توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 107 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    یگانه ثروت گفته:
    مدت عضویت: 2067 روز

    برگ ۶۵ سفرنامه من.

    توحید عملی قسمت اول.

    سلام به استاد عباس‌منش عزیز و مریم جان شایسته‌ام.

    استاد عزیزم چقدر مؤمنانه و روحانی حرف می‌زنه. خدایی که فکر می‌کنیم از ما دوره و در آسمان‌هاست، در واقع در قلب ماست. همون که خودش می‌گه از رگ گردن به شما نزدیک‌ترم.

    اگه کسی فکر می‌کنه خدا رو پیدا کرده، ولی سلامتی نداره، ثروت نداره، روابط خوبی با دیگران نداره، هم تصورش در مورد خدا اشتباهه و هم در مورد سلامتی و ثروت و روابط.

    این خیلی جمله عمیق و مهمیه. باید این رو قاب گرفت.‌ باید درکش کرد. از خدا می‌خوام هدایتم کنه و کمک کنه به درک همین یک جمله برسم. هدایتم کنه تا بتونم بشناسمش.

    از استاد عزیزم ممنونم که هر بار دریچه‌های تازه‌ای رو به روی ما باز می‌کنن و اینقدر مؤمنانه از خدا و شناخت اون و توانایی مطلق ما برای خلق زندگی‌مون حرف می‌زنن. استاد عزیزم ازت بی‌نهایت سپاسگزارم.

    بهترین استادی که در همه عمرم داشتم استاد عباس‌منشه. و من تازه دارم می‌فهمم که خداپرستی یعنی چی. تازه می‌فهمم بت‌پرستی چیه. هیچ کس تا حالا ابن‌قدر روشن و واضح این رو برای من تشریح نکرده بود.

    بت‌پرستی قدرت دادن به هر کسی و هر چیزی غیر از خدا برای تأثیر گذاشتن بر زندگیمه.

    و خداپرستی قدرت دادن به فقط خدا برای تإثیر گذاستن بر زندگیمه. و من وقتی به اون برسم به همه چیز رسیدم.

    خدایا خودت هدایتم کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    سارا بیات گفته:
    مدت عضویت: 1819 روز

    به نام بی نام او.نمیدونم چی بگم که ردپای خوبی بشه برای بقیه.وقتی خدارو درمیابی گویی همه چیز رایافته ای میدانی چرا چون او کافیست برای بندگانش کافیست اورابخوانی تنها اجابت کننده اوست .گاهی خدا راههای مختلفی را به بندگانش نشان میدهد تا آنها را به خود نزدیک کند چون ما دوریم او نزدیکتر از رگ گردن گاهی دنبال ثروتی خدارو کبابی گاهی خدارا یافته ای و او به وعده اش عمل میکند .واقعا بخوانیدش او خود رانشان میدهد .پرودگار هر لحظه مظلوم است ازاین همه بی وفایی های من وتو بیا به این عاشق زیبا جفت نکنیم بیایید دوستانمان را ددر دستش قرار دهیم آنگاه زندگی را زندگی کنید .ببینید عاشق برای معشوقش چه میکند که حتی فکرشم راهم نمی‌کردید.واای خدای مهربانم وباعشقم هر لحظه هرلحظه از زندگیمان را از خودت سرشار کن.دوستتان دارم.

    توحید یعنی بدانی که تو هیچی همه اوست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    صبا گفته:
    مدت عضویت: 2245 روز

    روزشمار تحول زندگی روز بیست و سوم

    امروز 31 خرداد 1400

    سلام استاد.. میخام از بزرگترین و اساسی ترین تغییری که آگاهی های شما در زندگی من به وجود آورد بگم

    توحید

    بله من هم مثه همون دوستی که کامنت اونو خوندین برای بهبود زندگیم و ثروتمند شدن اومده بودم اینجا

    ولی دیدم اساس کار شما با همه فرق داره

    بقیه نهایتا میگم خدا مهربونه ازش بخاه

    همین!

    ولی اینجا اصلا جنس آموزشها فقط میکنه

    بنظر من اینجا آموزش قانون جذب نیست

    بلکه اینجا آموزش زندگی بهتر برای دنیا و آخرته

    این خیلی فرق میکنه

    هیچ استادی رو ندیدم که قبل از شما در این باره چیزی نوشته باشه جز کتاب گفتگو با خدا

    که اونم داستانش با بحث ثروت و سلامتی و … فرق داره

    اما شما حرفایی زدین که من احساس لیاقت کردم

    از خودم پرسیدم اینقدر دنبال پولی برای چی؟

    این پولو میخای برای چی؟

    بای این دنیا؟

    باشه بدست آوردی حالا بعدش چی؟

    بهترین زندگیم داشتی اما یه روزی تموم میشه

    پس اون دنیا چی؟

    و شروع کردم به توحیدی شدن

    از بین بردن شرک هام

    من توو 3 ماه خیلی از شرک هایی که داشتم رو شناسایی کردم و از بین بردم

    چقدر میترسیدم از آدما

    و وقتی رفتم توو دل ترسهام دیدم با چشمای خودم که چقدر بیهوده بود ترسهام

    اصلا توهم ذهن من بود

    هیچ اتفاقیم نیفتاد

    و من سالها از یه سایه توو دل شب میترسیدم

    غافل ازینکه اون سایه خودمه!!!

    و چقدر از آرزوهام گذشتم بخاطر این ترسها

    ولی هنوز جوونم و زمان زیاده

    حالا استاد هدفم اینه که بهترین مکان بهشت رو مال خودم کنم

    من لیاقتش رو دارم

    حالا فهمیدم که اگه بتونم در سایه توحید بهترین زندگی که دوست دارم رو برای خودم توو این دنیا بسازم

    پس اون دنیام اوضام خوبه

    حالا احساس جاودانگی میکنم و هدفمندم

    این هدف هیچ وقت کهنه نمیشه

    آتشش سرد نمیشه

    تا وقتی زندم منو وادار به حرکت و رشد میکنه

    من عااااااااشقتم استاد که توحید رو برای من بزرگ کردی

    عاااشقتم که ترس هام رو نشونم دادی

    چقدر بدنم سالم تر شده

    اون ترسها داشت بدنم رو میخورد

    خداروصدهزارمرتبه شکرت

    سپاسگزارم استاد

    چقدر داستان توحیدی شدنتون

    هدایت تون به این مسیر زیباست

    چقدر زیبا از مرگ نجات پیدا کردین

    انگار یوسفی بودین در چاه

    که باید به از جواهر درونتون آگاه میشدین

    و برای ما ازین جواهر میگفتین

    باید از چاه بیرون میومدین

    و مارو آگاه میکردین

    عزیز مصر میشدین

    و ما دلباخته شما

    خیلی دوستون دارم

    و خداروشکر میکنم

    استاد اون روزایی که اون اتفاق توو بندرعباس برای شما افتاد

    من سنم خیلی کم بوده

    و الان به یاد میارم که دقیقا همون سال هایی بود که من سخنرانی های مذهبی رو که میشنیدم از صداوسیما

    و غزاداری هایی رو که میدیم

    یه ندایی درونم فریاد میزد که نه!

    من اینارو دوست ندارم

    هیچوقت به دلم ننشست

    و اون روزا حیران شده بودم

    بهم میگفتن به سن تکلیف رسیدی باید مسسولیت پذیر بشی

    اما من اون کارا و حرفارو نمیتونستم قبول کنم

    یادمه که به خودم میگفتم یه نفری رو میخام که قشنگ حقیقت رو بیاد و بهم بگه

    حقیقت!

    من ساعت ها بهش فکر میکردم

    باخودم حرف میزدم

    اما کسی نبود

    استاد وقتی داشتم فایل امروزو گوش میدادم یهو اون روزا یادم اومد

    یادم اومد که رفته بودم از کتابخونه مثنوی مولانارو گرفته بودم

    فقط 12 سالم بود

    و یه ندایی در درونم میگفت یه چیزی توو این کتاب هست

    اما من نمیفهمیدم حرفهای مولانارو

    نمیتونستم قوانین رو از حرف هاش بفهمم

    مطمئنم که آدمای زیادی بودن که مثه من دنبال حقیقت میگشتن

    و اون سالها اینقدر درخواست این خواسته مونو به جهان ارسال کردیم که خدا شمارو انتخاب کرد

    شما منتخب خدا شدید تا اون مسیر رو طی کنین و به این جا برسین

    که حالا جواب همه سوالای منو بدین

    خوشحالم که حقیقت جهان رو فهمیدم

    توحید رو فهمیدم

    ایمکه اصل جهان و زندگی ما توحیده

    خداروشکر

    ازتون ممنونم استاد

    خیلی ممنونم که اون راه رو ادامه دادین

    با تمسخر دیگران

    و حرف هاشون

    منصرف نشدین ازین مسیر الهی

    سپاسگزارم که تمرکزتون رو گذاشتین روی سایت

    خیلی سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1817 روز

    سلام وقتتون بخیر

    سپاس خدایی را ک همه رو هدایت میکنه فقط کافیه ک ازش بخوایم..

    منم مثل خیلی از کسایی ک دنبال خود خدا میگشتن وارد این سایت شدم ..اول از همه هم کلمه کلیدی توحید و سرچ کردم و فایل های توحیدی رو دانلو کردن و بارها و بارها گوش دادم…

    واقعا به معنای واقعی هدایت متوجه شدم…

    خدای مهربانم دوستت دارم ک هر وقت ازت درخواست کردم بدون تاخیری بهم راهو نشون دادی..

    حدود ۱۲..۱۳. سالم ک بود همیشه با افراد ک از دین های دیگه به اسلام ایمان میاوردم ک میدیدم میگفتم اینها چقد حس خوبی دارن پس چرا ما ک مسلمان هستیم همچین حس نداریم و همون بچگی هر وقت مشکلی پیش میومد با نوشتن به عنوان نشانه با خدا حرف میزدم و بعد کلی آروم میشدم ..من هدایت رو هم نمونه ها دریافت کرده بودم اما آگاهی در موردش نداشتم…

    حالا ک آگاهی پیدا کردم دفتر و خودکار همیشه هر جا میرم همراهم هست آخر شب حتما باید چند صفحه ای با خدا حرف بزن…

    من با نوشتن خیلی حالم خوب میشه بعضی ها با فکر کردن و همصحبتی با خدا..

    هر کس روشی برای اتصال ب خدا مهربان رو داره…

    من چقدر خوشبختم ک راهمو پیدا کردم و هر روز به سمت آگاهی های ناب هدایت میشم…

    خدایا سپاسگزارم برای دستان پرقدرت ک برای راهنمایی ما در این عصری ک مردم همه چیز و بهم ربط میدن در صورتی ک زندگی ما رو باورهای ما میساز…

    خداوند قدرت خلق زندگی ما رو داده با باورهایمان زندگیمون رو میتونیم بهشت کنیم…

    خدای مهربانم دستا پرقدرت رو بر سر زندگی من و تمام دوستانی ک عاشقت هستن قرار بده تا در دنیا و آخرت سعادتمند باشیم..

    سپاس فراوان از استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    رکسان اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2465 روز

    به نام خدای عشق

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته ی قشنگم و تمام دوستان توحیدی ام

    در قسمت توضیحات فایل،، چقدر پاراگراف آخر زیبا بود،، من همیشه باورم این بود و هست که ما ذره ای از وجود خدا هستیم، در واقع ما خود خدا هستیم و تمامی قدرت ها که مهمترین آن ها خلق کردن است در وجود ما است و ما با اشراف به این موضوع تصمیم به قدم گذاشتن در دنیای دوقطبی کردم، دنیایی که می دانستیم اگر روز باشد، شب هم است، اگر عشق باشد نفرت هم است و غیره…

    دنیایی که مهم نیست در چه خانواده ای با چه شرایطی در چه دوره و زمانی باشیم، چون قوانین همیشه یکسان و غیر قابل تغییر است،، پس با این قدرت پا به این دنیا گذاشتیم چون می دانستیم خالق زندگی خود هستیم و می توانیم به راحتی شرایط را تغییر دهیم،، خدایا شکرت 🤲🏼🤲🏼🤲🏼

    چقدر آگاهی دوستمان دلنشین بود و حس توحیدی داشت،، واقعا لذت بردم😍😍😍

    خدایا عاشقتم♥️♥️♥️

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    زینب اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2067 روز

    🌺بیست و سومین برگ از سفرنامه من

    به نام یگانه خالق بی‌همتا؛ سلام به همه دوستان عزیزم

    وقتی که بحث توحید و یکتاپرستی میشه، از جنس کامنت‌ها مشهود و قابل لمس میشه که حال و احوال همه بچه‌های سایت هم درحال دگرگون و زیر و رو شدنه!! البته همیشه ردپاهای بچه‌ها رنگ و بوی خدایی داره ولی وقتی اختصاصا یک تاپیک درمورد توحید قرار میگیره، همه اشتیاق وصف نشدنی و یک حالت تسلیم شدن خیلی ملموس و زیبایی وجودشون رو فرا می‌گیره و اون حس هست که میاد این جنس از کامنت هارو می‌نویسه و نتیجه‌اش میشه میخکوب کردن خواننده اون دیدگاه برای ساعت‌ها موندن در این فضا. بنظرم اگر یک دوربین می‌تونست جنس فرکانس ها رو به نمایش بزاره، زمانِ به تصویر کشیده شدن درصد خلوص و تغییرات درونی بچه‌ها باعث حیرت‌ و تعجب دیگران میشد! اینکه بخوای از یک نیروی برتر بنویسی که همیشه کنارته، همیشه هوات رو داره، با عشق در حین انجام هرکار یا هر فکری که هستی کنارت حضور داره و هرلحظه آماده‌ست که اجابت کننده‌ت بشه… حقیقتا که قلم ناتوان از توصیف همچین انرژی که در جای جایِ زندگیت متجلی شده، میشه؛ کلمه و جمله کم میاری تا اونطور که خودت فهمیدیش بخوای برای بقیه هم وصفش کنی، زبان قاصر میشه از توضیح نیرویی که می‌تونی با قلبت حس و درکش کنی. و هنوز هم انقدر متحیر میشی که میگی واقعا اونطور که باید شناختمش؟ اون نیروی لایتناهی و عظیمی که هرجا میرم در نقش هرچیز و هرکسی می‌بینمش آیا به قدر کافی درکش کردم؟ و اونموقع است که می‌فهمی به قول ملاصدرا ‘به قدر خواسته و درک تو فرود می‌آید’. می‌فهمی اون فقط تکه‌ای از انرژی بوده که به اندازه ظرف وجود تو در اومده و هرچقدر ظرف وجودت بزرگ و بزرگتر بشه، درک و فهم خداوند هم برات به همون اندازه در میاد و تو فقط اشک شوق در چشمانت حلقه میزنه که این خدا چقدر بی‌کران و نامتناهی‌ست:)

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    مهراب محمدی گفته:
    مدت عضویت: 1723 روز

    سلام استاد.امروز برای اولین بار از صحبت ها و مطالب مفید و آرام بخشی که در سایت قرار دادید استفاده کردم. خدا رو شکر میکنم بابت داشتن همسری مهربان و دلسوز که بهترین نعمت خداوند برای من است و باعث شده با شما و صحبت های آموزنده شما آشنا بشم و با راهنمایی های جنابعالی قطعاً من و همسرم بهترین آینده را برای خود رقم خواهیم زد .موفق و پیروز باشید.🌺

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    ملیحه پاسلار گفته:
    مدت عضویت: 2568 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته نازنینم💖

    چقد لذت بخشه زندگی وقتی توحید و یکتا پرستی رو انتخاب میکنی،تمام خواسته هاتو از خدا میخوای نه بنده خدا…

    درخواست میکنی و رها میشی و مشغول لذت بردن از نعمت های زندگیت میشی🤩

    چقد این شکل زندگی شیرین و دلچسب،اینکه هر لحظه خدارو در کنارت حس کنی،هر لحظه،نه موقع غم و غصه و گرفتاری و نه فقط در شادی و خوشی در تمامی لحظات…

    خدایا سپاسگزارم که منو در این مسیر قرار دادی

    در پناه خدا💚

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    آرین گرامی گفته:
    مدت عضویت: 1793 روز

    سلام استاد عزیزم

    از شما و خانم شایسته عزیز برای فراهم کردن مسیر این سفر زیبا که بسیار سفر لذت بخشی هست سپاسگزارم ❤️

    در این برگ میخوام از همراهی خدا در لحظه لحظه زندگیم حتی کامنت نوشتنم تشکر کنم

    خدایی که طبق تکاملم خواسته هایم رو اجابت میکنه

    و طبق مداری که داخلش هستم با الهامات و نشانه هایش هدایتم میکنه

    خدایی که دلم بهش قرصه

    خدایی که احساسش میکنم

    خدایی که میخوام بیشتر وابستش بشم

    خدایی که بهش تکیه می کنم چون او بهترین تکیه گاه است

    این خدا من رو در مسیری را هدایت کرد که بهش برسم‌‌ و خدا رو بیشتر بشناسم.‌..

    استاد عباس منش ازت مچکرم که مسیر خداشناسی رو بهم نشون دادی..‌‌.

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    زینب اسماعیلی گفته:
    مدت عضویت: 2067 روز

    🌅شصت و پنجمین برگ از سفرنامه من

    به نام خدایی که مرا انسان آفرید؛

    قسمت زیبای زندگی زمانی آغاز می شود که تو عشق را پیدا می‌کنی. اما نه هر عشقی! بلکه عشقی که هرلحظه درحال اشباع کردن ذره ذره وجود توست، عشقی که تو را دوباره با خودت به صلح رسانده و وجود و نگاهت را از بیرون و اطرافیانت می‌گیرد. عشقی که خالص است، و اولین خشتش را مبنی بر احساس خوب درونی و آرامش ذهنی بنا می‌کند و تا ثریا می‌رود…

    عشقی که بدون منت بنا شده و از عشق هرکس دیگری بی نیازت می‌کند، عشقی که روحت را التیام بخشیده و دوباره نفسی مسیحایی در معبدش برای تجربه خود حقیقی‌ات می‌دمد. عشقی ناب که تمامش بر پایه روابط عمیقی با خودت و خدای درونت بنا شده تا بیشتر اصل شوی، بیشتر رها شوی و بیشتر با او که همه چیز است یکی شوی. چیزی که جنسش متفاوت از هرچیز است، اما تو میدانی که در کنج خلوت تنهایی هایت بذرهایی درحال جوانه زدن هستند! هنگامی که از دیگران روی بر میگردانی و دمی چند خودت را به خلوت ساده ای دعوت می‌کنی، و سکوت… همان است که در آن جاری می شود.

    و آنجاست که جوانه های درحال رشد را احساس می‌کنی!

    و این آغازی است برای تجربه عشقی بی قید و شرط.. عشقی که در هر نفسش منبعی عظیم را می بینی، هرکجا که می روی. هرکجا که چشم می‌ اندازی، تا هرکجا که بروی فرقی ندارد! همه جا اوست که با لبخندی زیبا درحال نگریستن توست. با عشق نگایت می کند، با عشق تحسینت می کند، با عشق هدایتت می‌کند و روند پیشرفت تو را با عشق خودش عجین و یکی می سازد و باری دیگر به خود برای آنچه که خلق کرده آفرین می گوید! عشقش عمیق ترین اقیانوس ها را می پیماید، تاریک ترین شب ها را به روز می رساند، و بلندترین آسمان ها را می شکافد و تا بی کرانها پرواز می کند. دست در دست تو، سرمستت می کند، بی نیازت می کند و به نقطه لَعَلَّکَ تَرْضَىٰ می رساندت! از همه کنده می شوی اما در عوض پادشاهی می کنی!

    عشقش را در نگاه پاک یک نوزاد، لبخند ساده یک کودک، شادمانی یک انسان به تو ابراز می کند، عینک قضاوت را آنچنان آرام، با احتیاط و با ظرافت از چشمانت بر می‌ دارد تا زمانی که حقیقت وجود و ذات حقیقی جهان را کشف می کنی، نور عظمتش یا اشک های شوقی که از چشمانت برای پرستش و تسلیم شدن در بارگه او می ریزی نا بینایت نکند!

    عشقش را در نسیم باد بهاری، صدای عاشقانه باران، لذت دیدن دریا، رقصیدن امواج و طبیعت آشکار می‌کند.

    عشقش را در پاکی، نرمی و لطافت دانهٔ برفی که سال ها به انتظارش نشستی تا گونه هایت را به آرامی ببوسد و مهمان سرد گرمی هایت شود، نشانت می‌دهد. در مبهوت نگه داشتنت در عظمت و زیبایی طلوع ماه و غروب خورشید..

    در بزرگی دامان آسمان و درخشندگی و زیبایی مرواریدهای وجودش که با آن مزین شده می بینی یا شادی و خوشحالی کودکانی که خداگونه لبخند می زنند و با اعتماد و حسی خوب پا به این جهان گذاشته‌اند،، در دوباره محو شدن نگاهت به آنها.. در شوق شنیدن صدایی خاص یا که در دعای خالصانهَات برای آرامش و خوشبختی یک نفر.

    در لبخند و آرامش رهگذران، یا حتی در نت های زیبا و به هم پیوستهٔ یک موسیقی، یک ساز، یک آهنگ، یک نقاشی، یک تابلو، یک… هرجایی که او وجود داشته باشد عشقش احاطه‌ات می کند! در قالب تمام آنچه که به آرامش می رساندت تجلی می یابد تا دوباره ذهن و روحت را به یکدیگر پیوند زنی و با اصل یکی شوی.

    همان اصلی که به تو یادآور می شود همه چیز جنس او را دارد و اوست که بر جهان محیط است. همان اصلی که به تو یادآور می شود، تو هم هم‌جنس او هستی و توانایی اش در تو رسوخ کرده برای خلق هرآنچه که می خواهی.. یادآور اینکه وقتی تو از آنی، بی نیاز از همه می شوی و وابسته به اصل، وابسته به درون. درونی که خود، پاسخ همه چیز را از قبل در بر دارد و منتظر توست که قدرتش را باور کنی و با اعتماد و ایمان به جلو گام برداری. این همان عشقی است که از قلب تراوش می شود، از جایگاه ابدی خداوند.

    هدایت هایش، الهاماتش، سخن ها و تحسین هایش همه از این جایگاه تراوش می شوند تا تو را کمی بیشتر در خودش غرق کند. غرق در احساس خوب، غرق در آرامش، غرق در اعتماد، غرق در اطمینان، غرق در حساب کردن تنها به او، غرق قدرت دادن تنها به او، غرق کافی دانستن او، غرق در امید، غرق در آرزو، یک رویا و قدمی در جهت نزدیک شدن به آن…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: