اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خیلی دوست داشتم روز چهلم روز خاصی باشه برام، روزی که ببینم تغییرات شگرفتی کردم، روزی پر از شادی و شوق رسیدن به هدف!
اما نه آسمون آبی تر شده بود و نه من به شادی غیر قابل توصیفی رسیده بودم، بخاطر همین خیلی از خودم عصبانی شدم، خیلی خودمو سرکوب و سرزنش کردم و میتونم بگم برای اولین بار توی این یک سال گذشته ناامیدی عمیقی سراغم اومد، حس اینکه من بی ارزشم و هرکاری بکنم جواب نمیده،
حس اینکه چقدر بیچاره ام و چقدر گناه دارم.
نجواها که تبدیل به فریاد شده بودن توی گوشم داد میزدن : دیدی؟ تو حتی با اینکه به تعهدت پایبندم بودی تغییری نکردی، تو احمقی، تو بی ارزشی! قانون برای تو جواب نمیده، اصلا تو هیچی بلد نیستی، تنبلی کردی، کوتاهی کردی، تو یه آدمه بی انگیزه و منزجر کننده ای.
حتی به این فکر کردم که خودمو بکشم تا شاید توی زندگی بعدیم توی شرایط دیگه ای به دنیا بیام ، در جسم دیگه ای، کلی افکار و نجواهای احمقانه ی دیگه، نمیخوام راجب به جزئیات تصمیمم برای غمگین بودن براتون توضیح بیشتری بدم ولی دوست دارم اسانس و نتایج کارهامو به اشتراک بزارم.
قبل از هرچیزی دوست دارم به اهمیت عزت نفس اشاره کنم.
عزت نفس، عزت نفس ،عزت نفس، عزت نفس! هر دردی میکشید از کمبود این عامله! منم هر دردی که دیشب و در طول زندگیم کشیدم بخاطر فقدان شدید این عامل بوده و هست، پس دوست دارم به خودم بگم که خیلی بیشتر از اینا باید روی عزت نفست کار کنی. البته این چیزی نیست که یادم بره اما میدونم تا وقتی اولویتم قرارش ندم قرار نیست تغییر شگرفی ایجاد بشه.
دوست دارم یادآوری کنم که چقدر اشتباه میکنم که هربار خودمو ، شرایطم و نتایجمو با بقیه مقایسه میکنم، راستش نمیدونم چیزی به نام رقابت سالم وجود داره یا نه، ولی من تا به حال هیچوقت رقابت سالمو تجربه نکردم، میدونم یکی از بزرگترین اشتباهاتم این بود که از همون اول توی دلم از خودم توقع داشتم بعد از این چله نتایجی در حد یکی از افرادی که خیلی شرایطش مورد پسندم بود رو کسب کنم، در حد اون توی کارم حرفه ای بشم و به اندازه ی اون بهم توجه بشه و خلاصه کلی مورد تایید و قدردانی قرار بگیرم. ولی وقتی دیدم که چقدر کند روند موفقیتم پیش میره خیلی خیلی غمگین شدم و اجازه دادم حزن تمام وجودمو فرا بگیره و طراوت و هدف اصلی زندگی که شادمانه زیستنه رو ازم بگیره. (هنوزم گاهی برام باور این قضیه که هدف اصلی شادمانه زیستنه خیلی سخته، به قول توضیحات بانو شایسته در این قسمت و صحبتهای این فایل خودتون وقتی قانون اصلی که احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب رو میفهمیم فکر میکنیم همچی حل شدست اما مادامی که در زندگیمون به صورت عملی سعی میکنیم ازش استفاده کنیم میبینم اوه اوه! اصلا به این سادگیا نیست، چون احساس خوبو به کلی عوامل بیرونی ربط دادیم و به خودمون اجازه ی داشتن احساس خوب رو فقط در شرایط خاصی دادیم!!) من هم خودمو قربانیه همین شرطو شروطا کردم و حسابی جلوی ورود احساس مثبت رو گرفتم.
حسابی خودم رو بخاطر اینکه نتونسته بودم به اندازه ی فلانی تغییر ایجاد کنم یا مثله بهمانی به فلان نتایج بزرگ برسم سرزنش کردم و اجازه ندادم از همین تغییرات کوچیکی که تونسته بودم در این چهل روز بوجود بیارم لذت ببرم، نتونستم از داشته هام لذت ببرم و سپاسگزار باشم. چون مثله خیلیای دیگه گفتم : آخه اینم شد پیشرفت؟ اینم شد موفقیت؟
وقتایی که یه تغییر کوچیک اما خوب رو ایجاد میکردم و میخواستم خودمو تشویق کنم ذهنم میگفت : آخه تغییری به این فسقلی ای مگه تشویق داره؟ اگه راست میگی فلان قدر سفارش بگیر، فلان قدر فالور جمع کن، فلان قدر پول دربیار و حسابی حالمو میگرفت.
طی این چهل روز، مخصوصا روز آخر که روز برسی تغییراتم بود خیلی نجواها پرسرو صدا شده بودن، زیر بغلشون یه پوشه پر از استدلال و دلایلی که “من موفق نیستم، یا من ارزشمند نیستم، یا من لایق نیستم ” گذاشته بودن و آماده ی پرت کردن دلایلشون به سمتم بودن.
مهمترین استدلالشونم این بود که : تو که تعهد دادی، پس چرا به فلان موفقیتی نرسیدی؟ تو که میگفتی تعهد دادی، پس چرا فلان قدر پول نداری؟
در جواب این استدلالا میخوام بگم اصلا قرار نبوده توی این چهل روز به این موفقیتای گنده گنده برسم! چرا؟ چون اول از همه قانون تکامل این اجازه رو نمیده بعدشم تعهد بخشی از کاره و بقیش میزان کیفیت عملکردم و بازهم قانون تکامله!
حتی اگه متعهد به نوشتن روزانه ی دیدگاه باشم ولی در طول روز نتونم ذهنمو کنترل کنم و از آگاهیام استفاده نکنم قرار نیست به نتیجه ی خاصی برسم! چون جهان به فرکانس “غالبم” جواب میده نه به یک ساعت شاد بودنام، نه به چهار بار تکرار جملات تاکیدی و نه به ده دقیقه مرور قانون و بعدش برگشتن به خونه ی اول و عملکردای قدیمیم.
دوست دارم به خودم بگم میدونی چرا نتایج خیلی بزرگ نبود؟
۱- چون قانون تکامل قابل فشرده شدن نیست.
۲- فرکانس “غالبت” در حد اون تغییرات بزرگ نیست!
قبلا زیاد میدیدم افرادی رو که میگفتن از فایلها و محصولاتتون استفاده کردن اما نتیجه نگرفتن اما الان میدونم هیچ شکی در حرفها، فایلها و محصولاتتون نیست ، من قول دادم با خودم صادق باشم و بخاطر همین میدونم هروقت تعهدم غیرقابل مذاکره بوده نتایج شروع شدن و در صورت ادامه بزرگ و بزرگتر، اما هروقت نتایجم دلسرد کننده بوده، مشکل از :
۱- مشکل در درک من از قانون و حرفهای استاد بوده (در نظر نگرفتن قانون تکامل و ندونستن دقیق قانون جذب یا برداشت اشتباه ازش)
۲- انتظار و توقع بیجا (همون قضیه ی قانون تکامل که بسیاار مهم و پاشنه ی آشیل هممونه)
۳- فارغ کردن خودم از کنترل ذهن بعد از اینکه نتایج شروع میشدن.
۴- غالب نشدن فرکانسهای هم جهت با خواسته ام.
تا الان نتونستم دلیلی غیر از اینا برای کسب کردن یا نکردن نتایج دلخواهم پیدا کنم. فکرم نمیکنم دلیل دیگه ای وجود داشته باشه، با توجه به تجربیات خودم و دوستانی که از این مباحث استفاده میکنن.
فقط میتونم بگم سپاسگزارم💗
دو نکته ای که امروز منو از تنش و غم شدید نجات داد :
۱. هرچیزی که نکشتت قوی ترت میکنه.
۲. هیچ چیز خیلی مهم نیست، آخرش هممون قراره به منشامون برگردیم و فقط این دنیا نیست. پس شل کن خودتو و بیشتر سعی کن زندگی رو زندگی کنی تا کسب شرایط و موقعیت خاصی.(هرچند اگه این کارو بکنیم، مطمئنا به شرایط و موقعیت های مورد نظرمون هم میرسیم.)
از نتایجی که طی این چهل روز کسب کردم به شدت راضیم و بزرگترین نتیجه ام اینه که هیچیو خیلی بزرگ نمیکنم و خیلی رهاتر شدم، اگه شما بدونید چقدر بیخیال لم دادم روی تختم و چقدر این بیخیالی لذت بخشه😁
انقدر توی انجام کارام بیخیال بودم که با اینکه تمام روز داشتم کار میکردم ذره ای خسته نشدم، چون اصلاا مثله گذشته برای نتیجه کار نمیکردم و بدون اینکه خیلی متوجهش باشم داشتم از پروسه لذت میبردم!
امروز قبل از پلی کردن فایل با عصبانیت با بچه هام دعوا میکردم وبهشون گیر میدادم وقتی این فایل پلی شد واز شاد بودن و رها بودن وآرام بودن گفت ناخودآگاه آرام شدم استاد ممنونم ازتون که اینقدر خوبیداینقدر ماهید
شما
من از وقتی که با استاد وقوانین الهی آشنا شدم سعی میکنم که توجه کردن وتمرکزم را روی نکات مثبت هر چیزی بزارم وتا به الان 60 درصد موفق بودم ومطمینم که به لطف خدا میتونم 100 درصد موفق بشم وبه هر آنچه که میخواهم برسم
کسی در این جهان بدبخت نیست اگر کسی بدبخت وبد شانس هست خودش انتخاب کرده که اینجوری باشه خدا ابزار لازم رو در اختیارتون گذاشته وما رو خالق زندگیمون قرار داده پس خود ما هستیم که تصمیم میگیریم چه جوری زندگی کنیم
ان شالله تصمیم دارم که سالی که در پیش داریم رو به نام شاد بودن خودم نامگذاری کنم وهدفم شاد بودن وتمرکز بر نکات مثبت وشکر گزاری باشه
بنام خدای دانا و مهربانم ، بنام خالق توانمندم، بنام خدایی ک من از اویم…
سلام بر دردانه های خداوند….
ایستگاه چهلم 🍃از خود تا خدا
الان ساعت ۷:۵۰ دقیقه ی صبحه…و من طبق معمول روزم رو متبرک کردم با اگاهی های سایت و اولین اقدام روزم ب طور قطع و حنم ب محض بیدار شدن ، ب محض چشم باز کردن و حتی قبل از دست و رو شستن😄 اومدن و سر زدن ب بهشت زیبایم یعنی سایت استاد هست…لابلای اگاهی های ناب قدم میزنم و ب قد فهم و درکم سیر و سلوک میکنم💖
خدا میدونه تا الان چ زندگی هایی اینجا زیر و رو شده ب معنای واقعی کلمه…
خدا میدونه ب واسطه ی اگاهی های ناب اینجا چ امید هایی زنده شده…
خدا میدونه چ باورهای محکم و الهی در وجود اهالی سایت شکل گرفته…
خدا میدونه چ روابط زیبایی ب واسطه ی اگاهی های اینسایت ب وجود اومده…
خدا میدونه …
و برای همه تغییرات الهی خدا رو شکر میکنم و عزم جزم و راسخ اهالی بهشت برای خلق زندگی شون ب کمک فرکانس ها و باور ها رو تحسین میکنم
تحسین میکنم افرادی ک جا نزدن و باور کردن تنها راه تغییر ، از دل جاده ی درون میگذره…
و تحسین میکنم خودم رو …اره خودم رو…منم لایق تحسینم…چون حداقل تو جامعه ی کوچیک اطرافم جز معدووووووود افرادی ام ک با عشقققق و علاقه و با اراده ای محکم دارم تلاااااش میکنم و بجای غر زدن و انگشت اتهام ب دیگران ، دارم روی خودم و باورهام و شخصبتم کار میکنم والحمدالله تا اینجا از همه چی راضیم🤗
طبق عادت خیلی فلش بک میزنم ب گذشته و بررسی میکنم ببینم چی بودم و چ شدم….فککنم استاد ب اینکار میگن چکاب فرکانسی…این اصطلاح رو لابلای کامنت های بچه ها پیدا کردم بچه های بهشتی ک تو دوره های استاد شرکت کردن…خیلی خیلی مشتاقم ادامه ی کار رو با دوره های استادم پیش ببرم و میدونم خدا منو هدایت میکنه…اگه تا الان دوره ی استاد رو تهیه نکردم چون خدا برام زمان بندی خاصی در نظر گرفته…قراره با اگاهی های ناب رایگان ک حکم طلای ناب و گنجینه رو دارن برام ، وجودمو بزرگ و اماده کنم ک ب محض ورود ب دوره ب قول استاد بوم بوم بوم نتایج وارد زندگیم بشن…نتایجی بس بزرگتر 🌺😊چون همین الانم زندگیم لبریز از نتایجه…
اره استاد خوبم، نتیجه این چکاب فرکانسی برام شد اینک من قبلن اون اوایل راه وقتی حسم بهم میریخت میدونستم ک باید ب خوب برگردم…یعنی اگاهیای اون موقع این الارم رو بهم میدادن ک خطر خطر … ویو ویو ویو….خطر خطر…ب حس خوب برگرد …
خب منم اگاهانه میومدم ک حسم خوب کنم…ولی هیچ ابزار ذهنی نداشتم…و ذهنم اون وسط دلمو اشوب میکرد…حالا دیگه مسیله شده بود دوتا….اون موضوعی ک حسمو ریخته بهم و این تلاش ناکام برای بهتر شدن حس و نداشتن ابزار…میدونستم باید حسمو خوب کنم ولی راهی نداشتم…
اینا قصه ی اون روزا بود
ولی شاعر میگه دیو چو بیرون رود فرشته دراید😄❤
مدت ها تو کوچه های بهشتی سایت قدم زدم ازین فایل ب اون فایل…ساعت ها ساعت ها…زمان برام بی اهمیت بود…دوس داشتم همه اش اینجا باشم و کیف میکردم از شنیدن…تا اون هدایت خوبه رسید ک از داشتنش بی نهایت وجودم لبریز شکر گذاریه🤗❤
خدای مهربانم منو هدایت کرد ب سفرنامه…و قدم ب قدم، اجر ب اجر ، خشت ب خشت ساختهشدم …حدیثی نو متولد شد…ورژن جدید حدیث… با این اپشن ها…
توحیدی تر …
با باور محکم فرکانسی بودن…
لایق تر…
سپاسگزار تر…
خدا دوست تر…
ارام تر…
مومن تر…
با چشمانی ک زیبابین تر شده بودند…
قلبی ک شادتر شده بود…
این نسخه ی جدید از من میدونه اولین و مهمترین سپر دفاعی اینه ک کانون توجهت رو کنترل کن…حواست باشه مااااا فقط خوووبی ها رو میبینیم…..زیبایی ها رو میشنویم…و تمرکزمون فقط رو قشنگیای عالمه…
اما ی وقتایی سپر دفاعی اول میشکنه و حسم بهم میریزه…
دیگه مثل قبل نیستم ک ابزار نداشته باشم…سریع جملات مریم و استاد میان تو ذهنم…
جملاتی ک دیگه مال حدیثه
باورهاشه
تو یک موجود فرکانسی…تمام اتفاقات زندگیم بدون استثنا نتیحه ی باورهای خودمه…خدا تنها منبع قدرت در جهانه…
همین جملات سریع ذهنمو اروم و خاموش میکنه…
و خلاص😄❤
خدا رو شکر…
چند جلسه است ک تاکید مریم و استاد رو داشتن حس خوبه…
اولویت ما همینه
مهم ترین قسمت زندگی من همینه…
ک در حس شادی و امید و ایمان بمونم…
و خدا منو هدایت میکنه ب اتفاق ها و مکان های زیبا….و طبق قانون احساس خوب بیشتری رو دریافت میکنم….
خدایا شکرت برای قانون ساده
راستی خوندن قران رو شروع کردم….قرانی دارم با ترجمه ی الهی قمشه ای…شروع کردم خوندن…قبلن معنی قران رو کنگاه میکردم اونقد گنگ بودک حس میکردم کلماتی بهم ریخته است ک نیاز داره دوباره مرتب بشه و خوانا….حالا با دیدگاه و نگرش فرکانسی چ خوب میفهمم ایات رو…
خدا وکیلی کدوم مرجع دینی همچین اقدام زیبایی کردن ک ملت رو ب سمت درک و فهم قران دعوت کنن و این دعوت شیرین بیاد در نظر مردم…
هیچکدوم
ولی سید حسین اینکارو کرد…هنوز حرفای فایل ۳۹ تو گوشم میچرخه…راستی تلگرامم رفتم…اون فایل ۱۲ دقیقه ای ک در ادامه ی توصیحات فایل ۳۹ بود رو گوش دادم….حجت رو تمام کردی سید حسین نازنین…
خدا رو شکر ک در جوانی فهمیدم راهو…
چقد خدا دوستم داشته ک هدایتم کرده…
خدایا شکرت معبودم…
یکی از جملات استاد تو فایل ۴۰ ک با یک عالمه ایمان گفت مثل بقیه جملاتش این بود ک
بخدا ثروت همه اش تو ذهنه….ذهن باید درست بشه…ثروت خودش میاد…اینجا کلید رو گرفتم…برای درک عمیق تر….
از جمله ی بالا برداشت های گوناگونی شده؛لذا من هم خواستم برداشت خودم رُ ازش داشت باشم.
آخه وقتی شروع کردم به خوندن متنِ فایل ، با دیدن اولین جمله استاد؛ در دنیایی که «هر لحظه بازخورد فرکانسهایمان را وارد زندگیما میکند»، هر روزمان میتواند نوروز باشد اگر:
“احساس خوب داشتن، شادی و آرامش” را اولویت مهم زندگی قرار دهیم و به جز این، هیچ چیز را جدی نگیریم.
کافی است هر ناخواسته ای را در اطرافت نادیده بگیری
اخه اگه زینب در اون روز عاشورا غیر از این عمل کرده بود مگه میتونست بگه ما رایت الا جمیلا ؟
اون جمله ی بالا رُ آوردم تا به خودم بگم آره،میشه در هرشرایطی نکات مثبتی هم پیدا کرد.
کافی است بجای مرور مشکلات در ذهنم و نگران بودن درباره آنها، به هر شکلی که میتوانم، زیباییهای اطرافم را تحسین کنم. خواه تحسین یک فرد باشد یا یک موضوع.
کافی است، از توضیح دادن درباره مشکلات، ترسها، نگرانیها یا افرادی که موجب ناراحتیام شدهاند، دست بکشم
کافی است باور کنم که هراتفاقی، به نفعم است. (الخیر فی ما وقع)
کافی است به یاد بیاوری که، خداوند بزرگترین حامیام است و با مرور این موضوع، ذهنم را ساکت کنم.
نعمت های خدا در همه جا و همیشه مثل اکسیژن موجود است و افراد زیادی نیستند که از این نعمتها استفاده می کنند و تنها مانع برای ورود این نعمتها به زندگی هر کس در ذهن خودشه.
من الآن که دارم این فایل رُ می بینم کاری ندارم که چند سال از ضبط این فایل میگذره ولی دوشب تا آخرین یلدای قرن سیزدهم شمسی و 92روز تا اولین بهار قرن چهار دَهِ شمسی وقت دارم و اهداف زیر را برای این نود و اَندی روز برمی گزینم.
1هدف اول:
تمرین کردن برای اینکه هر روز آگاهانه ورودی هایی به ذهنم راه دهم و آگاهانه بر نکات مثبت توجه کنم و هر شب و هر صبح با انجام تمرین ستاره ی قطبی آنچنن احساس خوبی برای خودم رقم بزنم که عید وقتی هر کسی من را می بیند بگویید : تو چه قدر خونسرد شدی !!! ☺ خیلی تغییر کردی چه روحیه ات شاد تر شده.
این را به عنان هدف اصلی ام قرار دادم؛چون می دانم که اگر در لحه زندگی کن و احساس خوبی داشته باشم و با این احساس خوب خواسته هایم را تجسم کنم نعمت های خداوند همانهایی که برای من قدیمی و خیلی از افراد معمولی جز بزرگترین اهداف هستند و فکر می کنند که اگر به اون هدفشون برسند همه چی عالی میشه فارغ از اینکه بعد از رسیدن بهش انچنان براشون عادی میشه که نگو و از مسیر رسیدن به هدفشون هیچی به یادشون نمیمونه به زندگی من سرازیر می شوند و با حذف هر ترمز با سرعت بیشتری به سمت من می آیند.
من از روزهای اول سال 1400 این جمله ها را از اطرافیانم میشنوفم که ؛ چه خونسردی ، چه شاد تر شدی ، اخیرا وقتی بهت فکر می کردم یه حس خوبی بهم دست می داد.
2هدف دوم:
من با توجه بر نکات مثبت راه ادن آگاهانه ی ورودی های دلخواه به ذهنم آنچنان احساسی در خودم خلق می کنم که بتوان تجسم کنم که گوش سمت راستم شنوایی اش که چند سالی است به پنج درصد رسیده و با عمل جراحی هم خوب نمیشه و فقط باید از سمعک استفاده کنم (به باور پزشکها ) یا با تجسم شنوایی از گوش راست در احساس خوب (به باور خودم) افزایش یابد.
من شب عید 1400 می توانم با دست گذاشتن روی گوش سمت چپم فایل های استاد را راحت بشنوفم.
3هدف سوم:
مطالعه ی یک دور قرآن تا شب عید 1400.
من تا شب عید 1400 یک دور کامل قرآن را خوانده ام.
خدا وند دوست دارد که شادی من را ببیند.
من با شادی ام نشون میدم که چه قدر به خدا نزدیک هستم.
اصل داستان اینه که ما لذت ببریم از لحظه لحظه ی زندگیمون.
ما نباید بگیم اول به خاسته هامون برسیم بعد به احساس خوب برسیم، این اصل نیست اصل اینه که وقتی ما به احساس خوب برسیم خود به خود به هر چه که بخواهیم می رسیم.
در روز 40 سیرتحول هستم و خدارو شکر که واقعا سیر تحولم رو میبینم
خدا را سپاسگذارم که تونستم تو این دوره شرکت کنم و به خودم متعهد باشم که این دوره رو تا آخرش برم و نظم بدم به خودم به کامنت گذاشتن در این دوره و بتوانم درکم رو از هر فایلش تایپ کنم تا ردپایی از تحولم اینجا بماند.
وقتی که دیدم در سال 95 این فایل رو دیدم و چندین بار گوش کردم خیلی فکر کردم و خیلی عالی قانون تکامل رو یاد گرفتم
با خودم گفتم من از سال 95 تا الان چکار کردم و چقدر پیشرفت کردم و چقدر به اونچه که دوست داشتم رسیدم؟
خدا رو شکر که خدا با این چیزا سیر تحول آدم رو تکمیل میکنه و تا قانون تکامل رو طی نکنی اتفاق مهمی برات نمی افته و نمی تونی لذت بیشتری ببری.
واقعیت اینه من از سال 95 داشتم مسیر رو اشتباه می رفتم چون شاد بودن و احساس خوب داشتن و لدت بردن رو در رسیدن به پول و ثروت و چیزای دیگه میدونستم بخاطر همین پیشرفتی نداشتم
اما امروز با دیدن این فایل و چندین بار گوش کردن پی بردم که تنها هدف مهم این باید باشه که در هر لحظه با تغییر نگاه م به همه موضوعات زندگی بتوانم شادتر باشم بیشتر لذت ببرم و اینقدر به موضوعات گیر ندم و رها کنم هر گونه سنگینی و باری که خودم در درونم هست.
تنها هدفم اینه که بتوانم منم تحسین کردن و دیدن فراوانی و نعمتها رو یاد بگیرم و از هر لحظه شادی خلق کنم و احساس خوشبختی رو همیشه در خودم ایجاد کنم اونم احساس شادی که درونی باشه از ته دل با تمام وجود باشه اینقدر شاد باشم که هر روز آرام تر و با ایمان تر شوم و راه درست انسانهای موفق رو طی کنم و بیشتر و بیشتر از زندگی لذت ببرم.
هدف بعدی من پیشرفت از لحاظ مالی هست دلم میخواد خیلی ثروتمند باشم خیلی پولدار باشم خیلی امکانات و لوازم برای خودم داشته باشم اینقدر دوست دارم که پول در بیارم که احساس ثروتمندی رو با تمام وجودم تجربه کنم و اون احساسی که آزادی مالی به آدم میده تجربه کنه از اول سال 99 هم هدفم پیشتر پیشرفت از لحاظ مالی باشه ولی در کنارش تحسین و آرامش و شادی رو نداشتم مطمئنم که اگر رو باورهای ثروت سازم که هر روز دارم کار میکنم و با ترکیب شادی در زندگی ام صد در صد هر روز ثروتمند تر و شادتر میشم و راحت تر با زندگی کنار میام
واقعا من از اون آدمهایی بودم که زندگی رو جدی گرفتم و چیزی نشد و امروز با فهمیدن این موضوع آماده پیشرفت خیلی عالی هستم
از اونجایی زیاد اهل تو جمع بودن و گفتن پیشرفت ها نیستم کمتر میام تو سایت و کامنت میذارم ولی بخودم قول میدم که تغییر کنم و با دیدگاه نوشتن هم خودم رو بیشتر بشناسم هم سیر تکامل خودم رو ثبت کنم هم باعث بشم که دیگران بتوانند بهتر پیشرفت کنند.
منتظر نتایج عالی و شگفت انگیز که خودم خلق می کنم باشید و بهترین هایی که دوست دارید رو براتون آرزو میکنم.
خوشحالم که فرصتی دوباره فراهم شد که بازم کامنتی که حرفای دلم توشه رو بنویسم سال نو که تو ایران مصادف با بهار و نو شدن همه چی اینکه همه چیز تازه و نو میشه روحیه آدم خیلی بهتر میشه من قبلنا اول سال خیلی آرزو ها میکردم خیلی هدفا رو در نظر میگرفتم ولی به خاطر باور های اشتباه و هدف گذاری اشتباه طبیعتا بهشون نمیرسیدم و دلسرد میشدم به پوچی میرسدم چون راهشو بلند نبود ولی تازه با این آگاهی ها میفهمم اشکال کار کجا بود استاد خودتون بهتر میدونید نعمت فقط روزی نیست آدم های درست تو زندگی آدم نعمتن خوشحالم که کنارشما تو این جمع دوست داشتنی هستم قبلنا فکر میکردم مسیر رسیدن به اهداف زجر و بدبختی چون اکثر افراد هم همینو میگفتن و آدم میترسید اصلا از رسیدن به یه هدفی صحبت کنه ولی شما چه خوب میگین که اگه هدف عشقت باشه دیگه زجری توش نیس و مسیرش زیبایی مسیرش لذته مسیرش توجه به نکات مثبته چقدر خوب به ما یاد میدید که با یه امکانات ساده میتونیم بهترین لذت هارو از زندگی ببریم اینکه میگید با مختصر آذوقه بریم تو دل طبیعت لذت ببریم زندگی رو جدی نگیریم سخت نگیریم خودمونو درگیر نکنیم رها باشیم اگه بتونیم اینارو تو عمل انجام بدیم زندگی خیلی راحتو لذت بخش میشه من به این حرف خیلی اعتقاد دارم اگه کسی نتونه از زندگیش لذت ببره و احساسشو خوب کنه به هیچ جایی نمیرسه چون الگوشو خیلی دیدم چون قانونه احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب اگه اینو از ته دل ایمان بیاریم دیگه احساس خوب داشتن مهم ترین مسئله زندگیمون میشه
خداروشکر که 40 روز تونستم هر روز این سفر رو با تعهد پشت سربگذارم.ازین بابت خیلی خوشحال و سپاسگذار هستم.امیدوارم که بتونم روزهای اینده هم ادامه فایل ها رو پیگیری کنم.
خیلی دوست داشتم ببینم اولا چه فایلی در روز چهلم قراره ببینم و اینکه اون موقع چه وضعیتی دارم.چون چهل روز عدد مقدسی هست و تمرین یک کار در 40 روز طبق همون صحبتهای خانم شایسته در شروع فصل دوم بسیار موضوع مهمی هست.
فایل بسیار عالی بود و سرنخ شروع یک مسیر جدید رو بهم داد.اینکه واسه ادامه کار هدف تعیین کنیم.واسه سال جدید.
اینکه مهمترین هدف ما باید شاد بودن باشه.
داشتم با خودم فکر میکردم که امشب که شب چهلم هست چه اتفاق مهمی واسم افتاد و جالبه اصلا یادم نبود.امشب شروع یه ایده خیلی عالی و بزرگ در حوزه تجارت الکترونیک برای من بود.ایده ای که حدودا سه هفته پیش بهم گفته شد و من بدون درنگ شروع کردم به فراهم کردم مقدماتش و هر روز که گذشت کاملتر و بهتر شد.الان حدود یکهفتس نشد شروع کنم چون هربار نیاز بود کاملتر بشه.
امشب وقتی استارت زدم بعدش متوجه شدم که شب چهلمه سفرنامه هست و این میتونه یه نشونه عالی باشه واسه اینکه قطعا روزای عالی و خوبی در پیشه.خیلی حسم عالیه واسه اجرای این ایده.کاری که خودم با علاقه زیاد از همون ایده اولیه تا الان روش کار کردم و تنها کاری که کردم قدم اول رو برداشتم وقتی ایده اومد.
حرکت حرکت حرکت
ایده اومد باید روهوا بزنیم و حرکت کنیم.گوش دلمو تیز کردم برای شنیدن الهامات بعدی خداوند برای انچه که بهم میگه.
خیلی خوشحالم که امشب یه پروژه عالی رو استارت زدم.امیدوارم که بزودی بتونم نتایج اون از جمله نتایج مالی اون رو در کامنتهای همین سفرنامه بنویسم.
واقعا کامنت خانم شایسته عالی بود انگار مثل یه تک تیر انداز دقیق به هدف زده بودید.اینکه ما با تجربه هامون هم خودمونو بهتر میشناسیم و هم رشد میکنیم.مهم اینه با علایقمون با اون کاری که لذت میبریم درگیر بشیم دیگه نتایج خودش انشالله خواهد امد.و اینکه باید پشتوانه داشته باشیم تا بتوانیم حس خوب رو بصورت مداوم نگه داریم.پشتوانه ای از جنس درون از جنس الله یکتا.
امیدوارم که در زمان مناسب ببینمتون استاد و بوسه بارونتون کنم.
ببنام الله یکتان..سلام خدمت همه دوستانم..روز ۴۰سفزنامه این فایل عالی بود خدایا شکرت من ساعت ۶صب بیدار شدم واومدم توسایت والان اول صب یه روز جدید رو با این فایل شروع میکنم الان ذهنم داره نجواکنان تمام مسائل رویادم میاره ومن میدونم از جانب شیطانه من به خدا پناه میبرم واز او هدایت وحمایت میطلبم..خدایا از اینکه هستی در وجودم ومرا حمایت میکنی سپاسگزارم من با وجود هدایت های تو در دنیا واخرت به نیکی خواهم رسید ..ایمان دارم که باشادی واحساس خوب لاجرم افاقات عالی مرا بمباران خواهد کرد خدایا فوانینت برایم بینهایت زیباست خدایا شکر که سنتت تغییر نمیکند ودیگه بهتر میتونم با این اگاهی ها شیطان ذهنم را کنتر ل کنم ومن نظاره گر باشم که او از وجودم رخت بر بندد وبرود چون این حوانه ای که در دلم هست بسیار ریشه ی قوی را شکل میدهد در قلبم ودر حال رشد است ومن هر روز با شادی باتمام تلاشم ازین جوانه ایمان ویقینم مراقبت خواهم کرد تا رشد کند تا تمام وجودم را بگیرد من به قدرتم که از خداوند به من ارث رسیده ایمان دارم واراده ام را در این مسیر میگذارم که میدانم با عمل به این اگاهی ها خیر دنیا واخرت را دارم..خدایا توبرایم همه چیزی تو رو در وجود پدر ومادر میبینم که مهمانم هستند در وجود فرزندم که ارام کنارم خوابیده در وجود همسرم که شب سر کارش بود من اصلا نگرانی وترسی بابتش نداشتم فقط از خدا براش سلامتی وایمان قوی خواستم..خدایا تودر همه چیز قابل دیدنی همه پاره ای از منن از تو..خدایا از تو بودن به من حس ارزشمندی ولیاقتی میدهد که تمام وجودم را ارامش واحساس عالی فرا میکیرد خدایا برای وجود دستان پر مهرت استاد ومریم عزیزم بینهایت سپاس خدایا برای این سایت با برکت سپاس خدایا برا اینکه من همسر وفرزندی عالی دارم سپاس برای تمام نعمت ها سپاسسسسس
رسیدم به روز چهلم ؛
خیلی دوست داشتم روز چهلم روز خاصی باشه برام، روزی که ببینم تغییرات شگرفتی کردم، روزی پر از شادی و شوق رسیدن به هدف!
اما نه آسمون آبی تر شده بود و نه من به شادی غیر قابل توصیفی رسیده بودم، بخاطر همین خیلی از خودم عصبانی شدم، خیلی خودمو سرکوب و سرزنش کردم و میتونم بگم برای اولین بار توی این یک سال گذشته ناامیدی عمیقی سراغم اومد، حس اینکه من بی ارزشم و هرکاری بکنم جواب نمیده،
حس اینکه چقدر بیچاره ام و چقدر گناه دارم.
نجواها که تبدیل به فریاد شده بودن توی گوشم داد میزدن : دیدی؟ تو حتی با اینکه به تعهدت پایبندم بودی تغییری نکردی، تو احمقی، تو بی ارزشی! قانون برای تو جواب نمیده، اصلا تو هیچی بلد نیستی، تنبلی کردی، کوتاهی کردی، تو یه آدمه بی انگیزه و منزجر کننده ای.
حتی به این فکر کردم که خودمو بکشم تا شاید توی زندگی بعدیم توی شرایط دیگه ای به دنیا بیام ، در جسم دیگه ای، کلی افکار و نجواهای احمقانه ی دیگه، نمیخوام راجب به جزئیات تصمیمم برای غمگین بودن براتون توضیح بیشتری بدم ولی دوست دارم اسانس و نتایج کارهامو به اشتراک بزارم.
قبل از هرچیزی دوست دارم به اهمیت عزت نفس اشاره کنم.
عزت نفس، عزت نفس ،عزت نفس، عزت نفس! هر دردی میکشید از کمبود این عامله! منم هر دردی که دیشب و در طول زندگیم کشیدم بخاطر فقدان شدید این عامل بوده و هست، پس دوست دارم به خودم بگم که خیلی بیشتر از اینا باید روی عزت نفست کار کنی. البته این چیزی نیست که یادم بره اما میدونم تا وقتی اولویتم قرارش ندم قرار نیست تغییر شگرفی ایجاد بشه.
دوست دارم یادآوری کنم که چقدر اشتباه میکنم که هربار خودمو ، شرایطم و نتایجمو با بقیه مقایسه میکنم، راستش نمیدونم چیزی به نام رقابت سالم وجود داره یا نه، ولی من تا به حال هیچوقت رقابت سالمو تجربه نکردم، میدونم یکی از بزرگترین اشتباهاتم این بود که از همون اول توی دلم از خودم توقع داشتم بعد از این چله نتایجی در حد یکی از افرادی که خیلی شرایطش مورد پسندم بود رو کسب کنم، در حد اون توی کارم حرفه ای بشم و به اندازه ی اون بهم توجه بشه و خلاصه کلی مورد تایید و قدردانی قرار بگیرم. ولی وقتی دیدم که چقدر کند روند موفقیتم پیش میره خیلی خیلی غمگین شدم و اجازه دادم حزن تمام وجودمو فرا بگیره و طراوت و هدف اصلی زندگی که شادمانه زیستنه رو ازم بگیره. (هنوزم گاهی برام باور این قضیه که هدف اصلی شادمانه زیستنه خیلی سخته، به قول توضیحات بانو شایسته در این قسمت و صحبتهای این فایل خودتون وقتی قانون اصلی که احساس خوب برابر است با اتفاقات خوب رو میفهمیم فکر میکنیم همچی حل شدست اما مادامی که در زندگیمون به صورت عملی سعی میکنیم ازش استفاده کنیم میبینم اوه اوه! اصلا به این سادگیا نیست، چون احساس خوبو به کلی عوامل بیرونی ربط دادیم و به خودمون اجازه ی داشتن احساس خوب رو فقط در شرایط خاصی دادیم!!) من هم خودمو قربانیه همین شرطو شروطا کردم و حسابی جلوی ورود احساس مثبت رو گرفتم.
حسابی خودم رو بخاطر اینکه نتونسته بودم به اندازه ی فلانی تغییر ایجاد کنم یا مثله بهمانی به فلان نتایج بزرگ برسم سرزنش کردم و اجازه ندادم از همین تغییرات کوچیکی که تونسته بودم در این چهل روز بوجود بیارم لذت ببرم، نتونستم از داشته هام لذت ببرم و سپاسگزار باشم. چون مثله خیلیای دیگه گفتم : آخه اینم شد پیشرفت؟ اینم شد موفقیت؟
وقتایی که یه تغییر کوچیک اما خوب رو ایجاد میکردم و میخواستم خودمو تشویق کنم ذهنم میگفت : آخه تغییری به این فسقلی ای مگه تشویق داره؟ اگه راست میگی فلان قدر سفارش بگیر، فلان قدر فالور جمع کن، فلان قدر پول دربیار و حسابی حالمو میگرفت.
طی این چهل روز، مخصوصا روز آخر که روز برسی تغییراتم بود خیلی نجواها پرسرو صدا شده بودن، زیر بغلشون یه پوشه پر از استدلال و دلایلی که “من موفق نیستم، یا من ارزشمند نیستم، یا من لایق نیستم ” گذاشته بودن و آماده ی پرت کردن دلایلشون به سمتم بودن.
مهمترین استدلالشونم این بود که : تو که تعهد دادی، پس چرا به فلان موفقیتی نرسیدی؟ تو که میگفتی تعهد دادی، پس چرا فلان قدر پول نداری؟
در جواب این استدلالا میخوام بگم اصلا قرار نبوده توی این چهل روز به این موفقیتای گنده گنده برسم! چرا؟ چون اول از همه قانون تکامل این اجازه رو نمیده بعدشم تعهد بخشی از کاره و بقیش میزان کیفیت عملکردم و بازهم قانون تکامله!
حتی اگه متعهد به نوشتن روزانه ی دیدگاه باشم ولی در طول روز نتونم ذهنمو کنترل کنم و از آگاهیام استفاده نکنم قرار نیست به نتیجه ی خاصی برسم! چون جهان به فرکانس “غالبم” جواب میده نه به یک ساعت شاد بودنام، نه به چهار بار تکرار جملات تاکیدی و نه به ده دقیقه مرور قانون و بعدش برگشتن به خونه ی اول و عملکردای قدیمیم.
دوست دارم به خودم بگم میدونی چرا نتایج خیلی بزرگ نبود؟
۱- چون قانون تکامل قابل فشرده شدن نیست.
۲- فرکانس “غالبت” در حد اون تغییرات بزرگ نیست!
قبلا زیاد میدیدم افرادی رو که میگفتن از فایلها و محصولاتتون استفاده کردن اما نتیجه نگرفتن اما الان میدونم هیچ شکی در حرفها، فایلها و محصولاتتون نیست ، من قول دادم با خودم صادق باشم و بخاطر همین میدونم هروقت تعهدم غیرقابل مذاکره بوده نتایج شروع شدن و در صورت ادامه بزرگ و بزرگتر، اما هروقت نتایجم دلسرد کننده بوده، مشکل از :
۱- مشکل در درک من از قانون و حرفهای استاد بوده (در نظر نگرفتن قانون تکامل و ندونستن دقیق قانون جذب یا برداشت اشتباه ازش)
۲- انتظار و توقع بیجا (همون قضیه ی قانون تکامل که بسیاار مهم و پاشنه ی آشیل هممونه)
۳- فارغ کردن خودم از کنترل ذهن بعد از اینکه نتایج شروع میشدن.
۴- غالب نشدن فرکانسهای هم جهت با خواسته ام.
تا الان نتونستم دلیلی غیر از اینا برای کسب کردن یا نکردن نتایج دلخواهم پیدا کنم. فکرم نمیکنم دلیل دیگه ای وجود داشته باشه، با توجه به تجربیات خودم و دوستانی که از این مباحث استفاده میکنن.
فقط میتونم بگم سپاسگزارم💗
دو نکته ای که امروز منو از تنش و غم شدید نجات داد :
۱. هرچیزی که نکشتت قوی ترت میکنه.
۲. هیچ چیز خیلی مهم نیست، آخرش هممون قراره به منشامون برگردیم و فقط این دنیا نیست. پس شل کن خودتو و بیشتر سعی کن زندگی رو زندگی کنی تا کسب شرایط و موقعیت خاصی.(هرچند اگه این کارو بکنیم، مطمئنا به شرایط و موقعیت های مورد نظرمون هم میرسیم.)
از نتایجی که طی این چهل روز کسب کردم به شدت راضیم و بزرگترین نتیجه ام اینه که هیچیو خیلی بزرگ نمیکنم و خیلی رهاتر شدم، اگه شما بدونید چقدر بیخیال لم دادم روی تختم و چقدر این بیخیالی لذت بخشه😁
انقدر توی انجام کارام بیخیال بودم که با اینکه تمام روز داشتم کار میکردم ذره ای خسته نشدم، چون اصلاا مثله گذشته برای نتیجه کار نمیکردم و بدون اینکه خیلی متوجهش باشم داشتم از پروسه لذت میبردم!
به نام نگارنده زیبایی ها
سلام به استاد عزیزم ومریم جانم.
چهلمین روز سفرم
امروز قبل از پلی کردن فایل با عصبانیت با بچه هام دعوا میکردم وبهشون گیر میدادم وقتی این فایل پلی شد واز شاد بودن و رها بودن وآرام بودن گفت ناخودآگاه آرام شدم استاد ممنونم ازتون که اینقدر خوبیداینقدر ماهید
شما
من از وقتی که با استاد وقوانین الهی آشنا شدم سعی میکنم که توجه کردن وتمرکزم را روی نکات مثبت هر چیزی بزارم وتا به الان 60 درصد موفق بودم ومطمینم که به لطف خدا میتونم 100 درصد موفق بشم وبه هر آنچه که میخواهم برسم
کسی در این جهان بدبخت نیست اگر کسی بدبخت وبد شانس هست خودش انتخاب کرده که اینجوری باشه خدا ابزار لازم رو در اختیارتون گذاشته وما رو خالق زندگیمون قرار داده پس خود ما هستیم که تصمیم میگیریم چه جوری زندگی کنیم
ان شالله تصمیم دارم که سالی که در پیش داریم رو به نام شاد بودن خودم نامگذاری کنم وهدفم شاد بودن وتمرکز بر نکات مثبت وشکر گزاری باشه
شاد و پیروز و موفق باشید
بنام خدای دانا و مهربانم ، بنام خالق توانمندم، بنام خدایی ک من از اویم…
سلام بر دردانه های خداوند….
ایستگاه چهلم 🍃از خود تا خدا
الان ساعت ۷:۵۰ دقیقه ی صبحه…و من طبق معمول روزم رو متبرک کردم با اگاهی های سایت و اولین اقدام روزم ب طور قطع و حنم ب محض بیدار شدن ، ب محض چشم باز کردن و حتی قبل از دست و رو شستن😄 اومدن و سر زدن ب بهشت زیبایم یعنی سایت استاد هست…لابلای اگاهی های ناب قدم میزنم و ب قد فهم و درکم سیر و سلوک میکنم💖
خدا میدونه تا الان چ زندگی هایی اینجا زیر و رو شده ب معنای واقعی کلمه…
خدا میدونه ب واسطه ی اگاهی های ناب اینجا چ امید هایی زنده شده…
خدا میدونه چ باورهای محکم و الهی در وجود اهالی سایت شکل گرفته…
خدا میدونه چ روابط زیبایی ب واسطه ی اگاهی های اینسایت ب وجود اومده…
خدا میدونه …
و برای همه تغییرات الهی خدا رو شکر میکنم و عزم جزم و راسخ اهالی بهشت برای خلق زندگی شون ب کمک فرکانس ها و باور ها رو تحسین میکنم
تحسین میکنم افرادی ک جا نزدن و باور کردن تنها راه تغییر ، از دل جاده ی درون میگذره…
و تحسین میکنم خودم رو …اره خودم رو…منم لایق تحسینم…چون حداقل تو جامعه ی کوچیک اطرافم جز معدووووووود افرادی ام ک با عشقققق و علاقه و با اراده ای محکم دارم تلاااااش میکنم و بجای غر زدن و انگشت اتهام ب دیگران ، دارم روی خودم و باورهام و شخصبتم کار میکنم والحمدالله تا اینجا از همه چی راضیم🤗
طبق عادت خیلی فلش بک میزنم ب گذشته و بررسی میکنم ببینم چی بودم و چ شدم….فککنم استاد ب اینکار میگن چکاب فرکانسی…این اصطلاح رو لابلای کامنت های بچه ها پیدا کردم بچه های بهشتی ک تو دوره های استاد شرکت کردن…خیلی خیلی مشتاقم ادامه ی کار رو با دوره های استادم پیش ببرم و میدونم خدا منو هدایت میکنه…اگه تا الان دوره ی استاد رو تهیه نکردم چون خدا برام زمان بندی خاصی در نظر گرفته…قراره با اگاهی های ناب رایگان ک حکم طلای ناب و گنجینه رو دارن برام ، وجودمو بزرگ و اماده کنم ک ب محض ورود ب دوره ب قول استاد بوم بوم بوم نتایج وارد زندگیم بشن…نتایجی بس بزرگتر 🌺😊چون همین الانم زندگیم لبریز از نتایجه…
اره استاد خوبم، نتیجه این چکاب فرکانسی برام شد اینک من قبلن اون اوایل راه وقتی حسم بهم میریخت میدونستم ک باید ب خوب برگردم…یعنی اگاهیای اون موقع این الارم رو بهم میدادن ک خطر خطر … ویو ویو ویو….خطر خطر…ب حس خوب برگرد …
خب منم اگاهانه میومدم ک حسم خوب کنم…ولی هیچ ابزار ذهنی نداشتم…و ذهنم اون وسط دلمو اشوب میکرد…حالا دیگه مسیله شده بود دوتا….اون موضوعی ک حسمو ریخته بهم و این تلاش ناکام برای بهتر شدن حس و نداشتن ابزار…میدونستم باید حسمو خوب کنم ولی راهی نداشتم…
اینا قصه ی اون روزا بود
ولی شاعر میگه دیو چو بیرون رود فرشته دراید😄❤
مدت ها تو کوچه های بهشتی سایت قدم زدم ازین فایل ب اون فایل…ساعت ها ساعت ها…زمان برام بی اهمیت بود…دوس داشتم همه اش اینجا باشم و کیف میکردم از شنیدن…تا اون هدایت خوبه رسید ک از داشتنش بی نهایت وجودم لبریز شکر گذاریه🤗❤
خدای مهربانم منو هدایت کرد ب سفرنامه…و قدم ب قدم، اجر ب اجر ، خشت ب خشت ساختهشدم …حدیثی نو متولد شد…ورژن جدید حدیث… با این اپشن ها…
توحیدی تر …
با باور محکم فرکانسی بودن…
لایق تر…
سپاسگزار تر…
خدا دوست تر…
ارام تر…
مومن تر…
با چشمانی ک زیبابین تر شده بودند…
قلبی ک شادتر شده بود…
این نسخه ی جدید از من میدونه اولین و مهمترین سپر دفاعی اینه ک کانون توجهت رو کنترل کن…حواست باشه مااااا فقط خوووبی ها رو میبینیم…..زیبایی ها رو میشنویم…و تمرکزمون فقط رو قشنگیای عالمه…
اما ی وقتایی سپر دفاعی اول میشکنه و حسم بهم میریزه…
دیگه مثل قبل نیستم ک ابزار نداشته باشم…سریع جملات مریم و استاد میان تو ذهنم…
جملاتی ک دیگه مال حدیثه
باورهاشه
تو یک موجود فرکانسی…تمام اتفاقات زندگیم بدون استثنا نتیحه ی باورهای خودمه…خدا تنها منبع قدرت در جهانه…
همین جملات سریع ذهنمو اروم و خاموش میکنه…
و خلاص😄❤
خدا رو شکر…
چند جلسه است ک تاکید مریم و استاد رو داشتن حس خوبه…
اولویت ما همینه
مهم ترین قسمت زندگی من همینه…
ک در حس شادی و امید و ایمان بمونم…
و خدا منو هدایت میکنه ب اتفاق ها و مکان های زیبا….و طبق قانون احساس خوب بیشتری رو دریافت میکنم….
خدایا شکرت برای قانون ساده
راستی خوندن قران رو شروع کردم….قرانی دارم با ترجمه ی الهی قمشه ای…شروع کردم خوندن…قبلن معنی قران رو کنگاه میکردم اونقد گنگ بودک حس میکردم کلماتی بهم ریخته است ک نیاز داره دوباره مرتب بشه و خوانا….حالا با دیدگاه و نگرش فرکانسی چ خوب میفهمم ایات رو…
خدا وکیلی کدوم مرجع دینی همچین اقدام زیبایی کردن ک ملت رو ب سمت درک و فهم قران دعوت کنن و این دعوت شیرین بیاد در نظر مردم…
هیچکدوم
ولی سید حسین اینکارو کرد…هنوز حرفای فایل ۳۹ تو گوشم میچرخه…راستی تلگرامم رفتم…اون فایل ۱۲ دقیقه ای ک در ادامه ی توصیحات فایل ۳۹ بود رو گوش دادم….حجت رو تمام کردی سید حسین نازنین…
خدا رو شکر ک در جوانی فهمیدم راهو…
چقد خدا دوستم داشته ک هدایتم کرده…
خدایا شکرت معبودم…
یکی از جملات استاد تو فایل ۴۰ ک با یک عالمه ایمان گفت مثل بقیه جملاتش این بود ک
بخدا ثروت همه اش تو ذهنه….ذهن باید درست بشه…ثروت خودش میاد…اینجا کلید رو گرفتم…برای درک عمیق تر….
الهی شکر…
دوستتون دارم…
الان ساعت ۸:۲۹ دقیقه است و پایان
خدا ، نیروی برتر درونم ، زیبای بی انتها ،
واقعا ازت ممنونم که هدایتم میکنی و من و در مسیری قرار میدی که فایل های استاد عزیزم رو میشنوم ،
من میخوام امسال روی عزت نفسم کار کنم ، روی قدرت نه گفتن به خواسته های دیگران
و در این مسیر از خداوند هدایت میطلبم ،
خدایا هر آنچه که برای داشتن عزت نفس و قدرت درونی به آن نیاز دارم برایم آشکار و روشن ساز
«کُلُّ یَومٍ عاشورا و کُلُّ أرضٍ کَربَلا»
سلام وقت همگی بخیر.
از جمله ی بالا برداشت های گوناگونی شده؛لذا من هم خواستم برداشت خودم رُ ازش داشت باشم.
آخه وقتی شروع کردم به خوندن متنِ فایل ، با دیدن اولین جمله استاد؛ در دنیایی که «هر لحظه بازخورد فرکانسهایمان را وارد زندگیما میکند»، هر روزمان میتواند نوروز باشد اگر:
“احساس خوب داشتن، شادی و آرامش” را اولویت مهم زندگی قرار دهیم و به جز این، هیچ چیز را جدی نگیریم.
کافی است هر ناخواسته ای را در اطرافت نادیده بگیری
اخه اگه زینب در اون روز عاشورا غیر از این عمل کرده بود مگه میتونست بگه ما رایت الا جمیلا ؟
اون جمله ی بالا رُ آوردم تا به خودم بگم آره،میشه در هرشرایطی نکات مثبتی هم پیدا کرد.
کافی است بجای مرور مشکلات در ذهنم و نگران بودن درباره آنها، به هر شکلی که میتوانم، زیباییهای اطرافم را تحسین کنم. خواه تحسین یک فرد باشد یا یک موضوع.
کافی است، از توضیح دادن درباره مشکلات، ترسها، نگرانیها یا افرادی که موجب ناراحتیام شدهاند، دست بکشم
کافی است باور کنم که هراتفاقی، به نفعم است. (الخیر فی ما وقع)
کافی است به یاد بیاوری که، خداوند بزرگترین حامیام است و با مرور این موضوع، ذهنم را ساکت کنم.
نعمت های خدا در همه جا و همیشه مثل اکسیژن موجود است و افراد زیادی نیستند که از این نعمتها استفاده می کنند و تنها مانع برای ورود این نعمتها به زندگی هر کس در ذهن خودشه.
من الآن که دارم این فایل رُ می بینم کاری ندارم که چند سال از ضبط این فایل میگذره ولی دوشب تا آخرین یلدای قرن سیزدهم شمسی و 92روز تا اولین بهار قرن چهار دَهِ شمسی وقت دارم و اهداف زیر را برای این نود و اَندی روز برمی گزینم.
1هدف اول:
تمرین کردن برای اینکه هر روز آگاهانه ورودی هایی به ذهنم راه دهم و آگاهانه بر نکات مثبت توجه کنم و هر شب و هر صبح با انجام تمرین ستاره ی قطبی آنچنن احساس خوبی برای خودم رقم بزنم که عید وقتی هر کسی من را می بیند بگویید : تو چه قدر خونسرد شدی !!! ☺ خیلی تغییر کردی چه روحیه ات شاد تر شده.
این را به عنان هدف اصلی ام قرار دادم؛چون می دانم که اگر در لحه زندگی کن و احساس خوبی داشته باشم و با این احساس خوب خواسته هایم را تجسم کنم نعمت های خداوند همانهایی که برای من قدیمی و خیلی از افراد معمولی جز بزرگترین اهداف هستند و فکر می کنند که اگر به اون هدفشون برسند همه چی عالی میشه فارغ از اینکه بعد از رسیدن بهش انچنان براشون عادی میشه که نگو و از مسیر رسیدن به هدفشون هیچی به یادشون نمیمونه به زندگی من سرازیر می شوند و با حذف هر ترمز با سرعت بیشتری به سمت من می آیند.
من از روزهای اول سال 1400 این جمله ها را از اطرافیانم میشنوفم که ؛ چه خونسردی ، چه شاد تر شدی ، اخیرا وقتی بهت فکر می کردم یه حس خوبی بهم دست می داد.
2هدف دوم:
من با توجه بر نکات مثبت راه ادن آگاهانه ی ورودی های دلخواه به ذهنم آنچنان احساسی در خودم خلق می کنم که بتوان تجسم کنم که گوش سمت راستم شنوایی اش که چند سالی است به پنج درصد رسیده و با عمل جراحی هم خوب نمیشه و فقط باید از سمعک استفاده کنم (به باور پزشکها ) یا با تجسم شنوایی از گوش راست در احساس خوب (به باور خودم) افزایش یابد.
من شب عید 1400 می توانم با دست گذاشتن روی گوش سمت چپم فایل های استاد را راحت بشنوفم.
3هدف سوم:
مطالعه ی یک دور قرآن تا شب عید 1400.
من تا شب عید 1400 یک دور کامل قرآن را خوانده ام.
خدا وند دوست دارد که شادی من را ببیند.
من با شادی ام نشون میدم که چه قدر به خدا نزدیک هستم.
اصل داستان اینه که ما لذت ببریم از لحظه لحظه ی زندگیمون.
ما نباید بگیم اول به خاسته هامون برسیم بعد به احساس خوب برسیم، این اصل نیست اصل اینه که وقتی ما به احساس خوب برسیم خود به خود به هر چه که بخواهیم می رسیم.
عاشقتونم.
خدا نگهدار.
سلام و درود
در روز 40 سیرتحول هستم و خدارو شکر که واقعا سیر تحولم رو میبینم
خدا را سپاسگذارم که تونستم تو این دوره شرکت کنم و به خودم متعهد باشم که این دوره رو تا آخرش برم و نظم بدم به خودم به کامنت گذاشتن در این دوره و بتوانم درکم رو از هر فایلش تایپ کنم تا ردپایی از تحولم اینجا بماند.
وقتی که دیدم در سال 95 این فایل رو دیدم و چندین بار گوش کردم خیلی فکر کردم و خیلی عالی قانون تکامل رو یاد گرفتم
با خودم گفتم من از سال 95 تا الان چکار کردم و چقدر پیشرفت کردم و چقدر به اونچه که دوست داشتم رسیدم؟
خدا رو شکر که خدا با این چیزا سیر تحول آدم رو تکمیل میکنه و تا قانون تکامل رو طی نکنی اتفاق مهمی برات نمی افته و نمی تونی لذت بیشتری ببری.
واقعیت اینه من از سال 95 داشتم مسیر رو اشتباه می رفتم چون شاد بودن و احساس خوب داشتن و لدت بردن رو در رسیدن به پول و ثروت و چیزای دیگه میدونستم بخاطر همین پیشرفتی نداشتم
اما امروز با دیدن این فایل و چندین بار گوش کردن پی بردم که تنها هدف مهم این باید باشه که در هر لحظه با تغییر نگاه م به همه موضوعات زندگی بتوانم شادتر باشم بیشتر لذت ببرم و اینقدر به موضوعات گیر ندم و رها کنم هر گونه سنگینی و باری که خودم در درونم هست.
تنها هدفم اینه که بتوانم منم تحسین کردن و دیدن فراوانی و نعمتها رو یاد بگیرم و از هر لحظه شادی خلق کنم و احساس خوشبختی رو همیشه در خودم ایجاد کنم اونم احساس شادی که درونی باشه از ته دل با تمام وجود باشه اینقدر شاد باشم که هر روز آرام تر و با ایمان تر شوم و راه درست انسانهای موفق رو طی کنم و بیشتر و بیشتر از زندگی لذت ببرم.
هدف بعدی من پیشرفت از لحاظ مالی هست دلم میخواد خیلی ثروتمند باشم خیلی پولدار باشم خیلی امکانات و لوازم برای خودم داشته باشم اینقدر دوست دارم که پول در بیارم که احساس ثروتمندی رو با تمام وجودم تجربه کنم و اون احساسی که آزادی مالی به آدم میده تجربه کنه از اول سال 99 هم هدفم پیشتر پیشرفت از لحاظ مالی باشه ولی در کنارش تحسین و آرامش و شادی رو نداشتم مطمئنم که اگر رو باورهای ثروت سازم که هر روز دارم کار میکنم و با ترکیب شادی در زندگی ام صد در صد هر روز ثروتمند تر و شادتر میشم و راحت تر با زندگی کنار میام
واقعا من از اون آدمهایی بودم که زندگی رو جدی گرفتم و چیزی نشد و امروز با فهمیدن این موضوع آماده پیشرفت خیلی عالی هستم
از اونجایی زیاد اهل تو جمع بودن و گفتن پیشرفت ها نیستم کمتر میام تو سایت و کامنت میذارم ولی بخودم قول میدم که تغییر کنم و با دیدگاه نوشتن هم خودم رو بیشتر بشناسم هم سیر تکامل خودم رو ثبت کنم هم باعث بشم که دیگران بتوانند بهتر پیشرفت کنند.
منتظر نتایج عالی و شگفت انگیز که خودم خلق می کنم باشید و بهترین هایی که دوست دارید رو براتون آرزو میکنم.
به نام خدای مهربان
سلام به عشقا سلام به استادمو خانم شایسته عزیز
خوشحالم که فرصتی دوباره فراهم شد که بازم کامنتی که حرفای دلم توشه رو بنویسم سال نو که تو ایران مصادف با بهار و نو شدن همه چی اینکه همه چیز تازه و نو میشه روحیه آدم خیلی بهتر میشه من قبلنا اول سال خیلی آرزو ها میکردم خیلی هدفا رو در نظر میگرفتم ولی به خاطر باور های اشتباه و هدف گذاری اشتباه طبیعتا بهشون نمیرسیدم و دلسرد میشدم به پوچی میرسدم چون راهشو بلند نبود ولی تازه با این آگاهی ها میفهمم اشکال کار کجا بود استاد خودتون بهتر میدونید نعمت فقط روزی نیست آدم های درست تو زندگی آدم نعمتن خوشحالم که کنارشما تو این جمع دوست داشتنی هستم قبلنا فکر میکردم مسیر رسیدن به اهداف زجر و بدبختی چون اکثر افراد هم همینو میگفتن و آدم میترسید اصلا از رسیدن به یه هدفی صحبت کنه ولی شما چه خوب میگین که اگه هدف عشقت باشه دیگه زجری توش نیس و مسیرش زیبایی مسیرش لذته مسیرش توجه به نکات مثبته چقدر خوب به ما یاد میدید که با یه امکانات ساده میتونیم بهترین لذت هارو از زندگی ببریم اینکه میگید با مختصر آذوقه بریم تو دل طبیعت لذت ببریم زندگی رو جدی نگیریم سخت نگیریم خودمونو درگیر نکنیم رها باشیم اگه بتونیم اینارو تو عمل انجام بدیم زندگی خیلی راحتو لذت بخش میشه من به این حرف خیلی اعتقاد دارم اگه کسی نتونه از زندگیش لذت ببره و احساسشو خوب کنه به هیچ جایی نمیرسه چون الگوشو خیلی دیدم چون قانونه احساس خوب مساوی با اتفاقات خوب اگه اینو از ته دل ایمان بیاریم دیگه احساس خوب داشتن مهم ترین مسئله زندگیمون میشه
زندگی زیباست💙💛💜
سلام به همه دوستان.
خداروشکر که 40 روز تونستم هر روز این سفر رو با تعهد پشت سربگذارم.ازین بابت خیلی خوشحال و سپاسگذار هستم.امیدوارم که بتونم روزهای اینده هم ادامه فایل ها رو پیگیری کنم.
خیلی دوست داشتم ببینم اولا چه فایلی در روز چهلم قراره ببینم و اینکه اون موقع چه وضعیتی دارم.چون چهل روز عدد مقدسی هست و تمرین یک کار در 40 روز طبق همون صحبتهای خانم شایسته در شروع فصل دوم بسیار موضوع مهمی هست.
فایل بسیار عالی بود و سرنخ شروع یک مسیر جدید رو بهم داد.اینکه واسه ادامه کار هدف تعیین کنیم.واسه سال جدید.
اینکه مهمترین هدف ما باید شاد بودن باشه.
داشتم با خودم فکر میکردم که امشب که شب چهلم هست چه اتفاق مهمی واسم افتاد و جالبه اصلا یادم نبود.امشب شروع یه ایده خیلی عالی و بزرگ در حوزه تجارت الکترونیک برای من بود.ایده ای که حدودا سه هفته پیش بهم گفته شد و من بدون درنگ شروع کردم به فراهم کردم مقدماتش و هر روز که گذشت کاملتر و بهتر شد.الان حدود یکهفتس نشد شروع کنم چون هربار نیاز بود کاملتر بشه.
امشب وقتی استارت زدم بعدش متوجه شدم که شب چهلمه سفرنامه هست و این میتونه یه نشونه عالی باشه واسه اینکه قطعا روزای عالی و خوبی در پیشه.خیلی حسم عالیه واسه اجرای این ایده.کاری که خودم با علاقه زیاد از همون ایده اولیه تا الان روش کار کردم و تنها کاری که کردم قدم اول رو برداشتم وقتی ایده اومد.
حرکت حرکت حرکت
ایده اومد باید روهوا بزنیم و حرکت کنیم.گوش دلمو تیز کردم برای شنیدن الهامات بعدی خداوند برای انچه که بهم میگه.
خیلی خوشحالم که امشب یه پروژه عالی رو استارت زدم.امیدوارم که بزودی بتونم نتایج اون از جمله نتایج مالی اون رو در کامنتهای همین سفرنامه بنویسم.
واقعا کامنت خانم شایسته عالی بود انگار مثل یه تک تیر انداز دقیق به هدف زده بودید.اینکه ما با تجربه هامون هم خودمونو بهتر میشناسیم و هم رشد میکنیم.مهم اینه با علایقمون با اون کاری که لذت میبریم درگیر بشیم دیگه نتایج خودش انشالله خواهد امد.و اینکه باید پشتوانه داشته باشیم تا بتوانیم حس خوب رو بصورت مداوم نگه داریم.پشتوانه ای از جنس درون از جنس الله یکتا.
امیدوارم که در زمان مناسب ببینمتون استاد و بوسه بارونتون کنم.
خدانگهدار
وقتی درباره قانون احساس خوب = اتفاقات خوب مطلع می شوم باخود میگویم
دیگر همه چیز تمام فقط باید ذهنم را کنترل کنم دیگر فهمیدم باید چکار کنم.
اری قانون به همین اندازه ساده است اما عمل کردن به ان به این اسانی نیست.
اما به محض اینکه به تضادی برخورد میکنم انگار همه چیز را فراموش میکنم
و اوضاع سخت میشود. انگار دیگر نمیتوانم به ان اگاهیی ها که ادعا هم میکردم
عمل کنم. تعهدم را از دست میدهم.
این باور که بدانم شرایط نادلخواه الانم فقط به خاطر فرکانس های گذشته ام بوده
که چنین شرایطی برایم به وجود اورده و می تواند شرایط اینده ام تغییر کند
اگر الان فرکانس هایم را کنترل کنم و تغییر دهم.
ان بخش از وجودم که به محض اتصال به ان همه چیز یکباره تغییر میکند همه
چیز یکباره خوب میشود.
آری اگر ایمان و انگیزه ی من به اندازه ی خردلی باشد کار هایی میکنم
که خودم تعجب میکنم.
دقیقا تمام نیاز های من تمام زندگی من از اتصال به این نیرو اب میخورد.
باید خودم بشوم سبک شخصی ام را دوباره بازیابم.
همواره چیزی درون وجود من میخواهد که رشد کند و توانایی های بی اندازه
خودش را بروز دهد اما چیزی جلویش را میگیرد
مانند عقابی که میخواهد پرواز کند اما پایش زنجیر شده.
آری در دنیایی که هر لحظه بازخورد فرکانس هایم را وارد زندگی ام میکند
هر روز میتواند نوروز باشد اگر هر لحظه فرکانس هایی ارسال کنم که نشانه شان
احساس خوب باشند.
برای اینکار باید احساس خوب داشتن را در اولویت قرار دهم.
کافیست اشغال های ذهنم را بیرون بریزم.
کافیست زیبایی های اطرافم را تحسین کنم .
هر اتفاقی به نفع من است و جزئی از درس هایم.
خداوند با قدرت بی انتهایش همیشه حمایتگر من است.
ببنام الله یکتان..سلام خدمت همه دوستانم..روز ۴۰سفزنامه این فایل عالی بود خدایا شکرت من ساعت ۶صب بیدار شدم واومدم توسایت والان اول صب یه روز جدید رو با این فایل شروع میکنم الان ذهنم داره نجواکنان تمام مسائل رویادم میاره ومن میدونم از جانب شیطانه من به خدا پناه میبرم واز او هدایت وحمایت میطلبم..خدایا از اینکه هستی در وجودم ومرا حمایت میکنی سپاسگزارم من با وجود هدایت های تو در دنیا واخرت به نیکی خواهم رسید ..ایمان دارم که باشادی واحساس خوب لاجرم افاقات عالی مرا بمباران خواهد کرد خدایا فوانینت برایم بینهایت زیباست خدایا شکر که سنتت تغییر نمیکند ودیگه بهتر میتونم با این اگاهی ها شیطان ذهنم را کنتر ل کنم ومن نظاره گر باشم که او از وجودم رخت بر بندد وبرود چون این حوانه ای که در دلم هست بسیار ریشه ی قوی را شکل میدهد در قلبم ودر حال رشد است ومن هر روز با شادی باتمام تلاشم ازین جوانه ایمان ویقینم مراقبت خواهم کرد تا رشد کند تا تمام وجودم را بگیرد من به قدرتم که از خداوند به من ارث رسیده ایمان دارم واراده ام را در این مسیر میگذارم که میدانم با عمل به این اگاهی ها خیر دنیا واخرت را دارم..خدایا توبرایم همه چیزی تو رو در وجود پدر ومادر میبینم که مهمانم هستند در وجود فرزندم که ارام کنارم خوابیده در وجود همسرم که شب سر کارش بود من اصلا نگرانی وترسی بابتش نداشتم فقط از خدا براش سلامتی وایمان قوی خواستم..خدایا تودر همه چیز قابل دیدنی همه پاره ای از منن از تو..خدایا از تو بودن به من حس ارزشمندی ولیاقتی میدهد که تمام وجودم را ارامش واحساس عالی فرا میکیرد خدایا برای وجود دستان پر مهرت استاد ومریم عزیزم بینهایت سپاس خدایا برای این سایت با برکت سپاس خدایا برا اینکه من همسر وفرزندی عالی دارم سپاس برای تمام نعمت ها سپاسسسسس