هدفی انگیزه ساز برای امسال انتخاب کن


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است
این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.

استاد در این فایل، در شروع سال نو، نگاهی عمیق و توحیدی به مفهوم تغییر و تحول در زندگی ارائه می‌دهند: اینکه جهان هستی مملو از ثروت، سلامتی، زیبایی و خوشبختی است و خداوند این نعمات را برای همگان گسترانیده است، اما میزان دریافت ما از اینهمه نعمت، برمی گردد به میزان اشتیاق ما به تغییر و تحول در باورهایمان و ایجاد باورهای قدرتمندکننده و توحیدی.

پیام اصلی این فایل این است که تفاوت نتایج آدم‌ها در زندگی، نه به شانس و اقبال، و نه حتی به میزان تلاش فیزیکی آن‌ها، بلکه به میزان تعهدشان به بهبود کیفیت باورها و فرکانس‌هایی بستگی دارد که به جهان هستی ارسال می‌کنند. استاد تأکید می‌کنند که اگر می‌خواهید سال جدید متفاوت از سال‌های قبل باشد، به جای نوشتن لیست‌های طولانی و فراموش‌شدنی از اهداف، یک یا دو هدف اصلی و شورآفرین را انتخاب کنید، نام سال خود را بر اساس آن هدف بگذارید و تمام تمرکز خود را بر ساختن باورهای هم‌جهت با آن خواسته معطوف سازید، زیرا زمانی که صرف تغییر باورها و ایجاد اطمینان قلبی به وعده‌های خداوند می‌شود، بسیار کارآمدتر از تقلای فیزیکی و دویدن‌های بی‌هدف است. وگرنه اگر همان عادت های فکری و رفتاری سال قبل را حفظ کنید، همان تجارب سال قبل را دوباره تکرار خواهید کرد.

یکی از کلیدی‌ترین مباحث مطرح شده در این فایل، قانون احساس خوب است که به عنوان قطب‌نمای اصلی هدایت انسان عمل می‌کند. استاد عباس‌منش با ایمانی که پشتوانه آن وعده محکم خداوند است، قانون طلایی «احساس خوب = اتفاقات خوب»را یادآوری می کنند و از ما می‌خواهند که در سال جدید، مهم‌ترین هدف خود را “هماهنگ بودن با خود”، “خونسردی” و “لذت بردن از لحظه حال” قرار دهیم. این یک استراتژی قدرتمند فرکانسی است؛ زیرا طبق قوانین کیهانی، زمانی که شما آرام هستید، مسائل را سخت نمی‌گیرید و با نگاهی خوش‌بینانه و توحیدی به وقایع می‌نگرید، در مداری قرار می‌گیرید که جهان، بهترین‌ها را به سمت شما هدایت می‌کند. در واقع، خونسردی و آرامش نشانه ای از یقین و اطمینان به وعده خداوند است. انسانی که به حمایت و ربوبیت خداوند باور دارد، نگران آینده نیست، از اتفاقات نمی‌ترسد و می‌داند که «الخیر فی ما وقع» (هر چه پیش آید، خیر است). در مقابل، غم، ترس و نگرانی، نشانه شرک و عدم اعتماد به نیروی برتر جهان است. بنابراین، شاد بودن و حفظ آرامش، یک وظیفه شرعی و قانونی برای کسی است که می‌خواهد در مسیر خوشبختی حرکت کند.

بخش دیگری از این آموزش بیدارکننده، به اصلاح نگرش ما نسبت به عدالت خداوند اختصاص دارد. استاد با استناد به قوانین تغییرناپذیر الهی، توضیح می‌دهند که خداوند ابزار خوشبختی و بدبختی را به یک اندازه در اختیار همگان قرار داده است و این ما هستیم که با کانون توجه خود، مسیرمان را انتخاب می‌کنیم. خداوند برای کسی پارتی‌بازی نمی‌کند و قرار نیست به جای ما زندگی کند؛ او طبق قانون «کُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ»، به هر کس در هر مسیری که انتخاب کند (چه مسیر سعادت و چه مسیر شقاوت) کمک می‌کند. اگر کسی بر ترس، بیماری و فقر تمرکز کند، جهان نیز جنس همان افکار را وارد تجربه زندگی‌اش می‌کند و اگر کسی بر زیبایی‌ها، سپاسگزاری و فراوانی تمرکز کند، لاجرم نعمت‌های بیشتری را جذب خواهد کرد. این همان مبحث مهم قانون مدارها است که استاد به طور مفصل در دوره روانشناسی ثروت ۱ به آن پرداخته‌اند؛ اینکه ما با تغییر و اصلاح باورهایمان، مدار خود را ارتقاء می‌دهیم و وارد مدار بالاتری می شویم. در آن مدار، به صورت طبیعی و بدون نیاز به زور زدن، با ایده‌ها، افراد و شرایطی روبرو می‌شویم که کیفیت زندگی ما را در تمام جنبه هایش بهتر می کند و فراوانی بیشتری به زندگی مان وارد می کند.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

886 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ندابشارتی» در این صفحه: 1
  1. -
    ندابشارتی گفته:
    مدت عضویت: 1691 روز

    باسلام خدمت استاد عزیز‌و خانم شایسته ی زیبا

    روز چهلم و تعهد من!

    چندروز وقفه برای انجام تعهد و نوشتن کامنت برای این قسمت افتاد

    دلم نمیخواست از روز چهلم و چهل روز از شروع سفرنامم ،بگذرم

    ذهنم میگفت اشکال نداره کامنت ننوشتی خب وقت نداشتی،برو روز بعدی

    اما دلم میگفت چرا اضطرار داری؟فایل بعدی،بدون درک فایل قبلی مزه نداره!

    هدف الان تعداد روزاست یا درکو رشدت از فایلاست؟

    ذهن منطقی اینجام داشت با عددو رقم حرف‌میزد

    اما دلم،از احساس خوبو ارامش ، از کیفیت دریافت!

    ذهن منطقی داشت سرزنشم میکرد خب چرا همون روز کامنت ننوشتی و سه روز وقفه افتاد تا بنویسی

    اما قلبم گفت خب اماده‌ نبودیو اشکال نداره الان بنویس‌و ناراحت نباش

    ذهن میگفت وااای سه روز عقب موندی

    اما قلبم میگف عددو تعداد روز پیش خدا معنی نداره ،تغییر فرکانسو مدار ربطی به منطق اعداد نداره

    خلاصه ک شروع به نوشتن کردم با احساس عالی

    خداروشکر میکنم که استاد دارن از هدف گذاری صحبت میکنن و بیشتر شاکرم از خداوند که هدایت من به این سفرنامه،از همون اوایل سال جدید بود تقریبا

    و خیلی دوس داشتم امسال هرروز روی خودم کار کنم و ترمزا رو شناسایی و گازو تا اخر فشار بدم

    دلم میخواست کارهای نیمه‌تمومم رو تموم کنم با کار کردن روی خودم ،امسال

    دوس داشتم کارهای جدید شروع کنم

    و البته ک این سفرنامه،جوری طراحی شده ک من هروز دارم به خود شناسی‌و حل مساله هام و تحربه های جدید به دلیل نگرش های جدیدم میرسم

    استاد وقتی میگین وقتی روی خودتون و باورهاتون کار میکنین ،اصلا قوانیین جدید وضع میشن تا شما به خواستتون برسین،هم قند توی دلم اب میشه هم متوجه بزرگ بودنو قوی بودنه این ترمز توی وجودم میشم

    هرچند که هروز دارم یاداوری میکنم به‌خودم این شرکو،و تکرار باور توحیدیم که قدرت مطلق، خداست و هیچ قانونو قاضیو ادمی نمیتونه مانع رسیدن به خواستت بشه،اما به محض وقفه در تمرین،این شرک و نگرانی های متصل بهش،میاد سراغم و ذهن شروع میکنه با دلیل بهم میگه ک اره حق منه! قانون اینه

    به‌محض‌ تکرار،نشونه های باور توحیدیمو‌میبینم مثل همون مثال هایی ک توی همین چهل روز دیدم وقتی کارم به دادگاهو دیوان افتاد

    این تجربه در سفرنامه و نتایج،باعث شادیم و ارامشم میشه..شکر

    از نتایج همین سفرنامه و کنترل کانون توجهم،همین مسافرتی که رفتم و کامنت بخاطرش عقب افتاد

    من قبل تر هام با خانوادم مسافرت میرفتیم و گاها با برادرم به تضاد میخوردیم و من تا چندروز همش ذهنم درگیر بود

    هم به کام خودمون تلخ میشد هم خانوادم

    عجیب بود ک برادرم همون ادم بود با همون زبونه به ظاهر تلخ‌که البته بامن شوخی میکرد اما ندای قبل سریع واکنش نشون میداد تا تلختر جواب بده که خالی کنه خودشو،اما این مسافرت به قدری همه چیز برای من دایورت بود که همه لحظه هام پر از خوشی و خنده بود

    مثال واضحشم این بود ک منو برادر زاده هام برای رسیدن به دریا،از ماشین پیاده شدیم و بقیه رفتن تا جای پارک پیدا کنن

    اول ذهنم میگفت توی دریا نرو و اب بازی نکن تا اونا بیان!(لذتم وابسته به غیر و شرک)

    از اموزه ها استفاده کردم گفت نه!!! برو بازی کن اونام میان

    خلاصه منو دوتا برادرزاده هام رفتیم توی دریا کلی کیف کردیم و لذت بردیمو خندیدیم

    وقتی اونا رسیدن ،تقریبا یکساعت بعد

    من فکر میکردم مثلا 5دقیقه‌طول بکشه

    قیافه ها پنچر

    نگو اینا توی شن گیر کردنو خلاصه درگیر

    ولی همزمان،منو بچه ها داشتیم میخندیدیمو اب بازی

    گفتم خدایاااا این تفاوته فرکانس و البته عزته نفس،در همین مثاله کوچیک

    خودشونم گفتن،ما داشتیم استرس میکشیدیم‌شما اینجا بی خیالو عشقو حال

    بعد با دیدن ما،اونام سریع حالشون عوض شدو داداشم پرید توی اب

    ما زیبایی هایی دیدیم ک اونا ندیدن

    غروب زیبا اسمونه رنگی..

    تایم بیشتر در ابو کلی شادی

    خدا اجابت کننده ی همه درخواستاس

    ترس داریم از همه چیز

    یعنی تمرکز بر نداشته ها

    و

    در نهایت با این نگاه،میریم سمت بدبختی

    و این ترسهای من بخاطر ضعیف بودنه ،توحیدم هست

    ثروت و رهایی و ازادی زمانی مالی مکانی همش از باورهامونه

    خیلی خوشحالم برای سفرنامه

    هروز با ذوق کامنتتم ک تموم میشه میرم ببینم روزبعد کجا قراره برم

    خداروشکر برای درک این اگاهی ها

    ممنونم استاد از شما و خانم شایسته ی زیبا با قلم قشنگشون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: