جهت دهیِ آگاهانه به کانون توجه - صفحه 21 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1175 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    Amin Iloon گفته:
    مدت عضویت: 1164 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    بریم سراغ نکات بی نظیر این قسمت

    ما در هر لحظه در حال فرستادن فرکانس هایی به جهان خستی هستیم و جهان مطابق با ان فرکانس ها شرایط و اتفاقات هم جنس با اون فرکانس رو برامون تدارک میبینه.

    قانون جذب خود عدل خداوند هست.

    به هر چه توجه کنی ریسه ان موضوع رو در زندگی ات به وجود میاری

    وقتی که به پول فکر میکنی – به روابط عاشقاته فکر میکنی – به سلامتی فکر میکنی —> احساست بد هست یعنی به فقر توحه میکنی – به روابط نادریت فکر میکنی – و به بیماری فکر میکنی

    و اگر در موقع توجه به پول و روابط عاشقانه و سلامتی – احساست خوب میشه – یعنی داری بفراوانی پول ، بروابط عاشقانه و سلامتی را به زندگی ات دعوت میکنی.

    افعال مضارع در قران – یعنی همواره دارن اون کار رو انجام میدن – همواره به غیب ایمان میارن – همواره ایمان میارن – افراد بهشتی مدام دارن کار درست رو انجام میدن

    فرکانس در انگلیسی به معنی تکرار هست.

    ما همواره باید اگاهانه توجه مون رو کنترل کنیم…

    مار از پونه بدش میاد جلو لونه اش سبز میشه

    همیشه دوست داشتم زیبا زندگی کنم و کمک کنم که جهان رو به جای زیبا تبدیل کنم برا زندگی

    اگر احساست خوب نیس یعنی داری چیزی رو در زندگیت خلق میکنی که دوست نداری

    اگر احساست خوب هست یعنی جیز های که دوست داری رو در زندگیت خلق میکنی.

    جهان جبر نیست – جهان داره همواره پاسخ میده به فرکانس های شما..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    ابوذر فتاحی گفته:
    مدت عضویت: 1709 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و همه ی دوستان گلم

    *مولانا :

    در جهان هر چیز چیزی جذب کرد

    گرم گرمی کشید و سرد و سرد

    قسم باطل باطلان را می کشند

    باقیان از باقیان هم سرخوشند

    ناریان مر ناریان را جاذب اند

    نوریان مر نوریان را طالب اند

    خوب خوبی را کند جذب این بدان

    طیبات و طیبین بر وی بخوان…*

    سیستم جهان به شکلیه که کاری نداره تو کی هستی دقیقا مثل یک آیینه عمل میکنه

    متناسب با فرکانس و درخواستی که شما ارسال میکنید بهتون پاسخش رو‌ بر میگردونه

    فرکانس یا به اصطلاح انگلیسی (frequency) یعنی تکرار

    به قول استاد قانون جذب فقط فکر کردن نیست

    که شما بشینی تو خونه و منتظر باشی یه کیسه پول از آسمون بیفته برات

    قانون جذب بر میگرده به توجهی که شما به یه چیزی معطوف میکنی حالا این توجه شامل همه چی میشه

    فکر کردن

    صحبت کردن

    دیدن

    شنیدن

    نوشتن

    و…

    تو قرآن هم که درباره این قانون به وفور صحبت شده میبینیم که از افعال مضارع استفاده شده یعنی یه سری کارها که بصورت مداوم تکرار میشوند …

    خیلی وقتا ما فکر میکنیم که داریم فرکانس اتفاقات خوب رو میفرستیم ولی نتیجه مورد پسندمون نیست احتمالا مشکل از فرکانس ارسالی خودمونه

    حالا چجوری بفهمیم که فرکانس ارسالی ما خوبه یا بده

    نشونش فقط و فقط یک چیزه اونم احساسه

    اگه احساس خوبی داشته باشیم مشخصه که فرکانس ارسالی ما رو خوبی ها تنظیم شده

    و اگه احساس بدی داشته باشیم نتایج بدی هم سراغمون میاد

    پس چه خوبه که با داشتن این اطلاعات بیایم بصورت عملی کنترل ذهن رو انجام بدیم مخصوصا وقتی یه اتفاق ناخوشایند برامون پیش میاد باید و باید به خودمون این اصل رو یادآوری کنیم و بتونیم احساسمون رو یه ذره بهتر بکنیم

    همین روند هم نیاز به طی تکامل داره

    و کار به جایی میرسه که بصورت اتومات و ناخودآگاه همیشه رو احساس خوب هستیم

    و اگه موردی پیش بیاد خیلی راحت تر میشه کنترل ذهن و احساس رو انجام داد

    یکی از نشونه های افراد موفق همین کنترل احساساته

    مثل خود استاد

    مثل بزرگانی چون امام علی

    مولانا

    گاندی

    نلسون ماندلا

    و…

    حالا چجوری میتونم این آگاهی رو در عمل و زندگیم اجرا کنم

    اول باید به این قضیه آگاه باشم

    بعدش کنترل ورودی های ذهنم رو داشته باشم

    یعنی به چی فکر میکنم

    چی رو میبینم

    چی رو میشنوم

    چی رو مینویسم

    درباره چی صحبت میکنم

    در کل مثل یه فیلتر باید عمل کنیم هر چیزی که احساس بدی با خودش حمل میکنه (مثل اخبار تلویزیون و…) اجازه ورود بهش ندم

    و خودم رو با چیزایی که احساس خوبی بهم میده بمباران کنم

    درخواستم رو مستقیم از خود خدا بخوام

    (ادعونی استجب لکم )

    از کسی توقع نداشته باشم و حتی اگه کمکی از کسی اومد تو زندگیم اول سپاسگزار خداوند و دوم سپاسگزار اون شخص باشم و ایشون رو دستی از دستان خدا (جمله ی معروف استاد )

    بدونم

    در یک کلام توحیدی باشم و خودم رو از هرگونه شرک دور کنم

    حالا نوبت قسمت مهم کاره که اقدام عملیه

    برای رسیدن به خواستم در حال حاضر من میتونم چکار کنم ؟ باید ایمان داشته باشم و همین باعث حرکت میشه ( ایمانی که عمل نیاورد حرف مفت است)

    همین قدم های کوچیک ذره ذره باعث پیشرفت ، تکامل و بعدش تصاعد میشه

    و بعد که میای به عقب نگاه میکنی میبینی حتی بیشتر از اون چیزی که تصورش رو‌ میکردی داری الان

    خدایا شکرت بابت همه چیز

    خوشحالم که در جمع شما خوبان هستم

    شاد و توحیدی باشید…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      حسین دانش خواه گفته:
      مدت عضویت: 1016 روز

      به نام خداوند یکتا

      سلام به ابوذر عزیزم

      این تیکه از کامنت شما در من جملاتی رو به خاطر آورد که می نویسم که برام تکرار شه

      و کار به جایی میرسه که بصورت اتومات و ناخودآگاه همیشه رو احساس خوب هستیم

      خب یعنی این که من به ثبات فرکانسی میرسم یعنی مقاومت ذهن من در برابر حرف های جدیدم که در مورد رویاهام و خاسته هام هست کمتر میشه

      یعنی ذهن من کم میاره در اون حالت و یه جورایی از پا میفته یعنی این که تا زمانی که روی خودم کار میکنم این فلجه و همین که ادامه نمیدم رشد میکنه و میری به سمت منفی ها پس ایمان واقعی یعنی همراه در مسیر درست بودن همواره کنترل ذهن داشتن یعنی تا لحظه مرگ فرکانس خوب فرستادن توی احساس شادی و خوبی موندن

      خدایا ازت سپاس گذار هستم بی نهایت بار سپاس گذارم

      سپاس گذارم که الان خیالم راحته که اگر فرکانس مثبت و توحیدی و ثروت آفرین بفرستم نتایجم تغییر میکنه و آرامش دارم که کسی بع غیر از فرکانس هایم دخیل نیست مگر این که من باورش کنم این واقعا عدل واقعی است خدارو صد هزار مرتبه شکر این است عدل حقیقی

      خدایا ازت سپاس گذارم

      متعهد تر میشوم توی این مسیر و اگاهانه زندگی میکنم

      بی نهایت سپاس گذارم ابوذر عزیز

      در پناه خدا شاد و موفق باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    ویدا بنیانی گفته:
    مدت عضویت: 2007 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم.

    بارها در مورد قانون جذب شنیده بودم و اینکه هرچیزی رو که میخوام میتونم با قانون جذب بدستش بیارم.اما فقط شنیده بودم و درک درستی از این کلمه نداشتم.و بارها و بارها توفایلها کتابها میخوندم ولی نمیدونم چرا این کلمه به ظاهر ساده رو نمیتونستم به درستی درک کنم.

    به قول استاد عزیزم باید حتما در مدار باشی تا بتونی درک کنی و زمانی که من تا حدودی در مدار فهم و آگاهی های لازم قرار گرفتم و قانون جذب رو درک کردم دیدم دقیقا ما خودمون خالق زندگیمون هستیم و میتونیم با فرکانسهایی که هرلحظه به جهان میفرستیم افراد شرایط موقعیتها و اتفاقات رو به سمت خودمون جذب میکنیم.

    من وقتی اگاهانه کانون توجه رو گذاشتم رو خواسته هام و باورهای مناسب برای هر خواسته ام میسازم. ایده هایی به من گفته میشه که باعث شده مسیر زندگی من عوض بشه.

    سپاسگزارم از استاد عزیزم.

    استاد عزیزم همیشه شمارو تحسین میکنم و تبریک میگم که چنین تعهدی نسبت به کارتون و برنامه هاتون دارید.

    برای من یک الگو هستید و از خدا میخوام که من هم بتونم مثل شما چنین متعدانه قدم بردارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    اميرحسین گفته:
    مدت عضویت: 3167 روز

    با سلام خدمت استاد عباسمنش عزیز و خانم شایسته ی مهربون

    جهت دهی اگاهانه به کانون توجه در عمل

    نمیخوام هرچی تو فایل گفته شده رو بنویسم عینا

    میخوام درکم و برداشتم رو بنویسم و تحلیل کنم فایل رو برای خودم

    موضوع این فایل قانون جذب هست، اولین چیز در این کلمه قانون هست

    یعنی یک قانونی وجود داره

    استاد مدتیه خیلی به این موضوع فکر میکنم که تو این دنیا همه چیز قانون پشتشه

    یعنی بارها به خودم گفتم امیرحسین بین بینهایت چیزی که در این دنیا هست، بین میلیارد ها میلیارد چیز و اتفاق و شرایط و وسایل و کلا هرررررررچیزی، یک دونه چیز پیدا کن که قانونی نباشه پشتش…

    بین میلیارد ها اتفاق و چیزهایی که در این جهان در هر بعدی هست، یک دونه چیز پیدا کن که قانونی نداشته باشه و دلیلی نداشته باشه وجودش…. حتی یک دونه چیزم نیست!

    یعنی از لباسی که تن ما هست، میدونیم که این ماده اولیه داشته، تبدیل به نخ شده، بعد رفته کارخونه، در ابعاد و اندازه ی یک لباسی درست شده، قبلش رنگ شده، اومده بازار، رفتیم خریدیم و بهاش رو دادیم و تنمون کردیم، که شده نتیجش اینکه الان یک لباسی تن ماست.. اینهمه قانون و دلیل منطقی پشتشه…

    از چشم ما، که به دلیل میلیون ها سال تکامل به این شکل درومده و به اجزای مختلف تقسیم شده، شبکیه و عنبیه و هزارتا چیز دیگه به صورت سیستم کار میکنن و نور به چشم ما برخورد میکنه و چشم ما دریافت میکنه و به ذهن ارسال میکنه و ذهن هم به صورت مقادیر تعریف شده همچین تصویری رو بما نشون میده…. که شده اینکه ما چیزی رو میبینیم

    یا ساعتی که دست ماست، یه عالمه کار شده روش، و شده این

    و میشه تمام چیزایی که در جهان وجود داره رو مثال زد براش… در هر بعد و اندازه ای… از مولکول گرفته، از سوزن گرفته، تا کهکشان ها و سیارات و جهان ها دیگه… از چیز های نادیدنی تا چیز های دیدنی… اکسیژن، مونوکسید کربن، امواج مخابراتی… و هررررررررررچیزی که هست تماما و صد در صد و بدون یک مورد استثنا قانون پشتش بوده و دلیل پشتش بوده….

    حالا چطور ممکنه اتفاقات زندگی ما قانون پشتش نباشه؟

    استاد واقعا این منطق خیلی قویه، واقعا در این دنیا نمیشه چیزی بدون قانون باشه، اصلا ممکن نیست، اصلا شانس معنا نداره، مگه میشه ساعت و لباس یا حیوانات یا چشم ما یا این سیاره شانسی و الکی و بدون نظم و ترتیب و بدون قانون باشه؟

    اصلا هرچیزی که هست قانون پشتشه، چیزی که قانون نداره اصلا از اول نمیتونه بوجود بیاد، میشه عدم!

    حالا زندگی ما مگه ممکنه قانون نداشته باشه؟ اصلا امکان نداره زندگی ما و اتفاقات زندگی ما بی دلیل و بدون نظم و ترتیب رخ بده، قطعا یه عالمه قانون باهم دارن کار میکنن و این شرایط رو ایجاد کردن برای ما… یعنی طبق یک سیستم و نظم و قانون…

    دقیقا مثل سیستم ساخت یک لباس، سیستمش یکیه، اما ممکنه مراحلش متفاوت طی بشه و نتیجه متفاوت بشه، مثلا در مثال لباس، میتونه رنگ متغیر زده بشه، یا اندازه متغیر باشه، یا جنس متغیر باشه، یا نوع لباس متغیر باشه… سیستم و اون ابزارهایی که لباس رو خلق میکنه یکیه، اما ممکنه به شکل های مختلف تهیه بشه

    دقیقا مثل زندگی ما، شرایط زندگی ما از یکسری قانون ثابت داره تبعیت میکنه، و تمام افراد تحت همین قانون هستن، اما مثل همون مثال لباس، با ورودی ها نتایج عوض میشن و متفاوت هستن…

    واقعا هرکسی این متن رو میخونه بره یک ساعت فکر کنه، چی توی این جهان هست که بدون قانون و برنامه و نظم ایجاد شده؟ اصلا چی وجود داره که قانونی پشتش نیست؟ یک نظم و ترتیب قابل درک پشتش نیست؟

    هیچ چیز!

    زندگی ما حالا که قانون داره، قانونش چیه؟

    قانونش اینه که هر فردی در هر لحظه داره فرکانس میفرسته به جهان و جهان هم اتفاقات و شرایط و محیط مکانی و افراد و افکار و ایده ها و تمام شرایط رو همسنگ با اون فرکانسی که هرفردی ارسال کرده بهش برمیگردونه…

    هر فرکانسی بفرستیم همون رو جهان تبدیل میکنه به واقعیت و میده به ما…

    مثل این نرم افزار های کانورت، که مثلا فایل wav بهش میدیم و اون میتونه mp3 برگردونه به ما

    جهان هم همینه کارش… کارش مثل یک نرم افزار کانورتور هست، تبدیل کننده هست… هیچ کار دیگه ای نمیکنه… عین یک نرم افزار ورودی رو دریافت میکنه و خروجی رو طبق اون ورودی بما میده

    ورودی این نرم افزار که جهان باشه، فرکانس های ما هست، فرکانس های ما همون چیزی هست که داریم در هر لحظه بهش توجه میکنیم، توجه مثل فکر نوشتن خوندن گوش دادن به یاد اوردن و…

    این توجهات که همون فرکانس ها هستن رو جهان برمیگردونه به سمت ما…

    و تنها معیاری که میشه فهمید چه نوع فرکانسی داریم میفرستیم، یعنی فرکانس خواسته یا ناخواسته، احساس ما هست… این جهان باز هم مثل یک سیستم قانونمند، یک قابلیتی برای انسان ها قرار داده درونشون به اسم احساس، که هر لحظه داره نشون میده که وضعیت فرکانس های ما چجوریه… یعنی status رو نشون میده… عین یک سیستم کامیپوتری که مثلا نشون میده وضعیت هارد و مموری یا بقیه چیزا چجوریه در این لحظه….

    احساس ما بیانگر نوع فرکانسی هست که داریم میفرستیم…اگه احساس خوب داریم، یعنی فرکانس ما خوبه و به زودی شرایطی وارد زندگی ما میشه که همون احساس رو در ما تشدید میکنه… اگه احساس بد داریم، به زودی شرایطی وارد زندگی ما میشه که همون احساس رو در ما تشدید میکنه…

    عین یک سیستم قانونمند که روش کارش از قبل تعیین شده و کاملا میشه پیش بینی کرد همه چیز رو درونش…

    دوباره مرور کنیم، این سیستم و این قانون که شرایط و اتفاقات هر فردی رو داره ایجاد میکنه اینجوریه روش کارش که فرکانس هر فرد رو دریافت میکنه درهر لحظه و شرایط واقعی و اتفاقات و ادم ها رو وارد زندگیش میکنه…

    به مقداری که این فرکانس ها شدید تر باشن، یعنی هم از لحاظ کمیت و هم از لحاظ کیفیت شدید باشن، اتفاقات هم به همون نسبت شدیدتر ایجاد میشه برامون، چه مثبت چه منفی

    یعنی اگه توجه ما در اغلب زمان ها روی نکات مثبت باشه (کمیت) و احساس ما هم خیلی عالی باشه (کیفیت)، جهان خیلی شدیدتر و زودتر و واضح تر اتفاقات رو برای ما ایجاد میکنه… این در مورد حالت منفی هم صدق میکنه…

    موضوع اصلی اینه که فرکانس ما چقدر شدت داره، یعنی چقدر میتونیم افکار خوب در خودمون ایجاد کنیم و چقدر میتونیم احساس خوب تری داشته باشیم…

    یعنی احساس هرچقدر قوی تر باشه خیل ملموس تر وارد زندگی ما میشه…

    باز هم مثل یک سیستم، که اگه یک فایل 5 گیابایتی رو وارد کانورتور کنی، اونم یه فایل تقریبا 5 گیگاباتی رو بهت برمیگردونه…

    و اگه یک فایل 100 کیلوبایتی رو بهش بدیم، اونم یک نتیجه ی تقریبا 100 کیلوبایتی رو میده بما….

    موضوع دیگه اینه که هر فرکانسی رو تکرار کنیم، طبق قانون جهان و مشیت جهان، توش خیلی ماهر تر میشیم، خیلی عادت میکنیم بهش، خیلی اسون تر ایجادش میکنیم، و اروم اروم میشه باور برای ما… باور حالتیه که فرکانس های ارسالی ما انقدر تکرار شدن و انقدر ایجاد شدن که یجورایی ناخوداگاه و به صورت خودکار دارن ایجاد و ارسال میشن و اگه فرکانسی به این مرحله برسه بینهایت قدرتمنده و واقعیت فیزیکی مارو به شکل عمیق رقم میزنه…

    هدف اینه که انقدر افکار یا همون فرکانس های دلخواهمون رو تکرار کنیم و دستی ایجادش کنیم و مرورش کنیم انقدر اینکارو کنیم تا بشه خودکار و بشه باور…. وقتی بشه باور دیگه خیلی کار راحت تره… هدف ساخت باوره… نه اینکه موقتی و سطحی فرکانس بفرستیم…

    پس به هرچیزی توجه کنیم داریم در مورد همون چیز فرکانس میفرستیم، و اینکه چه نوع فرکانسی داریم میفرستیم بستگی به احساس ما داره… و بستگی به چیزی که بهش توجه میکنیم نداره! یعنی چی؟ یعنی اینکه مهم نیست داریم به گل توجه میکنیم یا به سنگ… اگه در زمان توجه به گل احساس خوبی در ما ایجاد نشه، فرکانس ما خوب نیست و ما فرکانس خوب ارسال نکردیم… یا ممکنه به سنگ توجه کنیم ولی بنا به دلایلی احساس خوبی به ما دست بده، اینجا فرکانس خوبی داریم میفرستیم…. یعنی موضوعی که بهش توجه میکنیم مهم نیست زیاد… مهم زاویه ی دید ما هست که چه احساسی رو در ما ایجاد میکنه…..

    مهم و اصل و اساس این قانون احساس هست، باید به چیزایی توجه کنیم و افکاری رو به روش های مختلفی ایجاد کنیم که احساس خوبی به ما بده…

    و استاد این مثال که گفتید افرادی که زیاد اخبار گوش میکنن رو زندگیشون رو ببینیم که چجوریه، چون اخبار 90 درصد اتفاقات بد رو نشون میده و تکرار هم میکنه در طول شبانه رو… استاد من تو نزدیکانمون دارم همچین افرادی که عاشق اخبار هستن و اعتیاد به گوش دادن اخبار دارن… کاملا و کاملا زندگی هاشون فاجعه ی تمام عیاره… اضطراب و عصبانیت و نگرانی و بیقراری جزء ویژگی های اصلی این افراده…و نتایج زندگیشون هم کاملا وحشتناک…

    حالا که قانون اینه باید ببینیم در عمل چکاره ایم…

    ایا در عمل و در طول روز، داریم به رفتارهای خوب بقیه توجه میکنیم یا رفتار های بدشون؟

    داریم داشته های دیگران رو تحسین میکنیم و میگیم افرین که تونسته، پس منم میتونم… یا داریم میگیم دروغه و الکیه و نمیشه…

    داریم به اتفاقات زیبا در جهان و اطرافمون توجه میکنیم یا به بدبختی ها و ورشکستگی ها ….

    چون مهم نیست فقط این قانون رو بدونیم… بلکه چیزی که کار رو انجام میده اینه که در عمل چقدر داریم استفاده میکنیم ازش…

    یعنی چقدر در جهت خواسته هامون استفاده میکنیم ازش… چون همیشه چه بدونیم چه ندونیم داریم از این قانون استفاده میکنیم… و این موضوع یچیز ثانویه نیست، یک ترفند و یک روش جدید و خاص نیست… این تمام جهان هستیه… این تنها قانونشه…

    تمام اتفاقات زندگی ما طبق دلیلی ایجاد میشن و اتفاق میفتن… حتی ریزترین اتفاقات… حتی اینکه تو خیابون یا مثلا توی یک مغازه نفر جلویی ما کیه هم دقیقا دلیلی داشته و دلیلش فرکانس ما بوده… هیچ چیزی شانسی نیست… و چیزی در زندگی ما نیست که جهان برای ما انتخاب کرده باشه… هرچیزی در هر ابعادی انتخاب شخص ماست… انتخاب فرکانسی ما… که شاید اگاهانه نباشه و ناخوداگاه باشه… اما در نهایت کار شخص خود ماست… و هیچ عامل دیگه ای اینکارو نکرده و نخواهد کرد…

    استاد یکی از بدفهمی های من اینه که فکر میکنم اتفاقات ریز و جزیی شامل فرکانس های من نیست… یعنی فکر میکنم که اتفاقات خیلی ریز و جزیی شانسی و بدون دلیل و بدون کنترل من برای من رخ میده… در صورتی که همچین چیزی نیست… چون اتفاقات ریز هم میتونه بار فرکانسی داشته باشه، اصلا برای جهان بزرگ و کوچیک معنا نداره… وقتی ما حالمون بده جسممون بیمار میشه و درد میگیره… حالا همین جسم که درد میگیره دلیلش اینه که تمام مولکول ها و سلول های اون قسمت دچار تغییر شدن…

    این فرکانسی که ازش صحبت میکنیم تمام شرایط ریز و درشت رو شامل میشه…

    این ما هستیم که متوجه نیستیم، اما فرکانس های ما تمام اتفاقات ریز و درشت زندگی مارو تغییر میدن… چون تغییر در هر جنبه ای از کوچیک شروع میشه…

    تمام موجودات از تک سلولی خلق شدن…سلول چقدرررررررررر ریزه اندازش…

    تمام جهان از تک سلولی خلق شده و گسترش داده خودش رو…

    برای جهان معنی نداره بزرگ و کوچیک

    به قول قران خداوند (که جهان خودشه) میگه که ذره ای در تاریکی های زمین نیست که الله ازش اگاه نباشه…یا هرچیزی از آن اونه… یا میگه خدا شرم نمیکنه از اینکه مثال بزنه به پشه یا بزرگ تر از اون رو… و خیلی ها با این مثال گمراه میشن و خیلیا ایمانشون افزوده میشه…

    یا میگه اونا مالک پوست روی هسته ی خرما هم نیستن…

    این نشون میده اندازه معنی نداره برای جهان… اندازه هارو ذهن مقایسه گر و قضاوت گر ما تعیین میکنه… از نظر یک انسان فیل خیلی بزرگه، ولی از نظر یک کوه فیل بسیار ریزه….

    یا از نظر یک سلول، مورچه بینهایت بزرگه…

    اینا تماما زاویه دید ما هست…قضاوت و مقایسه ی ماست…

    در صورتی که هرچیزی رو در بر میگیره این قوانین…

    به قول قران آنچه در جهان هست از آن اوست….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
    • -
      آزاده گفته:
      مدت عضویت: 2478 روز

      سلام جناب ادیبی جان

      چقدر قشنگ در مورد قانونی که در تمام اجزای این دنیا وجود داره صحبت کردی عالی بود تا به الان اینجوری فکر نکرده بودم مخصوصا در اتفاقات جزیی و ریزی که در جهان اتفاق میفته تا به الان قانون درمورد مسائل جزیی بکار نبرده بودم و با این کامنت شما به خودم اومدم که حتی خودم با افکار و توجهم حتی دارم نفر جلویی تو صف باری خودم رقم میزنم خدایا شکرت در این جمع الهی هستم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    مهدیه حسن زاده گفته:
    مدت عضویت: 2236 روز

    به نام رب العالمین

    سلام خدمت استاد و مریم عزیزم

    این فایل رو بارها و بارها شنیدم بعد از گذشت چند سال ازاشنایی با قانون جذب حالا میفهمم که این قانون چه جوری عمل میکنه چقدر استاد زیبا توضیح دادین که قانون جذب به معنی اینکه مدام به چیزی فکر کنیم و بعد انتظار داشته باشیم که تو زندگیمون اتفاق بیافته نیست بلکه به معنی توجه کردن هست که این توجه کردن میتونه از راه گوش دادن دیدن صحبت کردن و…..باشه،توجه کردن یعنی به چه صحبت‌هایی داری گوش میدی داری چیو میبینی داری در مورد چی حرف میزنی آیا داری به چیز دلخواهت توجه میکنی یا نادلخواهت و نشونه اینکه در مسیر درست حرکت میکنی احساس

    اگر داری احساس خوبی تجربه میکنی پس در مسیر درست هستی اگر نه دیگه ادامه نده چون این احساس بد باعث میشه که تو به خواسته نرسی وبیشتر از هدفت دور شی پس اگر در مسیری بودی که احساس خوشایندی نداشتی کمی صبر کن و فکر کن ببین به چی در مورد اون خواستت توجه میکنی که به جای اینکه به تو حس خوب بده حس بد منتقل میکنه مثلا اگر خواستت پول هست اما وقتی یک ادم پولدار میبینی ناراحت میشی که چرا اون پولداره و تو نداری چرا اون ماشین گرون قیمت داره و تو نداری ،داری بهش حسادت میکنی حرص میخوری غصه میخوری دیگه بهش توجه نکن چون جهان فقط ارتعاشات تو رو دریافت میکنه و به ارتعاشات تو پاسخ میده وقتی تو داری ارتعاشات نامناسب میفرستی داری گرای بد میدی بهش و میگی من از این جنس ارتعاش بیشتر و بیشتر میخوام پس اتفاقاتی برات میوفته که از همین جنسه یعنی چیزهای بیشتر که باعث حسادت ،حرص خوردن و غصه خوردن تو میشه برات اتفاق میوفته و تو بیشتر از خواستت که رسیدن به پول هست دورتر میشی.

    چه موقع ما به خواستمون میرسیم؟

    وقتی که یک فرکانس مناسب و ثابت رو به طور مداوم به جهان ارسال کنیم اونوقت جهان هستی اتفاقات و شرایط مناسب اون خواسته رو تو زندگیمون بوجود میاره ادمهای مناسب سر راهمون قرار میگیرن موقعیتهای مناسب برامون بوجود میاد،پیشنهادهای هم راستا با خواستمون بهمون داده میشه و ما کم کم به خواستمون میرسیم پس باید خیلی مواظب ورودیهای ذهنمون باشیم،همونطور که در قران بارها و بارها در موردش صحبت شده مؤمنان چه کسانی هستند؟

    کسانی که به غیب ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند یعنی کسانیکه همواره در هر لحظه به خدا ایمان دارند و چون ایمان دارند عمل مناسب هم به طور مداوم انجام میدن یعنی این طور نیست که با یک بار کار خوب انجام دادن وارد بهشت بشی یا با یک بار کار بد وارد جهنم،بهشتیان کسانی هستند که همواره دارند یک کار خوب رو تکرار میکنن و جهنمیان همواره کار بد رو.

    وقتی تو باورهای درست رو برای یک خواسته میسازی و مدام تکرارش میکنی و حست خوبه کم کم وارد مدارش میشی که برای رسیدن بهش یک حرکتی هم بکنی اینطور نیست که تو بشینی به یک ماشین خوب فکر کنی و فردا در خونت سبز شه ،نه!تو باید مثلا هرجا اون ماشین رو دیدی تحسینش کنی،هرجا کسی رو دیدی که این ماشین رو داره براش ارزوی خیر و خوبی کنی و هی نگی پول این ماشین از کجا میخواد بیاد؟از کجا میادش دست ما نیست،تو شروع کن به پس انداز کردن بقیش رو بسپار به خدا.

    این میزان درک من بود از این فایل،در پناه خدا باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    گزارش نقض قوانین سایت
  6. -
    سارا صمدی پور گفته:
    مدت عضویت: 1807 روز

    روز سوم تعهد من

    سلام دوستای عزیزتر از جان :)

    این فایل علاوه بر نکات و اگاهی های فوق العاده ش ، برای من یه نشونه مهم بود

    من از طریق های مختلف هدایت شده بودم به دسته بندی تشخیص اصل از فرع ( که این فایل، اولین فایل این دسته بندی هست)

    بعد من اومدم یه بار کل فایل های این دسته بندی رو یه نگاه اجمالی انداختم و گفتم وای این نزدیک 100 تا فایل یا بیشتره ، من نمیرسم روش کار کنم

    اما به خودم تعهد دادم که هر طور هست تایممو خالی کنم حتی از تایم خوابم یا استراحت های بین درس و کارم بزنم که هر روز یکی از فایل های این دسته لندی رو با دقت گوش کنم

    امروز سه روز از تعهد من واسه ریشه کن کردن عادت یویو بودن میگذره و قول دادم هر روز روی قوانین کار کنم حتی شده در حد 5 دقیقه تجسم، 10 دقیقه سپاسگزاری و…

    اما این مسیر رو قطع نکنم!

    این سومین روزی هست که به این تعهد وفادار بودم و واقعا خوشحالم چون من از همون روز اول معمولا بیخیال میشم ، یعنی حتی یک روز هم نمیتونم به تعهد هام عمل کنم…

    با اینکه فقط سه روز گذشته و تایم زیادی نیست، اما دارم نشانه های پیشرفت رو میبینم

    استرسم کمتره، درس هام رو با حس بهتری میخونم و موقع درس خوندن عصبی و استرسی نیستم

    دارم لذت میبرم واقعا

    انشالله بقیه پروسه مهاجرتمم همینقدر اروم و روان پیش بره و پر از لذت و شادی باشه

    من نمیخماستم نشانه روزم رو بزنم اما یه صدای نرم و لطیف به من گفت واست پیام گذاشتم ، و وقتی این فایل واسم اومد مطمئن شدم باید منظم رو این فایل ها کار کنم

    انشالله بتونم برای اولین بار در زندگیم متعهد باشم و تا انتها این مسیر رو‌پیش ببرم و همه فایل های این دسته بندی رو ببینم و کامنت بذارم

    مطمئنم روزهای خوب تو راهن

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      حسین دانش خواه گفته:
      مدت عضویت: 1016 روز

      به نام خدا

      سلام به سارای عزیزم‌

      کامنت شما مال 2 ماه نیم پیش هست و بهتون تبریک میگم چون به تعهدات خودتون عمل کردین از ستارهاتون مشخص هست تحسین میکنم تعهد شمارو تحسین میکنم زیبایی شمارو واقعا سپاس گذارم از خداوند بابت آشنایی من با این سایت توحیدی

      برای من بزرگترین انگیزه یا نتیجه برای متعهد بودن و حرکت کردن در مسیر درست این هست که احساسم خوبه و از درون شاد هستم یعنی زمانی که در مسیر درست هستم مثل الان از درون شاد هستم و این احساس خوب برای من بهترین انگیزه است برای ادامه دادن و این که شبا سرمو راحت میزارم روی بالشت همین برای من بهترین انگیزه و بهترین رویداد هست و خداروشکر میکنم بابت دوستانی مانند شما و بی نهایت از تمامی بچه ها سپاس گذارم و از شم هم بخاطر کامنت زیبای که گذاشتین سپاس گذارم

      در پناه خدا شاد و موفق باشید

      در پناه رب العالمین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        سارا صمدی پور گفته:
        مدت عضویت: 1807 روز

        به نام الله صمد

        سلام اقای دانش خواه عزیز

        من پیام شمارو امروز دیدم و خواستم ازتون حسابی تشکر کنم

        من تعهدم رو روی فایل های این دسته بندی نتونستم کامل انجام بدم، چون هدایت شدم به دوره عزت نفس و ترجیح دادم ادامه تعهدم رو اونجا انجام بدم چون خیلی نشانه میومد که به این دوره نیاز دارم بیشتر از هر چیزی

        اما چیزی که تو کامنت شما خیلی خیلی کمکم کرد دو نکته بود :

        یک) اینکه چند روزی به شدت حالم بد بود و مودم پایین و دقیقا برعکس تایم های دیگه ، سرمو میذاشتم رو بالشت نمیتونستم راحت بخوابم ! و حس میکزدم اون شادی درونی رو ندارم

        که هدایت شدم به اینکه دارم از رعایت تکامل هم توی کارم هم توی اموزش های سایت دوری میکنم و با فشار بیجا آوردن به خودم دارم بدتر احساسمو خراب میکنم

        از طریق کامنت شما هدایت شدم به همین کامنت و یادم اومد که من با 5 دقیقه سپاسگزاری شروع کردم و الان هر روز نیم ساعت دارم فقط مینویسم و شکر خدارو میگم ، پس باید تمرکزمو فقط بذارم روی همین پیشرفت ها و تکاملم رو طی کنم

        دو ) یادم اومد خیلی وقته تو سایت دیگران رو تحسین نکردم، یادمه شما یه کامنت گذاشته بودین در مورد اینکه ازتون شکایت شده بود و شما بعدا درسش رو گرفتین و گفتین به نفع تون شده و… که خود منم همچین شرایطی رو تجربه کردم

        یادمه چقدر کامنتتون برام نکته داشت حتی جایی سیوش کردم و ستاره دادم ولی فکر کنم تشکر ننوشتم و خوبی هارو فقط تو ذهن خودم مرور کردم

        واسه همین از شما الگو میگیرم و هرجای سایت لذت بردم از نظر دوستان حتما مینویسم و تحسینشون میکنم تا اینطوری حس خوب و انرژی مثبت رو پراکنده کنیم…

        ممنونم از شما دوست عزیزم

        ثروتمند ، شاد و سلامت باشید

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          حسین دانش خواه گفته:
          مدت عضویت: 1016 روز

          به نام خدای مهربون

          سلام به سارای عزیزم

          همین که شما با تعهد پیش رفتی و هدایت شدی به دوره شگفت انگیز عزت نفس بخاطر همین کلی خودت رو تشویق کن تو به درستی به تعهدات عمل کردی و یه پله رفتی بالاتر ظرفت بزرگتر شده آفرین به شما

          دقیقا سارا جان زمانی که من عجله کنم توی هرکاری عجله کار شیطان ذهنه دقیقا اون لحظه دارم لذت بردن از ثانیه به ثانیه زندگیمو از خودم میگیرم و نتیجش میشه احساس بد و احساس شادی درونی رو ازت میگیره یعنی اگر نخای توی هر موضوعی تکاملت طی شه اون موضوع که باید اسباب خوشحالیت شه میشع اسباب رنجت چون بهش چسبیدی و از لحظه حال لذت نمیبری خیلی باید به قول استاد اگاهانه زندگی کنیم

          من خودم روزانه 4 تا 5 ساعت تو سایت هستم کامنت میزارم کامنت میخونم فایل میبینم و من خیلی زیاد تحسین میکنم افراد رو به این دلیل که توجهم میرود روی نکات مثبت افراد و احساسم خوب میشود یعنی عشق میدم عشق تحویل میگیرم و احساس خوب مسااوی اتفاقات خوب و چقدر خوبه در کنار هدف های بزرگ ماها هدف های کوچک هم برای خودمون بزاریم تا انگیزه بیشتری داشته باشیم البته بزرگترین بزرگترین انگیزه من برای حرکت در مسیر توحید اینه که من احساسم خوبه آرامش دارم اینو کسایی بهتر درک میکنن که یه زندگی بسیار پر تلاطم داشتن مثل من و الان این احساس آرامش و خوبی برای من بزرگترین انگیزه هست که اصلا چیت نکنم و همواره توی این مسیر بمونم چون شبا سرمو میزارم رو بالشت خابم

          خدایا شکرت

          ازت سپاس گذارم سارا جان همیشه دوست داشتم هم صحبت هایی داشته باشم مثل شماها و خداوند منو به خاستم رسونده

          خدایا شکرت

          تو دختر قوی هستی دختر زیبا و شجاعی هستی با قدرت پیش برو بهت قول میدم اگر با نهایت تلاشت پیش بری هروز معجزه برات اتفاق میفته

          در پناه خدا شاد باشی زیبا

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مانلیا گفته:
    مدت عضویت: 1860 روز

    سلام استاده عزیییزم

    الهیییی من قربوووونت برممممم که نمیدونی چهههه قدر دوستت دارم

    این فایل اولین یعنی قدیمی ترین فایل سایت هست

    و من بارها توی این چندین سال شنیدم این فایل رو

    ولی الان خیلی درکم و در عملکردم بیشتر شده

    اصلا قابل مقایسه نیست با چند سال پیشم

    ببین استاد قبلا این فایل رو گوش میدادم و میگفتم اره افرین اره ولی واقعا نمیفهمیدم چجوری و یعنی چی که این توجه رو در زندگیم اجرا کنم

    الان خداروشکر خیییلی اینروزا دارم توجه میکنم به خودم و کانون توجهم

    استاد جونم خیییلی درکم بیشتر شده

    توی این چند مدت اخیر دارم خیلی ازاشتباهاتم رو میفهمم

    به خصوص الان که دارم کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو میخونم خیلی داره بهم کمک میکنه

    توی این فایل جهت دهی اگاهانه به کانون توجه در عمل  ، در این عنوانش دو تا کلمه قرمز شده

    اگاهانه ، عمل

    و چه قدر زیرکانه و تدبیرانه این دو تا کلمه انتخاب شده

    این نشون میده این دو تا اصله

    باید اگاه باشی هر لحظه

    اگاه باشی به این قوانین

    اگاه باشی که به چی توجه کنی

    اگاه باشی به چی فکر میکنی

    اگاه باشی به چی نگاه میکنی

    اگاه باشی درباره چی حرف میزنی

    متاسفانه ما در طی سالیان زندگانیمون کارهامون ناخواداگاه شده

    من نااگاهانه غیبت میکنم و موقع غیبت یا توجه کردن به یک نکته ی منفی من در اون لحظه واقعا اگاه نیستم نه به خودم نه به هیچ چیزه دیگه ای و مثل یک کاره عادی روزمره اون غیبت رو انجام میدم بدون اینکه بهش فکر کنم

    و در اون لحظه کاملا از یادم میره که دارم عملی ناشایست و نادرست که ضد قوانین الهی هست و منو به زندگی نادلخواهم میکشونه انجام میدم

    ولی چون در اون لحظه من اگاه نیستم

    و طی سالیان زندگانیم عادت شده برام

    اینو ناخوداگاه انجام میدم و یادم میره که چه عواقبی داره کارم

    در حالیکه اگررررررر اگاه میبودم در اون لحظه

    به یاد عواقب اینکار میوفتادم و از انجامش اگاهانه دوری میکردم

    حالا در اوایل کارمون این اگاهانه دوری کردن ها فقط داره در ضمیر اگاهمون اتفاق میوفته و ضمیر ناخوداگاه ما همچنان علاقه مند به انجام عادت هاش هست

    و تغییر در زندگی ما

    یعنی تغییر اساسی فرکانس و باورهامون وقتی رخ میده

    که عملمون ناخوداگاه بشه

    اما نکته اینجاست

    که اوایل شروع کار ما با تلاش کردن برای اگاهانه عمل کردن

    اروم اروم لایه های قدیمی ذهن ناخودآگاهمون رو برمیداریم و لایه های جدید میذاریم

    و اینکار رو خیلی باید اگاهانه مستمر ادامه اش بدیم

    خیلی باید اگاهانه در تک تک لحظات زندگیمون انتخاب کنیم که چه حرفی بزنیم چه کاری انجام بدیم به چی فکر کنیم و حتی دقیقا از چه جنبه ای فکر کنیم و …

    و این کار اولش سخته مقاومت داره ذهن

    اما با استمرار ما

    که این استمرار از چی میاد ؟؟؟

    از این میاد که میدونیم این موضوع چه قدر مهمه

    یعنی باورمون شده که با توجهمون زندگیمون خلق شده

    اقا این نکته خیلی مهمه ها

    خیلی ها وقتی میفهمن یک کاریو باید انجام بدن بعد یه مدت کوتاه رها میکنن

    چرا

    چون واقعا باور نکردن که اون موضوع مهمه

    شاید در ظاهر بگن مثلا اره شکرگزاری خیلی خوبه

    و اطلاعات داشته باشن که شکرگزاری مثلا خوبه

    مثلا قانون جذب هست

    و این چیزیه که 99 دردصد مردم میدوننش به خدا

    ولی چرا چرا چرا یک درصد این تمرینات رو ادامه میدن و به قول استاد توی همین فایل جزویییییییی از شخصیتشوووووون میشهههههههه ؟؟؟

    چون باور کردن که این موضوع اصل و اساسه و واقعا داره زندگیشون رو خلق میکنه

    اگر عملت استمرار نداره یعنی واقعا باور نداری که مهمه

    .

    خب حالا سوال ؟

    چیکار کنیم که مستمر بشه ؟

    چیکار کنیم که باورمون بشه که واقعا فقط با کانون توجه و باورهامون داریم زندگیمون رو خلق میکنیم ؟

    در واقع این خودش یک باور هست

    که اگه این باور رو نداشته باشی نمیتونی در زندگیت به مثبت ها و خوبی ها و خواسته هات توجه کنی

    اول باااید این باوره رو در خودمون بسازیم

    خب چطور باور کنیم که کانون توجهمون داره زندگیمون رو خلق میکنه ؟؟؟

    + با حمله کردن از همه طرف به ذهنت

    در واقع اون مقاومتی که اوایل تغییر ، حالا هر تغییری مثلا همون غیبتی که اول مثال زدم

    میخوایم انجام بدیم

    ذهن مقاومت میکنه

    میگه حالا بابا کی گفته تو غیبت کنی از خواسته ات دور میشی حالا یکم یهکوچولو به جایی نمیرسه ، مسخرس بابا اینهمه مردم دارن میکنن کدومشون اینجور که تو میگی شده براشون ؟ ببین بچه ها دور هم جمع شدن درباره فلانی میگن بدو بدو برو ببین چیه ، نری عقب افتادی فلانی یعنی چیکار کرده یعنی چی شده ؟؟؟ یکم خنده و در حد شوخی حالا اشکالی نداره بابا چه قد سخت میگیری زندگیو

    +حالا چطور این ذهن خاموش میشه ؟؟

    با فکت

    با الگو

    با ورودی ها

    باید روز و شبمون رو ببندیم به سایت به فایل

    اینقدر ورودی بدیم اینقدر تکرار تکرار تکرار تکرار تکرار کنیم که قانون زندگی چیه و چطوری کار میکنه

    تفکر کنیم درباره اش نمونه های عینی اش رو توی زندگیمون پیدا کنیم :)))

    و اروم اروم با ادامه ی این ورودی ها این تکرار ها این الگو ها باورمون میشه که با توجهمون داریم زندگیمون رو میسازیم ( و با باورامون )

    حالا اون موقع هست که وقتی باورمون شد دو تا اتفاق میوفته

    یکی

    اینکه به طور مستمر همیشه داریم توجه میکنیم به خواسته هامون و اینکارو ترک نمیکنیم درواقع نمیتونیم ترک کنیم ترک کردنش برامون سخته و جزوی از روتین و شخصیتمون شده

    و دوم چون باورمون شده که از این کار نتیجه میگیریم پس قطعا نتایج این تغییر خیلی زود اشکار میشن …

    میدونید

    میخوام بگم اگه باور نکنی این قانون رو

    نمیتونی مستمر توجه کنی به خواسته هات و یه روز میکنی یه روز نمیکنی

    و بعدش باور نداری که این تاثیرگذاره

    پس اصن حتی با این باور اگه هر روز هم به خوبی ها توجه کنی اگر مستمر به زور انجامش بدی بازم نتیجه نمیده

    مثل چیزی که استاد شایسته جان به خوبی در مقاله چرا با وجود تلاش فراوان و انجام تمرینات نتیجه نگرفتم توضیح دادن

    طرف شک داره که ایا واقعا مثلا من بگم وای چه ماشین قشنگی

    واقعا این تاثیر داره ؟؟؟

    حالا با این شک خیلی هم فیک و ظاهری و بی احساس اینکارو میکنه هر روز

    و در نهایت اینه که نتیجه نمیگیره و فکر میکنه تمرینات رو انجام داده و نتیجه نگرفته از قانون

    خخخخخخخخ

    .

    چه قدر استاد دقیق گفتن

    خیلیا میگن داریم به پول فکر میکنیم

    اما دارن به اینکه چرا پول تو کارتشون نیست فکر میکنن

    دارن به اینکه چه قدر فرصت ها و شرایط پولسازی کمه و باید زود بجنبن و عجله کنن تا یکم پول گیرشون بیاد فکر میکنن

    به اینکه چه قدر حقوقشون درامدشون کمه فکر میکنن

    و همه ی این فکر ها و توجه ها کمبود بیشتر میاره به زندگیشون و فکر میکنن دارن به پول فکر میکنن باید پول بیاد

    نه عزیزم تو به کمبود و نبود پول فکر میکنی و توجه میکنی

    همین کمبود پول میاد تو زندگیت

    .

    استاد جونم الهی قربونت برممممم

    چه قدررر قشنگ صحبت میکنی چه قدر دلنشینه حرفاتون

    این فایل رو من خیلی باهاش احساسی میشم چونکه فایلیه که چهار پنج سال پیش هم شنیده بودمش

    و نگار الان کجا اون نگار کجا

    همه ی کلمات این فایل رو میدونم و برام تکراریه قبلا شنیدمش میدونم دیقه بعد چی میخواید بگید

    ولی استاد جونم درکم درکم اون چیزی که الان دارم میفهمم اصن چیزیه که هیچ وقت نداشتم … کلمات تکراریه ولی انگار تاحالا نشنیده بودمش

    انگار کلمات یه ظاهر دارن یه باطن که روحشونه

    و من فقط ظاهرشون رو دیدم

    ولی باطنشون تازه برام اشکار شده

    کلمات این فایل برام مثل یک جسمه انسانه

    جسم به خودی خود هیچی نیست و هیچ قدرتی نداره

    اون روحه که بهش شکوه و جلال و زندگی میبخشه

    انگار قبلا این جسم بی روح رو میدیدم

    الان این جسم روح توش اومده

    ظاهر یکیه ولی یکیش مرده است یکیش زنده و پویا

    اونم به خاطر درکه منه که تازه شکل گرفته

    .

    استاد گفتید من پنج ساله پیش این درک الانم رو نداشتم

    استاد جونم دقیقا مثل من :)))

    و مطمعنم این درکی که الان دارم هم پنج سال دیگه میگم بابا اون موقع هیچی حالیم نبود و احتمالا این کامنتمو پنج سال دیگه ببینم میخندم میگم نگار تو چی نوشتی تو که هیچی همون موقع نفهمیده بودی … خخخخ

    خیلی این بازیه روزگار جالبه :)))))

    .

    یک چیزی که اینروزا دارم به خودم میگم برای جهت دهی آگاهانه به کانون توجه ام اینه که

    نگار اگه در طی روز

    گلایه کردی

    شکایت کردی

    غر زدی

    ناراحت شدی

    توصیه کردی

    ایراد از کسی گرفتی

    این یعنی تو توجهت رو بدی بوده در واقع هیییییییچ بدی در دنیا وجود نداره اگر تو بدی دیدی مشکل از توعه

    این جمله باعث شده خیلی توجهم رو کنترل کنم

    مثلا داداشم رخت خوابشو مرتب نمیکنه و پتو هارو ول میکنه میره به هییییچ عنوان ایراد نگیرم شکایت نکنم

    این در زندگیه منه و مسئول زندگیم فقط من هستم و من باید درستش کنم و در دنیا هیچ چیز بدی وجود نداره پس درباره اش حرف نمیزنم و ایراد نمیگیرم ازش …

    هییییچ بدی وجود نداره توی این دنیا

    همه چیز فقططططط خوبههههه

    همه چیز فقططططط مثبته

    اگر تو متوجه چیزی ناراحت کننده شدی مشکل از توووووعهههه

    به قول نویسنده عزیز کتاب شفای زندگی لوییز هی

    در جهان من همه چیز نیکوست خداوندا سپاسگزارم

    .

    .

    .

    تو حق نداری از هیچ چیز و هیچ کس شکایت کنی

    اگر کسی حتی بهت بی احترامی کرد

    این مشکل از توعه که رها نکردی و بهش توجه کردی و اون توجه کردنه خودت ناراحتت کرده نه اون اتفاق

    مگه نه اون اتفاق به خودیه خود اصلاااا معنایی نداره نه مثبته نه منفی تویی که داره معنا بهش میدی و به معنایی که بهش دادی توجه میکنی

    اگر ناراحتی فقط مشکل از توعه چون تو بهش توجه کردی

    همه ی افراد زندگیه ما عالی ان همه فوق العاده ان

    اگه نیستن یعنی تو داری به بدی شون توجه میکنی و مشکل از توعه :))))))

    .

    استادم عااااشقتممممممممم

    میبوسمتون بوس بوس بوس بوووووووووس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    حسن صاحبی گفته:
    مدت عضویت: 1179 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام وخدا قوت به شما استاد عزیزم و خانوم شایسته

    سلام به همه دوستان سایت

    روز شمار تحول زندگی من روز چهلم

    خدایا شکرت که چهل روز تونستم پشت سر هم فایل های سفرنامه روگوش بدم وکامنت بذارم تاردپایی از خودم گذاشته باشم، توجه ام روبیارم روی زیبایی ها واقعا توجه کردن زندگی مارو میسازه من یادمه سالهای گذشته که با قوانین آشنا نبودم وبیشتر مواقع به چیزهای منفی توجه داشتم اتفاقات بد وناراحت کننده برام می‌افتاد از بحث کردن با راننده تاکسی گرفته تا بحث کردن با صاحب کار تومحل کارم وبحث های بیهوده با دوست و آشنا و به لطف خدا بعداز آشنایی با قوانین جهان بیشتر موقع ها سعی می‌کنم توجه ام روی زیبایی ها باشه و فایل های استاد وگوش میدم و سریال سفر به دور آمریکا رو میبینم وتو فضای مجازی هم پیج هایی که روی زیبایی ها رو نشون میدن دنبال میکنم وهمه اینها باعث شده به آرامش برسم ووقتی به اطرافم نگاه می کنم میبینم خیابونها چقدر تمیز هست ودعوا وبحث های بین مردم ودیگه نمی‌بینم ودرحالی که درگذشته همه این‌ها را می‌دیدم وهمه اینها به من دارن میگن که مسیرت درسته وادامه بده ، امیدوارم که به لطف خدا بتونیم تواین مسیر ثابت قدم باشیم وتمام توجه مون مثل استاد عباس منش روی زیبایی ها باشه تا همیشه به زیبایی های بیشتر هدایت بشیم ، خدایا مارا به راه راست راه آن‌هایی که به آنها نعمت داده ای ونه راه گمراهان و نه راه آن‌هایی که به آنها غضب کرده ای هدایت کن ، خدایا کمکمون کن تا ماهم مثل حضرت زینب ، نلسون ماندلا ،گاندی وتمام انسان های موفق تاریخ در بدترین شرایط هم روی زیبایی ها توجه کنیم وزیبابین باشیم تا در دنیا و آخرت به رستگاری و سعادت برسیم إلهی آمین خدایا شکرت

    ممنون و متشکرم و سپاسگزارم از فایل های ارزشمندتون

    در پناه الله یکتا خوشبخت و سعادتمند و ثروتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    زهرا اسحاقی گفته:
    مدت عضویت: 1154 روز

    سلام،سلامی صبحگاهی به پیامبر زمان استاد عباسمنش که باعث شد با گفته هاشون و آموزشهاشون خیلیها به سعادت و خوشبختی برسن از جمله خودِمن، فقط و فقط بخاطر آرامشی که در زندگی ام به دست اوردم و این برای من از هر چیزی ارزشمندتر هست وسلام به عزیز دلشون که عزیز دل همه ی ما عباسمنشیهاست(مریم شایسته به هرچیزِ زیبا)

    ‌خب از اینجا شروع کنم که راستش استاد من این صحبت‌ها رو اینجا نشر میدم چون اولین فایل سایتمون هست و من هم اول مسیر هستم.

    تا ردپایی از خودم به جا بزارم که اگر مسیر رو گم کردم باز برگردم و سر نخ رو در اول سایت پیدا کنم.

    استاد من حدود سال 1400 با شما آشنا شدم،اون هم بعد از طی چند سال بودن در همین مسیر ولی با اساتید دیگه.که این هم داستان مخصوص به خودش رو داره.بگذریم.با 1 سال آموزش‌های رایگان شما من به لطف الله هدایت شدم به دوره ی دوازده قدم.اینکه چرا هدایت شدم به دوره دوازده قدم هم برای این بود که من از بچگیم عاشق قرآن بودم و در سن تقریبا 12 سالگی سوره بقره رو تا حدودی حفظ کردم و من رو بخاطر حفظ سوره به سفر بردند به عنوان جایزه،و این عشق من همیشگی بوده به قرآن خوندن.الهاماتی هم از بچگی دریافت میکردم.ودر تمام اتفاقات زندگی برعکس بقیه ی بچه های فامیل می‌فهمیدم یا بهتره بگم بهم‌گفته می‌شد که اصل چیز دیگه است زهرا،اصل این چیزایی که اینا میگن نیست،اما اصل رو نمیفهمیدم.یا یه حسی بهم همیشه میگفت تو بزرگ بشی به مقام بزرگی میرسی و نسبت به خواهر برادرنت برتری داری،و با بلند شدن تو میتونی خانواده ات رو بلند کنی و از فقر نجات بدی یا حتی به من گفته شد که به تو مقامی میدم که تا به حال نه به پیامبران داده ام و نه بعد از تو به کسی می‌دهم.

    عین اینهایی که میگم بارها و بارها یه حسی تو وجودم می‌گفته همیشه.

    ((ساعت الان0505 صبح))

    استاد من‌در سال 1399 تقریبا 1 سال هر شب با مادرشوهرم(که بیسواد بود)قرآن کار کردم و الان به لطف الله مهربان با صداکشی همه ی قرآن رو میخونه.

    و یه چیز دیگه اینکه مادرم بعد از فوت پدرم ازدواج کرد به یک پدر شهید

    این آقا فوق العاده به یک سوزن توی خونه اش حساسه و وسایلی که مربوط به خودش هست رو دست هیچ احدی نمیده،چند وقت پیش از طرف بنیاد به اون یک قرآن هدیه دادند و این قرآن رو بدون هیچ مقاومتی به من داد.

    و خیلی نشانه های این شکلی که من‌توی زندگیم از قرآن و قرآن خوندن دارم.

    یکی از نشانه های دیگه این بود که من تا سال 1400 حتی 1 بار هم قرآن رو تا آخر نخونده بودم

    من‌اصلا قاری قرآن نبودم و نیستم.

    اما سال 1400 مادرشوهرم پولِ سه دور ختم‌قرآن رو به من پیشاپیش داد تا برای برادرش و پدر و مادر فوت شده اش بخونم.

    اینها رو میگم که متوجه باشم‌مسیر من از بچگی تلاوت قرآن بوده،حالا چرا؟

    اونو دیگه الله اعلم.خداوند بهتر آگاهه به هر چیزی.

    سال 1400 وقتی که وارد سایت شدم و بعد هدایت به دوازده قدم و خرید 4 قدم توی 2 ماه (در آن زمان من زنی بودم که همسرش یک سال رهاش کرده و رفته و خرج و مخارجی بهش نمی‌دادکه گاهی اوقات پول نون هم نداشت بتونه 4 قدم رو در2 ماه خریداری کنه و حتی 1 دختر بچه ی 9 ساله روی دستش و هزینه هایی که باید برای مدرسه و … پرداخت بشه و خیلی چیزهای دیگه)

    که اینها همه نشانه بودند،

    در اون تایم شغل نتوورک به من‌معرفی شد

    و گمراهی من از اونجا شروع شد.بدهکاریها شروع شد و …..

    استاد انگار روی قلب و گوش و چشم من‌مهر زده شد.

    و مسیر رو گم کردم.

    1 سال و چند ماه در گمراهی بودم.

    تا 3 الی 4 روز پیش پرده ها کنار رفت و من فهمیدم مسیر من قرآنیه.

    مسیر شغلی من‌مربوط به قرآنه.این که چی هست رو نمیدونم‌ولی من قدم اول رو برداشتم و شروع کردم به خوندن قرآن.

    استاد نمیدونین با چه شوق و ذوقی قرآن رو میخونم.

    اون‌احساس باز شدن قلب رو با کلمه به کلمه ی قرآن حس میکنم.

    شب تا ساعت 1 قرآن رو میخونم و دوباره 4صبح یکی منو بیدار میکنه و این بیدار شدنه به این‌شکله که انگار انقدر خوابیدم و‌خستگیم در رفته.و باز شوق خوندن قرآن توی دلم میاد و ……….

    نشانه ام‌دریافت کردم در این 4 روز

    یک نشانه ی واضح که دیروز بود.

    من‌توی خونمون(من‌از همسرم‌جدا زندگی میکنم وبه لطف الله یکتا،خانه ای پدرشوهرم‌برام‌اجاره کرده که من در آرامش و آسایش باشم) تلویزیون ندارم.

    و دیروز به خونه ی پدرشوهرم اومدم و دیدن یک برنامه ی تلویزیونی به نام(محفل)توجه منو عمیقا به خودش جلب کرد.

    افرادی که از کشورهای مختلف توی این برنامه شرکت‌میکنن و همشون قاری قرآن‌هستند و قرآن‌رو حفظ هستن.

    الله اکبر

    پدر و پسر10 ساله ای که از اندونزی اومده بودن و هر دو تواشی هم میخوندن.

    3 سرباز ایرانی که هر سه با هم قرآن رو از بچگی حفظ کردند.

    آقایی که راننده آمبولانس بود و کارش کمک به نجات جان آدمها بود و چقدر زیبا قرآن رو با صوت میخوند.

    حتی اون 5 نفری که این برنامه رو به عنوان مجری اجرا می‌کردند که هر کدوم لباس و تیپ و قیافه ی خاص خودشونو داشتند و همشون به چشم افرادی که به اون برنامه می‌رفتند عزیز بودند.

    اینجا فهمیدم قرآن خوندن و قاری بودن به تیپ و ظاهر نیست، اگر تیپت مثل جوانهای امروزی باشه هم تو عزیز دردانه ی خدایی و لایقی برای خوندن کلام‌خداوند.

    یه چیز مهم دیگه که برای من در طی این چند روز اتفاق افتاد این بود که با خوندن قرآن احساس گناه خیلی سریع از روی من برداشته شد.

    قطعا من‌بیشتر از اعضای خانوادم گناهان کبیره دارم و این رو فقط خود من و خدای من شاهده.اما با تلاوت قرآن همشون شبیه به یک گونی پر از سنگ بود که پاره شد و ریخت و منو از این سنگینی احساس گناه آزاد کرد.

    استاد ممنونم‌از این سایت فوق العاده بینظیرمون که اجازه داد این نوشته هارو به عنوان ردپا از خودم در اول سایت نشر بدم تا یادم باشه از کجا شروع کردم.

    ودوباره میخوام‌از اول سایت شروع کنم به دانلود فایلها و انجام اونها در زندگیم.

    قطعا باور دارم‌خیلی از بچه ها که ممکنه مثل من از مسیر خارج بشن با این صحبت‌هایی که از من اینجا نوشته شد سر نخ رو پیدا کنن و ادامه بدن.

    راستی 3 روز پیش تولد من‌بود و خداوند تلاوت قران رو یک بار دیگه در روز تولدم به من‌هدیه داد.و چه هدیه ای از این زیباتر.

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    سپاسگزارم

    در پناه الله یکتا

    شاد

    سلامت

    ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    خیلی زیاد دوستتون دارم(قلب)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    فری گفته:
    مدت عضویت: 1550 روز

    بنام خدایی که پرستش و ستایش او از عمق و جانم میآید

    خدایا شکرت بینهایت ازت سپاسگزارم برای این احساس عالیی که دارم

    سلام استاد عزیزم و بانوی زیبا

    خداروسپاسگزارم که برگشتم فقط با کمی تعهد برگشتم

    خدایا شکرت که هرگز دست من رو رها نکردی

    *خوب زندگی کنیم و جهان رو جای بهتری برای زندگی کردن بکنیم

    چقدر این جمله استاد شیرین بود

    این جمله برای من این معنا رو داشت :

    1بزن و برقص و اطرافیان رو در شادیت شریک کن

    2ییخیال هرچه هست باش

    3بیشتر در سایت استاد باش

    تو این مدت یکی دو ماهه خیلی کم فعالیت کردم و فکر میکردم بدور به سایت هم میتونم خیلی عالی رو خودم کار کنم

    استاد من اعتراف میکنم که من در طول روز ورودی هام رو مثل ثابق کنترل نکردم به این هوا که من الان میتونم خودم رو تو مسیر نگه دارم

    یکی از بزرگترین نشونه های اینکه فرشته پرت شدی از تو باغ این بود که ستاره‌م تو سایت 4تا شد و نصفش کم شده بود

    این ی زنگ تو گوشم زد

    فرشته هواست هست؟

    کانون توجه

    اعتراف میکنم قبلا برام سخت تر بود به نکات مثبت اطرافیانم توجه کنم

    اما الان افراد کمی در زندگیمن و افرادی بسیار عالیی و شگفت انگیز هستن که ناخودآگاه توجهم میره روی نکات مثبتشون

    .

    قبلا همش بااین موضوع درگیر بودم که چطور توجهمو رو موارد مثبت نگه دارم

    الان میتونم بگم 1 درصد بهتر شدم و همین الان صدای زیبای پرنده ها داره میاد لبخند رو لبامه و تایپ میکنم و صدای تیک تیک کیبوردمم میشنوم

    البته چایی صبح هم کنارمه و تو سالن فریماه نشستم منتظر مشتریمونم

    امروز روز پرمشتری داریم ولی دیگه مثل گذشته اصلا بیکار نمیشینم و بیشتر روز هندزفری تو گوشمه

    یک ایرپاد هیولا خریدم که هر دو هفته 3 بار میزنم شارژ یعنی اینقدر هیولاست

    اینا همه توجه به نکات مثبته

    خدایا شکرت برای همه چیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: