چندبرابر کردن درآمد در یک سال | قسمت 3


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


مجموعه 3 قسمتی از ” تعهد برای 3 برابر کردن درآمد در یک سال “، اولین و مهم ترین قدم برای تغییر اوضاع مالی و رسیدن به رشد مالی پایدار است. استاد عباس‌منش در این قسمت، با بهره‌گیری از تجربیات عمیق شخصی و بازخوردهای هزاران دانشجو، به ریشه‌یابی این مسئله می‌پردازند که چرا برخی افراد پس از یک دوره رشد مالی، دوباره به شرایط قبلی بازمی‌گردند؟!

پاسخ در تداوم کار بر روی بهبود باورها درباره ثروت نهفته است. موفقیت و ثروت، یک معجزه عجیب و غریب نیست، بلکه یک روند طبیعی و بدیهی است که نتیجه‌ی فرکانس‌های ذهنی ماست. اما نکته خطرناک اینجاست که وقتی نتایج بزرگ به سادگی و به شکل طبیعی رخ می‌دهند، ذهن ما فریب می‌خورد و تصور می‌کند که کار تمام شده است و دیگر همه چیز را می دانیم؛ در نتیجه تمرینات ذهنی و کنترل ورودی‌ها متوقف می‌شود. در نتیجه جهان هم در پاسخ به این فرکانس ها، به همان سادگی که شما را وارد مدار ثروت کرده بود، به مدارهای پایین تر، نزول می دهد و شرایط به حالت قبل بازمی‌گردد.

درس بزرگ این است که تغذیه ذهن برای بهبود باورهای قدرتمندکننده، ماندن در مدار ثروت، باید تا آخرین لحظه عمر ادامه داشته باشد، درست همانند غذا خوردن برای جسم. همچنین در پاسخ به دغدغه بسیاری از افراد درباره تاثیر اطرافیان منفی (همسر، فرزند یا مدیر)، قانون اصلی یادآوری می‌شود: تغییر شما، جهان اطراف شما را تغییر می‌دهد. نیازی به جنگیدن یا حذف فیزیکی آدم‌ها نیست؛ وقتی فرکانس شما تغییر کند، اطرافیان شما یا تغییر رفتار می‌دهند و یا به سادگی و بدون درگیری از مدار زندگی شما خارج می‌شوند.

بخش بنیادین آموزه های این قسمت، درهم‌شکستن بزرگ‌ترین سد ذهنی در برابر ثروت، یعنی «تضاد میان ثروت و معنویت» است. بسیاری از ما با این باور مسموم بزرگ شده‌ایم که خدا ثروتمندان را دوست ندارد یا پول انسان را از خدا دور می‌کند. استاد عباس‌منش با قاطعیتی مثال‌زدنی، باوری جدید و توحیدی را جایگزین می‌کنند: «ثروتمند شدن، معنوی‌ترین کار دنیاست.» این یک شعار نیست، بلکه حقیقتی محض است. فقر، ریشه‌ی کفر، ذلت و شرمساری است. انسانی که محتاج نان شب یا اجاره‌خانه است، نه تمرکزی برای عبادت دارد و نه توانی برای بخشش و کمک به خلق خدا.

معنویت واقعی، توکل، ایمان و سربلندی، تنها در سایه‌ی استقلال مالی و بی‌نیازی شکوفا می‌شود. وقتی ثروتمند می‌شوید، دست خداوند روی زمین می‌شوید، به خانواده و جامعه خدمت می‌کنید و با خیالی آسوده و قلبی پر از سپاس، به درگاه خداوند می‌روید. برخلاف دروغ‌های تاریخی، پیامبران و امامان ما در زمان خود از ثروتمندترین و تولیدکننده‌ترین افراد بودند. اگر می‌خواهید به خدا برسید، اگر می‌خواهید انسانی بافضیلت باشید، وظیفه شرعی و اخلاقی شماست که ثروتمند شوید. تنها با این تغییر نگاه است که دروازه‌های نعمت به روی شما باز می‌شود، زیرا ذهن شما دیگر ثروت را “بد” نمی‌داند که ناخودآگاه آن را از زندگی شما دفع کند.


تمرین عملی و بسیار قدرتمند را برای افزایش درآمد: «چالش سه برابر کردن درآمد با شرایط فعلی»

این تمرین برای شناسایی و اصلاح پاشنه‌های آشیل ذهنی شما درباره ثروت طراحی شده است. از خودتان بپرسید: «چگونه می‌توانم با همین شغل، همین زمان، همین سرمایه و همین شرایطی که الان دارم، درآمدم را سه برابر کنم؟»

وقتی این قیدها (همین زمان و سرمایه) را می‌گذارید، ذهن منطقی شما شروع به مقاومت می‌کند و می‌گوید: «نمی‌شود، باید پول بیشتر داشته باشی، باید شغلت را عوض کنی، بازار خراب است و…».

این بهانه‌ها، همان باورهای محدودکننده‌ای هستند که باید با کمک آموزه‌های دوره روانشناسی ثروت ۱ شناسایی و رفع شوند. اما وقتی روی باورهایتان کار می‌کنید، ایده‌هایی به ذهنتان می‌رسد که نشان می‌دهد فرصت‌های ثروت‌سازی دقیقاً در کنار شما بوده‌اند و شما آن‌ها را نمی‌دیدید.

مثال یوتیوبرها و کسانی که از ساده‌ترین علایق خود درآمدهای میلیاردی کسب می‌کنند، گواهی بر این است که ثروت ربطی به نوع شغل، جنسیت یا مکان جغرافیایی ندارد؛ ثروت تنها به باورها و فرکانس شما بستگی دارد. با انجام این تمرین و تعهد به اجرای ایده‌های الهامی، شما به مداری هدایت می‌شوید و در آن مدار با ایده ها، راهکارها، فرصتها و موقعیت هایی مواجه می شوید که در آن پول ساختن، آسان‌ترین و لذت‌بخش‌ترین کار دنیاست.

دوره روانشناسی ثروت ۱، دوره‌ای است که اصل و اساس باورسازی را به‌صورت کاملاً واضح و عملی آموزش می‌دهد. موضوع دوره فقط پول و ثروت نیست؛ بلکه شما در این دوره با یک فرمول ساختن باورهای قدرتمندکننده آشنا می‌شوید؛ فرمولی که می‌توانید با آن در هر حوزه‌ای باورهای جدید بسازید: باورهای قدرتمندکننده درباره ثروت، روابط، عزت‌نفس، سلامتی و در واقع درباره هر خواسته‌ای که در زندگی دارید.

پیام اصلی این دوره این است که اگر می‌خواهی نتایجت تغییر کند، باید آگاهانه باورهای هماهنگ با خواسته‌هایت را بسازی، باورهایی که به شما امکان پذیر بودن را القا می کند. سپس شجاعانه رفتارت را با آن باورهای جدید همسو کنی. نمی‌توانی هم‌زمان بخواهی به نتایج جدید برسی و در همان عادت‌های فکری و همان واکنش‌های قدیمی باقی بمانی. دوره روانشناسی ثروت ۱ به‌روشنی نشان می‌دهد که: نمی‌توانی هم خواسته‌های جدیدی داشته باشی و هم در همان مدار قبلی بمانی.

یکی از مهم‌ترین اصولی که در این دوره یاد می‌گیری این است که باور قدرتمندکننده جدید، مثل یک بذر تازه‌کاشته‌شده است. اگر می‌خواهی این بذر به درخت نتایج دلخواهت تبدیل شود، لازم است:

  • ورودی‌های ذهنت را کنترل کنی
  • ذهنت را با ورودی‌های ثروت‌آفرین مثل آگاهی‌های همین دوره تغذیه کنی
  • با تکرار این آگاهی‌ها، علف‌های هرز ذهن‌ات را ریشه‌کن کنی
  • و مثل یک مادر که از نوزادش مراقبت می‌کند، از باورهای نوپای ثروت‌آفرین خودت مراقبت و آن‌ها را تغذیه کنی

دوره روانشناسی ثروت ۱ کمک می‌کند بفهمی هر نتیجه‌ای نادلخواه که الان در هر بخشی از زندگی‌ات داری، حاصل باورهای فعلی‌ات است. وقتی کار بر اصلاح باورهایت را شروع می‌کنی دقیقاً به همان شیوه‌ای که در دوره آموزش داده می‌شود، به‌وضوح می‌بینی که: قانون ۱۰۰٪ جواب می‌دهد.
بنابراین اگر تا جایی از مسیر رشد می کنی و دوباره متوقف می مانی، یا مسیر تحقق خواسته نصفه و نیمه رها می شود، به این معناست که دقیقاً به‌اندازه همان سطح از تجربیات، روی باورهایت کار کرده ای. پس اگر نتایج بزرگ‌تر می‌خواهی، باید با کمک آگاهی های دوره روانشناسی ثروت ۱ ، ایمان و تعهد بیشتری روی باوهایت کار کنیو بارهای قدرتمندکننده‌تر و ثروت‌آفرین‌تر بسازی. 

این دوره یک دوره آموزشی نیست؛ مثل یک گنج تمام‌نشدنی است که هر بار به فایل‌هایش گوش می‌دهی، پاسخِ مرحله جدیدی از زندگی‌ات را می‌یابی. با هر بار استفاده، بیشتر مطمئن می‌شوی که این دوره، به شکلی کامل، صریح و آشکار، اصل و اساس تجربه استقلال مالی و ساختن نتایج دلخواه در همه جنبه‌های زندگی را به شما یاد می‌دهد.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1625 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «مریم» در این صفحه: 1
  1. -
    مریم گفته:
    مدت عضویت: 1222 روز

    به نام الله مهربان

    سلام به استاد عباس منش عزیزم

    سلام به استادمریم بانوی عزیزم

    سلام به دوستان عزیزم در این مسیر

    و سلام به لیلای دوست داشتنی

    لیلا جان ببین توی چی مداری هستی توی چه حدی از ایمان به خدا هستی. ک استاد کامنت شما رو به عنوان یک کامنت کامل و پر از آگاهی برگزیده اند ک الحق که چنین است کامنتی ک حتی منم با خواندنش شما رو تحسین کردم این حجم از تعهد و ایمان این حجم از اراده ،یک جهاد اکبر به راه انداختید و به لطف الله مسیر موفقیت رو سوت زنان سپری میکنید

    اومدم نحوه آشناییتون رو با سایت مطالعه کردم و بعد کامنتهایی ک گذاشتید و هدایت شدم به این کامنت

    من در تمام لحظه ها تحسینتون کردم و خدا رو شکر کردم به خاطر وجود شما

    برای تمام نتایجی ک گرفتید خدا رو سپاسگزاری کردم

    چقدر خوب ک یک همسر یک مادر موفق هستید واین واقعا تحسین برانگیزه ک تونستید متعهدانه بمانید توی این مسیر

    من از صبح زود ک بیدار میشم با عشق به خودم و خانواده ام خدمت میکنم

    و می‌دونم ک خداوند همراه من هست و با هم لذت می‌بریم

    لیلا جان چیزی ک توی کامنت شما اشک منو جاری کرد سنی بود ک نوشته بودید« 39 سال دارم »

    منم همکنون 39سال دارم اشک ها جاری شدن و 43سالگیم رو درون شما دیدم اگر شما تونستید منم میتونم خدای ما یکی است مسیر ما یکی است فقط باید من بخوام بمونم و لذت ببرم

    لیلا جان مدتهاست ک ذهنم درگیر پول سازی هست اما میگم صبر کن مریم خدا می سازه خدا هدایتت می‌کنه

    بشین با خودت کنار بیا ک دقیقا چی میخوای

    تو از اینکه توی خونه باشی و خونه ات برق بزنه از تمیزی ،غذای خوشمزه بپزی ک خانواده ات بشینه به جانشون

    از اینکه هم‌صحبت دخترتی هم بازی پسرتی و رفیق و همراه پابه پای همسرتی لذت میبری

    خدا از طریق بی نهایت دستانش که یکیش همسرته برات پول می‌زنه

    از یک سو این صحبت‌ها آرومم می‌کنه از سوی دیگ میگم خب من دوست دارم خدا خودش بهم بده خود بزنه به کارتم نخواسته باشم به همسرم بگم برام پول بزنین لطفا

    تازه استادم ک فرمودند حتما ورودی مالی داشته باشید

    اینکه شما تونستید درامدتون رو 3برابر کنین تحسین برانگیز هست اینکه الان اصلا این ارقام عددی نیستن

    تحسین برانگیز هست چقدر حسم عالی میشه چقدر قلبم باز میشه

    میگه مریم جان ببین لیلا با دوتا بچه و یه دنیا مشکلات تونست تو نمیتونی معلومه ک میتونی

    لیلاجان من از کودکی توی خانواده پرجمعیتی به دنیا اومدم به عنوان آخرین فرزند من از همان کودکی عاشق خدا بودم و بسیار پر نشاط

    چه کارهایی ک نکردم

    پسر بودم برای مادرم

    پدر بودم ،برادر بزرگتر بودم برای خواهرانم

    پرستار بودم مربی بودم برای خواهرزاده هام

    همبازی بودم برای خواهر زاده هام

    همدم و هم‌صحبت خواهرانم بودم

    من همراه خوبی بودم برای مادرم

    ازدواج کردم همراه شدم برای همسرم رفیق شدم براش

    دختر شدم برای خانواده همسرم

    خودم رو نمی‌دیدم و کسی هم منو نمیدید

    منی ک کل فامیل همسر ستایشم می‌کردن منی ک هیچ زمانی شاکی نبودم منی ک فقط شاد بودم فقط پر شور و هیجان و پر انرژی بودم اما چون عزت نفس نداشتم چون احساس لیاقت نداشتم و فکر میکردم وظیفه منه

    همسرم خدای دومه

    خانواده اش از خانواده ام عزیزترین

    برخوردهای نامناسب رو می‌دیدم گریه میکردم میگفتم چرا

    دست پختم که عالیه و زبان زده کل خاندان

    خونم ک برق میزنه از تمیزی

    همراه به تمام معنای همسرمم توی بی پولی توی نداری توی سختی کار توی هر شرایطی ک بگی

    تا الان ک 19سال از متاهلی میگذره کوچکترین بی احترامی نکردم به خانواده همسر

    عاشق بچهام بودم و هستم

    سالم سرحال پر شور منظم مودب و بچه‌هایی فوق العاده ای تربیت کردم

    البته ک به قول استاد اونها باید خودشون توی خیلی از مسایل زندگی به درک و باور برسند و توی مسیر قرار بگیرن

    پس چرا چی شده مگه نمیبینن اینها رو

    نه تحسینی نه تشویقی ن قدردانی

    بابا من مهمانی میدادم به چ شکل غذا میپختم چه جور

    هیچ کجا شبیه خودم تلاشگر ندیدم ک کاری رو درست انجام بده

    تازه هم کارم درست باشه هم متوقع نباشم

    ولی ن از همسر ن از هیچ کس چیزی جز توقع های بیشتر نمی‌دیدم

    و الان توی این مدتی که خداوند من رو بااستادعزیزم آشنا کرد فهمیدم

    من خودم رو نمی‌دیدم مریم خودش رو خدمتگزار بقیه میدید پس انتظار همین رو ازش داشتن

    مریم خودش رو دوست نداشت با تمام دستاوردهایی ک داشت

    یادمه کمک حسابدار بودم و مدیر اونجا بهم پیشنهاد کرد بمون می‌خوام حسابدار خودم بشی حقوقت چندبرابر میکنم

    من میگفتم ن نمیتونم ممنونم اون منو میدید من خودم رو باور نداشتم

    من چندین سال سابقه کار دارم و بهترین بودم هر جا بودم

    اما چرا واسه من حقوق بالا نمی اومد چرا واسه من اتفاقهای عالی نمی افتاد

    چون مریم عزت نفس نداشت

    چون مریم خودش رو باور نداشت

    چون مریم میترسید چون مریم از همه میترسید از همسر از پدر از مدیر از ارباب رجوع از خانواده همسر از هر کسی ک فکر کنین

    مریم مشرک بود در حالی ک عاشق خدا بود ولی نمی دونست مسیر درست رو

    خیلی خیلی اتفاقها افتاد تا من با استاد آشنا بشم چه شب‌هایی ک تا صبح گریه کردم و از خدا هدایت خواستم

    اما الان میفهمم چی میگید

    الان میفهمم کجایید

    الان قلبم بازه

    الان خوشبخت ترین زن روی زمینم

    الان سپاسگزار خداوندی هستم که منو پر از تجربه هایی آفرید ک نسبت به سنم بسیار زیاده

    چقدر از خودم راضی ام خدایا سپاسگزارم

    من لایق بهترین هام .

    آره من 43,سالگی ام رو دیدم

    خیلی دوست دارم لیلا جان هر جا هستی در پناه الله مهربان باشی.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای: