این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2018/03/abasmanesh-3.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2018-03-29 03:48:162020-08-28 08:14:21توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام خدای عزیزم که لذت شروع یک زندگی زیبا و پر از هیجان را به ما دادی…
معبودم تو را سپاس در این صبح عالی با طنین
صدای الله و اکبر که در تمام جهان برپاست،واقعا بزرگتر از آنی که در تصور ما بگنجد…
لیاقت بندگی و در هر لحظه سپاسگذارت بودن را به ما عطا کن!
مهربانم…
امروز میخوام یک روز فوق العاده رو با تو شروع کنم،یک روز خاص،یک روز پر از اتفاقات خوب،یک روزی که پر باشد از انرژی تو و بتونم با کمک خودت خلق کنم!
خدا جانم!
هر روز با نشانه ها و هدایت هایت بامن حرف میزنی،بهم بگو چکار کنم؟
تویی که آگاهی بر توانایی و استعداد من،راهی، چاره ای،هدایتی ،نوری بفرست تا روشن شوم که چکار کنم،دوست دارم یه کاری باشه که اوج لذت باشه برام و بی نهایت با شوق و لذت انجامش بدم و خسته نشم ولی نمیدونم و ذهن من عاجزه از این کار،ولی تو خالقی و به ذات من،به توانایی های من آگاه و واقفی،بهم بگو چکار کنم تا هم لذت ببرم،هم رشد کنم،هم درآمد و ثروت خلق کنم و هم بندگی ات رو بکنم…
امروز گوش ها و چشم هایم را تیزتر میکنم بامن با نشانه هایت حرف بزن،بگو چکار کنم؟
من رو هدایت کن براحتی و آسانی،مثل دیروز،مثل همیشه!
تویی خالق دانا و توانا!
تویی داننده،تویی هدایت کننده،تویی آگاه،تویی حاضر،تویی ناظر،تویی همه چیز…
من یک فروردین 97 با فایل های استاد عباس منش آشنا شدم،درست زمانیکه نیاز به تغییر باور بطور اساسی در مورد موارد مهم زندگیم داشتم. به لطف خدای مهربونم هر روز ساعتها به فایل های استاد گوش میدم و توجهم مدام رو خواسته هاست نه ناخواسته ها.
من وکیل دادگستریم و در سال 96 پرونده هایی که سایر همکارا میگفتن که به نتیجه نمیرسی،نتیجه گرفتم.
تونستم خودم مستقل بشم و جداگانه برای خودم دفتر بگیرم در بهترین جای شهر.
بدون کمک مالی از کسی دفتر رو تحهیز کردم.
توی شغل ما 99 درصد همکارا نظرشون اینه که هیچوقت موکل رهگذری به وکیل مراجعه نمیکنه و همه بواسطه آشنایی با وکیل، وکالت میدن اما من با تغیر این باور موکل های رهگذری اومدن دفترم.
تعریفم از خدای مهربون عوض شد و بهتر تونستم باهاش ارتباط برقرار کردم زمانیکه فهمیدم خدا درون خودمونه و ما ذره ایی از خدا هستیم.
با قدرتی که درونم هست آشنا شدم.
با شهود و خود برتر آشنا شدم.
کسانی رو که نبخشیده بودم،بخشیدم و بواسطه ی بخشیدن دردهای فیزیکیم برطرف شد.
با دنیای فرشتگان آشنا شدم و از حمایتشون بهره بردم.
کتابهای جدیدی خوندم.
با جنبه هایی از ضمیر ناخودآگاه آشنا شدم بهمین خاطر ببشتر سعی در تغییر باورهام داشتم.
معنی معجزه رو پیدا کردم،اینکه چطور خودم آماده دریافت معجزه کنم.
اثرشکرگزاری مداوم رو یادگرفتم و انجام دادم.
با بحث بخشش درصدی از پولی که بدست میاریم آشنا شدم و بواسطه ش برکت زیادی وارد زندگیم شد.
وسایلی که دوست داشتم رو خریدم.
مادرم دستش شکست و تونستم کمکش کنم و نظم و اداره خونه رو عهده بگیرم.
از بین رفتن ترس از دست دادن عزیزان.
در سال 97 به لطف خدای مهربونم ارتباطم با خدای درونم عمیق تر ومداوم تر هستش.
مبلغ مورد نظر توی حسابمه.
سفرهای مورد علاقه ام رو رفتم.
وارد زندگی مورد نظرم شدم.
خودم و خدای خودم رو بیشتر باور دارم.
ماشین مورد علاقه م رو خریدم.
خونه مورد علاقه م رو خریدم.
موفقیت های کاری بیشتری رو کسب کردم.
ذهنم آرومتره و ایده های خوبی برای حل مسایل به ذهنم میرسه.
خدایاشکرتتتتتت که شما انقدر نتایج عالی گرفتید مرسی مرسی که ب اشتراک گزاشتید
واقعاموفقیت و ثروتمندشدن معنوی ترین کاره جهانه شماوبا موفقیتت با خرید ماشین مورد علاقتون و خونه موردعلاقتون و …. ب من کمک کردید منی که شاید فرسنگ ها فاصله داشته باشم با شما
من حدود دو سال هست عضو سایت هستم از مباحث استاد روی موضوع عزت نفس و کنترل ذهن تمرکز کردم فایل گوش کردم، نوشتم،تمرین انجام دادم، مراقب نجواها بودم و مهمتر از همه سپاسگزاری و حس درونی رضایت و توجه به خواسته ها وارد زندگیم شد قبلش اینطور نبود روابطم تفاوت کرد بعضی قبلی ها رفتن و جدیدها بسیار هم مدار هستند با من. سلامتی که واقعا شکرگزاری داره الحمدلله رب العالمین تو این دو سال فقط یکبار دکتر رفتم اونم برای دندونی بود که از قبل از عمل به قانون نیاز به پر کردن داشت سرماخوردگی که اصلن نداشتم، ولی به عنوان قله دستاوردها میگم که من از آغاز سال 1402 یک ایرانگرد محسوب میشم سفر به زندگیم تشریف فرما شد سفر با من هم مدار شد شمال و جنوب و شرق و غرب رو گشتم سنندج کوهستانی رو دیدم وسط تابستون هواش به خنکی و لطافت قلب مومنان بود بندرعباسم دیدم که تجربه جدیدی از دما بود برام استاد نزدیک بندر شهید رجایی کنارم بودید داشتید محتوای توحید عملی رو بهم میگفتید تو اون هوای گرم و شرجی مشغول فایل های توحیدی بودم خدایا شکرت خدایا شکرت
استاد براتون شادی و سلامتی آرزو دارم برای همه بچه های سایت آرزو میکنم ثروت و سلامتی و شادی به آسانی وارد زندگیشون بشه البته معنویت هم باید اشاره کنم من شاعر هستم اصلن محتوا و زبان شعرم بسیار فراتر رفته عمیق شده خدایا شکرت خدایا ما رو به راه مستقیم هدایت کن راه کسانی که به اونها نعمت دادی
در مورد هدف هم کلی یاد داشت کردم و قبل از این صفحه یه حسی بهم گفت که تو میتونی تو سال 97هدف های کوتاه مدتت رو تیک بزنی خب اون هدف ها سه تا شون رشته ورزشی ان که اولین کشتیه من عااااااااااشقه کشتیم بعدیش شنا وبعدیش پارکوره!و یا میخوام دوره خوانندگی هم برم!واقعیتش چیزای دم ذهنم همینا بود فعلا همه چیز تکمیله!!!!!!
سلام به استاد عباس منش عزیز و همه کسانی که با روح جستجوگرشون اینجا جمع شدن و به دنبال حقیقت هستن..
سال نو مبارک امیدوارم امسال یکی از اون سال هایی باشه تو زندگیتون که معجزات الاهی رو با تک تک سلولهای بدنتون لمس کنید ..
من مدتی هست که با استاد آشنایی دارم..تا قبل از آشنایی با گروه عباس منش پای صحبت افراد زیادی نشستم . کتابهای زیادی خوندم و هزینه های مختلفی بابت موفقیت شخصی پرداخت کردم.
اما اینجا توی این فضا .توی وجود استاد .. همه چیز متفاوت بود ..زمانی رنجش زیادی از مذهب داشتم .. ولی امروز دید من عوض شده به لطف وجود یکی از فرشته های خدا ..
همیشه این را مثال میزدم که انرژی من و حرکت رو به جلوی من شبیه یک دیگ بزرگ بخار بود و زمانیکه درجه اون به بالاترین حد خودم میرسید یکدفعه مثل اینکه سوراخی توی اون باشه و یا سوپاپ اطمینان داشته باشه همه اون انرژی تخلیه میشد و من از حرکت باز می ایستادم و دوباره تا به اون حد برگردم مدت زیادی زمان می برد..
خیلی تلاش کردم تا دلیل واقعی این حالت رو توی خودم پیدا کنم و نتیجه همیشه همون بود ..
تا اینکه کلام و باور استاد مثل نوری به وجودم تابید و از اون لحظه به بعد متوجه شدم دلیل این تخلیه انرژی درست در لحظه حرکت تنها و تنها سقف باورهام بود .مثل شیر اطمینانی که انگار تنظیم شده بود روی ترسها . نا امیدی ها و نداشته ها ..
خدا را سپاس که امروز دیگه ترس نمیتونم منا از حرکت وا داره ..
یک سال قبل درست توی همین روزها بود که یه تصمیم گرفتم و کل ماهیت زندگینامه تغییر دادم
به کمک ایمانی که استاد بهم داد از شهر خودم که به واسطه باورهام یه عالمه بلا سرم اومده بود و از نظر مالی به انتهای نابودی رسیده بودم رخت بر بستم و کل زندگی ما جمع کردم اومدم …
جالبه .. !! اومدم بندر عباس همونجایی که حرکت اولیه استاد ازش شروع شده بود . بدون اینکه اینجا کسی را بشناسم دل را دادم دست خدا و اومدم اول سال نود و شیش سه روز بندر رو زیر و کردم تا شخصی را پیدا کردم که در زمینه کاری خودم که دکوراسیون داخلی بود تونست مکانی را بهم بده و کارم را تامین کنه .. کارگاه را جمع کردم و اومدم .. همسر و فرزند سه ساله ام توی یزد و من اینجا چهار ماه با سخت ترین شرایط سر کردم و به واسطه انرژی که خدا بهم می داد به جلو حرکت کردم ساعت ها مداوم کار کردم .کاری که به مدت دوازده ساله دارم انجامش میدم .. خدا را شکر با ایمان بهش اینجا خونه اجاره کردم و زندگی ام رو منتقل کردم به بندر عباس الان یکساله اینجا هستم .علاوه بر اینکه دیگه توی شهر خودم بدهی روی هم انباشته نشده بلکه مقدار زیادی از تعهداتم به مردم را دادم.وقتی استاد اشاره کردن به سوره نسا و خوندم و دیدم خدا چطور حمایت می کنه تونستم مهاجرت کنم ..
در این لحظه یه برنامه بلند مدت دارم یه تصمیم رو سه ماه قبل گرفتم و هدف اصلی توی زندگیم پیدا کردم .. هدف من حالا چراغ راه آینده ام هست . ترس را کنار گذاشته و از انرژی اون معکوس استفاده کردم .. بارها این کار را کردم و امروز میخوام ادامه تحصیل بدم ایمان دارم به هدفم میرسم .خدا هدیه های زیادی بهم داده که لحظه به لحظه شاکر اونها هستم..
بهترین همسر دنیا ..
فرزند سالم و پر انرژی .. آینه ای از خودم ..
بدن سالم و ذهن خلاق .
خدایا شاکرم بخاطر وجودت حالا وقتی دعا و مراقبه می کنم و وقتی سر روی مهر میگذارم فقط بهش میگم خدایا من خودم و همه چیز و همه کس را بخشیدم و به تو میسپارم و من تنها شاهد هستم توی این دنیا .. بخشیدن ثروته بخشیدن سکان زندگی و افکار به خدا. گنجه ..
ثروتی که با عشق بی شاعبه الاهی همراه ..
آخرای سال نود و پنج درمونده خسته و پر از تنش بودم از صبح تا شب فقط تمرکزم روی پرداخت بدهی بود از این بگیر بده به اون ..
با توکل و توحید عملی که از استاد یاد گرفتم توی اون نقطه از زندگی جلوی این چرخه معیوب را گرفتم و ایست کردم و با یه تصمیم توی راهی قدم گذاشتم که به ظاهر خیلی عجیب و ترسناک بود اما وقتی واردش شدم نور الاهی و دستای گرم خدا را که لحظه به لحظه همراهم بود را حس کردم . هرجا میرفتم راه باز بود و خودشا نشون می داد و این اتفاق هنوز هم تکرار میشه ..
چه حس خوبیه که بدونی بعد از بارها تلاش و شکست خوردن این خودش راهه این شکست خودش عین راهه و داره تو را بزرگ میکنه داره ظرفت رو بزرگ میکنه ..
بزرگترین دستاوردهای من توی سال گذشته اینه که یه قدم گذاشتم اونور ترس هام یه قدم گذاشتم اونور باورهای محدود کننده ام و دیدم باور واقعی رو دیدم ایمان را هرچند اینها قطره ای از دریا هستن اما خودشون واسه من یه دنیا هستن و عطش دارم برای بدست آوردن و جلو رفتن و دیدن حقیقت ..
حضرت مولانا میفرماید (آب کم جوی .. تشنگی آور به دست .. تا بجوشد آبت از بالا و پست )
امروز با همه وجود تمرینات استاد را انجام میدم و دارم ذره به ذره باورهام را رنگ تازه ای میزنم
و این شروع بهترین هدیه سال نو به خودم هست . . من عاشق حرکت کردن و جنبشم من عاشق خدا هستم و اون را همه جا احساس می کنم توی تک تک ثانیه هام ..
شاکر خدا هستم بخاطر وجود همه فرشته های نگهبانش که مراقب بنده های خوبش هستن و هدایتشون میکنن
امیدوارم به این درک برسم که برای احساس عالی داشتن نیازی به هیچکس جز خودم ندارم . یه مطلبی رو همیشه توی ذهنم مرور میکردم و معنی واقعی اون را درک نمیکردم البته معانی زیادی داره و معنای اون امروز برای من بسیار زیباست ..
((بگذر ز حدیث وصل .. کین پرده نشین تا جان ندهی به خود نشانت ندهد ..))
فکر میکردم باید بمیرم تا ببینم اما امروز درک کردم که جان دادن من برای وصالش اینه که از زندگی توی باورهای نادرستم با درد زیاد بمیرم تا بتونم حقیقتش را ببینم .. خدایا شکرت این جان دادن لذت بخش ترین لحظه های عمرم بود ..
در آخر امیدوارم همه اونایی که دارن درد میکشن از ندونستن ..لایق این جان دادن بشن ..
درود بر استاد عزیز و تبریک سال نو خدمت شما وتمام دوستان
اتفاقات و دستاوردهایم در سال 1396?
1-بزرگترین و بهترین اتفاق میتوانم بگویم با خرید محصول راهنمای عملی رسیدن به روئیاها بود چون با آن خداوند رابهتر شناختم و حکایت این دنیا و آخرت و پیامبران و ائمه و درک پذیرفتن مرگ که وقتی این مسائل را بدانی یک زندگی ایده آل خواهی داشت و ایمان توحیدی به خداوند که من الگوی خودم را حضرت اببراهیم و الگوی نزدیک تر استاد عباس منش قرار دادم و توانستم باورهایم نسبت به زندگی و آخرت و مرگ و خداوند و حتی ثروت بهبود بخشم .
2- خرید خانه با همکاری همسر مهربانم
3- پرداخت بیشترین بدهیهایم چون یکی از اهدافم بود.
4-توانستم چندین کتاب بخوانم که بسیار با ارزش هستند( کیمیاگر – 4 میثاق – بیاندیشید و ثروتمند شوید – پدر پولدار ،پدر فقیر – حکایت دولت و فرزانگی – روئیاهایی که روئیا نیستند و….)
5- توانستم مشکل برادرم را با واسته گری حل کنم و خودم نیز بهرمند شوم .
6- وجود همسرم در کنارم در سلامتی کامل و همچنین عشق پایدار میان من وهمسرم .
7- سلامتی خودم و خانواده ام و وجود پدر و مادرم وخواهرم وبرادرم و حتی بچه های آنها که نعمت بزرگی است .
اهدافم در سال 1397?
1- اولین و مهمترین هدفم افزایش درامدم به 3 تا 10 برابر یعنی حداقل ماهی 9 میلیون و حداکثر ماهی 30 میلیون تومان تا یکسال آینده و حاضرم جانم که گرانبهاترین چیز برای من است بهای آن قرار دهم چون با این هدف میتوان به راحتی به اهداف دیگر برسم .
2- میخواهم در بازار بورس ایران قدرتمند شوم و دانش کامل خرید و فروش و کنترل رفتاری در این بازار را یاد بگیرم که بطور خودمختار و الهامات خداوند بهترین خریدوفروش راا داشته باشم و میلیاردر شوم این هدف بلند مدت من میباشد .
3- یادگیری زبان انگلیسی و مسلط شدن در آن .
4- ورزش کردن و رسیدن به تناسب اندام و یادگیری شنا حرفه ای چون روحیه من را در امور دیگر یاری میکند و همیشه سرحال و شاداب هستم .
5- مرور دوباره قانون جذب و به استادی رسیدن در این قانون .
6 – خواندن 30 جلد کتاب موفقیت و به خود ایده آلی رسیدن و اصلاح باورهایم و تغیر خودم تا دنیای بیرونم نیز تغیر کند و همچنین تکرار عبارات تاکیدی
7- خرید یک خانه دیگر و یک ماشین سراتو سفید رنگ
8- پس انداز برای سرنایه گذاریهای بیشتر
9- رفتن به 2 مسافرت خارج از ایران
10- راه اندازی یک کسب و کار موفق در کنار این اهدافم که در آن نقدینگی باشد و زیاد از من وقتی را نگیرد .
خداوندا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم و پیشاپیش از شما برای برآورده کردن این اهدافم نهایت سپاس گذاری را دارم .
استاد و دوستان عزیزم سلام وقت همگی شما به خیر و شادی
سال 96 رویدادهای مثبت ریز و درشتی برایم اتفاق افتاد که در ادامه خدمتتان عرض می نمایم
اواخر سال 95 بود که به کمک آموزههای استاد در قانون آفرینش 107 آرزو را در دفتر زیبایی نوشتم که بحمدالله به 90 درصد آنها رسیده ام
بنده کارمند هستم یکی از این آرزو ها انتقال بنده از اداره سابقم به یک اداره جدید بود که از نظر اشل حقوقی بالاتر باشه که به حمدالله با انشا من در دفتر آرزوها آن آرزو محقق شد و حقوقم به طرز چشمگیری افزایش یافت که داستان جالبی داره
دوستان، وزیر در بخشنامه خودش اشاره کرده بود فقط کارمندانی مجوز انتقالی به اداره جدید را دارند که حداقل 7 سال از مدت خدمتشان گذشته باشه بعد از ابلاغ آن من تحت تأثیر جلسه اول قانون آفرینش که ماجرای آن دختر خوزستانی که میخواست به فرانسه برود ولی پدرش مانع میشد اومدم و دفترم را باز کردم و نوشتم سپاسگزار خداوندم به خاطر انتقال قطعی من به اداره …
باورتان نمیشه یه هفته بعد وزیر بخشنامه اش شرط مدت خدمت را برداشت که شامل ما که زیر 7 سال خدمت داشتیم میشد و ماهم منتقل شدیم
2- اما این انتقالی باعث شد من به یکی از شهرستانهای نزدیک محل سکونتم منتقل شوم که این به خاطر بعد مسافت مسئله ای بود که باید حلش میکردم دلم را صاف کردم و به خدا سپردم و گفتم خدایا خودت حلش کن که من رایگان تا محل کارم برم و برگردم دوستان شاید باورتان نشه یه هفته گذشت ویکی از دوستان عزیزم بدون اینکه من درخواست کنم به واسطه نفوذی که در آن شهرستان داشت وسیله ایاب و ذهاب من را فراهم کردو به این وسیله ماهانه بین 250 تا 300 هزار تومان ماهانه در هزینه های من صرفه جویی گردید
3- یکی دیگر از نکات مثبت زندگی من خرید دوره راهنمای عملی دستیابی به رویا ها بود که خودم را متعهد کردم که طبق فرمایش استاد هر جلسه را حداقل 5 مرتبه گوش کنم و تمرینات آن را انجام دهم شاید باورتان نشه اواسط دوره بودم که سرپرست اداره سابقم باهام تماس گرفت و گفت زمینهایی که قرار بود اداره به بچه ها بده ثبت نامش شروع شده و ما اسم شما را چون قبلا از نیروهای قسمت ما بودی رد کردیم فقط تا فلان تاریخ باید فلان مبلغ را به عنوان قسط اول پرداخت کنی. و این در حالی بود که من دیگه موضوع زمینها را فراموش کرده بودم چون یکی از شرائطش این بود که زمین به کارمندان بالای 7 سال تعلق میگیرد که من نداشتم و شرط دیگه این بود که با توجه به محل خدمت زمین به شخص تعلق می گرفت که من چون محل خدمتم از مرکز استان به شهرستان دیگه تغییر کرده بود شامل حال من نمیشد ولی خدا را شکر همه اینها حل شد و زمینی که اداره میخواد به ما بده در یکی از بهترین مناطق شهر است.
4-در اداره با دوست خوبی آشنا شدم که یکی از بزرگترین درسهایی که ازش گرفتم این بود که نباید به درآمد اداره اکتفا کنم و بایستی که یک کسب و کار شخصی را برای خودم ران کنم دوستی که دارم در عین حال که کارمنده دو تا بیزینس دیگه را تلفنی همزمان اداره میکنه و این اعتماد به نفسش درس بزرگی برای منه
5-یکی دیگر از اتفاقات و نشانه های مثبتی که حین کار کردن روی دوره راهنمای عملی دستیابی به رویا روی داد مشکل زمینی بود که ده سال بود به خاطر داشتن کاربری کشاورزی امکان ساخت و ساز در آن وجود نداشت( که آن هم داستان داره..) که به طور اتفاقی یکی از دوستانی که در شهرسازی داشتم را ملاقات کردم که (البته ایشون هم سابقا در جریان بود) ایشون گفت مشکل تغییر کاربری در کمیسیون ماده 5 حل شده است.
دوستان این تنها بخشی از اتفاقات مثبت بود که خدمتتون عرض کردم و اتفاقات بسیار زیاد دیگه مثل این که الان نزدیک 3 سال که خدا را شکر هیچ مریضی نداشته ام و در در سلامتی کامل هستم و این در حالی که اطرافیان من دچار بیماری های مزمن هستند
در این مدت معرفت و شناخت من نسبت به خدا و قوانین کیهانی بسیار افزایش یافته، مفهوم شرک و توحید را نسبتا بهتر درک میکنم، بهتر درک میکنم که هر کسی در این جهان دقیقا جای درست خودشه و عدالت بر خلاف تصور جامعه در جهان رعایت شده ، قرآن را بهتر درک میکنم «بما کسبت ایدیهم» «بما کانوا بعنوان» را بهتر میفهمم درک میکنم ما خالق زندگی خودمون هستیم و احدی بر زندگی تسلطی نداره و چشم زخمها و طلسمها برای مومنین شوخی ای بیشتر نیست و…
به قرآن مراجعه کردم و تمام آیه های مربوط به زن و شوهر را استخراج کردم و آنها را با توجه به قوانین و دیدگاه خودم مجدد نوشتم که تمام آن متن را برای شما در ادامه می نویسم.
(خطوطی که با فونت پر تر نوشته شده است نظر شخصی و برداشت های بنده از آیات الهی است. )
آمیزش جنسی با همسرانتان در شب روزه داری حلال است، آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها. (هر دو زینت یکدیگر هستید و باعث حفظ یکدیگر) خداوند میدانست که شما به خود خیانت میکردید (و این کار را که ممنوع بود بعضا انجام میدادید) پس توبه کرد بر شما و شما را بخشید. اکنون با آنها آمیزش کنید و آنچه را خدا بر شما مقرر داشته طلب نمائید. بخورید و بیاشامید تا رشته سپید صبح از رشته سیاه (شب) برای شما آشکار گردد، سپس روزه را تا شب تکمیل کنید، و در حالی که در مساجد مشغول اعتکاف هستید با زنان آمیزش نکنید، این مرزهای الهی است، به آن نزدیک نشوید، خداوند این چنین آیات خود را برای مردم روشن میسازد، باشد که پرهیزگار گردند. (187) بقره
در آیه ی فوق ، خداوند در کنار خوردن و آشامیدن از آمیزش جنسی هم صحبت کرده است یعنی می خواهد بگوید همانطور که خوردن و آشامیدن جزو غرایز اصلی است ، غریزه ی جنسی نیز همینطور است و همانطور که نمی توان انسانی را برای مدت زیادی گرسنه و یا تشنه نگهداشت ، نمی توان جلوی برآوردن غریزه ی جنسی را هم از او گرفت و این یک نیاز اصلی در انسان و حیوان و گیاه است و جزو قوانین ثابت جهان برای محقق شدن اهداف خداوند است. خداوند در این آیه مرزهای الهی را بیان کرده است ، یعنی حتی برای برآورده کردن نیاز ها و غرایزمان نیز باید حد و حدود را نگه داریم و حد و حدود برآورده ساختن غریزه ی جنسی، انتخاب همسر است. اما برای همسر ویژگی مهمی را ذکر کرده است. همانطور که برای خوردن و نوشیدن هر نوع موادی را نباید انتخاب کرد و فقط آنهایی باید مدنظر قرار گیرند که به انسان سود رسانند و انسان را از یاد خدا غافل نکنند برای غریزه ی جنسی نیز باید همسری را انتخاب نمود که هم به انسان سود برساند و هم او را از یاد خدا غافل نکند. در این آیه خداوند ، همسران را به لباس یکدیگر تشبیه کرده است. حال می خواهیم ببینیم لباس چه ویژگی هایی دارد تا بفهمیم همسران باید چه ویژگی هایی در ارتباط با یکدیگر داشته باشند:
حال نظر خداوند را در مورد لباس در آیه ی 26 سوره ی اعراف می بینیم:
ای فرزندان آدم ، به یقین بر شما لباسی که شرمگاه های شما را بپوشاند و لباسی که زیب و زیور و مایه آرایش و زیبایی شما باشد نازل کردیم ( مواد اولیه آن را در زمین آفریدیم و استعداد تهیه آن را به شما دادیم ) و جامه ای که شما را از زشتی ها و گناهان مصون دارد که آن تقوا و پرهیزگاری است برای شما بهتر و ضروری تر است و البته لباس تقوی بهتر است. اینها از آیات و نشانه های خداوند ( برای مردم ) است ، آن را مقرّر داشتیم باشد که توجه کنند و دریابند .
خصوصیت های لباس را در آیه ی فوق می بینید که نظر خالق یکتاست.
همهى نعمتها به دست خداوند است و از خزینهى غیب الهى سرازیر مىشود، چنانکه خداوند مىفرماید: «و اِنْ من شىء الاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله الاّ بقدر معلوم» هیچ چیز نیست، جز آنکه گنجینههاى آن نزد ماست و جز به اندازه معلوم، فرو نمىفرستیم. اندازه ی معلوم یعنی میزان درخواست ما از خداوند . و مىفرماید: «وانزلنا الحدید، 25 حدید ، «وانزل لکم من الانعام ، 6 زمر ، پس مراد از نزولِ لباس از سوى خداوند، آفرینش و قرار دادن آن در اختیار انسان است. «أنزلنا علیکم لباساً» مراد از «لباس التّقوى»، لباسى است که بر اساس تقوا، تواضع، پاکى و پاکدامنى باشد و به هر یک از خشیت، طاعت، عفّت، حیا و عمل صالح نیز تعبیر شده است
تمامی مواردی که برای لباس درنظر گرفته شده در واقع معیار های انتخاب لباس معنوی که همان همسر است می باشد . و این لباس معنوی همان لباس تقواست. توجّه به نعمتهاى الهى، عامل عشق به خدا ودورى از غفلت است. «قد انزلنا علیکم… لعلّهم یذّکّرون» پس می توانیم همسر را از روی میزان توجه او به نعمت های الهی شناسایی بکنیم که این توجه او تمام معیارهای لباس تقوا را در او بوجود آورده است.
– لباس، زمانى نعمت الهى است که بدن را بپوشاند. «یوارى سواتکم»
– گرچه در تهیّهى لباس، علاوه بر عوامل طبیعى ، انسانها نیز تلاش مىکنند، ولى همهى اینها به دست خداست. «انزلنا علیکم لباساً» – پوشش وپوشاندن کار خداست، «انزلنا علیکم لباساً یوارى»، ولى برهنگى و برهنه کردن و رسوا کردن نتیجه ی اعمال شیطانی ما است. «فوسوس… لیبدى لهما ما ورى عنهما من سواتهما» همانطور که خداوند همیشه می فرماید که گناهان شما را می پوشانم و شما را رسوا نمی سازم پس این خاصیت در نعمت دیگرش که لباس هست نیز وجود دارد و با استفاده از لباس ، عیب های ما پوشیده می گردد پس با انتخاب همسر مناسب و درست نیز عیب های ما پوشیده می شود.
– لباس، نعمت الهى است، «لباساً یوارى» و برهنگى و خلع لباس، کیفر اشتباه ما.اگر همسرمان را از دست دادیم و خلع لباس شدیم بخاطر اعمال خودمان است «فلمّا ذاقا الشجره بدت لهما سوءاتهما»
– پوشش و آراستگى با پوشاک و لباسهاى زیبا، مطلوب و محبوب خداوند است. «قد انزلنا علیکم لباساً… و ریشاً» آراستن و زینت و بهرهبردن از لباسهاى زیبا تا آنجا که به اسراف کشیده نشود، مانعى ندارد.
نکته ی بسیار ظریفی در اینجا نهفته است.شما می توانید بهترین لباس را برای خود انتخاب کنید و این محبوب خداست اما اسراف نباید کرد. سوالی دارم . اگر شما چندتا لباس زیبا و فاخر را همزمان و بر روی یکدیگر بپوشید آیا کاری مورد پسند است و آیا می توانید از زیبایی همه ی آنها بصورت یکجا استفاده کنید؟ مگر اینکه طراح بسیار متبحری باشید که بتوانید از ترکیب استادانه ی آنها در نهایت ، لباسی فاخر و در شان فراهم نمایید. اینکه توان استفاده از زیبایی همه را بطور یکجا ندارید می شود اسراف. اما اگر به ترتیب و با توجه به شرایط از آنها استفاده کنید ، شما همیشه زیبا و مورد پسند هستید. و اسراف نیز نیست چون برای همه ی آنها برنامه دارید اما به ترتیب و نه همه با هم. حال ارتباط آن را با همسر و همسران بیان می کنم. اینکه شما بهترین همسر را انتخاب کنید مورد پسند شما و محبوب خداست. پس باید در این کار بکوشید اما اسراف نکنید یعنی چند همسر را با یکدیگر داشتن عدم توان پرداختن به همه ی آنها و اجحاف در حقشان است و این یعنی اسراف و کفران نعمت و چون اکثریت ما طراح متبحر نیستیم پس این کار فقط زیبنده ی یک سری از انسانهای خاص بوده اما می توان همسران متعددی داشت و آن هم با بهترین نوع آن ولی در زمان های مختلف و پس از اینکه رابطه ی همسری را با قبلی به طور کامل قطع کردیم
– معنویّت در کنار مادّیت، تقوا در کنار زینت لازم است. «ریشاً و لباس التّقوى»، همانطور که لباس مىتواند وسیلهى اسراف، تکبّر، فساد، خودنمایى، مدپرستى، شهوترانى، فخرفروشى و امثال آن شود. با انتخاب همسر نامناسب نیز می توانیم به گرفتاریهای فوق دست یابیم.
– آن گونه که در لباس مادى، پوشش عیوب، حفاظت از سرما و گرما و زیبایى مطرح است، همسر هم عامل پوشش عیوب است، هم نگهدارنده از گناه و هم مایهى زیبایى معنوى انسان مىباشد. «لباس التّقوى
– از خاک، پنبه مىروید، از علف که خوراک حیوان است پشم تولید مىشود و از آب دهان کرم، ابریشم، اینها همه از آیات الهى است که مىتواند مایهى تذکّر و بیدارى انسان باشد. «ذلک من آیات اللّه لعلّهم یذّکّرون و اینها تنوع در مدل های مختلف لباس در جنس و رنگ را نشان می دهد همینطور که در انسان ها تنوع در رنگ و نژاد وجود دارد و قابلیت به فعلیت رسیدن به عنوان همسر را دارند.
متأسفانه لباس که عاملی بود برای حفظ بشر از خطرهای مختلف ، امروز تبدیل شده به وسیله ای برای به خطر افتادن بشر ؛ و از این رو تجمل پرستی ، توسعه ی فساد ، تحریک شهوات ، خودنمایی و تکبر ، اسراف و … را می توان مصداق چنین رویکرد جدیدی دانست؛ گاه بعضی از لباس ها به همه چیز شبیه است جز به لباس ، که اینان این گونه لباس را به هر عنوانی می پوشند جز به عنوان لباس پوشیدن و پوشش بدن
و در پایان لازم است ذکر شود که جامه ای که انسان را مغرور و سرمست کند یا تکبر و خود برتربینی آورد ناپسند است . همچنین مقید بودن به نوع خاصی از جامه نیز اسارت آور است. پس نباید همسر کسی بودن باعث غرور و تکبر و خودبرتربینی شود . همچنین نباید خود را وابسته به همسرمان نماییم که برایمان اسارت می آورد.
و از تو، درباره خون حیض سوال میکنند، بگو: چیز زیانبار و آلوده ای است، از این رو در حالت قاعدگی، از زنان کناره گیری کنید! و با آنها نزدیکی ننمایید، تا پاک شوند! و هنگامی که پاک شدند، از طریقی که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد. (222)بقره
در آیه ی 222 سوره ی بقره خداوند در باره ی مسائل خاص زنان صحبت کرده و از مردان خواسته است که مراعات حال همسرانشان و حتی خودشان را نمایند زیرا آمیزش در این زمان علاوه بر مشکلاتی که برای سلامتی همسرانشان دارد نتیجه ی بسیار بدی برای خودشان نیز دارد و اگر در این بازه ، فرزندی از آنها بوجود آید چون نطفه اش از خون حیض که زیانبار و آلوده است و موادی است که بدن زن برای ترمیم و بازسازی دوباره ی خودش آن را دفع می کند تشکیل می شود مطمئنا انسانی عادی و سالم نخواهد بود.
سلام بهترینم…
سلام خدای عزیزم که لذت شروع یک زندگی زیبا و پر از هیجان را به ما دادی…
معبودم تو را سپاس در این صبح عالی با طنین
صدای الله و اکبر که در تمام جهان برپاست،واقعا بزرگتر از آنی که در تصور ما بگنجد…
لیاقت بندگی و در هر لحظه سپاسگذارت بودن را به ما عطا کن!
مهربانم…
امروز میخوام یک روز فوق العاده رو با تو شروع کنم،یک روز خاص،یک روز پر از اتفاقات خوب،یک روزی که پر باشد از انرژی تو و بتونم با کمک خودت خلق کنم!
خدا جانم!
هر روز با نشانه ها و هدایت هایت بامن حرف میزنی،بهم بگو چکار کنم؟
تویی که آگاهی بر توانایی و استعداد من،راهی، چاره ای،هدایتی ،نوری بفرست تا روشن شوم که چکار کنم،دوست دارم یه کاری باشه که اوج لذت باشه برام و بی نهایت با شوق و لذت انجامش بدم و خسته نشم ولی نمیدونم و ذهن من عاجزه از این کار،ولی تو خالقی و به ذات من،به توانایی های من آگاه و واقفی،بهم بگو چکار کنم تا هم لذت ببرم،هم رشد کنم،هم درآمد و ثروت خلق کنم و هم بندگی ات رو بکنم…
امروز گوش ها و چشم هایم را تیزتر میکنم بامن با نشانه هایت حرف بزن،بگو چکار کنم؟
من رو هدایت کن براحتی و آسانی،مثل دیروز،مثل همیشه!
تویی خالق دانا و توانا!
تویی داننده،تویی هدایت کننده،تویی آگاه،تویی حاضر،تویی ناظر،تویی همه چیز…
بهم بگو چکار کنم!؟
سلام
من یک فروردین 97 با فایل های استاد عباس منش آشنا شدم،درست زمانیکه نیاز به تغییر باور بطور اساسی در مورد موارد مهم زندگیم داشتم. به لطف خدای مهربونم هر روز ساعتها به فایل های استاد گوش میدم و توجهم مدام رو خواسته هاست نه ناخواسته ها.
من وکیل دادگستریم و در سال 96 پرونده هایی که سایر همکارا میگفتن که به نتیجه نمیرسی،نتیجه گرفتم.
تونستم خودم مستقل بشم و جداگانه برای خودم دفتر بگیرم در بهترین جای شهر.
بدون کمک مالی از کسی دفتر رو تحهیز کردم.
توی شغل ما 99 درصد همکارا نظرشون اینه که هیچوقت موکل رهگذری به وکیل مراجعه نمیکنه و همه بواسطه آشنایی با وکیل، وکالت میدن اما من با تغیر این باور موکل های رهگذری اومدن دفترم.
تعریفم از خدای مهربون عوض شد و بهتر تونستم باهاش ارتباط برقرار کردم زمانیکه فهمیدم خدا درون خودمونه و ما ذره ایی از خدا هستیم.
با قدرتی که درونم هست آشنا شدم.
با شهود و خود برتر آشنا شدم.
کسانی رو که نبخشیده بودم،بخشیدم و بواسطه ی بخشیدن دردهای فیزیکیم برطرف شد.
با دنیای فرشتگان آشنا شدم و از حمایتشون بهره بردم.
کتابهای جدیدی خوندم.
با جنبه هایی از ضمیر ناخودآگاه آشنا شدم بهمین خاطر ببشتر سعی در تغییر باورهام داشتم.
معنی معجزه رو پیدا کردم،اینکه چطور خودم آماده دریافت معجزه کنم.
اثرشکرگزاری مداوم رو یادگرفتم و انجام دادم.
با بحث بخشش درصدی از پولی که بدست میاریم آشنا شدم و بواسطه ش برکت زیادی وارد زندگیم شد.
وسایلی که دوست داشتم رو خریدم.
مادرم دستش شکست و تونستم کمکش کنم و نظم و اداره خونه رو عهده بگیرم.
از بین رفتن ترس از دست دادن عزیزان.
در سال 97 به لطف خدای مهربونم ارتباطم با خدای درونم عمیق تر ومداوم تر هستش.
مبلغ مورد نظر توی حسابمه.
سفرهای مورد علاقه ام رو رفتم.
وارد زندگی مورد نظرم شدم.
خودم و خدای خودم رو بیشتر باور دارم.
ماشین مورد علاقه م رو خریدم.
خونه مورد علاقه م رو خریدم.
موفقیت های کاری بیشتری رو کسب کردم.
ذهنم آرومتره و ایده های خوبی برای حل مسایل به ذهنم میرسه.
آیلتس گرفتم.
خدایاشکرتتتتتت که شما انقدر نتایج عالی گرفتید مرسی مرسی که ب اشتراک گزاشتید
واقعاموفقیت و ثروتمندشدن معنوی ترین کاره جهانه شماوبا موفقیتت با خرید ماشین مورد علاقتون و خونه موردعلاقتون و …. ب من کمک کردید منی که شاید فرسنگ ها فاصله داشته باشم با شما
نکات مثبت 18فروردین
1امروزبیشتر ازروزای دیگه درخدمت خانواده بودم
2برنامه ریزی خوبی داشتم
3بخش قابل توجهی ازدرس کنکورم روخوندم
4امروز یک تصمیم مهم گرفتم(شخصی هس)وسعی کردم براش پول جمع کنم
5کتاب غیر درسی خوندم وچیزیای مهمی روازش یادگرفتم
امیدوارم برنده این مسابقه من باشم
خدانگهدار
سلام استاد
سلام خانم شایسته
سلام دوستان هم مسیر
من حدود دو سال هست عضو سایت هستم از مباحث استاد روی موضوع عزت نفس و کنترل ذهن تمرکز کردم فایل گوش کردم، نوشتم،تمرین انجام دادم، مراقب نجواها بودم و مهمتر از همه سپاسگزاری و حس درونی رضایت و توجه به خواسته ها وارد زندگیم شد قبلش اینطور نبود روابطم تفاوت کرد بعضی قبلی ها رفتن و جدیدها بسیار هم مدار هستند با من. سلامتی که واقعا شکرگزاری داره الحمدلله رب العالمین تو این دو سال فقط یکبار دکتر رفتم اونم برای دندونی بود که از قبل از عمل به قانون نیاز به پر کردن داشت سرماخوردگی که اصلن نداشتم، ولی به عنوان قله دستاوردها میگم که من از آغاز سال 1402 یک ایرانگرد محسوب میشم سفر به زندگیم تشریف فرما شد سفر با من هم مدار شد شمال و جنوب و شرق و غرب رو گشتم سنندج کوهستانی رو دیدم وسط تابستون هواش به خنکی و لطافت قلب مومنان بود بندرعباسم دیدم که تجربه جدیدی از دما بود برام استاد نزدیک بندر شهید رجایی کنارم بودید داشتید محتوای توحید عملی رو بهم میگفتید تو اون هوای گرم و شرجی مشغول فایل های توحیدی بودم خدایا شکرت خدایا شکرت
استاد براتون شادی و سلامتی آرزو دارم برای همه بچه های سایت آرزو میکنم ثروت و سلامتی و شادی به آسانی وارد زندگیشون بشه البته معنویت هم باید اشاره کنم من شاعر هستم اصلن محتوا و زبان شعرم بسیار فراتر رفته عمیق شده خدایا شکرت خدایا ما رو به راه مستقیم هدایت کن راه کسانی که به اونها نعمت دادی
سلام به شما دوست عزیزم
خیلی خوشحالم بابت نتایج فوق العاده ای که تو سال 1402 گرفتید
تحسینتون میکنم که سفر کردن و ایرانگردی رو شروع کردین و پا تو دل ترس هاتون گذاشتید
انشالله همیشه تو مدار موفقیت ها و شادی و لذت رسیدن به خواسته هاتون باشین
در ضمن خیلی خوشحالم که به شهر زیبای من ، شهر سنندج اومدین
این باعث افتخار منه و امیدوارم که تو این شهر فوق العاده بهتون خوش گذشته باشه
سلام بربزرگترین دانشگاه جهان. سلام بر دانشگاه عباسمنش
آقای عباسمنش عزیز ؛ چطوری من نتایجم رااینجا بنویسم اینجا که جانمیشه
من باید بیش از سی صفحه بنویسم
? ? ? ماشالله آقا رحیم ایول داری
در مورد هدف هم کلی یاد داشت کردم و قبل از این صفحه یه حسی بهم گفت که تو میتونی تو سال 97هدف های کوتاه مدتت رو تیک بزنی خب اون هدف ها سه تا شون رشته ورزشی ان که اولین کشتیه من عااااااااااشقه کشتیم بعدیش شنا وبعدیش پارکوره!و یا میخوام دوره خوانندگی هم برم!واقعیتش چیزای دم ذهنم همینا بود فعلا همه چیز تکمیله!!!!!!
سلام به استاد عباس منش عزیز و همه کسانی که با روح جستجوگرشون اینجا جمع شدن و به دنبال حقیقت هستن..
سال نو مبارک امیدوارم امسال یکی از اون سال هایی باشه تو زندگیتون که معجزات الاهی رو با تک تک سلولهای بدنتون لمس کنید ..
من مدتی هست که با استاد آشنایی دارم..تا قبل از آشنایی با گروه عباس منش پای صحبت افراد زیادی نشستم . کتابهای زیادی خوندم و هزینه های مختلفی بابت موفقیت شخصی پرداخت کردم.
اما اینجا توی این فضا .توی وجود استاد .. همه چیز متفاوت بود ..زمانی رنجش زیادی از مذهب داشتم .. ولی امروز دید من عوض شده به لطف وجود یکی از فرشته های خدا ..
همیشه این را مثال میزدم که انرژی من و حرکت رو به جلوی من شبیه یک دیگ بزرگ بخار بود و زمانیکه درجه اون به بالاترین حد خودم میرسید یکدفعه مثل اینکه سوراخی توی اون باشه و یا سوپاپ اطمینان داشته باشه همه اون انرژی تخلیه میشد و من از حرکت باز می ایستادم و دوباره تا به اون حد برگردم مدت زیادی زمان می برد..
خیلی تلاش کردم تا دلیل واقعی این حالت رو توی خودم پیدا کنم و نتیجه همیشه همون بود ..
تا اینکه کلام و باور استاد مثل نوری به وجودم تابید و از اون لحظه به بعد متوجه شدم دلیل این تخلیه انرژی درست در لحظه حرکت تنها و تنها سقف باورهام بود .مثل شیر اطمینانی که انگار تنظیم شده بود روی ترسها . نا امیدی ها و نداشته ها ..
خدا را سپاس که امروز دیگه ترس نمیتونم منا از حرکت وا داره ..
یک سال قبل درست توی همین روزها بود که یه تصمیم گرفتم و کل ماهیت زندگینامه تغییر دادم
به کمک ایمانی که استاد بهم داد از شهر خودم که به واسطه باورهام یه عالمه بلا سرم اومده بود و از نظر مالی به انتهای نابودی رسیده بودم رخت بر بستم و کل زندگی ما جمع کردم اومدم …
جالبه .. !! اومدم بندر عباس همونجایی که حرکت اولیه استاد ازش شروع شده بود . بدون اینکه اینجا کسی را بشناسم دل را دادم دست خدا و اومدم اول سال نود و شیش سه روز بندر رو زیر و کردم تا شخصی را پیدا کردم که در زمینه کاری خودم که دکوراسیون داخلی بود تونست مکانی را بهم بده و کارم را تامین کنه .. کارگاه را جمع کردم و اومدم .. همسر و فرزند سه ساله ام توی یزد و من اینجا چهار ماه با سخت ترین شرایط سر کردم و به واسطه انرژی که خدا بهم می داد به جلو حرکت کردم ساعت ها مداوم کار کردم .کاری که به مدت دوازده ساله دارم انجامش میدم .. خدا را شکر با ایمان بهش اینجا خونه اجاره کردم و زندگی ام رو منتقل کردم به بندر عباس الان یکساله اینجا هستم .علاوه بر اینکه دیگه توی شهر خودم بدهی روی هم انباشته نشده بلکه مقدار زیادی از تعهداتم به مردم را دادم.وقتی استاد اشاره کردن به سوره نسا و خوندم و دیدم خدا چطور حمایت می کنه تونستم مهاجرت کنم ..
در این لحظه یه برنامه بلند مدت دارم یه تصمیم رو سه ماه قبل گرفتم و هدف اصلی توی زندگیم پیدا کردم .. هدف من حالا چراغ راه آینده ام هست . ترس را کنار گذاشته و از انرژی اون معکوس استفاده کردم .. بارها این کار را کردم و امروز میخوام ادامه تحصیل بدم ایمان دارم به هدفم میرسم .خدا هدیه های زیادی بهم داده که لحظه به لحظه شاکر اونها هستم..
بهترین همسر دنیا ..
فرزند سالم و پر انرژی .. آینه ای از خودم ..
بدن سالم و ذهن خلاق .
خدایا شاکرم بخاطر وجودت حالا وقتی دعا و مراقبه می کنم و وقتی سر روی مهر میگذارم فقط بهش میگم خدایا من خودم و همه چیز و همه کس را بخشیدم و به تو میسپارم و من تنها شاهد هستم توی این دنیا .. بخشیدن ثروته بخشیدن سکان زندگی و افکار به خدا. گنجه ..
ثروتی که با عشق بی شاعبه الاهی همراه ..
آخرای سال نود و پنج درمونده خسته و پر از تنش بودم از صبح تا شب فقط تمرکزم روی پرداخت بدهی بود از این بگیر بده به اون ..
با توکل و توحید عملی که از استاد یاد گرفتم توی اون نقطه از زندگی جلوی این چرخه معیوب را گرفتم و ایست کردم و با یه تصمیم توی راهی قدم گذاشتم که به ظاهر خیلی عجیب و ترسناک بود اما وقتی واردش شدم نور الاهی و دستای گرم خدا را که لحظه به لحظه همراهم بود را حس کردم . هرجا میرفتم راه باز بود و خودشا نشون می داد و این اتفاق هنوز هم تکرار میشه ..
چه حس خوبیه که بدونی بعد از بارها تلاش و شکست خوردن این خودش راهه این شکست خودش عین راهه و داره تو را بزرگ میکنه داره ظرفت رو بزرگ میکنه ..
بزرگترین دستاوردهای من توی سال گذشته اینه که یه قدم گذاشتم اونور ترس هام یه قدم گذاشتم اونور باورهای محدود کننده ام و دیدم باور واقعی رو دیدم ایمان را هرچند اینها قطره ای از دریا هستن اما خودشون واسه من یه دنیا هستن و عطش دارم برای بدست آوردن و جلو رفتن و دیدن حقیقت ..
حضرت مولانا میفرماید (آب کم جوی .. تشنگی آور به دست .. تا بجوشد آبت از بالا و پست )
امروز با همه وجود تمرینات استاد را انجام میدم و دارم ذره به ذره باورهام را رنگ تازه ای میزنم
و این شروع بهترین هدیه سال نو به خودم هست . . من عاشق حرکت کردن و جنبشم من عاشق خدا هستم و اون را همه جا احساس می کنم توی تک تک ثانیه هام ..
شاکر خدا هستم بخاطر وجود همه فرشته های نگهبانش که مراقب بنده های خوبش هستن و هدایتشون میکنن
امیدوارم به این درک برسم که برای احساس عالی داشتن نیازی به هیچکس جز خودم ندارم . یه مطلبی رو همیشه توی ذهنم مرور میکردم و معنی واقعی اون را درک نمیکردم البته معانی زیادی داره و معنای اون امروز برای من بسیار زیباست ..
((بگذر ز حدیث وصل .. کین پرده نشین تا جان ندهی به خود نشانت ندهد ..))
فکر میکردم باید بمیرم تا ببینم اما امروز درک کردم که جان دادن من برای وصالش اینه که از زندگی توی باورهای نادرستم با درد زیاد بمیرم تا بتونم حقیقتش را ببینم .. خدایا شکرت این جان دادن لذت بخش ترین لحظه های عمرم بود ..
در آخر امیدوارم همه اونایی که دارن درد میکشن از ندونستن ..لایق این جان دادن بشن ..
علی آقای عزیز مرسی از نظر زیباتون و احسنت به این تلاش و کوشش فراوان در راستای اصلاح باورها امیدوارم به آرزوهای زیباتون دست پیدا کنید.
درود بر استاد عزیز و تبریک سال نو خدمت شما وتمام دوستان
اتفاقات و دستاوردهایم در سال 1396?
1-بزرگترین و بهترین اتفاق میتوانم بگویم با خرید محصول راهنمای عملی رسیدن به روئیاها بود چون با آن خداوند رابهتر شناختم و حکایت این دنیا و آخرت و پیامبران و ائمه و درک پذیرفتن مرگ که وقتی این مسائل را بدانی یک زندگی ایده آل خواهی داشت و ایمان توحیدی به خداوند که من الگوی خودم را حضرت اببراهیم و الگوی نزدیک تر استاد عباس منش قرار دادم و توانستم باورهایم نسبت به زندگی و آخرت و مرگ و خداوند و حتی ثروت بهبود بخشم .
2- خرید خانه با همکاری همسر مهربانم
3- پرداخت بیشترین بدهیهایم چون یکی از اهدافم بود.
4-توانستم چندین کتاب بخوانم که بسیار با ارزش هستند( کیمیاگر – 4 میثاق – بیاندیشید و ثروتمند شوید – پدر پولدار ،پدر فقیر – حکایت دولت و فرزانگی – روئیاهایی که روئیا نیستند و….)
5- توانستم مشکل برادرم را با واسته گری حل کنم و خودم نیز بهرمند شوم .
6- وجود همسرم در کنارم در سلامتی کامل و همچنین عشق پایدار میان من وهمسرم .
7- سلامتی خودم و خانواده ام و وجود پدر و مادرم وخواهرم وبرادرم و حتی بچه های آنها که نعمت بزرگی است .
اهدافم در سال 1397?
1- اولین و مهمترین هدفم افزایش درامدم به 3 تا 10 برابر یعنی حداقل ماهی 9 میلیون و حداکثر ماهی 30 میلیون تومان تا یکسال آینده و حاضرم جانم که گرانبهاترین چیز برای من است بهای آن قرار دهم چون با این هدف میتوان به راحتی به اهداف دیگر برسم .
2- میخواهم در بازار بورس ایران قدرتمند شوم و دانش کامل خرید و فروش و کنترل رفتاری در این بازار را یاد بگیرم که بطور خودمختار و الهامات خداوند بهترین خریدوفروش راا داشته باشم و میلیاردر شوم این هدف بلند مدت من میباشد .
3- یادگیری زبان انگلیسی و مسلط شدن در آن .
4- ورزش کردن و رسیدن به تناسب اندام و یادگیری شنا حرفه ای چون روحیه من را در امور دیگر یاری میکند و همیشه سرحال و شاداب هستم .
5- مرور دوباره قانون جذب و به استادی رسیدن در این قانون .
6 – خواندن 30 جلد کتاب موفقیت و به خود ایده آلی رسیدن و اصلاح باورهایم و تغیر خودم تا دنیای بیرونم نیز تغیر کند و همچنین تکرار عبارات تاکیدی
7- خرید یک خانه دیگر و یک ماشین سراتو سفید رنگ
8- پس انداز برای سرنایه گذاریهای بیشتر
9- رفتن به 2 مسافرت خارج از ایران
10- راه اندازی یک کسب و کار موفق در کنار این اهدافم که در آن نقدینگی باشد و زیاد از من وقتی را نگیرد .
خداوندا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم و پیشاپیش از شما برای برآورده کردن این اهدافم نهایت سپاس گذاری را دارم .
استاد و دوستان عزیزم سلام وقت همگی شما به خیر و شادی
سال 96 رویدادهای مثبت ریز و درشتی برایم اتفاق افتاد که در ادامه خدمتتان عرض می نمایم
اواخر سال 95 بود که به کمک آموزههای استاد در قانون آفرینش 107 آرزو را در دفتر زیبایی نوشتم که بحمدالله به 90 درصد آنها رسیده ام
بنده کارمند هستم یکی از این آرزو ها انتقال بنده از اداره سابقم به یک اداره جدید بود که از نظر اشل حقوقی بالاتر باشه که به حمدالله با انشا من در دفتر آرزوها آن آرزو محقق شد و حقوقم به طرز چشمگیری افزایش یافت که داستان جالبی داره
دوستان، وزیر در بخشنامه خودش اشاره کرده بود فقط کارمندانی مجوز انتقالی به اداره جدید را دارند که حداقل 7 سال از مدت خدمتشان گذشته باشه بعد از ابلاغ آن من تحت تأثیر جلسه اول قانون آفرینش که ماجرای آن دختر خوزستانی که میخواست به فرانسه برود ولی پدرش مانع میشد اومدم و دفترم را باز کردم و نوشتم سپاسگزار خداوندم به خاطر انتقال قطعی من به اداره …
باورتان نمیشه یه هفته بعد وزیر بخشنامه اش شرط مدت خدمت را برداشت که شامل ما که زیر 7 سال خدمت داشتیم میشد و ماهم منتقل شدیم
2- اما این انتقالی باعث شد من به یکی از شهرستانهای نزدیک محل سکونتم منتقل شوم که این به خاطر بعد مسافت مسئله ای بود که باید حلش میکردم دلم را صاف کردم و به خدا سپردم و گفتم خدایا خودت حلش کن که من رایگان تا محل کارم برم و برگردم دوستان شاید باورتان نشه یه هفته گذشت ویکی از دوستان عزیزم بدون اینکه من درخواست کنم به واسطه نفوذی که در آن شهرستان داشت وسیله ایاب و ذهاب من را فراهم کردو به این وسیله ماهانه بین 250 تا 300 هزار تومان ماهانه در هزینه های من صرفه جویی گردید
3- یکی دیگر از نکات مثبت زندگی من خرید دوره راهنمای عملی دستیابی به رویا ها بود که خودم را متعهد کردم که طبق فرمایش استاد هر جلسه را حداقل 5 مرتبه گوش کنم و تمرینات آن را انجام دهم شاید باورتان نشه اواسط دوره بودم که سرپرست اداره سابقم باهام تماس گرفت و گفت زمینهایی که قرار بود اداره به بچه ها بده ثبت نامش شروع شده و ما اسم شما را چون قبلا از نیروهای قسمت ما بودی رد کردیم فقط تا فلان تاریخ باید فلان مبلغ را به عنوان قسط اول پرداخت کنی. و این در حالی بود که من دیگه موضوع زمینها را فراموش کرده بودم چون یکی از شرائطش این بود که زمین به کارمندان بالای 7 سال تعلق میگیرد که من نداشتم و شرط دیگه این بود که با توجه به محل خدمت زمین به شخص تعلق می گرفت که من چون محل خدمتم از مرکز استان به شهرستان دیگه تغییر کرده بود شامل حال من نمیشد ولی خدا را شکر همه اینها حل شد و زمینی که اداره میخواد به ما بده در یکی از بهترین مناطق شهر است.
4-در اداره با دوست خوبی آشنا شدم که یکی از بزرگترین درسهایی که ازش گرفتم این بود که نباید به درآمد اداره اکتفا کنم و بایستی که یک کسب و کار شخصی را برای خودم ران کنم دوستی که دارم در عین حال که کارمنده دو تا بیزینس دیگه را تلفنی همزمان اداره میکنه و این اعتماد به نفسش درس بزرگی برای منه
5-یکی دیگر از اتفاقات و نشانه های مثبتی که حین کار کردن روی دوره راهنمای عملی دستیابی به رویا روی داد مشکل زمینی بود که ده سال بود به خاطر داشتن کاربری کشاورزی امکان ساخت و ساز در آن وجود نداشت( که آن هم داستان داره..) که به طور اتفاقی یکی از دوستانی که در شهرسازی داشتم را ملاقات کردم که (البته ایشون هم سابقا در جریان بود) ایشون گفت مشکل تغییر کاربری در کمیسیون ماده 5 حل شده است.
دوستان این تنها بخشی از اتفاقات مثبت بود که خدمتتون عرض کردم و اتفاقات بسیار زیاد دیگه مثل این که الان نزدیک 3 سال که خدا را شکر هیچ مریضی نداشته ام و در در سلامتی کامل هستم و این در حالی که اطرافیان من دچار بیماری های مزمن هستند
در این مدت معرفت و شناخت من نسبت به خدا و قوانین کیهانی بسیار افزایش یافته، مفهوم شرک و توحید را نسبتا بهتر درک میکنم، بهتر درک میکنم که هر کسی در این جهان دقیقا جای درست خودشه و عدالت بر خلاف تصور جامعه در جهان رعایت شده ، قرآن را بهتر درک میکنم «بما کسبت ایدیهم» «بما کانوا بعنوان» را بهتر میفهمم درک میکنم ما خالق زندگی خودمون هستیم و احدی بر زندگی تسلطی نداره و چشم زخمها و طلسمها برای مومنین شوخی ای بیشتر نیست و…
دوستان بیشتر از این سر به فلک میخاره
ادامه در بخش دوم
به قرآن مراجعه کردم و تمام آیه های مربوط به زن و شوهر را استخراج کردم و آنها را با توجه به قوانین و دیدگاه خودم مجدد نوشتم که تمام آن متن را برای شما در ادامه می نویسم.
(خطوطی که با فونت پر تر نوشته شده است نظر شخصی و برداشت های بنده از آیات الهی است. )
آمیزش جنسی با همسرانتان در شب روزه داری حلال است، آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها. (هر دو زینت یکدیگر هستید و باعث حفظ یکدیگر) خداوند میدانست که شما به خود خیانت میکردید (و این کار را که ممنوع بود بعضا انجام میدادید) پس توبه کرد بر شما و شما را بخشید. اکنون با آنها آمیزش کنید و آنچه را خدا بر شما مقرر داشته طلب نمائید. بخورید و بیاشامید تا رشته سپید صبح از رشته سیاه (شب) برای شما آشکار گردد، سپس روزه را تا شب تکمیل کنید، و در حالی که در مساجد مشغول اعتکاف هستید با زنان آمیزش نکنید، این مرزهای الهی است، به آن نزدیک نشوید، خداوند این چنین آیات خود را برای مردم روشن میسازد، باشد که پرهیزگار گردند. (187) بقره
در آیه ی فوق ، خداوند در کنار خوردن و آشامیدن از آمیزش جنسی هم صحبت کرده است یعنی می خواهد بگوید همانطور که خوردن و آشامیدن جزو غرایز اصلی است ، غریزه ی جنسی نیز همینطور است و همانطور که نمی توان انسانی را برای مدت زیادی گرسنه و یا تشنه نگهداشت ، نمی توان جلوی برآوردن غریزه ی جنسی را هم از او گرفت و این یک نیاز اصلی در انسان و حیوان و گیاه است و جزو قوانین ثابت جهان برای محقق شدن اهداف خداوند است. خداوند در این آیه مرزهای الهی را بیان کرده است ، یعنی حتی برای برآورده کردن نیاز ها و غرایزمان نیز باید حد و حدود را نگه داریم و حد و حدود برآورده ساختن غریزه ی جنسی، انتخاب همسر است. اما برای همسر ویژگی مهمی را ذکر کرده است. همانطور که برای خوردن و نوشیدن هر نوع موادی را نباید انتخاب کرد و فقط آنهایی باید مدنظر قرار گیرند که به انسان سود رسانند و انسان را از یاد خدا غافل نکنند برای غریزه ی جنسی نیز باید همسری را انتخاب نمود که هم به انسان سود برساند و هم او را از یاد خدا غافل نکند. در این آیه خداوند ، همسران را به لباس یکدیگر تشبیه کرده است. حال می خواهیم ببینیم لباس چه ویژگی هایی دارد تا بفهمیم همسران باید چه ویژگی هایی در ارتباط با یکدیگر داشته باشند:
حال نظر خداوند را در مورد لباس در آیه ی 26 سوره ی اعراف می بینیم:
ای فرزندان آدم ، به یقین بر شما لباسی که شرمگاه های شما را بپوشاند و لباسی که زیب و زیور و مایه آرایش و زیبایی شما باشد نازل کردیم ( مواد اولیه آن را در زمین آفریدیم و استعداد تهیه آن را به شما دادیم ) و جامه ای که شما را از زشتی ها و گناهان مصون دارد که آن تقوا و پرهیزگاری است برای شما بهتر و ضروری تر است و البته لباس تقوی بهتر است. اینها از آیات و نشانه های خداوند ( برای مردم ) است ، آن را مقرّر داشتیم باشد که توجه کنند و دریابند .
خصوصیت های لباس را در آیه ی فوق می بینید که نظر خالق یکتاست.
همهى نعمتها به دست خداوند است و از خزینهى غیب الهى سرازیر مىشود، چنانکه خداوند مىفرماید: «و اِنْ من شىء الاّ عندنا خزائنه و ما ننزّله الاّ بقدر معلوم» هیچ چیز نیست، جز آنکه گنجینههاى آن نزد ماست و جز به اندازه معلوم، فرو نمىفرستیم. اندازه ی معلوم یعنی میزان درخواست ما از خداوند . و مىفرماید: «وانزلنا الحدید، 25 حدید ، «وانزل لکم من الانعام ، 6 زمر ، پس مراد از نزولِ لباس از سوى خداوند، آفرینش و قرار دادن آن در اختیار انسان است. «أنزلنا علیکم لباساً» مراد از «لباس التّقوى»، لباسى است که بر اساس تقوا، تواضع، پاکى و پاکدامنى باشد و به هر یک از خشیت، طاعت، عفّت، حیا و عمل صالح نیز تعبیر شده است
تمامی مواردی که برای لباس درنظر گرفته شده در واقع معیار های انتخاب لباس معنوی که همان همسر است می باشد . و این لباس معنوی همان لباس تقواست. توجّه به نعمتهاى الهى، عامل عشق به خدا ودورى از غفلت است. «قد انزلنا علیکم… لعلّهم یذّکّرون» پس می توانیم همسر را از روی میزان توجه او به نعمت های الهی شناسایی بکنیم که این توجه او تمام معیارهای لباس تقوا را در او بوجود آورده است.
– لباس، زمانى نعمت الهى است که بدن را بپوشاند. «یوارى سواتکم»
– گرچه در تهیّهى لباس، علاوه بر عوامل طبیعى ، انسانها نیز تلاش مىکنند، ولى همهى اینها به دست خداست. «انزلنا علیکم لباساً» – پوشش وپوشاندن کار خداست، «انزلنا علیکم لباساً یوارى»، ولى برهنگى و برهنه کردن و رسوا کردن نتیجه ی اعمال شیطانی ما است. «فوسوس… لیبدى لهما ما ورى عنهما من سواتهما» همانطور که خداوند همیشه می فرماید که گناهان شما را می پوشانم و شما را رسوا نمی سازم پس این خاصیت در نعمت دیگرش که لباس هست نیز وجود دارد و با استفاده از لباس ، عیب های ما پوشیده می گردد پس با انتخاب همسر مناسب و درست نیز عیب های ما پوشیده می شود.
– لباس، نعمت الهى است، «لباساً یوارى» و برهنگى و خلع لباس، کیفر اشتباه ما.اگر همسرمان را از دست دادیم و خلع لباس شدیم بخاطر اعمال خودمان است «فلمّا ذاقا الشجره بدت لهما سوءاتهما»
– پوشش و آراستگى با پوشاک و لباسهاى زیبا، مطلوب و محبوب خداوند است. «قد انزلنا علیکم لباساً… و ریشاً» آراستن و زینت و بهرهبردن از لباسهاى زیبا تا آنجا که به اسراف کشیده نشود، مانعى ندارد.
نکته ی بسیار ظریفی در اینجا نهفته است.شما می توانید بهترین لباس را برای خود انتخاب کنید و این محبوب خداست اما اسراف نباید کرد. سوالی دارم . اگر شما چندتا لباس زیبا و فاخر را همزمان و بر روی یکدیگر بپوشید آیا کاری مورد پسند است و آیا می توانید از زیبایی همه ی آنها بصورت یکجا استفاده کنید؟ مگر اینکه طراح بسیار متبحری باشید که بتوانید از ترکیب استادانه ی آنها در نهایت ، لباسی فاخر و در شان فراهم نمایید. اینکه توان استفاده از زیبایی همه را بطور یکجا ندارید می شود اسراف. اما اگر به ترتیب و با توجه به شرایط از آنها استفاده کنید ، شما همیشه زیبا و مورد پسند هستید. و اسراف نیز نیست چون برای همه ی آنها برنامه دارید اما به ترتیب و نه همه با هم. حال ارتباط آن را با همسر و همسران بیان می کنم. اینکه شما بهترین همسر را انتخاب کنید مورد پسند شما و محبوب خداست. پس باید در این کار بکوشید اما اسراف نکنید یعنی چند همسر را با یکدیگر داشتن عدم توان پرداختن به همه ی آنها و اجحاف در حقشان است و این یعنی اسراف و کفران نعمت و چون اکثریت ما طراح متبحر نیستیم پس این کار فقط زیبنده ی یک سری از انسانهای خاص بوده اما می توان همسران متعددی داشت و آن هم با بهترین نوع آن ولی در زمان های مختلف و پس از اینکه رابطه ی همسری را با قبلی به طور کامل قطع کردیم
– معنویّت در کنار مادّیت، تقوا در کنار زینت لازم است. «ریشاً و لباس التّقوى»، همانطور که لباس مىتواند وسیلهى اسراف، تکبّر، فساد، خودنمایى، مدپرستى، شهوترانى، فخرفروشى و امثال آن شود. با انتخاب همسر نامناسب نیز می توانیم به گرفتاریهای فوق دست یابیم.
– آن گونه که در لباس مادى، پوشش عیوب، حفاظت از سرما و گرما و زیبایى مطرح است، همسر هم عامل پوشش عیوب است، هم نگهدارنده از گناه و هم مایهى زیبایى معنوى انسان مىباشد. «لباس التّقوى
– از خاک، پنبه مىروید، از علف که خوراک حیوان است پشم تولید مىشود و از آب دهان کرم، ابریشم، اینها همه از آیات الهى است که مىتواند مایهى تذکّر و بیدارى انسان باشد. «ذلک من آیات اللّه لعلّهم یذّکّرون و اینها تنوع در مدل های مختلف لباس در جنس و رنگ را نشان می دهد همینطور که در انسان ها تنوع در رنگ و نژاد وجود دارد و قابلیت به فعلیت رسیدن به عنوان همسر را دارند.
متأسفانه لباس که عاملی بود برای حفظ بشر از خطرهای مختلف ، امروز تبدیل شده به وسیله ای برای به خطر افتادن بشر ؛ و از این رو تجمل پرستی ، توسعه ی فساد ، تحریک شهوات ، خودنمایی و تکبر ، اسراف و … را می توان مصداق چنین رویکرد جدیدی دانست؛ گاه بعضی از لباس ها به همه چیز شبیه است جز به لباس ، که اینان این گونه لباس را به هر عنوانی می پوشند جز به عنوان لباس پوشیدن و پوشش بدن
و در پایان لازم است ذکر شود که جامه ای که انسان را مغرور و سرمست کند یا تکبر و خود برتربینی آورد ناپسند است . همچنین مقید بودن به نوع خاصی از جامه نیز اسارت آور است. پس نباید همسر کسی بودن باعث غرور و تکبر و خودبرتربینی شود . همچنین نباید خود را وابسته به همسرمان نماییم که برایمان اسارت می آورد.
و از تو، درباره خون حیض سوال میکنند، بگو: چیز زیانبار و آلوده ای است، از این رو در حالت قاعدگی، از زنان کناره گیری کنید! و با آنها نزدیکی ننمایید، تا پاک شوند! و هنگامی که پاک شدند، از طریقی که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد. (222)بقره
در آیه ی 222 سوره ی بقره خداوند در باره ی مسائل خاص زنان صحبت کرده و از مردان خواسته است که مراعات حال همسرانشان و حتی خودشان را نمایند زیرا آمیزش در این زمان علاوه بر مشکلاتی که برای سلامتی همسرانشان دارد نتیجه ی بسیار بدی برای خودشان نیز دارد و اگر در این بازه ، فرزندی از آنها بوجود آید چون نطفه اش از خون حیض که زیانبار و آلوده است و موادی است که بدن زن برای ترمیم و بازسازی دوباره ی خودش آن را دفع می کند تشکیل می شود مطمئنا انسانی عادی و سالم نخواهد بود.
صفحه ی پنجم