اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
تمرین: صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ (مثلاً: اگر فکر میکنید “تا فلانی نباشد کارم راه نمیافتد”).
سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی برای پاسخ دادن به این تمرین باید بگم که معمولاً در ذهن من همیشه اول خانواده، همسر، پدر مادر، و خونواده همسر میتونن جزو این افراد باشند.
مثلاً یک آرزویی که من داشتم بعد از اینکه از ماه عسل برگشتم و خونهدار شدن بود که به طرز معجزه آسایی اتفاق افتاد این بود که یکی از افراد نزدیک به ما میخواست خونشو بفروشه و ما که وام ازدواجمون تازه به ناممون در اومده بود میتونستیم اون رو بخریم اما این میون من بیش از اون چیزی که باید چه برای جلوتر انداختن وام ازدواج چه برای پرداخت بخش دیگری از پول خونه روی یکی از افراد نزدیک بهمون در خونواده همسرم حساب میکردم که اگر ایشون نباشه ما نمیتونیم اون خونه رو بگیریم اگر ایشون نباشه ما نمیتونیم وام ازدواجمونو سریعتر بگیریم و همه اینا…البته ایشون همیشه از ما حمایت کرده و میکنه اما اینکه بخوام انتظار داشته باشم یا بخوام چشمم به دستان ایشون باشه کار نادرستیه که اصلاً و ابداً از خودم توقع ندارم، تا حالا اینجوری بوده که من از کسی توقع نداشتم اما نزدیکترین افراد بهمون چه در خونواده همسرم چه در خانواده خودم ما رو حمایت کردن و به ما کمکهای مالی و عاطفی داشتن. اما در واقع انتظار داشتن کار نادرستیه و هر زمانی که من به خداوند توکل کردم بهترین اتفاقها در زندگیم برام افتاده به قشنگترین و سادهترین شیوه ممکن و بدون منت در هیچ زمانی در آینده.
سلام به استاد عزیزم که از صمیم قلب به خاطر وجودشون از خداوند سپاسگزارم…
سلام به مریم جان شایسته که با قلم جادویی خودشون اینقدر زیبا مینویسند و همیشه متحیرم از متن های نابشون
سلام به دوستان عزیزم در سایت….
و سلام به لیلا جان، سعیده ی عزیز،علی آقا و شکیبا و شکیلا ی نازنین ،و شهرزاد خانوم دوست داشتنی… قلبم به تک تک شما عزیزان نزدیکه و میبوسمتون
ازشیراز زیبا
باور کردنش برای خودمم کمی سخته، ولی تکامل من بیشتر از بقیه طول کشید…
ولی بابت نتایجم سپاسگزار خداوندم
بین آدمایی که دوروبر خودم دیدم… تنها کسی هستم که به شدت به استاد عزیزم متعهد بودم…
فقط و فقط صحبتهای استاد رو گوش کردم…
هرچقدر دوست و آشناها میگفتن بیا صحبت فلان استاد روهم گوش کن… قلبم و مغزم یکدل بودن که فقط استاد عباسمنش…
میگفتم اگر بخوام تغییر کنم و مدارم بالاتر بره،فهیم تر و کار بلد تر از استاد من هیچکس نیست…
سالهاست توی این 5 سال… تلویزیون ندیدم،، خیلی کم… اگرم دیدم به خاطر این بوده که با پسرم کنار هم بشینیم و انیمیشن ببینیم…
سالهاس به ندرت آهنگ گوش کردم…
مگه اینکه تاپ تِن موزیکهای جهان رو بخوام گوش کنم…
سالهاست توی ماشین فقط فایلهای استاد رو گوش کردم، حتی شده با هندزفری
با اینکه نتایجی پدیدار نبود واقعا…
ولی من فقط گوش میدادم…
و گوش میدادم
دلایل زیادی هست که فرکانس من اینقدر پایین بودولی نه با مشاوره رفتن.. نه با دارو خوردن…با هیچی حل نمیشد
من همچنان صبر کردم… و فقط صحبتای استاد رو گوش میکردم…
حتی بدون اینکه خواسته ای داشته باشم از خداوند…
تجربه ی خاص و شگفت انگیز و مادی ای هم نداشتم تا الان
ولی شکرگزار شدم توی زندگیم
کنترل ذهنم عالی شده
رابطم با اطرافیانم عالیه
حدومرز گذاشتن با یه سری آدما رو خوب بلد شدم
از همه مهمتر رابطم با خداوندم عالی شده… اون میگه و من حالا دیگه بی چون و چرا فقط انجام میدم…
و قشنگتر از همه اینکه خودمو دوست دارم
خیلی هم دوست دارم
این نعمت بزرگیه برای من
با اینکه از بچگی همیشه مورد توجه اطرافیان بودم ولی هیچوقت خودمو نمیدیدم.. ،بهایی که به دیگران میدادم، یک درصدش رو به خودم نمیدادم….
و اینو بافروتن بودن اشتباه گرفته بودم..
اگر کسی ازم تعریف میکرد، سریع حرف تو حرف میآوردم که اصلا ادامه نده
ولی با کار کردن دوره عزت نفس ریشه ی این رفتاررو پیدا کردم و تصحیح شد برام
من با اینکه رنگ چشمان زیبایی دارم… هیجوقت نمیدیدمشون…
الان هروقت توی آینه نگاه میکنم این زیبایی خدادادی رو میبینم و شکر میکنم
الان شکر گزارتر شدم
دستامو میبینم،پاهای سلامتم رو میبینم…
وقتی قدم میزنم حسِ بودن رو تجربه میکنم با تمام سلولهام….
درختها، خورشید،آسمون زیبا رو میبینم… قبلا فقط عادت بود و نگاه ِ از سر شگفتی نبود
الان من بالش گرم و نرمم رو با رو بالشی ساتنم رو میبینم… و سپاسگزارشم از خداوند
الان من وقتی یه استکان چای میخورم، عمیقا سپاسگزارشم
درصورتی که قبلا فقط حسرت زندگی دیگران رو میخوردم و ناسپاسی میکردم
یاد گرفتم فراوانی ها رو ببینم و شکر کنم
یاد گرفتم افراد موفق رو تحسین کنم
و باورهای قوی بسازم
الان دیگه حس ناکافی بودن ندارم…
الان خودم رو و فقط خودم رو مسئول تمام اشتباهات و اتفاقات زندگیم میدونم،
نه مادرم رو
نه پدرم رو
نه همسرم رو
و نه هیچ احدی رو
این دستاورد بزرگیه برای من
الان دیگه بعد از اونهمه تو درو دیوار بودن راهمو توی کسب و کار پیدا کردم و در حال آموزش دیدنم تا ماهر بشم و در زمان مناسبش استارت کارمو بزنم…
در حالیکه سالها از شدت عزت نفس پایین فقط سعی میکردم شبیه دیگران بشمو طبیعتا نه تنها سودی نداشت بلکه بیشتر هم آسیب میخوردم…
الان صدای خدا رو میشنوم… الان قدرت اینو پیدا کردم با اعتماد و توکل… تنهای تنها برم بیرون و خودم با خودم خوش بگذرونم…
دیگه نیازی به حضور فرد دیگری ندارم برای لذت بردن از مسیر
با کمک دوره قانون سلامتی من تونستم علت یه دل درد
مزمن که از 6 ماهگی تا 36 سالگی داشتم رو پیدا کنم… منظورم یه دل درد معمولی نیست… ضعف ناگهانی که من سالها درگیرش بودم هیچ دکتری علتش رو نمیفهمید،خدامیدونه که چقدر هزینه کردم بابت دکترهای مختلف و آزمایشای جورواجور…
و چه بهایی دادم از نظر روحی، اینقدر که من جرات نداشتم صبحها حتی برم پیاده روی… چون معلوم نبود کی دچار اون حالت میشم….
خلاصه که با دوره ریست کردن روده…. من علتش رو فهمیدم و در حالیکه مبهوت از فهمیدن علتش بودم…. شفای من در عرض یک شب اتفاق افتاد….
من آلرژی غذایی داشتم به تخم مرغ!!!!!!!!
خدایااا باورم نمیشد
به تخم مرغ؟؟؟
کی میتونست بفهمه آخه…
حتی هیچ پزشکی شک هم نکرد این شاید آلرژی غذایی باشه..
و الان من دوساله لب به تخم مرغ نزدم… و شفا رو در بدنم حس میکنم و …
روزی نیس سپاسگزار خداوند نباشم
این حسِ شفای بدن رو با هیچی عوض نمیکنم
الهی شکرت
ممنونم استاد
اینها جزئی از دستاوردهای من هستن
با کمک استاد
در جواب سوال این فایل باید بگم
متاسفانه
متاسفانه
مشرک ترین بودم…
.. چه جوری؟از تفکر سیندرلایی خودم بگم که همیشه منتظر بودم یکی بیاد منو نجات بده!!!
با اینکه آدم درونگرایی هستم ولی ته قلبم همیشه غصه میخوردم چرا پدرومادرم فلان کارو نمیکنن برای من..
چرا همسرم بیشتر حمایتم نمیکنه؟
چرا اون آدمه با اینکه میتونه برای من کار جور نکرد
و هزارتا از این چراها
تصور کنین اینها ثانیه به ثانیه توی ذهن و بدن من نفوذ میکرد… و نتیجش شده بود یه آدم افسرده ی داغون
و الان بعد از گذشت 5 سال
تونستم 90 درصدش رو بهبود بدم… عمیقا تمام قدرت، تمام اعتماد، تمام اعتبارها،فقط مختص خداوندمه…
الان با توکل پیش میرم و
روزانه
لذت اعتماد به خدارو میچشم و لذت اینکه قدرت فقط و فقط از آنِ خداوند است
با سلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی
به نظر من عامل اصلی موفقیت در هر زمینه بخصوص در زمینه مالی توحید هست و اگر همه راه های رسیدن به موفقیت را یه طرف و توحید را در طرف دیگر بگذاریم به نظر من توحید سنگینی میکند!
ما روزانه شاهد شرک و بی ایمانی در بسیاری از زمینه ها در زندگی خودمان و دیگران هستیم؛
و این شرک معمولاً به صورت مخفی و غیر قابل تشخیص هست یا به سختی میشود این شرک ها رو در وجودمان شناسایی کنیم؛
شرک فقط به معنای بت پرستی نیست ؛شرک قدرت دادن به هر عامل بیرونی غیر از خدا هست،
و قدرت را از خودمون می گیریم و به غیر خدا میدهیم و دلیل اصلی شرک عدم شناخت خود هست!
یعنی وقتی ما خودمون رو نشناسیم و توانایی های خودمون رو نشناسیم به شرک مبادرت می ورزیم؛
روی یه فرد دیگر حساب کردن مثل رییس جمهور یا نماینده مجلس یا استاندار یا هر فرد دیگر که آن را در ذهن خودمان بُولد کرده ایم شرک محسوب میگردد؛
ما توانایی های خدا گونه داریم و نماینده خداوند در روی کره زمین هستیم ! این یعنی اینکه ما هیچ محدودیتی نداریم؛
اگر محدودیتی هست فقط و فقط در ذهن ماست ؛
و ذهن جایگاه شیطان هست که باعث این محدودیت ها میشود،
و به نظر من نباید برای حل کردن مسایل که خود میتوانیم حل کنیم به دیگران قدرت بدهیم و دیگران را مسول حل کردن مسایل خودمان بدانیم!
ما هرچقدر که رشد کنیم و با قوانین این جهان هم آشنایی داشته باشیم باز شرک مخفی در درون ماهست و به قول پیامبر این شرک مخفی در دل انسان مومن هم خیلی نامرعی هست!
تنها قدرت موجود در جهان رب هست و ما باید از اون توسل بجوییم؛
سلام بر خوش فرکانسترین ناجی خودم آقای عباس منش و پرسنل خوب و خوبیها زیر سایه سار خداوند رحیم آمیناستاد عباس منش جانم از سایت خوبتون بینهایت فیض میبرم همانا سفره پربرکت خداوند مائده هست واسم هدفی دارم والا هرچند که ورودیهای ذهنم رو مسدود کردم و خروجی ذهنم رو آزاد خداروشکر فرکانسم ثانیه به ثانیه قوی و قویتر شده آمین
ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید با تأمل بنگرد که برای فردای خود چه چیزی پیش فرستاده است، و از خدا پروا کنید؛ یقیناً خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.
و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشی کرد؛ اینان همان فاسقانند.
=====================================
پروژه ی توحید عملی
گام اول
برداشت دوم،یاد داشت شخصی:
◀️اعتراف میکنم تو خوندن متن های طولانی اصلا خوب نیستم،هرچقدر میتونم ساعت ها و ساعت ها به صدای استاد گوش بدم ولی ذهنم برای خوندن متن فایل ها،اصلا همراهی نمیکنه،تصمیم داشتم بعد از نکته برداری و گذاشتن رد پا برم برای توحید عملی ٢،حتی شروع کردم به نوشتن اما به سختی پیش میرفتم،خودکار توی دستم سنگین بود و انگار نمیفهمیدم استاد چی میگه،بنابراین دست نگه داشتم تا ببینم مشکل از کجاست،یک احساسی بهم میگفت تو هنوز کارت با فایل اول تموم نشده و این عجله ی تو برای رفتن به فایل بعدی کاملا بی فایده ست.
◀️برگشتم متن فایل رو خوندم و از فرکانس پشت این جملات ،احساس آرامش عمیق ذهنی رو تجربه کردم که مدت هاست دنبالشم،رسیدن به آرامش پایدار …
◀️برعکس استاد که در اثر حادثه ممکن بود جونشو از دست بده،من بخاطر شرایط سخت ذهنی که تو کودکی و نوجوانی داشتم خودم دست به اقدام زدم و هر بار برام سوال بود که چطور من زنده موندم.
◀️یا وقتی تو اوج تاریکی زندگی از کار و رابطه و هر جنبه ای که آدم میتونه تو زندگیش تجربه کنه بودم و احساس کردم دیگه نمیتونم ادامه بدم،چرا خدا همکارم رو مامور کرد من رو با یک سری قوانین آشنا کنه؟!چرا من رو وارد آموزش های استاد عرشیانفر کرد؟!چرا عموم رو مامور کرد که الا و بلا مصاحبه ی استاد عرشیانفر و استاد عباس منش رو براش دانلود کنم؟!
◀️چطور از لحظه ی ورودم به سایت در اوج بی پولی بدون هیچ اطلاعی از هیچ فایلی از استاد من رو وارد دوره ی دوازده قدم کرد؟!چرا این میل و کشش و رغبت قلبی رو توی قلبم برای خوندن و درک قرآن قرار داد؟!
◀️چرا به من گفت بچه هات رو بفرست برند و بعد خودش برام جایگزین انتقالی فرستاد ؟!چی شد که برام ٣ ماه مرخصی شد؟!چی شد که اومد توی خوابم و بهم گفت کویر رو رها کن تا من بتونم رشدت بدم؟!چی شد که رئیس دانشگاه علوم پزشکی بدون هیچ آشنایی با من،به همه دستور داد با انتقالی بدون جایگزین من موافقت کنند؟!
◀️چرا خدا یکی رو از اورژانس کودکان گرگان به جای من فرستاد مازندران و مسیر حرکتی من رو ١٨٠ درجه عوض کرد؟!چرا من رو برد تو شرایطی که بتونم جسارت انصراف دادن رو به دست بیارم ؟!
◀️چرا بدون هیچ اطلاعی از من به قلب بنده هاش انداخت که بیان من رو بیرون از سایت پیدا کنند؟!چرا به من گفت برو کیش؟!چطور من رو از خواب مادربزرگ دوستم هدایت کرد؟!چرا به آقای محمودیان الهام کرد که برای من کار پیدا کنه ؟!
◀️من این مسیر رو اومدم تا کوآلیفای بشم برای چی؟!این نقشه ی گنج برای کدوم مسئولیت بود؟!چرا به من تکلیف کرد باید کتاب بنویسی؟!چرا ازم خواست هرچی بلدم رو روی کاغذ بیارم؟!چرا از همه جا برام نشونه ی توحید میفرسته؟!چرا میره توی خواب پدر دوستم و بهش میگه تو و دوستت مروارید به دست توی کیش بودین،بدون اینکه پدر دوستم منو بشناسه؟!چرا میره توی خواب دوستان سایتم و بهش کتاب منو نشون میده که میگه اسم این کتاب توحیده؟!چرا هر چقدر من تلاش میکنم در عمل در مقابلش خاشع باشم و سرم رو جلوی خدا پایین نگه دارم و برای هر قدمم منتظر هدایت بمونم اما بازم مثل استاد روزی هزار بهم میگه،این مهمه،این مهمه،این مهمه،دائم داره میگه سرت رو جلوی من پایین نگه دار…
خدایا به عظمت خودت قسم،من هنوز نمیدونم تسلیم بودن چه جوریه،نمیدونم توحیدی عمل کردن یعنی چی،نمیدونم چه جوری ایمان ابراهیمی بسازم،هنوز نمیدونم توی ذهنم از چی میترسم که نتونستم هدایت بعدی رو دریافت کنم،خدایا تو اون قدرتی هستی که میتونی دست بزاری رو اون کدی که توی ذهن من خرابه ،همونی که اگر درستش کنم اون بیرون خود به خود درست میشه ،مثل تموم معجزه هایی که خودت خود به خود رقم زدی…
تو کمکم کن تا بتونم عیب و ایراد هارو بفهمم و درستش کنم و اجازه بدم که تو جریان هدایت رو راه بندازی …
من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی گیرم؛
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو استاد قشنگ قلبم…
سلام به بچه های این منزل که هم به دنبال عشق توحید هستن و هم به عشق و عاشقی به درگاه رب نازنین سجده بجا میارن و سپاس گزار لحظه به لحظه زندگی هستن خدایا شکرت…
خدا جون سپاس از که امروز روز جمع منئرو بیدار کردی و اماده کردی بیام سر کار و امومد هنوز بچه ها نیومدن و من رو به صلات هدایت کردی و اون چه صلاتی شروع توحید عملی 1
از بانو اجی سعیده شهریار ی متشکرم که با کامنتش من رو هدایت کرد به شروع توحید عملی در پناه رب جانان…
الهی شکرت ربمن سپاس از تو بیهایت برای حضورت تویه زندگیم…..
خدا جون خدای خوبم چه دارد انکه تورا ندارد؟
و چه ندارد انکه تور دارد……….
و الله کل شی وکیل ….
و خداست که کار ساز هر چیزی است….
خدایا شکرت سپاس از تو ……
ایاک نعبد و ایاک نستعین…..
پروردگارا به جز تو به هیچکس پناه نمیبرم و برای گشایش هیچ دری دست تمنا به سوی غیرت دراز نمی کنم….
تو خود آن خدایی هستی که اگر دری را به حکم حکمت ببندی به وقت رحمت همان در را با لطفت باز خواهی کرد….
خدا جون خدای خوبم ازت بینهایت سپسا گزارم برای این مسیر زیبا و پر از عشق و پر از احساس خوب و عالی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت و بینهایت سپسا از تو رب ودود من…
خدایا شکرت برای تمام لحظات زندگیم….
خدایا شکرت برای همین الان که دارم کامنت مینویسم با دستام الهی شکرتتتتتتتتت…
خدایا شکرت برای هدایتهات و الهامتت که من لایق دریافتشونم و هر لحظه در حال ارسال این پیامها و هدایتهاییی….
خدایا شکرت برای همچیز الهی شکرت رب من بینهایت سپاس از تو رب عزیزم…
دوستت دارم بوسسسسسسسسسسسسسسسس….
در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند و عاشق باشید….
سلام ب استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستای عزیزم
نمدونم چی بنویسم و از کجا شروع کنم یه حس عجیبی تو وجودم متولد شده حسی ک انگار گم شدمو پیدا کردم ،،همیشه دنبال خدا بودم همیشه از خدا هدایت میخاسدم احساس میکردم خدارو میشناسم احساس میکردم آدم خداشناس ب تمام معنایی هسدم ولی علان ک ب این خداشناسی رسیدم میبینم چغد شرک های مخفی تو وجودم بوده و خبر نداشدم چغد ضعف و ترس از آدم ها و رو برگرداندن آنها از خدم را داشدم ،،،استغفرالله ربی اتوبه الیه
خدایا شکرت ک هدایتم کردی خدایا شکرت ک منو فراموشم نکردی ،،،مطمنم ک خدا انقده منو دوسداره ک بحال خدم راهایم نکرد انقده بنده ی محبوبش بودم ک عشقشو با هدایت کردنم ب این قسمت سایت بهم ثابت کرد،،،چغد بندهی ناشکری هسدیم ک بااینک میدانیم فرمانروای کل کرهی خاکی فقد خداس ولی باز بغیر از او سر خم میکنیم بغیر از او ترس داریم بغیر از او توقع داریم بغیر از او خاسده ای داریم بغیر از او وابسته ایم ک هم سیلی دردناکی از این ب غیر خدا ها میخوریم هم روز بروز مریض و فقیر و تهی میشویم با این همع شرک باز خدا ولمون نکرده کجا دیده ای معشوقه ای ب این مهربانی کجا دیده ای رئیس ب این بخشندگی کجا دیده ای پدری ب این آگاهی کجا دیده ای مادری ب این دلسوزی،،،خدایااااا ای رب واحدم من از خود چیزی ندارم من هیچم تو همع ای تو بخاه برام ک ب غیر تو از همع چشم بستم از غیر تو دل کندم انتخاب کردم تورا بجای همع پروردگارم صدا میکنم تورا اجابت کن مرا.
دیروز که نشانه ام فایل توحید عملی 3بود واقعا منو شوکه کرد مخصوصا متن استاد شایسته و سوال های بیرنظیرشون و گفتم من هیچی از توحید نمیدونم باید بیام بنای توحید رو در ذهن و قلبم درست بسازم و خدای واقعی رو بیشتر بشناسم و خودم رو که چه جاهای دارم با شرک هام قدرت رو میدم به غیراز خدا
و اومدم از توحید عملی شماره 1شروع کردم و قراره ازاین به بعد شروع کنم به انجام دادن تمرین ها
من تا پارسال وابسته همسرم بودم و خرید هامو تماما برعهده همسرم بود و اگه وسیله ای تموم میشد تو خونه من ماتم میگرفتم وخودم که به هیچ وجه نمیرفتم در مغازه هم ترس داشتم که تا حالا من خرید نکردم هم غرور که پرو میشه اگه من برم تا اینکه همسرم شغلی رو رفت که شب تا شب میومد و عملا من مجبور شدم که برم خرید و از نونوایی رفتن شروع شد و بعد حالا در مغازه میرفتم بعد شد مغازه میوه فروشی و کم کم همه جا رفتم و هرآنچه مورد نیاز خونه و خودم هست رو میرم میخرم و این وابستگی من به اینکه تا همسرم نباشه کارم لنگ میمونه رو از بین بردم با تکامل
یه چیزی در وجود من هست که تا وقتی همسرم بهم پول میده یا باهم خوبیم من حالم خوبه فکر میکنم ایشون تنها کسیکه میتونه رزق منو بده و اگه به هر دلیلی اخلاقش باهام بد بشه من حالم بده میشه ترس ها میان سراغم ازکجا پول بیارم وانگار تنها ایشونه که بهم روزی میده و این شرک رو بارها تو وجودم دیدم اما فکر میکردم باید توقع داشت از همسر که مخارجت رو بده و تنها راه رزق رسانی خداوند رو ایشون میبینم و همیشه توی شوخی بهش میگم هرچی اموال داری مال منه وانگار قحطی اومده و همش چشمم دنبال دست ایشونه تا خداوند و به خاطر همینم هست برای اینکه ایشون بهم قول میداد واقعا روش حساب باز میکردم و بعد که هیچ اتفاقی نمی افتاد تازه الان میفهمم که چون من شرک داشتم اون قوله هیچ وقت عملی نشد چون روی غیراز خداوند حساب باز کردم و من خیلی ازاین تجربه ها دارم ولی تا همین جا کافیه واقعا چقدر خوبه آدم بدونه شرک چیه توحید چیه چون من با اینکه قبلاً هم این فایل هارو گوش کرده بودم اما چون مدار پایینی بودم درک نمیکردم و مداوم هم گوش نمیدادم درکم از توحید و شرک خیلی پایینه و باید واقعا بشینم ببینم درون من چی میگذره
استاد شایسته وقتی میگید که همراه توحید عملی ها باید روی احساس لیاقت هم کار کرد رو متوجه نمیشدم تا اینکه به یاد آوردم که وقتی خودت رو فارغ از هرچیزی ارزشمند بدونی دیگه خودتو مقایسه نمیکنی سرزنش نمیکنی مرزومحدوده تعیین میکنی و خودت رو فارغ از هر چیزی ارزشمند میدونی و الا آخر و من خیلی خیلی باید روی ارزشمندیم و توحید کار کنم چون من هیچی ازشون نمیدونم
استادان عزیزم ازتون بی نهایت سپاسگذارم واقعا سوال پرسیدن باعث میشه متوجه بشم کجای کارم ایراد داره و بی نهایت ممنونم ازتون برای اینکه توحید عملی هارو آپدیت کردید عاشقتونم و براتون آرزوی عمری طولانی از خداوند دارم
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی باتوجه ب حرفای استاد ک خیلی ارزشمند هستند میخام بگم ک من از زمانی ک با خدا رفیق شدم و بیشتر باورش کردم ک هنوز ب درجه ک میخام نرسیدم روز ب روز حالم بهتر میشه وقتی با خدام صحبت میکنم وقتی باهام حرف میزنه یچیزی از اعماق وجودم حسش میکنم و دلمو میلرزونه.
یکتا پرستی و رفیق بودن با خدا پشیمونی نداره اگر درست باورش کنیم و من همیشه باور دارم ک هر مشکلی پیش میاد خدا خودش درستش میکنه و همینم شده با خودم میگم همه چیز حل میشه خدا هست و من همیشه صبح و شب در حال شکرگزاری ام ک در این مسیر قرار گرفتم و با استاد اشنا شدم و باور دارم ک این از سمت خداوند بوده و همیشه تا عمری هست سپاسگزار خداوند هستم و من با لطف و رحمت پروردگار ب تمام چیزی ک میخام میرسم و شماهم خدارو ک باور کنید شماهم میتونید مثل بقیه ادما ک با توکل ب خدا ب خاسته هاشون رسیدن همه ی ادما هم میرسن.
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ﴿١﴾
بخوان به نام پروردگارت که [همه آفریده ها را] آفریده
خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿٢﴾
[همان که] انسان را از علق به وجود آورد.
اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ ﴿٣﴾
بخوان در حالی که پروردگارت کریم ترین [کریمان] است.
=====================================
پروژه ی توحید عملی
گام اول:
🟣خداوند در نسیمی است که می وزد،خداوند پروانه ای است که در باد میرقصد،خداوند قلمی است که عشق را مینویسد،خداوند سراسر زیبایی و عشق است.
🟣خداوند در قلبی است که عشق میورزد،خداوند طلوع خورشید است.خداوند نور آسمان ها و زمین است،من دستان خداوند هستم که مینویسد،زبان خداوند هستم که سخن میگوید،قلب خداوند هستم که عشق می پراکند.
🟣من دستان سخاوتمند خداوند هستم که میبخشد،این خداست که در من تجلی یافته،آمده بودم میلیاردر شوم،عاشق و سرگشته ی کویت شدم!آمده بودم تا اسرار ثروت را بیاموزم،قرآن را در دستم قرار دادی!
🟣گفتی بخوان،کلید گنج های زمین و آسمان را در آن خواهی یافت،بخوان اما با قلبت نه با ذهنت،گفتی بخوان و به دستوراتش عمل کن،دستور العمل ثروت و خوشبختی ات در این کتاب نوشته شده است.
🟣این کتاب یک گنج نامه است،اما باید رمز گشایی کنی تا مسیر گنج ها بر تو آشکار شود،باید قلبت را پاک کنی از هر احساس ناروا،خواندم تورا،اجابت کردی مرا،ادعونی،استجب لکم!
🟣تو حکمت را بر قلبم جاری کردی،گفتی از توحید و یکتاپرستی شروع کن،از ابراهیم شروع کن و او را بشناس،شناخت ابراهیم،یعنی شناخت اسلام حقیقی.
🟣معنای بت شکنی ابراهیم چه بوده است ؟!ابراهیم بنیان گذار نهضتی است که میخواهد بشریت را نجات دهد،افتخار پیامبر اسلام،انتصاب به مذهب ابراهیم است،«ابراهیم حنیف»
🟣بت پرستی،پرستش مجسمه ای با یاقوت و سنگ نیست!بت پرستی توجیه وضعیت اسفبار کنونی ات و نسبت دادن آن به «مشیت الهی» است،به تقدیر و سرنوشت است.
🟣بت پرستی قدرت دادن به شیطان و هر عامل بیرونی برای تاثیر در زندگی ات،بت پرستی پذیرفتن نیرویی به نام«شر» است که زندگی تورا احاطه کرده و قدرت خلق زندگی را از تو قلب کرده است.
🟣بت پرستی و شرک یعنی قدرت دادن به هرکسی و هرچیزی غیر از خدا برای تاثیر در زندگی ات،توحید و یکتاپرستی یعنی اینکه همه ی ما «رب» واحدی داریم،یعنی همه ی ما به یک اندازه به «خداوند» نزدیک هستیم،یعنی همه ی ما برابریم.
🟣همه ی ما به یک اندازه به منبع الهی دسترسی داریم،یعنی همه ی ما به یک اندازه به قدرت الهی دسترسی داریم،یعنی همه ی ما یک «خدا» داریم،همه ی ما یکی هستیم،تفاوت انسان ها به علت تفاوت «باور» آن ها نسبت به «قدرت خدا» است.
🟣اگر «خدا»را پیدا کنیم،«ثروت» خود به خود به دنبال ما میاد،اما «خدای واقعی».
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «ثروت» نداره،احتمالا باورهاش درمورد «خدا» و «ثروت» و «پول» ایراد داره!
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «سلامتی»نداره،هم باورهاش در مورد «خدا» ایراد داره و هم درمورد «سلامتی».
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «روابط» خوبی نداره،با همسر و فرزند و دوستش،هم باورش در مورد «خدا» ایراد داره هم در مورد «آدم ها» و «روابط» و«خودش».
🟣«خدا» رو در وجود خودتون پیدا کنید،فارغ از هر دین و مذهب!
🟣با هر دین و هر مسلکی،اون چیزی که باعث سعادت دنیا و آخرت می شود:
⬅️ یکتاپرستی است.
⬅️تسلیم بودن در برابر خداوند است.
⬅️باورکردن نیروی های خداوند است.
⬅️باور کردن نزدیکی خداوند است.
⬅️باور کردن اجابت درخواست های ما توسط خداوند است.
🟣وقتی آدم این رو باور میکنه :
⬅️بهش گفته میشه که چه کاری باید بکنه.
⬅️مسیر ها بهش گفته میشه.
⬅️موقعیت ها براش به وجود میاد.
⬅️آدم ها به شکل دستانی از خداوند می آیند و به او کمک میکنند.
🟣کلید واژه های صحبت های آخر استاد:
#توحید #یکتاپرستی #نعمت های خدا و بزرگی جهان #فضل خداوند #رزق خداوند #نعمت هایی که داریم. #رأفت خداوند نسبت به ما
🟣توحید مسیری که توش عشق،نعمت،ثروت و سعادت دنیا و آخرت را دارد.
🟣تمام تمرکز بر نکات مثبت «توحید» است.
🟣هر آنچه که داریم از آن اوست،اوست که راهنمای ماست و اگر باورش کنیم زندگی بی نهایت آسان،بی نهایت شادی بخش،بی نهایت لذت بخش،بی نهایت پر از فراوانی و نعمت و ثروت است.
=====================================
️🟣یادداشت شخصی:
◀️٣ آذر ماه الهام واضحی دریافت کردم که یک پروژه ی ٣ ماه برای خودت بزار و روی فایل های توحید عملی کار کن،اما دسترسی به مدار نکته برداری حدود ٨ روز طول کشید و من امروز تونستم بالاخره نکات فایل توحید عملی ١ رو توی دفترم بنویسم.
◀️خداروشکر که تونستم توی سایت هم ثبتش کنم،امیدوارم بتونم این مومنتوم مثبت رو ادامه بدم و هم اولویت اولم که نکته برداری توی دفترم هست و اولویت دوم که رد پا گذاشتن در فایل هاست رو تیک مثبت بزنم.
◀️کاملا دارم متوجه تصحیح کد گزاری ذهنم میشم،از آرامش بیشتر توی قلبم دارم میفهمم که این تمرکز داره تصویر ذهن و قلبم رو بهم نزدیکتر میکنه و من رو به فرکانس خداوند نزدیکتر میکنه.
◀️با اینکه فکر میکردم این مطالب رو از قبل میدونم اما لحظه ای که دارم صحبت های استاد رو مینویسم انگار یک اتفاق های عجیبی توی ذهن و قلبم میفته،یک آرامشی از جنس لحظه ی حضور رو تجربه میکنم،انگار در این لحظه هیچ کمبودی نیست و تموم جهانم پر از زیبایی و نوره و هر آنچه که میخوام برام فراهمه.
◀️من فکر میکنم دلیل اینکه سرعت دریافت هدایت های با کیفیت ترم نسبت به سال های قبل کمی پایین تر اومده،بخاطر خاک خوردن کد های توحیدی توی ذهنم و باورهام نسبت به قدرت خداونده و امروز بعد از نوشتن این فایل یک جنسی از امیدواری رو توی قلبم احساس کردم شبیه به لحظه ای که برای اولین صدای استاد رو شنیدم،اون لحظه انگار من خدارو پشت سر استاد میدیدم که داشت با لبخند برام دست تکون میداد و صدام میزد و میگفت بیا توی تیم من سعیده،بیا اینجا،خیلی وقته که منتظرتم.
◀️امروز نزدیک به 4 سال ازون روزها گذشته و من از هیچ بعدی از زندگی،هیچ ربطی به اون سعیده ندارم،من همه چیز رو به طرز جادویی تغییر دارم،من اومدم تو تیم خدا و استادو امروز دارم در مداری زندگی میکنم که قبلاً توی رویاهام هم نمیتونستم تصورش کنم.
◀️اما من،سقف آرزوهام کوتاه نیست،از بچگی آدم جاه طلبی بودم،رویاهای بزرگی داشتم وساعت ها در رویاهام با کیفیت 4k غرق میشدم،بنابراین همون مسیری که من رو به این مدار آورده میتونه به بی نهایت مدار بالاتر ببره،اگر من به همون اندازه تعهد داشته باشم روی ایمان و باورم کار کنم.
️🟣دعای پایانی:
یک دعا شخصی برای خودم ساختم که از سوره ی آل عمران یادش گرفتم از آیات 36 و 37 که مادر مریم،مریم رو نذر میکنه و به خداوند میسپارتش:
پس خدا او را به نیکویی پذیرفت و به تربیتی نیکو پرورش داد و زکریّا را برای کفالت و نگهبانی او برگماشت؛ هر وقت زکریّا به صومعه عبادت مریم میآمد نزد او رزق شگفت آوری مییافت، گفت که ای مریم، این روزی از کجا برای تو میرسد؟ پاسخ داد که این از جانب خداست، همانا خدا به هر کس خواهد روزی بیحساب دهد.
دختر هیچ خبر داری ، که چگونه دل منو غرق عظمت و بزرگی خدا کردی .
همین قدر بدون که هر کلمه پاسخ به تو را فقط با اشک نوشتم، چشمان خیسم صفحه گوشی را مات کرده ، اما میدانم قطعاً تو هم در مداری به مراتب عالی تر بودی که ، خدا به انگشتان دستانت اجازه نوشتن داده
خدا به تو فرمان داد سعیده جان بنویس تا هم مدارهایت ، بهتر منو بشناسند.
ممنونتم که دعوت حق رو لبیک گفتی و صلاتی جمیل رقم زدی.
سعیده جان مرحبا ، تو استاد یار هستی
تو سراسر عششششقی
در پناه حق و غرق روزی بیحساب باشی
استاد عزیز به شما هم تبریک میگم بابت داشتن همچنین شاگردان توحیدی
حقیقت اینکه من اولین نفر هستم که به نور این صلات ها نیازمندم تا قلبم رو به قدرت خداوند وصل نگه دارم و اگر این کامنت ها برای شما نور هدایت داشته،لطف ومنت خداوند بوده که من رو هدایت کرده بتونم بنویسم.
ازتون بی نهایت سپاسگزارم و دعا میکنم نوری که از قلب روشنتون برام فرستادید،چلچراغ بشه و به زندگی قشنگتون برگرده…
سلام و درود پروردگارم ب دوست عزیزم و دردونه ی خداوند سعیده جان شهریاری
امان از این هدایت های الله ک همیشه آدم و ب وجد میاره و شگفت زده ات میکنه
مدتهاست از در و دیوار زمین و آسمون نشونه ها میاد ک برو سمت توحید عملی
با اینکه هربار ب هدایت هاش گوش کردم نتیجه بینظیررررر بوده اما ذهن چموشم مقاومتش رو داشت تا امشب ک گوشش و گرفتم و آوردمش تو مسیر پای جلسه ی اول خداشناسی ”
امروز قبل از اینکه بیام تو این قسمت هدایت شدم ب آیه ای ک دقیقاااااا شما توی کامنتت راجب مریم نوشتی ”
اسم تو شناسنامه ی من مریمِ
و مهسا اسم دومه منه
عجیب این آیه ب دلم نشست و به خودم گرفتمش
گفتم این وعده ی خداست دیگه چجوری بهم بگه بیا سمتم من منتظرتم
وقتی اومدم و کامنت شما رو خوندم
قلبم پر از نور عشق و آرامش شد
اینهم نشونه ی بعدی
الله اکبر
الله اکبر
دوست قشنگم برات تو مسیر پروژه ای ک در نظر داری دستهای گرم خداوند آغوش امنش و روشنایی از جنس خودش
باورت نمیشه من فایل توحیدعملی روچندروزه که مجددا براساس هدایت الهی دارم گوش میکنم اولین توحیدعملی روکه گوش کردم ازکامنت دوست توحیدی ام که استادخوندند خیلی خوشم اومدوبسیارلذت بردم ازتوصیف زیبایی که ازخداوندبیان کردندخیلی گوش کردم ولی دلم می خواست که بصورت مکتوب این توصیف زیبای خداوندروهم داشته باشم الان دراین ساعات نیمه شب اومدم کامنت های ایمیلم روبخونم درکمال ناباوری دیدم قلم زیبای شمامتن کامل توحیدعملی 1 رونوشته وازعشق وزیبایی خداوندنوشته ، چندبارخوندم وباتمام گوشت وپوستم باتمام قلب ووجودم این عشق وزیبایی خداوندرواحساس کردم آنقدرکه بلافاصله خودم برای دلم ازخداوندنوشتم برای اولین بار ، بی نهایت ازشمادوست عزیزم سپاسگزارم وازدورروی ماهت رامی بوسم .
دوست دارم دلنوشته ام رااینجابنویسم به یادگار :
خداوندا بی نهایت ازشماسپاسگزارم
که فرکانس هایی که می فرستم
بلافاصله اجابت می کنی
ادعونی استجب لکم
خداوندامن خیلی دوست داشتم
این کامنت توحیدی دوست توحیدی ام روداشته باشم
چون همش ازعشق وزیبایی تونوشته بود
وچه خوب اجابتم کردی عشقم عزیزدلم
زیبای من برکت من نعمت من فراوانی من
امیدمن مهربان من الهام من هادی من حامی من زیبای من عشق من توحیدمن رب وپروردگارمن پرورش دهنده من مالک وفرمانروای من قدوس وپاک من سلام و بی عیب ونقص من
عزیزوشکست ناپذیرمن مهیمن وباشکوه من جباروجبران کننده من متکبروشایسته بزرگیه من خالق وآفریننده من بارئ وکارسازمن مصوروصورتگرمن وکیل وکارسازمن آرزو ورویاهای من عشق درلحظه من عشق درگذشته من عشق درآینده من وعشق ابدی وجاویدان من دردنیا وآخرت زیبای ابدی وجاویدان من دردنیاوآخرت ای زیباترینم وای مهربان ترینم ای قلبم جایگاه زیبایت هرلحظه برمن بتاب وهرلحظه هادی وحامی ومراقبم باش هرلحظه هادی وحامی ومراقب محمدامینم ومحمدمعینم ونگینم باش این امانت های الهیت به من روهمیشه وهرلحظه مراقب ومحافظ باش
سلام نورا جان چقدر قشنگ نوشتی چقدر زیبا خدا را توصیف کردی چه کشش عجیبی داشت کلماتت
من مدتیست به دنبال خدام میخوام بدانم او کیست
دلم میخواهد اورابشناسم
دوست دارم بدانم او کیست که اصحاب کهف به عشقش کل زندگیشان را رها کردند
او کیست که حضرت محمد (ص) ساعت ها در غار بااو سخن میگفت
او کیست که حسین(ع) با تمام وجودش خودش رابخاطرش فدا کرد
این چه عشقیست که این جسارت را به ادم میدهد
من از بچگیم همیشه اسم خدا راشنیدم اما واقعا درکش نکردم
میخواهم پیدایش کنم میخواهم در آغوش بگیرمش همیشه میترسم نکند خدایم منو رها کند اما هیچ وقت رهایم نکرد حتی وقتی من امیدم را ازش بریدم اوترکم نکرد
نمیدانم اما انگار در میان واژگانت خدا را دیدم انگار او نوشته بود راجب خودش ومن میخواندم انگار او دارد با من سخن میگوید
*((زیبای من برکت من نعمت من فراوانی من
امیدمن مهربان من الهام من هادی من حامی من زیبای من عشق من توحیدمن رب وپروردگارمن پرورش دهنده من مالک وفرمانروای من قدوس وپاک من سلام و بی عیب ونقص من))*
با خواندن این جملات احساس کردم خدا در درون پدرمه که از بچگی حوامو داره در درون لبخندش دردرون بازی کردنش باهامه
حس کردم خدا در میان چهره مادرمه احساس کردم خدا در آغوش مادرمه که از زمانی که چشم باز کردم مرا به آغوش کشید
حس کردم خدا میان چشمان مادرم هست
حس کردم خدا نور درون چهره مادرمه
انگار خدا را درون گل روی طاغچه دیدم
انگار خدا درون ان برگ هاست چه حس عجیبی دارم
اخر چطور ولی انگار خدارا در درون خودم میبنم انگار وجودش در وجودم هست
اورا درمیان شعله های آتش بخاری میبینم
انگار حس میکنم کنارم نشسته
اورا درمیان موج های اب میبینم
انگار داره میخنده و درون اب اب بازی میکند
انگار خدا به شکل آدمی هایی در امده که تو جاهای مختلف دچار مشکل شدم بهم کمک کردن حتی شده با کلماتشون
نمیدونم اما اکنون حس میکنم تمام ان ادم ها خدا بوده
در چهره هایشان دیگر ادم نه انگار خدا را حس میکنم
این احساساتم خیلی عجیب است انگار یا واقعا خدا همه چیز است
خدایا تو که هستی چقدر عجیبی
خدایا شکرت که اینقدر قشنگ درون قلب ادم ها حضور پیدا میکنی
خدایا چه خوب که هستی
من هم میخوام دیوانه و شیدایتشوم
خدایا مرا به سمت خودت بخوان
خدای من قدرت من
جسارت من در درون ترس هایم امید من در میان رویا هایم نور قلب من در تنهایی هایم حمایت کننده من در بی کسی هایم شنوندهی حرف های من
ارامش قلبم خدایا تو چگونه هستی که اینقدر تو را به خود نزدیک میبنم خدایا تو که هستی که هم تورا در درون خود هم بیرون از خود حس میکنم خدایا در حین این همه نزدیک بودنت با من باز هم هنوز تورا نمیشناسم خدایا میخواهم بیشتر ازت بدانم
خدایا ای ارامش قلبم بیشتر از خودت برایم بگو
خدایا به خداییت قسم فقط در این چند روز که به تو وصل شدم چقدر زندگیم روان شده
سلام به سعیده جانم سعیده توحیدی که هر کلمه از نوشته هاش بوی خدا میده بوی عشق و محبت الهی میده سعیده جان با خوندن هر خط از کامنتت جانِ دوباره گرفتم اشکم جاری و قلبم پر از آرامشی خداگونه شد ، نوشته های دلی شما نور خداست برای هدایت بقیه مثل من که قرار بود نشانه روزم باهام حرف بزنه ولی خدا آوردم اینجا و کامنتت دقیقا برای من بود .
خدایا من رو هم مثل مریم
به نیکی بپذیر
به خوبی تربیتم بده
دست ذکریات بسپار
و من رو وارد مدار دریافت روزی بی حساب کن
سعیده عزیزم خیلی دوست دارم
الهی همیشه موفق و سر بلند باشی
همیشه قلبت پر از نور و عشق خدا باشه و صورت ماهت خندون
تمرین: صادقانه بنویسید که همین الان در ذهنتان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت دادهاید؟ (مثلاً: اگر فکر میکنید “تا فلانی نباشد کارم راه نمیافتد”).
سلام و عرض ادب خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی برای پاسخ دادن به این تمرین باید بگم که معمولاً در ذهن من همیشه اول خانواده، همسر، پدر مادر، و خونواده همسر میتونن جزو این افراد باشند.
مثلاً یک آرزویی که من داشتم بعد از اینکه از ماه عسل برگشتم و خونهدار شدن بود که به طرز معجزه آسایی اتفاق افتاد این بود که یکی از افراد نزدیک به ما میخواست خونشو بفروشه و ما که وام ازدواجمون تازه به ناممون در اومده بود میتونستیم اون رو بخریم اما این میون من بیش از اون چیزی که باید چه برای جلوتر انداختن وام ازدواج چه برای پرداخت بخش دیگری از پول خونه روی یکی از افراد نزدیک بهمون در خونواده همسرم حساب میکردم که اگر ایشون نباشه ما نمیتونیم اون خونه رو بگیریم اگر ایشون نباشه ما نمیتونیم وام ازدواجمونو سریعتر بگیریم و همه اینا…البته ایشون همیشه از ما حمایت کرده و میکنه اما اینکه بخوام انتظار داشته باشم یا بخوام چشمم به دستان ایشون باشه کار نادرستیه که اصلاً و ابداً از خودم توقع ندارم، تا حالا اینجوری بوده که من از کسی توقع نداشتم اما نزدیکترین افراد بهمون چه در خونواده همسرم چه در خانواده خودم ما رو حمایت کردن و به ما کمکهای مالی و عاطفی داشتن. اما در واقع انتظار داشتن کار نادرستیه و هر زمانی که من به خداوند توکل کردم بهترین اتفاقها در زندگیم برام افتاده به قشنگترین و سادهترین شیوه ممکن و بدون منت در هیچ زمانی در آینده.
سلام به استاد عزیزم که از صمیم قلب به خاطر وجودشون از خداوند سپاسگزارم…
سلام به مریم جان شایسته که با قلم جادویی خودشون اینقدر زیبا مینویسند و همیشه متحیرم از متن های نابشون
سلام به دوستان عزیزم در سایت….
و سلام به لیلا جان، سعیده ی عزیز،علی آقا و شکیبا و شکیلا ی نازنین ،و شهرزاد خانوم دوست داشتنی… قلبم به تک تک شما عزیزان نزدیکه و میبوسمتون
ازشیراز زیبا
باور کردنش برای خودمم کمی سخته، ولی تکامل من بیشتر از بقیه طول کشید…
ولی بابت نتایجم سپاسگزار خداوندم
بین آدمایی که دوروبر خودم دیدم… تنها کسی هستم که به شدت به استاد عزیزم متعهد بودم…
فقط و فقط صحبتهای استاد رو گوش کردم…
هرچقدر دوست و آشناها میگفتن بیا صحبت فلان استاد روهم گوش کن… قلبم و مغزم یکدل بودن که فقط استاد عباسمنش…
میگفتم اگر بخوام تغییر کنم و مدارم بالاتر بره،فهیم تر و کار بلد تر از استاد من هیچکس نیست…
سالهاست توی این 5 سال… تلویزیون ندیدم،، خیلی کم… اگرم دیدم به خاطر این بوده که با پسرم کنار هم بشینیم و انیمیشن ببینیم…
سالهاس به ندرت آهنگ گوش کردم…
مگه اینکه تاپ تِن موزیکهای جهان رو بخوام گوش کنم…
سالهاست توی ماشین فقط فایلهای استاد رو گوش کردم، حتی شده با هندزفری
با اینکه نتایجی پدیدار نبود واقعا…
ولی من فقط گوش میدادم…
و گوش میدادم
دلایل زیادی هست که فرکانس من اینقدر پایین بودولی نه با مشاوره رفتن.. نه با دارو خوردن…با هیچی حل نمیشد
من همچنان صبر کردم… و فقط صحبتای استاد رو گوش میکردم…
حتی بدون اینکه خواسته ای داشته باشم از خداوند…
تجربه ی خاص و شگفت انگیز و مادی ای هم نداشتم تا الان
ولی شکرگزار شدم توی زندگیم
کنترل ذهنم عالی شده
رابطم با اطرافیانم عالیه
حدومرز گذاشتن با یه سری آدما رو خوب بلد شدم
از همه مهمتر رابطم با خداوندم عالی شده… اون میگه و من حالا دیگه بی چون و چرا فقط انجام میدم…
و قشنگتر از همه اینکه خودمو دوست دارم
خیلی هم دوست دارم
این نعمت بزرگیه برای من
با اینکه از بچگی همیشه مورد توجه اطرافیان بودم ولی هیچوقت خودمو نمیدیدم.. ،بهایی که به دیگران میدادم، یک درصدش رو به خودم نمیدادم….
و اینو بافروتن بودن اشتباه گرفته بودم..
اگر کسی ازم تعریف میکرد، سریع حرف تو حرف میآوردم که اصلا ادامه نده
ولی با کار کردن دوره عزت نفس ریشه ی این رفتاررو پیدا کردم و تصحیح شد برام
من با اینکه رنگ چشمان زیبایی دارم… هیجوقت نمیدیدمشون…
الان هروقت توی آینه نگاه میکنم این زیبایی خدادادی رو میبینم و شکر میکنم
الان شکر گزارتر شدم
دستامو میبینم،پاهای سلامتم رو میبینم…
وقتی قدم میزنم حسِ بودن رو تجربه میکنم با تمام سلولهام….
درختها، خورشید،آسمون زیبا رو میبینم… قبلا فقط عادت بود و نگاه ِ از سر شگفتی نبود
الان من بالش گرم و نرمم رو با رو بالشی ساتنم رو میبینم… و سپاسگزارشم از خداوند
الان من وقتی یه استکان چای میخورم، عمیقا سپاسگزارشم
درصورتی که قبلا فقط حسرت زندگی دیگران رو میخوردم و ناسپاسی میکردم
یاد گرفتم فراوانی ها رو ببینم و شکر کنم
یاد گرفتم افراد موفق رو تحسین کنم
و باورهای قوی بسازم
الان دیگه حس ناکافی بودن ندارم…
الان خودم رو و فقط خودم رو مسئول تمام اشتباهات و اتفاقات زندگیم میدونم،
نه مادرم رو
نه پدرم رو
نه همسرم رو
و نه هیچ احدی رو
این دستاورد بزرگیه برای من
الان دیگه بعد از اونهمه تو درو دیوار بودن راهمو توی کسب و کار پیدا کردم و در حال آموزش دیدنم تا ماهر بشم و در زمان مناسبش استارت کارمو بزنم…
در حالیکه سالها از شدت عزت نفس پایین فقط سعی میکردم شبیه دیگران بشمو طبیعتا نه تنها سودی نداشت بلکه بیشتر هم آسیب میخوردم…
الان صدای خدا رو میشنوم… الان قدرت اینو پیدا کردم با اعتماد و توکل… تنهای تنها برم بیرون و خودم با خودم خوش بگذرونم…
دیگه نیازی به حضور فرد دیگری ندارم برای لذت بردن از مسیر
با کمک دوره قانون سلامتی من تونستم علت یه دل درد
مزمن که از 6 ماهگی تا 36 سالگی داشتم رو پیدا کنم… منظورم یه دل درد معمولی نیست… ضعف ناگهانی که من سالها درگیرش بودم هیچ دکتری علتش رو نمیفهمید،خدامیدونه که چقدر هزینه کردم بابت دکترهای مختلف و آزمایشای جورواجور…
و چه بهایی دادم از نظر روحی، اینقدر که من جرات نداشتم صبحها حتی برم پیاده روی… چون معلوم نبود کی دچار اون حالت میشم….
خلاصه که با دوره ریست کردن روده…. من علتش رو فهمیدم و در حالیکه مبهوت از فهمیدن علتش بودم…. شفای من در عرض یک شب اتفاق افتاد….
من آلرژی غذایی داشتم به تخم مرغ!!!!!!!!
خدایااا باورم نمیشد
به تخم مرغ؟؟؟
کی میتونست بفهمه آخه…
حتی هیچ پزشکی شک هم نکرد این شاید آلرژی غذایی باشه..
و الان من دوساله لب به تخم مرغ نزدم… و شفا رو در بدنم حس میکنم و …
روزی نیس سپاسگزار خداوند نباشم
این حسِ شفای بدن رو با هیچی عوض نمیکنم
الهی شکرت
ممنونم استاد
اینها جزئی از دستاوردهای من هستن
با کمک استاد
در جواب سوال این فایل باید بگم
متاسفانه
متاسفانه
مشرک ترین بودم…
.. چه جوری؟از تفکر سیندرلایی خودم بگم که همیشه منتظر بودم یکی بیاد منو نجات بده!!!
با اینکه آدم درونگرایی هستم ولی ته قلبم همیشه غصه میخوردم چرا پدرومادرم فلان کارو نمیکنن برای من..
چرا همسرم بیشتر حمایتم نمیکنه؟
چرا اون آدمه با اینکه میتونه برای من کار جور نکرد
و هزارتا از این چراها
تصور کنین اینها ثانیه به ثانیه توی ذهن و بدن من نفوذ میکرد… و نتیجش شده بود یه آدم افسرده ی داغون
و الان بعد از گذشت 5 سال
تونستم 90 درصدش رو بهبود بدم… عمیقا تمام قدرت، تمام اعتماد، تمام اعتبارها،فقط مختص خداوندمه…
الان با توکل پیش میرم و
روزانه
لذت اعتماد به خدارو میچشم و لذت اینکه قدرت فقط و فقط از آنِ خداوند است
پس
“هرگاه خدا با من است کیست به ضدِ من؟”
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
با سلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی
به نظر من عامل اصلی موفقیت در هر زمینه بخصوص در زمینه مالی توحید هست و اگر همه راه های رسیدن به موفقیت را یه طرف و توحید را در طرف دیگر بگذاریم به نظر من توحید سنگینی میکند!
ما روزانه شاهد شرک و بی ایمانی در بسیاری از زمینه ها در زندگی خودمان و دیگران هستیم؛
و این شرک معمولاً به صورت مخفی و غیر قابل تشخیص هست یا به سختی میشود این شرک ها رو در وجودمان شناسایی کنیم؛
شرک فقط به معنای بت پرستی نیست ؛شرک قدرت دادن به هر عامل بیرونی غیر از خدا هست،
و قدرت را از خودمون می گیریم و به غیر خدا میدهیم و دلیل اصلی شرک عدم شناخت خود هست!
یعنی وقتی ما خودمون رو نشناسیم و توانایی های خودمون رو نشناسیم به شرک مبادرت می ورزیم؛
روی یه فرد دیگر حساب کردن مثل رییس جمهور یا نماینده مجلس یا استاندار یا هر فرد دیگر که آن را در ذهن خودمان بُولد کرده ایم شرک محسوب میگردد؛
ما توانایی های خدا گونه داریم و نماینده خداوند در روی کره زمین هستیم ! این یعنی اینکه ما هیچ محدودیتی نداریم؛
اگر محدودیتی هست فقط و فقط در ذهن ماست ؛
و ذهن جایگاه شیطان هست که باعث این محدودیت ها میشود،
و به نظر من نباید برای حل کردن مسایل که خود میتوانیم حل کنیم به دیگران قدرت بدهیم و دیگران را مسول حل کردن مسایل خودمان بدانیم!
ما هرچقدر که رشد کنیم و با قوانین این جهان هم آشنایی داشته باشیم باز شرک مخفی در درون ماهست و به قول پیامبر این شرک مخفی در دل انسان مومن هم خیلی نامرعی هست!
تنها قدرت موجود در جهان رب هست و ما باید از اون توسل بجوییم؛
و توسل به هر انسان و هر قدرت دیگری شرک آشکار هست؛
سلام بر خوش فرکانسترین ناجی خودم آقای عباس منش و پرسنل خوب و خوبیها زیر سایه سار خداوند رحیم آمیناستاد عباس منش جانم از سایت خوبتون بینهایت فیض میبرم همانا سفره پربرکت خداوند مائده هست واسم هدفی دارم والا هرچند که ورودیهای ذهنم رو مسدود کردم و خروجی ذهنم رو آزاد خداروشکر فرکانسم ثانیه به ثانیه قوی و قویتر شده آمین
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ ۖ وَاتَّقُوا اللَّهَ ۚ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿١٨حشر﴾
ای اهل ایمان! از خدا پروا کنید؛ و هر کسی باید با تأمل بنگرد که برای فردای خود چه چیزی پیش فرستاده است، و از خدا پروا کنید؛ یقیناً خدا به آنچه انجام می دهید، آگاه است.
وَلَا تَکُونُوا کَالَّذِینَ نَسُوا اللَّهَ فَأَنْسَاهُمْ أَنْفُسَهُمْ ۚ أُولَٰئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ﴿١٩حشر﴾
و مانند کسانی مباشید که خدا را فراموش کردند، پس خدا هم آنان را دچار خودفراموشی کرد؛ اینان همان فاسقانند.
=====================================
پروژه ی توحید عملی
گام اول
برداشت دوم،یاد داشت شخصی:
◀️اعتراف میکنم تو خوندن متن های طولانی اصلا خوب نیستم،هرچقدر میتونم ساعت ها و ساعت ها به صدای استاد گوش بدم ولی ذهنم برای خوندن متن فایل ها،اصلا همراهی نمیکنه،تصمیم داشتم بعد از نکته برداری و گذاشتن رد پا برم برای توحید عملی ٢،حتی شروع کردم به نوشتن اما به سختی پیش میرفتم،خودکار توی دستم سنگین بود و انگار نمیفهمیدم استاد چی میگه،بنابراین دست نگه داشتم تا ببینم مشکل از کجاست،یک احساسی بهم میگفت تو هنوز کارت با فایل اول تموم نشده و این عجله ی تو برای رفتن به فایل بعدی کاملا بی فایده ست.
◀️برگشتم متن فایل رو خوندم و از فرکانس پشت این جملات ،احساس آرامش عمیق ذهنی رو تجربه کردم که مدت هاست دنبالشم،رسیدن به آرامش پایدار …
◀️برعکس استاد که در اثر حادثه ممکن بود جونشو از دست بده،من بخاطر شرایط سخت ذهنی که تو کودکی و نوجوانی داشتم خودم دست به اقدام زدم و هر بار برام سوال بود که چطور من زنده موندم.
◀️یا وقتی تو اوج تاریکی زندگی از کار و رابطه و هر جنبه ای که آدم میتونه تو زندگیش تجربه کنه بودم و احساس کردم دیگه نمیتونم ادامه بدم،چرا خدا همکارم رو مامور کرد من رو با یک سری قوانین آشنا کنه؟!چرا من رو وارد آموزش های استاد عرشیانفر کرد؟!چرا عموم رو مامور کرد که الا و بلا مصاحبه ی استاد عرشیانفر و استاد عباس منش رو براش دانلود کنم؟!
◀️چطور از لحظه ی ورودم به سایت در اوج بی پولی بدون هیچ اطلاعی از هیچ فایلی از استاد من رو وارد دوره ی دوازده قدم کرد؟!چرا این میل و کشش و رغبت قلبی رو توی قلبم برای خوندن و درک قرآن قرار داد؟!
◀️چرا به من گفت بچه هات رو بفرست برند و بعد خودش برام جایگزین انتقالی فرستاد ؟!چی شد که برام ٣ ماه مرخصی شد؟!چی شد که اومد توی خوابم و بهم گفت کویر رو رها کن تا من بتونم رشدت بدم؟!چی شد که رئیس دانشگاه علوم پزشکی بدون هیچ آشنایی با من،به همه دستور داد با انتقالی بدون جایگزین من موافقت کنند؟!
◀️چرا خدا یکی رو از اورژانس کودکان گرگان به جای من فرستاد مازندران و مسیر حرکتی من رو ١٨٠ درجه عوض کرد؟!چرا من رو برد تو شرایطی که بتونم جسارت انصراف دادن رو به دست بیارم ؟!
◀️چرا بدون هیچ اطلاعی از من به قلب بنده هاش انداخت که بیان من رو بیرون از سایت پیدا کنند؟!چرا به من گفت برو کیش؟!چطور من رو از خواب مادربزرگ دوستم هدایت کرد؟!چرا به آقای محمودیان الهام کرد که برای من کار پیدا کنه ؟!
◀️من این مسیر رو اومدم تا کوآلیفای بشم برای چی؟!این نقشه ی گنج برای کدوم مسئولیت بود؟!چرا به من تکلیف کرد باید کتاب بنویسی؟!چرا ازم خواست هرچی بلدم رو روی کاغذ بیارم؟!چرا از همه جا برام نشونه ی توحید میفرسته؟!چرا میره توی خواب پدر دوستم و بهش میگه تو و دوستت مروارید به دست توی کیش بودین،بدون اینکه پدر دوستم منو بشناسه؟!چرا میره توی خواب دوستان سایتم و بهش کتاب منو نشون میده که میگه اسم این کتاب توحیده؟!چرا هر چقدر من تلاش میکنم در عمل در مقابلش خاشع باشم و سرم رو جلوی خدا پایین نگه دارم و برای هر قدمم منتظر هدایت بمونم اما بازم مثل استاد روزی هزار بهم میگه،این مهمه،این مهمه،این مهمه،دائم داره میگه سرت رو جلوی من پایین نگه دار…
خدایا به عظمت خودت قسم،من هنوز نمیدونم تسلیم بودن چه جوریه،نمیدونم توحیدی عمل کردن یعنی چی،نمیدونم چه جوری ایمان ابراهیمی بسازم،هنوز نمیدونم توی ذهنم از چی میترسم که نتونستم هدایت بعدی رو دریافت کنم،خدایا تو اون قدرتی هستی که میتونی دست بزاری رو اون کدی که توی ذهن من خرابه ،همونی که اگر درستش کنم اون بیرون خود به خود درست میشه ،مثل تموم معجزه هایی که خودت خود به خود رقم زدی…
تو کمکم کن تا بتونم عیب و ایراد هارو بفهمم و درستش کنم و اجازه بدم که تو جریان هدایت رو راه بندازی …
وَقَالَ اللَّهُ لَا تَتَّخِذُوا إِلَٰهَیْنِ اثْنَیْنِ ۖ إِنَّمَا هُوَ إِلَٰهٌ وَاحِدٌ ۖ فَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ(5١ نحل)
و [فرمان قاطعانه] خدا [ست که] فرمود: دو معبود انتخاب نکنید ؛ جز این نیست که او معبودی یگانه است؛ پس تنها از من بترسید.
خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو طلب یاری میکنم.مرا به راه راست،به راه بندگانت که به آن ها نعمت داده ای هدایت کن،آمین،یا رب العالمین.
بنام خداوند بخشنده و مهربانم…
لَٰکِنَّا هُوَ اللَّهُ رَبِّی وَلَا أُشْرِکُ بِرَبِّی أَحَدًا(کهف38)
من [اقرار قلبی دارم که] اوست خدا، پروردگار من و هیچ کس را با پروردگارم شریک نمی گیرم؛
سلام به استاد عزیزم و مریم بانو استاد قشنگ قلبم…
سلام به بچه های این منزل که هم به دنبال عشق توحید هستن و هم به عشق و عاشقی به درگاه رب نازنین سجده بجا میارن و سپاس گزار لحظه به لحظه زندگی هستن خدایا شکرت…
خدا جون سپاس از که امروز روز جمع منئرو بیدار کردی و اماده کردی بیام سر کار و امومد هنوز بچه ها نیومدن و من رو به صلات هدایت کردی و اون چه صلاتی شروع توحید عملی 1
از بانو اجی سعیده شهریار ی متشکرم که با کامنتش من رو هدایت کرد به شروع توحید عملی در پناه رب جانان…
الهی شکرت ربمن سپاس از تو بیهایت برای حضورت تویه زندگیم…..
خدا جون خدای خوبم چه دارد انکه تورا ندارد؟
و چه ندارد انکه تور دارد……….
و الله کل شی وکیل ….
و خداست که کار ساز هر چیزی است….
خدایا شکرت سپاس از تو ……
ایاک نعبد و ایاک نستعین…..
پروردگارا به جز تو به هیچکس پناه نمیبرم و برای گشایش هیچ دری دست تمنا به سوی غیرت دراز نمی کنم….
تو خود آن خدایی هستی که اگر دری را به حکم حکمت ببندی به وقت رحمت همان در را با لطفت باز خواهی کرد….
خدا جون خدای خوبم ازت بینهایت سپسا گزارم برای این مسیر زیبا و پر از عشق و پر از احساس خوب و عالی الهی شکرت رب من بینهایت شکرت و بینهایت سپسا از تو رب ودود من…
خدایا شکرت برای تمام لحظات زندگیم….
خدایا شکرت برای همین الان که دارم کامنت مینویسم با دستام الهی شکرتتتتتتتتت…
خدایا شکرت برای هدایتهات و الهامتت که من لایق دریافتشونم و هر لحظه در حال ارسال این پیامها و هدایتهاییی….
خدایا شکرت برای همچیز الهی شکرت رب من بینهایت سپاس از تو رب عزیزم…
دوستت دارم بوسسسسسسسسسسسسسسسس….
در پناه جان جانان رب العامین شاد سلامت و ثروتمند و عاشق باشید….
با عشق حسین عبادی بنده خوب و لایق خدا…..
بنام خدایی ک هر لحظه و هر ثانیه کنارمونه
سلام ب استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و دوستای عزیزم
نمدونم چی بنویسم و از کجا شروع کنم یه حس عجیبی تو وجودم متولد شده حسی ک انگار گم شدمو پیدا کردم ،،همیشه دنبال خدا بودم همیشه از خدا هدایت میخاسدم احساس میکردم خدارو میشناسم احساس میکردم آدم خداشناس ب تمام معنایی هسدم ولی علان ک ب این خداشناسی رسیدم میبینم چغد شرک های مخفی تو وجودم بوده و خبر نداشدم چغد ضعف و ترس از آدم ها و رو برگرداندن آنها از خدم را داشدم ،،،استغفرالله ربی اتوبه الیه
خدایا شکرت ک هدایتم کردی خدایا شکرت ک منو فراموشم نکردی ،،،مطمنم ک خدا انقده منو دوسداره ک بحال خدم راهایم نکرد انقده بنده ی محبوبش بودم ک عشقشو با هدایت کردنم ب این قسمت سایت بهم ثابت کرد،،،چغد بندهی ناشکری هسدیم ک بااینک میدانیم فرمانروای کل کرهی خاکی فقد خداس ولی باز بغیر از او سر خم میکنیم بغیر از او ترس داریم بغیر از او توقع داریم بغیر از او خاسده ای داریم بغیر از او وابسته ایم ک هم سیلی دردناکی از این ب غیر خدا ها میخوریم هم روز بروز مریض و فقیر و تهی میشویم با این همع شرک باز خدا ولمون نکرده کجا دیده ای معشوقه ای ب این مهربانی کجا دیده ای رئیس ب این بخشندگی کجا دیده ای پدری ب این آگاهی کجا دیده ای مادری ب این دلسوزی،،،خدایااااا ای رب واحدم من از خود چیزی ندارم من هیچم تو همع ای تو بخاه برام ک ب غیر تو از همع چشم بستم از غیر تو دل کندم انتخاب کردم تورا بجای همع پروردگارم صدا میکنم تورا اجابت کن مرا.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام به استادان عزیزم و دوستان ارزشمندم
الهه هستم
دیروز که نشانه ام فایل توحید عملی 3بود واقعا منو شوکه کرد مخصوصا متن استاد شایسته و سوال های بیرنظیرشون و گفتم من هیچی از توحید نمیدونم باید بیام بنای توحید رو در ذهن و قلبم درست بسازم و خدای واقعی رو بیشتر بشناسم و خودم رو که چه جاهای دارم با شرک هام قدرت رو میدم به غیراز خدا
و اومدم از توحید عملی شماره 1شروع کردم و قراره ازاین به بعد شروع کنم به انجام دادن تمرین ها
من تا پارسال وابسته همسرم بودم و خرید هامو تماما برعهده همسرم بود و اگه وسیله ای تموم میشد تو خونه من ماتم میگرفتم وخودم که به هیچ وجه نمیرفتم در مغازه هم ترس داشتم که تا حالا من خرید نکردم هم غرور که پرو میشه اگه من برم تا اینکه همسرم شغلی رو رفت که شب تا شب میومد و عملا من مجبور شدم که برم خرید و از نونوایی رفتن شروع شد و بعد حالا در مغازه میرفتم بعد شد مغازه میوه فروشی و کم کم همه جا رفتم و هرآنچه مورد نیاز خونه و خودم هست رو میرم میخرم و این وابستگی من به اینکه تا همسرم نباشه کارم لنگ میمونه رو از بین بردم با تکامل
یه چیزی در وجود من هست که تا وقتی همسرم بهم پول میده یا باهم خوبیم من حالم خوبه فکر میکنم ایشون تنها کسیکه میتونه رزق منو بده و اگه به هر دلیلی اخلاقش باهام بد بشه من حالم بده میشه ترس ها میان سراغم ازکجا پول بیارم وانگار تنها ایشونه که بهم روزی میده و این شرک رو بارها تو وجودم دیدم اما فکر میکردم باید توقع داشت از همسر که مخارجت رو بده و تنها راه رزق رسانی خداوند رو ایشون میبینم و همیشه توی شوخی بهش میگم هرچی اموال داری مال منه وانگار قحطی اومده و همش چشمم دنبال دست ایشونه تا خداوند و به خاطر همینم هست برای اینکه ایشون بهم قول میداد واقعا روش حساب باز میکردم و بعد که هیچ اتفاقی نمی افتاد تازه الان میفهمم که چون من شرک داشتم اون قوله هیچ وقت عملی نشد چون روی غیراز خداوند حساب باز کردم و من خیلی ازاین تجربه ها دارم ولی تا همین جا کافیه واقعا چقدر خوبه آدم بدونه شرک چیه توحید چیه چون من با اینکه قبلاً هم این فایل هارو گوش کرده بودم اما چون مدار پایینی بودم درک نمیکردم و مداوم هم گوش نمیدادم درکم از توحید و شرک خیلی پایینه و باید واقعا بشینم ببینم درون من چی میگذره
استاد شایسته وقتی میگید که همراه توحید عملی ها باید روی احساس لیاقت هم کار کرد رو متوجه نمیشدم تا اینکه به یاد آوردم که وقتی خودت رو فارغ از هرچیزی ارزشمند بدونی دیگه خودتو مقایسه نمیکنی سرزنش نمیکنی مرزومحدوده تعیین میکنی و خودت رو فارغ از هر چیزی ارزشمند میدونی و الا آخر و من خیلی خیلی باید روی ارزشمندیم و توحید کار کنم چون من هیچی ازشون نمیدونم
استادان عزیزم ازتون بی نهایت سپاسگذارم واقعا سوال پرسیدن باعث میشه متوجه بشم کجای کارم ایراد داره و بی نهایت ممنونم ازتون برای اینکه توحید عملی هارو آپدیت کردید عاشقتونم و براتون آرزوی عمری طولانی از خداوند دارم
به نام الله
باسلام خدمت استاد عزیزم و دوستان گرامی باتوجه ب حرفای استاد ک خیلی ارزشمند هستند میخام بگم ک من از زمانی ک با خدا رفیق شدم و بیشتر باورش کردم ک هنوز ب درجه ک میخام نرسیدم روز ب روز حالم بهتر میشه وقتی با خدام صحبت میکنم وقتی باهام حرف میزنه یچیزی از اعماق وجودم حسش میکنم و دلمو میلرزونه.
یکتا پرستی و رفیق بودن با خدا پشیمونی نداره اگر درست باورش کنیم و من همیشه باور دارم ک هر مشکلی پیش میاد خدا خودش درستش میکنه و همینم شده با خودم میگم همه چیز حل میشه خدا هست و من همیشه صبح و شب در حال شکرگزاری ام ک در این مسیر قرار گرفتم و با استاد اشنا شدم و باور دارم ک این از سمت خداوند بوده و همیشه تا عمری هست سپاسگزار خداوند هستم و من با لطف و رحمت پروردگار ب تمام چیزی ک میخام میرسم و شماهم خدارو ک باور کنید شماهم میتونید مثل بقیه ادما ک با توکل ب خدا ب خاسته هاشون رسیدن همه ی ادما هم میرسن.
درپناه حق
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ
به نام خدا که رحمتش بیاندازه است و مهربانیاش همیشگی
اقْرَأْ بِاسْمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ ﴿١﴾
بخوان به نام پروردگارت که [همه آفریده ها را] آفریده
خَلَقَ الْإِنْسَانَ مِنْ عَلَقٍ ﴿٢﴾
[همان که] انسان را از علق به وجود آورد.
اقْرَأْ وَرَبُّکَ الْأَکْرَمُ ﴿٣﴾
بخوان در حالی که پروردگارت کریم ترین [کریمان] است.
=====================================
پروژه ی توحید عملی
گام اول:
🟣خداوند در نسیمی است که می وزد،خداوند پروانه ای است که در باد میرقصد،خداوند قلمی است که عشق را مینویسد،خداوند سراسر زیبایی و عشق است.
🟣خداوند در قلبی است که عشق میورزد،خداوند طلوع خورشید است.خداوند نور آسمان ها و زمین است،من دستان خداوند هستم که مینویسد،زبان خداوند هستم که سخن میگوید،قلب خداوند هستم که عشق می پراکند.
🟣من دستان سخاوتمند خداوند هستم که میبخشد،این خداست که در من تجلی یافته،آمده بودم میلیاردر شوم،عاشق و سرگشته ی کویت شدم!آمده بودم تا اسرار ثروت را بیاموزم،قرآن را در دستم قرار دادی!
🟣گفتی بخوان،کلید گنج های زمین و آسمان را در آن خواهی یافت،بخوان اما با قلبت نه با ذهنت،گفتی بخوان و به دستوراتش عمل کن،دستور العمل ثروت و خوشبختی ات در این کتاب نوشته شده است.
🟣این کتاب یک گنج نامه است،اما باید رمز گشایی کنی تا مسیر گنج ها بر تو آشکار شود،باید قلبت را پاک کنی از هر احساس ناروا،خواندم تورا،اجابت کردی مرا،ادعونی،استجب لکم!
🟣تو حکمت را بر قلبم جاری کردی،گفتی از توحید و یکتاپرستی شروع کن،از ابراهیم شروع کن و او را بشناس،شناخت ابراهیم،یعنی شناخت اسلام حقیقی.
🟣معنای بت شکنی ابراهیم چه بوده است ؟!ابراهیم بنیان گذار نهضتی است که میخواهد بشریت را نجات دهد،افتخار پیامبر اسلام،انتصاب به مذهب ابراهیم است،«ابراهیم حنیف»
🟣بت پرستی،پرستش مجسمه ای با یاقوت و سنگ نیست!بت پرستی توجیه وضعیت اسفبار کنونی ات و نسبت دادن آن به «مشیت الهی» است،به تقدیر و سرنوشت است.
🟣بت پرستی قدرت دادن به شیطان و هر عامل بیرونی برای تاثیر در زندگی ات،بت پرستی پذیرفتن نیرویی به نام«شر» است که زندگی تورا احاطه کرده و قدرت خلق زندگی را از تو قلب کرده است.
🟣بت پرستی و شرک یعنی قدرت دادن به هرکسی و هرچیزی غیر از خدا برای تاثیر در زندگی ات،توحید و یکتاپرستی یعنی اینکه همه ی ما «رب» واحدی داریم،یعنی همه ی ما به یک اندازه به «خداوند» نزدیک هستیم،یعنی همه ی ما برابریم.
🟣همه ی ما به یک اندازه به منبع الهی دسترسی داریم،یعنی همه ی ما به یک اندازه به قدرت الهی دسترسی داریم،یعنی همه ی ما یک «خدا» داریم،همه ی ما یکی هستیم،تفاوت انسان ها به علت تفاوت «باور» آن ها نسبت به «قدرت خدا» است.
🟣اگر «خدا»را پیدا کنیم،«ثروت» خود به خود به دنبال ما میاد،اما «خدای واقعی».
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «ثروت» نداره،احتمالا باورهاش درمورد «خدا» و «ثروت» و «پول» ایراد داره!
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «سلامتی»نداره،هم باورهاش در مورد «خدا» ایراد داره و هم درمورد «سلامتی».
⬅️اگر یکی فکر میکنه «خدا» رو پیدا کرده ولی «روابط» خوبی نداره،با همسر و فرزند و دوستش،هم باورش در مورد «خدا» ایراد داره هم در مورد «آدم ها» و «روابط» و«خودش».
🟣«خدا» رو در وجود خودتون پیدا کنید،فارغ از هر دین و مذهب!
🟣با هر دین و هر مسلکی،اون چیزی که باعث سعادت دنیا و آخرت می شود:
⬅️ یکتاپرستی است.
⬅️تسلیم بودن در برابر خداوند است.
⬅️باورکردن نیروی های خداوند است.
⬅️باور کردن نزدیکی خداوند است.
⬅️باور کردن اجابت درخواست های ما توسط خداوند است.
🟣وقتی آدم این رو باور میکنه :
⬅️بهش گفته میشه که چه کاری باید بکنه.
⬅️مسیر ها بهش گفته میشه.
⬅️موقعیت ها براش به وجود میاد.
⬅️آدم ها به شکل دستانی از خداوند می آیند و به او کمک میکنند.
🟣کلید واژه های صحبت های آخر استاد:
#توحید #یکتاپرستی #نعمت های خدا و بزرگی جهان #فضل خداوند #رزق خداوند #نعمت هایی که داریم. #رأفت خداوند نسبت به ما
🟣توحید مسیری که توش عشق،نعمت،ثروت و سعادت دنیا و آخرت را دارد.
🟣تمام تمرکز بر نکات مثبت «توحید» است.
🟣هر آنچه که داریم از آن اوست،اوست که راهنمای ماست و اگر باورش کنیم زندگی بی نهایت آسان،بی نهایت شادی بخش،بی نهایت لذت بخش،بی نهایت پر از فراوانی و نعمت و ثروت است.
=====================================
️🟣یادداشت شخصی:
◀️٣ آذر ماه الهام واضحی دریافت کردم که یک پروژه ی ٣ ماه برای خودت بزار و روی فایل های توحید عملی کار کن،اما دسترسی به مدار نکته برداری حدود ٨ روز طول کشید و من امروز تونستم بالاخره نکات فایل توحید عملی ١ رو توی دفترم بنویسم.
◀️خداروشکر که تونستم توی سایت هم ثبتش کنم،امیدوارم بتونم این مومنتوم مثبت رو ادامه بدم و هم اولویت اولم که نکته برداری توی دفترم هست و اولویت دوم که رد پا گذاشتن در فایل هاست رو تیک مثبت بزنم.
◀️کاملا دارم متوجه تصحیح کد گزاری ذهنم میشم،از آرامش بیشتر توی قلبم دارم میفهمم که این تمرکز داره تصویر ذهن و قلبم رو بهم نزدیکتر میکنه و من رو به فرکانس خداوند نزدیکتر میکنه.
◀️با اینکه فکر میکردم این مطالب رو از قبل میدونم اما لحظه ای که دارم صحبت های استاد رو مینویسم انگار یک اتفاق های عجیبی توی ذهن و قلبم میفته،یک آرامشی از جنس لحظه ی حضور رو تجربه میکنم،انگار در این لحظه هیچ کمبودی نیست و تموم جهانم پر از زیبایی و نوره و هر آنچه که میخوام برام فراهمه.
◀️من فکر میکنم دلیل اینکه سرعت دریافت هدایت های با کیفیت ترم نسبت به سال های قبل کمی پایین تر اومده،بخاطر خاک خوردن کد های توحیدی توی ذهنم و باورهام نسبت به قدرت خداونده و امروز بعد از نوشتن این فایل یک جنسی از امیدواری رو توی قلبم احساس کردم شبیه به لحظه ای که برای اولین صدای استاد رو شنیدم،اون لحظه انگار من خدارو پشت سر استاد میدیدم که داشت با لبخند برام دست تکون میداد و صدام میزد و میگفت بیا توی تیم من سعیده،بیا اینجا،خیلی وقته که منتظرتم.
◀️امروز نزدیک به 4 سال ازون روزها گذشته و من از هیچ بعدی از زندگی،هیچ ربطی به اون سعیده ندارم،من همه چیز رو به طرز جادویی تغییر دارم،من اومدم تو تیم خدا و استادو امروز دارم در مداری زندگی میکنم که قبلاً توی رویاهام هم نمیتونستم تصورش کنم.
◀️اما من،سقف آرزوهام کوتاه نیست،از بچگی آدم جاه طلبی بودم،رویاهای بزرگی داشتم وساعت ها در رویاهام با کیفیت 4k غرق میشدم،بنابراین همون مسیری که من رو به این مدار آورده میتونه به بی نهایت مدار بالاتر ببره،اگر من به همون اندازه تعهد داشته باشم روی ایمان و باورم کار کنم.
️🟣دعای پایانی:
یک دعا شخصی برای خودم ساختم که از سوره ی آل عمران یادش گرفتم از آیات 36 و 37 که مادر مریم،مریم رو نذر میکنه و به خداوند میسپارتش:
«وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وَإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ»
«من او را مریم نام گذاردم؛ و او و فرزندانش را از (وسوسههای) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار میدهم.»
🟣خداوند در پاسخ میفرمایند:
فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنْبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا ۖ کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِنْدَهَا رِزْقًا ۖ قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّىٰ لَکِ هَٰذَا ۖ قَالَتْ هُوَ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ ۖ إِنَّ اللَّهَ یَرْزُقُ مَنْ یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ
پس خدا او را به نیکویی پذیرفت و به تربیتی نیکو پرورش داد و زکریّا را برای کفالت و نگهبانی او برگماشت؛ هر وقت زکریّا به صومعه عبادت مریم میآمد نزد او رزق شگفت آوری مییافت، گفت که ای مریم، این روزی از کجا برای تو میرسد؟ پاسخ داد که این از جانب خداست، همانا خدا به هر کس خواهد روزی بیحساب دهد.
منم یاد گرفتم همیشه به خدا جان میگم:
خدایا من رو هم مثل مریم
به نیکی بپذیر…
به خوبی تربیتم بده…
دست ذکریات بسپار…
و من رو وارد مدار دریافت روزی بی حساب کن.
آمین یا رب العالمین.
سلام و درود فراوان خدمت سعیده خانم عزیز
دختر هیچ خبر داری ، که چگونه دل منو غرق عظمت و بزرگی خدا کردی .
همین قدر بدون که هر کلمه پاسخ به تو را فقط با اشک نوشتم، چشمان خیسم صفحه گوشی را مات کرده ، اما میدانم قطعاً تو هم در مداری به مراتب عالی تر بودی که ، خدا به انگشتان دستانت اجازه نوشتن داده
خدا به تو فرمان داد سعیده جان بنویس تا هم مدارهایت ، بهتر منو بشناسند.
ممنونتم که دعوت حق رو لبیک گفتی و صلاتی جمیل رقم زدی.
سعیده جان مرحبا ، تو استاد یار هستی
تو سراسر عششششقی
در پناه حق و غرق روزی بیحساب باشی
استاد عزیز به شما هم تبریک میگم بابت داشتن همچنین شاگردان توحیدی
سلام آقای مسعودی،سپاسگزارم ازین محبت و لطف شما…
تحسین شما،تجلی روشنی قلب و سخاوتمندی روح شماست…
حقیقت اینکه من اولین نفر هستم که به نور این صلات ها نیازمندم تا قلبم رو به قدرت خداوند وصل نگه دارم و اگر این کامنت ها برای شما نور هدایت داشته،لطف ومنت خداوند بوده که من رو هدایت کرده بتونم بنویسم.
ازتون بی نهایت سپاسگزارم و دعا میکنم نوری که از قلب روشنتون برام فرستادید،چلچراغ بشه و به زندگی قشنگتون برگرده…
در پناه خالق یکتا و بی همتا میسپارمتون.
” الله اکبر ”
خدا بزرگتر از آن است ک وصف شود
لا اله الا الله
“خدایی نیست جز خدای یگانه”
سلام و درود پروردگارم ب دوست عزیزم و دردونه ی خداوند سعیده جان شهریاری
امان از این هدایت های الله ک همیشه آدم و ب وجد میاره و شگفت زده ات میکنه
مدتهاست از در و دیوار زمین و آسمون نشونه ها میاد ک برو سمت توحید عملی
با اینکه هربار ب هدایت هاش گوش کردم نتیجه بینظیررررر بوده اما ذهن چموشم مقاومتش رو داشت تا امشب ک گوشش و گرفتم و آوردمش تو مسیر پای جلسه ی اول خداشناسی ”
امروز قبل از اینکه بیام تو این قسمت هدایت شدم ب آیه ای ک دقیقاااااا شما توی کامنتت راجب مریم نوشتی ”
اسم تو شناسنامه ی من مریمِ
و مهسا اسم دومه منه
عجیب این آیه ب دلم نشست و به خودم گرفتمش
گفتم این وعده ی خداست دیگه چجوری بهم بگه بیا سمتم من منتظرتم
وقتی اومدم و کامنت شما رو خوندم
قلبم پر از نور عشق و آرامش شد
اینهم نشونه ی بعدی
الله اکبر
الله اکبر
دوست قشنگم برات تو مسیر پروژه ای ک در نظر داری دستهای گرم خداوند آغوش امنش و روشنایی از جنس خودش
آرزو میکنم …
مسیرت پر نورررر
قلبت پر از عشق
حالت همواره توحیدی
امیدت هموارهههه ب خدا
عاشقتممممم دوست خوب و زیباروی من
سعیده ی نازنین و دوستداشتنی
میبوسمت
مرا هزار امید است و هر هزار خداست…
مهسای عزیز و نازنینم سلام به روی ماهت
برای همه ی مهربونی هات،زیبایی هات،دلبری هات،سخاوتمندی هات،برای روح توحیدی و قلب روشنی که داری ازت ممنونم.
تلگراف تو قلب من رو روشن کرد،دعا میکنم خدا همه ی زندگیت رو به نور خودش روشن کنه.
دوستت دارم رفیق و درپناه نور میسپارمت،الله یارت باشه همیشه.
سلام سعیده جان دوست توحیدی من دراین سایت بهشتی
باورت نمیشه من فایل توحیدعملی روچندروزه که مجددا براساس هدایت الهی دارم گوش میکنم اولین توحیدعملی روکه گوش کردم ازکامنت دوست توحیدی ام که استادخوندند خیلی خوشم اومدوبسیارلذت بردم ازتوصیف زیبایی که ازخداوندبیان کردندخیلی گوش کردم ولی دلم می خواست که بصورت مکتوب این توصیف زیبای خداوندروهم داشته باشم الان دراین ساعات نیمه شب اومدم کامنت های ایمیلم روبخونم درکمال ناباوری دیدم قلم زیبای شمامتن کامل توحیدعملی 1 رونوشته وازعشق وزیبایی خداوندنوشته ، چندبارخوندم وباتمام گوشت وپوستم باتمام قلب ووجودم این عشق وزیبایی خداوندرواحساس کردم آنقدرکه بلافاصله خودم برای دلم ازخداوندنوشتم برای اولین بار ، بی نهایت ازشمادوست عزیزم سپاسگزارم وازدورروی ماهت رامی بوسم .
دوست دارم دلنوشته ام رااینجابنویسم به یادگار :
خداوندا بی نهایت ازشماسپاسگزارم
که فرکانس هایی که می فرستم
بلافاصله اجابت می کنی
ادعونی استجب لکم
خداوندامن خیلی دوست داشتم
این کامنت توحیدی دوست توحیدی ام روداشته باشم
چون همش ازعشق وزیبایی تونوشته بود
وچه خوب اجابتم کردی عشقم عزیزدلم
زیبای من برکت من نعمت من فراوانی من
امیدمن مهربان من الهام من هادی من حامی من زیبای من عشق من توحیدمن رب وپروردگارمن پرورش دهنده من مالک وفرمانروای من قدوس وپاک من سلام و بی عیب ونقص من
عزیزوشکست ناپذیرمن مهیمن وباشکوه من جباروجبران کننده من متکبروشایسته بزرگیه من خالق وآفریننده من بارئ وکارسازمن مصوروصورتگرمن وکیل وکارسازمن آرزو ورویاهای من عشق درلحظه من عشق درگذشته من عشق درآینده من وعشق ابدی وجاویدان من دردنیا وآخرت زیبای ابدی وجاویدان من دردنیاوآخرت ای زیباترینم وای مهربان ترینم ای قلبم جایگاه زیبایت هرلحظه برمن بتاب وهرلحظه هادی وحامی ومراقبم باش هرلحظه هادی وحامی ومراقب محمدامینم ومحمدمعینم ونگینم باش این امانت های الهیت به من روهمیشه وهرلحظه مراقب ومحافظ باش
باعشق بنده نیکویت نورا️
بهنام خداوند بخشندهی مهربان
ویاری دوست خوبم همدم خدایم
سلام نورا جان چقدر قشنگ نوشتی چقدر زیبا خدا را توصیف کردی چه کشش عجیبی داشت کلماتت
من مدتیست به دنبال خدام میخوام بدانم او کیست
دلم میخواهد اورابشناسم
دوست دارم بدانم او کیست که اصحاب کهف به عشقش کل زندگیشان را رها کردند
او کیست که حضرت محمد (ص) ساعت ها در غار بااو سخن میگفت
او کیست که حسین(ع) با تمام وجودش خودش رابخاطرش فدا کرد
این چه عشقیست که این جسارت را به ادم میدهد
من از بچگیم همیشه اسم خدا راشنیدم اما واقعا درکش نکردم
میخواهم پیدایش کنم میخواهم در آغوش بگیرمش همیشه میترسم نکند خدایم منو رها کند اما هیچ وقت رهایم نکرد حتی وقتی من امیدم را ازش بریدم اوترکم نکرد
نمیدانم اما انگار در میان واژگانت خدا را دیدم انگار او نوشته بود راجب خودش ومن میخواندم انگار او دارد با من سخن میگوید
*((زیبای من برکت من نعمت من فراوانی من
امیدمن مهربان من الهام من هادی من حامی من زیبای من عشق من توحیدمن رب وپروردگارمن پرورش دهنده من مالک وفرمانروای من قدوس وپاک من سلام و بی عیب ونقص من))*
با خواندن این جملات احساس کردم خدا در درون پدرمه که از بچگی حوامو داره در درون لبخندش دردرون بازی کردنش باهامه
حس کردم خدا در میان چهره مادرمه احساس کردم خدا در آغوش مادرمه که از زمانی که چشم باز کردم مرا به آغوش کشید
حس کردم خدا میان چشمان مادرم هست
حس کردم خدا نور درون چهره مادرمه
انگار خدا را درون گل روی طاغچه دیدم
انگار خدا درون ان برگ هاست چه حس عجیبی دارم
اخر چطور ولی انگار خدارا در درون خودم میبنم انگار وجودش در وجودم هست
اورا درمیان شعله های آتش بخاری میبینم
انگار حس میکنم کنارم نشسته
اورا درمیان موج های اب میبینم
انگار داره میخنده و درون اب اب بازی میکند
انگار خدا به شکل آدمی هایی در امده که تو جاهای مختلف دچار مشکل شدم بهم کمک کردن حتی شده با کلماتشون
نمیدونم اما اکنون حس میکنم تمام ان ادم ها خدا بوده
در چهره هایشان دیگر ادم نه انگار خدا را حس میکنم
این احساساتم خیلی عجیب است انگار یا واقعا خدا همه چیز است
خدایا تو که هستی چقدر عجیبی
خدایا شکرت که اینقدر قشنگ درون قلب ادم ها حضور پیدا میکنی
خدایا چه خوب که هستی
من هم میخوام دیوانه و شیدایتشوم
خدایا مرا به سمت خودت بخوان
خدای من قدرت من
جسارت من در درون ترس هایم امید من در میان رویا هایم نور قلب من در تنهایی هایم حمایت کننده من در بی کسی هایم شنوندهی حرف های من
ارامش قلبم خدایا تو چگونه هستی که اینقدر تو را به خود نزدیک میبنم خدایا تو که هستی که هم تورا در درون خود هم بیرون از خود حس میکنم خدایا در حین این همه نزدیک بودنت با من باز هم هنوز تورا نمیشناسم خدایا میخواهم بیشتر ازت بدانم
خدایا ای ارامش قلبم بیشتر از خودت برایم بگو
خدایا به خداییت قسم فقط در این چند روز که به تو وصل شدم چقدر زندگیم روان شده
ای آسان کننده زندگیم
مرا به سوی خود صدا کن
دوست دارم همهی وجودم
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به سعیده جانم سعیده توحیدی که هر کلمه از نوشته هاش بوی خدا میده بوی عشق و محبت الهی میده سعیده جان با خوندن هر خط از کامنتت جانِ دوباره گرفتم اشکم جاری و قلبم پر از آرامشی خداگونه شد ، نوشته های دلی شما نور خداست برای هدایت بقیه مثل من که قرار بود نشانه روزم باهام حرف بزنه ولی خدا آوردم اینجا و کامنتت دقیقا برای من بود .
خدایا من رو هم مثل مریم
به نیکی بپذیر
به خوبی تربیتم بده
دست ذکریات بسپار
و من رو وارد مدار دریافت روزی بی حساب کن
سعیده عزیزم خیلی دوست دارم
الهی همیشه موفق و سر بلند باشی
همیشه قلبت پر از نور و عشق خدا باشه و صورت ماهت خندون
عاشقتم رفیق بهشتیه غار حرا بوس به صورت زیبات.