پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی


دیدگاه زیبا و تأثیرگذار جواد عزیز به عنوان متن انتخابی این فایل:

به نام خداوند بخشنده و مهربان

سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی مهربان و همه دوستان عزیز این سایت الهی

نمی‌دونم چطور از خدای خوبم تشکر کنم و چطور از شما استاد عزیزم بابت این فایل پر از آگاهی های ناب پروردگار عزیزم

استاد خواستم بگم که این فضای روحانی و ملکوتی ای که شما گفتید فرکانسش ما رو هم گرفت و قشنگ اون حس و حال شما رو من هم داشتم وقتی که حالتون گفتید عالیه و وقتی که حتی با شن ها بازی میکردین

استاد داری چیکار می‌کنی با ما استاد داری انقلابی در وجود من و همه دوستان عزیزم بپا میکنی همه دارن این روزها از انقلاب فیزیکی و کشوری حرف میزنند ولی شما داری انقلابی در وجود تک تک ما و مخصوصا خودم ایجاد میکنی انقلابی که از توحید میاد از هدایت الله مهربان میاد از تغییر خودت میاد از خود ارزشی میاد از توکل تنها به رب میاد ن توکل به غیر خدا

استاد توی این فایل بار ها و بارها اشک ریختم و شکر خدا کردم روز صبح جمعمون رو ساختی استاد عزیزم

این فایل بخدا قسم اگر فقط همین یک فایل رو میخواستین قیمت بذارین و بذارید برای فروش به جرات میگم‌ قیمت نداشت ولی شما رایگان در سایت گذاشتید و از تجربیات و هدایت های خداوند گفتید توی بخش کوچکی از زندگیتون استاد این فایل خیلی گرانبهاست و من خودم باید بارها و بارها گوش کنم و یادداشت بردارم ازش همین الان کلی یادداشت نوشتم

استاد تحسینت میکنم هم شما و هم مریم بانو رو که چقدر شما دو نفر وارسته هستید و چقدر به هدایت ها و نشانه های خداوند ایمان دارید و تسلیم خداوند هستید و این یک ویژگی بارز شما دو عزیز هست و چقدر شما خودتون رو در جریان هدایت های ناب پروردگار قرار میدید واقعا تحسین برانگیز هست

خیلی نکته های خوب و زیادی رو گفتید و من فقط تنها به بخشی از اونها اشاره میکنم تا به خودم یادآوری کنم و رد‌پا بذارم از خودم

شما اول فایل گفتید اهداف سالتون رو نوشتید و از خدا خواستید و صدا و تصویر برای خودتون ضبط کزدین من هم باید به این صورت عمل کنم

این فضای صحرا خیلی رویایی و بی نظیری هست استاد و خیلی انرژی مثبت بسیار بالایی داره چقدر دوست دارم که این فضاهای زیبا رو از نزدیک خودم تجربه کنم

و از مریم بانو ممنونم که هدایت هایی که از اول این سفر داشتن رو نوشتن و به یاد خودشون آوردن و به ماهم یاد دادند که حواسمون و حواسم به نشونه های خداوند باشه

از تصمیمی که گرفتید که بیاد ایران و بعد کنسل شدنش چقدر خوب درک میکنید این پیام های خداوند رو

یک اعترافی بکنم همین جا

وقتی که گفتید میخواستی بیاید ایران بعد کنسل شد بخاطر این شرایط ایران من خوشحال شدم که نتوانستید بیاید چون حس کردم من هنوز آمادش نبودم که بتونم با شما هم مدار بشم و از نزدیک توی دوره های حضوری شما باشم واین یک نکته مثبت برای من هست که بیشتر روی خودم کار کنم تا در زمان درست و مکان درست شما رو زیارت کنم

یک نکته خوب گفتید و این هست که همیشه از خدا برای کوچکترین مسایل هدایت بخواین و بدونید که اون جواب میده و فقط تو باید جرأت انجام دادنش رو داشته باشی من این رو به خودم میگم که هدایت اومده ولی انجامش ندادم

نکته بعدی وقتی که من با یک فضایی هم فرکانس نباشم حتی اگر هم خودم بخوام نمیتونم برم اونجا چون جهات این اجازه رو نمی‌ده

واقعا من بارها پیش اومده که دوست داشتم جایی باشم یا با کسی باشم اما اون فضا و یا اون فردا چون فرکانسش بالا بوده هرکاری که کردم نتونستم در اون فضا باشم و این رو واقعا میفهمم

نکته وقتی که من روی خودم کار کنم هدایت میشم به شرایط اتفاقات و آدم های بهتر که باعث آرامش شادی و تجربیات بهتر من میشن

خیلی مهم هست که من هر روز روی خودم کار کنم و نعمت های خداوند رو ببینم و قدردان این نعمت ها باشم و روی ورودی ها و باورهای کار کنم و بگذارم جهان هم کار خودش رو بکنه فقط من باید سمت خودم رو انجام بدم خدا هم سمت خودش رو انجام میده

من دارم زندگی خودم رو خودم خلق میکنم و عوامل بیرونی روی من اصلا تاثیری ندارند وقتی که من یک جور دیگه ای نگاه میکنم و این یک باور خیلی خوب هست که استاد عزیز داره و من هم باید بیشتر روی خودم کار کنم تا این باور رو بسازم برای خودم

این باور خوب رو هم استاد دارند و من هم دوست دارم داشته باشم و اینجا میگم

من عقلم رو میذارم کنار بخاطر ورودی هابی که داشته و محدود اطلاعاتی که داشته و بذارم که خداوند هدایتم کنه و روی عقلم زیاد حساب باز نکنم و ببینم که قلبم که جایگاه خداونده چی میگه

‌خدایا قلب من رو باز کن و گوش من رو شنوا کن برای شنیدن هدایت بیشتر و ذهن منطقی من رو کم‌نور تر کن تا هدایت های تورو ببینم و بشنوم

این دعا رو برای همه دوستان عزیزم می‌خوام و برای خودم

می‌خوام چند تا مورد از هدایت های خداوند در زندگی خودم بگم تا بیشتر ایمان بیارم بهش

من وقتی که میخواستم برم سر خونه زندگیم هیچ‌ پولی نداشتم و ن پس اندازی فقطط تصمیم گرفته بودم برم و خیلی هم راسخ بودم به این تصمیم

و خیلی ها میگفتن که نمیشه و پول نداری و چطور میخوای بری و از این حرف ها و ذهنمم یاری میکرد باهاشون

اما اون صدای الله خیلی بلند بود توی قلبم و هیچی رو انکار نمی شنیدم و حرکت کردم و خداوند هدایت کرد افراد رو برای کمک به من و قلب هاشون رو نرم کرد برای من

یکی خونه رایگان داد

یکی لوازم قسطی با اقساط بلند مدت کم سود داد

یکی پول برای مجلس داد بی منت

یکی میوه داد یکی گروه عالی ارکستر برام آورد یکی فیلم بردار عالی شد برام

یکی ماشین برای مجلس در اختیارم قرار داد

و خیلی چیز های دیگه

این مال زمانی بود که من اصلا با این قوانین آشنا نبودم

دوران خدمتم به یک جایی هدایت شدم که نزدیک شهرم بود و تازه سه روز اونجا بودم سه روز شهر خودم بودم و توی بهترین مکان اون پادگان خدمت کردم

موقعی که میخواستم خونه برای خودم پیدا کنم خیلی گشتم و با اون مبلغ کم خونه پیدا نمیشد اما یک جا گفتم خدایا من خسته شدم و من تسلیم هستم خودت برام خونه پیدا کن و به طرز معجزه آسایی یک خونه نوساز و تمیز پیدا شد بایک صاحب خونه فوق‌العاده نازنین و چقدر احساس خوبی داشتم در مورد اون خونه همش فکر میکردم که اون خونه مال خودم هست و حس عالی ای داشتم

در مورد کارم از شرکت اومدم بیرون بعد از سه سال و نمی‌دونستم باید چیکار کنم که خداوند هدایتم کرد به یک شغل خوب و عالی به اسم نجاری که واقعا لذت بخش هست برام و توی همین شغل هم کلی با افراد و شرایط بهتر روبرو شدم و بهتر بگم هدایت شدم

و خیلی مورد های دیگ

واقعا ازتون ممنونم استاد عزیزم بابت این آگاهی های ناب این فایل ها که زندگی ساز هستند و من رو که خیلی جاها شرک داشتم رو داره به یک شخصیت دیگه ای تبدیل میکننه

و چقدر خوبه که ببینم و ببینیم نشانه های خداوند مهربان رو و تسلیم امر پروردگار باشیم و باشم

منتظر خواندن نتایج زیبا و تأثیرگذارتان هستیم.

سایر قسمت های سریال سفر به دور آمریکا

توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساناز نوری زاده» در این صفحه: 5
  1. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نکته برداری از این فایل پر از آگاهی

    معرفی بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم»

    ● این بخش در مورد  باورهای محدود کننده مذهبی هست

    ● این بخش جایگزین دوره قرآنی هست

    ● این بخش چگونه فکر خدا را بخوانیم نام داره

    ● پاشنه آشیل هممون باور محدود کننده مذهبی هست

    ● این باور محدود کننده مذهبی باعث شده نتونیم خدا و ثروت ، نتونیم آدم خوب بودن و ثروتمند بودن ،نتونیم راحت زندگی کردن و معنویت رو کنار هم قرار بدیم نتونیم شادی و خدا رو کنارهم قرار بدیم نتونیم خودمونو مسئول زندگی خودمون بدونیم

    ● به اندازه ای که این باور رو اصلاح می‌کنیم نعمت ها وارد زندگیمون میشه

    ● ماموریت این بخش بنا کردن پی محکمی بنام توحید هست

    ● توحید یعنی تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا حاصل باورهای خودمه

    ● توحید یعنی جریان هدایت هر لحظه جاریه و خیر و شر من هر لحظه داره بهم الهام میشه

    ● توحید یعنی اعتبار نعمت های زندگیم رو فقط به خدا بدم

    ● توحید یعنی مقصرِ نشدن های زندگیم رو باورام بدونم و عوامل بیرونی رو مقصر ندونم

    ● این بخش تشخیص اصل از فرع رو تو قرآن به ما میشناسونه

    ● از نظر من چگونه فکر خداوند رو بخوانیم منطق های قوی برای تغییر باورامون می‌سازه و ذهن خلع سلاح میشه

    ● ساختن باورها شباهت زیادی داره با ورزش کردن و ساختن ماهیچه ها

    ● کار کردن با این بخش باور فراوانی و احساس لیاقت رو تو وجودمون می‌سازه

    ● آگاهی های این بخش ترمز هایی رو از ذهنت حذف میکنه که باعث شده بود نتونی الهامات خداوند رو تو زندگیت بشناسی و دریافتشون کنی

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز دویست و دوازدهم از فصل هفتم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروزم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم میدان توحید بابت آسمان صاف زیبا و هوای عالی و نور خورشید که چمن ها و درختان رو به رنگ فسفری کرده بود و بابت گلهای زرد زیبا و بازی فوتبال بچه ها و زمین زیبای فوتبال و درختان و چمن های بسیار زیبا و مجسمه زیبا سپاسگزاری کردم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم ناهار نذری که از مسجد آوردند و شام نذری عمم اینا آوردند

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم مادرم خربزه و سبزی و گردو و سیب زمینی و پیاز و خیار و ذرت خرید

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم فروش و مشتری داشته باشم یه مشتری زنگ زد 5 بسته پودر زعفران سفارش داد یه مشتری هم زنگ زد 5 بسته سفارش داد نزدیک خونمونه بردم براشون و 100 تومن دریافت کردم خدایااااا شکرت

    خدایا شکرت بابت اینکه شب عمم اینا اومدند و کلی خوش گذشت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم باران و نیلا هنرجوهام اومدند و عالی یاد گرفتند حرکت رقص رو

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    معرفی بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم»

    • این بخش جایگزین دوره قرآنی هست

    • باور محدود کننده مذهبی که پاشنه آشیل هممونه

    • ما مسئول خوشبختی خودمونیم

    • به انداره ای که این باور خدا رو اصلاح میکنیم به همون اندازه هم ارتباطمون با منبع اصلاح میشه و نعمت ها به طور طبیعی وارد زندگیمون میشه

    • توحید یعنی تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا حاصل باورهای خودمه

    • توحید یعنی قدرت دادن فقط به خدا

    • بجای گلایه و مقصر دانستن دیگران باورای خودتو مقصر بدون

    • این بخش به ما کمک میکنه تا فکر خداوند رو بخونیم

    • این بخش باورهای محدود کنندمون رو تغییر میده با توضیح آیات قرآن منطق های قوی در مقابل باورهای محدود کنندمون میده تا ذهنمون خلع سلاح بشه

    • این بخش باور فراوانی و لیاقت رو در وجود ما می‌سازه

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده و اجابت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و هفتاد و هفتم از فصل ششم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت حضورم در این لحظه

    خدایا شکرت بابت حضورم در این سایت پر از آگاهی

    خدایا شکرت بابت سقف بالای سرم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده امروز

    خدایا شکرت بابت نور خورشید

    خدایا شکرت بابت روز و شب

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت ماشین و گوشی قشنگم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت آرامش و آسایش و راحتی و امنیتم

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم امروز مرا به زیباترین جا هدایتم کردی

    خدایا شکرت بابت اینکه صبح بیدار شدم و صبحمو با شکرگزاری شروع کردم

    خدایا شکرت که درخواست کردم ازت که مرا به زیباترین جا هدایتم کنی که هدایتم کردی

    خدایا شکرت بابت اینکه با دوستم تصمیم گرفتیم بریم مشگین شهر که اولین بارم بود این شهر رو میدیدم

    خدایا شکرت بابت شهر زیبای مشگین شهر که خیلی زیبا بود دوستم گفت یه جایی از این شهر هست که جاذبه نیست میری اونجا با ماشین و شیب هست ماشینو خلاص میکنی و دستی رو هم نمیکشی ماشین همونجا میمونه و تکون نمیخوره برام جالب بود خدایا شکرت

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم دوستم آب و آبمیوه و بستنی یخی و لیوان یکبار مصرف و پفک و تخمه خرید و خوردیم و لذت بردیم

    خدایا شکرت که تو راه نیروگاه های برق با چه عظمتی دیدم که نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت صخره های زیبایی که کنار جاده ها دیدم

    خدایا شکرت که وقتی رسیدیم شهر مشگین شهر دوستم برای ناهار برام کباب خوشمزه خرید با دوغ خوشمزه خوردیم و لذت بردیم

    تو فایل الگوهای تکرار شونده یه سوال پرسیدید که از چه چیزی فراری هستید؟ یکی از اون چیزایی که فراری بودم رفتن و نشستن و غذا خوردن تو مغازه بود که اینکارو انجام دادم و رفتم نشستم و کباب خوردیم و لذت بردیم همیشه میگفتم تو ماشین بخوریم

    خدایا شکرت بابت اینکه تو شهر مشگین شهر چند تا وانت دیدم پر از انواع میوه ها که نمود فراوانیه دوستم گفت اینا میرن بنگاه میوه

    خدایا شکرت که بی نهایت باغ از انواع میوه ها دیدم مخصوصا انگور ،مشگین شهر باغ هاش معروفه و میوه هاش بسیار خوشمزه همسایمون اونجا باغ دارن برامون آلوچه و شلیل رایگان فرستاده بود بسیار خوشمزه بود

    خدایا شکرت بابت اینکه منو هدایتم کردی به سمت پل معلق مشگین شهر

    خدایا شکرت که ماشینو دوستم پارک کرد و با فاصله کمی پیاده روی کردیم و رسیدیم اونجا

    خدایا شکرت بابت انواع غرفه ها و مغازه های اسپرسو و یخ در بهشت و بستنی و آبمیوه و صنایع دستی و انواع لباس ها و عروسک ها و اسباب بازی ها و ….که نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت فراوانی مشتری هایی که دیدم

    خدایا شکرت بابت صندلی های اونجا که بسیار خوشگل و جا دار بودند و ما نشستیم و لذت بردیم

    خدایا شکرت بابت سرویس بهداشتی زنانه و مردانه بسیار بزرگ و خیلی تمیز اونجا

    خدایا شکرت بابت تمیزی و سرسبزی اونجا که نتیجه بهبود دائم هرروزه باغبانان و پرسنل اونجا بود

    دیدم یه آقای میانسال خم میشد و آشغال هارو برمی‌داشت خیلی تحسین برانگیز بود کارش به خاطر همین اونجا انقدر تمیز بود خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت آکواریوم ماشین دوستم با اینکه هوا گرم بود ولی با کولر اصلا گرما رو حس نکردیم و چندین بار از برکتش گفتیم و یادآوری کردیم

    خدایا شکرت که اونجا زیپ لاین و پل معلق بود و بلیطش رو می‌فروختند ببین چقدر فرصت هست

    خدایا شکرت که اولین بار پل معلق رو تجربه کردم دوستم بلیطشو خرید با دستگاه های پرداختی که اونجا تعبیه کرده بودند و ما رفتیم و تجربه کردیم

    خدایا شکرت که پا گذاشتم به دل ترسم

    خدایا شکرت که تو پل معلق پیاده روی کردیم زیبایی ها رو دیدم و سپاسگزاری کردم

    خدایا شکرت که اولش تابلوی راهنما در مورد پل معلق اونجا نصب کرده بودند که ارتفاعش 80 متره و ….

    خدایا شکرت که من اصلا نترسیدم حتی میدویدم البته آروم میدویدم

    خدایا شکرت که با اینکه تکون می‌خورد ولی من اصلا نترسیدم

    خدایا شکرت که اولش میگیم ترس داره ولی وقتی واردش میشیم میگیم این که هیچ ترسی نداره

    خدایا شکرت که انژریم انقدر بالا بود که دوستم گفت نفسم میگیره پاهام درد میکنه ولی من نه نفسم گرفت نه پام درد کرد

    خدایا شکرت که عکس گرفتیم رو پل من خیلی دوس داشتم این پل رو تجربه کنم و خداوند هدایتم کرد

    خدایا شکرت که کلی آدم به پل معلق اومده بودن ببین چقدر فراوانی هست

    خدایا شکرت که از روی پل بابت صدای قشنگ پرنده ها و صدای آرامش بخش آب و بی نهایت درختان و سنگ ها و دره ی بسیار زیبا و جاده زیبا و کوه ها و تپه ها و سرسبزی ها و فراوانی سپاسگزاری کردم از روی پل همه چی رو میدیدم درون بچه بودم خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت تجربه عالی و فوق العاده امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه عموم و بابام هم رفته بودن طبیعت و عموم خربزه نعمت غیر منتظره که میخواستم خریده بود واسمون

    خدایا شکرت بابت پروانه نارنجی رنگ بسیار زیبایی که دیدم

    خدایا شکرت که رفتیم سرعین و خیلی خوش گذشت و ار جاده روستایی رفتیم و بی نهایت علف دیدم دوستم بهم گفت گندم رو برداشت کردند ته ساقه گندم هست که تبدیل به علف و غذای حیوانات میشه و من اینو نمیدونستم ببین فقط چقدر فرصت هست

    خدایا شکرت بابت اینکه صحیح و سالم رفتیم و برگشتیم

    خدایا شکرت بابت اینکه شب برق رفت و منم خواب لازم بودم و اومدم اون تایمی که برق رفته بود خوابیدم و لذت بردم خدایا شکرت بابت نعمت خواب و بیداری

    _اینو مینویسم که بعد بیام بخونم من دوس داشتم که زیپ لاین رو تجربه کنم ولی سه تا ترمز پیداکردم که نتونستم تجربش کنم یکیش ترسم بود از ارتفاع و یکیش ترس از سقوط و یکیش هم بلیطش نفری 360 تومن بود تا بلیطو دیدم گفتم چه خبره گرونه و نمیرم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی

    یه مثال در مورد هدایتی که امروز شدم رو میگم که ایمانمون به هدایت خداوند بیشتر بشه

    خدایا شکرت که از پل اومدیم و نشستیم صندلی و بعدش رفتم سرویس بهداشتی و دوستم گفت سوئیچ ماشین رو گم کردم که کلید مغازه هم اونجاست و اگه سوئیچ ماشین پیدا نشه ما موندیم مشگین شهر و ریموت کد داره هیچ جوره نمیشه ماشینو باز کرد و باید با جرثقیل ببریم اردبیل

    اولین ایده این بود که بریم بگردیم رفتیم سمت صندلی که نشسته بودیم دیدیم سه نفر نشستن به اونا گفتیم اونا پاشدن دیدیم نیست ایده بعدی رفتن به سمت سرویس بهداشتی بود رفتیم اونجا رو هم گشتیم البته خیلی آروم و با کنترل ذهن

    اصلا هیچ نجوایی نیومد دو جا رو که گشتیم یه لحظه حس تسلیم بودن بهم دست داد و گفتم اگه من با عقل خودم پیدا کنم نمیتونم ،خودم بلدم رو کنار بذار همونجا وایستادم با لبخند و حال خوب از خداوند هدایت خواستم چون وقتی حالت خوبه خدا بهت وصله گفتم خدایا خودت خیلی سریع هدایتم کن پیدا کنیم کلید رو بعدش خدا یه نشونه داد اونم باغبان بود از اون پرسید دوستم که گفت تو مستقیم برو سمت حراست اونا میدونن که رفتیم و ازش پرسید دوستم و ایشون هم با لبخند گفت پیش منه بفرما خداااااای من شکرررررت که هدایتم کردی اجابتم کردی خیلی سریع و راحت خدایا شکرت که اون آدمی که پیدا کرد تو هدایتش کردی پیدا کنه و تحویل بده حراست خدایاااااا شکرت چه هدایت واضحی شدیمممممم

    (سفر خیلی خوبه ظرف آدم رو بزرگ میکنه توی سفر هدایت رو قشنگ میفهمی توی سفر لذت بردن از امکانات همون لحظه رو بهتر میفهمی توی سفر هدایت خواستن از خداوند رو بهتر میفهمی توی سفر هدایت شدن رو بهتر میفهمی توی سفر در لحظه اون تصمیمی که مناسبه رو میگیری توی سفر به ایده ها بلافاصله عمل میکنی توی سفر بزرگ میشی توی سفر غر نزدن و لذت بردن از همون لحظه رو بهتر یاد میگیری و …)

    مثال دیگه ای که میتونم از هدایت بزنم اینه که صورتم سلول های مرده روش بود و مرطوب کننده و آبرسان و فوم شست و شو و لایه بردار  خریدم و اصلا فرق نکرد و بعد از امتحان این همه ایده به خدا گفتم خودت هدایتم کن

    که دو روزه پبش شامپو بدن و صورت اسکراب دار خریدم اونم ن برای پوست صورتم بلکه برا بدنم که دیدم نوشته برای صورتم هست اومدم امتحان کردم دیدم جواب داد هم صورتمو سفید میکنه هم تمام سلول های مرده رو نابود میکنه هم pH  پوستم رو تنظیم میکنه به طوری که اصلا لازم نیست مرطوب کننده بزنی خدایاااااا شکرت که با یه راه حل ساده و ارزان و مناسب مسئلم حل شد

    یه مثال دیگه

    من سفر رو زیاد تجربه نکرده بودم وقتی قانون رو نمیدونستم همش حسرت میخوردم کسانیکه به سفر و کردش میرن جمعه ها و من نمیرم

    وقتی وارد این مسیر شدم همه چی عوض شد و من از عید تا الان شایدم از قبل عید تا الان شروع کردم برم سفر کوتاه مدت با دوستم حالا بعضی وقتا با خانوادم حتی جای نزدیک خودمم رفتم شهرستان ها و روستا های اردبیل رفتم

    نمیگم رفتم من واقعا هدایت شدم هدایت شدم هدایت شدم

    اینا هدایت پرودگار من بود هر چی خواسته درمورد رفتن به طبیعت داشتم رو بهم عطا کرد و عطا میکنه  و هدایتم کرده و هدایتم میکنه

    یه مثال دیگه

    به دریاچه نئور میخواستم برم که خداوند هدایتم کرد

    به پل معلق میخواستم برم که خداوند هدایتم کرد

    به آستارا و حیران میخواستم تو فصل بهارکه خیلی سرسبز میشه برم که خداوند هدایتم کرد درست در زمان مناسب

    به دریا کنار میخواستم برم که خداوند هدایتم کرد

    به آبشار میخواستم برم که همزمانی رخ داد و به شکل کاملا هدایتی وقتی رفته بودیم به آستارا تو فصل بهار هدایت شدم اونم کنار جاده بود

    به جنگل میخواستم برم که هدایت شدم به جنگل آبی بیگلو و سقزچی

    به روستای بابام نیارق میخواستم برم که هدایت شدم

    به جاده ارجستان و سردابه میخواستم برم که هدایت شدم

    میخواستم فروشم بالا بشه و مشتری هام زیاد تر که هدایت شدم به فروش و مشتری بیشتر

    به دریاچه سوها میخواستم برم که هدایت شدم

    هر جا ماشینم خراب شده همون لحظه هدایت شدم به درست شدنش هدایت شدم به دستان خداوندی که اومدن

    میخواستم رانندگی یاد بگیرم که یک سال و نیمه هدایت شدم و یادگرفتم

    میخواستم با ماشین خودم به روستای مامانم برم که هدایت شدم

    میخواستم به حیران برم با ماشین خودم که هدایت شدم

    و بی نهایت مثال دیگه

    به جنگل زیبای اسالم و جاده قشنگش میخواستم برم که هدایت شدم خداوند دوبار هدایتم کرد یه بار تو پاییز یه بار تو تابستون که هفته قبل هدایت شدم

    _استاد جان و خانم شایسته جانم اونجایی که درمورد تجربه پروازتون تو سفر به دور آمریکا گفتید دقیقا همزمان شد قبل از اینکه این فایل رو ببینم سفر به دور آمریکا قسمت158 رو دیدم که اونجا پرواز کردید با هواپیمای دوستتون خیلی جالب بود

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و سی و دوم از فصل پنجم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت نعمت آب که تمومی نداره

    خدایا شکرت بابت امنیت و آرامش و آسایشم

    خدایا شکرت بابت هر قدمی که بر روی زمین می‌گذارم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت آگاهی هایی که امروز دریافت کردم از سایت استاد عزیزم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت هوای فوق العاده ای که تنفس میکنم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت طبق درخواست ستاره قطبیم که میخواستم نعمت غیرمنتظره دریافت کنم در ساعتای اول روز خواستم برآورده شد واقعا نمیدونم خداوند از جایی که فکرشم نمیکنم برای من و خانوادم روزی می‌فرسته که 5 بسته ساندویچ نذری اومد و ناهار رایگان دریافت کردیم خدای من شکرت

    خدایا شکرت بابت میوه آلوچه و زردآلوی خوشمزه ای که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه برای شام چلو کوبیده با سالاد و دوغ و ته دیگ سیب زمینی بسیار خوشمزه خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت نعمت خواب و بیداری که برام عطا کردی

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم شب با مادرم بیرون خدای من چقدر خودپرداز هست تو شهرمون خودپردازهای جدید، لمسی شدند که نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم بیرون و بابت شب زیبا و هوای خنک و رطوبت زیبای هوا و ابرهای قشنگ در آسمانِ شب و درخت های زیبا و خیابان صاف و آسفالت و تمیز و چراغای خیابون که به کل شهر روشنایی بخشیدند و لوگوی بزرگ ساعت در میدان جهاد که بسیار زیباست سپاسگزاری کردم

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی

    استاد میگه:از خدا میخوام که ما را به راه راست به راه کسانیکه به آنان نعمت داده هدایت کنه و نه کسانیکه به آنها غصب کرده

    ایاک نعبد و ایاک نستعین :

    خدایا تنها تو را میپرستیم و تنها از تو یاری میجوییم

    هیچ عامل بیرونی دیگه ای نیست ما نگاهمون دست کس دیگه ای نیست

    ما فکر نمیکنیم اگر نمیدونم شرایط بیرونی عوض بشه اگه دولت عوض بشه اگه فلانی بره بهمانی بره زندگی ما خوب میشه

    ما فقط از تو کمک و هدایت میخوایم و توکلمون به توئه و میدونیم که اگر ما رو هدایت کنی تو دل هر شرایط و موقعیتی ما به مسیرهای پر از نعمت و ثروت و زیبایی هدایت خواهیم شد

    خیلی حالم خوبه نشستیم با عزیز دلم اهداف سال جدیدمون رو نوشتیم که خدایا ما چی میخواییم نشستیم تمرکز کردیم برروی خواسته هامون بجای اینکه روی ناخواسته هامون تمرکز کنیم نشستیم با خدا صحبت کردیم درمورد خواسته هامون صدامونو ضبط کردیم که خدایا ما امسال چی میخوایم و اینکه خدایا تو چه نعمت هایی به ما دادی این همه سال بخاطرش سپاسگزاریم

    خدایا ما دوس داریم شخصیتمون اینجوری بهتر بشه و به این مسیرها هدایتمون کنی و خواسته هامون اینه و خداوند مهرشو کوبید پای خواسته های ما و گفتش که چششششم چششششم من تاییدش کردم و شما خواسته هاتون رو توی این جای روحانی و زیبا متولد کردید و من هدایتتون میکنم فقط یادتون باشه که توی مسیر توجه به خواسته ها باشید  تو مسیر سپاسگزاری و هدایت باشید و همیشه تسلیم خداوند باشید تا خداوند شمارو هدایت کنه

    خانوم شایسته عزیزم یه سری همزمانی ها رو نوشته که توی سفرشون اتفاق افتاده

    خانوم شایسته میگه:

    یه سری همزمانی ها اتفاق افتاد که منجر به خود این سفر شد

    استاد میگه یه برنامه ای داشتم به سفر به ایران

    و همه کارام هم کرده بودم و بلیط‌هامم خریده بودم و چمدونامم جمع کرده بودم منتظر بودم خداوند هدایتم کنه چند روز مونده بود به موعود سفر که نشانه های واضح اومد که نرو بعد از اون چون همه چیو آماده کرده بودم و ذهنم هم تو سفر بود گفتم حالا که اون سفر رو نرفتم بریم سفر به داخل کشور و زیبایی های آمریکا رو ببینیم و هدایت بشیم توسط الله و این سفر به وجود اومد

    هدایت بعدی این بود که وقتی فورد رو خریدم می‌خواستیم بریم سفر گفتم تراکمپر بخرم و من تراکمپری تو ذهنم بود درست همین تراکمپری که الان داریم رفتیم توی سایت کارخونش و نوشته بود اگه الان سفارش بدید 9 ماه یا یک سال بعد به دستتون میرسه گفتیم بابا ما میخوایم این دو سه روزه بریم مسافرت 9 ماه بعد چیه بعدش سرچ کردم دیدم یه بنده خدایی میخواد بفروشه من ساعت 3 شب دیدم این آگهی رو و بهشون پیام دادم و صبح ایشون پیام داد و گفت هستش و نو هست و… و رفتیم و فروشنده پول نقد می‌خواست و منم همراهم بود پول نقد اگه اون پول نقد نبود نمیتونستیم بخریم خلاصه به طرز جادویی رفتیم و اون بنده خدا بود و تراکمپر رو خریدیم و گذاشتیم ماشین و آوردیم و عزیز دلم تمیزش کرد و رفتیم سفر یعنی همه چیزش به طرز جادویی وصل شد به همدیگه یعنی اون سفره کنسل شد و تراکمپر خریدیم و هدایت شدیم به سفر دیگه

    سفرمم به ایران بود و میخواستم بیام ایران و یه سری ایده هامو اجرا کنم و یه اتفاقایی افتاد و اون درگیری و قطع شدن اینترنت و به خداوند گفتم داری میگی نرم و خداوند گفت آره

    همون موقع به خدا گفتم سپاسگزارم که هدایتم کردی و سفر به ایران کنسل شد

    و اومدیم این سفر و این سفر چقدر رویایی بود

    و بچه ها اومدن ال ای و باهاشون درارتباط بودم و تغییر بچه‌ها رو دیدم و صحبت کردیم و خیلی احساس خوبی بود

    و خلاصه این هدایت خداوند بود

    تمرکزمونو نذاشتیم به مسائل ایران و نرفتیم ایران وهدایت شدیم به این سفر و تمرکزمونو گذاشتیم به سفر به دور آمریکا و به زیبایی ها

    خانوم شایسته میگه:

    وقتی با یک جایی هم مدار نباشی اصلا مهم نیست چقدر میخوای بری اونجا ،جهان اجازه نمیده

    اصلا دنیا دنیای هم مداریه

    یعنی شما جایی هستی که با اتفاقات اونجا هم مداری

    و موضوع دوم این سفر این بود که هم تمرکز ما به سمت زیبایی ها شده و تمرکز یه عالمه دوستای هم سفرمون از طریق این دوربین توی برنامه سفر به دور آمریکا هستند

    استاد میگه: اگه شما با یه فضایی هم فرکانس نباشی حتی خودتم بخوای بری اون فضا جهان نمیذاره

    وقتی تفاوت فرکانسی شما با یه جایی یه فضایی خیلی زیاد باشه یعنی شما فرکانستون خیلی خوب باشه و اونجا خوب نباشه یا برعکس شما فرکانستون بد باشه و اونجا خوب باشه حتی اگه بخوای هم جهان نمی‌ذاره که اونجا باشی

    همون مصداق الطیبات للطیبین و مصداق در جهان هر چیز چیزی جذب کرد گرم گرمی را کشید و و سرد سرد

    من میخواستم بیام ایران و چون این تفاوت فرکانسی خیلی زیاد بود جهان اجازه نداد

    بچه ها این خیلی نکته خوبیه ها :

    وقتی ما روی خودمون کار می‌کنیم هدایت میشیم به آدما و شرایط و موقعیت ها و مکان هایی که بهترند و باعث آرامش و شادی و لذت بیشترمون میشن

    وقتی هم روی خودمون کار نمیکنیم و میاییم پایین هدایت میشیم به آدما و شرایط و مکان هایی که باعث میشن احساس بدتری رو تجربه کنیم

    پس خیلی مهمه که ما روی خودمون کار کنیم باورهامونو درست کنیم تمرکز کنیم برروی نعمت هامون زیبایی هامون و در مورد اتفاق خوبی ک برامون افتاده صحبت کنیم نه در مورد اون چیزایی که نمیخوایم

    احساس خودمونو خوب نگه داریم نعمت های خداوند رو ببینیم و سپاسگزار باشیم و توجه کنیم به زیبایی های اطرافمون و روی باورامون کار کنیم

    و کاری نداشته باشیم و بذاریم جهان کارشو انجام بده جهان هر جایی مارو ببره جای خوبیه فقط ما روی باورامون کار کنیم

    و هرکجا اجازه نده ما بریم اونجا جائیه که نباید بریم  وقتی داریم روی خودمون کار می‌کنیم

    نشونه ها میاد به ما گفته میشه خداوند از بی نهایت طریق با ما صحبت میکنه و ما رو هدایت می کنه فقط ما سمت خودمونو انجام بدیم و مطمئن باشیم که طبق قانون وقتی روی خودمون کار می‌کنیم به بهترین ها هدایت می‌شویم

    چقدر فکر من با فکر مردم ایران متفاوته مردمی که فکر می‌کنند اگر دولت و کشور و حکومت و رهبر و عوامل بیرونی تغییر کنه زندگی‌شون تغییر میکنه

    هیچ عامل بیرونی در کار نیست تو داری با باورات زندگیتو خلق میکنی و کافیه تمرکزتو بذاری رو زیبایی ها و جهان میبره تو رو به سمت زیبایی ها نیازی نیست بجنگی

    وقتی تو داری میجنگی برای رسیدن به خواسته هات تو دقیقا به سمت جنگ بیشتر هدایت میشی تو به سمت مشکلات بیشتر هدایت میشی تو به سمت درگیری بیشتر هدایت میشی

    مریم جان میگه چیزی که از شما استاد همیشه شنیدم این بوده که تمام اتفاقات زندگی ما بدون استثنا توسط باورامون توسط کانون توجهمون رقم میخوره

    استاد میگه :سفر های بدون برنامه و هدایتی خیلی سفر های فوق‌العاده ایه نسبت به سفرایی که از چند ماه قبل بلیط میگیری و هتل رزرو میکنی ولی سفر هدایتی اینطوریه که میگی خدایا ما را در زمان مناسب در مکان مناسب هدایت کن افتادیم به جاده به امید تو بعد یه زیبایی ها رو میبینی و یه آدمایی رو ملاقات میکنی و تابلوهایی رو میبینی که همش هدایته

    مریم جان میگه همش گوش به زنگ نشانه ها هستم هرجا میرم دقت میکنم تا بتونم نشونه ها رو تشخیص بدم

    هدایت بعدی استاد میگه ما در زمانی رسیدیم که تولد راین بود و ما نمیدونستیم تولد راینه

    و مهمونایی رو دیدیم که به ما جاهای جدیدی برای سفر معرفی کردن و قدم بعدی مشخص شد

    هدایت بعدی یلوئستان بود که یلوئستان رو باید یه سال دوسال قبل رزرو کنی تا جا گیرت بیاد و یلوئستان خیلی شلوغ و بزرگه ما دقیقا روزی رسیدیم که خلوت بود و موندیم اونجا و تجربه کردیم

    هدایت بعدی دوستمون گفت بیایید پیشمون و اگه هوا خوب بود میبریمتون پرواز  می‌کنید و جاهای زیبا رو به شما نشون میدیم و ما رفتیم و هدایت شدیم هوا خوب بود  و پرواز رو تجربه کردیم

    هدایت بعدی این بود که به ترما پلیس رفتیم و هدایت شدیم به یه آبگرم فوق العاده که هدایت الله بود

    هدایت بعدی رفتیم مسیرهای شیبی و ناهموار با فورد تا وسط اون کوه رفتیم و بعدش پیاده رفتیم و یه دوستی رو دیدیم گفتش که فلان جا رو رفتین گفتیم نه گفت اینارو حتما باید برید که جاهای فوق العاده ایه و هدایت شدیم به یه آبگرم فوق العاده و جاهایی که زیرخاکی بود که کسی نمیدونه

    هدایت بعدی این بود که با  یه خونواده عالی آشنا شدیم و نشستیم دور آتیش و کلی صحبت کردیم

    وقتی که آدم از خداوند میخواد که خدایا ما را در زمان و مکان درست هدایت کن و ما میخوایم شادی و لذت رو تجربه کنیم وقتی آدم رها میکنه و مقصد خاصی رو مشخص نمیکنه و میذاره خدا هدایتش کنه این اتفاقا و همزمانی ها براش میفته

    برسیم به جایی که از خداوند برای هر چیزمون هدایت بخوایم یعنی بگیم عقل من بخاطر ورودی هایی که داشته و محدود اطلاعاتی که داره مگه عقل ما چی میدونه از جاهای زیبا و خلوت و لذت بخش ما چه میدونیم بذاریم خداوند هدایتمون کنه و بهمون بگه

    حالا شما هدایت رو تو بیزنس میتونید ببینید تو روابط میتونید ببینید تو سفر میتونید ببینید

    هرجایی که ذهنتون رو خاموش کردید اجازه دادید خداوند هدایتتون کنه

    خیلی وقتا میگیم خدایا مارو هدایت کن ولی دوس داریم که این اتفاق ها بیفته و مانع هدایت میشیم

    و یه موقع هایی میگیم خدایا مارو هدایت کن  هر چی پیش بیاد خیره و همون خوبست

    توی این سفر بارها و بارها ازمون پرسیدند که مقصد بعدیتون کجاست و ما گفتیم نمیدونیم و هرچی پیش بیاد

    پرسیدند تا کی اینجا هستین گفتیم نمیدونیم و هر وقت پیش بیاد

    خداوند همیشه داره مارو هدایت میکنه این ماییم که نمی‌شنویم

    من هیچ کردیتی به مغزم نمیدم من هرچی دارم از خداست

    نمیگم من چون مغزم گفتش و من باهوشم و عقلم جواب داد رفتم فلان ملک رو خریدم و …

    من هیچ گونه ادعایی ندارم هر آنچه که بدست آوردم خدا هدایتم کرده

    میگم خدایا من رو دوش تو میشینم تو منو ببر تو به من نشون بده تو منو هدایت کن و خداوند میگه باشه چشم تو فقط ایمان بیار من هدایتت میکنم به‌ قول آیه اذا سالک عبادی

    هدایت بعدی رفتیم لس آنجلس و دوستان رو ملاقات کردیم و همه چیز جور شد و ارتباطات جدیدی ایجاد شد و چقدر تجربه فوق العاده ای بود

    هدایت و همزمانی بعدی این بود که ما باید ماشین رو تعویض روغن میکردیم و وقتی ما تو فلوریدا می‌خواستیم وقت بگیریم گفتن که یک و ماه نیم بعد وقت به شما میدیم رفتیم یه شهری و خوابیدیم و بیدار شدیم دیدم نمایندگی فورد یه قدمیمونه بعد رفتیم اونجا و نگو که اینترنت ها قطع بوده و چک نکردن و فکر کردن ما وقت گرفتیم و بعدش اونا ماشین رو همه چیشو چک کردن و تعویض روغن کردن تایرها رو عوض کردن و…بعدش گفت واسه کی بوده وقت گرفتی و من گفتم وقت نگرفتم و گفت عه همینجوری واسه خودت ماشین رو آوردی و ما درستش کردیم گفتم آره و همه چی به راحتی درست شد و رفتیم کارواش و ماشینو شستیم و آبشو پرکردیم

    از بچه ها میخوام توی قسمت کامنتها همینجوری که عزیزدلم هدایت ها و همزمانی ها رو نوشته شما هم بنویسید کجاها هدایت شدید و همزمانی ها رخ داد و چجوری خدا هدایتتون کرد و درها رو واستون باز کرد

    کل داستان همینه ها کل داستان هدایته

    من هر اتفاقی که تو زندگیم افتاده میگم خدا منو هدایت کرده یعنی من هیچ کردیتی نمیتونم به ذهن خودم بدم که مغز من کرد و من باهوش و بااستعداد بودم و …

    مغز ما چیه مغز ما چند تا ورودیه که نشستیم اونارو شنیدیم و باور کردیم

    مغز ما بخوایم کجا بریم کدوم زیبایی رو بریم ببینیم اطلاعی نداره غیر از اینکه خدا به ما میگه کجا بریم و کجا زیباست

    من هیچی نیستم من روی مغزم حساب نمیکنم من روی تو روی توی بی نهایت حساب میکنم و به تو ایمان میارم و تو هدایتم میکنی و تو إذا سالک رو به وجود میاری برام

    پس من ایمان میارم و تو بقیه کارارو انجام بده

    اونایی که دارن با همه گی می‌جنگند با همسر با خونواده با کشور با دولت و‌‌‌…. که میگن اینا باید عوض بشن تا زندگی من عوض بشه اینا نابود میشن خواهید دید

    چون وقتی دنبال جنگی جنگ هم دنبال تو میاد

    هیچکس با جنگیدن به آرامش و احساس خوب و صلح نرسیده

    مبارزه لازم نیست ما زیبایی رو میبینیم و هدایت میشیم به زیبایی های بیشتر خدا مارو هدایت میکنه

    خداوند هرلحظه و همواره مارو هدایت میکنه

    باید ورودی مناسب بدیم تا خروجی مناسب دریافت کنیم

    فقط به زیبایی ها توجه میکنم اگه نازیبایی رو میبینم رومو برمیگزدونم اونور و توجه نمیکنم فارغ از اینکه تو جامعه و بیرون چه خبره خداوند در زمان و مکان مناسب هدایتمون میکنه

    میخوام از هدایت هام بنویسم:

    چند سال پیش حدودا 17 الی 18 سالم بود و من و خواهرم یه خواسته ای داشتیم اونم گوشی لمسی بود که تازه تازه اون سامسونگ مدل جی ها اومده بود و ما با برخورد به تضاد که همیچین گوشی ای نداشتیم خواسته در ما شکل گرفت و اون روزی که می‌خواستیم بخریم رفتیم پاساژ صدف دو قدم مونده به پاساژ پسر عمم رو دیدیم که تو کار گوشی بود با شوهر خواهرش تو یه مغازه کار می‌کردند وقتی مارو دید گفتیم گوشی میخوایم و ما رو برد اونجا و دوتا گوشی سامسونگ لمسی گرند 2 خریدیم و این همزمانی و هدایت خداوند اتفاق افتاد و کارای گوشیمونو انجام داد آقا فرزاد و حتی بلد نبودیم به ما کار با گوشی رو یاد داد و حتی رسوند خونمون خدایا شکرت

    همزمانی و هدایت بعدی وقتی که رفته بودیم واسه عکاسی عمل چشمام که اونجا خیلی شلوغ بود و باید صف وایمیستادیم یهو یکی از آشناها رو اونجا دیدیم که فامیلای خیلی دور بود و اونجا پشت سیستم بود و مارو بدون نوبت و شماره و صف فرستاد داخل و کارمون به راحتی انجام شد در سریع ترین زمان ممکن حتی وقت کردم واسه خودم لباس ست راحتی واسه بعد عملم بخرم خدایا شکرت

    هدایت و همزمانی بعدی این بود که وقتی داروی پدرم تموم شده بود و باید همون شب اون دارو رو میخورد و من اونموقع ماشین نداشتم من و مامانم رفتیم پیاده و دیدیم داروخونه های نزدیکمون بسته هستند همون لحظه زنداییم زنگ زد و گفت کجایین گفتم تو خیابون داریم دنبال دارو میگردیم همون لحظه زنداییم گفت یه دیقه وایستین بیام ببرمتون و زنداییم با ماشین اومد و مارو رسوند داروخونه دیگه و ما تونستیم دارو رو بخریم

    هدایت و همزمانی بعدی این بود که من سه سال پشت کنکور موندم سال سومی اصلا نمی‌خواستم انتخاب رشته کنم و زنداییم زنگ زد گفت انتخاب رشته کن و من انتخاب رشته کردم و از دانشگاه دولتی روزانه محقق قبول شدم

    هدایت های بعدی این بود که منی که قبلا چسبیده بودم به این خواستم و میگفتم منم میخوام برم و طبیعت رو ببینم و وقتی دیگران رو میدیدم که اونا رفتن و من نرفتم حسرتشونو میخوردم ولی حالا با کار کردن روی خودم و توجه به زیبایی ها و سریال‌های آگاهی دهنده زندگی در بهشت و سفر به  دور آمریکا من به جاهایی هدایت میشم اصلا مات و مبهوت میمونم از اون همه زیبایی خدایا شکرت بابت طبیعت ها و زیبایی هایی که هدایتم میکنی

    و خیلی مورد های دیکه

    استاد جان و خانم شایسته عزیزم چه جای زیبایی هدایت شدید چقدر زیبا و ملکوتی و روحانیه به قول خودتون عالیه خیلییییی زیباست ببین چقدر فرکانستون بالاست که به همچین جای رویایی هدایت شدید

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1494 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز صد و ششم از فصل چهارم

    سلام خدمت استاد عباسمنش جان و استاد شایسته ی عزیزم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت حال خوبم

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت بابت هر نفسی که میکشم

    خدایا شکرت بابت تک تک ضربان قلبم

    خدایا شکرت بابت ناهار و شام خوشمزه و رایگانی که خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه مشتری که ازم قبلا چند بار خرید کرده بود تماس گرفت گفت 7 بسته میخوام گفتم اگه 20 بسته یا 15 بسته بخواید میتونم بیارم اگر کمتر بخواید خودتون باید بیایید خیلی با اعتماد به نفس و بدون ترس از دست دادن گفتم و اونم گفتش که بذار پس یه آماری بگیرم ببینم چند تا میخوام خبرت میکنم

    [طبق درخواست ستاره قطبیم خداوند مشتری برام فرستاد]

    خدایا شکرت بابت اینکه با دوستم رفتیم طبیعت قشنگ سردابه و اطراف سردابه

    خدایا شکرت بابت اینکه پدرم خربزه خرید و خوردم و لذت بردم

    خدایا شکرت بابت اینکه دوستم زرد آلوی خوشمزه و آلوچه شهریار خوشمزه که عاشقشم خرید و خوردم و لذت بردم [طبق درخواست ستاره قطبیم که نعمت های غیرمنتظره میخواستم که دریافت کردم خداروشکر]

    خدایا شکرت که طبق درخواست ستاره قطبیم منو به زیباترین طبیعت هدایتم کردی

    یه زمانی بود جمعه ها دلم می‌گرفت می دیدم همه میرن گردش و خانواده من اصلا اهل گردش نیستن و منو نمی‌برند و یه عمری فقط خانوادم رو مقصر دونستم و اون زمان ها به هیچ جایی هم هدایت نشدم ولی وقتی خودم یکم تغییر کردم و رو خودم کار کردم و کار میکنم قدم برداشتم و میرم با دوستم و از طبیعت قشنگی که اطرافمه لذت میبرم حالا بدونِ مقصر دونستن خانوادم میرم طبیعت،خانوادم علایق خودشونو دارن منم علائق خودمو دارم و من مسئول زندگی خودم هستم خانوادمم هرکدوم مسئول زندگی خودشون هستن

    خدایا شکرت بابت فراوانی چمن ها و زمین های زراعی که دیدم

    خدایا شکرت اصلا من نمیدونستم تپه های زمین های کشاورزی وجود داشته باشه از دوستم پرسیدم گفت آره توش محصول کاشتن دیمی هست و نیازی به آبیاری نیست و از باران تغذیه میشن و محصول میدن خدای من شکرت بابت این همه فراوانی

    خدایا شکرت بابت چند تا  الاغ های بسیار زیبایی که دیدم قبلا که آگاهی نداشتم الاغ رو مسخره میکردم ولی حالا به چشمان زیبای الاغ ها توجه کردم که عجیب زیبا بودند

    خدایا شکرت بابت اینکه چند تا اسب خوشگل دیدم عین برونی [به هر چه توجه کنی از اساسش وارد زندگیت میشه]

    خدایا شکرت بابت فراوانی عدس ها و بلال ها و گندم ها و سیب زمینی هایی که تو زمین های فراوان کاشته بودند

    خدایا شکرت بابت هوای آفتابی و ملایم امروز

    خدایا شکرت بابت مرغ و خروس ها و غاز های بسیار جذاب و نازی که دیدم خدای من مرغ و خروس ها داشتند پشگل های گاو و گوسفند هارو تو زمین پخش می‌کردند و غذا واسه خودشون پیدا می‌کردند و می‌خوردند

    خدای من غازها چقدر زیبا هستن چقدر خوشگل هستند چقدر قشنگ آب می‌خوردند خدایا شکرت

    خدایا شکرت بابت فراوانی ماشین هایی که اومده بودند برای تفریح و لذت که این فراوانی تفریح و لذته

    خدایا شکرت بابت اینکه به چه جای بسیار زیبا و رویایی هدایتم کردی که قبلا هم هدایتم کرده بودی و من اونجا رو خیلی دوس دارم اطراف سردابه هست یه سربالایی هست که کل شهر و روستا و زیبایی طبیعت زیر پاته [خداوند جهان رو مسخر ما کرده]

    تصمیم گرفتم پیاده شم دوستمم پیاده شد خدای من چجوری توصیف کنم خدای من شکرت بابت صدای زیبای پرندگان و فراوانی انواع گلها و گیاهان و پوشش گیاهی

    یه لحظه نگاه کردم دیدم دمنوش گیاهی گوزی گولاغی هست اونجا که خیلی فواید داره از دوستم نایلون درخواست کردم یه نایلون بزرگ داد و در زمان خیلی کوتاه کلی از اون گیاه چیدیم من و دوستم خدای من شکرت بابت این همه فراوانی خیلی دوس داشتم خودم برم بچینم اولین تجربم بود خیلی تجربه لذت بخشی بود نکته جالبش این بود که همه جا پر بود از این گیاه مفید که نمود فراوانیه

    بابونه و گل های لاله هم بود خدایا شکرت

    گوزی گولاغی انقدر بدی خوبی داره رنگ سبز روشن مات داره و جنس بسیار نرم و لطیف و مخملی خدایا شکرت که بهم حس لامسه دادی تا بتونم لمس کنم این گیاه رو

    خدایا شکرت بابت کوه های قشنگ و تپه های سرسبز بسیار زیبا بودند

    خدایا شکرت که من دوستم رو رها کردم و پیاده روی کردم تنهایی تو اون طبیعت زیبا و از تنهایی خودم لذت بردم

    خدایا شکرت بابت ویوی زیبای شهر و ساختمان ها قابل رویت بود

    خدایا شکرت بابت فراوانی آدم های خوب یه خانواده ای اومده بودند یه آقای مسن بود خیلی اصرار میکرد باید بیایید و چای بخورید چندین بار با روی خوش و مهربونی بهمون چای تعارف کرد خدای من شکرت

    خدایا شکرت بابت گاو ها و گوسفند ها و سگ های فراوانی که دیدم

    خدایا شکرت بابت کارخانه بزرگ تایر رو که دیدم داخلش پر بود از تایر قابل شمارش نبود این نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت اینکه یه جایی بود از دور دیدم کلی عسل تولید می‌کنند خدایا شکرت بابت فراوانی عسل و زنبور عسل و فراوانی فرصت ها

    خدای من چه جاهایی تبدیل به فرصت شده این نمود فراوانیه

    خدایا شکرت بابت اینکه از نزدیک گلهارو میدیدم لمس میکردم و یه جایی فراوانی کرم دیدم که دوستم گفت اینا تبدیل به پروانه میشن خیلی جالب و قشنگ بود و نمود واضح فراوانی

    خدایا شکرت بابت تمام زیبایی هایی که هدایتم کردی و این چشمان زیبایم این همه قشنگی ر‌و دید که واقعا قابل شمارش نیست و در کلمات نمیگنجه این همه زیبایی

    و اما بریم سراغ آگاهی های این فایل قشنگ

    معرفی بخش «چگونه فکر خدا را بخوانیم | دوره 12 قدم»

    خانم شایسته عزیزم توضیح میدهند:

    بخشی که امروز باهم بررسی می‌کنیم ارتباط زیادی داره با تغییر بنیادین باورهای محدود کننده ای که حاصل شناخت اشتباهمون از خداوند ،رابطمون با این نیرو و قدرتی که به زندگیمون بخشیده

    مخصوصا باورهای محدود کننده مذهبی

    چگونه فکر خدا رو بخوانیم در دوره 12 قدم

    اگه بخوام باورهای محدود کننده رو تو سه دسته بگنجونم بنظرم عمده ترینشون باورهاییه که از مذهب ارث بردیم و پاشنه آشیل مشترک هممونه

    این سوء برداشت ها در مورد رابطمون با خداوند،ترمزهای قوی ر‌و تو ذهنمون نصب کرده و باعث شده

    نتونیم خدا و ثروت رو کنار هم قرار بدیم نتونیم آدم خوب بودن و ثروتمند شدن رو کنار هم قرار بدیم

    نتونیم راحت زندگی کردن و معنویت رو کنار هم قرار بدیم

    نتونیم بپذیریم که فقط ما مسئول خوشبختی خودمونیم

    نتونیم بپذیریم که ما در زمانهایی که شادیم و احساس خوبی داریم به این نیرو وصل هستیم

    نتونیم خودمون رو لایق یه زندگی خوب در تمام جنبه ها بدونیم به همین دلیل زندگیمون در ترس و نگرانی میگذره

    این باور مذهبی باعث میشه ما شرک بورزیم و هر چقدر بتونیم این باور رو اصلاح بکنیم به همون اندازه هم ارتباطمون با منبع اصلاح میشه و به آرامش واقعی می‌رسیم و نعمت ها خود به خود وارد زندگیمون میشه

    ماموریت چگونه فکر خدا را بخوانیم در دوره 12 قدم بنا کردن باور توحید هست

    توحید یعنی تمام اتفاقات زندگی من بدون استثنا حاصل باورهای خودمه

    توحید یعنی جریان هدایت در هر لحظه جاریه و انتخاب با منه که به این هدایت وصل بشم یا راه ذهنم رو برم

    توحید یعنی اعتبار تمام نعمت‌های زندگیم رو به خداوند بدم نه به عوامل بیرونی

    و هیچکس رو مقصر ندونم

    فقط باورهای خودم رو مقصر بدونم

    به جای گلایه جهادی اکبر برای تغییر باورام راه بندازم

    این بخش از دوره 12 قدم به ما کمک میکنه تا فکر خداوند رو که همون قوانین ثابتش هست بخونیم

    این بخش منطق هایی قوی از قرآن میاره که باورهای محدودکنندمون تغییر کنه 

    اون منطق های قوی از قرآن باعث میشه ذهن مقاومت نکنه و خلع صلاح بشه

    کار کردن با این بخش باورهای لیاقت و فراوانی رو که مهم ترین باورهای قدرتمند کننده هستند رو در وجودمون می‌سازند

    کار کردن با این بخش ترمزهایی رو از ذهنت حذف میکنه که باعث شده بود نتونی الهامات خدا رو تو زندگیت بشناسی و دریافتشون کنی

    خانم شایسته عزیزم بی نهایت از شما سپاسگزارم بابت تدوین و فیلمبرداری فایل ها و تمام زحماتی که برای سایت می‌کشید

    خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: