جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
در این فایل استاد عباسمنش با تشریح دقیق از مفهوم «قانون جذب»، آن را سیستم تغییرناپذیر خداوند معرفی میکنند. یعنی همان سنت های الهی که در قرآن به آن اشاره شده است. درک این قانون، شاه کلید آوردن نعمت ها به زندگی است. زیرا با این درک شما دیگر قربانی شرایط نیستید، بلکه خالق آگاهانه لحظهبهلحظهی شرایط زندگی خود هستید. جهان هستی، سیستمی کاملاً هوشمند و مبتنی بر عدل است که وظیفه آن واکنش نشان دادن به «فرکانسهای» ارسالی ماست. ما در هر لحظه، همچون یک دستگاه فرستنده قدرتمند، در حال تولید و ارسال فرکانس به جهان هستیم و کائنات دقیقاً شرایط، افراد و موقعیتهایی را به زندگی ما وارد میکند که همجنس و همسنگ با همان فرکانسهاست. این درک عمیق، مسئولیت تمام اتفاقات زندگی را، چه خوب و چه بد، مستقیماً بر عهده خود ما میگذارد و این نقطه آغاز قدرت و تحول و خلق آگاهانه زندگی است.
نکته بسیار ظریف و حیاتی، تمایز میان «فکر کردن» و «توجه کردن» است. بسیاری از افراد تصور میکنند که صرفاً با فکر کردن به پول یا روابط، قانون جذب را به کار میگیرند، اما استاد عباسمنش با توضیح این مفهوم یعنی: احساس ما، قطبنمای مسیر ماست، دانشجویان را هدایت می کنند که به جای توهم درباره قانون جذب، رفتارهای خود را با این قانون هماهنگ کنند.
طبق این مفهوم، اگر شما به پول فکر میکنید اما احساس نگرانی، حسرت یا نیاز دارید، در واقع دارید به «کمبود پول» توجه میکنید و جهان نیز طبق قانون، کمبود بیشتری را به شما میدهد. قانون جذب به واژهها کاری ندارد، بلکه به کانون توجه و جنس احساس شما پاسخ میدهد. اگر میخواهید بدانید در هر لحظه در حال جذب چه چیزی هستید، کافیست به احساس خود بنگرید؛ احساس خوب مساوی است با اتفاقات خوب و احساس بد، پیشآگهیِ ورود ناخواستههاست. این معیار ساده اما قدرتمند، به شما کمک میکند تا در هر لحظه مچ ذهن خود را بگیرید و با تغییر آگاهانه کانون توجه از ناخواستهها به زیباییها، مسیر زندگیتان را به سمت خوشبختی هدایت کنید.
استاد عباسمنش با مرور تجربهی تغییر خود از یک راننده تاکسی و زندگی در خانه ای سیمانی در بندرعباس به زندگی در بهترین شرایط در فلوریداری آمریکا، معجزه تغییر مدار با تغییر باورها را به ما مژده می دهند. ایشان توضیح میدهند که قانون جذب به معنای نشستن و منتظر معجزه ماندن نیست، بلکه به معنای تنظیم فرکانس ذهنی بر روی موفقیت است که به صورت خودکار شما را در مسیر ایدهها، الهامات و اقدامات صحیح قرار میدهد. وقتی باورها و کانون توجه تغییر میکند، جهان شما را به مدار جدیدی هدایت میکند که در آن، ثروت و موفقیت نه با تقلا و زجر، بلکه به شکلی طبیعی و از طریق هدایتهای الهی وارد زندگی میشود. این تغییر درونی، چنان قدرتی دارد که میتواند یک زندگی سراسر رنج و کمبود را در مدتی کوتاه به تجربهای از ثروت، سلامتی و آرامش تبدیل کند، به شرطی که فرد متعهد شود ورودیهای ذهن خود را کنترل کند و اجازه ندهد اخبار منفی، رسانهها و افراد ناامید، کنترل فرکانسهای او را در دست بگیرند.
در بخش عمیقتری از این آموزش، استاد با استناد به آیات قرآن کریم، ریشههای توحیدی این قانون را آشکار میسازند. استفاده مداوم قرآن از افعال مضارع (که نشانه تداوم و استمرار است) برای توصیف مومنان و کافران، نشان میدهد که ایمان و فرکانس، یک وضعیت لحظهای نیست، بلکه جریانی دائمی از کنترل ذهن و کنترل کانون توجه است. جهان هستی مانند آینهای عمل میکند که بدون هیچ قضاوتی، دقیقاً همان چیزی را به ما بازمیگرداند که ما با کانون توجهمان بر آن تمرکز کردهایم؛
آگاهی های این فایل، منطق هایی محکم دارد برای اینکه بتوانید افسار ذهن سرکش را در دست بگیرید و با کنترل کانون توجه، آگاهانه احساس خوب را در وجودتان بکارید و به خالق شرایطی تبدیل شوید که شایسته خلیفه خدا بر روی زمین است. برای درک عمیقتر این مکانیزم و یادگیری قدمبهقدم نحوه کنترل ورودیهای ذهن، حذف ترمزهای ذهنی در برابر خواسته ها و احساس کنترل کامل بر زندگی، استفاده از آموزههای جامع دوره کشف قوانین زندگی اکیداً توصیه میشود. این دوره نقشه راه کاملی برای هماهنگ شدن با قوانین بدون تغییر خداوند است.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- دانلود با کیفیت HD227MB19 دقیقه
- فایل صوتی جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه17MB19 دقیقه












بجای انتقاد از خود، درس گرفتن از اشتباهات یا هرچیزی بیشتر از همه به قدردانی نیاز دارم، ذهنم دلش سرزنش میخواد اما روحم تشنه ی مهربانی و قدردانیه.
پس برای روحم مینویسم :
پروردگارم، ازت سپاسگزارم که منو توی بیشترین زمان نیازم، وقتی که میدونستم نیاز به تغییر و دگرگونی دارم و مهمتر از همه آماده ی دریافتش بودم هدایت کردی، از قابل فهم ترین کتاب ها برای تسلی و رشد دادن به روحم استفاده کردی و هرچی باهم جلوتر رفتیم مطالب عمیق تر و آگاهیام بیشتر میشدن، احساسم قشنگ تر میشد. میدونم هنوزم خیلی زیاد حالم بد میشه، ناامید میشم یا میترسم، ولی ته دلم همیشه میدونم که تو تنهام نمیزاری، نه تا به حال گذاشتی و نه خواهی گذاشت، به قول استاد توی فایل کمبود را باور نکن : تا بوده فراوانیو ثروت بوده!
سپاسگزارم بخاطر اینکه توی کمتر از یک هفته روی خیلی از ترسهام پا گذاشتم، انجام یکی از سختترین تمرینات عزت نفس، اجرا اونم سه بار جلوی بقیه و امروزم با اینکه خیلی خجالت میکشیدم یه محصولی رو که خریده بودم پس بدم اینکارو کردم، خیلی برام سخت بود اما خوشحالم که انجامش دادم💗(و خیلی اسون و با احساس عالی انجام شد!)
متوجه شدم که چقدر خوشبختم که پدرو مادرم و خونوادمو بالای سرم دارم، چقدر خوشبختم که وقت آزاد و فراوان دارم تا باهاشون وقت بگذرونم و هرکاریو میخوام، هروقت که میخوام انجام بدم.
امروز یکی از نزدیکانم سعی کرد بهم احساس بدی منتقل کنه، البته بعید میدونم قصدش ناراحت کردن من بوده باشه ولی انگار میخواست بهم بگه خیلی شرایطم داره لوس بارم میاره و بهم طعنه زد. اولش خیلی ناراحت شدم و حس بی کفایتی کردم، حس اینکه من چقدر بد و بدجنسم که وقتی همه دارن برای دو لقمه نون کلی تلاش میکنن و یا صبح تا شب درس میخونن من تو خونه ی گرمو نرمم نشسته ام و با پول والدینم هرچی بخوام میخرم و یا کلاسای مختلف میرم و شیطان سعی در دادن عذاب وجدان بهم داشت بخاطر فشاری که روی بقیه میاد، زحمتی که اونا میکشن و آخرش من در کمال راحتی یا توی کمتر از یک ماه خرجش میکنم. اما دیگه این اجازه رو بهش نمیدم! قانونی که من میشناسم میگه من خودم خالق شرایطم هستم و نه کسی میتونه بهم ظلم کنه و نه من میتونم به کسی ظلم کنم، قانونی که من میشناسم بهم میگه که سپاسگزار داشته هام باشم نه اینکه بخاطرشون عذاب وجدان بگیرم یا خودمو نالایق بدونم و سعی در پس زدنشون داشته باشم. قانونی که من میشناسم بهم میگه فکر نکن این دیگرانن که به تو خدمت میکنن، این خداست که در قالب دیگران به تو لطف و رحمتشو میرسونه، این خداست که اگه بندگیشو بکنی تورو تا هرجا که بخوااای میبره، نه آدمای دیگه! قانونی که من میشناسم میگه همیشه به دنبال بهتر شدن باش اما بخاطر اشتباهات گذشته ات خودتو سرزنش نکن، چون تنها باعث میشه بیشتر تکرارشون کنی. پس من تصمیم ندارم به حرف فامیلمون، شیطان یا شیطان در قالب فامیلمون گوش بدم.(البته این به معنای بدی بنده خدا نیست، این صرفا یک فرکانس و احساسیه که من ته دلم داشتم و توسط کسی که همیشه خیلی از سرزنش و طعنه زدناش میترسیدم بهم رسید و بیشتر شد!) من میدونم که خدای من ازم میخواد که خوشحال باشم، تندرست و ثروتمند باشم، خدای من منو لایق بهترین ها میدونه، خدای من خداییه که هرررچییی ازش بخوام هیچییی ازش کم نمیشه، خدای من خداییه که هرچه ثروتمندتر بشم بیشتر نزدش عزیزتر میشم و هرچه شادتر بشم بهش نزدیکتر میشم و صداشو بیشتر و بلندتر میشنوم. خدای من خدای فزونی و رحمته، خداییه که عادله و شرایط هرکسی رو برحسب حساب کتاب بهش داده، من این خدارو خیلی دوست دارم و خدایی که عاشقمه و همیشه حرفامو بهم ثابت کرده ،( از کلام شما بر شما حکم میشود.)
به خودم بخاطر این یک هفته ای که خیلی خوب و عالی تمرینامو انجام دادم و تونستم پیشرفت قابل چشمگیری در کارهام ببینم افتخار میکنم و سپاسگزارم💗
از خودم برای اینکه تا روز چهلو یکم سفر نامه رو با حوصله، انگیزه و انرژی بینظیری طی کردم سپاسگزارم، خیلی متعهد بودم با اینکه واقعا بعضی روزا شرایط سخت میشد، ولی خوب میدونستم که بهشت را به بها دادند نه به بهانه. خیلی خوشحالم که به قول مریم جانه مهربونه باسلیقه و زیبا تونستم تعهدی غیر قابل مذاکره داشته باشم، احساس میکنم فقدان کمبود عزت نفس باعث کند شدن روند پیشرفتم شده، بخاطر همین تصمیم دارم بیشتر زمانمو بزارم روی کار کردن روی محصول عزت نفس و ردپا گذاشتن زیر فایلهای هر جلسه،
خیلی خیلی خوشحال و سپاسگزارم که این چهلو یک روز انقدددررر عالی و پر از درس و یادآوری نکاتی بود که هرکدومشون به تنهایی میتونن زندگی رو ده برابر آسون تر و شما رو صد برابر خوشبخت تر کنن،
دوست دارم باز سفرنامه رو ادامه بدم، اما فعلا الهامم چیز دیگه ای رو میگه، چون میخوام بخش عمده ی تمرکزم روی عزت نفس باشه و ذهنمو با آگاهیای بیش از حد شلوغ نکنم، میخوام باز تعهد بدم و حسابی عزت نفسمو بالا ببرم! راستش موفقیت آمیز بود این روند چهل روزه خیلی تاثیر مثبتی در عزت نفسم داشت، فکر نمیکردم برای شروع دوره ی عزت نفس و انجام تمریناتش هم نیاز به عزت نفس داشته باشم اما معلوم شد که دارم! به عزت نفسی نیاز دارم که خودمو لایق و ارزشمند بدونم و بخوام بهترو بهتر شم، عزت نفسی که وقتی تعهد میدم ته دلم احساس شکست خوردگی نکنم که وای بازم یه تعهد بی فایده ی دیگه!! بازم یه چاخان بزرگ! این چهل و یک روز یکی از مهمترین باورهایی که بهش نیاز داشتم رو در قلبم حک کرد، باور اینکه من اگه یه تصمیمی بگیرم تا تهش میرم! من اگر تعهدی بدم، بدون توجه به اینکه چقدر شرایط سخته پاش وایمیسم و با درسی که ازش میگیرم وجه جدیدی از خودمو تجربه کرده و چندین قدم به هدفم نزدیکتر میشم🥰
از خداوند، خودم، استاد و بانو شایسته ی دوستداشتنی تشکر میکنم، بخاطر اینکه همتون من رو در رسیدن به این باور یاری کردید🌼🌻🌸🌺🌷
من آدمیم که همیشه پای حرفش میمونه! اگه یچیزیو بخواد براش کم نمیزاره و واقعاا همههه ی تلاششو میکنه! من انسان متعهدی هستم، فکر میکنم به آرزویی که روز اول سفرنامه کردم رسیدم😉