نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی - صفحه 8 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

551 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1650 روز

    باسلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته ی زیبا

    روز 83ام و تعهد من!

    هدایت….

    قبل از اشنایی با سایت استاد،همیشه در خواست هدایت داشتم اما لفظا

    اما شرک

    اما احساس عجله

    اما ذهن نجواگرم

    اما نداشتن عزت نفس

    اما نداشتن احساس لیاقت

    ….

    و یه عالمه امای دیگه نمیذاشت من جوابه هدایت خواستنمو بگیرمو به نتیجه ی مطلوب برسم

    به اندازه ای ک تکاملمو طی کردم،هدایتارو میفهممو عمل میکنم

    دیگ واقعا خیالم راحته ک یه نیرویی هست

    یه منبع مطلقی ک به موقع جواب میده

    ی منبعی ک با احساسو فرکاسای من عمل میکنه

    بخاطر همینه ک این چندماهه اخیر،زندگیم دقیقا رو هدایته خدا پیش رفت و تمام ااماهای بالا به جرات میگم ک کمرنگ بودن و همین دلایل منجر به تحقق خواستم یعنی باشگاه زدن شد

    و حالا ذهن میگه نه ،اون راهیی ک میگی ،دلیلش نبوده

    میگه نه!اگه راست میگی طلاقت باید تمام بشه

    و میدونم ک اونم اتفاق میفته و همچنان ذهن داره تلاش میکنه ک این هدایتارو و قدرتشون رو ناچیزو بی ارزش جلوه بده

    اتفاقا در جوابش میگم مگه ندیدی باشگاه زدم،پس طلاقم تموم میشه

    از سلاح خودش،علیه خودش استفاده میکنم

    چون فقطو فقط اینجوریه ک خلع سلاح میشه

    من به با ایمان کامل به این نیروی مطلق و باور اینک کار درست خودش راهشو پیدا میکنه،ایمان دارم که طلاقمم تموم میشه از هر مسیری ک خدا هدایت کنه

    چون اینبار رفتارو عمل من،نه براساس کینه نه بر اساس دروغ نه بر اساس حال بد و دشمنی بوده

    ماهاست هروز دارم رو احساسم‌نسبت به ادمهای گذشته و اتفاقاتش کار میکنم

    و با هدایت های خدا،فایل هایی ازین سایت به گوشم رسیده ک به احساس خوبم کمک کرده

    و باورهای جدیدم هرروز قدرتمندترشده

    دیگه به چگونگی ها فکر نمیکنم

    و میدونم همه ی خواسته های من بر اساس باورهای درستی که هم راستا با قوانین‌ثابت جهان باشه اتفاق میفته

    شکر واقعا برای احساس ارامشوشادی درونیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    مریم احدی گفته:
    مدت عضویت: 1271 روز

    سلام به خداوند هستی بخش بی همتا،صبح بخیر زندگی خوب من،صبح بخیر هستی وکائنات ،صبح بخیر خدای خوبم،هدایت الله یکی ازبهترین معجزات توزندگیمه،درسرتاسر زندگیم شاهدشم،امروز7/7/1402یه روز خوب وعالی ازروزهای زیبای پاییز،من الان دوش گرفتم وتوباغچه کوچیک حیاط خونمون زیر درخت مشغول شکر گزاری هستم،میخام ازهدایت الله بگم،شب خوبی نداشتم وانقدر خسته بودم که تمرین ستاره قطبی روتا گذاشتم خوابم برد ولی صبح با جریان هدایت یکی شدم ، صبح که ازخواب بیدارشدم ورفتم دوش گرفتم خیلی سخت بود ذهنمو کنترل کنم ومدام نجواهاتمرکزمو بهم میزد،چند تاتصمیم زیر دوش گرفتم که وقتی بهش دقت کردم دیدم این هدایت الله نیست واین نجواهای ذهنه،وتصمیمی بود که همه چیرو خراب میکرد چون لج بازی بودبیشتر،خداروشکر به قول استاد باتمرین وتکرار شهود رودرک کردم ،سعی کردم یک بار دیگه مرور کنم وچند تاازچیزهای مثبتی که توی اون اتفاق بود رو به یاد بیارم اینم برمیگرده به نگاه کردن به فایلهای دیدن نکات مثبت ،سعی کردم وبه یاد آوردم این اتفاق این نکات ودست اورد مثبت روداشت،یهو ذهنم که داشت نجوا میکرد خاموش شدبعد تصمیم خوبی گرفتم اونم این بود که دیروز ودیشب کلا فراموش کنموامروزمو باحس خوب شروع کنم واجازه بدم جریان الهی منو هدایت کنه،این چنین شد ازاونجایی که هدایت الله سریع پاسخ میده،بارها وبارها باخودم تکرار کردم من خالق زندگیم هستم نه کس یاچیزدیگه،یهو ذهنم عوض شد به به چه هوای دل انگیزی،گرمای مطبوع خورشید که پشتمو گرم میکرداین لذت صدچندان میکنه،واینکه من باید تصمیم درست میگرفتم واین چرخه معیوب که بیفتم تو دشواری روقطع میکردم،من فهمیدم اینکه واکنش من به اتفاقات واتفاق دیروز بود که حس وحالمو بدکرد،واکنش وعکس العمل من بود که چون عاقلانه نبودمنو توی اون شرایط قرارداد،خدایا شکرت که هدایتم میکنی هرلحظه وهرشرایط،خدایا شکرت من سالنم توانمند وبااراده ،من امروز تونستم برذهنم غلبه کنم وب چشم انداز فرداها نگاه کنم که قراره بعد این اتفاق به کلی به خواسته م برسم،امروز جریان هدایت به من گفت واکنش درهنگام یک اتفاق که تایین میکنه برچسب خوب یابد به موضوعات ومسائل زندگیم بزنم،من شکرگذاری این آگاهی هستم فقط چون نخواستم مثل قبل بایک اتفاق همه لحظات قبل وبعدرو خراب کنم،این هدایت الله بود،کم کم ذهنم بازشد اینکه دیروز به جز این موضوع چه اتفاقات دیگه افتاددیروز امتحان آیین نامه رو قبول شدم بعد یک سال که پروندم ناقص بود و چندین بار امتحان رد شده بودم ،قراره فردا پولی که منتظرش بودم بیاد توحسابم،ازفردا قراره همه چیز خیلی خوب پیش بره ،گرمای خورشید داره پشتمو نوازش میکنه،دارم نفس عمیق میکشم وشدم جزئی ازاین طبیعت زیبا ودوست داشتنی اینم بگم من هروقت حالم یکم بهم میریزه طبیعت درمانم میکنه،همه چیز درنظم و هماهنگی کامل در حال جاری بودنه،این پیام الله که میگه فقط تویی که تو جایی که باید باشی نیستی،ابر و باد ومه خورشید وفلک درکارند،تاتونانی به کف آری وبه غفلت نخوری،چشامو که می‌بندم خودمو در هاله نور میبینم این لحظه صدچندان لذت بخش چون از دل یه حس که میتونین منو توحال بدببره کشید بیرون وتونستم انتخاب کنم که میخام روزمو چطور بگذرونم،وقتی هرروز تمرین میکنی که ازخدا هدایت بطلبی اون سریع الاجابه س وجواب میده همون طور که استاد گفت وحالا من ایمان بیشتر میارم به حرفاش چون به وضوح دارم میبینم،حالا ذهنم شروع میکنه به گفتن عبارات تاکیدی مثبت که توی قدم 9یاد گرفتم وتو ذهنم بود،من در حمایت کامل خداوند هستم،من سلامت ،شاد وپرانرژی هستم،خداوند همواره مرا هدایت وحمایت میکنه،هرروز از هرجهت بهتر وبهتر میشوم،زندگی من پرازمعجزه س،من خودم را درآغوش خدا حس میکنم،زندگی من رویایی وعالیست،خدایا سپاسگذارم ،️،حالا که چشمام بازشده دارم یه عالمه گیاه میبینم دراطرافم که هرکدوم متفاوت ترازبقیه وپراززیبایی هستند،پاهامو روی خاک میزارم وپرازحس خوب زندگی شدم،ویه تصمیم مهم گرفتم با خودم عهد بستم که دیگه واکنش احساسی ومنفی به اتفاقات نشون ندم این پیام هدایت بود،واااای خدای من ازاون حس رسیدم به این درک خدایا شکرت،توی این لحظه یاد پارادایمی زیبا افتادم ومنظره قشنگ رویایش وخودمو اونجا تجسم کردم الان که به حس خوب وعالی رسیدم،شروع میکنم به جذب خواسته هام وتجسم میکنم که دربهترین خونه رویایی هستم،یه کار عالی با درآمدخوب،یه شغلی که عاشقشم ووقت آزاد داره،برای دخترم که قراره بعد گذروندن زبان آلمانی برای ادامه تحصیل به المان بره ،برای هزینه های زندگیم که به وفور درنعمت هستم وهیچ دغدقه ای ندارم،من دراین لحظه به همه ارزوهام رسیدم،وتاوقوع اون تو دنیای واقعی فقط چند قدم مونده،مثل اینکه از یه فروشگاه اینترنتی خرید میکنی وسفارش ثبت میشه تا توی اولین فرصت بدستت برسه،شادی وشوق زیادی تووجودم حس میکنم به قول استاد تو قدم یک وتمرین ستاره قطبی حس مور مورشدن وهیجان در قلبت خدایااااا عاشقتم،هر اتفاق به ظاهر بد می‌تونه البته اگه از خدا هدایت بخای درنهایت به نفع تو تموم بشه اینو با تمام وجودم امروز حس کردم،خدایا شکرت برای اینکه همیشه وهر لحظه هدایت وحمایتم میکنی استاد عزیزم عاشقتم ️ این یکی ازبهترین اتفاقات توزندگیم بود که منو به درک وآگاهی وحس خوب رسوند،️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    زهرا پیرزاد گفته:
    مدت عضویت: 1785 روز

    به نام خداوند وهاب و مهربانم

    سلام به استاد عزیز ،خانم شایسته عزیز دوستان

    روز شمار تحول زندگی من : روز83

    سپاسگزارم از خداوند هدایتگر و حمایتگرم که در هر لحظه من رو هدایت می‌کنه به مسیر درست و برای ماندن در این مسیر حمایتم می‌کنه.

    سپاسگزارم از استاد عزیزم که با عشق و سخاوت این آگاهی ها رو در اختیار ما قرار میدن.

    سپاسگزارم از خانم شایسته عزیز که به هدایتشون بله میگن و این سفر رویایی و تکاملی و ادامه میدن.

    ما در هر لحظه هدایت میشیم به مسیر درست،ولی این که این هدایت دریافت کنیم،درک کنیم و ایمان برای انجام هدایت بسته به مدار ماست و هر چقدر در مدار بالاتر باشیم هدایت دقیق تر دریافت می‌کنیم ،بهتر درک میکنیم و سریع تر عمل میکنیم.

    یعنی باید تکامل طی کرد نباید خیلی انتظار داشته باشیم از خودمون با ناامید بشیم و فکر کنیم خداوند ما رو دوست نداره بلکه ما باید تکامل طی کنیم به همون هدایت ها عمل کنیم،شاد باشیم، و بدونیم ما لایق دریافت هدایت هستیم و رها باشیم حرص نخوریم و عجله کنیم بزاریم خداوند کار هارو انجام بده.

    در همه موارد از خداوند هدایت بخواهیم ،خداوند هر لحظه مارو هدایت می‌کنه ،نه این که فکر کنیم خداوند برای موضوعات مهم یا گاهی مارو هدایت می‌کنه ،همیشه خداوند مارو هدایت می‌کنه.

    خداوند با قلب ما باهامون حرف میزنه و نشانه احساس خوب و آرامشه و برای شنیدن و واضح کردنش باید رهنمون آروم کنیم و احساس خودمون خوب کنیم.

    هر کس به هدایت های خداوند عمل کنه نه ترسی داره و نه غمی.

    باید سریع تصمیم بگیریم و خودمون در شک و دوراهی قرار ندیم،کاری که حسمون میگه درسته انجام بدیم.

    توالی تصمیمات درست ما رو به خوشبختی و موفقیت می‌رسونه

    توالی تصمیمات اشتباه مارو به بدبختی و شکست می‌رسونه

    پس اگر یه بار کار اشتباه انجام دادیم در احساس بد نمونیم ،حس بد بخودمون ندیم و خودمون سرزنش نکنیم و برگردیم به مسیر درست و بگیم هر اتفاقی بیوفتد به نفع من است.

    خداوند در بهترین و ساده ترین راه مارو هدایت می‌کنه ،پس اینقدر با ذهن منطقی دنبال مسیر های پیچیده و سخت نباشیم و بسپاریم کار هارو به خداوند.

    هر چقدر بیشتر به الهامات و هدایت ها عمل کنیم نتایج بزرگتر میشود و هر بار الهامات قوی تر و هدایت بزرگتر و ایده های بهتر به ما داده میشه.

    باید باور کنیم و از خداوند درخواست کنیم و بدونیم که خداوند پاسخ میده ،همون جور که خداوند در قرآن گفته من پاسخ میدم درخواست درخواست کننده رو.اگر درخواستی نباشی پاسخی هم نیست.

    خداوندا من رو هدایت به مسیر درست مسیر کسانی که به آنها نعمت دادی مسیر ابراهیم و پیروانش

    خداوندا تنها تو را میپرستم و از تو یاری میجویم

    خداوندا تمام قدرت در دستان توست و تو تنها فرمانروای جهانیان هستی پی من همه چیز از تو میخوام

    خداوندا من رو در هر لحظه هدایت و حمایت کن

    خداوندا من به هر خیری که از جانب تو بهم برسه محتاجم

    خداوندا من به تو فقیرم من رو بینیاز کن

    خداوندا لحظه ای من رو به حال خودم رها نکن

    خداوندا من رو اجابت کن

    خداوندا در های ثروت و نعمت به روی من باز کن

    خداوندا ظرف دریافت و وجود من رو بزرگتر کن

    خداوندا من رو آسان کن برای آسانی ها

    هر اتفاقی بیوفتد به نفع من است

    تجربه ثروت ،سلامتی،عشق،آزادی،آرامش،نزدیکی به خداوند و… طبیعت منه و طبیعی ترین تجربه زندگی هست.

    خداوندا مراقب عزیزدردونت باش

    عاشقتم

    با آرزوی بهترین ها برای بهترین ها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    نازنين گفته:
    مدت عضویت: 2500 روز

    هر زمان از این شیوه استفاده کردم به سوال های بی جواب ذهنم رسیدم و مسیرم کاملا برام روشن شد.

    از دوستان خواهش میکنم حتما از این روش استفاده کنند، شک نداشته باشید که به سمت بهترین جواب هدایت میشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  5. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1461 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز هشتاد و سوم از فصل سوم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تمام زیبایی هایی که امروز دیدم و مرا هدایتم کردی به اون همه زیبایی

    خدایا شکرت بابت نعمت های جدیدی که امروز دریافت کردم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    دیشب بازم یه افکار منفی اومد به ذهنم که گفتم فردا که جمعه هست فروش ندارم بعدش برا ذهنم منطق آوردم گفتم همونطوری که توی چند تا جمعه های قبلی فروش داشتم پس صد درصد این جمعه هم فروش دارم

    خدایا شکرت که تو روز جمعه روز تعطیل یه مشتری زنگ زد که قبلا ازم خرید کرده بود گفت 20 عدد پودر زعفران میخوام و من بردم براش اومده بود نزدیک خونمون که گفت خونمون اینجاست نکته جالبش این بود که مامانم رفته بود براش فروخته بود و بهم گفت که من اصلا تو این فکر نبودم که بخوام اینارو به کسی بفروشم ولی مامانت بهم گفت برو بفروش و سود کن اصلا یه جرقه ای تو ذهنم زده شد و من رفتم فروختم و اومدم بازم ازت بخرم تا بفروشم و سود کنم میبینی وقتی روی باورام کار میکنم چطوری خداوند دستاشو بسیج میکنه که من به خواستم برسم خدایا شکرت

    خدایا شکرت که اون خانم 20 بسته ازم خرید کرد 300 تومن دریافت کردم

    خدایا شکرت که عموم اومده بود خونمون خدایا شکرت بابت عموی مهربونی که دارم

    من هر جمعه با دوستم میرفتم گردش و طبیعت این جمعه دوستم گفت میخوام با دوستم برم سد قزل اوزن و ماهی بگیریم و منم بدون وابستگی و حال خوب گفتم برو و لذت ببر

    از اونجایی هم که یه مراسمی بود توی روستای زیبای مادرم کله سر و قرار بود مادرم بره روستا و من تصمیم گرفتم که مادرم رو ببرم روستا

    و اینکه اولین تجربم بود که با ماشینم میرفتم روستا و من این خواسته رو نوشته بودم و خداوند این خواستم رو بهم عطا کرد و یه تصمیم به تعویق افتادم رو عملی کردم

    چقدر بعد انجام این کار بزرگتر شدم روحم و ظرفم بزرگتر شد رفتم تو دل ناشناخته هام و ترسام

    سبک سفر کردم چون هوا گرم و آفتابی بود یه بطری آب برداشتیم و لباس سبک و خنک پوشیدم و رفتم گاز زدم به ماشین و لوکیشن گوشیم رو روشن کردم و رفتیم

    خدایا شکرت بابت اینکه صحیح و سالم رفتم و برگشتم

    خدایا شکرت بابت تمام زیبایی هایی که دیدم و کاری که قبلا انجام نداده بودم رو انجام دادم خیلی بزرگ شد روحم

    خدایا شکرت بابت تمام مزارع و سرسبزی و تراکتورها و گوسفندهای زیبایی که دیدم

    خدایا شکرت بابت آدمایی که از ماشین پیاده شده بودن و داشتند از نعمتهای خداوند استفاده می‌کردند و تره و گیاهان مغذی رو می‌چیدند خدایا شکرت بابت نعمتهای رایگان و فراوان

    خدایا شکرت بابت گاو ها و گوسفندها و تمام حیواناتی که از نعمت های رایگان تو می‌خورند و اصلا تمومی نداره این نعمت ها و هرروز بیشتر و بیشتر میشه

    خدایا شکرت بابت اینکه اولین بار رانندگی کردم رفتم روستا

    من میخواستم منتظر مامانم بمونم تا باهم برگردیم ولی دیدم مامانم کارش طول میکشه و من تنهایی برگشتم این تنهایی برگشتنم خیلی بزرگم کرد خیلی اعتماد به نفسم رو بیشتر کرد مامانم نگران بود گفتم نترس و نگران نباش میرم به امید خدا واقعا هم با هدایت خداوند برگشتم البته تصمیم گرفتم یه جای زیبایی رو پیدا کنم و ماشینو پارک کنم و از اون لحظه نهایت استفاده رو ببرم و کلی شکرگزاری و تحسین کنم یکم که رفته بودم تصمیم گرفتم تو روستای سوها که خیلی زیبا بود نگه دارم و من اونجا نگه داشتم و دیوانه شوم از زیبایی ها و تصمیم گرفتم همون لحظه سپاسگزاری هامو بنویسم که اینجا میذارم:

    خدایا شکرت بابت پرنده هایی که دارند پرواز می‌کنند

    خدایا شکرت بابت هوای عالی و فوق العاده بهشتی و نسیم ملایم

    خدایا شکرت بابت سگ های خوشگل و متنوعی که دارم میبینم

    خدایا شکرت بابت صدای زیبای قورباغه ها و پرنده ها

    خدایا شکرت بابت آرامش و صدای قشنگ طبیعت

    خدایا شکرت بابت اینکه هر دو طرفِ من باغ بزرگی هست پر از چمن و سرسبزی و درخت میوه

    خدایا شکرت بابت تراکتورهای هیولایی که دیدم

    خدایا شکرت که این باغ رو از نزدیک میبینم و باورم شد که منم میتونم داشته باشمش روش نوشته این باغ به مساحت تقریبی 3000 متر تجاری مسکونی به فروش می‌رسد ببین چقدر فراوانی هست

    همون لحظه که داشتم شکر گزاری میکردم و از ماشین پیاده شدم قدم زدم با اینکه از سگ میترسم 4 تا سگ بود ولی پیاده شدم و بر ترسم غلبه کردم قدم زدم و لذت بردم دیدم یه مشتری زنگ زد و 2 بسته سفارش داد و من برگشتم اردبیل و فروختم و 40 تومن هم دریافت کردم

    خدایا شکرت بابت فراوانی گل گاو زبان که تو راه دیدم و کلی نعمتِ دیگه

    خدایا شکرت بابت کارخانه ها و مرغداری ها و باغ ها و زمین های کشاورزی که دیدم که این نمود فراوانیه

    خدایا شکرت که تو روستا میخواستم ماشین رو‌ پارک کنم جا نبود و صاحب تراکتور اومد و تراکتورشو برد بالای جدول که اولین بار بود میدیدم تراکتور یه همچین قدرت و امکانات فوق العاده ای داره که بره بالای جدول و برا من جای پارک فراهم شد و پارک کردم ماشینو و اینکه خیلی در زمان مناسب رسیدم روستا .این کارارو این آدمای خوبو خدا داره برا من میاره خدایا شکرت

    خدایا شکرت که تو راه برگشت به اردبیل خیلی لذت بردم تنهایی کلی زیبایی دیدم و آهنگ گوش کردم و شادی کردم کلی با خودم و تنهاییم اوکی بودم و گفتم رها باش و این شادی و لذت رو به بودن با کسی گره نزن که اگه فلانی منو ببره من خوشحالم اتفاقا تنهایی رفتی و لذت بردی هم تنهایی میتونی لذت ببری هم وقتی با یکی هستی

    این یعنی با خودت و دیگران درصلحی

    و اینکه استاد میگفتند برید جنگل و تنهایی از زیبایی ها لذت ببرید و اینطوری به شناخت خودتون و خدای خودتون بیشتر می‌رسید من ترس داشتم و اصلا فکرشم نمیکردم تنهایی برم ولی رفتم و کلی روحم و ظرفم بزرگ شد کلی به اعتماد به نفس و عزت نفسم اضافه شد خدایا شکرت

    و خلاصه به راحتی و با هدایت الله مهربان برگشتم

    خدایا شکرت بابت بارونی که امشب بارید که نمود فراوانیه

    خدایا شکرت که شب کای با دوستم گشتیم و کباب مهمونم کرد با دوغ خوشمزه خوردم و لذت بردم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ:

    نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی

    استاد میگه امروز میخوایم در مورد هدایت الله صحبت کنیم

    من باور دارم که خداوند در همه موارد ماها رو داره هدایت می‌کنه نه ماها رو به عنوان انسان بلکه تمام موجودات رو تمام کیهان رو داره هدایت می‌کنه

    من تمام کارام خیلی راحت انجام میشه بخاطر اینکه خدا داره هدایتم میکنه

    حتی در موارد خیلی ساده هم مثلا میخوام یه غذایی درست کنم میگم خدایا الان بدن من به کدوم ویتامین و مواد معدنی نیاز داره چیو بخورم الان برای من بهتره قوی ترم میکنه شاداب ترم میکنه بعد ی سری چیزا بهم چشمک میزنه یه سری چیزا بهم گفته میشه

    در مورد همه چیا

    مثلا از کدوم ور برم که راه برام نزدیک تر بشه

    حتی از بچگی هم من این هدایت رو داشتم حالا در مورد  بازی فوتبال و پینک پنک که کدوم سمت بزنم و….

    از بچگی انگار اینو میدونست قلب من که یه نیرویی هست اگر که باهاش ارتباط برقرار کنی همه مسیرهای ساده رو بهت میگه همه کارایی که باید انجام بدی تا نتایج مطلوب رو بگیری رو بهت میگه

    و تو همه مراحل زندگی از بازی کامپیوتری و غذا پختن گرفته تا بیزنسم کارم روابطم در تمام موارد من هدایت میخوام از خداوند

    و همیشه هم هدایت کرده منو خداوند

    دلیلشم اینه که این باوره وجود داره ها یعنی این نیست که بگم من آدم خاصیم به من هدایت میشه نه

    من این باور رو داشتم و دارم که من مورد هدایت پروردگار قرار میگیرم[ هر کسی هم این باور رو داشته باشه هدایت میشه]

    تمام موجودات مورچه ها پرندگان چرندگان سیارات کیهان و ‌‌… داره هدایت میشه

    به همین دلیله که میگم من همه چیو راحت به دست آوردم چون خدا هدایتم کرده

    مثل این میمونه که چه تفاوتی هست بین اینکه شما دنبال یه مرکز خریدی می‌گردید بعد دونه دونه برید هر کجایی که شبیه مرکز خریده برید بپرسید ببینید که اونجا اون وسیله ای که میخواید رو دارند یا نه دونه دونه برید بپرسید اینو مقایسه کنید با اینکه یه نفر به شما بگه اون وسیله ای که شما دنبالش می‌گردید آدرس دقیقش فلانجاست و شماره اش اینه

    چقدر فرق میکنه این دوتا باهم

    این دیدگاه من درمورد هدایته

    همیشه من از خدا برای هرکاری هدایت میخوام

    حتی وقتی میخوام درختای هرز رو بزنم از خدا هدایت میخوام که اینو بزنم یا نزنم و اونقدر این کارو تمرین کردم خیلی واضح میفهمم که میگه اینو بزن یا نه

    یا خیلی وقتا شده بهم گفته از اینجا بیشتر جلوتر نرو و من کنجکاوی نکردم و نرفتم

    توی موتورسواری توی مواب یوتا می‌پرسیدم از خدا برم یا نرم وقتی میگفت برو میرفتم وقتی می گفت از اینجا به بعدشو دیگه نرو و من نرفتم

    حالا اینو تصور کنید شما تو سایت و تو فایل ها و سخنرانیام امکان نداشته که توی سن از من سوال بپرسند و من نتونم جواب بدم

    همیشه وقتی میرفتم سخنرانی میکردم این حس تو وجودم بود که خدا میگفت بهم برو من هدایتت میکنم و میرفتم گفته می‌شد و هدایت میشدم

    توی همه فایل‌ها از خدا هدایت خواستم و خدا بهم گفته و من حرف زدم

    تو کسب و کارمم همینجور بوده من تمام ایده هایی که داشتم الهامی بوده

    کاری که من تو ایران کردم کاری نبود که قبلا انجام شده باشه

    دلیلشم این بوده که من هدایت میخواستم و ایده بهم گفته می‌شد و من انجام می‌دادم

    تمام مواردی که من انجام دادم چیزی بوده که به من گفته می‌شد

    هر چقدر روی خودت کار میکنی هدایت رو دقیق و واضح میشنوی

    مثلا یه حرفی رو به شما یه بزرگی گفته پدرتون و پدربزرگتون و… همون موقع تو مدارش نبودید و اون حرف رو شنیدید ولی نفهمیدید بعدش که رشد کردید بزرگ شدید بعد چن سال یاد اون حرفه میفتید و میگید پدربزرگم اونموقع این حرف رو به من گفته بودا من نفهمیدم

    هدایت خداوند هم همینطوره

    هر چقدر شما بزرگ تر میشید بهتر میفهمید چی میگه وقتی بهتر میفهمی وقتی عمل میکنی اونوقت نتایج بزرگ و بزرگ و بزرگتر میشه

    کاری که من همیشه انجام میدم دیدید دیگه مسافرتهای منو

    من اصلا برنامه ریزی قبلی تو زندگیم ندارم

    من فقط میگم خدایا تو بگو کجا برم و کی برم

    رفتم مسافرت خدا بهم گفته کجا برم چیکار کنم

    دلیلشم اینه که اون اعتمادیه که به خداوند دارم

    که بهم گفته میشه

    اگر آدم به خدا اعتماد داشته باشه کمتر روی مغز و منطقش حساب میکنه

    بیشتر رهاست

    بیشتر اجازه میده که خداوند هدایتش کنه

    مثل یه جریان آبی که اجازه میده زمین هدایتش کنه

    زندگی برای من اینجوریه که اجازه میدم خداوند هدایتم کنه حتی برای تولید محصولات حتی لایک هایی که به کامنت ها میدم

    برای تمام کارام و تصمیماتی که میگیرم این قلب من باید به من بگه

    یادم نمیاد که من تصمیم بزرگی گرفته باشم و اشتباه بوده باشه شاید ظاهرش اشتباه بوده باشه و بقیه گفتند اشتباهه و بعدا فهمیدم چقدر درست بوده

    یه انسانی که موفقه یه تصمیم دلیل موفقیتش نبوده

    دلیل موفقیت افراد تصمیمات درست متوالیه

    وقتی شما یه مسیر درست رو ادامه بدید اونوقت موفقیت خیلی بزرگ و عظیمه

    شکست هم همینجوریه آدم با یه شکست زمین نمیخوره

    تصمیمات اشتباه متوالی به شکست منجر میشه

    امکان نداره یه‌بار اشتباه کنی و بدبخت بشی

    که میگی من یه اشتباه کردم بدبخت شدم

    توی قرآن اومده که خداوند میگه ما حتما شما رو هدایت می‌کنیم و هر کس که از هدایت من پیروی کنه نه غمی داره و نه ترسی

    یه دکمه ای توی صفحه اول سایت داریم به نام نشانه ای برای هدایت من

    این آپشنی هم که گذاشتیم هدایت الله بوده

    وقتی یه سوال یا تردیدی داری [تردید و دودلی و شک بدترین سمه برا موفقیت]این گزینه رو بزن و ازش استفاده کن و جواب سوالت اونجا هست

    و یه دکمه جدید تجربه من از اعتماد به نشانه ام هست

    این دوتا گزینه عالیه

    برو بپرس از خداوند و اون دکمه رو بزن و هر روز یه فایل برات میاره

    و بیا تجربتو تو دکمه بعدی بنویس و ما چقدر تجربه داریم از بچه ها

    استاد جان من هنوز استفاده نکردم از این گزینه و مطمئنم که تو مدارش قرار گرفتم استفاده میکنم

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    مونا ترحمی گفته:
    مدت عضویت: 2381 روز

    به نام خدایی که همین نزدیکیست

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان سپاس بابت تمام آگاهی هایی که به ما میدین تا با توکل به خدا به مسیر درست هدایت بشیم

    سلام دوستان عزیزم زندگیتون پر از نگاه قشنگ خدا

    استاد مهربانم من و همسرم هردو با عشق هرروز با شما زندگی میکنیم. همین آشنایی با شما هدایتی بود از طرف خدای مهربان وقتی که گفتیم خدایا ما رو از سردرگمی نجات بده و به مسیر درست هدایت فرما

    وقتی که همیشه این عبارت رو با خودت تکرار میکنی که خدایا من را به راه راست هدایت فرما و با آسودگی خاطر خودت رو به خدا میسپاری اونوقت میبینی که خداوند چطور تو رو به بهترین مسیرها هدایت میکنه بدون اینکه نیاز باشه تو کاری کنی. انگار با خیال راحت تو یه کشتی نشستی و خداوند کشتی رو هدایت میکنه و تو رو به مقصد میرسونه

    من این قضیه رو با تمام وجودم لمس کردم

    وقتی که با استاد اشنا شدیم پرسنل ما از پیش ما رفتند و دیگه کسی برای کار نمیومد دفتر ما علی رغم تلاشهای ما برای گرفتن پرسنل ولی کسی نخواست که با ما کار کنه

    یه روز به کامنت یکی از بچه ها هدایت شدم که نوشته بود یه کاری رو با دوستش انجام میده که نیاز به کلی پرسنل دارن ولی نوشته بود که چطور با هدایت خداوند خودشون دو نفری دارن همه چیز رو به شکل عالی انجام میدن و نیازی به کسی ندارن. ما هم اینو یه نشونه دیدیم و کلا بیخیال پرسنل گرفتن شدیم و تصمیم گرفتیم خودمون دوتایی تمام کارها رو انجام بدیم

    بعدا دریافتیم که آشنایی با استاد و یادگیری قوانین نیاز به تمرین داره با توجه به اینکه تقریبا کل روزمون رو سر کار هستیم و در حین کار فایلهای استاد رو هم گوش میدیم اگه کسی دیگه ای تو دفتر باشه ما آزادی نداریم چون باید مدام کار پرسنل رو چک میکردیم و عملا نمیشد فایل گوش داد یا به راحتی بیایم تو سایت

    الان آزادی که داریم رو با هیچ چیز عوض نمیکنم از وقتی که قرار شد تنهایی همه چیز رو انجام بدیم خداوند ما رو به مسیر هایی هدایت کرد که روشهایی رو یاد گرفتیم که سرعت انجام کارها چندین برابر شد با کیفیت عالی تر

    روزهایی که مشتری داریم و شلوغ میشه خداوند انقدر قشنگ تایم رو هماهنگ میکنه که کار هیچ مشتری با اون یکی تداخل پیدا نمیکنه و شاید واقعا کاری که نیاز به حضور چندین نفر هست رو داریم دوتایی به نحواحسن انجام میدیم. خدایا شکرت

    همچنین وقتی برمیگردم به چند ماه پیش مون نگاه میکنم میبینم که چطور خداوند افرادی رو سر راه ما قرار داد و چطور در کار ایده هایی به ما الهام شد که سبک کار ما کلا تغییر کرد و مسیر پیشرفت برامون هموار تر شد به شکلی که با کار فیزیکی کمتر درآمدمون بیشتر شد که به شدت تو این اوضاع حال حاضر جامعه به ما کمک کرد.خدایا شکرت

    وقتی که برای خریدن دوره های استاد از خداوند خواستیم که هدایتمون کنه چندین بار به دوره عزت نفس هدایت شدیم و دوره رو خریدیم در حالی که پول زیادی تو حسابمون نبود ولی به ندای قلبمون گوش دادیم و دوره رو خریدیم و بعدش بارون ثروت و برکت بر ما بارید.

    به قول استاد که بهترین دعا اینه که بگیم خدایا ما را به راه راست هدایت فرما.

    خدایا هزاران بار ازت سپاسگزارم که من رو به بهترین مسیر ها هدایت میکنی

    خدایا شکرت که من رو در زمان مناسب و مکان مناسب قرار میدی

    خدایا شکرت به خاطر آرامشی که تو زندگیم دارم

    خدایا شکرت به خاطر رابطه قشنگی که دارم

    عاشقتونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    رخشا گفته:
    مدت عضویت: 3149 روز

    یکی از کارهایی که هر روز دوست دارم انجام بدم، اومدن به سایت و زدن دکمه ی نشانه ی امروز منه.

    همیشه به خودم میگم خب امروز ساعت 8 شب زدم، فرداشب ساعت 8 یادم باشه دیر نشه که همیشه یه فایل هدایتی نگاه کنم. خیلی از روزها، مخصوصا این روزها که بیشتر خونه ام اینکار رو میکنم و لذت میبرم.

    الانم این فایل رو استاد توی اینستا نگفتن که تو سایت گذاشتن، من اومدم نشانه ی امروز من رو ببینم، دیدم قبلا فایلش رو دانلود کردم و فقط باید نگاهش کنم، اومدم تو قسمت دانلودیا تا بصورت رندم یه فایلی که دانلود نکردم رو هدایتی دانلود کنم یا بهم الهام بشه نگاه کنم. باورتون میشه یهو دیدم پست جدید راجع به نشانه های هدایتی گذاشتید چقدر ذوق کردم. سریع دانلودش کردم و چقدر حرفاتون رو قبول دارم استاد.

    شما فوق العاده این، این رو نمیگم که تعریف کرده باشم، باورمه و همیشه و همیشه چه پیش خودم چه پیش دوست یا خواهرم یا مامانم دارم میگم این موضوع رو.

    شما مشخصه در همه ی موضوعات هدایتی کار میکنید و چقدر این موضوع برای من شیرینه و چقدر لذت میبرم هر بار وقتی میبینم به چه جاهایی هدایت میشین. این توی فایلهای سفر به دور امریکا خیلی مشخص بود. این موضوع باعث میشه من احساس آرامش بکنم. بگم به وقتش به من گفته میشه.

    از وقتی این موضوع رو از شما شنیدم خیلی به کار میبرم.

    البته باید بگم خیلی جاها هم بخاطر باور غلطم اصلا یادم میره از خدا هدایت و کمک بخوام و به نیروی عقل و برنامه ریزی پناه میبرم.

    اول اینو بگم

    قبل از اینکه از شما راجع به هدایت خداوند بشنوم بصورت درونی بعضی جاها بصورت ناخودآگاه استفاده میکردم

    مثلا غذا. همیشه میگم الان شکمم چی دلش میخواد

    بعد دقیقا همونی که بدنم نیاز داره انگار بهم گفته میشه.

    حالا ممکنه فقط یه میوه باشه یا یه کاهو

    یعنی قشنگ انگار بدنم باهام صحبت میکنه.

    بعضی جاها که نمیدونم و یا نمیتونم جلوتر جریان رو ببینم فقط میدونم باید قدم در راه بذارم بسیار راحت و پشت سرهم (البته اگه من سر راه هدایتهام قرار نگیرم با شرک و بی ایمانی) پیش میره.

    اینا قبل از آشنایی با شما بود

    بعد که شما گفتید

    خیلی بیشتر استفاده کردم.

    مثلا من آرایشگرم. میخوام یه رنگ درست کنم انگار رنگها بهم چشمک میزنن. شاید بتونم بگم هیچوقت برای اینکه یه رنگ درست کنم منطقی جلو نرفتم. مثلا دستیارم میپرسه چرا اینو رو ترکیب میکنید انگار بهم گفته میشه و جوابش رو میدم.

    و دقیقا همون رنگی میشه که مشتری ازم خواسته بود. خودم گاهی عکس کارام رو میبینم میگم واقعا این کار من بود.

    نمیخوام علم و تلاش و تجربه ام رو نادیده بگیرم ولی واقعا رنگهایی که باید ترکیب کنم بهم چشمک میزنن.

    یا پست گذاشتن تو اینستاگرام

    همکارام بهم میگن برای پستات توضیح بنویس ولی من معمولا یه بیت شعر زیر نمونه کارم میذارم، اون بیت شعر هم همیشه از خدا میخوام بهم بگه و اکثر اوقات یکی دو کلمه بهم گفته من رفتم سرچ کردم و یه بیت برام چشمک زده و اون رو انتخاب کردم برای زیر پستم.

    و خیلی جالبه مشتریام که از طریق پیجم میان یا مشتریایی که پیجم رو دارن همیشه از اینکه یه بیت شعر زیر پست نمونه کارام میذارن لذت میبرن و تعریف میکنن.

    اگر تعریفم نمیکردن من کار خودم رو میکردم.

    من این رو داشتم ولی وقتی شما رو دیدم خیلی با اعتماد به نفس بیشتر اینکار رو میکنم.

    آقای عباس منش، دوستای عزیزم، باورتون میشه همین 4 تا خطی که داشتم راجع به پیجم مینوشتم، یکی زیر یکی از پستام که عکس خودم رو با یه متنی که خودم نوشته بودم کامنت گذاشت که منم دقیقا همین خواب رو دیدم و ….

    یعنی وقتی هدایت میشی واقعا نتیجه میگیری و نباید به نظر بقیه اهمیت بدی وقتی قلبت باهات حرف میزنه.

    خلاصه که من عاشق اینم که از خدا هدایت بخوام

    و استاد حرف خیلی خوبی میزنن همیشه. میگن این فرکانس همیشه هست تو باید توی اون فرکانس قرار بگیری

    خداوند هر لحظه داره هدایت میکنه، تو با خودت به صلح برس، تو باور کن که خدا هدایتت میکنه، تو هدایت بخواه، بعد میبینی هدایت میشی.

    من باور دارم که این سایت رو خدا داره پیش میبره.

    وگرنه کی میاد اینهمه کامنت بذاره ؟! کی میاد هر روز هر روز تو سایت ؟! همه میگن اپلیکشن ولی باورهای قوی و درست استاد، گوش کردن به هدایتهای خداوند اینهمه آدم رو دور هم جمع میکنه و با اشتیاق همراه میکنه.

    قبلا هم گفتم یکی از چیزهایی که من همیشه راجع به استاد تحسین میکنم همین مشارکتیه که بچه ها تو سایت دارن. خود من انقدر با اشتیاق کامنت میذارم خودم ذوق میکنم. انگار دارم با خودم حرف میزنم.

    خیلی جالب بود راجع به لایک استاد گفت. لایک کامنت.

    یکی دو بار که استاد کامنت من رو لایک کرد، رفتم دوباره کامنت رو خوندم دیدم اوه چی نوشتم. چقدر خودم رو خوب دیدم و چقدر حس خوب بود تو اون کامنت. استاد میگه من خودم فایلهای خودم رو گوش میکنم و اون حرفها رو خدا گفته من بهتون گفتم و خودم به آگاهی میرسم با شنیدنش،منم گاهی کامنت خودم یا کامنت دوستان رو میخونم میبنم چقدر آگاهی هست.

    حتی تو پستای اینستاگرامم، اونایی که خودم چیزی مینوسم بصورت آگاهی یا دلنوشته، برای من آگاهی داره بعدا که میخونم، انگار خدا بهم گفته.

    خلاصه اینکه استاد عباس منش دمتون گرم که انقدر به موفقیت رسیدید که من خودم به شخصه شما رو ببینم و انگیزه بگیرم برای بهتر شدم و مرسی که به ندای قلبتون گوش کردید و میکنید که آگاهی ها رو بهمون میگید تا ما هم با قوانین جهان آشنا بشیم و درست و به نفع خودمون استفاده کنیم.

    میدونم که شما پاداشتون رو از خداوند گرفتید و برای اینکه تحسین بشید فایل نمیذارید ولی من ازتون تشکر میکنم و همیشه و همیشه تحسین میکنم.

    اون دکمه ی تجربه نشانه رو هنوز پیدا نکردم، شاید هنوز نذاشتید و من هولم یا اینکه به وقتش میبینم و کامنتها رو میخونم و آگاهی های لازم بهم میرسه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    حسن کفاش دوست گفته:
    مدت عضویت: 3196 روز

    سلام استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی

    این فایل های استاد اینقدر زیبا و دلچسب که آدم باید بارها و بارها اون رو ببینه و گوش کنه

    البته من با دیدن این فایلهای استاد که از پردایس است خیلی دگرگون میشم و وقتی استاد صحبت می کنه بیشتر تمرکز من روی زیبایی ها اطراف و این موضوع باعث میشه که تمرکز خودم رو از کلام استاد برداشته بشه برای همین بعد از اینکه چند بار به صورت تصویری با کیفیت بالا تماشا می کنم و لذت می برم و سپاسگزاری میکنم میرم و فایلهای صوتی اش رو چند بار گوش میکنم و می نویسم و نکته برداری میکنم و با خودم حرف می زنم.

    مثالها تون هم که بی نظیره استاد.

    چه زیبا گفتید در مورد خرید یک جنس به دو روش متفاوت یکی به روش سنتی و دیگری به روش هدایتی .

    من در قدمها هم با شما هستم و در قدم هفتم هنوز گیرم با اینکه تا قدم 9 را دارم ولی هدایت نمی شم به بیرون از این قدم .

    چون اینقدم نقطه عطف کار منه لااقل

    سایت رو که نگو استاد هر روز بهتر از دیروز و کامل تر از دیروز

    داشتم به این فکر می کردم که این همه کامنت این همه کاربر چطوری استاد کامنتها رو میخونه درسته تند خوانی کار کردند ایشون ولی بالاخره حجم کامنت ها خیلی زیاده . من میام یک فایل رو شروع می کنم به خوندن کامنتها می بینم چند ساعت گذشته هنوز در یک محصول و یا حتی دیگر فایلها گیر کرده ام . خدایا شکرت بابت این همه فراوانی

    همین چند روز پیش بود که بایکی از دوستان همفرکانسی در این سایت صحبت می کردیم می گفت من واقعا وقت کم میارم وقتی میام اینجا. من هم گفتم با توجه به اینکه شغلی دیگر دارم همین جا این فرکانس رو از خدا درخواست میکنم که شرایطی برام بوجود بیاد که بیشتر بیشتر اینجا باشم و با فایلهای استاد .

    نمی دونی استاد چقدر عاشق تنهایی شدم .دلم می خاد ده روز بیست روز نمی دونم یه عالمه روز من باشم موبایل لب تاب و دفتر دوست داشتنی و فایلهای شما . خدایا من را به این مسیر هدایت کن تا بتونم روی خودم کار کنم و این باورهای محدود کننده وجود خودم را اصلاح کنم.

    بعضی مواقع پسرم گوشی من رو بر می داره بعد از چند دقیقه میزاره کنار چون هیچی جز فایلهای شما در انواع واقسام پوشه ها چیز دیگه ای نیست . البته نه زبان انگلیسی هم هست که دارم کار میکنم برای مهاجرت . چون این کار سمت خودم است که باید انجام بدهم و باقی اش رو به خدا می سپارم . تازه اون هم خیلی زیاد کار نمی کنم . فقط شما شما شما و سایت وسایت سایت سایت .

    تازه تلگرام هم به عشق خبر اومدن یک فایل جدید توی سایت و یا داستانهای هدایت دوستان و دیگر فایلهای زیبای سایت

    اینستاگرام هم فالور دو نفر هستم یکی شما و یکی دیگه استاد زبانم

    این شده زندگی من

    من و اینهمه خوشبختی محاله محاله

    خیلی دوست دارم استاد و بی نهایت از خدا سپاسگزارم که به این مسیر هدایت شدم

    در پناه الله یکتا شاد باشید و سربلند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 2636 روز

    سلام عزیزای دلم …سلام خانواده قشنگم… خواب کُشتم، ولی ندا آمد که باید اونچه را که دریافت میکنی بنویسی. من هم مطیع خدایم هستم… حسین و مریم عزیزم میدانم که الان دارین کامنتمو می‌خونید… قبلاً ها فکر میکردم که بیشتر کامنت ها رو نمیخونید ولی تازگی ها فهمیدم همه رو با عشق و حوصله می‌خونید و این بسیار خوشحال کننده و ستودنیه…هم فرکانسی های عزیزم همین ابتدا بگم که اگه سرحال نیستید یا بی حوصله اید کامنت منو نخونید… چون با عشق و حوصله میخام کلی حرف و داستان از نشانه و هدایت و تجربیات اخیر خودم بگم… فکر کنم یه درام جالب و هیجان انگیز بشه.

    آهان یادم اومد… قضیه ازین قراره که مطابق روال این روزهام رفتم کوه، اونجا هر کاری میکنم… مدیتیشن و مراقبه میکنم، با خدا مناجات و گفتگو میکنم، سپاس گزاری و توجه به نکات مثبت میکنم، ورزش و یوگا انجام میدم، به بهترین موسیقی های متن فیلم گوش میدم(به افکارم جهت میدن و باعث تقویت احساسات و ارتعاشاتم میشه)،تلاوت های اصیل مصری گوش میدم، به آیات و نشانه های الهی تفکر میکنم و قوانینو مرور میکنم، و در یک کلام با خدایم عشق بازی میکنم… امروز اومدم که مقالات و مطالب مربوط به کمال گرایی و عزت نفسو کار کنم که دیدم فایل جدید اومد… اصلاً قصد باز کردن و کار کردن روی این فایلو نداشتم، همینجور بازش کردم دیدم درباره نشانه ها و هدایت… بی اختیار چشمانم شروع به حرکت روی خطوط حیاتی و ناب مریم خانم کرد… باورم نمیشد که باز هم سورپرایز اومده… هدایت چیزیه که این روزا شده سراسر وجودم… مقاله رو که نگم،کامل و دیوانه کننده است… در حین خواندن متن یه چیز ظریفی را متوجه شده ام. میدونم که استاد متن ها رو نمی‌نویسه و این خانم شایسته است که این کارو میکنه… مریم، در جمله بندیت از ضمیر اول شخص مفرد استفاده کردی… اینطور که به نظر میاد داری از زبان استاد حرف میزنی، این منو به فکر فرو برد که چقدر شما با ایشون هماهنگ هستید که به جای ایشون حرف میزنید. شما با هم، یکی شدین. دو جسم یک روح… و این نشون دهنده اوج عشق و هماهنگیه البته بدون وابستگی…

    فایلو دانلود کردم ولی ندیدم… الان نصف شبه… خواستم بخوابم که بهم الهام شد که باید همین الان فایلو ببینم، گفتم خدا ول کن دیگه بذار بخوابیم چند ساعت، فردا کلی کار دارم، بذار فردا نگاه کنم … دیدم ندا جدیه… بلند شدم وضو گرفتم تا فایلو با عشق ببینم( این رو هم بگم که فایل های استاد و خواندن و نوشتن کامنت برام حکم صلات رو داره و با خلوص و عشق انجام میدم).

    استاد من آدم رک و صریح گویی هستم… فایلو بکوب دیدم، نمیدونم از چه واژه ای استفاده کنم تا حق مطلب ادا شه… به طور کامل سیر سیر شدم رفت، این همون فایلیه که میخواستم… عاشق این فایل شدم رفت… استاد ، اگه میشه یکم یواش تر… به خدات بگو یواش تر الهام کنه… همین چند روز پیش بود که گرم کار کردن روی کمال گرایی شدم… اگر صلاح میدونید کمتر فایل بذارید تا ما هم برسیم… بخدا تو شبانه روز ۵٬۴ ساعت بیشتر نمیخوابم تا از وقتم بیشتر استفاده کنم… دوستانی که میگن استاد زود باش فایل جدید، مگه قلیون و تریاکه که سریع میکشید و دوباره هوس فایل جدید میکنید… یه بار می‌شنوید و میگید بازم فایل جدید میخایم. قدر هر فایلو بدونید و محکم کار کنید. سرسری از فایلها و مطالب نگذرید. استاد عزیزم هرچند به شما و خدایی که بهت الهام می‌کنه آنقدر اعتماد دارم که اگر همین امروز دوباره فایل جدید بذارید با جان و دل می پذیرم و میدانم که دلیل و حکمتی دارد…

    استاد تمام حرف هایت درباره هدایت را با اعماق وجودم حس میکنم چرا که این روزها در دریافت نشانه و الهامات، و جریان هدایت، تکامل خودمو طی میکنم و یواش یواش دارم یاد میگیرم…

    بهم میگه چی بخورم چی نخورم، چیکار کنم، کجا برم ، کی بخابم کی بیدار شم، کدوم فایلو یا مطلبو کار کنم، کدوم کامنت یا صفحه رو بخونم، همش داره باهام حرف می زنه به بی نهایت طریق… حتی بهم میگه به این موضوع فکر نکن و رها باش…

    یه مثال واضح و قشنگ، همین پریشب… دفتر سپاس گزاریمو برداشتم که بنویسم یهو یه حسی بهم گفت برو بیرون توی پارک. رفتم روی یه صندلی با احساسی سرشار از آرامش و با عشق سپاس گزاری نوشتن… همینطور شاعرانه داشتم می‌نوشتم که دونفر میان بالا سرم… برادر یکی از دوستان سال های گذشته ام بود.. بعد از سلام و احوالپرسی یسره شروع کرد به گفتن از بدبختی ها، کمبود، بی هدفی و هر نکته منفی دیگه… من فقط از امید و هدف حرف میزدم.. خاستم به نحوی ردش کنم ولی ول کن نبود… بعد از اینکه رفت با اینکه به حرفاش گوش ندادم ولی احساس کردم وقتمو تلف کردم و حس خوبی نداشتم… برگشتم که برم سپاس گزاریمو تکمیل کنم و به سایت سر بزنم که دیدم اصلاً حالشو ندارم و یجوریم… قبل خواب از خدا پرسیدم که من در مدار درست بودم، چی شد که این آدم مفلوک و داغون سروکله اش پیش من پیدا شد؟؟ من که هر روزبهت وصل بودم و حرفتو گوش میدادم این چی بود دیگه؟ می‌دانستم که تا فردا جوابمو میگیرم با احساس سپاس گزاری و درخواست هدایت خوابیدم…

    خواب دیدم همه مردم توی بیمارستان صف بستن… کل حیاط پره آدم لنگ و لوکه… پر از آدم علیل و ذلیل… میگم چتونه؟میگن ما مریض و بدبختیم ما داغونیم، داغووون… نگاه کردم، دیدم یه عده رو ویلچرن و فلجن، یه عده دیگه توی صف دسشویی، یه عده دارن مینالن و زجه میزنن، یه عده دیگه دارن میزنن تو سر و صورت خودشون…

    برگام ریخت و ازین صحنه‌ها ترسیدم.. گفتم خدایا اینا چرا اینجوری میکنن؟ چشونه؟ دیدم یهو عموم دستمو میگره و ازم التماس میکنه که برم توی صف مردم، میگم عمو دستمو ول کن، من پول و دفترچه بیمه با خودم نیاوردم، بذار برم… بعد عین بچه کوچولوها گریه میکنه و ازم گله میکنه… داشتم دیونه میشدم… وحشت زده از خواب بیدار شدم گفتم خدا این چه خواب چرت پرتی بود دیدم!!! بلند شدم مثل هر روز جلو آیینه قربون صدقه خودم رفتم خودمو بوس کردم همین که آب به صورتم زدم، ندا آمد و جوابم را گرفتم… حالا فهمیدم چیه… مدتی میشه که اصلاً با آدما بحث و صحبتی نداشتم، اونقدر داشتم روی خودم کار میکردم که متوجه تغییرات مثبت و تغییر مدارم نشدم… فرد دیشب یه یادآوری بود که میلاد بدون که اکثریت جامعه در قهقهرا و گمراهی زندگی میکنن و تو اونقدر عوض شدی که تحمل هم کلام شدن با اینا رو نداری… پس قدر پیشرفت خودتو بدون و با همین فرمون در این مسیر سراسر عشق الهی حرکت کن.ناخودآگاه یاد حرف های استاد توی فایل معلولیت ذهنی افتادم…. خدایا شکرت که توی خواب و بیداری هدایت میکنی و جوابمو میدی.

    خدای عزیزم همیشه هوامو داشت و من خبر نداشتم … توی فایل قبلی توی کامنتی که گذاشتم اشاره کردم که به چه شکل و دلایلی ۵ ماه از مدار استاد و فضای سایت به کل فاصله گرفتم… حالا میخام شرح بدم که با چه معجزه و نشانه روشنی تونستم دوباره برگردم…

    نمیخوام درباره اون دوره جهمی فکر کنم… چند بار خاستم برگردم ولی نشد… از خدا کمک و هدایت خاستم و دوست داشتم به خانه بهشتی خودم برگردم… تا اینکه: یه روز به همراهی دوستم پیاده رفتیم به سمت یه کوه بلند تا میانه کوه باهام اومد ولی شروع به بهانه آوردن کرد که پام درد می‌کنه و حال ادامه دادن ندارم بذار برگردیم، تو ذوقم خورد و پشیمون شدم که باهاش همقدم شدم. اومدیم پایین و رسیدیم سر جاده … دست کردم تو جیبم دیدم پلیرم نیست.( چند ساله که گوشی گذاشتم کنار و برای گوش دادن به فایل های استاد، توی زمانی که بیرونم از پخش کننده mp۳ استفاده میکردم). نمی‌دونم چی شد که یه حسی بهم گفت برو دنبالش… استاد باورت نمیشه اگه اینو بگم… هفت کیلومتر مسیر پر از غله و گندمزارو گشتم… بذار واضح تر توضیح بدم تا سو برداشت نشه… توی دلم به خدا گفتم این شی ناچیز هیچ اهمیت و ارزشی برام نداره ولی میخام با قوانین بازی کنم … میخام ببینم قانون برای این کار تقریبا غیرممکن جواب میده؟ میخام قدرتتو و نشانه ها بعد از مدت ها ببینم… دلم آرام و محکم شد… فکر می کنید چشمان محدود من توانایی دیدن همه مسیر آن هم گندمزار را دارد.. خیر … خدا میداند کجا افتاده و گم شده …. ولی من با ایمان و احساس امید و آرامش، شروع به دویدن و با سری رو به زمین سریع حرکت میکردم… اون دوست ناکس هم ول کرد و رفت چند کیلومتر جلوتر منتظرم وایساد… هرچه گشتم ندیدمش اون دستگاه کوچولو رو پیدا نکردم … ولی اصلاً ناراحت و ناامید نشدم… وقتی به دوستم رسیدم، شروع کرد به غر زدن و مسخره کردن، بهم گفت تو یچیزی زدی که عین دیونه ها دنبال یه پلیر بی ارزشی، خاستم از کوره در برم که خودمو کنترل کردم و بهش گفتم دارم با خدا بازی میکنم و الا یکی دیگه هم زاپاس دارم … من از خدا چیزی میدانم که تو نمی‌دانی…

    شب شد با آژانس برگشتیم… نمی‌دونم چی شد که جرو بحثمون شد… اونجا بود که شیطان را در قالبش دیدم… مطمئن شدم که این نشانه است … بالاخره جهان وادارم کرد که از زندگیم خارجش کنم … ازش اعراض کردم و خدا رو شکر کردم.. فرداش صبح زود بیدار شدم و احساس بسیار زیبایی بهم گفت اون یه کیلومتر باقی مونده رو هم بگرد… مطمئن بودم که خدا جوابمو میده … رفتم و رفتم تا رسیدم سر جاده دیگه تلاش خودمو کرده بودم، همین که خاستم سرمو بچرخونم که برگردم در لحظه آخر چشمم به اون پلیر کوچیک که اندازه کف دست بود افتاد… همونجا سجده کردم… و سریع قول دادم که برگردم به مسیر الهی ام… از خدا هدایت خاستم که از کجا شروع کنم… تمام علف های هرز ذهنم رشد کرده بودن و باورهام خراب شده بودن … خدا بهم گفت از توحید شروع کن …………. خلاصه کنم؛ توی دو هفته نه تنها تمام علف های هرزو بریدم بلکه باورهام در همه زمینه ها قویتر از گذشته رشد کردن و مدارم سریع بالا رفت ….. الان بعد از یک ماه و نیم در بهترین حالت و وضعیت فرکانسی و مداری خودم قرار دارم… هر روز دارم در دریافت الهامات و هدایت الله بهتر و قویتر میشم …. خیلی آگاهی و آیات در مورد هدایت خاستم بگم که متن مقاله بینظیر خانم شایسته منصرفم کرد…فکر کنم طولانی شد ولی ارزشش را داشت که ردپا را از خودم به جای بذارم …. استادای عزیزم و هم فرکانسی های نازنینم مرسی از حضورتون پر مهرتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    پیمان امیرزادگان گفته:
    مدت عضویت: 4091 روز

    سلام به استاد عزیز همه ی دوستان گرامی

    من چند هفته ای بود که روی جریان هدایت تمرکز داشتم و توجه ویژه ی من در مورد هدایت در کسب و کارم بود همین طور توجه میکردم با این قضیه که ناگهان یه نیرویی از درون گفت که برو روی سایت یه فایلی دانلود کن

    روی ایستا و تلگرام هم چیزی نیومده بود که پست جدیدی قرار داده شده روی سایت منم گفتم خب شاید یه فایل قدیمیو باید دوباره ببینم

    وقتی اومدم توی سایت تعجب کردم

    یه فایل تازه قرار داده بودید که همین فایل بود با اشتیاق دانلود کردم و با تمرکز دیدم

    باورتون نمیشه بعد این فایل الهاماتی رو به شیوه ی عجیبی دریافت کردم که اگر میخواستم با تلاش و تفکر خودم بهش برسم سال ها شاید طول میکشید

    ممنون از فایل های عالی تون

    باید خودمون رو به جزیان هدایت بسپاریم تا از برکات بی پایانش سیرآب شیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      امیر ایرجی گفته:
      مدت عضویت: 2195 روز

      سلام استاد عزیز و گرامی

      خداوند متعال به نظر من وقتی می‌تونه هدایت کنه اینه که …خدا را تو قلبت احساس کنی..این احساس وقتی می‌تونه داشته باشی که ایمان داشته باشی…این ایمان وقتی میتونی داشته باشی که خودت و خدای خودت خوب بشناسی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای: