چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت 3
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
مجموعه 3 قسمتی از ” تعهد برای 3 برابر کردن درآمد در یک سال “، اولین و مهم ترین قدم برای تغییر اوضاع مالی و رسیدن به رشد مالی پایدار است. استاد عباسمنش در این قسمت، با بهرهگیری از تجربیات عمیق شخصی و بازخوردهای هزاران دانشجو، به ریشهیابی این مسئله میپردازند که چرا برخی افراد پس از یک دوره رشد مالی، دوباره به شرایط قبلی بازمیگردند؟!
پاسخ در تداوم کار بر روی بهبود باورها درباره ثروت نهفته است. موفقیت و ثروت، یک معجزه عجیب و غریب نیست، بلکه یک روند طبیعی و بدیهی است که نتیجهی فرکانسهای ذهنی ماست. اما نکته خطرناک اینجاست که وقتی نتایج بزرگ به سادگی و به شکل طبیعی رخ میدهند، ذهن ما فریب میخورد و تصور میکند که کار تمام شده است و دیگر همه چیز را می دانیم؛ در نتیجه تمرینات ذهنی و کنترل ورودیها متوقف میشود. در نتیجه جهان هم در پاسخ به این فرکانس ها، به همان سادگی که شما را وارد مدار ثروت کرده بود، به مدارهای پایین تر، نزول می دهد و شرایط به حالت قبل بازمیگردد.
درس بزرگ این است که تغذیه ذهن برای بهبود باورهای قدرتمندکننده، ماندن در مدار ثروت، باید تا آخرین لحظه عمر ادامه داشته باشد، درست همانند غذا خوردن برای جسم. همچنین در پاسخ به دغدغه بسیاری از افراد درباره تاثیر اطرافیان منفی (همسر، فرزند یا مدیر)، قانون اصلی یادآوری میشود: تغییر شما، جهان اطراف شما را تغییر میدهد. نیازی به جنگیدن یا حذف فیزیکی آدمها نیست؛ وقتی فرکانس شما تغییر کند، اطرافیان شما یا تغییر رفتار میدهند و یا به سادگی و بدون درگیری از مدار زندگی شما خارج میشوند.
بخش بنیادین آموزه های این قسمت، درهمشکستن بزرگترین سد ذهنی در برابر ثروت، یعنی «تضاد میان ثروت و معنویت» است. بسیاری از ما با این باور مسموم بزرگ شدهایم که خدا ثروتمندان را دوست ندارد یا پول انسان را از خدا دور میکند. استاد عباسمنش با قاطعیتی مثالزدنی، باوری جدید و توحیدی را جایگزین میکنند: «ثروتمند شدن، معنویترین کار دنیاست.» این یک شعار نیست، بلکه حقیقتی محض است. فقر، ریشهی کفر، ذلت و شرمساری است. انسانی که محتاج نان شب یا اجارهخانه است، نه تمرکزی برای عبادت دارد و نه توانی برای بخشش و کمک به خلق خدا.
معنویت واقعی، توکل، ایمان و سربلندی، تنها در سایهی استقلال مالی و بینیازی شکوفا میشود. وقتی ثروتمند میشوید، دست خداوند روی زمین میشوید، به خانواده و جامعه خدمت میکنید و با خیالی آسوده و قلبی پر از سپاس، به درگاه خداوند میروید. برخلاف دروغهای تاریخی، پیامبران و امامان ما در زمان خود از ثروتمندترین و تولیدکنندهترین افراد بودند. اگر میخواهید به خدا برسید، اگر میخواهید انسانی بافضیلت باشید، وظیفه شرعی و اخلاقی شماست که ثروتمند شوید. تنها با این تغییر نگاه است که دروازههای نعمت به روی شما باز میشود، زیرا ذهن شما دیگر ثروت را “بد” نمیداند که ناخودآگاه آن را از زندگی شما دفع کند.
تمرین عملی و بسیار قدرتمند را برای افزایش درآمد: «چالش سه برابر کردن درآمد با شرایط فعلی»
این تمرین برای شناسایی و اصلاح پاشنههای آشیل ذهنی شما درباره ثروت طراحی شده است. از خودتان بپرسید: «چگونه میتوانم با همین شغل، همین زمان، همین سرمایه و همین شرایطی که الان دارم، درآمدم را سه برابر کنم؟»
وقتی این قیدها (همین زمان و سرمایه) را میگذارید، ذهن منطقی شما شروع به مقاومت میکند و میگوید: «نمیشود، باید پول بیشتر داشته باشی، باید شغلت را عوض کنی، بازار خراب است و…».
این بهانهها، همان باورهای محدودکنندهای هستند که باید با کمک آموزههای دوره روانشناسی ثروت ۱ شناسایی و رفع شوند. اما وقتی روی باورهایتان کار میکنید، ایدههایی به ذهنتان میرسد که نشان میدهد فرصتهای ثروتسازی دقیقاً در کنار شما بودهاند و شما آنها را نمیدیدید.
مثال یوتیوبرها و کسانی که از سادهترین علایق خود درآمدهای میلیاردی کسب میکنند، گواهی بر این است که ثروت ربطی به نوع شغل، جنسیت یا مکان جغرافیایی ندارد؛ ثروت تنها به باورها و فرکانس شما بستگی دارد. با انجام این تمرین و تعهد به اجرای ایدههای الهامی، شما به مداری هدایت میشوید و در آن مدار با ایده ها، راهکارها، فرصتها و موقعیت هایی مواجه می شوید که در آن پول ساختن، آسانترین و لذتبخشترین کار دنیاست.
دوره روانشناسی ثروت ۱، دورهای است که اصل و اساس باورسازی را بهصورت کاملاً واضح و عملی آموزش میدهد. موضوع دوره فقط پول و ثروت نیست؛ بلکه شما در این دوره با یک فرمول ساختن باورهای قدرتمندکننده آشنا میشوید؛ فرمولی که میتوانید با آن در هر حوزهای باورهای جدید بسازید: باورهای قدرتمندکننده درباره ثروت، روابط، عزتنفس، سلامتی و در واقع درباره هر خواستهای که در زندگی دارید.
پیام اصلی این دوره این است که اگر میخواهی نتایجت تغییر کند، باید آگاهانه باورهای هماهنگ با خواستههایت را بسازی، باورهایی که به شما امکان پذیر بودن را القا می کند. سپس شجاعانه رفتارت را با آن باورهای جدید همسو کنی. نمیتوانی همزمان بخواهی به نتایج جدید برسی و در همان عادتهای فکری و همان واکنشهای قدیمی باقی بمانی. دوره روانشناسی ثروت ۱ بهروشنی نشان میدهد که: نمیتوانی هم خواستههای جدیدی داشته باشی و هم در همان مدار قبلی بمانی.
یکی از مهمترین اصولی که در این دوره یاد میگیری این است که باور قدرتمندکننده جدید، مثل یک بذر تازهکاشتهشده است. اگر میخواهی این بذر به درخت نتایج دلخواهت تبدیل شود، لازم است:
- ورودیهای ذهنت را کنترل کنی
- ذهنت را با ورودیهای ثروتآفرین مثل آگاهیهای همین دوره تغذیه کنی
- با تکرار این آگاهیها، علفهای هرز ذهنات را ریشهکن کنی
- و مثل یک مادر که از نوزادش مراقبت میکند، از باورهای نوپای ثروتآفرین خودت مراقبت و آنها را تغذیه کنی
دوره روانشناسی ثروت ۱ کمک میکند بفهمی هر نتیجهای نادلخواه که الان در هر بخشی از زندگیات داری، حاصل باورهای فعلیات است. وقتی کار بر اصلاح باورهایت را شروع میکنی دقیقاً به همان شیوهای که در دوره آموزش داده میشود، بهوضوح میبینی که: قانون ۱۰۰٪ جواب میدهد.
بنابراین اگر تا جایی از مسیر رشد می کنی و دوباره متوقف می مانی، یا مسیر تحقق خواسته نصفه و نیمه رها می شود، به این معناست که دقیقاً بهاندازه همان سطح از تجربیات، روی باورهایت کار کرده ای. پس اگر نتایج بزرگتر میخواهی، باید با کمک آگاهی های دوره روانشناسی ثروت ۱ ، ایمان و تعهد بیشتری روی باوهایت کار کنیو بارهای قدرتمندکنندهتر و ثروتآفرینتر بسازی.
این دوره یک دوره آموزشی نیست؛ مثل یک گنج تمامنشدنی است که هر بار به فایلهایش گوش میدهی، پاسخِ مرحله جدیدی از زندگیات را مییابی. با هر بار استفاده، بیشتر مطمئن میشوی که این دوره، به شکلی کامل، صریح و آشکار، اصل و اساس تجربه استقلال مالی و ساختن نتایج دلخواه در همه جنبههای زندگی را به شما یاد میدهد.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD406MB34 دقیقه
- فایل صوتی چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت 331MB43 دقیقه














بنام یکتای هستی بخش
سلام استاد عزیزم.و سلام برهمگی
اومدم تو دفترم این سوال رو نوشتم که چطور میتونم درامدم رو به 3 برابر برسونم با همین شرایطی که دارم؟
تنها ایده ای که به ذهنم رسید اینه که روی احساس لیاقتت کار کن.
درواقع احساس لیاقت پاشنه ی آشیل منه …چون واقعا مهارت خیلی بالایی تو کارم دارم و در سطح حرفه ای ام ولی احساس لیاقتم خیلی پایینه.
من الان 2 ماهه کسب و کار شخصی خودمو که سالن زیباییه شروع کردم.و درامدم در حال حاضر صفره.تا قبلش تو یه سالن معروف شهرمون عروسکار بودم و درامد ماهی 70،80 تومن…
من وقتی اونجا بودم خیلی به تواناییم مطمئن بودم ولی حالا که کار برای خودمه اصلا خودمو باور ندارم…
خودمو لایق نمیبینم که از مشتری پول بگیرم.
با اینکه میگم مهارتم خیلی بالاست ولی احساس لیاقتم خیلی خیلی پایینه .و باید خیلی روی احساس لیاقتم کار کنم.
اولین ایده ای که به ذهنم رسید بعد از اینکه از خودم پرسیدم که چطور میتونم با همین امکاناتی که دارم با همین شرایطی که دارم به درامد 3 برابری برسم این بود که بیشتر روی باورهات کار کن..
یه دفتر برداشتم دارم از تو کامنتای این فایل و بخش عقل کل باورهای ثروتساز رو دارم در میارم و توش مینویستم و بعد میخوام با صدای خودم ضبطشون کنم و همیشه گوشش کنم تا ملکه ی ذهنم بشن.
تا در قدم بعدی ببینم خداوند چه ایدهای دیگه ای برام داره
در پناه یکتای جان…
اولین باری که این فایل استاد رو دیدم با خودم گفتم نه بابا منکه همچین باوری ندارم که ثروت معنوی نیست…با خودم میگفتم من این یه دونه باورو ندارم…تا اینکه وقتی خیلییی عمیق شدم رو احساسم دیدم چقدر حالم بد میشه وقتی این جمله رو میگم که ثروتمند شدن معنویه…نجواها میومدن تو ذهنم که این حرفا شیطانیه.اگر اینجور بود پس چرا امامان ما اینقدر فقیر بودن اگه ثروت خوب بود اونا اولین کسانی بودن که میرفتن سراغ ثروت حتی وقتی استاد گفت که همه ی اینا باهم دروغه که امامان ما فقیر بودن در مقابل حرفای استاد خیلی گارد داشتم میگفتم از کجا معلوم ؟ ما یک عمر شنیدیم امامان ما فقیر بودن حالا استاد میگه نه همه ی اینا دروغه.
چطور باور کنم؟ اصلااا نمیتونستم این حرف استاد رو بپذیرم با خودم گفتم این یه تیکه رو ولش کن حالا بقیه حرفای استاد که درسته از این تیکه رد شو بقیه رو گوش بده…ولی انگار یه چیزی درونم نمیذاشت ازش رد شم.رفتم تو گوگل در مورد داستان نان نمک حضرت علی جستوجو کردم.کلی مقاله خوندم که نوشته بود حضرت علی (ع)اصلا آدم فقیری نبودن بلکه بسیار بسیار ثروتمند بودن.و داستان نان و نمک هم اینطوری بود که علی(ع) همه چیزی میخوردن و یه روزایی رو به اصطلاح ما برای پاکسازی جسمشون نان و نمک میخوردن .و اونهم نان و نمک و آن زمان که فوق العاده خالص و مفید و پر از خاصیت بوده.و یه کف دست نان در حد یک غذای کامل بوده و هیچگونه ضرری نداشته.غذاهایی که ما الان میخوریم یه دیس برنج کلی مخلفات بازم سیر نمیشیم چون هیچ خاصیتی که نداره که هیچ خالص ضرره.و نان و نمک اون موقع در حد یک غذای کامل بوده که البته اونم و فقط بعضی از روزها رو ایشون به این شکل غذا میخوردن اونم برای تزکیه نفس و پاکسازی جسم .بقیه روزها همه چیز میخوردن.
خلاصه که این مطالب رو خوندم و خواستم باورسازی کنم که امامان ما ثروتمند بودن و ثروتمند شدن معنویه و یه جا هم تو دفترم اینو ثبت کردم.
امروز برای سری دوم (نه بار دوم) دوباره وقتی این فایل رو دیدم و به این قسمت رسیدم که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست گفتم خب من در این این مورد باورم درسته و باور دارم که ثروت معنویه ولی دیدم ته دلم یه حس بدی داره قلقلکم میده و نمیزاره از این یه تیکه رد بشم …گفتم نکنه هنوز من باور ندارم ثروت معنویه …دیدم که بععععلههه این سوالا داره تو ذهنم میچرخه که از کجا معلوم که ثروت معنوی باشه؟ از کجا معلوم اینهمهههه سال همه دروغ گفته باشن و عباسمنش راست گفته باشه.با خودم گفتم نکنه ثروت غیر معنوی باشه و من از اون ور بوم بیوفتم همینجوری این سوالا داشت تو ذهنم میچرخید گفتم بسه دیگه چقددددررررررررر نشونه باید ببینی تا باور کنی فقر معنوی نیست چقدررررر دیگه عباسمنش باید بهت معجزه نشون بده که باور کنی ثروت معنویه؟
مگه ما از خدا نیستیم؟
آیا خدا فقیره؟ یا ثروتمنده؟
کسی که خودش ثروتمنده چطور میشه فقر رو دوست داشته باشه؟
اینارو نوشتم تا بگم این باورا واقعا جزء پاشنه های آشیلن که هرچقدرررر روشون کار کنی باز کمه.منی که تو ظاهر برام خنده دار میاد که خب معلومه ثروت خوبه معلومه ثروت معنویه تو باطنم داره این باور فریاد میزنه و بد جور ترمز دستی رو کشیده و نمیزاره از جام جُم بخورم.
این باور که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست مهم ترین باوریه که باید روش کار کنیم.و اینجوری نیست که ما مدام تکرار کنیم که ثروتمند شدن معنویه و ذهنمون قبول کنه ما باید دلیل و منطق بیاریم برای ذهنمون که چرا ثروتمند شدن معنویه.مثلا: چون من با ثروتم به رشد جهان کمک میکنم
چون من با ثروت به خدا میرسم
چون من هرچقدر ثروتمند باشم کارهای خیر بیشتری رو میتونم انجام بدم.
چون ثروتمندا انسانهای شادی هستن
چون با ثروتمند شدنم میتونم به خونوادم کمک کنم و کلییییییی باور که زیر مجموعه این باور (که ثروتمند شدن معنوی ترین کار دنیاست )قرار میگیره.
وقتی استاد گفتن زمانی که این باورو درست کردم سیل عظیمی از ثروت وارد زندگیم شد با خودم گفتم بابا این یه دونه باور چی داره که استاد اینقدر روش تاکید میکنه .مگه میشه همین یه دونه باور رو درست کنی و ثروت وارد زندگیت شهو حالا تازه دارم درک میکنم که
چقدررررر استاد عالی تونستن این باور رو پیدا کنن که گستره ی عظیمی از باورهای مارو همین یه دونه باور تو دلش جا داده و با حل همین یکدونه باور خود به خود کلی از باور های اشتباه دیگمون درست میشه وثروت عظیمی وارد زندگیمون میشه.
الحق که نجواها چقدرر توب کارشونو بلدن که تا همین لحظه هم دارن تلاششون رو میکنن.ذهنم میگه حالا این یدونه باورو بیخیال شو دیگه چیزی نداره برو سراغ بقیه باورا….ولی عمراااااا.هر چی که هست تو همین یه دونه باور مخفی شده.دوستان عزیزمممم به عنوان گول نخورید این مهمترین باوریه که باید روش کار کنید
خیلییییی راه دارم که باید رو باورهام کار کنم.ولی ایمان دارم که روزی بر میگردم به این فایل و اونموقع واقعا از ته قلبم میخندم به این باوری که داشتم .و اونروز قطعا یکی از ثروتمند ترین افراد کره ی زمین خواهم بود
بنام یکتای هستی بخش
روز بیست و یکم سفرنامه
چطور درآمد خود را در عرض یکسال 3 برابر کنیم؟ قسمت3
همیشه به این فکر میکردم چرا پس با اینکه تقریبا سه ساله که دارم روی خودم کار میکنم نتیجه بزرگی نمیگیرم.چه تو روابط چه ثروت چه عزت نفس…
با دیدن این فایل سفرنامه بیشتر به این فکر کردم که شاید تا به امروز داشتم زمین ذهنم رو برای کاشت بذر ثروت و نعمت آماده میکردم.هرچی بیشتر فکر کردم بیشتر با منطقم جور درمیاد که آره من تو این سه سال داشتم زمین ذهنمو شخم میزدم…من بدون زیرو رو کردن زمین ذهنم نمیتونستم بذر ثروت رو بکارم چون به قدرررری علف هرز که چه عرض کنم دیگه تبدیل شده بودن به درختای هرز که اصلا بذر ثروت رو تو نطفه خفه میکردن و اجازه رشد بهش نمیدادن…من بدون تخریب ساختمان کهنه و کجی و که چندین طبقه است و هر آن امکان فرو ریختنش هست نمیتونستم روش یه برج بسازم برم بالا اول باید ساختمان قدیمی رو خراب میکردم و یه فونداسیون قوی میساختم برای ساختن برجی که تا آسمون قراره سر بکشه..
حالا بعد از سه سال که زمین ذهنم رو شخم زدم و تمام باورهامو زیرو رو کردم وقتش رسیده که بذر مناسب رو بکارم و ازش مراقبت کنم که آب مناسب و نور مناسب بهش برسه ولی باید یادم باشه که این بذر وقتی جوونه زد فکر نکنم که خب من دیگه کارامو کردم الان دیگه کاری ندارم و فقط باید برداشت کنم اصلاااا…اون علفهای هرزی که تو این مدت اینهمه وقت گذاشتی و شخمشون زدی هنوز بذرهاش تو دل خاکه و هر لحظه امکان رشدش هست اگر غافل بشی از زدن علفهای هرز تمام زحمتهایی که کشیدی به باد میره و به خودت میای میبینی اون جوونه که تازه سر ازخاک درآورده بود و تو رهاش کردی زیر سایه ی علف های هرز نور بهش نرسید و از بین رفت …
یه وقت فکر نکنی همینکه زیر بنای ساختمونتو اصولی درست کردی کافیه و دیگه بقیه اش برات مهم نباشه و بی کیفیت ترین مصالح رو تو ساختمون استفاده کنی اونوقت یروزی به خودت میای میبینی حتی یه دونه از این واحدهایی که مثل یه برج ساختی رفتی بالا به خاطر بی کیفیت بودن مصالح و ابزار به فروش نمیره و اون همه زحمتی که برای فنداسیون برجت کشیده بودی همه بر باد میره..
مگه میشه که تو یه روز صبح تا شب بشینی و غذابخوری و بگی دیگه تا یه سال بسمه دیگه نمیخواد غذا بخورم ؟
میگه میشه یه روز صبح تا شب بری حموم و بگی من تا یه سال نمیخوام برم حموم؟
مگه میشه یه روز صبح تا شب خونه رو تمیز کنی و بگی و بسه من دیگه تا یه سال خونه رو تمیز نمیکنم.
به محض اینکه یه غذا روی گاز درست کنی روغن میپاچه رو گاز و اگه الان روی گازو یه دستمال ساده نکشی تا یه سال دیگه اینقدر چربی و کثیفی میگیره که دیگه کلا باید عوضش کنی و کلی ضررر میکنی.
کار کردن روی باورها هم همین شکله اگه هر روز یک ساعت دو ساعت وقت بذاریم برای ساختن باورهای قدرتمند مجبور نمیشیم چند ماه شبانه روزی خودمون رو از همه چی محروم کنیم و فقط صبح تا شب روی باورهامون کار کنیم.که هر چند اینجور کار کردن رو خودت خیلی هم عالیه ولی چرا نتونیم فقط روزی چند ساعت رو خودمون کار کنیم و بقیه روزو فقط عشق و حال کنیم و تفریح بریم خرید کنیم و…
چرا زحمتی که چند ماه یا چند سال برای تغییر باورهامون میکشیم با سهل انگاری هامون باعث میشیم که دود شه بره هوا…
چرا نمیخوایم قبول کنیم که تا آخرررررر عمررررر باید روی خودمون و باورهامون کار کنیم و هر لحظه که استپ کنیم برمیگردیم عقب؟
چرا نمیخوایم قبول کنیم که این روندیه که هیچ وقت نباید متوقف شه؟
چرا هنوزم مقاومت میکنیم در مورد اینکه باید همیشه تا آخر عمر رو خودمون کار کنیم ؟
چرا میخوایم قانون رو به اون شکلی که دوست داریم تغییر بدیم؟ چرا دوست داریم قانون مطابق خواسته ی ما تغییر کنه؟ چرا دوست داریم چند ماه فشرده رو خودمون کار کنیم و بعد خودمونو رها کنیم و بگیم خب دیگه باورهایی که ساختم خودش بقیه ی کارا رو میکنه …خودش برام ثروت میسازه خودش روابط خوب میسازه خودش سلامتی میسازه…
نخواه که قانون رو مطابق میلت تغییر بدی چون تلاش بیهوده ای کردی قوانین جهان ثابته و هیچ وقت تغییر نکرده برای حتی پیامبری و برای تو هم تغییر نخواهد کرد.
این تویی که باید تغییر کنی این تویی که باید مطابق قانون پیش بری نه قانون مطابق خواسته ی تو..
جهان با هیچ کس شوخی نداره جهان با هیچ کس تعارف نداره جهان برای هیچ کس برای هیچ پیامبری دلسوزی نکرده و برای تو هم نمیکنه…جهان به قوانینش متعهده …
اگر طبق قوانین جهان پیش بری پاداشها بی نهایته رشد و پیشرفتها بی نهایته نعمتها بی نهایته ثروتها بی نهایته جهان با قدرت ازت حمایت میکنه..
ولی اگر بخوای خلاف قوانین جهان رفتار کنی اگر بخوای بازهم اینجوری فکر کنی و بخوای اینجوری سر جهانو شیره بمالی که من یه مدت بیام فشرده رو خودم کار کنم بعد که اوضاع خوب شد دوباره همون رفتارا و کارای قبلی رو انجام بدم و ذهنتو کنترل نکنی جهان زیر چرخ دندهاش لهت میکنه…
حالا دوست داری باور کن دوست نداری اینقدر به این روش ادامه بده تا حسابی زیر چک و لقد جهان له بشی…
تمام این حرفا خطاب به خودم بود چون من آدمیم که تا به امروز همیشه از این نقطه ضربه خوردم و دوست داشتم که از قوانین جوری برداشت داشته باشم که طبق باورهای من باشه نه اینکه من بخوام به خودم زحمت بدم و باورهامو طبق قوانین تغییر بدم.
امیدوارم که هممون به اندازه ی کافی چک و لقدهامونو خورده باشیم و دیگه ظرفیت چک خوردن از جهان رو نداشته
امیدوارم که هممون به اندازه ی کافی چک و لقدهامونو خورده باشیم و دیگه ظرفیت چک خوردن از جهان رو نداشته باشیم.
در پناه الله یکتا…
سلام آقای فرهاد عزیز خوشحالم که در این مسیر زیبا و بهشتی تونستم سهم کوچیکی تو شناسایی باورهاتون داشته باشم.این فضا و این مسیر بی شک بهترین و درست ترین مسیر به سمت خداونده. هر کدوم از ما شانس بزرگی آوردیم (که البته هیچ چیز شانسی نیست)که تو این مسیر قرار گرفتیم.باید قدردان این مسیر باشیم.
در پناه الله یکتا ثروتمند ترین باشید
سلام عزیزم…
درسته هر چقدر که جلو تر میریم و تکاملمون رو طی میکنیم بهتر میفهمیم که هر فکری که ذهنمون میگذره محاله بی پاسخ بمونه…اگر هر لحظه حواسمون به این باشه که همین فکری که الان از سرم گذشت در غالب یه اتفاق به زندگیم بر میگرده آیا دوست دارم که تجربه اش کنم یا نه؟ اونوقت راحتتر ذهنمون رو کنترل میکنیم…
هیچکدوم از ما اتفاقی تو این مسیر نیفتادیم ما قرار گرفتن در این مسیر رو با باورهامون خلقش کردیم.ما یه بار تونستیم این کارو کنیم چرا دوباره نتونیم؟ چرا نتونیم دوباره با کنترل بیشتر ذهنمون اتفاقای قشنگ تری رو برای خودمون رقم بزنیم؟
در پناه الله یکتا شاد ثروتمند موفق باشید عزیزم
فاطیمای عزیزم بهت تبریک میگم به خاطر قرار گرفتن در مسیر حقیقت…
ما در جهانی زندگی میکنیم که با فرکانس کار میکنه.فرکانس چجوری ارسال میشه با توجه.در این جهان هیچ کس به جز خداوند هیچ قدرتی نداره و خداوند هم قدرت خلق زندگی هر کسی رو فقط و فقط به خودش داده. مگر اینکه تو بخوای اینجوری باور کنی که کس دیگه ای میتونه تو زندگی تو تاثیر داشته باشه.قانون فرکانس داره با توجه ما کار میکنه به هر چیزی که توجه کنی داری فرکانسش رو میفرستی وقتی مدت زیادی به یک چیزی توجه کنی و تکرارش کنی اون تبدیل میشه به یک باور.وحالا در مورد مثال تو که چشم زدن هست…
ما داریم تو دنیای دوقطبی زندگی میکنیم دنیایی که هم سرد داریم هم گرم هم زشت داریم هم زیبا هم سلامتی داریم هم بیماری…فقط باید ببینی که تو میخوای چی تو زندگیت اتفاق بیفته؟ به هرچی که توجه کنی و قدرت بدی اتفاق میفته.بهت قول میدم که چشم زخم هییییچ قدرتی نداره.این ماییم که بهش قدرت میدیم.هر چیزی که ازش بترسی یعنی داری بهش قدرت میدی.اولین کاری باید بکنی اینه که فقط خداوند رو قدرت مطلق بدونی و ایمان داشته باشی که خداوند قدرت خلق زندگی هر کس رو به خودش داده و به هیچ عنوان این اجازه رو نمیده که کسی بتونه تو زندگی یک آدم دیگه تاثییر بذاره چه در جهت خیر چه در جهت شر.
مگر اینکه تو خودت بخوای اینجوری فکرکنی و اینجوری باور کنی که یه آدم دیگه میتونه تورو چشم بزنه …یعنی در اینصورت تو دستی دستی قدرتی که خداوند تو وجود تو قرار داده که باهاش زندگیتو خلق کنی و به خواسته هات برسی داری دو دوستی میدی به یه آدم دیگه که بتونه تو زندگی تو تاثیر بزاره.
توجهت رو از روش بردار و قدرت رو تو ذهنت از آدما بگیر و به خدا بده. و ایمان داشته باش که که خداوند که قدرت مطلقه از تو حمایت میکنه برای رسیدن به رویاهات… به شرطی که خودت دو دستی این قدرت رو تقدیم دوست و همسایه و فامیل نکنی و رو باورت کار کنی …
اگر که اراده کنی که تغییر کنی خداوند مسیرو برات هموار میکنه…
تو سایت هم استاد در مورد چشم زخم فایل دارن یه سرچ کن و نگاهش کن حتما کمکت میکنه.تو بخش عقل کل هم میتونی سوال کنی و جوابای خوبی میگیری که به تغییر باورهات کمک میکنه.
در پناه الله یکتا آرزو میکنم برات که قدرت وجودی خودت رو پیدا کنی و به خودت و خدای خودت ایمان کامل داشته باشی
سلام اوای زیبارو و زیبا نام…
چقدرررر کامنتت حرفای دلم بود…
خدایی که من قبلا میشناختم مخالف پول و ثروت و رابطه ی عاطفی بود ولی کمی تو این زمینه بهتر شدم…. ولی در مورد استراحت کردن و خوابیدن و بیکار بودن و یه جانشستن و تفریح کردن باورم اینه خدا با اینا مخالفه…به خاطر همین یه روز اگر رو خودم و باورام کار نکنم و بخوام استراحت کنم یا هیچ کار نکنم … باورم اینه که خدا از دست من ناراحت شده.دیگه با من قهر کرده…دقیقا همون باور و دیدگاه بچه ی لوس رو بهش دارم که تا نگاتو میکنی اونور باهات قهر میکنه و من دم به دقیقه باید منّتشو بکشم قربون صدقه اش برم.….کلی براش دلیل و منطق بیارم که من خیلی دوستت دارم اگر کاری کردم برای رسیدن به تو بوده و فلان…خیلی وقتام این خدای ذهنی من قانع نمیشه و همچنان قهره با من و محل بهم نمیده و میگه برو همونجایی که بودی و اکثر اوقاتم من ناامید میشم خسته میشم از این که بخوام برم سمتش دوباره منتش رو بکشم…میگم منکه میدونم به این راحتیا کوتاه نمیاد پس ولش کن…به جهنم بزار همینجوری حالم بد بمونه…و بعد از کلی تو درو دیوار بودن و خودمو کشتن اون باهام اشتی میکنه و همه چی عالی میشه…بعد دوباره تا رومو برمیگردونم اونور دوباره قهر میکنه و روز از نو روزی از نو…به خاطر همین همیشه یه ترس و اظطرابی تو وجودم هست که چیکار کنم که یه وقت اون بامن قهر نکنه…نکنه اشتباه کنم اون باهام قهر کنه از دستم ناراحت شه و هی بلا سرم بیاره و بگه حقته…اینقدر بخور تا جونت بالا بیاد…..
از این بابت اصلا ارامش ندارم…همش نگرانم که دست از پا خطا نکنم…مثل بچه هایی که اینقدر توسط والدین و معلم تنبیه شدن که همیشه یه وحشت و اظطرابی تو وجودشون هست که مبادا خراب کاری کنن و تنبیه بشن…انگاری که همیشه تو حالت اماده باشم …ارامش ذهنی ندارم از این بابت…
واقعا ازت ممنونم اوای زیبا …دری از درهای اگاهی رو به روم باز کردی…
لایق بهترینهایی