هدفی انگیزه ساز برای امسال انتخاب کن
استاد در این فایل، در شروع سال نو، نگاهی عمیق و توحیدی به مفهوم تغییر و تحول در زندگی ارائه میدهند: اینکه جهان هستی مملو از ثروت، سلامتی، زیبایی و خوشبختی است و خداوند این نعمات را برای همگان گسترانیده است، اما میزان دریافت ما از اینهمه نعمت، برمی گردد به میزان اشتیاق ما به تغییر و تحول در باورهایمان و ایجاد باورهای قدرتمندکننده و توحیدی.
یکی از کلیدیترین مباحث مطرح شده در این فایل، قانون احساس خوب است که به عنوان قطبنمای اصلی هدایت انسان عمل میکند. استاد عباسمنش با ایمانی که پشتوانه آن وعده محکم خداوند است، قانون طلایی «احساس خوب = اتفاقات خوب»را یادآوری می کنند و از ما میخواهند که در سال جدید، مهمترین هدف خود را “هماهنگ بودن با خود”، “خونسردی” و “لذت بردن از لحظه حال” قرار دهیم. این یک استراتژی قدرتمند فرکانسی است؛ زیرا طبق قوانین کیهانی، زمانی که شما آرام هستید، مسائل را سخت نمیگیرید و با نگاهی خوشبینانه و توحیدی به وقایع مینگرید، در مداری قرار میگیرید که جهان، بهترینها را به سمت شما هدایت میکند. در واقع، خونسردی و آرامش نشانه ای از یقین و اطمینان به وعده خداوند است. انسانی که به حمایت و ربوبیت خداوند باور دارد، نگران آینده نیست، از اتفاقات نمیترسد و میداند که «الخیر فی ما وقع» (هر چه پیش آید، خیر است). در مقابل، غم، ترس و نگرانی، نشانه شرک و عدم اعتماد به نیروی برتر جهان است. بنابراین، شاد بودن و حفظ آرامش، یک وظیفه شرعی و قانونی برای کسی است که میخواهد در مسیر خوشبختی حرکت کند.
بخش دیگری از این آموزش بیدارکننده، به اصلاح نگرش ما نسبت به عدالت خداوند اختصاص دارد. استاد با استناد به قوانین تغییرناپذیر الهی، توضیح میدهند که خداوند ابزار خوشبختی و بدبختی را به یک اندازه در اختیار همگان قرار داده است و این ما هستیم که با کانون توجه خود، مسیرمان را انتخاب میکنیم. خداوند برای کسی پارتیبازی نمیکند و قرار نیست به جای ما زندگی کند؛ او طبق قانون «کُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ»، به هر کس در هر مسیری که انتخاب کند (چه مسیر سعادت و چه مسیر شقاوت) کمک میکند. اگر کسی بر ترس، بیماری و فقر تمرکز کند، جهان نیز جنس همان افکار را وارد تجربه زندگیاش میکند و اگر کسی بر زیباییها، سپاسگزاری و فراوانی تمرکز کند، لاجرم نعمتهای بیشتری را جذب خواهد کرد. این همان مبحث مهم قانون مدارها است که استاد به طور مفصل در دوره روانشناسی ثروت ۱ به آن پرداختهاند؛ اینکه ما با تغییر و اصلاح باورهایمان، مدار خود را ارتقاء میدهیم و وارد مدار بالاتری می شویم. در آن مدار، به صورت طبیعی و بدون نیاز به زور زدن، با ایدهها، افراد و شرایطی روبرو میشویم که کیفیت زندگی ما را در تمام جنبه هایش بهتر می کند و فراوانی بیشتری به زندگی مان وارد می کند.
نوشتن درک خود از آگاهیهای این فایل در بخش نظرات، به شما کمک میکند این آگاهیها به عادتهای فکری و رفتاریتان تبدیل شوند.
منتظر خواندن دیدگاههای تأثیرگذارتان هستیم.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- دانلود با کیفیت HD217MB18 دقیقه
- فایل صوتی هدفی انگیزه ساز برای امسال انتخاب کن16MB18 دقیقه














یه شب تصمیم گرفتم که فردا قبل از طلوع آفتاب از خونه بیرون بزنم و خودم رو به نوک قله شهر برسونم تا سرخی طلوع رو از اون بالا ببینم. کلی برنامه ریزی کردم و وسایلم رو جمع کردم و ساعت رو کوک کردم تا خیلی زود بیدار بشم.
همه چی خوب پیش رفت و من سر تایم بیدار شدم و وسایلم رو برداشتم و از خونه بیرون زدم. اما نه اسنپی بود و نه آژانسی و نه هیچ ماشینی! تصمیم گرفتم یه مقدار از راه رو پیدا برم تا به خیابان اصلی برسم …
به خیابان اصلی رسیدم و متوجه شدم که یکی از وسایلم رو فراموش کردم! وای … نه میشه ازش گذشت و نه مغازهای بازه که دوباره بخرم!
خوشبختانه همونجا اسنپ پیدا شد و با همون اسنپ برگشتم خونه، چیزی که فراموش کرده بودم رو برداشتم و حرکت کردم سمت کوه.
هنوز خورشید طلوع نکرده بود ولی زردی پرتوهاش مشرق رو نورانی کرده بود.
اینجا بود که تقابل نجوای ذهن و صدای دلم شروع شد!
ذهن میگفت: «دیر شده و باید هرچه سریع تر از کوه بالابری و خودتو به بالا برسونی!»
دل میگفت: «فراموش نکن که لذت در مسیره نه مقصد!»
میدونستم که دلم دُرُست میگه ولی سعی کردم سریع تر از همیشه، از کوه بالا برم و با حالت نفس نفس؛ هرچه سریع تر مسیر رو طی کنم و خودم رو به بالا برسونم.
به سختی به بالا رسیدم و در اوج خستگی نشستم و به خورشید نگاه کردم. در حالتی که داشتم نفس نفس میزدم، با خودم گفتم که «این همه سختی و این همه زجر فقط برای این بود که این زردی رو ببینم؟!»
————————————————————-
این اتفاق، اتفاقی نبود! بلکه قانونه! اگه از مسیر رسیدن به هدف (نوک قله) لذت نبری و سعی کنی طی مسیر خودتو زجر بدی، همین اتفاق میفته!
فرق نداره هدفت چی باشه! میخواد ازدواج کردن با شخصی باشه که مدنظرت داری و یا قبولی در فلان امتحان و موفقیت در فلان بیزنس! در هر صورت اگه نتونی از پروسه رسیدن به اون هدف لذت ببری، مطمئن باش بعد از اینکه به هدفت برسی هم لذتی در کار نخواهد بود! اگرم باشه، موقته! سریع یادت میره! واهی و پوچه!
چه خوبه هر بار هدفی رو تعیین می کنیم، درکنارش یک کلمه دیگه هم بنویسیم: آرامش (لذت) ! یعنی نگیم فلان هدف رو دارم، بلکه بگیم فلان هدف رو در کنار آرامش و لذت دارم!
وقتی من اینو به خودم یادآوری کنم، دیگه هیچ موقع آرامش و لذتم رو فدای اون هدف نمیکنم! چون ما خیلی فراموش کاریم و خیلی زود قدر چیزایی که داریم نمیدونیم! وقتی حالمون خوبه، قدرش رو نمیدونیم و حاضریم اونو فدای هر چیز دیگه ای بکنیم.
و متاسفانه زمانی که این حال خوب رو از دست دادیم، تازه میفهمیم که هیچ چیزی نمیتونه جای خالی پازل آرامش و حال خوب رو برای ما پرکنه!
نکته مهم اینجاست که این پروسه تدریجی و آروم آروم اتفاق میفته! به طوری که حتی خودمون متوجه از دست دادنش نمیشیم تا اینکه … خودمون رو با سال قبل مقایسه می کنیم، میبینم اون موقع چقدر حال ما در طول روز بهتر بود ولی قدرش رو ندونستیم و با بی ارزش جلوه دادنش، ناسپاسی کردیم. اینطور شد که کاملا نامحسوس و تدریجی از دستش دادیم و خودمون نفهمیدیم از کجا خوردیم و کی از دستش دادیم!
همهی این تجارب شخصی که خدمتتون عرض کردم باعث شد بفهمم وقتی حالم خوب نباشه، نه تنها از زندگی لذت نمیبرم، بلکه در تمام جوانب زندگی به مشکل برمیخورم!
و زمانی که حالم خوبه و آرامش در ذهنم حکمفرماست، نهتنها زندگی به کامم شیرینه، بلکه در تمام جوانب زندگی رشد میکنم! این یک قانونه!
یادم نره احساسات خوب، اتفاقات خوب رو رقم میزنه.
پس میخوام برای ترمیم این ستون آسیب دیده، هدف بهار 1400 رو تجربهی بیشتر آرامش ذهن و به دنبال اون، حال خوب طبیعی رو قرار بدم و با مستحکم کردن این ستون، عمارتم رو آباد کنم.
من این هدف رو قبل از دیدن این فایل تعیین کرده بودم و زمانی که با این فایل روبرو شدم، فهمیدم زمان نوشتنه! پس حتم دارم خوندنش برای شما دوست هممسیر و متعدم اتفاقی نیست.
آرامش، لذت بردن از زندگی رو براتون به ارمغان میاره و همین لذت بردن، باعث حال خوب شما میشه! از طرفی میدونیم حال خوب با فرکانس خوبش باعث رخ دادن اتفاقات خوب میشه! این یعنی اثبات منطقی! هر موقع ذهنتون نجوا کرد و ارزش حال خوب رو پایین آورد، اینو بهش بگید!
پس آرزو میکنم آرامش مهمان ذهن و قلبتون نباشه، بلکه میزبان وجودتون باشه!
با یاد یار
در راستای حفظ سکوت ذهنم در کلاس مدرسه، گذشته رو با نوشتن آرام میکنم و آینده رو، با ایمان!
منظور از گذشته، هر آن چیزی است که از یک دقیقه پیش رخ داده تا زمان تولدم! هر چیزی از گذشته که ذهن مرا به خود مشغول کند، مینویسم تا خالی کنم، پاک کنم و ساکت شوم.
منظور از آینده، هر آن چیزی است که در یک دقیقه آینده رخ خواهد تاااا ابد؛ هر چیزی که از آینده بخواهد ذهن مرا مشغول خود کند و به عبارت، سکوت مرا برهم زند، به نیروی قدرتمند ایمان میسپارم.
من عاشق این سکوتم …
سکوتی که اولین نشانهاش، لذتی وصفناپذیر از درک لحظهی حال را به همراه دارد؛ این سکوت، اکسیرِ احیا ککنده لحظات زندگیست و زندگی با سکوت جاریست!
ساکت باشی، درک میکنی آنچه که میشنوی؛ حتی اگر ضعیفترین نوای موسیقی از کیلومترها فاصله باشد، تو را به جولان درمیآورد!
تو با این شنیدن آمادهی دویدن خواهی شد، درست مثل دوندهای که حالت استارت به خود گرفته باشد!
تو ساکتی و مناظر اطراف به تو چشمک میزنند تا چشمنوازی کنند! تو میبینی و شروع به دویدن خواهی کرد …
در مرحله بعدی، حسِ رواح نواز بویایی به یاری تو میآید تا سبب اوج گیری تو شود! تو عطری را استشمام خواهی کرد، بیآنکه عطری به خود پاشیده باشی!
تو به پرواز در میآیی …
متوجه آثار سه بعدی خلقت خواهی شد و نمیتوانی بدون نوازش کردن از کنارشان گذر کنی! تو نوازش میکنی، اشیایی را که برای تو ناز میکنند!
و درنهایت، لب به سخن باز میکنی، صداییهایی را که داخل قلبت میشنوی را …
در این حین، قطراتی شفاف از گوشه چشمت چون ترنمی فرو میریزد که میگوید، همین است زندگی!
01/01/01
بخشی از دروس مدرسهی زندگی به قلم هنرجو یزدان نظری
برای شما دوست عزیزم