چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
دومین گام عملی در مسیر سه برابر کردن درآمد در یک سال، درک مهم ترین قانون جهان یعنی «قانون فرکانس» است. استاد عباسمنش در این قسمت، با یادآوری تعهد مکتوبی که در جلسه پیشین برای افزایش درآمد دادیم، تفاوت میان انسان و سایر موجودات را مشخص میکند: قدرت خلق زندگی.
ما اشیاء جامد یا حیواناتی نیستیم که محکوم به پذیرش شرایط محیطی باشیم؛ بلکه ما موجوداتی فرکانسی و خالقی هستیم که در هر لحظه با ارسال فرکانس به جهان، شرایط، آدمها و اتفاقاتی را به زندگی خود دعوت می کنیم که هم اساس با فرکانس های ارسالی ما هستند. ما به این شکل زندگیمان را خلق میکنیم. جهان هستی دقیقاً مانند یک کوه عمل میکند که صدای ما را به خودمان بازمیگرداند؛ این یک رابطه بدهبستان دائمی ما با قوانین خداوند است. درک این قانون که اساسِ دوره روانشناسی ثروت ۱ را تشکیل میدهد، به ما میگوید که جهان به «حرفهای» ما واکنش نمیدهد، بلکه به «فرکانسهای» ما پاسخ میدهد. اگر کلام شما میگوید «من ثروت میخواهم» اما فرکانس شما (که حاصل باورهای عمیق ضمیر ناخودآگاه است) فریاد میزند «پول انسان را فاسد میکند» یا «ثروتمندان به بهشت نمیروند»، جهان آن فرکانسِ دافعه را دریافت کرده و ثروت را از شما دور میکند.
نکته بسیار حیاتی و عمیقی که در این فایل تشریح میشود، ریشه شکلگیری فرکانسها و نقش «ورودیهای ذهن» است. فرکانسهای ما خودبهخود به وجود نمیآیند؛ بلکه ورودی های ذهنی، باورها و فرکانس های ما را می سازند.آنچه میبینیم، میشنویم، دوستانمان، فرهنگی که در آن رشد کردهایم و رسانههایی که دنبال میکنیم، همگی در حال برنامهریزی ذهن ما هستند. اگر شما در محیطی بزرگ شدهاید که مدام از فساد ثروتمندان، سختیِ پول درآوردن و فضیلتِ فقر صحبت شده است، ذهن شما بهطور ناخودآگاه ثروت را معادل «بدی» و «دوری از خدا» میداند. در این حالت، حتی اگر آگاهانه برای ثروت تلاش کنید، ترمزهای مخفیِ ذهنی مانع دسترسی شما به ثروت و آزادی مالی میشوند.
استاد عباسمنش با قاطعیت بیان میکنند که برای تغییر اوضاع مالی و افزایش درآمد، هیچ راهی جز کنترل شدید ورودیهای ذهن وجود ندارد. شما نمیتوانید با همان ورودیهای ذهنی قدیمی، انتظار نتایج جدید داشته باشید. زیرا این ورودی ها همان خوراک قبلی را به ذهن شما می دهند. در نتیجه ذهنتان، شما را در همان مدار قبلی نگه می دارد و در آن مدار با همان تجربیات قبلی احاطه می شوید. این قانون به ما میآموزد که برای تغییر مدار مالی، باید آگاهانه و با وسواس، خوراک ذهنمان را تغییر دهیم تا باورهای جدید، فرکانسهای جدیدی از ثروت و فراوانی را به جهان ارسال کنند.
در نهایت، این فایل دو دستورالعمل اجرایی و بسیار مهم را برای پاکسازی ذهن و آمادهسازی آن برای جذب ثروت ارائه میدهد: «حذف آدمهای منفی» و «حذف تلویزیون و رسانههای مخرب».
این کار یک انزوا نیست، بلکه یک «رژیم ذهنی» برای حفاظت از نهالِ باورهای جدید است. طبق قانون جذب، «کبوتر با کبوتر، باز با باز»؛ تا زمانی که شما با افراد منفیباف معاشرت دارید یا ذهنتان را در معرض اخبار بد و سریالهای بیمحتوا قرار میدهید، در حال آبیاری علفهای هرزِ ذهن خود هستید.
راهکار عملی این است که با جسارت تمام، افرادی که هممدار با اهداف جدید شما نیستند را کنار بگذارید و تلویزیون و ماهواره را که بزرگترین دشمنانِ تمرکز و خالق باورهای محدودکننده هستند، از زندگی حذف کنید. تنها در فضایِ خلوت و پاکسازی شده است که میتوانید صدای خداوند را بشنوید و با کار کردن روی باورهایتان، در مداری قرار بگیرید که ایدهها و فرصتهای ثروتساز بهصورت طبیعی به سمت شما سرازیر میشوند. پس اگر واقعاً به تعهدِ سه برابر کردن درآمدتان پایبند هستید، باید شجاعتِ انجام این تغییرات بنیادین در سبک زندگیتان را داشته باشید.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲194MB16 دقیقه
- فایل صوتی چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت ۲15MB16 دقیقه













به نام خداوند مهربان
سلام به همگی عزیزانم
سپاس گزار خداوندم بابت احساس عشق و آرامشی که دارم تجربه میکنم
سپاس گزار خداوندیم که قوانینش ساده و ثابته و من میتونم با همین قوانین زندگیمو خلق کنم
سپاس گزار خداوندم بابت قدرت خلقی که به من عطا کرده و به غیر از فرکانس های ارسالی من هیچ چیزی دخیل نیست در روند زندگی من .
پروردگارا تورا سپاس
جهان داره هر لحظه به فرکانس های من پاسخ میده ، این یک قانون است
من برای تغییر شرایط زندگیم مالی ،روابط ، سلامتی ،معنویت ،تنها باید نوع نگاهم رو به دنیا و اتفاقاتی که در هر لحظه میفته عوض کنم و این یک قانون است
من برای تجربه روابط عاشقانه و پر از مهر و صمیمیت در کنار احترام ،باید فرکانس های هماهنگ با این خواسته رو بفرستم و جهان پاسخ میدهد ،جهان به محض اینکه تغییر میکنیم پاسخ میدهد ، جهان به اندازه ای که من تغییر میکنم به همون اندازه پاسخ میدهد و نیازی نیست من صبر کنم و منتظر باشم و این هم یک قانون است .
من برای تجربه ثروت فراوان و استقلال مالی باید ،فرکانس هماهنگ با این خواسته رو به جهان ارسال کنم و جهان پاسخ میدهد ،
من برای تجربه سلامتی باید فرکانس هماهنگ با این خواسته رو به جهان هستی ارسال کنم و جهان پاسخ میدهد
اما یک موضوعی هست
اینکه فرکانس ارسال کردن فقط امروز و فردا نیست ،چون جهان هر لحظه داره با فرکانس اون لحظه ی من کار میکنه نه با حس و حال خوب و فرکانس های خوب دیروز و پریروز من
خب برای ارسال فرکانس خوب و خواسته به جهان هستی من باید چیکار کنم ؟؟؟
جواب : اعراض از ناخواسته و توجه به هر چیزی که به من احساس بهتری میدهد ،
سعی و تلاش در رسیدن به احساس کمی بهتر ،زمانی که اوضاع اصلا به ظاهر خوب نیست ،و اتفاقا همون لحظس که من باید به خودم یادآوری کنم که این فرکانس های منه که اتفاقات بعدی رو رقم میزنع نه اعمال فیزیکی من ،جهان به اعمال فیزیکی من پاسخی نمیده ،بلکه به فرکانس های من پاسخ میده و به قول کتاب رویاها ،تنها وظیفهی من رسیدن به احساس خوب و ارامشه و وقتی در این فضا هستم ،به من گفته میشود ،هدایت میشوم و این یک قانون است که ایده ها و الهامات الهی فقط در احساس خوب و آرامش به ما گفته میشه ، فقط یک ذهن آرام و رها از نتیجه آمادهی دریافت الهاماته ،
یعنی زمانی که من با منبع جهان هستی هماهنگ هستم ،به من میگه چیکار کنم
زمانی که سعی میکنم با کنترل ذهنم و توجه به چیزهایی که به من احساس بهتری میده ،خودم رو وارد اتوبانی کنم که خواسته هام اونجاس ،
یک کلام :تمام بهایی که برای رسیدن به خواسته ها باید بپردازیم ،کنترل ذهن است
و زندگی در لحظه و توجه به چیزهایی که به من احساس بهتری میده نه صرفا توجه به اون خواسته ای که مد نظر منه و به اندازه ای که این نوشته هارو در مرحله عمل پیاده میکنم ،جهان کرنش میکنه ،چرا که جهان مسخر باورهای منه ،جهان به اذن الهی تمام و کمال در اختیار منه
امکان نداره شخصیت من به صورت بنیادی تغییر کند و شرایط زندگی من به صورت بنیادین تغییر نکند ،و این یک قانون است
امکان نداره من در مسیر خداوند باشم و در مسیر احساس خوب و اتفاق ناخوبی برام بیفته و اگر هم در مسیر احساس خوب اتفاقی افتاد که به نظر خیلی بده ،دقیقا همونجا خدارو صدهزار مرتبه شکر ،چون دقیقا همون هدایت الهیه اون اتفاق ، و در این ریل هر اتفاقی بیفته به خیر و صلاح منه
در هر لحظه هر اتفاقی که میفته به خیر و صلاح منه و همین باور برای تجربه خوشبختی و سعادت فک کنم کافی باشه
بهایی که برای تجربه خواسته هام باید بپردازم کنترل ذهنه در هر لحظه
یعنی چی ؟؟؟یعنی من باید آگاهانه در هر لحظه حواسم باشه که توجه من به چیه ؟؟؟چه چیزی دارم میشنوم و میبینم و راجب چی دارم صحبت میکنم و …..
چون هر جمله به جمله ای که من میشنوم داره ذهن منو برنامه ریزی میکنه برای فقر یا ثروت برای خوشبختی یا بدبختی و این یک قانون است ، هر فکری که در سر دارم مانند بذری در خاک حاصل خیز ذهنم عمل میکند ،پس من با آگاهی کامل تنها افکاری را انتخاب میکنم که در راستای رسیدن به اهداف من باشد
پس بهای رسیدن به تمام خواسته ها در هر لحظه توجه به چیزهاییست که به من احساس بهتری میدهد و این احساس خوب و آرامش کلید دریافت الهامات الهیه
فرایند تغییر باورها :
اعراض از ناخواسته : که شاید برای یکی یه ماه طول بکشه و برای یکی یه سال و برا یکی دو روز ،این بستگی به انگیزه های شخص داره و من بدون اینکه خودمو مقایسه کنم ،کار خودم رو سعی کنم درست انجام بدم
این از این
حالا بعد از اعراض از ناخواسته میرسیم به توجه به چیزهایی که به ما احساس بهتری میده
و توجه به چیزهایی که به ما احساس بهتری میده مساویه با مثبت شدن گفتگوهای ذهنی ما و ادامه ی این روند و تکرار و تکرار و مراقبت از نهالی که نوپاس و ادامه و ادامه و ادامه این روند و رخ دادن اتفاقات و رخ دادن اتفاقات و بزرگ شدن ظرف وجودی ما و اصن اتفاقی که میفته و تجربش کردم اینه که خواسته ها جوری رخ میده که بعداً یه لحظه یادمون میفته و میگیم عع این خواسته ی من بود ،
تغییر باورها یعنی لذت بردن از هر لحظه ی زندگی
تغییر باورها یعنی تغییر ورودی های هر لحظهی ذهن ،
تغییر باورها یعنی هماهنگ کردن دیدگاه ذهن و روح ،یه اندازه ای که تربیت کنیم تا ذهن مثل روح فکر کند به همون اندازه ما خوشبختی رو تجربه میکنیم .
الهی شکر بابت این قوانین ساده و بدون تغییر
تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم
در پناه الله یکتا .
به نام الله یکتا
سلام به خانواده ی عزیزم و استاد گرانقدر
و مریم جان عزیز که از خواندن نوشته هاتون لذت میبرم اما تعهد روز بیستم و این فایل بسیار عالی برای عمل به تعهدی که دیروز نوشته شد استاد ازتون سپاس گزارم بابت همه چیز
ما موجودات فرکانسی هستیم که در هر لحظه فرکانس هایی به جهان هستی ارسال میکنیم و جهان هستی اتفاقات شرایط موقعیت ها و افرادوایده هایی وارد زندگیمون میکنه که هم سنگ و هم مدار با کانون توجه ما و فرکانس های ارسالی ما باشد و این یک قانون است وقتی من باور میکنم که کل داستان همینه و این قانون بدون تغییر خداونده و خداوند قدرت خلق زندگیمونو داده دست خودمون و باورها و فرکانسهای خودمون پس یک سوال بسیار زیبا ،من چگونه میتوانم فرکانسهای خواسته و دلخواهم را برای خلق اتفاقات به جهان هستی ارسال کنم ؟؟؟فرکانس به معنی تکرار و تکرار و تکراره و فکری که زیاد تکرار بشه تبدیل میشه به باور و باور یک ژنراتور تولید فکره حالا چه مثبت چه منفی و زمانی این باورها قدرت پیدا میکنه و اتفاقات و رقم میزنه که تبدیل بشن به افکار غالب ذهن ما یعنی ما به صورت ناخودآگاه مثبت فکر میکنیم و باورهای مثبت میشن ناخودآگاه ما ولی خب چطوری ؟؟؟؟خیلی ساده خیلی ساده و خیلی ساده با کنترل ورودی های ذهنمون یعنی چی؟؟؟یعنی همون مثالهایی که استاد عزیز در این فایل زدن دوری از افراد سمی و کسایی که باورهای مخرب دارن و مدام در باره ی ناخواسته ها و نگرانیاشون حرف میزنن که البته به قول استاد نمیخواد با جنگ و دعوا من اینو تجربه کردم که وقتی تصمیم به تغییر گرفتم و تعهدی غیرقابل مذاکره به خودم دادم جهان این کارو برام انجام داد و چقدر حرفهای استاد درسته چون اینا قانون خداونده کبوتر با کبوتر باز با باز حتی دوستای صمیمیم که اصن یه چیزی میگم یه چیزی میخونین حتی اونا هم دیگه واقعا اصن پاک شدن خودبهخود دوستانی که نزدیکتر از برادر بودیم و روزی هم فرکانس بودیم و الان دیگه نه بیشتر و بیشتر پی میبرم به فرکانسی بودن این جهان و بیشتر ایمان میارم که خداوند با فرکانس کار داره نه با روابط زمینی و پدرو مادر و برادر و خواهر و دوست که آیه ی صریح قرانم هس که در جواب درخواست نوح برای نجات پسرش به نوح میفرماید اون در فرکانس نجات یافتگان نیست و عمل او ناصالح است و من به تو توصیه میکنم که از جاهلان نباشی برای خداوند یا بهتره بگم سیستم فرکانس ارسالی ملاکه و خداوند بدون قضاوت در هر لحظه انرژی های مشابه را وفرکانسهای هماهنگ باهم را کنارهم قرار میدهد پس طبیعیه و این یک قانونه پس نیازی نیست نگرانش باشم فقط باید روی فرکانسهام کار کنم تمام و مورد بعدی اینکه استاد فرمودن ماهواره و تلویزیون و کلا فایل های تصویری که به شدت ضمیر ناخودآگاه مارو برنامه ریزی میکنن و چون تصویر بیشتر از هر چیزی روی ضمیرناخودآگاه ما اثرمیزاره پس خیلی باید مراقب باشیم آقا اصن پیچیدش نمیکنم خیلی خودمونی عزیزم کسی که برا خودش برا تایمش برا ایندش ارزش قاعله هرز تو فضای مجازی نمیچرخه آت واشغال تلویزیون و ماهواره رو به خورده خودش نمیده و اگه من کسی باشم که عمل نکنم به نوشته هام هرگز اینارو نمینویسم استاد فرمودن 95درصد باور مخرب 5درصد باور خوب اما من خیلی سخت گیرم و میگم 1000درصد باور مخرب اصن معنی نداره به مدیرشرکت رولز رویس گفته بودن چرا تبلیغات ندارین گفته بود کسایی که ماشینهای مارو تهیه میکنن وقت برا تلویزیون دیدن ندارن آقا خودتو بکش بیرون از این فضاها به قول استاد کلی سایت هست که فوتبال یاهر چیزی که بهش علاقه دارین تو هر رشته ای خلاصشونو میزارن نگا کنیم و ازش بگذریم خداروشکر که ما ماهواره نداشتیم از اول یعنی مادرم مخالف این قضیه بود با اینکه پدرم میخواست و پدرمم دیگه بعدش اصرار نکرد خداروصدهزار مرتبه شکر چرا؟؟؟من خودم شاید تو خونه فامیل که رفتم چند باری کشتی کج نگا میکردم و دوس داشتم این نمایشو و اونموقع با قوانین آشنا نبودم که مثلاً چنتا سریال معروف ترکیه ای بود که همه بدجور پیگیر بودن و حالا بگم چیزی که یادم میاد شاید یه قسمتشو سرکنجکاوی که بابا مگه چیه که اینقدر پیگیرشن همه و کل دنیا معروف شده فیلمهای عاشقانش دیدم غافل از اینکه به راهی که اکثریت میرن باید شک کنی خلاصه من اون قسمت و دیدم و بعد آشنایی با قوانین یه بار که تو همین فایلابودم یاده اون سریال و اون قسمت افتادم و اومدم تحلیلش کنم وای خدای من چه باورهای سمی فقط تو یک قسمتی که دیده بودم تو اون سریال نشون میداد که یه خانم متاهل چون با شوهرش یه کم به اختلاف نظری خورده بودن خانمه وارد رابطه با یه نفر دیگه میشد و کلی دوست اجتماعی مرد که این خانم باهاشون در ارتباط بود و تو اون فیلم یه جوری شوهرشو دیو و اون یکی دیگه که قصدش فقط سو استفاده بوداز این خانم و فرشته نشون میداد!!!وای خدای من یه جوری خانم و مظلوم نشون میدادن به والله قسم که انگار این خانم حق مسلمشه و واقعا حق داره که اینقدر بی بندوبار باشه میگیری مطلبو؟؟؟؟و به خداوندی خدا از اطرافیان خودم از خانواده هایی که یه زمانی باهم رف و آمد خانوادگی داشتیم و به حساب همسایه که بعداً صمیمی شدیم یادمه ماهواره داشتن و همین سریالارو میدیدن و یادمه یه بارکه مهمونشون بودیم یه صحنه فیلمی نشون داد که هم و بغل کردن و بعد کانال و عوض کردن یادمه پدرخانواده میگف خیلی خوبه این فیلما مثه فیلمای ایرانی نیس وقتی میرسن هم و بغل میکنن و اون حس و به مخاطب انتقال میدن غافل از خیلی چیزها خلاصه گذشت و گذشت و ما شاید 3چهاربار درکل رفت و آمد داشتیم و بعد دیگه قطع شد به خاطر همین قانون فرکانس که من بعداً فهمیدم و یه روزی یه صحنه ای دیدم از اهل اون خونواده و کارهایی که انجام میدن که خودتون بهتر شاید بدونید منظورم از لحاظ روابطه و اونموقع هم قانون نمیدونستم اما خدا شاهده اولین تصویر که تو ذهنم اومد ماهواره بود و ماهواره و ماهواره و سریالهاش چون اگر خودم نمیدیدم شاید باورم نمیشد اصن بعید بود از اون خونواده اما غافل از اینکه انسان هرچقدر هم بگه من قویم من فلانم و اینا در جهالت و انکاره چون هرچقدر هم قوی باشی وقتی خودتو در معرض همچین باورهای مخرب قرار میدی با دوستانی معاشرت میکنی که نامناسبن سریال هایی میبینی که نامناسبن مهم نیست تو بگی من قویم و تاثیر نمیگیرم این حرفه مفته مفت چون امکان ندارد تو سم بخوری و بگی حالم اوکیه نه تاثیرشو میزاره مثل اون قورباغه که زیر دیگ و روشن میکنن و به تدریج آب گرم میشه و اون خبر نداره و انقد میمونه تا بمیره و انسانم وقتی خودشو انقد بیارزش میکنه که بشینه پای این سریالا و مزخرفات به تدریج جوری عزت نفسش خورد میشه و همرنگ اکثریت که دیگه شاید در معرض تن دادن به هر کاری باشه این مثالی که زدم مثال واقعی بود و سپاس گزارم از خداوند بابت هدایت هاش و به قول استاد این حرفها برای همه نیست و این کامنت منم برا من و خودمه من و شماها عزیزانمه که خانواده ی واقعیه منین و از پیشرفتتون از ته قلبم خوشحال میشم و این ارتباط عمیق و با تک تک این خانواده حس میکنم و دوس دارم همتونو بغل کنم که برگزیده این
خلاصه که آقا من تا یه مدت هم فکر میکردم که چون فرهنگ ماهواره جا نیفتاده کسی ببینه تن به همچین کارهایی میده بعدش یه بار یه دختر خانومی که باهاش در ارتباط بودم یه فیلمی معرفی کرد موضوع ماله شاید 2ماه قبله گف سریال هیجان انگیزه و اینا با اینکه به شدت روی ورودی هام حساسم موضوشو پرسیدم گف که جنگیه و قدیمی و چون به فیلمهای تاریخی و جنگی علاقه داشتم پیش خودم گفتم اگه انگیزشی بود و خوب بود نگا میکنم آقا رفتم دانلود کردم سریال معروفیم هست وکلی بازدید داره و گویا پرطرفدارم هست خیلی ، دیدم از اول فیلم روابط نامشروع و نازیبا و خانوادگی و اصن یه وضعی دیگه پیگیر اون بنده خدا نشدم و با این که هزارتا سوال بود تو ذهنم که میخواستم ازش بپرسم که این فیلمی که از اول تا آخر علنا داره میگه لذت تو بی بندوباریه و داره فحشا رو تبلیغ میکنه کجاش به نظر تو واین همه آدمی که میگی عاشقشن و پرطرفدارترین فیلم فلانه جذابه؟؟؟وهزارتا سوال دیگه که بعدش درونم بهم گفت و خدا بهم جواب داد که عزیزم اونا توی اون فرکانسن جای تعجب نداره برا اونا آره جذابه این چیزا و چقدر خداروشکر گفتم و سجده شکر به جا آوردم از اینکه مارو هدایت کرده اصلا حواستون هست ؟؟؟؟؟؟با خودمم حواسم هست؟؟؟؟؟که من جزو اون یکدرصدم
و الان فهمیدم و درک کردم که فرهنگش جا نیفته یا بیفته اصن مزخرفه چه جور فرهنگیه و از خودم معذرت خواستم بابت این طرز تفکر که میگفتم فرهنگش جا بیفته اشکال نداره دیدنشون ولی غافل از اینکه اینها دارن باورهای مخرب و سمی تولید میکنن که هر کسی در معرض این سریالا هس زندگیشم شبیه به اینا میشه دیر یا زود ،دوستان طولانی شد و من فقط از یک زاویه و جنبه تحلیل کردم ورودی هایی که منجر به چه نتایجی میشه و چه عواقبی داره دیدنشون آقا رضایی که فک میکنی تو تاثیر نمیگیری نه مزخرفه این فکر شیطانیه و از خدا میخوام همواره یاری کنه
پس رضاجان عزیزم خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو میدونم داری تکاملتو طی میکنی بپذیر که جزو یک درصد هدایت یافتگانی بدون که جزو یک درصدی هستی که خداوند این طور با دست قدرتمند خودش استادعباس منش داره این طوری تورو به حقیقت وجودت حقیقت و ماهیت خودش و قوانینش میرسونه بدون تو جزو یک درصدی هستی که تورو محرم این همه اسرار خودش دونسته که الان جزو این خانواده ای ،رضاجان عزیزم از متفاوت بودن نترس از تنها بودن نترس از همرنگ جماعت شدن بترس از بی هدفی و ناآگاهی بترس عزت نفس داشته باش و تقویتش کن
چند روز پیش یه دوستی دارم که داشت میرفت کربلا همین که پیاده روی میکنن مذهبیم هس و دوسشم دارم فارغ از عقیده هامون و اختلاف نظرهامون دوستی خوبی داریم گف که نیت زیارت ندارم فقط میخوام او اون فضا باشم جنبه اخرالزمانی داره برام فک کن 30میلیون نفر همه دارن میرم یه سمت آیه و فلان و فلان آورد هیچی نگفتم بهش و همون لحظه درونم گفت که آخرالزمان چی؟؟؟راهی که اکثریت میرن و باید بهش شک کرد یا اینکه خودم الگو برداری میکنم از امامان ولی پیشه خودم گفتم که 30میلیون نفر در ضلالت و گمراهی و دنباله شفیع 30میلیون نفری که خودشونو لایق هم نشینی و هم صحبتی با خدا نمیبینن و بعد شب که داشتم قرآن میخوندم یه این آیه در سوره انعام رسیدم که خدا میگه به غیر از خدا شفیعی در دوعالم ندارید و گفتم خدایا چقدر باید سپاس گزار این مسیر باشم که منو هدایت کردی به درک حقیقت و قطع یقین به شما میگم با ایمان به شما میگم که به راهی که اکثریت میرن شک کن و خواهی نشوی همرنگ رسوای جماعت شو .
قدر این فضا و این آگاهی هارو بدونیم و به آموزه های استاد عمل کنیم که سعادت و خوشبختی در دنیا و آخرت مون در گرو این آگاهی هاس
ورودی های ذهنمونو کنترل کنیم نه یک روز و دوروزه بلکه با تعهد هرروز چون ما ارزشمندیم و داریم به سوی اصل خودمون حرکت میکنیم و این بستگی به تعهد ما به ماندن در این مسیر داره به قول استاد هر حرفی و نشنویم هر جایی نریم و فیلمی و نگا نکنیم و ذهنمونو با باورهای مناسب تغذیه کنیم همواره تا برامون ثروت بیاره روابط خوب بیاره و معنویت و خیلی چیزهای خوبه دیگه
عاشقتونم
خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار
سلام آقای جوان بسیار لذت بردم از کامنت زیبا و تاثیر گذار تون از مثالهایی که زدید از مثال تراول پنجاهی از مثال های عملی برای کنترل ورودی ها و راهکارهایی که مطرح کردین
و واقعا آرامش هنر نیندیشیدن به چیزهاییست که ارزش فک کردن را ندارن
فقط آخر کامنت یک باوری القا میکرد که خواستم بنویسم که اتفاقا جاده های آسان به قله های ناب ختم میشوند و جاده های خوب و هموار به جای ناب ختم میشوند و جهان شکلی نداره و من با باورهام دارم بهش شکل و رنگ میدم پس چه خوب که اینطوری باورکنیم که جاده های آسان به جاهای ناب ختم میشوند اگر باورهای مان هم جهت با قوانین الهی باشد
در پناه الله یکتا