نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

551 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زهرا محمد خانی گفته:
    مدت عضویت: 1247 روز

    به نام خدای بخشنده مهربان

    شکرت تورو دارم

    قبلا برام یه فکر بودی

    میدونستم یه فرمانروا یه حامی دارم ولی حالا دوره

    خوشحالم الان میبینمت کنارم حست میکنم:)))

    جاری هستی

    شکرت برام از سایه بودن شدی روز هاای قشنگ

    برام شدی نشونه های ناب

    راستش از بین هزاران حس وفکر

    لذت بخش ترینو انتخاب میکنم

    ینی تو

    شکرت تو رو دارم که همه نعمت هارو بخشیدی همه چرخ زندگی تویی اصل تویی

    گاهی میکگن ایمان بیار همه چی بهت بدم

    گاهی میگن باور داری خدارو

    میگن باااش دوستی

    من میخام دیگه واقعا باورت کنم

    واقعا باهات رفیق باشم

    راستش زهنم چیزیو که ببینه میتونه باور کنه تو رو نمتونه ببینم ولی

    نشونه هاتو میشه دید لمس کرد حتی خورد ومنطق قبول میکنه این انرژی زیبایی رو:)))

    اینو درخت زیبای تو حیاط که بهمون انار خوشگل داده بود گفت

    این ارزشی وحقی که ساختی ومن چه بتونم چه نتونم سپاسگزارت باشم تو شایسته ای کارت بی نهایت ارزشمنده این سیستم عظیم وقانون مند که هر روز زیباتر سرعت بیشتر با ارزشتر فراوانتر عظیم تر میکنیش

    اینو از رشد زندگی خانوادمون میشه فهمید

    راستشنش میخام برام ساده باشی انقد نزدیک

    میخام برام رفیق باشی

    میخام همیشه گی باشی

    میخام حامیم باشی

    بندگیتو خوب بکنم

    تا خوب خداییو بکنی

    یه افرادیو میبینم دور برم از عشق قلباشون پر زندگی هاشون از برکت لبریز واقعا شکررر

    راستش منم میخام بهتر باورت کنم قلبم بزرگتر کن

    میخام عشقه بیشتری ازت بریزم

    توکه کارت بزرگ کردنه بکن

    وکاره من خاستنو باور کردن دل سپردن شوق کردن براتم

    خخخ دلم میخاس تورو داشته باشم

    فکنم رابطمون باهم خیلی بهتر شده

    اخه الان رها شده توی یه سفر سنگین بودم که برام شیرینو راحتش کردی

    احساسم مثل حضرت ابراهیم که براش اتیش گلستان کردی هس

    واقعا برای رب فرقی نمیکنه مورچه ای رزقشو بخاد یا پرنده یا انسانی پولی بخاد

    چه فرقی میکنه

    من فقط چیزی که میبنم رشدمو میبنم رشدی نامریی وراحت توی زندگیم تو مهارت هام

    توی شادیم

    دستایی نامریی عاشق

    من سالها تشنه قطره ای عشق بودم الان عجیب خداییو پیدا کردم با دستای مهربونش ایده خفنش جوری برات روزتو بچینه از خوشحالی خابت بپره برسی به جنون خخخ

    خداجون میفهم توی مدرسم همینجور بود زور میزدم درس بخونم ولی حالا نتیجه نمیداد ولی حس میکردم درسام برام شیرینتر اسونتر میشن و اروم کیفیت تحصیلم یادگیریم میرفت بالاتر درسها راحت تر توی زهنم میشستن وتوی زهنم میگفتم اگه هنوز توی مدرسه بودم لول درسیم بالا بالاتر میرفت

    اونجا کمکتو لمس میکردم حس میکردم

    راستش از یه جا یه عطش پیدا کرده بود ویه طوفانی شروع شد که تا منو به تو رسوند به توکه رسیدم همه چی داره اروم بهتر میشه

    راستش میدونم چیزی جز عشقه تو نمیتونست به قلبم بشینه

    راستش حظوره تو بود که باعث شدی خودمو ببینم

    قلبمو ارزششو درک کنم

    راستش گاهی میگفتم اخه ما هدایت

    چرا بقیه نیس اگه راس میگی

    ولی چه عاشقت باشم چه نه زندگی خودمو بقیه شاهد برای حظورته برای حظوره نامرییت

    گاهی احساس دوری میکردم ازت ونمیدونستم بهت چی بگم ولی دیدم اشکالی نداره خودت میگی همه چیو

    خداجونی این سفر به دل ترسم بود

    جایی که فکر میکردم جای من نیس ولی تو جوری منو هماهنگ کردی

    راستش مدتی بود از دهات رفتن میترسیدم

    ولی در زمان مناسب اوردیم

    از ادما میترسیدم رو به روم کردی

    ولی :)))

    چیشد عشق ورابطه زیبا بینشون ساختی باهم یه هماهنگی عشقی به پا کردی که فقط خودت میدونی

    راستش من عاشق خونم شده بودم عاشق بهشتم ولی وقتی هدایتی خارجم کردی

    دیدم با تو همه جا بهشته

    با تو همه توعن:)))

    ومیشه باهاشون اخرت عشق بازیو بکنی

    عجیب با ادما خوب شدم ویه عشقی میبینم که فک نمیکردم وجود داره

    راستش با مامانم یه اختلاف نظرهایی داریم

    ولی امشب داشتیم یه حرف رابطه ای داشتیم من اصلا ندیده بودم عشق مامانم مسقره بازیاشو اصلاا این ادم اون ادم نبود راستش سفرم هر چی طولانی تر میشد چرخش برام نرم ترمیشد

    روزهام شادتر میشدن

    همه کارها عالی پیش میرفتن

    وایی امروز بگم زیباترین روزهام بود

    با عشق با مامانم توی دل طبیعت سفره رنگین با عشق خنده ناهار زدیم تو رگ

    راستش دیوانه شدم بهترین حس دنیا بود

    خودمم نمیدونم جرا ولی بهم خیلی حال داد

    اسمونی ابی وخنک

    ولی:))) هوا مانع نشد

    اومدیم وسفره زیبا اشتهامونو باز کرد و

    انقد باهم هماهنگ بدون مقاومت بودیم راستش قبلش قرار های شبانه روزانه مون منو قلبمو سر ریز پر از عشق کردیی خخ ولی میدونم دوباره خودت قلبمو گنده تر میکنی میدونی که من عاشق عشقتم:)))))

    راستش چجور بگمش

    مثل یه فیلم شیرین بود

    وایی حس بهشتم اینجام کنارمه

    فک میکردم فقط توی خونم حسش هست

    اینجام انقد راحتم

    یه ارامش داریم وبا خانواده متنوع بزرگم یه درخت پهن که هر کدوم شاخه هاش در حال رشدن تکاپو

    راستش برام خیلی جالبه منم رقابت کنم باشاخه های بزرگ وراست قامت

    میدونی که توی سفرنامه استاد میگه توی جنگل شاخه هایی که صافن میتونن همینجوری برن بالا

    اونایی که بیشترین رابطه هدایت سوالو جواب درخواستو پاسخ دارن

    ولی یاد گرفتم به جای مسابقه با اونا

    هدایتو مزه مزه کنم

    چقد دنیا جادویی اصلا باورم نمیشد

    خدا

    قانون

    سایت

    نشونه

    همزمانی

    حس هایی رنگی رنگی

    وایی عاشقتم

    خندم در اومد:))))

    پس این دنیای انقد زیبات همچنان زیبایی سوپرایز داره

    راستش امروز یه تحسین شدم اونم این بود سعی کنیم یزره مثل زهرا باشه رفتارمون

    خخ خیلی زندگی میتونه ساده شیرین باشع:)

    داداش گفت زهرا زهنتو سختییارو نمیبینه

    زهرا زهنتو فقط خوبی میبنه لذتشو میبره سر میخوره رشد میکنه

    یه لحظه گفتم اره راست میگه حالم خیلی خوبه رهام

    واییی شکرت نهاله ایمانم تونسته ساقه نسبتا خوبی بیاره خودت همیشه مراقبش باش وتقویتگرش

    استاد میگه طبیعت به ما درسای خوبی میده

    اونجایی که گفت سختیو نمیبینی یه عالمه درختای زیبا دیدم که راحت رشد میکردن

    یه عالمه پرنده زیبا کلاغ پرنده های جور واجور که دنبال رزقشون بودن وپیداش میکردن رااحت:)))

    راستش خودمم بیست وپنج ساله هدایتو رشد پیدا کردم وزندگیم مثل یه زندگی متنوع همیشه توش زیبایی های خودشو داشته

    راستش خیلی خوشحالم این سایتو پیدا کردم این ایمان به قدرت هدایتت

    راستش هر کسی زندگیشو برام باز کرده از بندگیت خواستن واجابت های جادویی توش چشمک میزنه

    وایی اخیرا درسمو تمرینم رهایی از ادماس

    وتمرین لذت بردن عشقبازی در حد هیولا با توعه

    وتا سطح خوبی پیش رفتم

    شکررررت برای این ارامش راحتی

    شکرت برای اگاهی ها

    در مورد سلامتی بهم دادی ورژیم نسبتا ساده معقولی سلامتیم هیولاس راحتیم شکرت

    در مورد ثروتو کسبو کارم همینجور

    یه اراده یه درکه خوبی داده

    در مورد روابطه راحتی خوبی دادی چقد رک تر شدم چقد حرفمو راحت تر میزنم خودمو راحت تر بروز میدم

    چقد خوبه از خودم ادمات لذته بیشتری میبرم توی خونه مثل رودخونه همش برام سوپرایز داره

    راستش یه حرفی زده شد دیوانه شدم

    درسم علاقه بود

    هر کسی به یه چیزی علاقه داشت وحاظر بود اون توجه عشقشو نثار اون کنه

    وهمه یه توجه محدودی داشتن

    یکی عاشق کارش یکی عاشق همسرش یکی عاشق بچش

    هر کسی عشقشو روی یه چیز گزاشته وبقیه رو حذف کرده از لیست

    با اینکه باید قلبی گنده بهم بدی بزرگترش کنی همه نعمتاشو توشجا بدم

    راستش میدونی چیه یه قلبه گنده که توش یاعالمه نعمت بچرخه چی میشه

    رهاییو میسازه

    بی نیاز خوشبختیو میسازه

    راستش مگه میشه کارتو دوس داشته باشی خانوادتو نه

    مگه میشه روابط ارزشمند باشه ولی سلامتی نه

    مثلا مگه میشه تنهایی روابط تمرکزی با رب ارزشمند باشه ولی بودن با خانواده اختل عشق بازی باشون نه :)))

    همشون همه همه نعمت های شیرین توی این بهشته ارزشمنده مننه

    شراب های زندگین

    وباید بهشون احترام بزاری حواست باشه

    اما شرط اتصال به این نیرو و دریافت هدایت‌هایش این است که:

    اولاً «وجود این جریان» را باور کنی؛

    ثانیاً خودت را لایق و توانا در دریافت‌ و تشخیص این هدایت بدانی و متعهد به اجرای همان اندازه‌ که درک کرده‌ای

    خب فک میکنم منطقق های مراقبه بالا مثل ستاره بدرخشن توی متن بالا:)))

    شکرر:)))بوس به کله گنده مهربونت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    بهار اسدی فر گفته:
    مدت عضویت: 2534 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته و دوستان هم فرکانسی ایم

    استاد این فایلتون عالی بود واقعا سپاسگزارم بابت اینکه با فایلهاتون هر بار اگاهی میدید به ما هر وقت که به فایلهاتون گوش میکنم دقیقا میرم به زمان بچگیم زمانی که بیشتر به منبع وصل بودم و خیلی هم خالصانه بود اون هدایتها و واقعا هم بهش عمل میکردم

    تا اینکه یواش یواش توسط جامعه و خانواده از جی پی اس درونی دور شدم

    و با پیوستن به جمع خانوادگی عباس منش دوباره به منبع وصل شدم

    استاد همون لحظه که فایلتون رو گوش کردم شروع کردم به عمل کردن و از تجربه ام بگم براتون که دکمه هدایت توی سایت رو زدم و برای من باور به فراوانی باز شد

    داشتم گوش میکردم همون موقع دخترم داشت یه فیلم سینمایی میدید و خیلی هم مشتاقانه نگاه میکرد

    هدایتها و الهامات که میگید یه جاهایی به صورت غیر منطقی میاد دقیقا درسته

    یه حسی بهم گفت که بشین این فیلم رو نگاه کن جواب سوالهات توی این فیلم و بهت کمک میکنه

    استاد وقتی نگاه کردم دیدم توی فیلم نقش اصلی فیلم داره از نیروی هدایت الهی کمک میگیره برای رسیدن به کاری که میخواست انجام بده

    دقیقا سوال میپرسید بعد جوابها بهش گفته میشد

    بعد عمل میکرد

    و بعد هم موفق میشد و نتیجه میگرفت

    دقیقا این فیلم و صحبتهای شما منو به فکر فرو برد که در طول روز چقدر ما میتونیم از این

    انرژی منبع سوال بپرسیم و جواب هارو دریافت کنیم

    و چقدر باید به این نیرو اعتماد کنیم و نترسیم و فرمون رو بدیم دست خدا

    در گذشته چقدر ما خدایی کردیم و نشستیم روی صندلی خدا و خودمون رو همه چی دان و عقل کل دونستیم

    چقدر تلاشهای بیهوده داشتیم که مسائل رو ما درست کنیم

    ادمهارو ما تغییر بدیم

    اشتباهای دیگران رو ما به عهده بگیریم

    و……

    چقدر همه این کارها مارو از وصل شدن با منبع دور و دورتر کرد

    کا حالا هر چقدر زور زدیم که درست کنیم و دیگران رو تغییر بدیم حالا همونقدر باید بشینیم سرجامون و دیگه زور نزنیم هروقت احساس کردی داری زور میزنی اونجا جایی که هیچ کاری نباید بکنی سهم خدا سهم تو نیست

    واسه همینم بوده که به مسیرهای درست هدایت نمیشدیم

    واسه همین بوده که اسان نمیشدیم برای سختی ها

    چون سخت میگرفتیم و میگفتیم من میتونم من میدونم

    معلومه خدا هم میگه تو میدونی و میتونی پس خودت انجام بده

    قدرت از ان خداست

    قدرت از ان خداست

    قدرت از ان خداست

    بارها و بارها باید به خودمون بگیم ما بدون خدا هیچیم

    تا باور کنیم

    استاد این نیروی هدایت چقدر عالی داره کارشو انجام میده حتی در همین لحظه که دارم براتون مینویسم اینقدر حالم خوبه

    چون زور نمیزنم دارم اجازه میدم نیروی رب منو هدایت کنه برای نوشتن و انگشتهامو داره میبره روی هر حروفی که خودش بهتر میدونه و بهم میگه اینو بنویس

    وای خدایا چقدر شگفت انگیزه دوستان دارم میگم تا بیشتر باور کنید

    وقتی که ما تصمیم میگیریم عمل کنیم جهان خودش مارو هدایت میکنه

    بارها شده برای همه ما پیش امده که مسایلی دتشتیم حالا چالش بوده هر چی همه داشتیم

    فقط کافیه یکم فکر کنید که توی شرایطی قرار گرفتیم و دست به عمل شدیم و هدایت شدیم

    از تجربه ام بگم من برای اواین بار که رفتم تهران که اصلا یاد نداشتم

    هدایت شدم به مسیر های اسانتر سریعتر و راحتر

    توی یک روز چند بار سوار مترو و اتوبوس هم شدم حتی برای جاهایی که باید میرفتم

    اگر نترسیم و حرکت کنیم چقدر من توی اون سفرم رها بودم این حس حالمو خوب میکرد

    وقتی به استاد فکر میکنم با توجه به عملکردهاشون که احساس میکنم استاد خیلی رها تر زندگی میکنه هیچ بار اضافه با خودش حمل نمیکنه

    سبک سبک

    از مسافرت واشنگتن معلوم بود دیگه

    حالا از نظر روحی که دیگه بیشتر سبکتر کرده خودشو که اینقدر عالی داره به مسیر های بهتر هدایت میشه

    استاد باور کن من اصلا قرار نبود این حرفهارو بزنم خدا داره بهم میگه

    به قول خودتون همه ما داریم از طریق سایت هدایت میشیم

    ممنونم بابت همه فایلهاتون که دارید به ما اگاهی میدید استاد خیلی دوستتون دارم که اینقدر سخاوتمندانه میگید همه چی رو حتی تو فایلهای رایگان و هیچ چیزیی رو نگه نمیدارید

    من یکی از محصولاتتون رو دارم میفهمم که شما چقدر بخشنده اید 👏🤗

    و نشانه ها برام چند بار امده برای دوره عزت نفس که به زودی هدایت میشم

    دوستان حتما کامنت بزارید تا متوجه هدایت الله بشید

    خدانگهدارتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    مرتضی گفته:
    مدت عضویت: 2827 روز

    سلام استاد مهربان هر بار که میبینمت میگم خدایا شکر که این چنین انسانهایی هستن که دنبال بهتر شدن دنیآن و سعی میکنم به نکات مثبت توجه کنم ولی استاد جان دیگه به قول دوستمون بهتاش رد دادم دیگه رد دادم از شرایطی که چند لحظه که خیلی خدا شکر زیاد حالم خوبه ولی به محض رفتن بیرون خونه سعی میکنم توجه نکنم ولی ملت ترس از بیماری آنقدر ماسک زدن و دارن از همدیگر فرار میکنند که آدم نمیدونه چی کار کنه تو این موقعیت ها سعی میکنم بیرون نیام ولی مایحتاج خونه کی میخره ..استاد شیطان نمیزاره راحت باشم حالم اکیه بعد یهو دفعه خیالم پرواز میکنه که اگر من بیمار بشم به خاطر باور سلامتی احتمال زیاد آسیبی کم میبینم ولی پدر و مادر و خانواده چی پدرم که شیمیایی و در صورت انتقال به اون و و.و.و. احساس گناه میکنم از طرفی یاد حرفهایی زیبا استاد میفتم که هیک کس نمیتونه کمترین آسیبی به دیگران بزنه و مسول زندگی دیگران نیستیم بعد یاد آیه نجات یک انسان نجات تمام انسانها و .و.و که برام گیج کننده شده که من باید کاری کنم و یا نه ممنون میشم هدایتم کنید.آنقدر نعمتهای خوبی خدا تو این مدت به من از طریق آگاهی های شما داده که قابل شمارش نیست و باید سالها شکر این چند روز و به جای بیارمن نمیتونم اما استآد دوباره به قول معروف آب برمیگردهای سر کرت اول و دوباره شیطان ذهن میاد…خواهش میکنم از دوستان تا حد ممکن ویرایش کردم ولی آگه نیاز هست که هست این کار رو بکنید چون تعداد نظراتم کمه و تجربه ام اندک …سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    سیده سعیده حسینی گفته:
    مدت عضویت: 3224 روز

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین

    سپاسگزارم بابت این فایل .

    چقدر بهار پرادایس بهشتی و زیباست.

    واقعا این هدایت چه نعمت بزرگی ست که خداوند ما رو تنها نزاشته و هر لحظه داره با ما صحبت میکنه به طرق مختلف . الان میفهمم که ما مجرد به دنیا اومدیم و مجرد از دنیا می ریم یعنی چی و همه آدما و همه چیزایی که اطراف منه همه شون یه جور وسیله و نعمت و عشق خداوند به منه و در حقیقت فقط من هستم و او و دیگر هیچ . و در هر لحظه باید ارتباطم رو با او حفظ کنم و از او کمک بخوام و نه کس دیگه ای چون او آگاه به همه چیزه و منبع قدرت و نعمت و زیبایی و هدایت و عزت و… اوست پس چه خوبه که هر چی میخوایم از منبعش بخوایم.

    همین چند روز پیش از صبح که بیدار شدم تا عصر همش عطسه میکردم اینقدر عطسه ها پشت سر هم بود که تپش قلب گرفته بودم و حالم خیلی بد شده بود یه لحظه به خدا گفتم چکار کنم که خوب بشم که خیلی واضح به من گفت بخور بگیر از سرمای سرته. یادم اومد که آره دیشب رفتم حموم و با موهای خیس خوابیدم بلافاصله بخور گرفتم و کاملا مثل معجزه خوب شدم و دیگه اثری از اون عطسه های پشت سر هم نبود. من هر روز توی تمرین ستاره قطبیم از خدا میخوام که هر لحظه منو هدایت کن به بهترین مسیرها و واقعا هر روز توی کوچکترین کارها منو هدایت کرده خداروشکر.

    خدایا شکرت بابت نعمت بزرگ هدایت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    Eshrat Fard گفته:
    مدت عضویت: 3088 روز

    سلام و درود به گلای همیشه بهار ،زندگیتون پراز الهامات خدا ،من هم میخوام یه نتیجه ی شیرین بگم از عمل کردن به الهامات،خیلی خدایش حال دادو کیف کردم،

    چند روز بود فریز یخ زده بود و درش به سختی میشد هی امروز فردا میکردم که شب که هوا خوبه خالیش کنم بزارم بالکن تا صب یخش اب شه و ترتیبشو بدم ،تا این که صب بعد کلا شبا یادم میرفت تا امروز صب دیدم بسته نمیشه ،گفتم خدا هوای امروزم از هروز دو درجه بالاتر بود نمیشد توی بالکن بزاری ،الهام خانوم رو صدا زدم و گفتم:

    -قربون دستت بیا بگو چکار کنم ؟؟؟

    گفت یخچال رو از برق بکش ،ولش کن برو یعنی بصورت باور نکردنی یخ در کمترین زمان ریخت رفتم نگاه کردم هنوز یخش زیاد بود گفتم بزنم برق،تا وسایلا خراب نشده،گفت:

    نه ولش کن برو،اول کلی مقاومت کردم بعد گفتم باشه گوش میرم،رفتم و اومدم کل یخه اب شدهربود، در حیرط بودت چقدرر راحت ،

    در عوض این که همیشه اینا میبردم بالکن کلی باهاش کار درست میشد اما امروز با لطف خدا خییلی راحت کارم شد.با کمترین زحمت ،پیر وز و موفق باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    شاهین ملکی گفته:
    مدت عضویت: 1828 روز

    ب نام خدای مهربان

    سلام انشالله همیشه پرانرژی باشید

    من ۱۶ سالمه وخداروشکر که توانستم توی ۱۶ سالگی باشما اشنا بشم

    من ۴ سالی هست باشما هستم وفایل پر از عشقتون رو گوش,میدم

    و دوماه که با جدیدت پیگیر شما هستم

    وخدا میدونه استاد چقدر چقدر اتفاقات خوب برام میافته و من تنها چیزی که میتونم بگم

    اینه

    خدایاشکرت,

    واقعا استاد من انقدر نشانه دیدم که نمیدونم کدوم بگم

    و واقعا از تون سپاس,گذارم چقدر شما عزیزید

    چفدر قوی وپرانرژی هستید

    وبعد از مریم خانوم شایسته سپاسگذارم واقعا شما دارید ب ما کمک می کنید تمام فایل های اموزشی یک طرف اینکه شما اینده چند سال بعد مارو ب تصویر میکشی فراونی رو شرح میدین یک طرف ممنونم ممنونم سپاس از زحمت هاتون

    و استاد بگذارید یک نشانه برای اعضای خانواد ام.بگم که این همه باعث افتخارمن وبهشون میبالم

    دوستا ی عزیزم بگذارید از اینجا شروع کنم که من. تصمیم گرفتم برم.رو ستا برای چند روز خوش بگذرونم

    من روستا بودم و در حال شادی لذت بودم که ی دفعه گفتم بگذارید یک سر به برنامه درسی یعنی شاد بزنم و قتی شاد رو بازکردم دیدم که معلم در کارگار افرینی (رشته علوم انشانی) گفته که جلسه بعد امتحانه از قسمت دوم تا ا خر (یعنی قسمت ای ازکتاب رو بخون که مال ترم دوم باشد )در حالی که هیچ.درسی رو ننوشته بوم 😂و کاملا کتاب سفید بود وجالبه بدونیو اصلا کتاب اون درس رو نگرفته بودم و با خودم گفتم نگران نباش خدا هست ب خدا شک داری وخدای عزیزم این حس رو ب من داد که نترس عزیزم تکه ای ازجانم من هواتو دارم وهمینجور ارام گرفتم ورفتم ب معلم گفتم من چطوری کتاب رو بگیرم گفت روز چهارشنبه بیا برای کتاب و من یک شنبه امتحان این درس رو داشتم من گفتم باشه و ب پدرم زنگ زدم گفتم چهارشنبه زنگ برو مدرسه و کامل برای پدر عزیز م تو ضیح دادم و وقتی پدرم شنید گفت تو درس نمیخوانی تو مایه سر افکند گی منی ( پدر عزیزم که خیلی هم دوسش دارم نمیدونست من با کل اشنا شدم دیگه کار ب جز ندارم)😅😂

    ودر اخر گفت دیگه ب من زنگ نزن تو پسر من نیستی

    من هم چیزی نگفتم قطع.کردم و بعد من بخودم گفتم چرا فکر میکنی پدرت میتونه کتاب رو برات بیاره چکسی هدایتت کرد وسط تفریح برنامه شاد رو بازکنی همون بهت میده واز خدا عزیزم خواستم که کتاب بیار در خونه در روستا وقتی روز چهارشنبه رسید پدرم ب من زنگ زد و گفت برو سرپل ذهاب کتاب رو گذاشتم ترمینال برو از اتوبوس کتاب رو بگیر

    (و رو ستای ما در اطراف سرپل ذهاب کرمانشاه ست. ومن اهل کرمانشاه هستم و روستا مون دقیقا ۱ ساعت با سرپل فاصله دره )

    ومن گفتم باشه وقتی رفتم ببینم چه کسی رو ب سرپل میره دیدم اصلا ماشینی نیست همه ماشینهای روستا یا سر زمینن یا رفتن شهر و

    اونجا هیچ ماشینی رد نمی شه چو اخرین روستا هستش وچسبید ه ب کوه

    و اون وقت بود گفتم خدای من هیچی از دستم برنمیاد خودت کار هارو درست کن من نمیدونم چطور ولی خودت در ستش کن

    و حس نگرانی رو از خودم بایه مراقبه بیرون کردم در حالی که من باید ساعت ۱ سرپل بودم ساعت ۱۲ داشتم مراقبه انجام میدادم ودر حال مراقبه بود که یهو گوشیم زنگ خورد پدرم بود گفت نمیخواد بری خودم میام سرپل میارمش براد خودم هم روستا کار دادم این در حالی بود که پدرم هیچ کاری تو روستا نداشت همه کاره انجام شده بود و

    پدری میخواست کتاب رو برام بیاره که اصلا گوشی روم قطع کرد بود ومن اونموقع بود گفتم خدایا شکر ت به خاطر این همه بزرگی

    منیکه باید میرفتم شهر وکتاب بگیرم الان کتاب مستقیم میاد درخونم و کلی شکر گزار

    ی کردم و وقتی کتاب رسید دستم شکر گزاری کردم وکتاب کاملا سفید بود در حال که سه روز دیگه امتحان مستمر پایانی داشتم گفتم همونی که کتاب رو اورده خودش نمره ۲۰ رو هم میده ومن بیخال بودم و کلا از یادم رفته بود تا بخودم امدم یکشنبه بود و معلم گفت حاضر باشید امتحان گفتم خدای عزیزم من هیچی ننوشت ام هیچی بلد نیستم خودت کار بکن همینکه از خدای بخشند ای عزیزم خواستم بعد چند دقیق دیگه معلم نتونست پیام بده وسوالات نمی اومد همه تعجب کردن گفتن مگه می شه از معلم سوالات رو خواستن ولی معلم همچنان نمی تونست پیام بده وا متحان لغو شد وافتاد هفته بعد ومن بازم نخوندم😂😂 وگفتم خدا عزیزم همه چی رو بهم میده تو نگران نباش و وقتی روز امتحان رسید یهو ای ایده ب ذهنم رسید که برو کتاب باز کن امتحان بدم من هم همی ن کارو کردم و وقتی سوالات اومد ۴۵ دقیقه وقت داشت من تو۲۵ دقیقه نوشتم همه رو وفرستادم برای معلم

    ومن در حالی کتاب نداشتم کتاب دستم اومد در حال امتحان بود لغو شد در حالی که کتاب

    سفید بود در امتحان بعدی کلا ب جواب سوالات هدایت شدم و هیچ سوالی تو ی کتاب ننوشته بودم وتنها چیزی میتونم بگم خدایا شکرت و تشکر از استاد عزیزم

    که وحی های خدارو ب ما میگن وحالا ما خودمون وحی هارو دریافت میکنیم ومیشنویم

    استاد ازتون ممنونم خیلی خیلی ممنونم واز خدا براتون لذت بیشتر سلامتی میخوام

    و در اخر دوستان بیاین ب خدای عزیزمون ایمان داشته باشیم

    در پناه الله یکتا شاد سلامت و ثروتمند باشید

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    نرگس نوشادي گفته:
    مدت عضویت: 2664 روز

    ساعت ٢:٣٠ نیمه شب و من امشب دیوانه هدایت الله هستم

    خوابم نمیبره

    و این شد نشانه هدایتم الله اکبر😭😭😭😭

    خدایا شکرت برای جریان هدایتت و این دکمه منو به نشانه ام هدایت کنه چه دیوانه میکنه منو!!!!!😭

    خدایا شکرت برای این سایت بی نظیر

    چقدر دوست دارم باورهام مث عباسمنش عزیزم قوی بشه

    مث استاد که برای هر کاری از هدایت استفاده میکنه نه ذهن منطقی خودش

    چه خوب میشه که منم اینقدر رشد کنم که صدای هدایت رو واضح بشنوم

    و میدونم که با تکرار و تمرین و طی کردن تکاملم اتفاق خواهد افتاد 😍😍😍😍

    خدایا شکرت که هر لحظه کنار ما هستی و هدایتمون میکنی

    عاشقتم استاد که روی استیج هم هدایت خدا رو دریافت میکردی و بیان میکردی

    مرد خدایی ، عاشقتم 😍😍😍😍

    هدایت های خدا شکل های مختلف داره و من امشب هدایت رو در دخترم دیدم و موفقیت هایی که کسب کرده

    مدتهاست با خودم درگیرم که پیشرفت مالی نکردی ، خلق ثروت نکردی!!!!و امشب در نتایج دخترم فکر میکردم و تحسینش میکردم و خداروشکر میکردم و با خدا صحبت کردم که خدای من

    😭😭😭😭خدایا منی که تونستم دختری تربیت کنم که به اینهمه موفقیت رسیده آیا من نمیتونم به خودم کمک کنم تا پیشرفت کنم ؟ مگه رحمت تو لطف تو محدوده؟

    مگه خدا برای من چه کم گذاشته که الان باید ناامید باشم ؟!!!!😭

    مگه خدا همون خدایی نیست که توی طوفانهای بزرگ زندگیم دستمو گرفت و منو کشید بالا ؟

    مگه خدا همون خدایی نیست که به من عزت داد؟

    مگه من در خدایی خدا چه کم دیدم که اینقدر ناامیدم؟!!!!😭😭😭😭

    خدایا منو ببخش

    خدایا توبه میکنم به درگاهت از شرک از باورهای محدود

    و از خدا ممنونم بابت جریان هدایتش

    سپس ‌، در این لحظات‌، قلبم را خالص میکنم ‌، به این نیرو وصل میشوم و با وضوح و شفافیت خواسته‌ام را از خداوند-به عنوان نیرویی که همه چیز را می‌داند و من هیچ نمی‌دانم و به هر خیری از جانبش فقیر هستم– می پرسم 😭

    و نشانه ام رو زدم که این فایل اومد دقیقا همونی که باید میومد

    “دلیل موفقیت افراد: تصمیمات متوالی درسته ”

    دقیقا همینه یک سلسله تصمیم درست نتایج رو خلق میکنه

    من اعتبار موفقیت های مهدیسم رو به الله مهربان میدم

    😍

    خدایا من تو دو راهی نباید بمونم تو شک و دودلی موندن فقط باعث درجا زدن میشه

    منی که آینده رو نمیدونم پس نباید نگرانش باشم و باید در لحظه با حال خوب کار کنم و تکاملم رو طی کنم و نتایج آشکار شوند

    هدایت همیشه تو جهان هست و هر چقدر بیشتر ازش استفاده کنیم بیشتر و بیشتر رشد میکنیم ❤️

    خداروصدهزارمرتبه شکر برای جریان هدایتت

    عباسمنش مرد خدا درود …….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1849 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    روز هشتادو سوم، روزشمار زندگی من!

    اول یه تشکر ویژه داشته باشم به خاطر بخش مرا به سوی نشانه ام هدایت کن سایت خوبمون،از شما استاد عزیزم و آقا ابراهیم گل گلاب، که انقدر زیبا به لطف خدا مسیر هدایت کسانیکه توی این سایت هستند وبدنبال الهامات ونشانه ها هستند رو هموار وروشن کردید تا بتونند از طریق آگاهیهای زندگی ساز این سایت پراز نور خدا، هدایت بشن به راه وروشی که نیازمند وخواهانش هستند…

    قدیما من هروقت میخواستم کاری انجام بدم که خیلی شک و دو دلی داشتم میرفتم سراغ کتاب حافظ و گاهی قرآن که چیز زیادی ازش نمی فهمیدم ویه کتاب معنوی هم دارم که اکثرا به اون رجوع میکردم و رونیت وخواسته ام تمرکز میکردم تا خدا جوابمو بده، والان که به اون روزها نگاه میکنم می بینم همواره خداوند در حال هدایت من بوده وهنوز گاهی یادم میاد که چه جوابهایی در پاسخ به سوالات من میگفته، منتهی یا من واقعا تسلیم نمیشدم ونمی خواستم که اجراییش کنم، یا توان درکش رو نداشتم، یا توان به اجرا در اوردنش رو….

    اینام برمیگشت به باورهای من ودیدی که اونموقعه ها از خداوند داشتم..

    من اونموقعه ها اگه هدایتی میشدم تومسیر خواسته ام، وقتی میدیدم مسیرش سخته بی خیال اجرا کردنش میشدم..

    جالبه کلی نذر ونیاز ومراقبه میکردم که خدایا برام نشونه بفرست خدایا باهام حرف بزن، بعد که خدا باهام از هر طریقی حرف میزد کافی بود بگه این مسیر تو اشتباهه، یا شدنی نیست به صلاح دیدمنکه خدای توام و میدونم برات چی بهترینه، این خوب نیست،یا اگه میگفت باید صبرکنی و تکاملت رو بگذرونی، یا اگه مسیری که الهام میکرد پر پیچ وخم بود از نظر من، من انجامش نمیدادم، یعنی اون الهام وهدایت ونشونه رو نادیده میگرفتم وبه طبع که با عقل ناقص خودم هم که اقدام میکردم نتیجه رضایت بخش نبود وبه در بسته میخوردم,جالب تر اینه که به خدا گله وشکایت میکردم که چرا منو از مسیری که خودم دلم میخواد واز نظر من راحتره هدایت نمی کنی؟

    غافل از اینکه خداوندی که من ازش درخواست کردم حتی بدون درخواست من هم همواره در حال هدایت من بوده، وگرنه من نمی تونستم حتی اسمشو به زبون بیارم یا حتی ازش درخواست بکنم، یا حتی وقتایی که درخواستی نداشتمو و خداوند از روی طبع، از روی خداییش، از روی لطف ورحمتش منو به مسیر درست رهنمون میکرد..

    خدارو هزاران بارشاکرم که منو با عقل ومنطق و انصاف زمینی من، ودرونی من، هیچوقت قضاوت نکرد بلکه از روی مهربانی وبخشندگی وخدایی خودش مورد رحمت قرار داد وهدایتم کرد تا از طریق شما استاد عزیزم بشناسمش ودرکش کنم وکم کم بهش دل و دیده وسر و جان وروح وروان بسپارم، کم کم اختیارات تمام اموراتم رو بهش بسپارمو ازش بخوام تنها صاحب اختیارم باشه..

    شکر خدا انقدر بین منو این خدایی که درکش کردم مهر ومحبت وعشق وعاطفه برقراره، که می تونم بگم 90 درصد تسلیمش هستم تسلیم اونچه که برام،صلاح میدونه، دیگه باهاش کل کل نمی کنم بهش گله نمیکنم، دیگه نمی گم حتما اونی که من میخوام بشه، چون از وقتی اختیار اموراتمو دادم بهش وبهش ایمان پیدا کردم حتی وقتی اوضاع وشرایط وآدمها همه وهمه چیز از دید دیگران برضد من باشه، من میدونم که درپس پرده غیبی که پنهان از دیده مونده خداوند داره برام بهترینهارو رقم میزنه …

    به اسمش قسم که اینها به حرف نیست، اینها همه ی زندگیه منه، یعنی در طول شبانه روز، از تایمی که چشمم باز میشه این مراوده این معاشقه، این گفتگو شروع میشه تا بخوابم… وحتی گاهی توی،خوابم ادامه داره، ومن خیلی وقتها از طریق خوابهام هدایت میشم..

    استاد جانم شما صد درصد راست میگید که همه به یک اندازه به خداوند دسترسی دارند و اینکه خداوند همیشه وهمواره در حال هدایت ومدیریت کل جهان وصدالبته امورات بندگانش بوده هست، وحتی در گذشته ی من هم همینطور هدایتگر بوده،ولی از اونجایی که چشمها وگوشها وقلب من پر شده بود از دنیا طلبی ومنییت ها وشرک وخودخواهی من نمی تونستم که هدایت خداوند رو بشنوم ببینم حسش کنم تا دریافتش،کنم..

    از وقتی بهم یاد دادید که چطور رابطمو با نیروی برترم بسازم که بتونم هدایتها ونشونه ها و الهاماتی که بهم میشه رو دریافت کنم، شدم رباینده ی نشونه های الهی، از وقتی بهم فهموندید من،با پیامبران هیچ فرقی ندارم و فرق آدمها تنها توی میزان یکتاپرستی،وتقواشون هست سعی میکنم که تقوا ویکتاپرستی پیشه ام باشه هر لحظه وهمیشه..

    خیلی هم عالیه، خیلی هم ساده وراحت، خوشا به حال من، خوشا به حال هرکسی که به نیروی برترش به خداش ایمان قلبی داره، چون پادشاه بخت خودشه، برعکس قدیم که باید خودم همه ی مسئولیتها رو به ظاهر وبه زعم خودم به دوش میکشیدم و در نهایت همیشه خسته ونالان و گلمند و گرفتار ورنجور بودم ..حالا با سپردن بار اموراتم به خداوند من یه سهم کوچیکی دارم که حتی توی انجام اون سهم کوچیک هم خداوند همراهیم میکنه…

    مثلا من میگم میخوام فلان چیز رو تهیه کنم خدایا هدایتم کن کجا برم تهیه اش،کنم؟!

    بعد یا کسی برام میارتش، یا می بینم تو نزدیکترین محل به من موجوده، یا اینکه اوضاع طوری پیش میره که میفهمم اصلا بهش احتیاج ندارم ویا بهتر از اون بهم میرسه..

    یا تو شرایط به ظاهر بد، من میگم خدایا نمیدونم الان جواب فلانی رو چی بدم یا چطور در مقابل خواسته نامعقولش نه بگم، بعد خدا طوری برنامه می چینه خود طرف بی خیال خواستش از من میشه و به کلی فراموش میکنه ازم چه توقع نابه جایی داشته، بدون اینکه حتی من اون نه رو گفته باشم..

    یا پسرم میخواد جایی بره یا درخواستی ازم داره که باهاش موافق نیستم ولی نمیخوام ونمی تونم که متوجه اش بکنم که کاریکه میخواد بکنه مناسب نیست یا شرایطش نیست، بعد میگم خدایا من نمی تونم انجامش بدم خودت از طرف من متوجه اش کن، جالبه که به ساعت نکشیده پسرم میاد میگه نمیرم، نمیخوام، یا انجامش نمیدم مامان، فک میکنم درست نباشه یا مناسب نباشه…

    یا مثلا از کسی درخواستی دارم اما روم نمیشه بگم به خدا میگم برام انجامش بده، بعد خود طرف بدون اینکه من حرفی بهش زده باشم برام انجامش میده..

    خب مگه دیگه یه آدم چی میخواد از زندگیش؟.

    تازه اینا که گفتم به ظاهر کوچیک وپیش پا افتادس اما برای من یعنی معنای یه زندگی شاکرانه با خداست، که سراسر خیرو خوشبختی و راحتی وآرامش وشادی هست…

    من بندگیمو می کنم خدا هم خداییشو…

    خدا از من یکتاپرستی میخواد،منم از خدا همه چیز، والبته باعشق و با علم براینکه خداوند خوشحال میشه از اینکه می بینه بنده اش فقط وفقط از خودش میخواد اونم بی وقفه واونم زیاد …

    چون میدونه که بنده اش به بزرگی وعظمت و مهربانی وقدرتش،واقف شده…

    خدا رو هزاران بارشکر بابت این هوشیاری واین آگاهی ها..

    استاد قشنگم، عزیز دلم، کنار عزیز دلتون انشاالله همیشه وهر لحظه غرق نعمت وشادی وسلامتی ونور الهی باشید..آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  9. -
    Farshad Usefi گفته:
    مدت عضویت: 2307 روز

    بسم الله الرّحمٰن الرّحیم

    بازم هدایت و جریان اوست که منو هدایت کرد بیام بنویسم

    الهی شکر برای باور اینکه همه چیز تحت سلطه الله است

    خدایا شکرت که اینجا یادم دادی که هیچ اتفاقی بی دلیل نیست

    تو به میزان اینکه باورم بکنی من همواره دارم بهت پاسخ میدم

    خداوندا تو همواره به من نزدیک هستی و حتی موقعی که خواب هستم هم کنارمی

    هرچیزی که دیده میشه و دیده نمیشه رو تو میدونی

    الهی شکرت که همین الان که دارم مینویسمم همواره داری پاسخ میدهی

    پروردگارا مارا به راه راست به راه مستقیمی که به آنها ارامش برکت روابط و برکت دادی هدایت کن

    راستش از بدو ورودم به سایت

    انگار قلبم بهم گفت اینجا راه مستقیمته فرشاد

    فرعیاتو بزار کنار

    اینجا استاد به طور بی نظیری قوانینی که روی نظم و هماهنگی جریان زندگیتو توی این مسیر صاف که بقول خودش همون جاده آسفالت قشنگه،هدایت میکنه

    وقتی شما تسلیم هستی

    و اینو درک کردی جریان جریان بی منطقی نیست

    هیچ اتفاقی الاه بختکی رخ نمیده

    باید یادبگیری زندگی کردنو

    توی تکاملم

    توی این چند سال که توی سایتم

    دارم ذهنمو وجودمو عادت میدم به این موضوع که دارم چه فرکانسی به جهان میفرستم

    واقعا چقدر ایمان دارم

    در مورد ایمان

    پدر من به شدت آدم مذهبییییییی هست

    اما توی عمل بشدت مشرک

    و اینو خداوند بهم امروز گفت خب فرشاد تو با رفتار اینکه پدرت برای هر قدمی میگه پوووووول میخواد،توی وجودت میگی پس ایمانت کو

    باید دست به کار بشی تا ایمانتو بشکونی

    باید نسل شکنی اینهمه شرک مخفی رو از بین ببری

    از الله مهربان میخوام در این مسیر سراسر توحید

    سراسر حال خوب و درس بی انتها

    رشد کنیم و خدارا ستایش کنیم

    در مورد قسمت من رو به سمت نشانه ام هدایت کن سایت

    من از اون روز اول که این قسمت توسط عزیزان سایت گذاشته شد

    تا به امروز هزاران پاسخ از این هدایت و باور که پاسخ میدهد،استفاده کردم

    و خدا میدونه چقدر سر ذوق اومدم از پاسخی که خدا بهم داده.

    و اما این رد پا همراه ایا روزم هست:

    خدا را نالان و نهان صدا بزنید، ولی زیاده‌روی نکنید؛ زیرا او اهل زیاده‌روی را دوست ندارد.اعراف 55

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    مریم الماس گفته:
    مدت عضویت: 814 روز

    بنام خدای آرزوهای من

    سلام به استاد و دوستان الهی من

    روز شمار تحول زندگی : تعهد 83

    دلیل موفقیت افراد گرفتن تصمیمهای متوالی و زیاد که درسته

    و دلیل شکست سلسله تصمیمات متوالی و زیاد هست که غلط بوده

    کسی که از هدایت خدا و نشونه هاش استفاده کنه تصمیمات درست میگیره

    ترس و تردید خط قرمز برای موفقیته سریع تصمیم بگیر

    هدایت شوندگان طبق قول قرآن لاخوف علیهم و لا هم یحزنون

    خدایاشکرت برای این آگاهی

    خدایاشکرت دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: