توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 123 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    محمد سیرتی گفته:
    مدت عضویت: 448 روز

    به نام الله هدایتگر

    خدایا خداوندا تو به من بگو تو بنویس من هیچی نمیدونم.

    زبانم بند آمده

    گوش هایم نمیشنود

    قلبم ارام شده

    توحید درونم جاری میشود

    توحید نگویم والاترین احساس جهان و عالم هستی.

    آری زمان وحی است زمان الهام زمانی که قلبت با روحت هماهنگ در پیشگاه الله مهربان آماده دریافت است.

    میگوید بخوان:

    قل آعوذ برب الناس& ملک الناس& اله الناس&

    قل اعوذ برب الفلق & من شر ما خلق &

    او چنین سخن میگوید

    او با ربوبیت جلو می آید

    او ایمان با خود می اورد

    احساس خوب با خود می آورد

    یگانه است و هیچ قدرتی جز او نیست

    بر ذرات عالم احاطه دارد همه همه را هدایت میکند

    آری توحید است والا ترین احساس و قوی ترین فرکانس

    توحید که باشد وابستگی به دنیا نمیگنجد

    توحید که باشد بینهایت از او میخواهی و بزرگتر میشوی برای گذر کردن

    توحید که باشد جهان سر خم میکند

    توحید که باشد درون و بیرونت هماهنگ و آباد میشود.

    همه ذرات عالم به یگانگی تو شهادت میدهند و همواره تسبیح تورا میگویند ای رب العالمین

    نگاه میکنم به خودم میبینم این فایل رسالتم را برایم بیان نمود .

    منم شبیه این اتفاق برایم افتاد چرا زنده ام چرا بعد از تصادفم زنده ماندم ؟چه امری باید به انجام برسانم .

    آری توحید آری یکتا پرستی

    زیبا ترین حس جهان من این رسالت را بر میگزینم خدای مهربان مرا یاری کن مرا هدایت کن تا صدای تو باشم تا دست سخاوتمند تو باشم تا کلام تورا جاری کنم من تورا بر میگزینم تو مرا لایق گردان هدایتم کن به را راست به مسیر درست به مسیر ثروت های بیکران به مسیر برکت و فراوانی به مسیر آخرت زیبا و دنیایی پر از آرامش در پرتو تو در پرتو توحید.

    {صراط الذین انعمت علیهم }

    هرچه میگذرد به هیچ بودنم پی میبرم . به همه چیز بودنت پی میبرم .

    در ایین جهان بزرگ منم و تو چیزی غیر من و تو وجود ندارد .

    تو شرایطی را ایجاد میکنی تو دستانت را برای لطف به من میفرستی تووو تو میفرستی

    من چه دانم با چه دستی ؟

    من چه دانم از چه طریقی ؟

    این را تو میدانی

    تو میدانی و مرا هدایت میکنی…..

    این توحید است این درخواستیست که با قوانینت هماهنگ است .

    هذه من فضل ربی.

    همه از فضل توست

    بخواهی همه را میگیری بهتر و با ارزش تر میدهی .

    در ایین جهان هیچ چیز ابدی نیست پس وابستگی وجود ندارد

    درک کن مدار را در مدارت باشد لاجرم با توست مدارت بالا رود از زندگی ات میرود

    حال اگر میخواهی لذت ببری رها باش وابسته چیزی یا کسی نباش

    تو حید این است رهایی ارامش و در نتیجه لذت.

    مگر نه این است که زمان مرگت مال و فرزندان و پدر و مادر برایت نمیماند

    پس چه خوب است که رها باشی مدارت را بالا ببری تا نعمت ها بیشتر شود وابسته محیط فعلی ات نباشی شرک هایی که بیرون از تو درونت را الوده کرده اند نابود کن .

    شرک های تو توهمی بیش نیستند که فقط از ورودی هایی از بیرون که ذهنت را خطچه دار کرده دارد می ایند

    وقتی توحید را درک کنی حرکت میکنی از او هدایت میخواهی و حرکت میکنی خواهی دید هیچ کدام از ان شرک ها واقعیت نداشتند و تو به خود ظلم میکردی .

    حال رها شدی شرک های قبلی در وجودت نیستند اما نخواهی که ثابت باشی باید بیشتر و بیشتر توحید را باور کنی بینهایت است مسیر درک او مسیر توحید بینهایت است شرط است که جدی شوی ایمان داشته باشی و حححححرررررررکتتتتتتت کنی.

    چنین کن تا قدرت خلق درونی ات را بیابی قدرتی که الله مهربان به تو عطا کرده حال دیگر هر لحظه سپاسگزاری هرلحظه سرشار از احساس خوب و شادی وصف ناپذیری و این بر تو می افزاید لازیدنکم میشوی.

    آه الله مهربان چه رنگی دارد الهاماتت چه خداگونه اند

    این کامنت الهامات من از خدای یگانه و مهربان بود من هیچ ایده ای برای نوشتن این کامنت نداشتم فقط ححرکت کردم و قصد کردم که بنویسم وقتی خداوند جسارت مرا دید الهام کرد قدم به قدم.

    سپاسگزارمم خدای مهربان سپااااااااساسسسسسسگززززززاااااااررررررمم بینهایت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    حسین امامی گفته:
    مدت عضویت: 1762 روز

    به نام خداوند بخشنده و بخشایشگر

    سلام به شما دوستای عزیزم

    بزرگترین ترمز من که چند ماهه دارم بهش میپردازم و به میزانیی که موفق بودم احساسه رهایی دارم ایننه که رویه خودم حساب نکنم و این گاری زنگ زده خودمون رو به دوش نکشم و از مغزم و حساب کتاب کردن بکشم بیرون و از صداها و هرچی دارم لذت ببرم

    بعدی خانواده و رفتار من

    مثلا خواهرم امروز میگفت آره آخرزمان هستو و امام زمانو وفلان و این حرفایی که تو ایران تا دلت بخاد و آخرش گفت دیگه باید بگین کدوم طرفی هستین

    و من اینجا دیگه کمی خشم بهم غلبه کرد با اینکه خیلی بهتر شدم چندتا جواب محکم دادم بهش

    ولی خشم کنترل منو کمی دست گرفت در صورتی که توحید در اینجا نشانه اش سکوت بود

    و بعد از این خودم ذهنم درگیر موند برای دقایقی و استرسم باز ران شد و الان باز دوباره باید بیشتر رویه خودم کار کنم برای این شرکی که ورزیدم یعنی دستمو کردم تو آتیش با اینکه میدونستم اشتباس ولی اگر جواب نمیدادم آرامشم حفظ میشد و کلی حالمم بهتر میموند وحتی شاید تاثیر بسیار بهتری رویه خواهرم میگذاشتم

    من تصمیمی که گرفتم و میخام به امید الله تمام تلاشم رو بکنم اینکه در سکوت ادامه بدم به رشد و پرداختن به مسیر خودم و از چیز هایی که میخاد منو تحریک کنه اول این صحبت های جامعه یکی میخان اینا باشن یکی میخاد اونا بیان و فلان فرار کنم

    و دوم تو خونه تمام تمرکزم رو بگذارم رویه خودم و در مواقعی که این چیز ها پیش بیاد اعراض کنم و فقط توجهم به رشد و رشد خودم باشه و بیشتر باور های ثروت سازو برای امسال به کمک خدا برام ایجاد بشه و بیشتر عملگرا بشم و کمتر فکر کنم یعنی خیلی کم فکر کنم چون فکر کردن زیاد بسیار بسیار آدمو به شرک میبره چئن از حساب کردن رویه تجربه یا من میدونم و این درسته و این مسیر و اون فلان میاد و خیلی بده خیلی

    در پناه خداوند باشید فعلا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1811 روز

    درود دوستان عزیزم وقتتون بخیر

    استاد عزیزم مریم جانم سلام ..وقتتون بخیر و شادی

    بحث شیرین هدایت در این فایل منو به فکر فرو برد

    یادم امد اصلا دلیل اینکه من اینجا چیه

    من مدتی بود که دنبال خدا میگشتم و دوست داشتم بیشتر ازش بدونم

    من میخواستم با خدا دوست باشم اما درباره نماز و قران مقاومت داشتم و همیشه احساس گناه داشتم..که فقط با نماز هست که با خدا میشه صحبت کرد

    اما تکاملی بعد از چند تا استاد رسیدم به این سایت الهی که میگه هر طور راحتی با خدا حرف بزن صلاه یعنی توجه کردن به خدا و نعمت ها..و ذکر و یاد خدا

    چقدر این طرز فکر رو دوست دارم

    چقدر این خدای مهربان رو دوست دارم

    چقدر عشق بازی با این خدا رو دوست دارم

    هدایت به این سایت رو دوست دارم

    تو این روزها که ذهن باید کنترل و فیلتر بشه این سایت عالی هست

    الهی شکرت که قبلا ما رو هدایت کردید تا برای این روزها اماده باشیم و فکرمون راحت تر باشه و تصمیم های درست تری بگیریم

    استاد عزیزم برای همه فایل های این سایت

    الهی شکرت

    در پناه امن خداوند مهربان شاد باشید و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    افسانه شاکری گفته:
    مدت عضویت: 2550 روز

    سلام استاد عزیز ومریم جون ودوستان هم فرکانسی امیدوارم حالتون عالی باشه

    این سومین کامنت من هست که مکتوب میکنم اینقدرکه تحت تاثیر این فایل قرار گرفتم

    از دقیقه ده به بعد به شدت رو من تاثیر گذاشت وباعث شد چندین بارگوشش کنم

    مفهوم یکتا پرستی روالان متوجه میشم تنها وتنها انرژی تو قلبت فقط وفقط ازان خداست نیروی که هرلحظه باتو سخن میگه راه رو نشونت میده اگر که به ندای قلبت توجه کنی صدای خداوند رومیشنوی اگر حسش کنی

    مفهوم بت پرستی میشه هرانچه جز ندای درونت صدای قلبت حضورقلبت رواحساسش کنی میشه پرستیدنش برای من

    مفهومش یعنی وقتی شخصی رو توقلبم دوست دارم ومدام بهش فکر میکنم وباهاش توقلبم وذهنم زندگی میکنم میشه پرستیدنش

    کاردارم زمان لازم دارم تکامل نیاز دارم تابتونم صدای خدواند رودر قلبم درجه اش رو بالاببرم اینقدری که بی نیازباشم ازهرانچه ذهنم رو درگیر خودش میکنه

    من توقلبم وذهنم به پول قدرت میدم شی ای که هفت سال باعث شده نتونم به خدا اعتماد کنم وداشتن حساب بانکی پر برای من حکم قدرت رو داشت اینکه هرلحظه ای که لازم باشه با پول برطرفش کنم

    خدایا بی نهایت سپاس گزارم ازت برای وجود پول درزندگیم اما اعتبارش رو به تومیدم

    خدایا کمکم کن بتونم حضورت رو درقلبم هرلحظه حس کنم و قدم به قدم با تو پیش برم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  5. -
    محجوبه گفته:
    مدت عضویت: 2434 روز

    سلام سلام

    چهارمین روز از شکست نجواها و شرک

    امروز خیلی خیلی ارومتر بودم. امروز اونقدر اتفاقات خوبی افتاد که خودم مات و مبهوت مونده بودم. امروز چهارمین روز از غلبه بر ترس خونه خریدن بود. خدای من عزیز من باورم نمیشه امروز همسرمو رو بردم دوتا خونه دید خونه سوم گفت برو دنبال خونه جون دار خونه بزرگ خونه به درد بخور و خیلی معجزه وار دوتا خونه دیدم قصر بود 175متر بهترین متریال خدایا شکرت صدهزار مرتبه شکرت. فقط یک معجزه میتونست باعث بشه که برگرده بگه ولش کن ماشین خودمم میفروشم یک خونه خوب بخریم سه ماه دیگه دوباره ماشین میخرم. کار و بار راه میفته باز!

    همسرم یک جمله معروف دارم و همیشه وقتاییکه من یکم نا امیدم میگه نگران نباش! خدا با ماست!

    تا میبینه یکم نگران میشم سریع همینو میگه!

    خدایا صدهزار مرتبه شکرت نمیدونم این پروسه داره چه جوری درست میشه ولی امروز پسرم گفت مامان کی میریم خونه جدید گفتم خدارو چه دیدی شاید هفته دیگه این موقع خونه جدید بودیم.

    گفتم من امروز یک دل سیر با خدا حرف زدم بهم گفته اینقدر حساب کتاب نکن! حساب کتابش به تو مربوط نیست! تو کار من دخالت نکن!

    خدای من دقیق همینا رو گفت گفت به تو مربوط نیست دخالت نکن!

    بهم گفت کی سه روز پیش دستشو فرستاد و گفت برو دنبال خونه؟ گفتم تو گفت پس اگر من فرستادم پس حساب کتابشم با خودمه!

    بعد گفت: فاذا سئلک عبادی فانی غریب عجیب ادعوه الداع اذا دعان

    و هنگامی که بندگانم از تو درباره من میپرسند بگو من نزدیکم، دعای دعا کننده را هنگامی که مرا بخاند اجابت میکنم!

    و من امروز یک دل سیر خواندمش و اون هم اجابت کرد!

    میدونین حرف زدن با خدا وقتی که جوابتو میده یک حالیه! یک حال مستی خوبیه که دلت نمیخاد تموم شه دلت میخاد فقط بشینه باهات حرف بزنه نمیدونم چه جوری توصیفش کنم یه جوریه که تو از خواستت فراموش میکنی مثل مجنونی که دوست داره به هر بهانه ای لیلی رو گیر بیاره بشینه نگاهش کنه و اون براش حرف بزنه.

    حاضره خودشو بکشه ولی بتونه لیلی رو نگاه کنه.

    دیگه براش مهم نیست یا حتی یادش میره از لیلی چی میخاست همینکه کنارش باشه کافیه.

    خدا امروز جوری کنارم بود که دیگه خاستم برام مهم نبود فقط دوست داشتم باهام حرف بزنه.

    امروز فقط و فقط فراوانی دیدم خیلی فراوانی دیدم.

    هزار مرتبه خدا رو شکر کردم.

    چقدر مردم پولدارن واقعا چقدر ثروت هست چقدر خونه های مجللی هست که وقتی میبینی میگی خدایا شکرت الهی برا همه خیر داشته باشه.

    فردا هم میام از پلن های قشنگی که خدا برام قراره بچینه میگم.

    پلنهای فروش خونه خودم که مطمئنم اونم بهترین پلنه! چون دلم خیلی ارومه چون وکیلم خداست!

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    احمد پرندوار گفته:
    مدت عضویت: 750 روز

    درود به همه دوستان عزیزم

    من همیشه نشانه می‌دیدم توی زندگیم از طرف خداوند

    یک روزی دم در مغازم نشسته بودم داشتم به بدهی و دلار و این چیزا فکر می‌کردم و به خدا میگفتم آیا منو آفریدی که قربانی شرایط باشم؟ قربانی دلار N قیمتی باشم؟ قربانی بی عزت نفسی باشم ؟ قربانی درآمد خوبی نداشتن باشم؟

    همون موقع پسر بچه ای بسیار فضول محله با دو چرخه اومد پیشم این شخص واقعا خیلی بچه بی ادبی بود و حرفای بد به بقیه می‌زد صادقانه میگم

    برگشت بهم گفت بازارت چطوره ،لبخندی زدم گفتم هیچی

    گفت زن داری؟ گفتم ن پول ندارم ازدواج کنم

    بعدش بهم گفت نگران پول نباش پول از بالا میاد همینو گفت و رفت خدا شاهده کلی اشک ریختم چون می‌دونستم چون قبلش داشتم با خدای خودم حرف می‌زدم درخواست می‌کردم و واقعا وقتی درخواست می‌کنیم شاید در لحظه نرسیم بهش اما نشونه ها میان

    بنده خودم آدمی هستم قلبم پر از مریضی هست پر از ترس هست

    پرم از شرک من حتی جرعت رو به رو شدن با بعضی ترس هارو ندارم

    ترس از شکست دارم و کلا ذهنم همش رو نشد ها تمرکز داره خدا شاهده دوره 12 قدم تونست بهم کمک کنه اما بازم با وجود اینکه می‌دونم بعضی چیزا بر خلاف قانون هست بازم نمی‌تونم انجامشون ندم و واقعا واقعا تفاوت افرادی که نتایج بزرگی میگیرن مثل استادمون با من در همین رعایت کردن هایی هست که آگاهی داریم راجبشون ولی خیلی هامون بخاطر کم ایمانی نسبت به قانون خداوند بازم میریم انجامشون می‌دیم کاراییی که مغایرت دارن با قانون رو ،،

    ایشالا که بتونم موفق بشم و با موفق شدنم کمک کنم الگویی بشم برای اطرافیان خودم 💚🌱برای همگی آرزوی موفقیت و خوشبختی دارم در پناه خداوند مهربان خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    Maryam h گفته:
    مدت عضویت: 1280 روز

    به نام خداوندبخشنده ومهربان

    سلام به استادعزیزومریم جان ودوستان همراه وهم مسیر

    ازوقتی یادم میادقبل ازواردشدن به این مسیرلذت بخش وزیبا فقط روی خودم حساب میکردم نه روی خداونه روی دیگران .البته روی خداحساب میکردم ولی کمترازخودم واصلا خدارونمیشناختم ومدتهاست خیلی چیزاهم یادم نمیادکه خدام چطوری بود.

    ولی ازوقتی بامسیرتوحیدواستادعزیزآشناشدم خداوندروبیشترشناختم والبته اوایل این راه یادم میادتوی شرکتی خوب وازنظرهمه چیز ایده ال البته اونموقع کارمیکردم ومدیرشرکت روزاول گفت اینجاازنظرحقوق ودرآمد هیچ مشکلی نداریم والبته تاهروقت دلت بخوادمیتونی بمونیدولی من توی دلم گفتم من دوس ندارم تاآخرعمراینجابمونم والبته مدیرمون خیلی خوب بودولی من برای اولین بارداشتم روی یکنفرخیلی زیادحساب میکردم ویک چیزی توی گوشم زنگ میخوردنمیدونم چی بود وداشتم روی توحیدوفایلهای توحیدی کارمیکردم والبته خیلی هم ذوق داشتم و مدتهاهم بودمیخواستم دیگه واسه خودم کارکنم ولی میترسیدم که بی پول بشم نتونم وهزارتافکردیگه ووقتی اون سال حقوقهارواداره کاردرصدبالایی زیادکردخیلی ازشرکتهاباترفندهای مختلف شنیده بودم زیادنکرده بودندولی من بااطمینان عجیبی به همکارم میکفتم امکان نداره مدیرماهمون درصدروزیادمیکنه ایشون آدم درستی هستن ووقتی موعدش رسیدمدیرمون گفت من نمیتونم این درصدزیادکنم وایشون که میگفتن ازنظردرآمدماهیج مشکلی نداریم داشتن میگفتن 200هزارهم برام مهمه ولی نمیدونم ناراحت نشدم وفقط سکوت کردم وگفتم حتما خیره ویک چیزی توی قلبم میگفت چرااینقدرروی یکنفرحساب کردی توکه تاحالاروی هیچکس حساب نمیکردی واین تضادباعث شدخواسته م واضح بشه که من آزادی میخوام والبته خداوندوقتی میخوادتوی یک شرایطی نمونی آرامشت روازت میگیره وبعدبه یک تضاددیگه خوردم ودیگه تصمیمم روگرفتم واستعفا دادم وگفتم من قدم اول روبرمیدارم قدم بعدی بهم گفته میشه.

    نمیدونم چراواقعا روی قول انسانهاحساب میکنیم اینقدرولی روی خدایی که این جهان روآفریده حساب نمیکنیم البته اینقدراین خدامهربونه که همیشه هدایت کرده ومیکنه بعدازاومدن بیرون بازدریک موقعیت دیگه روی یکنفردیگه حساب کردم والبته متوجه نمیشدم وامیدداشتن روباشرک اشتباه گرفته بودم بجای اینکه خودم حرکت کنم وروی هدایتهای خداوندحساب بازکنم بازداشتم روی یکنفردیگه حساب میکردم ولی خوب مسیرراحت ولذت بخشه چون هردفعه دارم آگاهترمیشم باهدایتهای خداوندمهربون وجالبیش اینه که وقتی همیشه داری روی خودت کارمیکنی مسیرآسونه وتضادها باعث میشن بفهمی چی میخوای وآگاهتربشی ویک قدم به توحیدنزدیکتربشی واین مسیرودوست دارم .

    دیگه شل کردم خودش برونه…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  8. -
    فاطمه فؤادیان گفته:
    مدت عضویت: 1408 روز

    اجرای تمرینات سایت معمولا برای من آسون نیست

    اوایل لحظه ای که سوالات تمرینات رو میخوندم

    هیچ جوابی نداشتم بهشون بدم

    فکر میکردم شاید هیچ تجربه مشابهی نداشتم که مرتبط با تمرین خواسته شده باشه

    اما بعد ها با خوندن کامنت ها و گذر زمان

    فهمیدم این تمرین ها طوری طراحی شدن که ما عمیق بشیم در رفتار و افکارمون در تجربه ها و نتیجه هامون

    تا وضوح یه سری مسائل برامون بیشتر شه

    اینبار هم همین شد

    بعد خوندن تمرین اولین چیزی که به ذهنم اومد این بود که من واقعا نمیدونم کجا شرک دارم

    میدونم به طور کامل توحیدی عمل نمیکنم و فکر نمیکنم

    اما کجا میتونم مچ خودمو بگیرم این رو نمیدونم

    گفتم حالا برم یک کامنت بخونم شاید با خوندن تجربیات دیگران برام مشخص تر شد

    کامنت یکی از بچه هارو خوندم و دیدم که چه دیدگاه متفاوتی به موضوع شرک داشت چیزی که من هیچوقت از دید اینکه این رفتار ها این واکنش ها این طرز فکر شرک حساب میشن توجه نکرده بودم

    چند کامنت دیگه هم خوندم

    یهو دلم خواست کامنت های قدیمی خودم در سایت رو بخونم

    چون هنوزم چیز کاملی برای نوشتن به ذهنم نرسیده بود

    و از طرفی فایل تصویری توحید عملی هم نگاه نکرده بودم فقط متن رو خونده بودم

    رفتم و چندین کامنت در گذشته از خودم رو خوندم که یکیشون کامنت اولم بود

    تو اون کامنت که اگه اشتباه نگم در زیر یکی از جلسات سری ویدیو های توحید عملی بود

    داشتم به شرک واضحی در زندگی ام که بعد گذشت چندین ماه بهش پِی برده بودم اونم با چک و لگد های فراوان از سمت دنیا اشاره میکردم

    اونجا نوشته بودم توحید عملی یعنی بدونیم من خودم مسئول زندگی ام هستم

    و واقعا این فراموشم میشه

    یکی از پاشنه های آشیل من یکی از شرک های من که من اصلا متوجه نبودم شرک به حساب میاد تا به امروز

    اهمیت و ارزش قائل شدن برای حرف ، واکنش یا چیز های این چنینی از سمت مردمه

    و مردم یعنی هرکسی به غیر از خودم

    چه خانواده ، دوستان و نزدیکان چه انسان های غریبه

    با اینکه با تلاش و خواست آگاهانه در مواردی واقعا بهتر شدم

    اما هنوز در من هست

    گاها نگران این میشم که فلان رفتار من فلان حرف من که اصلااا و ابدااا رفتار و حرف بدی نیست ممکنه چه واکنشی از سمت یک آدم داشته باشه

    من‌خیلی توجه میکنم به اینکه ممکنه این آدم رو عصبی کنم ، صبرش رو لبریز کنم و خلاصه چیز های این چنینی

    یا حتی آیا این آدم از صحبت با من خرسند هست یا نه

    بعد توجه به این موارد حالا میفهمم چرا خانم شایسته کار کردن روی دوره احساس لیاقت در کنار توحید عملی رو پیشنهاد دادن

    به اصطلاح به نگرانی های من میگن پیپِل پیلیزِر به دنبال خرسند کردن آدم ها اینکه همه از من خوششون بیاد یا من رو بپذیرند

    و این موضوع در هرررر قدم کوچک من که به سمت بزرگ تر شدن شخصیتم میره تاثیرگذاره

    من‌روز ها باید برای قدم هایی که برداشتنشون واضحه برام به ذهنم منطق بدم تا بتونم دست به اقدام بزنم

    فکر میکنم اینکه ما خودمون رو فراموش میکنیم

    خرسند بودن خودمون رو ، آرامش داشتن خودمون رو برمیگرده به توحید و ارزشمند دونستن خودمون

    اگه هدف از خلقت من لذت بردن از این جهان و نعمت هاشه

    اینکه من بخوام به اینکه آدم ها درباره من چی فکر میکنند درباره این رفتارم چه واکنشی دارند قدرت بدهم شرکی مخفی است که ترمز راه و هدفم میشه

    این فایل ها با نام بی نظیر مناسبه توحیده عملی نامگذاری شده اند تا یادآور من بشوند که حساب باز کردن روی خدا قدرت عمل و حرکت کردن را به من میدهد اینکه خدا در وجود من هست و در وجود هزاران آدمی که من نگران رفتار آنها هستم

    به موقع اش بار های دیده ام که خداوند قلب انسات هارو چگونه برای من نرم کرده چون خودش در قلب آنهاست

    اینکه خداوند من قادر به انجام همه چیز هست

    و هر آنچه که من نگرانش هستم همه در کنترل خداونده

    من کنترلی رو رفتار دیگران ندارم

    اما روی خودم رفتار و اعمال و افکارم کنترل دارم اختیار دارم و اینهم از بزرگی و بخشندگی خداوند منه این هم نعمتی از سمت خداست

    از خدا خواستم خودش برای نوشتن کامنت کمکم کنه و بهم بگه چیا بنویسم

    فایل تصویری رو که مشاهده کردم شروع به نوشتن کردم و حتی الان حس میکنم کافی نیست باید بیشتر از اینها یاد آور بشم که خداوند من چقدر تواناست

    او قدرت مطلق این جهان است

    او جهان را برای جگر گوشه اش (انسان) خلق کرده تا از آن لذت ببرد

    او خودش تمامی پتانسیل های مارا میبینید و واقف است اگر ما نمیبینیم مشکل از سمت ماست

    او قدرتی است که این جهان را خلق کرده و هر روز اداره اش میکند برگی‌ بدون اذن او از درختی نمی افتد

    موجودی بدون خواست او نفس بعدی اش را نمیکشد

    و این قدرت عظیم را با تمام بخشندگی اش به من و تو بخشیده

    هرچی که ما میخوایم هرچی که در زندگی فرد دیگری میبینیم و میخوایم خدای ما داده

    همون خدا میتونه همون رو بهتر از اون رو به‌ما بده

    چون روزی دهنده اونه اونی که نعمت رو میده خودشه

    در خصوص نوعی از شرک که خودم داشتم بیشتد یادمیگیرم اگه کاری رو میخوام انجام بدم از ترس واکنش دیگران نباشه

    هممون میدونیم ترس نوعی شرکه

    ترس از بی پولی، ترس از پس فلان کار بر نیومدن ،ترسه از طرز تفکر مردم نسبت به خودمون ، ترس از تمام شدن رابطه عاطفی یا ترک شدن ، ترس از تموم شدن کم بودن محدود شدن هر ترسی که به دلمون میاد نوعی شرکه

    و من با ساعت هایی در روز که به این تمرین فکر کردم میفهمم اعمالم و قدم هام نباید از روی ترس باشه

    اعمال فقط انجام دادن کاری نیست

    انجام ندادن کاری که میخوایم قلبا انجام بدیم اما بخاطر دیگران اون کارو نمیکنیم هم نوعی عمله

    خشنودی من برای من آرامش به همراه میاره

    بنابر این اگه کاری بخوام بکنم از جایگاه ترس نباشه از جایگاه میخوام انجامش بدم چون بزرگتر میکنه من و شخصیتم رو میخوام انجامش بدم

    چون اگه جای این فرد بودم این رو برای خودم میپسندیدم

    عمل کنم از جای درست از دیدگاه بالاتر جوری که خداوند من فکر میکنه ، میبخشه ، بزرگواره

    در آخر باز هم یاد اور بشم

    نیرویی که این جهان را خلق کرده

    و هر روز اداره اش میکند

    رب این جهان مالک این جهان هستی

    اززز همون نیرو در وجود شما قرار داده

    پس تنها باز دارنده من ، خودم هستم

    و هیچ‌کس مسئولیتی در قبال من و زندگی ام و تجربیاتم ندارد

    امیدوارم در پناه الله یکتا شاد ، سالم ، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    معصومه لعل گفته:
    مدت عضویت: 2803 روز

    سلام استاد عزیزم وقتی میگی برو شروع کن باور داشته باش بهت گفته میشه هدایت میشه

    این واقعا درسته من همیشه خدا رو دوست داشتم ارتباط خاصی باهاش داشتم خیلی دوست داشتم عشق و باهاش تجربه کنم ولی نمی شد خیلی ملایم بود فقط گاهی رعد و برقی می زد و خاموش میشد

    وقتی خدا خواست هدایت بشم من و با شما آشنا کرد و این یک اتفاق نبود

    رسالتتون و خیلی خوب انجام دادید من امروز همون عاشق و سرگشته شدم

    امروز هدایت شدم فایل توحید عملی 1 و گوش کنم نمی دونم این فایل چه زمانی ضبط شده ولی وقتی خدا به این دوست این متن زیبا رو الهام میکرد برای امروز من بود که من اون و گوش کنم و چیزی رو که می خواستم از لابلاش پیدا کنم اینقدر گریه کردم که چشمام الان به زور بازه و تایپ می کنه این همه بزرگی رو چطوری میشه وصف کرد استااد مرسی که باعث شدید من طعم دلپذیر این عشق و بچشم متعهد میشم منم به رسالتم عمل کنم و نشونه ای نور خدا روی زمین باشم چطور میشه این آرامش و توصیف کرد من خودم و فراتر از جسم میبینم ذوب شده در هستی خدایا شکرت را با چه زبانی بگویم که قاصر است زبان از ثنای تو.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: