اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام، وقت بخیر، یه سوالی دارم و اولش بگم که فقط برای آگاهیمه،،
و اون سوال اینه که آیا خداوند از اتفاقات در زمانهای بعدی آگاهه و خبر و اطلاع داره ؟ واگه جواب بله است که منم این اعتقاد رو دارم پس چرا در مورد استاد از همون چند ماه قبل از سفر به ایران هدایت برای اینکه به ایران سفر نکن نیومده تا روزای آخر؟؟
بله درسته همزمانی و هدایت خدا بی شک برای من یکی که خیلی خیلی جواب داده و کاملا صحبتهاتون بر قلبم میشینه
همین که تو ذهنم مثل سرگشته ها دور خودم میپیچم و نمیدونم که باید چیکار کنم یا کدوم کار و انجام بدم درسته بعد از خدا هدایت میخوام و منو درست در بهترین لحظه میاره همونجایی که جوابموو بگیرم در واقع روزشمار قبلی کامنتم خوراک همین قسمت بود
حالا نکاتی رو که خودم برداشتم و انگار گفتگو من با خدا بود
* خداوندا تنها از تو یاری میجویم وتنها تو را میپرستم …..
* شرایط بیرون هرجورباشه تو من و به سمت نعمت و برکت و هدایت میبری
* اهداف سال جدیید ، تمرکز روی خواسته (این خیلی مهمه مخصوصا الان که اسفندیم و سال جدید داره میاد با تمرکز لیزری بیشتر امسال پیش میرم بسوی اهدافم)
* واقعا خدا خیلی قشنگ هدایت میکنه و همزمانی ها رو بسیار دقیق انجام میده
* مهمترین نکته این فایل < وقتی حتی با مکان یا فضایی هم مدار نباشی مهم نیست چقدر دلت میخواد اونجا باشی این اتفاق نمیافته چون مدار تو فرق میکنه وقتی ام که روی خودمون کار میکنیم هدایت میشیم به ادمهایی که باعث شادی و خوشحالی ما میشن و بالعکسش
* احساسمو خوب نگه دارم، سپاسگزار باشم، تمرکزم روی زیبایی باشه کل کار همینه جهان خودش منو میبره به جای درست
* عوامل بیرونی تاثیرگزار نیستن بر شرایط تو و برای هرچیزی بجنگی طبق قانون جنگ بیشتری رو برای خودت پیش میاری
* تمااااام اتفاقققات زندگی ما بدون استثناء حاصل افکار خودمونه
* اجازه بدم خدا منو هدایت کنه من با عقل خودم چیزی رو نمیدونم اما خدا بهترین ها برای من رقم میزنه به شرطی که مانع نشم برای چیزی که میخوام و خودمو الکی گول نزنم که این برای من بهتره در صورتی که هدایت و کلام خدا رو میشناسم و نخوام که نادیدش بگیرم
*تمام امتیاز و پوینت موفقیت مو هدیه ای از طرف خداوند بدونم
* و قانون اعراض از ناخواسته : اگه چیزی هست نمیخوام فقط کافیه توجه و تمرکزمو از روش بردارم و بزارم رو چیزی که میخوام اون خودش میره نیازی نیست من کار خاصی دیگه ای انجام بدم
خدا رو هزاران مرتبه شکر ازین فایل مرورش برام و نکات ارزشمندش از استاد عزیزم سپاسگزارم و مریم عزیز دوستتون دارم
استاد میخوام برای هزارمین با ازت ممنونم که ما. رو در این مسیر توحیدی اشنا کرد بهمون یاد دادی به جز خدا توکل نکنیم وتنها به او توکل کنیم
واقعا از مریم جون تشکر میکنم بابت اون یادداشت فوق العادی که برای ما خوندش چ اتفاقات عالی براتون پیش اومده انگاری یه رویایی که خداوند با تمام عشقش برای شما به وجود اورد
استاد واقعا کلمه شما خیلی تاثیر گذاره ادم سیر نمیشه از اینکه ساعت ها به حرف شما گوش بده چون اولین نفری هستید که به ما گفتید خدا شما رو دوست داره و از او بخواهید خواسته وهدفتون تا اجابت کنه خدا شکرت برای تمام زیبایی هات
خودا روشکر میگویم برای فرزند زیبا وقشنگم وهمسر هم فرکانسم واستادان خوب زندگیم عاشقتونم.
این فایل درمورد قدم هفتم از دوره دوازده قدم بود که دراون چگونه فکرخدارابخوانیم گفته شده من این دوره رو خریداری نکردم اما کتاب چگونه فکرخداروبخوانیم رو دارم و چند بار خوندم و همونطور که خانم شایسته دراین فایل گفتن شناخت قوانین ثابت خداوند یعنی همون فکر خدا رو خوندن و با استفاده از قوانین خداوند خودرو بشناسیم که فقط من خالق شرایط زندگی خودم با استفاده از قوانین ثابت خداوند هستم این یعنی توحیدی بودن و عوامل دیگر رو دستی از دستان خداوند دونستن و بی توجهی کردن و ندانستن عوامل منفی بعنوان شرایط خلق زندگی و این خیلی مسیر به دور از شرک و مسیر زیبای توحید هست که مارو در دنیا و آخرت سعادتمند میکنه .
خدایا، هر آنچه دارم از آن توست، و هر آنچه نیاز دارم در دستان پرمهرت نهفته است.
سلام و درود به استاد عزیز، مریم جان دوستداشتنی و مهربان، و همهی دوستان همفرکانسیام که در مسیر نور و آگاهی گام برمیدارند.
عجب فایلی بود، خدایا شکرت که درست در لحظهی مناسب، مرا به دیدن و شنیدنش هدایت کردی. برخی پیامها آنقدر ژرف و متعالیاند که باید بارها و بارها آنها را شنید و در جان و دل جاری کرد تا جزئی از وجودمان شوند.
چند روزی است که مدام این آگاهی را دریافت میکنم که:
برای انجام هر کاری، هدایت از تو بخواهم.
اما باز هم فراموش میکنم… و باز هم تو با مهربانی بیکرانت مرا متوجه میکنی.
پس خدایا، از تو یاری میطلبم…
قلبم را وسیع کن، تا مهر و آرامشت را بیشتر درک کنم.
گوشم را شنوا کن، تا ندای لطیفت را بشنوم.
چشمم را بینا کن، تا نشانههایت را ببینم و گام در مسیر درستی بگذارم.
الهی توراسپاسگذارم بابت سلامتی واحساس عالی به خودم وخانواده ام ونی نی جونم داده ای.
الهی سپاسگذارم که خانواده ی عباسمنشی ام درحال انجام اعمال نیک سالم وپرانرژی به همدیگرکمک رسانی میکنند.
الهی شکرت بابت این خانه وزندگی کردن توی بهشت ساختگی خودمانی که فقط محبت است وعشق.(سایت الهی)
خدایابی نهایت توراسپاس بابت استادعشق نامبروان استادعباسمنش،استادبی نظیروشادم استاد عرشیانفر،واستادعزیزم که ازاعماق تک تک کوارکهای وجودم برنامه اجرامیکنه آقای استادعباس موزون، بنده بااحترام وعرض ادب ازجابلندشدم وسرپاایستاده ام ودست ادب برروی سینه ام گذاشته ام،خدایاسپاسگذارم بااین شاگردتربیت کردنت. ودرهمین لحظه خدایم راسجده ی شکرمیکنم .که این بزرگان راخدادرراه مستقیم قراردادکه صدای خودش(خدا)رابه گوشهای کروپرده کشیده ی من ومهرخورده ی من برساند.
الهی توراسپاس : من که نه پیغمبرنه امامی دیدم که خدارابماندخودم رابشناسم واین اساتیدراباهم تقریباتوی مدت کمی فاصله ،یکی، یکی به من معرفی کردکه خدارادروجودهرچیز،قبل هرچیز،وبعدهرچیربه من معرفی کنندکه لیلاجون پرده رابزن کنارمهرراازروی دیدگانت بردارچشمای کورت روبازکن زیبای روببین.
الهی سپاسگذارم که باحضورخودت درابعاداین اساتیدبزرگواربه من گفتی مهرلال بودن وپرده ی بی حجابی که اززبانت برای هرگفتاری برداشته ای الاّبرداشتن پرده ی حجاب بین خودت وخداروکه بالال مونی گرفتنت که بهظاهر شیرین زبان هم هستی!
نه عزیزم توبرای خلوت کردن بااصل وجودخودت خدا لالی ولکنت زبان قوی داری خودتولیلاجان درمان کن به خداسفردنیویت روزبه روز، روبه پایان است نیادروزی که پشیمون شوی ازبه دنیاآمدنت.تلاشت روبکن.
امروزبه بعد از دیدن فایل به من الهام شدبرنامه دلنشین وعشقم رو زندگی پس از زندگی رونگاه کنم.شمانمیدونیدکه چقدرازاعماق دلم سخنان معجزات الهی راباجون ودل گوش میدم که یکی ازآرزوهام همین تجربه است باسلامتی وآرامش تجربه کنم الهی آمین.
امشب تجربه ی خانم ریحانه ی زناری بودفکرکنم.دیدم حال کردم.
ماپارسال برج5رفتیم مسافرت شمال منوعزیزدلم وپسرکوچکم باعروس گلم خیلی، خیلی ،خیلی به ماخوش گذشت.یک روزصبح که رسیدیم به مکان زیبای قلعه رودخان به محض رسیدن ماالهی شکرکه اززمین وآسمون نعمت باران میبارید. ولی کمی صبرکردیم باران کمترشدومابه سوی قله راهی شدیم برای دیدن قلعه.وای که چقدرپله راطی کردیم همه چوب دستی داشتن ومن ازیک دختروپسرکوچک پرسیدم چوب دستی لازمه؟! که مادرشون ازراه رسیدسریع به بچه هاش گفت: چوب دستی رو بدین خانم !چون اونهاتجربه ی رفتن به بالاروداشتن!واین خانم چوب دستی روازبچه ها گرفت دادبه من!
مقداری راه رفتیم توی مسیریک آقای چوب دستیشودادبه عزیزدلم. خیلی راه پله داشت که واقعابادعاوثناوکمک خودِ خدابودمابالارسیدیم.
کسی که این پله هاروبالارفته منودرک میکنه!دم درب قلعه رسیدیم فکرکنم نوشته بودورودی این تومان نقدی!!!!!!!
یهوبه عزیزدلم گفتم: وای این همه راه آمدیم ماکه پول نقدنداریم!!!!یدفعه خودخداجلوی ماسبزشدگفت:خانم آقاآفرین که این مسیرواومدین پول میخوای چکاروخیلی تحسینمون کردوگفت خیلیها به خودشون اجازه نمیدن ازهمون محوطه ی پارکینگ تکون بخورن!بنده خدارئیس بانک بودفکرکنم تهرانی بود.سلام گرمم توی این هوای سردوبارانی مشهدبه همه ی دوستان به خصوص تهرانی های خونگرم وعزیز. بلاخره هزینه ماروهدیه کردواگرکسی هم پول نقدنداشت اجازه ی ورودداشتن.
به هرحال این آقابااین کارش فقط ماروتشویق کردوتوی خودقلعه هم کلی پله داره وماهر4طرف قلعه روفتح کردیم .
خیلی خوش گذشت الهی شکرت.
آمدیم پائین غروب بودناهارآماده کردم وپسروعروس گلم خیلی ازمافاصله داشتن هم رفتن وهم برگشتن!آخه مابچه ی روستاهستیم که اون مسیر روباقوت الهی طی کردیم.خیلی نیازبه استراحت داشتیم چادرزدیم اذان مغرب روگفتن مانمازخوندیم .وچون صبح به محض بیدارشدنمان میخواستیم راه بیفتیم خانه نگرفتیم.وصدای گروه خدماتی شب میومدکه امشب بارندگی است!!!!!!! منم گفتم مگه شماازجای خداآمدین!!!!!!؟؟؟؟وهمون اول به خداگفتم ببین مابرتومیهمانیم امشب آب وهوای معتدل میخوام معجزتونشون بده چون امشب من بااین بچه هام بی درپیکریم میهمان توییم.میدونم همه ی شماباورمیکنین تاصبح به راحتی خوابیدیم وصبح سیرخواب که شدیم صدای دانه های بارون میومدسریع بچه هاموبیدارکردم ولوازم روسریع توماشین چیدیم راهی شدیم خیلی اتفافهای جالب توی سفرداشتیم وشروع سفرمون ازاینجاشروع شدپسرم وعروسم خانه ی مابودن گفتن بریم مسافرت گفتم ماهم دوست داریم بریم سفرماشین نداریم!گفتن باهم میریم گفتم نه سال اول ازدواجتونه خودتون برین.گفتندنه چه ربطی داره باهم میریم!وبدون برنامه ریزی گفتن کی بریم؟گفتن ماشین رویک تعمیرگاه ببرین ازسلامتیش خاطرجمع بشیم روزبعدهم بریم سفروبه همین سادگی راهی شدیم.
تومسیربرگشت رسیدیم علی آبادصحبت فیلم پایتخت شدپسرم پرسیدمامان پسردایی کجارفته بودن خانه ی نقی معمولی !؟گفتم :همین شهرسریع ازتوی گوشی آدرس خانه روپیداکردن ورفتیم مقداری نقدی ورودی دادیم که بچههام چندتاعکس بگیرن برایادگاری به محضِ اینکه ازدرب حیاط بیرون آمدیم جلوی حیاط ریل راه آهن بودوقطارهمزمان رسیدوماروجلوی درب کنارریل دیدبوق قطار رویکسره کردحال کردیم وسریع پسرم ازماکنارریل عکس گرفت صحنه ی جالب وشکاربود.
برای ناهاررفتیم جنگل پاسندسمت راست جاده ی جنگلی استراحتگاه بودماسمت چپ فرش کردیم آتش وبساط چای وناهارجوجه را آماده کردیم جای همتون گلبارون غروب شدبه پسروعروس گلم گفتم اگه میخواین جاتون سردوبدون پشه باشه بایدهمینجابخوابیم!؟ اگرمیخواین توپاروتوشهرباشین هم هواشرجیه هم پشه زیاده؟!گفتن هرچی شماصلاح میدونین؟! خداقبلاجاروبراماردیف کرده بودیک خانواده ی خیلی بزرگ پدرومادروبچه هاشون وعروس ودامادونوه ونتیجه خیلی بودن ازساکنین همون شهربودن وبه علت تصادف نوه ی دختریشون خانوادگی چندروزاومده بودن جنگل اطراق کرده بودن چون هواخیلی گرم بودوبندگان خدادرحال رفت وآمدبه بیمارستان بودن.حالامنوعزیزدلم گفتیم اینهابااین همه دم ودستگاه حتماشب هستندچون ازماشیناشون برق گرفته بودن سیم کشی کرده بودن چوبهای زیادی بریده بودن آتیش میکردن ماکه نمی دونستیم چه خبره؟!ولی مشخص بودشب هستند.
الهی سپاسگذارم که اززمان تمرین پیام بازرگانی روانجام میدم وضع مالیمونم داره قدم به قدم بهتروبهترمیشه.امشب سرشب هواسردبودرفتم پیاده روی دوتاپیام بازرگانی اجراکردم و آبروی خداروبه جامیارم وشکرگذاری زیادمیکنم توی مسیرپیاده روی مون خیلی به حاله اونقدوفوروزیبایی نعمت هست که مات ومبهوت میمونی.
باوجوداینکه هواسردشده بودمن پیامم روانجام دادم و برگشتم خونه. آرزوی سعادت و سربلندی براتون دارم .عاشقتونم.یاحق.
خداروشکر میکنم برای این همه زیبایی معنوی و این فایل عالی که واقعا در ان هدایت های خداوند رو چقدر قشنگ توضیح دادید و خداروشکر میکنم برای این نوع زندگی که شما دارید که من اصلافکرشم نمیکردم وجود داشته باشه .
خیلی زود برای ما عادی میشه پیشرفتهایی که میکنیم .
الان که شما در مورد هدایت ها اینقدر راحت صحبت میکنید و من هم اینقدر راحت میپذیرم چونکه خودمم از وقتی در مسیر سایت شما بودم بارها دیدم .
الان راحت میپذیرم و این خیلی برای من عادی شده ولی واقعا چند سال پیش من فکر میکردم افسانه است و نمیشه این شکلی بود ولی الان خیلی راحت میپذیرم خدایا شکرت که هدایتم کردی به این شیوه ی زندگی خدایا بازم هدایتم کن به بهتر و بهتر شدن خدایا من دوست دارم که مدام زندگیم بهتر بشود .
خدایا شکرت برای این سفر خیلی خوبی که در ان هستم و هر روز در حال بهتر شدن هستم خدایا شکرت .
یادم باشه تو مسیر درست باشم تو مسیر توجه به خواسته هام تو مسیر سپاسگزاری تو مسیر توکل تو مسی هدایت خداوند و بدونم خداوند داره هر لحظه منو هدایت میکنه من باید قلبمو باز کنم و بشنوم هدایتشو و ذهن منطقی مو ساکت کنم
اگه خواسته ای دارم باید اینقدر روی خودم کار کنم و اینقدر از نظر شخصیتی رشد کنم و قوی تر بشم که هم مدار بشم هم فرکانس بشم با خواستم تا به سمت خواستم هدایت بشم و بهش برسم
و همیشه به خدا بگم خدایا من میخوام بشینم روی شونه های تو تو منو هدایت کن و بهش ایمان داشته باشم از ته قلبم و باهمه ی وجودم بهش اعتماد کنم توکل کنم اونوقت اون بهترین هارو بهم میده حتی فراتر از حد تصورم فقط باید در عمل ایمانو توکلمو بهش نشون بدم و نشونه هارو دنبال کنم و ازش هدایت بخوام و بدونم که قطعا اجابتم میکنه
چقدر با این فایل معرفی دورهی چگونه فکر خداوند را بخوانیم من روشن تر شدم برای بعضی از سوالاتی که در ذهنم داشتم دربارهی قرآن
چند وقتی که قرآن میخونم واقعا در بیشتر آیه ها گیج میشدم که این آیه چی داره میگه مثلا جنگ ها ، سوزاندن در آتش جهنم و… خیلی سوالات که گیج و مبهوت میکرد که ای کاش الان استاد بود و من میتونستم همه ی اینها رو بپرسم اما توی نوشته های این فایل گفته شده قرآن جواب سوالات تضادها و فرکانس های محمد در زمان خودش هست . یعنی محمد براساس شرایط زمان خودش سوالات خواسته های از خداوند داشته و با الهاماتی که دریافت کرده با توجه به شرایط اون زمان ، ما این آیه ها رو در قرآن میبینم و به قول استاد این آیات فرع هست و اصل چیزی ست که تغییر نمیکنه و دقیقا آدمهایی که با قرآن موضع گیری میکنند تو همین آیات گیر کردند . همش همین ها رو مثال میزنند و همین آیات حجاب، آیات جنگها ، بهشت و جهنم و… تکرار میکنند و ایراد میگیرند و واقعا نمیدونند که مسیر قرآن چیز دیگری ست . چقدر خوب شد که این فایل رو خوندم و فهمیدم که اصلا جریان چیه . خدایا ممنونم که من در مسیر این آگاهی قرار دادی وواقعا سوالاتی که سالها در ذهنم بود پاسخ داده شد. و اینکه قرآن خودش ادعایی برای تمام دوران ها نداره اما قوانین و هدایت هایی ( همان اصل) داره که برای همه ی دوران ها راهگشاست.
سلام، وقت بخیر، یه سوالی دارم و اولش بگم که فقط برای آگاهیمه،،
و اون سوال اینه که آیا خداوند از اتفاقات در زمانهای بعدی آگاهه و خبر و اطلاع داره ؟ واگه جواب بله است که منم این اعتقاد رو دارم پس چرا در مورد استاد از همون چند ماه قبل از سفر به ایران هدایت برای اینکه به ایران سفر نکن نیومده تا روزای آخر؟؟
سلام خدمت استاد و دوستانی که کامنت منو میخونند
وای که چقدر قشنگ میشه دنیا از همه جهت وقتی که خداوند پاداش صبر رو میده
خدایی که وعده داده لا نضیع آجر المحسنین
ضایع نمی کنه آجر محسنین رو
کسانی که باورهای درست ایجاد کردند جتی در شرایطی که به آخر خط رسیدند
و ایمان داشتند که خداوند داره همه اتفاقات رو رقم میزنه و همه اتفاقات براساس اون خواسته لی هست که به خداوند گفته حتی بدترین اتفاقات
از دل اون بدترین ها خواسته مشخص میشه
و ایمان واقعی اینجا خودشو نشون میده که این قدر ایمان داری که حتی بابت اون اتفاقات هم به طور واقعی شکر میکنی و میدونی که پشتش خیرفراوانه اکر صبر کنی
چون ایمان دادی که اونه فقط اتفاقات رو رقم میزنه و همش براساس خواسته منه
با سلام خدمت همه عزیزان دل
روزشمار 132 فصل پنجم
بله درسته همزمانی و هدایت خدا بی شک برای من یکی که خیلی خیلی جواب داده و کاملا صحبتهاتون بر قلبم میشینه
همین که تو ذهنم مثل سرگشته ها دور خودم میپیچم و نمیدونم که باید چیکار کنم یا کدوم کار و انجام بدم درسته بعد از خدا هدایت میخوام و منو درست در بهترین لحظه میاره همونجایی که جوابموو بگیرم در واقع روزشمار قبلی کامنتم خوراک همین قسمت بود
حالا نکاتی رو که خودم برداشتم و انگار گفتگو من با خدا بود
* خداوندا تنها از تو یاری میجویم وتنها تو را میپرستم …..
* شرایط بیرون هرجورباشه تو من و به سمت نعمت و برکت و هدایت میبری
* اهداف سال جدیید ، تمرکز روی خواسته (این خیلی مهمه مخصوصا الان که اسفندیم و سال جدید داره میاد با تمرکز لیزری بیشتر امسال پیش میرم بسوی اهدافم)
* واقعا خدا خیلی قشنگ هدایت میکنه و همزمانی ها رو بسیار دقیق انجام میده
* مهمترین نکته این فایل < وقتی حتی با مکان یا فضایی هم مدار نباشی مهم نیست چقدر دلت میخواد اونجا باشی این اتفاق نمیافته چون مدار تو فرق میکنه وقتی ام که روی خودمون کار میکنیم هدایت میشیم به ادمهایی که باعث شادی و خوشحالی ما میشن و بالعکسش
* احساسمو خوب نگه دارم، سپاسگزار باشم، تمرکزم روی زیبایی باشه کل کار همینه جهان خودش منو میبره به جای درست
* عوامل بیرونی تاثیرگزار نیستن بر شرایط تو و برای هرچیزی بجنگی طبق قانون جنگ بیشتری رو برای خودت پیش میاری
* تمااااام اتفاقققات زندگی ما بدون استثناء حاصل افکار خودمونه
* اجازه بدم خدا منو هدایت کنه من با عقل خودم چیزی رو نمیدونم اما خدا بهترین ها برای من رقم میزنه به شرطی که مانع نشم برای چیزی که میخوام و خودمو الکی گول نزنم که این برای من بهتره در صورتی که هدایت و کلام خدا رو میشناسم و نخوام که نادیدش بگیرم
*تمام امتیاز و پوینت موفقیت مو هدیه ای از طرف خداوند بدونم
* و قانون اعراض از ناخواسته : اگه چیزی هست نمیخوام فقط کافیه توجه و تمرکزمو از روش بردارم و بزارم رو چیزی که میخوام اون خودش میره نیازی نیست من کار خاصی دیگه ای انجام بدم
خدا رو هزاران مرتبه شکر ازین فایل مرورش برام و نکات ارزشمندش از استاد عزیزم سپاسگزارم و مریم عزیز دوستتون دارم
سلام
استاد عزیز و مریم جان ودوستان هم فرکانس
استاد میخوام برای هزارمین با ازت ممنونم که ما. رو در این مسیر توحیدی اشنا کرد بهمون یاد دادی به جز خدا توکل نکنیم وتنها به او توکل کنیم
واقعا از مریم جون تشکر میکنم بابت اون یادداشت فوق العادی که برای ما خوندش چ اتفاقات عالی براتون پیش اومده انگاری یه رویایی که خداوند با تمام عشقش برای شما به وجود اورد
استاد واقعا کلمه شما خیلی تاثیر گذاره ادم سیر نمیشه از اینکه ساعت ها به حرف شما گوش بده چون اولین نفری هستید که به ما گفتید خدا شما رو دوست داره و از او بخواهید خواسته وهدفتون تا اجابت کنه خدا شکرت برای تمام زیبایی هات
خودا روشکر میگویم برای فرزند زیبا وقشنگم وهمسر هم فرکانسم واستادان خوب زندگیم عاشقتونم.
به نام خدا
سلام
روزشمار تحول زندگی من روز 106
این فایل درمورد قدم هفتم از دوره دوازده قدم بود که دراون چگونه فکرخدارابخوانیم گفته شده من این دوره رو خریداری نکردم اما کتاب چگونه فکرخداروبخوانیم رو دارم و چند بار خوندم و همونطور که خانم شایسته دراین فایل گفتن شناخت قوانین ثابت خداوند یعنی همون فکر خدا رو خوندن و با استفاده از قوانین خداوند خودرو بشناسیم که فقط من خالق شرایط زندگی خودم با استفاده از قوانین ثابت خداوند هستم این یعنی توحیدی بودن و عوامل دیگر رو دستی از دستان خداوند دونستن و بی توجهی کردن و ندانستن عوامل منفی بعنوان شرایط خلق زندگی و این خیلی مسیر به دور از شرک و مسیر زیبای توحید هست که مارو در دنیا و آخرت سعادتمند میکنه .
خداروشکر میکنم.
به نام خداوند بخشندهی مهربان
خدایا، هر آنچه دارم از آن توست، و هر آنچه نیاز دارم در دستان پرمهرت نهفته است.
سلام و درود به استاد عزیز، مریم جان دوستداشتنی و مهربان، و همهی دوستان همفرکانسیام که در مسیر نور و آگاهی گام برمیدارند.
عجب فایلی بود، خدایا شکرت که درست در لحظهی مناسب، مرا به دیدن و شنیدنش هدایت کردی. برخی پیامها آنقدر ژرف و متعالیاند که باید بارها و بارها آنها را شنید و در جان و دل جاری کرد تا جزئی از وجودمان شوند.
چند روزی است که مدام این آگاهی را دریافت میکنم که:
برای انجام هر کاری، هدایت از تو بخواهم.
اما باز هم فراموش میکنم… و باز هم تو با مهربانی بیکرانت مرا متوجه میکنی.
پس خدایا، از تو یاری میطلبم…
قلبم را وسیع کن، تا مهر و آرامشت را بیشتر درک کنم.
گوشم را شنوا کن، تا ندای لطیفت را بشنوم.
چشمم را بینا کن، تا نشانههایت را ببینم و گام در مسیر درستی بگذارم.
ای مهربانترین، در هر لحظه از تو هدایت میخواهم،
در هر تصمیم، در هر گام، در هر نفسی که میکشم…
مرا در مسیر نور، آگاهی و عشق بیپایانت هدایت کن.
خدایا شکرت، شکرت، شکرت…
خدایا خییلی دوستت دارم …
132مین گام روزشمارزندگی .
به نام خدا وسلام به خدا.
سلام به استادومریم سلام به همه دوستان عزیز.
الهی توراسپاسگذارم بابت سلامتی واحساس عالی به خودم وخانواده ام ونی نی جونم داده ای.
الهی سپاسگذارم که خانواده ی عباسمنشی ام درحال انجام اعمال نیک سالم وپرانرژی به همدیگرکمک رسانی میکنند.
الهی شکرت بابت این خانه وزندگی کردن توی بهشت ساختگی خودمانی که فقط محبت است وعشق.(سایت الهی)
خدایابی نهایت توراسپاس بابت استادعشق نامبروان استادعباسمنش،استادبی نظیروشادم استاد عرشیانفر،واستادعزیزم که ازاعماق تک تک کوارکهای وجودم برنامه اجرامیکنه آقای استادعباس موزون، بنده بااحترام وعرض ادب ازجابلندشدم وسرپاایستاده ام ودست ادب برروی سینه ام گذاشته ام،خدایاسپاسگذارم بااین شاگردتربیت کردنت. ودرهمین لحظه خدایم راسجده ی شکرمیکنم .که این بزرگان راخدادرراه مستقیم قراردادکه صدای خودش(خدا)رابه گوشهای کروپرده کشیده ی من ومهرخورده ی من برساند.
الهی توراسپاس : من که نه پیغمبرنه امامی دیدم که خدارابماندخودم رابشناسم واین اساتیدراباهم تقریباتوی مدت کمی فاصله ،یکی، یکی به من معرفی کردکه خدارادروجودهرچیز،قبل هرچیز،وبعدهرچیربه من معرفی کنندکه لیلاجون پرده رابزن کنارمهرراازروی دیدگانت بردارچشمای کورت روبازکن زیبای روببین.
الهی سپاسگذارم که باحضورخودت درابعاداین اساتیدبزرگواربه من گفتی مهرلال بودن وپرده ی بی حجابی که اززبانت برای هرگفتاری برداشته ای الاّبرداشتن پرده ی حجاب بین خودت وخداروکه بالال مونی گرفتنت که بهظاهر شیرین زبان هم هستی!
نه عزیزم توبرای خلوت کردن بااصل وجودخودت خدا لالی ولکنت زبان قوی داری خودتولیلاجان درمان کن به خداسفردنیویت روزبه روز، روبه پایان است نیادروزی که پشیمون شوی ازبه دنیاآمدنت.تلاشت روبکن.
امروزبه بعد از دیدن فایل به من الهام شدبرنامه دلنشین وعشقم رو زندگی پس از زندگی رونگاه کنم.شمانمیدونیدکه چقدرازاعماق دلم سخنان معجزات الهی راباجون ودل گوش میدم که یکی ازآرزوهام همین تجربه است باسلامتی وآرامش تجربه کنم الهی آمین.
امشب تجربه ی خانم ریحانه ی زناری بودفکرکنم.دیدم حال کردم.
ماپارسال برج5رفتیم مسافرت شمال منوعزیزدلم وپسرکوچکم باعروس گلم خیلی، خیلی ،خیلی به ماخوش گذشت.یک روزصبح که رسیدیم به مکان زیبای قلعه رودخان به محض رسیدن ماالهی شکرکه اززمین وآسمون نعمت باران میبارید. ولی کمی صبرکردیم باران کمترشدومابه سوی قله راهی شدیم برای دیدن قلعه.وای که چقدرپله راطی کردیم همه چوب دستی داشتن ومن ازیک دختروپسرکوچک پرسیدم چوب دستی لازمه؟! که مادرشون ازراه رسیدسریع به بچه هاش گفت: چوب دستی رو بدین خانم !چون اونهاتجربه ی رفتن به بالاروداشتن!واین خانم چوب دستی روازبچه ها گرفت دادبه من!
مقداری راه رفتیم توی مسیریک آقای چوب دستیشودادبه عزیزدلم. خیلی راه پله داشت که واقعابادعاوثناوکمک خودِ خدابودمابالارسیدیم.
کسی که این پله هاروبالارفته منودرک میکنه!دم درب قلعه رسیدیم فکرکنم نوشته بودورودی این تومان نقدی!!!!!!!
یهوبه عزیزدلم گفتم: وای این همه راه آمدیم ماکه پول نقدنداریم!!!!یدفعه خودخداجلوی ماسبزشدگفت:خانم آقاآفرین که این مسیرواومدین پول میخوای چکاروخیلی تحسینمون کردوگفت خیلیها به خودشون اجازه نمیدن ازهمون محوطه ی پارکینگ تکون بخورن!بنده خدارئیس بانک بودفکرکنم تهرانی بود.سلام گرمم توی این هوای سردوبارانی مشهدبه همه ی دوستان به خصوص تهرانی های خونگرم وعزیز. بلاخره هزینه ماروهدیه کردواگرکسی هم پول نقدنداشت اجازه ی ورودداشتن.
به هرحال این آقابااین کارش فقط ماروتشویق کردوتوی خودقلعه هم کلی پله داره وماهر4طرف قلعه روفتح کردیم .
خیلی خوش گذشت الهی شکرت.
آمدیم پائین غروب بودناهارآماده کردم وپسروعروس گلم خیلی ازمافاصله داشتن هم رفتن وهم برگشتن!آخه مابچه ی روستاهستیم که اون مسیر روباقوت الهی طی کردیم.خیلی نیازبه استراحت داشتیم چادرزدیم اذان مغرب روگفتن مانمازخوندیم .وچون صبح به محض بیدارشدنمان میخواستیم راه بیفتیم خانه نگرفتیم.وصدای گروه خدماتی شب میومدکه امشب بارندگی است!!!!!!! منم گفتم مگه شماازجای خداآمدین!!!!!!؟؟؟؟وهمون اول به خداگفتم ببین مابرتومیهمانیم امشب آب وهوای معتدل میخوام معجزتونشون بده چون امشب من بااین بچه هام بی درپیکریم میهمان توییم.میدونم همه ی شماباورمیکنین تاصبح به راحتی خوابیدیم وصبح سیرخواب که شدیم صدای دانه های بارون میومدسریع بچه هاموبیدارکردم ولوازم روسریع توماشین چیدیم راهی شدیم خیلی اتفافهای جالب توی سفرداشتیم وشروع سفرمون ازاینجاشروع شدپسرم وعروسم خانه ی مابودن گفتن بریم مسافرت گفتم ماهم دوست داریم بریم سفرماشین نداریم!گفتن باهم میریم گفتم نه سال اول ازدواجتونه خودتون برین.گفتندنه چه ربطی داره باهم میریم!وبدون برنامه ریزی گفتن کی بریم؟گفتن ماشین رویک تعمیرگاه ببرین ازسلامتیش خاطرجمع بشیم روزبعدهم بریم سفروبه همین سادگی راهی شدیم.
تومسیربرگشت رسیدیم علی آبادصحبت فیلم پایتخت شدپسرم پرسیدمامان پسردایی کجارفته بودن خانه ی نقی معمولی !؟گفتم :همین شهرسریع ازتوی گوشی آدرس خانه روپیداکردن ورفتیم مقداری نقدی ورودی دادیم که بچههام چندتاعکس بگیرن برایادگاری به محضِ اینکه ازدرب حیاط بیرون آمدیم جلوی حیاط ریل راه آهن بودوقطارهمزمان رسیدوماروجلوی درب کنارریل دیدبوق قطار رویکسره کردحال کردیم وسریع پسرم ازماکنارریل عکس گرفت صحنه ی جالب وشکاربود.
برای ناهاررفتیم جنگل پاسندسمت راست جاده ی جنگلی استراحتگاه بودماسمت چپ فرش کردیم آتش وبساط چای وناهارجوجه را آماده کردیم جای همتون گلبارون غروب شدبه پسروعروس گلم گفتم اگه میخواین جاتون سردوبدون پشه باشه بایدهمینجابخوابیم!؟ اگرمیخواین توپاروتوشهرباشین هم هواشرجیه هم پشه زیاده؟!گفتن هرچی شماصلاح میدونین؟! خداقبلاجاروبراماردیف کرده بودیک خانواده ی خیلی بزرگ پدرومادروبچه هاشون وعروس ودامادونوه ونتیجه خیلی بودن ازساکنین همون شهربودن وبه علت تصادف نوه ی دختریشون خانوادگی چندروزاومده بودن جنگل اطراق کرده بودن چون هواخیلی گرم بودوبندگان خدادرحال رفت وآمدبه بیمارستان بودن.حالامنوعزیزدلم گفتیم اینهابااین همه دم ودستگاه حتماشب هستندچون ازماشیناشون برق گرفته بودن سیم کشی کرده بودن چوبهای زیادی بریده بودن آتیش میکردن ماکه نمی دونستیم چه خبره؟!ولی مشخص بودشب هستند.
رفتیم پرسیدیم؟گفتندبله ماهستیم نه شب اولمونه!نه شب آخرمونه!بیاین کنارماچادربزنین امنیتم عالی ماتاصبح بیداریم نوبتی میخوابیم!
حالاآماده ی خوابیدن شدیم بارون گرفت!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! اوناسریع لوازمشون روجمع کردن نشستن!منم داخل چاروبچه هاخوابیدن عزیزدلم آمدگفت: چکارکنیم اینهالوازمشون روبستن؟ !!!!!!!!!!
گفتم واییییییییییی خدای من فقط دستاتوبرای ماچترمیکنی حتی یک قطره بارون رونمیذاری بیادپائین وسریع بساط ابروباران روجمع کن هرجامیخوای بباری آزادی ولی اینجا،جاش نیست !!!!!!سریع دستوروصادرکن مااینجامیهمانِ توییم بی درپیکرتاصبح بایددرامان باشیم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!
یک وقت صدای همون آقاروشنیدم به عزیزدلم میگه نه!نگران نباش آسمون داره بازمیشه ابرهای باران زادارن میرن تموم شد!!!!!!!!!
منم خندم گرفت وخودِ خودشو خدارو ازته دل بوسیدم وگفتم دمت گرم این شد.
عزیزدلم امدگفت: این آقااینجوری میگه ابرهادارن می رن!خندیدم!گفتم: خوب من به خدادستوردادم!
گفتم توی این دیارقربت نه خانه ونه کاشانه توبگوکجارویم!!!!؟??؟
عزیزدلم خندیدگفت: منم به خداگفتم کمکمون کن جایی روندارم بچه هام خوابن.
استادتوزندگی ماکه همش داستان ومعجزه س وگرنه مانه زرنگی داریم! نه مغزوعقل درست حسابی! که برنامه ریزی کنیم .هرچه پیش آیدخوش آیدماکه خندان میرویم.
خداروشکراز5شنبه ناهارپسرم باعروس گلم خانه مابودن وامروزبه شکرانه ی خداکارت عزیزدلم روبرداشتم بالذت رفتم مرغ گرفتم ناهاردرست کردم نوشجان کردن وسرشب غذاهم بهشون دادم رفتن خدانگهدارشون.
الهی سپاسگذارم که اززمان تمرین پیام بازرگانی روانجام میدم وضع مالیمونم داره قدم به قدم بهتروبهترمیشه.امشب سرشب هواسردبودرفتم پیاده روی دوتاپیام بازرگانی اجراکردم و آبروی خداروبه جامیارم وشکرگذاری زیادمیکنم توی مسیرپیاده روی مون خیلی به حاله اونقدوفوروزیبایی نعمت هست که مات ومبهوت میمونی.
باوجوداینکه هواسردشده بودمن پیامم روانجام دادم و برگشتم خونه. آرزوی سعادت و سربلندی براتون دارم .عاشقتونم.یاحق.
بنام خدا
سلام
روز 132 سفر
خداروشکر میکنم برای این همه زیبایی معنوی و این فایل عالی که واقعا در ان هدایت های خداوند رو چقدر قشنگ توضیح دادید و خداروشکر میکنم برای این نوع زندگی که شما دارید که من اصلافکرشم نمیکردم وجود داشته باشه .
خیلی زود برای ما عادی میشه پیشرفتهایی که میکنیم .
الان که شما در مورد هدایت ها اینقدر راحت صحبت میکنید و من هم اینقدر راحت میپذیرم چونکه خودمم از وقتی در مسیر سایت شما بودم بارها دیدم .
الان راحت میپذیرم و این خیلی برای من عادی شده ولی واقعا چند سال پیش من فکر میکردم افسانه است و نمیشه این شکلی بود ولی الان خیلی راحت میپذیرم خدایا شکرت که هدایتم کردی به این شیوه ی زندگی خدایا بازم هدایتم کن به بهتر و بهتر شدن خدایا من دوست دارم که مدام زندگیم بهتر بشود .
خدایا شکرت برای این سفر خیلی خوبی که در ان هستم و هر روز در حال بهتر شدن هستم خدایا شکرت .
به نام خدای توانگر
تعهد226
یادم باشه تو مسیر درست باشم تو مسیر توجه به خواسته هام تو مسیر سپاسگزاری تو مسیر توکل تو مسی هدایت خداوند و بدونم خداوند داره هر لحظه منو هدایت میکنه من باید قلبمو باز کنم و بشنوم هدایتشو و ذهن منطقی مو ساکت کنم
اگه خواسته ای دارم باید اینقدر روی خودم کار کنم و اینقدر از نظر شخصیتی رشد کنم و قوی تر بشم که هم مدار بشم هم فرکانس بشم با خواستم تا به سمت خواستم هدایت بشم و بهش برسم
و همیشه به خدا بگم خدایا من میخوام بشینم روی شونه های تو تو منو هدایت کن و بهش ایمان داشته باشم از ته قلبم و باهمه ی وجودم بهش اعتماد کنم توکل کنم اونوقت اون بهترین هارو بهم میده حتی فراتر از حد تصورم فقط باید در عمل ایمانو توکلمو بهش نشون بدم و نشونه هارو دنبال کنم و ازش هدایت بخوام و بدونم که قطعا اجابتم میکنه
درود
روز صد و ششم از تحول روز شمار زندگی من
سپاس از استاد و خانم شایسته عزیز
چقدر با این فایل معرفی دورهی چگونه فکر خداوند را بخوانیم من روشن تر شدم برای بعضی از سوالاتی که در ذهنم داشتم دربارهی قرآن
چند وقتی که قرآن میخونم واقعا در بیشتر آیه ها گیج میشدم که این آیه چی داره میگه مثلا جنگ ها ، سوزاندن در آتش جهنم و… خیلی سوالات که گیج و مبهوت میکرد که ای کاش الان استاد بود و من میتونستم همه ی اینها رو بپرسم اما توی نوشته های این فایل گفته شده قرآن جواب سوالات تضادها و فرکانس های محمد در زمان خودش هست . یعنی محمد براساس شرایط زمان خودش سوالات خواسته های از خداوند داشته و با الهاماتی که دریافت کرده با توجه به شرایط اون زمان ، ما این آیه ها رو در قرآن میبینم و به قول استاد این آیات فرع هست و اصل چیزی ست که تغییر نمیکنه و دقیقا آدمهایی که با قرآن موضع گیری میکنند تو همین آیات گیر کردند . همش همین ها رو مثال میزنند و همین آیات حجاب، آیات جنگها ، بهشت و جهنم و… تکرار میکنند و ایراد میگیرند و واقعا نمیدونند که مسیر قرآن چیز دیگری ست . چقدر خوب شد که این فایل رو خوندم و فهمیدم که اصلا جریان چیه . خدایا ممنونم که من در مسیر این آگاهی قرار دادی وواقعا سوالاتی که سالها در ذهنم بود پاسخ داده شد. و اینکه قرآن خودش ادعایی برای تمام دوران ها نداره اما قوانین و هدایت هایی ( همان اصل) داره که برای همه ی دوران ها راهگشاست.