داستان هدیه تولدم - صفحه 84 (به ترتیب امتیاز)

1496 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1443 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان سایت عباسمنش

    استاد موضوع کادو رو مطرح کردن ،من رو به فکر فرو برد همون لحظه فایل رو قطع کردم وبه خودم گفتم چرا تو نه اهل کادو دادنی ونه تمایلی به انجام ان داری؟چرا نسبت به این موضوع دیدگاهت با همه فرق میکنه؟وشروع کردم به نوشتن باورهای منفی :

    کادو دادن وکادو گرفتن را مساوی با هزینه کردن میدانم ونمیخواهم وارد این جور هزینه ها بشم یعنی باور کمبود

    2= کادو گرفتن یعنی باید بر ای طرف توهم باید جبران کنی من نه وقتش دارم نه بر ام مهمه =یعنی بی توجهی به خودم ودیگران

    3=این نوع کار را بیشتر شوا ف میدانم =باور اشتباه

    4=عدم شایستگی ؛عدم اعتماد به نفس؛ندیدن زیبایی ها ؛عدم درک احساس خوب وعشق دادن؛دوست نداشتن خود

    تولد برای چه ؟برای کی؟،خیلی شرایط مون الان عالی ه که کادو هم بهم بدیم وبراز این تولد مون خوشحال باشیم

    در صلح بودن با خود یعنی تجربه احساس خوب ،حال خوب،هیچ چیزی حالت رو خراب نکنه؛عشق ورزی وخدمت به دیگران؛خوشحالی از موفقیت وحال خوب اونها یعنی رابطه ات با خودت وخدای یت به تو ارامش میدهد ومیدانی جهان مالک دارد وتنها اوست که راهگشاست فقط کافیه خودم را همینجور هستم بپذیرم وبدانم میشود واین قدرت در درون من هست که به خواسته هایم برسم ونیز اینکه وقتی خودت رو دوست داری میتوانی بقیه رو دوست داشته باشی

    یعنی همیشه در حال کشف ناشناخته هایی ونیز در زمان حال لذت میبری وله قدرت او اعتماد داری که همیشه از تو حمایت میکند

    این فایل کلی حالم را خوب کرد واین برگ سفرنامه خیلی بهم چسبید وخیلی باور درست ساختم واحساس خوبم یعنی در مسیر درست هستم یعنی با کسی نمیجنگی به خودت سخت نمیگیری ومیدانی همه چیز بدای توست ود خدمت تو فقط باید ارام باشی ووصل خداوند

    خداجون دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    سکینه کاظمی فرد گفته:
    مدت عضویت: 2164 روز

    سلام ب هدایت شدگان عزیز

    سلام ب استادعزیزم و بانو مریم مهربان

    خدایا شکرت بی نهایت شکرت عجب سفری عجب روزهای عالی و پراز آگاهی عجب قدمی فقط خدای درونم میدونه ک چ عشقی کردم و چ درسهایی کرفتم و فکرم مشغول شد ک واقعا چ لطفی دراین صلح ودوست داشتن خودت هست این ک وقتی ب خودت احترام میزاری وقتی خودتو دوست داری وقتی خودتو میپرستی انگار خدارو میپرستی انگار ب خلقت خدا احترام گذاشتی وقتی باخودت درصلحی ب همه اطرافیان عشق میدی محبت میکنی و این بهترین کاریه ک ب نظر من میشه انجام داد وانرژی خداوندو بین همه تقسیم کرد خدای مهربانی ک روی لب من لبخندمیشه ب چشمان یک کودک یک پیرمرد یک غریبه یا آشنا خدایی ک دستی مهربان میشه برای عبور دادن عابری از خیابان یا نوازش دختروپسری درپیاده رو الهی شکرت وقتی متن این قدمو خوندم خیلی خوشحال شدم ک فهمیدم پس درصلح بودن همین عشق دادنه چ ب خودم چ دیگران و خیلی ب خودم افتخار کردم ک همیشه مهربون بودم حتی غریبه و آشنا کوشزد کردن مهربانیمو واین موهبت خداونده خدایاشکرت..

    واقعا وقتی فک میکنم باخودت وخدای خودت عاشقی کنی دیگه نگرانی نداری دیگه هیچ چیز وهیچ کس نمیتونه ناراحتت کنه خیلی راحتی خیلی سبکی خیلی آرومی خیلی خودتی واین میشه همون صلح و دوستی ک باخودت داری..

    وقتی باخودت درصلحی یعنی با خدای درونت رابطه ای عالی داری قبولش داری بهش ایمان داری واونم بهت افتخارمیکنه و در راستای هر کاری ک قدم برداری پیش تر از خودت هر جایی حاضره تا تو ب هدفت و خواستت برسی تا همون هماهنگی باخودتو حفظ کنی..

    الهی شکرت اینم روز نهم و کلی درس ک یادآوری شد ک خیلی ارزشمندم خیلی یکی یدونه خداوندم و همه اطرافیان دوست و دستان خداوند هستند زمانی ک من باخودم دوست باشم..

    اینم حرفایی ک برای خودم نوشتم تا ردپایی باشه درآینده برای خودم خوده دوست داشتنیم..

    درپناه الله یکتاشادسالم ثروتمند وسعادتمند دردنیاو آخرت باشیم..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1035 روز

    سلام استاد عزیز خوشحالم که اینجام و خداروشکر که بادستای خودش منو کرد تمرین این فایل داده بود که نشونه های در صلح بودن با خودتون یکیش اینه که که خودمو بیشتر دوس دارم از لحظه هام کیف بیشتری میکنم دیشبم ماله راحتیم اخر شب پاشدم جامو بهتر کنم تقریبا جایی مهمون بودم وقتی پاشدم حرکت کردم یکی منو دید گفت پتو نوو بهم داد این نشونه بود برام که بیشتر حوای حاله دلمو دارم خخ باهم در صلحیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    فاطمه پورحسنخانی گفته:
    مدت عضویت: 1013 روز

    سلام استاد عزیز

    واقعا این فایل برای من بود وقتی شاگرد آماده باشه استاد از راه میرسه منم برای روز تولدم منتظر بودم که بقیه بهم تبریک بگن و از یه نفر خاص توقع بیشتر داشتم که یادش رقت و کلی حالم بد شد بابت این موضوع ولی الان که این آگاهی قسمتم شد و دیدم واقعا از خدای خودم متشکرم که ازش خواستم و خیلی اتفاقی امروز این فایل رو دیدم واقعا من انتظارم همش از سمت طرف مقابلم بود که برام کادو بخره تبریک بگه ولی الان دیگه آرومم وقتی خدایی دارم که همه جوره حواسش بهم هست که این آگاهی رو برام فرستاد من و با سایت آشنا کرد در این مدار قرار داد که با خوندن کامنت ها و متن های انتخابی کلی حالم خوب میشه چرا باید از بقیه توقع داشته باشم ازت ممنون هستم استاد عزیز این فایل و کادو تولد خودم میدونم و عاشقانه دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    طوبی گفته:
    مدت عضویت: 1030 روز

    بنام خدا

    روز نهم سفرنامه

    خدایا شکرت که در این مسیر قرار دارم و هر روز نشانه ها را میبینم البته گاهی با ذهنم درگیر میشوم ولی دوباره به خودم میایم ومیبینم اونجایی که من حواسم نبوده چقدر خدا هوامو داشته وداره.

    خدا شکرت برای سلامتی وخانواده ام و این هوای دلچسب وزیبای بهار واین خنکای هوا که پوستت را نوازش میکند خداشکرت بابت ارامشم و لحظات خوبی که دارم .

    واقعا احساس ارزش اگه درونی باشه اونوقت حتی اگه نزدیکترین کست هم روز تولدتو تبریک نگفت ناراحت نمیشی وبازم از ته دل شادی چون خوشحالیتو به وجود دیگری وابسته نکردی . وحتی از کسانی هدیهددریافت میکنی که انتظار وتوقع نداری. من هم مثل خیلی ها دوست داشتم روز تولدم از همسرم هدیه دریافت کنم..اما هیچ اتفاق نیفتاد …ومن در کمال خودباوری برای خودم گل و کیک خریدم وتبریکات از جانب دوستان و اشنایانی که به من لطف داشتند دریافت کردم.وخیلی از این بابت حال خوبی داشتم .

    دارم یاد میگیرم حال خوب رو خودم برای خودم بسازم واز هیچ کسی توقع نداشته باشم واز درون احساس ارزشمندی کنم.

    امیدوارم دراین راه ثابت قدم باشم

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    سولیکا گفته:
    مدت عضویت: 1170 روز

    با سلام خدمت استاد عزیزم و همه دوستان حاضر در این محول گرم دوستانه.من دیروز تولد30سالگیم بود دقیقا همون احساس استاد در بچگی رو داشتم که کسی چرا بهم تولدم رو تبریک نمیگه یا کسی یادش نیست حتی خونواده خودم البته تو بچگی هم همین عقده رو داشتم و خیلی دیروز ناراحت بودم که چرا کسی رو ندارم که یه دلخوشی بهم بده که آره تولدت بهت تبریک میگم یا حتی برام کادو بخره و این منو اذیت میکرد تا اینکه به این فایل هدایت شدم و الان که دارم این کامنت رو می‌زارم سحری هست که پاشدم و این فایل رو دیدم خیلی تعجب کردم که واقعا همه‌چیز هدایتی هست و خدا هر لحظه داره من رو هدایت می‌کنه و بهم الهام می‌کنه و اون ناراحتی دیروزم باعث شد جواب ناراحتیم رو پیدا کنم و اون باور هست و اینکه خوب وقتی که خودم با خودم در صلح نباشم چطور انتظار داشته باشم جهان هم منو دوست داشته باشه یا براش مهم باشم وقتی خودم برای خودم کادو نمیخرم یا خودم رو دوست ندارم چرا توقع دوست داشتن از طرف دیگران رو داشته باشم و خیلی جالب بود این حرف‌ها برای من اینکه وقتی روی خودت کار کنی با خودت در صلح باشی خودت رو دوست داشته باشی همون طوری که هستی فارق از خطاهایی که در گذشته انجام دادی جهان هم به این احساس هایت واکنش نشون میده و اتفاقاتی برات به وجود میاره که برات ثابت بشه که آره تو خودت رو دوست داری مردم هم تورو دوست دارن ونباید نظر بقیه برات مهم باشه و اینکه باید روی رابطه خودت و خدای خودت کار کنی اینکه خدا در هر حالتی که هستی تورو دوست داره و خودت هم باید ایمانت و دوست داشتن خودت رو ثابت کنی و این باعث میشه اتفاقات خوب یکی پس از دیگری مثل قارچی که از زمین بیرون میاد این نتیجه های خوب هم سر از خاک بیرون میارن و باعث خوشحالیم بشه و اینکه دنیا رو سخت نگیریم همیشه با خودم میگفتم چرا بعضی آدمها خیلی بی خیال و راحتن با خودشون با دنیا و زندگی و انگار دنیا هم داره براشون جواب میده زندگی هم انگار باهاشون راحت سپری میشه و روی خوشش رو بهشون نشون میده.الان باور کردم که باید خودم رو دوست داشته باشم و روی خودم و رابطه با خدا کار کنم نتیجه ها هم خودش رو نشون میده ایشالا سال دیگه همون تجربه استاد رو کسب کنم در مورد روز تولد و اتفاقات خوبش استاد ازتون بی نهایت سپاسگزارم که هر بار باعث تعجب من میشید و جواب سوالم رو میگیرم امسال سال منه باید قشنگ روی خودم کار کنم و زیاد سخت نگیرم به خودم و زندگیم و نچسبم به خواسته هایی که می‌خوام خدا خود به خود درستش می‌کنه و اتفاقات خوب یکی پس از دیگری برام پیش میاد خدارو شکر میکنم که چنان هدایتم‌میکنه که متحیرم می‌کنه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    علی نوری گفته:
    مدت عضویت: 2265 روز

    به نام خالق زیبایی ها

    خدارو بی نهایت سپاسگزارم بابت آفرینش انسان های توحیدی مثل استاد عباس منش.

    خدارو بی نهایت سپاسگزارم بابت این آگاهی های فوق العاده

    ان شاءالله خداوند رحمان لطف کند همه ی این گفته هارو تو زندگیمون عملی کنیم.

    چقدر لذت بردم استاد از این جملتون که همه چی خود به خود رخ می ده، همه چی به آسانی رخ میده، زندگی من شاهد و گویای این جمله است که همه چی به آسانی و به صورت کاملا طبیعی رخ می ده، به شرطی که خود ما طبیعی باشیم، عاشق خودمون باشیم، عاشق دیگران باشیم، نعمت های خداوند رو ببینیم، حال و احساسمون سعی کنیم همیشه خوب نگه داریم، مراقب ورودی های ذهنمون باشیم، از موفقیت های دیگران خیلی خوشحال باشیم، و اصل مهمتر این که همه چیو خدا ببینیم، واگر رابطمون با خدامون عالی باشه، عاشق خود و خدامون باشیم دیگه تمومه نعمت و ثروت به سمتت سرازیر میشه جوری که اصلا خودت متوجه نمی شی که چطوری این همه نعمت داره میاد.

    خدارو بی نهایت سپاسگزارم

    عاشق تک تکتونم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    جواد طریقت گفته:
    مدت عضویت: 2188 روز

    به نام خداوند بزرگ و زیبا

    سلام میکنم به استاد عزیزم و تمامی اعضای خانواده عباسمنش امیدوارم هرجا که هستین حالتون خوب باشه همونطوری که حال من کم کم داره بهتر و بهتر میشه امروز روز 9 روزشمار تحول زندگی من بود چندتا اتفاق خوب تو این چند روز برام افتاد که بعدا درموردشون صحبت میکنم خدارا سپاس گذارم که بهم فرصت داد تا بتونم دوره کشف قوانین رو خریداری بکنم و امیدوارم اونجوری که شایسته هست بتونم از این دوره استفاده کنم فقط اینجا این مطلب رو اضافه کنم که ذهن منطقیم خیلی سریع هرچیزی رو میره و قضاوت میکنه و اینجا از خدا میخوام که کمکم کنه تا بتونم ذهنم رو کنترل کنم و نگذارم چیزی یا کسی رو قظاوت کنه از خدا میخوام که تو این مسیر کمکم کنه تا بتونم تو مسیر درست حرکت کنم

    خدایا سپاس گذارم به خاطر خودم و تمام چیزهایی که افریدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    علیرضا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 816 روز

    سلام به همه

    میخوام بگم چقد خدا زود به درخواست ها پاسخ میده و امروز به شکل این فایل جواب من رو داد

    با خودم فکر میکردم که به چیزی وابسته نیستم اما دیدم احساسم بهم میگه یه جای کار میلنگه منی که مدت هاست کنترل ورودی ذهن میکنم و سعی کردم همه‌ی تعلقات رو از خودم جدا کنم

    چون نمیدونستم مشکل کجاست و خیلی دست و پا زده بودم امروز تسلیم شدم بالاخره بعد کلی تضاد دیدن و گفتم خدایا من گمراه شدم منو بازگردان به مسیر الهی ، چون قبلا احساسم خوب بود و نشانه ها همه مثبت

    نتیجه این شد که امروز فهمیدم خودم همش خودم رو با گذشته خودم مقایسه میکردم و از این لحظه غافل بودم و باعث شده بود از خودم انتظار داشته باشم که حتما باید اونشکلی بشم تا اتفاق خوب بیوفته یا با خدا ارتباطم نزدیک بشه

    و خودم رو نمیپذیرفتم که در ریشه های درونی این اتفاق ناشکریه و دنیا تضاد های بیشتری هی نشونم میداد

    اما وقتی با قانون حرکت کنی دیگه از خدا و شرایط و هرآنچه بیرون هست انتظاری نخواهی داشت و با پذیرش هرچه تمامتر و با عشق و با لذت حرکت میکنی اونوقته که معجزه ها و نشانه ها و نعمت هارو میبینی

    گفتم اینارو بگم شاید به بقیه هم کمکی بکنه و رد پایی باشه برای خودم️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    سینا سبزواری گفته:
    مدت عضویت: 1305 روز

    به نام الله

    خب دوباره رسیدیم به این فایل منتهی

    در روز نهم سفرنامه

    الان واقعا درک میکنم این مفهوم رو که

    آدم ها به اندازه ظرفشون آگاهی دریافت میکنند از فایل ها

    میدونی الان که کامنتم رو روی این فایل میخونم که چن وقت پیش گذاشتم میبینم فقط یک سری چیزارو در حد اینکه گوش کنم و فکر و تأمل انچنان نکنم و صرفا فقط حالمو خوب کنه گوش میکردم.. یعنی عمل میکردم اما به اندازه ایی که ظرفم اجازه میداد

    حالا این سری که دارم این فایل رو گوش میدم درک میکنم و بعد میرم به سمت عمل و بهبود و بهبود…

    تا یک جمله توی گوشم از فایل زنگ میزنه توی دفترم مینویسمش دربارش فکر میکنم مثال میزنم و پلن میریزم راجبش درمورد زندگی خودم و بعدم اجراییش میکنم

    “اینه اصل کار”

    نه که فقط فایل ببینیم بریم فایل بعدی یعنی اگه. ما این توانایی رو داشتیم که میتونستیم توی یک روز حدودا800 فایل رایگان رو همشو گوش. کنیم بازم اگه عملی نباشه فکر کردن و تامل کردنی نباشه فایده نداره اما برعکس اگه یک فایل رو خوب خوب یاد بگیریم اجرایی کنیم و مسلط بشیم بهش همون یک فایل میتواند تغییرات عظیمی در زندگی رخ بده و بعد باز میریم سراغ فایل های بعدی و نتایج بزرگ تر و ظرف بزرگتر و همینطوری تا موقعی که دیگه اونقدر نتیجه تا بزرگه و اونقدر ظرف بزرگ میشه که اصلا آدم لذت میبره از عمل کردن به این قوانین زیبای الله

    حالا سوال قابل تامل که همیشه سعی میکنم بپرسم: خب این جمله رو شنیدی این فایل رو دیدی حالا چطوری میخوای عملیش کنی؟

    و همیشه به خودم میگم بشین فکر کن راجبش تاییدش کن با خودت صحبت کن منطقیش کن و با زندگی خودت بسنج و عملیش کن و خلاق باش و برای خودت تمرین درست کن طبق همین فایل

    خب بریم جملاتی که توی گوشم زنگ میزنه رو بنویسیم و راجبش صحبت کنیم و ببینیم چطوری قرار هست عملیش کنیم…

    من خودمو باور کردم فارغ از اینکه بقیه منو باور میکنند یا نه، من خودمو دوست داشتم فارغ از اینکه بقیه منو دوست دارن یا نه

    این دو جمله طلاییه ها…

    بقیه حق دارن که باور نکنند اونا دارن با توجه به شرایط خودشون راجب من قضاوت میکنند با توجه به توانایی های خودشون اما من خودم میدونم تواناییام چقدره من میدونم که میتوانم و میشود شاید خیلی کارا که بقیه فکر میکنند سخته برای من آسون باشه حالا من اگه بخوام به اینکه مردم منو باور میکنند نگاه کنم که همون اول ناامید میشم و ول میکنم ولی وقتی خودمو باور کنم وقتی رابطم رو با خدا تنظیم کنم و باخودم توی صلح باشم میتونم کارایی کنم که همه میگفتن امکان پذیر نیست

    استاد عباسمنش هم مثال واضحشه دیگه

    اول از همه اونقدر خودشو باور داشت که دست خالی مهاجرت کرد به بندر عباس و گفت میرم که پیشرفت کنم فارغ از اینکه بقیه باورش دارن یا نه

    بعد گفت خب حالا که فهمیدم خودم شرایط رو خلق میکنم پس با یک ساک و دوتا بچه کوچیک مهاجرت میکنم به تهران برای خلق خواسته هام و پیشرفت فارغ از اینکه بقیه میگن میتونی یا نمیتونی

    و حالا میگه که: میرم سمینار برگزار میکنم با عزت نفس بالا با خودباوری بالا که من ارزشمندم و من میتوانم سمینار های خوبی برگزار کنم و اتفاقی که میفته چیه؟ این فرکانس خود باوری استاد افرادی رو به سمتش هدایت میکنه که صندلی های سمینارش رو پر میکنند.

    بعد دوباره در مثال سایت استاد: توی یکی از سمیناراش قول میده من توی 6 ماه موفق ترین میشم توی ایران از لحاظ سایت موفقیت و به خودش اینقدر باور داره که اینو اعلام میکنه توی سمینار فارغ از اینکه بقیه باورش میکنند یا نه و بعد بوم! این خود باوری و باورهای مناسب کار خودشو میکنه و میشه اول جهان این سایت!

    باز دوباره: همه میگفتن تبلیغات نیاز هست برای اینکه اینکار رو انجام بدی و اما استاد: نه این باور اشتباهیه من میتونم بدون تبلیغات رتبه یک رو داشته باشم فارغ از اینکه بقیه باور میکنند یا نمیکنند

    و وقتی این خود باوریه به وجود میاد نتیجه شکل میگیره و استاد به شرایط و اتفاقات و افرادی هدایت میشود که بدون تبلیغات بدون هیچی سایت استاد میشه یک جهان و کیفیت سایت بینظیره “واقعا دمتون گرم

    استاد خودشو دوست داشت

    کاری نمیگرفت که قبلا چطوری بوده قبلا کسی اصلا بهش اهمیت میداده یا اصلا باهاش خوب رفتار میکرده یانه

    وقتی که یاد گرفت خودشو دوست داشته باشه فرکانسی رو به جهان ارسال میکنه با این عنوان که: من دوست داشتنی هستم

    و درنتیجه هدایت میشود به افراد، اتفاقات و شرایطی که این باور رو بهش ثابت کنه…

    حالا کاری که من باید بکنم چیه

    کارایی که دوست دارم. انجام بدم اما به ظاهر افراد امکان پذیر نیست یا باور ندارن من بتونم انجام بدم رو مینویسم (مخصوصا خانواده و دوستان)

    بعد از اون میام باور هایی که احساس اینکه میشود، من میتونم، لایقشم، آسونه و باور هایی که فاصله من رو با خواسته کمتر و کمتر میکنم مینویسم و اونا رو با استفاده از منطقی کردن و صحبت کردن با خودم و نشون دادن الگو به ذهنم اونارو میسازم.(ینی دو بخش داره اول مینویسم همشو و بعد میسازمشون)

    از طرفی حواسم به حرفای دیگران از این منظر هست که ببینم آیا این حرفی که فلانی زد که یک باور محدود کنندست ایا در منم وجود داره شاید در ته ناخودآگاه منم اون باور موجود باشه و میام و بررسی میکنم اینطوری ترمز هام رو(و ترمز هارو مینویسم و برطرف میکنم)

    و در آخر هم توی مسیر دیگه نظر مردم برام مهم نیست و فوکوس رو فقط روی خودم میزارم و ورودی مناسب به مغزم میدم و ورودی نا مناسب رو اینطوری درنظر میگیرم که یک گوشم در و کوش دیگم دروازه باشه و نمیپذیرم باور هایی که احساس بدی بده رو…

    خب برم تمرین رو توی دفترم انجام بدم و برگردم سر ادامه قضیه”

    ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

    خب تا الان تقریبا یک ساعت نشستم تمرین کردم. و خواسته ها و کاراهای تقریبا کوتاه مدت که برای هدف های فعلیم هست رو نوشتم تا الان باور تا و ترمز های یکی از اون خواسته هارو فقط نوشتم و روی باورهاش تا الان داشتم کار میکردم

    تجربه ایی که کسب کردم اینه که آقا من توی ساخت باور های قدرتمند کننده باید تمرکزم روی اصل باشه بجای فرع یعنی کلا چندنوع باور رو مشخص کنم و برای اونها یکی یکی بسازم

    باور ها باید اینطوری باشه

    •باور فراوانی

    •باور احساس لیاقت و توانستن

    •باور اینکه: میشود

    •باور آسان بودن و راحت بودنش.

    و برای ترمز هام دقیقا برعکسش ینی باور کمبود و… رو بررسی کنم

    و فعلا تمرکزی روی همین پاشنه های آشیل مار کنم اتفاقی که افتاد و باعث شد به این نتیجه برسم این بود که من توی خواسته اول که اومدم باورا رو نوشتم از اصل دور شدم و کلا قاطی شد همه چی ولی الان با این دسته بندی راحت تر میتونم باور ها و ترمز هارو پیدا کنم.

    خب بریم دوباره ادامه تمرین رو با این آگاهی و بهبود انجام بدیم “الان میرم ترمز های خواسته اول رو بررسی کنم و بعد باز دوباره یکی یکی یکی خواسته های بعدی” خدایا به امید تو

    ÷÷÷÷÷÷÷

    خب خب یک ربع الان کار کردم روی ترمز های خواسته اول منتهی همینطوری ک رفع نمیشه باید بارها و بارها منطق هایی که نوشتم رو مرور کنم و بارها و بارها ورودی مناسب به ذهنم بدم حالا قراره یک بهبود دیگه هم این تمرین رو بدم اون چیه؟

    بهبود توی درخواست هایی که کردم درخواست هامم یکجوریه که انگار از اصل دور شده و فرعی هست حالا منظورم از اصل چیه توی خواسته ها یعنی باید بیام روی یک سری زمینه خاص روی باورهام کار کنم و درخواستم از اون زمینه باشه حالا چه زمینه هایی؟

    ثروتروابطمعنویت و توحید_سلامتی جسم و ذهن

    یعنی همه درخواست ها یا مستقیم مربوط به همین 4 موضوع هستند یا زیر مجموعی از این ها هستن.

    حالا با این آگاهی برم و آپدیت کنم درخواست هارو

    لازم به ذکره که من از ساعت 5:10 صبح این فایل رو شروع کردم و الان ساعت 7:35 صبحه و من هنوز دقیقه 5 این فایل هستم:) و تا تمرین رو کامل انجام ندادم نمیرم ادامه فایل نکته: همه این تمرین ها به این دلیل هست تا باور کنم خودمو که میتونم به ثروت روابط عالی سلامتی و رابطه عالی با خدا برسم فارغ از اینکه بقیه منو باور دارن یا نه

    “برای منطقی کردن و مثال زدن الگو جهت ساخت باور توی نت گوشی انجام میدم برای صرفه جویی زمان

    ÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

    خب من اومدم با یک بهبود دیگه: آقا من توی دفترم این موارد رو مینویسم: درخواستام، باورهای مناسبش، ترمزهاش و روزی یک ساعت توی نت گوشیم هرروز راجب اونها مینویسم و منطقی شون میکنم و تکرار و تکرار انجام میدم تا باور کنم که آقا همه چیز آسون به دست میاد و فراوان هست و..

    ÷÷÷÷÷

    بسیار خب آقا من تمرین رو بخش ثروتش رو انجام دادم و البته هرروز قراره مرور و نوشته بشه راجبش و درمورد بقیه خواسته ها دیک نمینویسم تا طولانی نشه کامنت بریم بقیه فایل رو ببینیم و آخر سر که فایل تموم شد تمرین ها رو دسته بندی میکنم و اجرایی میکنم بزن بریم

    خب نکته مهم دیگه که گفته میشه قانون رهایی هستش که از ایمان به رسیدن به اون خواسته میاد که نتیجه رابطه ما با خداوند سبب احساس خوب و نچسبیدن به خواسته میشه چون غرق عشق پروردگار هستیم و دیگه خواسته جز خودش نداریم! پس من باید یاد بگیرم همیشه اینو به خودم یادآوری کنم که هرچقدر رابطم رو با خدا بهبود بدم خواسته ها خود به خود به وجود میان و من نباید بچسبم بهشون. نشونش هم شادی و خوشحالی هست که نشون دهنده ایمان هستش.

    نکته بعدی پذیرفتن خود هستش هرجوری ک الان هستیم چون ما جزوی از خدا هستیم مارو خودش خلق کرده و همین خوبه و همه یکسری نقص هایی دارن به هرحاب هیچکس کامل نیست و این کمک میکنه که ما نگران نقص های خودمون نباشیم و بپذیریم خودمون رو..

    و هزاران هزار نکته دیگ صد در صد در این فایل وحود داره

    نمیخوام خیلی کامنت طولانی بشه”هر چند که شد ” برای همین خیلی ادامه نمیدم و با خودم بررسی میکنم این فایل رو فقط میخواستم ردپایی بزارم و توی کامنت تمرین انجام بدم

    خدانگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت