نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    384MB
    25 دقیقه
  • فایل تصویری نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی
    106MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی
    23MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

551 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 890 روز

    به نام خداوند زیبایی ها

    سلام به همه همراهان عزیز

    این هدایت عجب چیزیه . طرف ماشین میخره روش جی پی اس داره و کلی ذوق میکنه. حالا ما یه اپشن داریم که خاص خودمونه و در تمام ابعاد پاسخگو هست انگار که دستت توی دست مشاوری هست که در همه ابعاد بی نهایته و همه جوره ساپورتت میکنه و تو فقط باید انجام بدی

    من جواب هایی گرفتم که مات مبهوت از توضیح خداوند شدم و الان بهتر فهمیدم که

    در دریافت الهامات کنترل ذهن و ورودها . اداشتن لیاقت همصحبتی با خداوند و باور کردن این نیرو خیلی به من کمک کرد که درکش کنم و الهامات بگیرم و البته هنوز اول راهم و قطی وصلی از سمت من هست اما فهمیدم که با تمرین کردن میشه صدا رو زیاد کرد.

    یه شب خیلی هوس خوردن گوشت داشتم و ظهر روز بعد که مادرم از بیرون برمیگشت متعجب و بود که میخواستم بیام خونه مسیرها منو میبردن دم قصابی و میگفتن برای سعید بخر.

    هرچقدر روی خودت کار میکین و به سمت توحید میری خداوند پارتی تو میشه و نیازهات رو رفع میکنه

    خداروشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 962 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 21 دی رو با عشق مینویسم

    امروز از صبح که بیدار شدم و تمرین ستاره قطبیم رو نوشتم

    وسایلای نقاشیمو گذاشتم تو حال و تو خونه تنها بودم و همه چیز رو چیدم تا بشینم و تا ظهر کار کنم

    صبح که دیر بیدار شدم از خواب 8 بود

    من دوست داشتم بعد نماز خوندن بیدار بمونم اما نمیشد وقتی نماز میخوندم میومدم و میخوابیدم و 8 یا 9 بیدار میشدم

    برای خدا نوشتم که کمکم کنه تا دیگه نخوابم

    4 ساعت رو برای کار و پیشرفت در مهارتم زمان بذارم

    وقتی شروع کردم به کار کردن طبق تمرینایی که یاد گرفتم تجسم میکردم که به درستی و دقت دارم کار میکنم

    و کارم رو شروع کردم و نقاشی لذت بخش رو با عشق با گوش دادن به صدای ضبط شده خودم برای باور عشق و عزت نفس شروع کردم

    تا ساعت 2 کار کردم و بعد خواستم برای طراحی های گردنبند طلایی که تموم کرده بودم روی چوب قاب عکس ،میخواستم بچسبونم

    دیدم هرکاری میکنم نمیچسبه و با چسب چوب هم نمیچسبید

    تصمیم گرفتم نگه دارم بعدا انجام بدم

    اما یاد گرفته بودم که کارهامو به تعویق نندازم و به سرعت تمومشون کنم

    از خدا کمک خواستم

    گفتم با چی بچسبونم

    اول تو یه تخته فیبری که شنبه از قاب فروشی رایگان گرفتم

    امتحان کردم

    دیدم نمیچسبه

    با چسب سیلیکونی امتحان کردم بازم نچسبید

    بعد گفتم آروم باش طیبه حتما یه راهی هست

    وقتی داشتم هم زمان به فایل گوش میدادم

    15:20 داشتم فایل جلسه 3 دوره عشق و مودت رو گوش میدادم

    دقت کردم گوشام تیز بود و متوجه یه چیزی شدم

    تازه فهمیدم معنی

    آیه 2 سوره اخلاص یعنی چی

    ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ

    خدایى که بى نیاز است

    چند روزی بود از 3 دی ماه ،دوره عشق و مودت رو که گرفتم ، تا الان که جلسه 3 رو بارها گوش دادم مقاومت داشتم در مورد چند تا موضوع

    و استاد میگفتن خود خواهانه عشق بورز

    و توضیحات ادامه اش رو گوش دادم

    وای خدای من

    وقتی اینو شنیدم به یک باره گفتم بی نیازی از عشق سبب این حرف میشه

    و گفتم مثل خدا

    وقتی بی نیازه ،نیازی نداره که ما براش نماز بخونیم

    ما براش عشق بورزیم

    ما براش کاری بکنیم

    خودش داره کیف میکنه نیازی به هیچی نداره که

    و سوره اخلاص آیه دوم به زبونم جاری شد

    ٱللَّهُ ٱلصَّمَدُ

    خدایى که بى نیاز است

    وقتی استاد گفت خود به خود بوی گل در فضا میپیچه و چیزیم در قبالش نمیخواد

    تازه فهمیدم معنی الله الصمد رو

    همیشه سوالم این بود خدا بی نیاز که هست

    همه چی داره و بی نیازه

    اینجوری میدونستم معنیشو

    ولی سوالم این بود چرا نیاز به عشق ورزیدن ما و یا چیزای دیگه نداره ؟

    تا اینکه امروز فهمیدم ، اما اینجوری نمیدونستم که انقدر خودش منبع همه چیز هست و انقدر بی نهایت داره و انقدر میبخشه از همه چیز در همه جنبه ها و خودش کیف میکنه از این همه خوبی و عشق بی نهایتش که بی نیازه و بدون توقع عشقش رو به قلب همه میبخشه

    که نیازی نداره به عشق

    نیازی نداره به هیچ چیزی

    و مهم تر از همه ، عشقش رو به کسانی که کنترل کنن ورودی های ذهنشونو بیشتر میبخشه

    یه جورایی شاگردایی رو دوست داره که خودشم گفته تو قرآنش

    دقیق نمیدونم تو گوگل نوشتم چه کسانی را بیشتر دوست دارن

    چند تا آیه آورد

    متقین

    محسنین

    توابین

    مطهرین

    متوکلین

    این روزا خدا به چند تا نشونه بهم فهموند که اگر کنترل کنی ذهنت رو

    اگر بیشتر سعی و تلاش کنی که ایمانت رو به من نشون بدی و سعی کنی تسلیم هرچی میگم باشی ،تو شاگرد خوب منی و من بیشتر دوست دارم به تو عطا کنم

    بیشتر دوست دارم توجه کنم بهت

    بیشتر دوست دارم پر بشی از بی نهایت عشق ربّ و صاحب اختیارت

    بیشتر دوست دارم همه چی تو همه جنبه ها بهت بدم

    و امروز خدا با نشونه دادن فایل زندگی در بهشت قسمت137 بهم یه هدیه بزرگ داد

    که تو رد پام در قسمت فایلش نوشتم‌

    که اصلا متوجه نبودم انقدر پشت سرهم دستام حرکت داده میشدن و من فقط مینوشتم

    نه فقط عشق ،بلکه همه چی عطا میکنه

    نعمت و ثروت و آرامش و سلامتی و عشق و زیبایی و شادی و … همه چیز

    و یاد لحظاتی از این چند روز افتادم و توی اون لحظاتی از امسال ،که وقتی پر بودم از عشق خدا ، که بهم عطا کرده بود ،خود به خود رفتارم با آدما خوب بود

    و توقعی نداشتم

    پس این یعنی بی نیازی

    وقتی من پر بودم از عشق خدا ، دیگه نیازی به عشق آدما نداشتم

    یه وقتایی جدیدا انقدر پرم میکنه از عشقش که دوست دارم منم مثل خودش یاد بگیرم که ببخشم برای کیف کردن خودم

    چون وقتی میبخشم حالم خوبه

    که با قدم هایی که برداشتم تصمیم گرفتم به رهایی از خواسته عشق

    اگر خدا کمکم نمیکرد من هیچوقت از این خواسته ام که اصرار داشتم ، در 2 دی رها نمیشدم

    وقتی من سعی کنم با روحم در هماهنگی باشم ، به بی نیازی از همه نظر میرسم ، و محتاج و نیاز مند خدا ، میتونم تک تک گفته های استاد رو که گفتن انجام بدم

    که البته باید تمرین کنم در هر لحظه

    وقتی میشنیدم استاد عباس منش میگه خدا میبخشه و درمورد احساس گناه تو دوره عزت نفس میگفتن ، یه وقتایی میگفتم یعنی خدا تا حالا نشده از این همه کارای ما که هر بار توبه میکنیم اما باز خطا میکنیم به خشم بیاد ؟

    تا اینکه فهمیدم تمام اشتباهات ما نیاز هست که ما رشد کنیم

    و نباید احساس گناه داشته باشم

    البته اینم یاد گرفتم که نباید هر بار اشتباه کنم و بگم خدا میبخشه ،این درست نیست که عمدا هی خطا کنم بگم خدا میبخشه

    باید از اشتباهاتم درس بگیرم و از خدا کمک بخوام تا رشد کنم در مسیر درست

    خیلی حس خوبی داشتم از این درکی که داشتم

    خدایا شکرت که با هر بار گوش دادن به فایل ها هر بار یه چیز جدید درک میکنم و یاد میگیرم و سعی میکنم عمل کنم

    وقتی اینو متوجه شدم حس خوبی داشتم

    بعد شروع کردم خونه رو جارو بزنم و کمی مرتب کنم و وقتی داداشم از سر کار اومد

    حاضر شدم و رفتم چسب آکواریوم بگیرم

    از وقتی بیرون رفتم حس کردم ، یه صحبتی از خدا باید بشنوم

    حس میکردم خدا میخواد یه چیزی بهم بگه

    مدام به زبونم جاری میشد ، خدای من ،ربّ من ،با من صحبت کن

    دلم میخواست حرف بزنیم

    شدیدا دلم برای صدایی که آرومم میکرد و چند ماه پیش می شنیدم تنگ شده بود

    صدایی که آرامش میداد و یه حس قوت قلب میداد

    درسته با نشونه ها آرامش داشتم

    اما با شنیدن اون صدا آرامشم بیشتر و بیشتر میشد

    چون همیشه میگفت من کنارتم

    یا میگفت دوستت دارم بنده من

    یا میگفت بغلم کن

    یا اینکه میگفت چی بخورم و چی نخورم و حتی از کدوم مسیر برم

    یادمه وقتی دو ماه پیش آقای نارنجی ثانی گفتن که در مورد موضوع نگرفتن پول فروشم از مادرم ، نجوای شیطانه نه صدای قلبت

    و من انگار تصمیم گرفتم که دیگه به اون صدای آرامش بخش هم توجه نکنم و اصلا اون صدا رو نشنیدم

    من بعد چند ماه تازه درک کردم صحبت هاشونو

    و فهمیدم که درمورد یه موضوع فقط این پیام رو باید میگرفتم و اصلاح میکردم

    نه اینکه وقتی صحبت آقای نارنجی ثانی رو شنیدم، دیگه از این صدای آروم که همیشه بهم میگفت انجامش بده من کنارتم برو تو دل ترسات بخوام فاصله بگیرم

    تا اینکه تو گام 6 استاد در مورد گفتگوی بین خودشون و خدا گفتن

    من چند روزه به فکر رفتم

    با خودم گفتم ،طیبه ، تو چرا چند ماه شد دیگه اون صدای خوب رو که بهت میگفت حرکت کن به من اعتماد کن رو نمیشنوی؟؟؟؟

    وقتی بیشتر فکر کردم و به صحبت های استاد در گام 6 فکر کردم دیدم آره

    من اونموقع فقط برای یه نجوا باید درسمو میگرفتم

    نه اینکه بخوام کلا دیگه به این صدایی که آرومم میکرد دور بشم از توجه کردن بهش

    چون وقتی دیگه توجه نکردم ، به کل نشنیدم

    و فقط از طریق نشانه ها و با طرق دیگه میشنیدم هدایت های خدا رو و حس میکردم و یا درک میکردم

    اما با این گام 6 تصمیم گرفتم بیشتر دقت کنم و ریز بشم روی این موضوع

    چون استاد یه حرفی زدن و گفت :

    اون ایده یا راهکار اگر احساس خوبی داد ، از طرف خداست

    اون جنس احساسی که داره ،اون گفتگوهای ذهنی ، جنس احساسش مشخص میکنه که

    مسیر کدومه ،

    کی داره صحبت میکنه با شما

    این خودش یه کلید بود برای من

    که از این به بعد دقت کنم

    اینو که شنیدم ، به یقین رسیدم که تک تک اون گفتگوهایی که چند ماه پیش میشنیدم و منو تشویق میکرد خدا بود

    پس من دوباره میتونم بشنوم این گفتگوی درونی زیبا رو .

    تا برم برسم مغازه و چسب بگیرم ،آروم بودم ، وقتی چسب گرفتم و برگشتم، دلم میخواست کمی قدم بزنم و با خدا صحبت کنم

    همینجور آروم میرفتم و به آسمون و ماه و درختا و غروب خورشید که هوا دیگه داشت تاریک میشد و صدای قرآن اومد گوش میدادم

    سرمو بالا میبردم و وقتی راه میرفتم تک تک شاخه های ریز درختارو میدیدم و سپاسگزاری میکردم

    و میگفتم همه در حال حمد و ستایش خدا هستن

    یه لحظه همه جای خیابون ساکت شد

    انگار هیچ ماشینی نبود

    هر ماشینی هم رد میشد صدای زیادی نداشت یا اینکه من صدایی نمیشنیدم

    سکوت عجیبی تو خیابون بود

    یا نمیدونم من اینجوری حس میکردم

    به یک باره همه چی ساکت شد

    مدام میگفتم خدای من با من صحبت کن

    وقتی میگفتم یهویی دیدم عدد 74 روی پلاک ماشینی هست که داشتم رد میشدم دیدم

    دوباره گفتم با من صحبت کن ، نمیدونم درمورد چی

    دلم میخواد صداتو بشنوم

    و اینارو که میگفتم دوباره عدد 974 رو که فقط من و خدا میدونیم چه مفهومی داره رو دیدم و خندیدم و تشکر کردم

    اما دلم میخواست باهام صحبت کنه

    میگفتم از طریق عدد نمیخوام ،مستقیم باهام صحبت کن

    چشمم افتاد به تابلوی خیابون نزدیک خونه مون که اسمش رضایت بود

    خندیدم و تشکر کردم

    اما باز هم حرف خودم رو زدم ، گفتم با من صحبت کن

    دلم میخواد صداتو بشنوم

    دلم میخواد صداتو بشنوم مثل چند ماه پیش

    که یه صدای خوبی از دلم میشنیدم که بهم اطمینان قلبی میداد و آرومم میکرد و میگفت چیکار کنم و چیکار نکنم که برای من خوب هست

    به درختا دقت میکردم ، تو تاریکی موقع اذان به همه چی دقت میکردم و با خدا صحبت میکردم

    نمیدونستم واقعا چی میخوام ؟ اما حس میکردم دلم میخواد صدای خدا رو بشنوم و انگار منتظر این بودم که خدا بهم نشونه بده و باهام صحبت کنه

    و صداشو بشنوم

    اما نمیدونستم چی

    مدام میگفتم نشونه بده

    مدام میگفتم با من صحبت کن ،بشنوم حرفاتو

    مدام میگفتم نمیدونم چی؟! ولی منتظرم صحبت کنی با من

    که همه این هدایت های شب و هدایت آخرش به گام 7 پروژه

    و زندگی در بهشت سبب شد که درک کنم

    و در رد پای گام 7 نوشتم که آخر شب خدا با من صحبت کرد

    چقدر دقیق و واضح هم صحبت کرد

    خیلی خوشحالم که صحبت کرد با من

    من دور زدم و کمی پیاده رفتم و وقتی تخم مرغ خریدم برگشتم خونه

    وقتی رسیدم دیدم چسب سیلیکونی هم نمیچسبونه

    دوباره برگشتم و رفتم چسب چوب بگیرم

    وقتی خریدم و برگشتم خونه ، دوباره امتحان کردم ببینم چوب رو میچسبونه یا نه

    چند روزیه که به ساختمونمون از این دستگاهایی که کارت رو میگیری جلوش که در رو باز میکنه گذاشتن وقتی چند روز پیش دیدمش کلی ذوق کردم

    خوشحالم که هر روز همه چی داره آسون و آسون تر میشه

    چون من کلید نداشتم و مدام میگفتم کاش یه کاری کنن که در رو راحت باز کنیم و چون کلید در ایراد داشت ما نگرفته بودیم

    و همیشه زنگ در خونه رو میزدیم و یا از در پشتی میرفتیم خونه

    خیلی لذت بخشه روز به روز همه چیز داره آسون تر و آسون تر میشه

    خدایا شکرت

    وقتی به خواهرم زنگ زدم ،رفته بود جمعه بازار بهش گفتم شام درست میکنم بیاین اینجا بخورین و بعد برین خونه تون

    اولش گفت نه بعد گفت چی میخوای درست کنی

    گفتم هرچی که تو میگی

    و گفت میتونی کوکو شیرین درست کنی

    گفتم بلد نیستم و گفت پس ولش کن

    خواهر زاده ام گفت برنج میخوام و گفتم باشه

    وقتی داشتم کارامو انجام میدادم به مادرم زنگ زدم و طرز تهیه کوکو شیرینو پرسیدم

    قبلا چند باری درست کرده بودم اما یادم نبود دقیق که باید چیکار کنم

    وقتی اومدم نشستم تا به گام 7 گوش بدم

    یهویی هدایت شدم به یه فایلی که تصویرش توجهمو جلب کرد

    دیدم زندگی در بهشت هست قسمت 137

    خوشحال شدم

    چون خدا توی این دو ماه از اول آذر مدام به من این سریال های سایت رو نشونه میداد

    وقتی گوش دادم اواسطش بودم که خواهرم اومد و شامشون رو برد

    و دوباره برگشتم و باقی فایل رو دیدم

    و در مورد تکامل بود و استاد توضیح دادن که دقیق تو رد پای گام 7 نوشتم

    من نوشتم و نوشتم و نوشتم که به یک باره دیدم خود به خود پشت سرهم دارم مینویسم و درک هایی داشتم که متحیر بودم که انقدر سریع دارم درک میکنم این هدایت رو

    و در رد پای سریال زندگی در بهشت 137 هم نوشتم

    وقتی مینوشتم متوجه شدم که خدا داره با من صحبت میکنه از طریق درک هایی که دارم و حتی نشونه داد که چرا تابلوی رضایت رو بهم نشونه داد تا آخر شب بهم بگه که منظورش چی بوده

    یا اون نشونه 9 ماه مانده، که چند روز پیش تو کلانتری دیدم روی یه پنجره نوشته شده بود تو قسمت کپی که صف وایساده بودم، و یادآوری کرد بهم

    حتی جزء به جزء نشونه هارو بهم گفت

    انقدر خوشحال بودم که خیلی حس خوبی داشتم

    خدا داشت با من صحبت میکرد

    و تاکید کرد که خیلی خیلی دوستم داره ، که میخواد به سرعت رشد کنم ،فقط باید من سمت خودمو سریع تر قدم بردارم و تجربه هام بیشتر بشه

    یه تجربه رو که قدم برداشتم دیگه تعلل نکنم و سریع قدم بعدی رو بردارم

    مثل مثال استاد تو سریال زندگی در بهشت که یاد گرفتن اسکوتر مریم جان رو مثال زد و گفت تو کل زندگیتون به کار بگیرین

    خیلی دوست دارم که داره انقدر دقیق هدایتم میکنه

    با تک تک جزئیات

    هر روز من تو تمرین ستاره قطبیم مینویسم که دلم میخواد ریز ترین هدایت هات رو درک کنم و بهشون سعی کنم عمل کنم

    و دقیقا هم همین میشه

    من ریز ترین هدایت های خدا رو دیگه هر روز یاد گرفتم ،شاخکام تیز بمونه که سریع بگیرم ریز ترین الهام ها و هدایت هاشو

    چون وقتی به ریز ترین هدایت ها گوش میدم اتفاقات خوبی رخ میده و من دارم رشدم رو میبینم و شاهد این تغییراتم هستم

    پس من سعی میکنم بیشتر دقت کنم

    وقتی برگشتم خونه با چسب چوب یکی از قابا رو چسبوندم و آخر شب کلی کیف کردم و لذت بردم

    استاد عزیز و مریم جان براتون بی نهایت عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت از خدا میخوام و بی نهایت سپاسگزارم به خاطر تک تک این دوره های ارزشمندی که برای ما تهیه کردین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 962 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پایی از عشق برای عشق مینویسم

    الان 23:46 روز 24 دی هست

    چقدر خدا باحاله آخه

    من میخواستم رد پای روز 21 رو در سایت بذارم

    اما نمیدونستم کجا که هدایت شدم به اینجا

    راستش وقتی به کل روزم نگاه کردم دیدم، من در 21 دی ماه قدم به قدم هدایت شدم و مدام توجه میکردم

    و حتی من وقتی وارد سایت عباس منش شدم

    از خدا نشونه خواستم

    و تو گوگل نوشتم خدا چجوری با نشونه هاش صحبت میکنه با من

    که در پروفایلم جریانشو نوشتم و چون ویرایش زدم فعلا منتشر نشده

    خیلی حس خوبی دارم که هدایت شدم اینجا و متن زیبای توضیحات رو خوندم

    اینجا که نوشته بود :

    به هر صفحه‌ای که هدایت شدی‌، با چشمانی بینا‌، به دنبال نشانه‌های هدایت بگرد‌:

    اگر به یک متن هدایت شدی‌، آن را با دقت بخوان

    اگر به دیدگاه یک دوست هدایت شدی‌، به سادگی از آن نگذر

    اگر به فایلی صوتی یا تصویری هدایت شدی‌، با تمام وجودت به آن گوش بده یا ببین و جویای پیغام پروردگارت باش

    اگر به محصولی خاص هدایت شد‌ی‌، آن را خرید کن و با تمام وجودت برای درک آگاهی‌هایش و اجرای تمریناتش وقت بگذار.

    و من این روزها به قدری دارم دقیق هدایت ها رو درک میکنم

    و حتی تو تمرین ستاره قطبیم مینویسم که دوست دارم ریز ترین هدایت هارو درک کنم و به سرعت متوجه بشم و سعی کنم به عمل برسونم

    خدا رو بی نهایت سپاسگزارم که بهم یاد داد وقتی پیامی از دوستان برای من میاد به دقت بخونم و شاخک هامو تیز کنم که ببینم خدا میخواد چه چیزی رو به من بگه

    این روزا بیشتر به صحبت های آدما دقت میکنم

    خدایا ازت میخوام قلبم رو باز کنی که وقتی به هرآنچه که در این جهان هستی هست و من با چشمان تو تو رو نگاه میکنم

    عشق عظیمی که بهم میدی رو با بی نهایت عشق به جهان هستی ،به انسان ها ارسال کنم

    عشقی که برای من نیست و همه از آن توست

    از دیروز دو بار قلبم سبک بود

    یکی دیروز و یکیم امروز که یه قدم برداشتم و از طریق همین نشونه های ریزی که دریافت کردم ،قدم به قدم ایمانم رو نشون دادم

    و سعی کردم چشم بگم به خدا

    حتی نشانه امروز من این فایل بود

    بعد اینکه امروز قدمی رو که باید برمیداشتم رو برداشتم و یه سری چیزارو خدا بهم گفت که باید پاک کنی و رها بشی از ادامه قدمی آخری که برداشتی

    من قدم هارو برداشتم و چشم گفتم و پاک کردم

    بعد به قدری قلبم سبک بود که دلم میخواست از خدا نشونه بگیرم

    یه حسی بهم میگفت سریال زندگی در بهشت و یا سفر به دور امریکا میاد ،اما گفتم هرچی خدا بخواد

    چشمامو بستم

    من چند روزیه که چشمامو میبندم و چند ثانیه بعد باز میکنم

    کلی ذوق میکنم از دیدن نشانه ام

    که دقیقا همین شد

    سریال سفر به دور آمریکا | قسمت 134

    وقتی بازش کردم تا ببینم

    شناختم

    چون من قبلا این فایل رو دیده بودم

    گفتم خدای من چی قراره بهم بگی

    تو فایل به قدری استاد و مریم جان به هم عشق میورزیدن که به یک باره پیام خدا رو دریافت کردم

    که در نشانه ام مفصل مینویسم

    خیلی دوستتون دارم استاد عباس منش عزیز

    خیلی دوستتون دارم مریم جان شایسته

    که هر بار که شایسته میگم به زبونم جاری میشه شایسته این همه عشق و فراوانی و زیبایی ربّ هستین

    که آرامش رو از هر دوتون

    از این سایت

    از انسان های خوب دریافت میکنم

    خدایا شکرت که این آگاهی هارو بهم هدیه دادی

    خیلی دوستتون دارم

    خیلی

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    زهرابانو گفته:
    مدت عضویت: 2035 روز

    باسلام ودرود

    این فایل نشانه من بود

    من تصمیم داشتم پرده های خونه امو عوض کنم ،از خدا خواستم منو ببره جاییکه فروشنده قابل اعتماد وامنی باشه !

    هدایت شدم به فروشگاهی که انسانی پر انرژی،کلامش بسیار متین ومحترمانه وشیرین ،

    درانتخابهام با توجه به تجربه اش توضیحات کامل میداد پیشنهاد میداد و من انتخاب میکردم

    رنگ پرده ها رو سفید با مکمل طوسی روشن انتخاب کردم و مبل نسکافه ای

    وفرش با زمینه ای فیلی رنگ وطرح افشان

    فکرم مشغول بود که آیا انتخابم عالی بود ؟ زدم فایل نشانه و این فایل اومد ، کامنتها ر‌و خو ندم

    فایل رو باز کردم به میز استاد توجه ام جلب شد یه حاشیه ی طوسی سفید روی زمینه ی چوبی!!!!! و دریاچه ی آبی پشت سر استاد رنگ فرش های انتخابی منه با کمی تفاوت !! دقیقا هماهنگ با انتخاب من بود!!!

    چقدرررررررر دقیق

    خدا گفت زهرا تو در مسیر هدایتی !!! ومهر تایید رو زد .

    قبل از تغییرات داخلی خونه به خدا گفته بودم خدایا میخوام

    در این پروژه تو رو وهدایتهاتو ببینم، میخوام ایمانم قویتربشه ،میخوام تسلیم تر باشم، میخوام بتونم سریعتر تصمیم بگیرم ….

    خدا راشکر اونجا که بیشتر اعتماد کردم و احساسم خوب بود کارها روان و ساده پیش رفت

    و جاهاییکه، کردیتشو ب بنده خدا دادم یا وقفه طولانی افتاد، یا کارشون خوب نبود….

    احساس امنیت میکنم در دنیایی که خدا درساده ترین مسائل هدایتم میکنه!!

    یه ست ساده که مهم نیست خدایی که به این وضوح با من حرف میزنه، منو به وجد میاررررره

    خدایا شکررررررررررت

    استاد عزیزم سپاسگزاررررررم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    رحمت الله غزنی گفته:
    مدت عضویت: 2149 روز

    روزشمار تحول هشتاد سه فایل زیبای “هدایت الله”

    خدا ره بینهایت شکر میکنم که فرصتی دیگری به من داد در جهت توحیدی شدن ثروتمند شدن در جهت تبدیل شدن به انسان بهتر و مفیدتر قدم بردارم

    * ما همواره مورد هدایت پروردگار قرار می گیریم نه تنها انسان ها بلکه تمام موجودات حیوانات کهکشان ها گیاه همه چه مورد هدایت پروردگار قرار می گیرد

    * مهم ترین موضوع باور به هدایت شدن است باور به اینکه خداوند هدایت میکند ما همیشه مورد هدایت خداوند قرار می گیریم چرا از خداوند در تمام موارد هدایت نخواهیم خدای که علم اش بر همه چیز احاطه دارد خدای که وعده یی اجابت درخواست ها را داده است خدای که هدایت بنده گانش را بر خود واجب کرده

    *هر قدر به جریان هدایت اعتماد بیشتری داشته باشیم به همان اندازه کمتر روی عقل خود حساب و بیشتر رها اجازه میدهیم خداوند هدایت چقدر در این زمینه مشکل دارم چقدر روی عقل ناقص خودم حساب میکنم نتیجه اش رنج و سختی کشیدن بوده برعکس هر وقت روی جریان هدایت حساب کردم به خداوند سپردم کارها راحت انجام شده

    * هدایت خواستن از خداوند مثل هر کار دیگر نیاز به تکامل دارد نیاز به تمرین دارد باید تمرین کنم بارها و بارها این کار را انجام تا نشانه ها را بهتر درک کنم ایمان ام قوی شود هر قدر این کار را بیشتر انجام هدایت بخواهم مورد هدایت پروردگار قرار ایمان ام قویتر می شود کافیست در هدایت خواستن از خداوند استمرار داشته باشم

    خدایا شکر ات که هدایت بنده گانت را بر خود واجب کرده یی

    خدایا در تمام امورم از تو طلب هدایت و کمک میکنم چون تو عالم مطلق و قادر مطلق هستی چون قادر به انجام هر کاری هستی روی قدرت و علم بینهایت تو حساب میکنم نه عقل و هوش ناقص خودم که هیچ چه نیست هر وقت روی عقل خودم حساب کردم گمراه شدم هر وقت روی تو حساب کردم اولین نتیجه اش احساس آرامش درونی بوده و اینکه کارها خیلی راحت و خوب انجام شده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    فاطمه تیموریان گفته:
    مدت عضویت: 1239 روز

    بنام آنکس ک همه چیز میشود همه کس را

    درود بر شمااستاد بینظیرم،مریم بانوی دوست داشتنی و همراهان عزیز در این سایت توحیدی

    این روزها ک خیلی از اطرافیان من غرق در اخبار و… هستند،من و خواهرم تصمیم گرفتیم تمام لحظه هامون رو با استاد و آموزه هاشون و کامنت دوستان بگذرونیم،و شکر خدا تا این لحظه موفق بودیم

    دوره ها رو داریم کارمیکنیم،و آموزه های ارزشمندی ک تو سایت هست،ب صورت هدایتی گوش میکنم میبینم،نت برداری میکنم و چقددددددر حس فوق العاده ایِ

    انگار خدا ی زمانی در اختیارم قرار داده تا تو ی جزیره باشم با آموزه های استادم ،سفر برم باهاش ،زندگی کنم ،آموزش ببینم و…کللللللی لذت ببرم

    یادمه قبلا دوست داشتم تو بیزمانی زندگی کنم،یعنی ساعت برام مهم نباشه،الان اینجوری شده برام،زمان برام اهمیت نداره،بیشتر تایم تو اتاقم و پای سیستم هستم،فایلهارو طبقه بندی کردم برای خودم،میبینم لذت میبرم ،نکته های مهم ویادداشت میکنم و ب دیوار اتاقم میچسبونم.

    بدون برنامه ریزی خاصی و کاملا هدایتی بین فایلها میچرخم و با دل و جون میبینم و میشنوم و لذتشو میبرم.

    خداجون بینهایت شکرت برای این زمان طلایی ک در اختیارم قرار دادی ک در آغوش امن خودت باشم،

    حس میکنم اموزه های استاد همون پیله ای هست ک ب دور این فاطمه داره تنیده میشه،ایمان دارم،ایمان دارم ک با طی کردن این مسیر طلایی ب سمت خودشناسی عمیق ی فاطمه جدید متولد میشه ک دنیای جدیدی رو تجربه میکنه

    ناگفته نمونه ک این بین مدیتیشن و یوگا و کوهنوردی هم دارم،خداروشکر بیشتر برای روح و جسمم وقت میذارم و چققققدر این سبک زندگی رو دوست دارم.

    الهی بینهایت شکرت برای هدایت ب این مسیر فوق العاده

    عاشقتونم و ارزو میکنم تمام دوستان هم مسیرم موفقیتهاشون روز افزون باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مرتضی دهقان نیری گفته:
    مدت عضویت: 542 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    روز شمار تحول زندگی من روز 83ام

    سلام خدمت استاد گرامی و دوست داشتنی

    این قسمت در مورد هدایت خداوند صحبت شد

    و من تا الان در مورد هدایت چیزی نمی‌دونستم

    فکر میکردم خدا فقط با پیامبرانش حرف میزنه و با آدمای معمولی حرف نمیزنه و الان فهمیدم نه اشتباه فکر میکردم

    خودم تا حالا از خدا هدایت نخواستم چون فکر میکردم نمیشه و از الان میخوام خدا مرا در همه جا و همه وقت هدایت کنه در همه‌ی موارد انشاالله بتونم که با ذهنی پاک و دلی پاک به سوی خداوند برم و ازش هدایت بخوام تا حالا این کارو نکردم ولی میتونم و انجام میدم و میام از تجربه هام کامنت می‌زارم ممنون از استاد که خدا را به ما نشون داد تا بتونیم مستقیم از خودش درخواست کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1804 روز

    به نام خداوند وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    استاد یکی از مواردی که خیلی باید روش کار کنم همین موضوع هدایت هست.هنوز نتونستم خوب درکش کنم و ازش استفاده کنم.هروقت صحبت از هدایت میشه نمیتونم درک کنم که چطور هدایت صورت میگیره و همش توی ذهنم اینطور هست که مثلا یه خواب ببینم و خداوند خیلی واضح بهم بگه که اینکار رو انجام بده یا اینکارو انجام نده و اگر اینطور نباشه یعنی هدایت نشدم هنوز.میتونم بگم همین درک نکردن درسته هدایت جلوی خیلی از نعمت هام رو به ساده ترین روش ممکن گرفته.من عاشق جلساتی از ثروت 3 و دوره 12 قدم هستم که در مورد هدایت صحبت میکنید.اما احساس میکنم خودم رو لایق هدایت نمیدونم.احساس میکنم که هدایت فقط از یک راه خاص هست. ذهنم هنوز این رو باور نکرده که از ساده ترین روش ها هم هدایت صورت میگیره. ایده ای که الان دارم اینه که بیام و کامنت های مربوط به همین بخشی که معرفی کردید رو بخونم.

    همین باور نکردن و درک نکردن هدایت بنظرم انسان رو به سخت ترین راه ها میبره برای دریافت نعمت ها.اگر من بتونم این هدایت رو بیشتر درک کنم میتونم مسیر آسانی ها رو در پیش بگیرم.البته از قبلم خیلی بهتر شدم.اما خیلی جای کار دارم.اونقدر هنوز نمیتونم که 100 درصد اعتماد کنم.یعنی جنسش رو هنوز نمیشناسم.بارها توی فایلهاتون گفتید که جنس هدایت آرامش و خاطر جمعی هست.اما خیلی وقتها به تردید میوفتم و نمیفهممش.

    سپاس از استاد عزیزم

    شاد و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    شهرام قرقانی گفته:
    مدت عضویت: 2586 روز

    بنام رب هدایتگر

    سلام به تمام دوستان گلم و استاد دوست داشتنی و خانم شایسته.

    چقدر زیبا توضیح دادن استاد اول فایل با موضوع هدایت شروع شد و چه قانون زیبایی بود من تقریبا چند ماه پیش موضوع هدایت رو از سایت شنیدم 1 بار و بخاطر اینکه بتونم هم بصورت روتین بهش عادت کنم و باور داشته باشم این موضوع رو بعضی مواقع ازش استفاده میکردم ولی قانون کلی هدایت رو نمیدونستم که امروز با گوش دادن به این فایل به لطف خدا واستاد متوجه شدم و در ذیل به چند موردش اشاره میکنم تا هم بیشتر باورش کنم و هم بتونم با ایمان بیشتری برای هدایت خواستن از ربم قدم بردارم.

    ✔تقریبا 1سال پیش بخاطر طی نکردن تکاملم و باورهای اشتباهی که داشتم اومدم یه مغازه لوازم آرایشی راه بندازم و وسط راه با مشکل مالی مواجه شدم که به یکی از دوستان نزدیکم پیشنهاد شراکت دادم و اونم قبول کرد و بعد از 1ماه انجام دادن دکور و کارای مغازه دیدم طرف مقابلم بخاطر مسائلی که داشت سر دو راهی مونده بود و 1روز یه کاربهش سپردم گفت نمیتونم انجام بدم و بلاخره خودم بیشتر کارا رو انجام دادم و دقیقا از خدا یه چی خواستم گفتم خدایا ازت میخوام که همین اول راه اگه قراره تنها این کارو انجام بدم و حتی زیر بدهی هم برم تو هدایتم کن اگه صلاح نیست تا من دوستم رو شریک نکنم که بخاطر باورام مقداری بدهکار شدم ولی انصافا بخاطر اینکه ازش خواستم هدایتم کرد و خیلی محترمانه از دوستم خواستم که خودم تنهایی به ادامه کارم بپردازم.

    ✔مورد بعدی هم تقریبا چند ماه پیش با یه دختری وارد رابطه شدم و چون من داشتم رو خودم کار میکردم و مدارم داشت تغییر میکرد با مشکلاتی برخوردم که استاد تو یکی از فایل قدم های دوره 12قدم گفتن اگه رابطه ای که توش دارین اذیت میشین منتظر نشینین و اون رابطه رو قطع کنید و منم باز بخاطر باورای اشتباه خودم و وابستگیم به رابطه ادامه دادم و هرموقع هم بحثی پیش میوند من سعی میکردم کوتاه بیام و واقعا دیگه خسته شده بودم از خدا بازم خواستم گفتم خدایا ازت میخوام تا 1هفته دیگه هدایتم کنی به مسیری که در مورد این رابطه درسته و دقیقا به 1 هفته طول نکشید به طور خیلی معجزه آسای از زندگیم بدون هیچ بحثی رفت بیرون خیلی هم از لحاظ روحی اذیت شدم ولی الان که مدارم رفته بالاتر خدارو سپاسگزارم که این تضادها اومده بودن تو زندگیم تا هم خواسته هام مشخص بشن و هم اینکه باعث رشد من بشن و با نوشتن این کامنت هم خواستم موضوع هدایت رو به خودم یادآور شم و از همین فردا بیشتر ازش استفاده کنم و همین که متوجه شدم هر اتفاقی که در طی این29 سال عمری که خدابهم داده و بعضی مواقع واقعا باعث میشدم که احساس بدی داشته باشم بخاطر باورهام بودن و از دوستان و استاد سپاسگزارم که وقت میزارن و کامنت من وبقیه عزیران رو میخونن.

    برای همه از خداوندآرزوی سلامتی،خوشبختی،ثروت ،سعادت و روابط خوب را دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    Farshad Usefi گفته:
    مدت عضویت: 2307 روز

    خدارو هزاران بار در هر لحظه سپاسگذارم،بخاطر هدایتی که من رو به این فایل استاد عزیزم کرد،واقعا استاد چند ساعتی نبود که سوال برام برای دکمه هدایت سایتتون پیش اومده بود که،اوتوماتیک وار هدایت شدم به این فایلتون،اشک توی چشام از هدایت خدا در چشام پر شد که چقد دانا وتواناس سلطان جهان هستیمون.مرسی بابت نشانه هات خداجونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: