توحید عملی | قسمت ۱
این فایل در آذر ماه ۱۴۰۴ بروزرسانی شده است
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
این فایل یکی از تأثیرگذارترین و شخصیترین صحبتهای استاد عباسمنش است که در آن، پرده از راز بزرگ تحول زندگیشان برمیدارند. این فایل نقشه راهی است برای کسانی که به دنبال کشف رسالت الهی خود هستند. آموزه بنیادین این فایل بر این حقیقت استوار است که گاهی خداوند از طریق تضادها، سختیهای طاقتفرسا و حتی مواجهه نزدیک با مرگ، ما را بیدار میکند تا به یاد آوریم که برای هدفی والا خلق شدهایم. درسی که استاد از تجربه دردناک از دست دادن همکاران و نجات معجزهآسای خود گرفتند، این نبود که صرفاً شانس آوردهاند، بلکه این بود که جهان هستی تصادفی نیست و اگر هنوز نفس میکشید، یعنی خداوند برای شما برنامهای دارد. این فایل به ما میآموزد که وقتی انسان با تمام وجود درک میکند که قدرتی برتر او را حفظ کرده است، دیگر نمیتواند به زندگی معمولی و روزمره قانع باشد؛ بلکه باید به جستجوی آن “چرایی” بزرگ بپردازد و پاسخ را تنها در یک کلمه مییابد: توحید. برای درک عمیقتر این مفاهیم و اینکه چگونه خود را لایق چنین هدایت و حمایتی از سوی پروردگار بدانید، استفاده از مباحث دوره احساس لیاقت در کنار این فایل، اکیداً توصیه میشود تا درک کنید که شما ارزشمندترین مخلوق خداوند هستید و لایق دریافت الهامات او میباشید.
نکته بسیار عمیقی که در این فایل تشریح میشود، تغییر مدار از “تلاش برای بقا” به “حرکت در مسیر رسالت” است. استاد توضیح میدهند که چگونه پس از آن واقعه تکاندهنده، به جای تمرکز بر فقر، بدهی و مشکلات کاری، ماهها در سجده و عبادت، تنها یک سؤال را از خداوند پرسیدند: “از من چه میخواهی؟”. پاسخ این سؤال، کلید گنجینههای آسمان و زمین بود. درسی که اینجا نهفته است، این است که وقتی شما دغدغهتان را از “چگونه پول درآوردن” به “چگونه بنده خالصتری بودن و اجرای توحید” تغییر میدهید، خداوند تمام جنبههای دیگر زندگیتان را تضمین میکند. استاد با بیانی شیوا تشریح میکنند که ثروت، سلامتی، آرامش و روابط عاشقانه، پاداشهای طبیعی و بدیهی برای کسی است که خدا را تنها قدرت مؤثر در جهان میداند. اگر کسی ادعا میکند خدا را شناخته اما در فقر، بیماری یا تنهایی به سر میبرد، هنوز “خدای واقعی” را نشناخته است؛ زیرا خدای حقیقی، سرچشمه تمام نعمات است. این نگاه توحیدی دقیقاً همان زیربنایی است که در دوره احساس لیاقت نیز به شکلی گستردهتر آموزش داده میشود تا باور کنید که لیاقت شما برای ثروتمند شدن، ریشه در اتصال شما به منبع لایزال الهی دارد.
مفهوم دیگری که در این فایل با قدرتی بینظیر بازتعریف میشود، معنای واقعی شرک و بتپرستی در دنیای مدرن است. استاد عباسمنش تأکید میکنند که بتپرستی امروز، سجده بر سنگ و چوب نیست، بلکه قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند است. وقتی تصور میکنید شرایط اقتصادی، دولت، پارتیبازی یا شانس، مسئول وضعیت زندگی شما هستند، شما در حال شرک ورزیدن هستید. توحید عملی یعنی باور به اینکه همه ما رب واحدی داریم و دسترسی ما به منبع قدرت، ثروت و نعمت، کاملاً برابر است. تفاوت انسانها تنها در “ظرف باور” آنهاست. استاد با خواندن کامنتی الهامبخش، یادآور میشوند که قرآن و آموزههای الهی، گنجنامهای هستند که باید رمزگشایی شوند و رمز آن، پاک کردن قلب از ترسِ غیر خداست. این فایل فریاد میزند که قدرت مطلق تنها در دست خداست و اگر این را باور کنید، دستان خداوند از جایی که گمان نمیبرید برای یاری شما میآیند، همانطور که زندگی استاد را از کارگری در شرایط سخت به استقلال مالی و زمانی کامل رساندند.
تمرین:
اکنون نوبت شماست که این آگاهی را در زندگی خود جاری کنید. تمرین بسیار مهمی که برای این جلسه طراحی شده است. از شما میخواهیم که با قلبی گشوده، به گذشته و حالِ زندگی خود بنگرید و در بخش نظراتِ همین فایل در سایت، به این سوال پاسخ دهید:
صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ و از این پس چگونه میخواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.
نوشتنِ این موارد و اعتراف به شرکهای مخفی، اولین قدم برای شکستنِ بتها و جاری کردنِ قدرتِ خداوند در زندگیتان است. با به اشتراک گذاشتنِ این تجربیات، نه تنها ایمانِ خود را فولادین میکنید، بلکه چراغِ راهی برای هزاران نفر دیگر خواهید شد تا آنها نیز ردپای خدا را در زندگیشان پیدا کنند. منتظر خواندنِ کامنتهای توحیدی و بیدارکنندهی شما هستیم.
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱110MB21 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱20MB21 دقیقه














هر بار این داستان میشنوم به این فکر میکنم منم بارها از مرگ جون سالم بدر بردم و زنده موندم و علتی بوده که زنده ام و تلاشم اینه بهترین خودم باشم
استاد راهی پیدا کرد که باعث شد خیلی ها با خداوند اشنا بشن خود من که اعتقاداتم از دست رفته بود دوباره برگشت و خداوند را جور دیگری دیدم
خدایا ممنون که منو در این مسیر قراردادی
طبق تعهد این دوره یک زندگینامه دیگه و یک خونه جذاب دیگه
برنار ارنو، بازرگان، کارافرین، سرمایه دار، باباش کارخونه دار بود، مهندسی خوند بعد به شغل پدرش پرداخت، پدرش متقاعد کرد بیاد تو کار ملک، اقامتگاههای مسافرتی اداره میکردند، جالبه انقدر توی فرانسه موفق شد اما مهاجرت کرد به امریکا و شرکت دیگه ای تاسیس کرد اونجا و بعد هم کهشرایط سیاسی کشور مساعد شد برگشت، برام جالبه زمانیکه دید شرایط، طبق میلش نیست رفت امریکا و وقتی که شرایط دلخواهش شد برگشت پاریس، زمان درست مکان درست بود،
دیور داشت ورشکست میشد خریدش و برند گسترش داد حالا پشت سرش هم حرف زیاد بود که برای قدرتحاضره همه را کنار بزنه اما اصلا براش مهم نبود و قدرت گرفت استعدادش میدونی چی بود ایتکه تشخیص میداد الان چه کالایی برای خرید و فروش خوبه یعنی نیاز جامعه را میفهمید پس سرمایه گزاریهاش جواب میداد
لویی ویلتون و چندتا برند دیگه را هم کار کرد
برندهاش دیور، ال و ام هاش، لویی ویتون
…
این بخشش برام جالب بود نیاز زمان و بازار زمان، یعنی اگه بفهمی الان چی مردم میخرن خب موفقی
بماند که الان تمرکزم خونه هست پس بریم خونش سرچ کنیم خب چون کارش بخشیش املاکه ملکزیاد داره یک خانه بزرگ پاریس داره که ده سال ساختش طول کشید، 12خواب، 12دستشویی، کتابخانه، اتاق غذاخوذی، اتاق رقص، باغهای وسیع، استخرها،
خونه زیبا و جذاب و بزرگ
یکی از هتلهاش بلانک چوال، 34خواب، کلبه خصوصی، پنت هاوس، استخر، سالن ورزش، که هم تجارت هم استفاده مبکنه
خدایا شکرت برنارد ارنو لایق این همخ خونه و ملک کردی که لایقشم بود
منم لایق خونه زیبا هستم شکر
روز 65مسیر
خدایا شکرت که باز این فایل گوش میدم این داستان قبلا ازتون شنیده بودم بارها برای بقیه تعریف کردم و بارها خدا جون منو حفظ کرد که الان اینجا باشم دقیقا بعد شنیدن فایل به خدا گفتم چندین بار نجاتم دادی خب رسالتمم بگو چیه
و یک مدت بهش فکر میکردم رسالتم که پیدا نکزذم اما فهمیدم که خب من در این دنیا موثرم خیلی موثر که بالای سه چهار بار نجاتم داد و من بعد از شنیدن این فایل اعتماد بنفسمم زیاد شد چون فهمیدم چقدز خدا دوستم داره و چقدر براش مهمه من زنده بمونم پس چرا برای خودم ارزش قایل نباشم و خیلی خیلی داستان خوبی بود یک تلنگر حسابیه تازه اینجا کاملشو نگفتید که چقدر هدایت شدین
استاد شما میدونید چند نفر با خدا اشتی دادین چند نفررقران خون کردین چند نفر مثبت کردین شما برای این مسیر موندین منم حس میکنم موندم چون قراره منم موثر باشم
حالا بریم ادامه ماجرای خودم با تعهدی که دادم و مسیر شغلیم
این قسمت بخش هر کامنت منه چون اصل ماجرا برای مسیر شغلیم شروع شده
دیروز که نوشتم فرکانس پایین چقدر داغون که امرور مشخص شد تغییرات هورمونی کار خودشو کرد دقیقا هر ماه این مدل میشم و قبلا در یک کامنت دیگه هم این داستان داشتم ماه قبل، حالا اصلا زمانمم نبود فکرشو نمیکردم فقط میدیدم عصبانیم که بعد کامنت رفتم سرج کردم کلی ذهنمو مثبت کردم تمرین ستاره قطبی نوشتم گفتم خدایا فردا دیگه تکلیف منو مشخص کن بابا یک راه میخوای نشون بدی خب نشون بده
بعد خوابیدم وسطتش بیدار شدم فهمیدم هدایت شدم گفتم اخجون فهمیدم و خوابیدم حالا صبحش هر چی فکر کردم یادم نیومد گفتم کاش نوشته بودمش قشنگ جوابم بود اما الان کلا هیچی یادم نیست فقط یادمه بیدار شدم گفتم خدلیا فهمیدم بلاخزه جواب دادی خوابیدم یعنی خدایا عاشقتم یک مغز فندوقی دادی به من، هدایتم میکنی اینم تهش دریغ از یک نکته که یادم باشه
صبح گفتم خب باز بریم سراغ همون مسیر قبلی، فایل پشت فایل گوش دادم چون کلا من هر روز یک برنامه مرتب دارم مثلا یک فایل تقسیر قران یک فایل ثروت یک فایل زندگی در بهشت کلا حدود چهار پنج تا را گوش میدم نه اینکه برم بعدی یک هفته یک فایل این مدل یعنی هر اموزش یک هفته هر روز، سیستم گوش دادنم این مدله
بعد فایل ثروت سه استاد گیر داده بودی به علاقه برو سمت علاقه ات و کل فایل این بود گفتم خب پس باز مسیر امروز چیه یک دوره جدید ضبط کردم حس کردم به همسرم بگم دوره جدید ضبط کردم بهم بخنده اخه من تو این مدت این سومین دوره ای که ضبط میکنم شب میخوابم صبح فرداش دوره ضبط میکنم ده تا بیست تا فایل صوتی، اما همسرم گفت انقدر انجامش بده تا یکیش بگیره چقدر خوشحال شدم که حمایتم کرد و حالا مطمین شدم مسیر اصلیم واقعا همینه من میتونم ساعتها در مورذ هدف و برنامه ریزی و… حرف بزنم و اصلا خسته نشم و هر بار که دوره ضبط میکنم چقدر شادم چقدر حالم خوبه تمام دانسته هام دارم انتقال میدم چقدر حس خوبیه انقدر شاداب شدم که حتی واریزی داشتم برای شغل اصلیم و کلی با حس خوب با مراجعینم حرف زدم و بعد ایده اومد یگ کانال ایتا بزن اونجا تبلیغ کن کانال زذم دوره را معرفی کردم و حسابی شارژ شدم فهمیدم من ساخته شدم برای همین موضوع، من میتونم ساعتها اموزش بدم و چقدر در اینکار حوبم بلاخره علاقه ام فهمیدم تازه درامد غیر فعال که میخواستمم که گفتم قرار شد سرچ کنمم همین میشه و کلا تعهد قبل گفتم پنج دقیقه سرچ کردنا جواب داد و هر روز سرچ میکنم زندگی ثزوتمندان، درامد غیر فعال، پول و…
خلاصه که هدایت در خواب که یادم نیومد اما در روز با همون مسیر که هر اگاهی اومد انجام بده پیش زفتم بعد رفتم دوره دوازده قدم فایل سوم گوش دادم دوباره استاد بحث علاقه و ببین پول تو همه کار هست و… یک مهر تایید گرفتم هدایت امروز همین بود احسنت
وسوسه شدم باز برای پیشنهاد قبلی که پولش بگیرم بعد خرج علاقم کنم که باز مچ خودمو گرفتم گفتم ساناز باز شروع نکن تو از همین مسیر علاقت پول میسازی خرج خوذش میکنی همین پولسازه اون باور بریز دور، تا الانم همیشه همینو میگفتی پول جمع میکنم میرم سمت علاقم اما کل پولا را خرج کردم هیچ وقت دفتر برنامع خودمو طراحی نکردم بااینکع همه اصولش همه روندش میدونم و میدونم که عالی میشه
اما انجامش ندادم خب اینبار سر بزنگاه مچ خودمو گرفتم گفتم نه یادبگیر باور جدیدتو گوش بده قبلی کارساز بود الان شده بود پس الکی خودتو گول نزن
خلاصه که مسیر پیدا کردم حالا مونده به درامد برسونمش بعد هم دفتر خودمو چاپ کنم چیزی که همیشه میخواستم در ذهنم این بود پولدار شدم انجامس میدم اما الان فهمیدم همینو انجام بدم پولدار میشم بقول استاد طرف میگه حالا کار تعطیل تفریح کنم برم سراغ علاقم اخه چرا علاقه ات با کارت یکی نیست که بخوای براش بری مرخصی
دیدم بله منم همین
اون باور قدرتمندی که خواهرم داره من ندارم علاقه هست که هر جا باشه کارش عالی انجام میده تاحالا نشده بگه ولش کن چون میگه من خودم دوسش دارم حالا من چون دوسش ندارم با هر اتفاقی حالم بد میشه خسته میشم دنبال زمان استراحتم
خب مسله همینجاست اون الان درامدش 60م رد کرده من رو ده م دارم دست و پا میزنم
دیروز اون حال بد تضاد دونستم امروز اینجور جواب گرفتم فهمیدم چیو نمیخوام چیو میخوام
و الان از خودم راضیم
حالا استاد امزوز داشت میکفت ببین نقاشی کشیده بارها عکسشو میفروشه نه نقاشیو به خودم گفتم دیدی همینو میخوای یکیار انجام بده بارها بفروش این مسیریه که من میخوام
بعد باور قوی پشتش هم گفتن از فروش رفتنشون منم کفتم اینا کپی میفروشن میخرن من اورجینالم صددرصد میخرن
خیلی باوزام قوی شد خداروشکر
دست و دلباز شدم نگران هیچی نیستم پولای کارتمم تموم کرذم اما عین خیالم نیست چون خدا هست و هر روز پول برام میفرسته من هر روز واریزی دارم و خدا داره ساپورت مالیم میکنه حسم اینه یک سرمایه گذار دارم که پول میفرسته تا من به ایده هام جامعه عمل بپوشونم
خدایا شکزت حالا دلت خواست امشب باز بیا تو خوابم راهنماییم کن اما یادم نره
نمیدونی دیشب وقتی از خواب بیدار شدم چقدر ذوق کردم هدایتم کردی و صبح چقدر فکر کردم یادم نیومد
حالا منکه گرفتم مسیرو اما باز بیا تو خوابم بهم حداقل یک افرین بگو من دوست دارم یکبار بشنوم میگی فتبارک الله احسن الخالقین به به چی افریدم
اینم از اتفاقات امروز
که خیلی دوسشون داشتم
فردا هم همینقدر عالی باشه مرسی
روز 23مسیر
خداروشکر که این راه را هم خدا برایم مشخص کرد و سبب تعهد من به عمل به فایل ها کرد و من بارها فایل ها را گوش دادم اما این مسیر به من جهت داد تا بتوانم بیشتر روی خودم کار کنم و تک تک روزها متعهد باشم
قبلا تلاش میکردم دوره ها را سریع گوش کنم اما الان هر فایل دوره را یک هفته گوش میدهم و دوره عزت نفس را خیلی خوب یادگرفتم و خیلی هم موثر بود و الان حسم به خودم عالی تر شده
توکل را در مسیر ها یادگرفتم الان به حدی شده که در هر شرایطی فقط میگم الله اعلم و خدایی که برایم کافی است
تکه کلامم شده و الان دیگه مثل قبل نگران نیستم ترس هام کمتره و درهای ثروت و رحمت برام باز شده الان نمیترسم از تجربه کردن و روزبروز قوی تر میشم
خدا بهم هر روز نشونه میده و من انجام میدم و وقتی بیدار میشم میزارم خودش راه نشونم بده
دیگه اصرار به هیج چیزی نمیکنم و خداروشکر همه چیز عالی تر شده
الان من با اینکه دیگه مثل قبل نماز نمیخونم اما ایمانم قوی تره برعکس قبلا نماز میخوندم اما اصلا باور توحیدی نداشتم یک مشت شرک و حرفهای پوچ در ذهنم بود از خدا میترسیدم اما الان اصلا
از مرگ میترسیدم الان کمتر
از تجربه جدید وحشت داشتم الان میرم تو دل تجربه ها
اینا ایمانه نه اون نماز و…
و هر جا گفتم خدا الان بهم میگه جانم
محاله حرفمو رد کنه
الان یکی ببینه فکر میکنه کافر ترم اما من در قلبم ایمان ساختم نه در ظاهر
و چقدر ایمان واقعی با ظاهزی فرق داره
این دید جدید کمک کرد من الان ماهی بدون خیریه و کمک نگذرونم قلبی نشکونم دروغی نگم اذیت نکنم انسان بهتزی باشم
قبلا نماز دعا و… انجام میدادم اما صد تا کار اشتباه هم میکردم
جفتش با هم خوبه هم نماز این چیزا هم ایمان قلبی
ولی صرفا ظاهر داشتن بدون ایمان بدرد نمیخوره
الان وقتی میگم خدا از ته دلم میگم
وقتی میگم میسپارم بهت ترس ندارم
الان معنای واقعی خدا را درک کردم
خدا همه بنده ها را هدایت میکنه اما هر کس از توانایی اش استفاده کنه فرکانس درست داشته باشه موفق میشه که این عدالت خدا هست خداوند فرق بین بنده هاش میزاره، رحمان و رحیم که در بسم الله میگیم فرقشه وقتی میگه یا ایهاالذین امنو با یا ایها الناس فرقشه استاد مثل همه ما ها هست پیامبران هم همینطور فقط تونستن هدایت درک کنن پس شدن شاگرد ممتاز خدا خب صددرصد بیشتر هم توجه میگیرن استاد روی خودش کار میکرده اینجا کامل نگفتن بعد میره استعفا میده بعدش انفجار میشه هدایت از سمت خداوند شده چون قبلش زوی فرکانسش کار کرده
همه ما این موقعیت دازیم منم بارها نجات پیدا کردم چون روی فرکانس درستی بودم و فرکانس درست برات مسیر درست میاره حالا کلا چرا اصلا ما زندگی میکنیم ما برای رسالتمون زندگی میکنیم هر شخصی به یک نحوی، رسالتها متفاوته استاد بعدش هدایت شد به رسالتش، حالا هزاران نفر هم جون سالم بدر میبرن اما هدایت نمیشن خود من از تصادفی نجات پیدا کردم که یک در هزار بود اما مثل استاد درکش نکردم تازه دارم درکش میکنم
خدا همه را هدایت میکنه اما کسی کهدرک میکنه مهمه، شما از هر نفری بپرسی یک داستان میگه که نجات پبدا کرده اما ایا هدایت شده نه همون ادم قبل موندن حتی بدتر هم شدن
فایل کاملش من گوش دادم در یک دوره ها هست اما نمیدونم کدوم که از اول میگن از کل روند اینجا فقط اشاره کردن بهش