نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی - صفحه 4 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

551 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    غزال گفته:
    مدت عضویت: 2599 روز

    به نام فرمانروای جهان او که در هر لحظه بی نظیر ما را هدایت می کند

    سلام به استاد عباس منش پر انرژی

    چقدر خوشحالم که شما رو اینقدر شاد و آرام و پر انرژی می بینم و سپاس از خداوند مهربان که زندگی سرشار از شادی و خوشبختی و سعادتمندی رو به استاد بزرگوار ما هدیه کرد…

    استاد امروز من از صبح مثل یه مرغ پر کنده بی قرار بودم و نمی تونستم برم سره کاری که برنامه ریزی کرده بودم انجام بدم وقتی خبر عالی فایل جدید رو دیدم اونقدر خوشحال شدم که انگار ۱۰۰ میلیارد به من داده بودند و هر بار که شما فایل جدیدی رو می گذارید من وجودم سرشار از شور و شوق عجیبی می شه….خلاصه اینکه فایل زیباتون رو دیدم و لذت بردم و جواب سوالم رو گرفتم از ۳ روز پیش از خدا خواسته بودم که من رو هدایت کنه تا بتونم تصمیمی رو بگیرم و امروز خواسته ی من اجابت شد و خداوند مهربان به من گفت خودتو به من بسپار و حرکت کن…حسه من مثل حسه کسیه که روی یک اقیانوس در قایقی هست که نه پارو داره و نه موتور و راهه رسیدن به جزیره ای زیبا رو هم بلد نیست چون اقیانوس رو بلد نیست و برای اولین بار هست که پا در اقیانوس می ذاره…ناگهان بعد از کلّی نگاه کردن اطرافش حسی عجیب باعث آرامشش می شه و به خوابی عمیق می ره………….

    اون حس زیبا اون نیروی زیبا شروع به حرکت آرام قایق می کنه…اونقدر آرام این حرکت انجام می شه که فرد درون قایق بیدار نشه و مدتی بعد وقتی که اون شخص با آرامش از خواب بیدار می شه می بینه قایقش در ساحلی زیبا پهلو گرفته………

    خدای مهربانم از تو سپاسگزارم که مرا هدایت کردی سپاسگزارم که خواسته من رو اجابت کردی و از زبان استاد عباس منش عزیز من رو هدایت کردی چون من از تو خواسته بودم که فقط و فقط می خوام که تو با زبان استاد عباس منش من رو هدایت کنی سپاس فراوان از تو که همیشه برایم همه چیز بودی…سپاسگزارم از تو پشتیبان همیشگی من…سپاسگزارم از تو منبع آرامش من خدای خوبم عزیزترینم جان جانان از تو می خواهم نفسم بر نفست بسته باشد….از تو می خواهم که همیشه یاد من یاد تو باشد کلامم آنچه باشد که تو رضایت به آن داری مهرم را تقدیم کسانی که تو به آنها رضایت داری و همیشه و همیشه و همیشه دلم و زبانم به سپاسگزاری تو مشغول باشد…

    💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘بی نظیر ترین فرمانروا و خالق عالم دوستت دارم عجیییییییییییییییییییییییییب💘💘💘💘💘💘💘💘💘💘

    خدای عزیزم همه ما را هدایت فرما هدایت به راه راست راهه کسانی که نعمت بخشیده ای بر آنان و به لطف و کرمت از گمراهی به راهی پر از نور هدایتشان کردی…خدای خوبم برای تک تک نعماتت سپاسگزارم….برای تک تک هدایتهایت سپاسگزارم…برای بودنت عجییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییب سپاسگزارم ای خاص ترین معبود…

    استاد عباس منش عزیز مجدداً کمال تشکر رو از شما دارم و برای تک تک زحماتتان سپاسگزارم…

    خدای خوبم زندگی من و دوستانم رو سرشار از انسانهای شریفی چون استاد عباس منش کن من وجودم تشنهء انسانهایی است که تو را قلباً و عملی می پرستند…..

    در پناه خداوند مهربان بهترین ها رو براتون آرزومندم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    علی امجدیان گفته:
    مدت عضویت: 3591 روز

    به نام خدایی که در هرلحظه مهم ترین آگاهی لازم برای موفقیت و پیشرفت را به ما میگوید

    سلام به استاد عزیزم سلام به خانم شایسته مهربان

    بسیار بسیار آگاهی دهنده بود این فایل از این لحاظ که زبان خداوند رو بهتر تونستم درک کنم و بیشتر گوش کنم و بیشتر روی چیزی حساب کنم که نمی‌بینمش

    این موردی که خداوند به استادم گفته به سایت اضافه کنه واقعا مهم نیست چه صفحه ای رو برات باز کنه چون مهم اینه که هر صفحه آگاهی هایی نوشته شده و فایلی دارد که تو را رها تر از نوزادی که در آغوش مادرش است می‌کند.

    عالی بود برای من چون همش ذهنم میگفت که هدایت یه چیز عجیب و غریبی هست یه صحبت های پنهانی هست که باید مثلا مدتها کار کنی روی خودت تا چیزی رو بهت بگه، خیلی سخته کار با هدایت و …… .

    وقتی استاد می‌گوید خداوند هر لحظه ما رو هدایت میکنه و این ما باید باشیم که بپذیریم این هدایت رو تا با توجه به مداری که قرار داریم به مدار های بالاتر بریم من یهویی قند تو دلم آب میشه که بابا قرار نیست تو اولا هر لحظه ایده از خدای خودت بگیری بلکه قراره هر وقت با باور ایمان داشته باشی و حتی برای چیزهای کوچک ازش درخواست کنی او بهترین جواب رو بهت بدهد و تو آماده دریافتش باشی

    فهمیدم که کافیه هدایت رو درک کنم و باهاش همراه بشم چون هیچ چیزی مثل اون نمیتونه من رو به خواسته‌هام راحت برسونه و سعادت در دنیا و آخرت رو برام به ارمغان می‌آورد . فهمیدم مقاومت در برابر هدایت یعنی حرکت در خلاف جهت جریان و زجر کشیدن

    تکه ای از صحبت های استاد در مصاحبه با دوستش :

    آدم هایی که بهانه میارن و در کل حرکتی نمی‌کنند به هزار بهانه، من برای اونها حرفی ندارم و میگم تو راست میگی واقعا نمیشه ! اونها همون هایی هستند که نمیتوانند هدایت خدا رو ببینند به قول قرآن مهر بر قلب آنها گذاشته شده، من چه چیزی رو دارم به این افراد بگم

    کسانی که ایمان دارند که جواب می‌گیرند و می‌شود یه زندگی بهتری رو تجربه کرد قدم بر میدارند باورهای درستشو میسازند و ایمان دارند که جواب می‌گیرند راهشو پیدا می‌کنند اینها هستند که میتوانند به صحبت های من گوش دهند. استاد عزیزم داستان بزی رو گفتن که بهش حمله شده و به استاد پناه آورده که مشکلشو حل کنه

    آه خدای من اشک توی چشمام جمع شد یاد داستان خودمان افتادم توی کامنت قبلی هم گفتم اما این فایل عجیب ایمانی در من ایجاد کرد که دوباره بنویسم : توی اتوبان در حال حرکت بودیم صدای عجیبی زیر ماشین ما اومد فوری کنار زدیم یه چال سرویس بیرون از مغازه های تعطیل بود رفتیم نگاه کردیم هیچی نبود همه چی سالم سالم گفتیم خیریتی داره بعدش متوجه گربه ای شدیم که توی همون مغازه روبروی چال سرویس گیر کرده بود و ایمانش رو از دست نداده بود همش میامد و میرفت که سوراخی رو پیدا کنه که بیرون برود با اینکه شاید هزار بار این کار رو کرده بود اما امید داشت که می‌شود و ما با زور کرکره رو یه ذره براش بالا کشیدیم و اومد بیرون

    من از اون داستان خیلی چیزها رو یاد گرفتم که می‌شود

    جلسه ۴ عزت نفس فقط همین ((می‌شود)) را استاد بسیار عالی توضیح می‌دهد

    واقعا الان میبینم استاد چرا حرفی برای افرادی که میگویند نمی‌شود، ندارد

    چون انسان اون موقع کامل وصل میشه به شیطان و ایمانی نداره و هرچه تلاش فیزیکی هم بکنه بر عکس جواب میدهد

    بله

    باور به اینکه می‌شود به استقلال مالی رسید

    میشود به سلامتی کامل رسید

    آره واقعا ایجاد چنین ایمان و پیگیری نشانه‌هایی که ما یک روزی دست خدا شدیم تا باور به ((میشود)) یکی را برآورده کنیم و بینهایت آدم هایی که این ((میشود)) ما را دارند تجربه می‌کنند واقعا کار راحتی نیست واقعا این همون تلاش واقعیه که باید انجام داد

    این همون ایمان پیگیر گربه ای رو می‌خواد که در مغازه گیر کرده بود و منطق شیطانی میگفت مغازه تعطیله و احتمالا از گرسنگی میمیری را نادیده گرفت و ادامه داد راه های مختلف رو تجربه کرد و باور داشت که می‌شود و خدا براش انجام داد

    با ایمان به اینکه می‌شود خداوند الهام میکند و راه حل را نشانم میدهد، فعالیت داشتم و تمرکز کردم و برای من جواب داد

    قبلا فکر میکردم باور یه ورد جادویی هست که همه کارها رو انجام میدهد اما الان بعد از کم کردن ۱۲ کیلو از اضافه وزنم بدون ورزش و بدون هیچ سختی فهمیدم زمانی که باور میسازیم خداوند به ما راهکار متناسب با خودمون رو میدهد که باید انجامش بدیم و راحت همه چیز رو به وجود می آورد

    در مورد شغل و پول ساختن خیلی در تردید بودم از خداوند خواستم که کمکم کنه بتونم تصمیم درستی که سالهای سال ازش راضی باشم رو بگیرم اولش برای کار اداری شماره حساب میخواستم مجبور شدم برم حساب جدید باز کنم دقیقا سر نهار شده بود که کارمنده نوبت من رو انجام نمیداد و طول کشید و سوالی از من پرسید که متاهلی یا مجرد شیطانه میگفت یه چیزی بهش بگم اما از خدا خواستم همون موقع گفت با شوخی و حتی کلمه شو هم گفت اما شیطان میگفت نه شوخی بدش میاد خلاصه انجامش دادم و همین شد که طرف گل از گلش شکفت، از درس خوندن و کارم پرسید تا به جایی رسیدیم که کلی در مورد کارمندی و نحوه کارش و هزاران برخورد و چیزهایی که وقتی فقط کازمند میشی میفهمی رو اون روز به من داد، اطلاعات نابی که رایگان به من داده شد که تصمیم درست رو بگیرم.

    بعد از اون فیلمی رو دیدم استاد دانشگاه مطرحی از حقوق خودش میگفت گفتم این هم یک اطلاعات دیگری در مورد تصمیمم.

    یه فایل قدیمی از استاد داشتم توی سیستم که دیشب گوش دادم در مورد اینکه تخصص چقدر میتونه پول ساز باشه

    حسی به من گفت توضیحات صفحه روانشناسی ثروت ۳ رو بخونم: هر چه مسئله مهم تری رو از آدم ها حل کنی پول بیشتری رو می سازی و می‌تونی به راحتی به آنچه که فکر میکنی برسی

    بعد از دیدن این فایل همه این داستان ها جلوی چشمانم اومد که علی ببین این همش هدایته اینها همش به قول استاد آدرس چیزیه که تو میخوای بیا بنویس اونها رو و کنار هم بذار و تصمیماتی که داری با ایمان بگیر به خودم گفتم این اعتقاد به هدایت هست که آنتن تو رو قویتر میکنه که مغز حرف رو بفهمی، کلی اطلاعات بهت داده، نگیری و استفاده نکنی باید سالهای سال در تردید باشی و بشی آدمهایی که حرف قشنگ می‌زنند و ته دلشون خودشون به خودشون بد و بیراه میگن که اگر خودت طبیب بودی سر خودتو دوا میکردی

    واقعا با تمام وجودم از خدای خودم و استادم تشکر می‌کنم که به درونش گوش می‌کند❤بعد از این فایل خیلی خیلی به من گفته میشد که اگر این اطلاعات هدایت نیست پس چی میتونه باشه الانه که میفهمی این اطلاعاتی که بهت میگه میتونی سر جای خودت باشی و بینهایت ثروت بسازی منجر شد به اینکه واقعا به اون طرحی که تقریبا یکسالی هست رو اون کار میکنم چون عاشقش هستم چون به قول استاد هرکاری پتانسیل ثروت ساختن رو داره

    انشالله به زودی بیام و از مسیر لذت بخش ای که با ایمان در اون قرار گرفتم و از نتایج عالی ثروت ساختنم بگم مثل استاد و این همه دوست سخاوتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    لیلا اسحاقی گفته:
    مدت عضویت: 2890 روز

    استاد عزیز و گرامی ام سلام. مریم شایسته نازنینم سلام

    این سایت برای من در حکم کوه الماسی است که واقعا قلبم درخشش اینهمه زیبایی و شکوه را تاب نمی آورد. تا چند وقت قبل وقتی روبروی این کوه الماس می ایستادم تا دامنم را ازین گوهرهای ناب پرکنم استرسی می گرفتم ناگفتنی. من پر بودم از نیاز و سردرگم از اینهمه آگاهی ناب و ناتوانی در بدست آوردن یکجای آنها . کمی از این، کمی از آن و در آخر که ای وای پس بقیه اش چه می شود. من همه را می خواهم. گاهی واقعا بغض میکردم که چرا سالها من از این گنج عظیم دور بوده ام و اگر از اول شکل گرفتن این کوه الماس من هم حضور داشتم تا الان برای خودم الماسی شده بودم و این کمال گرایی اجازه نمی داد تا من لذت استفاده از این گنج گرانبها را ببرم. فکر من دچار بی نظمی بود و تشنگی زیاد من، اجازه نمی داد تا من لذت چشیدن از این آب زلال و گوارای آگاهی را با جان و دل نوش کنم. شیطان درونم فریاد میزد که فراوانی نیست و اگر الان تو به همه این آگاهی ها دست پیدا نکنی از دستت می رود و تو همچنان عقب و عقب تر می مانی.تا اینکه خواسته من در قلب استادم الهام شد و رمز ورود به این گنج به من داده شد.

    من مدتهاست به عشق کلیک بر روی دکمه مرا به سمت نشانه ام هدایت کن وارد سایت می شوم و چقدر زیبا و هدفمند هدایت می شوم به سمت آنچه که باید.

    من هدایت می شوم به سمت همان آگاهی که هم اکنون نیاز داشتم تا سکان زندگیم را به همان سمت بچرخانم.

    من به پاس توفیقی که خداوند بابت شکرگزاری نعماتش به من داده این نعمت را دریافت کردم. و به پاس دریافت این نعمت از خدای خودم سپاسگزاری می کنم و از دستان قدرتمند خدایم که استاد و خانم شایسته عزیز هستد هم سپاسگزاری می کنم تا ظرف وجودم بزرگتر شود تا بتوانم از اینهمه آگاهی های ناب که یکجا به من داده شده بیشتر استفاده کنم.

    استاد عزیز شما در همه ابعاد زندگیم الگوی تمام عیار من هستید و همه تلاشم این است که پا جای پای شما بگذارم و این آرزوی من از همان دوران کودکی بود که ای کاش کسی را داشتم که می توانستم از او یاد بگیرم نحوه درست زندگی کردن را. و چقدر طول کشید تا پیدا کردم این گوهر ناب را و چقدر زندگی برایم آسان تر شده از وقتی که رد پای شما را دنبال می کنم.

    صبح که از خواب بیدار می شوم اولین شکرگزاری من هستید به عنوان یکی از نعمت های بزرگی که در زندگی ام دارم.خیلی مواظب هستم تا در مداری که شما هستید باقی بمانم . دوستتان دارم با بند بند وجودم و ضربان قلبم تنظیم شده است روی فرکانس عشق نابی که از سمت شما دریافت می کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    محبوبه صادقی گفته:
    مدت عضویت: 3297 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز .من وقتی به نشانه من برای قدم بعدی رفتم فایل سفرنامه جلسه 50 اومدش .استاد عزیزم از همون لحظه که قبل از باز کردن متن مقاله شمارو خوندم نمیدونم چرااااا جراااا همین طور دارم اشک میریزم نمیدونم شما کی هستید از کجا امدید ..حالم دگرگون شده الان رو لبتابم همینطوری اشکام داره میریزه دارم تایپ میکنم انقدر زیاده جلو دیدم هی میگیره ..استاد عزیزم من حرفهای شمارو باور کردم روزی حداقل 15 ساعت دارم ویس های خریداری شما و فایل های رایگان های شمارو گوش میدم خیلی خیلی زندگی خوب یعنی با ارامش همسری مهربان و خودم خیلی خیلی ارامش قلبی پیدا کردم ..ولی استاد الان یه حسی درونم بود میخوام بگم روم نمیشه نمیشه نمیتونم ….با اشک برای شما و بچه ها مینویسم و الان میگم .من از 18 سالگی سیگار میکشم تا الان که 45 سالم دیروز شد ..هی چندین بار ترک کردم ولی نتونستم..وای خدا اشکام بند نمیاد خدای من …ده روزی هست تصمیم گرفتم و نوشتم که خدایا کمکم کن من این سیگارو ترک کنم اراده منو بالا ببر .خیلی رو باورهام این ده روز کار کردم اهرم رنج و لذت رو کار کردم نوشتم هر روز میخونم .زیر دوش حمام با خدا حرف میزنم که خدایا این مساله ترک سیگار بینگ بنگ زندگی 45 ساله منه اگه ترک کنم ..با تمام خواسته هایی که دارم و نوشتم و یکی از مهمترین اونا اینه که بیام فلوریدا با شما عکس بگیرم و ناهار مهمانتون کنم و برای تمام بچه های سایت بزارم که بگم بچه ها برای من شد برای شما هم میشود و یک روز درمیان زیر دوش اب می بینم تجسم میکنم و با خدای خودم حرف میزنم ….ولی موضوع ترک سیگار و بینگ بنگ زندیگیم و ازش هی خواستم کار کردم ….

    ولی استاد سه روز توی حمام یه چیزی شنیدم بخدا دارم با اشک مینویسم بخدا شنیدم نمیدونم الهام بود نمیدونم نجوا بود …..استاد عزیزم اشکام امون نمیده بخدا ….بهم همین جمله رو گفت .محبوبه اگه بینگ بنگ رو انجام بدی منم بینگ بنگ خودم و نشونت میدم وبه تمام خواسته هات هر انچه که میخواهی میرسونم …بخدا اومدم بیرون از حمام دو ساعت فقط گریه میکردم .نمیدونستم چکار کنم .باورم شده بود که صدای خداوند استاد..|

    ولی نمیدونم از کجا چه جوری یهو ترک کنم کم کم ترک کنم ولی حسم میگه گفته بینگ بنگ یعنی یهو قطع کن .سه روز کلنجار دارم میرم .استاد برای همین اومدم قسمت نشانه من که این سفر نامه و فایل دزدی تاکسی .وتوضیحات قدم سوم برام اومد ..

    استاد شما واقعا از طرف خداوند هستی ..ازتون متشکرم .هنوز باورم نمیشه این چه حالی بود که هنوز دگرگونم و اشکبار نمیدونم نمیدونم این چه حسی ولی اینو میدونم خبرها بهم رسید و با این دریافت ها حتما حتما به زودی زود ظرف این چند روز بینگ بنگ من انجام میشه و بعد از 20 سال و اندی روزی 2 پاکت سیگار ترک میشه

    برام دعا کنید روی این فایل ها و مقاله ای که برام اومده از امشب کار میکنم و هدایت بشم تا خداوند هم بینگ بنگ خودشو بهم نشون بده …

    خداوند به من وعده رزق و روزی غیرالحساب داده است .خداوند از وعده خود عدول نمیکند .

    وعده خداوند حق است …

    استاد عزیزم الهی همیشه سلامت و شاد در کنار خانواده خودتون وبچه های سایت باشید .ممنونم از این الهاماتی که در سایت قرار دادید ..دوستتون دارم استاد عزیزم .

    بچه های دوست داشتنی برای من هم دعا کنید ..من این بینگ بنگ زندگیم رو میزنم به امید الله .به زودی میام براتون حال و احوال انجام شده اش را مینویسم

    دوستون دارم .برام دعا کنید …صادقی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      Amir گفته:
      مدت عضویت: 3285 روز

      سلام دوست عزیز , خیلی خوشحال شدم دیدم قصد تغییر دارین , به این تغییر به عنوان یک مسیر نگاه کنید پس اگه شکست خوردین ناراحت نشید و بدونید مهم قدم برداشتنه و این تضاد ها طبیعیه که باشن .

      از هر شکستتون درس بگیرین به این صورت که حتی اگه متوجه شدین که میل به سیگار کشیدن دارین , خودتونو کنکاش کنید ببینید چرا ؟ این از کجا نشعت می گیره تو بیشتر اوقات این از چندین منبع نشعت میگیره بعد از اینکه فهمیدین از کجا ریشه می گیره اونا رو حل کنید

      به طور مثال اگه تو اون لحظه دیدن به خاطر لذت این کار قدم بر می دارین سمت بسته سیگار , بسیار قدرتمند تر و با تکرار بیشتر رو اهرم رنج و لذت کار کنید حتی اگه براتون مهمه هر روز ۲ نوبت از این اهرم استفاده کنید کلی اغراق کنید تو نوشتن در مورد احساس ها بنویسید و فکر کنید که چه احساسی بهتون دست میده اگه این کارو بکنید یا در آینده چه احساسی بهتون دست میده اگه عواقب کارهاتون سراغتون بیان

      یا اگه دیدن برای فرار از مسئله ای این کار رو انجام می دین به طور کامل حمله کنید به اون مسئله

      این قسمت گنج میشه براتون اگه دلایل کارتون رو حل کنید به معنای کلمه تو مسیر زندگیتون جهش می کنید

      تو این مسیر کار کردن رو عزت نفستون خیلی مهمه چون اگه کسی از عواقب کارش با خبر باشه(اهرم رنج و لذت)

      و برای خودش ارزش قائل باشه(عزت نفس) به هیچ عنوان این کار رو انجام نمیده

      در مرحله آخر من واقعا براتون خوش حالم , چون این تضاد باعث کلی خودشناسی و یه جهش عظیم تو زندگیتون میشه اگه به طور درست حلش کنید و دلایل میل به این کار رو حل کنید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      امیر ارکان فر گفته:
      مدت عضویت: 4184 روز

      خانم صادقی عزیز

      قطعا با انجام این کار انقلاب بزرگی در شما شکل میگیره….

      مثل استاد که خودش گفت اولین باری که تونست وزنشو کم بکنه

      اونوقته که میتونی با عزت نفس به خودت بگی من که این کار انجام دادم

      کارهای دیگه برام کاری نداره

      به امید اون روزی که توی سایت از موفقیت هاتون بنویسید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
    • -
      نیکا ... گفته:
      مدت عضویت: 2569 روز

      سلام دوست عزیزم. مطمئن باش که میتونی . خداوند خودش رو که همیشه در وجودت جاری بوده رو اینبار خیلی واضح نشون داده . اون رو جایگزین کن یعنی مثل سیگار ببین ، لمس کن و باهاش عشق کن. موفق باشی مطمئنم که میشی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    سعیده آقایاری شیخ نشین گفته:
    مدت عضویت: 2233 روز

    به نام خدای مهربان هدایتگر

    به خودم متعهد شدم هر وقت هر فایلی درکی در من ایجاد کرد که منجر به یک تصمیم شد بیام و زیر فایل بنویسم تا بعنوان یک سند از من در اون تاریخ ثبت بشه…

    قبلا خیلی در مورد نوشتن نظر مقاومت داشتم…میگفتم وقتم رو میگیره…یا اینکه حتما باید از اون تصمیم نتیجه بگیرم…و یا استاد میخونه نظرات رو…پس باید خیلی خیلی عالی بنویسم…اما خوب بعد از اینهمه کار کردن روی خودم خیلی راحت تر میگم گور بابای این حرفا…واقعا باید بریزم دور این حرفا رو…نجواهای ذهنم رو بشناسم و بدونم با چه لفافه هایی منو از مسیر درست خارج میکنن

    ………

    در ضمن باید به خودم یاداوری کنم که این اولین نظری هست که با سرفیس پرو 8 جدیدم مینویسم :)

    از وقتی که این وسیله رو توی سریال سفر به دور امریکا و بعدش تو دوره جهانبینی توحیدی جلسه 5 دیدم استاد به چه راحتی با یه دست بازش کرد و کیبوردش رو ازش جدا کرد عاشقش شدم…و بعد از چند ماه از خرید به دستم رسید…خدایا شکرت به خاطر این وسیله عالی :)

    ……….

    اما در مورد این فایل که بعنوان نشانه روزانه از خداوند دریافت کردم….

    اول باید به خودم بگم که چه مسیری رو رفتم تا به این فایل هدایت شدم

    من در حال کار کردن جلسه 7 جهانبینی توحیدی و کار کردن روی مهمترین پاشنه های آشیل خودم بودم و در اونجا فهمیدم که هنوز اون غرور و لجبازی که از بچگی توی من بوده که همیشه میخواستم دانای کل باشم اون زشت ترین قورباغه منه که باعث شده من از دریافت و یا توانایی عمل به الهامات خداوند عاجز باشم…یعنی یکی رو عمل میکنم و یکی که خیلی دور از ذهن باشه عمل نمیکنم…و یا اگه به یکی عمل کردم و اون نتیجه دلخواهم ایجاد نشد میگم اصلا این هدایت نبوده…اینا همه کشکه…و معترض خداوند میشم

    البته بعد از کلی کار کردن و عمل کردن بهتر شدم…یعنی عمل کردن به بعضی از اون ایده ها و دیدین نتیجه ایده هایی که بهشون عمل کردم و اونهایی که عمل نکردم و اگه میکردم چقدر خوب میشد…یا اونهایی که دیر بهشون عمل کردم و اگه همون موقع عمل میکردم چقدر بهتر میشد…کم کم این باور در من تقویت شد که من اصلا اون دانای کل نیستم و به شدت نیازمند هدایت

    …….

    حالا داستان اینجاست که من در اصل فهمیدم به نوع خاصی از هدایتها مقاومت دارم…یعنی به خاطر همون غرورم هر وقت هدایتهای خداوند از سمت آدمها هستن بخصوص آدمهایی که من اون آدمها و افکارشون رو خیلی قبول ندارم شدیدا مقاومت دارم که انجامشون بدم و غالبا انجام نمیدم…حالا ممکنه مدتی بعد بفهمم که اصلا اون آدم در این مورد حق داشته…و باز هم از غرورم اعتراف نمیکنم که اشتباه کردم…

    یعنی اون هدایتهایی که مثلا از سایت یا نظرات دوستان هستن…یا هدایتهایی که از قرآن دریافت میکنم…یا هدایتهایی که توی خواب بهم گفته میشه…کاملا برام قابل انجام هستن….چون ذهنم میپذیره که اینا هدایت هستن

    اونهایی رو انجام ندادم که اون ایده از سمت یه آدمی بوده بخصوص آدمی که من کلیت افکار اون آدم رو نمیپسندنم (چون با اون غرور من در تضاد هست که بخوام ایده یه آدمی که فکر میکنم من ازش بهتر و باهوش تر و داناتر هستم رو بپذیرم!!!!!!!!!!!)…….این ایراد تا به الان برای من کاملا مخفی بوده!!!!!!!!!!!

    (((((((((((البته هنوز هم برای من سخته که تشخیص بدم ایده هایی که از سمت آدمهای هستن کدوم هاشون برخاسته از باورهای شرک آلود اوناست و کدومشون واقعا هدایت خداوند هست….و امیدوارم بتونم این رو تشخیص بدم…هنوز به اون درجه نرسیدم..یعنی نمیتونم آدم ها رو از اون ایده جدا بدونم…یعنی ممکنه اون آدم فرد مناسبی نباشه به نظرم اما اون ایده اش واقعا هدایتی باشه برای من…مثلا یادمه یه بار یه آدمی بهم گفت فلانی میخوای این کارو بکنی و ازش نتیجه بگیری روی این موضوع خیلی کار کن…من چون فکر میکردم اون از اون دست ایده هایی هست که از افکار شرک الود جامعه نشات گرفته و تمرکز منو از اصل میبره به فرع…انجامش ندادم…و گفتم من تمرکزم رو میذارم اصل….اما اتفاقی که افتاد در نهایت امر اون موضوع خیلی مهم شد و من به اون نتیجه نرسیدم….بعد که این اتفاق افتاد منطقی بود که اون موضوع مهم هست اما اون موقع اینطور به نظرم رسید که اون ادم داره بیخودی حواشی اون امتحان رو خیلی بزرگ میکنه و میخواد منو بترسونه و چون درابتدا ایده اش ترس در من ایجاد کرد گفتم از سمت خداوند نیست….میخوام بگم در اون ابتدا که ادم با این ایده اشنا میشه که باید فقط روی قدرت خدا حساب کنی خیلی از این حساب کردن فقط خدا صدمه میبینیم چون اصلا نمیتونیم درست تشخیص بدیم که وقتی روی خداوند حساب میکنی خداوند هدایتهاش رو از زبان های مختلف بهت میرسونه اما تو به علت اینکه فکر میکنی توحید یه چیز خیلی پیچیده الهی و ماورالطبیه است که مثلا باید مثل عصای موسی بشه که دریاها رو برات شکاف بده یا یه صدایی هست که فقط توی کوه طور میشنوی و منتظر یه چنین چیزی هستی به دیگه به ایده هایی که خیلی معمولی یه ادمی توی اتوبو س بهت میگه توجه نمیکنی…و جدیشون نمیگیری…و چون جامعه برات یسری ادمی هستن که توی شرک دست و پا میزنن دیگه به حرفهاشون اهمیت نمیدی…و ایده هاشون رو در مسیری خلاف هدایت خدا میدونی و دچار غرور میشی…برای من از روزی که مفهوم هدایت رو شنیدم و تا این نکته رو بفهمم کلی سوءبرداشت پیش اومده و بارها از هدایت به این دلیل دلسرد شدم…یعنی اینکه بفهمی ایده همون ادمی که تو خیلی مشرک میدونیش درست همون چیزی بوده که باید بهش گوش میدادی…خیلی برات درد داره و خیلی باعث ناامیدی ادم میشه….بعد اهسته یاد میگیری که همه ادمها به خاطر اینکه جزئی از خداوند هستن میتونن برای تو یه سیم اتصالی باشن که به خدا وصلت میکنن…هر کدمشون تک به تک…یادت نره که شیطان هم همین اشتباه رو کرد…از روی ظاهر آدم قضاوت کرد و نتونست از پوسته بیرونی اش فراتر بره و اون ماهیت اصلی که خدا بود رو ببینه…و فکر کرد ازش برتره و به همین علت بهش سجده نکرد….من همین اشتباه شیطان رو بارها و بارها کردم…و خدا میدونه که هربار خود خداوند هدایتم نمیکرد من کاملا گمراه شده بودم…اما الان باز هم میگم هرگز از این اشتباه مصون نیستم…تازه فقط فهمیدم که من باید به انسان ها نگاهی متفاوت داشته باشم…بهشون احترام بیشتر بذارم به خاطر خدایی که درونشون هست….و منتظر شنیدن همه هدایتها باشم…یعنی گوش به زنگ باشم و هدایتها رو بهشون عمل کنم…حتی اگه مطمئن نیستم…نتایج در طی زمان منو آگاه میکنه…به هرحال افتراق توحید و شرک و هدایت از مسیر نادرست واقعا گاهی خیلی سخته و باید تجربه کنیم…استاد هر چقدر هم تلاش کنه نمیتونه درک خودش رو به ما منتقل کنه چون تا این مسیر رو خودمون نریم و در عمل از این اگاهی ها استفاده نکنیم قادر نیستیم قوی بشیم))))))))))))

    ……………

    من در جریان کار کردن روی دوره جهانبینی از خداوند پرسیدم که روی چه فایلهایی بیشتر متمرکز بشم….یعنی فایلهای با چه مضمونی بهم کمک کنه تا من بیشتر روی این پاشنه آشیل خودم کار کنم..

    دکمه نشانه من هدایتم کرد به فایلی با عنوان «تعهد به خواسته» یا «رها بودن» نسبت به آن؟! که مقاله ای نوشته شده توسط خانم شایسته است…این مقاله بی نظیره….من خودم هم نمیدونستم چنین مقاله ای چطور قراره بهم کمک کنه تا غرورم رو درمان کنم….خانم شایسته خیلی بی نظیر مینویسن…و من چند بار اون مقاله رو خوندم…و یادمه چندین جمله ازش توی گوشم زنگ زد…و برام برجسته شدن…بخصوص مفهوم هدایت و فکر خدا را خواندن و اشاره به دوره ی بی نظیر راهنمای عملی دستیابی به رویاها کردن

    خانم شایسته سفرنامه ای بی نطیر برای مرور جلسات این دوره تهیه کردن که در کانال تلگرام موجود هستن و من اونها رو ذخیره کردم و میخونم چون واقعا بی نظیر هستن

    دوباره برگشتم به اون سفرنامه و دیدم در جلسات 9 و 10 این دوره دقیق در مورد این توانایی که چطور بتونیم فکر خدا رو بخونیم و چطور بتونیم الهامات رو دریافت کنیم گفته شده

    اشتیاق من خیلی بیشتر شد که بتونم واقعا از این پوسته خودم خارج بشم و بذارم این جریان بی نظیر منو هدایت کنه

    یکی از خواسته های من برای سال جدید در بخش رابطه با خداوند این هست که بتونم به صورت عملی درک کنم اینکه استاد میگن انگار من روی شونه های خدا نشستم یعنی چی

    ولی میدونم که برای درکش باید خیلی متعهد روی خودم کار کنم

    من از خدا پرسیدم که میخوام یک تعهد 40 روزه برای کار کردن روی خودم رو شروع کنم تعهدی که به من توانایی درک بهتر الهامات و عمل به اونها رو بده…وقتی شروع کردم توی سایت چرخ زدن….یهو نظر یکی از دوستان برام پر رنگ شد که گفته بودن یه تعهد قرآنی رو شروع کردن…و این رو یک نشانه دیدم که برای اولین بار بیام و یک دوره با قرآن ادامه بدم…اینبار به صورت متعهد و 40 روز…

    از اون روز دارم ادامه میدم و امروز توی روز 7 ام هستم و هنوز مطالعه امروز رو شروع نکردم…اما خداوند کمک کنه که برم شروعش کنم…

    این اولین بار هست که احساس کردم خداوند منو به مطالعه مدون قرآن دعوت کرده…هر روز هم ایده های جدیدی داره برام که چطوری کارم ساده تر بشه و چطوری مفاهیم مهم رو ازش خارج کنم…

    همون روز اول اجرای تعهد هم یک ایمیل کاری خوشحال کننده دریافت کردم که به فال نیک گرفتم که این مسیر رو ادامه بدم

    این چند روزه باز این سوال در ذهن من ایجاد شد که تقریبا نیمی از سال گذشته و من وقتی به چکاپ فرکانسی اول سالم نگاه کردم دیدم واقعا اونقدر که انتظار داشتم تغییرات محسوسی ندیدم…و باز این نجوا در من قوی شد که اصلا من دارم درست به تعهداتم عمل میکنم؟ و اینبا ر که دکمه نشانه من رو زدم هدایت شدم به این فایل…این فایل و اون بخشی ازش که استاد گفتن من در همه چیز از خداوند هدایت میخوام حتی مسائل کوچیک و پیش پا افتاده…برام خیلی تازه بود…یعنی قبلا میشنیدم فکر میکردم منم همین طورم بعد دیدم نه……من اصلا اینطوری نیستم….من فقط برای مسائل خیلی بزرگ از خدا پیام میخوام….و وقتی پیامش رو درست متوجه نمیشم لجم میگیره و نجواهای ذهنم قوی میشن…و میرم توی احساس بد…نمیگم همیشه اینجوری هستم اما این موضوع به صورت تکرار شونده برام رخ میده (((( خیلی از این موضوعات الان داره برام شفاف میشه…انگار واقعا این نوشتن افکار خیلی معجزه میکنه))))

    خوندن نظر آقای یزدان نظری خیلی بهم کمک کرد…نکته ای که ایشون در مورد تکامل در درک و دریافت هدایت فرمودن خیلی خیلی عالی و کمک کننده بود برام…

    حتی خوندن نظر ایشون باعث شد که من دوباره یاد تمرین ستاره قطبی بیافتم…دیدم کارکرد این تمرین هم در حقیقت همین هست…یعنی هدایت شدن به مسیر درست…هدایت شدن به آسانی ها و نعمتها…با دقیق تر هدایت شدن به مسیر آسان دریافت کردن نعمتها…و چقدر این تمرین بی نظیره…و یادم افتاد که اولش فکر کردم این تمرین فقط برای این هست که بتونم حس ام رو خوب نگه دارم… درک دوم من این بود که من بتونم باهاش اتفاقات رو اونجوری که میخوام خلق کنم…ولی در مورد شیوه رسیدن به اون اتفاقات خواسته رو به جریان هدایت بسپارم…اما من در مورد این قسمتش مقاومت داشتم…واسه همین هم اصلا گوش به زنگ دریافت هدایت نبودم…

    و الان متوجه شدم که این تمرین برای طی کردن تکامل در درک و اجرای هدایت ها در خلق هرچه ساده تر اتفاقات خواسته هست…..

    یعنی از کوچیک شروع میکنیم میگیم چی میخوایم…بعد خدا در طی روز هدایتم میکنه به چگونگی رسیدن به اون خواسته

    دو تا مثال میزنم

    همین چند وقت پیش مسافرتی به کشوری دیگه داشتم…حین بیرون رفتم برای رسیدن به یه مقصد خاص از خدا خواستم که ما رو خیلی راحت به مقصدمون برسونه و در زمان درست در مکان درست باشیم…قرار بود با اتوبوس بریم چون با مترو نمیشد رفت…ما تا رسیدیم سر ایستگاه اتوبوس اول بلافاصله اتوبوس رسید وما رو به ایستکاه دوم برد به راحتی…وقتی به ایستگاه دوم رسیدیم…اتوبوسی که اومد ازش پرسیدیم و با اشاره به ما گفت که اینجا اشتباه هست باید برید ایستگاه بعدی…ما مطمئن نبودیم که حرفش رو درست فهمیدیم…چند لحظه بعد دیدیم که اتوبوس شماره مورد نظر ما اومد از ایستگاه ما رد شد و توی ایستکاه بعدی نگه داشت…ما هرچی دویدیم برامون نگه نداشت و مجبور شدیم 20 دقیقه توی گرمای شدید منتظر بمونیم تا اتوبوس بعدی بیاد…من داشتم به خودم میگفتم اگه ما حرف اون راننده اول رو گوش میدادیم در زمان درست در مکان درست میبودیم و خیلی راحت به مقاصدمون میرسیدیدم…و کل این پازل تکمیل میشد…اینجا ذهن من یه درس جدیدی از هدایت گرفت…هدایت میتونه هرچیزی باشه…باید گوش به زنگ شنیدنش باشیم…و بهش عمل کنیم…و به قول دوستمون یزدان عزیز “شکرگزار هدایت باشیم تا هدایت در زندگی مون بیشتر بشه”..بهترین شیوه شکرگزاری هم که همیشه اهمیت دادن و جدی گرفتنش هست دیگه

    مثال دوم- دو روز بود که دستمزد من واریز نمیشد در حالیکه در ستاره قطبی نوشته بودم که امروز میخوام دستمزدم به اسونی واریز بشه…

    حالا روز سوم ذهنم مسخره ام میکرد که بازم بنویس و ببین که تا شب هیچ اتفاقی نمیافته…اونا همیشه دستمزد تو رو آخر واریز میکنن…و حالا باید منتظر بمونی…کلی هم مقاومت داشتم که بخوام بهشون اسمس بدم که حالا اونا میگن من چقدر هول دارم…حالا دو روزه واریز شده…مقاومتهام رو گذاشتم کنار از همکار دیگه پرسیدم گفت دستمزدش واریز شده…بلافاصله به شخص مربوطه پیام دادم و چند ساعت بعدش واریز شد…

    یعنی یه وقتایی من هدایت میشم به یه اقدامی که باید انجام بدم…اینطور نیست که بشینم بگم من ستاره قطبی مینویسم و باید دیگه برم پی کارهای دیگه و خدا اینا رو خودش انجام بده…خداوند همین من و تو و بقیه هستیم…ایده ای که میگه پیام بده علتش رو یپرس انجامش بده…حالا اگه پیام میدادم و من قدم خودم رو برداشته بودم باید میگفتم خدایا من کاری که میدونستم رو انجام دادم حالا یا به آسانی نتیجه رو آشکار کن یا اینکه اگه قراره من قدمی دیگه بردارم خودت بهم بگو که چه کار دیگه ای باید بکنم…و باید صبر کنم و ایمان داشته باشم که خداوند کارش رو میدونه و منو فراموش نکرده

    من هنوز اونقدر تکامل رو طی نکردم که بتونم صدای خداوند رو توی قلبم با درونم بشنونم…پس باید این تمرین ستاره قطبی رو جدی بگیرم و بابت هرچیز کوچیکی هدایت بخوام و هر ایده ای که هست رو اجرا کنم…الان یادم افتاد مدتهاست خیلی از این تمرین نتیجه نمیگرم…و بهش فکر که کردم دیدم چون خیلی جدی اش نمیگیرم…و هدایتهایی که در مورد چگونگی انجامشون بهم گفته میشه رو یکی در میون جدی میگیرم…و همین باعث شده که چون نتیجه خوب نیست احساس ناامیدی بهم دست میده

    و حالا فهمیدم که باید برای تمام کارهای روزمره با جزییات هرچه بیشتر بنویسم که چی میخوام..مثلا اینکه دیروز خواستم برم یکی از شلوغ ترین جاهای شهر…3 جا کار داشتم…قبلش خیلی دقیق نوشتم…و وقتی رفتم واقعا جاهایی پارک کردم که هرگز نمیتونستم فکر کنم اونجا میشه پارک کرد…همش هدایتی…و ادمهای مناسبی که میخواستم سر راهم قرار گرفتن و هر سه کارم خیلی خوب انجام شد و به راحتی برگشتم خونه

    این اتفاقات همشون به معنی روون شدن چرخ زندگی هست…هدایتها ما رو از اسون ترین راه ها میبرن…مثلا در همین مثال پارک ماشین که ذهنم بهم میگه که این اصلا موضوع مهمی نیست…مثالی میزنم که ذهن من ساکت باشه…یادمه قبل از اینکه با این مفاهیم آشنا بشم یه بار جایی پارک کردم و مدتی بعد برگشتم با اینکه اصلا جای نامناسبی نبود اما یه آدمی که با فرکانس های اون موقع خودم جذب کرده بودم اومد کلی به ما گیر داد که اصلا چرا اینجا پارک کردین…مغازه من اینجاست کسی حق نداره اینجا پارک کنه…کلی ناسزا بهمون گفت…و ما هم که دو تا خانم بودیم از ترس فقط ماشین رو برداشتیم و فرار کردیم…و تا ساعتها احساسم بد بود که چرا اون ادم به خودش اجازه داده اینجوری با من حرف بزنه در صورتی که اصلا حق باهاش نبود

    دیروز وقتی یه آقایی رو دیدم که به همین شکل کسی بهش گیر داده بود در حالیکه ما یه جای خوب بودیم…یاد اون روز خودم افتادم و یادم افتاد که تاثیر فرکانس ها تا چه حده…و چقدر تمام شرایط اطراف آدم رو تغییر میده…و اینکه دیروز فقط آدمهای مهربان و مودب سر راه ما بودن…و این هدایتها چقدر در بهبود کیفیت زندگی مون موثر هستن…و زندگی اصلا تشکیل شده از همین اتفاقات کوچیک که شبانه روز ما رو میسازن…

    و آیا من میخوام احاطه بشم با آدمهای مهربان و مودب و شاد و صمیمی…یا برعکس؟

    آیا میخوام در بهشت باشم و هیچ سخن لغوی نشنوم و با من با احترام برخورد بشه…یا برعکس؟

    بهشت بها میخواد…و بها هم همین متعهد بود به تمرین ستاره قطبی و آموزشهای این سایت هست…

    و نکته مهمی که هست اینه که بهشت مثل یه خونه نیست که بسازی و تموم بشه…ما یادمون میره…بهشت یه فضای فیزیکی نیست…بلکه محموعه ای از تجربیات هست که ما با افکارمون میسازیم…من خودم انقدر این رو یادم میره…و تا اهمیت خیلی خیلی جدی گرفتن این تمرینات رو یادم میره باز به سرعت اول احساس خوبم افت میکنه و بعد اگه بذارم ادامه پیدا کنه اتفاقات خوب مغکوس میشن….

    یعنی من هر روز به قول خودم تمرینات رو انجام میدم اما هر روز با اون کیفیت و شور و شوق نیست پس نتایج کاملا متفاوته…اما انصافا احساس خوبم پایدارتر از قبل هست…و به این دلیل به خودم تبریک میگم

    من دوباره از امروز با یه تعهد جدید و یه درک جدید از ستاره قطبی شروع کردم به برنامه ریزی و خلق روزم

    امیدوارم که اینبار بهتر عمل کنم و نتایج بهتری بگیرم

    امیدوارم این نوشته به دوستانم هم کمک کنه…

    در پایان باید از آقای یزدان نظری به خاطر نظر بسیار ارزشمندشون تشکر کنم…خوندن نظر ایشون چراغ های زیادی در ذهن من روشن کرد…حتما نظر ایشون هدایت خداوند بوده برای من و براشون از خداوند آرزوی موفقیت های بیشتر رو دارم

    به امید الله مهربان که هممون هدایت بشیم به خلق بهشت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1116 روز

      به نام الله هدایتگرم به سمت خواسته هام

      دوست ارزشمندم، سعیده جان سپاسگزارم ازت، به خاطر کامنت ارزشمندت و سراسر اگاهی برام

      خدایا شکرت که هدایتم کردی تا بخونم این نوشته ها رو، تا به یاد بیاورم که خداوند قادره از بینهایت طریق هدایتمون کنه، به وسیله بی نهایت دستانش که انسانها میتونن باشن، همین انسانهای معمولی از نظر خودمون که اطرافمون هستن و هر روز باهاشون معاشرت میکنیم، میتونن حامل پیامهای خداوند باشن که از طریق این ادم، خداوند داره بهم میگه، هدایت و نشانه های خدا حتما، یه چیز عیجب و غریب ومعحزه گونه نیست،

      ولی وقتی به مرحله ای برسم و بتونم در هر چیزی، در هر ادمی، در شرایطی، در درونم و در سکوت و تنهایی ام، در شلوغی های ذهنم و شلوغی های جامعه بیرونم بهشون، هدایت بخوام از خداوند، خداوند هرگز بی جوابم نداشته و نخواهد گذاشت، من باید قلبم رو شفافتر و پاکتر کنم تا با وضوح بیشتری، توانایی درک این چنین الهامات رو که ممکنه از هر طریقی بهم داده بشه رو درک و دریافت کنم

      اول باید طالب دریافتش باشی تا بهت داده بشه

      خدایا من واقعا نیازمند و طالب راهنمایی های تو هستم در لحظه به لحظه ی زندگیم، دارم ارام و پیوسته، سعی میکنم بهتر وصلتر باشم زمانهای بیشتری رو و زندگی ام هم به همون اندازه، به اندازه کار کردن و متعهد بودنم برای انجام کارهای درست طبق قوانین، معجزه ها برام رخ داده و دریافتش کردم و میکنم

      نشونش سرخ کن عالی که، همسرم اورد خونه، چیزی که ماه ها منتظر داشتنش بود

      نشونش روابط عالی منو همسرم با همدیگه ست وفتی که من سعی کردم خودم، خودمو همنجوری که هستم دوست داشته باشم با خودم در صلح باشم و با خدای خودم متصلتر، وقتی که سعی کردم با استفاده از شکرگزاری و توحه به نکات مثبت در هر لحظه، هماهنگی ذهن و روحمو بیشتر و بیشتر برقرار کنم

      نشونش هدایت شدن به سمت انسانهایی هستش که با احترام و ادب با من رفتار میکنن و بهم تخفیف میدن موقع خرید

      نشونش لذت بردن بیشتر از طبیعت زیبای اطرافم هستش و دیدن زیبایی های هر چه بیشتر، چیزی که قبلا متوجهش نبودم، مثل همین اسمان ابی بی انتها با ابرهای زیبا

      مثل پرواز دسته جمعی پرنده ها، مثل برگهای سبز و هزار رنگ درختان

      مثل کوهای پوشیده از برف و درخت، خدایا شکرت هزاران هزار بار شکرت که هر روز زیبایها و نعمتهای زندگیم بیشتر و بیشتر میشود

      الهی شکرت برای امروز زیبا

      خدایا شکرت که هدایتگرم هستی در این مسیر زیبای زندگیم از بینهایت دستانت، امروز یکیش خوندن این کامنت ارزشمند بود، سپاسگزارم دست خوب خداوندم، سعیده جان

      خدایا شکرت که بهم گفتی ستاره قطبی رو جدی بگیرم که کارسازه

      خدایا شکرت که بهم گفتی ادما، همین ادمای کنارت حتی، میتونن حامل ابلاغ و رساندن نشانه هایت باشن از طرف ربم

      خدایا شکرت که بهم گفتی، میگی و همواره در حال گفتنی

      خدایا هوش و حواسم و چشم و گوشم رو محرمتر گردان به درک و دریافت هر چه بهتر هدایتهایت

      دوست خوبم تن سالم، دل خوش و جیب پر پول و سعادت دنیا و اخرت روزی ات باشه انشاءالله

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
      • -
        سعیده آقایاری شیخ نشین گفته:
        مدت عضویت: 2233 روز

        سلام دوست خوبم سارای عزیز

        سارا جان چقدر خوشحال شدم برام نوشتی که بیام ببینم اون موقع چجوری فکر میکردم

        واقعا به خودم تبریک گفتم چون واقعا درکم از هدایتها و عملم به اون درک از هدایت بارها و بارها بهتر شده‌….استاد عزیزم رو بی نهایت بار دعای خیر میکنم که ما رو به آسون ترین و کاراترین روش برای خوشبخت زندگی کردن مسلح کرده که ما رو از تمام روش های دیگه…از تمام اون دست و پا زدن های الکی که مردم درگیرش هستند بی نیازمون میکنه

        خدایا شکرت دراین مسیر هستیم

        درسته هنوز اون خواسته های بزرگم رو ندارم اما خیلی زندگی ام روون شده و به میزان تعهدم خوشبختی و نعمتهای خدا رو به آسونی جذب میکنم

        الان درک هدایتها برام راحت تر شده….مدام از خداوند سوال میپرسم و اجازه میدم تا در زمان مناسب هدایتم کنه و به ایده ها سریعتر عمل میکنم‌…به چه اندازه؟ به اندازه ایمانم….نتایجم هم به اندازه ایمان هست

        سارا جان دوست خوبم

        مسیر درستی رو داری میری

        به همین تمرکز روی زیبایی های خودت و زندگی ات ادامه بده که کلید اتصال به خالق زیبایی آفرین ماست….متصل بودن تنها راهکار همه مسائل ماست…هدایت ها خودشون میان….

        واقعا الان میتونم درک کنم که استادم میگه وقتی توی مدار خوب باشی نعمتها لاجرم میان توی زندگی ات و تو اصلا نمیتونی جلوش رو بگیری یعنی چی….من اینها رو تا تجربه نکرده بودم نمیتونستم درک کنم

        با امید به الله یکتا که این مسیر رو ادامه بدیم تا ما هم مشمول رزق بی حساب خداوند بشیم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    مریم ترکی زاده گفته:
    مدت عضویت: 347 روز

    به نام خدا

    سلام

    متشکرم از استاد عزیز به خاطر این فایل های آگاهی بخش

    به من الهام شد که بیام این تجربه رو بنویسم

    و من درس های زیادی ازش گرفتم

    من کلاس زبانم رو از خیلی وقت پیش شروع کرده بودم و نمرات بسیار بالایی داشتم بهتر بگم از نمره ی 90 پایین تر نمیومدم ولی این چند سال اخیر یک چیزی درون خودم مانع پیشرفتم شده بود. و اصلا متوجه نمی‌شدم اون چه چیزی بود و دنبالش هم نرفتم که پیداش کنم ( اگر ترمز بود از بین ببرمش) پس همین طور ادامه دادم تا اینکه چند ترم رو افتادم خداروشکر که من آدمی هستم که به راحتی تسلیم نمیشم و رها نمیکنم ولی این ترم آخری که افتادم احساس کردم که دیگه دلم نمی خواد برم اونجا فکر میکردم دلیل اصلی پیشرفت نکردنم به خاطر معلمش هست ( چون خیلی از بچه ها باهاش مشکل داشتن من احساس می‌کردم شاید باهام سر لج افتاده) یا به خاطر جو کلاس

    (دقیق قبل از اینکه این ترم رو بیوفتم چند وقت پیش از یکی از دوستام تعریف معلمش رو میکرد که میگفت کلاس زبانش خیلی خوبه خانم هاشمی خیلی فوق‌العاده هست و کلی تعریف دیگه)

    منم که احساس می‌کردم جام اینجا نیست گفتم من می خوام برم پیش خانم هاشمی توی کلاس های اون شرکت کنم

    ولی حسش میکردم که دلم نمی خواد تسلیم بشم می خوام ادامه بدم تا نتیجه بگیرم ولی بازم شک بودم که چیکار کنم و میترسیدم که تصمیم بگیرم ( کلا برای امتحانم فکر میکردم نمرم درست داده نشده برای همین گفتم بزار برم حرف بزنم) و اگر نگذاشتن من ترم رو ادامه بدم اشکالی نداره من یک ترم رو افتادم امیدم رو از دست نمیدم

    رفتم حرف زدم ولی باهام موافقت نکردن ولی باز رفتم که ترمم رو ادامه بدم و بهم گفتن که این ترم که می خوام برم توی اموزشگاه دیگه نیست باید چند ترم برم پایین تر

    پس دیگه مطمئن شدم که می خوام برم پیش خانم هاشمی و با خیال راحت توی کلاسش شرکت کردم

    وقتی اومدم توی کلاس خانم هاشمی خیلی چیزا رو فهمیدم و عامل اصلی پیشرفت نکردنم رو فهمیدم

    من متوجه شدم از انگلیسی صحبت کردن توی جمع میترسم و به خاطر معلمش و جو کلاس نیست و اینکه خودم رو با بچه های کلاس مقایسه میکردم و اونا درس نمی خواندن و به راحتی صحبت میکردن و منم می خواستم همین قدر راحت برام باشه و تکامل رو به کل فراموش کرده بودم و حتی فهمیدم که من خودم رو لایق گرفتن نمره ی 100 نمیدونستم و کلا این تغییر باعث شد که خیلی چیزا برام روشن بشه

    هیچ چیزی نه معلم و نه کلاسش و نه افراد هیچ چیزی در زندگی من تاثیر نمیزاره و این من هستم که شرایط زندگیم رو بوجود میارم

    واقعا خداروشکر میکنم که هدایت شدم

    و الان من واقعا دارم توی زبانم پیشرفت میکنم و ترمز هارو از بین میبرم این ترم آخری نمرم 99 شد و داشتم از خوشحالی پرواز میکردم و انگیزم برای ادامه بیشتر هم شده

    خداوندا شکرت که همیشه هدایتمون میکنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    نرگس نیایش پور گفته:
    مدت عضویت: 2209 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستانم

    خدا رو سپاسگزارم که درخواست امروزم را پاسخ داد . من امروز صبح در مورد موضوعی به مادرم گفتم من میخوام هدایتی عمل کنم و بعدش برای خودم سوال شد چطوری هدایت رو بطلبم ، و همین امروز استاد این فایل رو روی سایت گذاشتند که دقیقا پاسخ سوال من بود. من به جریان هدایت و نشانه که استاد فرمودند ایمان دارم و از این نشانه هر روز استفاده کردم و دقیقا پاسخ سوالی که ذهنم رو درگیر کرده بود را گرفته ام و خدا را بینهایت سپاسگزارم. من هر فایلی که در سایت کلیک میکنم بدون اینکه از محتوای آن با خبر باشم همیشه در راستای سوالات ذهنم بوده و پاسخ گرفتم و حتی بسیاری از مواقع تایید اندیشه هایم بوده که به من گفته داری درست فکر میکنی .خیلی سپاسگزارم از شما استاد عزیز و همه دوستانی که زحمت میکشند .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    Zohreh گفته:
    مدت عضویت: 2687 روز

    بنام خدا

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    هدایت

    من همیشه فکر میکردم هدایت یعنی اینکه یه نیرویی از بیرون داره بهم میگه الان اینکارو کن الان اینکارو نکن در واقع هدایت شدنو اینطور تصور میکردم خدا داره از بیرون نگام میکنه میگه چیکار کنم..

    اما فهمیدم خداوند یه انرژیه که در درون منه و جدا ازمن نیست

    وقتی با خودم در صلحم میتونم ارامش داشته باشم ودر ارامشم صدای قلبمو و هدایت خداوندو میشنوم

    من فقط باید به این نیرو وصل باشم فقط باید اجازه جاری شدن این نیرو رو در درون خودم رو بدم با خودم در صلح باشم اونوقت خودمو رها کردم وخدا خودش داره کارهامو میکنه یعنی این نیرو این انرژی توی چشمای من هرانچه که باید ببینه و هرفایلی هر کامنتی که باید ببینمو میبینه این نیرو توی دستای من هرکاری که باید انجام بدمو خودش انجام میده هرچیزی که باید بنویسمو این نیروی توی دستام هدایت میکنه این نیرو تو کل وجودمن درجریان و من فقط نباید جلوی بسته شدن این نیرو رو بگیرم

    اجازه بدم در من جریان پیدا کنه و خودمو رهاکنم

    هدایت خداوند احساس خوب و ارامش و اطمینان قلبی برام میاره که میشه ایمان میشه باور و وقتی بطور مداوم این احساس اطمینان و داشته باشم میشه برام عمل صالح میشه اجرای قوانین

    این اولین کامنت من میباشد یکم برام سخت بود نوشتنش چون خیلی کمالگرا هستم میخواستم اول به نتایج بزرگ برسم بعد کامنت بذارم ولی تعهد دادم که از خودم رد پابذارم و همینطور عزت نفسمو قوی ترکنم چون تا الانم من فقط با فایلهای رایگان کلی نتیجه گرفتم💖💖

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    مهدی رحمتی گفته:
    مدت عضویت: 2754 روز

    سلام به استاد عزیز و دوستان خوبم

    استاد وقتی درمورده هدایت صحبت میکنید خیلی لذت میبرم اصلا عالیییی خیلی شیرینه هدایت ، الهام ، نشانه.

    من خودم به شخصه چندتا الهام داشتم عمل کردم و نتیجه خوبی هم گرفتم خداروشکر، ولی هر چی درکمون و تکاملمون بیشتر بشه قطعا الهاماتی بهمون میشه که اگه عمل کنیم نتیجه اش خیلی بزرگه، اینو میفهمم .

    خداوند هر لحظه مارو جهانو هدایت میکنه و خوبه این جمله رو هروز بارها به خودمون بگیم تا یادمون باشه میتونیم هر لحظه ازش هدایت بطلبیم و عمل کنیم . ممنونم ازتون واقعا به خاطر این نشانه امروز من که گذاشتید توی سایت قطعا کمک زیادی به من و بچه ها میکنه به بیشتر شدن باورمون و ایمانمون به قوانین الهی .

    چه ارامشی در فایل بودش استاد هم صحبتهای زیبای شما هم منظره زیبای پشت سرتون از ابرهای اسمان تا حرکت اروم اب عالیییی . ممنونم🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    ليلا كيايی گفته:
    مدت عضویت: 3150 روز

    🍃🌸ای که با نامت جهان آغاز شد ،

    دفتر ما هم به نامت باز شد….

    دفتری کز نام تو زیور گرفت ،

    کار آن از چرخ بالاتر گرفت ….🌸🍃

    سلامی گرم به استاد بزرگوار و فرزانه، عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی مهربان و سلام به تمام دوستان هم فرکانسم در این خانواده ی صمیمی .

    در ابتدا سپاسگزارم از اینکه بک گراندتون رو یه همچین مکانی انتخاب کردید که واقعا بهشته و زیباییهاش انتهایی نداره و یه آرامش خاصی در اون دریاچه و درختان سرسبزش هست که با چهره ی استاد و صدای دلنشینش هماهنگ شده.

    خداروشکر می کنم که توانسته ام در این مدت آشنایی با شما استاد عزیزم و یادگیری قوانین الهی ، از الهامات و هدایت الله کمک بگیرم و سعی در انجام آن باشم.

    قبل از اینکه این فایل را ببینم پیش خودم و گفتگوهای درونی ام با خدا که همیشه دارم 😊داشتم به همین موضوع فکر می کردم و ازش سوال می کنم که ما باید رها باشیم و اگر رها نباشیم و روی عقل خودمون که ورودیهاش رو جامعه و تلویزیون و خانواده برامون پر کرده و تبدیل شده به باورمون، دیگه الهامات خداوند رو نمی شنویم و احساسش نمی کنیم و جزیی از همان افراد جامعه می شویم که می بینیم .

    در واقع مقاومت نداشتن در این راه باعث میشه که مسیرها گفته بشه و مشخص بشه اصلا در چه جایگاهی هستیم ، اصلا اون جایی هست که بهش تعلق داریم و خواسته و هدفمون قبل از پا گذاشتن به این دنیا بوده یا نه در مسیر اهدافمان گمراه شده ایم و قانون رهایی را به خاطر غرور بیجایمان زیر پاهامون له کردیم و در واقع ایمان و اعتماد به خداوند در همین شرایط هست که نشان داده می شود و به قول استاد که باید پارو نزد وا داد باید دل را به دریا داد و بگذاریم که مسیر این رودخانه ما رو با جریان آرامش به هدفهامون برسونه.

    حالا چگونه و از چه طریق می توانیم رها باشیم و مقاومت نداشته باشیم تا الهامات خداوند را واضح بشنویم !!! همین که باید در این مسیر با یادگیری قوانین الهی مهارت کسب کنیم و باید دانشش رو داشته باشیم و دانش و مهارت هم فقط با تمرین و ممارست به دست میاد .مثل عضله که با ورزش و تمرین زیاد قوی میشه.

    وقتی که هدایت شده ایم به سایت استاد عباسمنش و داریم به فایلهاش گوش میدیم و تمریناتش رو انجام میدیم ، کم کم مهارتش رو هم به دست میاوریم.

    و اینکه صبور باشیم همانطور که در قرآن گفته شده تا پاداش و موهبتهای خداوند را به آسانی دریافت کنیم .

    ما باید طبق درسهایی که از این قانون می آموزیم ، فکر کنیم تا همین که از زمانمان درست استفاده کنیم و هم تجربه و شکست های قبلی مان را تکرار نکنیم.

    باید طبق باورهای استاد ، ازش یاد بگیریم و همان را سرلوحه زندگی مون قرار بدیم تا مثل اون موفق بشیم .

    هر چقدر موفقیت ما بیشتر باشد، بیشتر از زندگی لذت میبریم و از نعمتهای خداوند بیشتر استفاده می کنیم و همین دریافت انرژی بیشتری در ما میشود و رشد و پیشرفت موفقیتهامون هم به صورت تصاعدی بالا میره و بیشتر شاکر خداوند می شویم و شکرگزاری بیشتر هم = دریافت نعمتهای بیشتر = دریافت احساس عالی بیشتر = دریافت لذت بیشتر در زندگی = بخشش بیشتر به دیگران = سلامتی بیشتر

    و همه ی اینها خوشبختی بیشتر را در زندگی ما جاری می کنه و این نشان دهنده ی اینه که ما به عنوان خلیفه الله رسالت خودمان را در زندگی درست انجام داده ایم و وقتی که آرامش را در زندگیمان تجربه کنیم همان بهشتی را برای خودمان ساختیم که در قرآن ازش یاد شده و مثل استاد که الان در بهشتی زیبا زندگی می کنه .

    در این قسمت از سایت که نشانه ی امروز من را گذاشته اید ، من خیلی ازش استفاده کردم و هر دفعه هم خداوند مرا مبهوت می کرد با همین نشانه هاست که امیدواری و انگیزه ی ما بیشتر میشه تا استپ نکنیم و به همین راهمان با عشق ادامه بدهیم چون مسیر خوشبختی راهیه که انتهایی در آن نیست همانطور که برای شناخت خودمان و خدای خودمان انتهایی وجود نداره.

    من نشانه زیاد می بینم و بعضا خیلی از نشانه ها منو فکر میبره که این نشانه چه پیامی برای من داره و باز بیشتر احساسم بهم میگه همین راه را ادامه بده و یا این کار و انجام بده و من امتحان می کنم حتی اینکه باز هم در آخر اون هدف مورد نظرم نباشه.

    استاد کسی که به خودشناسی دقیق برسه بیشتر به درک از حرفهاتون می رسه و خیلی از صحبتهای شما رو در ابتدای آشنایی خودم به شخصه وحی منزل دانسته و در وحله اول قبول کرده بودم ، اما الان خیلی خیلی درکم بیشتر شده و ما هر روز باید در حال یادگیری و آموزش باشیم .

    در پایان ازتون بابت صحبتهای ارزشمندتون صمیمانه سپاسگزارم و خداروشکر برای دیدن این فایل و سالی سرشار از آرامش و سلامتی و ثروت و معنویت بیشتری برای شما و خانواده ی صمیمی عباسمنش آرزومندم.🙏🏻🙏🏻🙏🏻

    دوستتون دارم با عشق😊🙏🏻🌹♥️♥️♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: