توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها - صفحه 59 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2684 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    یاسر آزادی خواه سلیمی گفته:
    مدت عضویت: 3130 روز

    به نام الله یکتا به نام خداوند بی نیاز به نام فرمانروای جهانیان

    سلام به استاده عزیز و خانوم شایسته و دوستان هم فرکانسی

    امیدوارم حاله همه عالی باشه

    در حاله حاضر که این ویدیو میبینم ساله 1401 هستش

    من میخوام اتفاقات خوب ساله 1400رو بنویسم و بعد چیزهایی که میخوام در سال 1401البته از این به بعدش اتفاق بیوفترو بنویسم

    همان طور که استاد عزیز اشاره کرد ذهن همیشه اتفاقات بدرو به یاد میاره اما وقتی که تمرین کنیم برای تمرکز به نکات مثبت صددرصد سگه سیاه ذهن رو خاموش میکنیم و ذهن عادت میکنه به به یاد آوردن اتفاقات خوب

    سال 1400 ساله عالی بود از همون لحظه شروعش کلی پول به جیب زدم از عیدی گرفتن گرفته تا مشتریایی که قبل از سال تحویل زنگ میزدن و کلی درآمد کسب شد خداروشکر

    تو یکی از مسابقاتی که شرکت کرده بودم از بین 1000نفر تا 4 نفر اول اومدم که بعدش مسابقه کنسل شد اما به خودم ثابت کردم که توانایی بهترین بودن رو دارم

    من موسیقی کار میکنم و از آهنگسازی و خوندنو نوشتن آهنگ های رپ لذت میبرم با اینکه با دیدگاهی که الان پیدا کردم فقط انگیزشی مینویسم و انگیزشی میخونم چون به این نتیجه رسیدم اگه با گوش کردن به آهنگ های غمگین و خوندنشون ذهنم لذت ببره یعنی دارم این فرکانسو به جهان میفرستم که با غمگین بودن لذت ببرم و جهان هم اتفاقاتی وارد زندگیم میکنه که بعد از اینکه غمگین بشم لذت میبرم

    برای همین تصمیم گرفتم فقط انگیزشی بنویسم و بخونم که اینکار خیلی برام جذاب شده و موزیکایی عالیم ساختم

    خلاصه سال 1400 تونستم یه آلبوم موزیک بدون کمک کسی درست کنم اون آلبوم غمگین اما به خودم ثابت شد که توانایی ساختن آلبوم به تنهاییو دارم و نیاز به هیچ عامل بیرونی ندارم خداروشکر

    توسال1400 تونستم ماشین بخرم یه ماشین نونو و خدارو صد هزار مرتبه شکر بابت خرید اون ماشین

    تونستم کلی تجهیزات مربوط به موزیک بخرم مثلا هدفون هندسفری میکروفون

    تونستم کلی لباس و کفشو کتونی بخرم تونستم کلاس مربی گری شرکت کنم و مدرک بگیرم

    کلی جاهای دیدنی کرج و تهرانو رفتم که تا این سن نرفته بودم از باغ پرندگان گرفته تا پارک های زیبا و مراکز تفریحیو فروشگاه های خیلی زیبا

    کلی رستوران های خوب غذا خوردم

    موزیک انگیزشی آماده کردم که بخونم

    تویه سال 1401 که الان 5 ماهش گذشته تونستم خونه بخرم نقده نقد خدارو صد هزار مرتبه شکر

    باشگامو عوض کردم و هدایت شدم به یه باشگاه عالی و ورزشکارای عالی و مربی عالی

    تو باشگاه قبلی که تمرین میکردم هیچ مشکلی نبود اما احساس کردم خیلی وابسته اون باشگاه شدم و طبق قانون جهان کمکم پسرفت میکنم

    باشگامو عوض کردم و کلی پیشرفت کردم هرروز با انگیزه میرم باشگاه چون وسایل های جدید داره و من که هنوز استفادشون نکردم کلی انگیزه برای استفاده ازشون دارم

    و از اینجا به بعدسال 1401 رو میخوام به امید الله این اتفاقاتو تجربه کنم

    کاره عالی پیدا کنم و استخدام بشم کسبو کار خودم رو راه اندازی کنم

    درآمدم رو چندین برابر کنم

    برم خواستگاری کسی که عاشقشم عقد کنیم بعد باهم مسافرت بریم اروپا

    موزیکای عالی بدم بیرون

    بتونم خونه ای که خریدمو بزرگ تر کنم

    بتونم انقدر درآمدم زیاد بشه که برای خانوادم هرچی که دوست داشته باشم بخرم

    و تا پایان سال 1401 بتونم کلی اتفاقات عالی تجربه کنم وکلی خبرهای خوب بشنوم

    خداروشکر میکنم به خاطره این همه نکات مثبت

    خدارو صد هزار مرتبه شکر بابت این همه اتفاقات عالی

    خدار صد هزار مرتبه شکر بابت احساس فوق العاده ام و اینکه ایمان دارم خداوند با قدرته بینهایتش هرچی که بخوام بهم میده

    خداروشکر میکنم بابت وجود استاده عزیز که دستی از دستان خداوند برای آگاهی دادن به ماهستند

    ممنون استاد عباس منش عزیزو خانوم شایسته 🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    سمانه جان صوفی گفته:
    مدت عضویت: 2242 روز

    سلام به همه ی عزیزان.

    خیلی دوست دارم که قسمت کامنت این فایل عالی توجه به داشته ها، راه رسیدن به خواسته ها شده پاتوق این روزهای من.

    اینکه هر وقت ایده ی کامنت گذاشتن میاد دقیقا به خاطر همین فایل هست.

    الان تو دفترم از نتایج این روزهام با جزییات نوشتم.

    از برکاتی که وقتی تمرکز کردم روی تکلیف این فایل برام بیشتر و واضح تر شدن.

    نتایج دقیقا این 4_5 روز اخیر…

    انگشتری که از لحظه ی اول دلم رو برد، تقریبی به فاصله ی 2 ساعت از درخواست عمیق قلبی، اومد پیشم.

    کفش کتونی خیلی خوب برای پیاده روی تقریبا با 2 روز درخواست عمیق قلبی، اومد پیشم.

    صبح امروز دیدن برف، که عاشقشم و واسم نشونه است همیشه.

    مسیری که رفتم تا برسم کلاسم و با وجود برف، به شدت روان بود.

    خانم محترم راننده ی تپسی که دست فرمون عالی داشت، گپ زدیم و در امنیت و سلامتی رسیدم کلاسم، در نهایت موقع خداحافظی بهشون اوریگامی درنا (نماد صلح و دوستی) هدیه دادم.

    خوندن داشته ها و پیشرفتم طی امسال در رابطه با جسارت و شجاعتم، کنترل ذهنم باعث شد مجدد تقویت بشه جسارتم، شجاعتم، قطع نجواهای ذهنی و جایگزین کردنشون با نور خدا…

    دیشب یهو پیامی اومد تو قلبم…

    خدا، تحت هر شرایطی، هر زمانی، هر مکانی منو حمایت میکنه، هدایت میکنه، مراقبمه، با خدا همه چیز حله (همه چیز یعنی هر چالش ریز یا درشتی که درون من غوغا به پا میکنه)

    و یهو حس کردم چقدر قوی شدم

    چقدر حالم خوبه

    چقدر میتونم دیگه نترسم از ترس هام …

    من خدا رو با خدا بهتر میشناسمش.

    هر وقت قفل میکنم ازش هدایت و کمک میخوام، بعد خدا بهم جواب میده، بعد متوجه قدرت و توانمندی و عشق بودن خدا میشم.

    اینکه هر لحظه بهم درس میده به طرق مختلف که با خود حقیقیم، قوت ها و ضعف هام اشنا شم…

    غرق در لذت، نور و قدرت میشم وقتی یاداوری میکنم که خداوند فرمودند فانی قریب (من نزدیکم)

    انگار که ترس هام آب میشن چون خدا نزدیکه

    قوی میشم چون خدا نزدیکمه، حواسش بهم هست، هدایت و حمایتم میکنه هر لحظه بی توقف…

    دیشب برام واضح شد که سمانه، قدردان تک تک و چیکه چیکه تغییرات و بهبودت باش نسبت به گذشته و دقت کن کمال گرایی منفی باعث نشه نبینی این نتایج رو و فقط تغییرات بزرگ رو نتیجه بدونی…

    حواست باشه این تغییرات در ظاهر اندک، جمع میشن و غوغا میکنن.

    دقیقا یه فایل از استاد گوش کردم که این نکته مهم رو بهم یادآوری کرد.

    این روزها متوجه میشم تکرار، تمرین، پشتکار، امید، توکل، پرداخت بهای رسیدن به خواسته، ادامه دادن مسیری که منجر به موفقیت شده چقدر مهمه و دلیل رسیدن به نتایج هست.

    اینارم با گوش دادن به فایل های هدیه استاد بهتر درک کردم.

    من خیلی خیلی خیلی ازتون ممنونم استاد که این صحبت های کاربردی رو به اشتراک گذاشتین برای بهبود و پیشرفت همه مون، کاملا رایگان با خوش طینتی و مهربانانه.

    جالبه امشب به خودم گفتم سمانه امروز و دیروز کامنت نذاشتی و رد شدم…

    الان یهو خودمو اینجا میبینم…

    من تکلیف هایی دارم در مسیر رشد که خدا خیلی شیرین هدایتم میکنه به انجامشون در زمان و مکان درست و به جای خودش.

    به جرات میتونم بگم نوشتن معجزه میکنه، چون آدم یادش میره به سادگی و به سرعت.

    اما نوشتن سند و ردپا میشه برای روزهای آینده که ببینم از کجا به کجا رسیدم و قدردان باشم واسه رسیدن به تک تک تغییرات و بهبودها.

    خدا رو شکر برای همه چیز

    خدا رو شکر برای همیشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سمانه م شهریورماهی گفته:
      مدت عضویت: 1434 روز

      سلام استاد عزیزم من از،شما بی نهایت سپاسگذارم واقعا کلمه ای پیدا نمیکنم ک بتونم با تمام وجودم ازتون سپاسگذاریمو بیان کنم

      سلام خانوم شایسته عزیزم

      سلام ب سمانه بانو ک هم اسم من هستین ،من با خوندن کامنتتون کلی اشک ریختم ،چقد خوب نوشتین منم اومدم ک بنویسم ک یادم بمونه سال 1401ک بعد طلاقم فقط تونسته بودم فرش بخاری یخچال و گاز بخرم والان تا 12/11/1401،دوره دوازده قدم تا قدم هشتم رو ب لطف خدا خریدم ،دوره قانون افرینش رو خرید ب لطف خدا،کتابهای استاد رو خریدم ،دوره ارزش تضاد رو خریدم ب لطف الله مهربون، یه گردنبند طلا ،گوشی موبایلم جدید و نو خریدم کمد واسه ی لباسام خریدم ،جاروبرقی ماشین لباسشویی ،اتو واسه ی لباسام دوجفت کتونی دوتا کیف کلی لباس ،تابلوهای زیبا ،گلدان گل،مسافرت ب شمال چندین بار مسافرت ب مشهد توی بهترین ویلا،خدایا چقد نعمت ب من هدیه دادی چقدخوشحالم باتمام وجودم سپاسگذارم ،سمانه جان از شماهم ممنونم ک باعث شدی من هم کامنت بنویسم ویاداور شدی ک نوشتن معجزه میکنه ،خداروشکر بی نهایت سپاسگذارخداهستم بابت داشتن فرزندان دختر ک امسال برای اونا هم کلی هدیه خریدم خدایا شکرت

      واما درسال1402ب امید خدای مهربونم میخام ک رانندگی رو حرفه ای دنبال کنم

      از خدا میخام تو شغل جدیدم میکاپ هدایتم کنه ب بهترین آرایشگاه برای حرفه ای تر شدنم و کسب درآمدبیشتر

      از خدامیخام خونم رو بتونم ب محله ی عالی‌تر ببرم ک هم نورگیری خونم عالی باشه وتوی شب بتونم ماه واسمون وروشنایی شهر رو تماشا کنم و صبح هم بتونم طلوع خورشید رو ببینم

      از خدا میخام ب استقلال مالی برسم

      از،خدا میخام بتونم واسه خودم ماشین بخرم

      از،خدا میخام توجهم ب نکات مثبت هر چیزی بیشتر باشه چقدر من بزرگتر شدم چقد متوجه شدم ک ایرادم و تمرکزم روی چه چیزهایی بوده ک باعث شده نعمتهای خدا ازم دور شده بودن ولی ب لطف خدای مهربون و استادعزیزم ک از همینجا دستان مهربونشو میبوسم تونستم متوجه ایرادهای بشم ،ب لطف الله مهربون امسال بیشتر روخودم کار میکنم ومحصولات روانشناسی ثروت و دوره قانون سلامتی رو هم ب امید خدا میخرم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سمانه جان صوفی گفته:
        مدت عضویت: 2242 روز

        سلام به همه ی عزیزان سایت

        سمانه جان خیلی خوشحال شدم که کامنت گذاشتی و از نعمت هات نوشتی هم برای خودت که ثبت و یادآوری شه و خوشحال شی برای دستاوردهات و هم انگیزه میشه برای یه نفر دیگه که اونم بنویسه از داشته هاش.

        دوست دارم چند تا دیگه از نعمت هامو از کامنت قبلی تا الان اضافه کنم، به عبارتی کامنت شما باعث یادآوری شد که بنویسم الان:

        خدایا مرسی که در بهترین زمان و بهترین شرایط دوره ی قانون سلامتی رو شروع کردم (از دوشنبه 10 بهمن 1401)

        خدایا مرسی که دقیقا از 100 روز قبلش منو وارد برنامه ی تناسب اندام و پیاده روی کردی، کاملا آماده ام کردی، بهم یاد دادی در عمل روند تکاملیم رو طی کنم، بدن و ذهنم آماده بشه و بعد منو هدایت کردی وارد دوره خفن قانون سلامتی بشم.

        خدایا مرسی که برای اجرای قوانین دوره منو کامل آماده کرده بودی و انگار که من بخشی از قوانین رو از قبل تمرین و تجربه کرده بودم و وقتی وارد دوره شدم ذهن و جسمم آماده بودن و ساده جلو رفتم.

        خدایا شکرت که در همین هفته ی اول (امروز روز ششم هستم) کلی حس خوب دارم از منطق و عملکرد این دوره برای سلامتی نه فقط کاهش وزن.

        خدایا شکرت که دوره قانون سلامتی رو اسفند 1400 با همسرم خریدیم، و الان آماده اش شدم و متمرکز دارم کار میکنم روش.

        خدایا شکرت که دائم داری هدایتم میکنی به توجه به زیبایی ها و تحسینشون، و ارسال فرکانس خوب به جهان تا از جنس خوبی ها برگرده به سمت خودم.

        خدایا شکرت که مرتب فایل های سریال زندگی در بهشت رو دانلود کردم و میکنم و عین یه کلاس آموزشی با کیفیت عالی دارم میبینم، هم برام جذابیت سریال دیدن که عاشقشم رو داره، هم دارم به زبان تصاویر مطالب مهم زندگی رو به ساده ترین و باور پذیرترین حالت ممکن میبینم و کیف میکنم.

        خدایا شکرت که با آموزش های استاد عباس منش و مثال های مختلف تو زندگی خودم اهمیت طی کردن روند تکاملی رو داری بهم نشون میدی.

        خدایا شکرت برای همه چیز

        خدایا شکرت برای همیشه

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مهسا خطیبی گفته:
      مدت عضویت: 1417 روز

      سلااام سمانه جان

      چقدر لذت بردم از خوندن دیدگاهتون

      واقعا وقتی ادم بدونه خداوند در هر لحظه همراهشه و همیشه مورد حمایت خداوند قرار داره یه حس قوی بودن خاصی بهش دست میده. حسی که باعث میشه دیگه از هیچ چیز و هیچ کس و هیچ اتفاقی نترسی و با شجاعت وارد دل ترس هات بشی

      یکی از باور هایی که من در خودم ایجاد کردم این هست که :

      دستان من در دستان قدرتمند الهی قرار دارد و خداوند مرا به سمت بهترین و درست ترین مسیر هدایت میکند

      این که باور داشته باشی خداوند عاشق توئه و همیشه مراقبته و اجازه نمیده اتفاقی بدی برات رخ بده و آنچه که برات رخ میده خیر مطلق هست ، باعث میشه همیشه احساست عالی بمونه

      بازهم ازت ممنونم دوست هم فرکانسی من

      به امید تجربه اتفاقات بهتر و قشنگ تر️

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سمانه جان صوفی گفته:
        مدت عضویت: 2242 روز

        سلام مهسا جان

        خیلی ممنونم از پیامی که نوشتی برام.

        خوشحال شدم از خوندنش.

        دقیقا درست گفتی مهسا جان.

        من با باور خدا احساس شجاعت و جسارتم بالاتر میره و دقیقا کارهایی که میترسیدم قبلش رو هم انجام میدم…

        یکی از جذاب ترین صحبت های استاد همیشه اینه:

        باورهای توحیدی و ایمان به خدا به آدم احساس امید و شجاعت و حس خوب میده و نجواهای شیطانی به آدم احساس منفی مثل ترس، ناامیدی، ضعف، خشم، کینه و … میده

        دقیقا دارم مچ خودمو میگیرم این روزها مثل یه تکلیف…

        که ببینم حسم چیه و از طرف خداست یا شیطان، و بلافاصله اگاهانه صداهای نجوا رو قطع میکنم و ادامه نمیدم چون میدونم حالمو بد میکنن و به ضرر خودم میشن.

        جواب همه ی سوال ها پیش خداست، وقتی ازش میخوام خودش به سمت جواب هدایتم میکنه.

        بی نهایت سپاس گزار خدا هستم.

        بهترین هارو برات آرزو میکنم مهسا جان.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      زینب گفته:
      مدت عضویت: 1758 روز

      سلام دوست عزیزم.امیدوارم که عالی باشی.

      خیلی لذت بردم از خوندن کامنت زیبات و شکر گزاری که تو کامنت قبلیت نوشته بودی.کلی حال منم خوب کرد و نعمت هایی که تو زندگیه خودم هست رو از دل شکرگزاری هات بهم یادآور شد.بهت تبریک میگم بابت نتیجه های قشنگی که برای خودت خلق کردی و تحسینت میکنم بابت استمرار و کنترل ذهنت

      اینجا که گفتیمن تکلیف هایی دارم در مسیر رشد که خدا خیلی شیرین هدایتم میکنه به انجامشون در زمان و مکان درست و به جای خودش. خیلی به دلم نشست و بهم احساس خوبی داد که با تغییرات زندگیم همراه بشم مقاومت هامو کنار بذارم تا ازشون پلی بسازم برای رسیدن به خواسته هام.مرسی که وقت گذاشتی و تایپ کردی.

      امیدوارم بازم از نتایج قشنگت برامون بنویسی.هر کجا که هستی شاد و سلامت و ثروتمند باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سمانه جان صوفی گفته:
        مدت عضویت: 2242 روز

        سلام زینب جان.

        خیلی ممنونم ازت برای پیامی که برام نوشتی و نظرت رو گفتی.

        امیدوارم لحظه به لحظه هدایت های خدا رو دریافت کنی، درک کنی و لذت ببری از مسیر زندگیت.

        هدایت گرفتن از خدا برای من باعث شد خودم و مسیرم رو بسپرم به خدا تا منو به سمت بهترین راه وانجام بهترین کار هدایت کنه.

        هر لحظه بیشتر جذب هدایت گرفتن از خدا برای زندگیم میشم چون نتایج به شدت عالی برام داشته.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1920 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    یادمه استاد توی یه فایلی،یه سوالی از یکی از دوستان خونند که اون دوستمون گفته بودند چرا هرچی ما میایم به قوانین عمل کنیم و تومسیر درست باشیم از انور شیطان هم بیشتر سعی میکنه مارو ناامید واز راه به در کنه؟؟

    واستاد خیلی قشنگ گفتند که اصلا چنین چیزی ممکن نیست، یعنی امکان نداره کسی بیفته تو مسیر درست ودرستی بیشتر و ارامش وشادی و امنیت و ثروت وسلامتی وسعادت و ایمان بیشتری رو تجربه نکنه…

    میخوام بگم واقعا حرف استاد درست هست، کسیکه روی خودش کار میکنه، روی ایمان و توکلش کار میکنه …یعنی اگاهانه میاد از قوانین استفاده میکنه توی زندگیش، و عملکرد داره نسبت به اگاهی هایی که کسب کرده تو این مسیر،بعد از یه جایی می بینه نه تنها دیگه تلاش و جنگی نداره تا از شیطان ومسیر خطاء ونادرست فرار کنه، بلکه متوجه میشه انقدر کنترل ذهن داشته وانقدر نتیجه گرفته که که جاپاش محکمه، یعنی بیشتر به سمت خیرو خوبی وخوشی و نور الهی در پیش هست ودیگه اصلا خبری از تاریکی و ظلمت ونادرستی نیست توی زندگیش….

    همین خود من، بارها برام پیش اومده تواین مسیر، سوالاتی ذهنمو مشغول کرده ویا نمیدونستم که باید چه اقدامی انجام بدم، جدای اینکه این بخش مرا به سوی نشانه ام هدایت منو میبرده مستقیم جایی که جوابم رو دریافت میکردم، بلکه توی 12 قدم تو هر جلسه به یکی یا چندین سوال من پاسخ داده میشده توسط استاد عزیزم ، ومن میدیدم که سوالها وجوابها پیوسته و همزمان باهم از راه می رسیده…

    مثلا همین چند روز گذشته من با اینکه در مسیر رسیدن به اهدافم بودم تا اون مهر تکمیلی رو بزنم به نتایج و بعد بیام قدم 12 رو بخرم،ولی احساس کردم که افت انرژی پیدا کردم و دارم یه کوچولو گیج میزنم، با اینکه توسایت بودم فایلهارو مدام گوش میدم و 11 قدم رو مدام دوره میکنم به صورت صوتی و توی سایت کامنت میذارم و کامنت هارو میخونم..

    اما انگار یه جای کار لنگ میزد، بله من سوال کردم خدای چی شده؟ مشکل چیه؟ همه چیز که داره طبق برنامه پیش میره، ستاره قطبی و ……

    بعد یه ساعت پیش نت رو روشن کردم دیدم از طرف سایت برام ایمیل اومده که سیده میناسیدپور،شما 11 قدم رو گذرونید بهتره برای قرص و پابرجا بودن و خیر وخوشی دیدن و ادامه نتایج عالیت قدم 12 رو هم بخرید و کار کنید….

    بعد اومدم زدم مرا به سوی نشانه ام هدایت کن، منو مستقیم اورد اینجا…..

    توجه به داشته ها، راه رسیدن به خواسته ها..

    بله دقیقا جواب سوالم همین بود، که خداوند با اون ایمیل از طرف سایت و این فایل بهم گفت: که مینا خانم نزدیک به یکسالی هست که شروع کردی به کار کرد قدمها 11 قدم رو هم گذروندی وکلی نتیجه گرفتی، چرا نمیری قدم 12 رو بخری و از نتایج عالیت برای دوستات واستادت بگی که هم استادت ومریم جان کلی خوشحال بشن و هم دوستات کلی دلگرم بشن به مسیر وکلی انگیزه بگیرن…

    چطور به داشته هات توجه بیشتری نمیکنی به همین ها که حدود 2 سال قبل داشتنشون برات مثل خواب بود؟؟؟؟

    آره دیگه از یه جایی نه تنها دیگه نشونی از شیطان نیست بلکه فقط الهامات هست وهدایتها، که مثل سپیده ی صبح مسیرپیشرفتت رو روشن و روشنتر میکنه، فقط نور خداست و عشق خداست و لطف ورحمت خداوند…

    که حتی وقتی تو حواست نباشه، و گیج بزنی یا استپ کنی یا اصلا ندونی باید کجا وچطوری انجامش بدی، میاد و میگه اینجا واینطوری….

    انجامش بده….

    فقط انجامش بده، ولی هرگز متوقف نشو، چون من هدایتگر تو در این مسیر هستم….

    اگر دنبال خیر وخوشی و سعادت میگردی….

    تنها مسیر درست همین مسیر هست…

    توجه به دااااااشته ها، راه رسیدن به خواسته ها….

    نه اینکه فقط هی بخوای یه خواسته ای رو بدست بیاری و بعد بری سراغ بعدی بعد بری سراغ بعدیش و…..

    یه جایی یادت بره که هدفت چی بوده؟

    اینکه دستاوردهات وداشته هات، موجب رضایت ودلخوشی وحال خوبت باشند نه اینکه صرفا فقط اونهارو بدست بیاری و نسبت بهشون بی تفاوت بشی ویادت بره که همه ی اینهایی که الان داری، یه روزی برات آرزو بودند….

    خدارو هزاران بار شکر، که این سایت، انقدر زنده و آگاه هست و داره توسط اگاهی برتر، یعنی مالک جهان هستی هدایت ومدیرییت میشه…

    استاد قشنگم دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1847 روز

    سلام وقتتون بخیر

    سپاس از استاد عزیز و مریم عزیزم…

    فایل هنوز گوش ندادم اما این نشانه از کلید هدایت سایتم هست بعد از این درخواستی ک تو دفترم نوشتم…عین جمله رو می‌نویسم..راجع به کارم هست و یه چالشی ک تو کسب کار م دارم و الگو تکرار شونده هست..اینطور از خدا درخواست کردم:

    (میخوام باهام حرف بزنی چه کارهای رو باید انجام بدم تا فروشم راحت شه بهم بگو..هر چی باشه انجام میدم..هر تعهدی نیاز باشه میدم که انجامش بدم..).

    امدم تو سایت و کلید نشانه امروز و این فایل الله اکبر جواب دقیق تر از این پیدا نمیشد برای خواسته ام..راه رسیدن به خواسته ها توجه به داشته هااا…بووووووم

    آنقدر دقیق… انقد واضح.. آنقدر قشنگ .آنقدر قلب بگه آهان همینه یادته اوایل هی تایید می‌کردی پشت هم نتیجه میومد تو باز از سر دلخوشی خودت باز اینکار میکردی امااا این قانون بوده…و چه خوشکل خدا همیشه هدایت میکنه حتی تو از قانونش خبر نداشته باشی…

    الان مرداد 1403 هست..از اینجا شروع میکنم ک من یه سری سوال ها داشتم ..خیلی بی انگیزه بودم..دنبال خدا بودم ….می‌نوشتم با خدا حرف میزدم..ارتباط داغونی داشتم هم با همسر هم پسرم..کارم گریه کردن بود….یه روز یه عزیزی برام از یه استاد موفقیت تو اینستا پستشون برام فقط فرستاد …یه هفته ای پیج دنبال میکردم بعد یه روز تو استوری اعلام کرد ک لایو داریم راجع به چگونه انرژی خدارو تو زندگی جاری کنیییم…از آنجا من وارد مدار آگاهی شدم و روز به روز منو به جاهای برده ک راجع به خدا حرف میزنن..حالشون خوبه…من بعد اون از خونه 40 متری ک تو تهران داشتم پله پله مدارمون جابجا شد و الان تو خونه ای هستم ک به صورت رایگان تو بهترین مکان با ویو عالی با منظره عالی …صدای رودخانه..صدای پرنده هوای خنک..نور خانه عالیی ..هر چه قدر از این خونه و زیباییش بگم کم گفتم…

    تو کسب کارم هم کلی فروش تجربه کردم هم به صورت آنلاین هم حضوری ..هم به صورت فروش عمده…

    هر ماه از توانایی ام ثروت ساختم کم بوده اما ساختم …رابطه ام با همسرم و پسرم روز به روز بهتر شده

    کسب کار همسرم روز به روز بیشتر داره رشد میکنه

    به راحتی بعد از گذشتن از یه وابستگی و یا همون شرک کار انتقالی از تهران به شمال قشنگمون جور شد..

    خودم روحیه عالی دارم….از تنهای ام لذت میبرم..برای خودم با وجود بچه ها سرگرمی دارم و وقتهای ک بچه خوابه کار هنریمو انجام میدم چه سفارش داشته باشم چه نداشته باشم..باید طول روز حتی یک ساعت برای کارم ک علاقه شدید بهش دارم وقت بزارم .یا سفارش یا نمونه کار..بعد به خودم تعهد دادم هر روز تو پیجم پست کارهامو بزارم…و تا به الان حدود 3 هفته هست هر روز پست گذاشتم و احساس میکنم یه قدمی موفقیت هستم..چون قبلا ذهنم میگفت تو برای کارت تعهد نداری و دائم تایم نمیزاری رو پیجت کار نمیکنی تعهد نداری این کار رو به عنوان شغلت نمیبینی فقط سرگرمیه.. اما از وقتی کارم رو ارزشمند دونستم و به عنوان شغلم قبول کردم احساس ارزشمندی بیشتر کردم و بعضی وقتها که گوشی دستمه و تو پیجم فعالیت میکنم کسی بهم بگه بزار کنار خیلی راحت میگم شغلم مجازیه و باید جواب مشتری رو بدم…..

    بعضی ها میگن ک تو این همه کار آماده میکنی خودت خسته میکنی کسی ازت میخره؟؟؟من هم میگم هستن کسایی ک از این راه به راحتی درآمد دارن ..به صورت آنلاین..تو همین اینستا..از اونها می‌خرن از من چرا نخرن

    از نظر رشد تو کارم هم روز به روز دارم مهارتم رو بیشتر میکنم و کارهای خاص تری رو انجام میدم…خودم حالم با خودم اکی هست..روز به روز بیشتر خودم رو با همین شرایط با همین قیافه با همین دیدگاه ها دوست دارم و علاقم به خودم و اصل خودم بیشتر میشه…

    چقدر خدا رو بهتر شناختم

    چقدر سیستم جهان رو بیشتر شناختم

    بعضی وقتها غذایی ک میخورم مثلا میوه به ذهنم میاد این میوه از چه شهری؟؟از چه چالش هایی گذشته و رشد کرده و آماده مصرف شد و آنها برداشت کردن بسته بندی کردن بعد بین شهرها پخش کردن از غذا تو میوه فروشی ک خرید میکنیم موجود شده و من دارم ازش استفاده میکنم..خدا چه خوشگل مواظب این روزی من بود ک سالم به دستم برسه…خدایا شکرت

    خدایا برای حضورت تو زندگیم ازت سپاسگزارم

    همین الان بهم گفته شد من همیشه حضور داشتم تو درک نمیکردی

    پس بهتره اینطور بنویسم خدایا برای درک حضورت تو زندگیمون ازت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    مریم مهدوی فر گفته:
    مدت عضویت: 1242 روز

    خدایا هر لحظه با تو بودنم ،زیباترین لحظه های ناب زندگیم است…..

    سلامی با عشق تقدیم استاد مهربانم و مریم بانوی عزیزم

    و همه دوستانم در گوشه گوشه این زمین زیبا و پهناور

    عشق به همتون عزیزانم

    خداروبی نهایت شاکروسپاسگزارم که هر چقدر در این مسیر رویایی پیش می روم ،هدایت های خداوند برای رشدوپیشرفتم به ویژه برای هر لحظه داشتن قلبی آرام و ذهنی باز ، واضح و آشکار جاری می‌شود و وقتی هم که متعهدانه هرروز چون خورشید دوست داری بدرخشی و با کیفیت تمام لحظه هایت بگذرد و تمام تمرکزت روی شکرگزاری از داشته هایت باشد و تمام زیبایی های دور وبرت، همیشه احساس عالی را تجربه خواهی کرد

    و بی‌شک اتفاقات عالی واین قانون بی نهایت

    تاثیر گذار را چه شگفت‌انگیز استادمان به شیوایی در فایل ها توضیح می دهند و واقعا چه زیبا به صورت تکاملی و با هرروز تکرارو تمرین و با

    ایده های عالی ، نتایج فوق‌العاده اش را هر کدام دریافت کرده و با هرروز ادامه دادن بسانِ طبیعت این معلم بی نظیر، ما می توانیم در هر شرایطی رشدوشکوفائی را برای خود به ارمغان بیاوریم،

    نه دیگرباد و باران و رعدوبرقی ترسناک است و نه گرما و سرمایی که نتوان تاب آورد و واقعا ما با کائنات یکی هستیم و همه دارای یک خالق واحد

    خالقی که در این دانشگاه هستی همه جوره سنگ تمام گذاشته که الهام بگیرم با تامل،تفکرو تعقل و آگاهانه هر لحظه پیش روم چون کوه استوار چون دریا دلی پراز مهربانی چون طبیعت سرسبز و باشکوه و هر لحظه قدرو ارزش داشته هایم را دانستن که همه طلای ناب هستند در وجودم و اطرافم و حتی انسان های کنارم و دوروبرم و این می شود که وقتی هر لحظه شاکرباشم و سپاسگزار و لحظه آگاه ، لحظه ها تبدیل به روزها و ماه ها و سال هایی می شوند که نتیجه بی نظیرش

    می شود خلق یک زندگی توحیدی ،ایمانی خالص و حال و احساسی عالی و دائمی و ذهن و روحی که در هماهنگی کامل وصل به خداوند است و در هر لحظه و شرایطی تنها دل به او می سپارد و دیگر نه ترسی می ماند و نه غمی ،آنچه که

    می ماند قلبی لبریز از آرامش است ،قلبی که

    می داند به خدایش وصل است به نور به ابدیت

    و به قول باباطاهر ، جوووونم که چه سروده:

    به صحرا بنگرم صحرا ته وینم

    به دریا بنگرم دریا ته وینم

    به هر جا بنگرم کوه و در و دشت

    نشان روی زیبای ته وینم

    و خداوندی که به‌شدت نزدیک است و نیاز به هیچ تقلائی برای چیزی نیست ،باورش کردم و در ذهن و قلبم هر لحظه زندگی در بهشتِ احساس عالی وآرامش را تجربه می کنم و این ارزشمندترین دارائی من برای داشتن هر داشته ای هست ….

    در پناه خداوندمهربانم هرنفس شاد، سلامت، ثروتمند، سعادتمند،موفق و عالی باشید و بدرخشید.

    خدایاشکرت خدایاشکرت خدایاشکرت

    متشکرم متشکرم متشکرم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    نازنین خشنود گفته:
    مدت عضویت: 1760 روز

    به نام خالق جهان

    سلام به استاد عزیزم..

    میخوام بنویسم از اتفاقات خوبی که در سال 1403برای من افتاد

    اولین اتفاق مثبت رسیدن به وزن ایده الم (57)

    رسیدن به درامد از صفر مطلق به ماهی 10تومن.

    پیدا کردن شغل مورد علاقم

    پیدا کردن رسالتم پیدا کردن عشقم پیدا کردن چیزی ک به شدت در اون استعداد دارم و دراون کار هیچوقت متوجه گذر زمان نمیشم.

    قدم برداشتن برای یک هدف بزرگ

    . مهارت کسب کردن و بهتر شدن

    نعمت های زیادی مثل ایرفرایر قهوه ساز اتاق مورد علاقم و هزاران نعمت دیگری ک وارد زندگیم شدع.

    احساس خوبی. دارم

    اللهی که وارد زندگیم شدع

    رابطه ی عاطفی بسیارعالی ای ک دارم ارتباطتم باخانوادم

    اخلاقم بهتر شده ارام تر شدم

    سپاسگزار تر شدم و هرروز کع بیدار میشم ازخواب میگم ک من خیلییییی خوشبختم.

    فراوانی وارد زندگی من شدع از ادمای خوب و مهربون و کمک رسون گرفته تا اتفاقات مالی خوب.

    من الله رو احساس میکنم در زندگیم و دروجودم(به نظرم این مهم ترینشه)

    و همین برای من خیر دنیا و اخرت رو میاره.

    شکرت الله شکرت

    عزیز من

    شکرت

    اهان یادم رفت بگم ک سبک زندگی سالم غذای بدون روغن

    بدون شیرینی و….

    دوری از هرگونه الکل قلیون سیگارو…..

    که بخواد به من احساس خوبی بده و من باخودم در صلح هستم.

    اعتماد به نفسی که بیشتر شده و از چالش ها استقبال میکنه.

    من بسیارررر خوشبختم و اینها رو نوشتم که ردپایی باشه برای موفقیت های بسیار بزرگ تر

    استادجونم دوستون دارم عاشقتونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    علی خمر گفته:
    مدت عضویت: 3045 روز

    سلام و خداقوت به استاد عزیز و کارکنان عزیز و بچه های خودمون من علی خمر هستم 18 ساله از زاهدان

    از نتایج سال 96

    1_ از بزرگترین نتیجه هایی که در امسال گرفتم خوب شدن مریضیم بود من نزدیک 2 سال هست که فایلاهای رایگان استادو گوش می دم و آشنا شدنمم با این گروه از 2 سال پیش توسط خاله ام بود که رفتیم خونش تو سراوان و اون جا استاد رو بهمون معرفی کرد و مامانم چندتو از فایلاشو تو گوشیش ریخت و من که اولا گوش نمی دادم تو اینکه یک بار یک فایلی رو گوش کردم و دیدم واقعا چه حرفای عحیبی می گه این مرد و خییییییییییییییییییییلی خوش حال و امیدوار به زندگی شدم و ادامه دادم تا زمانی که استاد یک فایل رایگان روی سایت گذاشتن در مورد روانشناسی ثروت 3 و وقتی اون فایل رو دیدم به تمام خانوادم نشون دادم و بابام رو اصرار کردم که برام بگیره و همون موقع استاد هم تخفیف داده بودن و قیمت بسته 5 میلیون بود و بابام رفت و وام برداشت و اون بسته رو گرفتیم واقعا خوش حال بودم و می دونستم که می تونم مریضیم رو خوب کنم و با خریدن بسته استاد مقداری از پول رو به کیف پول خودمون برگردوندن و من تونستم4 تا از جلسات قانون آفرینش رو بگیرم و اونارو هم گوش دادم و هرچی جلوتر می رفتم بیشتر مطمئن می شدم که می شه آره می تونم مریضیمو خوب کنم توضیح کوچیکی در مورد مریضیم هم بخوام بگم این بود که دوران راهنمایی وقتی دستشوییم می گرفت نمی رفتم و فکرم یکسره رو این موضوع بود تا اینکه واقعا مریضی گرفتم و مجبور می شدم هر یک ساعت برم دستشویی و 3 سال دبیرستانم رو هم با همین مشکل که واقعا برام عذاب آور بود رو تحمل کردم بچه ها بهم حرف می گفتن و مسخرم می کردن مدیر حرف می گفت معلم ها حرف می گفتن معاون وخلاصه هر کسی بهم یک توهینی می کرد بخاطر مریضیم طوری بودم که تو مدرسه هر زنگ 20 دقه تا نیم ساعتشو بیرون بودم تو دستشویی و واقعا روزای سختی رو می گذروندم اما به خودم می گفتم اشکال نداره خدا داره منو امتحان می کنه و به خودم دلداری می دادم و واقعا تو هیج جایی هم نمی تونستم برم نه عروسی نه مراسم پرسه نه خونه خاله و هیج جا نمی رفتم چون نمی تونستم برم مگر به اجبار و زمانی که بسته رو گرفتیم به همراه قانون آفرینش مخصوصا که قانون آفرینش رو که گوش می دادم اون فایل استاد در مورد نوشتن 107 آرزو و .. خلاصه با اینا و از بسته هم جلسات اول و دوم و هشتم من شبانه روزی فکرم در مورد خوب شدن مریضیم بود و جملات مثبت تاکیدی رو می گفتم مثلا می گفتم خدایا سپاس گزارم که مریضیم خوب شده و می تونم هر جایی برم و پیش هر کسی بشینم و شیطان هم هی می گفت کجا اگه خوب شدی مثلا برو فلان جا بشین و شیطان هم خیلی اذیتم می کرد و نا امیدم می کرد ولی یک حسی بهم می گفت ادامه بدم و حل می شه و اینم بگم که تا قبل از گوش دادن فایلای استاد عباس مش من فکرم این بود که یا مریضیم هیچ وقت خوب نمی شه یا اگرم خوب بشه حداقل 25 سال بعد یا30 سال بعد می شه و اینم بگم تو این 3 سال مریض بودم چندین دکتر فوق تخصصی هم رفتیم کلی هم قرص خوردم ولی خوب نشدم و فایده ایی نداشت پیش چندین ملا و جن گیر هم رفتیم یک کارایی کردن ولی هیچ فایده ایی نداشت روزها دعا می کردم و خلاصه هرکاری که لازم بود تو این زمینه انجام دادیم ولی خوب نشدم تا اینوه تمرینات استاد رو جدی انجام می دادم و واقعا فکرم شبانه روزی درگیر این موضوع بود و می دونستم که اگه مریضم خوب نشه نمی تونم زندگی کنم و از تمام مسائل کوچیک و بزرگ زندگیم دست کشیده بودم و فکرم فقط شده بود خوب شدن مریضیم قرآن هم می خوندم و جملات مثبت روشبانه روزی می گفتم تا اینکه بنظرم بعد از گذشت یک ماه یک روز بابام از سر کار اومد بهم گفت علی بریم یک دکتری هست خیلی دکتر خوبیه و کارش عالیه و.. منم گفتم باباولش کن من نمیام این همه دکتر نتونستن کاری کنن این می خواد چه کار کنه بهم گفت تو بیا ضرر که نداره حالا بیا تو خلاصه منو به زور برد و وقتی مریضیم رو به دکتر گفتم گفت نگران نباش من مثل تو مریض زیاد داشتم خوب شدن تو هم خوب می شی یکم امیدوار شدم ولی بازم مطمئن نبودم و خلاصه قرص داد و قرص هاشو تا یکی دوماهی خوردم وبعد از همون 2 ماه خوب شده بودم و خودم نمی دوستم و بعد از تمام شدن قرصا ها از دوباره دکتر گفته بود همون قرص ها رو تا یک مدت دیگه هم بخورم و خوردم تا قبل از 4 ماه من مریضیم بصورت معجزه آسایی خوب شد و باورم نمی شد که خوب شدم ولی واقعا خوب شده بودم وای خدا مریضی که مطمئن بودم هیج وقت خوب نمی شه رو تونستم خوب کنم که همش و همش و همش کار خدا بود و فوق العاده خوش حال بودم ونمی دونستم چطور از خدا تشکر کنم و خلاصه خیلی خیلی خیلی خوش حال بودم و بزرگترین و بهترین اتفاق زندیگم در این سال ها همین بود چون اگه واقعا مریضیم خوب نمی شد واقعا نمی توستم زندگی کنم و مجبور بودم برم واسه خودم تو بیابونی یا روستایی یک جایی تنها زندگی کنم و تو فکرمم همین بود ولی خدا خیلی دوسم داشته و داره و به لطفش خوب شدم و واقعا نتیجه ی اون همه سال سختی وموفق شدن تو اون امتحان بزرگ الهی نتیجش این بود که خدا بهم استاد و گروهش رو معرفی کرد و آشنایی با اونا و اینم یعنی سعادت دنیا و آخرت و خوشبختی و شادی و زیبایی بی انتها خداجونم سپاس گزارم وخیلی دوست دارم

    2- واقعا در سال 96 کلی از فایلای استاد رو گوش دادم و خیییییییلی عجیب خدا می شناسم و درکش می کنم و واقعا هر نعمت و هر ثروت و هرچی که بهم داده می شه رو می دونم که از طرف خداست و این دوستیم با خدا از بهترین و زیباترین اتفاقات زندگیم هست و واقعا خوش حالم بخاطر این لطف خدا که اجازه داده این قدر بشناسمش ولی از نظر خودم هنوز خیییییییییییییییییییییییییلی کار دارم تا اون جوری که باید و لازنه خدارو بشناسم و امیدوارم من و تمام آدم هایی که می خوان هدایت بشن و راه سعادت رو پیدا کنن خدا کمکمون کنه واقعا اون جوری که لازمه بتونسم خودشو بشناسیم

    3_ یک دوستی داشتم که از من یک سال کوچیکتر بود و شاید باورتون نشه تمام دنیام این پسر بود و حتی از پدرومادرم از خودم از همه بیشتر دوسش داشتم و بخاطرش همه کار می کردم و .. خلاصه بگم تمام دنیام بود و سال 96 لحظات فوق العاده رویایی رو با این پسر گذروندم و وقتی کنارش بودم زندگیم بهشت بود بهشت واقعی حتی جملات تاکیدی روهم واسه بهتر و زیباتر شدن رابطم با این پسر می گفتم و جواب هم می داد و خلاصه اینکه امسال برام با بودن کنار این پسر بهشت رو تو همین دنیا تجربه کردم با هم می رفتیم بیرون می رفتیم با ماشین دور می زدیم دستاشو می گرفتم یکسره بغلش می کردم و این اواخرم هی بوسش می کردم و رابطه ی فوق العاده رویایی با این پسر داشتم امسال که البته آشنا شدنمم با این پسر خودش جریانی داره

    4_ من بیشتر از یکی دوسال سال هست دنبال یک دختر مناسب بودم که باهاش دوست بشم البته به قصد ازدواج و اینم بخاطر این بود که اومدم نشستم و مقایسه کردم که اگه من کسی رو داشته باشم از الان بهتر هست یا نه و فهمیدم واجبه که از الان یکی رو داشته باشم مثلا یکی از دلایل مهمم واسه این کار این بود که ممکنه گناه کنم و خدا نارحت بشه که واقعا اگه بدونم خدا از دستم نارحته خییییییلی برام عذابه پس فهمیدم لازم هست البته که گفتم دوستی به قصد ازدواج و در مورد این موضوع و رسیدن به یک دختر خوب روی خودم کار کردم و بازم دارم کار می کنم با گفتن جملات مثبت در مورد دختر خوب و حرف زدن درموردویژگی هاش و الان با دختر خالم دوست شدم که خودش داستان داره و باهم حرف زدیم و الان منتظر جوابشم که امیدوارم جوابش بله باشه و من رو قبول کنه

    5_ روش و راه رسیدن به خواسته هامو فهمیدم توجه و تمرکز در مورد اون خواسته با فرکانس فرستادن در مورد خواستمون می تونیم بهش برسیم در موردش حرف بزنیم فیلم ببینیم بنویسیم با دیگران در موردش حرف بزنیم و در یک کلمه بگم با توجه کردن به هر چی که بخواییم می تونیم اون رو بهش برسیم حالا هرچی که می خواد باشه مثلا واسه خوبشدن مریضیم من فقط به سلامتی توجه می کردم و در موردش حرف می زدم و سلامتی وارد زندگیم شد به لطف خدا

    6_ اون دوستم که تمام دنیام بود رو به دلایلی دیگه نخواست باهام باشه و ترکم کرد و خیییییییییییییییییییییییلی برام این موضوع دردناک بود می تونم بگم دردناک ترین موضوع زندگیم بود ولی این درسی بود که خدا بهم داد که هیچ وقت روی بقیه حساب باز نکنم و هر وقتم که روی بقیه حساب باز کردم واقعا ضربشو خوردم همیشه روی خدا فقط روی اون حساب باز کنیم روی قدرش که می تونه همه کار برامون بکنه واقعا می تونه به شرط اینکه ماهم باورش کنیم و از خودش بخواییم که من الان همین طوری شدم همه چیو از خودش می خوام و فقط روی اون حساب می کنم ایاک نعبدو و ایاک نستعین و خوش حالم که خدا راه درست رو بهم نشون داد و بهم فهموند که اصل خودشه و مهم اونه نه آدما

    7_ تونستم افرادی رو استاد آشنا کنم دختر خالم رو هم با استاد آشنا کردم و اونم الان تو این مسیر هست و پول داد تا جلسه ی پنجم قانون آفرینش رو بخریم که واقعا سپاس گزار خداوندم

    8_ دختر خالمم افسردگی داشت و با تمریناتی که بهش دادم گفتن جملات مثبت نوشتن در م رد سلامتی و… به لطف خدا تونست خیلی خوب بشه و تا چند وقت دیگه مطمئنم کاملا خوب می شه

    9_ یکی از دوستام که دوران راهنمایی باهاش دوست بودم اومده بود در خونمون و باز باهام دوست شدیم و مثل 2 تا برادر هستیم و اونم من رو با یک نفر دیگه دوست کرد که اونم مث برادرمه و همین دو نفر واقعا آدمای بسیار خوبین و خیلی هم من دوسشون دارم و هم اونا من رو

    10_ از اون جایی که از مدرسه رفتن اصلا خوشم نمیاد و بخاطر مریضیم هم نمی تونستم برم مدرسه امسال که چهارم دبیرستان هم هستم برم و ترک تحصیل کنم مریضیم خوب شد و تونستم برم و مدرسه هم هستم که اصلا گیر نمی دن و خیلی مدرسه راحتی هست البته که بخاطر بابام هم هست چون معلمه و تو مدرسمون هم هست امسال مدرسه برام خیلی خوب بود چون به هیچی درس نخوندم و کلی حال کردم و روزای زیادی رو هم اصلا مدرسه نرفتم

    11_ با گوش کردن حرفای استاد وکار کردن روی باورام به آرامشی رسیدم که با هیچ پول و ثروتی عوضش نمی کنم خداروشکر بخاطر این نعمت بسیار بزرگ

    12_ تو همین رابطه ایی که با اون دوستم داشتم درسای دیگه هم یاد گرفتم که واقعا عالیه یکی اینه هرگز در مورد کسی زود قضاوت نکنم دوم اینکه برای چند نفر تو دنیا هیچ وقت غرور نداشته باشم پدرو مادر وهمسرم

    13_ سال 96 هجده ساله شدم و رفتم واسه گواهینامه ی ماشین آموزشگاه و واقعا از آرزوهام بوده که بتونم زودتر گواهینامه رو بگیرم چون خییییییییییلی ماشین و رانندگی مخصوصا دستی کشیدن و حرکات نمایشی باماشین رو دوست دارم و برادرمم که یکسال کوچکتره هم مث خودمه

    14_ مامان و بابام اصلا گیر نمی دن که کجا برم و کجا نرم البته که بهم اعتماد هم دارن که کار بدی نمی کنم و جای بدی هم نمی رم ولی در کل مثلا اگه می گم می رم خونه ی دوستم حتی می رم شب خونشون می خوابم اونا کاملا راضین و کاری ندارن و بهم اعتماد دارن که واقعا عالیه و از خدا سپاس گزارم

    15_ فهمیدم که سبک خودم زندگی کنم و نظر بقیه برام مهم نباشه که این خودش واقعا فوق العادس قبلا اگه لباس زیبایی هم می پوشیدم بخاطر بقیه بود اما الان دیگه کلا آدم دیگه ایی شدم و نظر خودم برام مهمه نه بقیه

    16_ یاد گرفتم هرکارکه بقیه می کنن رو من انجام ندم تا وقتی که دلیل خوبی برای انجام اون کار نباشه مثلا اینکه مردم می رن مشهد زیارت امام رضا ع و جمعیت زیادی از مردم مثل وحشی ها می خوان خودشونو به ضریح امام برسونن و دست بزنن و من گفتم واقعا چرا دلیلش چیه ؟مگه امام رضا ع گفته که حتما دست به ضریح بزنن اونم بدون اینکه توجهی به بقیه بکنن یعنی اگه کسی وسطشون بمیره هم مهم نیست واقعا این چه زیارتیه من خودم زیارت امام رو دوست دارم اما نه این مدلی

    پس قرار نیست هرکاری یاباور غلطی که بقیه دارن ماهم مث اونا باشیم

    17_ در زمینه ی به دست آوردن یک عشق مناسب با کار کردن روی خودم بارهاو بارها خواب های بسیار بسیار زیبایی دیدم که واقعا حالم خوب بوده و خیلی خوش حال می شدم وهنوزم ادامه دارن

    18_ یاد گرفتم فقط برای امروز زندگی کنم و از امروزم لذت ببرم و حاضر نیستم حتی یک دقیقه حرف بیهوده بزنم یا یک دقیقه به حرفای بیهوده ی دیگران یا چیزای ناخواستم توجه کنم و از تمام فرصت ها و لحظه هام استفاده می کنم و هر روزم رو تا می تونم به بهترین وجه زندگی می کنم و ازش لذت می برم شاید فردا زنده نباشم زندگی همین امروز هست

    19_ با حرفای استاد و فایلای انگیزشی این قدر قوی شدم و انرژی گرفتم که تونستم امسال کلللییییی از نماز های غذایی که داشتم رو بخونم مثلا یک نماز ظهر می خوندم و بعدش یک نماز غذای ظهر و بقیه ی نماز هام رو هم همین طوری می خوندم و واقعا خوش حالم بخاطر این توفیق بزرگ و سپاس گزار خداوندم

    20_ باآشنا شدن با استاد و اینکه می دونم که با امید برخدا می تونم فرد بسیار خاص و بزرگ و متفاوتی در جهان بشم از نظر خودم بسیار خوش حالم خوش حالم از اینکه می خوام و می دونم جزو اون یک درصد از افراد موفق و خاص در جهان هستم حداقل اگه یکی از ویژگی هام که خودم رو خاص می دونم رو بخوام بگم اینه که سپاس گزار تمام نعمت های خداوندم هستم هرچقدر کوچیک وبزرگ و از زندگیم بسیار راضیم و شکایتی ندارم اما اکثرآدم ها ناراضی و ناسپاس هستن و فقط می گن من که اینو ندارم و …. و اینکه تونستم خدا رو کمی بهتر بشناسم بسیار خوش حالم و امیدوارم همه اون جور که لازمه خدارو بشناسیم

    تصمیماتم برای سال 1397

    مسیر جدیدی برای زندگیم انتخاب کردم و تصمیم گرفتم که راه جدیدی رو برم تا به نتایج جدیدی برسم همون طوری که تا الان رسیدم چون اگه از راهی که بقیه ی مردم می رن منم همون راهو برم نتیجه ی جدیدی در کار نیست و اگه فکرم و باورام مث بقیه ی مردم باشه و انتظار گرفتن نتیجه ی جدید باشم به قول انتیشتین دیوانه ام و این مسیر جدید هم اینکه باورهای جدیدی بسازم در مورد ثروت و پول و به الهامات خدا عمل کنم و حرفای استاد رو تا مرگم گوش بدم و عمل کنم هنوز کار وشغلی ندارم اما می خوام از هر جایی که شد کار کردن رو به امید خدا شروع کنم و برم سمت پول ساختن و زندگی کردن و میلیاردر شدن و بتونم باپولام کارای بسیار بزرگی بکنم مخصوصا به بسیاری از آدم های فقیرو یتیم و محتاج کمک کنم از بزرگترین آرزوهامه و اینکه من به بقیه ی سال های زندگیم کاری ندارم می خوام امسال بهترین سال زندگیم باشه راه پول ساختنو یاد بگیرم همسر مناسبی داشته باشم آدم بسیار خوبی باشم و سعی می کنم جهان رو جای بهتری برای زندگی کنم و دوست دارم طوری زندگی کنم که اگه مردم حسرت چیزی رو نخورم حسرت اینو که وقت هام از دستم رفته و…و از زندگی و داشته هام لذت ببرم و زبان انگلیسی رو هم می خوام یاد بگیرم واسه رفتن به آمریکا از خداوند سپاس گزار همه چیز هستم برای همه آرزودارم که امسال بهترین سال عمرشون باشه و سال های بعد بهتر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    سميرا ذوالفقاري گفته:
    مدت عضویت: 3102 روز

    با سلام به همه دوستان هم فرکانسی و بویژه سلام به استاد عزیز که واقعا به خاطر آموخته هاشون دنیای جدیدی را برای من ساختن???

    سال نو مبارک وانشالله امسال در کنار هم سال خوبی برای خود بسازیم.

    سال 96 با یک هدیه عالی از طرف خدا برای من آغاز شد و این بود که شب عید متوجه شدم باردار هستم و واقعا سورپرایز شدم.الان که فکر میکنم من در سال 96 هر ماه سورپرایز میشدم و خداوند لطفش رو شامل حال من و خانوادم کرد.ماه اردیبهشت متوجه شدیم فرزندمان پسر است و صحیح وسلامت است٫ماه خرداد یک واحد از آپارتمانی که همسرم ساخته بود فروش رفت و در جای دیگه سرمایه گذاری کردیم،ماه تیر با وجود بازار راکد مسکن و زمانی که ما واقعا نیاز مالی داشتیم واحد دوم هم فروش رفت خداروشکر،ماه مرداد قرار داد فروش محصولات شرکت رو به تعدادی البته محدود بست،ماه شهریور از پایان نامه ام دفاع کردم و با نمره تاپ درسم تمام شد،از ماه شهریور به شدت موقع نماز با خدا ارتباط عمیق برقرار میکردم و با تمام وجودم سه تا خواسته ازش داشتم و مدام میگفتم خدایا معجزه کن و من رو به این سه خواستم برسون باور کنید وقتی با تمام وجودم از خدا خواستم و باور داشتم که هر وقت ته دلم چیزی رو از خدا بخوام بهم میده هر سه تا خواسته من محقق شد،خواسته هی من این بود که تا قبل از دنیا آمدن فرزندم(آبان ماه)1ـشوهر خواهرم که دنبال کار بود در جایی استخدام بشه 2ـبرادر شوهرم که در یک مشارکت ساختمان قرارداد بسته بود و با شریکش مشکل پیدا کرده بود و واقعادر معرض ورشکستگی بود،دعا میکردم که کسی بیاد و سهم برادر شوهرم رو بخره و ایشون از این مخمصه رها بشه 3ـسومین خواسته من از خدا این بود که تا قبل از دنیا آمدن فرزندم خداوند روزی فراوان وارد زندگی ما بکنه

    در تمام روزهای ماه شهریور و مهر موقع نماز خواندن و در قنوت با تمام وجودم این سه خواسته رو تکرار میکردم و میگفتم خدایا معجزه کن و من رو به این خواسته هام برسون دوستان باور کنید تا قبل از تولد پسرم هر سه این اتفاق افتاد،نکته جالبش این بود که سه روز قبل از دنیا اومدن پسرم یک مشتری به شرکتمون زنگ زد و از محصولات ما خرید و سود قابل توجهی کردیم.یه اتفاق واقعا معجزه آسایی که در مهر ماه برای من افتاد این بود که دکتر ها به من گفته بودن پسرم 20 آبان دنیا میاد و من احساس خوبی نسبت به ماه آبان نداشتم و با خودم میگفتم کاش مهر ماهی میشد و در کمال ناباوری پسرم 8 ماهه و در 23 مهر ماه صحیح و سلامت و با وزن خیلی نرمال دنیا اومد و هیچ کس باور نمیکرد اینم واقعا معجزه بود ،آبان ماه من به طور کاملا اتفاقی با استاد عباس منش آشنا شدم و جهان بینی من در زمینه توحید و باورهای الهی کاملا تغییر کرد و من واقعا در زمینه توحید سوال های زیادی داشتم که جواب مناسبی براشون نداشتم و به لطف آموزه های استاد جواب های قانع کننده ای گرفتم و این جزو اتفاقات مهم سال 96بود،آذر ماه در زمینه کار همسرم موفقیت و رشد داشتیم و مدام در اقوام جشن و شادی داشتیم سه ماه دی و بهمن و اسفند هم به لطف آموزه های استاد عباس منش عزیز توجهم به نکات مثبت زندگی بود و دفترچه شکر گذاری را پر میکردم و پر از اتفاقات خوب مالی و احساسی بود که واقعا ممنونم از استاد عزیز.

    برنامه های من در سال 97:

    1ـخرید محصولات بیشتز از استاد و فکر میکنم این یک سرمایه گذاری زود بازده هم در جنبه مالی و هم در جنبه معنوی و احساسی است

    2ـتقویت زبان

    3ـآمادگی برای کنکور دکتری

    4ـتلاش مستمر برای خودشناسی و خودسازی

    5ـکار کردن بر روی عزت نفس و اعتماد به نفس

    اهداف مالی:

    1ـتسویه کردن همه وام هایی که داریم

    2ـخرید کارگاه

    3ـخرید خنه

    4ـخرید ماشین بهتر

    5ـسفر به ترکیه و قبرس

    برای همه دوستان آرزوی سلامتی و موفقیت دارم?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    نیلوفر شادمان گفته:
    مدت عضویت: 3588 روز

    با سلام مجدد به دوستان صمیمی و همدل در این گروه

    من در سال 97تمام اهداف و برنامه های خودم را در آغاز سال نوشتم و هدفگذاری کردم و از خدا خواستم به آرزوهای من عنایت داشته باشد:

    ـ اجاره کردن یه خونه با صاحبخانه مهربان و خوش اخلاق ، قیمت مناسب، محیط خوب، خوش مسیر که به مدرسه بچه ها نزدیک باشد.

    ـ رشد مالی و اقتصادی

    ـ داشتن آرامش بیشتر و دوری از استرس ( داشتن سه تا بچه دبستانی با فاصله سنی کم و تنهایی، گاهی انرژی را تحلیل می برد، هر چند صحبتهای استاد همیشه به من کمک می کند، اما تداوم حس خوب لازم است.)

    ـ بتوانم بچه ها را به سفر ببرم و جاهای جالب را به آن ها نشان بدهم و همه لذت ببریم.

    ـ شناسایی استعداد بچه هام و تلاش برای سوق دادن آنها به سوی راهی که کائنات برای آنها در نظر گرفته اند.

    ـ آموزش قوانین هستی برای بچه هام

    ـ دوست دارم هدیه های خوبی دریافت کنم و سرپرایز شوم

    ـ با آدمهای مهربان و دلسوز و نیکو برخورد کنم

    ـ حساب بانکی در یک موسسه دارم مسدود شده، امیدوارم قابل برداشت بشود.

    ـ افزایش اعتماد به نفس خودم و بچه هایم

    ـ خرید یک لب تاب عالی

    ـ اندامم بهتر و خوش تیپ تر بشوم.

    ـ کنترل دائم افکارم در سال جدید

    ـ تخفیف های عالی دریافت کنم.

    ـ مطالعه کتاب های بیشتر

    ـ بتوانم راهی برای خروج ازکشور پیدا کنم با بچه هام

    ـ دلم می خواهد در این سال بچه ها کاملا سالم باشند

    ـ دندانپزشک عالی پیدا کنم برای درست کردن دندون های خودمو بچه هام

    ـ در پایان از لحظه لحظه این سال لذت ببرم

    و بالاخره برای همه دوستان خوشی و شادی آرزو می کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    امیررضا احمدی گفته:
    مدت عضویت: 2987 روز

    سلام دیونگیه ولی من عاشق دیونگیم

    بهترین اتفاق سال 96این بود که من تو کاسبی کم اوردم و مجبور شدم ماشین موتور پس انداز و خیلی چیزای دیگرو بدم بره ولی چرا بهترینذاتفاق میگم الان

    من خیلی وقت بود دوس داشتم چک و از کاسبیم جمع کنم و نمیشد ولی با این اتفاق شد ضمنان موتور و ماشینی که داشتمو دوس نداشتم و به اجبار خریده بودم و فروختم و جاش خالی شد برای چیزای بهتر خدایا شکرت

    اما سال 97

    میخوام اینقدر سرمایه داشته باشم که احساس ارامشو امنیت کنم و احساس خوب

    میخوام اینقدر پس انداز داشته باشم که تنها دق دقم خرج کردنش باشه و احساس عالی

    دوتا ماشین لوکس و یه موتور عالی که بهم احساس عالی بده میخوام خدایا شکرت میدونم دیونگیه ولی من عاشق دیوونگیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: