چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


دومین گام عملی در مسیر سه برابر کردن درآمد در یک سال، درک مهم ترین قانون جهان یعنی «قانون فرکانس» است. استاد عباس‌منش در این قسمت، با یادآوری تعهد مکتوبی که در جلسه پیشین برای افزایش درآمد دادیم، تفاوت میان انسان و سایر موجودات را مشخص می‌کند: قدرت خلق زندگی.

ما اشیاء جامد یا حیواناتی نیستیم که محکوم به پذیرش شرایط محیطی باشیم؛ بلکه ما موجوداتی فرکانسی و خالقی هستیم که در هر لحظه با ارسال فرکانس به جهان، شرایط، آدم‌ها و اتفاقاتی را به زندگی خود دعوت می کنیم که هم اساس با فرکانس های ارسالی ما هستند. ما به این شکل زندگی‌مان را خلق می‌کنیم. جهان هستی دقیقاً مانند یک کوه عمل می‌کند که صدای ما را به خودمان بازمی‌گرداند؛ این یک رابطه بده‌بستان دائمی ما با قوانین خداوند است. درک این قانون که اساسِ دوره روانشناسی ثروت ۱ را تشکیل می‌دهد، به ما می‌گوید که جهان به «حرف‌های» ما واکنش نمی‌دهد، بلکه به «فرکانس‌های» ما پاسخ می‌دهد. اگر کلام شما می‌گوید «من ثروت می‌خواهم» اما فرکانس شما (که حاصل باورهای عمیق ضمیر ناخودآگاه است) فریاد می‌زند «پول انسان را فاسد می‌کند» یا «ثروتمندان به بهشت نمی‌روند»، جهان آن فرکانسِ دافعه را دریافت کرده و ثروت را از شما دور می‌کند.

نکته بسیار حیاتی و عمیقی که در این فایل تشریح می‌شود، ریشه شکل‌گیری فرکانس‌ها و نقش «ورودی‌های ذهن» است. فرکانس‌های ما خودبه‌خود به وجود نمی‌آیند؛ بلکه ورودی های ذهنی، باورها و فرکانس های ما را می سازند.آنچه می‌بینیم، می‌شنویم، دوستانمان، فرهنگی که در آن رشد کرده‌ایم و رسانه‌هایی که دنبال می‌کنیم، همگی در حال برنامه‌ریزی ذهن ما هستند. اگر شما در محیطی بزرگ شده‌اید که مدام از فساد ثروتمندان، سختیِ پول درآوردن و فضیلتِ فقر صحبت شده است، ذهن شما به‌طور ناخودآگاه ثروت را معادل «بدی» و «دوری از خدا» می‌داند. در این حالت، حتی اگر آگاهانه برای ثروت تلاش کنید، ترمزهای مخفیِ ذهنی مانع دسترسی شما به ثروت و آزادی مالی می‌شوند.

استاد عباس‌منش با قاطعیت بیان می‌کنند که برای تغییر اوضاع مالی و افزایش درآمد، هیچ راهی جز کنترل شدید ورودی‌های ذهن وجود ندارد. شما نمی‌توانید با همان ورودی‌های ذهنی قدیمی، انتظار نتایج جدید داشته باشید. زیرا این ورودی ها همان خوراک قبلی را به ذهن شما می دهند. در نتیجه ذهنتان، شما را در همان مدار قبلی نگه می دارد و در آن مدار با همان تجربیات قبلی احاطه می شوید. این قانون به ما می‌آموزد که برای تغییر مدار مالی، باید آگاهانه و با وسواس، خوراک ذهنمان را تغییر دهیم تا باورهای جدید، فرکانس‌های جدیدی از ثروت و فراوانی را به جهان ارسال کنند.

در نهایت، این فایل دو دستورالعمل اجرایی و بسیار مهم را برای پاکسازی ذهن و آماده‌سازی آن برای جذب ثروت ارائه می‌دهد: «حذف آدم‌های منفی» و «حذف تلویزیون و رسانه‌های مخرب».

این کار یک انزوا نیست، بلکه یک «رژیم ذهنی» برای حفاظت از نهالِ باورهای جدید است. طبق قانون جذب، «کبوتر با کبوتر، باز با باز»؛ تا زمانی که شما با افراد منفی‌باف معاشرت دارید یا ذهنتان را در معرض اخبار بد و سریال‌های بی‌محتوا قرار می‌دهید، در حال آبیاری علف‌های هرزِ ذهن خود هستید.

راهکار عملی این است که با جسارت تمام، افرادی که هم‌مدار با اهداف جدید شما نیستند را کنار بگذارید و تلویزیون و ماهواره را که بزرگترین دشمنانِ تمرکز و خالق باورهای محدودکننده هستند، از زندگی حذف کنید. تنها در فضایِ خلوت و پاکسازی شده است که می‌توانید صدای خداوند را بشنوید و با کار کردن روی باورهایتان، در مداری قرار بگیرید که ایده‌ها و فرصت‌های ثروت‌ساز به‌صورت طبیعی به سمت شما سرازیر می‌شوند. پس اگر واقعاً به تعهدِ سه برابر کردن درآمدتان پایبند هستید، باید شجاعتِ انجام این تغییرات بنیادین در سبک زندگی‌تان را داشته باشید.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲
    194MB
    16 دقیقه
  • فایل صوتی چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲
    15MB
    16 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1243 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سلما مصدق» در این صفحه: 2
  1. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3077 روز

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته زیبا و دوستان ارزشمندم

    من تا قبل از اینکه دانشجو بشم تو خونه 24 ای تلویزیون روشن بود و هممون علاقه شدیدی بهش داشتیم. از نتایج زندگی مون هم مشخصه که تلویزیون چه گلی کاشته.

    اما از وقتی دانشجو شدم توفیق اجباری شد که خیلی کمتر تلویزیون نگاه میکردم چون تو خوابگاه نداشتیم یا دسترسی بهش راحت نبود یا وقتش نبود.

    اما این سالهای اخیر شبکه های اجتماعی ماشالا جور تلویزیون رو میکشن. و منم فیض بردم.

    اما از پارسال که دوباره شمارو پیدا کردم خیلی دوست داشتم تنها باشم و روی خودم کار کنم هم اتاقیام بشدت حرفای مفت میزدن و هیچ تمایلی به شنیدنش نداشتم. جالبه که تا قبل ازون با اونا هم کلام میشدم و عین خودشون بودم و خودم بیشتر از همه از اون حرفای پوچ میزدم ولی کم کم که مدارم بالا رفت و این فایل رو گوش کردم و فایل های دیگه شما رو شیر شدم که اتاقمو عوض کنم قبلش اصلا فکرشم نمیکردم که بتونم همچین کاری بکنم. البته بخاطر تایم خوابمم با هم اتاقیام مشکل داشتم من سحرخیز بودم و اونا شب کار و نمیذاشتن شبا راحت بخوابم.

    این تضاد به نفعم شد. ینی هم بخاطر خوابم هم بخاطر کنترل ورودیهام تصمیم کبری گرفتم که اتاقمو عوض کنم.

    قربون خدا برم یه اتاقی پیدا کردم که خالی بود من تنها بودم البته یک هم اتاقی داشتم که خیلی وقتا نبود. همون موقعا بود که من در مدار خوندن قرآن قرار گرفتم. و به جای حرفای پوچ شروع کردم به خوندن قرآن و کار کردن بیشتر روی خودم.

    ترم بعد دوباره 3 تا هم اتاقی جدید واسم اومد که البته در کنار ویژگی های مثبتی که داشتن ولی باز باورهای محدود کننده و حرفهای لهو میزدن.

    از وقتی قرآن رو شروع کردم دیگه هرگز حرف لهو به زبونم نمیاد اصلا متنفر شدم درصورتی که قبلا همرنگ جماعت بودم. خلاصه توی همین اتاق با وجود اون شرایط به کار کردن روی خودم ادامه دادم و قرآن رو همچنان میخوندم. به هم اتاقیام هم کلام نمیشدم بعضی وقتا حس میکردم اونا هم از من خوششون نمیاد. یه وقتایی معذب بودم تو اتاق دوس داشتم تنها باشم با خدای خودم. کلا دوس دارم تنهایی مناجات کنم.

    تاااا اینکه دوباره قانون کبوتر با کبوتر باز با باز جواب داد. خداوند به درخواست من پاسخ داد. دوباره یه اتاقی پیدا کردم که یه تختش خالی شد اونم در شرایطی که همه اتاقا پر هستن. و سریع بدون هیچ تردیدی جابجا شدم.

    الان اینجا فقط یک هم اتاقی دارم و اتاق بسیار بهتریه و آرامشم 100 برابر شده و با خیال راحتتر رو باورام کار میکنم و قرآن میخونم در سکوت و آرامش…

    اما باز همین هم اتاقیم هم کلکسیون باورای محدود کننده اس و همه کسانی که باهاشون هم مدار هستم. حتی استادای دانشگاهم. البته من سعی میکنم به ویژگی های مثبتشون تمرکز کنم.

    دوباره با مرور این فایل امشب تصمیم گرفتم بازم به این انزوا ادامه بدم آخه هر وقت با اطرافیانم هم کلام میشم نه تنها اونا باورای منفی بهم میدن بلکه خودمم ناخودآگاه در مورد ناخواسته ها شروع میکنم حرف زدن. و بعد خودمو سرزنش میکنم که چرا مثل قبل رفتار کردم. ولی باز خودمو آروم میکنم و میگم اشکالی نداره قرار نیس بی نقص باشی قراره یکم بهتر از دیروز باشی.

    این نشون میده باید در انزوا فقط رو خودم کار کنم خیلییییی زیاد تا این باورا جزئی از وجودم بشن تا وقتی با کسی صحبت میکنم ناخودآگاه جز خوبی حرف دیگه ای به زبونم نیاد.

    به هر حال خوشحالم چون روند تکاملیمو که نگاه میکنم با پارسال قابل مقایسه نیست.

    و اما درمورد درآمد:

    شاید باورتون نشه من انقدر تو زمینه مالی بی حساب وکتابم اصلا نمیدونم چقدر درآمد داشتم. فقط میدونم حقوق دانشگاه رو به صورت ترمی میگرفتم و ماهیانه نبود. یا حقوق باشگاه رو که اونم چون موقتی میرفتم و به ثبات نرسیده نمیدونم چقدر حساب کنم. اما واسه خودم یه مبلغ حداقل رو در نظر گرفتم.

    دیشب دوباره برای سال بعد تعهد نوشتم و تو دفترمو دیدم که امسال نسبت به پارسال که این تعهد رو دادم درامدم گویا 3 برابر شده. درسته که خیلی کمه ولی میدونم که باید خیلی رو باورام کارکنم. تا بیشتر بشه.

    من یه ترمزای خیلی خفن زنگ زده ای رو پیدا کردم.

    یکیش اینه که پول فقط تو بالاشهر پیدا میشه.

    دوم اینکه در دوران دانشجویی نمیشه پول درآورد. این از همه بدتره. و خیلی دارم ازش ضربه میخورم.

    سوم اینکه پول درآوردن کار سختیه.

    چهارم اینکه برای پول دراوردن باید تخصص خفنی داشته باشم.

    ترمز اولی منو وادار کرد به یه باشگاهی که از خوابگاه خیلی دوره برم و رفت و آمدش برام هزینه داره. اما در کل ازینکه تو یکی از باشگاههای خوب شهر دارم تمرین و کار میکنم خوشحالم. به هر حال این اولین ایده ای بود که به ذهنم رسید. آخه به قول استاد تو خود پای در راه بنه و هیچ مپرس خود راه بگویدت که چون باید کرد. در کل این قدم اول خیلی خیلی تجربه خوبی بود. خواسته هام برام واضح تر شد. و درآمدم رو 3 برابر کرد و خودباوریم قویتر شد. چون هم خودم از تمرینام نسبتا نتیجه گرفتم هم شاگردام. البته تو این زمینه جالبه بگم که شاگردام آینه خودم هستن. انگار جهان مثل آینه عمل میکنه. شاگردامم خیلی عجله داشتن برای رسیدن به اندام دلخواهشون. من هی مجبور بودم قانعشون کنم. بعد دیدم که عه خودمم دقیقا همین عجله رو دارم.

    از وقتی اینو فهمیدم دیگه شاگردامو نصیحت نمیکنم بلکه روی خودم کار میکنم چون خودم اول باید به چیزی که میگم عمل کنم. الان با آرامش بیشتری تمرین میکنم و عجله ام کمتر شده. من تمرینمو میکنم لذت میبرم هیکلم به وقتش ساخته میشه.

    تعهد میدم تمام تلاشم رو بکنم که دوباره سال بعد از سه برابر شدن درآمدم رو گزارش بدم.

    دوستون دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  2. -
    سلما مصدق گفته:
    مدت عضویت: 3077 روز

    سلام دوست عزیزم

    مرسی از خوندن کامنتتون دلگرم شدم

    اون جایی که گفتین

    جهان دورشون میکنه، نگران نباشید جهان کارش رو بلده

    آره خودبخود کبوتر با کبوتر باز با باز میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: