نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی - صفحه 9 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    384MB
    25 دقیقه
  • فایل تصویری نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی
    106MB
    25 دقیقه
  • فایل صوتی نشانه من برای واضح شدن قدم بعدی
    23MB
    25 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

551 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    نگار سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 3297 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام به استاد عزیزم که خدای من از طریق این بنده ی محبوبش هدایتم میکنه.

    یه مدته کمتر کامنت می نویسم که چند روز پیش دوستی نوشته بود من خودمو ملزم میکنم برای هر فایل کامنت بذارم چون این طوری به ذهنم یاد میدم مثل اگاهی های فایل فکر کنه و یه جورایی اموخته هام از قانون رو توی ذهنم نهادینه میکنم. این کامنت باعث شد دوباره کامنت نویسی رو از سر بگیرم و منتظر فایل جدید بودم تا تصمیمم رو عملی کنم.

    خدایا شکرت

    و استاد جانم بسیار به موقع بود.

    بسیار بسیار به موقع بود از چند جهت که من فقط یه موردشو میگم اینجا

    بچه هایی که منو میشناسن میدونن من کسب و کاریو به همراه دوست عزیزم که از بچه های همین سایته راه انداختم. ایشون مهاجرت کردن شهر من. یک و نیم ساله. ما با اینکه خیلی به لحاظ شخصیتی رشد کردیم و دستاوردهای خوبی داشتیم اما هنوز به استقلال مالی نرسیدیم و همچنان خانواده هامون ساپورتمون میکنن.

    اتفاقاتی افتاده که ما باید یه تصمیمی بگیریم الان. اینکه دوستم که برا تعطیلات برگشته شهرش، همونجا بمونه و کارو آنلاین پیش ببریم یا اینکه بیاد شهر من و همچنان با ساپورت خانواده ها پیش بریم.

    من دیروز واقعا مستاصل بودم و به خدا گفتم خدایا واضح هدایتم کن و زدم روی فایل نشانه و برام فایل ۴۳سفرنامه رو اورد.

    فایلی بود که اولش نوشته بود: این گنج برای من مثل یک ارتش تک نفره است.

    اینو که خوندم دیوانه شدم چون من و دوستم همیشه به هم میگیم که هر کدوممون به قدری تواناییم که ارتش یک نفره هستیم.

    از قضا این همون فایلی بود که من اون موقع کامنت گذاشته بودم و لایک هم خورده بود. توی کامنتم اون موقع نوشته بودم که چقدر خوبه که خانم شایسته و استاد خیلی وقتا از هم جدا میشن و میرن تنها تنها میگردن. اینا اصلا برای لذت بردن و داشتن حس خوب به هم وابسته نیستن و نمیخواد کنار هم باشن.

    میخوندم و گریه میکردم. نشانه ها داشت میگفت شما دوتا خودتون ارتش یک نفره هستید و بدون نیاز به هم می تونین کار کنین. و باید اصلا بدون وابستگی هم بتوینن کار کنین. نشونه ها از جدایی میگفت. انقدر صریح که درد داشت.

    یکم خودمو اروم کردم گفتم ینی انقدر به هم وابسته شدیم که شدیم آزمایشِ هم؟

    خلاصه امروز به دوستم زنگ زدم گفتم نباید کش داد مساله رو باید تصمیم بگیریم و پروندهش رو ببندیم و ازش رد شییم.

    خداروشکر این تردید نکردن و سریع تصمیم گرفتن رو خوب از استاد یاد گرفتم. تحمل نکردن و پیش رفتن.

    بیش از یک ساعت با دوستم حرف زدیم و بررسی کردیم همه چیو و بعد گفتیم که بهتره از جلوی راه خدا کنار بریم و خودمونو به اون بسپریم حتما برنامه خوبی برامون داره چون تا الان همیشه در زمان و مکان درست بودیم و خیلی معجره ها دیدیم.

    گفتم سپیده ما هم مثل آمازون مثل استاد مثل رضا عطار روشن خدا داره برای چیزی که به نفعمونه اما نمیبینیمش اماده مون میکنه. خیلی سخته دوری از هم و برگشتنه تو اما ما یا به خدا ایمان داریم یا نداریم. بهش گفتم ما اندازه مون ۸ هستش این مسائل ۲ . حتی بهش گفتم به خانم فرهادی زنگ بزنه باهاش مشورت کنه اما میگفت نه.

    خلاصه دوستم رفت و یکم بعد اومد گفت زدم روی نشانه فایل ۴۲ سفرنامه رو اورد. دقیقا یه فایل بعد از نشانه منه و توش استاد پله rv رو میخواد درست کنه و میگن به موقع از سر راه خدا کنار رفتیم تا خودش وارد عمل شه. همون چیزی که من گفته بودم به دوستم.

    خلاصه ارومتر و متوکلتر شدیم

    یکم بعد دوستم دوباره پیام داد که یه اتفاق عجیبی افتاده. مادرم الان تصمیم گرفت قدم اول رو بخره. ما پرداخت زدیم و بعد یهو گوشی زنگ زد خانم فرهادی بود

    یا خدااااااااااااااا

    ما صبح داشتیم در مورد حرف زدن یا نزدن با خانم فرهادی حرف می زدیم اونوقت ایشون خودشون تماس گرفته بودن.

    البته ایشون به خاطر یه مساله موقع تکمیل خرید تماس گرفته بودن ولی ما همینطوری شوکه بودیم. که یعنی خدا چی میخواد بهمون بگه. اومدم توی سایت بیشتر بچرخم دیدم فایل جدید در مورد هدایت و نشانه من هستش

    خدایا

    دیگه ترکوندی واقعا

    حتی اطلاع رسانی توی اینستا یا تلگرام از فایل جدید ندیده بودم

    خودم اومده بودم سایت

    و استاد جانم با صحبت های گهربارش چنان آرامشی به وجودم روانه کرد که محوم الان.

    منم پریروز بود با این قابلیت جدید، نتیجه هدایت با نشانه رو، دیده بودم و کامنتاشو خونده بودم.

    خلاصه که رفقا هم من هم دوستم این دو روز خیلی با این دکمه نشانه من، هدایت شدیم و بسیار برای حفظ آرامشمون خوب بود.

    ما الان کنار رفتیم از راه خدا تا خودش مارو هدایت کنه و انشا الله که بنده های حرف گوش کن و باهوشی باشیم و صبور تا هم نشانه ها رو ببینیم هم عمل کنیم هم منتظر باشیم تا نتایجش بیاد.

    خدارو صد هزار مرتبه شکر

    پینوشت: یه چیزیو فهمیدم؛ تکاملو باید تکی طی کرد، دوتایی یا با همدیگه نمیشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      سارا شکری امیدوار گفته:
      مدت عضویت: 1116 روز

      سلام نگار عزیز

      چقدر صورت زیبا و صمیمی داری

      نگار عزیزم سپاسگزارم ازت به خاطر این کامنت ارزشمندت و درسهایی که بهم یاداوری شد

      تکامل رو هر کسی باید تکی طی نکنه، دو تایی و با هم نمیشه

      بسیار جمله ی ارزشمندیه که باید همیشه بهش فکر کنم

      ادما بنظرم همواره در حال طی تکامل هستن، در هر زمینه ای که خودشون میخواد، تکاملشون طی میشه به مروز زمان در همون سمت

      من و همسرم در زندگی زناشوییمون

      هر دومون در حال طی تکامل هستیم ولی هر کدوم تنهایی، و بچه ها مونم همینطور، در حال طی تکاملشون، هستن ولی تنهایی و تک تک ادمای جهان هم همینطور

      با هم هستیم ولی طی تکامل شخصیه، تنهاییه

      من هر روز در حال تکاملم تا بهتر درک کنم قوانین جهان رو و عملکرد درستتری داشته باشم در اتفاقات

      من در حال تکاملم تا رفتار صحیحتری با بچه هایم داشته باشم وقتی دچار چالش میشیم

      من در حال تکاملم تا غذاهای متنوع تری رو یاد بگیرم و درست کنم

      من در حال تکاملم تا رفتارهای درستتر از خودم بروز یدم در هر روابط و موقیعتی

      همسرم در حال تکامل و پیشرفت کسب و کارشه

      بچه هام در حال تکامل و رشد هستن تا بچگی کنن و به سن بلوغ برسن

      خدایا شکرت که همه چیز در حال تعییره در هر لحظه

      همچون اسمان ابی بیکرانت که هر روز و هر لحظه به شکلی خاص زیباست و به رایگان در اختیار همگانه دیدن این زیبایی های ارزشمند

      من قبلا از تغییر میترسیدم و بیزلر بودم ولی حالا یاد گرفتم تغییرات همیشه الخیر ما فی وقع است و برایم خیر فراوان دارد

      حالا نسبت به تغییرات دید مثبت تری دارمو توکلم به خداست

      خدایا شکرت به خاطر این هدایتهایت

      دوست ارزشمندم، نگار عزیزم، واقعا اسم نگار خیلی زیباست، ازت سپاسگزارم، با ارزوی بهترینها برایت

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    جواد گفته:
    مدت عضویت: 2260 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    دوستان عزیز

    ضمن تشکر از استاد گرانقدر، وقتی این مطالب را میخوندم یه سوالی برام پیش اومد

    استاد در یکی از فایلهاش استخاره به قرآن را کاملا قبول نمی کنه، و میگه اصلا استخاره به قرآن معنا نداره و درست نیست، حالا این در حالی هست که گفتند استخاره را افراد به قرآن زمانی باید استفاده کنند که بعد از تحقیق و مشورت اگه دو دل بودن و در دو راهی و تردید قرار گرفتند می تونند به قرآن استخاره بگیرند و به آیه ای هدایت بشند تا بتونند تصمیم خودشون را بگیرند و از تردید در بیان.

    استاد هم در این قسمت از سایت دقیقا همین کار را ظاهرا میکنه و افراد با نیتی که می کنند به مطالبی هدایت میشن که از اون مطالب می تونند مسیر خودشون را پیدا کنند و از تردید در بیان

    لطفا فرق استخاره با این امکان سایت را برام بیشتر توضیح بدین

    ممنون از همه دوستان عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      گروه تحقیقاتی عباس منش گفته:
      مدت عضویت: 4174 روز

      دوست عزیز در مورد استخاره استاد توضیح دادند که اینکه مردم بروند پیش فردی که فکر می کنند ارتباط خاصی با خداوند دارد و از او بخواند برایشان از قرآن استخاره بگیرد و به آنها در جواب بگوید خیر است یا شر است را قبول ندارند.

      بسیاری از افراد برای استخاره حتی حاضر نیستند خودشان سراغ قرآن بروند و از خداوند طلب هدایت کنند بلکه می خواهند یک فردی به آنها در یک کلمه بگوید که فلان کار را انجام بدهید یا ندهید.

      موفق باشید.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  3. -
    afshin abbaspoor گفته:
    مدت عضویت: 2851 روز

    سلام دوستان

    الان بهم الهام شد اینو اینجا بنویسم براتون

    طرف حسابم اول خودم هستم بعدا شما

    🚫انبار کردنه پکیجا و داشتنشو هیچ ارزشی نداره❌

    یادم میاد ی مدتی حدود ۵۰۰ گیگ پکیج آموزشی و موفقیت جم کرده بودم

    اصلا ازش استفاده نمیکردم

    ی بنده خدایی ازم یکیشو خواست براش فرستادم

    گفت اینارو گوش دادی یا دیدی

    گفتم نه

    گفت پس تا کی میخوای جمع کنی

    اصلا انبار میکنی که چی بشه!؟

    الان شکر خدا خیلیهاشو استفاده کردم

    خیلی از ما فایلها رو دیدیم و آگاهی های زیادی بدست آوردیم ولی بهش عمل نکردیم

    حالا هی منتظر نتیجه هم هستیم

    تا وقتی که عملمون تغییر نکرده نتایجمون همون قبلی هاست

    اصلا اینجور بگم انگار رو یه صندوقچه گنج نشستیم و خرجش نمیکنیم داریم از گشنگی میمیریم

    جالب اینجاست بخودمونم میگیم من خیلی میدونم

    اما من اینو میگم تا از آگاهی هام استفاده نکردم هیچکسی به حرفام پشیزی قائل نیست چون خودم هیچ نتیجه ای نگرفتم

    بقول کوین ترودو : داری به کی گوش میدن

    یعنی مردم به حرفهای کسی گوش میدن که نتیجه ای گرفته باشه و به جایی رسیده باشه و لااقل به چند درصد از گفته های خودش عمل کرده…

    خیلیا هستند که خودشون خرما میخورن و به بقیه میگن خرما نخورین فلان ضرر رو داره

    حالا جالبه منتظره حرفاشم تاثیرگزار باشه.

    بقول استاد عباسمنش ایمان بی عمل حرف مفت هست.

    الان به این فکر میکنم چرا استاد این همه طرفدار داره چون داره برای ما از قوانینی حرف میزنه که خودش بهش عمل کرده

    اول هر دوره داره میگه چرا دارم این دوره رو برگزار میکنم چون خودم این نتایجو گرفتم بعد شروع به برگزاری دوره میکنه

    بنظرم مهم درین دلیل موفقیت استاد عمل به گفته های خودش هست

    نه شعار دادن.

    امیدوارم به آگاهی هامون عمل کنیم…

    در تمام زمینه های زندگیتون موفق و سعادتمند باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    سید حسن گفته:
    مدت عضویت: 1333 روز

    سلام

    نمی‌دونم الان این کامنت منو چه کسی میخونه

    من از این فایل نتیجه ای گرفتم

    که منو هدایت کرد به دوره روانشناسی ثروت سوم

    من دیروز یک نشانه بهم داده شد که دوره روانشناسی ثروت 3 رو خریداری کنم

    ومن چون به هدایت خدا ایمان زیادی آوردم

    گفتم اگه این هدایت خدا باشه

    باز بهم نشونه میدهد که این دوره باید خریداری بشود

    من این نشانه دوم را طی 24 ساعت گذشت زمان دوباره گرفتم از خدا نه یک با دوبار که استاد خودش بهم گفت دوره را بخر

    البته بین صحبت های در مورد دوره صحبت کرد

    ولی در انتهای حرف استاد این بود در ذهن من

    این دوره را بخر

    این و صدای درونی در ذهنم بهم میگفت

    باور نکردنی من هدایت شدم

    وقتی دوره را خریدم

    اشک هام داشت میومد

    وقتی استاد صحبت میکرد در این دوره

    من همان هایی را باید می‌شنیدم که باید بشنوم

    خدایا سپاس از این همه هدایت های زیبایت

    به امید الله باشین دوستانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    ندا رامی گفته:
    مدت عضویت: 3646 روز

    سلام و درود فراوان به استاد مهربانم

    اکنون که در حال نوشتن این کامنت هستم ۴ماه است که از سایت فاصله گرفته بودم و بنا به دلایلی که توی صفحه ی شخصی خودم ثبت کردم تا دیگر بچه ها هم استفاده کنن نتونستم توی سایت حضور پیدا کنم اما از امروز که با تصمیم و اراده ی خودم وارد این سایت شدم با این فایل زیبا روبرو شدم من این مواجهه رو به فال نیک میگیرم و امیدوارم نقطه ی عطفی برام باشه تا پیشرفتهای بیشتری رو در زندگیم شاهد باشم.

    استاد گرامی خیلی موقع ها هست توی زندگی به دنبال چیزی یا اتفاقی هستیم یا رسیدن به خواسته ای هستیم که مارو اروم کنه و به شدت برای رسیدن و پیدا کردنش تلاش و عجله میکنیم فکر میکنیم ان خواسته یا اتفاق میتواند ناآرامی های درونی مارا متوقف کند بله شاید بتواند اما شاید برای چند روز و یا حتی چند ساعت مارا دلخوش میکند اما ان چیزی که نیست که از درون ما را به ارامش برساند و مارا راضی کند.چند ماه پیش چنان عجله میکردم برای خرید محصولات و رسیدن به خواسته که انگار موقعیت ها در حال تمام شدن بودن و کسی دنبال من کرده بود و یهو به سر به سنگ خوردم و چنان ضربات ان اتفاق روحم را تکه تکه کرد که سخت بود حتی کامنتی از دوستان توی سایت بخوانم.

    از همه یامور مربوط به سایت و برنامه ها فاصله گرفتم و تا خودم را بار دیگر و با روشی دیگر بسازم امده ام تا از نو شروع کنم و بدانم که (( نداجان برای هیچ چیز عجله نکن در بهترین زمان ممکن و به بهترین شکل ممکن به تو داده میشود پس تلاشت را بکن و با لذت منتظر لحظه ی موعود باش….👏👏)).

    امروز با وارد شدنم به سایت و با دیدن این فایل فهمیدم بگذار پروردگار تورا هدایت کند به جایی که میخواهی بروی اینقدر سرگردان نباش اینقدر به خودت سختی نده پاسخ اینجاست رهنما اینجاست درون تو و او کسی نیست جز رب تو⁦♥️⁩

    هدایت شدم به تفسیر زیبای سید میکائیل در مورد کارتن turbo چقدر کودکانه و صادقانه در مورد رسیدن به اهداف صحبت کرد و تماما کلامش بوی سید عباس استاد خودمون رو میداد.

    تحلیل او در مورد حلزونی که با ماشینها مسابقه ی سرعت داد با اینکه تمام دنیای حلزونها مخالف این هدف بودند او این کار را انجام داد و موفق شد.

    خوشحالم بار دیگر متولد شدم و اینبار پر بار تر به مسیر خودم ادامه میدهم.

    با ارزوی موفقیت برای تک تک دوستانم.🌹🌹🌹🌹🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 961 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 28 مرداد رو با عشق مینویسم

    قدم اول رو بردار خدا قدم بعدی رو بهت میگه

    امروز قدم به قدم ، خدا بهم گفت چیکار کنم و من اولش نمیدونستم ولی بعد که فهمیدم فقط اشک میریختم

    من صبح که بیدار شدم چون شب بعد اذان بیشتر بیدار موندم و نزدیک 5 خوابیدم ،یهویی بیدار شدم دیدم که ساعت 9:15 هست و گفتم وای دیرم شد

    ولی بلافاصله گفتم نه عجله نکن و اصلا نگران نباش طیبه خیلی آروم باش حتما یه دلیلی داشته که زود بیدار نشدی و برای ورکشاپ امروز قراره دیر برسی

    رفتم که صبحانه بخورم دیدم مامانم تخم مرغ و سیب زمینی آب پز گذاشته روی گاز و خیلی خوشحال شدم سریع برداشتم و صبحانه مو خوردم و حاضر شدم رفتم تجریش

    به طرز شگفت انگیزی هر جا رفتم سریع بی آر تی اومد و قطار مترو اومد خیلی لذت بخش بود ،انگار منتظر بودن من بیام تا من سریع سوار بشم و برم

    تو راه همه اش داشتم فکر میکردم که خدایا من برای موضوع ورکشاپ که تنهایی هست ،چی بکشم ؟

    همون عکس ماه تو سیاهی رو بکشم؟؟؟

    داشتم فکر میکردم که حس کردم باید فکر نکنم و رهاش کنم یه حسی بهم میگفت که تو حالا برو برس به سر کلاست بهت میگم چیکار کنی

    وقتی رسیدم تجریش و رفتم سر کلاس دیدم کسی تو پاساژ نیست و از کلاسمون کسی نرفته بود ،فقط من بودم

    وقتی رفتم به سالن ورکشاپ دیدم استادا دارن نقاشی ذهنی که شروع کردن رو رنگ میکنن

    منم وسایلامو چیدم نشستم ،برام جالب بود این بار همه هنرمندا دور تا دور دیوار نشسته بودن و داشتن کار میکردن و مثل هفته پیش وسط سالن نبودن

    بعد متوجه شدم که طبق موضوع گوشه و دور سالن رو انتخاب کردن

    منم رفتم یه گوشه نشستم و نمیدونستم چیکار کنم ، وایسادم و به استادا نگاه کردم

    پرسیدم خدا چیکار کنم بهم گفت که کسایی که دارن نقاشی میکشن رو بشمار وقتی داشتم میشمردم خواستم به خودم برشم گفت خودتو حساب نکن

    عدد 19 اومد و گفته شد که سوره 19 ام قرآن رو بخونم و اولش وقتی دیدم سوره مریم هست اصلا هیچی از معانیش نمیدونستم پرسیدم که آخه چرا سوره مریم

    بعد چون من طرحمو تا حدودی بهم گفت که چی بکشم ،شروع کردم به طراحی

    دوباره حس کردم نباید طراحی کنم و شروع به نوشتن کردم ، قدم به قدم بخوام اینجا بنویسم خیلی طول میکشه ، خلاصه مینویسم

    من وقتی نوشتم و یکی یکی طرحمو کشیدم یه سری سوالا میومد به ذهنم و از خدا میپرسیدم ، و شروع کردم به خوندن سوره مریم

    یعنی با هر بار که داشتم میخوندم آیات رو تعجب و متحیر بودن و شگفت زده میشدم که یعنی چجوری میشه

    به من قدم به قدم اول از یه سیاهی و نور در تاریکی نشونه داد برای طرحم ولی بعد رفته رفته شد یه طرح دیگه

    حتی وقتی به آیات آخر رسیدم دقیقا درک کردم که چرا این سوره رو بهم گفت ،چون این سوره دقیقا آیاتش مرتبط بود با نقاشی من

    نقاشیم طرحش این بود که انسان وقتی میمیره خودش تنها با نامه اعمالش میاد و به اعمالش رسیدگی میشه

    و فقط داشتم اشک میریختم و اونجا نگهبان میومد هی میپرسید شما هنوز طرحتونو نکشیدین ؟ و میومد بالای سر من و میدیدن هنوز کار نکردم

    وقتی بعد 1 ساعت و نیم نوشتن اجازه کشیدن طرح رو خدا بهم داد ،متوجه شدم که نمیتونم طراحیش کنم ،چون برای به تصویر کشیدن طرحی که تصویرشو داری باید طراحیت قوی باشه که بتونی اون چیزی رو که میخوای به تصویر بکشی

    درسته نقاشیم بچگانه شد ولی خوب بود

    من این قسمت از هدایت خدارو که قدم به قدم بهم گفت و من اجراش کردم رو خیلی دوست داشتم

    امروز این خیلی توجهمو جلب کرد که همه استادا داشتن بدون طراحی اولیه با رنگ وقلمو کار میکردن و خیلی دقیق در میومد طراحیشون

    از چند نفر پرسیدم و انقدر مودب و با احترام بودن که قشنگ بهم توضیح دادن

    و فهمیدم که باید بیشتر تلاش کنم برای پیشرفت در مهارتی که عاشقشم

    امروز هم خیلی عالی بود و کلی درس یاد گرفتم

    وقتی بعد از ظهر برگشتم خونه رفتم طرحایی که خدا صفر تا صدشو برای نقاشی بهم داده بود تا تو مسابقه دیوار نگاری مدارش زیبا سازی شهری شرکت کنم ،اسکن کنم و ارسال کنم

    وقتی اسکن کردم و برگشتم خونه متوجه شدم که باید کارت بانکی بانک شهر رو داشته باشم

    میدونم که خدا کمکم میکنه کارهام به سرعت انجام بشن و سعی میکنم تا تسلیم تر باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    ارمان مشایخی گفته:
    مدت عضویت: 3831 روز

    💯کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خر کیه 💭

    دوتا فقیر در سر کاخ سلطان محمود گدایی می کردند یکی چاپلوس و دیگری ساکت گاهی چاپلوسه به اون فقیر ساکت می گفت خاک تو سرت امروز هیچی گیرت نیومد خوب خدا زبون بهت داده یه چیزی بگو اون هم دائم می گفت کار خوبه خدادرست کنه سلطان محمود خر کیه ؟؟یه روز اطرافیان سلطان محمود به ایشا ن گفتند سلطان محمود شما دوتا فقیر رادر سر کاخ دیدید گفت بله یکیشون خیلی چاپلوسه و اون یکی ساکت گفتند اون که ساکته می دونیین چی می گه ؟گفت نه گفتند می گه کارخوبه خدادرست کنه سلطان محمود خر کیه ؟؟سلطان محمود گفت یه مرغ را سرش راببرید داخلش را خالی کنید و یه الماس که قیمت خیلی زیادی داشت بزارید توش و بدید به اون فقیر چاپلوس تااون فقیر ساکت بفهمه سلطان محمود خر کیه ؟؟ از قضا وزیر یه بوقلمون برای چاپلوسه فرستاده بود ووقتی که مرغ سلطان محمود را براش اوردند دیگه سیر بود به فقیر ساکت گفت تو امروز چه قدر کار کردی گفت ۳ سکه گفت این مرغ رابگیر و ۳ سکه را به من بده گفت نه نمی خوام گرونه .گفت ۱ سکه گفت نمی خوام گفت اصلا مجانی اینا بگیر .فقیر ساکت همین که داشت می خورد الماس را دید .روز بعد سلطان محمود که داشت می امد کا خش دید فقیر چاپلوس اونجا هست گفت توکه هنوز داری گدایی می کنی رفیقت کجاست؟گفت امروز نیامده ؟سلطان محمود گفت من که دیروز برای تو تحفه ایی فرستادم فقیر گفت دست شما درد نکنه اما وزیر زودتر برای من بوقلمون فرستاد و من سیر بودم و اون مرغ را به رفیقم دادم . سلطان محمود دستور داد فقیر چاپلوس را به داخل کاخ بیاورید و به طناب ببندیش سلطان محود گفت من می گم کار خوبه خدا درست کنه سلطان محمود خر کیه ؟؟ فقیرچاپلوس که ترسیده بود چیزی نمی گفت سلطان محمود گفت اگه نگی دستور می دم بیشتر بزننت . خلاصه سلطان محمود و فقیر با هم این جمله را تکرار می کردند که کار خوبه خدادرست کنه سلطان محمود خر کیه؟

    ……………………………………………

    اومدم از اتفاقات خوبی که با شروع شدن کرونا وارد زندگیم شده بگم از رونق کسب کارم و اینکه هر روز داره رشد میکنه تو این بازاری که همه فکر میکنن نیست که بنظر بهترین موقعیت برای پول در آوردنه

    مثلا همین امروز سرم شلوغ بود تا ساعت ۹.۳۰ شب داشتم کار میکردم با عشق

    هر روز داره درآمدم از روز قبل بهتر میشه هر روز از جاهای که هیچکس فکر نمیکنه پول وارد زندگیم میشه

    یاد جمله ای افتادم که هر وقت یادش میوفتم اشک توی چشمانم جاری میشه 👈کار خوبه خدا درست کنه💕

    دیروز یکی از ازمایشگاه ها اومد سراغم گفت از این به بعد باهم کار میکنیم دقیقا فهمیدم که داره باورهای جدیدم جواب داده

    سربازی 🧖‍♂️ اموزش من خداشکر توی شهرم بر گزار میشه نیازی نیست برم توی یه شهر دیگه هم میتونم بکارم برسم هم سربازی هم کار کردن روی باورها

    چهاحساس خوبی دارم چقدر حال دلم خوبه

    امروز یه نشونه دیگه دیدم پورشه ماکان سفید رنگ من عاشق این ماشینم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    ریحانه پاک نژاد گفته:
    مدت عضویت: 2037 روز

    درود بر استاد عباسمنش گرامی ، خانم شایسته نازنین و تیم کاربلد گروه تحقیقاتی عباسمنش

    راستش خیلی دو دل بودم که اینجا بنویسم شاید چون همیشه با خودم میگفتم هروقت دستاورد قابل عرضی داشته باشم باید جسارت کنم و بنویسم بعد از آشنایی با استاد و کوش دادن بهشون دلم به خدای درونم قرص تر شده میدونم و باور دارم که هرلحطه و همه جا همراهمه با من حرف میزنه نه با زبان بلکه با قلبم استاد ازتون ممنونم که منو با جریان هدایت الهی آشنا کردین و گفتین باور داشته باش تو مقدس ترین موجود روی زمینی تا الهامات به قلبت جاری بشه گفتید خدا هرکسی رو که بخواد هدایت شه به جریاناتی از الهامات خودش متصل میکنه مینویسم که بگم به وجودش و به حضورش در قلبم باور دارم این روزها برام روزهای سختی هست پر از قضاوت و طردشدگی و تنهایی اما به مسیری که در اون قدم گذاستم ایمان دارم به قول استاد مهم نیته اگر میدونی نیتت درسته خداوند هدایتت میکنه از جایی که فکرشو نمیکنی و توسط کسانی که نمیدونی من تنها نیستم خدارو در قلبم دارم و اینجا که برام امن ترین جای دنیاست امروز توی سایت زدم منو به سوی نشانه ام هدایت کن و منو اینجا آورد و فایل استاد که میگفتن همه قدم هاشون با هدایت الهی پیش رفته در جایی و کاری که فکرشو نمیکردن اینجا مینویسم که یگم من در تاریخ ۲۸آذر ماه ۱۴۰۰ توی سخت ترین و تاریک ترین روزهای زندگیم از خداوند با تمام وجودم میخوام منو در مسیر روشنایی و نور هدایت کنه و قدم هامو استوار ، از تنها کسی که کمک میخوام خودشه و ایمان دارم و باور دارم که وقتی صداش میزنم اجابت میکنه منو اینجا مینویسم که دوباره برگزدم و به همگی شما عزیزان بگم خداوند منو به مسیر خواسته هام هدایت کرده دزسته الان حتی روی نقطه صفر زندگیم هم نیستم اما تفاوتم با سال‌های دور زندگیم اینه که الان نور باور و عشق و امید به هدایت الله توی قلبم روشنه و توکلم به هدایتش هست برای همگیتون نورو عشق الهی رو طلب میکنم و استاد عزیزم به خاطر بودنتون خداوند رو شاکرم که لنگر شب های تاریک روح من شدید و کمکم کردید سقوط نکنم

    در پناه الله یکتا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
    • -
      فاطمه عظیمی گفته:
      مدت عضویت: 3771 روز

      سلام دوست عزیزم من هم برای سردرگمی زندگیم واینکه چکار کنم تا به صلح وارامش وارزوهام برسم نشانه امروزم رو زدم وبه این صفحه هدایت شدم دقیقا زمانی که نیازداشتم کسی بهم بگه خدا هدایتت می کنه فقط کافیه به حرفش گوش کنی ولی مهم استمرار دراین گوش سپاری به هدایت درونی هست سپس به کامنت شما هدایت شدم بهت تبریک میگم همین که در این مکان وزمان قرار گرفتیم بزرگترین هدایت الهی هست واز همین الان ارامش درونی که نتیجه تکیه بر الله مهربان هست را برای همه خصوصا شما از خداوند خواستارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    نوا گفته:
    مدت عضویت: 1856 روز

    چه جالب من یه ویژن دیده بودم که میخواستم بگم اما با محتوای زندگی در بهشت مرتبط نبود و اتفاقی این فایل رو دیدیم که مربوط به شهوده!

    من به اون صدا که باهام صحبت میکنه میگم «جان»

    یکبار ازش پرسیدم آقا به من بگو من کجام الان، چقدر به خداگونگیم نزدیک شدم، و این سیستم چجوری کار میکنه یه جوری بگو بفهمم. بعد یه تصویر بهم نشون داد. من روی یه صخره ی کوچیک که مقطعش به اندازه دوتا پا بود و توی هوا معلق بود ایستادم. زیرپام تا بی نهایت ابر بود.دوتا سرزمین اون دور دستا بودن یکشون سرزمین سعادت بود یکشون سرزمین گم شده ها. اما هیچ راهی نبود به اونجا. بعد من تا میبینم اونجا سرزمین سعادته ذوق میکنم میگم من میخوام برم اونجا حتما خیلی خوش میگذره اما از چه راهی برم؟ همون موقع یه پله ی کوچیک از یه پل فرضی به سمت سرزمین سعادت ظاهر میشه. کلی ذوق میکنم و حالا که جا یکم برای حرکت پام بیشتر شروع می کنم ریز رقصیدن. باز یه پله دیگه چسبیده به اون پله اول ظاهر میشه. من همینجوری میرقصیدم و میخوندم هی یه پله ظاهر میشد. چون فضا خیلی واسم باز شدم بود خیلی باز میرقصیدم و میچرخیدم که یهو پام لیز میخوره و مییوفتم روی آخرین پله و چند میلی متر مونده بود پرتشم پایین. خیلی میترسم همون طوری که روی زمین افتادم یه پله ام از زیر پام حذف میشه و زیرپام خالی میشه. من عقب عقب خودمو میکشم و دارم از ترس سکته میکنم پله ها دونه دونه از زیرپام حذف میشن و تا آخر سر میرسم سرجای اول روی اون صخره ی کوچیک. بعد شروع میکنم گریه کردن و داد زدن که ای چه وضیه داشتی منو میکشتی این چه سیستمیه دیگه؟!!بلافاصله یه پله به سمت اون یکی سرزمین که سرزمین گمشده ها بود ظاهر میشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    فرشاد نصیری گفته:
    مدت عضویت: 1339 روز

    سلام روز 83ام سفر

    خدایا شکرت که من رو به هدایت خودت دعوت میکنی هر لحظه

    خداوندا من اگر تمامیت زندگی رو به تو بسپارم، تمامیت خواسته هام برآورده میشه و خیلی بیشتر،

    ما انسان ها یه تضادی داریم،که شاه تضادهاست،

    اونم اینه که سعی می‌کنیم با عقل و منطق پیش بریم برای رسیدن به اهداف و زندگی کردن،

    و الان هم ماها فهمیدیم که اقا اصل سپردن،یعنی موفقیت بدون چون و چرا،

    اما دوباره نگرانی ها و استرس ها رو تجربه میکنیم،

    چرا

    چون این اصل رو درست اجرا نکردیم،

    من در مسیرم،و به خصوص در این یک ماه که دارم تمرین ستاره قطبی رو انجام میدم،هر روز صبح زندگیم رو به خداوند می‌سپارم،

    اما این بُعدِ منطقی کاری میکنه که خیلی زود فراموش کنم سپردن رو،

    ولی چه زیباست روزهایی رو که آگاهانه زندگی رو به قدرت مطلق جهان بسپارم

    بخدا تصورش هم اونقدر زیباست که کم از واقعیت نداره،

    خدایا بهم کمک کن

    عاشقتونم

    شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: