توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 2 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1959 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2482 روز

    به نام خداوند هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی زیبا و شایسته

    سلام به همراهان مسیر نور و آگاهی

    صادقانه بخوام بگم از سال 97 با مباحث ارزشمند توحیدی از طریق فایل های توحیدی استاد آشنا شدم من که در شهری مثلا مذهبی و خونواده ای نسبتا مذهبی که باید در هر شرایطی نمازش رو حتما بخونه تا اون لحظه هیچ چیز از توحید نمی‌دونستم و چقدرررر برام واضح و روشن شد که چه دست پاهایی میزدم برای آرامش که به دستش نمی‌آوردم و ازونشب آرامش سهم قلب و جانم شد

    دیگه وصل شده بودم و یکی یکی از بندهای شرک جدا رها میشدم از ترس ها نگرانی ها و چقدر روز به روز احساس شعف و رهایی وجودم رو پر میکرد چرخ زندگیم رووون شد همسرم تو شرکتی عالی استخدام شد دیگه قدرت دادن ها در ذهنم از همه گرفته شد بود ولی ولی از یکی که زیر یک سقف بودیم نه یک نجوایی مدام می‌گفت شوهرت وظیفه مهیا کردن رفاه و آسایش زندگیتو داره اون نقش مهمی داره برای اینکه بتونی تو خونه دلخواهت زندگی کنی و ماشین دلخواهت رو سوار شی و همین ها باعث شد چند سال مدام با همسرم بحث داشته باشم که تو باخونسردی و تلاش نکردنت باعث شدی من اون زندگی مد نظرم رو نداشته باشم اگر ذهنت باز بود و باورهای خوبی داشتی درآمدت خیلی بیشتر ازین بود و مدام انگشت اشاره ام سمت همسرم بود و اون رو مسئول ناکامی های زندگیم می‌دیدم …چقدر روزها برام سخت می‌گذشت چقدر غافل بودم ازینکه عزیزم این هم خودش شرکِ فکر میکردم معنی توحید و شرک رو فهمیدم ولی به قول استاد شرک خیلی مخفیه که با چک و لگدهای جهان ،از خداوند کمک خواستم و خداوند مهربان باز هم بر من بخشید و کمکم کرد ، حدود سه ساله که نگاهم رو از همسرم برداشتم و آوردم روی خودم، گفتم این منم که باید به آزادی مالی برسم، منم من، منم که باید باورهامو درست کنم ،منم که باید به آزادی مالی برسم و در این مدت چقدر به آرامش رسیدم و چقدرررر ارتباطم با همسرم عالی شد ..‌

    خدارو هزاران مرتبه شکر که در این مدت به خواسته هام رسیدم به خونه و ماشین دلخواهم ،حتی به درآمد هم رسیدم ولی راضی کننده نیست

    تا همین امروز خدارو شاهد میگیرم همین امروز تصمیم گرفتم خیلی جدی تر بیام روی باورهای ثروت کار کنم اومدم اول یه دفتر و خودکار برداشتم ولی بخاطریکه هر لحظه در دسترس باشه یه کانال تو تلگرام باز کردم و در مورد ثروت و هر چیزی که یاد گرفتم نوشتم و اومدم تو سایت که برم فایل ثروت قدم سوم رو دانلود کنم که دیدم این فایل اومده خدایا باز هم توحید و اینگار باز هم من شرک ورزیدم این سوال خیلی منو به فکر برد

    ((صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.))

    اومدم فکر کردم دیدم خب من که مدتیه قدرت رو از همه گرفتم دادم به خودم و خدای خودم پس این صدق نمیکنه

    این کلمه چه عواملی منو نگه داشت ….من به چه عاملی دارم قدرت میدم ؟؟؟؟

    بله در حال حاضر تنها چیزی که این روزها ذهنم درگیرشه آزادی مالیه …چرا؟؟؟

    چون اونه که قدرت داره !!!!

    اونه که منو به خواسته هام می‌رسونه !!!

    اونه که بهم قدرت میده !!!

    و باز هم شرک

    خدایا باورم نمیشه …. کاش این اشکها امون بدن بنویسم

    خدایا چقدر آخه می‌تونه شرک مخفی باشه

    و چون دوره احساس لیاقت بهم آموخت که خودم رو هیچگاه سرزنش نکنم با حالی خوب قانون تکامل رو میپذیرم که حتی توحیدی شدن هم تکامل خودش رو داره

    خدایا ازت سپاسگزارم برای نعمت امروزم برای این هدایت

    من ثروت رو برای آرامش بیشتر رفاه و آسایش بیشترم میخواستم در صورتی که این کلمات چیز دیگه ای بهم هدیه داد….

    تغییر مدار از “تلاش برای بقا” به “حرکت در مسیر رسالت” است.

    وقتی شما دغدغه‌تان را از “چگونه پول درآوردن” به “چگونه بنده خالص‌تری بودن و اجرای توحید” تغییر می‌دهید، خداوند تمام جنبه‌های دیگر زندگی‌تان را تضمین می‌کند.

    ثروت، سلامتی، آرامش و روابط عاشقانه، پاداش‌های طبیعی و بدیهی برای کسی است که خدا را تنها قدرت مؤثر در جهان می‌داند.

    و شرک قدرت دادن به هر عاملی غیر از خداوند است…

    خداوند رو سپاسگزارم برای این هدایت ناب برای اینکه باز دستمو گرفت و گفت فاطمه جان برگرد در مسیر توحید ثروت هم بهت میدم اونقدر که راضی بشی

    سپاسگزارم از استاد عزیز و مریم عزیز برای این فایل های ارزشمند توحیدی و مدام گوشزد کردن که همه چیز توحید و بس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 73 رای:
    • -
      پریا گفته:
      مدت عضویت: 554 روز

      سلام فاطمه عزیزم

      مرسی که به موردی اشاره کردی که همیشه پاشنه اشیل منه و سخت باور شرک الودیه

      من هم شوهرم رو همیشه عامل موفق نشدنم می‌دونم

      مخصوصا وقتایی که پولی خرج زندگی میکنم یا به جای همسرم هزینه میکنم یا بهش پول میدم

      ولی حقیقت اینه من وقتی باورهامو‌درست کنم رو خودم کار کنم انقد درامدم زیاد میشه که نگران خرجهای چندرغازی نیستم که برای خونه و زندگی مشترکمون میکنم

      حتی بارها که رو‌خودم کار کردم له عینه دیدم هزینه های غیر مترقبه اونم کم شده و درامدش بیشتر

      پس من تمرکزم رو خودم باشه همه چی بدست میاد عوامل بیرونی عوامل بیرونی اگر این عوامل بیرونی رو حذف میکردم زندگیم بهش میشد

      فاطمه جان میشه این جمله رو کمی باز تر کنید یعنی چی و چکار کنبم دقیقا(وقتی شما دغدغه‌تان را از “چگونه پول درآوردن” به “چگونه بنده خالص‌تری بودن و اجرای توحید” تغییر می‌دهید، خداوند تمام جنبه‌های دیگر زندگی‌تان را تضمین می‌کند.)این جمله تون رو متوجه نشدم بازم ممنون ازتون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    افلاطون نوروزی گفته:
    مدت عضویت: 1509 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام خدمت استاد عباسمنش، خانم شایسته و همه دوستان عزیزم

    حدودا 3 سال قبل وقتی اولین بار وارد این سایت شدم؛ یادمه توحید اولین چیزی بود که بهتر از هر کلمه دیگری درک کردم؛ چرا که من خیلی با این کلمه فاصله داشتم، برا همین فکر میکنم بیشتر از هر چیزی درکش کردم

    درک کردم که فقط باید روی خدا حساب باز کنم و بس، درک کردم نباید روی بنده خدا حساب باز کنم

    درک کردم حرف مردم نباید برام مهم باشه و اگر رفتارم به گونه ایی هست آسیبی ب کسی نمیزنه پس به میل خودم انجام بدم یا ندم.

    حقیقتا من خدا رو اینجا درک کردم و شناختم

    اینجا بود یادگرفتم با خدا چطور صحبت کنم

    اینجا بود یاد گرفتم چطور از خدا درخواست داشته باشم

    و هر چقدر به خدا نزدیک تر شدم : نتایج از زمین بود تا آسمون

    یادمه چند روز قبل تو یک شهری بودم؛ نا آشنا؛ دنبال کابینت کار میگشتم، ساعت حدودا 2 بعد ازظهر بود.

    دیدم یه حسی بهم میگه ماشینو روشن کن؛ برو من بهت میگم کجا بری که بیاد کارتو انجام بده، من گفتم آخه الان کسی نیست: ساعت 2 بعدازظهر همه رفتن استراحت

    اون ب من گفت ماشینوروشن کن برو

    من ماشینو روشن کردم از شهرک زدم بیرون؛ گفتم من اینجا جایی رو نمیشناسم ، اصلا نمیدونم اینجا کجاست؟ گفت توبرو؛ گفتم باشه چشم

    رفتم 1 کیلومتر؛ گفتم بپیچ به راست؛ گفتم آخه اینجا که فرعیه؛ گفت برو، من رفتم کمی بعد گفت دوباره راست، برو به چپ، خلاصه بعد کلی چپ وراست رفتن؛ دیدم جلوی یه کابینت کاری بزرگ وایستادم؛ گفتم خدایا ویز نمیتونه انقدر دقیق آدرس بده، بعد دیدم 2 نفر هستن خابن

    بعد گفت دیدی؟ گفتم آره، گفت سوار ماشین شو به راهت ادامه بده؛ اینو بهت نشون دادم، یکم بیشتر ایمان داشته باشی به ندای درونیت: گفتم چشم ، نشستم ورفتم ورقتم تا رسیدم دم دره یه مغازه کوچولو: کلی کارای نجاری با دست، کلی چوب و بوی چوب خورد به دماغم و اصلا حالم خوب شد که اینجوری به مقصدم رسیدم و چقدر نتایج قشنگ میشه وقتی خدا میگه و‌من انجام میدم

    حقیقتا از اعماق وجودم خوشحالم و‌خوشنود که اینجام و با خدای خودم آشنا شدم و شناختمش

    خدایا شکرت منو هدایت کردی به راه راست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 73 رای:
    • -
      آزاده گفته:
      مدت عضویت: 2438 روز

      سلام آقا افلاطون عزیز نمیدونم چرا وقتی خواستم کامنت شما رو بخونم عکس پروفایل تون توجهمو جلب کرد به به چه عکس زیبایی بعد ناخودآگاه داستان آشنایی شما رو خوندم واقعا تحسین تون میکنم بابت این همه نتیجه های کوچک و بزرگ

      من هم از خدا میخوام خرید دوره قانون سلامتی نصیبم بشه اللهم الرزقنا قانون سلامتی:))

      امیدوارم در پناه خدای مهربان و بخشنده تنها قدرت جهان هستی هر روز موفق تر از قبل باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    فریبا دریکوندی گفته:
    مدت عضویت: 2598 روز

    سلام به خالق زیبایی ها?خدای من چقدر به من نزدیکی در دور دست ها دنبالت میگردم چه حس قشنگی دارم که تو همیشه کنار من هستی خدایا : آسمانها وزمین وهرآنچه در آنها وجود دارد به ما هدیه کردی? گفتی به ما این گوی و اینم میدان حالا برو خدا تو بیشتر بشناس عاشقش شو ، خدایا اعتراف میکنم تا حالا آنطور که شایسته ی تو بود تو رانشناختم عمری کور کورانه عبادت کردم اصلا نفهمیدم چکار میکنم? مکه رفتم? شام رفتم? کربلا رفتم ? اما تورا آنطور که شایسته ی تو باشد .نشناختم. خدای من اعتراف میکنم تو را عاشقانه با عباسمنش شناختم خدایی که عباسمنش بمن نشون داد ،تفاوت زیادی باشناخت قبلی من داشت فهمیدم که مورد لطفت قرار گرفتم که استاد را سر راهم قرار دادی خودت دوست داشتی که من بیام عضو این خانواده ی عباسمنش باشم خدایا دستم را بگیر تا آخر سفر دنیایی ام همراه من و همه ی همسفرانم باش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 79 رای:
  4. -
    Sajjad Abolhasani گفته:
    مدت عضویت: 1350 روز

    خدایا من به هر خیری از جانب تو که بهم میرسه فقیرم

    خدایا خودت هدایتم کن صادق باشم

    صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟ و از این پس چگونه می‌خواهید توحید را به صورت عملی در زندگیتان اجرا کنید.

    صادقانه الان باور شرک آلودی که دارم اینه چون با داداشم توی یک دفتر کار میکنیم باور شرک آلودم اینه رفتار و عملکرد اون تأثیر داره روی درآمد من

    و این کاملا در تضاده با این باور توحیدی که من هستم که خالق زندگی خودم هستم من هستم که خالقم

    در تضاده با این باور که

    هیچچچکس به اندازه پشیزی تأثیر ندارن در زندگی من چون من خالق تموم زندگیم هستم

    چه عملکرد توحیدی باید اجرا کنم؟

    فقطططط تمرکزم روی خودم و عملکرد خودم و رفتار خودم و باورهای خودم باشه

    و مطلقااا هییییچ کاری به داداشم نداشته باشم و هیچگونه تمرکزی روش نداشته باشم

    هررررررر آدمی رو فقطططططط دست خداوند و رب بدونم نه. هیچچچچ چیزی بیشتر

    احساس آرامش داشته باشم

    خدایا الان در شرایطی هستم که به هر خیری که از جانب تو بهم برسه فقیرم

    من تسلیمم بهم کمک کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 81 رای:
  5. -
    غزل گفته:
    مدت عضویت: 2422 روز

    هر چه گفتم نقل قول عشق بود

    تار و پود این غزل از عشق بود

    حب تو خشت و نهاد قلب ما

    بی تو ای معشوق چه باشد شعر ما

    از تو گفتن آرزوی این تن است

    دیدنت تسکین ترک این تن است

    بند بند شعر من را از بری

    خود بگو از این چه باشد برتری

    بندگی را زندگیم میکنم

    بسم تو دم را اجابت میکنم

    اخر این دردم به نامت غیب شد

    هر چه نالیدم به خَلق تشویش شد

    درد دوری را تو پایان دادی ام

    این خودت بودی که سامان دادی ام

    باز هم آغوش به رویم باز کن

    باز هم با یک غزل آغاز کن

    سلام استاد عزیزم این شعر رو همین الان با لطف خدا نوشتم .نمی‌دونید موقع نوشتنش چقدر به خدا نزدیک شدم تا به حال به اندازه حالا عشق خدا رو حس نکرده بودم … سپاسگزارم معشوق من یگانه الله من… سپاسگزارم .استاد ممنونم که دستی از دستان خدا شدید.دوستدار شما غزل پورقنبری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 83 رای:
  6. -
    علی بردبار گفته:
    مدت عضویت: 2087 روز

    سلام دوباره به رفقای عزیزم

    تمرین

    صادقانه بنویسید به چه عواملی غیر از خدا بها داده اید و از این به بعد میخواهید چیکار کنید؟

    خب، سیاست خارجی مملکت و باندهای مافیایی ترسیم کننده آن سیاست خارجی که قیمت دلار را به نزدیک 170 تومن رسانده و ول کن هم نیست و تا همه مون رو کفن نکنه…. هوی! یواش!

    وقتی تو بخش صنعت کار میکردم، چیزی که خون به دل همه مون کرده بود، همین قیمت دلار بود ، همین تورم بود. هرچی حقوق میگرفتیم، به پای قیمت دلار که ورودی کارخونه بود و مواد اولیه رو تامین میکرد، نمی‌رسید و حقوقه تحت تاثیر اون قرار میگرفت… بعد تورم ناشی از اون هم ترتیب بقیه حقوق رو می‌داد و کوفتمون می‌کرد…

    حالا هم که دارم برا خودم کار میکنم، همین آشه.قیمت دلار و تورم، نمیذاره که نمیذاره. هرچی تولید میکنیم….. نععععع! خیلیم خوبه! اصن به عوامل استکبار جهانی چه مربوط؟

    خدایا، عشقم! اینا رو درست کن دیگه! خودت درستشون کن، قربتا الی الله!

    ها… یعنی میگی مواد اولیه رو حذف کنم؟

    یعنی میشه؟

    من زور خودم رو میزنم، تو هم بی زحمت این باندهای مافیایی سر و شکل دهنده به سیاست خارجی رو… دمت گرم!

    بعد قول میدم بزنم تو کار تولید حال خوب و توحید، خوبه؟

    جون داداش، اینا ازم بر میاد، با عشق انجامشون میدم.تو هم سمت خودتو ردیف کن، اوکی؟

    خیلی آقایی، ماچ.

    اوففففففف! تا اینو پست کردم، یک و ششصد پول یارانه واریز کردن! پاشم برم پیاز بخرم که نداشتیم! اگر این علامت نیست، پس چیست؟؟

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 90 رای:
  7. -
    صفاگنجی گفته:
    مدت عضویت: 1978 روز

    به نام خدایی که تنها تکیه‌گاه واقعی دل‌هاست…

    سلام و درود به استاد عزیزم 🤍

    اگه بخوام خیلی صادقانه همین الان به ذهن و دلم نگاه کنم، می‌بینم که منم مثل خیلی از آدم‌ها، بعضی وقتا ناخودآگاه به چیزهایی غیر از خدا قدرت دادم…

    بت‌های مخفی‌ای که شاید اصلاً به چشم نیان، ولی توی زندگی اثرشون رو می‌ذارن.

    مثلاً یکی از بزرگ‌ترین چیزایی که گاهی بهش قدرت دادم، نظر و حرف مردم بوده…

    اینکه اگه کسی ازم تعریف کنه حالم خوب میشه،

    ولی اگه یه نفر یه چیزی بگه یا قضاوت کنه، سریع توی دلم سنگینی میاد…

    انگار آرامشم رو گذاشته بودم دست آدم‌ها، نه دست خدا.

    یا خیلی وقتا به پول و شرایط مالی قدرت دادم…

    مثلاً وقتی حسابم خوبه خیالم راحت‌تره،

    ولی وقتی یه کم نگرانی مالی میاد، ذهنم شروع می‌کنه به ترسیدن…

    در حالی که رزق من توی دست خداست، نه توی عددهای حساب بانکی.

    گاهی حتی به رفتار همسر یا خانواده‌ها قدرت دادم…

    مثلاً ته دلم می‌گفتم کاش اونا عوض بشن تا من راحت بشم،

    کاش بیشتر درکم کنن تا آروم بشم…

    ولی الان می‌فهمم آرامش واقعی من نباید وابسته به تغییر دیگران باشه،

    باید وصل باشه به خدا.

    یه وقتایی هم به آینده قدرت دادم…

    ترس از اینکه چی میشه؟

    نکنه سخت بشه؟

    نکنه نتونم؟

    در صورتی که آینده هم توی دست همون خداییه که امروز منو نگه داشته.

    حتی بعضی وقتا به خودم هم زیادی قدرت دادم…

    انگار همه چی فقط به تلاش من بستگی داره،

    و اگه من نتونم، دیگه هیچ راهی نیست…

    در حالی که خدا هزار تا راه داره که من حتی تصورش رو هم نمی‌کنم.

    امروز خیلی صادقانه اعتراف می‌کنم:

    این‌ها همون شرک‌های مخفی و بت‌های پنهان ذهن من بودن…

    ولی از همین امروز می‌خوام توحید رو واقعی و عملی زندگی کنم، نه فقط توی حرف…

    می‌خوام از این به بعد وقتی نگرانی میاد، سریع یادم بیفته:

    هیچ چیز قدرت مستقل نداره… فقط خداست.

    می‌خوام تمرین کنم که:

    ✔ وقتی ترس اومد، به جای چسبیدن به آدم‌ها، به خدا تکیه کنم.

    ✔ وقتی حس کمبود اومد، یادم بیاد رزاق فقط خداست.

    ✔ وقتی دلم تأیید خواست، به خودم بگم: خدا برای من کافیه.

    ✔ وقتی شرایط سخت شد، به جای بهم ریختن، بگم: اینم یه بخش از رشد منه و خدا همراهمه.

    ✔ و هر روز بت‌های کوچیک ذهنم رو یکی‌یکی بشکنم.

    خدایا کمکم کن هیچ چیزی رو بزرگ‌تر از تو نبینم…

    و قلبم فقط روی تو حساب کنه.

    استاد عزیز ممنونم که با این تمرین‌ها ما رو بیدار می‌کنید…

    واقعا این سوال‌ها آدم رو تکون میده و کمک می‌کنه بفهمیم کجاها هنوز دلمون به غیر خدا گره خورده.

    به امید روزی که توحید فقط یه جمله نباشه،

    بلکه نفسِ زندگی ما بشه

    الهی شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 90 رای:
  8. -
    نرگس پرورش گفته:
    مدت عضویت: 2428 روز

    سلام عزیزم 🌼

    خدا رو شکر که باز هم فرصت شد تا با هم هم‌صحبت بشیم و درمورد قوانین الهی گفتگو کنیم .

    می‌دونم که این یکی از لذت‌بخش‌ترین لحظات تو در این روزها ست.

    زمانی که من و تو در مورد اصول و قوانینی صحبت می‌کنیم که تمام جهان برپایه‌ی اونها عمل می‌کنه بهترین حس و حال رو داری .

    خدا رو شکر 🙏

    عزیزدلم !

    باور داشتن به اینکه هر شرایطی ، هرچقدر هم سخت گذرا ست یکی از باورهای قدرتمندکننده ست که در لحظاتی که اوضاع کمی برات دشوار میشه خیلی بهت کمک می‌کنه تا حس‌ت رو خوب نگه داری و ایمان داشتن به اینکه آینده‌ی روشنی در انتظار تو ه جزو نشانه‌هایی ه که چند وقت پیش در قرآن به عنوان نشانه‌های اهل ایمان خونده بودی: «ایمان به چیزی که الان نمی‌بینی»، ایمان به غیب .

    مؤمنان کسانی هستند که به چیزی که نمی‌بینند ایمان میارن

    «خداوند همه چیز می‌شود همه‌کس را» یکی از مصادیق‌ش در همین داستانی پیدا میشه که از زبان استاد شنیدی ، اینکه استاد زمانی که کار خودش رو برای اولین بار در بندرعباس شروع می‌کنه با اینکه هیچ مدرک و بیمه‌ای هم براش در شرکت ثبت نشده و ماه‌ها بهش حقوق نمی‌دادن اما با همه‌ی اینها به فاصله‌ی یک‌شب جایگاه‌ش از کارگر تغییر می‌کنه و میشه سوپروایزر شرکت‌شون با درآمد ده برابری و بیمه و مزایا!!

    این داستان باید ایمان تو رو تقویت کنه به اینکه:

    خداوند قدرت این رو داره که همه‌ی شرایط رو جوری برنامه‌ریزی کنه که در یک‌شب زندگی‌ت از این رو به اون رو بشه و همه‌چیز برات تغییر کنه اگر ایمان‌ت رو حفظ کنی و احساس‌ت رو در هر شرایطی خوب نگه‌داری. و این قدرت هیچ نیازی به مدرک و پشتوانه‌ی قانونی و …نداره.

    شنیدن اینکه استاد به فکر دست‌فروشی بودن اما کار به مراتب بهتری براش فراهم میشه باید این باور رو در تو تقویت کنه که :

    قدرت خداوند خیلی فراتر از حد تصورات تو هست و خداوند قدرت این رو داره که از جایی که فکرش رو نمی‌کنی بهت روزی برسونه

    آیا تو هم می‌تونی ماه‌ها با شرایط سخت مالی دست و پنجه نرم کنی، شرمنده و بدهکار باشی اما باز هم ایمان‌ت رو حفظ کنی به اینکه : «می‌دونم این شرایط ماندگار نیست و من هستم که با قدرتی که خداوند به من داده، در هر شرایطی می‌تونم همه چیز رو تغییر بدم.»

    و درس دیگه‌ای که باید از این داستان بگیری اینه که:

    نشانه‌ها رو ببینی.

    ساده از کنار اتفاق‌هایی که برات رقم می‌خوره نگذری.

    بدونی که پشت هر اتفاقی نشانه‌ای نهفته ست که قراره تو رو به یه درک و آگاهی بالاتر هدایت کنه .

    و فکر کنی .

    و از خداوند هدایت بخوای که بهت کمک کنه حقیقت اتفاقات زندگی‌ت رو بفهمی و بتونی نشانه‌ها رو درک کنی .

    تو هم ممکنه به شکل‌های معجزه‌آسا خطرهایی از بیخ گوش‌ت رد شده باشه اما اون اتفاق باعث نشده که از خدای خودت سوال بپرسی و بخوای که : راهنمایی‌ت کنه ‌.

    اینکه از خداوند بخوای که کمک کنه رسالتت رو پیدا کنی و بدونی که چرا زنده ای!؟

    آیا پیش اومده که در شرایطی که سردرگم و گیج هستی ، «سعی کنی انرژی وجودت رو با انرژی خداوند هماهنگ و متصل کنی تا بتونی هدایت‌ش رو دریافت کنی و به پاسخ سوال‌هات برسی ؟»

    و خودت رو آماده‌ی دریافت و درک پاسخ خداوند کنی .

    آماده کنی که بفهمی و درک کنی پیغام خداوند رو و راه رو از دل بیراهه کشف کنی.

    برای هرکسی راهی باز میشه.

    این‌ها نیازمند باور ه ، باور به اینکه خداوند پاسخ می‌دهد

    خداوند با من از طریق قلبم صحبت می‌کند

    خداوند نزدیک است و مرا اجابت می‌کند

    عزیزدلم!

    تو هم برای استاد بگو‌،

    تو هم بگو که چطور با آموزه‌های ایشون تونستی بعد از سالها درک درستی در مورد حقیقت ِخداوند داشته باشی.

    بگو که چطور تو هم بعد از این همه سردرگمی با کمک آموزش‌های استاد تونستی به یاد بیاری حقیقتی رو که فراموش کرده‌بودی .

    که تو هم با استاد بود که برای اولین بار فهمیدی : که خدا همه جا هست:

    خداوند در نسیمی است که می‌وزد

    خداوند پروانه‌ای است که در باد می‌رقصد

    خداوند قلمی است که عشق را می‌نویسد

    خداوند در قلبی‌ست که عشق می‌ورزد.

    خداوند طلوع خورشید است.

    خداوند نور آسمانها و زمین است .

    خداوند پرنده‌ای است که آواز می‌خواند.

    خداوند بارانی ست که می‌بارد

    خداوند چراغی ست که روشن می‌شود

    خداوند چشمی‌ست که می‌بیند

    خداوند چیزی ست که دیده‌می‌شود.

    خداوند همه چیز ست

    با استاد بود که این شعر برایت معنی شد:

    «عاشقم بر همه عالم ، که همه عالم اوست»

    یا این شعر:

    «به هرجا بنگرم کوه و در و دشت ،‌ نشان از قامت رعنا تو بینم»

    یا این شعر:

    «که یکی هست و هیچ نیست جز او»

    بگو که تو هم با استاد با این حقیقت آشنا شدی که :

    وجودت پاره‌ای از وجود خداست .

    دستت دست خداست که می‌نویسه.

    زبانت زبان خداست که میگه.

    قلبت قلب خداست که عشق می‌ورزه.

    وجودت دستی از جانب خداست که می‌بخشه.

    تو تازه با استاد بود که شنیدی:

    خداوند می‌تونه در وجود تو متجلی بشه.

    بگو که تو هم برای اولین بار به هوس ثروتمند و موفق شدن به این سرزمین پا گذاشتی ، اون هم با شک و تردید، اما با «توحید» رو به رو شدی .

    شاه‌کلید تمام گنج‌نامه‌های عالم.

    کلمه‌ای که به اندازه‌ی قرآن گسترده و وسیع‌ه.

    تو فهمیدی که:

    توحید یعنی همه‌ی انسان‌ها ربّ واحدی دارند.

    توحید یعنی همه‌ی انسان‌ها به یک اندازه به خداوند نزدیک هستند

    توحید یعنی همه‌ی انسان‌ها برابرند.

    توحید یعنی همه‌ی انسان‌ها به یک اندازه به منبع الهی دسترسی دارند.

    توحید یعنی همه‌ی انسان‌ها به یک اندازه به قدرت الهی دسترسی دارند.

    توحید یعنی همه‌ی انسان‌ها یک خدا دارند.

    توحید یعنی همه‌ی انسان‌ها یکی هستند و تفاوت‌ها فقط از باورهای انسان‌ها نسبت به قدرت خداوند ایجاد میشه.

    بگو که تو هم برای اولین بار با استاد بود که با قرآن بعد سالها خصومت آشتی کردی.

    بگو که برای اولین بار فهمیدی اسرار تمام هستی در همین کتابی وجود داره که همه در گوشه و کنار خونه‌شون دارن و هروقت نگرانی و تشویش یا غم به سراغشون میاد ناخودآگاه به سمت‌ش کشیده میشن.و تو الان می‌فهمی دلیلش رو.

    و تو برای اولین بار با استاد بود که به ندای قلب‌ت گوش دادی و تلاش کردی بدون هیچ تعصب و خالی از هر گمان و ظنّ این کتاب رو به دستت بگیری و بالاخره شروع به خوندن و درک کردن‌ش با قلبت کنی نه با ذهنت .

    گفتم تلاش می‌کنی که خالی از هر تعصب و گمان آیات قرآن رو درک کنی چرا که باورهای غلط اینقدر در طی این سالها در درون‌ت ریشه دوونده که جهاد اکبری می‌خواد خشکوندن‌شون.

    آره به استاد بگو که تو الان بعد از گذشت نزدیک دوسال تازه داری کم‌کم می فهمی توحید یعنی چی! چرا که به لطف خداوند شریک شدی در آگاهی و درک استاد از قرآن و قوانین الهی و این باعث شده خیلی بهتر بتونی قرآن رو رمزگشایی کنی.

    خیلی بهتر می‌تونی حس کنی راز رمزگشایی اسرار قرآن پاک کردن وجودت از احساس بد ه ، چرا که احساس بد جلوی دریافت الهام و هدایت‌های خداوند رو میگیره . و احساس خوب خدا رو در وجودت به جریان میندازه

    بگو که برای اولین بار با استاد بود که فهمیدی «خدا‌وند با تو هم صحبت می‌کنه» همیشه صحبت کرده . «به تو هم وحی می‌کنه» همیشه کرده ، همیشه راه اشتباه و راه درست رو بهت گوشزد کرده و می‌کنه. تو هرلحظه خواسته بهت مسیر درست رو نشون بده . با همون صدایی که خیلی برات آشناست . با صدایی که تمام عمر باهاش سر و کار داشتی اما نفهمیدی و نشناختی‌ش .

    و تازه داری صاحب اون صدا رو که یک عمر از طریق قلبت باهات حرف می‌زد و تو نمی‌شنیدی یا خیلی کم می‌شنیدی و بهش گوش می‌کردی می‌شناسی.

    صدایی که همیشه دعوت‌ت می کرد … دعوت‌ت میکرد به صبر ، به آرامش، به شادی ، به رهایی، به روشنی…

    آره عزیزم !

    اولین‌بار استاد بود که برات معنای حقیقی «اسلام» رو روشن کرد .

    تا تو بفهمی که « اسلام و تسلیم بودن» به چه معنی ه .

    تو اولین بار با استاد جایگاه ابراهیم رو در مقام تسلیم بودن شناختی.

    تو اولین بار با استاد «قربانی کردن» و معنای «بها دادن» رو فهمیدی .

    تو اولین بار با استاد بود که معنای «بت پرستی» و «شرک» رو فهمیدی و متوجه شدی این عبارات فقط مختص به دوره ی جاهلیت و قرن‌ها پیش نبوده ، بلکه با لحظه لحظه‌ی زندگی انسان‌ها عجین شده .

    تو برای اولین بار با استاد بود که فهمیدی تو و پدرانت بیشتر از اینکه توحیدی باشید ، مشرک بودید و بیشتر از اینکه «یکتاپرست» باشید «بت‌پرست» بودید ‌.

    بت پرستی یعنی قدرت دادن به هرکسی و هرچیزی غیر از خداوند برای تاثیر در زندگی‌ت.

    تو برای اولین بار با استاد بود که فهمیدی که این تو بودی که همه‌ی عمر به خودت ظلم کردی و برای اولین بار با استاد بود که معنای واقعی «ظلم» رو فهمیدی .

    تو برای اولین بار با استاد بود که فهمیدی این تو بودی که همیشه خودت رو قربانی جلوه می‌دادی و به دیگران قدرت داده بودی .

    بگو که تو هم سپاسگزار خداوند هستی که وارد این مسیر شدی .

    و استاد بهترین الگو برای تو ه که ببینی این مسیر چه ارمغان‌هایی برات خواهد داشت .

    چه ثمراتی در این مسیر در انتظار تو هست .

    اگر تو هم به اندازه‌ی استاد متعهد بمونی و ادامه بدی .

    تو در این مسیر قدم بردار

    و خدا رو باور کن

    هرچه رو که از زندگی بخوای بهت داده میشه .

    هرچه که بخوای .

    سعی کن تا باور کنی

    قدرت مطلق خداوند ه.

    دست از شرک ورزیدن بردار.

    باور کن که خداوند در قلب تو حضور داره.

    باور کن که اگر خداوند رو باور کنی به تو همه چی میده.

    تو در این مسیر قدم بردار

    و پیش برو

    و اونوقت روزی مثل استاد اگر لحظه‌ی مرگ‌ت هم فرابرسه تو با خوشنودی می‌پذیری‌ش چرا که همه‌ی زیبایی ها و قشنگی‌ها و ثروت‌ها و عشق‌ها و محبت‌های دنیا رو تجربه کردی.

    عزیزدلم !

    اگر خدا رو پیدا کنی ثروت خود به خود سراغ ت میاد.

    ولی خدای واقعی .

    اگر فکر می‌کنی خدای واقعی رو پیدا کردی ولی هنوز فقیری و از ثروت دور ، هم باورهات در مورد خدا ایراد داره و هم در مورد پول ایراد داره.

    اگر فکر می کنی خدا رو پیدا کردی ولی سلامت نیستی ، هم باورهات در مورد خدا ایراد داره و هم در مورد سلامتی ایراد داره .

    اگر فکر می کنی خدا رو پیدا کردی و روابط خوبی با عزیزانت و انسانها نداری، هم باورهات در مورد خدا ایراد داره و هم در مورد آدم‌ها و روابط ایراد داره .

    اگر خدا رو در وجودت پیدا کنی،

    فارغ از هردین و مذهب،

    اگر یکتاپرست باشی،

    اگر در برابر خداوند تسلیم باشی،

    اگر نیروهای خداوند رو باور کنی،

    اگر نزدیک بودن خداوند رو باور کنی،

    اگر باور کنی که خداوند اجابت کننده ست

    اگر اینها رو باور کنی

    مسیرها بهت گفته میشه .

    بهت گفته میشه که چیکار کنی .

    راه ها بهت نشون داده میشه.

    موقعیت‌ها برات به وجود میاد.

    آدمها به عنوان دستانی از طرف خداوند میان و بهت کمک می‌کنن.

    این مسیر همه چیز رو به تو میده.

    بگو که تو هم چقدر دوست داری بیشتر در مورد توحید و یکتاپرستی بشنوی و بخونی و بگی .

    بگو که تو هم دوست داری بیشتر در مورد نعمت‌های خداوند و بزرگی این جهان بشنوی و بخونی و بگی .

    بگو که تو هم دوست داری بیشتر در مورد فضل خداوند، رزق خداوند ، موهبت‌های خداوند، مهربانی خداوند نسبت به خودت، بشنوی و بخونی و بگی.

    بگو که چقدر تشنه‌ی شنیدن این صحبت ها بودی و هستی همیشه .

    بگو که چقدر به دنبال شنیدن این حقایق بودی .

    بگو که چقدر با شنیدن این صحبت ها حال‌ت خوب میشه .

    حس قدرت در وجودت تزریق میشه.

    بگو که چقدر عاشق استاد و این سرزمین شگفت‌انگیز (سایت عباس‌منش دات کام) هستی.

    یادت باشه که هرآنچه داری از آن اوست

    و اوست که راهنمای تو ه .

    و اگر باورش کنی،

    زندگی بی‌نهایت آسان میشه .

    اگر باورش کنی زندگی بی‌نهایت شادی‌بخش میشه .

    اگر باورش کنی زندگی بی‌نهایت زیبا میشه .

    اگر خداوند رو باور کنی زندگی پر از فراوانی و نعمت و ثروت خواهد بود عزیزم .

    پس باور کن.

    دوستت دارم ❤️

    خداوند عاشق توست ❤️

    و خداوند بیشتر از تو می‌خواد تو ثروتمند بشی💸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 91 رای:
    • -
      مریم درویشی گفته:
      مدت عضویت: 3077 روز

      سلاممم به نرگسس عزیزممم

      روزی زیر کامنتم نوشتی تحسینت میکنم که اینقدر راحت با خودت صحبت میکنی و مینویسیی

      این گفتگوی درونیت رو

      منم تحسین میکنم زیبای من بخاطر این گفتگوی زیبایی که در وجودت راه انداختی

      من اعتراف میکنم تازه دارم میشناسمش

      من اعتراف میکنم تازه داره گوشام، نگام، چشام برخورد میکنه با حرفهایی که استاد توی فایلهاش در مورد این خدا

      این انرژی

      این انرژی که نور، اسمان زمینه

      من اعتراف میکنم که ایمان واقعیییییی اینه که 100 درصصصد ایمان داشته باشی که خدا یه انرژیه که داره به فرکانس های تو پاسخ میده

      خدا تنها و تنها داره به فرکانس های تو پاسخ میده

      خیالت راحت کنم هیچ کسی توی دنیا تو نیست

      اصلا همین که اینو باور میکنی دیگه هر عاملی که توی زندگیت رنگ قدرت گرفته بود قدرتش در ان از دست میده

      این ایمان واقعی

      ایمانی که با اطمینان 100 درصده

      این همون ایمانه

      ایمانیه که میگه تووو شکلش میدی

      تو شکل میدی هر چه هست و نیست

      تو شکلش میدی هرچه هست و نیستت

      تو تو توو

      عاااشقتم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      زینب حسینی گفته:
      مدت عضویت: 1621 روز

      سلام به دوست همفرکانسی عزیزم نرگس جان

      خدارو شاکرم که امروز نشانهی من این فایل بود در هنگام گوش کردن این فایل شعر شما خونده شد اولش توجهی نکردم و بعد از گوش دادن فایل شروع کردم به خوندن کامنتها فکر میکردم کامنت شما کامنت اول هست که استاد شعر رو خوندن تا رسیدم به کامنت شما چقدر زیبا توضیح دادید بارها بارها خوندم تا بهتر بفهمم تصمیم گرفتن کامنت شما رو واو به واو بنویسم و روش فکر کنم دچار یه تضاد شده بودم با خوندن کامنتتون از خدا خواستم پاسخ سوالم رو بده که چرا این اتفاق افتاد توی زندگیم و خدایم ربم به من گفت من این اتفاق رو گذاشتم تا ببینم تو فقط حرف زدی یا روی اصولت پایبندی برای حرفت ارزش قایلی وفقط من من کردی به خداوندی خدا که سربلند بیرون اومدم وبزرگ شدم وبه خدایم بیشتر ایمان آوردم من از او هدایت خواستم وایمان اوردم به انچه نمیدیدم و اون با نشانه هایش هدایتم کرد من نشانهای کامنت شما رو دونه دونه دنبال کردم و خدایم جوابم را داد

      خواستم از شما که دست خداوند شدید برای من تشکر کنم و ارزوی موفیت برای شما دوست عزیز دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    مریم رضوی گفته:
    مدت عضویت: 3728 روز

    سلام.

    روز ۲۳ وم از سفرنامه

    توحید عملی ۱

    شایسته جان ..نوشته هات به عمق جانم نفوذ کرد.تا این لحظه از زندگیم رو برنامه ریزی ذهنم حساب کردم…بااون مشورت کردم و همیشه در تصمیمانم مستاصل بودم.

    هیچ وقت نتونستم باارامش قلبی راه درست رو از نادرست تشخیص بدم و چقدر سرم به سنگ خورد…و ما چقدر خوشبختیم که به یاد اوردیم خداوند در کنار ماست .با ماست و ما خوده خداوندیم.خداوند ما روخالق زندگیمون افرید ولی ما هر جای زندگیمون که میلنگید مقصر خدارومیدونستیم در صورتی که اگه هر جای زندکی مون نقص داره اونجا بی خداشدیم و تو اون نقطه شرک داریم‌

    چقدر بی خدایی داشتم و دارم تو زندگیم که هنوز ثروت ندارم..هنوز نگران میشم و اینده منو می ترسونه.هر چند از زمانی که با سایت اشنا شدم کلا ادم دیگه ای شدم و مطمئنم با طی شدن سیر تکاملم خداوند رو خیلی بهتر درک میکنم و می تونم عمیق تر احساس ش کنم و ازش کمک بخوام.

    خدای مهربانی که هیچ وقت ترکم نکرده و نمی کنه و همواره در حال هدایت منه.

    چقدر این شرک پنهانه و تو لایه های زیرین ذهن هر بار به شکلی خودش رو نشون میده.

    تو تک تک ترس های ریز ودرشت که خیلی وقتها اصلا نمی تونیم تصور کنیم که این نوع فکر کردن شرکه و روی غیر خداوند داری حساب میکنی.

    یکتا پرستی یعنی کار کردن روی خودت و ایجادهماهنگی بین ذهن و روحت…

    یکتاپرستی یعنی اینکه عزیز ترین ادم زندگیت خودت باشی عزیز دل خودت باشی و اشتباهاتت رو ببخشی

    یکتا پرستی یعنی کمبود رو باور نکنی و فراوانی رو ببینی و با باور فراوانی عمل کنی..

    فرق ادمها در مقدار نتیجه شون بخاطره نوع عملکرد اونها در اجرای توحیده عملیه…

    هر جا تونستی خدا گونه عمل کنی بردی…

    واقعا وقتی فک میکنم چقدر از جاها رفتارها و افکارمون آعشته به شرکه.

    چقدر خداوند عاشقانه منتظره به شکل ثروت سلامتی عشق و ارامش و سعادت وارد زندگیمون بشه ولی ما درو بستیم و پشتشم آجرچیدیم و اجازه نمیدیم این در ذره ای باز بشه و برکت و نعمت خداوند که همیشه در حال باریدنه وارد زندگیمون بشه.

    چقدر این جمله رو دوست داشتم…

    اگر یکتا پرست باشی نمی توانی به چیز دیگه ای وابسته باشی زیرا یکتا پرستی انقدر وابسته ات میکند که دیگر فضایی نمی ماند‌

    خدایا شکرت

    ?????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 102 رای:
    • -
      نازنین گفته:
      مدت عضویت: 2066 روز

      سلام 💜💜💜

      خداروشکر واقعا

      که با چشمایِ سالم و عزیزم که بهم دادی

      دارم این مطالب رو میخونم که بوی تورو میده

      اینم ی نشونس

      از طرف خودت

      منو تو یکی هستیم

      پاره ای از وجود هم

      مریم جانم

      عشقم تو پاره ای از منی

      واسه همینه که من عاشقتممممم

      و میدونم روح الهیت چقد با ذهنت هماهنگ شده

      و من تحسینت میکنم زیاااااااد💙

      و تشکر میکنم ازت که تو این مسیر ثابت قدم بودی

      خدایاسپاسگزارم

      پروردگارت شکست ناپذیر و مهربانست

      از خودش برات عشق سلامتی شادی و هرچیزی که خوبه رو می‌خوام💖

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    حبیب الله صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4175 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش عزیز و همه دوستان این خانواده صمیمی

    با خودم داشتم فکر می کردم اینکه استاد میگه توحید و دوری از شرک بیس و زیربنای همه موفقیت هاست یعنی چی؟ وقتی موفقیت تو هر بعدی که میخواد باشه رو بررسی میکنی؛ می بینی که واقعا این توحیده که باعث پایداری اون موفقیت شده. اگه در بعد مالی خواسته باشی قضیه رو بررسی کنی می بینی کسی که به موفقیت مالی بزرگی رسیده در عین اینکه باورهای عالی ای در مورد ثروت در خودش ساخته، به موازات اون باورهای توحیدی متناسب با ثروت رو در خودش ساخته. مثل این باور که من خودم خالق شرایط زندگی خودم هستم. وضعیت مملکت و قیمت دلار و تصمیم رئیس جمهور و دولت و هر عامل دیگه ای هیچ گونه تأثیری در زندگی من نداره. و این یعنی توحید! این شرکه که هر گونه عامل بیرونی رو در زندگی خودمون تأثیرگذار بدونیم.

    یا در بعد روابط کسی که روابط عالی و عاشقانه ای داره، حتما در عین حالی که باورهای درستی در مورد ارتباطات و عشق ورزیدن به افراد در خودش ایجاد کرده، باورهای توحیدی متناسب با این موضوع رو در خودش ساخته که در واقع همون عدم وابستگی در روابط میشه. وقتی ما به کسی یا چیزی وابسته هستیم، یا انتظار کمک از شخصی رو داریم، روی دیگران حساب باز می کنیم و می خوایم به کسی تکیه کنیم، در واقع داریم شرک می ورزیم. و زمانی رابطه عالی ای رو تجربه می کنیم که خالی از این وابستگی(شرک) باشه.

    یا در بعد سلامتی هم حتی همین طوره. کسی میتونه به سلامتی عالی برسه که در خودش این باور توحیدی رو بسازه که هیچ عامل بیرونی نمی تونه سلامتی منو ازم بگیره. این شرکه که فکر کنیم فلان مریضی یا فلان ویروس میتونه سلامتی منو از بین ببره. و وقتی ما بتونیم با توحید که تو این مورد در واقع همون دخیل ندونستن عوامل خارجی در سلامتی من هستش رو باور کنیم می تونیم سلامتی واقعی رو به دست بیاریم.

    در بعد معنویت هم که دیگه اصل جنسه! وقتی می تونیم رابطه عالی ای با خدا ایجاد کنیم که باور داشته باشیم، هیچ فاصله ای بین ما و خدا نیست. ما و خدا یکی هستیم. اینکه کسی رو می خوایم واسطه و شفیع قرار بدیم بین خودمون و خدا این شرکه. و رابطه ای که این طور بخواد با خدا برقرار بشه به هیچ جا نمی رسه و فقط ما رو از هدف مون که در واقع همون آرامش باشه دور می کنه.

    و واقعا توحید و دوری از شرک پایه و زیربنای همه موفقیت هاست. در پناه الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 121 رای: