چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۱
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
این فایل صوتی، سرآغازِ یک بیداری برای ساختن آزادی مالی و رهایی از سردرگمی در مسیر تغییر اوضاع مالی است. استاد عباسمنش در این قسمت با منطق های قوی که به تفصل در دوره روانشناسی ثروت ۱ آموزش داده اند، تمام باورهای پوسیده و محدودکنندهای را که سالها به عنوان «دلایل ثروتمند شدن» در ذهن ما کاشته شده بود، به چالش میکشند و خلاف این باورها را ثابت می کنند. منطق های قوی ایشان به ما میآموزد که فقر، نتیجهی شغل یا مکان جغرافیایی نیست؛ بلکه نتیجهی ماندن در مدار باورهای محدودکننده درباره ثروت است. فقر نتیجه باور به کمبود و باور به احساس عدم لیاقت برای داشتن آزادی مالی است. به همین دلیل راهکار تغییر اوضاع مالی شما، تغییر شغل، تغییر شهر یا حتی تلاش فیزیکی بیشتر، نیست و این تغییرات بیرونی، هیچ کمکی به بهبود وضعیت مالی شما نمیکند اگر «مدار» شما تغییر نکند و مدار شما در جنبه مالی، فقط با تغییر باورهای شما درباره ثروت تغییر می کند.
تا زمانی که ذهنیت شما فقیر باشد، حتی اگر طلافروشی هم باز کنید یا به مرفهترین شهر دنیا مهاجرت کنید، باز هم بدهکاری و کمبود را تجربه خواهید کرد. زیرا ریشهی گرفتاری های مالی شما، باورهای درونی شما درباره پول و ثروت است. پول و ثروت، یک فرکانس است که مانند یک موج رادیویی خاص یا یک ریل قطار مشخص است. شما نمیتوانید روی ریل فقر حرکت کنید و انتظار داشته باشید که قطار ثروت به سراغتان بیاید؛ این شما هستید که باید با تغییر بنیادین باورهایتان، وارد مداری شوید که در آن ثروت، به صورت طبیعی و بدیهی جریان دارد. این درک عمیق که پایه و اساسِ آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ را تشکیل میدهد، به ما میگوید که تلاش برای تغییر اوضاع مالی بدون تغییر باورها، مانند راه رفتن روی تردمیل، بیهوده است و حتی یک متر هم شما را از جایی که الان هستید، جا به جا نمی کند. وقتی این حقیقت را بپذیرید که شرایط بیرونی تنها بازتابی از فرکانس درونی شماست، دیگر به دنبال مقصر نمیگردید، دیگر نمی خواهید با تلاش فیزیکی بیشتر، کمبود فرکانس های قدرتمندکننده و ثروت آفرین را جبران کنید. در نتیجه مسئولیت تغییر باورهایتان را می پذیرید و قدم اول برای تغییر را از اصلاح باورهایتان و کار کردن روی ذهن بر می دارید.
راهکار عملی برای شروع تغییر مدار ، از «تعهد مکتوب» شروع می شود.
بنابراین، اگر مصمم به تغییر اوضاع مالی خود هستید، با ایمانی راسخ، قلم به دست بگیرید و به خودتان تعهد دهید که: من متعهد می شوم درآمد خود را در یک سال آینده حداقل سه برابر افزایش دهم.
وقتی این تعهد را مکتوب کنید، پیامی واضح به جهان هستی مخابره میکند که شما آمادهی تغییر اوضاع مالی خود هستید. این تعهد، ابزاری برای شکستن مقاومتهای ذهنی و باز کردن دروازههای ورودی نعمتهاست.
ثروت، نتیجه جایگزین کردن باورهای شرک آلود و محدودکننده، با باورهای توحیدی ثروت آفرین است. اگر متعهد به تغییر باورها شوید و روی ذهن خود کار کنید، دستان خداوند از جایی که گمان نمیبرید وارد عمل شده و شرایط، ایدهها و افرادی را سر راهتان قرار میدهند که حرکت در مسیر آنها، شما را به استقلال مالی میرسانند.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD217MB18 دقیقه
- فایل صوتی چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۱16MB18 دقیقه













باسلام خدمت استاد عزیزم ودوستان هم فرکانسی
درمورد مبحث ثروت امروز داشتم فکر میکردم وایده ای آمد تا بنویسم از موقعی ک دنیا آمدم تا حالا چی گفتن وچی شنیدم میخام خودمو کنکاش کنم ک هیچوقت خدارو مقصر ندونم ونگم حتی تو ذهنم خدا برای من نخاسته والبته با تمرین ستاره قطبی ک 2ساله دارم انجامش میدم ایمانم ب خالق بودن خودم وزندگیم بیشترشد
یادمه تمام دوران زندگیم همش شنیدم نیس در واقع من درشهری ومحله ای زندگی میکردم از لحاظ مالی واقعا ضعیف بود و واقعیت چیزی ک نشون میداد فقر بود .
امروز یادم اومد اگر یک خانواده یکم وضعشون خوب میشد بعد یدفه طلا میخریدند یا دوتا خونه میگرفتن سریع خانواده پدرم میگفتن اینا دینشون فروختن با پول واینا وهابی شدن
نمیدونم این حرفا واقعا از کجا میومد اون موقه ها وهمش میگفتن ک وای اینا نمیدونید چقد خدا لعنتشون میکنه وایمانشون ک ب اهل بیت ازبین رفته زندگیشون نحس شده حتی قیافه هاشون ببینید چقد بد شده چون وهابی شدن چقدر من اون روزها میترسیدم ازین حرفا انگار روح من میدونست ک اینا باعث حال بد درمن میشن واز درون میگفتم خدایا من پول نمیخام
یادمه پدر بزرگم پدر مادرم وضعش خوب بود وخانواده پدریم وضعیتشان خوب نبود ومیدیدن خانواده مادرم چندتا خونه دارن وماشین یا اون روزها کسی موبایل نداشت خانواده مادرم موبایل وخط داعمی داشتن از حسادت خانواده پدرم اینقد پشت سر خانواده مادرم حرف زدن وحتی عمه هام به من میگفتن خانواده مادرت خسیس هستن فقط دنبال پولن
همه ی این سالها پدرم وپدر بزرگم میگفتن ما خونه ومال برای چی بخایم ما آخرت رو میخایم
پول چرک وکثیفه قرار نیس چیزی باخودمون ببریم
واین آدما همیشه دعواهاشون واختلافاتشون بیشتر بخاطر مسائل مالی بوده مثلا حسادت کینه غیبت تهمت
یادمه همیشه پدرم توجهش ب آدمایی بود ک از راه مواد مخدر پول درآوردن بود
وهمش میگف آخرش میگیرنش این دزده وکل زندگیش از راه دزدیه همش میگف خداکنه بشنوم گرفتمش یا این اگر بمیره حتی حیفه بری دنبال جنازش چقد مدار ما پایین بود چقد درگیر این حرفها بودیم ک نتایج نشون میده چقد این باورها زندگی پدرم رو داغون کرده الان نزدیک 60 سالشه هنوز نتونسته یک خانه توجای دلخواهش داشته باشه هنوز کارگر مردم هستش وبرای نان شب تلاش میکنه
یادمه من ازبس باورم داغون بود همیشه میگفتم خدایا من وضعیت مالی همسرم برام مهم نیست فقط آدم خوبی باشه من رو دوست داشته باشه ببینید من چقد ب خودم ظلم کردم
الان بعداز آشنایی باشما وقانون گفتم وای خدای من
من چقد ب خودم بد کردم آخه چرا من همچین فکری داشتم واخرش با مردی ازدواج کردم حتی پول کرایه خونه نداشت وخونه پدرش چندسال زندگی کردم چقد اختلاف شد واخرش من طلای عروسیمو فروختم ویک خانه کرایه ای برامون گرفت ک الان 8 ساله ازدواج کردم وتازه شرایطمون بهترشده ومتوجه شدم زندگی الان من قبلا خاسته ی من از خداوند بود پس خدا هیچوقت مقصر نیس ومن خودم خلقش کردم والان هم میتونم خلقش کنم مث بقیه خاسته هام ک بهشون رسیدم ب ثروت هم میرسم فقط کافیه چیزایی ک شنیدم رو نقض کنم وباورای جدید رو جایگزین کنم وتمام نشانه ها هرروز میات ک باید روانشناسی ثروت 1 رو بخرم والان نصف پولش برام جورشد
چقد من ب خودم ظلم کردم وپولهامو علکی خرج کردم بخاطر حرف مردم ک بگن خوش تیپ میگردی یا خانواده پدرم نگن مثل مادرت خسیس هستی وجمع میکنی
چقد شرایط ما الان بهتره نسبت ب اوایل ازدواج حداقل بدهی نداریم کرایه خونه رو راحت خدا برامون جور میکنه وخرج ومخارجمون تفریحمون
کافیه خاسته ی مالی داشته باشم در حد لباس ظرف یا رختخواب باشه راحت ب دستم میرسه برای منو بچه هام چقد هدیه میارن
فقط همش برام سوال بود ک خدایا چکار کنم ب طور مستمر وضعیت مالی خوبی داشته باشم ب آزادی مالی برسم
وخدا با نشانه ها وتضادهایی ک واقعا ناراحتم کرده بود بهم گفت ذهنت مشکل داره وامروز ب یاد من آورد ک چقد تو ورودیات وحشتناک بوده وهنوزم خانواده همسرم میگن ک با پول حلال نمیشه یک زندگی مرفه داشت یا فقر مال آدمای خداشناسه
بااینکه دوساله همش سعی کردم ورودیامو بهتر کنم وسریال سفر ب دور آمریکا زندگی در بهشت دنبال میکنم وچقدر تفریح رفتم وکارام راحتترشد بخاطر این سریال الهی
ک وقتی جلو خانواده همسرم دخترم میگه رفتیم بیرون فلان جا تفریح تعجب میکنن و میگن ما چندساله نرفتیم جایی ک شما رفتید ومن تعجب میکنم از حرف اونا ومیگم خدایا چقد زندگی من عوض شد
واین فایل رو سه سال پیش باشما آشنا شدم گوش کردم تعهد کردم ن تنها ورودی من از صفر رسید ب 2 میلیون تومان ورودی همسرم هم 5 برابرشد بعداز یکسال اما ادامه ندادم ورفتم دنبال اهداف دیگه ای ک بهشون رسیدم
والان با برخورد ب تضاد نوبت ثروت رسید