چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
دومین گام عملی در مسیر سه برابر کردن درآمد در یک سال، درک مهم ترین قانون جهان یعنی «قانون فرکانس» است. استاد عباسمنش در این قسمت، با یادآوری تعهد مکتوبی که در جلسه پیشین برای افزایش درآمد دادیم، تفاوت میان انسان و سایر موجودات را مشخص میکند: قدرت خلق زندگی.
ما اشیاء جامد یا حیواناتی نیستیم که محکوم به پذیرش شرایط محیطی باشیم؛ بلکه ما موجوداتی فرکانسی و خالقی هستیم که در هر لحظه با ارسال فرکانس به جهان، شرایط، آدمها و اتفاقاتی را به زندگی خود دعوت می کنیم که هم اساس با فرکانس های ارسالی ما هستند. ما به این شکل زندگیمان را خلق میکنیم. جهان هستی دقیقاً مانند یک کوه عمل میکند که صدای ما را به خودمان بازمیگرداند؛ این یک رابطه بدهبستان دائمی ما با قوانین خداوند است. درک این قانون که اساسِ دوره روانشناسی ثروت ۱ را تشکیل میدهد، به ما میگوید که جهان به «حرفهای» ما واکنش نمیدهد، بلکه به «فرکانسهای» ما پاسخ میدهد. اگر کلام شما میگوید «من ثروت میخواهم» اما فرکانس شما (که حاصل باورهای عمیق ضمیر ناخودآگاه است) فریاد میزند «پول انسان را فاسد میکند» یا «ثروتمندان به بهشت نمیروند»، جهان آن فرکانسِ دافعه را دریافت کرده و ثروت را از شما دور میکند.
نکته بسیار حیاتی و عمیقی که در این فایل تشریح میشود، ریشه شکلگیری فرکانسها و نقش «ورودیهای ذهن» است. فرکانسهای ما خودبهخود به وجود نمیآیند؛ بلکه ورودی های ذهنی، باورها و فرکانس های ما را می سازند.آنچه میبینیم، میشنویم، دوستانمان، فرهنگی که در آن رشد کردهایم و رسانههایی که دنبال میکنیم، همگی در حال برنامهریزی ذهن ما هستند. اگر شما در محیطی بزرگ شدهاید که مدام از فساد ثروتمندان، سختیِ پول درآوردن و فضیلتِ فقر صحبت شده است، ذهن شما بهطور ناخودآگاه ثروت را معادل «بدی» و «دوری از خدا» میداند. در این حالت، حتی اگر آگاهانه برای ثروت تلاش کنید، ترمزهای مخفیِ ذهنی مانع دسترسی شما به ثروت و آزادی مالی میشوند.
استاد عباسمنش با قاطعیت بیان میکنند که برای تغییر اوضاع مالی و افزایش درآمد، هیچ راهی جز کنترل شدید ورودیهای ذهن وجود ندارد. شما نمیتوانید با همان ورودیهای ذهنی قدیمی، انتظار نتایج جدید داشته باشید. زیرا این ورودی ها همان خوراک قبلی را به ذهن شما می دهند. در نتیجه ذهنتان، شما را در همان مدار قبلی نگه می دارد و در آن مدار با همان تجربیات قبلی احاطه می شوید. این قانون به ما میآموزد که برای تغییر مدار مالی، باید آگاهانه و با وسواس، خوراک ذهنمان را تغییر دهیم تا باورهای جدید، فرکانسهای جدیدی از ثروت و فراوانی را به جهان ارسال کنند.
در نهایت، این فایل دو دستورالعمل اجرایی و بسیار مهم را برای پاکسازی ذهن و آمادهسازی آن برای جذب ثروت ارائه میدهد: «حذف آدمهای منفی» و «حذف تلویزیون و رسانههای مخرب».
این کار یک انزوا نیست، بلکه یک «رژیم ذهنی» برای حفاظت از نهالِ باورهای جدید است. طبق قانون جذب، «کبوتر با کبوتر، باز با باز»؛ تا زمانی که شما با افراد منفیباف معاشرت دارید یا ذهنتان را در معرض اخبار بد و سریالهای بیمحتوا قرار میدهید، در حال آبیاری علفهای هرزِ ذهن خود هستید.
راهکار عملی این است که با جسارت تمام، افرادی که هممدار با اهداف جدید شما نیستند را کنار بگذارید و تلویزیون و ماهواره را که بزرگترین دشمنانِ تمرکز و خالق باورهای محدودکننده هستند، از زندگی حذف کنید. تنها در فضایِ خلوت و پاکسازی شده است که میتوانید صدای خداوند را بشنوید و با کار کردن روی باورهایتان، در مداری قرار بگیرید که ایدهها و فرصتهای ثروتساز بهصورت طبیعی به سمت شما سرازیر میشوند. پس اگر واقعاً به تعهدِ سه برابر کردن درآمدتان پایبند هستید، باید شجاعتِ انجام این تغییرات بنیادین در سبک زندگیتان را داشته باشید.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲194MB16 دقیقه
- فایل صوتی چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲15MB16 دقیقه












روز بیستم
17 فوریه
سلام
در مورد ورودی های تلوزیون: من خیلی وقته که تلوزیون نگاه نمیکنم، اما بعضی وقتا با خواهر کوچکم، فیلم یا سریال انگلیسی نگاه میکردیم. الانم بعضی وقتا با همسرم فیلم فرانسوی نگا میکنم. اون معتقده تلوزیون به یادگیری زبان خیلی کمک میکنه و برخلاف من عاشق سروصدای تلوزیونه، اولین کاری که از بیرون میاد، روشن کردن تلویزیونه. اما من ترجیح میدم خودم آگاهانه انتخاب کنم تا از کجا زبان یاد بگیرم.خوشبختانه اکثر روزای هفته، صبح ها من سر کارم و بعد از ظهرها اون و اینجوری خیلی کم تلوزیون نقش داره تو زندگیم. تا حد توانم سعی میکنم بی توجه باشم به تلوزیون و حواسم بهش نباشه… از خدا قدرت و هدایت میخوام در این مورد تا شرایط یجوری بچینه که ارتباط من با تلوزیون کامل قطع باشه. که میدونم اگه من کامل روی خودم کار کنم جهانم کار خودشو به نحو احسنت انجام میده.
یه افتخار خیلی بزرگ کسب کردم که تونستم، امسال بعد از 6 سال عضویت تو اینستاگرام، بلاخره این پلتفرم رو ترک کنم. خیلی معتاد بودم به اینستا و بارها و بارها تصمیم میگرفتموقتمو اونجا تلف نکنم اما نمیتونستم. اپلیکیشن رو پاک میکردم، از سایت میومدم. دلت اکانت میکردم به چند ساعت نمیکشد دوباره وارد میشدم. تایمر میذاشتم که تا یه زمان محدودی و کنترل کنندهای اونجا باشم و بازم جواب نمیداد. اما امسال شکر خدا بعد از ماجراهای اخیر ایران، دیگه هیچ لذتی برام نداشت اینستاگرام. و الان 6-7 ماهه که خارج شدم از این برنامه و چقد وقتم آزاد شده خداروشکر.
اما در مورد دوستان و اطرافیان منفی باف: من خودم جز دوستان منفی باف بودم برای دوستام و اطرافیانم اما بعد از اینکه تصمیم به تغییر گرفته و براش تلاش کردم جهان من رو از دوستان منفی باف و ناراضی و نق نقو جدا کرد. خیلی راحت و ریلکس. بعد از مهاجرت، با چند تا از دوستای همسرم چندباری ارتباط برقرار کردم و متوجه شدم چقد دنیام با اونا متفاوته… بدون اینکه از همسرم بخوام قط ارتباط کنه باهاشون یا اعتراض کنم و … خیلی راحت همشون با همسرم قط ارتباط کردن به طبیعی ترین حالت ممکن. خداروشکر…
اما کار اینجا تموم نمیشه، باید به گفتههای استاد شایسته عمل کنم
“همین امروز نگاه دوبارهای به ورودیهای ذهنت داشته باش و برنامهای عملی برای ورودیهای مناسب طراحی کن.
حرفهایی که میشنوی، آدمهایی که با آنها در ارتباط هستی، گفتگوهای ذهنی که مدام آنها را مرور میکنی، و همه آنچه که نتیجهاش احساس بد است را با جسارت از زندگیات حذف کن.
نه فقط آدمها و آنچه که با آنچه که تو میخواهی بسازی متفاوت است، بلکه آنچه که در ذهنت با خود مرور میکنی و نتیجهی احساسیاش، نگرانی، اضطراب، ترس، ناامیدی و در یک کلام احساس بد است و باورهای محدودکنندهای در ذهنت ایجاد میکند، باید حذف شود.”.
من خیلی تو ذهنم زندگی میکنم، خدا بهم یه حافظه خیلی خوبی داده و من همه چیز توی ذهنمه تو روزهای قبل از خدا خواستم کمک کنه فقط اتفاقات و خاطرههای خوب که بهم حس خوب میده رو تو حافظم نگه دارم. برای اینکار باید از قضاوت کردن آدمها، از قضاوت نحوه لباس پوشیدن، ارایش، اندام و هیکلشون گرفته تا قضاوت رفتار و طرز فکرشون دست بردارم و خودمو باهاشون مقایسه نکنم که بگم من خوبم یا اون خوبه… مریمی همهی ما برای همدیگهایم. نمیشه گفت انگشت شصتم خوبه اما موهام بده و … قضاوت کردنت عین همینه.. همینقدر مضحک و بی معنی…
در مورد تنهایی:
منم واقعا عاشق تنهاییم هستم. البته مرز خیلی ظریفی بین فرار از مواجهه با اجتماع و تنهایی برای من وجود داره. چون من فوبیای در اجتماع بودن دارم. و به شدت از برقراری ارتباط با آدمهای جدید میترسم به همین دلیل نباید به نام کار کردن روی باورهام، به ترسم سرپوش بذارم.
خداروشکر که استاد، کارشون استادی ماست. خداروشکر که هدایت شدم به این سفر، خداروشکر که عهد بستم با خودم و برای هر فایل کامنت مینویسم و خودمو بررسی میکنم و ساده رد نمیشم. مرسی استاد شایسته عزیز از این نظم و دسته بندی عالی روزشمارها.
خداوند خلف وعده نمیکنه.