیم بگیم شکر سالمیم میتونیم یک لقمه صبحانه هرچی که داریم رو بخوریم دستمون پامون چشمامون اعضای بدنمون نفس میکشیم عشق داریم نسبت به زندگیمون اینکه خدا رو داریم و تنها نیستیم شکرت خدایا همش سپاسگذاری کنیم و خدا که ببخشید تا من بر شما نیز ببخشم . بعد میبینید چی میشه شب که میخوابیم به بهترین اتفاقهای روزمون فکر کنیم بعد بهترینش رو بکشیم بیرون و بخاطرش از ته دلمون از خدا سپاسگذاری کنیم . به خاطر همه خوبیها و نعمتها از خدا سپاسگذاری کنیم اینجوری فقط به داشته هومون فکر میکنیم آگاهانه تمرین هر روز و زیادش باعث میشه به اهداف و داشته هامون توجه کنیم توکلمون به عالیترین سطح برسه و بعد چرا معجزه نشه تو زندگیمون اتفاقهای عجیب و زیبا . الان که میگم اشک تو چشمام جمع میشه من هدفهای زیادی دارم در کنار دوستم همه اهدافمون رو دقیق نوشتیم سپاسگذاری هومون بر طبق حال و اهدافمون در آیندست و همچنین اتفاقات خوبی که در طول روز برامون میوفته هر کس جدا مینویسه بعد جداگانه هر کس سپاسگذاری میکنه و اگر بتونیم همو میبینیم راجع به اهداف مشترکمون صحبت میکنیم برنامه ریزی میکنیم و حتما هم راجعبشون سپاسگذاری از خدا رو انجام میدیم . اگر پیشاپیش برای رسیدن به اهدافمون سپاسگذاری کنیم و بعد همون سپاسگذاری رو بنویسیم و رهاش کنیم بزاریم خدا که کاملا نسبت به همه چیز آگاهیه کامل داره کار خودش رو انجام بده و ما از لحظه حال زندگیمون لذت ببریم و نگران کارمون نباشیم انجام میشه همه چیز و ما به خواسته هامون که روزی آرزمون بودن میرسیم مطمئن باشیم خداوند کارهاش رو برای ما و دنیا به موقع و در زمان مناسب انجام میده شک نکنیم به خداوند ایمان داشته باشیم باورش کنیم سپاسگذارش باشیم همیشه قلبن و آرام باشیم و صبور خدا همیشه با ما بوده و هست . امیدوارم همیشه در پناه الله یکتا شاد سلامت موفق و ثروتمند سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید . یا حق
سال نو بهتون تبریک میگم به استاد عزیز همه همکارای عزیزشون و دوستان همدارم با خداوند و شما حتمآ به رویاها میرسم
سال نود شش بی نهایت عالی بود خیلی
خوب و همه از شغلم شروع شد و این دیگ استارت نقاط عطفی بود ک در زندگیم بود
1..شروع کار
2..استارت دوباره جلسات بهبودی در محل کار
3.. آشنای با دوستان عالی و تجربه کار با افرادی ک از شهرستانهای دیگ بودن با فرهنگ و اداب اجتماعی
4..تجربه کار پایپینگ ..جوشکار ارگون و برق
5.. وهمه چیز از اینجا به بعد شروع شد ان هم وقتی ک دوستی کتاب راز رو بهم داد با خوندنش همچیز تغییر کرد
و شروع کردم به تمرین کردنش و نتایج ریز درشتی گرفتم و ایمانم قوی شد اما کافی نبود ک بعدآ بهتون میگم چی شد
6..خرید عینکی ک 4 سال پیش دوست داشتم بگیرم و با استفاده از تکنیکهای کتاب راز خریدمش
7.. تغییر شرکت ب جای عالی تر شرکت بهتر با امکانات رفاهی بهتر
8..پرداخت بدهی ها ک فقط سه میلیون دیگش مونده ک چتد دقیقه بیش تماس گرفتم و زمان خواستم برای پرداخت کردنش ک میدونم خداوند زودتر از من مسیر رو هموار میکنه تا من بهش برسم و پرداختش کنم.
9..مصاحبه با فراد موفق در شغلی ک قصد داشتم پیمانکارش بشم جرعت و اعتماد بنفس پیدا کردن از اینکه در مورد خواستهام با دیگران صحبت کنم
10.. همه چیز از اینجا شروع شد رفتم پیش دوستم نمیدونم چی شد ک در مورد فیلم راز و کتاب راز با من صحبت کرد منم تائید کردم با هیجان تجاربم رو بهش گفتم و اون ی سایتی رو به من معرفی کرد ک چند سال پیش ی کلیپ انگیزشی ازش دیده بودم و با بی میلی کلیپ رو حذف کردم و گفتم بابا ایرانیا هم بدام کلیپ انگیزشی میزارن کلیپ انگیزشی یعنی اریک توماس و لوس براون بقیش داستانه ..اما با اون حال نمیدونم چی شد ک این سایت رو قبول کردم و چون از اینترنت ایمیل ایمجور چیزا در دسترس نبود بقیه کارا رو خودش انجام داد مثل ثبتنام و..
به هر حال تو اون سایت ثبتنام کردم فایلهای رایگان رو در کانال تلگرام دانلود کردم و به حرفهای دوستم گوش دادن مو به مو اجرا کردم شبانه روز گوش دادم شبانه روز
وواخر هر هفته بیست کیلومتر میرفت تو اوج گرما عسلویه کنگان ک فقط افرادی ک اونجا کار کردن و استاد عزیز میفهمد معنی گرما و شرجی یعنی چی
میرفتم و دوستم بهم کمک میکرد با شوق میرفتم اخر شب برمیگشم و این دستاورد بزرگی بود دستاوردی ک توی اون سایت عایدم شد سایت مقدس عباسمنش داد کام. خداوند را خوب شناختم کم کم پله پله ولی بسختی باورهای سخت رو از ذهنم پاک کردم
وقتی ی فایل گوش میدادم تکرارش باعث میشد بهتر درک کنم و فایل بعدی شک تردید ها رو از بین میبرد و سوالات قبلی رو جواب میداد
11..دوستان از اون به بعد دیگ دستاوردها بی نهایته بی نهایت وامی ک پنج سال بود برای دوستم گرفته بودم و اون پرداخت نمیکرد رو با ی تمرین ساده بعد از یک ماه ک با اشنا شده بودم پرداخت شد چقدر خوشحال بودم و به دوستم گفتم خیلی رومانتیک بود بغض کرده بودم شبها همه خواب بودن کتاب میخوندم .صبح زود سر کار میرفتم شب و روز فایل گوش میدادم و تمریناتی ک قراربود انجام بدم انجام میدادم قرار بود شهریور ماه یک میلیون پس انداز کنم ک چهار میلیون پس انداز کردم خیلی لذت بخش بود هر روز معجزات رو با دوستم در میون میزاشتم و تمریناتی رو ک میگفت انجام میدادم
12.. ی بیزینس ک سال 94 استارت زده بود رو دوباره استارت زدم و اینبار خیلی عجیب نه تو شهر خودمون تو شهر کرمان اصلآ نمیدونم چطوری این ایمان ووتوکل در وجودم جوش میزد ک بلند شو و حرکت کن با اینکه پس اندازم فقط دو میلیون سیصد مانده بود ولی به قول ارنولد با جیبی خالی و قلبی پر از ایمان وارزو و رویا حرکت کردم
13..ی لپ کوچولو خرید
14.. ی موتور هوندا داشتم صد رحمت به یاماهای استاد
فروختمش 400 استاد موتور شمارو دزدیدن ولی روی موتور من ی مولی میزاشتن ک برم ی جایش رو درست کنم ک بتونن حرکتش بدن چون غیر از خودم کسی نمیتونس روشنش کنه یا حرکتش بده ?
15..وقتی راه افتادم سمت کرمان قبل از من خداوند قلبها رو کرده بود مسیر رو هموار کرده بود دوستان ی خونه کامل شش ماه دستم بود بدون ی قرون کرایه
16..ستارت کارم شروع جلسات کاریم و تمرینات نتایج عالی
17..مطالعه کتابهای ک قدرت ایمان و توکل را زیاد میکرد
18.. دوری از افراد منفی ی رابطه وابستگی رو ترک کردم پایان تلخی داشت خیلی بد ولی (ی پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است) با این باور بیخیالش شدم و چند مدت پیش خبردار شدم ک ازدباج کرده من بخشیدمش و براش ارزوی خوشبختی سلامتی و سعادت میکنم این رو از صمیم قلب براش ارزو میکنم ????
19..کسب کاری در کنار تجارتم داشتم ک خیلی شرایط سخت و باورهای محدود کننده افرادی رو شبانه روز میدیدم ک از باورهای کمبود لبریز بودند و من همش میگفتم ک این شرایط برای تمرین منه برای اینکه من تمام باورهام رو تست کنم همه شش ماهی ک اونجا بودم هندسفری تو گوشم بود و تمریناتم رو مرور میکردم خدایا ازراین بابت از تو سپاسگذارم
20..دیگ چی گیج شدم هوووو از این همه روابط سالم دوستان عالی راستی ی سوئیت کامل با تمان امکانات کامل اونم رایگان رایگاناااا نمیدونم چی بگم خدایا شکرت من تو این سالی ک گذشت مخصوصآ شش ماهی ک با سایت اشنا شدم و تو رو شناختم دیگ برای غیر از اشک نریختم مابین خودم خودت کسی رو نزاشتم خدا خدا
21.. دوستم من با ی ایمیلی ثبتنام کرده بود ک نه خودش یادش بود نه به من گفته بود اما بعد از ی مدتی با خانم فرهادی تماس گرفتم و با ی ایمیل جدید وارد شدم و حالا سه ماهی هست ک توسایت میام خدایا شکرت شکرت شکرت
سال نود شش سالی رویایی بود
مطمعنم ک 97 کهکشانی خواهد بود کهکشانیاااااا
خدایا سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
.استاد با تو خدا رو شناختیم فیلمهای ک از دارای مالیت برامون میزاری عشق میکنم پر انرژی انگیزه میشم
طول عمری باشه فلوریدا میبینمت ?? جزی از خواستهامه خواستها
سالی از باورها وونتایج فوق العاده براتون ارزو میکنم .حق نگهدارتون
به نام خداوند بزرگ پروردگاری که این جهان بزرگ وزیبا را آفرید وبرای هرقدم به قدم این جهان هستی قوانین وفرکانسی مشخص دردنیا وآخرت برای سعادت ورستگاری ما انسانها قراردادوسپاسگزارم پروردگار بزرگ که من را درراه رسیدن به اهدافم ورسیدن به سعادت ورستگاری دنیا وآخرت که قوانین وفرکانسهایی انچنینی وصف کرد استاد عزیزم من ازشما هم نهایت سپاسگزاری را دارم که اینچنین با گفتار گهربارت مارا به زندگی وسعادت میرسانی من ازخداوند سپاسگزارم برای این که شمارا سرراه من قرارداد تا به زندگی امیدوار بشوم وتولدی دوباره را درک کنم استاد عزیزم من بزرگ ترین دستاوردی که درسال96 داشتم این بود که باسایت شما آشناشدم وازاین دستاورد خداوند را شاکر شدم که وبه قول شما اون حال خوب وآرامش وامیدواری وباورها ورویاهایی که دیگرفراموش شده بودنندرا با شناخت قوانین هستی به دست آوردم من اون حال خوش راپیدا کردم وبه زندگی امیدوار شدم دراولین نتیجه ای که وارد عمل شدم ورزش را شروع کردم تا اعتماد به نفسم را دردست بگیرم که خدارا شکر میکنم وسپاسگزارم که تا الان واقعا امیدوار شدم به زندگی استاد عزیزم من با سخنان گهر بار شما واعتماد به خداوند چنان اراده آهنینی از خودم میبینم که فعلا درحال قوی کردن باورها واعتماد بنفس وتمرینات هستم وباید باورهایم را چنان قوی و شکست ناپذیرکنم تا درمقابل این رقیب ودشمنی که با ناامیدی ونا باوریها و بی اعتمادی ها دروجودم رخنه کرده بودند که تا الان مراشکت خورده قلم داد کرده بودند با اراده آهنین چنان شکستی دهم که نای نفس خوردن نداشته باشند وانشاالله درسال 97و98 خبرهای خوشی را به شما استاد عزیزم ودوستانم که عضو خانواده بزرگ استاد عباس منش هستند خواهم داد واین پیروزی غرورآفرین را جشن خواهم گرفت
داشته هایم درسال 96
1_سلامتی وتن درستی خودم وکل خانواده عزیزم
2_تجربیات کاری که هرچند به شکست تبدیل شدولی من این شکست رابه قول شما استاد عزیزم نقطه عطفی برای پیروزی میدانم
3_این که من کم کم گوشه گیروبیکار شده بودم که یک نقطه عطفی دروجودم موج زدویک دفعه یادم افتاد که من احتیاج به یک روحیه وانرژی مثبت دارم تا این که یادم افتادکه چند سال پیش یکی ازفایلهای انگیزشی استاد از یک جایی برام فرستاده شده بودمرا به وجد می آورد که اسم استاد را هم یادم رفته بود بلاخره پیدا کردم ودرتاریخ7/11/96عضوخانواده بزرگ استاد عباس منش عزیزم شدم واحساس تولدی دوباره به من دست دادتا طعم شیرین زندگی درجهان هستی را به من نشان داد ودرراه رسیدن به این طعم شیرین زندگی هستم وخداوند برزگ را سپاسگزارم برای این لطف بزرگش واستاد عزیزم را هم بی نهایت دوست دارم وازاین که مرا دراین راه یاری میکند ممنونم وازخداوند برایش سلامتی وموفقیت وثروت بیشتری را آرزومیکنم…
خواسته های سال 97و98انشاالله
1_درآمد10 برابری درهرماه
خرید بهترین وارزشمندترین ماشین چون من هیچ وقت ماشین معمولی رودوست ندارم باوجوداین که ماشین معمولی روچندین باربه دست آوردام ولی الان بهترین ماشین روازخداوندبزرگ درخواست کرده ام وانشاالله بدستش خواهم آورد …
3_خرید خانه مجلل وخوب که دارم ولی ازاین بهتر رومیخواهم…
4_چندین کسب درآمد که دراهدافم نوشته ام را همین امسال شروع میکنم ورونق خواهم داد
5_یک تکه زمین کشاورزی دارم که میخوام به یک باغ وتفرج گاه برای خودم وخانواده ام بسازم
وباز هم سپاسگزاره خداوند برزگم که این فرصت را به من داد تا این نقطه نظرهایم را برای شما بازگو کنم واز شما استاد عزیزم وکل خانواده بزرگ عباس منش نهایت تشکر رادارم وانشاالله که همیشه پیروز وسربلند باشید سلامتی وموفقیت را درراه رسیدن به اهدافتان وثروت بی نهایت وخیردنیا وآخرت را برای همه شما آرزومندم
خلاصه باورهای عالی گل های گل این مسابقه صفحات 28 تا 36
88- طبیعت جهان اینه که ثروتمندوشادباشی وارامش داشته باشی سالم باشی اگه غیراین باشه طبیعی نیست وایرادداره
89- یک تمرینی فکر کنم در ثروت 1 بود که استاد گفتند هر سه ماه 1 بار دارایی خالصتون رو بنویسید این باور منو به آموزه های ثروت استاد بیشتر کرد و همچنین تاثیر نوشتن که باز با قدرت ادامه می دمشون
90- یائید وقتی نتایج همدیگرو میخونیم، خودمون رو با بقیه مقایسه نکنیم که فلانی چقدر نتایجش بزرگ بوده و برای ما کم بوده و ما عقبیم
بیائید بقیه رو قضاوت نکنیم که بگیم نتایج من از فلاتی بهتر و بیشتره و به خودمون غره نشیم
ما نمیدونیم هرکس از چه جایگاه و مداری شروع به تغییر کرده و چقدر رو باورهاش کار کرده
ما نمی دونیم تو زندگی گذشته آدمها چه خبر بوده.
ما حق نداریم خودمون رو با کسی جز خودمون مقایسه کنیم
ما حق نداریم کسیو قضاوت کنیم
ما فقط میتونیم از سال قبل و ماه قبل و روز قبل خودمون بهتر باشیم
ما فقط باید برای خودمون و دل خودمون زندگی کنیم
پس بیائید موقع خوندن نتایج همدیگه، بجای اینکه با این افکار احساسمون رو خراب کنیم، این جوری فکر کنیم که اگر بقیه تونستن به اون جایگاه برسن پس ما هم میتونیم
پس بیائید نتایج همدیگرو بخونیم با این نیت که باورهامون تقویت بشه که پس.
91- ثابت شد که خدای خوبم عادل هست و همه بندگانش رو دوست داره و عاشقشونه وبهترینها رو برای ما خلق کرده تا ما همیشه شادو ثروتمند
و آزاد باشیم و همانطور که دوست داریم زندگیمون رو بسازیم زندگی سراسر شادی و آرامش و سلامتی وثروت و عشق بعبارتی میتوانیم بهشت را در این دنیا برای خودمان خلق کنیم و این باور بسیار بزرگ و عظیم هست
92- خداوند پول از تو جیب من نمی گیره تو جیب کس دیگه ای بذاره
هر کس هر چقدر بخواد بهش داده مبشه .
اگه کسی از نور بیشتر خورشید استفاده کنه باعث نمی شه به من نور کمتری برسه .یا اگه من ببشتر بخوام به کس دیگه ای نور کمتر برسه .
ای نعمت گسترش پیدا میکنه به اندازه نیاز هرکس
و من مقدس ترین انسان روی کره زمین هستم که خداوند هر آنچه را بخواهم بهم میده
93- همه ما ثروتمندیم .
ثروتمندیم که هدف داریم و آرزوهای زیبا
ثروتمندتریم که باورهای عالی میسازیم
و ثروتمندتر و ثروتمندتریم که خدا رو به عنوان رب جهانیان با جون و دل قبول داریم
و این ثروتها باعث ایجاد احساس خوب در ما میشه و ما تعهد دادیم که هر روز برروی اونا کار کنیم .
بر طبق قانونی که جناب استاد عباس منش به یاد ما آوردند سیستم اتفاقات خوبی رو سر راه ما قرار میده تا ما به خواسته هامون برسیم ، اون هم با شکرگزاری – شادی -سلامتی -عزت و همه ی نعمتهای خوب دنیا .
94- شکر تو بر نعمت گذشته زمینه ساز نعمت آینده است. امام حسین(ع)
95- جان مکسول می گویید وقتی شما رشد کنید آدمهای دور وبر شما هم تغییر می کنند
96- نذری که در جهان صفا آرد
بذریست که در دلت خدا می کارد
بذری که در جهان گسترش آرد
میوه ایست که در دامنت خدا بگذارد
بذری که توسعه یابد نذرش کن
خنده اش را بر لبت خدا می کارد
97- آن گونه که در لباس مادى، پوشش عیوب، حفاظت از سرما و گرما و زیبایى مطرح است، همسر هم عامل پوشش عیوب است، هم نگهدارنده از گناه و هم مایهى زیبایى معنوى انسان مىباشد
98- جامه ای که انسان را مغرور و سرمست کند یا تکبر و خود برتربینی آورد ناپسند است . همچنین مقید بودن به نوع خاصی از جامه نیز اسارت آور است. پس نباید همسر کسی بودن باعث غرور و تکبر و خودبرتربینی شود . همچنین نباید خود را وابسته به همسرمان نماییم که برایمان اسارت می آورد.
99- همهى نعمتها به دست خداوند است و از خزینهى غیب الهى سرازیر مىشود، چنانکه خداوند مىفرماید: «و اِنْ من شىء الاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله الاّ بقدر معلوم» هیچ چیز نیست، جز آنکه گنجینههاى آن نزد ماست و جز به اندازه معلوم، فرو نمىفرستیم. اندازه ی معلوم یعنی میزان درخواست ما از خداوند .
100- گرچه در تهیّهى لباس، علاوه بر عوامل طبیعى ، انسانها نیز تلاش مىکنند، ولى همهى اینها به دست خداست. «انزلنا علیکم لباساً» – پوشش وپوشاندن کار خداست، «انزلنا علیکم لباساً یوارى»، ولى برهنگى و برهنه کردن و رسوا کردن نتیجه ی اعمال شیطانی ما است. «فوسوس… لیبدى لهما ما ورى عنهما من سواتهما» همانطور که خداوند همیشه می فرماید که گناهان شما را می پوشانم و شما را رسوا نمی سازم پس این خاصیت در نعمت دیگرش که لباس هست نیز وجود دارد و با استفاده از لباس ، عیب های ما پوشیده می گردد پس با انتخاب همسر مناسب و درست نیز عیب های ما پوشیده می شود.
سلام به استاد عزیز و مریم شایسته دوست داشتنی استاد
من بهار ۱۴۰۰ به وسیله خواهرم با استاد عباسمنش آشنا شدم و توی نوروز ۱۴۰۱ عضو سایت شدم
توی سال ۱۴۰۰ فایل های استاد رو توی فن پیج های اینستا دنبال میکردم و یه عالمه دستاورد خوب داشتم
حالم سرکار بسیار عالی شد و دیگه غر نزدم
یاد گرفتم که از خودم دفاع نکنم و بحث نکنم
دانشگاه ثبت نام کردم و ادامه تحصیل دارم میدم
پس اندازم رو که ۳۰ گرم طلا بود تبدیل کردم به ۱۰۰ گرم
خونه ام رو عوض کردم خونه بزرگتر و دلباز تر که پارکینگ هم داره و این رو نشونه خرید ماشین میدونم
پول رهن خونه ام رو دو برابر کردم
در حالی که دو سال بود تلاش میکردم استعفاء بدم و مدیرم قبول نمیکرد و من رو میمیترسوند از نبود کار و جای مطمعن تونستم استعفا بدم و به راحتی قبول کرد و تمام حق و حقوق و سنواتم رو بهم داد و برام آرزوی پیشرفت کرد
نرم افزار حسابداری سپیدار رو یاد گرفتم
دفترنویسی که خیلی توی حسابداری مهمه یاد گرفتم
ست کردن لباس هام رو یاد گرفتم در حالی که قبلا اصلا خوب لباس نمیتونیم
معنی عزت نفس رو فهمیدم و فهمیدم که ندارمش و یه دوره غیر حضوری عزت نفس از یه استاد دیگه خریدم که خیلی خیلی خوب شدم اما میدونم که دوره عزت نفس استاد عباسمنش باید خیلی چیزهای مهمی توش باشه و دلم میخواد بخرمش
بدهیم به صابکارم رو که برای رهن خونه ازش وام گرفته بودم و میخواستم طلا بفروشم بهش بدم که بتونم استعفا بدم رو بدون فروش طلا از محل حق سنواتم تسویه کردم
کتاب صوتی چهار اثر فلورانس اسکاول شین رو گوش دادم و با حق الهیم آشنا شدم و دلم میخواد بازم گوشش بدم
به ماشین پراید هاچ بک بسیار علاقمند شدم تو سال ۱۴۰۰ در حالی که قبلا خیلی برام بی تفاوت بود و این برام نشونه خریدش هست و توی خیابون ها هم زیاد به چشمم میاد
ترم اول دانشگاه رو با نمره های خیلی خوب پاس کردم
برای خواهر کوچیکترم سرویس کمد و کتابخونه خریدم از حقوقم
به مامانم و خواهر کوچیکتره ماهیانه پول تو جیبی میدم از حقوقم
اینا همه دستاوردهای سال ۱۴۰۰ ام بود
و برای ۱۴۰۱ یه کار خوب که خیلی راحت و ساده به سمتش هدایت میشم میخوام
یه ماشین خوب میخوام و رانندگی خوب
میخوام وقت آزاد خوبی داشته باشم و کلاس شنا برم و میخوام قرآن رو یاد بگیرم و میخوام حداقل دو تا دوره که هنوز انتخابشون نکردم از دوره های استاد عباسمنش رو بخرم. میخوام یه عالمه باور خوب داشته باشم. میخوام یه عالمه چیزی یاد بگیرم
میخوام درآمدم ماهی ۱۵ میلیون تومن باشه توی ۱۴۰۱ و میخوام روزهای آخر سال ۱۴۰۱ برای نوروز ۱۴۰۲ با ماشین خودم برم شهرستان و میخوام پول رهن خونه ام رو دوباره دو برابر کنم. راه خواسته هام رو نمیدونم چیه اما خدا میدونه و این کافیه برای رسیدن بهشون
الهی صد هزار مرتبه شکر به خاطر این همه دستاورد خوب برای یک سال و هنوز شاید سه هفته که عضو سایت استاد شدم و میدونم روزهای طلایی خواهم داشت الهی الهی صد هزار مرتبه شکرت که انسان خلق شدم و قوانین برای انسان ها برابره
خدایا شکرت به خاطر تک تک لحظات امروزم که بی نهایت پر بود از انسان هایی که بسیار خداگونه عمل میکردن ،عاشقانه عشق میورزیدن و دستی بودن از دستان بی نهایت عشقت ربّ من
شد شد شد
دیدی شد
امروز فقط روز موجود باش بود
کن فیکون خدا
ربّ ماچ ماچی دل انگیز و جذابم عشقی عشق دوستت دارم لپ گنده نورانی من
میشه میشه میشه
امروز اتفاقات عجیب و جالبی پشت سر هم برام رخ داد و من از فایلی که نصف شب که بیدار بودم از ساعت 1:46 که داشتم فایل جلسات قدم 7 دوره 12 قدم رو گوش میدادم و هدایت شدم به سایت و دیدم که فایل 8 دوره هم جهت با جریان خداوند اومده روی سایت
من فقط نصف شب گوش دادم و امروز نشانه فراوانی رو به وضوح با چشمام دیدم و میدونم که اگر ادامه بدم طبق گفته استاد به سرعت باور فراوانی نشونه اش رو خدا نشون میده و خیلی سریع جواب میده
و تا اذان صبح گوش دادم و یه چیزی بسیار بسیار جالب بود برام بعد اینکه به فایل گوش دادم و نمازمو خوندم به قدری آروم بودم و این آرامش رو از سبکی بدنم حس میکردم و سر نماز که تموم شد و با خدا صحبت میکردم گفتم ببین چقدر آرومم و سبکم
انگار آگاهی های این فایل و یاد خدا سبب آرامش روح و جسمم شده بود
متعجب بودم از اینکه خوابم نمیومد و درسته بعد از ظهرش دو ساعت فقط خوابیدم ،اما خوابم نمیومد و به قدری حواسم جمع بود و داشتم صحبت های استاد رو گوش میدادم که تیز بودن گوش هامو به وضوح حس میکردم و آگاه تر از قبل بودم
بار اولی که گوش دادم به فایل جدید و یه عالمه علامت سوال داشتم
اولی درمورد هوش مصنوعی بود
که نمیتونستم قبولش کنم چون یادمه یه بار از استاد شنیدم که دقیق جمله بندیشون یادم نیست ،شاید من اشتباه متوجه شده باشم
استاد میگفتین ،فکر کنم تو فایلای رایگان بود چون پارسال که تازه وارد سایت شده بودم فکر کنم شنیدم ،میگفتن که وقتی میری سراغ چت جی بی تی ، خدا میگه باشه میری از اون جا مسائلت رو حل کنی ، باشه برو تا اون حل کنه
اما وقتی بیشتر به فایل گوش دادم به خودم گفتم و این صحبت هاتونم به یادآوردم که وقتی از کسی یا چیزی کمک میگیریم بدونیم که دستی هست از دستان خداوند و در قلبمون به یاد بیاریم که این خداست که داره از طریق بی نهایت دستانش کارهامونو انجام میده
و به خودم گفتم ببین طیبه تو هم اگر طبق گفته استاد لخوای چت جی بی تی رو نصب کنی ،یادت باشه که این خداست که با این برنامه کارهات رو آسون کرده
آخه من تا دو هفته پیش بود فکر کنم که به یه تضادی برخوردم و این بود که طرح هایی که برای مدرسه محله مون طراحی کرده بودم و ایده هایی که خدا بهم گفته بود رو میخواستم به تصویر بکشم و چون طراحیم قوی نیست و نمیتونم کاراکتر هارو خودم طراحی کنم ، تصمیم گرفتم از گوگل و یا پینترست، مثلا عکس پسر بچه بردارم و یا هر عکسی که ایده شو دارم
بعد میومدم با قیچی میبریدم و کنار هم میذاشتم و میچسبوندم رو برگه آ3 و طرح اصلیمو دوباره طراحی میکردم
و وقتی آماده میشد
چون فتوشاپ و طراحی وکتور بلد نبودم ،طرحم رو سازمان زیباسازی قبول نکرد و طرحام موند ،تا اینکه خدا بهم گفت برم به مدرسه محله مون بگم. با مدیرش صحبت کنم
و تا اینکه من طرحامو همینحوری طراحی کردم و به یه دوستم گفتم گفت بلد نیست و از خدا خواستم کمکم کنه و یه راه ساده و راحت بهم بگه تا به وکتور تبدیلش کنم
یادمه یه روز نشسته بودم یهویی یاد دوستم افتادم که نقاشی انجام میداد ،بهش پیام دادم و گفتم جریانو و گفت میتونه برام درستش کنه و اشاره کرد به چت جی بی تی
من که حرفشو شنیدم یاد حرف استاد عباس منش افتادم و گفتم نه من نباید این کارو بکنم انگار خدارو نمیبینم و تکیه میکنم به چت جی بی تی
و از طرفی نمیخوام در راستای مهارتم برم فتوشاپ یاد بگیرم
اولش گفتم نه و بعد طبق هدایت خدا ، که هدایت شدم به متنی که از چیزی که دارم و الان موجوده استفاده کنم و تصمیم گرفتم این کار رو انجام بدم و مدیر مدرسه که طرحمو دید و قبول کرد ، بعدش میرم فتوشاپ یاد میگیرم
و امروز که استاد درمورد چت جی بی تی گفتین خیلی مقاومت داشتم و هنوزم مقاومت دارم و هی میگم کار درستی نکردم
اما اینو بارها به خودم گفتم که تو باید نگاهت رو تغییر بدی
اینکه خدا بی نهایت دست داره برای اینکه تو رو رشد بده و به خواسته هات برسی
و وقتی مثال رو زدین که گفتین یه آقایی از چت جی بی تی ایمیل رو نوشته و تو کارش ارتقا پیدا کرده به خودم گفتم طرح های من رو هم که تبدیل به وکتور کرده میشه که انجامش بدم
بعد من تا صبح که گوش دادم خیلی درمورد موضوعات فایل یادآوری هایی بهم شد که در رد پاهای دیگه مینویسم
بعد که اذان صبح رو گفت و من نمازمو خوندم و خوابیدم و 8 بیدار شدم و با عشق تمرین ستاره قطبیم رو انجام دادم و حاضر شدم و رفتم نون خریدم و اومدم خونه تا تابلوی نقاشیمو بردارم و برم تجریش
اولین جلسه سال 1404 بود برای کلاس رنگ روغنم
وقتی راه افتادم جلو مدرسه پسرونه ابتدایی و راهنمایی محله مون که رسیدم دیدم یه اتوبوس وایستاده و دانش آموزا به صف شدن و داشتن جایی میرفتن و من مدیر مدرسه رو دیدم و سلام کردم بهش و رفتم
حس خوبی داشتم ،وقتی از جلوی مدرسه رد میشم به وضوح تصویر خودمو میتونم تجسم کنم که دارم دیوارهاشو رنگ میکنم و بارها هم گفتم که اگر بشه خیلی خوشحال میشم و اگر هم نشه هرچی خیره و از تو به من برسه من به خیرت محتاجم ربّ من
وقتی رفتم و سوار بی آر تی شدم یه دختر قبل من رفت تا بشینه ،تو دلم گفتم کاش تو اون صندلی نشینه و من بشینم ،دیدم وایستادکنار صندلی و مکث کرد و رد شد رفتم صندلی عقب نشست وای فقط میخندیدم و تشکر میکردم که من گفتم و شد
و کنار یه دختر بسیار زیبا و خوشگل نشستم و به ایستگاه که رسید ازم پرسید چند تا ایستگاه تا مترو هست و بهش گفتم دو تا و به قدری تو اون چند جمله حس خوبی داشتم که با هم با لبخند صحبت کردیم و رسیدیم و رفتم مترو
وای امروز فقط روز موجود باش بود
قطار وایستاد و من دیدم صندلیا خالیه میخواستم بشینم چون بوم دستم بود و تو جمعیت نمیشد وایستم
همیشه تجریش که میرم از دری میرم که یه سمتش مردونه هست و میله داره و یه سمتش زنونه هست
تا موقع رسیدن به تجریش درست کنار در خروجی وایمیسته که وقتی در باز میشه سریع میتونی بری
من وقتی وایستادم دیدم قطار جلو تر وایستاد و من تو دلم گفتم الان در خانما باز بشه میرن میشنینن و من از سمت آقایون که درش باز کرد رفتم
وای خدایا تو دیگه چه ربّ دل انگیزی هستی آخه
در که باز شد متعجب شدم ،انتظار داشتم که خانما سریع بشینن دیدم دری که برای خانما بود باز نشد و همه از در آقایون اومدن و منم که جلو بودم رفتم و نشستم
خیلی لذت بخش بود
امروز هرجی دلممیخواست و میگفتم سریع رخ میداد
البته روزای قبل و قبل و قبل ترم هم اینجوری بودا
اما امروز یه جورایی عجیب بود
و وقتی فکر میکنم میبینم من که تا اذان صبح با فکر کردن و گوش دادن به فایل جلسه 8 ،، دقت میکردم نشونه ها داره میاد
خدارو سپاسگزاری کردم و تو راه فایل فراوانی و سپاسگزاری رو گوش میدادم و دوباره خیلی دقیق گوش میدادم و فکر میکردم
وقتی رسیدم تجریش و رفتم بیرون دیدم یه صدای شدید بارون میاد و به شدت بارون میبارید از اون بارونای شدید پارادایس خونه استاد ، به قدری شدتش زیاد بود که به ذوق اومدم و دیدم همه کنار خیابون زیر ساختمونا وایستادن و من که عاشق راه رفتن زیر بارونم رفتم و از اینکه خیس شدم خیلی لذت میبردم
فقط خداروشکر میکردم و خیلی خیلی حس خوبی داشتم و فقط میخندیدم و با خدا صحبت میکردم و اینکه میگفتم آب باران به صورتم میخوره و پر از مواد مقوی برای پوست صورتمه
تا برسم سر کلاسم کامل خیس شده بودم و تابلوی رنگ روغنم هم خیس شده بود
خیلی لذت بخش بود تو آینه آسانسور به خودم نگاه میکردم و میخندیدم و ذوق میکردم
وقتی رفتم سر کلاس و همکلاسیم بود و استاد طراحی سلام کردم و کلی باهم صحبت کردیم و یه دختر بسیار بسیار زیبا بود که طراحی کار میکرد و چهره اش برام آشنا بود
با هم صحبت کردیم و گفت پسرم ، من و همکلاسیم تعجب کردیم چون بهش نمیومد ازدواج کرده باشه و سنش به 30 میخورد اما گفت 40 سالشه و دو تا پسر داره
اونجا بود که به خودم گفتم ببین طیبه سن فقط یه عدده و به قدری حس و حالش خوب بود و اینو میشد از چهره خندون و حال خوبش فهمید و خیلی آرامششو حس میکردم و لذت بردم از صحبت کردن باهاش
وقتی یکی از بچه های کلاس اومدن ، یهویی دیدم اومد و نشست کنارم و آروم گفت طیبه جان من برای شما یه هدیه آوردم و امیدوارم که دوستش داشته باشی
اصلا من موندم
یه کیف دوشی که چهار خونه بود بهم هدیه داد ، از مدل کیف معلوم بود که قیمتش کمی بالا هست و حدودا فکر کنم نزدیک 500 میشه
چی بگه خوبه؟!
گفت تو برای ما همیشه هدیه میدی و دوست داشتممنم برات هدیه بیارم برای عیدی
اصلا من موندم به این حرفش
چون من یه بار فقط برای کل کلاسمون روان نویس طرح کلید داده بودم که چند ماه پیش فروشم از گل سرا 14 میلیون شده بود و برای همکلاسیام هدیه خریدم
و یه بارم قبل عید که کلاس داشتیم برای همکلاسیام ،که مادرم از گل سراش داد و برای هر کدوم یه شاخه کوچیک بافتنی گل سنبل دادم
هدیه هام به قدری کوچولو بودن که با اینکه از نظر مادی خیلی قیمت بالایی نداشتن اما از این صحبت همکلاسیم متوجه شدم که خیلی خیلی خوشش اومده بود
نمیدونم اما خدا یه درسی هم بهم داد ،اینکه گفت ببین هدیه هر چی میخواد باشه ،مهم اینه که تو لذت بردی از هدیه دادن و الان دوستت میخواد از هدیه دادن لذت ببره
و اون لحظه یاد فایل جدید نیفتادم و بعد یادم اومد که من فقط به فایل گوش دادم و نشونه فراوانی که میشه از بی نهایت طریق خدا بهم کیف و یا مانتو و یا هرچیز دیگه ای هدیه بده ،داره
بعد که رفتیم سر کلاس تا جا بگیریم و من کنار دست استاد نشستم تا بهتر ببینم ،یهویی همون هنرجدی استادم که روز 13 فروردین کنار مسجد خونه مون دیدمش و مادرم ماکارونی درست کرده بود و با اینکه کم بود و اندازه دو نفر بود غذامون برای من و خواهر زاده ام
اما بردم و با هم سه نفری تو حیاط مسجدمون خوردیم و فهمیدیم که هم محلیم ،اومد و گفت طیبه بیا از کلاس بیرون
رفتم و گفت مامانم برات ناهار فرستاده
وای خدای من
یه لقمه پر از کوکو بود و من وقتی خوردم به قدری خوشمزه بود که فقط میگفتم خدایا شکرت من گرسنه ام بود و تو برای من غذا رو عطا کردی
وقتی داشتم لقمه رو میخوردم یاد فراوانی و اینکه وقتی من غذامو باهاش تقسیم کردم و با لذت باهم خوردیم ،الان خدا یهویی اینجوری بهم هدیه داد
اصلا فکرشو نمیکردم ناهار بیاره
خیلی شکر میکنم خدارو که امروز بهم نشونه داد و گفت ببین طیبه اگر سعی کنی درست عمل کنی به آگاهی ها نتایجت بزرگ و بزرگتر میشه
وقتی برگشتم سر کلاس و نشستم استادم رفته بود کلاس
سریع رفتم و نشستم ،استاد شروع کرد به کار کردن گفت طیبه بگو ببینم چه خبر خوبی ؟
دیگه میدونم که محبت خداست که شامل حالم میشه در هر لحظه چون حال هیچ کس رو در اون جمع نپرسید و فقط اسم منو گفت
بعد که کار میکرد من نمیتونستم ببینم و عکسی که روی بوم چسبونده بود و نگاه میکرد و کار میکرد جلوشو گرفته بود
من گفتم استاد میشه اینو به بوم بچسبونید نمیبینم
گفت بله چشم به خاطر گل روی طبیه چسب میچسبونیم که طیبه ببینه
من فقط داشتم کیف میکردم که خدا داره این همه کارارو برای من انجام میده
حالا جالب اینجاست بعد من همکلاسیم گفت استاد فلاک کارو میکنید و جوابشو که داد ،گفت نه
اونجا بود که یاد برانگیختگی روابط و اینکه در صلح بودن با خودم و هماهنگ بودنم با خدا رو یادماومد
خیلی روز باحالی بود
هر روز من در این جهان هستی فوق العاده بهشتی و بی نهایت زیباتر میشه
سعی میکنم به آگاهی ها عمل کنم و مومنتوم مثبت رو حفظ کنم و آگاه باشم به لحظه لحظه رفتارهام تا بدونم چجوری باید کنترل کنم ذهنم رو
حالا جالب تر اینکه وقتی کلاس تموم شد استادم کارای همه رو دید وکار من رو که دید گفت خوب کار کردم و استاد طراحی که بهش خداحافظی گفتم ،گفت طیبه فردا میبینمت میای که ورکشاپ
حس میکنم جدیدا آدما مشتاق تر شدن وقتی باهم صحبت میکنیم و انگار از وقتی من تصمیم گرفتم سعی کنم خدا رو در وجود آدما ببینم ،جنبه خداگونه و مشتاقشون رو میبینم که خدا مشتاقه تا هر لحظه با من صحبت کنه
میخواستیم برگردیم همکلاسیمکه پسر 3 ساله شو آورده بود و پازل آورده بود با خودش منم باهاش بازی کردم و بعد بهش گفتم میای باهم عکس بگیریم خیلی سریع سرشو تکون داد و گفت بلده و یه آبنبات قلبی داشت اونو نشون میداد و باهم عکس گرفتیم
خیلی حس خوبی داشتم
و وقتی برمیگشتیم همون دختر که هم محله ای من بود گفت میای باهم برگردیم
من حس خیلی خیلی خوبی نداشتم نسبت به اینکه باهاش برگردم خونه و فرکانس خوبی دریافت نمیکردم ، و گفت باهم بریم تا یه ایستگاه و پدرم میاد باماشین ما باهم بریم تو رو هم برسونیم
تو دلممیگفتم چجوری بگم من نمیام و مسیرم رو از یه ایستگاه دیگه میخوام برم ،که به مادرش زنگ زد و وقتی صحبت کرد و برگشت به من گفت طیبه از شانست مهمون داریم و پدرم نمیتونه بیاد
من اون لحظه تو دلم میخندیدم که چیکار داری میکنی خدا هر چی میگم میشه
و بعد سعی کردم به فایل گوش بدم و چشمامو بستم تا برسیم ایستگاه و باهم برگشتیم خونه
خیلی خیلی خوشحالم که حس فوق العاده عالی دارم از اینکه فقط من با تمرکز گوش دادم و امروز این همه نشونه درمورد می افزایم و فراوانی رو دیدم و هدیه گرفتم
پس اگر با تمرکز ادامه بدم صد در صد بزرگ و بزرگتر از اینها برام رخ میده
خدایا شکرت
من امروز فقط و فقط زیبایی دیدم و لذت بردم از هوای بارونی و جذاب و زیبای بهاری و انسان هایی که لبخند به لب داشتن
الان یادم اومد تو قطار که بودیم و نزدیک ایستگاهمون شدیم بلند شدم و یه خانم داشت نگاهم میکرد و من لبخند زدم دیدم به قدری از ته دل لبخند زد و خندید که خیلی خیلی حس خوبی داشتم خدایا شکرت
من از این فایل یه کلید دریافت کردم که از امروز سعی کردم در عمل اجراش کنم حتی بیشتر از روزهای قبل و اون سپاسگزاری و حس و حال بی نظیرش بود
و من نتیجه هاشو به زودی دیدم و نتیجه های بزرگتر هم در زمان و مکان مناسبش رخ میده
بی نهایت سپاسگزارم استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته عزیز
نور عظیم خدا به شکل شادی و سلامتی و آرامش و عشق و ثروت و نعمت در زندگیتون جاری بشه
شب وقتی خواستم ردپامو بنویسم هدایت شدم به آیه 130 سوره طه و این بود که
و پروردگارت را قبل از طلوع خورشید و قبل از غروبش به پاکی ستایش کن ،تسبیح خداوند را به جای آور تا خشنود شوی و آرامش یابی
قبل از هر چیزی خدا رو شاکرم که من تو مسیر قرار داد که بتونم خود واقعی خودمو بشناسم و از شناخت خود واقعی ام ب خدای واقعی ام برسم و جدا ازهمه تفکرات نادرست
من از نود وشیشم میخام بگم همنطور که استاد گلمون گفت بنویسیم تا بیشتر برای دریافت نعمات خداوندی اماده شیم
خداحافظ نودو شیش سلام بر نودوهفت ???
بچه ها بیاین نود هفت رو عینک دودی بزنیم ???
چون نود هفت خیلی روشنه ??
ب لطف خدا جون96
اولین اتفاقش این بود که هنوز زنده بودم خدا روشکر
با کسی اشنا شدم که پرفکت وعالی بود اونم در مسیر تعالی بود
بیشتر از هر زمانی با خودم آشنا شدم
خدارو بشتر از هر زمانی درک کردم وفهمیدم
با ی کتاب اشنا شدم که منو تکون داد قبل از هر چیزی من هر اتفاقی میفتاد من خودم سرزنش میکردم و وقتی که کتاب رو خوندم استارت تو ذهنم خورد که این از بچه گیام بود که با من اومده و باید اصلاحش کنم و استاد بزرگوارم که منو با خدا اشنا کرد کلا این رو ب اون رو شدم
نود شش تونستم خدمت بکنم ب عزیزانمان که با بلای طبیعی گرامی داشته شدن که از جون دل کاری کرده باشم که قلبم یاد بگیره که باید خدمت کنیم و این اصل انسانیته
نودو شیش خدا جون با اتفاقات زیاد منو گرامی داشت که باعث میشه نود هفت رو ب انقلاب زندگیم تبدیل کنم
واقعا خدایا ازت ممنونم نودوشیش حکمتت بود برام و مطمئنم نودو هفت رحمتت میشه برای هممون ممنونم ازت ????
انانی که شوق پرواز دارن روزی ب پرواز در میایند
پرواز از بستر فرش ب اوج عرش در اغوش خداوند عزیزمون و فرستاده های خدای عزیمون استاد جان که یکی از بی نهایت دستای خدا برای رسوندمون ب منزلگاه ارزو وهدفامون و سر چشمه سرچشمه های خداوندی ??
نود هفت حس عجیبی دارم
انگاری دیگه خودم نیستم یکی ورای من داره منو هدایت میکنه اروممم میکنه انرژیم میده و داره پدال چرخ زندگیمو میزنه من ی قدم میرم جلوو اون بدوو بدوو میاد
نود هفت
97اتفاقی مثبت وشگفت انگیز که تا الان هیچ وقت حتی ب فکرمم نیومد میخامم
12ماه پر از وجود خدا رو میخام
54هفته پر از ثروت و پول میخام
365 روز پر از کار کردن رو باورام و ذهنم میخامم
و درنهایت من همه چی میخام در پناه خدای مهربان
اولین اردیبهشت که تولدمه میخام ی تولد دوباره برا خودم بگیرم
میخام حداقل امسال 120000$درامدم باشه
میخام کارمو ب چند کشور گسترش بدم از جمله ترکیه عراق وافغانستان وفلیپین
میخام ماشین دنا سفید که میخام بدم خانومم بعد ی ماشین شاسی بلند بگیرمم چ
میخامم خونمو ب متراژ صد تا صد بیست متر بگیرم که حالا بخام جزییاتشو تو ضیح بدم خیلی زیاد میشه
میخام حداقل پنچ تا سفر کاری و تفریحی داشته باشم
میخام با ادمای بزرگ… ملاقات داشته باشم ازشون بابت همه چی تشکر کنم که ب عنوان دستی از بی نهایت دست خداجون برام بودن
میخام خیلی کارای بزرگ بزرگ بکنم
میخام خدمت کنم
خدمت کنم
خدمت کنم ب بشریت
با انسان ماندم وانسانیت داشتنم
و با موفقیتم و وجود پاک عزیزانم در پناه خدای مهربان
من خیلی چیزا رو میخام از بچه گیام میخاستم ولی خدا خیلی دوسم داره خیلی من ب این راه ها هدایت کرده که تیکشون بزنم
جمله من اینه من خدا رو دارم کافی
خدا جونم ازت ممنونم
استاد جان دوستون دارم الگوم شما هستین ایمان دارم ی روزی شما رو از نزدیک ملاقات میکنم و باهم میریم ی کافه میشینیم دوتا قهوه سفارش میدیم و باهم درمورد قانون کیهانی و موفقیت هام براتون میگم و البته هوای خوبیم داره واقعا همه چی فوق العاده س
آقای عباس منش عزیز من از سال 92 با شما بصورت اتفاقی آشنا شدم.در حال سرچ کردن برای کنکور بودم که فایل تندخوانی سریع شما را در آپارات دیدم و اومدن به سایت شما و …..
اما من واقعا اشتباه کردم و ب گفته های شما دقیق عمل نمیکردم یا بد عمل میکردم که مجبور شدم به حرفای شما عمل نکنم. اما ار تابستون پارسال (96) واقعا دیگه افسردگی بدی داشتم که به لطف خدای مهربانم باز فایلهای شما را جلوی من قرار داد. فکر کنم فایل به رویاهایت باور داشته باش بود که دیدم و واقعا استاد عزیز اینبار واقعا انقلاب بزرگی در من بوجود امد. دیگه اومدم هرچی فایل رایگان که دانولد نکرده بودم رو دانلود کردم و همه رو دیدم. هر جوری بود قانون آفرینش رو خریدم…. آقای عباس منش عزیز واقعا قانون آفرینش شما معرکست. هرچی از این دوره بگم کم گفتم. الان که 12 فرودین 97 هستش هرروز دارم این قانون رو گوش میدم و واقعا همه چیز زندگی من تغییر کرد. که اتفاقاتی رو که درسال 96 برایم افتاد را براتون میگم
1- مشخص شدن عنوان پایان نامم به راحتی هر چه تمامتر
2- قبولی مقاله ام در ژورنالی که میخواستم.
3- یادگیری و شروع برنامه نویسی و نرم افزارهای تخصصی رشته ام
4- نوشتن یک کتاب با دوستم.
5- پیدا کردن دوستان بسیار خوب برای زندگی ام
6- شناختن وجود خودم و خدای خودم
7- بنایی خونمون و زیباتر شدن خونمون
8- خوب شدن سرما خوردگیام در عرض یک هفته با آبلیمو و عسل :):):):)
9- کار کردن روی خودم و تغییر فرکانسم و عوض شدن دوستان منفی بافم.
10- احساس زندگی بسیار شادتر با خانوادم
11- جور شدن شرایط بسیار عالی برای ادامه تحصیل و کار
12- خریدن دوره هدفگزاری استاد عزیز
13- هدایت شدن توسط خدا و نشانه هایی که جلوی آدم میگزارد.
14- احساس آرامش در تمام زندگی ام
و ……
اما سال 97
1- فراهم کردن شرایط سربازی در بهترین حالت ممکن
2- دفاع از پایان نامم با یک نمره عالی و
3- رسیدن به حد آیلس در زبان
4- خواندن تمام کتاب هایی که دوره قانون آفرینش گفتید
5- شروع به کار در زمینه ی تخصصی خودم و ساختن هر چه بهتر و بیشتر باورهای پولساز
6- خریدن بقیه ی محصولات شما
7- یادگیری ارزهای دیجیتالی، مارکتینگ، بازاریابی، فروش و …..
8- کم کردن 12 کیلو از وزنم
9- نوشتن مقاله isi و اکسپ در ژورنال مورد علاقه ام
و ……
استاد عزیز من زندگی کردن رو از شما یاد گرفتم. برای تک تک لحظات زندگیم دارم وقت میگذارم و دیگه نمیزارم کسی در زندگیم تاثیر بزاره. فقط خودم با خدای خودم تمام شرایط رو به وجود میارم… از خدای خودم ممنونم که باعث شما را به ما نشان بدهد سپاسگزارم. از اینکه خدای من باعث شد مسائل بزرگی در زندگیم از جمله عزت نفس رو از شما یاد بگیرم ممنونم.
استاد عزیز این زندگی که الان داری لیاقتته و بیشتر از این هم باید بدست بیاری. شب و روزگار خوش
از شروع سال انجام مدیتیشن در هر روز و شکرگزاری پیوسته ..
اوایل اردیبهشت برای اولین بار کنار گذاشتن ترس هام و عدم اهمیت به حرف و نظر بقیه و ویدیو گذاشتن از خودم تو پیج اینستاگرامم..
اواسط اردیبهشت هدایت شدنم به پیج اینستاگرام و یوتیوپ استاد عباسمنش..
تو اواخر اردیبهشت بالاخره کاری که خودم دوست داشتم و عاشقش بودم رو با وجود ترس هام ، استارت زدم..
به طور پیوسته روتین جدیدی که ساخته بودم رو اجرا میکردم و پر از اشتیاق و انگیزه بودم..
تو اوایل مرداد بعد یه دوره نا امیدی و بی انگیزگی خودم به تنهایی پاشدم و بازم شروع کردم به ادامه مسیر موفقیت..
اواخر مرداد ماه بعد مدتی برای داشتن درآمد، بازم بیکار نشستم
و وارد دوره ی آموزشی شغل جدیدی شدم و بعد اتمام کلاس ، خیلی فوری و جدی عمل کردم و کارمو استارت زدم. کارم مربوط به اینستاگرام بود و پیج کاریمو باز کردم..
تو اوایل شهریور برای تولد پسرم، اولین بار رفتیم با هم آتلیه و آرایشگاه رفتیم و کلی عکسا و کیلیپای زیبا ثبت کردیم..
تو شهریور برنامه چیدم و طبق برنامه پیش میرفتم و بازبینی هفته ای داشتم و تونستم اولین مشتری رو داشته باشم..
تو مهر ماه برای اولین بار تصمیم گرفتم که برم دندونام و ارتودنسی کنم و خیلی رفتم و اومدم ولی نشد که شروع کنم..
بعد قضایای«هشتگ ها» که اینستاگرام فیلتر شد و درگیر افسردگی شدم، اوایل آبان ماه دوباره تصمیم گرفتم پاشم و خودم فهمیدم به کمک بیشتری نیاز دارم و به درمانگر مراجعه کردم و تراپی رو شروع کردم..
و هفته ی بعدش که یه ناخواسته ی خیلی شدید رو تجربه کردم و تو عمق بازگشت فرکانس های منفیم گیر کردم و تا چندین هفته ادامه داشت ،ولی خداوند کمکم کرد تا هم با درمانگری هم آموزشهای دیگه دوباره کمی سرپا بشم..دوباره انگیزمو بدست آوردم..
از طریق تراپی اطلاعاتی که در زمینه خودشناسی بدست آورده بودم ،مثل اینکه افکارت از طرف شیطانه و حس بدی بهت میده و افکارت جدا از خودته و خیلی موارد دیگه ،برای اولین بار برام درونی شد و درکشون کردم..الان میتونستم برای اولین بار افکارم رو ببینم و احساسم رو متوجه بشم..و خیلی چیزای دیگه..
تو آذر ماه برای تولدم، اولین باری بود که همسرم منو سورپرایز کرد و برام یه دسته گل خیلی خوشگل و کیک زیبا گرفت که بر خلاف سالهای قبل اصلا خبر نداشتم و خیلی غافلگیرم کرد و خوش گذشت ..
تو دی ماه برای روز زن، اونم اولین بار بود که سورپرازم کرد و ادکلن گرون و خیلی خوشبویی رو با جعبه کادوی خیلی زیبا برام هدیه آورد و خیلی خوشحال شدم..
تو ماه بهمن به لطف خدا دوباره تو فرکانس استاد عباسمنش قرار گرفتم و تو یوتیوپ به طور جدی ویدیو هارو میدیدم و متوجه شدم که پاشنه آشیل من اینه که به طور پیوسته حالم خوب نیست..یک روز حالم خوبه ،3 روز حالم بده..دو روز خوشحال و با انگیزم، 5 روز ما امید یا عصبانیم… و اینو درکش کردم.. از روی فایلها کنجکاو شدم که برم سایت رو پیدا کنم چون استاد تو فایل جدیدشون گفته بودن این برای بچه های سایته که واقعا دنبال تغییرات نه یه مسکن.. برای همین عضو سایت شدم و از آخر شروع به دیدن ویدئو های دانلودی کردم..
و از همینجا شروع کردم به تحقیق توی قرآن که هنوزم دارم ادامه میدم و فوق العادست..
تو 10 اسفند ماه که فایل «چگونه درآمد خود را در یکسال 3 برابر کنیم» دیدم، بهش عمل کردم، از 20 اسفند با اینکه اصلا خودم دنبالش نبودم، خداوند هدایتم کرد به فروشندگی لباس و تمام شرایط رو خیلی آسون و راحت و بدونه ریسک برام مهیا کرد و منم شروع کردم و درامد داشتم..
تو اواخر اسفند عروسی دختر خالم بود و خداوند خیلی راحت پول لباس و آرایشگاه رو برام تو همون روزی که میخواستم میفرستاد و خیلی حس خوبی داشتم..و توی عروسی کلی بهم خوش گذشت و تمام دلخوری هارو نادیده گرفتم و فقط رقصیدن و لذت بردم و با فامیلهام که تو مسیر من نیستن و طبق قانون از هم دور شدیم ، کلی حس خوب دادم بهشون و بعضیها رو در آغوش گرفتم و برق خوشحالی رو چشمهاشون دیدم و شب فوق العاده ای رو داشتم..
و الان که 29 مرداد سال 1402 هست، خیلی نمیشه از خواسته های امسالم که نصفش رفته بگم..
اردیبهشت ماه برای اولین بار خودم رفتم املاکی و دنبال خرید خونه برای پدرم بودم و با پدرم رفتم و خونه معامله کردیم و توانستیم ایمانمو به خدا و احساس خوبمونو حفظ کنیم و شرایط به ظاهر بد، به طور معجزه وار خیلی به نفع ما شد و خونه رو خریدیم..
اینم بگم که با سود فروش لباسا داشتم اشتباه میکردم که خدا بازم با دستانش در بیرون و استاد عباسمنش عزیزم هدایتم کرد که سرمایه گزاری درست چیه ..با اینکه ضرر کرده بودم ولی جلوشو گرفتم و با پولم دوره ی عزت نفس رو به هدایت خداوند تهیه کردم و دارم کار میکنم..
برای اولین بار خودم رفتم املاکی و دنبال خرید خونه برای پدرم بودم و با پدرم رفتم و خونه معامله کردیم و توانستیم ایمانمو به خدا و احساس خوبمونو حفظ کنیم و شرایط به ظاهر بد، به طور معجزه وار خیلی به نفع ما شد و خونه رو خریدیم..
برای اولین بار با پسرم بدونه همسرم رفتیم مسافرت و اولین تجربه زیپ لاین و کارتینگ و ماشین کوبنده رو داشتم و کلی لذت بردم و خوش گذروندیم..
از کار لباس که علاقم نبود اومدم بیرون و دارم به شغل مورد علاقم که همین امسال بالاخره چشام باز شد و فهمیدنش دارم کار میکنم و کتابمو مینوسم..
کتابم چهار فصل داره و الان اواخر فصل دوم هستم و خیلی براش ذوق دارم..
مدتیه که درک کردم چرا پولم زیاد نمیشه و چیزی برام نمیمونه و بلافاصله شروع به انجام روس جدیدی کردم که فک کنم داره جواب میده..
و برای ادامه سال….
میخوام کتابم چاپ بشه و بیش از یک میلیون نسخه ازش چاپ بشه و به زبان انگلیسی هم ترجمه بشه..چون کتاب بینظیریه..
دندونام بسیار زیبا و مرتب بشن که حدود نصف مراحل رو انجام دادم به لطف خدا و به زودی دندونای زیبام رو خواهم داشت..
به طور جدی تری به قوانین عمل کنم و پیوسته بمونم تو مسیر و روابط اشتباه رو قطع کنم..
پا رو ترسهام بزارم و تو جایی که میخوام تو زمینه رسالتم ادامه بدم صحبت کنم و رو ترسهام پا بزارم..
بتونم با درآمد خودم پژو بخرم و خودم رانندگی کنم و از ترسم بگذرم..
رابطه با همسرم و خانوادم رو بهتر کنم..
جلسات درمانگری رو با موفقیت و سلامت کامل به اتمام برسونم..
پسرم رو به باشگاه ثبت نام کنم..
گوشواره و النگوی طلا بخرم..
دوره روانشناسی ثروت یا دوره ی دیگه استادکه خداوند هدایتم کنه رو تهیه کنم..
و پرقدرت تر و با ایمان و توحید بیشتر به این مسیر الهی ادامه بدم و پایدار باشم..
سلام و درود الله یکتا به شما دوستان عزیزم و سید بزرگوار سال نو و بهار 97 به تک تک شما و خانواده های گلتون مبارک باشه امیدوارم سالی پر از موفقیت و برکت و سلامتی و خوشی و سعادت در لحظه لحظه سیصد و شصت و پنج روزش داشته باشید و سعادت و خوشبختی و ثروت همیشه در زندگیتون بدرخشه و از شادی و رحمت بی پایان خداوند در زندگیتون اشک شوق بریزید و به تمام خواسته هاتون برسید . الهی آمین ای یگانه بی همتا .
من هم مثل بعضی از شما دوستان عزیزم تازه یازده ماهه با استاد عباسمنش آشنا شدم از طریق صمیمی ترین دوستم و داریم با هم کار میکنیم بسته روانشناسی ثروت یک رو و البته در کنارش که یکی از اساسی ترین کارهاست سپاسگذاری هر روزه از پرودگار رو انجام میدیم . ما اوایل زیاد حرف سید حسین بزرگوار رو در رابطه با سپاسگذاری از خدا درک نمیکردیم چندین بار گوش کردیم مخصوصا فایل چه کسی مالک توست و تحقیق بیشتر کار کردن فایلهای صوتی دیگه از کسانیکه در زمینه سپاسگذاری از خدا کار کردن مثل راندا برن و …
بعد اومدیم طبق حرف استاد و افراد دیگر که ذکر کردم شروع کردیم به نوشتن سپاسگذاری هر روزه از خداوند یکتا . من خیلی نوشتم اینکه چقدر نوشتم مهم نیست مهم اینکه هم از ته دل شکر گذاری کنیم هم بنویسیم بیشتر ذهنمون به سمت نعمتها و داشته ها میره خوشحالتر میشیم روزمون با خوبی و خوشی و خیال راحت و آرامش و سلامتی طی میشه و مهمتر از همه توجهمون به خدا بیشتر میشه بیشتر به انرژی بی انتها و قدرت لایزال الهی متوکل و متوصل میشیم فراموشش نمیکنیم جوری میشیم که حتی برای یک لیوان آب خنک هم از خدا سپاسگذاری میکنیم با دیدن باران لذت میبیریم و سپاسگذاری میکنیم از دهنده نعمت و برکت دیگه چه برسه به ثروت و پول . من میخوام از خودم بگم من پنج ساله ازواج کردم و قبلا تو ذهنم برای خودم تصویری از همسر آیندم داشتم انرژیم مثبت بود ولی اون موقع معنی توکل کردن رو درست مثل الان نمیدونستم معنیه کائنات برگشت انرژی به سمت خودت رو نمیدونستم الان یکسال هست که خوب درک میکنم و هنوز هم خیلی کار دارم تا کاملتر بشم اما تصویری که ساخته بودن از همسر آیندم و اینکه چه خصوصیات اخلاقی و فردی داشته باشه و حتی از خدا خواسته بودم بهم این نعمت رو برسونه بالاخره رسیدم یکسال خواستم از خدا سال بعدش خدا رو بینهایت سپاسگذارم بهم اعطا کرد و من همیشه سپاسگذارشم ایشالله شما هم به هر چیزی که در راه رسیدنش هستید برسید . من قبلا نمازهام برای این بود که فقط نماز بخونم تا خدا بهم نعمت بیشتری بده مثل نماز تجار اما الان فقط صرفا از خدا سپاسگذاری میکنم . من و دوستم از وقتی باهم سپاسگذاری میکنیم و سپاسگذاریمون واقعی و عمیق شده خیلی معحزات جالبی تو زندگیمون شده نمونش اینه که یک کاری رو دوسال قبل میخواستیم انجام بدیم نشد تکیه ما روی افراد بود که فردی دیگه چون پول داره اون کار رو برامون انجام میده این یعنی قدرت رو دادیم دست اون و از خدا قدرت رو گرفتیم که عین شرک هست کارمون انجام نشد اذیت هم شدیم بعد از درک سپاسگذاری فقط به خدا توکل کردیم خیلی افراد اومدن از سمت خدا اومدن بطرف ما و دستی از دستان خدا هستند برای ما که ما رو به خواستمون برسونند همش معجزه بوده در عین نا امیدی . میخوام بگم اگر هیچ پولی هم نداریم مهم نیست هدفمون چیه خونه پول زیاد و نعمت بی حساب محبت و علاقه کسی که دوستش داریم هر چی میخواد باشه فقط سپاسگذاری از خدا باید صبح که بیدار میشیم بگیم شکر سالمیم میتونیم یک لقمه صبحانه هرچی که داریم رو بخوریم دستمون پامون چشمامون اعضای بدنمون نفس میکشیم عشق داریم نسبت به زندگیمون اینکه خدا رو داریم و تنها نیستیم شکرت خدایا همش سپاسگذاری کنیم و خدا که ببخشید تا من بر شما نیز ببخشم . بعد میبینید چی میشه شب که میخوابیم به بهترین اتفاقهای روزمون فکر کنیم بعد بهترینش رو بکشیم بیرون و بخاطرش از ته دلمون از خدا سپاسگذاری کنیم . به خاطر همه خوبیها و نعمتها از خدا سپاسگذاری کنیم اینجوری فقط به داشته هومون فکر میکنیم آگاهانه تمرین هر روز و زیادش باعث میشه به اهداف و داشته هامون توجه کنیم توکلمون به عالیترین سطح برسه و بعد چرا معجزه نشه تو زندگیمون اتفاقهای عجیب و زیبا . الان که میگم اشک تو چشمام جمع میشه من هدفهای زیادی دارم در کنار دوستم همه اهدافمون رو دقیق نوشتیم سپاسگذاری هومون بر طبق حال و اهدافمون در آیندست و همچنین اتفاقات خوبی که در طول روز برامون میوفته هر کس جدا مینویسه بعد جداگانه هر کس سپاسگذاری میکنه و اگر بتونیم همو میبینیم راجع به اهداف مشترکمون صحبت میکنیم برنامه ریزی میکنیم و حتما هم راجعبشون سپاسگذاری از خدا رو انجام میدیم . اگر پیشاپیش برای رسیدن به اهدافمون سپاسگذاری کنیم و بعد همون سپاسگذاری رو بنویسیم و رهاش کنیم بزاریم خدا که کاملا نسبت به همه چیز آگاهیه کامل داره کار خودش رو انجام بده و ما از لحظه حال زندگیمون لذت ببریم و نگران کارمون نباشیم انجام میشه همه چیز و ما به خواسته هامون که روزی آرزمون بودن میرسیم مطمئن باشیم خداوند کارهاش رو برای ما و دنیا به موقع و در زمان مناسب انجام میده شک نکنیم به خداوند ایمان داشته باشیم باورش کنیم سپاسگذارش باشیم همیشه قلبن و آرام باشیم و صبور خدا همیشه با ما بوده و هست . امیدوارم همیشه در پناه الله یکتا شاد سلامت موفق و ثروتمند سلامت و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید . یا حق
با سلام خداقوت
سال نو بهتون تبریک میگم به استاد عزیز همه همکارای عزیزشون و دوستان همدارم با خداوند و شما حتمآ به رویاها میرسم
سال نود شش بی نهایت عالی بود خیلی
خوب و همه از شغلم شروع شد و این دیگ استارت نقاط عطفی بود ک در زندگیم بود
1..شروع کار
2..استارت دوباره جلسات بهبودی در محل کار
3.. آشنای با دوستان عالی و تجربه کار با افرادی ک از شهرستانهای دیگ بودن با فرهنگ و اداب اجتماعی
4..تجربه کار پایپینگ ..جوشکار ارگون و برق
5.. وهمه چیز از اینجا به بعد شروع شد ان هم وقتی ک دوستی کتاب راز رو بهم داد با خوندنش همچیز تغییر کرد
و شروع کردم به تمرین کردنش و نتایج ریز درشتی گرفتم و ایمانم قوی شد اما کافی نبود ک بعدآ بهتون میگم چی شد
6..خرید عینکی ک 4 سال پیش دوست داشتم بگیرم و با استفاده از تکنیکهای کتاب راز خریدمش
7.. تغییر شرکت ب جای عالی تر شرکت بهتر با امکانات رفاهی بهتر
8..پرداخت بدهی ها ک فقط سه میلیون دیگش مونده ک چتد دقیقه بیش تماس گرفتم و زمان خواستم برای پرداخت کردنش ک میدونم خداوند زودتر از من مسیر رو هموار میکنه تا من بهش برسم و پرداختش کنم.
9..مصاحبه با فراد موفق در شغلی ک قصد داشتم پیمانکارش بشم جرعت و اعتماد بنفس پیدا کردن از اینکه در مورد خواستهام با دیگران صحبت کنم
10.. همه چیز از اینجا شروع شد رفتم پیش دوستم نمیدونم چی شد ک در مورد فیلم راز و کتاب راز با من صحبت کرد منم تائید کردم با هیجان تجاربم رو بهش گفتم و اون ی سایتی رو به من معرفی کرد ک چند سال پیش ی کلیپ انگیزشی ازش دیده بودم و با بی میلی کلیپ رو حذف کردم و گفتم بابا ایرانیا هم بدام کلیپ انگیزشی میزارن کلیپ انگیزشی یعنی اریک توماس و لوس براون بقیش داستانه ..اما با اون حال نمیدونم چی شد ک این سایت رو قبول کردم و چون از اینترنت ایمیل ایمجور چیزا در دسترس نبود بقیه کارا رو خودش انجام داد مثل ثبتنام و..
به هر حال تو اون سایت ثبتنام کردم فایلهای رایگان رو در کانال تلگرام دانلود کردم و به حرفهای دوستم گوش دادن مو به مو اجرا کردم شبانه روز گوش دادم شبانه روز
وواخر هر هفته بیست کیلومتر میرفت تو اوج گرما عسلویه کنگان ک فقط افرادی ک اونجا کار کردن و استاد عزیز میفهمد معنی گرما و شرجی یعنی چی
میرفتم و دوستم بهم کمک میکرد با شوق میرفتم اخر شب برمیگشم و این دستاورد بزرگی بود دستاوردی ک توی اون سایت عایدم شد سایت مقدس عباسمنش داد کام. خداوند را خوب شناختم کم کم پله پله ولی بسختی باورهای سخت رو از ذهنم پاک کردم
وقتی ی فایل گوش میدادم تکرارش باعث میشد بهتر درک کنم و فایل بعدی شک تردید ها رو از بین میبرد و سوالات قبلی رو جواب میداد
11..دوستان از اون به بعد دیگ دستاوردها بی نهایته بی نهایت وامی ک پنج سال بود برای دوستم گرفته بودم و اون پرداخت نمیکرد رو با ی تمرین ساده بعد از یک ماه ک با اشنا شده بودم پرداخت شد چقدر خوشحال بودم و به دوستم گفتم خیلی رومانتیک بود بغض کرده بودم شبها همه خواب بودن کتاب میخوندم .صبح زود سر کار میرفتم شب و روز فایل گوش میدادم و تمریناتی ک قراربود انجام بدم انجام میدادم قرار بود شهریور ماه یک میلیون پس انداز کنم ک چهار میلیون پس انداز کردم خیلی لذت بخش بود هر روز معجزات رو با دوستم در میون میزاشتم و تمریناتی رو ک میگفت انجام میدادم
12.. ی بیزینس ک سال 94 استارت زده بود رو دوباره استارت زدم و اینبار خیلی عجیب نه تو شهر خودمون تو شهر کرمان اصلآ نمیدونم چطوری این ایمان ووتوکل در وجودم جوش میزد ک بلند شو و حرکت کن با اینکه پس اندازم فقط دو میلیون سیصد مانده بود ولی به قول ارنولد با جیبی خالی و قلبی پر از ایمان وارزو و رویا حرکت کردم
13..ی لپ کوچولو خرید
14.. ی موتور هوندا داشتم صد رحمت به یاماهای استاد
فروختمش 400 استاد موتور شمارو دزدیدن ولی روی موتور من ی مولی میزاشتن ک برم ی جایش رو درست کنم ک بتونن حرکتش بدن چون غیر از خودم کسی نمیتونس روشنش کنه یا حرکتش بده ?
15..وقتی راه افتادم سمت کرمان قبل از من خداوند قلبها رو کرده بود مسیر رو هموار کرده بود دوستان ی خونه کامل شش ماه دستم بود بدون ی قرون کرایه
16..ستارت کارم شروع جلسات کاریم و تمرینات نتایج عالی
17..مطالعه کتابهای ک قدرت ایمان و توکل را زیاد میکرد
18.. دوری از افراد منفی ی رابطه وابستگی رو ترک کردم پایان تلخی داشت خیلی بد ولی (ی پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایان است) با این باور بیخیالش شدم و چند مدت پیش خبردار شدم ک ازدباج کرده من بخشیدمش و براش ارزوی خوشبختی سلامتی و سعادت میکنم این رو از صمیم قلب براش ارزو میکنم ????
19..کسب کاری در کنار تجارتم داشتم ک خیلی شرایط سخت و باورهای محدود کننده افرادی رو شبانه روز میدیدم ک از باورهای کمبود لبریز بودند و من همش میگفتم ک این شرایط برای تمرین منه برای اینکه من تمام باورهام رو تست کنم همه شش ماهی ک اونجا بودم هندسفری تو گوشم بود و تمریناتم رو مرور میکردم خدایا ازراین بابت از تو سپاسگذارم
20..دیگ چی گیج شدم هوووو از این همه روابط سالم دوستان عالی راستی ی سوئیت کامل با تمان امکانات کامل اونم رایگان رایگاناااا نمیدونم چی بگم خدایا شکرت من تو این سالی ک گذشت مخصوصآ شش ماهی ک با سایت اشنا شدم و تو رو شناختم دیگ برای غیر از اشک نریختم مابین خودم خودت کسی رو نزاشتم خدا خدا
21.. دوستم من با ی ایمیلی ثبتنام کرده بود ک نه خودش یادش بود نه به من گفته بود اما بعد از ی مدتی با خانم فرهادی تماس گرفتم و با ی ایمیل جدید وارد شدم و حالا سه ماهی هست ک توسایت میام خدایا شکرت شکرت شکرت
سال نود شش سالی رویایی بود
مطمعنم ک 97 کهکشانی خواهد بود کهکشانیاااااا
خدایا سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم
.استاد با تو خدا رو شناختیم فیلمهای ک از دارای مالیت برامون میزاری عشق میکنم پر انرژی انگیزه میشم
طول عمری باشه فلوریدا میبینمت ?? جزی از خواستهامه خواستها
سالی از باورها وونتایج فوق العاده براتون ارزو میکنم .حق نگهدارتون
به نام خداوند بزرگ پروردگاری که این جهان بزرگ وزیبا را آفرید وبرای هرقدم به قدم این جهان هستی قوانین وفرکانسی مشخص دردنیا وآخرت برای سعادت ورستگاری ما انسانها قراردادوسپاسگزارم پروردگار بزرگ که من را درراه رسیدن به اهدافم ورسیدن به سعادت ورستگاری دنیا وآخرت که قوانین وفرکانسهایی انچنینی وصف کرد استاد عزیزم من ازشما هم نهایت سپاسگزاری را دارم که اینچنین با گفتار گهربارت مارا به زندگی وسعادت میرسانی من ازخداوند سپاسگزارم برای این که شمارا سرراه من قرارداد تا به زندگی امیدوار بشوم وتولدی دوباره را درک کنم استاد عزیزم من بزرگ ترین دستاوردی که درسال96 داشتم این بود که باسایت شما آشناشدم وازاین دستاورد خداوند را شاکر شدم که وبه قول شما اون حال خوب وآرامش وامیدواری وباورها ورویاهایی که دیگرفراموش شده بودنندرا با شناخت قوانین هستی به دست آوردم من اون حال خوش راپیدا کردم وبه زندگی امیدوار شدم دراولین نتیجه ای که وارد عمل شدم ورزش را شروع کردم تا اعتماد به نفسم را دردست بگیرم که خدارا شکر میکنم وسپاسگزارم که تا الان واقعا امیدوار شدم به زندگی استاد عزیزم من با سخنان گهر بار شما واعتماد به خداوند چنان اراده آهنینی از خودم میبینم که فعلا درحال قوی کردن باورها واعتماد بنفس وتمرینات هستم وباید باورهایم را چنان قوی و شکست ناپذیرکنم تا درمقابل این رقیب ودشمنی که با ناامیدی ونا باوریها و بی اعتمادی ها دروجودم رخنه کرده بودند که تا الان مراشکت خورده قلم داد کرده بودند با اراده آهنین چنان شکستی دهم که نای نفس خوردن نداشته باشند وانشاالله درسال 97و98 خبرهای خوشی را به شما استاد عزیزم ودوستانم که عضو خانواده بزرگ استاد عباس منش هستند خواهم داد واین پیروزی غرورآفرین را جشن خواهم گرفت
داشته هایم درسال 96
1_سلامتی وتن درستی خودم وکل خانواده عزیزم
2_تجربیات کاری که هرچند به شکست تبدیل شدولی من این شکست رابه قول شما استاد عزیزم نقطه عطفی برای پیروزی میدانم
3_این که من کم کم گوشه گیروبیکار شده بودم که یک نقطه عطفی دروجودم موج زدویک دفعه یادم افتاد که من احتیاج به یک روحیه وانرژی مثبت دارم تا این که یادم افتادکه چند سال پیش یکی ازفایلهای انگیزشی استاد از یک جایی برام فرستاده شده بودمرا به وجد می آورد که اسم استاد را هم یادم رفته بود بلاخره پیدا کردم ودرتاریخ7/11/96عضوخانواده بزرگ استاد عباس منش عزیزم شدم واحساس تولدی دوباره به من دست دادتا طعم شیرین زندگی درجهان هستی را به من نشان داد ودرراه رسیدن به این طعم شیرین زندگی هستم وخداوند برزگ را سپاسگزارم برای این لطف بزرگش واستاد عزیزم را هم بی نهایت دوست دارم وازاین که مرا دراین راه یاری میکند ممنونم وازخداوند برایش سلامتی وموفقیت وثروت بیشتری را آرزومیکنم…
خواسته های سال 97و98انشاالله
1_درآمد10 برابری درهرماه
خرید بهترین وارزشمندترین ماشین چون من هیچ وقت ماشین معمولی رودوست ندارم باوجوداین که ماشین معمولی روچندین باربه دست آوردام ولی الان بهترین ماشین روازخداوندبزرگ درخواست کرده ام وانشاالله بدستش خواهم آورد …
3_خرید خانه مجلل وخوب که دارم ولی ازاین بهتر رومیخواهم…
4_چندین کسب درآمد که دراهدافم نوشته ام را همین امسال شروع میکنم ورونق خواهم داد
5_یک تکه زمین کشاورزی دارم که میخوام به یک باغ وتفرج گاه برای خودم وخانواده ام بسازم
وباز هم سپاسگزاره خداوند برزگم که این فرصت را به من داد تا این نقطه نظرهایم را برای شما بازگو کنم واز شما استاد عزیزم وکل خانواده بزرگ عباس منش نهایت تشکر رادارم وانشاالله که همیشه پیروز وسربلند باشید سلامتی وموفقیت را درراه رسیدن به اهدافتان وثروت بی نهایت وخیردنیا وآخرت را برای همه شما آرزومندم
خلاصه باورهای عالی گل های گل این مسابقه صفحات 28 تا 36
88- طبیعت جهان اینه که ثروتمندوشادباشی وارامش داشته باشی سالم باشی اگه غیراین باشه طبیعی نیست وایرادداره
89- یک تمرینی فکر کنم در ثروت 1 بود که استاد گفتند هر سه ماه 1 بار دارایی خالصتون رو بنویسید این باور منو به آموزه های ثروت استاد بیشتر کرد و همچنین تاثیر نوشتن که باز با قدرت ادامه می دمشون
90- یائید وقتی نتایج همدیگرو میخونیم، خودمون رو با بقیه مقایسه نکنیم که فلانی چقدر نتایجش بزرگ بوده و برای ما کم بوده و ما عقبیم
بیائید بقیه رو قضاوت نکنیم که بگیم نتایج من از فلاتی بهتر و بیشتره و به خودمون غره نشیم
ما نمیدونیم هرکس از چه جایگاه و مداری شروع به تغییر کرده و چقدر رو باورهاش کار کرده
ما نمی دونیم تو زندگی گذشته آدمها چه خبر بوده.
ما حق نداریم خودمون رو با کسی جز خودمون مقایسه کنیم
ما حق نداریم کسیو قضاوت کنیم
ما فقط میتونیم از سال قبل و ماه قبل و روز قبل خودمون بهتر باشیم
ما فقط باید برای خودمون و دل خودمون زندگی کنیم
پس بیائید موقع خوندن نتایج همدیگه، بجای اینکه با این افکار احساسمون رو خراب کنیم، این جوری فکر کنیم که اگر بقیه تونستن به اون جایگاه برسن پس ما هم میتونیم
پس بیائید نتایج همدیگرو بخونیم با این نیت که باورهامون تقویت بشه که پس.
91- ثابت شد که خدای خوبم عادل هست و همه بندگانش رو دوست داره و عاشقشونه وبهترینها رو برای ما خلق کرده تا ما همیشه شادو ثروتمند
و آزاد باشیم و همانطور که دوست داریم زندگیمون رو بسازیم زندگی سراسر شادی و آرامش و سلامتی وثروت و عشق بعبارتی میتوانیم بهشت را در این دنیا برای خودمان خلق کنیم و این باور بسیار بزرگ و عظیم هست
92- خداوند پول از تو جیب من نمی گیره تو جیب کس دیگه ای بذاره
هر کس هر چقدر بخواد بهش داده مبشه .
اگه کسی از نور بیشتر خورشید استفاده کنه باعث نمی شه به من نور کمتری برسه .یا اگه من ببشتر بخوام به کس دیگه ای نور کمتر برسه .
ای نعمت گسترش پیدا میکنه به اندازه نیاز هرکس
و من مقدس ترین انسان روی کره زمین هستم که خداوند هر آنچه را بخواهم بهم میده
93- همه ما ثروتمندیم .
ثروتمندیم که هدف داریم و آرزوهای زیبا
ثروتمندتریم که باورهای عالی میسازیم
و ثروتمندتر و ثروتمندتریم که خدا رو به عنوان رب جهانیان با جون و دل قبول داریم
و این ثروتها باعث ایجاد احساس خوب در ما میشه و ما تعهد دادیم که هر روز برروی اونا کار کنیم .
بر طبق قانونی که جناب استاد عباس منش به یاد ما آوردند سیستم اتفاقات خوبی رو سر راه ما قرار میده تا ما به خواسته هامون برسیم ، اون هم با شکرگزاری – شادی -سلامتی -عزت و همه ی نعمتهای خوب دنیا .
94- شکر تو بر نعمت گذشته زمینه ساز نعمت آینده است. امام حسین(ع)
95- جان مکسول می گویید وقتی شما رشد کنید آدمهای دور وبر شما هم تغییر می کنند
96- نذری که در جهان صفا آرد
بذریست که در دلت خدا می کارد
بذری که در جهان گسترش آرد
میوه ایست که در دامنت خدا بگذارد
بذری که توسعه یابد نذرش کن
خنده اش را بر لبت خدا می کارد
97- آن گونه که در لباس مادى، پوشش عیوب، حفاظت از سرما و گرما و زیبایى مطرح است، همسر هم عامل پوشش عیوب است، هم نگهدارنده از گناه و هم مایهى زیبایى معنوى انسان مىباشد
98- جامه ای که انسان را مغرور و سرمست کند یا تکبر و خود برتربینی آورد ناپسند است . همچنین مقید بودن به نوع خاصی از جامه نیز اسارت آور است. پس نباید همسر کسی بودن باعث غرور و تکبر و خودبرتربینی شود . همچنین نباید خود را وابسته به همسرمان نماییم که برایمان اسارت می آورد.
99- همهى نعمتها به دست خداوند است و از خزینهى غیب الهى سرازیر مىشود، چنانکه خداوند مىفرماید: «و اِنْ من شىء الاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله الاّ بقدر معلوم» هیچ چیز نیست، جز آنکه گنجینههاى آن نزد ماست و جز به اندازه معلوم، فرو نمىفرستیم. اندازه ی معلوم یعنی میزان درخواست ما از خداوند .
100- گرچه در تهیّهى لباس، علاوه بر عوامل طبیعى ، انسانها نیز تلاش مىکنند، ولى همهى اینها به دست خداست. «انزلنا علیکم لباساً» – پوشش وپوشاندن کار خداست، «انزلنا علیکم لباساً یوارى»، ولى برهنگى و برهنه کردن و رسوا کردن نتیجه ی اعمال شیطانی ما است. «فوسوس… لیبدى لهما ما ورى عنهما من سواتهما» همانطور که خداوند همیشه می فرماید که گناهان شما را می پوشانم و شما را رسوا نمی سازم پس این خاصیت در نعمت دیگرش که لباس هست نیز وجود دارد و با استفاده از لباس ، عیب های ما پوشیده می گردد پس با انتخاب همسر مناسب و درست نیز عیب های ما پوشیده می شود.
صدق الله العلی العظیم
سلام ممنون وتشکر از کار زیبایی که انجام دادی من خیلی استفاده کردم
واقعا زحمت کشیدید
خیلی کار زیبا و پر زحمتی انجام دادی. ممنون عزیزم
به نام بزرگترین فرمان روای جهان الله
سلام به استاد عزیز و مریم شایسته دوست داشتنی استاد
من بهار ۱۴۰۰ به وسیله خواهرم با استاد عباسمنش آشنا شدم و توی نوروز ۱۴۰۱ عضو سایت شدم
توی سال ۱۴۰۰ فایل های استاد رو توی فن پیج های اینستا دنبال میکردم و یه عالمه دستاورد خوب داشتم
حالم سرکار بسیار عالی شد و دیگه غر نزدم
یاد گرفتم که از خودم دفاع نکنم و بحث نکنم
دانشگاه ثبت نام کردم و ادامه تحصیل دارم میدم
پس اندازم رو که ۳۰ گرم طلا بود تبدیل کردم به ۱۰۰ گرم
خونه ام رو عوض کردم خونه بزرگتر و دلباز تر که پارکینگ هم داره و این رو نشونه خرید ماشین میدونم
پول رهن خونه ام رو دو برابر کردم
در حالی که دو سال بود تلاش میکردم استعفاء بدم و مدیرم قبول نمیکرد و من رو میمیترسوند از نبود کار و جای مطمعن تونستم استعفا بدم و به راحتی قبول کرد و تمام حق و حقوق و سنواتم رو بهم داد و برام آرزوی پیشرفت کرد
نرم افزار حسابداری سپیدار رو یاد گرفتم
دفترنویسی که خیلی توی حسابداری مهمه یاد گرفتم
ست کردن لباس هام رو یاد گرفتم در حالی که قبلا اصلا خوب لباس نمیتونیم
معنی عزت نفس رو فهمیدم و فهمیدم که ندارمش و یه دوره غیر حضوری عزت نفس از یه استاد دیگه خریدم که خیلی خیلی خوب شدم اما میدونم که دوره عزت نفس استاد عباسمنش باید خیلی چیزهای مهمی توش باشه و دلم میخواد بخرمش
بدهیم به صابکارم رو که برای رهن خونه ازش وام گرفته بودم و میخواستم طلا بفروشم بهش بدم که بتونم استعفا بدم رو بدون فروش طلا از محل حق سنواتم تسویه کردم
کتاب صوتی چهار اثر فلورانس اسکاول شین رو گوش دادم و با حق الهیم آشنا شدم و دلم میخواد بازم گوشش بدم
به ماشین پراید هاچ بک بسیار علاقمند شدم تو سال ۱۴۰۰ در حالی که قبلا خیلی برام بی تفاوت بود و این برام نشونه خریدش هست و توی خیابون ها هم زیاد به چشمم میاد
ترم اول دانشگاه رو با نمره های خیلی خوب پاس کردم
برای خواهر کوچیکترم سرویس کمد و کتابخونه خریدم از حقوقم
به مامانم و خواهر کوچیکتره ماهیانه پول تو جیبی میدم از حقوقم
اینا همه دستاوردهای سال ۱۴۰۰ ام بود
و برای ۱۴۰۱ یه کار خوب که خیلی راحت و ساده به سمتش هدایت میشم میخوام
یه ماشین خوب میخوام و رانندگی خوب
میخوام وقت آزاد خوبی داشته باشم و کلاس شنا برم و میخوام قرآن رو یاد بگیرم و میخوام حداقل دو تا دوره که هنوز انتخابشون نکردم از دوره های استاد عباسمنش رو بخرم. میخوام یه عالمه باور خوب داشته باشم. میخوام یه عالمه چیزی یاد بگیرم
میخوام درآمدم ماهی ۱۵ میلیون تومن باشه توی ۱۴۰۱ و میخوام روزهای آخر سال ۱۴۰۱ برای نوروز ۱۴۰۲ با ماشین خودم برم شهرستان و میخوام پول رهن خونه ام رو دوباره دو برابر کنم. راه خواسته هام رو نمیدونم چیه اما خدا میدونه و این کافیه برای رسیدن بهشون
الهی صد هزار مرتبه شکر به خاطر این همه دستاورد خوب برای یک سال و هنوز شاید سه هفته که عضو سایت استاد شدم و میدونم روزهای طلایی خواهم داشت الهی الهی صد هزار مرتبه شکرت که انسان خلق شدم و قوانین برای انسان ها برابره
الهی شکر
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
رد پای 23 فروردین رو با عشق مینویسم
خدایا شکرت به خاطر تک تک لحظات امروزم که بی نهایت پر بود از انسان هایی که بسیار خداگونه عمل میکردن ،عاشقانه عشق میورزیدن و دستی بودن از دستان بی نهایت عشقت ربّ من
شد شد شد
دیدی شد
امروز فقط روز موجود باش بود
کن فیکون خدا
ربّ ماچ ماچی دل انگیز و جذابم عشقی عشق دوستت دارم لپ گنده نورانی من
میشه میشه میشه
امروز اتفاقات عجیب و جالبی پشت سر هم برام رخ داد و من از فایلی که نصف شب که بیدار بودم از ساعت 1:46 که داشتم فایل جلسات قدم 7 دوره 12 قدم رو گوش میدادم و هدایت شدم به سایت و دیدم که فایل 8 دوره هم جهت با جریان خداوند اومده روی سایت
من فقط نصف شب گوش دادم و امروز نشانه فراوانی رو به وضوح با چشمام دیدم و میدونم که اگر ادامه بدم طبق گفته استاد به سرعت باور فراوانی نشونه اش رو خدا نشون میده و خیلی سریع جواب میده
و تا اذان صبح گوش دادم و یه چیزی بسیار بسیار جالب بود برام بعد اینکه به فایل گوش دادم و نمازمو خوندم به قدری آروم بودم و این آرامش رو از سبکی بدنم حس میکردم و سر نماز که تموم شد و با خدا صحبت میکردم گفتم ببین چقدر آرومم و سبکم
انگار آگاهی های این فایل و یاد خدا سبب آرامش روح و جسمم شده بود
متعجب بودم از اینکه خوابم نمیومد و درسته بعد از ظهرش دو ساعت فقط خوابیدم ،اما خوابم نمیومد و به قدری حواسم جمع بود و داشتم صحبت های استاد رو گوش میدادم که تیز بودن گوش هامو به وضوح حس میکردم و آگاه تر از قبل بودم
بار اولی که گوش دادم به فایل جدید و یه عالمه علامت سوال داشتم
اولی درمورد هوش مصنوعی بود
که نمیتونستم قبولش کنم چون یادمه یه بار از استاد شنیدم که دقیق جمله بندیشون یادم نیست ،شاید من اشتباه متوجه شده باشم
استاد میگفتین ،فکر کنم تو فایلای رایگان بود چون پارسال که تازه وارد سایت شده بودم فکر کنم شنیدم ،میگفتن که وقتی میری سراغ چت جی بی تی ، خدا میگه باشه میری از اون جا مسائلت رو حل کنی ، باشه برو تا اون حل کنه
اما وقتی بیشتر به فایل گوش دادم به خودم گفتم و این صحبت هاتونم به یادآوردم که وقتی از کسی یا چیزی کمک میگیریم بدونیم که دستی هست از دستان خداوند و در قلبمون به یاد بیاریم که این خداست که داره از طریق بی نهایت دستانش کارهامونو انجام میده
و به خودم گفتم ببین طیبه تو هم اگر طبق گفته استاد لخوای چت جی بی تی رو نصب کنی ،یادت باشه که این خداست که با این برنامه کارهات رو آسون کرده
آخه من تا دو هفته پیش بود فکر کنم که به یه تضادی برخوردم و این بود که طرح هایی که برای مدرسه محله مون طراحی کرده بودم و ایده هایی که خدا بهم گفته بود رو میخواستم به تصویر بکشم و چون طراحیم قوی نیست و نمیتونم کاراکتر هارو خودم طراحی کنم ، تصمیم گرفتم از گوگل و یا پینترست، مثلا عکس پسر بچه بردارم و یا هر عکسی که ایده شو دارم
بعد میومدم با قیچی میبریدم و کنار هم میذاشتم و میچسبوندم رو برگه آ3 و طرح اصلیمو دوباره طراحی میکردم
و وقتی آماده میشد
چون فتوشاپ و طراحی وکتور بلد نبودم ،طرحم رو سازمان زیباسازی قبول نکرد و طرحام موند ،تا اینکه خدا بهم گفت برم به مدرسه محله مون بگم. با مدیرش صحبت کنم
و تا اینکه من طرحامو همینحوری طراحی کردم و به یه دوستم گفتم گفت بلد نیست و از خدا خواستم کمکم کنه و یه راه ساده و راحت بهم بگه تا به وکتور تبدیلش کنم
یادمه یه روز نشسته بودم یهویی یاد دوستم افتادم که نقاشی انجام میداد ،بهش پیام دادم و گفتم جریانو و گفت میتونه برام درستش کنه و اشاره کرد به چت جی بی تی
من که حرفشو شنیدم یاد حرف استاد عباس منش افتادم و گفتم نه من نباید این کارو بکنم انگار خدارو نمیبینم و تکیه میکنم به چت جی بی تی
و از طرفی نمیخوام در راستای مهارتم برم فتوشاپ یاد بگیرم
اولش گفتم نه و بعد طبق هدایت خدا ، که هدایت شدم به متنی که از چیزی که دارم و الان موجوده استفاده کنم و تصمیم گرفتم این کار رو انجام بدم و مدیر مدرسه که طرحمو دید و قبول کرد ، بعدش میرم فتوشاپ یاد میگیرم
و امروز که استاد درمورد چت جی بی تی گفتین خیلی مقاومت داشتم و هنوزم مقاومت دارم و هی میگم کار درستی نکردم
اما اینو بارها به خودم گفتم که تو باید نگاهت رو تغییر بدی
اینکه خدا بی نهایت دست داره برای اینکه تو رو رشد بده و به خواسته هات برسی
و وقتی مثال رو زدین که گفتین یه آقایی از چت جی بی تی ایمیل رو نوشته و تو کارش ارتقا پیدا کرده به خودم گفتم طرح های من رو هم که تبدیل به وکتور کرده میشه که انجامش بدم
بعد من تا صبح که گوش دادم خیلی درمورد موضوعات فایل یادآوری هایی بهم شد که در رد پاهای دیگه مینویسم
بعد که اذان صبح رو گفت و من نمازمو خوندم و خوابیدم و 8 بیدار شدم و با عشق تمرین ستاره قطبیم رو انجام دادم و حاضر شدم و رفتم نون خریدم و اومدم خونه تا تابلوی نقاشیمو بردارم و برم تجریش
اولین جلسه سال 1404 بود برای کلاس رنگ روغنم
وقتی راه افتادم جلو مدرسه پسرونه ابتدایی و راهنمایی محله مون که رسیدم دیدم یه اتوبوس وایستاده و دانش آموزا به صف شدن و داشتن جایی میرفتن و من مدیر مدرسه رو دیدم و سلام کردم بهش و رفتم
حس خوبی داشتم ،وقتی از جلوی مدرسه رد میشم به وضوح تصویر خودمو میتونم تجسم کنم که دارم دیوارهاشو رنگ میکنم و بارها هم گفتم که اگر بشه خیلی خوشحال میشم و اگر هم نشه هرچی خیره و از تو به من برسه من به خیرت محتاجم ربّ من
وقتی رفتم و سوار بی آر تی شدم یه دختر قبل من رفت تا بشینه ،تو دلم گفتم کاش تو اون صندلی نشینه و من بشینم ،دیدم وایستادکنار صندلی و مکث کرد و رد شد رفتم صندلی عقب نشست وای فقط میخندیدم و تشکر میکردم که من گفتم و شد
و کنار یه دختر بسیار زیبا و خوشگل نشستم و به ایستگاه که رسید ازم پرسید چند تا ایستگاه تا مترو هست و بهش گفتم دو تا و به قدری تو اون چند جمله حس خوبی داشتم که با هم با لبخند صحبت کردیم و رسیدیم و رفتم مترو
وای امروز فقط روز موجود باش بود
قطار وایستاد و من دیدم صندلیا خالیه میخواستم بشینم چون بوم دستم بود و تو جمعیت نمیشد وایستم
همیشه تجریش که میرم از دری میرم که یه سمتش مردونه هست و میله داره و یه سمتش زنونه هست
تا موقع رسیدن به تجریش درست کنار در خروجی وایمیسته که وقتی در باز میشه سریع میتونی بری
من وقتی وایستادم دیدم قطار جلو تر وایستاد و من تو دلم گفتم الان در خانما باز بشه میرن میشنینن و من از سمت آقایون که درش باز کرد رفتم
وای خدایا تو دیگه چه ربّ دل انگیزی هستی آخه
در که باز شد متعجب شدم ،انتظار داشتم که خانما سریع بشینن دیدم دری که برای خانما بود باز نشد و همه از در آقایون اومدن و منم که جلو بودم رفتم و نشستم
خیلی لذت بخش بود
امروز هرجی دلممیخواست و میگفتم سریع رخ میداد
البته روزای قبل و قبل و قبل ترم هم اینجوری بودا
اما امروز یه جورایی عجیب بود
و وقتی فکر میکنم میبینم من که تا اذان صبح با فکر کردن و گوش دادن به فایل جلسه 8 ،، دقت میکردم نشونه ها داره میاد
خدارو سپاسگزاری کردم و تو راه فایل فراوانی و سپاسگزاری رو گوش میدادم و دوباره خیلی دقیق گوش میدادم و فکر میکردم
وقتی رسیدم تجریش و رفتم بیرون دیدم یه صدای شدید بارون میاد و به شدت بارون میبارید از اون بارونای شدید پارادایس خونه استاد ، به قدری شدتش زیاد بود که به ذوق اومدم و دیدم همه کنار خیابون زیر ساختمونا وایستادن و من که عاشق راه رفتن زیر بارونم رفتم و از اینکه خیس شدم خیلی لذت میبردم
فقط خداروشکر میکردم و خیلی خیلی حس خوبی داشتم و فقط میخندیدم و با خدا صحبت میکردم و اینکه میگفتم آب باران به صورتم میخوره و پر از مواد مقوی برای پوست صورتمه
تا برسم سر کلاسم کامل خیس شده بودم و تابلوی رنگ روغنم هم خیس شده بود
خیلی لذت بخش بود تو آینه آسانسور به خودم نگاه میکردم و میخندیدم و ذوق میکردم
وقتی رفتم سر کلاس و همکلاسیم بود و استاد طراحی سلام کردم و کلی باهم صحبت کردیم و یه دختر بسیار بسیار زیبا بود که طراحی کار میکرد و چهره اش برام آشنا بود
با هم صحبت کردیم و گفت پسرم ، من و همکلاسیم تعجب کردیم چون بهش نمیومد ازدواج کرده باشه و سنش به 30 میخورد اما گفت 40 سالشه و دو تا پسر داره
اونجا بود که به خودم گفتم ببین طیبه سن فقط یه عدده و به قدری حس و حالش خوب بود و اینو میشد از چهره خندون و حال خوبش فهمید و خیلی آرامششو حس میکردم و لذت بردم از صحبت کردن باهاش
وقتی یکی از بچه های کلاس اومدن ، یهویی دیدم اومد و نشست کنارم و آروم گفت طیبه جان من برای شما یه هدیه آوردم و امیدوارم که دوستش داشته باشی
اصلا من موندم
یه کیف دوشی که چهار خونه بود بهم هدیه داد ، از مدل کیف معلوم بود که قیمتش کمی بالا هست و حدودا فکر کنم نزدیک 500 میشه
چی بگه خوبه؟!
گفت تو برای ما همیشه هدیه میدی و دوست داشتممنم برات هدیه بیارم برای عیدی
اصلا من موندم به این حرفش
چون من یه بار فقط برای کل کلاسمون روان نویس طرح کلید داده بودم که چند ماه پیش فروشم از گل سرا 14 میلیون شده بود و برای همکلاسیام هدیه خریدم
و یه بارم قبل عید که کلاس داشتیم برای همکلاسیام ،که مادرم از گل سراش داد و برای هر کدوم یه شاخه کوچیک بافتنی گل سنبل دادم
هدیه هام به قدری کوچولو بودن که با اینکه از نظر مادی خیلی قیمت بالایی نداشتن اما از این صحبت همکلاسیم متوجه شدم که خیلی خیلی خوشش اومده بود
نمیدونم اما خدا یه درسی هم بهم داد ،اینکه گفت ببین هدیه هر چی میخواد باشه ،مهم اینه که تو لذت بردی از هدیه دادن و الان دوستت میخواد از هدیه دادن لذت ببره
و اون لحظه یاد فایل جدید نیفتادم و بعد یادم اومد که من فقط به فایل گوش دادم و نشونه فراوانی که میشه از بی نهایت طریق خدا بهم کیف و یا مانتو و یا هرچیز دیگه ای هدیه بده ،داره
بعد که رفتیم سر کلاس تا جا بگیریم و من کنار دست استاد نشستم تا بهتر ببینم ،یهویی همون هنرجدی استادم که روز 13 فروردین کنار مسجد خونه مون دیدمش و مادرم ماکارونی درست کرده بود و با اینکه کم بود و اندازه دو نفر بود غذامون برای من و خواهر زاده ام
اما بردم و با هم سه نفری تو حیاط مسجدمون خوردیم و فهمیدیم که هم محلیم ،اومد و گفت طیبه بیا از کلاس بیرون
رفتم و گفت مامانم برات ناهار فرستاده
وای خدای من
یه لقمه پر از کوکو بود و من وقتی خوردم به قدری خوشمزه بود که فقط میگفتم خدایا شکرت من گرسنه ام بود و تو برای من غذا رو عطا کردی
وقتی داشتم لقمه رو میخوردم یاد فراوانی و اینکه وقتی من غذامو باهاش تقسیم کردم و با لذت باهم خوردیم ،الان خدا یهویی اینجوری بهم هدیه داد
اصلا فکرشو نمیکردم ناهار بیاره
خیلی شکر میکنم خدارو که امروز بهم نشونه داد و گفت ببین طیبه اگر سعی کنی درست عمل کنی به آگاهی ها نتایجت بزرگ و بزرگتر میشه
وقتی برگشتم سر کلاس و نشستم استادم رفته بود کلاس
سریع رفتم و نشستم ،استاد شروع کرد به کار کردن گفت طیبه بگو ببینم چه خبر خوبی ؟
دیگه میدونم که محبت خداست که شامل حالم میشه در هر لحظه چون حال هیچ کس رو در اون جمع نپرسید و فقط اسم منو گفت
بعد که کار میکرد من نمیتونستم ببینم و عکسی که روی بوم چسبونده بود و نگاه میکرد و کار میکرد جلوشو گرفته بود
من گفتم استاد میشه اینو به بوم بچسبونید نمیبینم
گفت بله چشم به خاطر گل روی طبیه چسب میچسبونیم که طیبه ببینه
من فقط داشتم کیف میکردم که خدا داره این همه کارارو برای من انجام میده
حالا جالب اینجاست بعد من همکلاسیم گفت استاد فلاک کارو میکنید و جوابشو که داد ،گفت نه
اونجا بود که یاد برانگیختگی روابط و اینکه در صلح بودن با خودم و هماهنگ بودنم با خدا رو یادماومد
خیلی روز باحالی بود
هر روز من در این جهان هستی فوق العاده بهشتی و بی نهایت زیباتر میشه
سعی میکنم به آگاهی ها عمل کنم و مومنتوم مثبت رو حفظ کنم و آگاه باشم به لحظه لحظه رفتارهام تا بدونم چجوری باید کنترل کنم ذهنم رو
حالا جالب تر اینکه وقتی کلاس تموم شد استادم کارای همه رو دید وکار من رو که دید گفت خوب کار کردم و استاد طراحی که بهش خداحافظی گفتم ،گفت طیبه فردا میبینمت میای که ورکشاپ
حس میکنم جدیدا آدما مشتاق تر شدن وقتی باهم صحبت میکنیم و انگار از وقتی من تصمیم گرفتم سعی کنم خدا رو در وجود آدما ببینم ،جنبه خداگونه و مشتاقشون رو میبینم که خدا مشتاقه تا هر لحظه با من صحبت کنه
میخواستیم برگردیم همکلاسیمکه پسر 3 ساله شو آورده بود و پازل آورده بود با خودش منم باهاش بازی کردم و بعد بهش گفتم میای باهم عکس بگیریم خیلی سریع سرشو تکون داد و گفت بلده و یه آبنبات قلبی داشت اونو نشون میداد و باهم عکس گرفتیم
خیلی حس خوبی داشتم
و وقتی برمیگشتیم همون دختر که هم محله ای من بود گفت میای باهم برگردیم
من حس خیلی خیلی خوبی نداشتم نسبت به اینکه باهاش برگردم خونه و فرکانس خوبی دریافت نمیکردم ، و گفت باهم بریم تا یه ایستگاه و پدرم میاد باماشین ما باهم بریم تو رو هم برسونیم
تو دلممیگفتم چجوری بگم من نمیام و مسیرم رو از یه ایستگاه دیگه میخوام برم ،که به مادرش زنگ زد و وقتی صحبت کرد و برگشت به من گفت طیبه از شانست مهمون داریم و پدرم نمیتونه بیاد
من اون لحظه تو دلم میخندیدم که چیکار داری میکنی خدا هر چی میگم میشه
و بعد سعی کردم به فایل گوش بدم و چشمامو بستم تا برسیم ایستگاه و باهم برگشتیم خونه
خیلی خیلی خوشحالم که حس فوق العاده عالی دارم از اینکه فقط من با تمرکز گوش دادم و امروز این همه نشونه درمورد می افزایم و فراوانی رو دیدم و هدیه گرفتم
پس اگر با تمرکز ادامه بدم صد در صد بزرگ و بزرگتر از اینها برام رخ میده
خدایا شکرت
من امروز فقط و فقط زیبایی دیدم و لذت بردم از هوای بارونی و جذاب و زیبای بهاری و انسان هایی که لبخند به لب داشتن
الان یادم اومد تو قطار که بودیم و نزدیک ایستگاهمون شدیم بلند شدم و یه خانم داشت نگاهم میکرد و من لبخند زدم دیدم به قدری از ته دل لبخند زد و خندید که خیلی خیلی حس خوبی داشتم خدایا شکرت
من از این فایل یه کلید دریافت کردم که از امروز سعی کردم در عمل اجراش کنم حتی بیشتر از روزهای قبل و اون سپاسگزاری و حس و حال بی نظیرش بود
و من نتیجه هاشو به زودی دیدم و نتیجه های بزرگتر هم در زمان و مکان مناسبش رخ میده
بی نهایت سپاسگزارم استاد عباس منش عزیزم و مریم خانم شایسته عزیز
نور عظیم خدا به شکل شادی و سلامتی و آرامش و عشق و ثروت و نعمت در زندگیتون جاری بشه
شب وقتی خواستم ردپامو بنویسم هدایت شدم به آیه 130 سوره طه و این بود که
و پروردگارت را قبل از طلوع خورشید و قبل از غروبش به پاکی ستایش کن ،تسبیح خداوند را به جای آور تا خشنود شوی و آرامش یابی
من دقیقا امروز وقتی سعی داشتم آگاهانه سپاسگزارتر باشم واقعا آرامش خاصی داشتم
سلام و درود
بر وجودپاک انسانیت
خداقوت ب هم قطاریای عزیزمم
قبل از هر چیزی خدا رو شاکرم که من تو مسیر قرار داد که بتونم خود واقعی خودمو بشناسم و از شناخت خود واقعی ام ب خدای واقعی ام برسم و جدا ازهمه تفکرات نادرست
من از نود وشیشم میخام بگم همنطور که استاد گلمون گفت بنویسیم تا بیشتر برای دریافت نعمات خداوندی اماده شیم
خداحافظ نودو شیش سلام بر نودوهفت ???
بچه ها بیاین نود هفت رو عینک دودی بزنیم ???
چون نود هفت خیلی روشنه ??
ب لطف خدا جون96
اولین اتفاقش این بود که هنوز زنده بودم خدا روشکر
با کسی اشنا شدم که پرفکت وعالی بود اونم در مسیر تعالی بود
بیشتر از هر زمانی با خودم آشنا شدم
خدارو بشتر از هر زمانی درک کردم وفهمیدم
با ی کتاب اشنا شدم که منو تکون داد قبل از هر چیزی من هر اتفاقی میفتاد من خودم سرزنش میکردم و وقتی که کتاب رو خوندم استارت تو ذهنم خورد که این از بچه گیام بود که با من اومده و باید اصلاحش کنم و استاد بزرگوارم که منو با خدا اشنا کرد کلا این رو ب اون رو شدم
نود شش تونستم خدمت بکنم ب عزیزانمان که با بلای طبیعی گرامی داشته شدن که از جون دل کاری کرده باشم که قلبم یاد بگیره که باید خدمت کنیم و این اصل انسانیته
نودو شیش خدا جون با اتفاقات زیاد منو گرامی داشت که باعث میشه نود هفت رو ب انقلاب زندگیم تبدیل کنم
واقعا خدایا ازت ممنونم نودوشیش حکمتت بود برام و مطمئنم نودو هفت رحمتت میشه برای هممون ممنونم ازت ????
انانی که شوق پرواز دارن روزی ب پرواز در میایند
پرواز از بستر فرش ب اوج عرش در اغوش خداوند عزیزمون و فرستاده های خدای عزیمون استاد جان که یکی از بی نهایت دستای خدا برای رسوندمون ب منزلگاه ارزو وهدفامون و سر چشمه سرچشمه های خداوندی ??
نود هفت حس عجیبی دارم
انگاری دیگه خودم نیستم یکی ورای من داره منو هدایت میکنه اروممم میکنه انرژیم میده و داره پدال چرخ زندگیمو میزنه من ی قدم میرم جلوو اون بدوو بدوو میاد
نود هفت
97اتفاقی مثبت وشگفت انگیز که تا الان هیچ وقت حتی ب فکرمم نیومد میخامم
12ماه پر از وجود خدا رو میخام
54هفته پر از ثروت و پول میخام
365 روز پر از کار کردن رو باورام و ذهنم میخامم
و درنهایت من همه چی میخام در پناه خدای مهربان
اولین اردیبهشت که تولدمه میخام ی تولد دوباره برا خودم بگیرم
میخام حداقل امسال 120000$درامدم باشه
میخام کارمو ب چند کشور گسترش بدم از جمله ترکیه عراق وافغانستان وفلیپین
میخام ماشین دنا سفید که میخام بدم خانومم بعد ی ماشین شاسی بلند بگیرمم چ
میخامم خونمو ب متراژ صد تا صد بیست متر بگیرم که حالا بخام جزییاتشو تو ضیح بدم خیلی زیاد میشه
میخام حداقل پنچ تا سفر کاری و تفریحی داشته باشم
میخام با ادمای بزرگ… ملاقات داشته باشم ازشون بابت همه چی تشکر کنم که ب عنوان دستی از بی نهایت دست خداجون برام بودن
میخام خیلی کارای بزرگ بزرگ بکنم
میخام خدمت کنم
خدمت کنم
خدمت کنم ب بشریت
با انسان ماندم وانسانیت داشتنم
و با موفقیتم و وجود پاک عزیزانم در پناه خدای مهربان
من خیلی چیزا رو میخام از بچه گیام میخاستم ولی خدا خیلی دوسم داره خیلی من ب این راه ها هدایت کرده که تیکشون بزنم
جمله من اینه من خدا رو دارم کافی
خدا جونم ازت ممنونم
استاد جان دوستون دارم الگوم شما هستین ایمان دارم ی روزی شما رو از نزدیک ملاقات میکنم و باهم میریم ی کافه میشینیم دوتا قهوه سفارش میدیم و باهم درمورد قانون کیهانی و موفقیت هام براتون میگم و البته هوای خوبیم داره واقعا همه چی فوق العاده س
در پناه خدا شاد ثروتمند باشید
ما میتونیم
سلام استاد عزیزم و همه ی دوستان خوبم
آقای عباس منش عزیز من از سال 92 با شما بصورت اتفاقی آشنا شدم.در حال سرچ کردن برای کنکور بودم که فایل تندخوانی سریع شما را در آپارات دیدم و اومدن به سایت شما و …..
اما من واقعا اشتباه کردم و ب گفته های شما دقیق عمل نمیکردم یا بد عمل میکردم که مجبور شدم به حرفای شما عمل نکنم. اما ار تابستون پارسال (96) واقعا دیگه افسردگی بدی داشتم که به لطف خدای مهربانم باز فایلهای شما را جلوی من قرار داد. فکر کنم فایل به رویاهایت باور داشته باش بود که دیدم و واقعا استاد عزیز اینبار واقعا انقلاب بزرگی در من بوجود امد. دیگه اومدم هرچی فایل رایگان که دانولد نکرده بودم رو دانلود کردم و همه رو دیدم. هر جوری بود قانون آفرینش رو خریدم…. آقای عباس منش عزیز واقعا قانون آفرینش شما معرکست. هرچی از این دوره بگم کم گفتم. الان که 12 فرودین 97 هستش هرروز دارم این قانون رو گوش میدم و واقعا همه چیز زندگی من تغییر کرد. که اتفاقاتی رو که درسال 96 برایم افتاد را براتون میگم
1- مشخص شدن عنوان پایان نامم به راحتی هر چه تمامتر
2- قبولی مقاله ام در ژورنالی که میخواستم.
3- یادگیری و شروع برنامه نویسی و نرم افزارهای تخصصی رشته ام
4- نوشتن یک کتاب با دوستم.
5- پیدا کردن دوستان بسیار خوب برای زندگی ام
6- شناختن وجود خودم و خدای خودم
7- بنایی خونمون و زیباتر شدن خونمون
8- خوب شدن سرما خوردگیام در عرض یک هفته با آبلیمو و عسل :):):):)
9- کار کردن روی خودم و تغییر فرکانسم و عوض شدن دوستان منفی بافم.
10- احساس زندگی بسیار شادتر با خانوادم
11- جور شدن شرایط بسیار عالی برای ادامه تحصیل و کار
12- خریدن دوره هدفگزاری استاد عزیز
13- هدایت شدن توسط خدا و نشانه هایی که جلوی آدم میگزارد.
14- احساس آرامش در تمام زندگی ام
و ……
اما سال 97
1- فراهم کردن شرایط سربازی در بهترین حالت ممکن
2- دفاع از پایان نامم با یک نمره عالی و
3- رسیدن به حد آیلس در زبان
4- خواندن تمام کتاب هایی که دوره قانون آفرینش گفتید
5- شروع به کار در زمینه ی تخصصی خودم و ساختن هر چه بهتر و بیشتر باورهای پولساز
6- خریدن بقیه ی محصولات شما
7- یادگیری ارزهای دیجیتالی، مارکتینگ، بازاریابی، فروش و …..
8- کم کردن 12 کیلو از وزنم
9- نوشتن مقاله isi و اکسپ در ژورنال مورد علاقه ام
و ……
استاد عزیز من زندگی کردن رو از شما یاد گرفتم. برای تک تک لحظات زندگیم دارم وقت میگذارم و دیگه نمیزارم کسی در زندگیم تاثیر بزاره. فقط خودم با خدای خودم تمام شرایط رو به وجود میارم… از خدای خودم ممنونم که باعث شما را به ما نشان بدهد سپاسگزارم. از اینکه خدای من باعث شد مسائل بزرگی در زندگیم از جمله عزت نفس رو از شما یاد بگیرم ممنونم.
استاد عزیز این زندگی که الان داری لیاقتته و بیشتر از این هم باید بدست بیاری. شب و روزگار خوش
سلام استاد عزیز سال نو شما مبارک باشه
موافقیت ها و نعمت هایی الهی که تو سال 96 شامل حال من شد
1- یه کار خوب جور شد و خدارو شکر تا اخر سال هم ثانیه به ثانیه سر کار بودم اینقدر که خسته شده بودم اخر سال (:
2- رفتن به دانشگاه و رشته ای که بهش علاقه داشتم کامپیوتر و برنامه نویسی
3- اشنایی با دوستان جدید و یه محیط تازه تو دانشگاه حس خوب اعتماد به نفس
4-کسب نمره های خوب تو بعضی دروس
5- مطالعه نیمی از کتاب اثر مرکب که واقعا فوق العاده بود
6-یاد گیری برنامه نویسی و بازی سازی که واقعا عاشقش هستم
7-مهم ترین اون ارامشی که تو این سال داشتم
8- زنده موندن یکی از دوستان از حادثه زلزله
در سال جدید میخوام
1- تهیه بسته راه های عملی دستیابی به رویا ها
2- خریدن (…)
3- یاد گیری زبان های برنامه نویسی سی شارپ و HTML CSS در حد عالی
4- تقویت زبان خارجه
5- استقلال مالی
6- ایجاد کسب و کاری اینترنتیم
7-خوندن هفته ای یه کتاب
8- متعهد بودن نسبت به فعالیت هام
به امید سالی عالی و سر شار از پیشرفت برای همه عزیزان
ان شا الله که به خواسته هاتون برسیدن و روز به روز پیشرفت کنید
به نام خدای مهربان..
دستاوردهای من در سال 1401
از شروع سال انجام مدیتیشن در هر روز و شکرگزاری پیوسته ..
اوایل اردیبهشت برای اولین بار کنار گذاشتن ترس هام و عدم اهمیت به حرف و نظر بقیه و ویدیو گذاشتن از خودم تو پیج اینستاگرامم..
اواسط اردیبهشت هدایت شدنم به پیج اینستاگرام و یوتیوپ استاد عباسمنش..
تو اواخر اردیبهشت بالاخره کاری که خودم دوست داشتم و عاشقش بودم رو با وجود ترس هام ، استارت زدم..
به طور پیوسته روتین جدیدی که ساخته بودم رو اجرا میکردم و پر از اشتیاق و انگیزه بودم..
تو اوایل مرداد بعد یه دوره نا امیدی و بی انگیزگی خودم به تنهایی پاشدم و بازم شروع کردم به ادامه مسیر موفقیت..
اواخر مرداد ماه بعد مدتی برای داشتن درآمد، بازم بیکار نشستم
و وارد دوره ی آموزشی شغل جدیدی شدم و بعد اتمام کلاس ، خیلی فوری و جدی عمل کردم و کارمو استارت زدم. کارم مربوط به اینستاگرام بود و پیج کاریمو باز کردم..
تو اوایل شهریور برای تولد پسرم، اولین بار رفتیم با هم آتلیه و آرایشگاه رفتیم و کلی عکسا و کیلیپای زیبا ثبت کردیم..
تو شهریور برنامه چیدم و طبق برنامه پیش میرفتم و بازبینی هفته ای داشتم و تونستم اولین مشتری رو داشته باشم..
تو مهر ماه برای اولین بار تصمیم گرفتم که برم دندونام و ارتودنسی کنم و خیلی رفتم و اومدم ولی نشد که شروع کنم..
بعد قضایای«هشتگ ها» که اینستاگرام فیلتر شد و درگیر افسردگی شدم، اوایل آبان ماه دوباره تصمیم گرفتم پاشم و خودم فهمیدم به کمک بیشتری نیاز دارم و به درمانگر مراجعه کردم و تراپی رو شروع کردم..
و هفته ی بعدش که یه ناخواسته ی خیلی شدید رو تجربه کردم و تو عمق بازگشت فرکانس های منفیم گیر کردم و تا چندین هفته ادامه داشت ،ولی خداوند کمکم کرد تا هم با درمانگری هم آموزشهای دیگه دوباره کمی سرپا بشم..دوباره انگیزمو بدست آوردم..
از طریق تراپی اطلاعاتی که در زمینه خودشناسی بدست آورده بودم ،مثل اینکه افکارت از طرف شیطانه و حس بدی بهت میده و افکارت جدا از خودته و خیلی موارد دیگه ،برای اولین بار برام درونی شد و درکشون کردم..الان میتونستم برای اولین بار افکارم رو ببینم و احساسم رو متوجه بشم..و خیلی چیزای دیگه..
تو آذر ماه برای تولدم، اولین باری بود که همسرم منو سورپرایز کرد و برام یه دسته گل خیلی خوشگل و کیک زیبا گرفت که بر خلاف سالهای قبل اصلا خبر نداشتم و خیلی غافلگیرم کرد و خوش گذشت ..
تو دی ماه برای روز زن، اونم اولین بار بود که سورپرازم کرد و ادکلن گرون و خیلی خوشبویی رو با جعبه کادوی خیلی زیبا برام هدیه آورد و خیلی خوشحال شدم..
تو ماه بهمن به لطف خدا دوباره تو فرکانس استاد عباسمنش قرار گرفتم و تو یوتیوپ به طور جدی ویدیو هارو میدیدم و متوجه شدم که پاشنه آشیل من اینه که به طور پیوسته حالم خوب نیست..یک روز حالم خوبه ،3 روز حالم بده..دو روز خوشحال و با انگیزم، 5 روز ما امید یا عصبانیم… و اینو درکش کردم.. از روی فایلها کنجکاو شدم که برم سایت رو پیدا کنم چون استاد تو فایل جدیدشون گفته بودن این برای بچه های سایته که واقعا دنبال تغییرات نه یه مسکن.. برای همین عضو سایت شدم و از آخر شروع به دیدن ویدئو های دانلودی کردم..
و از همینجا شروع کردم به تحقیق توی قرآن که هنوزم دارم ادامه میدم و فوق العادست..
تو 10 اسفند ماه که فایل «چگونه درآمد خود را در یکسال 3 برابر کنیم» دیدم، بهش عمل کردم، از 20 اسفند با اینکه اصلا خودم دنبالش نبودم، خداوند هدایتم کرد به فروشندگی لباس و تمام شرایط رو خیلی آسون و راحت و بدونه ریسک برام مهیا کرد و منم شروع کردم و درامد داشتم..
تو اواخر اسفند عروسی دختر خالم بود و خداوند خیلی راحت پول لباس و آرایشگاه رو برام تو همون روزی که میخواستم میفرستاد و خیلی حس خوبی داشتم..و توی عروسی کلی بهم خوش گذشت و تمام دلخوری هارو نادیده گرفتم و فقط رقصیدن و لذت بردم و با فامیلهام که تو مسیر من نیستن و طبق قانون از هم دور شدیم ، کلی حس خوب دادم بهشون و بعضیها رو در آغوش گرفتم و برق خوشحالی رو چشمهاشون دیدم و شب فوق العاده ای رو داشتم..
و الان که 29 مرداد سال 1402 هست، خیلی نمیشه از خواسته های امسالم که نصفش رفته بگم..
اردیبهشت ماه برای اولین بار خودم رفتم املاکی و دنبال خرید خونه برای پدرم بودم و با پدرم رفتم و خونه معامله کردیم و توانستیم ایمانمو به خدا و احساس خوبمونو حفظ کنیم و شرایط به ظاهر بد، به طور معجزه وار خیلی به نفع ما شد و خونه رو خریدیم..
اینم بگم که با سود فروش لباسا داشتم اشتباه میکردم که خدا بازم با دستانش در بیرون و استاد عباسمنش عزیزم هدایتم کرد که سرمایه گزاری درست چیه ..با اینکه ضرر کرده بودم ولی جلوشو گرفتم و با پولم دوره ی عزت نفس رو به هدایت خداوند تهیه کردم و دارم کار میکنم..
برای اولین بار خودم رفتم املاکی و دنبال خرید خونه برای پدرم بودم و با پدرم رفتم و خونه معامله کردیم و توانستیم ایمانمو به خدا و احساس خوبمونو حفظ کنیم و شرایط به ظاهر بد، به طور معجزه وار خیلی به نفع ما شد و خونه رو خریدیم..
برای اولین بار با پسرم بدونه همسرم رفتیم مسافرت و اولین تجربه زیپ لاین و کارتینگ و ماشین کوبنده رو داشتم و کلی لذت بردم و خوش گذروندیم..
از کار لباس که علاقم نبود اومدم بیرون و دارم به شغل مورد علاقم که همین امسال بالاخره چشام باز شد و فهمیدنش دارم کار میکنم و کتابمو مینوسم..
کتابم چهار فصل داره و الان اواخر فصل دوم هستم و خیلی براش ذوق دارم..
مدتیه که درک کردم چرا پولم زیاد نمیشه و چیزی برام نمیمونه و بلافاصله شروع به انجام روس جدیدی کردم که فک کنم داره جواب میده..
و برای ادامه سال….
میخوام کتابم چاپ بشه و بیش از یک میلیون نسخه ازش چاپ بشه و به زبان انگلیسی هم ترجمه بشه..چون کتاب بینظیریه..
دندونام بسیار زیبا و مرتب بشن که حدود نصف مراحل رو انجام دادم به لطف خدا و به زودی دندونای زیبام رو خواهم داشت..
به طور جدی تری به قوانین عمل کنم و پیوسته بمونم تو مسیر و روابط اشتباه رو قطع کنم..
پا رو ترسهام بزارم و تو جایی که میخوام تو زمینه رسالتم ادامه بدم صحبت کنم و رو ترسهام پا بزارم..
بتونم با درآمد خودم پژو بخرم و خودم رانندگی کنم و از ترسم بگذرم..
رابطه با همسرم و خانوادم رو بهتر کنم..
جلسات درمانگری رو با موفقیت و سلامت کامل به اتمام برسونم..
پسرم رو به باشگاه ثبت نام کنم..
گوشواره و النگوی طلا بخرم..
دوره روانشناسی ثروت یا دوره ی دیگه استادکه خداوند هدایتم کنه رو تهیه کنم..
و پرقدرت تر و با ایمان و توحید بیشتر به این مسیر الهی ادامه بدم و پایدار باشم..
الهی به امید تو