پیروی از هدایت الهی و پدیده همزمانی - صفحه 40


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1193 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    پریوش معبودی گفته:
    مدت عضویت: 1276 روز

    سلام به استاد بزرگوارم و مریم عزیزم .این فایل برای من که در این شرایط کنونی ایران دقیقا مثل شما فکر میکردم مهرتایید زد که دارم درسهای استاد عزیزم رو درست فرا میگیرم و با وجود اینکه افکار و رفتارم در این شرایط برای اطرافیانم حتی فرزندانم قابل درک نیست ولی محاله حتی لحظه ای از فراگیری و گوش کردن فایلهای شما دست بردارم و محاله حتی لحظه ای شک کنم به اینکه تمام اتفاقات زندگیم را فقط و فقط خودم دارم رقم میزنم و هیچ چیزی در این جهان در سرنوشتم دخیل نیست ..ارزو میکنم شما و مریم عزیزم سلامت و سربلند باشید و هزاران بار ازتون سپاسگزارم و عاشقانه دوستتون دارم همدم شبانه روز من.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    علیرضا شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1609 روز

    با سلام خدمت استاد گرامی و مریم خانم و دوستان گرامی

    امروز برای بار دوم این فایل رو دیدم

    با صحبت استاد از هدایت الله و همزمانی های بوجود امده در سفرشون این ایده آمد که بیایم و این کامنت رو بنویسم

    در حقیقت این کامنت رو برای خودم در این سایت به عنوان درپا بجا میگذارم تا عهدی که امروز بستم را هرگز فراموش نکنم و به عهدم وفا کنم.

    اگر الان درد دلم باز بشه راحت 40 صفحه مینویسم

    از اینکه در گذشته چقدر دویدم و روی خودم کار کردم برای اینکه هدایت الله را درک کنم بماند، اما در این مدت گذشته حدودا دو هفته ای میشد که در کنار تمرکز روی کارم یهو دلم هوای ماه رمضون رو کرد و یادم افتاد سال قبل ماه رمضون برام چقدر پر برکت بود و جهش خیلی خوبی به لحاظ معنوی کردم. این از ذهنم گشت و تمام.

    (جهشم مثل زمانهای تنهایی استاد بود که میگن این دوره های خلوت با خود و خدا عجیب آدم رو رشد میده و جامپ میکنه)

    ولی بعد از این فکر خدا ولم نکرد و اتفاقات و شرایطی پیش میامد که مشخصه اونه که داره میکشه

    من تمام تمرکزم روی کارم بود چون هدف اصلی امسالم کسب مهارت و پولسازی هست اما انگار خدا بیاد وسط کارهات یا هر وقت یکم آسوده تر هستی بگه ماه رمضون این کارم میتونی بکنیاااا و هی ایده میامد و چون جالب و کاربردی بودن توجه منو جلب میکرد مثلا میگفت تو که میخوای قران رو بخونی بیا 20 تا مورد پر کاربرد رو پیدا کن که درک اینها بتونه به مفهوم و درک انچه میخونی کمک کنه (مثلا انواع ترس مثل خوف و.. تا اتقوالله رو از خدا بترسید یا از خدا پروا کنید نخونی و درک بهتری پیدا کنی)

    خواسته های این اواخر اینها بود

    1- توانایی کسب ثروت به شکلی که مد نظرم بود

    2- برخورداری از هدایت الله به شکلی که من درک کنم

    3- قویتر و محکمتر شدن ارتباطم با خدا

    4- بزرگتر شدن ظرفم برای برخورداری از نعمتها

    و..

    و همگی به ساده ترین و لدتبخش ترین (حالت ممکن برای من)

    امروز صبح، شنبه، پنجم اذر 1401 در روز تولدم که ورود به 36 سالگی ام هست، حدود پنج و نیم صبح با اینکه دیر خوابیده بودم بیدارم کرد اهنگی در ذهنم پلی شده بود که برای من دارای معنی خاصی در آن لحظات بود و ایده یا ندایی میگفت پاشو دو رکعت نماز شکر بخون

    دلیلش این بود که خدا دو روز قبل راهی را نشانم داد و دری را باز کرد که دسترسی من را به بینهایت ثروت نامحدود باز میکنه منظورم از نامحدود دقیقا مانند اینکه تشنه جرعه ای اب باشی و به رودخانه برسی و این دو روز با فکر برخورداری از آن ثروت تمام حرص و طمع و زیاده خواهی در من رنگ باخت و هدف و خواسته ای جز او و رشد معنوی نماند

    پس منطقی بود که نماز شکر بخونم و در همین افکار بودم که خواب از سرم پرید خلاصه در حین وضو با خودم فکر کردم بهتره بعدش کمی قران بخونم و بعد تمرین نوشتن 4 سوال صبحم که معمولا میشه داستان تعریف کردن رو انجام بدم (نوشتن برام عملکرد ویژه ای داره)

    بعد از نماز شروع کردم به خوندن قران اخرای سوره مائده گفته بود

    یَوْمَ یَجْمَعُ اللَّهُ الرُّسُلَ فَیَقُولُ مَاذَا أُجِبْتُمْ ۖ قَالُوا لَا عِلْمَ لَنَا ۖ إِنَّکَ أَنْتَ عَلَّامُ الْغُیُوبِ ﴿١٠٩﴾

    [از] روزی [پروا کنید] که خدا پیامبران را جمع می کند، و [به آنان] می فرماید: [در برابر دعوتتان به اجرای دستورهای خدا] چه پاسخی به شما داده شد؟ گویند: ما را [در برابرِ دانشِ تو] هیچ دانشی نیست؛ یقیناً تویی که به نهان ها بسیار دانایی. (۱۰۹)

    110

    إِذْ قَالَ اللَّهُ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ اذْکُرْ نِعْمَتِی عَلَیْکَ وَعَلَىٰ وَالِدَتِکَ إِذْ أَیَّدْتُکَ بِرُوحِ الْقُدُسِ تُکَلِّمُ النَّاسَ فِی الْمَهْدِ وَکَهْلًا ۖ وَإِذْ عَلَّمْتُکَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَهَ وَالتَّوْرَاهَ وَالْإِنْجِیلَ ۖ وَإِذْ تَخْلُقُ مِنَ الطِّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ بِإِذْنِی فَتَنْفُخُ فِیهَا فَتَکُونُ طَیْرًا بِإِذْنِی ۖ وَتُبْرِئُ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِی ۖ وَإِذْ تُخْرِجُ الْمَوْتَىٰ بِإِذْنِی ۖ وَإِذْ کَفَفْتُ بَنِی إِسْرَائِیلَ عَنْکَ إِذْ جِئْتَهُمْ بِالْبَیِّنَاتِ فَقَالَ الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ إِنْ هَٰذَا إِلَّا سِحْرٌ مُبِینٌ ﴿١١٠﴾

    [یاد کنید] هنگامی که خدا فرمود: ای عیسی بن مریم! نعمتم را بر خود و بر مادرت یاد کن، آن گاه که تو را به وسیله روح القدس توانایی بخشیدم، که با مردم در گهواره [به اعجاز] و در میان سالی [به وحی] سخن گفتی، و آن گاه که تو را کتاب و حکمت و تورات و انجیل آموختم، و هنگامی که به اذن من از گِل، مجسمه ای به شکل پرنده می ساختی، پس در آن می دمیدی و به فرمان من پرنده ای زنده می شد، و کور مادر زاد و شخص پیس را به اذن من شفا می‌دادی، و زمانی که مردگان را به اجازه من [زنده از گور] بیرون می آوردی، و آن گاه که [شرّ و آسیب] بنی اسرائیل را هنگامی که برای آنان دلایل روشن آوردی از تو بازداشتم، پس کسانی که از آنان کافر شدند، گفتند: این [دلایل و معجزات] جز افسونی آشکار نیست. (۱۱۰)

    111

    وَإِذْ أَوْحَیْتُ إِلَى الْحَوَارِیِّینَ أَنْ آمِنُوا بِی وَبِرَسُولِی قَالُوا آمَنَّا وَاشْهَدْ بِأَنَّنَا مُسْلِمُونَ ﴿١١١﴾

    و [یاد کنید] هنگامی که به حواریون وحی کردم که به من و فرستاده من ایمان آورید. گفتند: ایمان آوردیم و شاهد باش که ما [در برابر خدا، فرمان ها و احکام او] تسلیم هستیم. (۱۱۱)

    112

    إِذْ قَالَ الْحَوَارِیُّونَ یَا عِیسَى ابْنَ مَرْیَمَ هَلْ یَسْتَطِیعُ رَبُّکَ أَنْ یُنَزِّلَ عَلَیْنَا مَائِدَهً مِنَ السَّمَاءِ ۖ قَالَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ ﴿١١٢﴾

    [و یاد کنید] زمانی که حواریون گفتند: ای عیسی بن مریم! آیا پروردگارت می تواند برای ما سفره ای که غذا در آن باشد از آسمان نازل کند؟! گفت: اگر ایمان دارید، از خدا پروا کنید. (۱۱۲)

    113

    قَالُوا نُرِیدُ أَنْ نَأْکُلَ مِنْهَا وَتَطْمَئِنَّ قُلُوبُنَا وَنَعْلَمَ أَنْ قَدْ صَدَقْتَنَا وَنَکُونَ عَلَیْهَا مِنَ الشَّاهِدِینَ ﴿١١٣﴾

    گفتند: می خواهیم از آن بخوریم و دل های ما آرامش یابد، و بدانیم که تو [در ادعای نبوتت] به ما راست گفته ای، و ما بر آن از گواهان باشیم. (۱۱۳)

    114

    قَالَ عِیسَى ابْنُ مَرْیَمَ اللَّهُمَّ رَبَّنَا أَنْزِلْ عَلَیْنَا مَائِدَهً مِنَ السَّمَاءِ تَکُونُ لَنَا عِیدًا لِأَوَّلِنَا وَآخِرِنَا وَآیَهً مِنْکَ ۖ وَارْزُقْنَا وَأَنْتَ خَیْرُ الرَّازِقِینَ ﴿١١۴﴾

    عیسی بن مریم گفت: خدایا! ای پروردگار ما! برای ما از آسمان سفره ای پر از غذا نازل کن تا عیدی باشد برای اهل زمان ما و نسل آینده ما، و نشانه ای از سوی تو؛ و ما را روزی بخش که تو بهترین روزی دهندگانی. (۱۱۴)

    115

    قَالَ اللَّهُ إِنِّی مُنَزِّلُهَا عَلَیْکُمْ ۖ فَمَنْ یَکْفُرْ بَعْدُ مِنْکُمْ فَإِنِّی أُعَذِّبُهُ عَذَابًا لَا أُعَذِّبُهُ أَحَدًا مِنَ الْعَالَمِینَ ﴿١١۵﴾

    خدا فرمود: من مسلماً آن را بر شما نازل می کنم، پس اگر کسی از شما بعد از آن کافر شود [و به انکار نبوّت عیسی و معجزه اش برخیزد] بی تردید او را عذابی خواهم کرد که هیچ یک از جهانیان را آن گونه عذاب نکنم. (۱۱۵)

    اول وحی به حواریون توجهم رو جلب کرد و شروع کردم با دقت خوندن تا انتهای سوره و وقتی خودم را مخاطب ان آیات یافتم انگار با هر لحظه از تفکر بیشتر و بیشتر به عمق میرفتم نه اینکه قرآن را درک کنم منظورم اینه که با هر لحظه فکر و حلاجی کردن آن آیات در ذهنم جواب سوالهای بیشتر و بیشتری رو که داشتم میگرفتم و (راه من) برایم نمایان میشد

    از قلبم لحظه ای این گذشت که باید با خداوند عهدی ببندم که همه درخواستهایم را اجابت کند تنها به شرط ایمان

    آن لحظات ساعت 6 صبح پیامی به گوشیم اومد نیت کردم اگر متن خوبی بود یعنی ایده عهد بستن درست است و این نشانه ای برای تایید هست

    اخه چرا بیمه رازی ساعت 6 صبح پیامک تبریک تولد میده؟

    آن آیات اینقدر واضح با من حرف میزد و اینقدر نشانه داشت که جای تردیدی برای منه شکاک جا نگذاشت

    و من عهد بستم و اشک ریختم از شوق و از خودش یاری و هدایت خواستم تا ایمانم را محکم کنم تا پای عهدم بمانم

    (یاد زمانی افتادم که استاد هدفش را همیشه همراه خود داشت)

    و بعد وقتی شروع کردم به نوشتن توی دفترم تازه آرام گرفتم و شوک از اینکه در لحظات گذشته بر من چی گذشته که من نصف آن نشانه ها و هم زمانی ها رو هم اصلا متوجه نشده بودم و تازه میفهمم.

    پروردگارا این نوشته هم برای آنکه رد و نشانی باشد از عهدی که امروز بستیم و وسیله ای برای اثبات جدیت من بر انجامش و شهادت خوانندگان این متن

    استاد جان بینهایت سپاسگذارم

    سفر حسابی خوش بگذره بهتون

    الله حافظ و نگهدارتان

    به امید دیدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    Mary گفته:
    مدت عضویت: 1524 روز

    سلام به عشقام استادعزیزممم وخانم شایسه عزیز❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

    استادبااین حرفا امیدم و ایمانم چندین چندبرابرشد

    عاللللی بودعالی

    خداروسپاسگذارم بخاطرشما بخاطراین سایت بخاطراین همه اگاهی 🥰🥰🥰🥰🥰🥰

    استادیادمه قبل این اتفاقات توی ایران من فایلی ازشماگوش دادم که میگفتین توسال۸۸ وقتی سمینار داشتین تمام سمینارهاتون اجرامیشد وشماخیلی راحت بعدازسمینار میرفتین خونتون وهیچ کسی باشماکاری نداشت

    منم این اتفاق برام افتادکه۲تانکته خیلی مهم داشت:

    یک اینکه زمانی که هیچ کس هیچ مشتری نداشت من حسابی سرم شلوغ بودوسفارش داشتم که بسیارخدارو شکرمیکنم ونعمت وارد زندگیم شدومن خیلی راحت توی پیج کاریم فعالیت کردم بدون توهین مردم مزاحمت الحمدالله وکارام حسابی بازدیدخورد این درصورتی بودکه درزمان عادی هم مشتریام هم بازدیدازپیج وکارام کم بود

    ولی این همه مشتری این همه بازدیدتوی این زمان برام اتفاق افتاد وهمه رو انگشت به دهان گذاشت که خداچجوری داره برام میچینه الحمدالله رب العالمین

    دوم اینکه زمانی من میرم بیرون همه چیز عالی پیش میره ومن هیچ اغتشاشی نمیبینم ولی بعدش اخبار روکه از بقیه میشنوم میبینم که مثلا من در یک مکان بودم که کاری داشتم اون لحظه اروم بوده همه چیز ووقتی که رفتم اونجا آشوب شده وحسابی اوضاع بهم ریخته شده دقیقا۱۰دقیقه بعدش اشوب شده

    اینکه شمامیگی وقتی به چیزی توجه نکنه حتی اگه بخوای بری جهان نمیزاره

    من بااون اهنگ اخراشک ریختم سجده شکربرای پروردگارم بجا آوردم از عمق قلبم شکرگذاری کردم

    من سپاسگذارم من خداروشکرمیکنم استادعزیزم ممنونم🥰🥰🥰🥰

    دوستوووووون دارمممممم😍😍😍😍😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فاطمه(نرگس) علی پور گفته:
    مدت عضویت: 1622 روز

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانیش همیشگی..

    استاد عزیزم و مریم جان عزیز..این فایل بینهایت زیبا بود..من فقط گوش میسپارم و گریه میکنم.😭

    من حدودا چند روزه با قانون تکامل .به درک قانون بدون تغییر خداوند.و استمرار روی اصل..رسیدم..

    دقیقا مدارمو از جان ودل متوجهش میشم.که صبح تو چه فضای فرکانسی بودم الان کجا هستم…

    من اینقدر هدایت الله تو زندگیم زیاد هست..نمیدونم از کجا شروع کنم و به کجا ختمش کنم.و حتی فردایم با امشبمم متفاوته..ثانیهای روزم شده قانون..الله اکبر

    زبانم کم میاره از هدایت الله…

    استاد عزیزم.من چند روز پیش بخاطر یکم پاشنه .ی آشیلم. میرفتم تو قسمت همون اینترنت..مرورگرش مکان و زمان خوبی نبود.و من اونجا وارد برنامها و فایلها میشدم..

    بعد من همیشه مشکل دانلود کردن داشتم😉

    با وجودی که حافظه بالا هم برای گوشیم دارم.ولی تا فایلها برام دانلود میشد یکم حالمو بد میکرد…این اتفاق دقیقا روز چهارشنبه گذشته.اضطراری شد…

    و همون روز مشغول کارم بودم.درونم بهم گفت.چرا خودتو اذیت میکنی. و من با دفتر شما تماس گرفتم.و یجورایی یچیزی متوجه شدم..که من کاملا راهم اشتباه بوده..کلا یکم ناراحتی تو قسمت دانلود کردن.اذیتم میکرد

    خداوند چند روز بهم فهموند کلا سایت برام بسته شد..ولی درونم بهم نیگفت نگران نباش خداوند تو زنان و مکان خودش راهنماییت میکنه..آرامش داشتم تا اینکه روز پنج شنبه..

    یچیز جالب من چند هفته قبلش متوجه شدم این برنامه فیلمها رو راحتر دانلود میکنه.ولی گفتم ولش کن.😄..با وجودی که کل کلاسای آنوزشیم در قالب رشته خودمم با همین برنامه باز میشه..اینم تضاد فیلتر شدن اینستا…

    بعد که گذشت…گفتم بیام یه فایل استاد تو این برنامه باز کنم.دیدم خیلی راحتر.چیه اینقدر خودمو عذاب میدم.(چون بعضی موقع سایت شما از دسترس خارج میشد)

    همین تضاد.زیبا😀..باعث شد..من به سایتتون با ورژن بهتر وارد بشم..

    بعد استاد.من با ایمیلی که وارد شده بودم.رمز عبورم تو دفترم یاداشت کرده بودم.ولی وقتی وارد سایت شدم.اون سایت قبلیم نبود.اون چند تا خریدی که داشتم برام باز نمیشد.

    این موضوع تا شب حالمو بد کرده بود..چه رمزی بوده.چرا ایمیلم مشکل پیدا کرده..کلی این روزم ریخته بود بهم..نجوا تا دلت بخاد.صدا میده.مثل خروس بی محل😐.خیلی صداش از اعماق میاد ولی خیلی پرحرفه😑مدام میگفت دیگه پیداش نمیکنی..باید بری فلانی برات درست کنه.

    منم دوست ندارم.از موقعه ایی که قانون رو شناختم.با کسی راجع به این مطالب صحبت کنم.

    گفتم پر حریف چقدر حرف میزنیا.دیگه تمامش کن..

    گفتم خدایا تو خودت بهتر میدونی.من همون راهی که میدونستم منو هدایت کردی تو خودت راهو بهم نشون بده..

    حدودا چند ساعت طول نکشید وارد سایت شخصی خودم شدم.واقعا اشک شوق ریختم..

    استاد عزیزم.من هر روز بیشتر هدایت الله بهم گفته میشه..و من میزارم تا خودش در زمان و مکان مناسب گفته بشه..

    من مدام همزمانی از لحظه راه رفتنم.شروع میشه..واقعا تحسین میکنم از این قوانین الله.

    خیلی خیلی رو خودم دارم کار میکنم .مغزم کاملا درگیره..راجع به کنترل ورودی.کنترل ذهن.کانون توجه..ووووووووو

    کل روز درگیر این مسائلم…

    امشب بهم گفته شد برو سفر به دور امریکا آخراش یه فایلیه نگاش کن..به وجودی که من دو تا اسلاید عقبم..

    این سایت رو از زیلاییاش نمیشه تحلیل کرد..واقعا کم میارم.😍.

    استاد جواب سوالمو از این فایل گرفتم..واقعا محو ثانیهای این فایل شدم..بی نهایت زیباست..

    استادم چند روز پیش بازم با هدایت الله یه سوره بنام الاسرا.آیه 67به بعد برام الهام شد..

    الله اکبر..واقعا کلا هدایت خداوند هست.چقدر زیبا بیان کرده من یه قسمتیشو از آیه 75مینویسم.

    نزدیک بود تو را به ستوه آورند تا از سرزمین آوراه ات کنند.درآن صورت پس از توجز مدتی اندک درنگ نمیکردند .

    روشی است که همواره درباره پیامبران پیش از تو جاری بوده است.و برای روش ما هیچ تغییری نخواهی یافت.(منظور قانون جهان هستی هست)که برای همه ما یکسانه..

    چقدر زیبا خداوند داره ما رو هدایت میکنه.دقیقا با نشانه هر روز من این آیه هماهنگ بود…

    و این فایل امشب من…بیشتر بیشتر مرا به مداری بالاتر سوق داد….

    استاد عزیزم..امشب سوره حمد.در پایان ختم قرآنم.با سوره فاتحه که امشب در این فایل بیان کردین.بازم هماهنگ بود…

    همه اینها همزمانیه…

    من بسیار خوشحالم که خداوند مرا به این نقطعه پاک هدایت کرد..

    و این لحظه و این ساعت رو بهم ارزانی کرد که بیام کامنت بزارم..

    واقعا خداوند زیباست و زیباییها رو دوست دارد..

    دقیقا در مورد سفرنامتون به خرج از کشور.منم حدس زدم که میخاستین تشریف بیاریید ایران.ولی خداوند خودش بهتر میدونه چه زمانی پیش بیاد..و منم مثل چند روز پیش خودمو رها و تسلیم پروردگارم میکنم..چون رسیدن به ارامش بها میخاد که بهانه.

    قانون مدام داره ما رایاداور میکنه تا راه کج نریم..چون تمام ایه قرآن خداوند مدام میگه.که هر چی بخای ما بهت میدیم.

    میخای گمراه بشی بفرما

    میخای هدایت بشی بفرما بنده من.

    پس دعای شما رو تو یاداشت گوشیم قید کردم مدام با خودم تکرار کنم..

    استاد عزیزم و مریم جان عزیز..تحسینتون میکنم بابت همه چیز..خیلی دوستتون دارم.

    بابت این تسلطی که روی این سایت و فایلها داریید…فقط داریید اشرف مخلوقات بودنتونو مدام گسترش میدین…

    این فایل بینهایت زیبا بود.پر از سود و خوشبختی

    بازم سپاسگزارتونم.محبت کردین..

    در پناه خدا شاد آرام و سعادتمتد در دنیا و اخرت باشید.برای تمامی دوستان عزیز.و استاد و مریم جون عزیز…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    ملیحه قنبری فیروزآبادی گفته:
    مدت عضویت: 2259 روز

    🍂🍁بنام خداوند هدایت گر🍁🍂

    سلام استاد جان🙋‍♀️

    سلام مریم جانم🙋‍♀️

    دیدن تصویرشما دو تا کبوتر عشق در اول فایل فوق‌العاده حس آرامش ،شادی و پر از انرژی به من داد،سپاسگزارم

    شروع فایل با این احساس پراز شعف و شادی شما که کاملا از چهره تون هویدا بود کلی خبرهای خوب رو با فرکانسی ک درش بودید به من هم رسید،سپاسگزارم

    چققددر با بیان این حس و فعال بودن کودک درونتون عشق به من رسوند

    چند متر برف باریده🤗🤗🫶

    ی فایل ضبط شده، فایلی پر از هدایت الله🤲

    فضای روحانی در این صحرای سفید

    واقعا خدا رو میشه در سکوت و خلوت دید

    انرژی مثبتش رو میشه از هر فاصله ای درکش کرد

    کافیه در فرکانس دریافت باشیم

    حس و تجربه ای خاص و زیباست استاد،نوش جونتون

    فضایی به این زیبایی

    تو باشی و خدای خودت و عزیز دلت

    چققققققققدرررر زیباست

    واقعا که لیاقت دریافت همچین موقعیتی راهم دارید،وقتی ک با خدا باشی بدون شک پادشاهی هم خواهی کرد

    اینقدر اسم فایل خودش انرژی بخش بود که از خدا خواستم که حالاکه خودش من رو هدایت کرده به دیدن این فایل ، خودش هم هدایتم کنه به نوشتن کامنتی زیبا با درکی بالا به اندازه ای که ازش هدایت دریافت کردم

    خدایا شکرت

    شکرت بخاطر بودنم در این خانواده ی عباسمنشی با معلمی که دارم

    ازت سپاسگزارم

    چققققققققدرررر حس قشنگی بود ک پاهاتو فرو ببری تو دل ماسه هایی پرا از انرژی خالصه و به

    تک تک سلول‌های بدنت انرژیش تزریق میشه

    خدایا شکرت خدایا شکرت شکرت بخاطر این لحظه که میتونم شکرگزار تو و موهبت داشتن استادی باشم که عاشقانه میخواد ماهم به مسیری ک درش پر از نعمت و ثروت هست گام بگذاریم و ثابت قدم باشیم

    خدایا شکرت بخاطر این فضای زیبا و رؤیایی

    ایالت نیو مکزیکو

    White Sound National Park😍

    الحمدالله

    من عاشق این هدایتم

    عاشق حمد و ستایش خداوندم

    وقتی سوره ی حمد در وصف و ستایش الله رو از زبان شما استادم میشنوم کاملا منقلب میشم فقط دوستانی این موضوع رو درک میکنن ک در فرکانس این انرژی قرار گرفتن و دریافت و حسش کرده باشن

    خدایا تنها تو را می پرستیم و تنها از تو یاری می جوییم(یاد این فایل افتادم که تنها روی خدا حساب باز کنیم)

    خدایا ما را به راه راست هدایت کن

    راه کسانی ک به آنها نعمت داده ای نه راه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و نه گمراهان

    واقعا وقتی در سوره به اندازه ی معرفت خودم تعمق کردم آروم شدم

    و نگران چیزی نبودم

    وقتی این شرایطی که برای یک عده شرایط حساس کنونی تعریف میشه من نه غمی دارم و نه ترسی

    و چقددددر آرامش دارم

    خدایا ازتو میخوام که هدایتم کنی تا محدود و مقید به مسیرها و راههای گذشته ام نباشم و درهای جدیدی رو به روی زندگی من و دوستانم باز کنی که ما اونو نمی‌بینیم و فقطططط خودت میدونی

    واقعا استاد ازتون سپاسگزارم که این حال خوبتون رو به اشتراک گذاشتین

    فوق‌العاده به من و دوستانم انرژی و حس خوب دادید مثل همیشه ، اما این فایل با عنوانش برای من خودش هدایتی بزرگ بود

    تمرکز کردن به روی خواسته ها ما رو به سمت خواسته هامون هدایت میکنه

    از این شروع ناب کاملا هویداست که کلی نکته و تمرکز بروی نکات مثبت برای ما در راهه

    وقتی با ناخواسته ها مون می‌جنگیم بیشتر ازون جنس رو وارد زندگیمون میکنیم

    و چه خوبه که اونقدر آگاهانه روی خودمون و باورهامون کار کنیم که بشه جزئی از شخصیتمون

    و دیگه برنامه نریزیم که الان تو این شرایط تو این لحظه چکارکنم بهتره

    چی بگم خوبه

    واکنشی نباشم

    مثل استادو مریم جان،الگویی بی نظیر هستین

    وقتی ایمانتو به خدا نشون داده باشی

    خودش در کلام تو هم مثل استاد هویدا میکنه و میگه با اطمینان بگو مهر تأیید رو زدم ، چون من خدا دیگه توعه بنده ام رو شناختم و عملت رو هم دیدم راحت باش

    از نحوه ی نشستن روی این ماسه های سفید و نرم ک منم حسش میکنم و نگاه سرشار از عشق و محبت شما دو تا مهربان میشه کاملا درک کرد که به چه حس از معنویت و خلوصی تو این مکان رسیدید

    واقعا زیباست

    از خدا میخوام که من رو تموم زیبایی هایی که در این دنیای شگرف وجود داره و آفریده هدایت کنه

    مریم جان، تحسینتون میکنم بابت همزمانی هایی که یادداشت کردین نه تنها برای خودتون بلکه برای ما هم بسیار آموزنده که توجه کنیم به هدایت‌هایی که در زندگی میشیم

    هر روز و هر لحظه مون رو منتظر دریافت و نشانه هایی از سوی خداوند باشیم

    ای دقت نظر شما و استاد باعث جذب بهترین اتفاقات میشه

    درسهای من از این همزمانی ها

    وقتی در مسیر درست قرار گرفته باشی هر چیزی رو که ببینی و یا برات اتفاق بیوفته متوجه میشی که باید چکار کنی در واقع ندای درونت که داره باهات صحبت میکنه رو با درکی عمیق میشنوی

    و اصلا توش شک و تردیدی وجود نداره

    اینقدر اون هدایت‌ها واضح وشفاف میشن برات که تو کاملا متوجه نجواهای ذهنت هستی

    و وقتی داری مسیر درست طی میکنی و یا قصد ورود به مسیر رو داری دیگه مهم نیست که ذهنت چی میگه

    ازینجا ک دارم مینویسم و ادامه ی فایل رو دیدم دقیقا بعد از ۴روز فاصله افتادن ه چرا که وقتی حجابی بین آگاهی هایی ک از فایلها دریافت میکنم قرار بگیره اون احساس قریب ازبین میره برای من به واقع اینطوره

    و دوست دارم که در خلوت و تنهایی و آرامشی که دارم باشه

    و قطعا زمان درست شنیدنش برای من الان بوده،امروز من💫💫 ۱۰۰۰ روزه💫💫 که با استاد و آموزه هاش و مریم جان عزیزم هستم🧡❤💛💙💜💗😍😍

    واقعا این خودش همزمانی ه فوق‌العاده زیبایی برای من هست🫶🌹🤗

    به قول مریم جان ببین این گفتن برنامه ی خارج از کشور اصلا قلب من رو لرزوند همووون موقع قلبم گفت که ایران بوده 👌💫💫💫

    اینکه قلب آدم همیشه میبینه جلو رو

    شنیدنش همونقدر خوشحالم کرد و انرژی داد ک آمدنتون میداد

    نیومدنتون هم با این سفر بی نهایت به من انگیزه و انرژی و شادی داده

    استاد سفر کردن شما واقعا انگار ک من هم هستم کنارتون

    میبینم،حسش میکنم،و لذت می‌برم و تجربه میکنم

    چقققدر شیرین و لذت بخشه وقتی به نشانه ها عمل میکنی و هدایت الهی رو دریافت میکنی

    مثل استاد هر لحظه تجربه نکردم اما نشانه هایی رو منم دریافت کردم و هدایت شدم

    فوق‌العاده ست و به قول استاد سوپرایز هم نمیشی میگی میدونستم توش خیر بوده و این لحظه ، لحظه ی بی نظیریه ک به هدایت الله توجه کردی

    از صمیم قلب تحسینتون میکنم و بر خودم میبالم که دانشجوی شما هستم

    سپاسگزارم از شما و الله مهربانم

    (مریم جان عاشق کاپشن سفیدم چقدددر به شمام سفید میادد رنگ مشکی هم به استاد خیییلی میاد دو رنگ متضاد 👌)

    یک نکته دیگه ای ک من گرفتم این که وقتی برای خواسته ای حرکتی میکنی مهم نیست که تو بعدش چه چیزی خواستی جهان تو رو به اون خواسته ات میرسونه فارغ از اینکه چه اتفاقاتی سر راه ما قرار بگیره

    تراک کمپر برای سفر کردن یه خواسته ای بوده که محقق شده مخصوصا برای استاد ک باورهای مناسبش رو داشته و از قبل ساخته بوده

    اینکه پول نقد رو از قبل داشته باشی چرا که از قبل این پوله برای تراک کمپر باید برداشته می‌شده منتها با برنامه‌ی اومدن ایران

    ظاهر این بوده

    اما واقعیتی ک ساخته شده بود برای آماده کردن سفر به دور امریکا بوده

    این برنامه‌ خداوند من رو غرق در هدایتش کرد👌👌👌💫

    وقتی خداوند بخواد و ایمان مارو ببینه همه ی نقطه ها خیلی راحت بهم وصل میشه و در چشم بهم زدنی قدرت جادویی خداوند هویدا میشه

    دمتون گرم استاد،هزاران بار تحسینتون میکنم که اگر عمل به اون نشونه نبود خرید تراک کمپر هم جور نمیشد

    خدا از قبل ایمان شما رو دیده که براحتی جور شد….

    ادامه دارد….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    فاطمه ابراهيمي گفته:
    مدت عضویت: 2243 روز

    واقعا لذت میبرم ازین که هم زمانی و هم‌مکانی هایی وجود داره که آدم میخواد . برای منم خیلی پیش اومده که هم مکانی و هم زمانی داشتم ،

    خدایا شکرت که انقدر جالبی ،

    نمیدونم کی هستی چی هستی ، ولی واقعا از وجود این قانون و وجود این حد از عدالت ازت لذت میبرم ، انگار ۰ تا ۱۰۰ زندگی دست خودمونه،

    وقتی تضادی پیش میاد اون تضاد نیست ا، اون اتفاقا یه نیروی کمکی هست ،

    الان ک دارم اینو تایپ میکنم تو فرودگاه نشستم و‌ آماده پروازم ،

    و جالبه که من اصلا از قبل برنامه ای نداشتم ،

    انقدر به سفر ، توجه کردم ناخواسته تو سریال های شما ، هدایت شدم ، همه چی جور شد ،

    ولی میدونم که باید بیشتر روی خودم کار کنم .

    عجب احساس خوبی ، عجب زندگی خوبی ،

    سلامتی کامل ،

    خانواده خوب ،

    ‌روابط عالی ، از نظر درآمدی درحال پیشرفت ..

    خدایا شکرت 😌😌

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  7. -
    محمدعلی قماش چی گفته:
    مدت عضویت: 1696 روز

    سلام استاد جانم و مریم خانم عزیز

    اول باید عرض کنم،دیدن این قسمت برای من کاملا هدایتی بود:

    روی دانلود ها زدم و به الله گفتم خدایا خودت بگو کدام رو کلیک کنم و نگاهم روی قوانین بدون تغییر خداوند قفل شد و ادامه ماجرا…

    دوم اینکه استاد جان چقدر خوش تیپ میگردی و مریم خانم هم که داره موهاش رو بلند میکنه دیگه خیلی دلبری میکنه

    سوم اینکه، خدا میدونه با این آهنگ محسن چاووشی با دل من چه کردید…

    دیگه موقع خواب و بیداری و حتی حمام این گوشی همراه منه و در حال راز و نیاز با رب العالمین هستم.

    ازت سپاسگذارم که دریچه تازه از توحید فرا روی ما باز کردی

    الهی شکرت الحمدلله

    استاد تک تک جملاتت طلا بود و اخیرا من به جریانی هدایت شدم که اگر به نتیجه برسه و در زمان مناسب بخواهم بعنوان نمونه بارز هدایت الهی برای شما و بچه های سایت بنویسم،بی شک کامنت برگزیده خواهد شد…

    سپاسگذار خداوندی هستم که وعده هایش حق است.

    رب العالمینی که عدالتش ماورای درک و تصور است و یک گام برداری صد قدم جلو می‌آید

    نتوان وصف تو گفتن

    که تو در فهم نگنجی

    عاشقتونم رفقای عزیز

    استاد خودتی بقیه ادات رو در میارن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    Parisa گفته:
    مدت عضویت: 2746 روز

    سلام استاد عزیزم من همین امشب توی دفترم نوشتم متعهد میشم ورودی های ذهنم رو کنترل کنم و به هدفم متمرکز باشم متعهد میشم وقت گرانبهای خودمو بیهوده تلف نکنم ( توی شبکه های اجتماعی و دنبال کردن اخبار منفی)

    خداروشکر کردم و نوشتم خدایا شادی زندگیم رو بیشتر کن ، بهترین نعمت هارو بهم بده و بهترین انسانها رو سر راهم قرار بده ، خدایا خودمو میسپارم به تو همه چیز تویی همه کس تویی

    و خداوند این جمله رو بهم الهام کرد که تو توی یه جهان سلف سرویسی هرچی بخوای در دسترسته خیلی راحت 😊

    و بعد از این مکالمه با خدا هدایت شدم به این فایل باورنکردنی که بهم انرژی فوق العاده ای دادحس میکنم بعد از دیدن این فایل و شنیدن صحبت هاتون یه لول بالاتر رفتم ، یک مدار بالاتر رفتم حداقل یکی😉

    استاد عزیزم یاد وقتی افتادم که تصمیم گرفتم روی خودم کار کنم و زندگیم طی سه ماه از این رو به اون رو شد ، روی باورهای ثروت افرین کار میکردم ، هر روز سپاس گزار بودم و حس فوق العاده ای داشتم ، خیلی روزای عجیبی بود دنیا رو جور دیگه ای میدیدم جوری تا حالا هیچوقت ندیده بودم یادمه وقتی به درختا و برگای پاییزی نگاه میکردم اشک شوق تو چشام جمع میشد و محو تماشای زیباییشون میشدم مثل نابینایی که شفا پیدا کرده به جهان نگا میکردم و با هر زیبایی ذوق زده میشدم همون زیبایی های که قبلنم میدیدم و از کنارشون بی تفاوت رد میشدم

    همینجوری داشتم از زندگی لذت میبردم از آسمون ، ابرها ، بارون خیابونا ،خونه های قشنگ ، از بودن کنار عزیزانم و از شادی های کوچیک بی نهایت لذت میبردم درحالی هیچ درامدی نداشتم و از نظر دیگران ادم شکست خورده ای بودم .

    همین موقع بود که خداوند درها رو باز کرد و معجزشو بهم نشون داد در زمان مناسب در مکانی که اصلا قرار نبود برم و انگار جهان دست منو گرفت و اونجا برد از زبان افرادی که اصلا قرار نبود ببینمشون مطلع شدم از یه ازمون استخدامی و بازم به صورت خیلی معحزه وار هدایت شدم به یه سری کتاب ها و جزوه های مفید درحالی مدت کمی مونده بود به ازمون و رقبام از هفته ها قبل اماده بودن ، من تونستم موفق بشم و هدایت های بی نظیر خداوند رو توی مراحل استخدامم به چشم دیدم ، وقتی اولین حقوقم رو دریافت کردم دقیقا همون مبلغی بود که چند ماه قبل توی دفترم نوشته بودم میخام داشته باشم 🙂، زندگی من به کلی تغییر کرد طی سه سال صاحب خونه ماشین و درامد عالی شدم و همچنان در حال پیشرفتم واتفاقات فوق العاده برام میفته الان یه هدف مهم دارم به زودی بهش میرسم و براتون مینویسم😊

    این اولین کامنت من بود برای دوستان عزیز و استاد گرانقدرم، ازتون سپاس گزارم استاد شما دستی از دستان خداوندی نمیدونید حرفاتون چقدر خوبه و چقدر نفوذ میکنه تو اعماق وجودم و حالمو بهتر میکنه و هر روز آگاه ترم میکنه نسبت به قانون جهان هستی

    نمیدونم چجوری ازتون تشکر کنم ، امیدوارم کامنتمو بخونید🌹

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  9. -
    نفیسه دشتی گفته:
    مدت عضویت: 1268 روز

    طرح الهی هرانسان ازبدوتولدهمراه اوست،همانطورکه

    طرح الهی یک درخت درباطن اوست .

    درتخم یک گیاه آگاهی است تااورابه رشدبرساند.

    انسان همواره بدنبال مفهوم زندگی است غافل ازاینکه هدف نهایی زندگی درخوداونهفته است.

    درست مثل یک بذرکه دردل خاک مینشیند.شهودوآگاهی

    که دربطن اوست اورابه مرحله ی بیداری می رساندوتبدیل میشودبه یک موجودزنده

    طرح الهی که برای انسان درنظرگرفته شده ازطرف خداوند

    رشدوتکامل پیوسته درمسیرمعنویت وزندگی دربعدچهارم است .بعدی که درآن هیچ بیماری ،مرگ،شکست وپیری بی مفهوم است .

    چطوربایدبه این ادراک برسیم ؟چگونه تصویرذهنی وشنوایی خودرامتوجه جریانات الوهیت ویگانگی خداکنیم ؟

    درهمه چیزخداراببینیم،خیرومصلحت اورابطلبیم،یاس وناامیدی راازخوددورکنیم .

    همواره به ندای قلبی والهام دورنی خودگوش کنیم که راهنمای مادراین مسیرهمان ندای درونی است.

    خدادرهمه چیزاست .خدادرهمه جاست

    پیش ازآنکه بخواهی وطلب کنی مطلوب خداوندی

    هرآنچه درجستن آنی آنی

    تادرطلب گوهرکانی کانی

    تادرهوس لقمه ی نانی آنی

    این نکته رمزاگربدانی دانی

    هرچیزکه درجستن آنی آنی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    مریم السادات هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1701 روز

    به نام رب یکتا فرمانروای کل جهان

    امروز ۲۴ نوامبر است و من قرار گذاشته بودم که ساعت ۵ صبح بیدار بشم اونم با هدایت الله با خودم قرار گذاشتم و صبح بیدار شدم و رفتم نشستم با دفترم و اول زیبایی شهرو دیدم اون ویوی زیبا چشمک زدن چراغهای شهر و اون آرامش صبحگاهی…چقدر جالب بود که ورودم به اشپزخانه که پنجره ایی بزرگ داره رو به شهر و جایگاه خلوت کردن منه صدای اذان به گوش میرسید و دقیقا اینجا بود که الله اکبر رو داشت میگفت و من از خدا سپاسگزاری کردم و یه لیوان شیر نسکافه آمادا کردم و نشستم فقط نگاه میکردم و در سکوت و نوشیدم و آرام بودم بعد دفترم رو باز کردم و نوشتممم نوشتمو نوشتم و از تنها ربم کمک و هدایت خواستم این مدت کارم همین بوده کلی سوال پرسیدم و یاد جمله موسی افتادم توی اون شرایط گفتم یا ربم فقرم به هر خیری که از تو به من برسه و هدایت خواستم…و امروز وقتی که اومدم توی ایستگاه همزمانی با اتوبوس و نشستنم روی صندلی درخواهم و رسیدن به محل کارم…اینم بگم که امروز خدای من بهم گفت مریم برو بیرون و قدم بزن اطراف رو ببین و من نه نگفتم و بهانه نیاوردم. رفتم و لذت بردم.اومدم محل کارم و خواستم سریال زندگی در بهشت جلسه ۳۷ رو ببینم کاملا هدایتی به این فابل هدایت شدم و مقاومت نکردم و باز کردم و دیدم و لذت بردم و اشک ریختم و بعد از فایل هدایت شدم به کامنت کوروش عزیز و واقعا جواب سوالاای من بود وصف حال من و بعد اومدم بقیه کامنتهارو خوندم..تمام اینها همزمانی هاست..خیلیهه این همزمانی ها..مثلا ۲روز پیش وقتی سوار اتوبوس شدم بیام خونه اکمدم سوار شدم و اتوبوس شرایطی پیش اومد که ایستگاهها نایستاد و گفت هرکسی خواست پیاده بشه دکمه قرمزو بزنه و با سرعت اومد..زمانی که رسیدم داخل خانه از پنجره بیرونو نگاه کردم دیدم چنان مه غلیظی شهرو فرا گرفته که چشم چشم رو نمیبینه..گفتم خدایاشکرت امروز به هردلیلی این راننده مارو سریع رسوند یعنی اگر توی همین ۵دقیبه که مازودتر رسیدیم دیرتر میشد به ترافیکی برمیخوردیم که تا چندساعت بعد هم اومدن و رسیدن ممکن نبود…حتی همین هدایت و همزمانی ما برای اومدن به باکو آذربایجان…و اینکه این چندسال که اینجاییم مرزهای زمینی و هوایی به این کشور به سمت ایران بسته ست و هیچ کسی حتی عزیزانم نتونستن بیان اونها توی مدار اینجا نبودن و حتی ما هم در مدار رفتن به ایران نبودیم…خدایا اینقدر هست که نمیدونم از کجا بنویسم…استاد جانم عاشقتم..حتی همین همزمانی به این فایل و کامنت عالی کوروش همه همزمانی بود..در پناه رب فرمانروای کل جهان باشید…و اینکه من روزهاست که تنها سوره و کلام روی لبم سوره حمد هستش و امروز باز شنیدمش از زبان استادجان و به این زیبایی..

    عاشقتونم عزیزانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: