توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 163


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    شهیده گفته:
    مدت عضویت: 1168 روز

    سلام و درود بر استاد بزرگ و دوستان سایت

    من از وقتی که با مفهوم توحید از نگاه استاد آشنا شدم خیلی وقت‌ها دارم رد پای شرک رو در خودم ردیابی می‌کنم ولی می‌بینم خیلی عمیق این شکل در دل من جا گرفته

    خوشحالم که در مسیر درستم و متاسف از اینکه خیلی وقت‌ها فراموش می‌کنم

    تقریباً تمام آنچه را که به اسم دین واقعی به ما گفتند شرک حقیقیه

    مثلاً امروز در یک دورهمی یک نفر خواست که برای رفع حاجتش دعای توسل خونده بشه

    خود اینکه دعا خونده بشه شرکه اون جمله‌هایی که توی اون دعا هست تماماً شرک من چقدر اذیت می‌شدم اما به خودم گفتم که شاید شبیه داستان موسی و اون شبان باشه من حق ندارم به دیگران ایراد بگیرم

    که خداوند راهنمای همه است

    شاید خود همین همراهی شرک بود

    قبل از این خیلی وقت‌ها برای کارام دنبال وام گرفتن بودم خود وام که یک شرکه بماند اینکه از دیگران می‌خواستم که منو کمک کنند شرک بعدی بود

    اینستاگرام برای من شرک بود چون فکر می‌کردم اگه قطع بشه کسب و کارم می‌خوابه

    کسانی که تو کار بالاتر از من هستند هنوز هم گاهی حواسم نیست و اون‌ها رو قدرتمند می‌کنم در ذهنم و فکر می‌کنم اون‌ها باعث پیشرفت یا عدم پیشرفت من هستند

    و کسانی که در مجموعه من قرار دارند من فکر می‌کنم که کم کاری یا پرکاری اون‌ها می‌تونه به من آسیب بزنه یا بلندم کنه

    شرک خیلی بزرگم تورمه من فکر می‌کنم به خاطر گرون شدن قیمت ماشین نمی‌تونم به ماشین دلخواهم برسم

    وای خدای من چقدر شرک در وجود منه

    شرک اینه که اگه استاد یوگا حالش خوب باشه من حالم تو کلاس خوبه

    شرک یعنی اینکه دنبال تایید دیگرانم

    شرک اینه که من به ذهنم میاد توانایی برنامه‌ریزی ندارم و باید یکی از بیرون یا یه برنامه و اپلیکیشنی یا مثلاً هوش مصنوعی به من کمک کنه

    انگار برای من همه چیز از عوامل بیرونی میاد و این شرکه

    امیدوارم امروز که این کامنت رو نوشتم بیشتر حواسم باشه

    ممنون از استاد و خانم شایسته برای این تمرین تاثیرگذار

    خدا شکرت که من رو هدایت کردی

    الهی و ربی من لی غیرک

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 20 رای:
  2. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 1993 روز

    بِسْمِ اللهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحیم

    بنام خدا که رحمتش بی اندازه است و مهربانی اش همیشگی

    قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ «1»

    بگو: اوست خداى یکتا

    اللَّهُ الصَّمَدُ «2»

    (همان) خدایی که (از همه عالم) بی نیاز (و همه عالم به او نیازمند) است.

    لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ «3»

    (هرگز کسی را) نزاده، و زاده نشده است

    وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ « 4»

    و برای او هیچگاه همتایی نبوده است!

    =================================

    سلام به استاد الهی و توحیدی عزیزم و استاد مریم شایسته جانم و همه ی دوستان نازنین

    الهی حالتون خیلی خوب باشه

    قلبتون سرشار از نور خداوند

    و هدایت الله یکتا کل زندگیتون رو روشن کنه

    خدا رو صدهزار مرتبه شکر برای این فایل بینظیر که قبل از این بارها و بارها گوش دادم

    استاد جانم این سری فایلهای توحید عملی از بهترین و زیباترین فایل های شماست و من خیلی خیلی دوستشون دارم

    چه همزمانی جالبی که من در کامنتم روی قسمت هفتم فایل درک عمیقتر قوانین خداوند درباره توحید نوشته بودم انگار که دقیقاً برای این فایل نوشته باشم

    توحید همه چیزه❤️

    توحید یعنی خدا رو تنها قدرت مطلق حاکم در جهان بدونیم❤️

    با توحید و ایمان به خداست که قلبمون آرامش میگیره

    ‎با توحید و یاد خداست که می تونیم کنترل ذهن کنیم

    ‎با توحیده که می تونیم احساسمونو خوب کنیم و خوب نگهش داریم

    ‎با توحیده که به عوامل بیرونی قدرت نمیدیم

    با توحیده که هست و نیستمون و همه چیزمون رو از خدا می دونیم

    ‎با توحیده که در همه ی زمینه ها پیشرفت می کنیم

    ‎با توحیدی عمل کردنمون و تکرار وتکرار و تمرین و تمرین یاد می گیریم که به خدا اعتماد کنیم

    و با طی تکاملمون بتدریج عضله ی اعتماد کردنمون به خداوند قوی و قویتر میشه.

    و به جایی می رسیم که هم در این دنیا و هم در آخرت در بهشت زندگی می کنیم

    و خوشبختی رو در همه زمینه ها تجربه می کنیم

    استاد جانم رابطه ی من با خداوند قبل از آشنایی با شما هم خوب بوده

    و همیشه تمایل داشتم بنده ی خوب و خالصی باشم براش..

    و با آموزشهای شما مدتهاست که این رابطه خیلی خیلی زیباتر و بهتر شده

    و زندگیم خدا رو صدهزاران بار شکر در همه ی زمینه ها مثل سلامتی، مالی و روابط از خوب فقط به سمت بهتر شدن و زیباتر شدن پیش میره

    نشانه اش هم احساس خوب و آرامش عمیقی است که در قلبم احساس میکنم،

    توکلم به خداوند، احساس لیاقتم و ارزشمندی ام و

    اعتماد بنفسم خیلی بهتر از قبل شده،

    شکرگزاریهای عمیق و قلبی ام از خداوند بینهایت مهربانم، بیشتر وقتها اشکهای شوق بر گونه هام جاری می کنه

    روابطم با همه از خوب به عالی تبدیل شده،

    از همسرجانم گرفته تا فرزندانم و خواهرها و برادرهام تا برادر و خواهرهای همسرم و خویشاوندان نزدیک و دور، دوست آشنا و حتی کسانی که اصلاً اونها رو نمی شناسم ، همه ی آدمها وجه خوبشون رو بمن نشون میدن

    بعنوان مثال ما همسایه هامون و مستأجرامون، هم در تهران و هم در طالقان،نه تنها خودشون خیلی خوبن و روابطمون خیلی خوبه که حتی اسم و فامیلی شون هم زیباست

    مثل محمد امین ستوده، حق تعالا، حقگو، خوشخو ،کریم و…

    و مستأجر جدیدمون در تهران که واحد طبقه اول رو اجاره کردند زن و شوهر میانسالی هستند همراه با یک پسر و دختر که دانشجو هستند، و همه شون خدا رو صدهزار مرتبه شکر خوش انرژی و خوش فرکانس هستن

    و اسم و فامیلی این خانم و آقا هم قشنگه

    آقای عبد الله امین و خانم ابراهیمی!..

    الان هم سه روزه که من و همسرجان اومدیم شمال خونه ی دختر خواهر همسرم که نزدیک ساحل دریاست و هوا کاملا بهاری و بسیار زیباست

    دیروز هم رفتیم منطقه ی آزاد بندر انزلی و ناهار رو در یکی از آلاچیقهای روبروی دریا نوش جان کردیم و بعد از اون من و خواهرزاده ی همسرم که تقریباً همسن هستیم رفتیم دو ساعتی تو پاساژها و مرکز خریدها گشتی زدیم و مقداری هم خرید کردیم

    امروز ظهر هم با سعیده جان شهریاری مکالمه تلفنی خیلی شاد و دلپذیری داشتم و کلی بر حال و احساس خوبم اضافه کرد خدا رو هزاران مرتبه شکر

    و به امید خدا قراره فردا بسمت طالقان حرکت کنیم

    خدا رو میلیاردها بار شکر برای نعمتها و رزق و روزی ها و خیر و برکتهای بیشمارش

    خدا رو هزاران بار سپاس برای صلاتم در این بهشت و این فایل توحیدی

    الهی هر روز بیشتر و بیشتر هم جهت با جریان خداوند باشیم

    استاد جانم عاشقتونم و بینهایت از شما برای همه ی آموزشهاتون سپاسگزارم

    به امید دیدارتون در بهترین زمان و مکان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  3. -
    افسانه شاکری گفته:
    مدت عضویت: 2478 روز

    سلام استاد عزیزومریم جون ودوستان هم فرکانسی

    من امروز به همکارم که بخش قبلی هست وباهم ارتباط داریم تو ذهنم قدرت دادم ووقتی بهش زنگ زدم تا جواب یه سوال رو بپرسم طوری جوابم رو داد که اصلا براش اهمیتی نداشت که ممکنه با طرز جواب دادنش من ناراحت بشم و الانم مطمئنم که براش اهمیتی نخواهد داشت این درحالی هست قرارهست دوروز دیگه بریم مسافرت باهم وقتی زمان دادم به خودم متوجه شدم توذهنم بهش قدرت دادم بزرگش کردم وامروز دوباره درسم رو گرفتم که یادت باشه رابطت با ادمهارو جایی نگه داری که خط قرمز رو رد نکنن

    2- خواهربزرگه که توذهنم قدرت دادم که اگه من رابطه عاطفی با پسری داشته باشم وچون ازشون دور هستم اولین نفری هست که دخالت میکنه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  4. -
    فقط خدا گفته:
    مدت عضویت: 644 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    سلام استاد عزیزم و خانم شایسته و همه دوستای گل

    و خدا را شکر برای این هم زمانی زیبا و شروع پروژه توحید عملی

    راستش من برای پاسخ تمرین روم‌ نمیشد اول توی کامنتها از شرک هام بنویسم و وقتی توی دفترم نوشتم حدود 6 صفحه نوشتم و به آگاهی های خیلی زیبایی رسیدم و خدا را شکر بابت این موهبت و سپاس از خانم شایسته عزیز و استاد گل که این تمرین را برای ما قرار دادند، بعدش گفتم حیفه که این آگاهی ها را نیام و در اختیار بقیه عزیزان نزارم…

    چند روزی بود که من سعی میکردم عبارت خدا برای همه چیزم کافیه را هی تکرار کنم و بهش فکر کنم و یجورایی سعی کنم برای خودم اینا به شکل یک باور درست کنم یجورایی احساس میکردم که این عبارت چقدر میتونه من را آرام بکنه و بمن قدرت بده و همین دو سه روز پیش هم عبارت «تنها نیرویی که میتونه برای تو کاری بکنه فقط خداست ولاغیر» را روی وایت بوردم نوشته بودم و از خوندش لذت میبردم، تا اینکه دیشب باز از خداوند هدایت خواستم در مورد مشکلم و خدا مثل همیشه سریع الاجابته و صبح با انجام این تمرین و این فایل پاسخم را داد. موضوعی که توی همین روزها بهش رسیدم این بود که من واقعا هیچ کاره ام من واقعا ناتوانم و همه کاره خداست ، قدرت مطلق اونه که همه کارها را برای من و همه جهان انجام میده. حتی منی که ادعا میکنم من با فرکانس هام زندگیم را میتونم خلق بکنم و تغییر بدم شرایطم را ، کی میتونم این کار را بکنم اگر خداوند پاسخ دهنده فرکانس های من نباشه؟! و چه کسی هست که بتونه فرکانس های من را به شکل موقعیت ها و شرایط زندگیم برای من در بهترین شکل و بهترین زمان خلق بکنه به جز خدا؟! چه کسی این قدرت بی نهایت را داره واقعا ؟ و اینجاست که حس کردم یک ذره از معنی آیه ای که خداوند از خودش توی اون تعریف کرده را دارم میفهمم شاید، آیه ای که باز یکی دو روزه بهش فکر کردم و زمزمش کردم چندباری چون بهم حس لذت و آرامش میداد: بگو که من نزدیکم و همواره اجابت میکنم درخواست درخواست کنندگان را … واقعا اگر خداوند درخواست های ما را اجابت نکنه چه مسی میتونه به درخواست های ما پاسخ بده؟!

    در مورد اینکه در زندگیتون به چه کسانی یا عواملی قدرت را دادید؟ وقتی یکم فکر کردم دیدم متاسفانه به همه کس و همه چیز قدرت را دادم الا خودم و خدای خودم.

    از اینکه حتی فکر کردم داشتن شغل و پول میتونه بمن نعمت و ثروت را بده، بمن شادی بده، قدرت بده نیز شرک بود . اما فکر که کردم دیدم نه اونی که رزق من را میده خداست نه صرفاً یک کار فیزیکی، زمانی که من یه نوزاد بودم یا حتی همین الانش که شغلی ندارم مگه خدا روزی من را نداده؟ پس چرا الان فکر کردم که داشتن یه شغل بمن روزی میده یا بمن شادی میده مگه نیستن آدمایی که الان بهترین شغل ها را دارن اما شاد نیستند یا آدمهایی هستند که از یک کار ساده به ثروت زیاد رسیدن مگه اون کاره اون ثروت را بهشون داده در حالیکه هزاران نفر دیگه هم همون کار را میکنن اما ثروتی خلق نکردند پس روزی من واقعا با خداست نه با شغل یا آدمهای دیگه.

    اما از شرک هایی که ظاهر زیبا و معنوی دارند تا شرک های لاکچری دنیای امروزمون و ….

    چندتاش را میگم اما واقعا فکر نمیکردم ما انقدر در زندگی شرک داشته باشیم و انقدر رنگ و بوی خدا کم باشه توی زندگیمون ،زندگی خودم را میگم البته.‌

    مثلا بریم فلان دعا را بخونیم، متوسل بشیم به فلان معصوم یا فلان شهید، سفره فلان حضرت پهن کنیم، فلان نذر را بدیم، بریم پابوس فلان حضرت ، خدا را به فلان قسمش بدیم ….

    شرکهای لاکچریمون: فلان دکتر نمونه هست، فقط اون خوبت میکنه، فلان استاد دوره هاش حرف نداره، فلان مشاور کارتا درست میکنه، فلان پارتی، فلان رییس سازمان، فلان مدیر، فلان آشنا و فامیل و دوست، بابام، مامانم، خواهرم، داداشم، پسرم، همسرم ، فلان کشور، فلان امتیاز، فلان مدرک، فلان شغل، فلان مهارت، فلان هوش و استعدادم، ..‌.

    راستش خودم هم گریه ام گرفت ازینهمه فلانی های به ظاهر قدرت دار هم خندم گرفت خخخخ.

    و یک سوال هم برام پیش اومد گفتم بد نیست از شما دوستان هم بپرسم، راستی چی شد که ما به اینهمه شرک رسیدیم؟؟؟

    جواب خودم اینه که شاید تقلید کورکورانه از اجتماع و بدون ذره ای تفکر ما را به این نقطه رسونده و برای همینه که استاد میگن در مورد همه چیز فکر کنید و همینجوری هر حرف و رفتاری را قبول نکنید.

    و اما در مورد قسمت دوم سوال که چگونه میخواهید ازین پس توحید را بصورت عملی در زندگیتان اجرا کنید؟

    خب باید همیشه به خودمون یاداوری کنیم که تنها قدرت جهان خداست همه کارها را اون داره برای ما انجام میده ، چون انسان فراموش کاره و شیطان همیشه گوشه ذهنمون در کمینه پس باید یادآوری کنیم و بقول استاد در ذهنمون قدرت را از ادمها عوامل بیرونی بگیریم و به خدا بدیم . و با فکر و این نگاه شروع کنیم از کارهای کوچک تا بزرگمون را امتحان کنیم و از خدا بخواهیم که راهنماییمون کنه در مورد اون کار و برامون انجامش بده بعد نتیجه را ببینیم و برای خودمون هربار بنویسیم تا ببینیم که روند کارها چطور تغییر میکنه بعد از نوع نگاه و رفتار و اونوقت کم کم یاد میگیریم و جز رفتار و شخصیتمون میشه توحیدی بودن و یه نکته دیگه اینکه اگر به جایی قدرتی رسیدم یادم باشه که من در مقابل خدا هیچی نیستم و اووووننننن داره همه کارها را انجام میده برام و مغرور نشم.

    اما خدا را شکر الان که یک سالیه توی سایتم آگاه تر شدم و طرز فکرم عوض شده و الا چند سال پیش که واقعاً منم تو در و دیوار بودم انقد که این شرکهایی که نوشتم را داشتم و خدا خیلی کمرنگ بود در زندگی من نهایتش این بوده برام که میدونم برای شماها هم آشناست که اگر یکبارم خواستم از خدا که کمکم کنه با یه حالت طلبکارانه بوده یا یک احساس بد و گریه زاری که خدایا پس یه کاری بکن یا خدایا چقدر عذابم میدی بسمه دیگه، یا خدایا مگه منو نمیبینی، دوستم نداری، دلت نمیسوزه و ازین حرفها که هیچوقت هم جواب درستی نگرفتیم ازین مدل کمک خواستن ها

    خدایا سپاسگذارم ازت که درس خداشناسی را هم خودت بهم اموزش میدی واسه همینه که ورد زبونم شده من چکاره ام من هیچ کاره ام. همه کاره تویی خداجانم عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  5. -
    سجاد رعاضی طبری گفته:
    مدت عضویت: 815 روز

    به نام خدایی که روشن گر و هدایت گر من بود و هست

    اینکه دارم کامنت مینویسم معجزه است

    خیلی وقت بود چیزی تو سایت ننوشتم

    ولی اینکه سوال هایی که از ابتدای امروز از خودم پرسیدم یا تو سرکار از خودم پرسیدم

    که دلیل اینکه اینهمه تلاش می‌کنم ولی نتیجه نیست نتیجه نمیگیرم واقعا چی میتونه باشه ؟

    یعنی خدایی که میپرستم عدالت نداره ؟

    تضاد هایی رو تجربه میکردم که داشت من رو به این سوال ها میرسوند تا من بتونم شرک هایی که در قلبم پنهان شده بود رو شناسایی کنم

    و به یادآوردم که خداوند برای کسی چیزی نمیخواد

    چه خوب باشه چه بد باشه

    این قدرت رو به خودمون داد

    امروز حس کردم خداوند اومد کنارم نشست رو صندلی و یه چایی داغ داد بهم و گفت خب حالا بهم بگو چی میخوای

    و من میگفتم و اونها مینوشتن که برن تدارک خواسته های من از زندگی رو اجرایی کنن

    این قدرت اون خدایی هست که میپرستمش

    تمام جواب هارو همیشه داشته

    تمام نعمت هارو همیشه برام گذاشته

    تمام امکانات وسایل رشد و تعالی من رو برام فراهم کرده

    همون خدایی که شب رو پس از روز و روز رو پس از شب با نظم و از روی رحمت خودش مقرر ساخت

    تسلیم بودن در برابر چنین نیرویی که مرزی برای نعمت هاش و رحمت هاش نیست

    اگر خودم رو لایق نکنم

    اگر در مدار رسیدن به خواسته هام که خداوند اسبابش رو فراهم کرده انرژیم رو صرف نکنم

    اگر اونچه خداوند برام تدارک دیده رو نادیده بگیرم

    من دارم کفران نعمت هاش رو میکنم

    پس آگاه شدم که بهره مندی من از نعمت های خداوند عین سپاسگزاری در عمله

    به یادآوردم که خداوند بی نهایت راه داره برای رسوندن چیزی که برای منه

    خودم رو تسلیم تر دیدم وقتی توکل کردم به خدا

    من روی خودم کار میکنم وظیفه ی خودم رو درست انجام میدم باور های مخرب رو شناسایی میکنم با باور مناسب جایگزین میکنم اقداماتی که انجام نمی‌دادم چون فکر میکردم نمیشه رو انجام میدم

    هرچند که ترسناک تر باشه بیشتر طمع میکنم به اینکه خداوند من رو یاری میکنه

    شرک من ترس های من هستن

    تمام کار هایی که از ترس انجام ندادم شرک های من هستن به خداوند

    و اگر کنترل ذهن رو به لطف و رحمت الله بتونم تقویت کنم و ورودی های مناسب رو به ذهنم بدم

    با ادامه دادن این روند میشه حلقه هایی از افکار جدید شکل داد که خودم خلقشون کردم

    من میخوام تو دنیای جدید خودم قدرت رو از همه بگیرم بدم به خدای یکتا دیگه قضاوت ها برام مهم نخواهد بود دیگه چیزی نمیتونه تمرکز کسی که هدف داره رو بهم بزنه وقتی در راه درست و گسترش جهان هستی میخواد قدم برداره خداوند وعده داده که از اون حمایت میکنه و وعده خداوند قطعی است

    من ایمان دارم که هدایت میشم به جایی که مسیر رشد هست من از خداوند سوال هام رو میپرسم و ایمان دارم که خداوند پاسخ می‌دهد اون خودش تو کتابش گفته و خداوند هرگز خلف وعده نمی‌کند

    من چطوری ایمان نداشته باشم

    وقتی بیاد میارم کارهایی که بخاطر رحمت و وهاب بودنش برام انجام داده رو

    چطور میشه بندگی همچین خدایی رو نکرد وقتی میفهمم این من بودم که از اول میخواستم و اون همیشه پاسخ داد بله

    اینکه من درست نتونستم درک کنم خواست تورو بخاطر نفسم از من ببخش

    و بهم نور امید بخشی بده که قلبم با نورش روشن بشه

    خدایی که تو تاریکی های زندگیم منتظر بود که بخوانم اورا

    و همیشه راه درست رو بهم نشون داد بلکه ی از روی رحمت و فضلش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  6. -
    ستاره بنی نجاریان گفته:
    مدت عضویت: 4130 روز

    درود امروز که دارم این کامنت رو روی سایت می‌گذارم ایران در شرایط عجیبی قرار داره شرایطی که من احساس میکنم ظاهرش خیلی خیلی بد و آشفته است اما در باطن اتفاقات خوبی رو داره رقم میزنه، صادقانه بگم خیلی وقتا کنترل احساس برام به شدت دشواره، اما من نمی‌خوام احساسات بد خودم رو نادیده بگیرم و خودم رو گول بزنم بلکه دوست دارم دردها و رنج هام رو ببینم با تمام وجود احساس کنم و اونها رو با باورهای درست ترمیم کنم. تاریخ کامنت مشخص میکنه که مربوط به چه زمانی میشه، با دیدن دو فایل توحید 1 و 2 به من یادآوری شد که ستاره اگر تمااام دنیا مملو از آشفتگی، بی عدالتی و چالش هست نگران نباش چرا که از دل همه ی این تضادها خواسته های واقعی تک تک مردم مشخص میشه و بعد از وضوح خواسته ها وظیفه ی ما انسان ها تمرکز روی خواسته ها و درخواست دادن به نیرویی است که کل کیهان رو هدایت میکنه و من اکنون به خداوند یکتا به تنها نیروی حاکم بر جهان هستی که از بزرگترین قدرت های روی کره ی خاکی هم قدرتمند تره درخواست میدم به ایرانمان و به جهانمان یاری رسان تا در آن آبادی، آزادی ، سعادت ، سربلندی و شادی عمیق و ادامه دار را تجربه کنیم. صادقانه بگویم از دست دادن های زیادی را تجربه کرده ام هر بار شادی هایی را به دست آورده ام و گویی باوری در من نهادینه شده که می‌گوید عمر شادی ها و لذت هایت بسیار کوتاه و عمر دردها و اندوه هایت طولانی تر است، اما این فقط یک باور احمقانه است زیرا در 34 سال عمری که تا کنون از خدا گرفته ام شادیهایی را زیست میکنم که دائمی و همیشگی بوده و هستند اما وجودشان برایم بسیار بدیهی شده اند. من در این 34 سال سن پدر و مادری حامی و مهربان داشته ام، خداوند به من سلامتی کامل داده که با وجود تمام ناسپاسی هایم هر بار آزمایش و چکاپ میدهم در سلامتی کامل به سر میبرم به لطف خداوند گاهی اندکی بیماری را تجربه میکنم که با وجود بدنی قوی می آید و میرود، خداوند همسری مهربان و همراه و فرزندانی نازنین به من عطا کرده، به لطف خدا صاحب خانه اتومبیل و سرمایه هستیم، صاحب باغی زیبا مملو از درختان میوه هستیم . گل های آپارتمانی قشنگی که هرروز زایش و تولد و تازگی را به من یادآور می‌شوند با هر برگ تازه ای که در خود میشکفند. آری اما من از خدا می‌خواهم آرامش و شادی را در جای جای ایران عزیزمان به ما بدهد او تنها قدرتی ست که نمی‌دانم از چه راه و با چه روشی اما می‌دانم که خودش آگاه و توانمند است و جهانمان هوشمندی را خلق و مدیریت می‌کند که تمام امور در دستان اوست پس من از او می‌خواهم و او باید مرا اجابت کند تا به یاری او در ایرانی آباد آزاد و شاد زندگی کنیم. خدایا تنها تو را عبادت میکنم و تنها در زندگی ام از تو یاری می‌جویم مرا در تمام هرج و مرج و آشفتگی دنیا به راه درست هدایت کن و نگذار از گمراهان باشم، به من یاری رسان تا در قلبم حضور دائمی ات را همواره احساس کنم، به من یاری رسان تا ایمان داشته باشم که کنترل همه چیز فقط و فقط در دستان توست. خدایا ایرانمان را آباد و آزاد گردان. آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    سمانه احمدی گفته:
    مدت عضویت: 1641 روز

    سلام وقت بخیر.هی میام بنویسم هی ازخودم خجالت میکشم،چطور تمام این مدت ازحضور الله مهربان غافل بودم وبه همه چیز وهمه کس قدرت دادم جز به پروردگارم،جالبه که من خودمو مسلمان میدونستم نماز میخوندم ودرظاهر متوکل بود،هه زهی خیال باطل!!دلم میخواد به خودم فوش بدم یکی نیست بگه اخه احمق عقب افتاده،وقتی تمام جهان هستی رو خداوند افریده وقتی میلیاردها ساله بدون ذره ای خطا داره جهان رو اراده میکنه توباچه عقلی باچه منطقی به ادما قدرت دادی؟وحتی خیلی بدتر من حتی به سنگ ها هم قدرت داده بودم وفکر میکردم مثلااگر فلان سنگ رونگه دارم برام شانس میاره😂همش منتظر بودم بامرد ثروتمندی اشنابشم وارزوهامو براورده کنه!!یه بار ازخودم نپرسیدم به اون مرد ثروتمند کی ثروت داده وچرافکر میکنی نمیتونه به توبده؟؟درظاهر میگفتم خدا بزرگه ولی برای حل مشکلاتم وگذران زندگی به هرکس وناکسی امیدمیبستم!!همش فکرمیکردم بالاخره یکی پیدامیشه که به داد من برسه حتی بعداز اشنایی بااین سایت فکر میکردم همه چیز مطلقا دست خودمه وذره ای به خدا توذهن وقلبم قدرت نمیدادم همیشه میخواستم هرکاری بکنم ازهزار نفر مشاوره میگرفتم چون فکرمیکردم فلانی چون بازاریه میدونه!!فلانی چون پولداره میتونه به من بگه راه موفقیتم چیه!!اینا اصلا بد نیس،کمک خواستن ومشورت گرفتن بد نیست اما نه درصورتی که تو تمام ماجرا رو وابسته به ادما بدونی!!حتی یک بارم به مغزم نرسید ازخدا بخوام منوراهنمایی کنه ازخدا بخوام به من روزی پاک وبینهایت بده،چرا؟چون فکرمیکردم خدا منو نمیبینه یاجواب منو نمیده.من گناهکار منی ک پراز اشتباه وخطام چرا خدا باید بامن حرف بزنه؟یابه من کمک کنه؟فک میکردم خدا فقط خدای پیامبراس چون اونا پاک وبی گناهن باورم نمیشه چطوری اینقد احمق بودم.حتی الانم ک درحال نوشتن این کامنتم هنوزم احساس میکنم بین منو خدای خودم دیوار هست دیوارهم نباشه یه پرده خیلی ضخیمه که خودم ساختمش باورم هام ساخته تش اما تصمیم گرفتم هرچی ک هست وبه هردلیلی به وجود اومده باید از بین ببرمش،دیگه کافیه چشم امید داشتن به بندگان خدا دیگه زندگی باترس ولرز کافیه دیگه بدبختی کافیه،همینکه تو خدای خودتو نشناشی نهایت بیچارگیه همینکه توندونی خداواند عاشقته خودش جهنمه.دیگه بسه همین جا به خودم قول میدم به کمک استاد عباس منش عزیز که من ایشون هدیه خداوند میدونم تمام باورهامو تغییربدم ودرآغوش پروردگارم قراربگیرم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    زهرا مختاری گفته:
    مدت عضویت: 2565 روز

    به نام تنها رب جهانیان

    سلام

    یک مثال از ردپای توحید از برنامه خداوند

    امروز صبح هدایت شدم به خوندن خلاصه ای از آگاهی های استاد که در زیر این فایل توحیدی خانم شایسته عزیز از قلب توحیدی خودش جاری کرده و وقتی داشتم تجربیات دوستام رو از توحید میخوندم خداوند به یادم آورد که همین 3 سال پیش از چه وضعیتی منو سِودا (خواهرم)به این شرایط آرام رسیدیم وضعیتی که فقط میگفتم قراره انگار من بمیرم و این سختی ها قراره منو از پا در بیارن.

    چون هیچ رشدی تو وجودم نیوفتاده بود و زندگی هیچ رنگی نداشت و من فقط فایلهای توحیدی و فایل توحیدی قسمت 6 رو گوش میدادم تا فقط گوش بدم به این فایلها شاید کمک های خداوند برسه

    اولین کمک خداوند ورود منو خواهرم به قانون سلامتی بود با تمام کمبودها منو خواهرم ادامه دادیم با تمام تضادها ادامه دادیم انگار از یه جایی به بعد این ما نبودیم که داریم ادامه میدادیم بلکه مسیر داشت ما رو تو اجرای قانون سلامتی نگه میداشت.نه ورودی مالی بود نه خبری از حمایت کسی تو خانواده و حتی تحقیر هم میشدیم

    ولی بعد از یکسال داشت حرکت هایی اتفاق می افتاد من مشغول شدم به یک شغلی تا ورودی مالی بیاد ولی باز اون جور که باید شرایط بر وفق نبود

    و من تصمیم داشتم به یک جای دیگه ای برم برای زندگی تا در تنهایی و آرامش روی فایلها کار کنم و خیلی راحتر به قانون سلامتی عمل کنم.ولی پول اجاره جایی رو هم نداشتم و حتی جایی رو هم نمیشناختم و حتی ممکن بود شرایط رو هم برای خودم بدتر کنم ولی انقدر اون نیاز به ارامش و آزادی برامون مهم بود که زورش از ترس های بعدش بیشتر بود.

    در پایان 1401 و در اوایل شروع بهار 1402 یک سری اتفاقات داشت می افتاد که من سردرگم بودم که قراره چی بشه ترس و شک از مسیر داشت توی دلم رو خالی میکرد و توی ششمین روز بهار 1402 پدرم به رحمت الهی رفت.

    و منو خواهرم با وجود همه مخالفین اعضای خانواده تو خونه پدری موندیم و خداوند از یک روش ساده و به ظاهر غیر ممکن به حساب منو خواهرم پول زد و شرایط طوری پیش رفت که من یک شبه هم خونه دار شدم هم پول اومد تو زندگی منو خواهرم و همه مخالفین از تک تک اعضای خانواده و اقوام از دور ما ناپدید شدن

    و ما تونستیم به لطف الله یکتا توی مسیر قانون سلامتی و مسیر یکتا پرستی راحتر ادامه بدیم

    و امروز خداوند با این فایل توحیدی یک پرده از جلوی چشمام برداشت که من برای شما دوتا خواهر برنامه ای دارم و یادم آورد که چطوری ما رو از کودکی بارها و بارها از بیماری نجات داده از بی پولی نجات داده از بی خانمان شدن نجات داده از مکر و حیله دیگران نجات داده از گرسنگی و تشنگی از تهدیدها از تحقیرها بارها و بارها نجات داده و از چنگال فرعون و زیر سلطه دیگران رفتن نجات داده از کنیز دیگران شدن نجات داده و همین الان هم قسم میخورم که داره از تلاش های دیگران برای تهدید و زجر و سختی کشیدن داره نجات میده و حتی از غذاهای ناهماهنگ و خرید و فروش های ناهماهنگ نجات میده. با وجود اینکه من بیخبرم

    و برامون قلب ها رو نرم میکنه . و ازمون در غیاب ما طرفداری میکنه و غذاهای سازگار رو میفرسته و از منو خواهرم حمایت و حفاظت و هدایت میکنه

    امروز به یک نتیجه ای رسیدم که توحید جاریه.توحید همون جریان نعمت و ثروت و شادی و سلامتی و بهبود با تمام قدرتش جاریه!!

    و حتی لازم نیست من توحیدی عمل کنم. و فقط اگه هر روز یک آجر یک آجر از دیوار بتنی که بین خودم و خدا به خاطر باورهای شرک آلود درست کردم ،بردارم و در مسیر شرک نرم .کافیه تا نور فضل خداوند از همون جایی که آجر شرک رو از دیوار بتنی برداشتم عبور میکنه و در زندگیم جاری میشه!!!

    و امروز بیشتر از سمت روزمرگی بودن به سمت اعتماد به برنامه خداوند میرم وتوکل میکنم و از شرکها فاصله میگیرم و اجازه میدم جریان توحید جریان خداوند در زندگیم جاری بشه و من باهاش همراه بشم و انشالله از صبوران و از سپاسگذاران باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  9. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 4 روز

    ب نام خدا

    درود ب دوستان و استاد عزیز و مریم عزیز

    کامنت اول من در سایت و شروع دوباره این راه زیبای الهی .پاسخ ب سوال اول یعنی بیان شرک های من .قدرت را ب چ چیزی غیر خدا داده ام .پاسخ این سوال طولانی و زیاد است هزاران چیز میتوانم بگویم .من درزندگیم قدرت را ب حرف و دیدگاه و نظر اطرافیانم داده بودم درحالی ک همه عزت در دست خداوند است .من دراین جریانات و حواشی قدرت را ب دست دیگران داده بودم فکر میکردم ک دیگری میتواند من وهمه را خوشبخت کند .من قدرت را درزندگیم ب دست مرد دیگری داده بودم ک او بخاهد واراده کند مرا خوشحال کند.من قدرت را دست دیگران داده بودم ک انتظار داشتم و دارم ازشون ک جوری بامن برخورد کنند ک من خوشحال بشوم وحالم خوب باشد درحالی ک خودم میدانم در پس توی ذهنم چ چیزها میگذرد و من چقدر حالم بده و هزار دغدغه درگیری ذهنی روحی دارم جوری ک با وجود هیچ چیزی نمیتوانم حالم خوب باشد نمیتوانم از چیزی لذت ببرم .و دائما چهره ام غمگین ناامید وافسرده است .این تاثیر باورهای غلط در زندگی الان من است .من میبینم ک نمیتوانم کوچک ترین کارهای خودم را هم انجام بدهم کارهای دانشگاهم همه عقب افتاده و من ناراحتم ک نمیتوانم بلند شوم کاری کنم همش توی سوشال مدیا هستم مداااام اخبار نگاه میکنم فلان ریس جمهور چ گفت فلان کس چ کرد فلان حرف زده شد و در این سال 404زمستان برایم حدود یک ماه است اینگونه گذشت افسرده و ناامید و پراز شرک شرک شرک .اما الان باتمام حال بدیام باتمام ضعف و تبی ک دارم شروع کرده ام ک این چرخه ی معیووووب خانه خراب کن وانسان نابود کن را خراب کنم وشروع کنم ب حال خوب داشتن وزندگی کردن وخودم زندگی ام را بسازم و مناظر هیچ عامل بیرونی. نمانم .

    بخش دوم سوال .از این پس چگونه میخواهی توحید را ب صورت عملی در زندگی اجرا کنی .

    پاسخ من این است ک کنترل ورودی های ذهنم .من اینستا را حذف میکنم قطعا برای منی ک روزی چند ساعت وقت صرف میکردم بسیار سخت است اما .یه جدول خوشکل میکشم و تمام فایل هارا شماره گذاری میکنم و از همین فایلهای رایگان شروع میکنم ب گوش دادن و تمارینم را در طول روزانجام میدهم تمرین رفیق صمیمی .ده دلیل .ونوشتن کامنت در سایت .خودم را مشغول ب ساختن باورهای زیبا میکنم تا ب اهداف زیبایم مثل کسب درآمد ب راحتی .داشتن زندگی خوب با باورهای زیبا وحال خوب خیال راحت سبکی روح گشادگی قلبم ونفس راحت بدون غم و ترس برسم .وقطعا هرچه در این راه پیش بروم همه چیز برایم واضح تر میشود .

    ب امید خدای توانمندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: