اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام به دوستان خوبم استاد عباسمنش عزیز،خانم شایسته
خدایا سلام.
خسته نباشی
وقتت بخیر!
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
خداوندا تو بارهای زیادی از دوشم برداشتی که کمرم رو خمیده کرده بود
تو روزهایی کنارم بودی که هیچکس نبود
تو حرف هایی از من شنیدی که هر کس اون حرف هارو میشنید من رو تحقیر میکرد
تو خواستههایی از من اجابت کردی که از هرکس درخواست میکردم یا دست رد به سینه ام میزد و یا بهم میگفت دیونه
تو این مدت مثله بچه ای که ذوق داده بره پارک شهر بازی،همونجور ذوق دارم که برم پیاده روی و با تو قدم بزنم و صحبت کنم.
ای رب العالمین!
رفتار و عملکرد و مسیر من و دیدگاه من نسبت به 99٪ جامعه متفاوته
و جالب اینجاست که نتایج و لذت ها و آنچه که من تجربه میکنم 99٪ با جامعه متفاوته.
خداوندا!
ای قدرتمند ترین قدرت هستی!
این روزا بیشترین احساس لذت رو دارم.
دیروز داشتم به یا موضوعی فکر میکردم در رابطه با دنبال تایید گرفتن از دیگران!
و دوره ی احساس لیاقت یک آگاهی بشدت بزرگی بهم داد که دنبال تأیید شدن توسط دیگران نباشم
تو همین افکار بودم که یک چک محکمی از نجواها خوردم و منو از عرش آورد به فرش و یک حمله و هجمه ی بسیار شدیدی از نجواها به قلبم شد و خاطره و حرفهایی رو آورد تو ذهنم که جا خوردم و بلافاصله الهامی بهم شد که قلبم رو آروم کرد ،اونم اینکه وقتی که تو مسیرت درسته، نجواها از چپ و راست تلاش میکنن که تو رو منحرف کنن.
پس بدون داری مسیر رو درست میری و بلافاصله قلبم آروم شد و این بود کلام خدا که میگه ما کلام الله رو بالا بردیم!
ای رب العالمین!
من از تو راضی ام!
تو هم از من راضی باش!
مگه خوشبختیه یه آدم تو چی معنی میشه که من ندارمش!؟
من تو محل کار معروفم به اینکه وقتی میخوام بخوابم کمتر از 60 ثانیه خوابم میبره،اییینقدر که ذهنم آرومه!
دیروز داشتم با خدا صحبت میکردم و میگفتم این خصوصیت هم به خوبی داره،هم یه بدی داره!
خوبیش اینه که وقتی میخوام بخوابم اییینقدر به تو نزدیک میشم و اینقدر غرق آغوشت میشم که زیر 1 دقیقه خوابم میبره
و بدیش اینه که زمان زیادی بیدار نیستم که از هم آغوشی با تو لذت ببرم.
بچه ها موقع خواب نزدیک حالته که من به خداوند دارم.
همش با جمله ی دورت بگردم
درت تو جووونم بخوره باهاش حرف میزنم
مگه من از خوشبختی چی میخوام که ندارم!
یک جسم بشدت سالم
یک روحیه ی خیلی شاداب
یک شغل بسیار خوب و مورد علاقه
شرایط مالی خوب از همه مهمتر داشتنه خدایی که در تمامه زمینه ها بهت آرامش میده و برات کافیه
پدر مادر جوان و سرحال و عاشق و شاداب ور سرزنده و شوخ
برادری هم سن و سال که کاملا در مسیر توحید و زیبا بینی هست
داشتنه خونه ای بزرگ ، آرام ، زیبا،امن و رایگان
داشتنه روحیه ی سرزنده و بسیار فضول و شیطون و کنجکاو و شاداب و جسور
همیشه زمانی که میخواهم بنویسم از قلبم اجازه میگرم بنویسم یا نه ؟
چیزی برای نوشتن دارم یا نه ؟
این بار چیزی که وادارم کرد برای نوشتن کلمه تایید گرفتن از دیگران بود و آگاهی های که امروز دریافت کردم میخواهم هم برای خودت هم برای خودم و هر کسی که در مدار این آگاهی هست بنویسم تا بیشتر اگاه شویم بر افکار مان
میدانی دنبال تایید گرفتن از دیگران یعنی چی ؟
یعنی دنبال اجازه دیگران هستم !
دنبال این هستیم که دیگران اجازه بدهد من عشق نسبت به خودم را تجربه بکنم
دیگران اجازه بدهد که من نسبت به خودم حس خوب داشته باشم
دیگران اجازه بدهد که من به اصلم وصل شوم یعنی از طریق اجازه اونا به اصلم وصل شوم
خود منم پاشنه اشیلم هست گاهی وقت ها که آگاه نمیباشم میبینم اوووو من دنبال تایید هستم یعنی من دنبال اجازه دیگران هست برای تجربه عشق نسبت به خودم
تو برایم بگو دختر خوب تا من حس خوب نسبت به خودم تجربه بکنم
تو برایم زیبا بگو تا من حس زیبا بودن نسبت به خودم بکنم
تو به من اجازه بده تاییدم کن تا احساس کافی بودن بکنم
تو من را تایید کن به من اجازه بده تا من حس مهم بودن بکنم
تو من را تایید کن به من اجازه بده که حس ارزشمند بودن بکنم
در کل دیگران اجازه بدهد تاییدم بکنند تا من بعد از اون تایید و اجازه دادن این احساس ها را تجربه بکنم
در صورتی که من اصلا نیاز به اجازه دیگران ندارم
چون من بدون اون تایید های مسخره خوب ، کافی ، ارزشمند ، دوست داشنتی هستم
و میدانی ما شرطی شدیم هر زمانیکه در طفلی مادر و پدر مان ، دیگران ما را تایید کردند اون احساس ها در ما ایجاد شده و حالا هم ناخودآگاه برای ایجاد آن احساس ها دنبال اجازه و تایید دیگران هستیم
و از دیگران اجازه میگریم تایید میخواهیم تا به اصل ما که خداست وصل شویم
در صورتی که بدون هیچ چیزی اصل ما کافی هست
اصل ما ارزشمند هست
اصل ما خوب هست
اصل ما دوست داشنتی هست
اصل ما عشق هست
اصل ما لایق هست
ما نیاز به تایید دیگران نداریم سیم ما به اصل ما مستقیم وصل هست ارتباط ما مستقیم هست من نیاز به تایید دیگران ندارم که حسم نسبت به خودم خوب باشد من به اصلم وصل هستم من انرژی خودم را از اصلم میگیرم نه از دیگران
به من هیچ ربطی ندارد که دیگران تاییدم میکند یا نه
به من هیچ ربطی ندارد که دیگران چگونه من را میبینند
ما بیشتر کار ها را برای تایید گرفتن انجام میدهیم چون شرطی شدیم از طفلیت همین که آگاه شویم که ما نیازی به تایید نداریم ما خود عشق هستیم خود کافی بودن هستیم خود دوست داشنتی هستیم
اصلا دیگر دنبال تایید دیگران نیستیم
میدانی هر زمانی که به این افکار آگاه شویم و بر احساس ما آگاه شویم که داریم دنبال تایید هستیم همان لحظه مچ خودمان را بیگریم اون لحظه ، لحظه بیداری هست اون لحظه ، لحظه استادی هست
و به خودمان تکرار کنیم
پسر ، دختر ، تو تاییدت را از خدا گرفتی تو نیاز به تایید دیگران نداری عزیزم
ارتباط تو به اصلت مستقیم هست
و خدای که چقدر مهربان هست که این قطب نماه احساس را در ما گذاشته تا بدانیم به کدام سمت روان هستیم
سلام دوست خوبم ابراهیم… یادته چند روز پیش یه سوال ازت پرسیدم در مورد گفتگو با خدا…..؟
و تو بعد از سه روز گفتی که نمیدونم چرا به قلمم جاری نمیشه برات بنویسم و انشاالله توسط من یا دوستان هدایت میشی.
میدونی چی شد خب من یه کوچولو ناراحت شدم، نه از شما، از اینکه منتظر جوابم بودم…. تا اینکه شما یه کامنت برای دوست عزیزمون طیبه مزرعه لی نوشتین…. وقتی من کامنتت رو خوندم کنجکاو شدم ببینم طیبه چی نوشته توی کامنتش که تحسینش کردی…. و وقتی هدایت شدم به پروفایل طیبه…. چی دیدم خدای من…. دیدم طیبه توی پروفایلش از حرف زدن با خدا نوشته و بعد بقیه کامنتهاشو خوندم که چقدر راحت با خدای به قول خودش ماچ ماچیش حرف میزنه و چقدر توحیدی داره عمل میکنه….. و خیلی لذت بردم و سوالی که از شما در مورد گفتگو با خدا پرسیدم از طیبه پرسیدم…. و امروز طیبه به سوالم پاسخ داد و چقدر قشنگ و با جزئیات برام از نحوه حرف زدن با خدا نوشت و من خیلی خوشحال شدم و اشکام سرازیر شدن از پاسخی که برام نوشت….. و برام جالبه تا وقتی شما به کامنت طیبه جان پاسخ ندادی من اصلا هیچ شناختی از طیبه در سایت نداشتم، من هیچ وقت هیچ کامنتی از طیبه توی سایت ندیده بودم و خدا از طریق اول شما و بعد پاسخ طیبه جان من رو هدایت کرد به پاسخ سوالم و با طیبه آشنا شدم… واقعا خداروشکر میکنم که من رو با دوستان توحیدی در این سایت آشنا کرد که دستی از دستان خدا هستید برای اینکه من بیشتر عشق خدا رو در قلبم حس کنم…. واقعا احساس میکنم مدارم داره بالا میره و خدارو توی قلبم حس میکنم….
خداروشکر میکنم چون تغییر شخصیتم رو دارم حس میکنم و حواسم به خودم هست که دارم آگاهانه، تاکید میکنم آگاهانه عاشقی کردن با خدا رو شروع میکنم….
از شما و همه دوستان عزیزم سپاسگذارم…. دوستتون دارم.
ابراهیم من یکی از کامنت خونای حرفه ای هستم…ولی به نوشتن عاجزم.
مدتی پیش یه جای بودم میخاستم برگردم خونه….مسیر خوبی نبود.که کنار جاده منتظر باشی تا یه ماشین سوارت کنه…کج راه بود…ولی اصلا حسه خوبی به اسنپ گرفتن نداشتم….و یه حسی میگفت برو سرجاده خدا بزرگه و خودمم اصلا مقاومتی با این نداشتم…حسمم خوب بود..
خلاصه رفتم چند دقیقه بعد یه ماشین اومد و سوار شدم…تا قسمتی از مسیر منو برد…پیرمرد بهم گفت سیتین تا سیتین فرجه(از این ستون تا اون ستون )
یه ضرب المثله…خلاصه با کمی گفت گو با پیرمرد رسیدیم…پیاده شدم…کمی بعد یه جوان رسید..سوار شدم نمیدونم خلاصه صحبتون گل کرد و دروغ و راست گفتیم…
خلاصه با این پسر جوان تا قسمتی از راهو رفتیم…پیدا شدم…باورت نمیشه ثانیه به ثانیه ماشین رد میشد…ولی هیچکدوم نگه نداشتن..گفتم خدایا وا بده یکی ما رو ببره..اروم اروم ذهنه هم کاره خودشه شروع کرد…وسط این نجواهی ذهنم یه الهامی بهم شد…….
حتی لحن الهامم حس کردم…با یه لحن تند گویا.
گفت دروغ نگو
جا خوردم…
ببخش..بعدش یه ماشین اومد…یه پسر جوان ساده و بی ریا…میگفت اگه عجله نداستم تا جای میرسوندمت…
خدای پیش این بنده خدا حواسم جمع بود دروغی نپرونم…یعنی یجورای سکوت کرده بودم بیشتر…
این بنده خدا تا قسمتی از مسیر منو برد…پیاده شدم…نمیدونم چن دقیقه بیشتر طول نکشید ماشین بعدی….
خداروشکر برا داشته هات برا همه نعمت هایی که خدای مهربان بهت داده الهی صد هزار مرتبه شکر
من چقد با ذوق کامنتاتو میخونم و لذت میبرم وتحسینت میکنم
من از دیروزفایل های توحید عملی رو دارم گوش میدم چقد ارامش میگیرم وقتی سرمو گذاشتم رو شونه خدا وقتی رو دوش خدام وقتی تو بغلشم وقتی ساعت ها باهاش حرف میزنم سیر نمیشم از صحبت کردن باهاش
واقعا در آغوش خدا قشنگ ترین حسه .داداش ابراهیم وقتی که تجربه سفرت گفتی من فقط اشک میریختم چون منم تنها چند هزار کیلومترو مسافرت کردم بر ترسهام غلبه کردم خدا بهم گفت برو من کنارتم نترس بی نهایت اون سفر برام عالی بود قسم میخورم تا اون موقع اینجور سفریو تجربه نکرده بودم چون به الله پشتم گرم بود شبا تو جاده های که تا الان نرفته بودم رانندگی کردم مسیرهایی پر پیچ وخم ولی لذت بخش رفتم بشدت برام لذت بخش بود همش خدا رانندگی میکرد میگفتم خدایا رانندگیت حرف نداره،انشالله موفقیت های بیشترتو ببینم و برامون بگی
ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید با تأمل بنگرد که برای فردای خود چه چیزی پیش فرستاده است، و از خدا پروا کنید؛ یقیناً خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.
و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشی کرد؛ اینان همان فاسقانند.
=====================================
پروژه ی توحید عملی
گام اول
برداشت دوم،یاد داشت شخصی:
◀️اعتراف میکنم تو خوندن متن های طولانی اصلا خوب نیستم،هرچقدر میتونم ساعت ها و ساعت ها به صدای استاد گوش بدم ولی ذهنم برای خوندن متن فایل ها،اصلا همراهی نمیکنه،تصمیم داشتم بعد از نکته برداری و گذاشتن رد پا برم برای توحید عملی ٢،حتی شروع کردم به نوشتن اما به سختی پیش میرفتم،خودکار توی دستم سنگین بود و انگار نمیفهمیدم استاد چی میگه،بنابراین دست نگه داشتم تا ببینم مشکل از کجاست،یک احساسی بهم میگفت تو هنوز کارت با فایل اول تموم نشده و این عجله ی تو برای رفتن به فایل بعدی کاملا بی فایده ست.
◀️برگشتم متن فایل رو خوندم و از فرکانس پشت این جملات ،احساس آرامش عمیق ذهنی رو تجربه کردم که مدت هاست دنبالشم،رسیدن به آرامش پایدار …
◀️برعکس استاد که در اثر حادثه ممکن بود جونشو از دست بده،من بخاطر شرایط سخت ذهنی که تو کودکی و نوجوانی داشتم خودم دست به اقدام زدم و هر بار برام سوال بود که چطور من زنده موندم.
◀️یا وقتی تو اوج تاریکی زندگی از کار و رابطه و هر جنبه ای که آدم میتونه تو زندگیش تجربه کنه بودم و احساس کردم دیگه نمیتونم ادامه بدم،چرا خدا همکارم رو مامور کرد من رو با یک سری قوانین آشنا کنه؟!چرا من رو وارد آموزش های استاد عرشیانفر کرد؟!چرا عموم رو مامور کرد که الا و بلا مصاحبه ی استاد عرشیانفر و استاد عباس منش رو براش دانلود کنم؟!
◀️چطور از لحظه ی ورودم به سایت در اوج بی پولی بدون هیچ اطلاعی از هیچ فایلی از استاد من رو وارد دوره ی دوازده قدم کرد؟!چرا این میل و کشش و رغبت قلبی رو توی قلبم برای خوندن و درک قرآن قرار داد؟!
◀️چرا به من گفت بچه هات رو بفرست برند و بعد خودش برام جایگزین انتقالی فرستاد ؟!چی شد که برام ٣ ماه مرخصی شد؟!چی شد که اومد توی خوابم و بهم گفت کویر رو رها کن تا من بتونم رشدت بدم؟!چی شد که رئیس دانشگاه علوم پزشکی بدون هیچ آشنایی با من،به همه دستور داد با انتقالی بدون جایگزین من موافقت کنند؟!
◀️چرا خدا یکی رو از اورژانس کودکان گرگان به جای من فرستاد مازندران و مسیر حرکتی من رو ١٨٠ درجه عوض کرد؟!چرا من رو برد تو شرایطی که بتونم جسارت انصراف دادن رو به دست بیارم ؟!
◀️چرا بدون هیچ اطلاعی از من به قلب بنده هاش انداخت که بیان من رو بیرون از سایت پیدا کنند؟!چرا به من گفت برو کیش؟!چطور من رو از خواب مادربزرگ دوستم هدایت کرد؟!چرا به آقای محمودیان الهام کرد که برای من کار پیدا کنه ؟!
◀️من این مسیر رو اومدم تا کوآلیفای بشم برای چی؟!این نقشه ی گنج برای کدوم مسئولیت بود؟!چرا به من تکلیف کرد باید کتاب بنویسی؟!چرا ازم خواست هرچی بلدم رو روی کاغذ بیارم؟!چرا از همه جا برام نشونه ی توحید میفرسته؟!چرا میره توی خواب پدر دوستم و بهش میگه تو و دوستت مروارید به دست توی کیش بودین،بدون اینکه پدر دوستم منو بشناسه؟!چرا میره توی خواب دوستان سایتم و بهش کتاب منو نشون میده که میگه اسم این کتاب توحیده؟!چرا هر چقدر من تلاش میکنم در عمل در مقابلش خاشع باشم و سرم رو جلوی خدا پایین نگه دارم و برای هر قدمم منتظر هدایت بمونم اما بازم مثل استاد روزی هزار بهم میگه،این مهمه،این مهمه،این مهمه،دائم داره میگه سرت رو جلوی من پایین نگه دار…
خدایا به عظمت خودت قسم،من هنوز نمیدونم تسلیم بودن چه جوریه،نمیدونم توحیدی عمل کردن یعنی چی،نمیدونم چه جوری ایمان ابراهیمی بسازم،هنوز نمیدونم توی ذهنم از چی میترسم که نتونستم هدایت بعدی رو دریافت کنم،خدایا تو اون قدرتی هستی که میتونی دست بزاری رو اون کدی که توی ذهن من خرابه ،همونی که اگر درستش کنم اون بیرون خود به خود درست میشه ،مثل تموم معجزه هایی که خودت خود به خود رقم زدی…
تو کمکم کن تا بتونم عیب و ایراد هارو بفهمم و درستش کنم و اجازه بدم که تو جریان هدایت رو راه بندازی …
با دیدن این فایل یاد یه مصاحبهای از اُپر وینفری افتادم که با دیدنش خیلی احساساتی شدم…لینکش رو میزارم براتون و پیشنهاد میکنم ببینید(کوتاهِ)?
…….
تو این مصاحبه اُپرا در یه مراسمی موفق به دریافت جایزه میشه و سخنرانیش حسابی مو به تنم سیخ کرد؛ میگه اوایل زندگیم که اوضاع سخت بود تنها مناجاتی که همش با خودم تکرار میکردم این بود که:
“God use me, use this life,what would you have me to do?”
(خدایا از من استفاده کن، میخوای من چیکار کنم؟)
خلاصه ای از زندگینامه اُپرا وینفری:
اپرا گِیل وینفری (زادهٔ ۲۹ژانویه ۱۹۵۴ در میسیسیپی) تهیهکننده، هنرپیشه، مجری، خیرخواه، برندهٔ جایزه اسکار و کاندیدای جایزه گلدن گلوب و بفتا و از مشهورترین و مطرحترین مجریهای تلویزیونی آمریکا و جهان است.
زمان تولد اپرا، مادرش 18 ساله و پدرش 20 ساله بود. وی تا سن شش سالگی با مادربزرگش در یکی از روستاهای می سی سی پی زندگی میکرد. مادربزرگش به او خواندن و نوشتن را یاد داد.
پس از آن تا سن 12 سالگی به همراه مادرش در شهر میلواکی زندگی کرد. در دوران کودکی مورد آزار و اذیت های فراوانی قرار گرفت، اگرچه بسیار از درون رنج می برد ولی هیچ وقت در مورد آن با کسی صحبت نکرد.
پس از مدتی مانند بسیاری از جوانان دهه 1960 سرکش شد و از خانه فرار کرد. مادرش ابتدا قصد داشت او را به کانون اصلاح و تربیت بسپارد ولی ظرفیت مدرسه پر شده بود. به همین خاطر هیچ راهی برای او باقی نماند جز این که از این به بعد تربیت اپرا را به پدرش واگذار کند.
اپرا ضربه های سختی خورده بود و مورد آزارهای فراوانی قرار گرفته بود، با خودش عهد کرد که زندگی اش را تغییر دهد.
ابتدا تصمیم گرفت ادامه تحصیل بدهد و پدرش هم در این راه او را بسیار تشویق کرد.
پس از برنده شدن در مسابقه سخنرانی موفق شد یک کمک هزینه برای ورود به دانشگاه ایالتی تنسی را به دست آورد که موسسه ای قدیمی برای سیاه پوستان بود. اوپرا در آن جا رشته ی ارتباطات و هنرهای کلامی را انتخاب کرد و ادامه تحصیل داد. وی شغل رسانه ای خود را از 17 سالگی شروع کرد و در حالی که دانشجو هم بود به صورت نیمه وقت گزارشگر رادیویی نشویل شد.
در سال 1976 تبدیل رسما به یک مجری خبر تلویزیونی در بالتیمور تبدیل شد. و پس از گذشت دو سال به جز گویندگی و گزارشگری به اجرای برنامه ای تلویزیونی هم مشغول شد که بسیار موفقیت آمیز بود.
پس از آن در سال 1983 برنامه صبح گاهی ای ام شیکاگو را اجرا کرد.و در کمتر از یک سال به پربیننده ترین برنامه ها تبدیل شد. این برنامه در سال 1985 پس از گسترش به «شوی اپرا وینفری» تغییر نام داد.
نخستین بار در سال 1986 برنامه اپرا به صورت سراسری در آمریکا پخش شد، این برنامه تا سال 2011 به مدت 25 سال ادامه داشت و در سال های آخر در بیش از 145 کشور جهان پخش می شد.
او در آخرین برنامه شوی خود در اواخر برنامه یک ساعتهای که اجرا کرد به ریشه خودش و زندگی در میسیسیپی اشاره کرد و گفت:
“اتفاقی نیست که دختر تنهای کوچکی که محبتی ندید، حتی بااینکه والدین و پدربزرگ و مادربزرگش تمام تلاش خود را کردند… اتفاقی نیست که من وقتی بزرگ شدم مورد محبت، مهربانی، اعتماد و تأیید میلیونها نفر از سراسر جهان قرار بگیرم.”
شوی تلویزیونی اپرا توانست تغییرات بزرگ و بنیادینی در ژانر گفتگوهای تلویزیونی ایجاد کند به گونه ای که وی به عنوان ثروتمندترین آمریکایی آفریقاییتبار قرن بیستم رتبهبندی شدهاست.او فعالیتهای زیادی در زمینههای مختلف انساندوستانه انجام داده و بزرگترین خیّر و نیکوکار سیاهپوست در تاریخ آمریکا بهشمار میرود. او برای مدتی، تنها میلیاردر سیاهپوست جهان بودهاست و بر اساس برخی ارزیابیها، بانفوذترین زن در جهان محسوب میشود.وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبهٔ ۴۵ قرار دارد.
وااایی واااایی که چقد کامنت شما فوق العاده بود وقتی که جمله ی خدایا از من استفاده کن ، میخوایی من چیکار کنم رو خوندم برای چند دقیقه به فکر فرو رفت و خداروشکر کردم که این جمله علی رغم اینکه یک جملس ولی یک فلسفه زندگیه که وقتی در این جمله عمیق میشی ناخودآگاه اشک از چشمانت جاری میشه که چقدر وجود خدا در زندگیمون میتونه قدرتمند و تأثیر گذار باشه ، سپاسگزارم دوست عزیز از کامنتی که گذاشتین و خدارو بینهایت شکر بابت این آگاهی ناب ، در پناه حق
مادرم همیشه میگه تو هر کاری ریسک وجود داره شاید نشه شاید مشتری نیاد شاید نگیره شاید به سود دهی نرسه، و همیشه با همین حرفای بظاهر منطقیش سعی کرده منو از مسیرم منصرف کنه تا به یه زندگی کارمندی ساده رضایت بدم و بیخیال کسب و کار خودم بشم. منم قبلا همینجوری فکر میکردم یعنی میگفتم ببین یه ارایشگر چه معروف میشه که وقت سر خاروندن نداره اون وقت یکی دیگه باید بیکار تو مغازه بشینه و مگس بپرونه پس باید شانس داشته باشی که شناخته بشی یا خدا بهت یه نظری کنه تا کارت بگیره و پول پارو کنی.
ولی الان با تمام وجودم باور کردم که واقعا موفقیت و ثروت و خوشبختی هیچ ربطی به این چیزا نداره و اصلا ریسک معنا نداره. کدوم ریسک؟؟؟ وقتی خودت داری خلق میکنی و زندگیت دست خودته پس هر کاری بکنی موفق میشی و دست به هر چی بزنی طلا میشه. اون کاری که ممکنه برای یکی دیگه پر از خطر و ریسک باشه برای تو کوچکترین تهدید و خطری نداره چون تو باورهاتو درست کردی و با ایمان به خدا دست به عمل زدی نه با دل بستن به شانس و بخت و اقبال. اصلا چه معنی داره که مثلا بگی تو هر کاری خلاصه یه احتمالاتی هم هست که به سود نرسی یا جواب نده یا درامدت بالا نره و به هدفت نرسی!!! پس خدا این وسط چیکارس؟ اگه به شانس باشه که عدالتی وجود نداره!
واقعا خداروشکر میکنم که خداوند و قوانینش و عدالتش رو درست درک کردم اگر همون ادم قبلی بودم صد درصد وقتی این حرفارو میشنیدم و میدیدم خواسته هام محقق نمیشه و هنوز اونجوری که میخوام نتونستم موفق بشم، بیخیال میشدم و کارمو تعطیل میکردم و میرفتم سراغ کار کردن برای بقیه تا مثلا امنیت شغلی و بیمه داشته باشم و سر ماه یه پولی تو جیبم بیاد بدون نگرانی. اما الان هزاران بار هم این حرفارو بشنوم بازم بیخیال و ناامید نمیشم چون میدونم همه چی به خودم بستگی داره اگه به دلم افتاره این کارو انجام بدم و تو مسیرش حرکت کنم، اگه خدا هدایتم کرد تا با کاظم اشنا بشم و از قانون اگاه بشم و باهم این کارو استارت بزنیم، اگه همه اتفاقات جوری کنار هم چیده شد که من به این جا و به این اهداف و خواسته ها برسم، پس از ته قلبم مطمئنم که مسیرم درسته و خدایی که منو تا اینجا اورده از این جا به بعد هم هوای منو داره و راهنماییم میکنه. حتی اگر از نظر همه این کارا بی سر و ته و بی نتیجه باشه یا نتونه منو به اهدافم برسونه بازم من ناامید نمیشم چون از ته قلبم به اون خدا اعتماد دارم اون خدایی که 24 ساله داره رزق و و روزی منو میده هدایتم میکنه کمکم میکنه هر اشتباهیم کرده با بخشندگی بی نهایتش ازش چشم پوشی کرده و بازم لطف و رحمتشو شامل حالم کرده هیچ وقت لحظه ای منو رها نکرده همیشه و همه جا همراهم بوده بهم گفته درست و غلط چیه و باید چیکار کنم و کدوم راهو برم… این خدا همیشه هست حی و حاضر در قلب من در وجود من و از رگ گردنم به من نزدیکتر…
واقعا اشک تو چشام جمع میشه وقتی بهش فکر میکنم الانم دارم این متنو با چشمانی اشکبار مینویسم. خدایا چقد تو بزرگی و چقد عقل کوچیک ما ادما از درک بزرگی و عظمت تو ناتوانه. بخدا وقتی میبینم ادمای دیگه اینجوری به خدا بی اعتمادن اینجوری خودشون رو در خلق زندگیشون ناتوان و درمانده میدونن به خودم میگم وای بر شما که کجای کارید؟؟؟ و همون جا انقد خداروشکر که چشمای منو باز کرد که جزو جاهلان و نااگاهان نباشم و با جهل و نادانی و گمراهی از این دنیا نرم. شاید یه وقتایی ایمانم سست بشه حالم بد بشه مغزم منطقی بشه و همه چیو ببره زیر سوال ولی خدای درونم نمیزاره تو اون جاده خاکی ادامه بدم کمکم میکنه که بیام تو مسیر اصلی و باز با قلبی سرشار از ایمان و اطمینان و حال خوب و امیدواری ادامه بدم و کم نیارم.
خدایا هرچقدر شکرت کنم کمه با تمام وجودم هزاران هزار بار از این همه عشق و محبت و لطف و نعمت و برکتی که نصیبم کردی سپاسگزارم از اینکه رسالتم رو بهم یاداوری کردی سپاسگزارم از اینکه هربار خطا کردم با گذشت و مهربانی از سر تقصیراتم گذشتی و باز حمایتم کردی سپاسگزارم.
استاد خوبم از این فایل فوق العاده خوبت خیلی خیلی ممنونم تک تک قسمتهای توحید عملی یه گنجینه باارزشه. خانم شایسته جان از شما هم ممنونم بخاطر این سفرنامه که باعث شد این فایلهای فوق العاده رو باز مرور کنیم.
برای خودم و همه اعضای این خانواده صمیمی زندگی همراه با ایمان محکم و ثروت و نعمت و خوشحالی و سلامتی از خدای خوبم طلب میکنم.
چقدر کامنت پرباری نوشتی ، چقدر لذت بردم از خوندن کامنت ،گقام بیام بنویسم تا بیشتر درک کنم ، چقدر زیبا نوشتی که کدوم ریسک؟؟؟؟وقتی من خودم دارم خلق میکنم ،وقتی که من میدونم تا زمانی که یک فرکانس مشخص ارسال میکنم یک نتیجه مشخص دریافت میکنم ،وقتی میدونم که فقط باورهای من تاثیر گذاره پس دیگه کدوم ریسک ؟؟؟ وقتی میدونم که همه چیز درونیه و درون من باید عوض بشه تا نتایجم عوض شه ،پس دیگه کدوم ریسک ؟؟؟وقتی درمسیرم لذت میبرم و آگاهم به قوانین خداوند و سازوکار جهان هستی و هرروز دارم این درک رو بهبود میدم ،پس کدوم ریسک؟؟؟ وقتی خدایی دارم که تعهد کرده که مراقب من باشه ، وقتی میدونم که دنیا فانیه و رسیدن به خواسته هام برای لذت بیشتره ،وقتی میدونم که اصل چیه و میدونم که هدف احساس لذت بیشتر احساس شادی بیشتر و احساس آرامش هست ،پس دیگه کدوم ریسک ؟؟؟وقتی اولویت هام مشخصه و ارزش هام معلومه پس دیگه کدوم ریسک ؟؟؟وقنی مسیری که توش هستم و انتخاب کردم خودم به دلخواه خودم و خدا کلی تو این مسیر به من کمک کرده و حواسش بوده همیشه ،دیگه کدوم ریسک ؟؟؟ از این به بعدم خدا هست ،هدایتش هست ،حمایتش هست، اصل اونه و دیگه بقیه که همش بچه بازیه دنیا ،کدوم ریسک ؟؟؟فککن اصن ضررم کردیم ،خب که چی؟؟؟ آخرش که چی ؟؟؟ دنیا مگه ابدیه؟؟؟دوستی میگفت در طول تاریخ بشر 150میلیارد انسان اومدن تا به الان و رفتن ،البته نمیدونم که این آمار درسته یا نه ،ولی میدونم که منم یکی از اونهام و ابدی نیستم در این دنیا ،همین کره ی زمینو حساب کنیم که خیلی کره ی کوچیکیم هست ،چندسال عمرشه؟؟؟طبق گفته ها 85میلیون سال قبل دایناسورها توش زندگی میکردن و 13میلیارد سال طبق تحقیقات دانشمندان از انفجار بیگ بنگ میگذره ،13میلیارد سال و انسان تنها 3میلیون ساله که پا به این کره ی خاکی گذاشته ،خب با همه ی این ها و آمار و ارقام مگه من چقدر عمر میکنم در خوشبینانه ترین حالت 150سال؟؟؟ایا چیزی خرابه که من باید درستش کنم؟؟؟نه من اومدم خودمو تجربه کنم و لذت ببرم ، اومدم یه توک پا به شهربازی و برم خونه ،وخدایی دارم که لحظه به لحظه منو هدایت کنه پس ریسکی درکارنیس ،هدف تجربه خودم و لذته و قدم برداشتن درمسیر علایقم ،خب دیگه ؟؟؟چع عجله اییه؟؟؟به چی باید برسم؟؟؟
خدایا شکرت بابت همه چیز
خدایا ممنونم بابت قدرت خلقی که به من عطا فرمودی و منو خالق زندگیم قرار دادی ،
دوست عزیزم امیدوارم لحظاتت غرق در آرامش باشه .
و در پناه الله مهربان و یکتا شاد و پیروز و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی .
کامنت خانم غزل قشنگ بود برداشت شما قشنگ تر. بنظرم فقط کافیه همین چیزهایی که شما نوشتی رو درک کنیم! به قول شما 13 میلیارد سال عمر زمینه..ما انسانها 3 میلیارد ساله روی کره زمینیم…اون 10 میلیارد سال در نبود انسانها چطور و بوسیله کی و چی گذشته؟! بقیش هم همونطور میگذره…بوسیله همون قوانین…بواسطه همون الله یکتا!!
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ﴿١﴾
بخوان به نام پروردگارت که [همه آفریده ها را] آفریده
خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿٢﴾
[همان که] انسان را از علق به وجود آورد.
اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ ﴿٣﴾
بخوان در حالی که پروردگارت کریم ترین [کریمان] است.
=====================================
پروژه ی توحید عملی
گام اول:
🟣خداوند در نسیمی است که می وزد،خداوند پروانه ای است که در باد میرقصد،خداوند قلمی است که عشق را مینویسد،خداوند سراسر زیبایی و عشق است.
🟣خداوند در قلبی است که عشق میورزد،خداوند طلوع خورشید است.خداوند نور آسمان ها و زمین است،من دستان خداوند هستم که مینویسد،زبان خداوند هستم که سخن میگوید،قلب خداوند هستم که عشق می پراکند.
🟣من دستان سخاوتمند خداوند هستم که میبخشد،این خداست که در من تجلی یافته،آمده بودم میلیاردر شوم،عاشق و سرگشته ی کویت شدم!آمده بودم تا اسرار ثروت را بیاموزم،قرآن را در دستم قرار دادی!
🟣گفتی بخوان،کلید گنج های زمین و آسمان را در آن خواهی یافت،بخوان اما با قلبت نه با ذهنت،گفتی بخوان و به دستوراتش عمل کن،دستور العمل ثروت و خوشبختی ات در این کتاب نوشته شده است.
🟣این کتاب یک گنج نامه است،اما باید رمز گشایی کنی تا مسیر گنج ها بر تو آشکار شود،باید قلبت را پاک کنی از هر احساس ناروا،خواندم تورا،اجابت کردی مرا،ادعونی،استجب لکم!
🟣تو حکمت را بر قلبم جاری کردی،گفتی از توحید و یکتاپرستی شروع کن،از ابراهیم شروع کن و او را بشناس،شناخت ابراهیم،یعنی شناخت اسلام حقیقی.
🟣معنای بت شکنی ابراهیم چه بوده است ؟!ابراهیم بنیان گذار نهضتی است که میخواهد بشریت را نجات دهد،افتخار پیامبر اسلام،انتصاب به مذهب ابراهیم است،«ابراهیم حنیف»
🟣بت پرستی،پرستش مجسمه ای با یاقوت و سنگ نیست!بت پرستی توجیه وضعیت اسفبار کنونی ات و نسبت دادن آن به «مشیت الهی» است،به تقدیر و سرنوشت است.
🟣بت پرستی قدرت دادن به شیطان و هر عامل بیرونی برای تاثیر در زندگی ات،بت پرستی پذیرفتن نیرویی به نام«شر» است که زندگی تورا احاطه کرده و قدرت خلق زندگی را از تو قلب کرده است.
🟣بت پرستی و شرک یعنی قدرت دادن به هرکسی و هرچیزی غیر از خدا برای تاثیر در زندگی ات،توحید و یکتاپرستی یعنی اینکه همه ی ما «رب» واحدی داریم،یعنی همه ی ما به یک اندازه به «خداوند» نزدیک هستیم،یعنی همه ی ما برابریم.
🟣همه ی ما به یک اندازه به منبع الهی دسترسی داریم،یعنی همه ی ما به یک اندازه به قدرت الهی دسترسی داریم،یعنی همه ی ما یک «خدا» داریم،همه ی ما یکی هستیم،تفاوت انسان ها به علت تفاوت «باور» آن ها نسبت به «قدرت خدا» است.
🟣اگر «خدا»را پیدا کنیم،«ثروت» خود به خود به دنبال ما میاد،اما «خدای واقعی».
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «ثروت» نداره،احتمالا باورهاش درمورد «خدا» و «ثروت» و «پول» ایراد داره!
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «سلامتی»نداره،هم باورهاش در مورد «خدا» ایراد داره و هم درمورد «سلامتی».
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «روابط» خوبی نداره،با همسر و فرزند و دوستش،هم باورش در مورد «خدا» ایراد داره هم در مورد «آدم ها» و «روابط» و«خودش».
🟣«خدا» رو در وجود خودتون پیدا کنید،فارغ از هر دین و مذهب!
🟣با هر دین و هر مسلکی،اون چیزی که باعث سعادت دنیا و آخرت می شود:
⬅️ یکتاپرستی است.
⬅️تسلیم بودن در برابر خداوند است.
⬅️باورکردن نیروی های خداوند است.
⬅️باور کردن نزدیکی خداوند است.
⬅️باور کردن اجابت درخواست های ما توسط خداوند است.
🟣وقتی آدم این رو باور میکنه :
⬅️بهش گفته میشه که چه کاری باید بکنه.
⬅️مسیر ها بهش گفته میشه.
⬅️موقعیت ها براش به وجود میاد.
⬅️آدم ها به شکل دستانی از خداوند می آیند و به او کمک میکنند.
🟣کلید واژه های صحبت های آخر استاد:
#توحید #یکتاپرستی #نعمت های خدا و بزرگی جهان #فضل خداوند #رزق خداوند #نعمت هایی که داریم. #رأفت خداوند نسبت به ما
🟣توحید مسیری که توش عشق،نعمت،ثروت و سعادت دنیا و آخرت را دارد.
🟣تمام تمرکز بر نکات مثبت «توحید» است.
🟣هر آنچه که داریم از آن اوست،اوست که راهنمای ماست و اگر باورش کنیم زندگی بی نهایت آسان،بی نهایت شادی بخش،بی نهایت لذت بخش،بی نهایت پر از فراوانی و نعمت و ثروت است.
=====================================
️🟣یادداشت شخصی:
◀️٣ آذر ماه الهام واضحی دریافت کردم که یک پروژه ی ٣ ماه برای خودت بزار و روی فایل های توحید عملی کار کن،اما دسترسی به مدار نکته برداری حدود ٨ روز طول کشید و من امروز تونستم بالاخره نکات فایل توحید عملی ١ رو توی دفترم بنویسم.
◀️خداروشکر که تونستم توی سایت هم ثبتش کنم،امیدوارم بتونم این مومنتوم مثبت رو ادامه بدم و هم اولویت اولم که نکته برداری توی دفترم هست و اولویت دوم که رد پا گذاشتن در فایل هاست رو تیک مثبت بزنم.
◀️کاملا دارم متوجه تصحیح کد گزاری ذهنم میشم،از آرامش بیشتر توی قلبم دارم میفهمم که این تمرکز داره تصویر ذهن و قلبم رو بهم نزدیکتر میکنه و من رو به فرکانس خداوند نزدیکتر میکنه.
◀️با اینکه فکر میکردم این مطالب رو از قبل میدونم اما لحظه ای که دارم صحبت های استاد رو مینویسم انگار یک اتفاق های عجیبی توی ذهن و قلبم میفته،یک آرامشی از جنس لحظه ی حضور رو تجربه میکنم،انگار در این لحظه هیچ کمبودی نیست و تموم جهانم پر از زیبایی و نوره و هر آنچه که میخوام برام فراهمه.
◀️من فکر میکنم دلیل اینکه سرعت دریافت هدایت های با کیفیت ترم نسبت به سال های قبل کمی پایین تر اومده،بخاطر خاک خوردن کد های توحیدی توی ذهنم و باورهام نسبت به قدرت خداونده و امروز بعد از نوشتن این فایل یک جنسی از امیدواری رو توی قلبم احساس کردم شبیه به لحظه ای که برای اولین صدای استاد رو شنیدم،اون لحظه انگار من خدارو پشت سر استاد میدیدم که داشت با لبخند برام دست تکون میداد و صدام میزد و میگفت بیا توی تیم من سعیده،بیا اینجا،خیلی وقته که منتظرتم.
◀️امروز نزدیک به 4 سال ازون روزها گذشته و من از هیچ بعدی از زندگی،هیچ ربطی به اون سعیده ندارم،من همه چیز رو به طرز جادویی تغییر دارم،من اومدم تو تیم خدا و استادو امروز دارم در مداری زندگی میکنم که قبلاً توی رویاهام هم نمیتونستم تصورش کنم.
◀️اما من،سقف آرزوهام کوتاه نیست،از بچگی آدم جاه طلبی بودم،رویاهای بزرگی داشتم وساعت ها در رویاهام با کیفیت 4k غرق میشدم،بنابراین همون مسیری که من رو به این مدار آورده میتونه به بی نهایت مدار بالاتر ببره،اگر من به همون اندازه تعهد داشته باشم روی ایمان و باورم کار کنم.
️🟣دعای پایانی:
یک دعا شخصی برای خودم ساختم که از سوره ی آل عمران یادش گرفتم از آیات 36 و 37 که مادر مریم،مریم رو نذر میکنه و به خداوند میسپارتش:
پس خدا او را به نیکویی پذیرفت و به تربیتی نیکو پرورش داد و زکریّا را برای کفالت و نگهبانی او برگماشت؛ هر وقت زکریّا به صومعه عبادت مریم میآمد نزد او رزق شگفت آوری مییافت، گفت که ای مریم، این روزی از کجا برای تو میرسد؟ پاسخ داد که این از جانب خداست، همانا خدا به هر کس خواهد روزی بیحساب دهد.
دختر هیچ خبر داری ، که چگونه دل منو غرق عظمت و بزرگی خدا کردی .
همین قدر بدون که هر کلمه پاسخ به تو را فقط با اشک نوشتم، چشمان خیسم صفحه گوشی را مات کرده ، اما میدانم قطعاً تو هم در مداری به مراتب عالی تر بودی که ، خدا به انگشتان دستانت اجازه نوشتن داده
خدا به تو فرمان داد سعیده جان بنویس تا هم مدارهایت ، بهتر منو بشناسند.
ممنونتم که دعوت حق رو لبیک گفتی و صلاتی جمیل رقم زدی.
سعیده جان مرحبا ، تو استاد یار هستی
تو سراسر عششششقی
در پناه حق و غرق روزی بیحساب باشی
استاد عزیز به شما هم تبریک میگم بابت داشتن همچنین شاگردان توحیدی
حقیقت اینکه من اولین نفر هستم که به نور این صلات ها نیازمندم تا قلبم رو به قدرت خداوند وصل نگه دارم و اگر این کامنت ها برای شما نور هدایت داشته،لطف ومنت خداوند بوده که من رو هدایت کرده بتونم بنویسم.
ازتون بی نهایت سپاسگزارم و دعا میکنم نوری که از قلب روشنتون برام فرستادید،چلچراغ بشه و به زندگی قشنگتون برگرده…
سلام و درود پروردگارم ب دوست عزیزم و دردونه ی خداوند سعیده جان شهریاری
امان از این هدایت های الله ک همیشه آدم و ب وجد میاره و شگفت زده ات میکنه
مدتهاست از در و دیوار زمین و آسمون نشونه ها میاد ک برو سمت توحید عملی
با اینکه هربار ب هدایت هاش گوش کردم نتیجه بینظیررررر بوده اما ذهن چموشم مقاومتش رو داشت تا امشب ک گوشش و گرفتم و آوردمش تو مسیر پای جلسه ی اول خداشناسی ”
امروز قبل از اینکه بیام تو این قسمت هدایت شدم ب آیه ای ک دقیقاااااا شما توی کامنتت راجب مریم نوشتی ”
اسم تو شناسنامه ی من مریمِ
و مهسا اسم دومه منه
عجیب این آیه ب دلم نشست و به خودم گرفتمش
گفتم این وعده ی خداست دیگه چجوری بهم بگه بیا سمتم من منتظرتم
وقتی اومدم و کامنت شما رو خوندم
قلبم پر از نور عشق و آرامش شد
اینهم نشونه ی بعدی
الله اکبر
الله اکبر
دوست قشنگم برات تو مسیر پروژه ای ک در نظر داری دستهای گرم خداوند آغوش امنش و روشنایی از جنس خودش
باورت نمیشه من فایل توحیدعملی روچندروزه که مجددا براساس هدایت الهی دارم گوش میکنم اولین توحیدعملی روکه گوش کردم ازکامنت دوست توحیدی ام که استادخوندند خیلی خوشم اومدوبسیارلذت بردم ازتوصیف زیبایی که ازخداوندبیان کردندخیلی گوش کردم ولی دلم می خواست که بصورت مکتوب این توصیف زیبای خداوندروهم داشته باشم الان دراین ساعات نیمه شب اومدم کامنت های ایمیلم روبخونم درکمال ناباوری دیدم قلم زیبای شمامتن کامل توحیدعملی 1 رونوشته وازعشق وزیبایی خداوندنوشته ، چندبارخوندم وباتمام گوشت وپوستم باتمام قلب ووجودم این عشق وزیبایی خداوندرواحساس کردم آنقدرکه بلافاصله خودم برای دلم ازخداوندنوشتم برای اولین بار ، بی نهایت ازشمادوست عزیزم سپاسگزارم وازدورروی ماهت رامی بوسم .
دوست دارم دلنوشته ام رااینجابنویسم به یادگار :
خداوندا بی نهایت ازشماسپاسگزارم
که فرکانس هایی که می فرستم
بلافاصله اجابت می کنی
ادعونی استجب لکم
خداوندامن خیلی دوست داشتم
این کامنت توحیدی دوست توحیدی ام روداشته باشم
چون همش ازعشق وزیبایی تونوشته بود
وچه خوب اجابتم کردی عشقم عزیزدلم
زیبای من برکت من نعمت من فراوانی من
امیدمن مهربان من الهام من هادی من حامی من زیبای من عشق من توحیدمن رب وپروردگارمن پرورش دهنده من مالک وفرمانروای من قدوس وپاک من سلام و بی عیب ونقص من
عزیزوشکست ناپذیرمن مهیمن وباشکوه من جباروجبران کننده من متکبروشایسته بزرگیه من خالق وآفریننده من بارئ وکارسازمن مصوروصورتگرمن وکیل وکارسازمن آرزو ورویاهای من عشق درلحظه من عشق درگذشته من عشق درآینده من وعشق ابدی وجاویدان من دردنیا وآخرت زیبای ابدی وجاویدان من دردنیاوآخرت ای زیباترینم وای مهربان ترینم ای قلبم جایگاه زیبایت هرلحظه برمن بتاب وهرلحظه هادی وحامی ومراقبم باش هرلحظه هادی وحامی ومراقب محمدامینم ومحمدمعینم ونگینم باش این امانت های الهیت به من روهمیشه وهرلحظه مراقب ومحافظ باش
سلام نورا جان چقدر قشنگ نوشتی چقدر زیبا خدا را توصیف کردی چه کشش عجیبی داشت کلماتت
من مدتیست به دنبال خدام میخوام بدانم او کیست
دلم میخواهد اورابشناسم
دوست دارم بدانم او کیست که اصحاب کهف به عشقش کل زندگیشان را رها کردند
او کیست که حضرت محمد (ص) ساعت ها در غار بااو سخن میگفت
او کیست که حسین(ع) با تمام وجودش خودش رابخاطرش فدا کرد
این چه عشقیست که این جسارت را به ادم میدهد
من از بچگیم همیشه اسم خدا راشنیدم اما واقعا درکش نکردم
میخواهم پیدایش کنم میخواهم در آغوش بگیرمش همیشه میترسم نکند خدایم منو رها کند اما هیچ وقت رهایم نکرد حتی وقتی من امیدم را ازش بریدم اوترکم نکرد
نمیدانم اما انگار در میان واژگانت خدا را دیدم انگار او نوشته بود راجب خودش ومن میخواندم انگار او دارد با من سخن میگوید
*((زیبای من برکت من نعمت من فراوانی من
امیدمن مهربان من الهام من هادی من حامی من زیبای من عشق من توحیدمن رب وپروردگارمن پرورش دهنده من مالک وفرمانروای من قدوس وپاک من سلام و بی عیب ونقص من))*
با خواندن این جملات احساس کردم خدا در درون پدرمه که از بچگی حوامو داره در درون لبخندش دردرون بازی کردنش باهامه
حس کردم خدا در میان چهره مادرمه احساس کردم خدا در آغوش مادرمه که از زمانی که چشم باز کردم مرا به آغوش کشید
حس کردم خدا میان چشمان مادرم هست
حس کردم خدا نور درون چهره مادرمه
انگار خدا را درون گل روی طاغچه دیدم
انگار خدا درون ان برگ هاست چه حس عجیبی دارم
اخر چطور ولی انگار خدارا در درون خودم میبنم انگار وجودش در وجودم هست
اورا درمیان شعله های آتش بخاری میبینم
انگار حس میکنم کنارم نشسته
اورا درمیان موج های اب میبینم
انگار داره میخنده و درون اب اب بازی میکند
انگار خدا به شکل آدمی هایی در امده که تو جاهای مختلف دچار مشکل شدم بهم کمک کردن حتی شده با کلماتشون
نمیدونم اما اکنون حس میکنم تمام ان ادم ها خدا بوده
در چهره هایشان دیگر ادم نه انگار خدا را حس میکنم
این احساساتم خیلی عجیب است انگار یا واقعا خدا همه چیز است
خدایا تو که هستی چقدر عجیبی
خدایا شکرت که اینقدر قشنگ درون قلب ادم ها حضور پیدا میکنی
خدایا چه خوب که هستی
من هم میخوام دیوانه و شیدایتشوم
خدایا مرا به سمت خودت بخوان
خدای من قدرت من
جسارت من در درون ترس هایم امید من در میان رویا هایم نور قلب من در تنهایی هایم حمایت کننده من در بی کسی هایم شنوندهی حرف های من
ارامش قلبم خدایا تو چگونه هستی که اینقدر تو را به خود نزدیک میبنم خدایا تو که هستی که هم تورا در درون خود هم بیرون از خود حس میکنم خدایا در حین این همه نزدیک بودنت با من باز هم هنوز تورا نمیشناسم خدایا میخواهم بیشتر ازت بدانم
خدایا ای ارامش قلبم بیشتر از خودت برایم بگو
خدایا به خداییت قسم فقط در این چند روز که به تو وصل شدم چقدر زندگیم روان شده
سلام به سعیده جانم سعیده توحیدی که هر کلمه از نوشته هاش بوی خدا میده بوی عشق و محبت الهی میده سعیده جان با خوندن هر خط از کامنتت جانِ دوباره گرفتم اشکم جاری و قلبم پر از آرامشی خداگونه شد ، نوشته های دلی شما نور خداست برای هدایت بقیه مثل من که قرار بود نشانه روزم باهام حرف بزنه ولی خدا آوردم اینجا و کامنتت دقیقا برای من بود .
خدایا من رو هم مثل مریم
به نیکی بپذیر
به خوبی تربیتم بده
دست ذکریات بسپار
و من رو وارد مدار دریافت روزی بی حساب کن
سعیده عزیزم خیلی دوست دارم
الهی همیشه موفق و سر بلند باشی
همیشه قلبت پر از نور و عشق خدا باشه و صورت ماهت خندون
من از چند روز پیش تقریبا یه هفته دارم روی باور های توحیدی ام کار میکنم به طور اصولی به بزرگترین شرکی که رسیدم در رابطه با همسرم بود و با خودم نوشتم من اگر همسرم نباشد هیچ کاری نمیتوانم انجام دهم!
آقا من از وقتی که فهمیدم که چقد نسبت بخدا مشرک هستم قرآن خوندن رو شروع کردم تا با خوندن معنی های قران مثل یه مانترا هر روز مدام بهم یاد آوری بشه که قدرت مطلق در جهان کیه!
البته خیلی مقاومت دارم اما اصلا بهشون گوش ندادم و فقط با خودم گفتم امروز یکم توحیدی تر عمل میکنم و فقط نوشتم و نوشتم درخواست های خودم رو گفتم من درخواست میکنم و طبق قانون وابسته به خواسته ام نیستم و احساسم را خوب نگه میدارم ما بقی کار ها با خداست و چگونگی اش به من مربوط نیست اون مربوط به خداست…
خدا شاهده خدا شاهده یکی از خواسته هام این بود چون سفر به دور آمریکا رو همزمان نگاه میکردم گفتم خدایا میخوام تو این چند وقت هدایت بشم به مکانی سرسبز با آب و هوای مرطوب (قدرت را ندادم دست همسرم که حالا اون باید تو رو جایی ببره و اینا )و البته نجواهایی هم اومد اما اعراض کردم ازشون
و الان من در یک سوییت کنار دریا هستم و صدای باران و صدای موج دریاست که به گوش من میخوره(خونه ما مشهده دیروز همسرم کاملا غیر منتظره گفت میای بریم بیرون گفتم بریم رفتیم تو خیابون داشتم فایل قانون آفرینش قسمت درخواست رو گوش میدادم همسرم ازم پرسیدن دوست داری کجا بریم با خنده گفتم بزار تمرینم رو انجام بدم و ازت درخواست کنم گفتم بریم شمال!ایشون سریع گفتن بریم!!!
خداییییییی مننننننننننن
من الان شمالم….این یعنی اینکه خدا میدونه چند تا خواسته مالی و غیره داشتم که فقط بخاطر شرک ورزیدنم فقط بخاطر اینکه از خودم دور میدیدم اون خواسته رو بهش نرسیدم
الانم این رو نوشتم تا یادم بمونه اگه خواسته های مالی ام رو هم همین قدر دست یافتی بدونی همین قدر قدرت رو از عوامل بیرونی بگیری و بدهی دست خداوند بهش میرسی
…..و میگوید باش پس موجود میشود…..
برای رب العالمین فرقی نداره خواسته های ما اون یک انرژیه هست که شکل میگیره از چه طریق؟ از طریق باور های ما افکار ما ورودی های ما
اگر من باورم کنم همه کاره زندگی من همسرمه اونه که میتونه خونه رو برای من تعویض کنه اونه که میتونه برای سرکارم سرمایه بیاره اونه که میتونه منو مسافرت ببره خب دقیقا خدا هم هیچ کاری برای من نمیتونه بکنه چون قدرت رو ازش گرفتم و به همسرم دادم در این مثال.
اما بچه ها باورتون نمیشه از 15بهمن که دارم روی باور های توحیدی به لطف خودش کار میکنم نمیدونید چه دروازه ای از نعمت ها بروم باز شده چرخ دننده های زندگی ام روان تر شده قشنگ متوجه میشم که روغن کاری شده منی که 4 و خورده ای ساله استاد رو میشناسم چرا نتیجه دلخواه نمیومد سراغم ؟
بخاطر همین شرک بوده الان که چند وقتی دارم روش کار میکنم احساس میکنم رسیدن به خواسته های اساسی و مهمم تا همین چند ماهه دیگه امکان پذیره شایدم زودتر!البته بازم فقط درخواست دادم و باور های هم جهت دارم ایجاد میکنم و نتیجه رو رها میکنم و مابقی شو میسپارم به الله و دارم از زندگی ام لذت میبرم
خدایا ازت سپاسگزارم صدای موج دریا و نم نم باران و اون رطوبت هوا که استاد در فایل سفر به دور آمریکا میگفتن( در سفر شون به میامی )شما خودتون رو تجسم کنید در این موقعیت و من همونجا چشمامو بستم و اون رطوبت و اون بادی که در محیط بود حتی بویه محیط رو حس کردم و الان شمالم هوای مرطوب همان بو همان نسیم ملایم وااااااقعا الله اکبر
بازم از نتایجم براتون میگم این تازه شروع ماجراجویی من و خداونده!
خیلی لذت بردم از خوندن تجربه ی خلق اتفاق مورد دلخواهت:)
چقدر قشنگه واقعا، طلب کن آنچه میخواهی، مهیا کردنش با من
فقط باید حواسمون باشه از کی طلب میکنیم، قدرت رو به کی میدیم
خدایا عاشقتم با این قوانین قشنگ و ساده
فریده جان یه دنیا ممنون که تجربه ت رو و این کامنت زیبا رو نوشتی، بازم یه مثال و شاهد دیگه از اینکه پس میشود
و همزمانی از این قشنگتر، که این فایل برای نشانه روزانه شما میاد و کامنت به این زیبایی مینویسی، بعد همین فایل میاد رو بنر سایت و کامنت دلنشین و درس آموز شما اینقدر دیده میشه و امتیاز میگیره:)
خیلی ممنون که نوشتید و چراغ راه ما شدید . من هم برای رفتن به بیرون و گردش در شهر موقعی که پسر کوچکم رو باردار بودم یک درخواست به خدای مهربون گفتم .
و چون اون موقع ماشین شخصی نداشتیم و به خاطر وضعیتم هم جایی نمیتونستم برم و خیلی لازم داشتم برم بیرون . یه دفعه یکی دوروز بعد به طور معجزه آسا خانوم و آقای همسایمون اومدن گفتن ما میخواهیم بریم از گاوداری شیر تازه بگیریم اگه شما هم میاید بریم باهم و من اونجا کاااملا فهمیدم که فقط خدا یعنی چه .. و رفتیم و چند ساعتی بیرون از خونه گردش کردم .
یعنی اصلا همسایه نزدیکمون هم نبودند و دیگه هم از اون موقع چنین پیشنهادی ندادند و همون یک بار بود .
البته که من هم دیگه درخواستی نفرستادم انچنان قطعی .
و چند مثال دیگر ..
خداروشکر برای هدایت به کامنت شما بزرگوار . من هم از امروز سعیم رو در این مسیر میکنم .
اول که تحسین میکنم از اینکه چقدر قشنگ تصویر سازی کردید و دوم اینکه چقدر عالی از قانون استفاده کردید. ما هرجا به هر خواسته ای نمیرسیم دقیقا بخاطر اینه که قدرت رو دادیم دست غیر خداوند که استاد به عنوان عوامل بیرونی توصیف میکنن که همون شرک هست.
هر شرکی که ما داریم همثن ترمزهایی هستن که نمیذارن ما خیلی راحت به خواسته هامون برسیم. و اگر روی این شرک ها کار کنیم دقیقا مصداق کن فیکون میشیم. همون چیزی که برای شما اتفاق افتاده.شما روی خودتون کار کردید و خواسته شما اومده به سمت شما. من هم این چند وقته دارم روی رابطه ثروت و خداوند کار میکنم و کامنتهای فایل ( شناسایی ترمزهای مخفی ذهن) رو میخونم و میبینم که چقدر باور خلاف جهت با خواسته دارم. همین چند روزی که دارم روی این باور کار میکنم درهایی از نعمت خداوند بروم باز شده. خدایا شکرت
سپاسگزارم از شما که تجربتون رو در اختیارمون گذاشتید تا بیشتر حواسمون باشه به توحید
درست گفتی و به نکته مهم و قشنگی اشاره کردی فریده جانم
ممنونتم عزیزم
منم هر کاری میخوام بکنم یا جایی برم یا چیزی بگیرم میگم همسرم باید ببره یا بگیره اصلا نمیدونستم و نمیفهمیدم که این مدل گفتن و منتظرش موندن یعنی قدرت دادن به دیگری شرک به حساب میاد
و چقدر خداوند به خوبی الان منو به کامنته تو عزیز دل هدایت کرد
که بیام اینجا بفهمم و باورمو درست و توحیدی کنم
و فقط و فقط در همه موارد قدرت رو به خدا بدیم
من از تو عزیز که دستانه خداوند برای من شدی شکرگزار خداوند هستم
دوستت دارم و میرم الان تو دفترم مینویسم این نکته و هدایت مهم رو
واقعا همینطوره اگه نشتیها رو پیدا کنیم و بهبود بدیم رسیدن به همه خواسته ها برامون آسون و امکان پذیر میشود
من حقیقتا خیلی به دنبال توحید بودم چون تو شهر مذهبی و در خانواده مذهبی بزرگ شدم و حتی چند سالی حوزه علمیه هم درس خوندم(برای پیدا کردن خدا)!
اما چیزی که پر واضح بود نه تنها مسیر رو پیدا نکردم بلکه به قول خودم مشرک بودم مشرک تر شدم
تا اینکه با آموزه های استاد عزیزم آشنا شدم و با مفهوم شرک یکتا پرستی آشنا شدم
اصلش بخاطر افزایش درامد اومدم توی سایت و تو این چند سال خیلی دارم روی باور های ثروتم کار میکنم اما اون جور که میخواستم نمیشد
و در این میان هم خییلییی نشانه ها برایم می اومد که باید روی باور توحیدی ات کار کنی فریده!
اما هر بار جدی نمیگرفتم و میرفتم سراغ مثلا باور های ثروت و مدیتیشن و فلان و فلان
هر بار که میروفتم این مسیر رو و نتایج خیلی کم رنگ برایم اتفاق می افتاد و خسته و معترض که آخه چرا نمیشه؟!من که دارم رو باور هام کار میکنم چرا نمیشه؟
تا اینکه یه تضاد بزرگ شب 15 بهمن برام اتفاق افتاد و گفتم فریده اگه این سری واقعا روی خودت کار نکنی دیگه سمت آموزه های استاد حق نداری بری!(بازم فکر میکردم باورهای ثروت سازم مشکل داره)
و فقط نا امید بودم از خودم خسته بودم از خودم از اینکه آقا مننننننننننننن دارم روی باور هام کار میکنم نه!دست هام رو بردم بالا و گفتم خدایا من تسلیمم(خیلی کلمه تسلیم قلب منو باز کرد) من دیگه نمیدونم کجای کارم اشکال داره (این خیلی موضوع مهمیه که اعتراف کنی در درگاه خداوند که همان باور مخربم خدا باید به قلبت بگه تا برطرفش کنی چیززی که من درسش رو تازه گرفتم و من فکر میکردم که خودم دارم رو فلان باور کار میکنم و منم منم …..راه انداخته بودم برا خودم )
تا اینکه باور کنید دوست عزیز همون شب ندایی از قلب من گفت برو قران باز کن و هر سوره ای که اومد از اول همان سوره شروع کن به خواندن سوره رعد آیه 14 اومد
خدای من الله اکبر :
و کسانی که مشرکان به جای خدا میخوانند چیزی بر آنان بر آورده نمی کنند مگر مانند کسی که دو دستش را به سوی آبی میگشاید تا آب به دهانش برسد حال آنکه هرگز نخواهد رسید!!!!
این ایه برای من یعنی اتمامممم جست وجو ها یعنی فریده تا ابد روی باور هات کار کنی اما قسمت شرک و یکتا پرستی مشکل داشته باشه (هرگز آبی به دهانت نخواد رسید)یعنی به نتیجه دلخواهت نمیرسی
و شروع کردم به خواندن معنی سوره هایی که با اشتیاق سمت قران میرفتم و هر جا برام مبهمه از عقل کل کمک میگیرم
شروع قران خواندن برای من یعنی جریان گرفتن یک شریان خون تازه در رگ هام چون مدام این آیه ها از قدرت رب میگن و مدام باورت قوی تر میشه
فقط نکته مهم اینکه شیطان بیکار نمیشینه فقط نجوا های شیطان را خاموش کنید و اصلا بهشون اهمیت ندید که این نجواها برای من این جوری بود که( آره مثلا خدا بیکار نشسته فقط به امورات شما برسه) و من میگفتم خدایا شکرت یه باور مخرب دیگه هم شناسایی شد
اینکه شما پرسیدین چه جوری دارم کار میکنم
من بیشتر قران میخونم(چون بهم الهام شده) و نجوا ها رو توی ذهنم تا حد ممکن کنترل میکنم و مدام در اطرافیانم دنبال الگو هایی میگردم که این باور جدیدم رو تقویت کنن و یه دفتر تهیه کردم که توش معنی سوره ها رو اونایی که برام قانون رو تثبیت میکنه رو بنویسم
و اگر نجوایی اومد مثلا آره فلان چیز که نمیشه باید همکارت انحام بده یا امکان نداره سریع با خودم میگم.. ان الله علی کل شی قدیر.. یا الیس الله بکاف عبده ؟و میگم فریده یادت باشه قدرت رو داری دست کی میدی.
و مدام از الله کمک میخوام تا قلب منو آرام نگه داره مثل مادر موسی
شکل درخواست هام متفاوت شده تا قبل 15 بهمن ماه از رب العالمین خیلی کم میخواستم(اصلا نمتوانستم تصویر سازی یا سناریو نویسی کنم در قلبم غیر ممکن بود) الان ملک سلیمان رو ازش درخواست میکنم ازش ایمان ابراهیم رو میخوام و مطمئن هستم که میدهد
پیشنهاد میدم فایل استاد :ارتباط بین درک صحیح خداوند و روان شدن چرخ زندگی رو بار ها گوش کنید
من دیشب از مسافرت برگشتم و به خدا گفتم آیا مسیری که میروم درسته همین توحیدی که به آن هدایت شدم اصل مطلبه که کامنتم انقد بازدید شد این یعنی جواب الله یعنی آره مسیر کاملا درسته و من با همین باور های توحیدی هدایت میشم به تمام مسیر های درست هدایت میشم به باور های قدرتمند احساس میکنم آرام آرام دارم با خدا جلو میرم
وقتی میگم باور توحیدی اصل همه چیز است یعنی :من و همسرم پنج شنبه شب رفتیم سمت سد لفور در استان مازندران اونجا بریم کلبه جنگلی بگیریم بعد همه کلبه ها پر بود چون تایم آخر هفته بود
میخواستیم برگردیم یه شماره نوک تیر برق دیدیم تماس گرفتیم گفتن یه کلبه جنگلی دارم منتهی راهش یکم دوره خلاصه رفتیم اونجا
آقا بگید من چی دیدمممم!!!!!!!
یه عالمه مرغ و خروس تو یه فضایی مشابه فضای پارادایس !!!!!
همسرم گفتن عزیز شما مرغ و خروس های استادم در سریال زندگی در بهشتم به کائنات درخواست دادی(با خنده)
فضای کلبه های همون منطقه لفور اصلا اینحورری نیست که مرغ و خروسی توش باشه اما من هدایت شدم به روستایی خیلی دور تر و پرت تر از اون منطقه که خدا ضیافتش رو برای من کامل کنه
مشهدم که رسیدم بلافاصله که از خواب بیدار شدم یه پیشنهاد عالی کاری بهم شد ورفتم برای مصاحبه و پذیرفته شدم
و داره اتفاق می افته آره انگار داره رقم میخوره بعد سالها!!!
چرخ دنده های زندگی ام روغن کاری شدن
و فقط مدیون همین توحید هستم
دوست خوبم یه ندایی درونم گفت اینا رو بنویسم و نوشتم امیدوارم براتون مفید باشه
سلام گرم و قلبی من تقدیم به استاد عزیزم، استاد جان بی اندازه سپاسگزار خداوندم برای وجود شما، هدایت شدن شما، رفتار شما در قبال نداهای قلبیتون و قرار گرفتن من در مسیر شما.
استاد مریم جان شایسته عزیزم سلام از قلب صافم به قلب زلال شما. دلم برای دیدنتون پرپر میزنه. و عاشقانه ازتون سپاسگزارم برای این تلاش مستمرتون برای بهبود فایلهای ارزشمند استاد.
انقدر قلبم با شنیدن این فایل روشن شد و اشکهام به حقانیت این کلام گواهی داد که از خدا خواستم منو با تمرکز بنشونه به نوشتن از آنچه بر من گذشته که خدا شاهده جز معجزه چیزی نبوده.
خدایی که منو همین دیروز هدایت کرد به یکی از بهترین و مجلل ترین فرش فروشیهای کرج فقط برای دیدن فرشها و ایده گرفتن که چه سبک و چه رنگی رو بیشتر میپسندم، با اینکه هنوز پولش به دستم نرسیده بود،
اما وقتی رفتم دیدم روز آخر جشنواره تخفیفی یک ماهه شون هست و ما با کلی تخفیف می تونیم فرشهای مورد علاقه مون رو نه 1200 شانه، بلکه 1500 شانه برداریم.
در جا کارت کشیدیم و حتی یک تابلوفرش هم هدیه گرفتیم.
اینو چه جوری میشه با عقل و منطق توجیه کرد؟
همزمانیها کار خداونده، چون خدای من خدای غیرممکنهاست.
چطور بشه که نفر دوم (معاون رییس) شرکت فرشفروشی وزرا، آقای بسیار محترم و مودبی به نام آقای خوشرو اون روز اونجا باشه و برای ما علاوه بر تخفیف معمول جشنواره، بخاطر گل روی دخترهای قشنگم، به میل و اختیار خودش تخفیف بیشتر بده تا ما بتونیم فرش باکیفیتتری رو با پول نقدمون بخریم.
مگه من می دونستم اونجا الان تخفیف ویژه دارن؟
مگه من می دونستم آقای خوشرو امروز کرجه و دقیقا توی همین شعبه است؟
فرشی که انتخاب کردم اسمش «شاهنشین» هست و رنگش «آبی درباری».
مگه اتفاقیه این اسمها؟
خدا میخواهد که من شاه زندگی خودم باشم،
خدا میخواهد که من پادشاهی کنم.
اما کی؟
زمانیکه اول یاد بگیرم فقط و فقط بندهی درگاه خودش باشم.
بفهمم چرا افرادی مثل آقای خوشرو رو ملاقات میکنم. چون ایشون دست پروردگار من هستند که به من خیر و روزی برسونند.
همون لحظه که با این آقا سلام و علیک میکردم تو قلبم از خدا تشکر میکردم که زمین و آسمانش رو مسخر من کرده تا من از زندگیم لذت ببرم و ایشون فقط یک وسیله است.
اما نهایت سپاسگزاری رو از این بندهی عزیز خدا هم به جا آوردم.
اما استاد این بخش اصلاح شدهی باورهای منه که داره این نتایج رو خلق میکنه.
این فایل یک نکتهی بسیار بسیار کلیدی و راهگشای دیگه هم برای من داشت؛ اونجا که گفتید: اگر روابطت ایراد داره معلومه که هنوز هم در مورد خدا، هم در مورد روابط با افراد و هم در مورد خودت باورهات ایراد داره.
باگهامو پیدا کردم، واضح بود ولی من نمیدیدمش، نمیخواستم مسئولیت اشتباه خودمو بپذیرم که منم که دارم وجه نادلخواه اون سه نفر مد نظرم رو برانگیخته میکنم.
من باید تغییر کنم، هرچند که مدتهاست دارم روش کار میکنم اما امروز متوجه شدم که ته ذهنم همیشه شاکیام از اینکه اونها چرا با من بد رفتار میکنند؟ تقصیر اونهاست.
نه تقصیر منه.
من باید خدا رو شریک لحظههای بیشتری از زندگیم کنم، با تکامل، با مسئولیتپذیری.
همون خدایی که اینهمه معجزات ریز و درشت رو به آسانی و کاملا طبیعی برام رقم زده،
همون خدایی که آدمها رو مأمور کرده که در جهت خواستههای من حرکت کنند،
همون خدایی که پول میریزه به پام از جایی که فکرش رو نمیکنم،
همون خدایی که عشق اینهمه آدم مختلف رو نثار من کرده،
همون خدا، همون خدا، همون خدا باز هم شاهکار میکنه، روابط نادلخواهمو یا سامان میده یا قطع میکنه، اگر من یاد بگیرم همجهتتر بشم با روح الهیم،
چون خداوند عشق درون قلب من و قلب همهی آدمهاست،
من باید خدای درون قلب آدمها رو صدا بزنم و اونو ببینم، تا اون فرد خداگونه با من رفتار کنه،
اگر نشد فقط بگم سلامت باشی و خداحافظ. و تمام! و تمام! و تمامش کنم تو ذهنم.
چقدر این آموزشها ارزشمنده، بخدا گنج بینهایته.
حرف دل کسیه که با قلبش زندگیشون کرده. مگه ممکنه اشتباه باشه؟
به اندازهای اعتماد دارم به این کلام، که به یگانگی خدا اعتقاد دارم.
برای خودم و همه شما دوستانم دعا میکنم بتونیم هرچه بیشتر ذهنمون رو تربیت کنیم که همرنگ و همراستا با روح خداییمون بشه.
باور کنه که خدا همینجاست….
تو تمام لحظهها و اتفاقات زندگیمون
اصلا دور نیست و توانای مطلق بر انجام هر کاریه.
اون ماها رو به شاهنشین دربارش دعوت میکنه اگر همواره به نداهای ملایمش گوش بدیم و باورش کنیم.
از وقتی در دوره لیاقت از استاد این جمله رو شنیدم که باید اون احساس لیاقت بچگیمونو پیداش کنیم خیلییی بیشتر به رفتارهای بچهام دقت میکنم میتونم بگم شدن کیس استادی من و روشون مطالعه میکنم خیلی ازادشون میزارم چون میخوام خود واقعی و الهیشون رو بروز بدن تا بتونم ازشون الگو بگیرم نمیخوام اونی باشن که من میخوام ، میخوام اونی باشن که هستن و حتی اگر مخالف من باشه یا کاروبرام سخت کنن
حقیقتا این متنیه که در دفترم نوشتم میخوام اینجا برات بنویسم شاید بدردت خورد
بچه ها چون غرور ندارن از رفتار کسی ناراحت نمیشن چون غروری ندارن که بشکنه در هر حال چیزی رو به خودشون نمیگیرن چون خودشون رو دوست دارن و احساس ارزشمندی میکنن نگران واکنش کسی نمیشن چون دیگران هر برخورد و واکنشی داشته باشن به خودشون وصل نمیکنن ناراحت نمیشن و نکات مثبت افراد رو میبینن اگرم ناراحت بشن زود یادشون میره چون چیزی رو به خودشون وصل نکردن چون احساس ارزشمندیشون درونیه و رفتار واکنش دیگران روشون تاثیری نداره اصلا رفتار و واکنش دیگران رو به خودشون مربوط نمیدونن به همین دلیل روشون تاثیر نداره
رفتار و واکنش و برخورد دیگران به من مربوط نیست به خودشون مربوطه چون هر کس رفتارر و واکنش بدی داره از درون نااماانگ خارج میشه من فقط مسول هماهنگ کردن درون اخودم هستم کاری به مدار دیگران ندارم نمیخوام وارد مدار دیگران بشم چون من رفتار دیگرانو نمیتونم کنترل کنم فقط میتونم مدار خودمو کنترل کنم فقط میتونم درون خودمو کنترل کنم فقط میتونم مومنتوم مثبت خودمو کنترل کنمکلری به کطی ندارم و در هر حال سپاسگزار ادمها هستم پون به من درس یاد میدن چه رفتار خوبی داشته باشن چه رفتار بدی داشته باشن از طریق تضادها به من درس میدن میفهمم چه ترمزی دارم و پیشرفت میکنم
نزدیک چهار سال پیش موقعی کا تازه دوماه بود وارد سایت توحیدی استاد شده بودم دلم می خواست برای اتاق دخترم فرس عروسکی بخرم ولی مول کافی نداشتم
کاملا هدایتی مبلغی که قرار بود بعد از عید به ما پرداخت بشه یک روز پرداخت شد وما تصمیم گرفتیم بریم وبرای اتاق دخترم فرش بخریم
ساعت 12طهر راه افتادیم تا بریم شهر فرش فرشارببینیم اگه شد خرید کنیم
خیلی دلم می خواست برای جلوی در ورودی یا فرش یک در یکونیم بخرم ولی پولش نبود
راه افتادیم نرسیده به محمد شهر تو اتوبان ترافیک شدیدی شد و همسرم که هیچ وقت حوسله ترافیک رو نداره وبه در ودیوار میزنه کا در بره وارد محمد شهر شد همین طور که میرفت گفتم اینورا که فرش فروشی نیست جرا امدی این طرف گفت ولش کن کی ترافیکو میره یا اینجا پیدا می کنیم یا میریم خونه یک دفعه یاد فرس وزرا افتادم وبه همسرم گفتم برو داخل کرج
پیش خودم می گفتم اون گرون فروش ترین فرش فروشیه مگه می تونی بااین پول اونجا فرش بخری
به خودم گفتم که ویدن که ایبی نداره حال وهوای بچه ها هم عوض میشه
قربان خداوند بروم باای هم زمانی ها بااین ترافیک منو هدایت کرد به جایی که نه تنها فرسی رو که دوست داشتم برای اتاق دخترم بخرم بله انقد قیمت ها که تو جسنواره بود مناسب بود که یه فرش هم بدای جلوی در ورووی خریدم با قیمت عالی وبرخورد عالی
به هرکسی میگفتم باورش نمی شد ولی منی که تو مسیر خدا بودم می دانستم که اینها همه هدایت خداوند است همون فرش زیبا باعث شد من
یه پرده ی قشنگ با همان طرح فرش برای اتاق دخترم هم بخرم که مدتی بود توی گوشیم سیو کرده بودم وهر بار که وارد اتاق دخترم میشم بعد چهار سال از خداوند تسکر میکنم گه از فضل خود اینها رو به من هدیه داد
سلام به سعیده جان واستادعباسمنش عزیزم الان داشتم کامنت شمارومیخوندم واشکم دراومد برای اینهمه زیبایی واتفاقات عالی واقعا تایید میکنم وتحسینتون میکنم برای اینکه حالتون بایدعالی میبوده تاچنین زیبایی ولذتی نصیبتون شده توسط پروردگار یکتا
خداروسپاسگزارم برای استاد که شرک نورزیدن وتنها خدا رو عامل اصلی دانستن روبه من اموزش دادن ودوستان عزیزی که همیشه پیام دارن برام
اونجایی که تو کامنتهات فهمیدم رفتار نامناسب بعضی از اطرافیان تاثیری توی رابطه تو و همسرت نمیذاره و این خیلییی منو به فکر فرو برد…
یکی از بزرگترین شرکهای وجودم رو شناختم و خدا هم کمکم کرد تا به تدریج برطرفشون کنم و همچنان دارم روی خودم کار میکنم
آره درست میگی
هرکس خودش مسئول زندگی خودش هست و این احساس مسئولیت باعث میشه کنترل صد در صد زندگی خودمون دست خودمون باشه
خدایا شکرت برای هدایتم به استاد عباس منش و این سایت توحیدی و این دوستان نورانی
یادمه یه بار توی یکی از کامنتهات خوندم که یه تعهد (اگه اشتباه نکنم) 21 روزه به خودت دادی تا توی کانالت ویدئو بارگزاری کنی و بعدش هم یه تعهد 100 روزه دادی تا بیشتر روی خودت کار کنی
همین خوندن کامنتت و این الگویی که از تو دیدم باعث شد منم به خودم یه تعهد 40 روزه بدم و خدا هدایتم کرد تا تلاش کنم به مدت 40 روز تصمیم بگیرم تمرکز کنم روی نکات مثبت آدمهایی که وقتی بهشون فکر میکردم احساس میکردم یه نوری توی قلبم خاموش میشد و واقعا خدا کمک کرد و بیشتر روزها این کار رو انجام دادم و نوشتم هرآنچه که به ذهنم میرسید، میدونی سعیده جان من فهمیدم زیبایی بود ولی من به خاطر شرکهای وجودم نمیخواستم ببینم…
الان درونم، قلبم آرامش گرفته و این آرامش از همه چیز مهمتره، خدا هم حمایت ها و کمک هاش رو فرستاد، ارتباطات خیلی کم شده، یه مشغولیتی برای اون آدمها پیش اومده که سرشون گرم شده و تمرکزشون روی خودشون هست و ….
خدا رو صد هزار مرتبه شکر
ازت ممنونم سعیده عزیزم
خیلی توی قلبم احساس نزدیکی میکنم بهت،
خدایا شکرت
به نظرم همونطور که استاد داره توحید رو اشاعه میده، تو و دوستانی که از روی عشق کامنت مینویسین و درهای آگاهی رو به روی بچه ها باز میکنید جا پای استاد گذاشتین،
میخواستم یه ذره از خودم بگم چون میدونم که یک نشانه است از این که در مسیر درست هستم و به برادران وخواهران عزیزم بگم که در مسیر درست هستید ،الان اصلا نمیدونم چه جمله بندی ای باید داشته باشم فقط مینویسم چون اصلا حالم دست خودم نیست وقتی صحبت از توحید و یکتا پرستی میشه یه حالت اشباع و مستی عجیبی به من دست میده نمیدونم واقعا چه جوری توصیفش بکنم ،من خیلی ادم کثیفی بودم ،حالا، درست نیست که ادم از گذشته ی بدش بگه اما این به من احساس سپاسگزاری عجیبی میده،یه ادم دو رو…نمیخوام بیشتر توضیحش بدهم،فقط یه روزی به خودم گفتم که محمدرضا جوونیت رفت وتو این همه…روزها وماهها من توی خودم بودم پشیمان از رفتار گذشته ام کارهایی کرده بودم که واقعا پلهای پشت سرم رو خراب کرده بودم. من در به اصطلاح قویترین پایگاه فرهنگی کشور بودم،حالا به زعم خودشان…یه روز که رفته بودیم اردو در ماه شعبان بودیم اون حاج اقای ما یه تیکه از مناجات شعبانیه رو برای ما خوند برای تفسیر کردنش…به کلمه ی مستکین که رسید من اصلا ریختم به هم به معنای کسی است که هیچی که نداره که هیچ کلی هم بدهکار است………..اونجا نقطه ی عطف من شد اصلا الان نمیتونم بگم که چه حسی داشتم انگار که همه چیز تموم شد…از اون پایگاه اومدم بیرون چون جز شرک اونجا چیزی نمیدیدم تا چند ماه توی خودم بودم همه اش از دیگران فاصله میگرفتم نیاز به خلوت عمیقی داشتم همه اش با خودم میگفتم که چرا منو بخشید مگه من چه کاری کرده بودم من سزاوار تنهایی بودم..حالا به زعم خودم..ماهها توی سجده بودم همش سجده میکردم کتابهای توحیدی میخوندم از نویسنده های مختلف اما اون خدایی رو که من فهمیده بودم با اون خدایی که اونها تو کتاباشون نوشته بودند یا کلا تفاوت داشت یا ناقص بود بیشترش که کلا شرک بود و شریک قائل شده بودند.بعدش رفتم سراغ عرفان و تصوف و…به حدی لاغر شده بودم که پوست و استخوان شده بودم…اما بازهم اون فهم و اون عشقی رو که میخواستم رو پیدا نکرده بودم.بعضی وقتها یه سری چیزها بهم الهام میشدیا همین طوری یا با خواندن قران اما هیچ کدومش رو توی کتابها پیدا نکرده بودم در مورد اینکه ما فقط توی دنیای خودمان هستیم ویادر مورد اینکه همه ی این نسبتها فقط در این دنیاست وحقیقی نیستد و اگر حقیقت داشتندرابطه ی دیگری بجز رابطه ی بنده و خداوند پیدا میشد که این شرک است چون تنها رابطه ی حقیقی رابطه ی بنده با پروردگارش است. همین.و این به ربوبیت اون برمیگرده و…تا حالا،که به شکل کاملا عجیبی با سایت استاد اشنا شدم..اشنا بودم بخاطر مسائل تند خوانی اما یه روزی به دلم افتاد که برو ببین از عباس منش چه خبر به کجا رسید؟توی سایت اومدن هماناو داستان ما هم همانا…یه سری از حرفهای استاد رو گوش دادم بعد با خودم گفتم که اِ چه قدر حرفهایش شبیه همون حرفهایی است که به من الهام شده بود و چقدر جنس حرفها یکی است…
عزیزانم هدف عشق اونه و وقتی عاشقش میشید اشباعتان میکنه جوری که واقعا احساس بی نیازی مطلق میکنید انگار که تمام دنیا و آخرت رو با هم یکجا دارید.دیگه هیچی نمیخواهید.فقط تمام تمرکزتون میشه خودش و عشق بازی با خودش. اون وقت چند تا اتفاق می افته یکی اش اینکه از اونجایی که جهان شرایط و موقعیت ها مطابق با احساتون ایجاد میکند رو برایتان بوجود می اورد شما رو به شرایطی هدایت میکنه که به بی نیازی مطلق در تمامی جنبه ها در دنیا و اخرت برسید..دومی اش هم این که چون تمرکزتون بر خیر محض است دنیا فقط خیر و خوبی و شادی و سعادت در دنیا و اخرت رو وارد زندگیتان میکند و گسترشش میدهد.فقط به شرط اینکه باورهای درستی داشته باشید.به نظر من این تمام بازی است.واقعا دوستتون دارم واقعا براتون اول عشقش رومیخواهم بعد برایتون شادی سلامتی ثروت و سعادت در دنیا واخرت رو میخواهم.
تشکر میکنم بخاطر کامنت زیبا و تاثیر گذار برای من.من هم سالهای سال زندگی کاملا مخالفی با قوانین داشتم و با پوست و استخوانم تک تک کلماتتو حس میکنم.قدم اولو تازه شروع کردم.خیلی جالبه امروز توی ستاره قطبی نوشتم هدایت بشم به یه کامنت عالی،و چقدر خوبه این خدا،چقدر خوب هدایت میکنه.هدایت شدم به کامنت تو دوست عزیزم،و انگار خداوند با زبون تو بهم گفت ،هدف برای قدم اول قبل از ثروت،قبل از قطع مصرف سیگار،قبل هر چیز دیگه ،توحیدو انتخاب کنم ،انگاری من بخاطر باورهای ضعیفم نتایج نمیگیرم و چه نشونه ای از این بهتر،اصلا دستم ناخدا خورد اومدم روی این فایل توحیدی،و جالبه بدونی اصلا فایلو هم نگاه نکردم امروز،قبلا دیده بودمش،ولی امروز مستقیم هدایت شدم روی مسیری که خدا برام مشخص کرده و اونم کامنت تو دوست عزیزه.کامنتو تو کی نوشتی،؟۱۸شهریور ۹۶ تقریبا ۴ سال پیش،برای کی نوشتی؟خودت میدونی؟
نمیدونی که منم نمیدونم،استادم شاید ندونه،
فقط میتونم اینو بگم بعضی چیزارو فقط و فقط اون میدونه و بس،
و چقد جالبه گفتم از خداوند تشکر کنم و از تو بخاطر این کامنت که منو هدایت کرد به طرف هدف قدم اولم،یعنی افزایش درصد توحیدی بودنم،بعدش برم قدم اول کامنت بزارم.
چجوری شکرگزار باشم وقتی توی خود همین کامنت انگار داره کلمات منو تایپ میکنه و هدایتم کرد به تاریخ نوشتار تو در ۴ سال پیش.
هنوز هدفمو ننوشتم اون کارشو شروع کرده.
میگه ببین ،۴سال پیش من حتی به فکر تو بودم.
چی بگم الان..؟
چی تایپ کنم داداش؟
چجوری شکرش کنم؟
چرا فک میکنم حواسش بهم نیست؟
میتونی توضیحی براش بیاری…
فقط میتونم بگم کامنت توام،تحت اختیار خودت نبوده،توام هدایت شدی بنویسی فقط،بهت گفته شده بنویس،و تو فقط دستی شدی،و نوشتی،
من شاید بدی نکرده بودم بد نبودم ولی فک میکردم خوبم چون تو ی خانواده به ظاهر مذهبی بودم که کاملا دور شرک بودن اما الان دارم خدارو پیدا میکنم. دقیقا تو این سایت شاید تا ۸ماه پیشم هنوز خوب نمیشناختمش، میدونی اصلا نا امید نباش خدای که من شناختم وهاب ،رحمان ،بخشنده است …
و سپاسگذارم که سعی کردی ،دیدگاه تو برسونی و من کاملا حرفت رو فهمیدم یکتاپرستی یعنی همین..?
این فقط و فقط هدایت خداست که من امروز و دقیقا در این لحظه هدایت بشم به این کامنتت
دقیقا امروز و این لحظه ای که داشتم خودم رو قضاوت می کردم.
خدا دست من رو رفت و آورد اینجا.
گرفتم دقیقا هدایتش رو
آره محمدرضا جان هر چی بوده در گذشته مهم نیست ، مهم اینه که ما هدایت شدیم و با هدایت و حمایت خدا ادامه دادیم.
این همه رشد و پیشرفت الان مون ، این همه درک و عملکرد عالی الانمون، این همه نتایج فوقالعاده زندگی مون در تمام جوانب، نشان دهنده درسترین بودن مسیرمون و روز به روز پاک و خدایی تر شدن ماست.
برات می نویسم محمدرضا جان، این کامنت برای حدود سه سال پیش، اون موقع هم ما عالی بودیم و الان عالی تر، و چقدر این روند رشدی که طی کردیم، کاملاً قابل درکه.
خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم برای هدایت هر لحظه مون و برای ثابت قدم موندمون و برای رشد مداری که در تمام جوانب زندگی داشتیم.
خدا رو هزاران مرتبه شکر برای روز به روز تسلیم تر شدنمون، موحد تر شدن مون.
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایت خواستارم داداش گلم 💜💙💛
یادمه من هم زمانی که خدارو پیدا کرده بودم نمیدونم چی شد احساس میکردم خدا درون منه زیر پوستم و تو رگهام حسش میکردم احساس غریبی بود مدام گریه میکردم و مدام در خیالاتم بودم هیچ چیزی برایم مفهومی نداشت جز او تا ذهنم میومد یه مسئله ای رو بکشه وسط اصلا قلبم بهش مهلت نمیداد انگار که فکر به خدا انقدر در وجودم پر شده بود به چیزی مجال خودنمایی نمیداد همش یه لبخند بزرگ روی صورتم بود و تو فکر بودم یاد منصور حلاج افتادم که میگفت انا الحق منم میگفتم اناالحق بین خودم و خدا چیزی رو حس نمیکردم مانعی نبود من خدا بودم و خدا من بود یادم میاد مث دخترای نوجوانی بودم که تازه عاشق شدن و مدام با هیجان و دلهره به عشقشون فکر میکنن و باهاش صحبت میکنن اون زمان مث یه خواب شیرین بود برام که انگار خدا بهم یه چشمه از ارامش ابدی خودش رو نشون داد و بهم فهموند عشقش چه حالی داره بعد اون با هدف رسیدن به اون حال و عشق تلاش در توحیدی شدن دارم و هر ثانیه رو خودم کار میکنم تا عشقش رو درونم زنده نگه دارم و اجازه ندم به توفیق خودش که این اتش عشق خاموش بشه هر لحظه یادم میارم که صاحب و سرپرستم کیه و باید به چی و کی دل خوش کنم
سلام محمد رضا جان واقعا خوشحالم که دوستانی مثل شما عزیزان رو خداوند بهم داده یه جایی اول حرفات گفتی که من در گذشته آدم کثیفی بودم من هم قبلا اینجور فکر میکردم ولی الان نه فهمیدم که در گذشته هم ادم کثیفی نبودم من تو مسیر بودم تو کلاس درس توحید فهمیدم اونها که من کثیفی میدونستم از وجود من نبود گرد و غبار مسیری بود که رو هر کسی میشینه تو این راه حالا هم خودم رو تکوندم و کلی از اون گرد و غبارها رو از دلم برداشتم من فهمیدم که چقدر خدا مابنده های به ظاهر کثیف رو هم دوست داره و هدایت میکنه اون بندهاش رو کثیف نمیدونه هیچ وقت اینقدری که هادی اونها میشه و خودشون تعجب میکنن اینجا چیکار دارن مگه لایقش بودن بله لایقش بودن فقط قافل از این بودن که خداوند هواسش به همه چیز هست بهتر از اونی که ما درکش کنیم
خدا میدونه این کامنتی که شما نوشتید چطوری بعد از ۵ سال جلوی چشم من قرلر گرفت. اصلا این فایل توحید عملی استاد عزیزمون چطور همین امروز که من دیوانه وار دنبال یک نشانه برای آرام شدن و ایمان آوردن به نشانه های خدا بودم سرراه من قرار گرفت.
فقط خدا میدونه چقدر به چنین جملاتی نیاز داشتم.
خدا میدونه چه حالی داشتم امروز
خدا میدونه روزهای زیادی هست که دوست داشتم کامنت بنویسم اما ترس از اینکه بعدها دوستان یا بستگان و آشنایان با این سایت آشنا بشن و بیان کامنت من و بخونن ترمز من میشد برای نوشتن اما خودش میدونه چقدرررر نیاز به تخلیه ذهنم و نوشتن داشتم.
اما امروز با دیدن این کامنت شما که صادقانه گفتید چه آدمی بودید در گذشته و چطور فقط و فقط با احساس پشیمانی درونی خدا کمکتون کرد و هدایتتون کرد به این مسیر زیبا و دوست داشتنی من هم امیدوار شدم و شجاعت پیدا کردم برای نوشتن.
استاد عزیزم تو این فایل گفتن تضادها ایشون رو به نعمتهای بزرگ هدایت کرد.
اینکه اجاره خونه درب و داغونشون و نداشتن
اینکه روغن نداشتن و نخودلوبیا میخوردن و….
استاد عزیزم ما در دوران نوجوانی و بخشی از کودکی ام با چنان فقری بخاطر ورشکستگی و اعتیاد پدرم دست و پنجه نرم میکردیم که همون نخود لوبیای آب پز شما رو اگه پیدا میکردیم با چشمهامون میخوردیم.
خدا هدایت کرد و چنان هدایتی من رو به شغل پردرآمدی هدایت کرد که اصلا هیچکس باور نمیکرد. سالهاست همین درآمد زندگی مادر و خواهر و…م رو میچرخوند تا اینکه یه روزی به این نتیجه رسیدم که این شغلم ترمز من شده برای رسیدن به عشقم و خواسته قلبیم که هنری هست که از دوران راهنمایی و دبیرستان عاشقش بودم و اون زمان بخاطر بی پولی نمیتونستم کلاس برم و الان بخاطر شغلم فرصت نمیکردم. اما بی درآمدی مادرم هنوز مایه نگرانی بزرگ من بود برای اینکه از شغلم استعفا ندم و پا روی خواسته قلبیم بزارم و تاآخر عمر حسرت به دل بمونم.
اما یه حسی در درونم به من میگفت خدا این هنر رو بی دلیل در وجود تو نذاشته.
راستش منم دوست ندارم از گذشته و مشکلات شدیدی که در زندگی مشترکم و زندگی قبل از ازدواجم داشتم بگم.
اما همبنقدر بگم که من ۳ بار خودکشی کردم و هربار معجزه آسا نجات پیدا کردم.
امروز که فایل توحید عملی استاد رو گوش کردم که گفتن خدا بی دلیل من و از اون حادثه عجیب و وحشتناک زنده نگه نداشته و من حتما رسالتی داشتم، دوباره همین فکر که سالهاست در ذهن منم میچرخه و بی جواب مونده جرقه خورد که واقعاً چرا؟؟؟ چرا من رو ۳ بار نجات داد؟؟؟
خدایا با تمام وجودم ازت میخوام بار تامین زندگی مادرم رو از شانه های ناتوان من بردار … چون من خدای او نیستم من روزی رسان او نیستم من دیگه توانش رو ندارم. خودت تو قرآنت گفتی لایکلف الله نفساً الّا وسعها من وسعش رو ندارم خدایا کمکم کن ایمانم رو قوی کن تا مثل مادر موسی من هم مادرم رو باایمان و قلب مطمئن به دستان پرمهر تو بسپارم.
خدایا میدونم تا حالا هم تو بودی من چه کاره بودم؟ ازین به بعدم خودت باش خودت حامی و پشتیبان من و مادرم باش. نزار نجواهای شیطان از پا درم بیاره که تو بارنشست بشی حقوقت کم بشه مادرت چیکار کنه؟ بدون هیچ درآمدی چطور میخواد زندگی کنه؟؟؟ خدایا زمزمه محبت و ایمان خودت رو جایگزین نجواهای شیطان کن که مثل موریانه ایمان ما رو میخوره
اقای محمد رضا بزرگوار مطلب شما بسیار جالب بود و قابل ستایش امیدوارم من هم بتونم مثل شما دوستان عزیزم بهتوحید عملی و شناخت خدا و پیدا کردنش تو قلبم و زندگیم برسم
ستایش میکنم روحیه انگیزه و نگرشتون بخدا دنیا و جهان هستی
سلام خدمت مریم خانم عزیز و دوست داشتنی.خیلی خیلی خوشحال هستم که شما هم به این مسیر هدایت شدید و مطمئن باشید که لیاقت ثروت و نعمت و بودن در راه راست رو در خودتان دیدید که خداوند به این مسیر هدایتتان کرد.
خیلی خیلی ممنونم بابت کامنت بسیار زیباتون.
مطمئن هستم که اگر تابع حسمون باشیم تا ابد دراین مسیر هستیم، فارغ از اینکه عقل و منطق یا هر کس دیگری چی میگه.
خیلی خیلی زیاد دوستتون دارم خواهر عزیزم. از ته قلبم راحتی و زیبایی و ثروت در تمام جنبه های زندگی رو برای هممون میخوام.
سلام دوست عزیز،خیلی زیبا بود و از طرفی خوشا ب حالتون ک ب این اگاهی رسیدید.
من خیلی دارم تلاش میکنم ک ب خدا وصل شم وبفهممش
خیلی وقتها امدم سراغ قران ازش خواستم منو راهنمایی کنه ولی ایاتی امده ک اصلا درکش نکردم و تابحال نشده یک ایه بیاد تا متوجه شم، خیلی ناراحتم از اینکه چرا با اینهمه اصرار ب درک خدا ولی باز توی دلم ارتباط پیدا نمیکنم،
مثالی بزنم : اینکه ما چندساله دوست داریم مهاجرت کنیم ولی هردفه ب دلیلی نمیشه و قطعا ترمزهایی داریم ک متوجشون نیستیم قبول ولی تو همین شرایط من از قران کمک خواستم ک راهنمایی کنه و دیدم داره از جابجایی میگه اینکه ما راه های زیادی فراهم کردیم و من توی دلم امیدوار ک اره قطعا الان اون ارتباطه هست وخدا داره بهم میگه ک ما حمایت میکنیم و … بعد کجواب ریجکت میاد میگم مگه خدا اینو ب من نگفت پس چرا غیر از اون شد،
من هنوز ایات خدارو درک نکردم و نتونستم دست خدارو ببینم ، دلم معجزه میخواد. قدر این شناختتون رو بدونید چون قطعا خیلیا مثل من هستن ک بشدت بدنبال این اگاهی هستن و هنوز نتونستن ب این طناب الهی وصل شن
همیشه از خوندن کامنتات یه انرژی خوبی میگیریم مخصوصا اینکه همه رو برادر و خواهر خودت خطاب میکنی خیلی خوشحال شدم که با خوندن کامنتت بیشتر باهات آشنا شدم خیلی زیبا نوشتی..امیدوارم همیشه اینقدر با انرژی باشی برادر عزیزم
چقدر زیبا و دلنشین گفتید که “هدف فقط عشق اونه و وقتی عاشقش میشید ب بی نیازی مطلق میرسید”
منم ارزومه ک ب همچین جایی برسم ,جایی ک همه چیو از خدا ببینم .
دارم روی وجود خدا تو هر لحظه زندگیم تمرکز میکنم ,دارم سعی میکنم حسش کنم ,ببینمش ولی این تلاشم و افکارم خیلی فراره و ذهنم ازش دور میشه,ذهنم میره ب سمت عزت نفس یا ثروت و یا خیلی مسائل دیگه زندگیم ,
در حالی ک بیشترین چیزی ک از عمق وجودم میخام , درک و حس خدا تو هر لحظه زندگیمه.
دوست دارم منم هدایت بشم ب شناخت این قدرت لایتناهی, فکر میکنم شناخت و باور ب خدا لذت بخش ترین کار تو زندگیه.
واقعا خوش ب حالتون و براتون سلامتی و شادی رو ارزومندم
چقدر این تیکه از پیامتون جالب و پر معنا بود « همه ی این نسبتها فقط در این دنیاست وحقیقی نیستد و اگر حقیقت داشتندرابطه ی دیگری بجز رابطه ی بنده و خداوند پیدا میشد که این شرک است چون تنها رابطه ی حقیقی رابطه ی بنده با پروردگارش است. همین.و این به ربوبیت اون برمیگرده » این موضوع رو از استاد هم شنیدم.
رابطه ما حتی با افراد خانوادمون هم حقیقی نیستند و در دنیای آخرت هیچ نسبتی با هم نداریم…شاید خدا اینقدر عاشق ما هست که فقط میخواد ما و خودش باهم مرتبط باشیم.!!
شک ندارم که این کلمات و آگاهی ها از جانب خداوند بر زبان دوستانم جاری میشه. بخصوص قسمت آخر کامنت شما، درباره ی آثار توحید👇
عزیزانم هدف عشق اونه و وقتی عاشقش میشید اشباعتان میکنه جوری که واقعا احساس بی نیازی مطلق میکنید انگار که تمام دنیا و آخرت رو با هم یکجا دارید.دیگه هیچی نمیخواهید.فقط تمام تمرکزتون میشه خودش و عشق بازی با خودش. اون وقت چند تا اتفاق می افته یکی اش اینکه از اونجایی که جهان شرایط و موقعیت ها مطابق با احساتون ایجاد میکند رو برایتان بوجود می اورد شما رو به شرایطی هدایت میکنه که به بی نیازی مطلق در تمامی جنبه ها در دنیا و اخرت برسید
البته قبلش کامنت شما دوست محترمم رو خوندم، ولی از شدت خوشحالی و ذوق تغییراتم که برام مرور شد و همینطوری داشت پاسخ ها میومد که چی باید بگم…
واقعا الان اصلا علاقه و رغبتی نیست توی من برای توضیحات زیاد چون اصلا نیاز به توضیح خاصی نیست چون حقیقت خیلی ساده ست، با این حال کامنتای من توی سایت حد اقل یه ربع زمان نیاز داره برای خوندنشون😆😆 و حداقل چهار پنج بار باید خونده بشه از بسس که شیریینه و پر مغزه، یعنی خودم اینطورم، هر کامنتی که میذارم چهار پنج بار میخونمش😊🥰
چون نوشتن و مرور این اصل رو عاااشقشم،
چون فقط توی دوسال تماام جنبه های زندگیم رو ما فوق بهشتی کرده، البته مافوق بهشتی برای دیدگاه الانم😊، و فقط ازادی مالی مونده،همین. و اصلا خودمم نمیدونم چطور شد که الان اینجام، فقط میتونم بگم خدا هدایتم کرد یعنی تماام حرفای من به یه کلمه میرسه اونم خداست اونم تسلیم بودنه در برابر خداوندی که تسلیم منه و از من خواسته که تسلیمش باشم و اجازه بدم بهش که تسلیم بودنش رو بهم نشون بده عاشقانه،
اقتضای قدرت تواضعه، تسلیم بودنه، ارامشه فروتنیه، چون پر میشی و افتاده میشی،
پادشاه یک کشور متواضع ترین و فروتن ترین و تسلیم ترین و پر ابهت ترین و با شکوه ترین و بی قید و شرط عاشق ترین فرد کشور هست، چون پُر ترین فرد کشور هست از همه لحاظ…
حالا شما دیگه رب رو ببین چقدررر تسلییمه و متواضعه و فروتنه و قدرت داره و توانایی داره…
میگه اجیب دعوه الداع اذا دعان
هرر چی بگیی میگم چشم…
فقط تو هم اجابت کن، تسلیم من باش اجازه بده به من تا برات ردیف کنم چون من قدرت دارم چون من تسلیم توام اول…
هرر اسمی میخوای روش بذار، فرکانس قانون جذب باور هرر چی که میخوای بذار اسمش رو.
با این نگاه تو دوسال تمام زندگی من شد بهشت، هرر روز دارم در مورد این اصل میگم با خودم با همسر بی نظیر و ما فووووق بهشتیم، فققط میخوام بیشتر اجازه بدم به خدا
تکبر غرور خود برتر بینی اخمالو بودن عصبانی بودن احساساتی رفتار کردن و واکنش نشون دادن های خیلی تند و سریع و ترس، از خلاء و ضعف میاد نه از قدرت و خدا هم که هییچ خلائی نداره دیگه پر مطلق و بینهایته
این کل قانونه همین.
یه ایه ای رو میگم که تمام حرفایی که با عشق میخواستم بهتون بگم و گفتم رو توش هست، اگر خواستین این ایه رو بدونید کدومه میتونید برید سرچ کنید و مطالعه کنید…
پیامبر برمیگرده به اهل کتاب و یهودی و مسیحی ها میگه آقاا مسیحی هستی یهودی هستی خلاصه هر دین و مذهبی که داری داشته باش اوکی،
بیایم هممون تسلیم بشیم و تسلیم رب بشیم و اون رو بپرستیم.. این تموم حقیقته،
کی اینوو گفته؟
برید زندگیش رو بخونید،
کسی بود که تسلیم شد و این اجازه رو داد به رب تسلیمش تا کاراش رو بکنه و براش بهترین ها رو انتخاب کنه، دیگه داستان زندگیش رو شنیدین ودخوندین دیگه احتمالا،
چقدررر همه چیز راحت براش پیش رفت، بدون یه قطره خون مکه رو فتح میکنه، یک زن ثروتمند میاد باهاش ازدواج میکنه ثروتش رو در اختیارش میذاره، بقیه باا عشق حاضر بودن جوونشون رو هم براش بدن مثل حضرت علی که یاد گرفت از پیامبر که تسلیم باید بود، کتاب قرآن رو داره، بدون اینکه یه خط کتاب خاصی بخونه، از همه جا براش خدا ادما رو میاورد بدون اینکه اصلا به کسی بگه که اینکارا رو بکنید برای من، از ایران و و کشورهای دیگه افراد میومدن محمد رو ببینن، اوازه ش تو همه جا پیچیده بود،
فکر کن چه ارتباطی بین حرفای قران و زندگی خود پیامبر هست!!!
پیامبر کار خاصی نکردا، فقط تسلیم شد، فقط اجازه داد به خدا تا تسلیم بودنش رو به محمد نشون بده تا جهان گسترش پیدا بکنه،فقط تسلیم بود و به هر چی رب تسلیمش میگفت گوش میکرد
چون میدونست و ایمان داست که اونی که داره به من این رو میگه تسلیم منه و داره برام بهترین های من رو رقم میزنه، منم با عشق گوش میدم و عمل میکنم
اینکه بپذیری خدا هم تسلیم تو هست، اون قسمت پازل از درک خوشبختی و قانونه که خیلییی کمکت میکنه و سرعت عملگراییت رو بالا میبره به ششدت هااا، یعنی تا گفت بلند میشی انجام میدی،
مثل ابراهیم…
که گفت برو سررپسرت رو ببر،
ابراهیم میدونه اقا این خدا تسلیم منه، پس وقتی یه چیزی میگه میدونم قراره یه رشدی یه خواسته ای برام رخ بده و قدمی بردارم براش…
ببین این خیلی حرفه ها، نوستنش ساده ست😊😊
تو عنل باید ببینم چند مرده حلاجم،
ولی این نگاه بینهاایت کمک کننده ست برای کنترل ذهن تو اون مواقع برای اینکه عمل کنم به الهاماتم
نگران وضعیت مالیت هستی، نمیدونم باورای جامعه رو داری در مورد ثروت، رب بهت میگه من تسلیم توام نگران چی هستی؟
پس بیام تسلیم تر بشم و ازش درخواست کنم تا تسلیم ترم کنه تا خداگونه ترربشم تا متواضع تر بشم تا ثروتمندتر بشم
والله یدعوا الی دار السلام…💓💓
خود خدا داره دعوت میکنه برای مدار اسلام اون داره درخواست میکنه چون اون عاشق تر از ماست برای رسیدن به خواسته هامون برای ثروتمند ترشدنمون چون جهان اینطوری بیشتر گسترش پیدا میکنه…
امیدوارم که تونسته باشم کمکی بهتون کرده باشم و مطمئنم لذت بردین و حقیقت برامون مرور بشه دوباره، من که همین الانش اروم تر شدم
وقتی اومدم کامنت بخونم بهم الهام کرد که حسم به این کامنت خوبه
درست و درست و درسته
من هم مستکینم
من هم مثل شما ام
و چقدر خوووب که از وقتی شروع کردم روی خودم کار کنم انگار یه حس آرامش و عالی و خوب که همیشه باهامه امروز چقدر حسم خوووبه جدیدا تا به هرکسی فکر میکنم خیلی سریع یا بهم زنگ میزنه یا میبینمش چقدر خوب که قانون داره جواب میده
اصلا تا بهش فکر میکنم تموم بدنم مور مور میشه
چقدر این یکتا پرستی خوووبه ک عالی که میدونی به نیرویی وصلی که کل این دنیا خلق کررده داره مدیریت میکنه وصلی بابا
به قول استاد وقتی روی دیگران حساب میکنی از مسیر خوشبختی دور میشی
و باز هم به قول استاد
آقا جان تو خدا رو واقعا باور کن ملت عاشقت میشن تو نمیخاد برای ملت کاری بکنی
با درود خدمت استاد عزیزم و همه خانواده صمیمی عباسمنش
بسیار ممنونم بابت این قسمت سریال تمرکز بر نکات مثبت
واقعا تنها نیروی حاکم برجهان انرژی به نام خداست که هر چه را میخواهیم با آن بدست میآوریم و غیر از این چیز دیگری نیست……
امروز داشتم کتاب “مون واک” نوشته ی مایکل جکسون رو میخوندم ، چون به تازگی ترجمه شده بود و منم که از طرفداران پروپاقرص این شخصیت عالی و انسانی هستم .البته میدانم ذهنیت اکثر ایرانی ها با توجه به همه شایعات و حرفهایی که پشت سرش زده اند ، منفی و ناخوب است ولی اگر در مورد این شخصیت مطالعه میشد و رفتار و اخلاقش مورد بررسی قرار میگرفت قطعا مایکل چیزی جز فرشته نیست…..
قسمتی از این کتاب رو عینا مینویسم ، میدونم که خیلی جالبه و خیلی چیزا ازش یاد میگیریم:
” به گذشته که نگاه میکنم ، میتوانم کل آن فرشینه را یکجا مشاهده کنم و ببینم که چطور هر تارو پود ” of the wall ” (نام اولین البوم شخصی مایکل )مرا آماده میکرد تا اینبار البومی را خلق کنیم که اسمش تریلر Thriller ( نمایش ترسناک و پرهیجان ) شد . کوئینسی ، راد تمپرتون و بسیاری از موسیقیدان هایی که در of the wall همکاری کرده بودند، کمکم کردند تا رویایی را که مدت ها در سر داشتم محقق سازم . آلبوم of the wall تقریبا شش میلیون نسخه در این کشور فروش کرده بود ، اما من میخواستم آلبومی بسازم که حتی از آن هم بزرگتر باشد . از زمانی که پسر بچه کوچکی بودم ، خلق پرفروشترین آلبوم تمام دوران را در خواب میدیدم . یادم می آید وقتی در کودکی به شنا میرفتم ، قبل از پریدن در استخر ، یک آرزو میکردم .
یادتان باشد ، من در دل این صنعت بزرگ شدم و خیلی خوب آن را میشناختم ، معنی هدف داشتن را خوب میفهمیدم ، و به من میگفتند چه چیزی ممکن است و چه چیزی ناممکن . من میخواستم یک کار ویژه انجام بدهم . دست هایم را رو به آسمان دراز میکردم و میکشیدم ، انگار که بخواهم افکارم را یکراست به فضا بفرستم . ارزویم را میکردم ، و بعد در آب شیرجه میزدم . هر بار قبل از اینکه به داخل آب شیرجه بزنم ، به خودم میگفتم : (( رویای من اینه ، آرزوی من اینه ))
من به آرزوها و به توانایی انسان برای برآورده کردن آرزوهایش ایمان دارم . این را واقعا میگویم . من هر وقت غروب خورشیدی را میدیدم ، درست قبل از اینکه خورشید در افق مغرب فرو برود و ناپدید شود ، خیلی آرام در دلم آرزویی میکردم . در نظرم اینطور می آمد که انگار خورشید آرزویم را با خودش میبرد . درست قبل از اینکه آخرین ذرات نور محو بشود ، آرزویم را میکردم و یک آرزو بیش از یک آرزوست . یک هدف است . چیزی است که ضمیر ناخودآگاه و ناخود آگاهتان میتواند به شما کمک کند آن را به واقعیت تبدیل کنید .
یادم می آید یک بار با کوئینسی و راد تمپرتون مشغول کار روی آلبوم تریلر بودیم . داشتم با دستگاه پینبال بازی میکردم و یکی از آنها از من پرسید : (( اگه این آلبوم هم مث آف د وال موفق نشه ، نا امید میشی ؟))
یادم می آید خیلی نارحت شدم . اصلا از اینکه این سوال مطرح شد آزرده شدم .به آنها گفتم تریلر باید بهتر از آف د وال بشود . اقرار کردم که میخواهم این آلبوم پر فروش ترین آلبوم تمام دوران بشود.
آنها شروع کردن به خندیدن . ظاهرا خواسته ام دور از واقعیت بود .
در طول پروژه تریلر مواقعی بود که احساساتی یا ناراحت میشدم . چون نمیتوانستم کاری کنم افرادی که با من کار میکردند هم همان چیزهایی را ببینند که من دیدم .هنوز هم گاهی اوقات این اتفاق برایم می افتد . آدم ها اغلب آن چیزی را که من میبینم نمیبینند . آنها خیلی شک دارند . شما وقتی به خودتان شک داشته باشید ، نمیتوانید تمام تلاشتان را بکنید . اگر شما به خودتان ایمان نداشته باشید، چه کسی میخواهد داشته باشد؟ اینکه فقط مثل سری پیش خوب عمل کنید ،به اندازه کافی خوب نیست .من این را چنین ذهنیتی در نظر میگیرم که سعی کن آن چه را که میتوانی به دست بیاوری . چنین ذهنیتی از شما نمیخواد که به خودتان فشار بیاورید . که رشد کنید . من چنین چیزی را باور ندارم .
من معتقدم ما موجودات قدرتمندی هستیم . فقط اینکه از ذهنمان به طور کامل استفاده نمیکنیم . ذهن شما آنقدر قدرتمند هست که به شما کمک کند به هر آنچه میخواهید برسید . من میدانستم که با آن صفحه چکار میتوانستیم بکنیم .ما تیم فوق العاده ای را آنجا داشتیم ، کلی استعداد و نظرات خوب آنجا جمع شده بود ، و من میدانستم میتوانیم هر کاری ! بکنیم .موفقیت تریلر بسیاری از رویاهایم را به واقعیت بدل ساخت .”
بله این قسمتی از نوشته ی مایکل در کتاب moon walk خودش بود ، کسی که در ایران بعضا شیطان و طرد شده شناخته میشود ، که انواع شایعات و اتهامات پشت سرش بوده و هست ، کسی که در موردش بدون تحقیق و مطالعه قضاوتهای بدی صورت گرفته ولی میبینیم که حرفهایی را میزند که جناب عباسمنش میزنند و این کتاب در سال 1988 منتشر شده یعنی 29 سال پیش !
وقتی استاد میگویند فارغ از هر مذهبی خدا را باور کنیم و دین یکتا پرستی را بهش یقین داشته باشیم قطعا همین است …..من که طرفدار مایکل از 18سال قبل بوده ام تازه دارم این موارد رو توی کتابش میخوانم و اینکه مایکل به خدا یقین داشت و باورش داشت و رویای خودش رو به کائنات فرستاد و به واقعیت تبدیل کرد.
و حالا متن زیر را از صفحه ویکی پدیا براتون کپی میکنم :
“از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
تریلر (به انگلیسی: Thriller، بهمعنی هیجانانگیز و دلهرهآور) نام ششمین آلبوم استودیویی مایکل جکسون است که در 30 نوامبر 1982 (9 آذر 1361 ه. ش) منتشر شد. این آلبوم برندهٔ تعداد رکوردشکن 8 جایزهٔ گرمی شد.
تریلر تنها یک سال پس از انتشارش، به پرفروشترین آلبوم تاریخ موسیقی جهان تبدیل شد و هنوز هم این مقام را با اختلاف زیادی (تقریباً 60 میلیون نسخه) نسبت به دومین آلبوم پرفروش حفظ کردهاست. فروش جهانیِ تریلر تا به امروز بیش از 110میلیون نسخه برآورد شدهاست. البته برخی منابع فروش جهانی آن را تا 65 میلیون نسخه برآورد میکنند. تریلر با فروش 30 میلیون نسخه، پرفروشترین آلبوم تاریخ موسیقی آمریکا نیز هست.[2]
4 آهنگ از 9 آهنگ داخل این آلبوم، توسط خود مایکل جکسون سروده شدهاست. ضبط این آلبوم 750هزار دلار هزینه داشت و تقریباً 6 ماه بهطول انجامید. تریلر برجستهترین آلبوم ـ غیر موسیقی متن ـ در تاریخ تأسیس بیلبورد 200 است.
تریلر جزئی از فرهنگ عامهٔ جهان و بهخصوص آمریکاست و تأثیر ماندگاری بر آن گذاشتهاست.[3][4][5][6] زندگینامهنویس، جی. رندی تارابورلیتوضیح میدهد:
در برخی مواقع، فروش تریلر مثل یک کالای لوکس نیست، بلکه همانند یک کالای ضروری در هر خانهای پیدا میشود… تریلر احتمالأ شنیدهشدهترین ضبط تمام تاریخ است.[7][8]
آلبوم تریلر، مایکل را به مهمترین و برجستهترین هنرمند و سرگرمیساز قرن 20 تبدیل کرد. او با انتشار این آلبوم سدهای نژادپرستی را شکست، سبکهای موسیقی را دگرگون کرد، به هنرمندان سیاه پوست اعتبار داد و ساختار موزیک ویدئوها را برای همیشه و به صورت بنیادی تغییر داد.رئیس جمهور وقت آمریکا، رونالد ریگان نیز به خاطر تقدیر از مایکل، او را به کاخ سفید دعوت کرد و موفقیتش را «یک رؤیای آمریکایی محقق شده» نامید. همچنین تریلر اهمیت آلبومهای موسیقی را که تا آن زمان توجه زیادی به آنها نمیشد بالا برد.
در سال 2008 به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد انتشار تریلر، آلبومی با عنوان تریلر 25 منتشر شد که در آن ایکان، کانیه وست، ویل.آی.ام وفرگی شرکت داشتند.
وبگاه اماسانبیسی آلبوم تریلر را «برترین آلبوم تاریخ موسیقی جهان» میداند.[3] آلبوم تریلر در سال 2008، توسط کتابخانهٔ کنگرهٔ آمریکا، تحت عنوان «اثر برجستهٔ فرهنگی و تاریخی ماندگار» به فهرست گنجینهٔ ملی ضبط آمریکا اضافه شد.[9][10]
خدارا سپاسگزارم که هر روز نشانه های عالی را به من نشان میدهد و امروز هم این قسمت سریال استاد و بعد خواندن این بخش از کتاب مون واک مایکل جکسون مهر تائیدی بود بر اینکه خدا میگه از من بخواه تا اجابت کنم…..
این اتفاقی که میگم زیاد خوشایند نیست ولی دلیلی است بر اینکه هر چه از خدا بخواهیم هرچند غیر منطقی باشد اتفاق می افتد .”چند روز پیش توی خواب میدیدم که به دلیلی محکوم به اعدام شده ام ! البته خوابم به گونه ای بود که فکر میکردم واقعیته ! و خیلی نگران بودم و همش توی خواب با خودم فکر میکردم که چطور میخوان منو اعدام کنند ! فکر میکردم که میخوان منو داخل قبر بذارند و روی من خاک بریزند تا به سختی بمیرم و باز فکر میکردم که ازشون خواهش کنم که شما که میخواین منو اعدام کنید ، لاقل رگ دستم رو بزنید تا راحت تر بمیرم ….خلاصه توی این فکرا بودم و واقعا هیچ راه عاقلانه ای پیدا نمیکردم برای رهایی از اعدام و فقط به این فکر میکردم که چگونه راحتتر اعدام بشم……واقعا فکر میکردم همه اینها در واقعیت اتفاق داره میفته و همه چی رنگی و قابل لمس بود …..خلاصه یهو به خودم گفتم مجید …..تو که از هیچی نگران نمیشدی…..مگه یادت رفته که همیشه از خدا میخواستی و درست شده؟ …..تو که این همه به همه انرژی مثبت میدی و میگی خدا همه چیزو درست میکنه چرا خودت اینجوری پریشونی و استرس داری…..یهو نگرانی و پریشونیم برطرف شد و با خودم گفتم راست میگیا …..من چرا میترسم ….مگه یقینمو از دست دادم؟ سریع با خودم گفتم خدا خودش منو از اعدام نجات میده و همش از خدا خواستم و گفتم خدا منو به بهترین شکل نجات میده و دیگه هیچ نگرانی نداشتم ……بعد انگار دیگه هیچ خوابی ندیدم و تمام خوابم سیاه بود و کم کم و به آرامی چشامو باز کردم و یهو یاد خوابم افتادم که از خدا خواستم منو نجات بده ……
الان که یادم میاد گریم میگیره …با بیدار شدن از خواب دیگه فهمیدم که من اعدام نمیشم ولی هنوز حس میکردم که دیروز میخواستم اعدام بشم و یهو گفتم خدایا تو نجاتم دادی….درسته که خواب بود ولی انگار که واقعیت بود……واقعا ازش خواستم و شد …..انگار عمر دوباره گرفتم …..همه دنیا برام قشنگتر از پیش بود …..توی راه سرویس بهداشتی که میخواستم دست و رومو بشورم فقط سپاسگزاری میکردم و گفتم خدایا تو به من عمر دوباره دادی و من باید ازش بهترین استفاده رو بکنم ….. واقعا خدایا سپاسگزارتم…..
یه اتفاق دیگه ای که افتاد این بود که سوار مترو شدم و مترو از ایستگاه حرکت کرد و با شتاب داخل تونل تاریک شد…..من که دستم رو به گیره گرفته بودم ، دستم رو ول کردم و همینطوری ایستادم ولی یه حسی بهم گفت و دستم ناخود آگاه دوباره دستگیره رو گرفت و بعد از سه ثانیه ، قطار مترو چنان محکم و ترسناک ترمز گرفت که مردم داخل قطار یه بار موقع ترمز گرفتن پرت شدند و یه بار موقع شتاب ایستادن قطار و اگه من دستم به گیره نبود ، معلوم نبود چند متر پرت میشدم و به کجا میخوردم و چه بلایی سرم می اومد و همه مردم وحشت زده بودند ولی من داشتم خدا رو سپاسگزاری میکردم که همیشه محافظ منه و بهترین ها رو برای من میخواد .
هر روز اتفاقات و نشانه های عالی برایم پیش میاد و من یادداشتش میکنم و سپاسگزاری میکنم که مجالش در این بحث نمیگنجد
استاد سپاسگزارتم ……واقعا خدا همه ی زیبایی هاست ….فقط باید بهش شک نکرد و باورش کرد…اگه بهش شک کنیم ، خودش رو میکشه کنار ولی اگه بهش بگوییم خدا خودت درستش کن، تمام قدرتها رو برای رسیدن به هدف و رفع مسئله هامون بکار میگیره تا ما همیشه شاد و در ارامش باشیم
آقای مهجور بابت نوشته زیباتون ممنون. من که واقعااا انرژی گرفتم و همین الان براتون کلی انرژی مثبت فرستادم .هرجا هستین سلامت و پایدار باشید.بابت کتاب خوبی که معرفی کردین ممنون حتما من این کتاب رو تهیه میکنم چون من درباره مایکل جکسون ذهنیت خوبی نداشتم به خاطر تمام بدگویی های که از این آدم شده ولی واقعا درست نیست بدون تحقیق این اتفاق بیوفته من از خدای خودم شرمنده شدم حتما درباره این فرد تحقیق میکنم همون طور که درباره هیتلر و قدرتش دارم این کار رو میکنم چون اونم آدم خاصی بود ولی کلی بدگویی دنبالش هست.ممنون از متن زیباتون حا کردم واقعا ممنون
هیچ کس در جهان و در طول تاریخ نتوانسته به اندازهٔ مایکل جایزه دریافت کند.
تعداد جوایز مایکل در طول عمرش به 376 جایزه می رسد و این در حالی است که بسیاری از جوایز موسیقی جهان همانند جوایز جهانی موسیقی و جوایز موسیقی بیلبورد، در سالهای آغازین دههٔ 90 تاسیس شدند و مایکل تا آن زمان، 7 آلبوم استودیویی خود را منتشر کرده بود و او برای این 7 آلبوم نتوانست جایزههای این مراسمهای موسیقی را دریافت کند. همچنین جوایز موزیک ویدئوی امتیوی نیز در سال 1984 تاسیس شد که تا آن زمان، مایکل 6 آلبوم استودیویی خود از جمله: آلبومهای «غیر معمول» و «تریلر» را منتشر کرده بود و نتوانست از طرف امتیوی هیچ جایزهای را برای این آلبومهای موسیقی که سبک موزیک ویدئوها را به طور کلی تغییر داد و به صورت امروزی ساخت، دریافت کند.
مایکل در طول دوران زندگیش 62 جایزه را از دست داد .مهمترین جایزه ای که مایکل برای دریافتش کاندید شده بود اما نتوانست آن را بدست آورد جایزه اسکار برای ترانه بن در مراسم اسکار سال 1973 بود.
تعدادی از رکوردهای مایکل:
*مایکل 39 رکورد جهانی گینس را کسب کرده است.
*مایکل با بردن 26 جایزه در مراسم جوایز موسیقی آمریکا رکورددار برنده بیشترین جایزه در تاریخ برگزاری این مراسم است.
*مایکل با 25 سال سن جوانترین فردی است که برنده جایزه لیاقت در مراسم جوایز موسیقی آمریکا شده است.
*مایکل به همراه ویتنی هاستون با 8 جایزه برنده بیشترین تعداد جایزه دریک شب در مراسم جوایز موسیقی آمریکا است.مایکل اولین هنرمندی بود که به این افتخار رسید.
*مایکل به همراه سانتانا با 8 جایزه برنده بیشترین تعداد جایزه در یک شب در جوایز گرمی است.مایکل اولین هنرمندی بود که به این افتخار رسید.
*بیشترین کاندید دریافت جایزه در یک شب در جوایز گرمی متعلق به مایکل است.او در مراسم گرمی 1984 کاندید دریافت 12 جایزه شد.
*هیچ هنرمندی در تاریخ موسیقی در یک سال به اندازه مایکل در مجموع کاندید دریافت جایزه و برنده شدن جایزه نشده است.(سال 1984)
*مایکل کسی است که بیشترین جایزه موسیقی جهانی را در یک سال از ان خود کرده است با پنج جایزه در سال 1996
*مایکل با دریافت 16 جایزه در جوایز موسیقی جهانی پر جایزه ترین هنرمند مذکر در این مراسم است.
*مایکل اولین کسی است که دو ستاره شهرت در بلوار هالیوود دریافت کرده است.
درود بیکران….خدارا سپاسگزارم بابت دریچه جدیدی که خداوند به واسطه ی این متن به روی شما بازکرد….امیدوارم همواره دربازه های ثروت ، سلامتی، عشق، موفقیت و ….به روی شما گشوده شود.آمین
درود خانم اسکندرلو عزیز…..وقت بخیر….اگر همچنان دنبال کتاب بی نظیر “مون والک” هستید بیزحمت عبارت ” انجمن حامیان مایکل جکسون ” را در نت سرچ و وارد سایت آن شوید و از قسمت تولیدات اختصاصی سایت میتوانید کتاب را دانلود کنید….امیدوارم مدیریت عزیز سایت، این نظر را منتشر کنند…..شاد باشید…
سلام اقای مهجور عزیز با اینکه از کامنت شما سالها میگذره ولی دیشب به کامنت پرمحتوا و تاثیر گذارتون برخورد کردم و تصمیم گرفتم این کتاب بینظیر رو بخونم ، طبق گفتهی شما از سایت حامیان مایکل جکسون اقدام به خوندن کتاب کردم که دیدم موجود نیست ولی از یه کانال در تلگرام پیداش کردم که صفحهی اولش نوشته بود درصورتی که کتاب رو رایگان دریافت کردید هزینهی اون رو به سایت واریز کنید که این بخش هم از سایت حذف شده بود و راستش دلم راضی نبود که رایگان مطالعهش کنم بخاطر همین تو سایتهای خرید کتاب دنبالش گشتم و خیلی راحت از دیجی کالا با قیمت عالی و ترجمهی کامل وعالی خریداریش کردم و بیصبرانه منتظرم تا به دستم برسه و مطالعهش کنم . همونطور که شما در مورد مفید و بینظیر بودن کتاب فرموده بودید در بخش نظرات کتاب مون واک هم افراد زیادی که خریداریش کرده بودن از تاثیر گذاری بیحد این متاب گفته بودن و این منو بیشتر ترغیب کرد که کتاب رو بخرم!
بینهایت سپاسگزارم از لطف و انرژی مثبت شما و این انرژی شما رو دریافت کردم در همان روز که پیام پر مهر شما رو خوندم و…..من یه پیام در تشکر از محبت شما قرار داده بودم و روش دریافت کتاب مون واک رو هم توضیح داده بودم ولی گویا برابر قوانین گذاشتن کامنت نبوده و تائید نشده…. و نمیدونم به چه صورت به شما منتقل کنم که هم نظرم تائید بشه و هم شما بتونید کتاب رو تهیه کنید ….چون کتاب به صورت پی دی اف هست و باید دانلود کنید و گذاشتن لینک آن خلاف قوانین این سایت میباشد….بهر جهت امیدوارم مدیریت سایت بنحوی بنده رو راهنمایی کنند که چگونه لینک دریافت کتاب رو به شما برسونم …..با تشکر از شما و با تشکر از مدیریت سایت.
مجید عزیز من بی نهایت سپاسگذارم بابت صحبت هایی که درباره مایکل عزیز داشتی، که من هم این شخصیت رو بشناسم هیچ شناختی از این فرد نازنین نداشتم و تنها چیزی که ازش میدونستم ظاهرش بود و خوب خوشم نمیومد از اینکه به ظاهر خودش رو شبیه زنان کرده، من از دیشب که پیام شما رو خوندم برام عجیب بود و وقتی یکی از دوستان درباره شباهت توحیدی اش به استاد صحبت میکرد رفتم و زندگی نامه و مصاحبه هاش رو دیدم و توی تک تک مصاحباتش من اشک از چشمام سرازیر میشد
این مرد چقدر نازنین بوده، چقدر توحیدی، من شیفته این شخصیت شدم، شخصیتی آرام و مهربون
و چقدر راحت ما و به شخصه من از روی ظاهر قضاوت میکنم
شخصیتی که با اینکه این همه هجوم قضاوت ها به سمتش زیاد بود ولی خدا پشتش بود و خدا اون رو این قدر عزیز کرده بود که کنسرت هاش هزاران هزار شیفته داشت طرفداران واقعی که توی کنسرتهاش با دیدن اش، با خوندنش، با رقصیدن اش اشک میریختن، این کارها رو چه کسی میکرد، چه کسی میتونست به جز خدا این شخص رو در دل مردم عزیز بکنه
و این رو برای من یادآور میشه که خدا اگر بخواهد کسی را بالا بکشد، هر اونچه اتهامات و حملات رسانه ها، تهمت ها و توهین ها کار ساز نبوده و این شخصیت رو به کل جهانیان معرفی میکنه و عزیزش میکنه و ثروتمند اش میکنه
و حالا استاد عزیزمون که شک ندارم خدا عزیزش کرده دقیقا وقتی در اول راه ورودم به این محیط مقدس داشتم تحقیق میکردم، همه رسانه های روانشناسی یافته های ایشون رو روانشناسی زرد معرفی کردن ولی یه حسی درونم میگفت حرفهاش رو بیشتر بشنو، چون من همیشه دنبال حقیقت این جهان هستی بودم گفتم خدایا خودت راه رو نشونم بده، هر چقدر جلوتر رفتم یقینم بیشتر شد برای مقیم شدن به این محیط
و میخوام اینو بگم که با اینکه این همه شایعات و تهمتها در مورد استادمون هم بوده و هست ولی عباسمنش خدا رو داره و اون کفایت میکنه براش که اون رو در حال حاضر بین ایرانیان و در آینده ای نزدیک نزد جهانیان عزیز میکنه
چون رسالت اش توحیده و این با ارزش ترین دارایی دنیاست، که با وجود این اعتقاد چیزی نیست که خدا براش فراهم نکنه
خدایا ممنونم که این آگاهی ها داره منو میسازه برای آینده ای که بهترین ها رو قراره برام بسازه
و با این همه نشونه میخوای بگی بنده من توکل کن و دیگه نگران هییییییییچ چیز نباش، نه نگران حرف مردم، نه محتاج عنایتشون
من همه چیزت میشم، من میشم ثروت میام تو زندگی ات، من میشم هوادارت، من میشم یارت، من میشم سلامتی ات، من میشم فرزند صالحت، من میشم همه اونچه که میخوایی
ممنونتم دوست نازنین ام برای این آگاهی که همه افکار من رو متحول کرد🫂
و خدایا شکرت برای این نشونه که ایمان من رو هزاران هزار برابر بیشتر کرد🙇🏻♀️
سلام و درود به شما دوست عزیز و آگاه آقای مجید مجهور امروز به این قسمت از فایل توحید عملی یک هدایت شدم و همچنین به کامنت زیبا و پر محتوای شما👌🌹🌹🌹
با اینکه این کامنت شما در سال ۹۶ بوده ولی فوق العاده عالی و با محتوا بود و خواستم تشکر و قدردانی کنم برای این اطلاعاتی که از مایکل جکسون برامون نوشتید معرفی کتابش هر چند شما کلیت کتاب رو بخوبی معرفی کردید و اشکم در اومد 😪 پس بیخود نبود که در کنسرت هاش مردم براش سر ودست میشکستند و غش می کردند چون حقیقت واقعی او را شناخته بودند ولی ما در ایران بخاطر محدویت های ظاهری و بیرونی و همچنین محدویت های ذهنی و تبلیغاتی که از این چهره ی سرشناس شده بود ناآگاهانه حرف هاشونو باور می کردیم هر چند من شناخت درستی از ایشون نداشتم ولی همیشه طرفدار پر و پا قرص مایکل جکسون بودم و همیشه عاشقانه کلیپ هاشو میدیدم بخصوص اون موقعی که دستگاه ویدیو بود و بعدش CD بود میدیدم ولی هرگز چنین شناخت الهی ازش نداشتم و بقول شما تمام حرفاش همان چیزهایی بود که استاد عباسمنش می گوید خدارو شکر گذارم که به مسیر درست و مناسب هدایت شدیم .
خدارو شکر که جهان هستی نقاب از چهره ها برداشت و به لطف اینترنت و شبکه های مجازی به آگاهی بیشتری هدایت شدیم و امروز من بیشتر از همیشه به داستان افراد موفقی همچون مایل جکسون و دیگر کسانی که استاد در فایل های الگوهای موفق بر سایت گذاشتند علاقه مند شدم
نکته ی جالبی که در انتها مطرح کردید برام خیلی تعمق برانگیز بود اینکه گفتید..👇👇
واقعا خدا همه ی زیبایی هاست ….فقط باید بهش شک نکرد و باورش کرد…اگه بهش شک کنیم ، خودش رو میکشه کنار ولی اگه بهش بگوییم خدا خودت درستش کن، تمام قدرتها رو برای رسیدن به هدف و رفع مسئله هامون بکار میگیره تا ما همیشه شاد و در ارامش باشیم
امیدوارم دیگه از اون خواب ها خبری نباشه و همیشه و همیشه در بهترینع بهترین زیبایی ها به سمت و سوی اهداف و خواسته های طلایی تون سیر صعودی داشته باشید و تولد دوباره تون رو بعد از اون خواب که حضور در چنین سایتی است تبریک میگم
در ضمن یک نکته ی دیگه ای که راجب مایکل گفتید و نتیجه گیری کردید واقعا عالی و زیبا بود اینکه👇👇
اینکه مایکل به خدا یقین داشت و باورش داشت و رویای خودش رو به کائنات فرستاد و به واقعیت تبدیل کرد.
واقعا امروز هم برای من این متن شما یک نشانه ی فوق العاده ای بود 👌👌👇
این قسمت سریال استاد و بعد خواندن این بخش از کتاب مون واک مایکل جکسون مهر تائیدی بود بر اینکه خدا میگه از من بخواه تا اجابت کنم💐💐💐💐💐💐🙏🙏🙏🙏
درود به همه دوستان عزیزم ، با توجه به قوانین جدید پاسخ دادن و اینکه نمیشد تک تک از شما عزیزان تشکر کنم در پاسخ به خانم رویا مهاجر سلطانی از شما عزیزان ( راضیه خانم سعیده و مهدی عزیز، زهره خانم ، سمیرا خانم، مینا جان، مرضیه جان ، مریم خانم ، و خانم رویا مهاجر ) بینهااایت بینهااایت سپاسگزارم و خوشحالم که زندگینامه مایکل کلی درس اول از همه برای خودم داشت و بعد هم کلی نکات خوب برای شما عزیزان داشت. واقعا خدا رو شکر میکنم از تمام وجود که این سایت وجود داره که استاد عزیزم جناب عباسمنش حضور دارند و بانو مریم شایسته عزیز که اینگونه باتری روح و جسم ما رو شارژ میکنند. دقیقا من در مسیرم مثل خیلی آدمهای دیگه به جاد خاکی زدم از درس های استاد دور شدم و باز برگشتم چندین بار اینگونه شد ولی باید درسشو یاد میگرفتم…. الان دوباره به مسیر استاد برگشتم و واقعا میبینم که چقدر زندگی زیبا میشه وقتی طبق قوانین عمل میکنیم و خدا بعنوان یه سیستم قانونمند چقدر درست جواب میده….واقعا خدایا شکرت که در این مسیر هستم و خدا رو شکر که هر روز سر مجسمه سازیم و یا رنگ امیزی مجسمه هام صدای استاد رو میشنوم و قلبم باز میشه و حالم خوبه و خدا رو صد هزار مرتبه شکر بابت این جریانی که داخلش هستم و جزو خانواده عباسمنش و در بزرگراه آسفالته استاد عباسمنش هستم و از جاده صاف و عالی و طبیعت های سر سبز کنار جاده و آبشار و کوه و پرندگان لذت میبرم و به سوی مقصدم نزدیک تر میشم…..یک دنیا از وجود همه شما سپاسگزارم…خدایا شکرت خدایا شکرت…..که وقتی طبق قوانین پیش میریم لطیف میشیم و بعد اتفاقات خوب ایده ها آدمهای نازنین فرصت ها یکی یکی میپرن جلوی ما بدون اینکه کاری بکنیم…فقط کار مورد علاقمون رو میکنیم و اونها خودشون میان…خدایا شکرت….یک دنیا از همتون سپاسگزارم.شاد باشید و بدرخشید:)
سلام اقا مجید عزیز…دوست و رفیق هم فرکانسیم….مجید مطلبتو مدتها پیش خونده بودم….من مدتی کلا ازین فضا دور شدم…دلیلشو نمیدونم.امروز کامنت چن سال پیشت در مورد جکسون رو دوباره خوندم…بعده مدتها…دروغ نگم چشمام پر از اشک شد….یاده حرفای استاد افتادم..که میگفت یه روزی زمان پیامبر میخاستن خانمی رو سنگسرا کنن….مردم از پیامبر پرسیدن..پیامبر اول سنگو کی بزنه…گفت اولین سنگو کسی بزنه که تاحال گناه نکرده….
سلام و درود فراوان به استاد مهربان وخانم شایسته مهربان
وسلام به تمامی اعضای سایت و آقای مهجور
من هم مثل خیلی ها ذهنیت خوبی از ایشان نداشتم
ولی بسیار امشب
شما باعث شدید که من نادم وپشیمان بشم
و شرمنده خداوند شدم
کلی استغفار کردم که خدایا من ببخش من حق نداشتم مخلوق دیگه ای رو مورد قضاوت قراربدم قضاوت فقط مال خداست و بس
خیلی خیلی ازشما ممنون وسپاسگزارم که هم تلنگری بود برام
و هم اینکه از خداوند سپاسگزارم که امشب یک فرصت دیگه بهم داد تا در لحظه بتونم استغفار کنم وبرگردم
بسیار سپاسگزارم از این سایت بی نظیر
و هم از خدای مهربانم بسیار بسیار متشکرم متشکرم متشکرم وسپاسگزارم برای تمام مهربانی هاش وخودآگاهی هاش دوست دارم ای خدای عزیزم که خوشحالم کردی و نزاشتی تو افکار غلط و قضاوت دیگران بمونم
واقعا جناب مجید عزیز نوشته تون اشک منو در آورد .جدیدا کتابی به چاپ رسانده ام از خدا خواستم خدایا خودت این کتاب را معروف ومشهور کن وبعد با خودم گفتم بین این همه کتاب این همه نویسنده تو نویسنده نو پا چی میگی.
قبل از اینکه کامنت شما رو مطالعه کنم با خودم گفتم جواب سوالم رو حتما از این کامنت میگیرم .وچه جالب نوشته بودید وقتی به خودتان شک میکنید دیگران هم به توانایی شما شک میکندد چه زیبا شخصیت مایک جکسون رو ترسیم کرده بودی .
وواقعا زمانی که چیزی را با قاطعیت از خودش میخواهیم خدا بهترین مسیرها را برایمان می گشاید .از نوشته تان کلی لذت بردم .از خدا بهترین هدایت ها رو براتون میخوام
سپاسگزار تو هستم بابت اینکه مایکل جکسون رو به من شناسوندی یه برنامه ای از مایکل تو استادیوم دیدم فکر کنم دهه شصت بود رو کانتینر اجراش میکرد تو اون اجرا چقدر آدم از هوش میرفت و رو دستا مردم میبردند بیرون من معنی حرفاشو نمیدونستم ولی اینو فهمیدم که داره بابت سیاه پوستا میخونه همیشه این صحنه جلو چشممه و الانم دارم کامنت مینویسم کاملا دارم حسش میکنم و تو امروز به این سوال چند ساله من جواب دادی که مایکل یه انسان یکتا پرستی بود و چقدر دوست داشتنی باور کن یک بار هم باش بد قضاوت نکردم فقط بخاطر اون آوازش تو استادیوم و خدارو هزاران بار شکر میکنم که تو ام روز کمی از مایکل نوشته بودی و همین برام کافی بود اونجا که میگه من قبل از شیرجه زدن دستامو بالا میکشیدم به من چه حس خوبی دست داد ، دوست خوبم ممنونم از کامنتت و سعی میکنم بیشتر از مایکل بدونم
بله یکتا پرستی برا قوم خواستی نیست
من تو یه برنامه داشت در رابطه با تعمیر و باز سازی یه کلیسا میگفت شنیدم که راوی میگفت در باز سازی ما به یک جنازه چهارصد ساله یه دختر جوان برخوردیم که مثل این بود که تازه فوت کرده بود از اون وقت به بعد من پیش خودم گفتم دین و آیین ربطینداره تو تو هر دین و آیین باشی میتونی انسان شریفی باشی و این مختص شیعه بودن نیست و یکی از باورای من بود که خواستم و دنبال کردم تا به این نقطه رسیدم که استاد تو حرفاش میگه خداوند تو قرآن از ما سه چیزو خواسته و میگه
1- به یگانگی من ایمان داشته باش
2- به آخرت و جهان دیگر ایمان داشته باش
3-عمل صالح (احساس خوب بودن) داشته باش ،تو هر دینو آیینی باشی پیش من در امانی
و چقدر منو خوشحال کرد و فهمیدم که این دین و مذهب یه بازیچس فقط تو باید خدارو داشته باشی همین
از کامنتتون خیلییییی لذت بردم خصوصا از داستان مایکلی که تعریف کردین خیلی دیدگاهم به این خواننده تغییر کرد البته دوستش داشتم نه تا این حد که بدونم عجب آدم یکتاپرستی بود اصلا هنرمندانی که اینجوری جهانی میشن حتمااات یه نیرویی درونشون باعث این مشهوریتشون میشه و اون نیرو کسی نیست جز خدااااااا عحب داستان زیبایی رو برامون آوردی دمتگرررررم نگاهم زیباتر شد به هدفم چقد دلگرم شدم احسن برتو مجیدجان درود برتو مجید جان واقعا لذت بردم خدایا عاشقونه دوستت دارم و میپرستمت که از هر طریقی داری با ما حرف میزنی و راهنماییم میکنی من از فایل گذار از ثروت بوسیله محمدآقای آسوری گل گلاب اگه اشتباه نکنم هدایت شدم اینجا قبلا این فایلها رو گوش کرده بودم و جز اولین فایلهای آشنایی من با استادجانان بود که مدهوشم کرد مستم کرد از عطر خدا
انگار بعد چندماه دوباره خدا خواست جور دیگه ای هدایتم کنه و منو از تاریکی فقر و تنگدستی نجاتم بده خیلی دعا کردم ازش راه خواستم بوسیله یکی از بندگان نازنینش منو دوباره کشونده تو راه روشنایی که با عطر بوی خدا مست شوم و راه رو بیابم امروز اینجا بودنم اصلااااا اتفاقی نبود وهیچ کاری هم تو این جهان اتفاقی رخ نمیدهد
من اینحا بودنم و خوندن کامنت زیبای شمارو و پاسخی که به کامنت آقای آسوری دادم و ایشونم در جواب بهم گفت بیام اینجا که اومدم دیدم وااااای چه ایمانی داره ساخته میشع از فایل بینظیر استاد خیلی وقت بود هی دو دل بودم برم توحید عملی یک تا نه رو دوباره گوش بدم هی ذهنم میرفت سمت فایلهای که به ثروت مربوطه همه اونارو که گوش دادم کد گرفتم خدا منو انداخت تو منبعی که رشد همهجوره برام رقم بزنه بنظرم خدا داره منو برای انحام کار بزرگی آماده میکنه حتماااا خبرشو به شما باعشقیا میدم حتماااااا
به امیــــــد روزهای قشنگ و زیبا برای همه عزیزان باعشقیا دوست داشتنهای خانواده بزرگ عباس منشی ها
خدا از زبان تو گفت که نگران نباشم. فقط ازش بخوام و مطمئن باشم که بهم میده و فقط منتظر خلقش باشم. خدایا هر جاکه هستی چقدر آرومه و چقدر به آدم ارامش میده. نوشته هات سراسر آرامش بود واسم
شما حدود 6 سال پیش این کامنت رو، توی این فایل نوشتید وامروز من بعد حدود 6 سال انرژی از این کامنتتون گرفتم که بی نهایت برمعنوییت، بر یکتاپرستیم وبر یقینی که نسبت به این مسیر پیدا کردم افزود…
اینکه هر بار به قول شما با هر نشونه ای من بیشتر یقین پیدا میکنم که هرچی استادعباسمنش عزیزمون در مورد قوانین جهان هستی درک کردن وبهمون آموزش میدن حقیقت محضه، بی نهایت ازتون سپاسگزارم به خاطر دیدگاه تاثیرگذارتون، وهمینطور در مورد کتاب مایکل جکسون که من خودم 23و24 سال پیش یکی از طرفدارانشون بودم وبعدها ذهنیتم به خاطر یه سری حرفها نسبت بهشون تغییر کرده بود ولی حالا با معرفی کتابشون به ما، شما باعث شدید من بیشتر این موضوع رو درک کنم که استادعزیزمون همیشه میگن آدمهای موفق حتما باوری قدرتمند وتوحیدی داشتند که تونستند با اون باور به اهدافشون برسند وقانون هیچوقت اشتباه نمی کنه!!
مگه میشه تو مسیر درست وفرکانس درست نباشی واینقدر محبوب و مشهور و دوستداشتنی و موفق باشی؟!
خدارو صدهزار مرتبه شکر اینم از نشانه ی قدرتمند امروزم، که من می تونم با هدفمند بودن وناامید نشدن وتلاش کردن به هر آنچه که میخوام برسم..
دوست عزیزم انشالله هرلحظه وهمیشه در پناه امن خدا باشید
واقعا خدا هر لحظه هر ثانیه داره ما رو هدایت می کنه و الان این لحظه درست زمانی که تصمیم گرفتم دوباره به طور جدی روی عزت نفسم و ایمانم به خدا کار کنم به کامنت شما هدایت شدم و خدا به من گفت باور کن توانایی هاتتوووووو تا هر چی می خوای به دست بیاری….. ایمان بیار به خودت و به من …
با سلام و درود،بسیار عالی بود، منم سبک زندگی ایشون را مطالعه کرده ام و مصاحبه هایش را دیده ام ، بسیار تاثیرگذار است. هروقت انگیزه ام کم میشه نگاه میکنم و انرژی میگیرم. چیزی که خیلی منو تحت تاثیر قرار داد تواضع و فروتنی اش بود، کسی با اون همه ثروت اینقدر متواضع ( منو یاد استاد انداخت ) ، همچنین قدرت رویاپردازی اش بخصوص در neverland
درود خانم غدیری عزیز…..خوشحالم که شما هم زندگی سلطان پاپ مایکا جکسون رو مطالعه کردید…..متاسفانه مایکل جکسون رو هم مثل آمریکا برای ما بد جلوه داده بودند و کسی که واقعیت مایکل رو در یابه میفهمه که دستی بزرگ از دستان خداوند بود برای ایجاد شادی و صلح و مهربانی در دنیا……ممنون از نظر زیباتون
من بعد کلی سالها کامنت شما رو خوندم و واقعن لذت بردم .
من هم مثلِ اکثریت جامعه از مایکل جکسون خوشم نمیاومد بخاطر حرفهایی ک پشت سر ایشون میگفتند درست فکر میکردم.
و واقعن چقد خجالت زده شدم ازین تصور اشتباهم. بخاطر چهرش همیشه بد قضاوتش میکردم.
الان ک خوندم ایشون جز دوبار عمل جراحی زیاد نکردن اون هم بخاطر بینی اش بوده و مشکلات پوستی.
ما چه نسل زود باوری بودیم. هرکس هرچه گفت بدون درست یا غلط بودنش گفتیم آره راسته!
خیلی ممنون که باعث شدید دیگه هیچ قضاوت اشتباهی از کسی نکنم.
اون قسمت توضیحتون عالی بود ک گفتین اگر بخدا شک کنی خدا میکشه کنار، واقعن برای من تحسین برانگیز و عالی بود . یادداشتش کردم که یادم بمونه و باخودم تکرارش کنم همیشه.
وای ممنونم دوست عزیز چه نوشته زیبایی بود واقعا چه باورهای درستی در این متن هست. یه اثر هنری چه تاثیرات زیادی می تونه داشته باشه. پس هر چی با عشق خلق کنیم می تونه تاثیرگذار باشه. چقدر امیدوار بوده و مطمئن که می تونه و قدرتش رو داره. و چه جالب که رئیس جمهور کشور ازش تقدیر کرده و چقدر الگو شده برای سیاه پوستان وای خدایا شکرت 💜 که امروز هدایت شدم این متن زیبا رو بخونم.
آقای مهجور عزیز خییییلی ممنون برای کامنت زیبا تون😍😍😍😍😍🙏🙏🙏🙏بینهایت لذت بردم و تشکر میکنم برای کتابی که معرفی کردید🙏🙏🙏 من امروز نشانه ام این فایل خیییلی قشنگ بابایی بود😄😄😄 بعد برای دفعه اول اومدم گفتم بزار کامنت های نشانه روزم رو ببینم همیشه کامنت بقیه قسمت ها رو میخوندم این دفعه برای بار اول اومدم کامنت نشانه روزم را خوندم واقعا از خداجونیم اول از همه تشکر میکنیم برای هدایت ها و نشونه هاش😙😙😙❤❤❤❤ بعد از بابایی بینهاااااااااایت ممنونم که این بخش رو گذاشته با هدایت خداجونیم 😄. و از شما هم بینهایت ممنونم از این کامنت خیییلی قشنگ و تاثیر گذارتون و معرفی کتاب 🙏🙏🙏براتون آرزوی موفقیت در تمام جوانب زندگی و سلامتی دارم هر کجا هستید دستان خداجونیم همیشه همراه تون باشه 😄😄😄🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
واقعا یکی از بهترین کامنت هایی بود که تو این چند مدت خونده بودم
چقدر قشنگ بود وقتی که با دلیل و مدرک درباره مایکل جکسون اثبات کردی که وقتی چیزی رو از خداوند بخوای از ساده ترین راه بهت میبخشه
چقدر قشنگ بود وقتی که اون خواب که دیده بودی رو تعریف میکردی
منم از این خوایها دیدم و واقعا احساس لذت بخشی داره. اما من متاسفانه تو خواب این احساس رو نداشتم و با خداوند تو خوابم صحبت نمیکردم.
اما تو خواب همش سعی میکردم حالم رو خوب نگه دارم.
مرسی ازت که انقدر با کامنتت دست خداوند شدی در زندگی من تا یادم باشه همه چیز با خواسته ما و قدرت خداوند انجام میگیره.
چند روزی هست که جهاد اکبری رو برای تغییر زندگیم شروع کردم و به لطف خداوند دارم در این مسیر عالی پیش میرم و میدونم با ادامه دادن تو این مسیر چقدر زندگی برام عالی تر و قشنگ تر پیش خواهد رفت
خدارو شکر میکنم که انقدر عالی من رو هدایت میکنه و از تو ممنونم که دست خداوند شدی
برات بهترین ها رو ارزو میکنم و منتظر خوندن نتایجت هستم
درود بیکران…..بینهایت سپاسگزارم از احساس زیباتون خانم ترکان عزیز…امیدوارم همواره اشکهاتون از سر شوق و ذوق و هیجان و شادی بی انتها سرازیر باشه و غرق نعمت و فراوانی و ارامش باشید….مرسی از شما :)
دوست عزیز دیدگاهتون فوق العاده بود من رو واقعا تحت تاثیر قرار داد واییی خیلی چیزهارو در درونم دوبارع برانگیخه کرد سپاسگذارم ممنونمک این مطلب ب جارو و درست برای ما ب اشتراک گذاشتید?
درود بر خانم درخشان عزیز…..وقتتون بخیر ….خوشحالم کردید با نظر پر مهرتون…از خدا میخوام همواره شاد و ثروتمند و تندرست و در مسیر درست باشید و هیچ چیزی نتیجه ای جز شادی و ثروت و سلامتی براتون نداشته باشه…موفق باشید
یه مطلبی میخوام بگم که یک ماه پیش برای من اتفاق افتاد … حافظه گوشیم پر شده بود و میخواستم فایل تصویری کوتاهی رو دانلود کنم هر کاری کردم نشد بعد متوجه شدم که من اصلا به پیغام گوشی توجه نمیکنم که اعلام میکنه حافظه ظرفیت نداره ( یادم افتاد بعضی مواقع کارهایی میکنیم نمیشه خدا داره به ما پیغام میده انجام نده یا راه و روش اشتباه هست جور دیگه ای عمل کن و ما هم اصلا گوش نمیدیم و کار خودمون رو میکنیم… بعد میگیم چرا جواب نداد…) بعد رفتم به سراغ این که ببینم چه چیزی رو باید پاک کنم تا دیدیم من درگوشیم چقدر فایل تصویری و صوتی زاید و منفی دارم که تو گوشیم نگه داشتم که نه ازشون استفاده میکنم و نه جا خالی میکنند برای فایل های مفیدتر و فهمیدم خیلی موقع ها فایل های فاز منفی و بیهوده و بی استفاده ای در حافظه گوشی خودمون داریم که هر روز داریم با خودمون جابجا میکنیم بعد هی غر میزنم چرا حافظه گوشی جا نداره … کمی فکر کردم دیدم ما هم تو باور ها و ذهن خودمون چقدر از این اتفاق های بد خاطرات بد و باورهای بد و ذهنیت بد و منفی داریم و هر روز با خودمون این ور اون ور میبریم و هر جا هم میریم از شرح بدبختی ها و مشکلات و اتفاق های منفی خودمون با آب و تاب تعریف میکنیم … بعد هی غر میزنیم چرا اتفاق های خوب چرا حال خوب نداریم چرا مثبت نیستم … فهمیدم باید هر از گاهی مثل حافظه گوشی و لب تاپ هر از چندگاهی باید نگاهی به باورهای محد.ود کننده و ذهنیت منفی خودمون بکنیم و پاک کردن اونا و جایگزین کردن باورهای صحیح و مثبت مسیر جدیدی رو تو زندگیم باز کنیم … کمی بیشتر فکر کنیم … کمی بیشتر جستجو کنیم … موفقیت همین نزدیکیست…
هر از گاهی باید یه نگاهی به خودمون بیندازیم تا باورهای محدود کننده رو شناسایی و حذف کنیم .
البته میبایست گاهی هم با پر شدن حافظه به فکر افزایش اون باشیم . یعنی شکر گزاری کنیم که موجب افزایش میشه . باورهای قدرتمند کننده ایجاد کنیم . سفر کنیم. فراوانی ها را ببینیم و….
واقعا از مثال خیلی عالی ای استفاده کردی. من خودم هم با پر بودن حافظه ی موبایل و هم پر بودن ناخودآگاهم از باورهای محدود کننده دچارم و کامنت شما رو که خوندم ترغیب شدم که از همین امروز عینک مثبت بینی رو روی چشمام بگذارم و جز خوبی وارد مغزم نکنم و روی باورهای سازنده بیشتر کار کنم و تکرار کنم.
بسیااااار مثال زیبایی ووملموس همه بود که براحتی میتونیم درکش کنیم چیزی که هر روز داریم ازش استفاده میکنیم میبینیم حافظه گوشی پر بشه چه ضدحالی میخوریم حالا حافظه این ابر کامپیوتری که حافظه نامحدود داره رو اینقد از فایل های هرز پر میکنیم که جا واسه فایلهای خوب و مثبتی که باعث رشد و پیشرفت ما میشه نیست ببین ما دیگه چه عجایب خلقه ای هستیم حافظه نامحدود و از فایلهای هرز پر میکنیم بدون ترمز جلو میریم وقتی به موانع میخوریم داد و فریاد میکنیم یقه خدا و مبلغین توحیدی رو میگیریم میگیم بروباباااا همه اینا کشک دروغه خدا چیه خدا مال تو کتاباست و ازین حرفا دیگه نمیایم یخورده یخورده ارن فایلهای هرز وپاک کنیم بعد ببینیم چه حقیقتی پشت این کیهان زیبا هست که با کمترین جا براش وا کردن چه انقلابی به پا میکنه واااااای خدااااااا شکرت بابت این پیام و شکر بایت این سایت و شکررررر بابت این استاد جاناااااان که عاشقشمممم هر روز بیشتر از دیروز که چقد داره واسه هدایت ما وقت میزاره چقد عاشق ماست چقد عاشق کارشه چقد عاشق سایتشه و مهمتراز همه چقد عاشق خداشه که اینطوری داره واسش جانفشانی میکنه و واسه بندگان خداش انرژی میزاره اونم چه انرژی عالیییییی
محمدجان برای نوری که برامون فرستادی با این مثال ساده ولی عالیییییی ممنونم ازت دوست دوست داشتنی
چقد ما اینجا همدیگرو عاشقانه دوست داریم بهترین حسه که اینحا هستم خدایااااااااا شکرررررررت
چقدر مثالتون فوق العاده بود . میشه این مثال هم زد که زمانی که شارژ گوشی داره تموم میشه و هی نور گوشی کم و کمتر میشه . ما آدمها هم شارژمون از امید حال خوب و خدا کم میشه و باید بهش انرژی برسونیم و نزاریم به ته خط برسه . من وقتی داره شارژم تموم میشه میرم قدم میزنم حتی بزور هم که شده میرم بیرون .مثل امروز صبح که قدم زدن تو کوچه های نزدیک خونمون و دیدن درختها و ریختن برگها و آسمون و ابرهای قشنگ شارژم کرد . و شکرگزاری و سپاس از خدا . اینجور موقعها باید در طول روز خودمو شارژ کنم . مثل خطی میشم که هی بالا و پایین میره باید انقدر حال خوب بده که اون بالا بمونه .
امید که هممون بتونیم به حال خوب ۹۹درصدی برسیم . چون بقول استاد ما صفر و صد نیستیم ☺️
تحسینت میکنم که در این کامنت تقریبا مختصر و مفید درک فوقالعادهای از قوانین را توضیح دادی و بااین مثال هوشمندانه که از پر بودن حافظه گوشی زدی خیلی خوب اصل مطلب بیان کردی
((فهمیدم باید هر از گاهی مثل حافظه گوشی و لب تاپ هر از چندگاهی باید نگاهی به باورهای محد.ود کننده و ذهنیت منفی خودمون بکنیم و پاک کردن اونا و جایگزین کردن باورهای صحیح و مثبت مسیر جدیدی رو تو زندگیم باز کنیم … کمی بیشتر فکر کنیم … کمی بیشتر جستجو کنیم … موفقیت همین نزدیکیست…))
سلام دوست عزیزم. امیدوارم هرجا که هستی شاد باشی و در پناه خداوند در مسیر اهدافت باشی
مثالت خیلی زیبا بود. وقتی حافظه گوشیمون پر باشه هیچ کاری ازمون بر نمیاد که بخوایم چیز جدیدی رو بریزیم رو گوشیمون. باید پاکش کنیم
اما سوال اینه که چطوری این این حافظه رو پاک کنیم
به قول خودت اول باید بگردیم و سوال کنیم که چه چیز های اشتباهی تو ذهنمون هست که اشتباهه
به نظرم تضادهایی که هر روز بهشون بر میخوریم نعمتی هستند که خداوند به ما داده تا متوجه بشیم کجای کار رو داریم اشتباه میریم و چه برنامه اشتباهی رو نصب کردیم که حالا داره فاض رو میگیره و نمیزاره برنامه جدید رو نصب کنیم
وقتی اون ها رو پیدا کردیم باید بپرسیم که اون دیدگاه یا برنامه ای که نصب کردیم کمکمون میکنه یا نه؟
اگه دیدیم بدردمون نمیخوره باید با سوالات و برنامه ریزی که میکنیم شروع کنیم به پاک کردن و فضا رو خالی کنیم تا برنامه های جدید رو جایگزین کنیم
دیدی بعضی از برنامه ها رو از سورس های اشتباه نصب میکنیم باعث میشه شارژ گوشیمون زود تموم بشه؟
اون برنامه ها همون برنامه های ذهنی که انرژی ما رو میگیرن. چون از منبع خداوند گرفته نشدن و نصب نشدن. باید اون ها رو پاک کنیم و بیایم از مسیر درست شروع به نصب کنیم.
اون وقت هم زندگی اروم تر و رون تر کار میکنن و هم همیشه سرشار از انرژی مثبت هستیم.
دوست عزیزم امروز کامنت تو درب های جدید از نعمت ها و باورهای خدایی رو به روی من باز کرد.
ازت ممنونم
برای بهترین ها رو ارزو میکنم و منتظر خوندن نتیجه های بی نظیرت هستم
چراغ چک بنزین ماشینم دیدم که روشن شد با خودم گفتم این نشونش چیه یعنی مجید اولین پمپ بنزین برو بنزین بزن
با خودم گفتم زندگی ما شبیه همین چراغ چک بنزینه گاهی وقتا بعضی نشونها رو میبینم اگر همون لحظه که دیدم به اون نشونه توجه نکنیم و ازش راحت بگزریم و بگیم حالا این که چیزی نیست میبینید همون بی توجهی باعث میشه که شما از مکان گرم و نرمت داخل ماشینت بیای بیرون و یک چهالیتری دستت بگیری و التماس کنی که به من بنزین بدید
در صورتی که قبلش نشونشو دیدی
پیامهای این سایت همش یک نشونه هست از نظر من اتفاقی یا اله بختکی چشممنون به یک پیام نمیفته
واقعا خوشحال که ددرسایتی عالی با هم فرکانس های عالی و استاد عالی ییهستم.
ممنون دوست عزیز خیلی زیبا فرمودید دقیقا همینطوره من هم تازه شروع کردم به پاک کردن تمام افکار منفی و نامناسبی که باعث میشد همیشه عصبانی ،پرخاشگر باشم یک دو روزی میشه ولی بخدا اصلا باورم نمیشه که اینقدر خوب شدم صبرم بیشتر شده خیلی عالیه این که هر روز به خودمان نگاه کنیم و یک یک باور های نادرست و منفی مان که مانع دوست داشتن خودمان ،مانع موفقیت مان میشود را از خودمان دور کنیم
خیلی دوست داشتم این نگاه رو و اینکه اولین کامنتی که دارم توی سایت مینویسم برای دیدگاه شما هست امیدوارم شروع خوبی باشه برای من و در کنار شما دوستان جدید بتونم پیشرفت کنم
سلام دوست عزیز که بعد از 8 سال این پیام ارزشمند و پر انرژی را دریافت کردم موفق و با نشاط باشید وهمیشه در این مکتب توحیدی بدرخشید واز اساتید و دانش اموختگان این سایت که عاشقانه ترویج توحید و یکتاپرستی را رواج میدهید وارخداوندمتعال سپاسگذارم که من راهدایت کرد به این کنجینه الاهی خدا یا شکررتتتتتتتتتتتت
سلام به دوستان خوبم استاد عباسمنش عزیز،خانم شایسته
خدایا سلام.
خسته نباشی
وقتت بخیر!
تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.
خداوندا تو بارهای زیادی از دوشم برداشتی که کمرم رو خمیده کرده بود
تو روزهایی کنارم بودی که هیچکس نبود
تو حرف هایی از من شنیدی که هر کس اون حرف هارو میشنید من رو تحقیر میکرد
تو خواستههایی از من اجابت کردی که از هرکس درخواست میکردم یا دست رد به سینه ام میزد و یا بهم میگفت دیونه
تو این مدت مثله بچه ای که ذوق داده بره پارک شهر بازی،همونجور ذوق دارم که برم پیاده روی و با تو قدم بزنم و صحبت کنم.
ای رب العالمین!
رفتار و عملکرد و مسیر من و دیدگاه من نسبت به 99٪ جامعه متفاوته
و جالب اینجاست که نتایج و لذت ها و آنچه که من تجربه میکنم 99٪ با جامعه متفاوته.
خداوندا!
ای قدرتمند ترین قدرت هستی!
این روزا بیشترین احساس لذت رو دارم.
دیروز داشتم به یا موضوعی فکر میکردم در رابطه با دنبال تایید گرفتن از دیگران!
و دوره ی احساس لیاقت یک آگاهی بشدت بزرگی بهم داد که دنبال تأیید شدن توسط دیگران نباشم
تو همین افکار بودم که یک چک محکمی از نجواها خوردم و منو از عرش آورد به فرش و یک حمله و هجمه ی بسیار شدیدی از نجواها به قلبم شد و خاطره و حرفهایی رو آورد تو ذهنم که جا خوردم و بلافاصله الهامی بهم شد که قلبم رو آروم کرد ،اونم اینکه وقتی که تو مسیرت درسته، نجواها از چپ و راست تلاش میکنن که تو رو منحرف کنن.
پس بدون داری مسیر رو درست میری و بلافاصله قلبم آروم شد و این بود کلام خدا که میگه ما کلام الله رو بالا بردیم!
ای رب العالمین!
من از تو راضی ام!
تو هم از من راضی باش!
مگه خوشبختیه یه آدم تو چی معنی میشه که من ندارمش!؟
من تو محل کار معروفم به اینکه وقتی میخوام بخوابم کمتر از 60 ثانیه خوابم میبره،اییینقدر که ذهنم آرومه!
دیروز داشتم با خدا صحبت میکردم و میگفتم این خصوصیت هم به خوبی داره،هم یه بدی داره!
خوبیش اینه که وقتی میخوام بخوابم اییینقدر به تو نزدیک میشم و اینقدر غرق آغوشت میشم که زیر 1 دقیقه خوابم میبره
و بدیش اینه که زمان زیادی بیدار نیستم که از هم آغوشی با تو لذت ببرم.
بچه ها موقع خواب نزدیک حالته که من به خداوند دارم.
همش با جمله ی دورت بگردم
درت تو جووونم بخوره باهاش حرف میزنم
مگه من از خوشبختی چی میخوام که ندارم!
یک جسم بشدت سالم
یک روحیه ی خیلی شاداب
یک شغل بسیار خوب و مورد علاقه
شرایط مالی خوب از همه مهمتر داشتنه خدایی که در تمامه زمینه ها بهت آرامش میده و برات کافیه
پدر مادر جوان و سرحال و عاشق و شاداب ور سرزنده و شوخ
برادری هم سن و سال که کاملا در مسیر توحید و زیبا بینی هست
داشتنه خونه ای بزرگ ، آرام ، زیبا،امن و رایگان
داشتنه روحیه ی سرزنده و بسیار فضول و شیطون و کنجکاو و شاداب و جسور
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خدایا شکرت
خواستم یا چیزی اینجا بگم اما نمیگم
تو از آنچه که در سینه دارم آگاهی
دوست دارم…
به نام خدای که همه چیز میشود همه کس را
خدای که بهترین هدایت کننده گان هست
خدای که بهترین رفیق هست
خدای که بهترین یاور هست
خدای که از رگ گردن نزدیکتر هست
خدای که به شدت کافی هست
خدایا قلبم را باز کن برای دریافت آگاهی های بیشتر
سپاسگذارتم خدایاااااااا
سلاممم ابراهیم عزیز و خوش قلب
امید دارم حال دلت عالی عالی عالی عالی باشد
همیشه زمانی که میخواهم بنویسم از قلبم اجازه میگرم بنویسم یا نه ؟
چیزی برای نوشتن دارم یا نه ؟
این بار چیزی که وادارم کرد برای نوشتن کلمه تایید گرفتن از دیگران بود و آگاهی های که امروز دریافت کردم میخواهم هم برای خودت هم برای خودم و هر کسی که در مدار این آگاهی هست بنویسم تا بیشتر اگاه شویم بر افکار مان
میدانی دنبال تایید گرفتن از دیگران یعنی چی ؟
یعنی دنبال اجازه دیگران هستم !
دنبال این هستیم که دیگران اجازه بدهد من عشق نسبت به خودم را تجربه بکنم
دیگران اجازه بدهد که من نسبت به خودم حس خوب داشته باشم
دیگران اجازه بدهد که من به اصلم وصل شوم یعنی از طریق اجازه اونا به اصلم وصل شوم
خود منم پاشنه اشیلم هست گاهی وقت ها که آگاه نمیباشم میبینم اوووو من دنبال تایید هستم یعنی من دنبال اجازه دیگران هست برای تجربه عشق نسبت به خودم
تو برایم بگو دختر خوب تا من حس خوب نسبت به خودم تجربه بکنم
تو برایم زیبا بگو تا من حس زیبا بودن نسبت به خودم بکنم
تو به من اجازه بده تاییدم کن تا احساس کافی بودن بکنم
تو من را تایید کن به من اجازه بده تا من حس مهم بودن بکنم
تو من را تایید کن به من اجازه بده که حس ارزشمند بودن بکنم
در کل دیگران اجازه بدهد تاییدم بکنند تا من بعد از اون تایید و اجازه دادن این احساس ها را تجربه بکنم
در صورتی که من اصلا نیاز به اجازه دیگران ندارم
چون من بدون اون تایید های مسخره خوب ، کافی ، ارزشمند ، دوست داشنتی هستم
و میدانی ما شرطی شدیم هر زمانیکه در طفلی مادر و پدر مان ، دیگران ما را تایید کردند اون احساس ها در ما ایجاد شده و حالا هم ناخودآگاه برای ایجاد آن احساس ها دنبال اجازه و تایید دیگران هستیم
و از دیگران اجازه میگریم تایید میخواهیم تا به اصل ما که خداست وصل شویم
در صورتی که بدون هیچ چیزی اصل ما کافی هست
اصل ما ارزشمند هست
اصل ما خوب هست
اصل ما دوست داشنتی هست
اصل ما عشق هست
اصل ما لایق هست
ما نیاز به تایید دیگران نداریم سیم ما به اصل ما مستقیم وصل هست ارتباط ما مستقیم هست من نیاز به تایید دیگران ندارم که حسم نسبت به خودم خوب باشد من به اصلم وصل هستم من انرژی خودم را از اصلم میگیرم نه از دیگران
به من هیچ ربطی ندارد که دیگران تاییدم میکند یا نه
به من هیچ ربطی ندارد که دیگران چگونه من را میبینند
ما بیشتر کار ها را برای تایید گرفتن انجام میدهیم چون شرطی شدیم از طفلیت همین که آگاه شویم که ما نیازی به تایید نداریم ما خود عشق هستیم خود کافی بودن هستیم خود دوست داشنتی هستیم
اصلا دیگر دنبال تایید دیگران نیستیم
میدانی هر زمانی که به این افکار آگاه شویم و بر احساس ما آگاه شویم که داریم دنبال تایید هستیم همان لحظه مچ خودمان را بیگریم اون لحظه ، لحظه بیداری هست اون لحظه ، لحظه استادی هست
و به خودمان تکرار کنیم
پسر ، دختر ، تو تاییدت را از خدا گرفتی تو نیاز به تایید دیگران نداری عزیزم
ارتباط تو به اصلت مستقیم هست
و خدای که چقدر مهربان هست که این قطب نماه احساس را در ما گذاشته تا بدانیم به کدام سمت روان هستیم
در پناه عشق نور خدا باشی
ابراهیم عزیز دل خدا
سلام دوست خوبم ابراهیم… یادته چند روز پیش یه سوال ازت پرسیدم در مورد گفتگو با خدا…..؟
و تو بعد از سه روز گفتی که نمیدونم چرا به قلمم جاری نمیشه برات بنویسم و انشاالله توسط من یا دوستان هدایت میشی.
میدونی چی شد خب من یه کوچولو ناراحت شدم، نه از شما، از اینکه منتظر جوابم بودم…. تا اینکه شما یه کامنت برای دوست عزیزمون طیبه مزرعه لی نوشتین…. وقتی من کامنتت رو خوندم کنجکاو شدم ببینم طیبه چی نوشته توی کامنتش که تحسینش کردی…. و وقتی هدایت شدم به پروفایل طیبه…. چی دیدم خدای من…. دیدم طیبه توی پروفایلش از حرف زدن با خدا نوشته و بعد بقیه کامنتهاشو خوندم که چقدر راحت با خدای به قول خودش ماچ ماچیش حرف میزنه و چقدر توحیدی داره عمل میکنه….. و خیلی لذت بردم و سوالی که از شما در مورد گفتگو با خدا پرسیدم از طیبه پرسیدم…. و امروز طیبه به سوالم پاسخ داد و چقدر قشنگ و با جزئیات برام از نحوه حرف زدن با خدا نوشت و من خیلی خوشحال شدم و اشکام سرازیر شدن از پاسخی که برام نوشت….. و برام جالبه تا وقتی شما به کامنت طیبه جان پاسخ ندادی من اصلا هیچ شناختی از طیبه در سایت نداشتم، من هیچ وقت هیچ کامنتی از طیبه توی سایت ندیده بودم و خدا از طریق اول شما و بعد پاسخ طیبه جان من رو هدایت کرد به پاسخ سوالم و با طیبه آشنا شدم… واقعا خداروشکر میکنم که من رو با دوستان توحیدی در این سایت آشنا کرد که دستی از دستان خدا هستید برای اینکه من بیشتر عشق خدا رو در قلبم حس کنم…. واقعا احساس میکنم مدارم داره بالا میره و خدارو توی قلبم حس میکنم….
خداروشکر میکنم چون تغییر شخصیتم رو دارم حس میکنم و حواسم به خودم هست که دارم آگاهانه، تاکید میکنم آگاهانه عاشقی کردن با خدا رو شروع میکنم….
از شما و همه دوستان عزیزم سپاسگذارم…. دوستتون دارم.
سلام بر ابراهیم خلیل
و سلامی گرمه اتشفشانی به استاد و مریم خانم
و بقیه بروبچ غار حرای من…غار حرا رو از سعیده کش رفتم..لامصب اون خیلی جذاب میگه غار حرا..
ابراهیم نمیدونم چرا دستم به نوشتن نمیره…خیلی دلم میخاد کامنت بنویسم ولی نمیاد اون حسه…
وقتی کامنتت اومد خوندم…دروغ نگم حسودیم شد…از اون حسودیایی که حسته خوب میکنه.
همینجور که دارم مینویسم ذهنه میگه اینا چیه میگی مایه خنده مومن
ابراهیم من یکی از کامنت خونای حرفه ای هستم…ولی به نوشتن عاجزم.
مدتی پیش یه جای بودم میخاستم برگردم خونه….مسیر خوبی نبود.که کنار جاده منتظر باشی تا یه ماشین سوارت کنه…کج راه بود…ولی اصلا حسه خوبی به اسنپ گرفتن نداشتم….و یه حسی میگفت برو سرجاده خدا بزرگه و خودمم اصلا مقاومتی با این نداشتم…حسمم خوب بود..
خلاصه رفتم چند دقیقه بعد یه ماشین اومد و سوار شدم…تا قسمتی از مسیر منو برد…پیرمرد بهم گفت سیتین تا سیتین فرجه(از این ستون تا اون ستون )
یه ضرب المثله…خلاصه با کمی گفت گو با پیرمرد رسیدیم…پیاده شدم…کمی بعد یه جوان رسید..سوار شدم نمیدونم خلاصه صحبتون گل کرد و دروغ و راست گفتیم…
خلاصه با این پسر جوان تا قسمتی از راهو رفتیم…پیدا شدم…باورت نمیشه ثانیه به ثانیه ماشین رد میشد…ولی هیچکدوم نگه نداشتن..گفتم خدایا وا بده یکی ما رو ببره..اروم اروم ذهنه هم کاره خودشه شروع کرد…وسط این نجواهی ذهنم یه الهامی بهم شد…….
حتی لحن الهامم حس کردم…با یه لحن تند گویا.
گفت دروغ نگو
جا خوردم…
ببخش..بعدش یه ماشین اومد…یه پسر جوان ساده و بی ریا…میگفت اگه عجله نداستم تا جای میرسوندمت…
خدای پیش این بنده خدا حواسم جمع بود دروغی نپرونم…یعنی یجورای سکوت کرده بودم بیشتر…
این بنده خدا تا قسمتی از مسیر منو برد…پیاده شدم…نمیدونم چن دقیقه بیشتر طول نکشید ماشین بعدی….
باران
سلام داداش ابراهیم پسر توحیدی
خداروشکر برا داشته هات برا همه نعمت هایی که خدای مهربان بهت داده الهی صد هزار مرتبه شکر
من چقد با ذوق کامنتاتو میخونم و لذت میبرم وتحسینت میکنم
من از دیروزفایل های توحید عملی رو دارم گوش میدم چقد ارامش میگیرم وقتی سرمو گذاشتم رو شونه خدا وقتی رو دوش خدام وقتی تو بغلشم وقتی ساعت ها باهاش حرف میزنم سیر نمیشم از صحبت کردن باهاش
واقعا در آغوش خدا قشنگ ترین حسه .داداش ابراهیم وقتی که تجربه سفرت گفتی من فقط اشک میریختم چون منم تنها چند هزار کیلومترو مسافرت کردم بر ترسهام غلبه کردم خدا بهم گفت برو من کنارتم نترس بی نهایت اون سفر برام عالی بود قسم میخورم تا اون موقع اینجور سفریو تجربه نکرده بودم چون به الله پشتم گرم بود شبا تو جاده های که تا الان نرفته بودم رانندگی کردم مسیرهایی پر پیچ وخم ولی لذت بخش رفتم بشدت برام لذت بخش بود همش خدا رانندگی میکرد میگفتم خدایا رانندگیت حرف نداره،انشالله موفقیت های بیشترتو ببینم و برامون بگی
از عمق دلم با عشق برات کامنت نوشتم
الله حافظ و نگهدارتون باشه
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٨حشر﴾
ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید با تأمل بنگرد که برای فردای خود چه چیزی پیش فرستاده است، و از خدا پروا کنید؛ یقیناً خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.
وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿١٩حشر﴾
و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشی کرد؛ اینان همان فاسقانند.
=====================================
پروژه ی توحید عملی
گام اول
برداشت دوم،یاد داشت شخصی:
◀️اعتراف میکنم تو خوندن متن های طولانی اصلا خوب نیستم،هرچقدر میتونم ساعت ها و ساعت ها به صدای استاد گوش بدم ولی ذهنم برای خوندن متن فایل ها،اصلا همراهی نمیکنه،تصمیم داشتم بعد از نکته برداری و گذاشتن رد پا برم برای توحید عملی ٢،حتی شروع کردم به نوشتن اما به سختی پیش میرفتم،خودکار توی دستم سنگین بود و انگار نمیفهمیدم استاد چی میگه،بنابراین دست نگه داشتم تا ببینم مشکل از کجاست،یک احساسی بهم میگفت تو هنوز کارت با فایل اول تموم نشده و این عجله ی تو برای رفتن به فایل بعدی کاملا بی فایده ست.
◀️برگشتم متن فایل رو خوندم و از فرکانس پشت این جملات ،احساس آرامش عمیق ذهنی رو تجربه کردم که مدت هاست دنبالشم،رسیدن به آرامش پایدار …
◀️برعکس استاد که در اثر حادثه ممکن بود جونشو از دست بده،من بخاطر شرایط سخت ذهنی که تو کودکی و نوجوانی داشتم خودم دست به اقدام زدم و هر بار برام سوال بود که چطور من زنده موندم.
◀️یا وقتی تو اوج تاریکی زندگی از کار و رابطه و هر جنبه ای که آدم میتونه تو زندگیش تجربه کنه بودم و احساس کردم دیگه نمیتونم ادامه بدم،چرا خدا همکارم رو مامور کرد من رو با یک سری قوانین آشنا کنه؟!چرا من رو وارد آموزش های استاد عرشیانفر کرد؟!چرا عموم رو مامور کرد که الا و بلا مصاحبه ی استاد عرشیانفر و استاد عباس منش رو براش دانلود کنم؟!
◀️چطور از لحظه ی ورودم به سایت در اوج بی پولی بدون هیچ اطلاعی از هیچ فایلی از استاد من رو وارد دوره ی دوازده قدم کرد؟!چرا این میل و کشش و رغبت قلبی رو توی قلبم برای خوندن و درک قرآن قرار داد؟!
◀️چرا به من گفت بچه هات رو بفرست برند و بعد خودش برام جایگزین انتقالی فرستاد ؟!چی شد که برام ٣ ماه مرخصی شد؟!چی شد که اومد توی خوابم و بهم گفت کویر رو رها کن تا من بتونم رشدت بدم؟!چی شد که رئیس دانشگاه علوم پزشکی بدون هیچ آشنایی با من،به همه دستور داد با انتقالی بدون جایگزین من موافقت کنند؟!
◀️چرا خدا یکی رو از اورژانس کودکان گرگان به جای من فرستاد مازندران و مسیر حرکتی من رو ١٨٠ درجه عوض کرد؟!چرا من رو برد تو شرایطی که بتونم جسارت انصراف دادن رو به دست بیارم ؟!
◀️چرا بدون هیچ اطلاعی از من به قلب بنده هاش انداخت که بیان من رو بیرون از سایت پیدا کنند؟!چرا به من گفت برو کیش؟!چطور من رو از خواب مادربزرگ دوستم هدایت کرد؟!چرا به آقای محمودیان الهام کرد که برای من کار پیدا کنه ؟!
◀️من این مسیر رو اومدم تا کوآلیفای بشم برای چی؟!این نقشه ی گنج برای کدوم مسئولیت بود؟!چرا به من تکلیف کرد باید کتاب بنویسی؟!چرا ازم خواست هرچی بلدم رو روی کاغذ بیارم؟!چرا از همه جا برام نشونه ی توحید میفرسته؟!چرا میره توی خواب پدر دوستم و بهش میگه تو و دوستت مروارید به دست توی کیش بودین،بدون اینکه پدر دوستم منو بشناسه؟!چرا میره توی خواب دوستان سایتم و بهش کتاب منو نشون میده که میگه اسم این کتاب توحیده؟!چرا هر چقدر من تلاش میکنم در عمل در مقابلش خاشع باشم و سرم رو جلوی خدا پایین نگه دارم و برای هر قدمم منتظر هدایت بمونم اما بازم مثل استاد روزی هزار بهم میگه،این مهمه،این مهمه،این مهمه،دائم داره میگه سرت رو جلوی من پایین نگه دار…
خدایا به عظمت خودت قسم،من هنوز نمیدونم تسلیم بودن چه جوریه،نمیدونم توحیدی عمل کردن یعنی چی،نمیدونم چه جوری ایمان ابراهیمی بسازم،هنوز نمیدونم توی ذهنم از چی میترسم که نتونستم هدایت بعدی رو دریافت کنم،خدایا تو اون قدرتی هستی که میتونی دست بزاری رو اون کدی که توی ذهن من خرابه ،همونی که اگر درستش کنم اون بیرون خود به خود درست میشه ،مثل تموم معجزه هایی که خودت خود به خود رقم زدی…
تو کمکم کن تا بتونم عیب و ایراد هارو بفهمم و درستش کنم و اجازه بدم که تو جریان هدایت رو راه بندازی …
وَقَالَ اللَّهُ لَا تَتَّخِذُوا إِلَٰهَیْنِ اثْنَیْنِ ۖ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ(5١ نحل)
و [فرمان قاطعانه] خدا [ست که] فرمود: دو معبود انتخاب نکنید ؛ جز این نیست که او معبودی یگانه است؛ پس تنها از من بترسید.
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو طلب یاری میکنم.مرا به راه راست،به راه بندگانت که به آن ها نعمت داده ای هدایت کن،آمین،یا رب العالمین.
???سلام دوستان عزیز???
با دیدن این فایل یاد یه مصاحبهای از اُپر وینفری افتادم که با دیدنش خیلی احساساتی شدم…لینکش رو میزارم براتون و پیشنهاد میکنم ببینید(کوتاهِ)?
…….
تو این مصاحبه اُپرا در یه مراسمی موفق به دریافت جایزه میشه و سخنرانیش حسابی مو به تنم سیخ کرد؛ میگه اوایل زندگیم که اوضاع سخت بود تنها مناجاتی که همش با خودم تکرار میکردم این بود که:
“God use me, use this life,what would you have me to do?”
(خدایا از من استفاده کن، میخوای من چیکار کنم؟)
خلاصه ای از زندگینامه اُپرا وینفری:
اپرا گِیل وینفری (زادهٔ ۲۹ژانویه ۱۹۵۴ در میسیسیپی) تهیهکننده، هنرپیشه، مجری، خیرخواه، برندهٔ جایزه اسکار و کاندیدای جایزه گلدن گلوب و بفتا و از مشهورترین و مطرحترین مجریهای تلویزیونی آمریکا و جهان است.
زمان تولد اپرا، مادرش 18 ساله و پدرش 20 ساله بود. وی تا سن شش سالگی با مادربزرگش در یکی از روستاهای می سی سی پی زندگی میکرد. مادربزرگش به او خواندن و نوشتن را یاد داد.
پس از آن تا سن 12 سالگی به همراه مادرش در شهر میلواکی زندگی کرد. در دوران کودکی مورد آزار و اذیت های فراوانی قرار گرفت، اگرچه بسیار از درون رنج می برد ولی هیچ وقت در مورد آن با کسی صحبت نکرد.
پس از مدتی مانند بسیاری از جوانان دهه 1960 سرکش شد و از خانه فرار کرد. مادرش ابتدا قصد داشت او را به کانون اصلاح و تربیت بسپارد ولی ظرفیت مدرسه پر شده بود. به همین خاطر هیچ راهی برای او باقی نماند جز این که از این به بعد تربیت اپرا را به پدرش واگذار کند.
اپرا ضربه های سختی خورده بود و مورد آزارهای فراوانی قرار گرفته بود، با خودش عهد کرد که زندگی اش را تغییر دهد.
ابتدا تصمیم گرفت ادامه تحصیل بدهد و پدرش هم در این راه او را بسیار تشویق کرد.
پس از برنده شدن در مسابقه سخنرانی موفق شد یک کمک هزینه برای ورود به دانشگاه ایالتی تنسی را به دست آورد که موسسه ای قدیمی برای سیاه پوستان بود. اوپرا در آن جا رشته ی ارتباطات و هنرهای کلامی را انتخاب کرد و ادامه تحصیل داد. وی شغل رسانه ای خود را از 17 سالگی شروع کرد و در حالی که دانشجو هم بود به صورت نیمه وقت گزارشگر رادیویی نشویل شد.
در سال 1976 تبدیل رسما به یک مجری خبر تلویزیونی در بالتیمور تبدیل شد. و پس از گذشت دو سال به جز گویندگی و گزارشگری به اجرای برنامه ای تلویزیونی هم مشغول شد که بسیار موفقیت آمیز بود.
پس از آن در سال 1983 برنامه صبح گاهی ای ام شیکاگو را اجرا کرد.و در کمتر از یک سال به پربیننده ترین برنامه ها تبدیل شد. این برنامه در سال 1985 پس از گسترش به «شوی اپرا وینفری» تغییر نام داد.
نخستین بار در سال 1986 برنامه اپرا به صورت سراسری در آمریکا پخش شد، این برنامه تا سال 2011 به مدت 25 سال ادامه داشت و در سال های آخر در بیش از 145 کشور جهان پخش می شد.
او در آخرین برنامه شوی خود در اواخر برنامه یک ساعتهای که اجرا کرد به ریشه خودش و زندگی در میسیسیپی اشاره کرد و گفت:
“اتفاقی نیست که دختر تنهای کوچکی که محبتی ندید، حتی بااینکه والدین و پدربزرگ و مادربزرگش تمام تلاش خود را کردند… اتفاقی نیست که من وقتی بزرگ شدم مورد محبت، مهربانی، اعتماد و تأیید میلیونها نفر از سراسر جهان قرار بگیرم.”
شوی تلویزیونی اپرا توانست تغییرات بزرگ و بنیادینی در ژانر گفتگوهای تلویزیونی ایجاد کند به گونه ای که وی به عنوان ثروتمندترین آمریکایی آفریقاییتبار قرن بیستم رتبهبندی شدهاست.او فعالیتهای زیادی در زمینههای مختلف انساندوستانه انجام داده و بزرگترین خیّر و نیکوکار سیاهپوست در تاریخ آمریکا بهشمار میرود. او برای مدتی، تنها میلیاردر سیاهپوست جهان بودهاست و بر اساس برخی ارزیابیها، بانفوذترین زن در جهان محسوب میشود.وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبهٔ ۴۵ قرار دارد.
درود بر شما دوست عزیز و همفرکانسیم
وااایی واااایی که چقد کامنت شما فوق العاده بود وقتی که جمله ی خدایا از من استفاده کن ، میخوایی من چیکار کنم رو خوندم برای چند دقیقه به فکر فرو رفت و خداروشکر کردم که این جمله علی رغم اینکه یک جملس ولی یک فلسفه زندگیه که وقتی در این جمله عمیق میشی ناخودآگاه اشک از چشمانت جاری میشه که چقدر وجود خدا در زندگیمون میتونه قدرتمند و تأثیر گذار باشه ، سپاسگزارم دوست عزیز از کامنتی که گذاشتین و خدارو بینهایت شکر بابت این آگاهی ناب ، در پناه حق
سلام دوست عزیزم
کامنت شما عالی بود
ممنون
در پناه الله مهربان باشی
به نام خداوند بخشنده مهربان
سفرنامه روز بیست و سوم – توحید عملی 1
مادرم همیشه میگه تو هر کاری ریسک وجود داره شاید نشه شاید مشتری نیاد شاید نگیره شاید به سود دهی نرسه، و همیشه با همین حرفای بظاهر منطقیش سعی کرده منو از مسیرم منصرف کنه تا به یه زندگی کارمندی ساده رضایت بدم و بیخیال کسب و کار خودم بشم. منم قبلا همینجوری فکر میکردم یعنی میگفتم ببین یه ارایشگر چه معروف میشه که وقت سر خاروندن نداره اون وقت یکی دیگه باید بیکار تو مغازه بشینه و مگس بپرونه پس باید شانس داشته باشی که شناخته بشی یا خدا بهت یه نظری کنه تا کارت بگیره و پول پارو کنی.
ولی الان با تمام وجودم باور کردم که واقعا موفقیت و ثروت و خوشبختی هیچ ربطی به این چیزا نداره و اصلا ریسک معنا نداره. کدوم ریسک؟؟؟ وقتی خودت داری خلق میکنی و زندگیت دست خودته پس هر کاری بکنی موفق میشی و دست به هر چی بزنی طلا میشه. اون کاری که ممکنه برای یکی دیگه پر از خطر و ریسک باشه برای تو کوچکترین تهدید و خطری نداره چون تو باورهاتو درست کردی و با ایمان به خدا دست به عمل زدی نه با دل بستن به شانس و بخت و اقبال. اصلا چه معنی داره که مثلا بگی تو هر کاری خلاصه یه احتمالاتی هم هست که به سود نرسی یا جواب نده یا درامدت بالا نره و به هدفت نرسی!!! پس خدا این وسط چیکارس؟ اگه به شانس باشه که عدالتی وجود نداره!
واقعا خداروشکر میکنم که خداوند و قوانینش و عدالتش رو درست درک کردم اگر همون ادم قبلی بودم صد درصد وقتی این حرفارو میشنیدم و میدیدم خواسته هام محقق نمیشه و هنوز اونجوری که میخوام نتونستم موفق بشم، بیخیال میشدم و کارمو تعطیل میکردم و میرفتم سراغ کار کردن برای بقیه تا مثلا امنیت شغلی و بیمه داشته باشم و سر ماه یه پولی تو جیبم بیاد بدون نگرانی. اما الان هزاران بار هم این حرفارو بشنوم بازم بیخیال و ناامید نمیشم چون میدونم همه چی به خودم بستگی داره اگه به دلم افتاره این کارو انجام بدم و تو مسیرش حرکت کنم، اگه خدا هدایتم کرد تا با کاظم اشنا بشم و از قانون اگاه بشم و باهم این کارو استارت بزنیم، اگه همه اتفاقات جوری کنار هم چیده شد که من به این جا و به این اهداف و خواسته ها برسم، پس از ته قلبم مطمئنم که مسیرم درسته و خدایی که منو تا اینجا اورده از این جا به بعد هم هوای منو داره و راهنماییم میکنه. حتی اگر از نظر همه این کارا بی سر و ته و بی نتیجه باشه یا نتونه منو به اهدافم برسونه بازم من ناامید نمیشم چون از ته قلبم به اون خدا اعتماد دارم اون خدایی که 24 ساله داره رزق و و روزی منو میده هدایتم میکنه کمکم میکنه هر اشتباهیم کرده با بخشندگی بی نهایتش ازش چشم پوشی کرده و بازم لطف و رحمتشو شامل حالم کرده هیچ وقت لحظه ای منو رها نکرده همیشه و همه جا همراهم بوده بهم گفته درست و غلط چیه و باید چیکار کنم و کدوم راهو برم… این خدا همیشه هست حی و حاضر در قلب من در وجود من و از رگ گردنم به من نزدیکتر…
واقعا اشک تو چشام جمع میشه وقتی بهش فکر میکنم الانم دارم این متنو با چشمانی اشکبار مینویسم. خدایا چقد تو بزرگی و چقد عقل کوچیک ما ادما از درک بزرگی و عظمت تو ناتوانه. بخدا وقتی میبینم ادمای دیگه اینجوری به خدا بی اعتمادن اینجوری خودشون رو در خلق زندگیشون ناتوان و درمانده میدونن به خودم میگم وای بر شما که کجای کارید؟؟؟ و همون جا انقد خداروشکر که چشمای منو باز کرد که جزو جاهلان و نااگاهان نباشم و با جهل و نادانی و گمراهی از این دنیا نرم. شاید یه وقتایی ایمانم سست بشه حالم بد بشه مغزم منطقی بشه و همه چیو ببره زیر سوال ولی خدای درونم نمیزاره تو اون جاده خاکی ادامه بدم کمکم میکنه که بیام تو مسیر اصلی و باز با قلبی سرشار از ایمان و اطمینان و حال خوب و امیدواری ادامه بدم و کم نیارم.
خدایا هرچقدر شکرت کنم کمه با تمام وجودم هزاران هزار بار از این همه عشق و محبت و لطف و نعمت و برکتی که نصیبم کردی سپاسگزارم از اینکه رسالتم رو بهم یاداوری کردی سپاسگزارم از اینکه هربار خطا کردم با گذشت و مهربانی از سر تقصیراتم گذشتی و باز حمایتم کردی سپاسگزارم.
استاد خوبم از این فایل فوق العاده خوبت خیلی خیلی ممنونم تک تک قسمتهای توحید عملی یه گنجینه باارزشه. خانم شایسته جان از شما هم ممنونم بخاطر این سفرنامه که باعث شد این فایلهای فوق العاده رو باز مرور کنیم.
برای خودم و همه اعضای این خانواده صمیمی زندگی همراه با ایمان محکم و ثروت و نعمت و خوشحالی و سلامتی از خدای خوبم طلب میکنم.
سلام به دوست عزیزم
چقدر کامنت پرباری نوشتی ، چقدر لذت بردم از خوندن کامنت ،گقام بیام بنویسم تا بیشتر درک کنم ، چقدر زیبا نوشتی که کدوم ریسک؟؟؟؟وقتی من خودم دارم خلق میکنم ،وقتی که من میدونم تا زمانی که یک فرکانس مشخص ارسال میکنم یک نتیجه مشخص دریافت میکنم ،وقتی میدونم که فقط باورهای من تاثیر گذاره پس دیگه کدوم ریسک ؟؟؟ وقتی میدونم که همه چیز درونیه و درون من باید عوض بشه تا نتایجم عوض شه ،پس دیگه کدوم ریسک ؟؟؟وقتی درمسیرم لذت میبرم و آگاهم به قوانین خداوند و سازوکار جهان هستی و هرروز دارم این درک رو بهبود میدم ،پس کدوم ریسک؟؟؟ وقتی خدایی دارم که تعهد کرده که مراقب من باشه ، وقتی میدونم که دنیا فانیه و رسیدن به خواسته هام برای لذت بیشتره ،وقتی میدونم که اصل چیه و میدونم که هدف احساس لذت بیشتر احساس شادی بیشتر و احساس آرامش هست ،پس دیگه کدوم ریسک ؟؟؟وقتی اولویت هام مشخصه و ارزش هام معلومه پس دیگه کدوم ریسک ؟؟؟وقنی مسیری که توش هستم و انتخاب کردم خودم به دلخواه خودم و خدا کلی تو این مسیر به من کمک کرده و حواسش بوده همیشه ،دیگه کدوم ریسک ؟؟؟ از این به بعدم خدا هست ،هدایتش هست ،حمایتش هست، اصل اونه و دیگه بقیه که همش بچه بازیه دنیا ،کدوم ریسک ؟؟؟فککن اصن ضررم کردیم ،خب که چی؟؟؟ آخرش که چی ؟؟؟ دنیا مگه ابدیه؟؟؟دوستی میگفت در طول تاریخ بشر 150میلیارد انسان اومدن تا به الان و رفتن ،البته نمیدونم که این آمار درسته یا نه ،ولی میدونم که منم یکی از اونهام و ابدی نیستم در این دنیا ،همین کره ی زمینو حساب کنیم که خیلی کره ی کوچیکیم هست ،چندسال عمرشه؟؟؟طبق گفته ها 85میلیون سال قبل دایناسورها توش زندگی میکردن و 13میلیارد سال طبق تحقیقات دانشمندان از انفجار بیگ بنگ میگذره ،13میلیارد سال و انسان تنها 3میلیون ساله که پا به این کره ی خاکی گذاشته ،خب با همه ی این ها و آمار و ارقام مگه من چقدر عمر میکنم در خوشبینانه ترین حالت 150سال؟؟؟ایا چیزی خرابه که من باید درستش کنم؟؟؟نه من اومدم خودمو تجربه کنم و لذت ببرم ، اومدم یه توک پا به شهربازی و برم خونه ،وخدایی دارم که لحظه به لحظه منو هدایت کنه پس ریسکی درکارنیس ،هدف تجربه خودم و لذته و قدم برداشتن درمسیر علایقم ،خب دیگه ؟؟؟چع عجله اییه؟؟؟به چی باید برسم؟؟؟
خدایا شکرت بابت همه چیز
خدایا ممنونم بابت قدرت خلقی که به من عطا فرمودی و منو خالق زندگیم قرار دادی ،
دوست عزیزم امیدوارم لحظاتت غرق در آرامش باشه .
و در پناه الله مهربان و یکتا شاد و پیروز و سلامت و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشی .
سلام آقا رضا عزیز
کامنت خانم غزل قشنگ بود برداشت شما قشنگ تر. بنظرم فقط کافیه همین چیزهایی که شما نوشتی رو درک کنیم! به قول شما 13 میلیارد سال عمر زمینه..ما انسانها 3 میلیارد ساله روی کره زمینیم…اون 10 میلیارد سال در نبود انسانها چطور و بوسیله کی و چی گذشته؟! بقیش هم همونطور میگذره…بوسیله همون قوانین…بواسطه همون الله یکتا!!
دمت گرم
هرجا هستی شاد پیروز و موفق باشی
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ﴿١﴾
بخوان به نام پروردگارت که [همه آفریده ها را] آفریده
خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿٢﴾
[همان که] انسان را از علق به وجود آورد.
اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ ﴿٣﴾
بخوان در حالی که پروردگارت کریم ترین [کریمان] است.
=====================================
پروژه ی توحید عملی
گام اول:
🟣خداوند در نسیمی است که می وزد،خداوند پروانه ای است که در باد میرقصد،خداوند قلمی است که عشق را مینویسد،خداوند سراسر زیبایی و عشق است.
🟣خداوند در قلبی است که عشق میورزد،خداوند طلوع خورشید است.خداوند نور آسمان ها و زمین است،من دستان خداوند هستم که مینویسد،زبان خداوند هستم که سخن میگوید،قلب خداوند هستم که عشق می پراکند.
🟣من دستان سخاوتمند خداوند هستم که میبخشد،این خداست که در من تجلی یافته،آمده بودم میلیاردر شوم،عاشق و سرگشته ی کویت شدم!آمده بودم تا اسرار ثروت را بیاموزم،قرآن را در دستم قرار دادی!
🟣گفتی بخوان،کلید گنج های زمین و آسمان را در آن خواهی یافت،بخوان اما با قلبت نه با ذهنت،گفتی بخوان و به دستوراتش عمل کن،دستور العمل ثروت و خوشبختی ات در این کتاب نوشته شده است.
🟣این کتاب یک گنج نامه است،اما باید رمز گشایی کنی تا مسیر گنج ها بر تو آشکار شود،باید قلبت را پاک کنی از هر احساس ناروا،خواندم تورا،اجابت کردی مرا،ادعونی،استجب لکم!
🟣تو حکمت را بر قلبم جاری کردی،گفتی از توحید و یکتاپرستی شروع کن،از ابراهیم شروع کن و او را بشناس،شناخت ابراهیم،یعنی شناخت اسلام حقیقی.
🟣معنای بت شکنی ابراهیم چه بوده است ؟!ابراهیم بنیان گذار نهضتی است که میخواهد بشریت را نجات دهد،افتخار پیامبر اسلام،انتصاب به مذهب ابراهیم است،«ابراهیم حنیف»
🟣بت پرستی،پرستش مجسمه ای با یاقوت و سنگ نیست!بت پرستی توجیه وضعیت اسفبار کنونی ات و نسبت دادن آن به «مشیت الهی» است،به تقدیر و سرنوشت است.
🟣بت پرستی قدرت دادن به شیطان و هر عامل بیرونی برای تاثیر در زندگی ات،بت پرستی پذیرفتن نیرویی به نام«شر» است که زندگی تورا احاطه کرده و قدرت خلق زندگی را از تو قلب کرده است.
🟣بت پرستی و شرک یعنی قدرت دادن به هرکسی و هرچیزی غیر از خدا برای تاثیر در زندگی ات،توحید و یکتاپرستی یعنی اینکه همه ی ما «رب» واحدی داریم،یعنی همه ی ما به یک اندازه به «خداوند» نزدیک هستیم،یعنی همه ی ما برابریم.
🟣همه ی ما به یک اندازه به منبع الهی دسترسی داریم،یعنی همه ی ما به یک اندازه به قدرت الهی دسترسی داریم،یعنی همه ی ما یک «خدا» داریم،همه ی ما یکی هستیم،تفاوت انسان ها به علت تفاوت «باور» آن ها نسبت به «قدرت خدا» است.
🟣اگر «خدا»را پیدا کنیم،«ثروت» خود به خود به دنبال ما میاد،اما «خدای واقعی».
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «ثروت» نداره،احتمالا باورهاش درمورد «خدا» و «ثروت» و «پول» ایراد داره!
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «سلامتی»نداره،هم باورهاش در مورد «خدا» ایراد داره و هم درمورد «سلامتی».
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «روابط» خوبی نداره،با همسر و فرزند و دوستش،هم باورش در مورد «خدا» ایراد داره هم در مورد «آدم ها» و «روابط» و«خودش».
🟣«خدا» رو در وجود خودتون پیدا کنید،فارغ از هر دین و مذهب!
🟣با هر دین و هر مسلکی،اون چیزی که باعث سعادت دنیا و آخرت می شود:
⬅️ یکتاپرستی است.
⬅️تسلیم بودن در برابر خداوند است.
⬅️باورکردن نیروی های خداوند است.
⬅️باور کردن نزدیکی خداوند است.
⬅️باور کردن اجابت درخواست های ما توسط خداوند است.
🟣وقتی آدم این رو باور میکنه :
⬅️بهش گفته میشه که چه کاری باید بکنه.
⬅️مسیر ها بهش گفته میشه.
⬅️موقعیت ها براش به وجود میاد.
⬅️آدم ها به شکل دستانی از خداوند می آیند و به او کمک میکنند.
🟣کلید واژه های صحبت های آخر استاد:
#توحید #یکتاپرستی #نعمت های خدا و بزرگی جهان #فضل خداوند #رزق خداوند #نعمت هایی که داریم. #رأفت خداوند نسبت به ما
🟣توحید مسیری که توش عشق،نعمت،ثروت و سعادت دنیا و آخرت را دارد.
🟣تمام تمرکز بر نکات مثبت «توحید» است.
🟣هر آنچه که داریم از آن اوست،اوست که راهنمای ماست و اگر باورش کنیم زندگی بی نهایت آسان،بی نهایت شادی بخش،بی نهایت لذت بخش،بی نهایت پر از فراوانی و نعمت و ثروت است.
=====================================
️🟣یادداشت شخصی:
◀️٣ آذر ماه الهام واضحی دریافت کردم که یک پروژه ی ٣ ماه برای خودت بزار و روی فایل های توحید عملی کار کن،اما دسترسی به مدار نکته برداری حدود ٨ روز طول کشید و من امروز تونستم بالاخره نکات فایل توحید عملی ١ رو توی دفترم بنویسم.
◀️خداروشکر که تونستم توی سایت هم ثبتش کنم،امیدوارم بتونم این مومنتوم مثبت رو ادامه بدم و هم اولویت اولم که نکته برداری توی دفترم هست و اولویت دوم که رد پا گذاشتن در فایل هاست رو تیک مثبت بزنم.
◀️کاملا دارم متوجه تصحیح کد گزاری ذهنم میشم،از آرامش بیشتر توی قلبم دارم میفهمم که این تمرکز داره تصویر ذهن و قلبم رو بهم نزدیکتر میکنه و من رو به فرکانس خداوند نزدیکتر میکنه.
◀️با اینکه فکر میکردم این مطالب رو از قبل میدونم اما لحظه ای که دارم صحبت های استاد رو مینویسم انگار یک اتفاق های عجیبی توی ذهن و قلبم میفته،یک آرامشی از جنس لحظه ی حضور رو تجربه میکنم،انگار در این لحظه هیچ کمبودی نیست و تموم جهانم پر از زیبایی و نوره و هر آنچه که میخوام برام فراهمه.
◀️من فکر میکنم دلیل اینکه سرعت دریافت هدایت های با کیفیت ترم نسبت به سال های قبل کمی پایین تر اومده،بخاطر خاک خوردن کد های توحیدی توی ذهنم و باورهام نسبت به قدرت خداونده و امروز بعد از نوشتن این فایل یک جنسی از امیدواری رو توی قلبم احساس کردم شبیه به لحظه ای که برای اولین صدای استاد رو شنیدم،اون لحظه انگار من خدارو پشت سر استاد میدیدم که داشت با لبخند برام دست تکون میداد و صدام میزد و میگفت بیا توی تیم من سعیده،بیا اینجا،خیلی وقته که منتظرتم.
◀️امروز نزدیک به 4 سال ازون روزها گذشته و من از هیچ بعدی از زندگی،هیچ ربطی به اون سعیده ندارم،من همه چیز رو به طرز جادویی تغییر دارم،من اومدم تو تیم خدا و استادو امروز دارم در مداری زندگی میکنم که قبلاً توی رویاهام هم نمیتونستم تصورش کنم.
◀️اما من،سقف آرزوهام کوتاه نیست،از بچگی آدم جاه طلبی بودم،رویاهای بزرگی داشتم وساعت ها در رویاهام با کیفیت 4k غرق میشدم،بنابراین همون مسیری که من رو به این مدار آورده میتونه به بی نهایت مدار بالاتر ببره،اگر من به همون اندازه تعهد داشته باشم روی ایمان و باورم کار کنم.
️🟣دعای پایانی:
یک دعا شخصی برای خودم ساختم که از سوره ی آل عمران یادش گرفتم از آیات 36 و 37 که مادر مریم،مریم رو نذر میکنه و به خداوند میسپارتش:
«وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وَإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»
«من او را مریم نام گذاردم؛ و او و فرزندانش را از (وسوسههای) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار میدهم.»
🟣خداوند در پاسخ میفرمایند:
فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا ۖ کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا ۖ قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّىٰ لَکِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ
پس خدا او را به نیکویی پذیرفت و به تربیتی نیکو پرورش داد و زکریّا را برای کفالت و نگهبانی او برگماشت؛ هر وقت زکریّا به صومعه عبادت مریم میآمد نزد او رزق شگفت آوری مییافت، گفت که ای مریم، این روزی از کجا برای تو میرسد؟ پاسخ داد که این از جانب خداست، همانا خدا به هر کس خواهد روزی بیحساب دهد.
منم یاد گرفتم همیشه به خدا جان میگم:
خدایا من رو هم مثل مریم
به نیکی بپذیر…
به خوبی تربیتم بده…
دست ذکریات بسپار…
و من رو وارد مدار دریافت روزی بی حساب کن.
آمین یا رب العالمین.
سلام و درود فراوان خدمت سعیده خانم عزیز
دختر هیچ خبر داری ، که چگونه دل منو غرق عظمت و بزرگی خدا کردی .
همین قدر بدون که هر کلمه پاسخ به تو را فقط با اشک نوشتم، چشمان خیسم صفحه گوشی را مات کرده ، اما میدانم قطعاً تو هم در مداری به مراتب عالی تر بودی که ، خدا به انگشتان دستانت اجازه نوشتن داده
خدا به تو فرمان داد سعیده جان بنویس تا هم مدارهایت ، بهتر منو بشناسند.
ممنونتم که دعوت حق رو لبیک گفتی و صلاتی جمیل رقم زدی.
سعیده جان مرحبا ، تو استاد یار هستی
تو سراسر عششششقی
در پناه حق و غرق روزی بیحساب باشی
استاد عزیز به شما هم تبریک میگم بابت داشتن همچنین شاگردان توحیدی
سلام آقای مسعودی،سپاسگزارم ازین محبت و لطف شما…
تحسین شما،تجلی روشنی قلب و سخاوتمندی روح شماست…
حقیقت اینکه من اولین نفر هستم که به نور این صلات ها نیازمندم تا قلبم رو به قدرت خداوند وصل نگه دارم و اگر این کامنت ها برای شما نور هدایت داشته،لطف ومنت خداوند بوده که من رو هدایت کرده بتونم بنویسم.
ازتون بی نهایت سپاسگزارم و دعا میکنم نوری که از قلب روشنتون برام فرستادید،چلچراغ بشه و به زندگی قشنگتون برگرده…
در پناه خالق یکتا و بی همتا میسپارمتون.
” الله اکبر ”
خدا بزرگتر از آن است ک وصف شود
لا اله الا الله
“خدایی نیست جز خدای یگانه”
سلام و درود پروردگارم ب دوست عزیزم و دردونه ی خداوند سعیده جان شهریاری
امان از این هدایت های الله ک همیشه آدم و ب وجد میاره و شگفت زده ات میکنه
مدتهاست از در و دیوار زمین و آسمون نشونه ها میاد ک برو سمت توحید عملی
با اینکه هربار ب هدایت هاش گوش کردم نتیجه بینظیررررر بوده اما ذهن چموشم مقاومتش رو داشت تا امشب ک گوشش و گرفتم و آوردمش تو مسیر پای جلسه ی اول خداشناسی ”
امروز قبل از اینکه بیام تو این قسمت هدایت شدم ب آیه ای ک دقیقاااااا شما توی کامنتت راجب مریم نوشتی ”
اسم تو شناسنامه ی من مریمِ
و مهسا اسم دومه منه
عجیب این آیه ب دلم نشست و به خودم گرفتمش
گفتم این وعده ی خداست دیگه چجوری بهم بگه بیا سمتم من منتظرتم
وقتی اومدم و کامنت شما رو خوندم
قلبم پر از نور عشق و آرامش شد
اینهم نشونه ی بعدی
الله اکبر
الله اکبر
دوست قشنگم برات تو مسیر پروژه ای ک در نظر داری دستهای گرم خداوند آغوش امنش و روشنایی از جنس خودش
آرزو میکنم …
مسیرت پر نورررر
قلبت پر از عشق
حالت همواره توحیدی
امیدت هموارهههه ب خدا
عاشقتممممم دوست خوب و زیباروی من
سعیده ی نازنین و دوستداشتنی
میبوسمت
مرا هزار امید است و هر هزار خداست…
مهسای عزیز و نازنینم سلام به روی ماهت
برای همه ی مهربونی هات،زیبایی هات،دلبری هات،سخاوتمندی هات،برای روح توحیدی و قلب روشنی که داری ازت ممنونم.
تلگراف تو قلب من رو روشن کرد،دعا میکنم خدا همه ی زندگیت رو به نور خودش روشن کنه.
دوستت دارم رفیق و درپناه نور میسپارمت،الله یارت باشه همیشه.
سلام سعیده جان دوست توحیدی من دراین سایت بهشتی
باورت نمیشه من فایل توحیدعملی روچندروزه که مجددا براساس هدایت الهی دارم گوش میکنم اولین توحیدعملی روکه گوش کردم ازکامنت دوست توحیدی ام که استادخوندند خیلی خوشم اومدوبسیارلذت بردم ازتوصیف زیبایی که ازخداوندبیان کردندخیلی گوش کردم ولی دلم می خواست که بصورت مکتوب این توصیف زیبای خداوندروهم داشته باشم الان دراین ساعات نیمه شب اومدم کامنت های ایمیلم روبخونم درکمال ناباوری دیدم قلم زیبای شمامتن کامل توحیدعملی 1 رونوشته وازعشق وزیبایی خداوندنوشته ، چندبارخوندم وباتمام گوشت وپوستم باتمام قلب ووجودم این عشق وزیبایی خداوندرواحساس کردم آنقدرکه بلافاصله خودم برای دلم ازخداوندنوشتم برای اولین بار ، بی نهایت ازشمادوست عزیزم سپاسگزارم وازدورروی ماهت رامی بوسم .
دوست دارم دلنوشته ام رااینجابنویسم به یادگار :
خداوندا بی نهایت ازشماسپاسگزارم
که فرکانس هایی که می فرستم
بلافاصله اجابت می کنی
ادعونی استجب لکم
خداوندامن خیلی دوست داشتم
این کامنت توحیدی دوست توحیدی ام روداشته باشم
چون همش ازعشق وزیبایی تونوشته بود
وچه خوب اجابتم کردی عشقم عزیزدلم
زیبای من برکت من نعمت من فراوانی من
امیدمن مهربان من الهام من هادی من حامی من زیبای من عشق من توحیدمن رب وپروردگارمن پرورش دهنده من مالک وفرمانروای من قدوس وپاک من سلام و بی عیب ونقص من
عزیزوشکست ناپذیرمن مهیمن وباشکوه من جباروجبران کننده من متکبروشایسته بزرگیه من خالق وآفریننده من بارئ وکارسازمن مصوروصورتگرمن وکیل وکارسازمن آرزو ورویاهای من عشق درلحظه من عشق درگذشته من عشق درآینده من وعشق ابدی وجاویدان من دردنیا وآخرت زیبای ابدی وجاویدان من دردنیاوآخرت ای زیباترینم وای مهربان ترینم ای قلبم جایگاه زیبایت هرلحظه برمن بتاب وهرلحظه هادی وحامی ومراقبم باش هرلحظه هادی وحامی ومراقب محمدامینم ومحمدمعینم ونگینم باش این امانت های الهیت به من روهمیشه وهرلحظه مراقب ومحافظ باش
باعشق بنده نیکویت نورا️
بهنام خداوند بخشندهی مهربان
ویاری دوست خوبم همدم خدایم
سلام نورا جان چقدر قشنگ نوشتی چقدر زیبا خدا را توصیف کردی چه کشش عجیبی داشت کلماتت
من مدتیست به دنبال خدام میخوام بدانم او کیست
دلم میخواهد اورابشناسم
دوست دارم بدانم او کیست که اصحاب کهف به عشقش کل زندگیشان را رها کردند
او کیست که حضرت محمد (ص) ساعت ها در غار بااو سخن میگفت
او کیست که حسین(ع) با تمام وجودش خودش رابخاطرش فدا کرد
این چه عشقیست که این جسارت را به ادم میدهد
من از بچگیم همیشه اسم خدا راشنیدم اما واقعا درکش نکردم
میخواهم پیدایش کنم میخواهم در آغوش بگیرمش همیشه میترسم نکند خدایم منو رها کند اما هیچ وقت رهایم نکرد حتی وقتی من امیدم را ازش بریدم اوترکم نکرد
نمیدانم اما انگار در میان واژگانت خدا را دیدم انگار او نوشته بود راجب خودش ومن میخواندم انگار او دارد با من سخن میگوید
*((زیبای من برکت من نعمت من فراوانی من
امیدمن مهربان من الهام من هادی من حامی من زیبای من عشق من توحیدمن رب وپروردگارمن پرورش دهنده من مالک وفرمانروای من قدوس وپاک من سلام و بی عیب ونقص من))*
با خواندن این جملات احساس کردم خدا در درون پدرمه که از بچگی حوامو داره در درون لبخندش دردرون بازی کردنش باهامه
حس کردم خدا در میان چهره مادرمه احساس کردم خدا در آغوش مادرمه که از زمانی که چشم باز کردم مرا به آغوش کشید
حس کردم خدا میان چشمان مادرم هست
حس کردم خدا نور درون چهره مادرمه
انگار خدا را درون گل روی طاغچه دیدم
انگار خدا درون ان برگ هاست چه حس عجیبی دارم
اخر چطور ولی انگار خدارا در درون خودم میبنم انگار وجودش در وجودم هست
اورا درمیان شعله های آتش بخاری میبینم
انگار حس میکنم کنارم نشسته
اورا درمیان موج های اب میبینم
انگار داره میخنده و درون اب اب بازی میکند
انگار خدا به شکل آدمی هایی در امده که تو جاهای مختلف دچار مشکل شدم بهم کمک کردن حتی شده با کلماتشون
نمیدونم اما اکنون حس میکنم تمام ان ادم ها خدا بوده
در چهره هایشان دیگر ادم نه انگار خدا را حس میکنم
این احساساتم خیلی عجیب است انگار یا واقعا خدا همه چیز است
خدایا تو که هستی چقدر عجیبی
خدایا شکرت که اینقدر قشنگ درون قلب ادم ها حضور پیدا میکنی
خدایا چه خوب که هستی
من هم میخوام دیوانه و شیدایتشوم
خدایا مرا به سمت خودت بخوان
خدای من قدرت من
جسارت من در درون ترس هایم امید من در میان رویا هایم نور قلب من در تنهایی هایم حمایت کننده من در بی کسی هایم شنوندهی حرف های من
ارامش قلبم خدایا تو چگونه هستی که اینقدر تو را به خود نزدیک میبنم خدایا تو که هستی که هم تورا در درون خود هم بیرون از خود حس میکنم خدایا در حین این همه نزدیک بودنت با من باز هم هنوز تورا نمیشناسم خدایا میخواهم بیشتر ازت بدانم
خدایا ای ارامش قلبم بیشتر از خودت برایم بگو
خدایا به خداییت قسم فقط در این چند روز که به تو وصل شدم چقدر زندگیم روان شده
ای آسان کننده زندگیم
مرا به سوی خود صدا کن
دوست دارم همهی وجودم
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به سعیده جانم سعیده توحیدی که هر کلمه از نوشته هاش بوی خدا میده بوی عشق و محبت الهی میده سعیده جان با خوندن هر خط از کامنتت جانِ دوباره گرفتم اشکم جاری و قلبم پر از آرامشی خداگونه شد ، نوشته های دلی شما نور خداست برای هدایت بقیه مثل من که قرار بود نشانه روزم باهام حرف بزنه ولی خدا آوردم اینجا و کامنتت دقیقا برای من بود .
خدایا من رو هم مثل مریم
به نیکی بپذیر
به خوبی تربیتم بده
دست ذکریات بسپار
و من رو وارد مدار دریافت روزی بی حساب کن
سعیده عزیزم خیلی دوست دارم
الهی همیشه موفق و سر بلند باشی
همیشه قلبت پر از نور و عشق خدا باشه و صورت ماهت خندون
عاشقتم رفیق بهشتیه غار حرا بوس به صورت زیبات.
سلام خدمت استاد عزیزم و هم فرکانسی های نازنین
(این فایل نشانه امروز من است)
من از چند روز پیش تقریبا یه هفته دارم روی باور های توحیدی ام کار میکنم به طور اصولی به بزرگترین شرکی که رسیدم در رابطه با همسرم بود و با خودم نوشتم من اگر همسرم نباشد هیچ کاری نمیتوانم انجام دهم!
آقا من از وقتی که فهمیدم که چقد نسبت بخدا مشرک هستم قرآن خوندن رو شروع کردم تا با خوندن معنی های قران مثل یه مانترا هر روز مدام بهم یاد آوری بشه که قدرت مطلق در جهان کیه!
البته خیلی مقاومت دارم اما اصلا بهشون گوش ندادم و فقط با خودم گفتم امروز یکم توحیدی تر عمل میکنم و فقط نوشتم و نوشتم درخواست های خودم رو گفتم من درخواست میکنم و طبق قانون وابسته به خواسته ام نیستم و احساسم را خوب نگه میدارم ما بقی کار ها با خداست و چگونگی اش به من مربوط نیست اون مربوط به خداست…
خدا شاهده خدا شاهده یکی از خواسته هام این بود چون سفر به دور آمریکا رو همزمان نگاه میکردم گفتم خدایا میخوام تو این چند وقت هدایت بشم به مکانی سرسبز با آب و هوای مرطوب (قدرت را ندادم دست همسرم که حالا اون باید تو رو جایی ببره و اینا )و البته نجواهایی هم اومد اما اعراض کردم ازشون
و الان من در یک سوییت کنار دریا هستم و صدای باران و صدای موج دریاست که به گوش من میخوره(خونه ما مشهده دیروز همسرم کاملا غیر منتظره گفت میای بریم بیرون گفتم بریم رفتیم تو خیابون داشتم فایل قانون آفرینش قسمت درخواست رو گوش میدادم همسرم ازم پرسیدن دوست داری کجا بریم با خنده گفتم بزار تمرینم رو انجام بدم و ازت درخواست کنم گفتم بریم شمال!ایشون سریع گفتن بریم!!!
خداییییییی مننننننننننن
من الان شمالم….این یعنی اینکه خدا میدونه چند تا خواسته مالی و غیره داشتم که فقط بخاطر شرک ورزیدنم فقط بخاطر اینکه از خودم دور میدیدم اون خواسته رو بهش نرسیدم
الانم این رو نوشتم تا یادم بمونه اگه خواسته های مالی ام رو هم همین قدر دست یافتی بدونی همین قدر قدرت رو از عوامل بیرونی بگیری و بدهی دست خداوند بهش میرسی
…..و میگوید باش پس موجود میشود…..
برای رب العالمین فرقی نداره خواسته های ما اون یک انرژیه هست که شکل میگیره از چه طریق؟ از طریق باور های ما افکار ما ورودی های ما
اگر من باورم کنم همه کاره زندگی من همسرمه اونه که میتونه خونه رو برای من تعویض کنه اونه که میتونه برای سرکارم سرمایه بیاره اونه که میتونه منو مسافرت ببره خب دقیقا خدا هم هیچ کاری برای من نمیتونه بکنه چون قدرت رو ازش گرفتم و به همسرم دادم در این مثال.
اما بچه ها باورتون نمیشه از 15بهمن که دارم روی باور های توحیدی به لطف خودش کار میکنم نمیدونید چه دروازه ای از نعمت ها بروم باز شده چرخ دننده های زندگی ام روان تر شده قشنگ متوجه میشم که روغن کاری شده منی که 4 و خورده ای ساله استاد رو میشناسم چرا نتیجه دلخواه نمیومد سراغم ؟
بخاطر همین شرک بوده الان که چند وقتی دارم روش کار میکنم احساس میکنم رسیدن به خواسته های اساسی و مهمم تا همین چند ماهه دیگه امکان پذیره شایدم زودتر!البته بازم فقط درخواست دادم و باور های هم جهت دارم ایجاد میکنم و نتیجه رو رها میکنم و مابقی شو میسپارم به الله و دارم از زندگی ام لذت میبرم
خدایا ازت سپاسگزارم صدای موج دریا و نم نم باران و اون رطوبت هوا که استاد در فایل سفر به دور آمریکا میگفتن( در سفر شون به میامی )شما خودتون رو تجسم کنید در این موقعیت و من همونجا چشمامو بستم و اون رطوبت و اون بادی که در محیط بود حتی بویه محیط رو حس کردم و الان شمالم هوای مرطوب همان بو همان نسیم ملایم وااااااقعا الله اکبر
بازم از نتایجم براتون میگم این تازه شروع ماجراجویی من و خداونده!
سلام به فریده ی عزیز
دست مریزاد عجب کامنتی نوشتی دوست عزیز
خیلی لذت بردم از خوندن تجربه ی خلق اتفاق مورد دلخواهت:)
چقدر قشنگه واقعا، طلب کن آنچه میخواهی، مهیا کردنش با من
فقط باید حواسمون باشه از کی طلب میکنیم، قدرت رو به کی میدیم
خدایا عاشقتم با این قوانین قشنگ و ساده
فریده جان یه دنیا ممنون که تجربه ت رو و این کامنت زیبا رو نوشتی، بازم یه مثال و شاهد دیگه از اینکه پس میشود
و همزمانی از این قشنگتر، که این فایل برای نشانه روزانه شما میاد و کامنت به این زیبایی مینویسی، بعد همین فایل میاد رو بنر سایت و کامنت دلنشین و درس آموز شما اینقدر دیده میشه و امتیاز میگیره:)
خدایا شکرت
سلام و درود به شما .
خیلی ممنون که نوشتید و چراغ راه ما شدید . من هم برای رفتن به بیرون و گردش در شهر موقعی که پسر کوچکم رو باردار بودم یک درخواست به خدای مهربون گفتم .
و چون اون موقع ماشین شخصی نداشتیم و به خاطر وضعیتم هم جایی نمیتونستم برم و خیلی لازم داشتم برم بیرون . یه دفعه یکی دوروز بعد به طور معجزه آسا خانوم و آقای همسایمون اومدن گفتن ما میخواهیم بریم از گاوداری شیر تازه بگیریم اگه شما هم میاید بریم باهم و من اونجا کاااملا فهمیدم که فقط خدا یعنی چه .. و رفتیم و چند ساعتی بیرون از خونه گردش کردم .
یعنی اصلا همسایه نزدیکمون هم نبودند و دیگه هم از اون موقع چنین پیشنهادی ندادند و همون یک بار بود .
البته که من هم دیگه درخواستی نفرستادم انچنان قطعی .
و چند مثال دیگر ..
خداروشکر برای هدایت به کامنت شما بزرگوار . من هم از امروز سعیم رو در این مسیر میکنم .
خدایا شکرت . ممنون استاد عزیز و مریم بانو
سلام به دوست گرامی
اول که تحسین میکنم از اینکه چقدر قشنگ تصویر سازی کردید و دوم اینکه چقدر عالی از قانون استفاده کردید. ما هرجا به هر خواسته ای نمیرسیم دقیقا بخاطر اینه که قدرت رو دادیم دست غیر خداوند که استاد به عنوان عوامل بیرونی توصیف میکنن که همون شرک هست.
هر شرکی که ما داریم همثن ترمزهایی هستن که نمیذارن ما خیلی راحت به خواسته هامون برسیم. و اگر روی این شرک ها کار کنیم دقیقا مصداق کن فیکون میشیم. همون چیزی که برای شما اتفاق افتاده.شما روی خودتون کار کردید و خواسته شما اومده به سمت شما. من هم این چند وقته دارم روی رابطه ثروت و خداوند کار میکنم و کامنتهای فایل ( شناسایی ترمزهای مخفی ذهن) رو میخونم و میبینم که چقدر باور خلاف جهت با خواسته دارم. همین چند روزی که دارم روی این باور کار میکنم درهایی از نعمت خداوند بروم باز شده. خدایا شکرت
سپاسگزارم از شما که تجربتون رو در اختیارمون گذاشتید تا بیشتر حواسمون باشه به توحید
به نام خدای هدایتگرم سلام به دوست عزیزم
درست گفتی و به نکته مهم و قشنگی اشاره کردی فریده جانم
ممنونتم عزیزم
منم هر کاری میخوام بکنم یا جایی برم یا چیزی بگیرم میگم همسرم باید ببره یا بگیره اصلا نمیدونستم و نمیفهمیدم که این مدل گفتن و منتظرش موندن یعنی قدرت دادن به دیگری شرک به حساب میاد
و چقدر خداوند به خوبی الان منو به کامنته تو عزیز دل هدایت کرد
که بیام اینجا بفهمم و باورمو درست و توحیدی کنم
و فقط و فقط در همه موارد قدرت رو به خدا بدیم
من از تو عزیز که دستانه خداوند برای من شدی شکرگزار خداوند هستم
دوستت دارم و میرم الان تو دفترم مینویسم این نکته و هدایت مهم رو
واقعا همینطوره اگه نشتیها رو پیدا کنیم و بهبود بدیم رسیدن به همه خواسته ها برامون آسون و امکان پذیر میشود
استاد ممنونتم
در پناه خداوند مهربان باشین
سلام به فریده خانم عزیز
امیدوارم حال دلت عالی که هست عالیتر باشه
چقدر لذت بردم هم از اجابت خواسته ات هم به خاطر همزمانی کامنت شما با به روز رسانی آن
و این نشون میده که چقدر خوب دارید روی خودتون کار می کنید
تبریک میگم بهتون
توقع من هم بالا رفت که بهتر و بیشتر از خداوند درخواست کنم و فقط هم از خودش درخواست کنم
انشالله همواره هم جهت با جریان خداوند باشید
سلام وقت بخیر
کامنتتون رو خوندم و تبریک میگم که باورتون بهبود پیدا کرده و منتظر نتایج بهترتون هستیم که برامون بگید و ما از خوندنش لذت ببریم
یه سوالی داشتم از شما
چجوری دارین رو باور های توحیدی کار میکنید !؟
تمرین خاصی دارید .؟یکم بیشتر برام توضیح بدید
سپاس از شما
سلام دوست هم فرکانسی
یه حسی بهم میگه بنویس و منم مینویسم!
من حقیقتا خیلی به دنبال توحید بودم چون تو شهر مذهبی و در خانواده مذهبی بزرگ شدم و حتی چند سالی حوزه علمیه هم درس خوندم(برای پیدا کردن خدا)!
اما چیزی که پر واضح بود نه تنها مسیر رو پیدا نکردم بلکه به قول خودم مشرک بودم مشرک تر شدم
تا اینکه با آموزه های استاد عزیزم آشنا شدم و با مفهوم شرک یکتا پرستی آشنا شدم
اصلش بخاطر افزایش درامد اومدم توی سایت و تو این چند سال خیلی دارم روی باور های ثروتم کار میکنم اما اون جور که میخواستم نمیشد
و در این میان هم خییلییی نشانه ها برایم می اومد که باید روی باور توحیدی ات کار کنی فریده!
اما هر بار جدی نمیگرفتم و میرفتم سراغ مثلا باور های ثروت و مدیتیشن و فلان و فلان
هر بار که میروفتم این مسیر رو و نتایج خیلی کم رنگ برایم اتفاق می افتاد و خسته و معترض که آخه چرا نمیشه؟!من که دارم رو باور هام کار میکنم چرا نمیشه؟
تا اینکه یه تضاد بزرگ شب 15 بهمن برام اتفاق افتاد و گفتم فریده اگه این سری واقعا روی خودت کار نکنی دیگه سمت آموزه های استاد حق نداری بری!(بازم فکر میکردم باورهای ثروت سازم مشکل داره)
و فقط نا امید بودم از خودم خسته بودم از خودم از اینکه آقا مننننننننننننن دارم روی باور هام کار میکنم نه!دست هام رو بردم بالا و گفتم خدایا من تسلیمم(خیلی کلمه تسلیم قلب منو باز کرد) من دیگه نمیدونم کجای کارم اشکال داره (این خیلی موضوع مهمیه که اعتراف کنی در درگاه خداوند که همان باور مخربم خدا باید به قلبت بگه تا برطرفش کنی چیززی که من درسش رو تازه گرفتم و من فکر میکردم که خودم دارم رو فلان باور کار میکنم و منم منم …..راه انداخته بودم برا خودم )
تا اینکه باور کنید دوست عزیز همون شب ندایی از قلب من گفت برو قران باز کن و هر سوره ای که اومد از اول همان سوره شروع کن به خواندن سوره رعد آیه 14 اومد
خدای من الله اکبر :
و کسانی که مشرکان به جای خدا میخوانند چیزی بر آنان بر آورده نمی کنند مگر مانند کسی که دو دستش را به سوی آبی میگشاید تا آب به دهانش برسد حال آنکه هرگز نخواهد رسید!!!!
این ایه برای من یعنی اتمامممم جست وجو ها یعنی فریده تا ابد روی باور هات کار کنی اما قسمت شرک و یکتا پرستی مشکل داشته باشه (هرگز آبی به دهانت نخواد رسید)یعنی به نتیجه دلخواهت نمیرسی
و شروع کردم به خواندن معنی سوره هایی که با اشتیاق سمت قران میرفتم و هر جا برام مبهمه از عقل کل کمک میگیرم
شروع قران خواندن برای من یعنی جریان گرفتن یک شریان خون تازه در رگ هام چون مدام این آیه ها از قدرت رب میگن و مدام باورت قوی تر میشه
فقط نکته مهم اینکه شیطان بیکار نمیشینه فقط نجوا های شیطان را خاموش کنید و اصلا بهشون اهمیت ندید که این نجواها برای من این جوری بود که( آره مثلا خدا بیکار نشسته فقط به امورات شما برسه) و من میگفتم خدایا شکرت یه باور مخرب دیگه هم شناسایی شد
اینکه شما پرسیدین چه جوری دارم کار میکنم
من بیشتر قران میخونم(چون بهم الهام شده) و نجوا ها رو توی ذهنم تا حد ممکن کنترل میکنم و مدام در اطرافیانم دنبال الگو هایی میگردم که این باور جدیدم رو تقویت کنن و یه دفتر تهیه کردم که توش معنی سوره ها رو اونایی که برام قانون رو تثبیت میکنه رو بنویسم
و اگر نجوایی اومد مثلا آره فلان چیز که نمیشه باید همکارت انحام بده یا امکان نداره سریع با خودم میگم.. ان الله علی کل شی قدیر.. یا الیس الله بکاف عبده ؟و میگم فریده یادت باشه قدرت رو داری دست کی میدی.
و مدام از الله کمک میخوام تا قلب منو آرام نگه داره مثل مادر موسی
شکل درخواست هام متفاوت شده تا قبل 15 بهمن ماه از رب العالمین خیلی کم میخواستم(اصلا نمتوانستم تصویر سازی یا سناریو نویسی کنم در قلبم غیر ممکن بود) الان ملک سلیمان رو ازش درخواست میکنم ازش ایمان ابراهیم رو میخوام و مطمئن هستم که میدهد
پیشنهاد میدم فایل استاد :ارتباط بین درک صحیح خداوند و روان شدن چرخ زندگی رو بار ها گوش کنید
من دیشب از مسافرت برگشتم و به خدا گفتم آیا مسیری که میروم درسته همین توحیدی که به آن هدایت شدم اصل مطلبه که کامنتم انقد بازدید شد این یعنی جواب الله یعنی آره مسیر کاملا درسته و من با همین باور های توحیدی هدایت میشم به تمام مسیر های درست هدایت میشم به باور های قدرتمند احساس میکنم آرام آرام دارم با خدا جلو میرم
وقتی میگم باور توحیدی اصل همه چیز است یعنی :من و همسرم پنج شنبه شب رفتیم سمت سد لفور در استان مازندران اونجا بریم کلبه جنگلی بگیریم بعد همه کلبه ها پر بود چون تایم آخر هفته بود
میخواستیم برگردیم یه شماره نوک تیر برق دیدیم تماس گرفتیم گفتن یه کلبه جنگلی دارم منتهی راهش یکم دوره خلاصه رفتیم اونجا
آقا بگید من چی دیدمممم!!!!!!!
یه عالمه مرغ و خروس تو یه فضایی مشابه فضای پارادایس !!!!!
همسرم گفتن عزیز شما مرغ و خروس های استادم در سریال زندگی در بهشتم به کائنات درخواست دادی(با خنده)
فضای کلبه های همون منطقه لفور اصلا اینحورری نیست که مرغ و خروسی توش باشه اما من هدایت شدم به روستایی خیلی دور تر و پرت تر از اون منطقه که خدا ضیافتش رو برای من کامل کنه
مشهدم که رسیدم بلافاصله که از خواب بیدار شدم یه پیشنهاد عالی کاری بهم شد ورفتم برای مصاحبه و پذیرفته شدم
و داره اتفاق می افته آره انگار داره رقم میخوره بعد سالها!!!
چرخ دنده های زندگی ام روغن کاری شدن
و فقط مدیون همین توحید هستم
دوست خوبم یه ندایی درونم گفت اینا رو بنویسم و نوشتم امیدوارم براتون مفید باشه
بازم از نتایجم به لطف الله براتون میگم
در پناه الله یکتا
سلام به دوست عزیزم
امروز هم کامنت شما رو خوندم واقعا هدایتی و لذت بردم از اینکه خیلی عالی دارین روی خودتون کار میکنین و مقاومت ها رو پیدا میکنین
واقعا اگر ما خدارو همه چیز بدانیم انوقت همه چیز برای ما آسان و میسر میشود
ولی این یه باور اساسیه و خیلی باید روی خودمون کار کنیم
امیدوارم همیشه موفق باشی دوست عزیزم
به نام الله مهربان
سلام گرم و قلبی من تقدیم به استاد عزیزم، استاد جان بی اندازه سپاسگزار خداوندم برای وجود شما، هدایت شدن شما، رفتار شما در قبال نداهای قلبیتون و قرار گرفتن من در مسیر شما.
استاد مریم جان شایسته عزیزم سلام از قلب صافم به قلب زلال شما. دلم برای دیدنتون پرپر میزنه. و عاشقانه ازتون سپاسگزارم برای این تلاش مستمرتون برای بهبود فایلهای ارزشمند استاد.
انقدر قلبم با شنیدن این فایل روشن شد و اشکهام به حقانیت این کلام گواهی داد که از خدا خواستم منو با تمرکز بنشونه به نوشتن از آنچه بر من گذشته که خدا شاهده جز معجزه چیزی نبوده.
خدایی که منو همین دیروز هدایت کرد به یکی از بهترین و مجلل ترین فرش فروشیهای کرج فقط برای دیدن فرشها و ایده گرفتن که چه سبک و چه رنگی رو بیشتر میپسندم، با اینکه هنوز پولش به دستم نرسیده بود،
اما وقتی رفتم دیدم روز آخر جشنواره تخفیفی یک ماهه شون هست و ما با کلی تخفیف می تونیم فرشهای مورد علاقه مون رو نه 1200 شانه، بلکه 1500 شانه برداریم.
در جا کارت کشیدیم و حتی یک تابلوفرش هم هدیه گرفتیم.
اینو چه جوری میشه با عقل و منطق توجیه کرد؟
همزمانیها کار خداونده، چون خدای من خدای غیرممکنهاست.
چطور بشه که نفر دوم (معاون رییس) شرکت فرشفروشی وزرا، آقای بسیار محترم و مودبی به نام آقای خوشرو اون روز اونجا باشه و برای ما علاوه بر تخفیف معمول جشنواره، بخاطر گل روی دخترهای قشنگم، به میل و اختیار خودش تخفیف بیشتر بده تا ما بتونیم فرش باکیفیتتری رو با پول نقدمون بخریم.
مگه من می دونستم اونجا الان تخفیف ویژه دارن؟
مگه من می دونستم آقای خوشرو امروز کرجه و دقیقا توی همین شعبه است؟
فرشی که انتخاب کردم اسمش «شاهنشین» هست و رنگش «آبی درباری».
مگه اتفاقیه این اسمها؟
خدا میخواهد که من شاه زندگی خودم باشم،
خدا میخواهد که من پادشاهی کنم.
اما کی؟
زمانیکه اول یاد بگیرم فقط و فقط بندهی درگاه خودش باشم.
بفهمم چرا افرادی مثل آقای خوشرو رو ملاقات میکنم. چون ایشون دست پروردگار من هستند که به من خیر و روزی برسونند.
همون لحظه که با این آقا سلام و علیک میکردم تو قلبم از خدا تشکر میکردم که زمین و آسمانش رو مسخر من کرده تا من از زندگیم لذت ببرم و ایشون فقط یک وسیله است.
اما نهایت سپاسگزاری رو از این بندهی عزیز خدا هم به جا آوردم.
اما استاد این بخش اصلاح شدهی باورهای منه که داره این نتایج رو خلق میکنه.
این فایل یک نکتهی بسیار بسیار کلیدی و راهگشای دیگه هم برای من داشت؛ اونجا که گفتید: اگر روابطت ایراد داره معلومه که هنوز هم در مورد خدا، هم در مورد روابط با افراد و هم در مورد خودت باورهات ایراد داره.
باگهامو پیدا کردم، واضح بود ولی من نمیدیدمش، نمیخواستم مسئولیت اشتباه خودمو بپذیرم که منم که دارم وجه نادلخواه اون سه نفر مد نظرم رو برانگیخته میکنم.
من باید تغییر کنم، هرچند که مدتهاست دارم روش کار میکنم اما امروز متوجه شدم که ته ذهنم همیشه شاکیام از اینکه اونها چرا با من بد رفتار میکنند؟ تقصیر اونهاست.
نه تقصیر منه.
من باید خدا رو شریک لحظههای بیشتری از زندگیم کنم، با تکامل، با مسئولیتپذیری.
همون خدایی که اینهمه معجزات ریز و درشت رو به آسانی و کاملا طبیعی برام رقم زده،
همون خدایی که آدمها رو مأمور کرده که در جهت خواستههای من حرکت کنند،
همون خدایی که پول میریزه به پام از جایی که فکرش رو نمیکنم،
همون خدایی که عشق اینهمه آدم مختلف رو نثار من کرده،
همون خدا، همون خدا، همون خدا باز هم شاهکار میکنه، روابط نادلخواهمو یا سامان میده یا قطع میکنه، اگر من یاد بگیرم همجهتتر بشم با روح الهیم،
چون خداوند عشق درون قلب من و قلب همهی آدمهاست،
من باید خدای درون قلب آدمها رو صدا بزنم و اونو ببینم، تا اون فرد خداگونه با من رفتار کنه،
اگر نشد فقط بگم سلامت باشی و خداحافظ. و تمام! و تمام! و تمامش کنم تو ذهنم.
چقدر این آموزشها ارزشمنده، بخدا گنج بینهایته.
حرف دل کسیه که با قلبش زندگیشون کرده. مگه ممکنه اشتباه باشه؟
به اندازهای اعتماد دارم به این کلام، که به یگانگی خدا اعتقاد دارم.
برای خودم و همه شما دوستانم دعا میکنم بتونیم هرچه بیشتر ذهنمون رو تربیت کنیم که همرنگ و همراستا با روح خداییمون بشه.
باور کنه که خدا همینجاست….
تو تمام لحظهها و اتفاقات زندگیمون
اصلا دور نیست و توانای مطلق بر انجام هر کاریه.
اون ماها رو به شاهنشین دربارش دعوت میکنه اگر همواره به نداهای ملایمش گوش بدیم و باورش کنیم.
در پناه نور آسمانها و زمین باشید.
سلام سعیده ی عزیزم
از وقتی در دوره لیاقت از استاد این جمله رو شنیدم که باید اون احساس لیاقت بچگیمونو پیداش کنیم خیلییی بیشتر به رفتارهای بچهام دقت میکنم میتونم بگم شدن کیس استادی من و روشون مطالعه میکنم خیلی ازادشون میزارم چون میخوام خود واقعی و الهیشون رو بروز بدن تا بتونم ازشون الگو بگیرم نمیخوام اونی باشن که من میخوام ، میخوام اونی باشن که هستن و حتی اگر مخالف من باشه یا کاروبرام سخت کنن
حقیقتا این متنیه که در دفترم نوشتم میخوام اینجا برات بنویسم شاید بدردت خورد
بچه ها چون غرور ندارن از رفتار کسی ناراحت نمیشن چون غروری ندارن که بشکنه در هر حال چیزی رو به خودشون نمیگیرن چون خودشون رو دوست دارن و احساس ارزشمندی میکنن نگران واکنش کسی نمیشن چون دیگران هر برخورد و واکنشی داشته باشن به خودشون وصل نمیکنن ناراحت نمیشن و نکات مثبت افراد رو میبینن اگرم ناراحت بشن زود یادشون میره چون چیزی رو به خودشون وصل نکردن چون احساس ارزشمندیشون درونیه و رفتار واکنش دیگران روشون تاثیری نداره اصلا رفتار و واکنش دیگران رو به خودشون مربوط نمیدونن به همین دلیل روشون تاثیر نداره
رفتار و واکنش و برخورد دیگران به من مربوط نیست به خودشون مربوطه چون هر کس رفتارر و واکنش بدی داره از درون نااماانگ خارج میشه من فقط مسول هماهنگ کردن درون اخودم هستم کاری به مدار دیگران ندارم نمیخوام وارد مدار دیگران بشم چون من رفتار دیگرانو نمیتونم کنترل کنم فقط میتونم مدار خودمو کنترل کنم فقط میتونم درون خودمو کنترل کنم فقط میتونم مومنتوم مثبت خودمو کنترل کنمکلری به کطی ندارم و در هر حال سپاسگزار ادمها هستم پون به من درس یاد میدن چه رفتار خوبی داشته باشن چه رفتار بدی داشته باشن از طریق تضادها به من درس میدن میفهمم چه ترمزی دارم و پیشرفت میکنم
سلام سعیده عزیز چه کامنت زیبایی چه هدایت قشنگی امید وارم در این مسیر توحیدی همواره در حال دریافت هدایت های خداوند باشید
کامنت زیبای شما منو یاد هدایتی شبیه هدایت شما انداخت
نزدیک چهار سال پیش موقعی کا تازه دوماه بود وارد سایت توحیدی استاد شده بودم دلم می خواست برای اتاق دخترم فرس عروسکی بخرم ولی مول کافی نداشتم
کاملا هدایتی مبلغی که قرار بود بعد از عید به ما پرداخت بشه یک روز پرداخت شد وما تصمیم گرفتیم بریم وبرای اتاق دخترم فرش بخریم
ساعت 12طهر راه افتادیم تا بریم شهر فرش فرشارببینیم اگه شد خرید کنیم
خیلی دلم می خواست برای جلوی در ورودی یا فرش یک در یکونیم بخرم ولی پولش نبود
راه افتادیم نرسیده به محمد شهر تو اتوبان ترافیک شدیدی شد و همسرم که هیچ وقت حوسله ترافیک رو نداره وبه در ودیوار میزنه کا در بره وارد محمد شهر شد همین طور که میرفت گفتم اینورا که فرش فروشی نیست جرا امدی این طرف گفت ولش کن کی ترافیکو میره یا اینجا پیدا می کنیم یا میریم خونه یک دفعه یاد فرس وزرا افتادم وبه همسرم گفتم برو داخل کرج
پیش خودم می گفتم اون گرون فروش ترین فرش فروشیه مگه می تونی بااین پول اونجا فرش بخری
به خودم گفتم که ویدن که ایبی نداره حال وهوای بچه ها هم عوض میشه
قربان خداوند بروم باای هم زمانی ها بااین ترافیک منو هدایت کرد به جایی که نه تنها فرسی رو که دوست داشتم برای اتاق دخترم بخرم بله انقد قیمت ها که تو جسنواره بود مناسب بود که یه فرش هم بدای جلوی در ورووی خریدم با قیمت عالی وبرخورد عالی
به هرکسی میگفتم باورش نمی شد ولی منی که تو مسیر خدا بودم می دانستم که اینها همه هدایت خداوند است همون فرش زیبا باعث شد من
یه پرده ی قشنگ با همان طرح فرش برای اتاق دخترم هم بخرم که مدتی بود توی گوشیم سیو کرده بودم وهر بار که وارد اتاق دخترم میشم بعد چهار سال از خداوند تسکر میکنم گه از فضل خود اینها رو به من هدیه داد
بنام خدای نور و عشق
سلام سعیده جان رضایی
اول از همه یه تبریک تپل به شما بابت خرید خوونه جدید و مبارک باشه فرش های شاهنشین و آبی درباری .
الهی که لحظه لحظه ی زندگیت آغشته باشه از نور خدا در کنار همسرجان و فرشته های زیبای زندگیت .
تحسین ات میکنم برای رزق
ثروت ، گوارای وجودت .
به قول اسناد جانم در دوره ثروت 1 :
ثروت به شکل خوونه ، به شکل حساب بانکی ، به شکل پول به شکل
ماشین ، آدمها و موقعیتهای پولساز وارد زندگیت میشه .
گوارای وجودت نازنینم .
لذت بردم از کامنت و اتفاق زیبایی که خلق کردی .
فَاللَّهُ خَیْرٌ حَافِظًا وَهُوَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ
سلام به سعیده جان واستادعباسمنش عزیزم الان داشتم کامنت شمارومیخوندم واشکم دراومد برای اینهمه زیبایی واتفاقات عالی واقعا تایید میکنم وتحسینتون میکنم برای اینکه حالتون بایدعالی میبوده تاچنین زیبایی ولذتی نصیبتون شده توسط پروردگار یکتا
خداروسپاسگزارم برای استاد که شرک نورزیدن وتنها خدا رو عامل اصلی دانستن روبه من اموزش دادن ودوستان عزیزی که همیشه پیام دارن برام
خدایا به تو توکل میکنم وتنها ازتویاری میجویم
سپاسگزارم سعیده جان
به نام پروردگار هستی بخش
درود سعیده جان
من هم به وجد اومدم از این اتفاقات و معجزارت زیبا
که فقط کار خداونده
و خداوند رو هزاران بار شاکرم برای وجود استاد جان و مریم جان زیبا
هزاران بار شکر برای این لذت و خوشحالی شما و امیدوارم که لحظه لحظه زندیگتون پر از شور و نشاط و عشق و آگاهی باشه.
همه ما در آغوش امن پروردگاریم
سلام سعیده عزیزم
ازت ممنونم
با قلبم دوست دارم
خیلی زیاااد
ازت خیلی خیلی یاد گرفتم
از کامنتهای توحیدیت
اون نوری که تو قلب تو روشن هست قلب منم روشن کرده
اونجایی که تو کامنتهات فهمیدم رفتار نامناسب بعضی از اطرافیان تاثیری توی رابطه تو و همسرت نمیذاره و این خیلییی منو به فکر فرو برد…
یکی از بزرگترین شرکهای وجودم رو شناختم و خدا هم کمکم کرد تا به تدریج برطرفشون کنم و همچنان دارم روی خودم کار میکنم
آره درست میگی
هرکس خودش مسئول زندگی خودش هست و این احساس مسئولیت باعث میشه کنترل صد در صد زندگی خودمون دست خودمون باشه
خدایا شکرت برای هدایتم به استاد عباس منش و این سایت توحیدی و این دوستان نورانی
یادمه یه بار توی یکی از کامنتهات خوندم که یه تعهد (اگه اشتباه نکنم) 21 روزه به خودت دادی تا توی کانالت ویدئو بارگزاری کنی و بعدش هم یه تعهد 100 روزه دادی تا بیشتر روی خودت کار کنی
همین خوندن کامنتت و این الگویی که از تو دیدم باعث شد منم به خودم یه تعهد 40 روزه بدم و خدا هدایتم کرد تا تلاش کنم به مدت 40 روز تصمیم بگیرم تمرکز کنم روی نکات مثبت آدمهایی که وقتی بهشون فکر میکردم احساس میکردم یه نوری توی قلبم خاموش میشد و واقعا خدا کمک کرد و بیشتر روزها این کار رو انجام دادم و نوشتم هرآنچه که به ذهنم میرسید، میدونی سعیده جان من فهمیدم زیبایی بود ولی من به خاطر شرکهای وجودم نمیخواستم ببینم…
الان درونم، قلبم آرامش گرفته و این آرامش از همه چیز مهمتره، خدا هم حمایت ها و کمک هاش رو فرستاد، ارتباطات خیلی کم شده، یه مشغولیتی برای اون آدمها پیش اومده که سرشون گرم شده و تمرکزشون روی خودشون هست و ….
خدا رو صد هزار مرتبه شکر
ازت ممنونم سعیده عزیزم
خیلی توی قلبم احساس نزدیکی میکنم بهت،
خدایا شکرت
به نظرم همونطور که استاد داره توحید رو اشاعه میده، تو و دوستانی که از روی عشق کامنت مینویسین و درهای آگاهی رو به روی بچه ها باز میکنید جا پای استاد گذاشتین،
برات نور بیشتر و بیشتر از رب العالمین خواستارم
سلام به استاد عزیزو برادران و خواهران عزیزم.
میخواستم یه ذره از خودم بگم چون میدونم که یک نشانه است از این که در مسیر درست هستم و به برادران وخواهران عزیزم بگم که در مسیر درست هستید ،الان اصلا نمیدونم چه جمله بندی ای باید داشته باشم فقط مینویسم چون اصلا حالم دست خودم نیست وقتی صحبت از توحید و یکتا پرستی میشه یه حالت اشباع و مستی عجیبی به من دست میده نمیدونم واقعا چه جوری توصیفش بکنم ،من خیلی ادم کثیفی بودم ،حالا، درست نیست که ادم از گذشته ی بدش بگه اما این به من احساس سپاسگزاری عجیبی میده،یه ادم دو رو…نمیخوام بیشتر توضیحش بدهم،فقط یه روزی به خودم گفتم که محمدرضا جوونیت رفت وتو این همه…روزها وماهها من توی خودم بودم پشیمان از رفتار گذشته ام کارهایی کرده بودم که واقعا پلهای پشت سرم رو خراب کرده بودم. من در به اصطلاح قویترین پایگاه فرهنگی کشور بودم،حالا به زعم خودشان…یه روز که رفته بودیم اردو در ماه شعبان بودیم اون حاج اقای ما یه تیکه از مناجات شعبانیه رو برای ما خوند برای تفسیر کردنش…به کلمه ی مستکین که رسید من اصلا ریختم به هم به معنای کسی است که هیچی که نداره که هیچ کلی هم بدهکار است………..اونجا نقطه ی عطف من شد اصلا الان نمیتونم بگم که چه حسی داشتم انگار که همه چیز تموم شد…از اون پایگاه اومدم بیرون چون جز شرک اونجا چیزی نمیدیدم تا چند ماه توی خودم بودم همه اش از دیگران فاصله میگرفتم نیاز به خلوت عمیقی داشتم همه اش با خودم میگفتم که چرا منو بخشید مگه من چه کاری کرده بودم من سزاوار تنهایی بودم..حالا به زعم خودم..ماهها توی سجده بودم همش سجده میکردم کتابهای توحیدی میخوندم از نویسنده های مختلف اما اون خدایی رو که من فهمیده بودم با اون خدایی که اونها تو کتاباشون نوشته بودند یا کلا تفاوت داشت یا ناقص بود بیشترش که کلا شرک بود و شریک قائل شده بودند.بعدش رفتم سراغ عرفان و تصوف و…به حدی لاغر شده بودم که پوست و استخوان شده بودم…اما بازهم اون فهم و اون عشقی رو که میخواستم رو پیدا نکرده بودم.بعضی وقتها یه سری چیزها بهم الهام میشدیا همین طوری یا با خواندن قران اما هیچ کدومش رو توی کتابها پیدا نکرده بودم در مورد اینکه ما فقط توی دنیای خودمان هستیم ویادر مورد اینکه همه ی این نسبتها فقط در این دنیاست وحقیقی نیستد و اگر حقیقت داشتندرابطه ی دیگری بجز رابطه ی بنده و خداوند پیدا میشد که این شرک است چون تنها رابطه ی حقیقی رابطه ی بنده با پروردگارش است. همین.و این به ربوبیت اون برمیگرده و…تا حالا،که به شکل کاملا عجیبی با سایت استاد اشنا شدم..اشنا بودم بخاطر مسائل تند خوانی اما یه روزی به دلم افتاد که برو ببین از عباس منش چه خبر به کجا رسید؟توی سایت اومدن هماناو داستان ما هم همانا…یه سری از حرفهای استاد رو گوش دادم بعد با خودم گفتم که اِ چه قدر حرفهایش شبیه همون حرفهایی است که به من الهام شده بود و چقدر جنس حرفها یکی است…
عزیزانم هدف عشق اونه و وقتی عاشقش میشید اشباعتان میکنه جوری که واقعا احساس بی نیازی مطلق میکنید انگار که تمام دنیا و آخرت رو با هم یکجا دارید.دیگه هیچی نمیخواهید.فقط تمام تمرکزتون میشه خودش و عشق بازی با خودش. اون وقت چند تا اتفاق می افته یکی اش اینکه از اونجایی که جهان شرایط و موقعیت ها مطابق با احساتون ایجاد میکند رو برایتان بوجود می اورد شما رو به شرایطی هدایت میکنه که به بی نیازی مطلق در تمامی جنبه ها در دنیا و اخرت برسید..دومی اش هم این که چون تمرکزتون بر خیر محض است دنیا فقط خیر و خوبی و شادی و سعادت در دنیا و اخرت رو وارد زندگیتان میکند و گسترشش میدهد.فقط به شرط اینکه باورهای درستی داشته باشید.به نظر من این تمام بازی است.واقعا دوستتون دارم واقعا براتون اول عشقش رومیخواهم بعد برایتون شادی سلامتی ثروت و سعادت در دنیا واخرت رو میخواهم.
سلام دوست عزیزم محمد رضا جان.
تشکر میکنم بخاطر کامنت زیبا و تاثیر گذار برای من.من هم سالهای سال زندگی کاملا مخالفی با قوانین داشتم و با پوست و استخوانم تک تک کلماتتو حس میکنم.قدم اولو تازه شروع کردم.خیلی جالبه امروز توی ستاره قطبی نوشتم هدایت بشم به یه کامنت عالی،و چقدر خوبه این خدا،چقدر خوب هدایت میکنه.هدایت شدم به کامنت تو دوست عزیزم،و انگار خداوند با زبون تو بهم گفت ،هدف برای قدم اول قبل از ثروت،قبل از قطع مصرف سیگار،قبل هر چیز دیگه ،توحیدو انتخاب کنم ،انگاری من بخاطر باورهای ضعیفم نتایج نمیگیرم و چه نشونه ای از این بهتر،اصلا دستم ناخدا خورد اومدم روی این فایل توحیدی،و جالبه بدونی اصلا فایلو هم نگاه نکردم امروز،قبلا دیده بودمش،ولی امروز مستقیم هدایت شدم روی مسیری که خدا برام مشخص کرده و اونم کامنت تو دوست عزیزه.کامنتو تو کی نوشتی،؟۱۸شهریور ۹۶ تقریبا ۴ سال پیش،برای کی نوشتی؟خودت میدونی؟
نمیدونی که منم نمیدونم،استادم شاید ندونه،
فقط میتونم اینو بگم بعضی چیزارو فقط و فقط اون میدونه و بس،
و چقد جالبه گفتم از خداوند تشکر کنم و از تو بخاطر این کامنت که منو هدایت کرد به طرف هدف قدم اولم،یعنی افزایش درصد توحیدی بودنم،بعدش برم قدم اول کامنت بزارم.
چجوری شکرگزار باشم وقتی توی خود همین کامنت انگار داره کلمات منو تایپ میکنه و هدایتم کرد به تاریخ نوشتار تو در ۴ سال پیش.
هنوز هدفمو ننوشتم اون کارشو شروع کرده.
میگه ببین ،۴سال پیش من حتی به فکر تو بودم.
چی بگم الان..؟
چی تایپ کنم داداش؟
چجوری شکرش کنم؟
چرا فک میکنم حواسش بهم نیست؟
میتونی توضیحی براش بیاری…
فقط میتونم بگم کامنت توام،تحت اختیار خودت نبوده،توام هدایت شدی بنویسی فقط،بهت گفته شده بنویس،و تو فقط دستی شدی،و نوشتی،
مثل الان من،باشد پیامی باشیم برای آیندگان،
خدایا بینهایت سپاسگزارتم
ممنونم محمدرضا
استاد عزیزم ازت تشکر میکنم
ممنونم از سایت
از بچهای سایت
از تمام کسانیکه کامنت میزارن
ایاک نعبدو و ایاک نستعین
سلام دوست عزیزم محمد رضا احمدی
چقدر زیبا نوشتید دوست من
من شاید بدی نکرده بودم بد نبودم ولی فک میکردم خوبم چون تو ی خانواده به ظاهر مذهبی بودم که کاملا دور شرک بودن اما الان دارم خدارو پیدا میکنم. دقیقا تو این سایت شاید تا ۸ماه پیشم هنوز خوب نمیشناختمش، میدونی اصلا نا امید نباش خدای که من شناختم وهاب ،رحمان ،بخشنده است …
و سپاسگذارم که سعی کردی ،دیدگاه تو برسونی و من کاملا حرفت رو فهمیدم یکتاپرستی یعنی همین..?
سلام خدمت یاسمن خانم گل و دوست داشتنی و ارزشمند خیلی خیلی ازتون متشکرم که کامنت رو خوندید.
خیلی خیلی دوستتون دارم
هرکجا هستید شاد و ثروتمندو سلامت و موفق باشید دوست عزیزم.
خدانگهدارتون باشه عزیز دلم.???
سلام محمد رضا جان
داداش موحد خودم
این فقط و فقط هدایت خداست که من امروز و دقیقا در این لحظه هدایت بشم به این کامنتت
دقیقا امروز و این لحظه ای که داشتم خودم رو قضاوت می کردم.
خدا دست من رو رفت و آورد اینجا.
گرفتم دقیقا هدایتش رو
آره محمدرضا جان هر چی بوده در گذشته مهم نیست ، مهم اینه که ما هدایت شدیم و با هدایت و حمایت خدا ادامه دادیم.
این همه رشد و پیشرفت الان مون ، این همه درک و عملکرد عالی الانمون، این همه نتایج فوقالعاده زندگی مون در تمام جوانب، نشان دهنده درسترین بودن مسیرمون و روز به روز پاک و خدایی تر شدن ماست.
برات می نویسم محمدرضا جان، این کامنت برای حدود سه سال پیش، اون موقع هم ما عالی بودیم و الان عالی تر، و چقدر این روند رشدی که طی کردیم، کاملاً قابل درکه.
خدا رو هزاران مرتبه سپاسگزارم برای هدایت هر لحظه مون و برای ثابت قدم موندمون و برای رشد مداری که در تمام جوانب زندگی داشتیم.
خدا رو هزاران مرتبه شکر برای روز به روز تسلیم تر شدنمون، موحد تر شدن مون.
از تنها فرمانروای جهانیان بهترینها را برایت خواستارم داداش گلم 💜💙💛
چقدر زیبا گفتین جناب احمدی
یادمه من هم زمانی که خدارو پیدا کرده بودم نمیدونم چی شد احساس میکردم خدا درون منه زیر پوستم و تو رگهام حسش میکردم احساس غریبی بود مدام گریه میکردم و مدام در خیالاتم بودم هیچ چیزی برایم مفهومی نداشت جز او تا ذهنم میومد یه مسئله ای رو بکشه وسط اصلا قلبم بهش مهلت نمیداد انگار که فکر به خدا انقدر در وجودم پر شده بود به چیزی مجال خودنمایی نمیداد همش یه لبخند بزرگ روی صورتم بود و تو فکر بودم یاد منصور حلاج افتادم که میگفت انا الحق منم میگفتم اناالحق بین خودم و خدا چیزی رو حس نمیکردم مانعی نبود من خدا بودم و خدا من بود یادم میاد مث دخترای نوجوانی بودم که تازه عاشق شدن و مدام با هیجان و دلهره به عشقشون فکر میکنن و باهاش صحبت میکنن اون زمان مث یه خواب شیرین بود برام که انگار خدا بهم یه چشمه از ارامش ابدی خودش رو نشون داد و بهم فهموند عشقش چه حالی داره بعد اون با هدف رسیدن به اون حال و عشق تلاش در توحیدی شدن دارم و هر ثانیه رو خودم کار میکنم تا عشقش رو درونم زنده نگه دارم و اجازه ندم به توفیق خودش که این اتش عشق خاموش بشه هر لحظه یادم میارم که صاحب و سرپرستم کیه و باید به چی و کی دل خوش کنم
خدایا شکرت که تو این راه قرارم دادی
سلام محمد رضا جان واقعا خوشحالم که دوستانی مثل شما عزیزان رو خداوند بهم داده یه جایی اول حرفات گفتی که من در گذشته آدم کثیفی بودم من هم قبلا اینجور فکر میکردم ولی الان نه فهمیدم که در گذشته هم ادم کثیفی نبودم من تو مسیر بودم تو کلاس درس توحید فهمیدم اونها که من کثیفی میدونستم از وجود من نبود گرد و غبار مسیری بود که رو هر کسی میشینه تو این راه حالا هم خودم رو تکوندم و کلی از اون گرد و غبارها رو از دلم برداشتم من فهمیدم که چقدر خدا مابنده های به ظاهر کثیف رو هم دوست داره و هدایت میکنه اون بندهاش رو کثیف نمیدونه هیچ وقت اینقدری که هادی اونها میشه و خودشون تعجب میکنن اینجا چیکار دارن مگه لایقش بودن بله لایقش بودن فقط قافل از این بودن که خداوند هواسش به همه چیز هست بهتر از اونی که ما درکش کنیم
در پناه حق همیشه شاد و سربلند باشی دوست خوبم
سلام دوست گرامی
خدا میدونه این کامنتی که شما نوشتید چطوری بعد از ۵ سال جلوی چشم من قرلر گرفت. اصلا این فایل توحید عملی استاد عزیزمون چطور همین امروز که من دیوانه وار دنبال یک نشانه برای آرام شدن و ایمان آوردن به نشانه های خدا بودم سرراه من قرار گرفت.
فقط خدا میدونه چقدر به چنین جملاتی نیاز داشتم.
خدا میدونه چه حالی داشتم امروز
خدا میدونه روزهای زیادی هست که دوست داشتم کامنت بنویسم اما ترس از اینکه بعدها دوستان یا بستگان و آشنایان با این سایت آشنا بشن و بیان کامنت من و بخونن ترمز من میشد برای نوشتن اما خودش میدونه چقدرررر نیاز به تخلیه ذهنم و نوشتن داشتم.
اما امروز با دیدن این کامنت شما که صادقانه گفتید چه آدمی بودید در گذشته و چطور فقط و فقط با احساس پشیمانی درونی خدا کمکتون کرد و هدایتتون کرد به این مسیر زیبا و دوست داشتنی من هم امیدوار شدم و شجاعت پیدا کردم برای نوشتن.
استاد عزیزم تو این فایل گفتن تضادها ایشون رو به نعمتهای بزرگ هدایت کرد.
اینکه اجاره خونه درب و داغونشون و نداشتن
اینکه روغن نداشتن و نخودلوبیا میخوردن و….
استاد عزیزم ما در دوران نوجوانی و بخشی از کودکی ام با چنان فقری بخاطر ورشکستگی و اعتیاد پدرم دست و پنجه نرم میکردیم که همون نخود لوبیای آب پز شما رو اگه پیدا میکردیم با چشمهامون میخوردیم.
خدا هدایت کرد و چنان هدایتی من رو به شغل پردرآمدی هدایت کرد که اصلا هیچکس باور نمیکرد. سالهاست همین درآمد زندگی مادر و خواهر و…م رو میچرخوند تا اینکه یه روزی به این نتیجه رسیدم که این شغلم ترمز من شده برای رسیدن به عشقم و خواسته قلبیم که هنری هست که از دوران راهنمایی و دبیرستان عاشقش بودم و اون زمان بخاطر بی پولی نمیتونستم کلاس برم و الان بخاطر شغلم فرصت نمیکردم. اما بی درآمدی مادرم هنوز مایه نگرانی بزرگ من بود برای اینکه از شغلم استعفا ندم و پا روی خواسته قلبیم بزارم و تاآخر عمر حسرت به دل بمونم.
اما یه حسی در درونم به من میگفت خدا این هنر رو بی دلیل در وجود تو نذاشته.
راستش منم دوست ندارم از گذشته و مشکلات شدیدی که در زندگی مشترکم و زندگی قبل از ازدواجم داشتم بگم.
اما همبنقدر بگم که من ۳ بار خودکشی کردم و هربار معجزه آسا نجات پیدا کردم.
امروز که فایل توحید عملی استاد رو گوش کردم که گفتن خدا بی دلیل من و از اون حادثه عجیب و وحشتناک زنده نگه نداشته و من حتما رسالتی داشتم، دوباره همین فکر که سالهاست در ذهن منم میچرخه و بی جواب مونده جرقه خورد که واقعاً چرا؟؟؟ چرا من رو ۳ بار نجات داد؟؟؟
خدایا با تمام وجودم ازت میخوام بار تامین زندگی مادرم رو از شانه های ناتوان من بردار … چون من خدای او نیستم من روزی رسان او نیستم من دیگه توانش رو ندارم. خودت تو قرآنت گفتی لایکلف الله نفساً الّا وسعها من وسعش رو ندارم خدایا کمکم کن ایمانم رو قوی کن تا مثل مادر موسی من هم مادرم رو باایمان و قلب مطمئن به دستان پرمهر تو بسپارم.
خدایا میدونم تا حالا هم تو بودی من چه کاره بودم؟ ازین به بعدم خودت باش خودت حامی و پشتیبان من و مادرم باش. نزار نجواهای شیطان از پا درم بیاره که تو بارنشست بشی حقوقت کم بشه مادرت چیکار کنه؟ بدون هیچ درآمدی چطور میخواد زندگی کنه؟؟؟ خدایا زمزمه محبت و ایمان خودت رو جایگزین نجواهای شیطان کن که مثل موریانه ایمان ما رو میخوره
سلام اکرم جون
نمیدونم الان کجا و با چه شرایطی هستید و مادرتون در چه حاله
ولی دوست داشتم از تجربه خودم بنویسم
یه بار عشقم باید یه پولی رو جابه جا میکرد مبلغی رو کم داشت
منم گفتم عزیزم اگه کم و کسری داری بگو من یه مبلغی بهت میدم
اون بنده خدا حرف همیشه اش اینه نه واسا فعلا درست میه
ولی من اسرار ولی وایسادم
بعد مکالممون ناخوداگاه چیزی که بهم الهام شد مینویسم براتون
چرا فکر کردی تو میتونی این مشکل حل کنی تو همین مبلغ کمی که داری نگهدار واسه خودت
به من بسپار من راحتتر کارش حل میکنم
همون لحظه گفتم یا خداااا
توبه میکنم اره راست میگی یه لحظه خودم خدای اون فرض کردم من چی ازم بر میاد خدایا من خودم میکشم کنار همه چیز دست خودت
میدونید چی شد:فردا عشقم زنگ زد گفت همه چی خداروشکر حل شد
مبلغ پولی که بهش رسید پنج شش برابر پولی بود که من میتونستم بهش بدم
اینجا دقیقا همون که میگن شرک در دل مومن مثل مورچه سیاه
خدا خودش در لحظه کلام و افکار و تمام وجودمون هدایت کنه تا هم مشرک نشیم هم قدرتش نا اگاهانه از خودمون دور نکنیم
اون همه چیزه
عاشقتونم
سلام زهرای عزیزم
چقدر این پیامت من و شوکه کرد
اصلا خودم یادم رفته بود از چنین کامنتی که دو سال از نوشتنش گذشته
این روزا خدا چه نشونه هایی رو داره خیلی حساب شده بهم نشون میده
ازت بینهایت ممنونم و برات بهترینها رو آرزو میکنم
اقای محمد رضا بزرگوار مطلب شما بسیار جالب بود و قابل ستایش امیدوارم من هم بتونم مثل شما دوستان عزیزم بهتوحید عملی و شناخت خدا و پیدا کردنش تو قلبم و زندگیم برسم
ستایش میکنم روحیه انگیزه و نگرشتون بخدا دنیا و جهان هستی
سلام دوستان عزیزم امید وارم هر جا هستین شاد سلامت و سعادتمند در دنیا وآخرت باشین انشاله
چی میتونم بگم من که با خوندن کامتاتون عشق میکنم و کلی مطالب یاد میگیریم ؛ خوشحالم ک در جم بهترینهای مثل شما عزیزان هستم
ممنونم از شما دوست عزیزم بابته کامنت خوبتون
ممنونم از استاد گرانقدرمون ک میاد از قدرت اللهمون حرف میزنع ک در صورتی ک ما غافل از آن بودیم و یا اینکه بما جور دیگری فهمونده بودن
خدایا ب عظمتت شکر ب حقانیتت شکر ب لطف بی نهایتت شکر ک در سخترین مسیرمون ب راه هموار هدایتمون میکنی
سلام خدمت مریم خانم عزیز و دوست داشتنی.خیلی خیلی خوشحال هستم که شما هم به این مسیر هدایت شدید و مطمئن باشید که لیاقت ثروت و نعمت و بودن در راه راست رو در خودتان دیدید که خداوند به این مسیر هدایتتان کرد.
خیلی خیلی ممنونم بابت کامنت بسیار زیباتون.
مطمئن هستم که اگر تابع حسمون باشیم تا ابد دراین مسیر هستیم، فارغ از اینکه عقل و منطق یا هر کس دیگری چی میگه.
خیلی خیلی زیاد دوستتون دارم خواهر عزیزم. از ته قلبم راحتی و زیبایی و ثروت در تمام جنبه های زندگی رو برای هممون میخوام.
هر کجا هستید در پناه ربّ باشید.?????
سلام دوست عزیز،خیلی زیبا بود و از طرفی خوشا ب حالتون ک ب این اگاهی رسیدید.
من خیلی دارم تلاش میکنم ک ب خدا وصل شم وبفهممش
خیلی وقتها امدم سراغ قران ازش خواستم منو راهنمایی کنه ولی ایاتی امده ک اصلا درکش نکردم و تابحال نشده یک ایه بیاد تا متوجه شم، خیلی ناراحتم از اینکه چرا با اینهمه اصرار ب درک خدا ولی باز توی دلم ارتباط پیدا نمیکنم،
مثالی بزنم : اینکه ما چندساله دوست داریم مهاجرت کنیم ولی هردفه ب دلیلی نمیشه و قطعا ترمزهایی داریم ک متوجشون نیستیم قبول ولی تو همین شرایط من از قران کمک خواستم ک راهنمایی کنه و دیدم داره از جابجایی میگه اینکه ما راه های زیادی فراهم کردیم و من توی دلم امیدوار ک اره قطعا الان اون ارتباطه هست وخدا داره بهم میگه ک ما حمایت میکنیم و … بعد کجواب ریجکت میاد میگم مگه خدا اینو ب من نگفت پس چرا غیر از اون شد،
من هنوز ایات خدارو درک نکردم و نتونستم دست خدارو ببینم ، دلم معجزه میخواد. قدر این شناختتون رو بدونید چون قطعا خیلیا مثل من هستن ک بشدت بدنبال این اگاهی هستن و هنوز نتونستن ب این طناب الهی وصل شن
سلام محمدرضای عزیز
همیشه از خوندن کامنتات یه انرژی خوبی میگیریم مخصوصا اینکه همه رو برادر و خواهر خودت خطاب میکنی خیلی خوشحال شدم که با خوندن کامنتت بیشتر باهات آشنا شدم خیلی زیبا نوشتی..امیدوارم همیشه اینقدر با انرژی باشی برادر عزیزم
سلام
چقدر زیبا و دلنشین گفتید که “هدف فقط عشق اونه و وقتی عاشقش میشید ب بی نیازی مطلق میرسید”
منم ارزومه ک ب همچین جایی برسم ,جایی ک همه چیو از خدا ببینم .
دارم روی وجود خدا تو هر لحظه زندگیم تمرکز میکنم ,دارم سعی میکنم حسش کنم ,ببینمش ولی این تلاشم و افکارم خیلی فراره و ذهنم ازش دور میشه,ذهنم میره ب سمت عزت نفس یا ثروت و یا خیلی مسائل دیگه زندگیم ,
در حالی ک بیشترین چیزی ک از عمق وجودم میخام , درک و حس خدا تو هر لحظه زندگیمه.
دوست دارم منم هدایت بشم ب شناخت این قدرت لایتناهی, فکر میکنم شناخت و باور ب خدا لذت بخش ترین کار تو زندگیه.
واقعا خوش ب حالتون و براتون سلامتی و شادی رو ارزومندم
سلام دوست عزیز
ممنون بابت کامنت زیبای شما مخصوصا به دو نکته ای که اشاره کردین
بی نیازی مطلق و خیر محض
واقعا عالی بود
سپاس فراوان
سلام محمدرضا جان ،خدااجرتون بده که منو وادار به تفکر کردیدمن خیلی تاثیر گرفتم از حرفهاتون وآگاهی نابی بمن دادید ۵بارمتن تونو خوندم
سلام دوست عزیز
چقدر این تیکه از پیامتون جالب و پر معنا بود « همه ی این نسبتها فقط در این دنیاست وحقیقی نیستد و اگر حقیقت داشتندرابطه ی دیگری بجز رابطه ی بنده و خداوند پیدا میشد که این شرک است چون تنها رابطه ی حقیقی رابطه ی بنده با پروردگارش است. همین.و این به ربوبیت اون برمیگرده » این موضوع رو از استاد هم شنیدم.
رابطه ما حتی با افراد خانوادمون هم حقیقی نیستند و در دنیای آخرت هیچ نسبتی با هم نداریم…شاید خدا اینقدر عاشق ما هست که فقط میخواد ما و خودش باهم مرتبط باشیم.!!
امیدوارم هرکجا که هستید پیروز و سربلند باشید.
سلام دوست عزیز،
سپاسگزارم بابت کامنت پر از آگاهی و خالص شما.
شک ندارم که این کلمات و آگاهی ها از جانب خداوند بر زبان دوستانم جاری میشه. بخصوص قسمت آخر کامنت شما، درباره ی آثار توحید👇
عزیزانم هدف عشق اونه و وقتی عاشقش میشید اشباعتان میکنه جوری که واقعا احساس بی نیازی مطلق میکنید انگار که تمام دنیا و آخرت رو با هم یکجا دارید.دیگه هیچی نمیخواهید.فقط تمام تمرکزتون میشه خودش و عشق بازی با خودش. اون وقت چند تا اتفاق می افته یکی اش اینکه از اونجایی که جهان شرایط و موقعیت ها مطابق با احساتون ایجاد میکند رو برایتان بوجود می اورد شما رو به شرایطی هدایت میکنه که به بی نیازی مطلق در تمامی جنبه ها در دنیا و اخرت برسید
قدم هایتان استوار..🌺🌺
جناب احمدی عزیز
خیلی لذت بردم و خیلی بهش نیاز داشتم من الان در شرایط اوت زمان شما هستم و احساس رسالت می کنم نمی دونم از کجا ولی می دونم به راحتی من رو بی نیاز می کنه
می دونم قانون جواب می ده و من در مسیر پرستم
فقط کاش باز هم بگین مسیر چه جوری اتفاق افتاد که بی نیاز شدید تا باورهای من هم تقویت بشه
سلام خدمت خانم نقوی علائی محترم،
چقدر فامیلی برازنده ای دارین و چقدر زیباست.
راسیتش الان داستم میرقصیدم و خیلیی خوش بود.
البته قبلش کامنت شما دوست محترمم رو خوندم، ولی از شدت خوشحالی و ذوق تغییراتم که برام مرور شد و همینطوری داشت پاسخ ها میومد که چی باید بگم…
واقعا الان اصلا علاقه و رغبتی نیست توی من برای توضیحات زیاد چون اصلا نیاز به توضیح خاصی نیست چون حقیقت خیلی ساده ست، با این حال کامنتای من توی سایت حد اقل یه ربع زمان نیاز داره برای خوندنشون😆😆 و حداقل چهار پنج بار باید خونده بشه از بسس که شیریینه و پر مغزه، یعنی خودم اینطورم، هر کامنتی که میذارم چهار پنج بار میخونمش😊🥰
چون نوشتن و مرور این اصل رو عاااشقشم،
چون فقط توی دوسال تماام جنبه های زندگیم رو ما فوق بهشتی کرده، البته مافوق بهشتی برای دیدگاه الانم😊، و فقط ازادی مالی مونده،همین. و اصلا خودمم نمیدونم چطور شد که الان اینجام، فقط میتونم بگم خدا هدایتم کرد یعنی تماام حرفای من به یه کلمه میرسه اونم خداست اونم تسلیم بودنه در برابر خداوندی که تسلیم منه و از من خواسته که تسلیمش باشم و اجازه بدم بهش که تسلیم بودنش رو بهم نشون بده عاشقانه،
اقتضای قدرت تواضعه، تسلیم بودنه، ارامشه فروتنیه، چون پر میشی و افتاده میشی،
پادشاه یک کشور متواضع ترین و فروتن ترین و تسلیم ترین و پر ابهت ترین و با شکوه ترین و بی قید و شرط عاشق ترین فرد کشور هست، چون پُر ترین فرد کشور هست از همه لحاظ…
حالا شما دیگه رب رو ببین چقدررر تسلییمه و متواضعه و فروتنه و قدرت داره و توانایی داره…
میگه اجیب دعوه الداع اذا دعان
هرر چی بگیی میگم چشم…
فقط تو هم اجابت کن، تسلیم من باش اجازه بده به من تا برات ردیف کنم چون من قدرت دارم چون من تسلیم توام اول…
هرر اسمی میخوای روش بذار، فرکانس قانون جذب باور هرر چی که میخوای بذار اسمش رو.
با این نگاه تو دوسال تمام زندگی من شد بهشت، هرر روز دارم در مورد این اصل میگم با خودم با همسر بی نظیر و ما فووووق بهشتیم، فققط میخوام بیشتر اجازه بدم به خدا
تکبر غرور خود برتر بینی اخمالو بودن عصبانی بودن احساساتی رفتار کردن و واکنش نشون دادن های خیلی تند و سریع و ترس، از خلاء و ضعف میاد نه از قدرت و خدا هم که هییچ خلائی نداره دیگه پر مطلق و بینهایته
این کل قانونه همین.
یه ایه ای رو میگم که تمام حرفایی که با عشق میخواستم بهتون بگم و گفتم رو توش هست، اگر خواستین این ایه رو بدونید کدومه میتونید برید سرچ کنید و مطالعه کنید…
پیامبر برمیگرده به اهل کتاب و یهودی و مسیحی ها میگه آقاا مسیحی هستی یهودی هستی خلاصه هر دین و مذهبی که داری داشته باش اوکی،
بیایم هممون تسلیم بشیم و تسلیم رب بشیم و اون رو بپرستیم.. این تموم حقیقته،
کی اینوو گفته؟
برید زندگیش رو بخونید،
کسی بود که تسلیم شد و این اجازه رو داد به رب تسلیمش تا کاراش رو بکنه و براش بهترین ها رو انتخاب کنه، دیگه داستان زندگیش رو شنیدین ودخوندین دیگه احتمالا،
چقدررر همه چیز راحت براش پیش رفت، بدون یه قطره خون مکه رو فتح میکنه، یک زن ثروتمند میاد باهاش ازدواج میکنه ثروتش رو در اختیارش میذاره، بقیه باا عشق حاضر بودن جوونشون رو هم براش بدن مثل حضرت علی که یاد گرفت از پیامبر که تسلیم باید بود، کتاب قرآن رو داره، بدون اینکه یه خط کتاب خاصی بخونه، از همه جا براش خدا ادما رو میاورد بدون اینکه اصلا به کسی بگه که اینکارا رو بکنید برای من، از ایران و و کشورهای دیگه افراد میومدن محمد رو ببینن، اوازه ش تو همه جا پیچیده بود،
فکر کن چه ارتباطی بین حرفای قران و زندگی خود پیامبر هست!!!
پیامبر کار خاصی نکردا، فقط تسلیم شد، فقط اجازه داد به خدا تا تسلیم بودنش رو به محمد نشون بده تا جهان گسترش پیدا بکنه،فقط تسلیم بود و به هر چی رب تسلیمش میگفت گوش میکرد
چون میدونست و ایمان داست که اونی که داره به من این رو میگه تسلیم منه و داره برام بهترین های من رو رقم میزنه، منم با عشق گوش میدم و عمل میکنم
اینکه بپذیری خدا هم تسلیم تو هست، اون قسمت پازل از درک خوشبختی و قانونه که خیلییی کمکت میکنه و سرعت عملگراییت رو بالا میبره به ششدت هااا، یعنی تا گفت بلند میشی انجام میدی،
مثل ابراهیم…
که گفت برو سررپسرت رو ببر،
ابراهیم میدونه اقا این خدا تسلیم منه، پس وقتی یه چیزی میگه میدونم قراره یه رشدی یه خواسته ای برام رخ بده و قدمی بردارم براش…
ببین این خیلی حرفه ها، نوستنش ساده ست😊😊
تو عنل باید ببینم چند مرده حلاجم،
ولی این نگاه بینهاایت کمک کننده ست برای کنترل ذهن تو اون مواقع برای اینکه عمل کنم به الهاماتم
نگران وضعیت مالیت هستی، نمیدونم باورای جامعه رو داری در مورد ثروت، رب بهت میگه من تسلیم توام نگران چی هستی؟
نگران رابطه ت هستی؟ میگه من تسلیم توام، نگران چی هستی؟ ووو
پس بیام تسلیم تر بشم و ازش درخواست کنم تا تسلیم ترم کنه تا خداگونه ترربشم تا متواضع تر بشم تا ثروتمندتر بشم
والله یدعوا الی دار السلام…💓💓
خود خدا داره دعوت میکنه برای مدار اسلام اون داره درخواست میکنه چون اون عاشق تر از ماست برای رسیدن به خواسته هامون برای ثروتمند ترشدنمون چون جهان اینطوری بیشتر گسترش پیدا میکنه…
امیدوارم که تونسته باشم کمکی بهتون کرده باشم و مطمئنم لذت بردین و حقیقت برامون مرور بشه دوباره، من که همین الانش اروم تر شدم
در پناه رب تسلیم مون باشیم
جناب احمدی عزیز
مدتی ست از پاسخ شما گذشته و من تازه امروز پاسخ شما رو دیدم
انگار تا این لحظه در مدارش نبودم
الان با جون و دل خوندم و انگار خدا خواست الان بخونم چون امروز پرسیدم و خداوند توسط پاسخ شما بهم جواب داد
سپاسگزارم از خداوند
سپاسگزارم از استاد که محیطی توحیدی رو گستراند تا دستان خدا به کمک بندگانش بیان
و سپاسگزارم از شما که امروز دستی از دستان خداوند شدید تا من پاسخ سوالاتم را این چنین الهی دریافت نمایم
🙏🙏🙏🙏🙏
وقتی اومدم کامنت بخونم بهم الهام کرد که حسم به این کامنت خوبه
درست و درست و درسته
من هم مستکینم
من هم مثل شما ام
و چقدر خوووب که از وقتی شروع کردم روی خودم کار کنم انگار یه حس آرامش و عالی و خوب که همیشه باهامه امروز چقدر حسم خوووبه جدیدا تا به هرکسی فکر میکنم خیلی سریع یا بهم زنگ میزنه یا میبینمش چقدر خوب که قانون داره جواب میده
اصلا تا بهش فکر میکنم تموم بدنم مور مور میشه
چقدر این یکتا پرستی خوووبه ک عالی که میدونی به نیرویی وصلی که کل این دنیا خلق کررده داره مدیریت میکنه وصلی بابا
به قول استاد وقتی روی دیگران حساب میکنی از مسیر خوشبختی دور میشی
و باز هم به قول استاد
آقا جان تو خدا رو واقعا باور کن ملت عاشقت میشن تو نمیخاد برای ملت کاری بکنی
خدایا شکرت بابت این همه زیبایی و ثروت و فراوانی
سلام به شما و ممنونم بابت متن تاثیر گذارتون 🙏🏽🙏🏽🙏🏽
بنام خدا جون مهربون
سلام به استاد جان
سلام به محمد رضای عزیز
وسلام به تک تک دوستانم تو این سایت الهی
من خیلی کم کامنت میخونم
نشانه من فایل اول توحید عملی بود
و بعدش هدایت شدم به کامنت ها
من با آموزه های استاد عزیزمون کلی رشد کردم
روابط داغون و وحشتناکی داشتم
الان روابطم با همسرم با پسرای عزیزم و با دوستانم و خانواده
به شدت خوب شده و از حس آرامش و عشق لبریز شدم
خدایا هزان مرتبه شکرت
در زمینه ثروت خیلی در تکاپو هستم ولی نتیجه های دلخواهم به وجود نیامده …
آمدم سراغ نشانه های روز تا خدا هدایتم کنه ببینم ترمزم کجاست
هدایت شدم به توحید
حالا که دقت میکنم .. توحید همه چیزه
خدا همه چیزه
کافیه باورش کنم
باهاش رفیق بشم
همه چیزو به خودش بسپارم
بقیه چیزا درست میشه
محمد رضای عزیز کامنت شما و تک تک دوستانی که براش پاسخ دادند رو خوندم
باید بگم احساس بی نظیری بهم دست داد…
از همگی تون تشکر میکنم که با نوشته هاتون به من و بقیه دوستان کمک میکنید از شک و تردید و ترس خارج بشیم
براتون بهترینها رو آرزو میکنم در پناه حق موفق باشید
403/8/27
سلام ثوری خانم محترم وقت شما هم بخیر و خوشی باشه
ممنونم بابت کامنت تون که به موقع بود و دقیقا داشتم میومدم که نشانه امروزم رو بزنم که هدایت شدم به کامنت شما
و دقیقا همینه
همه چیز توحیده همه چیز توحیده
خداروشکر برای زندگی لذت بخش تون
در پناه خدا باشید
عالی گفتین من هم مثل شما همین مسیر روسی کردم .
با درود خدمت استاد عزیزم و همه خانواده صمیمی عباسمنش
بسیار ممنونم بابت این قسمت سریال تمرکز بر نکات مثبت
واقعا تنها نیروی حاکم برجهان انرژی به نام خداست که هر چه را میخواهیم با آن بدست میآوریم و غیر از این چیز دیگری نیست……
امروز داشتم کتاب “مون واک” نوشته ی مایکل جکسون رو میخوندم ، چون به تازگی ترجمه شده بود و منم که از طرفداران پروپاقرص این شخصیت عالی و انسانی هستم .البته میدانم ذهنیت اکثر ایرانی ها با توجه به همه شایعات و حرفهایی که پشت سرش زده اند ، منفی و ناخوب است ولی اگر در مورد این شخصیت مطالعه میشد و رفتار و اخلاقش مورد بررسی قرار میگرفت قطعا مایکل چیزی جز فرشته نیست…..
قسمتی از این کتاب رو عینا مینویسم ، میدونم که خیلی جالبه و خیلی چیزا ازش یاد میگیریم:
” به گذشته که نگاه میکنم ، میتوانم کل آن فرشینه را یکجا مشاهده کنم و ببینم که چطور هر تارو پود ” of the wall ” (نام اولین البوم شخصی مایکل )مرا آماده میکرد تا اینبار البومی را خلق کنیم که اسمش تریلر Thriller ( نمایش ترسناک و پرهیجان ) شد . کوئینسی ، راد تمپرتون و بسیاری از موسیقیدان هایی که در of the wall همکاری کرده بودند، کمکم کردند تا رویایی را که مدت ها در سر داشتم محقق سازم . آلبوم of the wall تقریبا شش میلیون نسخه در این کشور فروش کرده بود ، اما من میخواستم آلبومی بسازم که حتی از آن هم بزرگتر باشد . از زمانی که پسر بچه کوچکی بودم ، خلق پرفروشترین آلبوم تمام دوران را در خواب میدیدم . یادم می آید وقتی در کودکی به شنا میرفتم ، قبل از پریدن در استخر ، یک آرزو میکردم .
یادتان باشد ، من در دل این صنعت بزرگ شدم و خیلی خوب آن را میشناختم ، معنی هدف داشتن را خوب میفهمیدم ، و به من میگفتند چه چیزی ممکن است و چه چیزی ناممکن . من میخواستم یک کار ویژه انجام بدهم . دست هایم را رو به آسمان دراز میکردم و میکشیدم ، انگار که بخواهم افکارم را یکراست به فضا بفرستم . ارزویم را میکردم ، و بعد در آب شیرجه میزدم . هر بار قبل از اینکه به داخل آب شیرجه بزنم ، به خودم میگفتم : (( رویای من اینه ، آرزوی من اینه ))
من به آرزوها و به توانایی انسان برای برآورده کردن آرزوهایش ایمان دارم . این را واقعا میگویم . من هر وقت غروب خورشیدی را میدیدم ، درست قبل از اینکه خورشید در افق مغرب فرو برود و ناپدید شود ، خیلی آرام در دلم آرزویی میکردم . در نظرم اینطور می آمد که انگار خورشید آرزویم را با خودش میبرد . درست قبل از اینکه آخرین ذرات نور محو بشود ، آرزویم را میکردم و یک آرزو بیش از یک آرزوست . یک هدف است . چیزی است که ضمیر ناخودآگاه و ناخود آگاهتان میتواند به شما کمک کند آن را به واقعیت تبدیل کنید .
یادم می آید یک بار با کوئینسی و راد تمپرتون مشغول کار روی آلبوم تریلر بودیم . داشتم با دستگاه پینبال بازی میکردم و یکی از آنها از من پرسید : (( اگه این آلبوم هم مث آف د وال موفق نشه ، نا امید میشی ؟))
یادم می آید خیلی نارحت شدم . اصلا از اینکه این سوال مطرح شد آزرده شدم .به آنها گفتم تریلر باید بهتر از آف د وال بشود . اقرار کردم که میخواهم این آلبوم پر فروش ترین آلبوم تمام دوران بشود.
آنها شروع کردن به خندیدن . ظاهرا خواسته ام دور از واقعیت بود .
در طول پروژه تریلر مواقعی بود که احساساتی یا ناراحت میشدم . چون نمیتوانستم کاری کنم افرادی که با من کار میکردند هم همان چیزهایی را ببینند که من دیدم .هنوز هم گاهی اوقات این اتفاق برایم می افتد . آدم ها اغلب آن چیزی را که من میبینم نمیبینند . آنها خیلی شک دارند . شما وقتی به خودتان شک داشته باشید ، نمیتوانید تمام تلاشتان را بکنید . اگر شما به خودتان ایمان نداشته باشید، چه کسی میخواهد داشته باشد؟ اینکه فقط مثل سری پیش خوب عمل کنید ،به اندازه کافی خوب نیست .من این را چنین ذهنیتی در نظر میگیرم که سعی کن آن چه را که میتوانی به دست بیاوری . چنین ذهنیتی از شما نمیخواد که به خودتان فشار بیاورید . که رشد کنید . من چنین چیزی را باور ندارم .
من معتقدم ما موجودات قدرتمندی هستیم . فقط اینکه از ذهنمان به طور کامل استفاده نمیکنیم . ذهن شما آنقدر قدرتمند هست که به شما کمک کند به هر آنچه میخواهید برسید . من میدانستم که با آن صفحه چکار میتوانستیم بکنیم .ما تیم فوق العاده ای را آنجا داشتیم ، کلی استعداد و نظرات خوب آنجا جمع شده بود ، و من میدانستم میتوانیم هر کاری ! بکنیم .موفقیت تریلر بسیاری از رویاهایم را به واقعیت بدل ساخت .”
بله این قسمتی از نوشته ی مایکل در کتاب moon walk خودش بود ، کسی که در ایران بعضا شیطان و طرد شده شناخته میشود ، که انواع شایعات و اتهامات پشت سرش بوده و هست ، کسی که در موردش بدون تحقیق و مطالعه قضاوتهای بدی صورت گرفته ولی میبینیم که حرفهایی را میزند که جناب عباسمنش میزنند و این کتاب در سال 1988 منتشر شده یعنی 29 سال پیش !
وقتی استاد میگویند فارغ از هر مذهبی خدا را باور کنیم و دین یکتا پرستی را بهش یقین داشته باشیم قطعا همین است …..من که طرفدار مایکل از 18سال قبل بوده ام تازه دارم این موارد رو توی کتابش میخوانم و اینکه مایکل به خدا یقین داشت و باورش داشت و رویای خودش رو به کائنات فرستاد و به واقعیت تبدیل کرد.
و حالا متن زیر را از صفحه ویکی پدیا براتون کپی میکنم :
“از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
تریلر (به انگلیسی: Thriller، بهمعنی هیجانانگیز و دلهرهآور) نام ششمین آلبوم استودیویی مایکل جکسون است که در 30 نوامبر 1982 (9 آذر 1361 ه. ش) منتشر شد. این آلبوم برندهٔ تعداد رکوردشکن 8 جایزهٔ گرمی شد.
تریلر تنها یک سال پس از انتشارش، به پرفروشترین آلبوم تاریخ موسیقی جهان تبدیل شد و هنوز هم این مقام را با اختلاف زیادی (تقریباً 60 میلیون نسخه) نسبت به دومین آلبوم پرفروش حفظ کردهاست. فروش جهانیِ تریلر تا به امروز بیش از 110میلیون نسخه برآورد شدهاست. البته برخی منابع فروش جهانی آن را تا 65 میلیون نسخه برآورد میکنند. تریلر با فروش 30 میلیون نسخه، پرفروشترین آلبوم تاریخ موسیقی آمریکا نیز هست.[2]
4 آهنگ از 9 آهنگ داخل این آلبوم، توسط خود مایکل جکسون سروده شدهاست. ضبط این آلبوم 750هزار دلار هزینه داشت و تقریباً 6 ماه بهطول انجامید. تریلر برجستهترین آلبوم ـ غیر موسیقی متن ـ در تاریخ تأسیس بیلبورد 200 است.
تریلر جزئی از فرهنگ عامهٔ جهان و بهخصوص آمریکاست و تأثیر ماندگاری بر آن گذاشتهاست.[3][4][5][6] زندگینامهنویس، جی. رندی تارابورلیتوضیح میدهد:
در برخی مواقع، فروش تریلر مثل یک کالای لوکس نیست، بلکه همانند یک کالای ضروری در هر خانهای پیدا میشود… تریلر احتمالأ شنیدهشدهترین ضبط تمام تاریخ است.[7][8]
آلبوم تریلر، مایکل را به مهمترین و برجستهترین هنرمند و سرگرمیساز قرن 20 تبدیل کرد. او با انتشار این آلبوم سدهای نژادپرستی را شکست، سبکهای موسیقی را دگرگون کرد، به هنرمندان سیاه پوست اعتبار داد و ساختار موزیک ویدئوها را برای همیشه و به صورت بنیادی تغییر داد.رئیس جمهور وقت آمریکا، رونالد ریگان نیز به خاطر تقدیر از مایکل، او را به کاخ سفید دعوت کرد و موفقیتش را «یک رؤیای آمریکایی محقق شده» نامید. همچنین تریلر اهمیت آلبومهای موسیقی را که تا آن زمان توجه زیادی به آنها نمیشد بالا برد.
در سال 2008 به مناسبت بیستوپنجمین سالگرد انتشار تریلر، آلبومی با عنوان تریلر 25 منتشر شد که در آن ایکان، کانیه وست، ویل.آی.ام وفرگی شرکت داشتند.
وبگاه اماسانبیسی آلبوم تریلر را «برترین آلبوم تاریخ موسیقی جهان» میداند.[3] آلبوم تریلر در سال 2008، توسط کتابخانهٔ کنگرهٔ آمریکا، تحت عنوان «اثر برجستهٔ فرهنگی و تاریخی ماندگار» به فهرست گنجینهٔ ملی ضبط آمریکا اضافه شد.[9][10]
خدارا سپاسگزارم که هر روز نشانه های عالی را به من نشان میدهد و امروز هم این قسمت سریال استاد و بعد خواندن این بخش از کتاب مون واک مایکل جکسون مهر تائیدی بود بر اینکه خدا میگه از من بخواه تا اجابت کنم…..
این اتفاقی که میگم زیاد خوشایند نیست ولی دلیلی است بر اینکه هر چه از خدا بخواهیم هرچند غیر منطقی باشد اتفاق می افتد .”چند روز پیش توی خواب میدیدم که به دلیلی محکوم به اعدام شده ام ! البته خوابم به گونه ای بود که فکر میکردم واقعیته ! و خیلی نگران بودم و همش توی خواب با خودم فکر میکردم که چطور میخوان منو اعدام کنند ! فکر میکردم که میخوان منو داخل قبر بذارند و روی من خاک بریزند تا به سختی بمیرم و باز فکر میکردم که ازشون خواهش کنم که شما که میخواین منو اعدام کنید ، لاقل رگ دستم رو بزنید تا راحت تر بمیرم ….خلاصه توی این فکرا بودم و واقعا هیچ راه عاقلانه ای پیدا نمیکردم برای رهایی از اعدام و فقط به این فکر میکردم که چگونه راحتتر اعدام بشم……واقعا فکر میکردم همه اینها در واقعیت اتفاق داره میفته و همه چی رنگی و قابل لمس بود …..خلاصه یهو به خودم گفتم مجید …..تو که از هیچی نگران نمیشدی…..مگه یادت رفته که همیشه از خدا میخواستی و درست شده؟ …..تو که این همه به همه انرژی مثبت میدی و میگی خدا همه چیزو درست میکنه چرا خودت اینجوری پریشونی و استرس داری…..یهو نگرانی و پریشونیم برطرف شد و با خودم گفتم راست میگیا …..من چرا میترسم ….مگه یقینمو از دست دادم؟ سریع با خودم گفتم خدا خودش منو از اعدام نجات میده و همش از خدا خواستم و گفتم خدا منو به بهترین شکل نجات میده و دیگه هیچ نگرانی نداشتم ……بعد انگار دیگه هیچ خوابی ندیدم و تمام خوابم سیاه بود و کم کم و به آرامی چشامو باز کردم و یهو یاد خوابم افتادم که از خدا خواستم منو نجات بده ……
الان که یادم میاد گریم میگیره …با بیدار شدن از خواب دیگه فهمیدم که من اعدام نمیشم ولی هنوز حس میکردم که دیروز میخواستم اعدام بشم و یهو گفتم خدایا تو نجاتم دادی….درسته که خواب بود ولی انگار که واقعیت بود……واقعا ازش خواستم و شد …..انگار عمر دوباره گرفتم …..همه دنیا برام قشنگتر از پیش بود …..توی راه سرویس بهداشتی که میخواستم دست و رومو بشورم فقط سپاسگزاری میکردم و گفتم خدایا تو به من عمر دوباره دادی و من باید ازش بهترین استفاده رو بکنم ….. واقعا خدایا سپاسگزارتم…..
یه اتفاق دیگه ای که افتاد این بود که سوار مترو شدم و مترو از ایستگاه حرکت کرد و با شتاب داخل تونل تاریک شد…..من که دستم رو به گیره گرفته بودم ، دستم رو ول کردم و همینطوری ایستادم ولی یه حسی بهم گفت و دستم ناخود آگاه دوباره دستگیره رو گرفت و بعد از سه ثانیه ، قطار مترو چنان محکم و ترسناک ترمز گرفت که مردم داخل قطار یه بار موقع ترمز گرفتن پرت شدند و یه بار موقع شتاب ایستادن قطار و اگه من دستم به گیره نبود ، معلوم نبود چند متر پرت میشدم و به کجا میخوردم و چه بلایی سرم می اومد و همه مردم وحشت زده بودند ولی من داشتم خدا رو سپاسگزاری میکردم که همیشه محافظ منه و بهترین ها رو برای من میخواد .
هر روز اتفاقات و نشانه های عالی برایم پیش میاد و من یادداشتش میکنم و سپاسگزاری میکنم که مجالش در این بحث نمیگنجد
استاد سپاسگزارتم ……واقعا خدا همه ی زیبایی هاست ….فقط باید بهش شک نکرد و باورش کرد…اگه بهش شک کنیم ، خودش رو میکشه کنار ولی اگه بهش بگوییم خدا خودت درستش کن، تمام قدرتها رو برای رسیدن به هدف و رفع مسئله هامون بکار میگیره تا ما همیشه شاد و در ارامش باشیم
بی نهایت ممنونم
آقای مهجور بابت نوشته زیباتون ممنون. من که واقعااا انرژی گرفتم و همین الان براتون کلی انرژی مثبت فرستادم .هرجا هستین سلامت و پایدار باشید.بابت کتاب خوبی که معرفی کردین ممنون حتما من این کتاب رو تهیه میکنم چون من درباره مایکل جکسون ذهنیت خوبی نداشتم به خاطر تمام بدگویی های که از این آدم شده ولی واقعا درست نیست بدون تحقیق این اتفاق بیوفته من از خدای خودم شرمنده شدم حتما درباره این فرد تحقیق میکنم همون طور که درباره هیتلر و قدرتش دارم این کار رو میکنم چون اونم آدم خاصی بود ولی کلی بدگویی دنبالش هست.ممنون از متن زیباتون حا کردم واقعا ممنون
هیچ کس در جهان و در طول تاریخ نتوانسته به اندازهٔ مایکل جایزه دریافت کند.
تعداد جوایز مایکل در طول عمرش به 376 جایزه می رسد و این در حالی است که بسیاری از جوایز موسیقی جهان همانند جوایز جهانی موسیقی و جوایز موسیقی بیلبورد، در سالهای آغازین دههٔ 90 تاسیس شدند و مایکل تا آن زمان، 7 آلبوم استودیویی خود را منتشر کرده بود و او برای این 7 آلبوم نتوانست جایزههای این مراسمهای موسیقی را دریافت کند. همچنین جوایز موزیک ویدئوی امتیوی نیز در سال 1984 تاسیس شد که تا آن زمان، مایکل 6 آلبوم استودیویی خود از جمله: آلبومهای «غیر معمول» و «تریلر» را منتشر کرده بود و نتوانست از طرف امتیوی هیچ جایزهای را برای این آلبومهای موسیقی که سبک موزیک ویدئوها را به طور کلی تغییر داد و به صورت امروزی ساخت، دریافت کند.
مایکل در طول دوران زندگیش 62 جایزه را از دست داد .مهمترین جایزه ای که مایکل برای دریافتش کاندید شده بود اما نتوانست آن را بدست آورد جایزه اسکار برای ترانه بن در مراسم اسکار سال 1973 بود.
تعدادی از رکوردهای مایکل:
*مایکل 39 رکورد جهانی گینس را کسب کرده است.
*مایکل با بردن 26 جایزه در مراسم جوایز موسیقی آمریکا رکورددار برنده بیشترین جایزه در تاریخ برگزاری این مراسم است.
*مایکل با 25 سال سن جوانترین فردی است که برنده جایزه لیاقت در مراسم جوایز موسیقی آمریکا شده است.
*مایکل به همراه ویتنی هاستون با 8 جایزه برنده بیشترین تعداد جایزه دریک شب در مراسم جوایز موسیقی آمریکا است.مایکل اولین هنرمندی بود که به این افتخار رسید.
*مایکل به همراه سانتانا با 8 جایزه برنده بیشترین تعداد جایزه در یک شب در جوایز گرمی است.مایکل اولین هنرمندی بود که به این افتخار رسید.
*بیشترین کاندید دریافت جایزه در یک شب در جوایز گرمی متعلق به مایکل است.او در مراسم گرمی 1984 کاندید دریافت 12 جایزه شد.
*هیچ هنرمندی در تاریخ موسیقی در یک سال به اندازه مایکل در مجموع کاندید دریافت جایزه و برنده شدن جایزه نشده است.(سال 1984)
*مایکل کسی است که بیشترین جایزه موسیقی جهانی را در یک سال از ان خود کرده است با پنج جایزه در سال 1996
*مایکل با دریافت 16 جایزه در جوایز موسیقی جهانی پر جایزه ترین هنرمند مذکر در این مراسم است.
*مایکل اولین کسی است که دو ستاره شهرت در بلوار هالیوود دریافت کرده است.
*مایکل در مجموع برنده 16 جایزه گرمی شده است.
سلام آقای مهجور
امروز از خدا درخواست کردم دریچه جدید به روی انسانیت رو برام باز کنه وخیلی اتفاقی مطالب شما رو خوندم.بسیار تأثیرگذار بود.
درود بیکران….خدارا سپاسگزارم بابت دریچه جدیدی که خداوند به واسطه ی این متن به روی شما بازکرد….امیدوارم همواره دربازه های ثروت ، سلامتی، عشق، موفقیت و ….به روی شما گشوده شود.آمین
آقای مهجور سلام
میشه لطف کنید راهنمایی کنید که چطور میتونم کتاب مون والک رو تهیه کنم. کدوم انتشارات این کتاب رو ترجمه و چاپ کرده؟
درود خانم اسکندرلو عزیز…..وقت بخیر….اگر همچنان دنبال کتاب بی نظیر “مون والک” هستید بیزحمت عبارت ” انجمن حامیان مایکل جکسون ” را در نت سرچ و وارد سایت آن شوید و از قسمت تولیدات اختصاصی سایت میتوانید کتاب را دانلود کنید….امیدوارم مدیریت عزیز سایت، این نظر را منتشر کنند…..شاد باشید…
سلام اقای مهجور عزیز با اینکه از کامنت شما سالها میگذره ولی دیشب به کامنت پرمحتوا و تاثیر گذارتون برخورد کردم و تصمیم گرفتم این کتاب بینظیر رو بخونم ، طبق گفتهی شما از سایت حامیان مایکل جکسون اقدام به خوندن کتاب کردم که دیدم موجود نیست ولی از یه کانال در تلگرام پیداش کردم که صفحهی اولش نوشته بود درصورتی که کتاب رو رایگان دریافت کردید هزینهی اون رو به سایت واریز کنید که این بخش هم از سایت حذف شده بود و راستش دلم راضی نبود که رایگان مطالعهش کنم بخاطر همین تو سایتهای خرید کتاب دنبالش گشتم و خیلی راحت از دیجی کالا با قیمت عالی و ترجمهی کامل وعالی خریداریش کردم و بیصبرانه منتظرم تا به دستم برسه و مطالعهش کنم . همونطور که شما در مورد مفید و بینظیر بودن کتاب فرموده بودید در بخش نظرات کتاب مون واک هم افراد زیادی که خریداریش کرده بودن از تاثیر گذاری بیحد این متاب گفته بودن و این منو بیشتر ترغیب کرد که کتاب رو بخرم!
خیلی مچکرم از شما برای معرفی این کتاب الهامبخش
امیدوارم زندگیتون سراسر عشق و معجزه باشه
درود بر خانم اسکندر لو عزیز
خدا قوت
بینهایت سپاسگزارم از لطف و انرژی مثبت شما و این انرژی شما رو دریافت کردم در همان روز که پیام پر مهر شما رو خوندم و…..من یه پیام در تشکر از محبت شما قرار داده بودم و روش دریافت کتاب مون واک رو هم توضیح داده بودم ولی گویا برابر قوانین گذاشتن کامنت نبوده و تائید نشده…. و نمیدونم به چه صورت به شما منتقل کنم که هم نظرم تائید بشه و هم شما بتونید کتاب رو تهیه کنید ….چون کتاب به صورت پی دی اف هست و باید دانلود کنید و گذاشتن لینک آن خلاف قوانین این سایت میباشد….بهر جهت امیدوارم مدیریت سایت بنحوی بنده رو راهنمایی کنند که چگونه لینک دریافت کتاب رو به شما برسونم …..با تشکر از شما و با تشکر از مدیریت سایت.
سلام دوست عزیزم
مجید عزیز من بی نهایت سپاسگذارم بابت صحبت هایی که درباره مایکل عزیز داشتی، که من هم این شخصیت رو بشناسم هیچ شناختی از این فرد نازنین نداشتم و تنها چیزی که ازش میدونستم ظاهرش بود و خوب خوشم نمیومد از اینکه به ظاهر خودش رو شبیه زنان کرده، من از دیشب که پیام شما رو خوندم برام عجیب بود و وقتی یکی از دوستان درباره شباهت توحیدی اش به استاد صحبت میکرد رفتم و زندگی نامه و مصاحبه هاش رو دیدم و توی تک تک مصاحباتش من اشک از چشمام سرازیر میشد
این مرد چقدر نازنین بوده، چقدر توحیدی، من شیفته این شخصیت شدم، شخصیتی آرام و مهربون
و چقدر راحت ما و به شخصه من از روی ظاهر قضاوت میکنم
شخصیتی که با اینکه این همه هجوم قضاوت ها به سمتش زیاد بود ولی خدا پشتش بود و خدا اون رو این قدر عزیز کرده بود که کنسرت هاش هزاران هزار شیفته داشت طرفداران واقعی که توی کنسرتهاش با دیدن اش، با خوندنش، با رقصیدن اش اشک میریختن، این کارها رو چه کسی میکرد، چه کسی میتونست به جز خدا این شخص رو در دل مردم عزیز بکنه
و این رو برای من یادآور میشه که خدا اگر بخواهد کسی را بالا بکشد، هر اونچه اتهامات و حملات رسانه ها، تهمت ها و توهین ها کار ساز نبوده و این شخصیت رو به کل جهانیان معرفی میکنه و عزیزش میکنه و ثروتمند اش میکنه
و حالا استاد عزیزمون که شک ندارم خدا عزیزش کرده دقیقا وقتی در اول راه ورودم به این محیط مقدس داشتم تحقیق میکردم، همه رسانه های روانشناسی یافته های ایشون رو روانشناسی زرد معرفی کردن ولی یه حسی درونم میگفت حرفهاش رو بیشتر بشنو، چون من همیشه دنبال حقیقت این جهان هستی بودم گفتم خدایا خودت راه رو نشونم بده، هر چقدر جلوتر رفتم یقینم بیشتر شد برای مقیم شدن به این محیط
و میخوام اینو بگم که با اینکه این همه شایعات و تهمتها در مورد استادمون هم بوده و هست ولی عباسمنش خدا رو داره و اون کفایت میکنه براش که اون رو در حال حاضر بین ایرانیان و در آینده ای نزدیک نزد جهانیان عزیز میکنه
چون رسالت اش توحیده و این با ارزش ترین دارایی دنیاست، که با وجود این اعتقاد چیزی نیست که خدا براش فراهم نکنه
خدایا ممنونم که این آگاهی ها داره منو میسازه برای آینده ای که بهترین ها رو قراره برام بسازه
و با این همه نشونه میخوای بگی بنده من توکل کن و دیگه نگران هییییییییچ چیز نباش، نه نگران حرف مردم، نه محتاج عنایتشون
من همه چیزت میشم، من میشم ثروت میام تو زندگی ات، من میشم هوادارت، من میشم یارت، من میشم سلامتی ات، من میشم فرزند صالحت، من میشم همه اونچه که میخوایی
ممنونتم دوست نازنین ام برای این آگاهی که همه افکار من رو متحول کرد🫂
و خدایا شکرت برای این نشونه که ایمان من رو هزاران هزار برابر بیشتر کرد🙇🏻♀️
سلام مریم جان
امیدوارم حالت عالی باشه عزیزم
از خواندن کامنتت لذت بردم
و مخصوصا این قسمت از متنتون
من همه چیزت میشم
من میشوم ثروت و میاپ توی زندگی ات
من میشم هوادارت
من میشم یارت
من میشم سلامتی ات
من میشم فرزند صالحت
من میشم همه اون چه که میخواهی
برایم یک نشانه بود
سپاسگذارم ازت مریم قشنگم
برای اینکه دست خدا بودی برای رساندن این نشانه به من
سلام و درود به شما دوست عزیز و آگاه آقای مجید مجهور امروز به این قسمت از فایل توحید عملی یک هدایت شدم و همچنین به کامنت زیبا و پر محتوای شما👌🌹🌹🌹
با اینکه این کامنت شما در سال ۹۶ بوده ولی فوق العاده عالی و با محتوا بود و خواستم تشکر و قدردانی کنم برای این اطلاعاتی که از مایکل جکسون برامون نوشتید معرفی کتابش هر چند شما کلیت کتاب رو بخوبی معرفی کردید و اشکم در اومد 😪 پس بیخود نبود که در کنسرت هاش مردم براش سر ودست میشکستند و غش می کردند چون حقیقت واقعی او را شناخته بودند ولی ما در ایران بخاطر محدویت های ظاهری و بیرونی و همچنین محدویت های ذهنی و تبلیغاتی که از این چهره ی سرشناس شده بود ناآگاهانه حرف هاشونو باور می کردیم هر چند من شناخت درستی از ایشون نداشتم ولی همیشه طرفدار پر و پا قرص مایکل جکسون بودم و همیشه عاشقانه کلیپ هاشو میدیدم بخصوص اون موقعی که دستگاه ویدیو بود و بعدش CD بود میدیدم ولی هرگز چنین شناخت الهی ازش نداشتم و بقول شما تمام حرفاش همان چیزهایی بود که استاد عباسمنش می گوید خدارو شکر گذارم که به مسیر درست و مناسب هدایت شدیم .
خدارو شکر که جهان هستی نقاب از چهره ها برداشت و به لطف اینترنت و شبکه های مجازی به آگاهی بیشتری هدایت شدیم و امروز من بیشتر از همیشه به داستان افراد موفقی همچون مایل جکسون و دیگر کسانی که استاد در فایل های الگوهای موفق بر سایت گذاشتند علاقه مند شدم
نکته ی جالبی که در انتها مطرح کردید برام خیلی تعمق برانگیز بود اینکه گفتید..👇👇
واقعا خدا همه ی زیبایی هاست ….فقط باید بهش شک نکرد و باورش کرد…اگه بهش شک کنیم ، خودش رو میکشه کنار ولی اگه بهش بگوییم خدا خودت درستش کن، تمام قدرتها رو برای رسیدن به هدف و رفع مسئله هامون بکار میگیره تا ما همیشه شاد و در ارامش باشیم
امیدوارم دیگه از اون خواب ها خبری نباشه و همیشه و همیشه در بهترینع بهترین زیبایی ها به سمت و سوی اهداف و خواسته های طلایی تون سیر صعودی داشته باشید و تولد دوباره تون رو بعد از اون خواب که حضور در چنین سایتی است تبریک میگم
در ضمن یک نکته ی دیگه ای که راجب مایکل گفتید و نتیجه گیری کردید واقعا عالی و زیبا بود اینکه👇👇
اینکه مایکل به خدا یقین داشت و باورش داشت و رویای خودش رو به کائنات فرستاد و به واقعیت تبدیل کرد.
واقعا امروز هم برای من این متن شما یک نشانه ی فوق العاده ای بود 👌👌👇
این قسمت سریال استاد و بعد خواندن این بخش از کتاب مون واک مایکل جکسون مهر تائیدی بود بر اینکه خدا میگه از من بخواه تا اجابت کنم💐💐💐💐💐💐🙏🙏🙏🙏
واقعا ممنون و سپاسگذارم
روز و شبتون وفق مرادتون باشه
درود به همه دوستان عزیزم ، با توجه به قوانین جدید پاسخ دادن و اینکه نمیشد تک تک از شما عزیزان تشکر کنم در پاسخ به خانم رویا مهاجر سلطانی از شما عزیزان ( راضیه خانم سعیده و مهدی عزیز، زهره خانم ، سمیرا خانم، مینا جان، مرضیه جان ، مریم خانم ، و خانم رویا مهاجر ) بینهااایت بینهااایت سپاسگزارم و خوشحالم که زندگینامه مایکل کلی درس اول از همه برای خودم داشت و بعد هم کلی نکات خوب برای شما عزیزان داشت. واقعا خدا رو شکر میکنم از تمام وجود که این سایت وجود داره که استاد عزیزم جناب عباسمنش حضور دارند و بانو مریم شایسته عزیز که اینگونه باتری روح و جسم ما رو شارژ میکنند. دقیقا من در مسیرم مثل خیلی آدمهای دیگه به جاد خاکی زدم از درس های استاد دور شدم و باز برگشتم چندین بار اینگونه شد ولی باید درسشو یاد میگرفتم…. الان دوباره به مسیر استاد برگشتم و واقعا میبینم که چقدر زندگی زیبا میشه وقتی طبق قوانین عمل میکنیم و خدا بعنوان یه سیستم قانونمند چقدر درست جواب میده….واقعا خدایا شکرت که در این مسیر هستم و خدا رو شکر که هر روز سر مجسمه سازیم و یا رنگ امیزی مجسمه هام صدای استاد رو میشنوم و قلبم باز میشه و حالم خوبه و خدا رو صد هزار مرتبه شکر بابت این جریانی که داخلش هستم و جزو خانواده عباسمنش و در بزرگراه آسفالته استاد عباسمنش هستم و از جاده صاف و عالی و طبیعت های سر سبز کنار جاده و آبشار و کوه و پرندگان لذت میبرم و به سوی مقصدم نزدیک تر میشم…..یک دنیا از وجود همه شما سپاسگزارم…خدایا شکرت خدایا شکرت…..که وقتی طبق قوانین پیش میریم لطیف میشیم و بعد اتفاقات خوب ایده ها آدمهای نازنین فرصت ها یکی یکی میپرن جلوی ما بدون اینکه کاری بکنیم…فقط کار مورد علاقمون رو میکنیم و اونها خودشون میان…خدایا شکرت….یک دنیا از همتون سپاسگزارم.شاد باشید و بدرخشید:)
سلام اقا مجید عزیز…دوست و رفیق هم فرکانسیم….مجید مطلبتو مدتها پیش خونده بودم….من مدتی کلا ازین فضا دور شدم…دلیلشو نمیدونم.امروز کامنت چن سال پیشت در مورد جکسون رو دوباره خوندم…بعده مدتها…دروغ نگم چشمام پر از اشک شد….یاده حرفای استاد افتادم..که میگفت یه روزی زمان پیامبر میخاستن خانمی رو سنگسرا کنن….مردم از پیامبر پرسیدن..پیامبر اول سنگو کی بزنه…گفت اولین سنگو کسی بزنه که تاحال گناه نکرده….
چقد راحت ما ادما قضاوت میکنیم
تهمت میزنیم
چرا واقعا
ممنون مجید
و خیلی خش اومدی به خونه
تنهای خونه ای ک همجاش بوی خدا میده.
بهترینها رو برات میخام…
بنام الله یکتا وهدایتگر ومهربانم
سلام و درود فراوان به استاد مهربان وخانم شایسته مهربان
وسلام به تمامی اعضای سایت و آقای مهجور
من هم مثل خیلی ها ذهنیت خوبی از ایشان نداشتم
ولی بسیار امشب
شما باعث شدید که من نادم وپشیمان بشم
و شرمنده خداوند شدم
کلی استغفار کردم که خدایا من ببخش من حق نداشتم مخلوق دیگه ای رو مورد قضاوت قراربدم قضاوت فقط مال خداست و بس
خیلی خیلی ازشما ممنون وسپاسگزارم که هم تلنگری بود برام
و هم اینکه از خداوند سپاسگزارم که امشب یک فرصت دیگه بهم داد تا در لحظه بتونم استغفار کنم وبرگردم
بسیار سپاسگزارم از این سایت بی نظیر
و هم از خدای مهربانم بسیار بسیار متشکرم متشکرم متشکرم وسپاسگزارم برای تمام مهربانی هاش وخودآگاهی هاش دوست دارم ای خدای عزیزم که خوشحالم کردی و نزاشتی تو افکار غلط و قضاوت دیگران بمونم
واقعا جناب مجید عزیز نوشته تون اشک منو در آورد .جدیدا کتابی به چاپ رسانده ام از خدا خواستم خدایا خودت این کتاب را معروف ومشهور کن وبعد با خودم گفتم بین این همه کتاب این همه نویسنده تو نویسنده نو پا چی میگی.
قبل از اینکه کامنت شما رو مطالعه کنم با خودم گفتم جواب سوالم رو حتما از این کامنت میگیرم .وچه جالب نوشته بودید وقتی به خودتان شک میکنید دیگران هم به توانایی شما شک میکندد چه زیبا شخصیت مایک جکسون رو ترسیم کرده بودی .
وواقعا زمانی که چیزی را با قاطعیت از خودش میخواهیم خدا بهترین مسیرها را برایمان می گشاید .از نوشته تان کلی لذت بردم .از خدا بهترین هدایت ها رو براتون میخوام
سلام و عرض ادب به دوست عزیزم
سپاسگزار تو هستم بابت اینکه مایکل جکسون رو به من شناسوندی یه برنامه ای از مایکل تو استادیوم دیدم فکر کنم دهه شصت بود رو کانتینر اجراش میکرد تو اون اجرا چقدر آدم از هوش میرفت و رو دستا مردم میبردند بیرون من معنی حرفاشو نمیدونستم ولی اینو فهمیدم که داره بابت سیاه پوستا میخونه همیشه این صحنه جلو چشممه و الانم دارم کامنت مینویسم کاملا دارم حسش میکنم و تو امروز به این سوال چند ساله من جواب دادی که مایکل یه انسان یکتا پرستی بود و چقدر دوست داشتنی باور کن یک بار هم باش بد قضاوت نکردم فقط بخاطر اون آوازش تو استادیوم و خدارو هزاران بار شکر میکنم که تو ام روز کمی از مایکل نوشته بودی و همین برام کافی بود اونجا که میگه من قبل از شیرجه زدن دستامو بالا میکشیدم به من چه حس خوبی دست داد ، دوست خوبم ممنونم از کامنتت و سعی میکنم بیشتر از مایکل بدونم
بله یکتا پرستی برا قوم خواستی نیست
من تو یه برنامه داشت در رابطه با تعمیر و باز سازی یه کلیسا میگفت شنیدم که راوی میگفت در باز سازی ما به یک جنازه چهارصد ساله یه دختر جوان برخوردیم که مثل این بود که تازه فوت کرده بود از اون وقت به بعد من پیش خودم گفتم دین و آیین ربطینداره تو تو هر دین و آیین باشی میتونی انسان شریفی باشی و این مختص شیعه بودن نیست و یکی از باورای من بود که خواستم و دنبال کردم تا به این نقطه رسیدم که استاد تو حرفاش میگه خداوند تو قرآن از ما سه چیزو خواسته و میگه
1- به یگانگی من ایمان داشته باش
2- به آخرت و جهان دیگر ایمان داشته باش
3-عمل صالح (احساس خوب بودن) داشته باش ،تو هر دینو آیینی باشی پیش من در امانی
و چقدر منو خوشحال کرد و فهمیدم که این دین و مذهب یه بازیچس فقط تو باید خدارو داشته باشی همین
دوست خوبم سپاسگزارم بابت کامنتت
در پناه الله یکتا شاد باشی
سلام مجید جان دوست خوبم همنامم
از کامنتتون خیلییییی لذت بردم خصوصا از داستان مایکلی که تعریف کردین خیلی دیدگاهم به این خواننده تغییر کرد البته دوستش داشتم نه تا این حد که بدونم عجب آدم یکتاپرستی بود اصلا هنرمندانی که اینجوری جهانی میشن حتمااات یه نیرویی درونشون باعث این مشهوریتشون میشه و اون نیرو کسی نیست جز خدااااااا عحب داستان زیبایی رو برامون آوردی دمتگرررررم نگاهم زیباتر شد به هدفم چقد دلگرم شدم احسن برتو مجیدجان درود برتو مجید جان واقعا لذت بردم خدایا عاشقونه دوستت دارم و میپرستمت که از هر طریقی داری با ما حرف میزنی و راهنماییم میکنی من از فایل گذار از ثروت بوسیله محمدآقای آسوری گل گلاب اگه اشتباه نکنم هدایت شدم اینجا قبلا این فایلها رو گوش کرده بودم و جز اولین فایلهای آشنایی من با استادجانان بود که مدهوشم کرد مستم کرد از عطر خدا
انگار بعد چندماه دوباره خدا خواست جور دیگه ای هدایتم کنه و منو از تاریکی فقر و تنگدستی نجاتم بده خیلی دعا کردم ازش راه خواستم بوسیله یکی از بندگان نازنینش منو دوباره کشونده تو راه روشنایی که با عطر بوی خدا مست شوم و راه رو بیابم امروز اینجا بودنم اصلااااا اتفاقی نبود وهیچ کاری هم تو این جهان اتفاقی رخ نمیدهد
من اینحا بودنم و خوندن کامنت زیبای شمارو و پاسخی که به کامنت آقای آسوری دادم و ایشونم در جواب بهم گفت بیام اینجا که اومدم دیدم وااااای چه ایمانی داره ساخته میشع از فایل بینظیر استاد خیلی وقت بود هی دو دل بودم برم توحید عملی یک تا نه رو دوباره گوش بدم هی ذهنم میرفت سمت فایلهای که به ثروت مربوطه همه اونارو که گوش دادم کد گرفتم خدا منو انداخت تو منبعی که رشد همهجوره برام رقم بزنه بنظرم خدا داره منو برای انحام کار بزرگی آماده میکنه حتماااا خبرشو به شما باعشقیا میدم حتماااااا
به امیــــــد روزهای قشنگ و زیبا برای همه عزیزان باعشقیا دوست داشتنهای خانواده بزرگ عباس منشی ها
ممنونم مجید جان که باعث شدی اینارو بنویسم اینجا
سپاااااااس
دوست عزیز لذت بردم
خدا از زبان تو گفت که نگران نباشم. فقط ازش بخوام و مطمئن باشم که بهم میده و فقط منتظر خلقش باشم. خدایا هر جاکه هستی چقدر آرومه و چقدر به آدم ارامش میده. نوشته هات سراسر آرامش بود واسم
ممنونم
به نام خداوند بخشنده ی مهربان
سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم
وسلام به شما دوست عزیزم آقا مجید
شما حدود 6 سال پیش این کامنت رو، توی این فایل نوشتید وامروز من بعد حدود 6 سال انرژی از این کامنتتون گرفتم که بی نهایت برمعنوییت، بر یکتاپرستیم وبر یقینی که نسبت به این مسیر پیدا کردم افزود…
اینکه هر بار به قول شما با هر نشونه ای من بیشتر یقین پیدا میکنم که هرچی استادعباسمنش عزیزمون در مورد قوانین جهان هستی درک کردن وبهمون آموزش میدن حقیقت محضه، بی نهایت ازتون سپاسگزارم به خاطر دیدگاه تاثیرگذارتون، وهمینطور در مورد کتاب مایکل جکسون که من خودم 23و24 سال پیش یکی از طرفدارانشون بودم وبعدها ذهنیتم به خاطر یه سری حرفها نسبت بهشون تغییر کرده بود ولی حالا با معرفی کتابشون به ما، شما باعث شدید من بیشتر این موضوع رو درک کنم که استادعزیزمون همیشه میگن آدمهای موفق حتما باوری قدرتمند وتوحیدی داشتند که تونستند با اون باور به اهدافشون برسند وقانون هیچوقت اشتباه نمی کنه!!
مگه میشه تو مسیر درست وفرکانس درست نباشی واینقدر محبوب و مشهور و دوستداشتنی و موفق باشی؟!
خدارو صدهزار مرتبه شکر اینم از نشانه ی قدرتمند امروزم، که من می تونم با هدفمند بودن وناامید نشدن وتلاش کردن به هر آنچه که میخوام برسم..
دوست عزیزم انشالله هرلحظه وهمیشه در پناه امن خدا باشید
عالی بود، واقعا هنگ کردم از چیزهایی که درباره مایکل جکسون نوشتید.
اینا رو که نمیدونستم که هیچ،
تازه هنگ کردم که بابا اینا دیگه کی هستن،
چه درکی از انسانیت پیدا کردن، از ظرفیت و قدرت انسان،
الله اکبر..
گوشی رو انداختم کنار، گفتم خدایا کنم می خوام بفهمم، من اینجوری نمی خوام از این دنیا برمااا، من میخوام بفهمم، می خوام تغییر کنم،
..
عالی بود، عالی،
واقعا خدا هر لحظه هر ثانیه داره ما رو هدایت می کنه و الان این لحظه درست زمانی که تصمیم گرفتم دوباره به طور جدی روی عزت نفسم و ایمانم به خدا کار کنم به کامنت شما هدایت شدم و خدا به من گفت باور کن توانایی هاتتوووووو تا هر چی می خوای به دست بیاری….. ایمان بیار به خودت و به من …
مرسی دوست من همیشه در پناه خدا شاد و سالم باشی
با سلام و درود،بسیار عالی بود، منم سبک زندگی ایشون را مطالعه کرده ام و مصاحبه هایش را دیده ام ، بسیار تاثیرگذار است. هروقت انگیزه ام کم میشه نگاه میکنم و انرژی میگیرم. چیزی که خیلی منو تحت تاثیر قرار داد تواضع و فروتنی اش بود، کسی با اون همه ثروت اینقدر متواضع ( منو یاد استاد انداخت ) ، همچنین قدرت رویاپردازی اش بخصوص در neverland
درود خانم غدیری عزیز…..خوشحالم که شما هم زندگی سلطان پاپ مایکا جکسون رو مطالعه کردید…..متاسفانه مایکل جکسون رو هم مثل آمریکا برای ما بد جلوه داده بودند و کسی که واقعیت مایکل رو در یابه میفهمه که دستی بزرگ از دستان خداوند بود برای ایجاد شادی و صلح و مهربانی در دنیا……ممنون از نظر زیباتون
چقدر خوبه که دوستانی مثل شما تو این مسیر باما هستنید و اینقدر زیبا از تجربیاتتون مینویسید من تا آخر مطلبتون رو خوندم و خیلی دلنشین بود
امیدوارم همیشه خداوند هدایتگرتون باشه و شاد و ثروتمند باشید
سلام برادرم
من بعد کلی سالها کامنت شما رو خوندم و واقعن لذت بردم .
من هم مثلِ اکثریت جامعه از مایکل جکسون خوشم نمیاومد بخاطر حرفهایی ک پشت سر ایشون میگفتند درست فکر میکردم.
و واقعن چقد خجالت زده شدم ازین تصور اشتباهم. بخاطر چهرش همیشه بد قضاوتش میکردم.
الان ک خوندم ایشون جز دوبار عمل جراحی زیاد نکردن اون هم بخاطر بینی اش بوده و مشکلات پوستی.
ما چه نسل زود باوری بودیم. هرکس هرچه گفت بدون درست یا غلط بودنش گفتیم آره راسته!
خیلی ممنون که باعث شدید دیگه هیچ قضاوت اشتباهی از کسی نکنم.
اون قسمت توضیحتون عالی بود ک گفتین اگر بخدا شک کنی خدا میکشه کنار، واقعن برای من تحسین برانگیز و عالی بود . یادداشتش کردم که یادم بمونه و باخودم تکرارش کنم همیشه.
شاد و موفق بمانید!
وای ممنونم دوست عزیز چه نوشته زیبایی بود واقعا چه باورهای درستی در این متن هست. یه اثر هنری چه تاثیرات زیادی می تونه داشته باشه. پس هر چی با عشق خلق کنیم می تونه تاثیرگذار باشه. چقدر امیدوار بوده و مطمئن که می تونه و قدرتش رو داره. و چه جالب که رئیس جمهور کشور ازش تقدیر کرده و چقدر الگو شده برای سیاه پوستان وای خدایا شکرت 💜 که امروز هدایت شدم این متن زیبا رو بخونم.
آقای مهجور عزیز خییییلی ممنون برای کامنت زیبا تون😍😍😍😍😍🙏🙏🙏🙏بینهایت لذت بردم و تشکر میکنم برای کتابی که معرفی کردید🙏🙏🙏 من امروز نشانه ام این فایل خیییلی قشنگ بابایی بود😄😄😄 بعد برای دفعه اول اومدم گفتم بزار کامنت های نشانه روزم رو ببینم همیشه کامنت بقیه قسمت ها رو میخوندم این دفعه برای بار اول اومدم کامنت نشانه روزم را خوندم واقعا از خداجونیم اول از همه تشکر میکنیم برای هدایت ها و نشونه هاش😙😙😙❤❤❤❤ بعد از بابایی بینهاااااااااایت ممنونم که این بخش رو گذاشته با هدایت خداجونیم 😄. و از شما هم بینهایت ممنونم از این کامنت خیییلی قشنگ و تاثیر گذارتون و معرفی کتاب 🙏🙏🙏براتون آرزوی موفقیت در تمام جوانب زندگی و سلامتی دارم هر کجا هستید دستان خداجونیم همیشه همراه تون باشه 😄😄😄🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹
سلام آقای مهجور عزیز
متنی که نوشتین فوق العاده تاثیرگذار و پرانرژی بود
خیلی چیزها ازش یاد گرفتم ممنون از اینکه ذهنیت مثبت و پرانرژیتونو با ما به اشتراک گذاشتین
جاری باشیددرپناه آفریدگار یکتا
زنده باشید خانم فارسی عزیز….خوشحالم که تاثیر گذار بوده….خدایا شکرت….شاد باشید و بدرخشید.
به نام خداوند جان
الهی به امید تو
سلام مجید جان
واقعا یکی از بهترین کامنت هایی بود که تو این چند مدت خونده بودم
چقدر قشنگ بود وقتی که با دلیل و مدرک درباره مایکل جکسون اثبات کردی که وقتی چیزی رو از خداوند بخوای از ساده ترین راه بهت میبخشه
چقدر قشنگ بود وقتی که اون خواب که دیده بودی رو تعریف میکردی
منم از این خوایها دیدم و واقعا احساس لذت بخشی داره. اما من متاسفانه تو خواب این احساس رو نداشتم و با خداوند تو خوابم صحبت نمیکردم.
اما تو خواب همش سعی میکردم حالم رو خوب نگه دارم.
مرسی ازت که انقدر با کامنتت دست خداوند شدی در زندگی من تا یادم باشه همه چیز با خواسته ما و قدرت خداوند انجام میگیره.
چند روزی هست که جهاد اکبری رو برای تغییر زندگیم شروع کردم و به لطف خداوند دارم در این مسیر عالی پیش میرم و میدونم با ادامه دادن تو این مسیر چقدر زندگی برام عالی تر و قشنگ تر پیش خواهد رفت
خدارو شکر میکنم که انقدر عالی من رو هدایت میکنه و از تو ممنونم که دست خداوند شدی
برات بهترین ها رو ارزو میکنم و منتظر خوندن نتایجت هستم
خدایا شکرت
بنام خداوند یکتا وبی همتا
سلام خدمت شما دوست عزیزم مجید مهجور
امیدوارم که همیشه در شرایط های خوبی قرار داشته باشی
چقدر این کامنت شما زیبا و آموزنده بود
چقدر نگاه من را نسبت به این بشر خلاق توانمند و دوست داشتنی عوض کردی
پیش فرض های ذهنی چقدر انسان را در جهالت نگهمیدارد
اگر انسان خودش حرکت نکند به سمت آگاه و دانا شدن
چقدر مثال های خوبی را بیان کردی
و این عشق و علاقهای که این انسان دوست داشتنی داری
واقعا تحسین تون می کنم که اینقدر خوب این داستان زیبا را توضیح دادی و کلی برای من درس های خوبی داشت
حالا می بینم و باور می کنم به حرف های استاد ک می گوید انسانهای که در جهان به جای رسیده است
یا تغیراتی را خلق کرده است این نگاه یکتا پرستی و باور داشتن به خداوند را واضح تر می فهمم
من از خواندن کامنت شما کلی لذت بردم و درس ها آموختم
برای شما دوست عزیزم آرزوی موفقیت کامیابی رشد و پیشرفت دارم
همیشه در پناه الله مهربان شاد و سلامت باشید
سلام …. واقعا عالی بود . نوشته هاتون و یقینتون اشکمو در اورد . آفرررررررررین . موفق باشین
درود بیکران…..بینهایت سپاسگزارم از احساس زیباتون خانم ترکان عزیز…امیدوارم همواره اشکهاتون از سر شوق و ذوق و هیجان و شادی بی انتها سرازیر باشه و غرق نعمت و فراوانی و ارامش باشید….مرسی از شما :)
دوست عزیز دیدگاهتون فوق العاده بود من رو واقعا تحت تاثیر قرار داد واییی خیلی چیزهارو در درونم دوبارع برانگیخه کرد سپاسگذارم ممنونمک این مطلب ب جارو و درست برای ما ب اشتراک گذاشتید?
درود بر خانم حسینی عزیز…..
خدا رو شکر بابت اینکه این دیدگاه چنین نتیجه ای رو برای شما داشته….بنده هم متقابلا سپاسگزارم بابت مهر و محبتتون…شاد باشید و ثروتمند و تندرست و بدرخشید
سپاسگذارم دوست عزیز
بسیار عالی بود??
درود خانم کوهی عزیز….
بنده هم سپاسگزارم….
عالی در نگاه شماست….
همواره زیبایی ها را فقط ببینید الهی….
شاد باشید و بدرخشید
سلاااام آقای مهجور .. عاالی بود .. لذت بردم از متن تون .. ممنون که از این کتاب گفتید ..خوشحال شدم که آشنا شدم .. بی نظیر بود ..اصلا دگرگون شدم.
شما نه تنها به قول خودتون دوباره زنده شدید ، بلکه ذهن من یکی رو هم زنده کردید..
ممنون از شما ..
خدای زیبا را شکر..
گفتم قبل از دانلود شدن فایل نظرات رو بخونم ..فایل دانلود شده اما من هنوز مشغولم ..
درود بر خانم درخشان عزیز…..وقتتون بخیر ….خوشحالم کردید با نظر پر مهرتون…از خدا میخوام همواره شاد و ثروتمند و تندرست و در مسیر درست باشید و هیچ چیزی نتیجه ای جز شادی و ثروت و سلامتی براتون نداشته باشه…موفق باشید
سلام عید غدیر بر همه دوستان تهنیت باد
یه مطلبی میخوام بگم که یک ماه پیش برای من اتفاق افتاد … حافظه گوشیم پر شده بود و میخواستم فایل تصویری کوتاهی رو دانلود کنم هر کاری کردم نشد بعد متوجه شدم که من اصلا به پیغام گوشی توجه نمیکنم که اعلام میکنه حافظه ظرفیت نداره ( یادم افتاد بعضی مواقع کارهایی میکنیم نمیشه خدا داره به ما پیغام میده انجام نده یا راه و روش اشتباه هست جور دیگه ای عمل کن و ما هم اصلا گوش نمیدیم و کار خودمون رو میکنیم… بعد میگیم چرا جواب نداد…) بعد رفتم به سراغ این که ببینم چه چیزی رو باید پاک کنم تا دیدیم من درگوشیم چقدر فایل تصویری و صوتی زاید و منفی دارم که تو گوشیم نگه داشتم که نه ازشون استفاده میکنم و نه جا خالی میکنند برای فایل های مفیدتر و فهمیدم خیلی موقع ها فایل های فاز منفی و بیهوده و بی استفاده ای در حافظه گوشی خودمون داریم که هر روز داریم با خودمون جابجا میکنیم بعد هی غر میزنم چرا حافظه گوشی جا نداره … کمی فکر کردم دیدم ما هم تو باور ها و ذهن خودمون چقدر از این اتفاق های بد خاطرات بد و باورهای بد و ذهنیت بد و منفی داریم و هر روز با خودمون این ور اون ور میبریم و هر جا هم میریم از شرح بدبختی ها و مشکلات و اتفاق های منفی خودمون با آب و تاب تعریف میکنیم … بعد هی غر میزنیم چرا اتفاق های خوب چرا حال خوب نداریم چرا مثبت نیستم … فهمیدم باید هر از گاهی مثل حافظه گوشی و لب تاپ هر از چندگاهی باید نگاهی به باورهای محد.ود کننده و ذهنیت منفی خودمون بکنیم و پاک کردن اونا و جایگزین کردن باورهای صحیح و مثبت مسیر جدیدی رو تو زندگیم باز کنیم … کمی بیشتر فکر کنیم … کمی بیشتر جستجو کنیم … موفقیت همین نزدیکیست…
سلام دوست گرامی
به نکته خوبی اشاره کردی سپاسگذارم
نمیدونم میشه یا نه اما میخوام از مطلبتون کپی برداری کنم.
خدا را سپاسگذارم بخاطر این تلنگر زیبا
بدرود
سلام
خیلی لذت بردم . نکته جالبی گفتید:
هر از گاهی باید یه نگاهی به خودمون بیندازیم تا باورهای محدود کننده رو شناسایی و حذف کنیم .
البته میبایست گاهی هم با پر شدن حافظه به فکر افزایش اون باشیم . یعنی شکر گزاری کنیم که موجب افزایش میشه . باورهای قدرتمند کننده ایجاد کنیم . سفر کنیم. فراوانی ها را ببینیم و….
ممنون از دیدگاهتون. استفاده کردم
سلام محمد جان
واقعا از مثال خیلی عالی ای استفاده کردی. من خودم هم با پر بودن حافظه ی موبایل و هم پر بودن ناخودآگاهم از باورهای محدود کننده دچارم و کامنت شما رو که خوندم ترغیب شدم که از همین امروز عینک مثبت بینی رو روی چشمام بگذارم و جز خوبی وارد مغزم نکنم و روی باورهای سازنده بیشتر کار کنم و تکرار کنم.
مرسی امیدوارم همیشه موفق و سلامت باشی
سلام دوست خوبم محمدجان
بسیااااار مثال زیبایی ووملموس همه بود که براحتی میتونیم درکش کنیم چیزی که هر روز داریم ازش استفاده میکنیم میبینیم حافظه گوشی پر بشه چه ضدحالی میخوریم حالا حافظه این ابر کامپیوتری که حافظه نامحدود داره رو اینقد از فایل های هرز پر میکنیم که جا واسه فایلهای خوب و مثبتی که باعث رشد و پیشرفت ما میشه نیست ببین ما دیگه چه عجایب خلقه ای هستیم حافظه نامحدود و از فایلهای هرز پر میکنیم بدون ترمز جلو میریم وقتی به موانع میخوریم داد و فریاد میکنیم یقه خدا و مبلغین توحیدی رو میگیریم میگیم بروباباااا همه اینا کشک دروغه خدا چیه خدا مال تو کتاباست و ازین حرفا دیگه نمیایم یخورده یخورده ارن فایلهای هرز وپاک کنیم بعد ببینیم چه حقیقتی پشت این کیهان زیبا هست که با کمترین جا براش وا کردن چه انقلابی به پا میکنه واااااای خدااااااا شکرت بابت این پیام و شکر بایت این سایت و شکررررر بابت این استاد جاناااااان که عاشقشمممم هر روز بیشتر از دیروز که چقد داره واسه هدایت ما وقت میزاره چقد عاشق ماست چقد عاشق کارشه چقد عاشق سایتشه و مهمتراز همه چقد عاشق خداشه که اینطوری داره واسش جانفشانی میکنه و واسه بندگان خداش انرژی میزاره اونم چه انرژی عالیییییی
محمدجان برای نوری که برامون فرستادی با این مثال ساده ولی عالیییییی ممنونم ازت دوست دوست داشتنی
چقد ما اینجا همدیگرو عاشقانه دوست داریم بهترین حسه که اینحا هستم خدایااااااااا شکرررررررت
سلام دوست عزیز
چقدر مثالتون فوق العاده بود . میشه این مثال هم زد که زمانی که شارژ گوشی داره تموم میشه و هی نور گوشی کم و کمتر میشه . ما آدمها هم شارژمون از امید حال خوب و خدا کم میشه و باید بهش انرژی برسونیم و نزاریم به ته خط برسه . من وقتی داره شارژم تموم میشه میرم قدم میزنم حتی بزور هم که شده میرم بیرون .مثل امروز صبح که قدم زدن تو کوچه های نزدیک خونمون و دیدن درختها و ریختن برگها و آسمون و ابرهای قشنگ شارژم کرد . و شکرگزاری و سپاس از خدا . اینجور موقعها باید در طول روز خودمو شارژ کنم . مثل خطی میشم که هی بالا و پایین میره باید انقدر حال خوب بده که اون بالا بمونه .
امید که هممون بتونیم به حال خوب ۹۹درصدی برسیم . چون بقول استاد ما صفر و صد نیستیم ☺️
چقدرررررر خوب بود بعد وقتیکه هم شارژ شدی خودتو بمباران کنی پر از افکار مثبت با احساس خوب تا باورهای خوب جایگزین باور های غلط بشه
یعنی روش پر کردن باورهای خوب و صحیح به ذهن تو حال خوب و احساس خوب جوابه
که شما یه راهکار خوبی دادین
برای رسیدن به حال و احساس خوب با قدم زدن دیدن زیبایی ها و بعدش شروع کنی به دادن خوراک مثبت به ذهن
به نام خالق هدایتگر
سلام محمد عزیز
تحسینت میکنم که در این کامنت تقریبا مختصر و مفید درک فوقالعادهای از قوانین را توضیح دادی و بااین مثال هوشمندانه که از پر بودن حافظه گوشی زدی خیلی خوب اصل مطلب بیان کردی
((فهمیدم باید هر از گاهی مثل حافظه گوشی و لب تاپ هر از چندگاهی باید نگاهی به باورهای محد.ود کننده و ذهنیت منفی خودمون بکنیم و پاک کردن اونا و جایگزین کردن باورهای صحیح و مثبت مسیر جدیدی رو تو زندگیم باز کنیم … کمی بیشتر فکر کنیم … کمی بیشتر جستجو کنیم … موفقیت همین نزدیکیست…))
سپاس سید محمد عزیز
به نام خداوند بخشنده و مهربان
الهی به امید تو
سلام دوست عزیزم. امیدوارم هرجا که هستی شاد باشی و در پناه خداوند در مسیر اهدافت باشی
مثالت خیلی زیبا بود. وقتی حافظه گوشیمون پر باشه هیچ کاری ازمون بر نمیاد که بخوایم چیز جدیدی رو بریزیم رو گوشیمون. باید پاکش کنیم
اما سوال اینه که چطوری این این حافظه رو پاک کنیم
به قول خودت اول باید بگردیم و سوال کنیم که چه چیز های اشتباهی تو ذهنمون هست که اشتباهه
به نظرم تضادهایی که هر روز بهشون بر میخوریم نعمتی هستند که خداوند به ما داده تا متوجه بشیم کجای کار رو داریم اشتباه میریم و چه برنامه اشتباهی رو نصب کردیم که حالا داره فاض رو میگیره و نمیزاره برنامه جدید رو نصب کنیم
وقتی اون ها رو پیدا کردیم باید بپرسیم که اون دیدگاه یا برنامه ای که نصب کردیم کمکمون میکنه یا نه؟
اگه دیدیم بدردمون نمیخوره باید با سوالات و برنامه ریزی که میکنیم شروع کنیم به پاک کردن و فضا رو خالی کنیم تا برنامه های جدید رو جایگزین کنیم
دیدی بعضی از برنامه ها رو از سورس های اشتباه نصب میکنیم باعث میشه شارژ گوشیمون زود تموم بشه؟
اون برنامه ها همون برنامه های ذهنی که انرژی ما رو میگیرن. چون از منبع خداوند گرفته نشدن و نصب نشدن. باید اون ها رو پاک کنیم و بیایم از مسیر درست شروع به نصب کنیم.
اون وقت هم زندگی اروم تر و رون تر کار میکنن و هم همیشه سرشار از انرژی مثبت هستیم.
دوست عزیزم امروز کامنت تو درب های جدید از نعمت ها و باورهای خدایی رو به روی من باز کرد.
ازت ممنونم
برای بهترین ها رو ارزو میکنم و منتظر خوندن نتیجه های بی نظیرت هستم
خدایا شکرت
سلام بر سید محمد عزیز
واقعا مثالتون عالی بود
یادمه یک روز
چراغ چک بنزین ماشینم دیدم که روشن شد با خودم گفتم این نشونش چیه یعنی مجید اولین پمپ بنزین برو بنزین بزن
با خودم گفتم زندگی ما شبیه همین چراغ چک بنزینه گاهی وقتا بعضی نشونها رو میبینم اگر همون لحظه که دیدم به اون نشونه توجه نکنیم و ازش راحت بگزریم و بگیم حالا این که چیزی نیست میبینید همون بی توجهی باعث میشه که شما از مکان گرم و نرمت داخل ماشینت بیای بیرون و یک چهالیتری دستت بگیری و التماس کنی که به من بنزین بدید
در صورتی که قبلش نشونشو دیدی
پیامهای این سایت همش یک نشونه هست از نظر من اتفاقی یا اله بختکی چشممنون به یک پیام نمیفته
واقعا خوشحال که ددرسایتی عالی با هم فرکانس های عالی و استاد عالی ییهستم.
سلام دوست عزیزم مثال خیلی جالبی زدی سپاسگزارم سلامت و شاد و ثروتمند پاشید
سلام دوست عزیز مثال خیلی قشنگی بود واقعا که ما باید ذهنمون رو همیشه ی فیلتر بکنیم از فکرهای منفی و مخرب
سلام دوست عزیز مثال بجایی بود سپاسگزارم
سلام دوست عزیز خیلی زیبا گفتی
اره پر شدم از باورهای منفی بعد می گم که چرا نتیجه نمی ده چرا این همه تلاش نتیجه نمی ده.
سلام به همه دستان زیبای خداوند
آفرین خیلی خوب بود مثالت ،منم هر از چند گاهی این کارو میکنم،با پیامکا،مخاطبا،فایل ها
این باید همیشگی بشه و بیشتر عملی بشه در مورد همه چی باورها فکر ها رفتار ها نگرش ها تصمیمات و..
تکرار اقدام تکرار اقدام تکرار اقدام
خدایاشکرت
سلام دوست عزیز و هم فرکانسی 😊 ممنون و سپاسگزارم بابث مثال ملموسی که زدین 🙏🏽🙏🏽🙏🏽
در پناه خداوند باشید
ممنون دوست عزیز خیلی زیبا فرمودید دقیقا همینطوره من هم تازه شروع کردم به پاک کردن تمام افکار منفی و نامناسبی که باعث میشد همیشه عصبانی ،پرخاشگر باشم یک دو روزی میشه ولی بخدا اصلا باورم نمیشه که اینقدر خوب شدم صبرم بیشتر شده خیلی عالیه این که هر روز به خودمان نگاه کنیم و یک یک باور های نادرست و منفی مان که مانع دوست داشتن خودمان ،مانع موفقیت مان میشود را از خودمان دور کنیم
دوست عزیز سلام
شما واقعاً به نکته مهمی توجه کردید و دقیقاً همینه همه است از بدبختیاش حرف میزنند و بعد میگن خوب چرا اتفاق خوب نمیافته.
همه این چیزها به قدرت کلام بستگی داره،که خیلیا رعایت نمیکنند، در واقع کانون توجه باید رو نکات مثبت باشه
بنام خداوند یکتا وبی همتا
سلام خدمت شما دوست عزیزم سید محمد بابایی
امیدوارم که همیشه حال دل تان خوش باشد و در مدار این چنین آگاهی های ناب باشید
ممنون شما هستم با این کامنت زیبا و این مثال خلی زیبا
چقدر این مثال شما قشنگ و جذاب بود
چقدر خوب می شود روی این گونه موارد ها در زندگی مون تأمل داشته باشیم
این نگاه زیبا و توحیدی شما را تحسین می کنم
امیدوارم که همیشه چرخ زندگی تان زیبا و قشنگ بی چرخد
در پناه الله شاد و سلامت باشید دوست عزیز و گرامی ام
سلام محمد جان
ازت بسیار ممنونم بابت این مطلب قشنگ و زیبات
خیلی دوست داشتم این نگاه رو و اینکه اولین کامنتی که دارم توی سایت مینویسم برای دیدگاه شما هست امیدوارم شروع خوبی باشه برای من و در کنار شما دوستان جدید بتونم پیشرفت کنم
سلام.سید محمد بابائی
بسیار عالی گفتین ممنون از شما ک بیاد آوردن همچین دیدگاهی رو
خداروهزاران بار شکر
الله یارو یاور همه ما باشه
ثروت،سعادت، خوشبختی ،نصیب همه دوستان گلم
سلام دوست عزیز که بعد از 8 سال این پیام ارزشمند و پر انرژی را دریافت کردم موفق و با نشاط باشید وهمیشه در این مکتب توحیدی بدرخشید واز اساتید و دانش اموختگان این سایت که عاشقانه ترویج توحید و یکتاپرستی را رواج میدهید وارخداوندمتعال سپاسگذارم که من راهدایت کرد به این کنجینه الاهی خدا یا شکررتتتتتتتتتتتت
سلام بر شما دوست خوبم جناب آقای بابایی عزیز از خواندن مطالب جالب شما لذت بردم خوشحالم. که در جمع همین چنین خانواده بی هستم.
سلام آقای بابایی عزیزکامنت زیباتون روخوندم وتشکرمیکنم بابت این نوشته ی زیبا وقابل لمس