جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


در این فایل استاد عباس‌منش با تشریح دقیق از مفهوم «قانون جذب»، آن را سیستم تغییرناپذیر خداوند معرفی می‌کنند. یعنی همان سنت های الهی که در قرآن به آن اشاره شده است. درک این قانون، شاه کلید آوردن نعمت ها به زندگی است. زیرا با این درک شما دیگر قربانی شرایط نیستید، بلکه خالق آگاهانه لحظه‌به‌لحظه‌ی شرایط زندگی خود هستید. جهان هستی، سیستمی کاملاً هوشمند و مبتنی بر عدل است که وظیفه آن واکنش نشان دادن به «فرکانس‌های» ارسالی ماست. ما در هر لحظه، همچون یک دستگاه فرستنده قدرتمند، در حال تولید و ارسال فرکانس به جهان هستیم و کائنات دقیقاً شرایط، افراد و موقعیت‌هایی را به زندگی ما وارد می‌کند که هم‌جنس و هم‌سنگ با همان فرکانس‌هاست. این درک عمیق، مسئولیت تمام اتفاقات زندگی را، چه خوب و چه بد، مستقیماً بر عهده خود ما می‌گذارد و این نقطه آغاز قدرت و تحول و خلق آگاهانه زندگی است.

نکته بسیار ظریف و حیاتی، تمایز میان «فکر کردن» و «توجه کردن» است. بسیاری از افراد تصور می‌کنند که صرفاً با فکر کردن به پول یا روابط، قانون جذب را به کار می‌گیرند، اما استاد عباس‌منش با توضیح این مفهوم یعنی: احساس ما، قطب‌نمای مسیر ماست، دانشجویان را هدایت می کنند که به جای توهم درباره قانون جذب، رفتارهای خود را با این قانون هماهنگ کنند.

طبق این مفهوم، اگر شما به پول فکر می‌کنید اما احساس نگرانی، حسرت یا نیاز دارید، در واقع دارید به «کمبود پول» توجه می‌کنید و جهان نیز طبق قانون، کمبود بیشتری را به شما می‌دهد. قانون جذب به واژه‌ها کاری ندارد، بلکه به کانون توجه و جنس احساس شما پاسخ می‌دهد. اگر می‌خواهید بدانید در هر لحظه در حال جذب چه چیزی هستید، کافیست به احساس خود بنگرید؛ احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و احساس بد، پیش‌آگهیِ ورود ناخواسته‌هاست. این معیار ساده اما قدرتمند، به شما کمک می‌کند تا در هر لحظه مچ ذهن خود را بگیرید و با تغییر آگاهانه کانون توجه از ناخواسته‌ها به زیبایی‌ها، مسیر زندگی‌تان را به سمت خوشبختی هدایت کنید.

استاد عباس‌منش با مرور تجربه‌ی تغییر خود از یک راننده تاکسی و زندگی در خانه ای سیمانی در بندرعباس به زندگی در بهترین شرایط در فلوریداری آمریکا، معجزه تغییر مدار با تغییر باورها را به ما مژده می دهند. ایشان توضیح می‌دهند که قانون جذب به معنای نشستن و منتظر معجزه ماندن نیست، بلکه به معنای تنظیم فرکانس ذهنی بر روی موفقیت است که به صورت خودکار شما را در مسیر ایده‌ها، الهامات و اقدامات صحیح قرار می‌دهد. وقتی باورها و کانون توجه تغییر می‌کند، جهان شما را به مدار جدیدی هدایت می‌کند که در آن، ثروت و موفقیت نه با تقلا و زجر، بلکه به شکلی طبیعی و از طریق هدایت‌های الهی وارد زندگی می‌شود. این تغییر درونی، چنان قدرتی دارد که می‌تواند یک زندگی سراسر رنج و کمبود را در مدتی کوتاه به تجربه‌ای از ثروت، سلامتی و آرامش تبدیل کند، به شرطی که فرد متعهد شود ورودی‌های ذهن خود را کنترل کند و اجازه ندهد اخبار منفی، رسانه‌ها و افراد ناامید، کنترل فرکانس‌های او را در دست بگیرند.

در بخش عمیق‌تری از این آموزش، استاد با استناد به آیات قرآن کریم، ریشه‌های توحیدی این قانون را آشکار می‌سازند. استفاده مداوم قرآن از افعال مضارع (که نشانه تداوم و استمرار است) برای توصیف مومنان و کافران، نشان می‌دهد که ایمان و فرکانس، یک وضعیت لحظه‌ای نیست، بلکه جریانی دائمی از کنترل ذهن و کنترل کانون توجه است. جهان هستی مانند آینه‌ای عمل می‌کند که بدون هیچ قضاوتی، دقیقاً همان چیزی را به ما بازمی‌گرداند که ما با کانون توجه‌مان بر آن تمرکز کرده‌ایم؛

آگاهی های این فایل، منطق هایی محکم دارد برای اینکه بتوانید افسار ذهن سرکش را در دست بگیرید و با کنترل کانون توجه، آگاهانه احساس خوب را در وجودتان بکارید و به خالق شرایطی تبدیل شوید که شایسته خلیفه خدا بر روی زمین است. برای درک عمیق‌تر این مکانیزم و یادگیری قدم‌به‌قدم نحوه کنترل ورودی‌های ذهن، حذف ترمزهای ذهنی در برابر خواسته ها و احساس کنترل کامل بر زندگی، استفاده از آموزه‌های جامع دوره کشف قوانین زندگی اکیداً توصیه می‌شود. این دوره نقشه راه کاملی برای هماهنگ شدن با قوانین بدون تغییر خداوند است.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1175 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «رها» در این صفحه: 1
  1. -
    رها گفته:
    مدت عضویت: 1012 روز

    بنام خدای مهربون

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و مریم جان نازنین و همه دوستان هم خانواده ی من.

    این فایل حکم شروعی دوباره رو برام داره.امیدوارم بتونم روی تعهدم بمونم و در این مسیر زیبا یعنی کار کردن روی باورهام ثابت قدم بمونم.

    خدارو شکر میکنم که بهم این فرصت رو داد تا این اگاهی ها رو بشنوم.

    از استاد عباس منش عزیز تشکر میکنم بخاطر این همه آگاهی که بصورت کاملا رایگان در اختیارمون قرار دادن واقعا ازتون ممنونم.

    دلم میخواد نکات این فایل ارزشمند رو دونه به دونه در مورد زندگی خودم مثال بزنم ،حس میکنم اینطوری هم یک ردپایی از شرایط الانم بجا میزارم و هم اینکه برای خودم تمرین میسازم تا نقاط ضعفم ،باگها و پاشنه آشیلهامو پیدا کنم و بهتر روشون کار کنم.

    وقتی استاد میگن این قانون در هماهنگی با عدل خداست،یعنی لجم نگیره از شرایطی که الان دارم خودم خواستم ولی میتونم این شرایط رو تغییر بدم،ناراحت نشم،حس بد نداشته باشم،دنبال تغییرات باشم.

    نگم خدا برا اون یکی خواست واسه ما نخواست،حسادت نکنم به جایگاه دیگران

    نکته اینجاست چقدر در طول روز من خودم به این موارد فکر میکنم.

    میدونین داستان چیه ؟!من کارم فروش،وقتی انقدر تلاش خودم رو میبینم و در کنارش تلاش بسیار بسیار کم همکارامو میبینم که بازدهی کارشون و فروششون راحتتر و سریعتر و بیشتر تعجب میکردم که الان چه اتفاقی افتاد گاها ناراحت میشدم و حالم بد میشد واقعا نه ازاینکه اونها عملکرد خوبی دارن ازینکه من ده برابر بیشتر تلاش میکنم ولی نتیجه برای من خیلی کمرنگتره و این لجمو درمیاره ولی الان متوجه شدم من توی کارم بشدت روی ویژگی های نامناسب مشتریام فوکس میکنم و هی توی ذهنم تکرارو تکرارش میکنم و هی ذهنم میگه بیا بگیر این هم ی ادم وسواسی این هم ی ادم خسیس این هم ی ادم بداخلاق این هم ی ادم بد قلق .من این رو با پوست و جونم حس کردم توی کارم .

    اونجایی که استاد میگن شما در طول روز توجهتون به ویژگیهای مناسب افراد هست یا ویژگی های نامناسب یه لحظه حرفهام و ذهنیتم ازجلوی چشمم عین ی فیلم رد شد و متوجه شدم من چه تیشه ای به ریشه باورام دارم میرنم

    اخه من از صبح تا وقتی ک عصر از سرکار میام خونه غر میزنم شکایت میکنم و ویژگی های بد و نامناسب همکارام،ادمهای توی محله یا مترو و … رو میام تعریف میکنم.

    و الان متوجه میشم چرا روابطم در محیط کار یا عاطفی چرا انقدر زود داغون میشه!!!با اینکه خودم ادم صادق و مهربونی هستم ولی ب شدت اسیب میبینم و دو روز بعد اون رابطه از طرف خودم بهم میخوره چون اون ادم انقدر ویژگی های عجیب و غریب از خودشون نشون میده که گاها میگم خدایا من ک به اینا فکر نکرده بودم ولی اینجا کانون توجه ریشه هایی رو بوجود میاره از همون جنس.

    خلاصه این باگ بسیار بسیار بزرگ من و باید حلش کنم

    در طول روز واقعا چقدر حس زندگی وشادی دارم؟چقدر حسم خوب؟؟

    راستش خودم جوابش رو میدونم و باید این پاشنه اشیل رو هم راهی برای تغییرش و بهبودش پیدا کنم.

    استاد میگه این قانون اصلش اینه جزئی از زندگیمون بشه.اما واقعا برنامه ای براش دارم؟!؟

    حس میکردم شبا یک ساعت بشینم پای این فایلها و تمام ولی دلیل نتایج استاد اینه که عین اکسیژن که اگه نباشه ما زنده نمیمونیم ایشون هرلحظه سعی کردن توجهشون و اصل رفتار و باورهاشون بر اساس قانون و عمل ب اون باشه،من چقدر میتونم درکش کنم ؟چقدر میتونم متعهد باشم؟ چقدر میتونم بهش عمل کنم که اروم اروم این قانون رو توی جنبه ها و ثانیه های زندگیم جاری کنم؟؟؟تا بتونم روی خوش زندگی رو ببینم!

    نکته مهم بعدی ،ادمهایی مثل استاد که موفق شدن رمز موفقیتشون در ادامه دادن بوده رها نکردن

    ولی من بارها و بارها بی تعهد بودم و رها کردم خودم دلیلش رو میدونم من به شدت از بچگی کمالگرا بودم و از عواقبش ب شدت ضربه خوردم ولی باید روی خودم کار کنم گاها ذهنم خسته میشه و رها میکنم و ذهنم باز دوس داره برگرده به شیوه احمقانه قبلی عمل کنه.

    خبر گوش نکنیم خیلی مهمه ،من امشب کلا برنامه اینستاگراممو دیلیت کردم و دیگه نمیخام وقتمو الکی بزارم.

    هر روز ک با مترو میرم سرکار ،به جرات میگم 99درصد ادمهای توی مترو کلشون توی اینستاس اول صبح یا حالا عصر فرقی نداره.و الان دلیل هم مسیر شدن خودم رو با اونها میفهمم ،ما جز اکثریتی هستیم که زندگیمون رو ب دست باد سپردیم انگار.راستش نه اینکه توهین کنم چون خودم ادم مرتب و خوش بو و خوش پوشی هستم وقتی اون ادمهای کثیف و نامناسب رو میبینم که کنارم می ایستن تو مترو گاهی خودم حالم بد میشه و میگم اخه لیاقت تو اینه اینجا باشی؟؟؟لیاقت تو اینه که هرروز جلوی بینیتو بگیری که این بوی بد رو حس نکنی؟!لیاقت تو اینهههههه..

    آیا من ناراحتم،افسرده ام،شاکی ام،نگرانم،حرص میزنم؟؟؟وقتی که دارم میگم خدا ب منم پول بده به منم ارتباط خوب بده ،سلامتی بده؟؟

    جهان کاری با کلمات من نداره میگه اصل فرکانس تو ،حسادت ،حال بد،نگرانی،ترس و اضطراب،کمبود …. پس بگیر از همینا و واقعا من ب عینه دیدم که شرایط بد و بدتر شده.

    جهان طبق قانون عمل میکنه و در همه دنیا این قانون برای همه یکسان عمل میکنه.

    خدایاشکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: