داستان هدیه تولدم
استاد عباس منش در این قسمت، یک درس عمیق و تکاندهنده درباره قدرت تغییر درونی و تاثیر شگفتانگیز آن بر دنیای بیرون را توضیح می دهند: اینکه جهان بیرون، تنها آینهای است که کیفیت رابطه ما با خودمان و خدایمان را بازتاب میدهد که در یک کلام میزان احساس خودارزشمندی درونی نام دارد.
این فایل، نقشهی راهی است برای گذر از «نیاز و تمنا» به «بینیازی و دریافت نعمات»؛ درسی که نشان میدهد چگونه وقتی ما تغییر میکنیم، رفتار دیگران، شرایط زندگی و حتی قوانین حاکم بر جهان برای ما تغییر میکنند. در ادامه، مفاهیم کلیدی این فایل ارزشمند را با بیانی عمیقتر مرور میکنیم.
اصل اساسی و بنیادین مطرح شده در این فایل، رابطه مستقیم میان احساس ارزشمندی درونی و برخورد جهان با ما است. بسیاری از افراد سالها در حسرت توجه، احترام و دریافت عشق از سوی دیگران زندگی میکنند و بابت عدم دریافت آن، دچار رنج و عقدههای درونی میشوند. اما حقیقت این است که جهان بیرون، هرگز نمیتواند خلأهای درونی ما را پر کند. تا زمانی که انسان محتاج توجه دیگران باشد و شادی خود را به رفتار آنها گره بزند، آن توجه را دریافت نخواهد کرد. درس بزرگ اینجاست که همه چیز از «تغییرات درونی» شروع میشود.
زمانی که فرد با کار کردن بر روی دوره احساس لیاقت، به صلح درونی میرسد، خودش را فارغ از نظر دیگران دوست میدارد و توانمندیهایش را باور میکند، جهان به طرز معجزهآسایی تغییر رفتار میدهد. کسانی که روزی شما را نادیده میگرفتند، ناخودآگاه مجذوب شما میشوند و عشق و احترامی که روزی برایش التماس میکردید، اکنون بدون هیچ تلاشی و بهصورت طبیعی (خودبهخود) به سمت شما سرازیر میشود. این پاداشِ باور به ترمیم خودارزشمندی درونی است که با کمک آگاهی های دوره احساس لیاقت کسب می کنید.
نکته بسیار مهم دیگر، درک مفهوم «قانون رهایی و عدم وابستگی» است. استاد عباسمنش توضیح میدهند که پافشاری، تقلا و نگرانی برای رسیدن به یک خواسته (چه مادی و چه عاطفی)، دقیقاً همان عاملی است که آن خواسته را از ما دور میکند. وابستگی، فرکانسِ «نیاز و نبودن» را به جهان ارسال میکند. رمز موفقیت در این است که مهم ترین رابطه زندگی یعنی رابطه با خدای درونمان را بسازیم و تنها منبع قدرت و عشق را او بدانیم. وقتی انسان رابطهاش را با خداوند اصلاح میکند و فقط وابسته این نیرو می شود، دیگر نگران از دست دادن یا بدست آوردن چیزی نیست. این «بینیازی» و «آرامش»، مغناطیسی است که تمام نعمتها، ثروتها و روابط عاشقانه را جذب میکند. طبق این قانون، وقتی به چیزی نمیچسبید و از لحظه حال لذت میبرید، خواستههایتان به دنبال شما میدوند. این همان وعده خداوند است که اگر رابطهی خود را با من (منبع) اصلاح کنید، دنیا را مسخر شما خواهم کرد.
در ادامه، این فایل به تشریح «قانون سهولت و آسانی» میپردازد که در تقابل با باورهای محدودکنندهی جامعه است. برخلاف تصور رایج که موفقیت را حاصل رنج، سختی و مشقت میداند، قانون جهان بر پایه آسانی بنا شده است. استاد با استناد به شعر حافظ و آیات قرآن تاکید میکنند که اگر بر خود سخت بگیریم، جهان بر ما سخت میگیرد و اگر آسان بگیریم، جهان نیز با ما به نرمی و آسانی رفتار خواهد کرد. موفقیتهای بزرگ، ثروتهای عظیم و روابط رویایی، نتیجهی جنگیدن با دنیا نیستند، بلکه نتیجهی صلح با خود و هماهنگی با قوانین هستی هستند.
یکی از عمیقترین بخشهای این آموزش، تعریف عملی «کار کردن روی خود» است. بسیاری میپرسند چگونه باید تغییر کنیم؟ پاسخ این است: تغییر دائمی زاویه دید در هر لحظه. کار کردن روی خود یعنی در مواجهه با تضادها، رفتارهای نامناسب دیگران یا مشکلات، آگاهانه از زاویهای به آن مسائل نگاه کنیم که به ما «احساس بهتری» بدهد. این مهارت که از صلح درونی و احساس لیاقت درونی و غیروابسته به عوامل بیرونی می آید، کلید کیمیاگری در زندگی است. ما باید یاد بگیریم که حتی به گذشته و سختیهای آن به چشمِ پلههای تکامل نگاه کنیم و بپذیریم که آن تضادها برای شکلگیری خواستههای امروز ما ضروری بودهاند. وقتی نگاه ما به همسر، فرزند، جامعه و حوادث، نگاهی توحیدی و مثبت باشد، لاجرم واقعیت بیرونی ما نیز تغییر کرده و سرشار از زیبایی،عشق سلامتی خواهد شد.
در نهایت، پیام غایی این فایل دعوت به ایمان و آرامش است. تمام نگرانیها، ترسها و عجلهها ناشی از عدم ایمان به قوانینی است که خداوند وضع کرده است. اگر ما باور کنیم که خداوند بیشتر از ما مشتاق رسیدن ما به خواستههایمان است و جهان به گونهای طراحی شده که پاسخگوی فرکانسهای ما باشد، آرام میگیریم. این آرامش و لذت بردن از مسیر، شرط اصلی وقوع معجزات است.
تضادها و کمبودهای گذشته (مانند حسرت تولد) در واقع فرصتهایی برای «تکامل» و «مشخص شدن خواستهها» بودهاند. این درس به ما میآموزد که به جای حسرت خوردن، باید نگاهمان به مسائل را تغییر دهیم. به گونه ای که به احساس بهتر برسیم. کلید اصلی این است: «برای خودت زندگی کن و نه برای دیگران». وقتی نظر بقیه برایمان مهم نباشد و شادی را از درون قلبمان پیدا کنیم، نه تنها آن کمبودها رفع میشوند، بلکه بیشتر از آنچه میخواستیم به ما داده میشود.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD240MB20 دقیقه
- فایل صوتی داستان هدیه تولدم18MB20 دقیقه














استاد عزیزم سلام ،خانم شایسته عزیزم سلام
سلام و درود به همهی همراهان عزیز
استاد امروز روز نهم از سفرنامه من هست و متاسفانه اینترنت من اصلا قطع قطع
منم تو نوت گوشی مینویسم فردا براتون میفرستم
در صلح بودن با خودمان ، امروز یاد گرفتم که خودم و خدای درونم را بیش از همه دوست داشته باشم یاد گرفتم منتظر سوپرایز شدن از طرف هیچ کسی نباشم یاد گرفتم اعتباری که دارم و از طرف خدا بدونم یاد گرفتم اگه باخودم در صلح باشم خودما دوست داشته باشم منتظر تعریف و تمجید از طرف دیگران نباشم خداخودش اون مهر واقعی اون درون زیبای منو به همه نشون میده احتیاج به هیچ تلاشی نیست
هر تلاشی برای خوب نشون دادن خودمون برگشت به عقب هر نیازی برای توجه دیگران گرفتار مرداب شدن از جاری بودن وا می مانیم اگر قائم به ذات نباشیم هر رفتاری از بیرون به خاری به روح ما هست از جایی که ما یه چروک یه لک توی صورتمون را سریع متوجه میشیم ولی لطمه هایی که به روح ما زده میشه در اثر انتظار از غیر خدا متوجه نمیشیم فقط یه جایی میبینیم کم آوردیم ادامه دادن سخته انرژی نداریم تا کسی از بیرون نیاد کاری برامون انجام بده خودمون کاری از دستمون بر نمیاد واین نتیجه اینه که آدم با خودش در صلح نیست حتما عوامل بیرونی باید حالشو خوش کنه و عوامل بیرونی دائمی نیست اگه هم باشه توقعاتی چه بسا بیمورد و خیلی بیشتر اون کاری که برای ما کرده را داره چون خود من بارها باهاش برخورد کردم
استاد من و خانوادم همیشه تنهایی مسافرت میریم همه اطرافیان تعجب میکنند که چطور میشه تنهایی رفت جایی
خیلی هم خوش میگذره چون استاد جان ما منتظر شاد شدن از بیرون و اطرافیان نیستیم
استاد وقتی با خودم در صلح هستم منتظر هیچ محبتی و هیچ توقعی از دیگران نیستم اگه کسی برام کاری ویا محبتی کرد میدونم از طرف خداست و میگم سمیه تو به تنهایی هیچ اعتباری نداری چند بار براتون گفتم باز میگم تو شغلم مغازم بر خیابان نیست ،کوچیک ،کار اضافه و تبلیغات و فعالیت مجازی هم ندارم ولی از جاهایی که فک نمیکنم مشتری دارم یه وقتایی میپرسم از مشتری منو از کجا میشناسید از یه راههای عجیبی که مطمئن میشی غیر خدا نمیتونسته کسی این کارو بکنه وچون با خودم در صلحم حتی اگه مشتری اومد سفارش داد و کنسل کرد میگم خدایا شکرت قطعا بهتر برای من گذاشته شده حتی ته دلم ناراحت یا نگران نمیشم استاد یه وقتایی میبینم بعضی مامانا حتما انتظار قدردانی دارند من با عشق محبت میکنم و انتظار ندارم
بر عکس خانواده و دوستان آنقدر دوستم دارند یه وقتایی شرمندشون میشم قبلا اینطور نبودم هر چی رشد میکنم کامل تر میشم هر چی ارتباطم با خدا بیشتر میشه انتظارم از خلق الله کمتر میشه و چقدر لذت بخش اصلا امشب گریه میکردم که چقدر بی ادب بودم که از کسی محبت میخواستم ترحم میخریدم وقتی خان نعمت الهی گسترده روی سرم هست چرا بقیه
استاد درباره ترحم خریدن بگم که از یه جایی فهمیدم آقا ،سمیه جان تو هرچی گردن کج کردی هر چی ابراز بدبختی کردی یه نفر ،حتی یه نفر نیومد بگه این یه دونه نون و بگیر بخور تا بعد عه عه چرا پس ترحم بخرم ،دیگه سرمو بالا میگیرم از مشکلاتم حرف نمیزنم اگه کسی پرسید میگم اوکی و چقدر عزت نفس گرفتم
چقدر حالم با این سمیه جدید خوب چقدر قدر دان خدایی هستم که وقتی ازش درخواست
اهدنا الصراط المستقیم کردم چه راحت هدایتم کرد
برای همتون مخصوصا استاد عزیزم وخانم شایسته گلم آرزوی بهترین از بهترین ها را دارم الهی همیشه شاد و پیروز و تندرست باشید.