توجه به داشته ها، راهِ رسیدن به خواسته ها - صفحه 85 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2684 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    کاوه شاد گفته:
    مدت عضویت: 3558 روز

    با سلام به تمام دوستان مثبت اندیش ، سال 96 ی سالی بود ک شناخت خودم از قدرت های درونی ام با اتفاقاتی افتاد و رابطه ام با پروردگار به مرور زمان نزدیکتر گردید .

    از لحاظ شغلی من شهریور ماه سال قبلش یعنی شهریور 95 با اینکه توانسته بودم وارد یک مجتمع بزرگ پتروشیمی شوم احساس خوبی داشتم .

    این قبول شدن و مشغول شدنم احساسات خوبی در من ایجاد کرده و از طرفی باعث بالارفتن عزت نفسم شده بود .

    1- این احساس رو هر روز داشتم که من توانستم در دو مصاحبه علمی و فنی ک برای گزینش کردن ورود به مجتمع پتروشیمی برگزار شد ، من از بین شش نفر این لیاقت رو داشتم ک قبول بشم ، اطلاعات فنی ام ، سوابق کاری ام موجب شد ک من بعنوان فردی ک لایق این سمت شغلی باشد برگزیده شوم و این موضوع با تقویت عزت نفسم انرژی زیادی به من بخشیده بود .

    2- در صنعتی مشغول بکار شدم ک یکی از صنایع مورد علاقه ام بود ، از لحاظ فنی ، اطلاعاتی و …. از اینکه میتوانستم از نزدیک با بسیاری از تجهیزات ، نحوه کارکرد ، نحوه تعمیرکردنشان آشنا شوم خیلی مشتاق و خوشحال بودم .

    3- با یکسری از همکاران و دوستان جدید آشنا شدم ک براحتی دانش و تجربه شان رو در اختیار من می گذاشتند و من هم از هرفرصتی برای کسب اطلاعات جدید از آنها استفاده می کردم ک موجب اشتیاق من شده بود .

    4 – در محلی مشغول بکارشدم ک یکسری افراد شوخ و بذله گو بودند و موجب شد که من براحتی با آنها دوست شوم و رابطه نزدیکتری با آنها داشته باشم و از کارکردن در آن محیط لذت بیشتری ببرم .

    5- توانستم ماه رمضان رو روزه بگیرم و به تعهدی ک با پرودگار بسته بودم پایبند باشم / در همین مدت توانستم 100 آیه سوره بقره را حفظ کنم و رابطه بهتری با پرودگار بوجود آورم .

    به مرور زمان با لذت بردن از شرایط شغلی ام ، من به تضادی خوردم ک موجب شد مسیر پیشرفتم ک تازه شروع شده بود را خودم تغییر دهم . با وجود اینکه صنعت نفت و گاز مورد علاقه ام بود ، ولی درآمد پایین و هم چنین طولانی بودن ارتقا شغلی موجب شد که بخواهم تغییر کنم . این تضاد کمک موثری به من کرد :

    5- من هدفم را نوشتم و مشخص کردم ک چه شرایط را میخواهم با چه در آمدی که خود مسیر شغلی بعدی ام را تعیین نمود .

    6- همزمان که محصول عزت نفس را خریداری کرده بودم ، با صدای خودم فایلی ضبط کنم و شایستگی و لیاقت بیشتری به خودم بدهم و موفقیت هام رو یادآوری کنم .

    7- موجب شد که بتوانم به خواسته ام توجه کنم ، با همکارانم در مورد هدفم (مشغول شدن در شرکت پیمانکاری نفت وگازی در جنوب کشور) صحبت کنم ، تصور کنم و احساس بهتری بوجود بیاورم .

    8- در همین بازه زمانی محصول شکرگزاری رو خریدم و شروع به گوش دادنش کردم که موجب شد احساس بهتری را تجربه کنم ، به داشته هام توجه کنم و سپاسگزار باشم .

    9- با مفهوم فرکانس تازه آشنا شدم و اینکه میتوانم در مداربالاتری قرار بگیرم ک موجب شد عزت نفسم بازم قویتر بشه .

    10- برخورد با تضاد موجب شد دنبال راهی بگردم ک تعهدم به هدفم را بالاتر ببرم ، اهرم رنج و لذت رو دانلود کردم و چندین بار گوش دادم ک موجب شد خواسته هام رو جدی تر بگیرم ، یادداشت کردم ک به چه دلیلی میخواهم موقعیت شغلی ام را تغییر بدهم .

    11- با اینکه وقت آزاد زیادی داشتم ، این تضاد باعث شد بیشتر به اهدافم توجه کنم ، دنبال فرصت های شغلی مناسب تر باشم ، مهارت های فنی برای موقعیت شغلی مدنظرم رو بالاتر ببرم و آگاهتر شوم .

    با این روند من توانستم در مرداد ماه 96 در یک شرکت پیمانکاری نفت وگازی در جنوب کشور مشغول بکار بشم . این موضوع ک من توانستم با استفاده از قانون توجه به خواسته ها و شکرگزاری توانستم به هدفم برسم ایمانم به قانون فرکانس را افزایش داد .

    12 – اینکه من توانسته بودم بدون کمک گرفتن از کسی ، برای ساختن ی زندگی بهتر با معیارهای مدنظرم در جنوب کشور مشغول بکار بشم احساس لیاقت و احساس قدرت میکردم .

    13- اینکه من توانستم همزمان در مصاحبه یک شرکت معروف دیگر در زمینه نفت وگازی قبول شوم و از من دعوت به کار بشه واقعا عزت نفسم را بالاتر برده و واقعا احساس لیاقت و ارزشمندی رو واقعا داشتم تجربه می کردم .

    14- اینکه من تا قبل ار مشغول شدن در این موقعیت ، با گوش دادن به فایل ” چگونه در عرض یکسال درآمدخود را سه برابر کنید ” و نوشتن تعهدم توانستم در کمتر از یکسال درآمدم را تقریبا چهار برابر شده از یکطرف موجب تقویت عزت نفس و از طرف دیگر باعث بالارفتن ایمانم به قانون فرکانس شد ، همین اتفاق موجب شد من فایل جدیدی ضبط کنم و از این” چندبرابرشدن درآمد در کمتر از یکسال ” برای تمرین تقویت عزت نفسم استفاده کنم .

    15-در این شرکت ، من توانستم با فردی مستقیما در ارتباط کاری باشم که نسبت به جایگاه شغلی ام کاملا آگاه بوده ک موجب ایجاد رابطه بهتر در کارم شد .

    16 – رسیدن به هدفم موجب شد که رابطه ام با پروردگار نزدیکتر شود ، دست او را ببینم که از شهری در غرب ایران مرا به هزار کیلومتر در جنوب کشاند ، موجب شد حمایت و هدایت او را بیشتر احساس کنم ، دنبال نشانه های جدیدی از او در کارهای روزانه ام باشم که مرا به سمت همکاران مناسب تر هدایت نمود .

    17 – این رسیدن به هدفم موجب شد که تعهدم به شکرگزاری صبحگاهی ک هر روز با نوشتن انجام میدادم را با تعهد قویتری ، با فکرکردن به نعمت ها و رحمت های بیشتری انجام بدهم ک موجب ارسال فرکانس های قویتر و رسیدن به احساس بهتر را برایم بوجود آورد.

    18- این تغییر مکان شغلی باعث شد که من دست پروردگار را ببینم و احساس کنم ، طوری که مرا از شهری در غرب ایران به هزاران کیلومتر آنطرف در جنوب کشور مرا هدایت کند بدون اینکه درآنجا کسی را بشناسم با سابقه کاری درآنجا داشته باشم . / موقعیت شغلی ام بگونه ای بود که روزانه مناظر طبیعی فوق العاده ای از دشت های وسیع ، کوهها ، خاک ها ، دریای بیکران را می دیدم و به عظمت ، بزرگی پرودگار فکر می کردم و سپاسگزاری می کردم / این عوامل موجب شده بود که ایمانم به اینکه پرودگار در هر لحظه مرا هدایت می کند بیشترشده و در اتفاقات روزانه ام دنبال نشانه های حضور پرودگار باشم که موجب ایجاد احساس بهتری در من شده بود .

    19- دور شدن با فاصله زیاد از محل زندگی ام موجب شد که بیشتر روی خودم و خدا حساب کنم ، ایمانم به اینکه توانایی های زیادی دارم بیشترشود ،بتوانم به خودم ، به ارتباطم با پرودگارو وضعیت شغلی ام بیشتر شده وبتوانم تصمیم گیری کنم .

    20 – این دستیابی به هدف موجب شده ک ایمانم به اینکه من خودم خالق زندگی ام هستم بیشتر شده و اینکه خودم با شرایط درونی ک دارم شرایط زندگی ام را می توانم تغییر دهم و این عوامل بیرونی نیستند که شرایط زندگی مرا تحت تاثیر قرار می دهند.

    البته در شرایط جدید نیز به یکسری تضادها برخوردم که اهمیت هدفگذاری را برایم مشخص کرده طوریکه هر روز بدانم بدنبال چه هستم و چه میخواهم که کارکردن روی محصول “هدفگذاری ” در برنامه سال 97 قرار می گیرد .

    این سیر تحولات موجب شده که من رابطه بهتری با پروردگار از منظر شکرگزاری کسب کنم ک نتایج آن را واضحتر بیان می کنم :

    1- بدانم ک پرورگار همیشه همراهم هست ، مرا مورد رحمت وسیع و گسترده اش قرار میدهد ، تنها کافی است چشم هایم را کامل بازکنم ، بیشتر تامل کنم .

    2- با دیدن روشنایی روز ، تاریکی و سیاهی شب نعمت های بیکرانش ، قدرت عظیمش ، برای قوانین و خاصیت هایی ک در طبیعت قرارداده سپاسگزاری می کنم و موجب شده ایمان قلبی ام بیشترشده و احساس بهتری را تجربه کنم .

    3- از اینکه کاملا احساس می کنم که طبیعت مملو از فرکانس و انرژی است ، سرشار از حضور پرودگار است و هرگاه در طبیعت هستم به اصل وجودی ام نزدیکتر میشوم و احساس رقیق تری دارم .

    4- از اینکه توانستم حداقل شش ماه ، هر روز صبح پروردگار را برای سلامتی ، توانایی مالی ، روابط ، همکاران ، نشانه ها و رحمت هایش سپاسگزاری کنم بدون اینکه یک روز را جا انداخته باشم و این تعهد را انجام دهم .

    5- از اینکه متوجه شدم ک پروردگار به من ، به انسان بالاترین ارزش و جایگاه را داده است ، این حرکت روز وشب ، این طلوع و غروب خورشید ، این آسمان بیکران ، این خاک ها ، گیاهان ، این دریاها را برای من خلق کرده است ، تمام کائنات را مسخر من ساخته که من بکار بگیرم ، بهره ببرم ، تحت کنترل درآورم تا احساس بهتری داشته باشم و شکرگزاری کنم .

    از آب برای سیراب شدن ، از خاک برای رویاندن بذرها و نهال ها ، از درخت ها برای ثمردهی ، از حیوانات همانطور که در قرآن آمده برای خوردن و نوشیدن که من بتوانم زندگی کنم ، آرامش داشته باشم ، پیشرفت کنم ، این هدف خلقت است رسیدن به احساس بهتر با شکرگزاری .

    با تشکر ، اهداف و برنامه های سال 97 در قسمت دوم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    حمید رجایی گفته:
    مدت عضویت: 3064 روز

    به نام خداوند یکتا

    سلامی گرم و صمیمی خدمت استاد وتمامی دوستان وخانواده عزیز و گرامی

    خدایا شکرت به خاطر این همه نعمت که در 28 سال ازعمرم به من عطا کردی وواقعا بی نهایت سپاس به خاطر این همه عنایات بزرگ و کوچک .خدایا ممنون همه عمرم سرشار از لطف بی کرانت بوده و هست خدایا به نظرم سال 96 پر بارترین سال زندگیم بوده درسته که من در این سال به موفقیت بسیار دست یافتم مثلا من در این سال صاحب خانه ی 150 متری نوساز با تمام وسایل نو شدم این سال سال پر برکتی بود چون در این سال عروسی کردم و به خانه شخصی خودم امدم و رابطه زیبای متاهلی ام را شروع کردم و از خیلی ها هدیه گرفتم و واقعا مورد توجه خدا بوده ام چون من برای شروع زندگی

    هیچ پس اندازی نداشتم و به طور نا اگاهانه از قوانین کیهانی و توحید عملی استفاده کردم یعنی فقط و فقط با این باور قوی به جلو رفتم که همه به من گفتند برو جلو خدا جورش میکنه(البته نا گفته نماند که افکار منفی خیلی بیشتر از از افکار مثبت بود مثل اینکه تو این وضع تو شکم خودتم زورکی سیر میکنی میخوای یکی دیگه رو بیاری چجوری بهش نون بدی الان راحتی هر جایی دلت خواست میری ،فردا که زن گرفتی کجا میخوای زنتو ببری با این اجاره های سنگین تو که خونه نداری و اوووووووو هزار تا فکرمنفیه دیگه ) ولی با تمام قدرت افکار منفی راپس زدم و به خدا توکل کردم که صد البته او هم مرا رو سفید کرد الان که میبینم من حدود یک سال و دو ماهه که از عقدم میگذره و من دررشروع هیچ نداشتم و الان به لطف خدا صاحب همسر وخانه شخصی ورابطه زیبای متاهلی هستم .

    الان که فکرشو میکنم میبینم که من به طور نا اگاهانه از قوانین کیهانی وتوحید عملی استفاده کردم و به خواسته ام که تا چند سال پیش دائما فکرشو میکردم و کانون توجهم روی این موضوع بود رسیدم.خدایا شکرت .

    در سال 96 من حدود 350میلیون تومن چک و بدهی پرداخت کردم ،مهارت های جدید اموختم، شغلم یک درجه ارتقاع پیدا کرد ،خلاقیت های جدیدی

    ارائه دادم،با افراد خوب و جدیدی اشنا شدم.در کلاس دلخواهم شرکت کردم ،ازدواج خواهرم صورت گرفت ،روابطم بهبود یافت،قدرت بخشیدن را در خودم تقویت کردم در امدم افزایش داشت وازهمه مهمتر باسایت ویا بهتر بگم خانواده بزرگ عباسمنش اشنا شدم و خدا شاهده اینقدر از خدا سر نمازم ،

    توی دعا هام ،توی حرم امام رضا و..از خدا خواستم کمکم کنه و راهونشونم بده تا اینکه این خانواده گرم و صمیمی رو پیدا کردم و در هر لحظه خدا

    رو شکر میکنم به خاطر این اشنایی و لطف بی کرانش.

    الان که دارم کمی فکر میکنم میبینم که قبل از اینکه حرف های استاد رو بشنوم و با ایشون اشنا بشم قوانینو تجربه کردم .همه میدونند که بهترین و شاد ترین دوران هر شخص دوران نامزدیه هر فرده و هر کس این دوران زندگی را شادتر سپری میکنه و من در این دوران بهترین اتفاقات زنگی ام را تجربه کردم و یاد حرف استاد می افتم که میگوید :وقتی انسان اتفاقات خوب رو تجربه میکنه که حالش خوبه که لبخند رو لب داره و اون وقته که ازدر دیوار براش میباره بله واقعا همین طوره خدایا شکرت شکرت شکرت.

    خواسته های من دراین سال

    اول اینکه به لطف خدا قوانین کیهان و خودم وخدای خودم رو بیشتر شناختم.خدایا شکرت

    در هر لحظه و در همه ی امور به یاد خدا هستم واز او کمک میگیرم .خدایا شکرت

    تمامی دوره های اموزشی این سایت را تهیه کرده ودر حال کار کردن روی ان هستم خدایاشکرت

    تمام بدهی هایم را صاف کرده ام و موبایل و لب تاب جدید خریدم .خدایا شکرت

    اتومبیل جدید و عالی گرفتم و به مسافرت های گوناگون رفته ام .خدایا شکرت

    شغلم را از واحد صنفی به شرکت بزرگ خدماتی تبدیل کرد ام .خدایا شکرت

    یک فروشگاه بزرگ و نمونه ایجاد کرده ام .خدایا شکرت

    وازهمه مهمتر یک کارگاه تحقیقاتی بزرگ برای کار روی ایده هایم ایجاد کرده ام.خدایا شکرت

    و من هرلحظه شادم و خدار رو در وجود خودم حسش میکنم در حال تجربه ی اتفاقات خوب وعالی هستم خدایا شکرت

    ودر اخر برای همه ی افراد این خانواده ارزوی خوشبختی،سلامتی،عشق،ثروت مادی ومعنوی،وسعادت دنیوی و اخروی,وشادی هر لحظه رامیطلبم.خدایا شکرت.خدا نگه دار.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سید علی جلال الدینی گفته:
    مدت عضویت: 3331 روز

    با سلام به دوستان عزیز و تبریک سال 1397 و آرزوی بهترینها برای خانواده بزرگ گروه تحقیقاتی عباسمنش در سال جدید

    سال1396 سال بسیار خوب و عالی برای من بود چون من با استاد عباسمنش و این خانواده بزرگ و دوست داشتنی آشنا شدم در عید سال 96 مطابق هر سال تعطیلات را با گردش و تفریح و دیدن مکانهای دیدنی کشور عزیزمان گذراندیم و خداوند را سپاسگذارم . بعد از تعطیلات به محل کار بازگشتم و مجدداً در تعطیلاتی که در اردیبهشت داشتیم با خانواده به استان زیبای گلستان رفتیم و از طبیعت بکر و وصف نشدنی آنجا لذت بردیم . در حین مسافرت همسرم به من پیشنهاد داد یک فایل صوتی گوش کنم اول قبول نکردم ، چون قبلاً یکسری فایل درباره موفقیت و بحث جذب گوش کرده بودم و حتی چند سمینار هم رفتم ولی به دلم نچسبیده بود . ولی با اصرار همسرم قبول کردم و درحین رانندگی برای اولین بار فایل استاد را گوش کردم ؛ چنان جذب کلام استاد شدم که تا آخر سفر پخش ماشین را بوسیله بلوتوث وصل کردم به گوشی همسرم و فقط فایلهای استاد را گوش کردم و چه تعطیلات لذت یخشی شد و خاطره انگیز ؛ بهمین خاطر اسم استان گلستان برای من یعنی آشنایی با استاد و آموزه های ایشان . بعد از مسافرت یکسری فایلهای رایگان استاد را دانلود کردم و بعد از آن عضو سایت شدم و اولین محصولی را که تهیه کردم کتاب رویاهایی که رویا نیستند بود و بعد کتاب چگونه فکر خدا را بخوانیم و به نظر من بهترین محصولی که افکار و باورهای من را در تمام جنبه ها دگرگون کرد قانون آفرینش بود نمیدونم تا حالا چند بار این محصول را کامل گوش کردم ولی به قول استاد هر بار حرفاش تازه است واقعاً لذت می برم .اتفاقات و موفقیتهای زیادی برای من در سال 96 بوجود آمد ولی با تمام وجودم و از ته قلبم می گویم بزرگترین اتفاق زندگیم آشنایی با قانون آفرینش بود و اینکه دانستم این جهان بر اساس قانون بدون هیچگونه استثنا که در قرآن مشیت یا شاء نام برده شده ؛ آفریده شده است . پروردگارا سپاسگذارم .

    بر اساس آموزه های استاد با قرآن دوست شدم . دیگر در باورهایم این کتاب یک کتاب عجیب و غریب نیست بلکه از خواندنش لذت میبرم در معانی آن دقت میکنم و هر بار نکته جالبی می آموزم . خدایا شکرت .

    با تهیه و دیدن و گوش کردن دوره عزت نفس با خودم دوست شدم و از بودن با خودم لذت میبرم . ( تمرین میکنم و این تمرین ادامه خواهد داشت ) . خداوندا سپاسگذارم .

    با تهیه و دیدن و گوش کردن دوره عشق و مودت در روابط ، رابطه ام با خانواده و دوستانم بسیار عالی شد و دیگر به کسی عشق می ورزم توقع ندارم او هم تلافی کند . دیگر در رابطه ام وابستگی وجود ندارد . ( تمرین میکنم و این تمرین ادامه خواهد داشت ) پروردگارا شکرت .

    با تهیه دوره راههای عملی دستیابی به آرزوها برای آینده ام و رسیدن به آرزوهایم برنامه ریزی میکنم . ( تمرین میکنم و این تمرین ادامه خواهد داشت ) خدایا سپاسگذارم .

    با تهیه دوره روانشناسی ثروت یک و دو ؛ یکسری باورهای غلط را در خودم پیدا کرده ام و آنها را با باورهای درست و ثروت ساز جایگزین میکنم . ( تمرین میکنم و این تمرین ادامه خواهد داشت ) بارالها شکرت .

    با اینکه در اول راه هستم ولی ایمان دارم که راه صحیحی انتخاب کرده ام (صراط الذین انعمت علیهم) چون نشانه هایش به من نشان داده شده است با تغییراتی که در وجودم حس میکنم با تغییراتی که در رفتار دیگران با خودم و من با دیگران حس میکنم و دیگر آن آدم گوشه گیر و خجالتی سابق نیستم و حتی با بالاترین مقام سازمان به راحتی بحث و مذاکره میکنم ، چون فقط از خدا یاری میخواهم ( ایاک نستعین ) و همه افراد را دستان خداوند میدانم و اینکه دست خدا بالاترین دستهاست .( یدالله فوق ایدیهم ) ( تمرین میکنم و این تمرین ادامه خواهد داشت ) خداوندا سپاسگذارم .

    از لحظاتم لذت میبرم و دیگر آن آدم غرغروی منفی اندیش نیستم چون اولاً تلویزیون و رادیو و روزنامه را از زندگیم حذف کردم و ثانیاً به قول قرآن (لَا خَوْفٌ عَلَیهِمْ وَلَا هُمْ یحْزَنُونَ ) یعنی نه حزن و حسرت گذشته را بخور و نه از آینده ترس داشته باش . و چه زیبا استاد از این آیه برداشت کردند که منظور در حال زندگی کردن است . ( تمرین میکنم و این تمرین ادامه خواهد داشت ) پروردگارا سپاسگذارم .

    گشایشهایی که در زندگیم میبینم . چندین موفقیت بزرگ در محل کار داشتم از جمله تعمیر ماشین آلاتی که چندین سال از کار افتاده بودند و توانستم با انگیزه دادن و باور دادن به پرسنل فنی و با وجود مخالفتهای زیاد آنها را راه اندازی کنیم . چند طرح تولیدی به مدیریت سازمان پیشنهاد بدهم و تعمیر قطعات الکترونیکی چند صد میلیونی توسط پرسنل فنی زیر مجموعه با روش استاد که جواب مسئله در دل مسئله است . خداوندا شکرت .

    در سال جدید میخواهم با توجه به اینکه دوره چگونه هدف گذاری کنیم را تهیه کرده ام ؛ این دوره را ببینم و به تمریناتش عمل کنم تا به اهدافی که دارم به فضل خداوند برسم که در این جا چند تا از آنها را ذکر میکنم :

    1- تمرکز بر روی سلامتی و بدست آوردن سلامتی کامل

    2- ایجاد رابطه بسیار صمیمی تر با اعضای خانواده ام

    3- بازنشستگی از کار فعلی

    4- راه اندازی یک کسب و کار جدید تولیدی

    5- رسیدن به درآمد حداقل سه برابر درآمد فعلی

    6- سفر به چند کشور که تا کنون نرفته ام

    7- خرید خودروی مورد علاقه ام

    8- ساخت ویلا در زمینی که در چمستان دارم

    9- ساخت آپارتمان در زمینی که در کرج دارم

    10- سفر به مناطقی از کشور که تا کنون نرفته ام

    در پایان میخواهم خداوند را سپاسگذار و شاکر باشم که در سال گذشته و خصوصاً این چند ماه اخیر که من در این راه قدم برداشته ام ؛ آقای عباسمنش بعنوان دستی از دستان خداوند هم با بمباران افکارم ( ارسال فایلهای صوتی و تصویری از نعمتهایی که با افزایش دادن ظرفیت دریافتشان ( بزرگ شدن سطل ) خداوند به ایشان داده است ) به من کمک شایانی کرده اند . همه دوستان فهیم و ارزشمندم را به خداوند میسپارم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    امیرحسین بذرافشان گفته:
    مدت عضویت: 4012 روز

    سلام استاد و دوستان هم فرکانس

    اتفاقات خوبی که درسال 96 تجربه کردم:

    1- برگزاری مجلس عروسیمون به بهترین و ساده ترین شکل ممکن و خیلی آبرومندانه که همگی ازش راضی بودند.

    2- خرید موتوری که دوست داشتم

    3- پرداخت مبلغ 23 میلیون قرض و وام از راه هایی کاملا حکیمانه که من همیشه نگران بودم چجوری میخواد این بدهکاری ها تموم بشه.

    4- آشنا شدن با دوستان هم فرکانسی مثل خانم شب خیز و در ارتباط قرار گرفتن با ایشون.

    5- سفرهای زیادی که برام پیش اومد

    6- ماشین خریدن داداشم و اینکه مدل ماشین خواهرم چند درجه ارتقا پیدا کرد و برای خونشون مشتری پیدا شد و فروخته شد.

    7- نو شدن خونمون تو روستا که تمام امکانات رو داره با باغپه سرسبز و باصفاش.

    8- بچه دار شدن چند تا از دوستام

    9- بهتر شدن وضع مالی زندگیمون با حقوق حدودا 2 تومنی همسرم و سرکار رفتن ایشون

    10- صعود تیم ملی به جام جهانی

    11- تدریس در مدارسی که دوست داشتم برای شروع کارم در آموزش و پرورش

    12- رسیدن به خواسته هایی که واقعا باور داشتم بهشون میرسم از راه های اسون و بدیهی

    13- درک یه کم بهتر و بیشتر قانون

    14- صبر و شکیبایی که در برابر برخی اتفاقات نامناسب در زندگیمون داشتیم

    بنویس می خواهی چه تجاربی را در سال 97 کسب نمایی

    1- در درجه اول میخوام که قانون رو با پوست و خون و با یقین کامل درک کنم و بفهمم.

    2- میخوام ماشین داشته باشم یا بخرم

    3- میخوام به سفرهای بیشتری برم و با افراد و اقوام مختلف اشنا بشم و ارتباط پیدا کنم.

    4- میخوام که خداوند یک دختر ناز و خوشکل و زرنگ و باهوش بهمون عطا کنه.

    5- میخوام شکرگزار بیشتر و واقعی تر خداوند باشم.

    6- میخوام که یه ون مسافرتی و یک کمپر داشته باشم.

    7- دوست دارم که درامدم سه برابر بشه و از نظر مالی در جایگاهی بالا قرار بگیریم که نگرانی بابت خرید چیزایی که دوست داریم نداشته باشیم.

    8- میخوام که حساب پس انداز پرپولی داشته باشم و پول هامو برای شادی ها و خوشی ها پس انداز کنیم.

    9- دوست دارم به مکانی و شهری بهتر و با کیفیت تر از نظر مردم و اب و هوا و تنوع بازارها و مراکز تفریحی و با رشد اقتصادی بالا و بهترین از هرجهت مهاجرت کنم و از اخلاق ها و نگاههای منفی افراد به دور باشم.

    10- دوست دارم که با افرادی بهتر از خودم از هر جهت و مثبت اندیش در ارتباط باشم تا لول شخصیتی من بره بالاتر.

    11- دوست دارم که کامل زندگی و قرآن و هدف از وجود هرچیزی رو کشف کنم و به آرامش الهی برسم.

    12- دوست دارم که بهترین و محبوب ترین معلم شهرم باشم.

    13- میخوام که توحید رو به معنای واقعی درک کنم

    14- میخوام گواهینامه پایه دو رو هم بگیرم

    15- میخوام که علایقم رو پیدا کنم و درش به تخصص برسم ازون کسب درامد کنم و لذت ببرم از زندگیم.

    16- دوست دارم کاری داشته باشم که آزادی زمانی و مکانی و مالی بیشتری نسبت به گذشته داشته باشم.

    17- میخوام که خونه های جدید و ماشین های خارجی رو امسال بیشتر تجربه کنم.

    18- دوست دارم با خودم بیشتر به هماهنگی برسم.

    19٫ دوست دارم شادی های بیشتری رو تجربه کنم

    20- درپایان دوست دارم اینقدر با خودم به هماهنگی برسم که استاد قانوون بشم و به هیچکس جز خدای خودم متکی نباشم.

    اینا فعلا یادم هست شاید بیشتر و بیشتر هم بشه در لیست خودم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    ستاره بنی نجاریان گفته:
    مدت عضویت: 4237 روز

    سلاااااااااااااااام و درووووود فراواااااان.

    امیدوارم سالی که آغاز کردید تا کنون سال فوق العاده ای براتون بوده باشه واسه من که عاااااالی و بی نظییییییر بوده. هرچند که جواب سوال مسابقه رو زودتر در صفحه 22 دادم اما یه احسااااس بی نظیییییر هدایتم کرد که بیام و بازم براتون بنویسم. دوستای خوبم امروز در آدینه ی زیبای بهاری به لطف خدای مهربون صبح زود با احساسی عالی از خواب بیدار شدم و نشستم سر فایلهای قانون آفرینش و کلی لذت بردم. دوستای خوب و عزیزم که مثل پارسال من توی همین موقع های سال 96 آرزوی داشتن محصولات استاد رو دارید و هیچ پس اندازی هم ندارید و حتی هیچ درآمدی هم ندارید که بهش امید داشته باشید که بتونید به آرزوتون برسید اومدم بهتون بگم خدایی دارید بی نهایت وهااااااااب ،بی نهایت رزااااق، بی نهااااایت بخشنده که حکیمه ، توانمنده، قادر مطلقه، فرمانروای کل کیهانه، براش هیییییچ کاری نداره شما رو به تک تک آرزوهاتون برسونه، فقط باید بهش توکل کنید و با ایمان و یقیین ازش بخواین به خداوندی خدا بهتون میده، به راحتترین شکل ممکن بهتون میده، ای خداااااا چی بگم از لطف و کرمت که چطور برام درآمد شدی، شرایط خوب شدی، عشق شدی، فایلهای بی نظیر استاد شدی، من و به گنجینه ی گرانبهایی رسوندی که بتونم تا پایان عمرم ازش بهره ببرم و هیچ انتهایی هم نداره، این آگاهی هایی که الان توی این لحظه بعد از گذشت یکسال بهش رسیدم از خاک برام طلا میسازه یقییین صد درصد دارم. مطمئن مطمئنم. خدایاااااا شکرت به خاطر قوانین ثابتی که وضع کردی و هرگز تغییری نمیکنند و شکررررت که من و با این قوانین به زبان بهترین استاد دنیا آشنا کردی، هیچ کدوم از اساتید علوم موفقیت حتی اون کله گنده هاشون که کلی معروف ان انگشت کوچیکه استاد عباسمنش هم نمیشن من یک عمر کتاباشون و خوندم اما چنان تاثیری که حرفای استاد توی این یکسال در من گذاشت هیییییچ کس توی زندگیم نذاشته. استااااد عاشقتونم. دوستای خوبم توی سالی که گذشت به سادگی به راحتی از خدا خواستم که بتونم در دوره آنلاین روانشناسی ثروت3 شرکت کنم. دوستای خوبم بدون یک سر سوزن پس انداز تونستم بخرمش. خدا راه کارشو بهم گفت اصلا خدا از قبل از اینکه این دوره تهیه بشه داشت شرایطش رو برام فراهم میکرد که بتونم بخرمش ای خدا آخه تو چقدر بزرگی چقدر کریمی?????? بعدش تونستم دوره عزت نفس رو به راحتی تهیه کنم چون هم کیف پولم شارژ شده بود هم تخفیف 40 درصد تخفیف برنده شدم. بعد جلسه 1 و 2 قانون آفرینش رو خریدم که پول اونم به راحتی جور شد چندتا سفارش کار گرفتن که واقعا خدا واسم فرستاده بود چون جدیت من رو توی این راه دید کلی بهم کمک کرد. واااای نگم براتون که توی مسابقه 2 ملیونی که برای بار اول برنده شدم چقدر از خوشحالی دور خودم چرخیدم البته موقعی که داشتم جواب سوال و میدادم یه حس عالی بهم میگفت که تو برنده ای واااای چقدر خوب بود توی همون موقعیت بازم تخفیف 40 درصدی هم داشتم که به لطف خدای خوبم دوره راهنمای عملی دستیابی به آرزوها رو که واقعا جزء آرزوهام بود رو خریدم و بقیه جلسات قانون آفرینش رو تا جلسه 10 و جدیدترین محصول استاد شیوه حل مسائل رو هم خریدم دویست هزارتومان کیف پولم شارژ بود به راحتی و به سادگی و البته برای دومین بار توی مسابقه ی آخری هم برنده شدم که مربوط به دوره شیوه حل مسائل بود و انشاالله به لطف خدای مهربون دوره روانشناسی ثروت 1 رو هدف گرفتم، تیرشم دادم دست خدا جونم خودش به موقع میزنه به هدف. دوستای خوبم از سفر شمالم بگم براتون که توی سال جدید رفتم و چققققققدررررر بهم خوش گذشت به لطف خدای خوبم. همسفری های عاااالی و آبو هوای عااالی که کلی بهم خوش گذشت با ماشین جدیدمون رفتیم. و بهتر از همه این اطمینانی که الان دارم که میتونم خالق تک تک لحظات زندگی خودم باشم. میتونم به هرچی میخوام به لطف خدای مهربون برسم. رشدی که نصبت به یکسال پیش همین موقع ها پیدا کردم. خودم خیلی خوب درک میکنم احساس الانمو و این آرامش خاطر الان رو مطمئنم بچه هایی که یه مدته با سایت و آموزشهای استاد با تعهد و ایمان همراهن هم خوب میفهمن من چی میگم. و یقیین دارم دوستایی هم که تازه عضو سایت شدن اگه این سال جدید رو با تعهد و ایمان به مدت یکسال برنامه های استاد رو دنبال کنند دقیقا همین احساس من رو تا پایان سال و شروع سال جدید درک میکنند و بهش میرسند. چون قانووووون یکساااااانه برای همههههههه جواب میده و هیچ ربطی هم به جنسیت و سن و سال و عوامل دیگه نداره فقط و فقط به ایمان و تعهد خود ما بستگی داره. اگه میخواین سال متفاوتی رو با تمام سالهای زندگیتون تجربه کنید با ایمان این مسیر رو ادامه بدید. اوایلش یکم تلاش بیشتری میخواد چون مقاومت های ذهن زیاده و شیطان کارش و خوب بلده ولی مثل من باشید اصلا ناامید نشید. با هیچ باد و طوفانی نلرزید فقط بگید خدایا ایاکنعبدوایاکنستعین و بازم ادامه بدید هرسالتون بهتر از سال قبل میشه من بهتون قول میدم. استاااااد جونم ممنونم ازتون خداجونم شکرت، بازهم در حضور دوستای خوبم به تشکر ویژه هم از خودم میکنم که با تعهد این مسیرو دنبال کردم عااااشقتم ستاره تو بی نظیییییرییییییی خدا به تو افتخار میکنه. دوستون دارم و به خدای مهربون میسپارمتون.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    معصومه سلاجقه گفته:
    مدت عضویت: 3899 روز

    سلا ا ا ا ا ا ام استاد عزیزم سال نو مبارک

    چه مسابقه خوبی گذاشتید استاد چقدر به موقع این فایل شمارو دریافت کردم درشرایطی که به شدت فرکانسم پایین بود خدایا ا ا ا ا شکرت که نمیذاری لحظاتم با احساسات غیرمثبت همگام بشه و با دستانت منو هدایت میکنی به سمت حال خوب

    عاشقتونم استا ا ا ا ا اد???????

    به صدای شما معتاد شدم??

    وقتی احساسم خوب نیست سریع میام سراغ سایت هم نظرات دوستان هم تصویر و صدای شما حالمو دگرگون میکنه.

    شماپیامبرشادی بودید تو زندگی من، پیامبر عشق، پیامبر عزت نفس

    و اما سال 96

    ??از بهترین سال تحویلای خوب و عالی عمرم بود تولدم دهم فروردینه و از اونجا که برام خیلی مهم بود تولد و هرسال دیگران یافراموش میکردن یا جشنی نداشتم اما عید 96دیگه برام اهمیتی نداشت شب تولدم با خدا دو نفری جشن گرفتیم و کلی بهم خوش گذشت و روز بعد به شدت سورپرایز شدم و خانواده بعد حدودا 13سال برام جشن گرفتن و طلا هدیه گرفتم بعدشم دوستانم برام جشن گرفتن و کلی کادو گرفتم

    ??ماه اردیبهشت بایکی از دوستان هم فرکانسی که از محصولات سایت عباسمنش استفاده میکرد آشناشدم که تو قدرت کلام بسیار قدرتمند بود چیزیکه من توش ضعف داشتم ارتباط با این دوست آروم آروم رو کلام من هم تاثیر مثبت گذاشت و این برام موفقیت بزرگی بود.

    ??ماه رمضان 96فوق العاده ترین ماه رمضان عمرم بود از لابلای باورهای استاد خدای قدرتمندی رو پیداکردم که نزدیک بود و چقدر درک این باورم زندگیمو زیرو کرد ازاونجابه بعد بود که آدمای فوق العاده وارد زندگیم شدن که هر لحظه خیرو برکت رو وارد زندگیم کردن

    ??تیرماه با یادگرفتن چگونگی درخواست کردن و فقط از خداکمک خواستن به طرز معجزه آسا پولی رو که دوسال طلب بودم و نمیتونستم بگیرم از بدهکارم رو کامل دریافت کردم واقعامعجزه بود خدا بخاطر این درخواستم اشتباهی رو تو سیستم اداری بوجود آورد تاپول رو دریافت کنم و بعد از دریافت پول همه چی به حالت اول برگردوند چقد حس بی نظیری داشتم از اینکه خدابخاطردرخواست من همه چی رو بهم زد ??

    ??مرداد ماه با فردی آشنا شدم که باورهای بسیار قدرتمندی از خداوند داشت که چندتا از باورهای نادرست من رو اصلاح کرد و آرامشم چند برابر شد.

    ??شهریور ماه عروسی برادرم بود و این اتفاق بسیار عالی بود برای خانواده من و روزای شاد و فوق العادی ای سپری کردم

    ??مهرماه هم باهم فرکانسی فوق العاده ای آشناشدم که آگاهیهای بسیاری داشت و چندتا از باورهای بسیار مخرب من با وجود ایشون اصلاح شد و مهمترینش احساس لیاقت و عزت نفس بود خداوند از طریق این دوست هم فرکانسی برکات زیادی وارد زندگیم کرد که تا امروز هم ادامه داره

    ??آبان برای اولین بار درخواست سفر شمال کردم باهزینه کم و به لطف خدا وبسیار غیرمنتظره به یک سفر 17روزه از طرف دوستم دعوت شدم مازندران و برای اولین بار یک دختر اهل کویر رفتم به یک بهشت بی نظیر و چقدر مراقبه و دریافتهای آگاهی شگفت انگیز بود استاد یجا گفتند برانوشتن کتابشون الهامات به سرعت می اومد و شهودشون چقد قدرتمند بهشون کمک کرده کنار دریا این اتفاق رو تجربه کردم و به شکل بی نظیری مفهوم وحی رو فهمیدم و این نقطه عطف زندگی من تو سال 96بود و از اون لحظه تا امروز این دریافتها زندگیمو دگرگون کرده هر روز حال عالی دارم وزندگیم پراز عشق و نور شده،

    سفرشمال من با کمترین هزینه ممکن و با بی نظیرترین احساسات و بابرکت ترین لحظات رخ داد

    ??آذرماه برادر بزرگم که حاضر نمیشد ازدواج کنه جفتشو پیداکرد و این اتفاق هم شادی زیادی برای من و خانوادم به ارمغان آورد و بهمن ماه هم جشن ازدواجشون به عالیترین شکل ممکن برگزار شد

    ??اسفندماه با چند کتاب عالی آشناشدم و با فایل باورخداوند استاد دریچه ای جدید از آگاهی بروم باز شد جوری که تا امروز هفدهم فروردین غرق در همون فایل باورخداوند هستم و آرامش و سکوتم زیاد شده و به شدت مراقب خروجیهام هستم و افکار و کلامم رو کنترل میکنم چون میخوام اون خداوند که درکش کردم رو نگه دارم درونم داشتن این خدا نهایت عشق و ثروته

    تحویل سال 97 و این روزها که گذشت عالیترین روزهای زندگیم بود و کلا هر چه زمان میگذره روزهام عالیترو فوق العاده ترو شادتر هست و از لحظه اکنون بیشترین لذتهارو دارم تجربه میکنم باتولد شروع کردم باتولد تموم کنم حرفم رو تولد امسالم هم یکی از خاطره انگیزترین تولدهای عمرم بود ?

    چقد با نوشتن این جملات حالم عالی شد سپاسگزارم استاد عزیزم الان که فکرشو میکنم میبینم چقدر سال96سال فوق العاده ای بوده من رشد معنوی بی نظیری داشتم و چقدر حالم عالیه??

    ??خدایا شکرت که در من حضور داری

    ??خدایاشکرت بخاطر این مسیر بی نظیر که منو هدایت کردی

    ??خدایا شکرت بخاطر وجود استاد بی نظیرم

    ??خدایا ا ا ا ا ا ا ا ا ا اشکرت??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    علی مالک گفته:
    مدت عضویت: 4203 روز

    سلام خدمت همه دوستان عزیزم و سلام به استاد ارزشمند و بزرگوارم جناب آقای عباس منش.

    چند سال قبل از آشنایی با آموزه های استاد عباس منش باید بگم زندگی من از نظر مالی خیلی داغون شده بود. 7 سال بود که ازدواج کرده بودم و به تازگی یه کار شخصی رو با شراکت دو تا از دوستان شروع کرده بودم. تازه کار بودیم و درآمد چندانی نداشتیم و از طرفی هم یکی از نزدیک ترین کسانم به نام آقای ایکس به مشکلات خانوادگی برخورده بود و دنبال راه چاره میگشت. متاسفانه از اون جایی که به این آقای ایکس اعتماد کامل داشتم برای اینکه کمکش کنم، ضمانت کردم از چند جا پول بگیره و من بجاش چک و سفته دادم تا بتونه با پولی که بدست میاره کاسبی بزنه و قول داد ماه به ماه اقساطش رو پرداخت کنه. پولهای زیادی از جاهای زیادی بود. البته به من هم گفته بود که قراره فلان بیزینس رو راه اندازی کنه و ما با هم کار خواهیم کرد من هم که دوست داشتم وضعیت بهتری پیدا کنم از این پیشنهادش استقبال کردم. متاسفانه روز به روز اوضاع بدتر شد و تمامی چک ها و سفته های من اجرایی شدن. و من حسابی عصبی و داغون شده بودم. و از همه بدتر اینکه هیچ کدوم از این غلطا رو به خانومم هم نگفته بودم. آقای ایکس همیشه با چرب زبونی میگفت درست میشه داره فلان کار رو میکنه این روزها میگذره و بعدا میشینی به این مشکلات میخندی. من دارم فلان کار رو میکنم تا دو روز دیگه و 10 روز دیگه و 48 ساعت دیگه اوضاع کاملا درست میشه.

    من مشرک شده بودم. تمام امیدم شده بود کارایی که اون میگفت داره درست میشه. دعا میکردم و فکر میکردم امیدم به خداست اما در واقع امیدم فقط به کارای آقای ایکس بود. چون وقتی قولش قول نمیشد عصبانی میشدم و داد و بی داد میکردم اما دوباره خامش میشدم. عجب دوران سیاهی بود. و خدایا شکرت که دستم رو گرفتی و از اون منجلاب کشیدی منو بیرون.

    همیشه تو اینترنت دنبال راه های ثروت مند شدن و قانون راز و این چیزا میگشتم. زمستان سال 93 بود که یه کلیپ انگیزشی از یکی از دوستام تو تلگرام برام ارسال شد، گوشش کردم و راستش از شنیدنش مو به تنم سیخ شد. خیلی احساس عجیبی درم ایجاد کرد. چند روز بعدش دوباره کلیپ رو گوش کردم و آخرش نام گروه تحقیقاتی عباس منش رو دیدم. عصر بعد از کار تو شرکت بودم و گفتم که گروه عباس منش رو تو اینترنت سرچ کنم ببینم چی پیدا میشه. وقتی که سایت ایشون رو تو گوگل سرچ کردم و پیدا کردم، شروع به مطالعه کردم و دیدم قانون جذب رو با استناد از قرآن توضیح دادن.

    چند تا از فایل های رایگان رو دانلود کردم و اینم بگم اولین چیزی که توجه منو جلب کرد دوره روانشناسی ثروت یک بود که البته فکر کردم قیمتش صد و خورده ای هزار تومانه. همون موقع اش هم گفتم چه گرون. کی میاد صد و خورده ای بده برای یه فایل انرژی مثبت و از این حرفا.

    فایل های رایگان رو گوش کردم. خیلی فکرم درگیر شده بود تو راه برگشت به خونه همش به حرفایی که استاد زده بود فکر میکردم. برام تازگی داشت و تاحالا از هیچ کس و هیچ جا همچین چیزایی رو نشنیده بودم.

    تا رسیدم خونه موضوع رو به خانومم هم گفتم. و یه فایل رو گذاشتم و با هم گوش کردیم. جالبه که اون هم مثل من محو صحبتهای استاد شده بود. بهش گفتم تازه یه دوره روانشناسی ثروت هم داره که یکم گرونه، صد و ده بیست هزار تومانه. بعد از چند روز تصمیم گرفتیم دوره ثروت رو بخریم تو حسابم هم صد و خورده ای رو داشتم. رفتم که بخرم دیدم قیمت به تومنه و یک میلیون و خورده ایه. بیخیالش شدم و با همون فایل های رایگان ادامه دادم.

    اصلا از فکر اون بسته در نمیومدم میگفتم وقتی با فایلهای رایگان اینطوری حال آدم بهتر میشه و انگیزه میگیره ببین با اون دوره چیکار میکنه. اواخر بهمن 93 بود که با همسرم تصمیم گرفتیم هرچی عیدی گرفتیم رو بدیم این دوره رو بخریم. و همین کار رو هم کردیم و از اون موقع بود که معنی زندگی رو فهمیدیم.

    بعد از استفاده از اون دوره از نظر روحی خیلی حالم بهتر شد. کم کم سعی کردم خدا رو باور کنم و دست از انتظار از کمک این و اون بردارم. هر چند بخاطر کارها و خطاهایی که قبلا در امور مالی انجام داده بودم هنوز مشکلات فراوانی داشتم اما روند رو به پیشرفتی رو داشتم. خانمم 8 سال سابقه پرستاری داشت و شده بود سرپرستار یک بخش ویژه در بیمارستانی عالی. من هم در شرکتی بعنوان مدیر بازرگانی مشغول بودم.

    اما خیلی مشکلات مالی داشتم. کم کم رابطه ام با آقای ایکس و خیلی های دیگه کمتر شد تا اینکه بطور کامل قطع شد. این فرد از جمله نزدیکترینهای من بودا ولی نمیدونم چطور شد که رابطه ام قطع شد با ایشون و خانواده ایشون.

    در فاصله چند ماه بعدش من تقریبا بیش از نیمی از بدهی هایی رو که در اثر اشتباه خودم بالا آورده بودم رو به یاری خدای مهربان پرداخت کردم. بدهی هایی رو باید میدادم که اصلا ربطی به من نداشت ولی چون ضمانت کرده بودم و از همه مهمتر چون روی غیر خدا حساب کرده بودم بوجود اومده بود و باید میدادم و خدا به این ترتیب محکم کوبید تو دهنم. وام ها یی با بهره هایی نجومی و صعودی.

    به شدت روی تغییر باورها و تقویت اونها و بخصوص شناخت خداوند کار میکردیم دو موتوره. و تصمیم گرفتیم محیطمون رو عوض کنیم. تصمیم به مهاجرت گرفتم و تمام وسایل خونه رو که داشتیم رو فروختیم و خانمم بعد از 10 سال کار پرستاری از سمت خودش استعفا داد و من هم از شرکت استعفا دادم تقریبا تمام بدهی ها رو پرداخت کرده بودم بجز چندتایی که اصلا دیگه ناحق بودن. (اصل پول رو داده بودم ولی مبلغی رو که روی چکها و سفته های سفید امضای من زده بودن رو میخواستن که ده ها برابر بود. ) خلاصه در زمستون 94 مهاجرت کردیم و از ایران خارج شدیم. تمام پل های پشت سر رو هم خراب کردم یعنی با خیلی ها قطع رابطه کردم و هیچ چیز در ایران نداشتم.

    سال 95 در کشور جدید کلا بیکار بودیم و فقط روی بسته روانشناسی ثروت و فایلهای استاد و باورسازی کار میکردیم. جایی اومده بودیم که حتی زبانشون رو هم بلد نبودیم. اما ایمان داشتیم که خدا با ماست و خوش گذروندیم بدون اینکه حتی یک لحظه دلشوره یا نگرانی بیاد سراغمون. فقط ورودی های ذهن رو کنترل میکردیم تا شد سال 96٫

    و اما اتفاقات خارق العاده سال 96 :

    تصمیم داشتم که دیگه از پس انداز رو به اتمام پولی برداشت نکنم و از خدا خواستم که به من راه ثروت را نشان دهد. چون یکسال بود که روی خودمون کار میکردیم و نتایج رو یادداشت میکردیم اتفاقات شروع شد. اردیبهشت 96 میخواستم اولین اجاره خونه رو از درآمد که در اینجا داشتم بدم ولی هیچ ایده یا موقعیت کاری ای نداشتم. شروع کردیم به ساخت ویدیوهای آموزشی کودکانه و قرار دادن آنها در یوتیوب. میدونستم که وقتی با ایمان کامل چیزی رو از خدا بخوام بهم میده و روی یک کاغذ یک چک نوشتم که در تاریخ آخر اردیبهشت من مبلغ اجاره رو از خدا دریافت می کنم. تا یک هفته قبلش هم هیچ اتفاقی نیوفتاد ولی من اصلا ذره ای شک نداشتم چون هم خدا رو باور داشتم و هم باور داشتم که اون پول رو بدست میارم. دقیقا یک هفته قبلش یک کار کوتاه یک هفته ای برام جور شد و کمی بیش از مبلغی که نوشته بودم به دستم رسید.

    بعد دوتایی یک کار پیدا کردیم که اونها خودشون وقتی ویدیوهای ما تو یوتیوب رو دیده بودن مشتاق همکاری با ما شده بودن. یه برنامه کودکانه بود که ما در اون پروژه مشغول فعالیت شدیم. دیگه درآمد داشتیم.

    و بعد کار ترجمه هم در حین همون کار بهم پیشنهاد داده شد.

    حالا بعد از گذشت دو سه ماه از سال 96 ما کار داشتیم و در عین حال داشتم روی ایده های شخصی ام هم کار میکردم تا یک بیزینس آنلاین رو راه اندازی کنم.

    بعد از اون پروژه برنامه کودک من همچنان به کار ترجمه مشغول شدم و البته کارهای شخصی ام که از طرف یکی از دوستان در ایران یه پیشنهاد کاری بازاریابی اینترنتی برای فروش فرش دریافت کردم که خیلی هم موفقیت آمیز بود و مبالغ بسیار خوبی به دستمون رسید.

    هر روز تمرینات روانشناسی ثروت و معجزه سپاسگذاری رو انجام میدادیم و معجزه پس از معجزه اتفاق میوفتاد.

    سایر اتفاقات سال 96 از این قراره:

    1- کسب درآمد خوب ماهیانه.

    2- کار جدید همسرم در داروخانه.

    3- ایجاد یک کانال دو نفره تلگرام بنام “فقط اتفاقات خوب” بین من و همسرم که وقتی نیگاش میکنم فقط خوبی و خوشی توش درج شده. خاطراتی که واقعا قدرت خدا رو بهم یادآوری میکنن.

    4- شناخت خودم و استعدادهای خودم و شروع کسب و کار شخصی در زمینه تولید مدیا.

    5- یادگیری نرم افزارهای کامپیوتری مرتبط با کارم. نرم افزارهای پیچیده و قوی که من خیلی سریع یاد میگیرفتم.

    6- خرید 3 دوره از قانون آفرینش استاد عباس منش.

    7- دریافت دو برابر کارمزد حاصل از ترجمه هایم، بدون دلیل، که نشانه ای واضح از روند جریان ثروت به سمت من بود. و به من یادآوری کرد که خداوند مشتاق تر از منه که من ثروتمند بشم.

    8- پیدا کردن دوستان خوب.

    9- شنیدن خبرها خوب از پیشرفت نزدیکان و آشنایان. خبرهایی مثل ماشین خریدنشون، ازدواجشون، بچه دار شدنشون و غیره. که سراسر احساس خوب بود برامون.

    10- یکی از همسایه ها داشت نقل مکان میکرد و برای همین کلی هدیه و مواد غذایی و غیره رو که نمیتونست ببره به ما بخشید. این دیگه جریانی از نعمت از سوی خداوند به سمت ما بود.

    11- خواسته بودم که تو حسابم مبلغ زیادی باشه و چکش رو هم نوشته بودم. اون پول به حسابم واریز شد ولی همش مال من نبود ولی همین که برای چند روز حسابم اون مبلغ رو تو خودش داشت بهم حساس خوبی میداد.

    12- کاهش وزنم و رسیدن به وزن ایده آل و ثابت موندن در اون وضعیت.

    13- خوب شدن خارشی که هر از چند گاهی دچارش میشدم و قطع استفاده از دارو.

    14- ایده هایی نو برای کارهایم و عمل به آنها.

    15- مسافرت به ایران برای گردش. در این مورد باید توضیح بدم:

    یکی از اقوام همسرم میخواست ازدواج کنه و برای همین ازمون دعوت کردن که بریم ایران. من راستش بخاطر خاطرات سال های آخر که ایران بودم اصلا مایل نبودم ولی موافقت کردم و خودم رو راضی کردم که بریم. همین که تصمیم گرفتیم بریم فورا پیغام هایی تهدید آمیز از همون کسایی که در بالا توضیح داده بودم برام ارسال شد که پدرت و در میاریم و بیای ممنوع الخروجت میکنیم و از این حرفا. راستش من یکم ترسیدم ولی فورا یاد این فایلی که استاد گذاشته بود افتادم “فقط روی خدا حساب باز کن”. گوش کردم و یه جمله خیلی توی گوشم صدا کرد: “اگر کسی شما رو تهدید کرد بواسطه قدرتش و شما تهدیدش رو باور کردین و خدا رو فراموش کردین، بدونین که بدبختی رو وارد زندگیتون کردین”.

    همون موقع باورهای جایگزین رو نوشتم و مدام با خودم تکرار کردم. بر ترسم غلبه کردم و بلیط گرفتم. باور کردم که خدا پیشاپیش من حرکت میکنه. برای هر اتفاقی خودم رو حاضر کرده بودم و میدونستم هر چی پیش بیاد از جانب خداست و من پذیرای هر چی بودم که قرار بود پیش بیاد.

    هیچ ترسی نداشتم و رفتیم ایران. اتفاقا چقدر هم خوش گذشت و حتی یک کار یک هفته ای هم بهم پیشنهاد شد که کلی پول به دستم رسید. عالی بود.

    16- گرفتن جشن تولد زیبا و دو نفره برای خانمم.

    17- خرید کلی لباس های قشنگ و عالی.

    18- یه شب مهمونی گرفتیم و خدا رو دعوت کردیم. سه تایی جشن گرفتیم و کلی خوش گذروندیم و حرف زدیم. خیلی حال داد به ما.

    19- انجام کارهای تمدید اقامت به ساده ترین شکل ممکن و کمترین هزینه.

    20- خرید یک کادوی با ارزش برای یکی از نزدیک ترین کسانم.

    و اما هدفهایی که برای سال 97 دارم:

    1- ایجاد بیزینس آنلاین خودم که مدتهاست دارم بهش فکر میکنم.

    2- افزایش درآمدم به میزان 187% مبلغ فعلی تا آخر سال.

    3- ساخت 12 قسمت از مجموعه انیمیشن های کودکانه.

    4- سفر به اروپا

    5- کسب درآمد ماهیانه 1000 دلار و بیشتر از یوتیوب.

    6- کسب درآمد ماهیانه 5 میلیون تومان و بیشتر از آموزشهای نرم افزار ها به فارسی.

    7- خرید یک ماشین (Nissan Juke)

    8- خرید یک واحد آپارتمان در این شهر.

    9- خرید یک لپ تاپ خیلی عالی. (Microsoft Surface Book 2)

    10- خرید یک ساعت اندروید سامسونگ

    11- داشتن اندامی عضلانی تر.

    12- رسیدن به وضعیت دندونام. (من همیشه از دندونپزشکی وحشت داشتم. باید بر این ترس غلبه کنم).

    13- سفر به چین.

    14- اخذ ویزای آمریکا.

    15- خرید بسته روانشناسی 2 و 3٫

    16- ترک سیگار.

    17- تقویت باورهای توحیدیم.

    دوستان ببخشید که یکم طولانی شد. استاد عزیز از شما ممنونم که این فرصت رو در اختیارمون میذارید که نظرات اینچنینی مون رو بنویسیم.

    موفق و پیروز در پناه خدای یکتا و قدرتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    mehdy1366 گفته:
    مدت عضویت: 3770 روز

    از عارفی پرسیدند:

    استادت در طریقت چه کسی بود؟

    او پاسخ داد:

    یک سگ،…???

    روزی سگی را دیدم که در کنار رودخانه ای ایستاده بود و از شدت تشنگی در حال مرگ بود.

    هربار که سگ خم میشد تا از آب رودخانه بنوشد، تصویر خود را در آب می دید و می ترسید، زیرا تصور میکرد سگ دیگری نیز در رودخانه است.

    در پس از مدتی اون سگ ترس خود را کنار گذاشت و به درون رودخانه پرید.

    با پریدن سگ در رودخانه تصویر او در آب نیز ناپدید شد.

    به این ترتیب سگ متوجه شد آنچه باعث ترس او شده، خودش بوده است.

    در واقع مانع میان او و آنچه به دنبالش بود به این شکل از میان رفت.

    ? من نیز وقتی به درون خود فرو رفتم متوجه شدم مانع من و آنچه در جستجویش می باشم خودم هستم و باید با ترس هایم و خوشتن بیمارم روبرو شوم ?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    رها خردمندی گفته:
    مدت عضویت: 3468 روز

    سلام و عرض ادب خدمت استاد عزیز و تمامی هم فرکانسیهای گلم.

    من حدود یک سال و نیم هست که با این سایت فوق العاده و استاد گرامی آشنا شدم و واقعا دقیقا هم نمیدونم چطوری بود که آشنا شدم، اولین فایل استاد رو تو تلگرام شنیدم و اولین مسئله ای که توجه من را جلب کرد صدای پر انرژی استاد بود و وقتی که اون فایل رو دنبال کردم دیدم که فقط صدا و انرژی فوق العاده استاد نیست، بلکه آگاهی و ایمان و توکل استاد بارزترین خصوصیات این دست خداوند بر روی زمین است. خیلی خوشحالم واقعا خوشحالم و خدا رو شکر میکنم که من را با این قوانین کیهانی آشنا کرده باعث هدایت من شده است. خدایا شکرت خدایا شکرت.

    همه من را فرد خوش شانس و کسی تلقی میکردن که راحت زندگی میکنی و همه دوست داشتن زندگی مثل زندگی من داشته باشن ولی خودم هر از چند گاهی احساس پوچی و بیهودگی نا امیدی میامد سراغم اون هم به این خاطر بود که دوست داشتم بعضی از کارها رو انجام بدم ولی بخاطر باورهای مشکل دارم فکر میکردم نمیشود و چون فکر میکردم نمیشود و باید به این شیوه که الان هست زندگی کنم احساس پوچ بودن این دنیا بهم دست میداد و فکر میکردم که چه دنیای مسخره ای است فقط خوردن و خوابیدن و بچه بزرگ کردن و … واقعا مسخره به نظرم میومد و اگر بعضی وقتها به کسی میگفتم در جوابم میگفتن تو از این دنیا چه میخوای چرا قناعت نمیکنی تو فرد نا سپاسی هستی و افراد ضعیفتر و سطح پایینتر از خودم را مثال میزدن و به شیوه ای من را متقاعد میکردن و این فقط برای مدت کوتاهی بود و دوباره بعد از مدتی دیگر اون احساس ناخوش به سراغم میومد. ولی وقتی برای اولین بار به سایت سر زدم و یکی یکی تونستم فایلهای استاد رو گوش بدم گفتم یا خدا اینجا کجاست اینها همون حرفها و چیزهایی است که من ناخودآگاه همیشه دنبال شنیدن و باور کردنشون بودم. خیلی خوشحال بودم و مهمتر از همه یک دنیا آآآآآرامش و امید را برام به ارمغان آورد خیلی خیلی خوشحال بودم و همیشه خدا را بابت این هدایت شکر میکردم همه چی تو ذهنم خیلی تغییر کرده بود همه چیز زیباتر و قشنگتر شده بود زندگیم عالیتر از همیشه شده بود رابطه م با دیگران از قبل نیز خوب بود ولی واقعا بهتر از همیشه شده بود مخصوصا از زمانی که فهمیده بودم خالق لحظه به لحظه زندگی خودم هستم خیلی احساس آرامش و خوبی داشتم چون قبل از این آگاهی مقدار موفقیت و ثروت دیگران حالم رو بد میکرد و نیز بخاطر باورهای اشتباهم در مورد سن و سرمایه و تحصیلات فرصت را تمام شده میدانستم احساس خوبی نسبت به خودم نداشتم ولی از زمانی که فهمیدم همه چی دست خودم هست واقعا آرام شدم، به شیوه ای که یکی از آشنایمان که موفقیت و ثروت به دست می اورد حالم رو بد میکرد و هر وقت او را میدیدم واقعا حالم بد میشد ولی از وقتی که از درون آرام شدم و امیدوار و برای تمامی ثروتمندان و افراد موفق ثروت و موفقیت بیشتر را از خدا خواستم آرامشم بیشتر و بیشتر شد و جالب اینجاست که اون آشنایی که در موردش صحبت کردم برخورد و رابطه ش خیلی با من تغییر کرد بدون اینکه من برای اون فرد کار خاصی کرده باشم و جالبتر از همه نوزادی دو سه ماهه داره که هر وقت من را میبیند با وصف اینکه حتی دیر به دیر من را میبیند وقتی باهاش صحبت میکنم آنقدر قشنگ میخندد که انگار مادرش هستم و حتی خود مادرش تعجب میکند که این نوزاد اینقدر برای من میخندد و بارها شنیده ام که ذکر خیر من را در محافل دیگر کرده است و حتی گفته که شهلا به حدی خانوم خوبی است که دختر نوزادم هر وقت او را می بیند خیلی قشنگ میخندد و خیلی در بغل او آرام است در حالی که دخترم با هیچ کس دیگر اینجوری نیست و من از ابن بابت خوشحال بودم خیلی خوشحال و این را یک نشانه خوب از طرف خدا میدیدم، مورد بعدی رابطه م با خدا بعد از این آکاهی است که خیلی خیلی در سال 96 رابطه معنوی با خدا داشتم و وقتی که خدا را صاحب اختیار قدرت و نیروی خیر حاکم بر جهان در ذهنم تصور میکردم قدرتی در من ایجاد میکرد، اعتماد بنفسی به من میداد که نگو و نپرس چون این باور رو هم داشتم که ابن نیروی خیر همه خوبیهای دنیا رو برای من میخواد. فقط یه موردی هست در رابطه م با خدا اینکه من صب تا شب واقعا با خدا دارم حرف میزنم هر کاری میکنم یاد خدا در دلم هست و از این بابت خیلی خوشحالم و احساس خوبی دارم ولی وقتی نمازم قضا میشه احساس ناخوشی پیدا میکنم و حتی به خودمم میگم که خوب من که از صب تا شب دارم با خدا صحبت میکنم و اینم خودش عبادته و معنویه ولی بازم احساس بد بهم دست میده و در اینجا از استاد عزیز خواهش میکنم که فایلی رو در مورد قرآن و نماز خوندن برامون ظبط کنن تا با تاثیری که خدا در کلام و آموزهاشون گذاَشتن ما دچار این احساس نشیم و نسبت به قرآن رابطه قشنگتری داشته باشیم و خدا رو از طریق قرآن بیشتر درک کنیم چون قرآن یک کتاب وافعا برزگ در افکار و باور ماست و اگر از زبان شما در موردش صحبت بشه تاثیرش خیلی بیشتره، پیشاپیش ازتون ممنونم.

    خلاصه موردی که بازم لازم به یاد آوریه احساس خوبی که از داشته هام مثل اعضاء بدنم، ماشینم، موبایلم، خونه م، بچه هام و همسر و اطرافیانم دارم درسته که اونها رو هم قبلاداشتم ولی بخدا هیچ وقت از وجودشون به اندازه سال 96 لذت نبردم در تک تک اعضاء بدنم قدرت و توانایی خالقم را درک میکنم واقعا خدایا شکرت بخاطر تمامی چیزهایی که بهم عطا نموده ای و مجموع تمام اینها آرامش فوق العاده درونی و امید و ایمان و احساسه خوبه و با وجود این همه حال خوب و خیلی چیزهای دیگری که اگه میخواستم بنویسم مثل هماهنگیها، جذبهایی که باعث سوپرایزم میشدند و …. رو بنویسم باید حالا حالاها مینوشتم ولی فقط میگم خدایا شکرت خدایا شکرت.

    در مورد سال 97 یک هدف برای خودم فوق العاده گذاشته ام و اونم کار کردن روی باورهای ثروت آفرینمه و باعث شده ایده ای که خیلی قبل هم میدونستم و میتونستم باهاش کسب در آمد کنم بهم الهام شد و الان حدود هفتاد درصد از کارهاشو انجام دادم و انشالا به لطف خدا میخوام موجودیم به عددی که برای خودم هدف گذاری کردم برسه و نیز برنامه ریزی کردم که روی زبان انگلیسیم بیشتر کار کنم خیلی از این بابت خوشحالم خیلی خوشحالم بخاطر اهداف کوتاه و بلند مدتم.

    خدایا ازت تمنا میکنم سعادت هر دو دنیا را به تک تک بنده هات عطا بفرما و از خدای وهاب ثروت، سلامتی ، عشق و ایمان را خواستارم و برای تک تک شما عزیران و استاد گرامی آرزوی موفقیت دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    ابوالفضل گفته:
    مدت عضویت: 3929 روز

    با سلام

    من در سال 96 دستاوردهای زیادی داشتم که چند تا از مهم ترین هاشو نوشتم

    خیلی از دستاوردها هم قابل نوشتن نیست مثل حس وحال خوبی که داشتم

    مثل اینکه در شرایط ناگوار تونستم خودمو کنترل کنم

    یا اینکه روابطم خیلی بهتر شده

    اعتماد به نفسم خیلی بالاتر رفته بهتر تونستم توی جمع حرف بزنم فعالتر باشم یااینکه برای جمع حرف بزنم یا حتی جوک را خیلی خوب برای همکارانم تعریف کنم وهمیشه شنونده نباشم

    وخیلی از باورهای غلطم راشناسایی کنم واصلاح کنم

    واما اهداف من در سال 97:

    1_اول اینکه میخوام تمرکزم راشدیدا بزارم روی روانشناسی ثروت1 ودرامدم راحداقل 3برابر کنم

    2٫میخوام امسال ترجمه قران را با تامل بخوانم وبیشتر توی زندگیم استفاده کنم

    3٫میخوام امسال حداقل یک قطعه ملک مورد نظرم بخرم

    4٫میخوام امسال قسمت های باقیمانده ق افرینش راتهیه کنم تا کامل شود

    5٫میخوام با پدر ومادر خودم وخانمم بریم مسافرت مشهد اخه پدر من الان نزدیک 60سال داره وهنوز نرفته مشهد

    6٫میخوام امسال یه بچه بدون سرپرست دیگه رو تحت پوشش بگیرم

    7٫میخوام برم روسیه وبازی نهایی فینال رو از نزدیک ببینم

    8٫بسته عزت نفس وراهنمای جامع رسیدن به رویاها استاد رو هم میخوام

    9٫میخوام تاحد ممکن نظرات سایت رامطالعه کنم ونکات انرا یادداشت کنم وبه رشد خودم کمک کنم

    10٫میخوام همیشه در عقل کل فعالیت خیلی بیشتری داشته باشم

    سپاسگزارم که خداوند همه اهداف من وشماهارو همه در سال جدید وسالهای اینده براورده میکند

    پایان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: