چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت 3
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
مجموعه 3 قسمتی از ” تعهد برای 3 برابر کردن درآمد در یک سال “، اولین و مهم ترین قدم برای تغییر اوضاع مالی و رسیدن به رشد مالی پایدار است. استاد عباسمنش در این قسمت، با بهرهگیری از تجربیات عمیق شخصی و بازخوردهای هزاران دانشجو، به ریشهیابی این مسئله میپردازند که چرا برخی افراد پس از یک دوره رشد مالی، دوباره به شرایط قبلی بازمیگردند؟!
پاسخ در تداوم کار بر روی بهبود باورها درباره ثروت نهفته است. موفقیت و ثروت، یک معجزه عجیب و غریب نیست، بلکه یک روند طبیعی و بدیهی است که نتیجهی فرکانسهای ذهنی ماست. اما نکته خطرناک اینجاست که وقتی نتایج بزرگ به سادگی و به شکل طبیعی رخ میدهند، ذهن ما فریب میخورد و تصور میکند که کار تمام شده است و دیگر همه چیز را می دانیم؛ در نتیجه تمرینات ذهنی و کنترل ورودیها متوقف میشود. در نتیجه جهان هم در پاسخ به این فرکانس ها، به همان سادگی که شما را وارد مدار ثروت کرده بود، به مدارهای پایین تر، نزول می دهد و شرایط به حالت قبل بازمیگردد.
درس بزرگ این است که تغذیه ذهن برای بهبود باورهای قدرتمندکننده، ماندن در مدار ثروت، باید تا آخرین لحظه عمر ادامه داشته باشد، درست همانند غذا خوردن برای جسم. همچنین در پاسخ به دغدغه بسیاری از افراد درباره تاثیر اطرافیان منفی (همسر، فرزند یا مدیر)، قانون اصلی یادآوری میشود: تغییر شما، جهان اطراف شما را تغییر میدهد. نیازی به جنگیدن یا حذف فیزیکی آدمها نیست؛ وقتی فرکانس شما تغییر کند، اطرافیان شما یا تغییر رفتار میدهند و یا به سادگی و بدون درگیری از مدار زندگی شما خارج میشوند.
بخش بنیادین آموزه های این قسمت، درهمشکستن بزرگترین سد ذهنی در برابر ثروت، یعنی «تضاد میان ثروت و معنویت» است. بسیاری از ما با این باور مسموم بزرگ شدهایم که خدا ثروتمندان را دوست ندارد یا پول انسان را از خدا دور میکند. استاد عباسمنش با قاطعیتی مثالزدنی، باوری جدید و توحیدی را جایگزین میکنند: «ثروتمند شدن، معنویترین کار دنیاست.» این یک شعار نیست، بلکه حقیقتی محض است. فقر، ریشهی کفر، ذلت و شرمساری است. انسانی که محتاج نان شب یا اجارهخانه است، نه تمرکزی برای عبادت دارد و نه توانی برای بخشش و کمک به خلق خدا.
معنویت واقعی، توکل، ایمان و سربلندی، تنها در سایهی استقلال مالی و بینیازی شکوفا میشود. وقتی ثروتمند میشوید، دست خداوند روی زمین میشوید، به خانواده و جامعه خدمت میکنید و با خیالی آسوده و قلبی پر از سپاس، به درگاه خداوند میروید. برخلاف دروغهای تاریخی، پیامبران و امامان ما در زمان خود از ثروتمندترین و تولیدکنندهترین افراد بودند. اگر میخواهید به خدا برسید، اگر میخواهید انسانی بافضیلت باشید، وظیفه شرعی و اخلاقی شماست که ثروتمند شوید. تنها با این تغییر نگاه است که دروازههای نعمت به روی شما باز میشود، زیرا ذهن شما دیگر ثروت را “بد” نمیداند که ناخودآگاه آن را از زندگی شما دفع کند.
تمرین عملی و بسیار قدرتمند را برای افزایش درآمد: «چالش سه برابر کردن درآمد با شرایط فعلی»
این تمرین برای شناسایی و اصلاح پاشنههای آشیل ذهنی شما درباره ثروت طراحی شده است. از خودتان بپرسید: «چگونه میتوانم با همین شغل، همین زمان، همین سرمایه و همین شرایطی که الان دارم، درآمدم را سه برابر کنم؟»
وقتی این قیدها (همین زمان و سرمایه) را میگذارید، ذهن منطقی شما شروع به مقاومت میکند و میگوید: «نمیشود، باید پول بیشتر داشته باشی، باید شغلت را عوض کنی، بازار خراب است و…».
این بهانهها، همان باورهای محدودکنندهای هستند که باید با کمک آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ شناسایی و رفع شوند. اما وقتی روی باورهایتان کار میکنید، ایدههایی به ذهنتان میرسد که نشان میدهد فرصتهای ثروتسازی دقیقاً در کنار شما بودهاند و شما آنها را نمیدیدید.
مثال یوتیوبرها و کسانی که از سادهترین علایق خود درآمدهای میلیاردی کسب میکنند، گواهی بر این است که ثروت ربطی به نوع شغل، جنسیت یا مکان جغرافیایی ندارد؛ ثروت تنها به باورها و فرکانس شما بستگی دارد. با انجام این تمرین و تعهد به اجرای ایدههای الهامی، شما به مداری هدایت میشوید و در آن مدار با ایده ها، راهکارها، فرصتها و موقعیت هایی مواجه می شوید که در آن پول ساختن، آسانترین و لذتبخشترین کار دنیاست.
دوره روانشناسی ثروت ۱، دورهای است که اصل و اساس باورسازی را بهصورت کاملاً واضح و عملی آموزش میدهد. موضوع دوره فقط پول و ثروت نیست؛ بلکه شما در این دوره با یک فرمول ساختن باورهای قدرتمندکننده آشنا میشوید؛ فرمولی که میتوانید با آن در هر حوزهای باورهای جدید بسازید: باورهای قدرتمندکننده درباره ثروت، روابط، عزتنفس، سلامتی و در واقع درباره هر خواستهای که در زندگی دارید.
پیام اصلی این دوره این است که اگر میخواهی نتایجت تغییر کند، باید آگاهانه باورهای هماهنگ با خواستههایت را بسازی، باورهایی که به شما امکان پذیر بودن را القا می کند. سپس شجاعانه رفتارت را با آن باورهای جدید همسو کنی. نمیتوانی همزمان بخواهی به نتایج جدید برسی و در همان عادتهای فکری و همان واکنشهای قدیمی باقی بمانی. دوره روانشناسی ثروت ۱ بهروشنی نشان میدهد که: نمیتوانی هم خواستههای جدیدی داشته باشی و هم در همان مدار قبلی بمانی.
یکی از مهمترین اصولی که در این دوره یاد میگیری این است که باور قدرتمندکننده جدید، مثل یک بذر تازهکاشتهشده است. اگر میخواهی این بذر به درخت نتایج دلخواهت تبدیل شود، لازم است:
- ورودیهای ذهنت را کنترل کنی
- ذهنت را با ورودیهای ثروتآفرین مثل آگاهیهای همین دوره تغذیه کنی
- با تکرار این آگاهیها، علفهای هرز ذهنات را ریشهکن کنی
- و مثل یک مادر که از نوزادش مراقبت میکند، از باورهای نوپای ثروتآفرین خودت مراقبت و آنها را تغذیه کنی
دوره روانشناسی ثروت ۱ کمک میکند بفهمی هر نتیجهای نادلخواه که الان در هر بخشی از زندگیات داری، حاصل باورهای فعلیات است. وقتی کار بر اصلاح باورهایت را شروع میکنی دقیقاً به همان شیوهای که در دوره آموزش داده میشود، بهوضوح میبینی که: قانون ۱۰۰٪ جواب میدهد.
بنابراین اگر تا جایی از مسیر رشد می کنی و دوباره متوقف می مانی، یا مسیر تحقق خواسته نصفه و نیمه رها می شود، به این معناست که دقیقاً بهاندازه همان سطح از تجربیات، روی باورهایت کار کرده ای. پس اگر نتایج بزرگتر میخواهی، باید با کمک آگاهی های دوره روانشناسی ثروت ۱ ، ایمان و تعهد بیشتری روی باوهایت کار کنیو بارهای قدرتمندکنندهتر و ثروتآفرینتر بسازی.
این دوره یک دوره آموزشی نیست؛ مثل یک گنج تمامنشدنی است که هر بار به فایلهایش گوش میدهی، پاسخِ مرحله جدیدی از زندگیات را مییابی. با هر بار استفاده، بیشتر مطمئن میشوی که این دوره، به شکلی کامل، صریح و آشکار، اصل و اساس تجربه استقلال مالی و ساختن نتایج دلخواه در همه جنبههای زندگی را به شما یاد میدهد.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD406MB34 دقیقه
- فایل صوتی چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت 331MB43 دقیقه














سلام استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان نازنین
من این تمرین رو انجام دادم و کلی باور محدود کننده در جواب نوشتم باورهایی که باعث شدند نتونم از کسب و کاری که راه انداختم درآمدی کسب کنم
مثلا امروز فکر میکردم چرا فلان دوستم به من که رسید پول نداشت چرا با پایین ترین قیمت محصول رو میدم نمیخرن و … و فهمیدم همه این اتفاقات بخاطر این باور محدود من هست که مردم پول ندارن حتی اگر داشته باشن برای محصول من پول ندارن و در اولویتشون نیست که فکر کنم ته تهش برمیگرده به عدم احساس لیاقت و ارزشمندی و یا معنوی بودن محصول و کارم
و بعد اون باور فراوانی مشتری و بازم میرسه به بلورهای توحیدی که باید قوی ترش کنم
خیلی فایل عالی و بی نظیری هست و باید همیشه بهش مراجعه کند
روز 21 از سفر زیبا
وقتی از خودم سوال پرسیدم از اونجایی که من خونه هستم. و تجربه کارمندی و هم فریلنسری و خیلی کوتاه کسب و کار خودم رو داشتم در دوره ای.
و در خانواده ما کارمندی خیلی ارزش محسوب میشه و اکثرا یا معلم هستند یا کارمند. و حتی شغلی غیر از کارمندی و بیمه که امنیت داشته باشه شغل محسوب نمیشه از نگاهشون. یا حداقل شغل ارزشمندی به حساب نمیاد.
وقتی از خودم پرسیدم که چطور می تونم درامد خودم رو سه برابر کنم اولین چیزی که بذهنم رسید باید برم تو مغازه ای جایی شرکتی خلاصه برای یکی کار کنم و بستگی به اینکه جای بهتر و معتبرتری پیدا کنم می تونم درامدم را افزایش بدم.
این اولین پاشنه اشیلی بود که بهش برخورد و فهمیدم برای اینه که تو این چندسال نتونستم و یا به عبارتی جرات نکردم بطور جدی برای خودم کسب و کاری راه بندازم و اون رو گسترش بدم.
سوال رو دوباره از خودم پرسیدم خوب اگر بخوام ازینجا همین خونه کسب و کار خودم رو پیش ببرم. و با توجه به مهارت ها ؟
ایده های مثل نویسندگی اومد که احتمالا برای شروع ازینجا شروع کنم چون یک پیشنهاد هم دارم. فقط بازم ذهن نجواگر من گفت که نمونه کارای تو خوب نیستن. بچه های تهران خیلی بروزترن. و اونا تیم قوی هستن اما تو نه.
و حتی بهم گفت تو به این کار علاقه شدیدی نداری و حتما آخرش جا میزنی.
دوباره از خودم پرسیدم اگر بخوام در زمینه هنر کسب و کار خودم را راه اندازی کنم که علاقه ظاهرا بیشتری هم دارم؟
اینجا بود که با حجم زیادی از باورهای محدود روبه رو شدم. مخصوصا هنر نقاشی و طراحی در خانواده ما اصلا پذیرفته نبد. و حتی از این کار منع میشدم. همیشه میگفتن تو هنر که پوول نیست. هنر هیچ ارزشی را به این دنیا اضافه نمی کنه. یا اینکه تو این وضع اقتصادی کی به جای هنر پول میده.
حتی دقیق تر از خودم پرسیدم؟ سیاه قلم رو ادامه بدم و طراحی چهره بگیرم؟ ذهنم گفت تو طراحی چهره خیلی خوب و عالی هستی اما هزینه مواد اولیه خیلی زیاد شده و فکر نکنم کسی هم بتونه این حجم از پول رو برای یک تابلو چهره پرداخت کنه. تازه دوده مرغوبت رو که دیگه شاید گیر نیاری. و هزار بهونه دیگه.
به خودم گفتم کار ابرنگ رو ادامه بدم؟ ذهنم گفت اخه خودت هم حاضر نیستی برای نقاشی های ابرنگ خودت پول بدی. اول اینکه کیفیت ابرنگ ات خوب نیست و برای غیرحرفه ای هاست و این باعث شده نقاشی هات اون رنگ و روی خوب رو نداشته باشه. دوم تو حتی پول خرید قاب رو هم براشون نداری.(نرم افزار هست میشه با فتوشاپ عکس رو در قاب گذاشت و بعد از گرفتن نیمی از هزینه برای شروع کار صرف خرید قاب کرد که اینجا هم ذهنم گفت دروغگو) و اصلا کی میاد تابلو بگیره بار اتاقش وقتی این همه اولیت هست یا تابلوهای زیباتر.
به خودم گفتم من به تصویرسازی دیجیتال هم علاقه دارم و تقریبا هزینه ای نداره. من این کار را بدون تبلت گرافیکی و قلم دیجیتال انجام می دم. که اون دستی از دستان خدا اپلیکیشن های اسکن و رنگ امیزی را برای گوشی بهم نشون داد. چون من به کشیدن طرح های ساده علاقه مندم. بعد ذهنم گفت اوو. این راه باید همیشه ایده داشته باشی و بتونی فالور های پیجت رو بالاببری. و نهایت یا تبلیغ بگیری( یا چاپ رو ی ماگ و کارت پستال و اینا که فعلا سرمایه نداری بخاطر اقساط وامی که متاسفانه گرفتی) خلاصه ذهنم با دنیایی از باورهای محدود روبه رو شد ه باید بسته به هدفی که می خوام شروع کنم روی باروها کار کنم یا از کاری شروع کنم که باورهای محدود کمتری دارم مثل نویسندگی و کار بیرون پاره وقت و کم کم روی باورهای کسب و کار هنری که خیلی بیشتره کار کنم. به هرحال باید این فایل را بیشتر گوش بدم از وقتی این فایل را گوش دادم ذهنم خیلی بازتره شده تازه فقط یکبار گوش داد.
این سه فایل مربوط به سه برابرکردن درامد را روی دسکتاپ ذخیره کردم که روبه روی چشمام باشه و زودبه زود گوش بدم تا تکرار بشه و خدا می دونه با هربار تکرار و گوش دادن چه پرده های دیگه ای از جلوی چشم و دلم کنار میره و می تونم حقیقت های خالص تری رو ببینم و باورهای قدرتمندی رو بسازم. و البته کلید معنویت بخشیدن به کاریه که دوست داریم. تا ذهنمون باور نکنه که کار ما ارزشمند و معنویه پیشرفت انچنانی هم نمی بینیم و هرچه به این باور بیشتر ی داشته باشیم رشد ما هم بیشتره.
باید با منطق و صحبت کردن درست ذهنمون رو قانع کنیم.
یک مورد دیگه ای که امرو زبرای من سوال شد دررابطه با شغل تازه بردرم بود که اصلا باب میلش نبودش. ما هردو تمایل زیادی نداریم. البته من بیشتر به کارها بله میگم اما از ته دل دوست ندارم و با شکرگزاری از اون کار اخراج میشم و اتفاقی میفته که بدون اینکه اقدام عملی کنم اون کار رو مجبورم رها کنم البته قلبا خوشحالم چون می دونم کار موردعلاقه م نیست. فقط بار اول و دوم استعفا دادم اما بعدها فهمیدم که با شکرگزاری از محیطی که دوسش نداریم و دیدن زیبایی ها به راحتی میشه از اون شغلی که نمی خواهیمش بیرون بیاییم.
اما خوب ذهن سرزنشگر من همیشه می گفت تو بی عرضه ای . تو کاری نیستی. سوسولی. تو شکرگزار نیستی. تو فلان و فلان و فلان. و احساس سرخوردگی می کردم. امروز یهو این جمله به قلبم نشست شاید این کارایی که تا حالا جذب کردی و نتونستی مثل دیگران ادامه بدی برای این بوده که شغل مناسب تو نبوده. از خوت بپرس دقیقا چه شغلی شغل مناسب تو هست و جای خودت قراربگیر. این الهام باعث شد برادرم که امروز کارش رو رها کرده بود رو دیگه با عصبانیت تو دلم قضاوت نکنم. و بگم شاید این شغل مناسبش نبوده و اگر به باور فراوانی باور داشته باشیم و اون رو تقویت کنیم خوب دیگه خیلی هم نگران از دست دادن چیزی نیستیم.
از دیروز سوال و جواب های عجیبی تو ذهن من نقش بسته خدا می دونه هر بار دیگه که بخوام گوش بدم قراره چه چیزا ی جدیدی بشنوم و درک کنم.
یه پاشنه اشیل دیگه نقش پارتی بود. این که فکر می کردم افرادی که تو فامیل اینجور حامی دارن خیلی سریع تر به رویاهاشون می رسند. چون جایگاه بهتری بهشون میدن و نیازی نیست که از صفر و یا مشاغل خیلی سخت و به اصطلاح پایین ( هر شغلی در جای خودش ارزشمنده) شروع کنند.
که خداروشکر تو این افکار بودم که مادرم یکی از اقوام را مثال زد که عاشق کشاورزیه و پدر و مادر هم نداره و پارتی هم نداره و یک بنده خدایی پیدا شده و باهاش دوست و شریک می شه که زمین کشاورزی داره و بهش میگه زمین مجانی از من کار از تو. نصف نصف. و الان گویا درامد خوبی هم داره نسبت به همسن و سالهاش و البته خودش هم مهارت های دیگه داره اما عاشق کشاورزیه و در این کار پیشرفت کرده.
خدای من تموم این شناخت و اگاهی که نسبت به خودم و باورهام پیدا کردم همه از فاصله دیروز بعد از ظهر هست تا الان که این فایل را گوش داده بودم اما چون خونه نبودم الان اومدم که کامنتش رو بزارم و دیدم تو این فاصله چقدررررر اگاهی های عمیقی پیدا کردم به لطف خدا. ممنونم از این سفر زیبایی که اغاز کردین و بسیار شکرگذارم که به این سفر پیوستم
سلام
من یه پیج علمی داشتم که دلم میخواست یجوری بشه ازش درامد داشته باشم ولی خیلی پیشرفت نمی کردم
به عنوان تمرین روز 21 از خودم پرسیدم چیکار کنم که بتونم ازش درامد کسب کنم
اولین چیزی که به ذهنم رسید باید وقت بیشتری براش بزارم باید مث پیج های فعال شبانه روز به تعداد بالا پست بزارم
باید مدام براش تبلیغ کنم تا فالورام بالا بره
باید هرکاری کنم تا فالور جذب کنم
باید یه خلاقیت داشته باشم تا از پیج های دیگه جذابتر بشم
باید اطلاعات رو با خرافات قاطی کنم و تقلب کنم تا مثل خیلی پیجا برای دیگران جذاب بشه ولی چون اینکارو نمیکنم جذاب نیست پیجم
ولی اومدم و برای صرف وقت خودم رو وادار کنم که شرایط رو طوری فرض کنم که هیچ جوری نمیشه وقت بیشتری براش بزارم و دوباره از خودم پرسیدم ایا راهی هست که بدون صرف وقت بیشتر بتونم پیجم رو حرفه ای کنم و ازش درامد کسب کنم؟
و برای سایر دلایل ذهنم مثل نیاز به تبلیغات ، دور زدن ( مثل ترویج خرافات و خرید فالور) ، نیاز به خلاقیت و متفاوت بودن، نیاز به فالور خیلی بالا مثال های نقص اوردم. پیج های موفقی که هیچکدوم اینارو نداشتن
و فهمیدم مهمترین مساله باور ماست.
من ایده خیلی خوبی پیدا کردم که الان هم پیج متفاوتی دارم هم وقت کمتری میزارم و پیجمو تبدیل به حالتی مثل بحث و تبادل کردم بصورت سوال و جواب که حتی وقتایی که خودم نیستم بتونه فعال باشه و صرفا خوندن مطلب نباشه.
ولی هنوز هم باورهای محدودی دارم که باید بیشتر کار کنم
مثلا اینکه فقط شبا پستام لایک میخوره چون اکثرا شب انلاینن
و باوجودیکه یادگرفتم تعداد فالورها رو مثل جریانی از انرژی خدا بدونم و یا اصلا میزان درامد رو با تعداد فالور مرتبط ندونم ولی هنوزم وابستگی هایی دارم که نشون میده باید بیشتر رو باورهام کار کنم
و باید همیشه از خودم برای پیشرفت کسب و کارم به این شیوه سوال بپرسم