توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 34 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    خورشید گفته:
    مدت عضویت: 1446 روز

    فقط در 2 دقیقه اول فایل من این رو فهمیدم که شخصیت شما با من و خیلی دیگر از انسان ها چه تفاوتی داره و به نظرم شما لیاقت این رو دارین و قطعن خودتونم میدونین که لایق صحبت در مورد اجرای توحید در عمل هستین ازهمون دقیقه اول فایل میشه این رو فهمید که گفتین بااینکه هیچ ایده ای برای کار کردن در بندرعباس نداشتین و فکر میکنم گفتین حتی اصلا نمیدونستین که اونجا چیجوریه و قراره چیکار کنین فقط چیزی بهتون الهام شده بود که هدایت خداوند بوده و شما باورش داشتین رو عمل کردین بهش

    منم فهمیدم که شاید برای انجام کارهام در ابتدا هیچ ایده ای نداشته باشم اما بهم گفته میشه زمانی که اولین قدم رو بردارم و این واقعن ایمان بزرگی میخاد که من میدونم هنوز به مرحله شما نرسیدم اما در مسیرش درحرکتم و ازاین بابت خودم رو تحسین میکنم

    استاد من قبلا فکر میکردم فقط باید گوش بدم فایلارو بنویسم اما الان متوجه شدم که عمل از هرچیزی مهمتره چیزی که ازخودتون هزاران بار شنیدم اینه که به اندازه درکتون به اگاهی ها عمل کنین و فهمیدم نباید خودمو درگیر حواشی و فرعیات اینکه چنبار فایلو گوش بدم چنبار بنویسم و فلان شم مهمترین موضوع و اصل اینه که فقط به چیزی که میشنوی و درک میکنی عمل کنی

    و حالا چیزای دیگه ای که متوجه شدم

    اینکه شما چه قدر خوب این موضوع زاویه دید رو درک کردین و بهش عمل میکنین و در شرایطی که اوضاع به ظاهر به ضررتون بوده و بد بوده شما چه قدر قشنگ با تغییر زاویه دیدتون خودتونو به احساس خوب رسوندین و گفتین بااینکه کار سخت بوده حقوق نمیدادن رفتار مناسبی نداشتن اما به اینا توجه نمیکردم و توجه و تمرکزمو گزاشته بودم رو این موضوع که عیبی نداره من تو اینکار پیشرفت میکنم و اصلا خودم میشم مدیر و واقعن به صورت عملی میبینم که باانجام این رفتار چه قدر بعدش اوضاع به نفعتون شده و غیر قابل تصور تغییر کرده اون حادثه درامد چن برابری از قبل با کلی مزایا ترفیع درجه!اینا اگر پاداش احساس خوب و توجه مثبت نیست پس چیه ؟

    استاد شیطان میخاد گولم بزنه و میگه خب این طبیعیه شانسی شما از این حادثه سالم موندین و بدشم خب کسی و نداشتن حالا شمارو ترفیع درجه دادن دگ مجبور بودن ولی من میگم باشه راست میگی شاید یکی دوبار اینجوری شه پس چرا هربار اوضاع تو هر شرایطی از زندگی به نفع شما تغییر کرده در موقعیت های مختلف اونایم شانسی بودن؟چرا پس برای بقیه پیش نمیاد و فقط برای شما پیش میاد شمایی که هرلحظه طبق متن فایل توحیدی زندگی میکنین و تلاش میکنین در هرلحظه رفتارتون رو منطبق با قانون نگهدارین

    استاد یک موضوع دیگه ای که درک کردم بازم این قسمت متن فایل که

    اگر یکتاپرست باشی، نمی توانی به چیز دیگری وابسته شوی، زیرا یکتاپرستی آنقدر وابسته‌ات می‌کند که دیگر فضایی نمی‌ماند.

    چه قدر شما رها بودین و وابستگی خاصی نه به شهری که توش زندگی میکردین داشتین نه شغلی که داشتین و دوستان و خانواده و نه حتی شغلی که بعدا تو بندرعباس به دست اوردین هرکس دیگه بود وقتی حتی در سختترین شرایط شغلیم قرار میگرف در همچین موقعیتی که تو یک شهر غریب بود و یک شغل پیدا کرده بود با همه بدیاش میساخت و میگفت همینم از دست نره ولی واقعن تحسینتون میکنم برای این حجم ایمانتون که به هیچ چیز و هیچکس وابسته نبودین که البته میشد این رو از قدمهای اولتون پیش بینی کرد این مدل توحیدی عمل کردن ادامه داره در تمام جنبه های زندگی

    و این برای خود منم پیش اومده وقتی که وابستگی خاصی به کسی یا چیزی نداشتم دیدم که چه قدر اوضاع به نفعم تغییر کرده و وقتی وابستگی داشتم و حسم بد بوده و میترسیدم ازهمون ناحیه ضربه خوردم

    اگر ادمی بوده که وابستش نبودم خودش بااشتیاق به سمتم اومده اگر از رفتاری ک خوشم نمیومده با شجاعت قید اون ادمو میخاستم بزنم دیدم که چه قدر اونجوری که من میخاستم شده خیلی وقتا

    برعکس هروقت وابسته بودم طرد شدم به بدترین شکل انگار اون ادما انرژی منو میگرفتن و جهان همون چیزی که میترسیدم به سرم میاورد و هروقت ایمان نشون دادن اوضاع به نفعم تغییر کرد

    حتی در ارتباط با شغلمم وقتی ترس از دست دادن نداشتم بازم اون ادما با شرایطم کنار اومدن و حتی افزایش حقوق دادن و بازم زمانی ک ترس داشتم اوضاع برعکس شد و هرچیز که داشتم از دست دادم

    براهمینم این موضوع رو بهتر درک میکنم که وقتی به خدا ایمان داشته باشی و تنها وابسته خدا باشی واقعن از هیچ چیز نمیترسی از نبودن هیچ چیز ترس و نگرانی برا هیچ چیز نداری چون میدونی هواتو داره و همیشه حامیته حتی در سختترین شرایط دستتو میگیره و اوضاع به نفعت تغییر میکنه و این ینی توحید در عمل ینی تنها وابسته خدا بودن و ترس از دست دادن و هیچ چیز و هیچکس رو نداشتن چون میدونی اگر از زندگیت بره بهترشو نصیبت میکنه چون اون هیچ قدرتی نداشته و قدرت از انه خداونده و وقتی یکبار بهت داده شغل داده سلامتی داده پول داده ارامش داده بازم میتونه بده بهترشم بده

    ازخدا میخام واقعن بتونم مثل شما اینجوری توحیدی زندگی کنم در تمام جنبه های زندگیم و هنوز اول راهم از خدا میخام کمکم کمه ادامه بدم هرروز و هرلحظه توحیدی تر شم چون جدا از همه چیز من به ارامش و احساس خوب ناشی از ایمان به خداوند در هرلحظه از زندگیم نیاز دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      دنیا بسحاق گفته:
      مدت عضویت: 902 روز

      سلام

      در پاسخ به کامنت زیبای شما در سایت باارزش استاد عباسمنش

      باید بگم که چقدر زیبا درک کردین این قانون رو که نباید به چیزی یا کسی به جز خدا وابسته بود و از او خواست اینکه ترس از دست دادن نداشته باشی وقتی انسان در این مسیر به تضاد بر میخوره به معنای واقعی کلمه کنفیکون شدن رو تجربه میکنه و باورهاش رو از نو کوبیده و ساخته میشه

      مثل اینکه بخواهی با دوچرخه از یک سربلندی خیلی شیب دار بالابری و دیگه جاده برات هموار میشه و به راحتی میتونی حرکت کنی بعد به همواری میرسی

      چون دیگه قانون رو یاد گرفتی

      در پناه الله یکتا همیشه شاد و پیروز سر بلند باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    فرزانه الهی گفته:
    مدت عضویت: 2885 روز

    سلام خدای قلبم اجازه میدی بنویسم از فضل خودت بهم نوری عطا کن ای خدای پروانه ها

    خداجانم ای کسی که هیچ کس بدون تو قدرتی نداره

    بدون تو نفسم مرده جانم مرده قلبم مرده

    ای خدا چقدر بهت نیازمندم برای قلیل بودن

    من انتخاب کردم جزو قلیل ها باشم تقلا نکنم سرجام بشینم تا لطف تو منو در بر بگیره

    آه که چقدر امروز تقلا کردم بدو بدو خدایا خودم از شرک خودم حالم به هم خورد و آخرش هم خورد تو سرم

    خداجانم چرا صبحها همش اراده می‌کنم که تقلا نکنم هی نگم الآن فلانی چه فکری می‌کنه میگه به به چقدر من خوبم

    خدا جان چرا من نمی توانم بفهمم

    چرا حقیقت رو‌نمگیرم که غیر تو کسی تو زندگیم نیست

    خداجانم تو خدای منی نه هیچ کس

    کجا دنبال چی میگردم

    چقدر به هوای دل این و اون بچرخم

    خدایا میخوام زلال باشم

    اخ که چقدر گمت می‌کنم

    اخ که چقدر شده به خودم میام و می بینم گم شدم توی منیتهام

    اخ که چقدر یادم میره عزتم از توست

    اخ که چقدر یادم میره اولویت اولم باید توباشی

    اخ که چقدر ناقصم

    من ببخشید خدای من سرور من فرمانده کل قوای من تویی و اون وقت من فکر میکنم بقیه باید به من تو ذهنشون امتیاز بدن

    گور بابای امتیاز

    امتیاز من اینه که حق هم صحبتی با تورو دارم

    هر لحظه هر جا هر حال

    خدایا خیلی کم دارم تورو خیلی

    اخ که چقدر صدامو‌کم کردم برای تایید

    ترسیدم

    نه که ها روزیمو ندن نه اینکه دیگه ازم تعریف نکنن نگن چه دختر خوبی چه دختر باشخصیتی چقدر راضی ام ازش و منو وسیله شرک خودشون قرار بدن و منم کیف کنم از نشستن جای خدا

    خدایا بیا صندلی تو پس بگیر ازم اصلأ جای من نیس

    من از شفای بقیه عاجزم ، از برآورده کردن انتظارات بقیه ناتوانم

    می بینی خدا شرک دوطرفه دارم هم فکر میکنم کسی کسیه تو زندگیم هم فکر میکنم من کسی ام تو تو زندگی بقیه

    کمک کنم اما از خود گذشتگی نه

    کمک کنم اما با این نیت که حال خودم خوب بشه

    آه خدای من راضی ام ازت باشه

    تو هم راضی باش ازم

    همین که تو این مسیرم یعنی همه چی

    تو دلتنگم رو گرفتی

    تو گفتی هدایتی هست

    تو قرآن رو هم نشینم کردی

    خداجانم اجازه بده بمونم صبورانه و استقامت کنم

    تو هم برو برام تیر بنداز من هدفم بزرگه تو برام بجنگ و تیر بنداز

    خدایا ازت ممنونم من کم حرف رو اینجا به حرف میاری

    استاد هر جا هستی دلت خوش باشه خیلی عزیزی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      نسخه اصلی خدا گفته:
      مدت عضویت: 1550 روز

      سلام به استاد عباس کنش عزیزم

      و خواهر گلم مریم بانو مهربان

      و سلام به شما دوست هم فرکانسی عزیزم

      من با خوندن این کامنت زیبا و دل نشین واقعا اشک ریختم

      واقعا حرفای که زدین از دل میومد

      دلی که با خداست

      دلی که فقط جایگاه خداست

      خدایی نمی دونین چقدر اسک ریختمو این کامنت رو تا آخر خوندم

      الهی زنده باشین در پناه خداوند آسمان و زمین

      واقعا از توصیف انرژی خدا نام خدا عاجزم

      پاینده و سر بلند باشین

      همچنین استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته مهربان

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
      • -
        فرزانه الهی گفته:
        مدت عضویت: 2885 روز

        سلام دوست عزیزم

        خیلی ممنونم از ابراز لطفتون

        واقعاً بله همین طور هست همه کلمات از تو قلبم داشت تایپ می شد

        این که اشک‌های شما از این کامنت الهی سرازیر شده نشانه صدق و صفای قلب و باطن شماست

        به خودتون ببالید که اینطور روح جلا یافته ای دارین که به قول قرآن وجلت قلوبهم میشین از یاد پروردگار

        با همین حس و حال الهی ثم استقامو رو در عمل نشون بدین که پاداش های الهی و قره عینها در انتظار مسیر تقوای شماست

        براتون بهترین ها رو آرزو میکنم.

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  3. -
    سـعـیـد گفته:
    مدت عضویت: 925 روز

    به نام جان جانان

    سلام به همه عزیزان

    چه فایل دلنیشینی بود. این روزها خداوند رو در همه جا میبینم در درختان در ادم ها در سنگفرش خیابان در برگ هاب زرد طلایی روی زمین و خداوند در همه جا حضور دراه به دین خاصی به ائینی تعلق نداره در همه زمان و مکان هست .

    هرشخصی در زندگی با هدفی به این دنیا میاد که ارزشمنده و باید اون رو انجام بده یکی با خوندن موزیک یکی با اهنگسازی یکی با رقصیدن و یکی با نجاری و هرکسی در این دنیا برای هدفی ارزشمند به دنیا اومده و هدف شغل نیست هدف اینه که از این راه میتونه خودش و خدا رو کشف کنه این نگاه من هست.

    چیزی که من خداوند رو توی ذهنم میسازم به همون شکل با من برخورد میکنه . من این خدا رو برای خودم زیبا دارم میسازم و در زیبایی ها دارم مبینم که چقدر به من عشق میده .

    من خدا رو روزی رسان میبینم همونی که این مدت به شکل هایی که درکش سخته وارد زندگیم میشه .

    باور کردن خداوند یه حس قوت قلب میده که کسی هست که دنیا و مدیر زمین و اسمان هاست حامی و اسپانسر منه و یعنی خودش منو مثل مربی انتخاب کرده که توی زمین فوتبال بازی کنم این قوت و اعتماد به نفس و ارزشمندی میده و باعث میشه سرت بیاد بالا و خیالت راحت باشه و بگی همه چی دست خودشه تا اینجا که ما رو برده بعدشم میبره .

    خدایاشکرت

    َوَ کَفی‏ بِرَبِّکَ هادِیاً وَ نَصیراً

    برای هدایت و یاوری پروردگارت کافی است

    🟣🟤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      مائده کردی گفته:
      مدت عضویت: 2818 روز

      سلام به سعید عزیز ورزشکار حرفه ای

      خیلی هدایتی سمت کامنتت اومدم

      آبی داشتم روی سایت

      فاطمه عزیزم برای من کامنت نوشته بود بعدش هدایت شدم به سمت کامنت شما و تحسینت میکنم چه نگاه زیبایی داری چقدر کیف کردم وقتی گفتی که

      《《هدف شغل نیست هدف اینه که از این راه میتونه خودش و خدا رو کشف کنه این نگاه من هست.》》

      عاشق این نگاهت شدم سعید

      هدف شغل نیست هدف اینه که ازاین راه خودت و خدارو کشف کنی

      سالها به دنبال هدفم بودم و الان وقتی دارم از زندگی لذت میبرم

      چه در حال دنس هستم که در حال آموزش دنس هستم چه در حال شکرگزاری چه در حال حرف زدن راجب قوانین

      دارم خودم و خدارو بهتر و بهتر میشناسم و بهتر دارم درک میکنم

      من میخوام تحسینت کنم گه فوتبالیست هستی و با تمام قدرت داری میری جلو تو این مسیر

      تحسینت میکنم پسر قوی و توحیدی

      دوس دارم ببینم بازی هاتو

      و بلند بلند برات کف بزنم و ایستاده تشویقت کنم

      خداوند حامی و حمایت کننده ماست

      خداوند بیشتر از ما دوس داره که ما رشد کنیم

      خداوند بیشتراز ما دوس داره که ما به راحتی و با عزت و به شادی توی مسیر موفقیت قدم بزاریم و سوت زنان بریم جلو…..

      خدایا شکرت دز پناه الله باشی رفیق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
      • -
        سـعـیـد گفته:
        مدت عضویت: 925 روز

        درود به شما مائده عزیز

        سپاس از لطف و مهربانیت و این حس خوبی که داری رو منتقل میکنی.

        خداروشکر و خیلی برات خوشحالم که به خودشناسی خودت رسیدی و خداوند به مسیر علایقت هدایتت کرده . چه لذتی بالاتر از این

        گاهی وقتی خواننده ها یا دنسرها رو تماشا میکنم (خصوصا این اواخر که سینا بطحائی رو تماشا کردم ).که با حس خوب میخونن یا کسایی که رقص زیبایی دارن به خودم میگم این همون عبادته. یکی با رپ کردن لذت میکنه. یکی توی کلیسا میخونه یکی از ساختمون سازی لذت میبره . یکی با اهنگسازی یکی با کدندویسی اینا همون نت هایی هستن که سرجای خودشون قرار گرفتن و باعث میشن دنیا زیباتر بشه.

        در مورد قسمت اول کامنتم بگم من که ذهنم نمیکشه که این کامنت ها رو بنویسم ولی خودش مینویسه و میدونه چه کسی رو هدایت کنه.

        در مورد قسمت اخر کامنتم من نگفتم که فوتبالیست هستم .شاید بد منظورمو رسوندم من میگم وقتی خدا مثل یه مربی معروف تو رو برای بازی در تیمش انتخاب کرده دیگه چه اهمیتی داره بقیه خوششون بیاد یا نیاد تو لذتت رو ببر

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    Omid گفته:
    مدت عضویت: 2977 روز

    به نام رب تنها فرمانروای جهان

    سلام خدمت استاد جان و خانم شایسته عزیز و دوستان فوق العاده ام در این مسیر بهشتی

    دقیقا همینه همه چیز توحیده ، توحید یعنی اینکه به عوامل بیرونی قدرت ندادن ؛ یعنی اینکه باور کنی خودت خالقی بابا خالق تمام اتفاقات و شرایط زندگیت و هیچ چیز دیگه ای به اندازه ی ذره ای تاثیر نداره توی زندگیت . باورش کن سرت میاد بالا , باورش کن به نهایت اعتماد به نفس و قدرت می رسی ، باورش کن به نهایت آرامش و عشق میرسی . خداوند همه چیزه به جای اینکه دنبال این باشی که چطور ثروتمند شی یا محبوب شی و روابط فوق العاده داشته باشی سلامتی فوق العاده داشته باشی ببین خدا برات چی میخواد رسالتت چیه ؟ برای چی به این دنیای مادی اومدی ؟ میخواستی چی رو تجربه کنی ؟ و باور داشته باش که اون بهت همه چی میده چون وهابه ولی به شرطی که فقط از اون بخوای و باورش کنی

    اگر بندگان من از تو درباره ی من پرسیدند بگو من نزدیکم درخواست درخواست کننده رو می شنوم و اجابت میکنم به شرطی که اون هم به من ایمان داشته باشه و منو اجابت کنه برای اینکه رشد کنند .

    اینا رو باید روزی هزاران بار برای خودم بگم تا بره توی پوست و گوشت و استخونم

    الان شرک هایی که میورزم یکی اینکه فک میکنم دختر فوق العاده ای که میخوام با این شرایطی که دارم حاضر نیست با من ازدواج کنه ؛ من شرایط ازدواج ندارم ؛ از کجا میخواد بیاد ؟ من الان هیچ ایده ای ندارم

    در مورد اومدن ثروت در زندگیم هم همین طور فکر میکنم که چطور میخواد بیاد من باید چیکار کنم یه جورایی احساس عجله و تقلا دارم که من باید یه کاری بکنم و همش میگم من که الان 10 میلیون تو حسابم هست چطور میخوام ماشین 207 که 1/5 میلیارد قیمتشه رو بخرم چطور ؟؟؟؟؟ و مغزم ارور میده و این یعنی من هنوز خداوند رو باور ندارم و قدرتش رو نمی دونم و بهش اون جور که باید ایمان ندارم

    خیلی نگران میشم گاهی که اگر شغل معلمی رو از دست بدم و اخراج بشم بدبخت میشم و خیلی میترسم گاهی و انگار شغلم رو برای خودم بت کردم چون بعد از سختی زیادی به این شغل رسیدم و گاهی به خودم میگم من که اینقدر ترسو هستم و از همه چیز میترسم فقط دم از توحید و اینکه فقط خدارو ببین میزنم اما توی میدان عمل می فهمم که چقدر مشرکم و این باعث زجر و بدبختی تمام بشر است .

    خدایا توفیق بده تا ابد در مسیر توحید حرکت کنم و فقط تورا بپرستیم و فقط از تو یاری جوییم .

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    تو نبین اندر درختی یا به چاه تو مرا بین که منم مفتاح راه

    در پناه الله مهربان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    ستاره بنی نجاریان گفته:
    مدت عضویت: 4201 روز

    درود امروز که دارم این کامنت رو روی سایت می‌گذارم ایران در شرایط عجیبی قرار داره شرایطی که من احساس میکنم ظاهرش خیلی خیلی بد و آشفته است اما در باطن اتفاقات خوبی رو داره رقم میزنه، صادقانه بگم خیلی وقتا کنترل احساس برام به شدت دشواره، اما من نمی‌خوام احساسات بد خودم رو نادیده بگیرم و خودم رو گول بزنم بلکه دوست دارم دردها و رنج هام رو ببینم با تمام وجود احساس کنم و اونها رو با باورهای درست ترمیم کنم. تاریخ کامنت مشخص میکنه که مربوط به چه زمانی میشه، با دیدن دو فایل توحید 1 و 2 به من یادآوری شد که ستاره اگر تمااام دنیا مملو از آشفتگی، بی عدالتی و چالش هست نگران نباش چرا که از دل همه ی این تضادها خواسته های واقعی تک تک مردم مشخص میشه و بعد از وضوح خواسته ها وظیفه ی ما انسان ها تمرکز روی خواسته ها و درخواست دادن به نیرویی است که کل کیهان رو هدایت میکنه و من اکنون به خداوند یکتا به تنها نیروی حاکم بر جهان هستی که از بزرگترین قدرت های روی کره ی خاکی هم قدرتمند تره درخواست میدم به ایرانمان و به جهانمان یاری رسان تا در آن آبادی، آزادی ، سعادت ، سربلندی و شادی عمیق و ادامه دار را تجربه کنیم. صادقانه بگویم از دست دادن های زیادی را تجربه کرده ام هر بار شادی هایی را به دست آورده ام و گویی باوری در من نهادینه شده که می‌گوید عمر شادی ها و لذت هایت بسیار کوتاه و عمر دردها و اندوه هایت طولانی تر است، اما این فقط یک باور احمقانه است زیرا در 34 سال عمری که تا کنون از خدا گرفته ام شادیهایی را زیست میکنم که دائمی و همیشگی بوده و هستند اما وجودشان برایم بسیار بدیهی شده اند. من در این 34 سال سن پدر و مادری حامی و مهربان داشته ام، خداوند به من سلامتی کامل داده که با وجود تمام ناسپاسی هایم هر بار آزمایش و چکاپ میدهم در سلامتی کامل به سر میبرم به لطف خداوند گاهی اندکی بیماری را تجربه میکنم که با وجود بدنی قوی می آید و میرود، خداوند همسری مهربان و همراه و فرزندانی نازنین به من عطا کرده، به لطف خدا صاحب خانه اتومبیل و سرمایه هستیم، صاحب باغی زیبا مملو از درختان میوه هستیم . گل های آپارتمانی قشنگی که هرروز زایش و تولد و تازگی را به من یادآور می‌شوند با هر برگ تازه ای که در خود میشکفند. آری اما من از خدا می‌خواهم آرامش و شادی را در جای جای ایران عزیزمان به ما بدهد او تنها قدرتی ست که نمی‌دانم از چه راه و با چه روشی اما می‌دانم که خودش آگاه و توانمند است و جهانمان هوشمندی را خلق و مدیریت می‌کند که تمام امور در دستان اوست پس من از او می‌خواهم و او باید مرا اجابت کند تا به یاری او در ایرانی آباد آزاد و شاد زندگی کنیم. خدایا تنها تو را عبادت میکنم و تنها در زندگی ام از تو یاری می‌جویم مرا در تمام هرج و مرج و آشفتگی دنیا به راه درست هدایت کن و نگذار از گمراهان باشم، به من یاری رسان تا در قلبم حضور دائمی ات را همواره احساس کنم، به من یاری رسان تا ایمان داشته باشم که کنترل همه چیز فقط و فقط در دستان توست. خدایا ایرانمان را آباد و آزاد گردان. آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    رستا گفته:
    مدت عضویت: 3219 روز

    سلام استاد بزرگ

    این فایل دقیقا چیزیه که من یک مدته دارم بهش فکر میکنم. یک سال پیش که تازه عضو خونوادتون شدم و چندتا از فایل های رایگانو دیدم فایلی که بیشترین تاثیر روی من داشت و اشک منو دراورد “فقط روی خدا حساب کن” بود. و امسال هم بعد از دیدن چندین فایل از شما که خیلی فکر منو درگیر کرده بودند و خیلی جاها برام سوال پیش اومده بود دقیقا در بهترین زمان فایل ” حزن در قرآن” پیدا کردم. و اون روز روزی بود که فریاد میزدم پیداش کردم. چیزی که دنبالش بودم پیدا کردم. و بعد از گوش دادنش اشک ها ریختم. بخاطر مهربونی خدا ، بخاطر عشقی که خدا به تک تک ما داره ، بخاطر ظلمی که به خودم کرده بودم و…

    من اون روز به خودم گفتم تو فقط همین امروز صد تا مدار بالاتر رفتی و اونو برای خونوادم و چندتا از دوستام فرستادم.

    یه چیزی هم که از اون روز در من شکل گرفت اشتیاق زیادم به خوندن قرآن و فکر کردن به تک تک آیه ها و برداشت کردن نکات زندگی از این کتاب بود که این برای خودم به شدت جذابه.

    استاد من… شاید من هنوز هم با دیدن و گوش دادن به همه ی این ها خدا رو با همه ی بزرگی و عظمتش درک نکردم ولی دنیا دنیا ازتون تشکر می کنم که منو به این راه هدایت کردید و باعث شدید حداقل بهش فکر کنم. و به شما تبریک میگم بخاطر انجام این رسالت و نتیجه دادنش

    مثل همیشه میگم: من عاشق زندگی ای هستم که خدا بهم داده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    علیرضا عسگری گفته:
    مدت عضویت: 3879 روز

    با سلام …جناب عباسمنش خلاصه و مفید میگم که خیلی بی نظیری.قدم در راهی گزاشتی که دعای خیر خیلی ها رو همواره پشت سرت داری و خواهی داشت چون دنیای جدیدی رو به همراهانت نشون دادی .دنیایی که میتونن خودشون خالق زندگیشون باشن …و به قول کلام زیبات که همواره میگویی: هم خوب و عالی زندگی کنید و هم دنیا را به جای بهتری برای زندگی کردن تبدیل کنید…..به خدا می سپارمت با تمام وجود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    ليلا كيايی گفته:
    مدت عضویت: 3186 روز

    ممنونم از این فایل طبق معمول عالی بودید،

    امیدوارم خداوند سایه ی شما رو بر سر پسر

    و خانواده تان حفظ کند و عمری با عزت به

    شما عطا فرماید،واقعا احساس اینکه به خداوند

    نزدیک شدم و خدا را در قلبم احساس میکنم

    وصف نشدنی ست،وقتی که مهربان و متواضع

    و صبور میشوی یعنی هدیه ای بزرگ که از طرف

    خدا دریافت کرده ای وقتی که از انتقادات و حرفهای

    منفی و دیدگاههای افراد چه بسا پدر یا مادرت باشد

    ناراحت نمیشوی یعنی به خدا ایمان آورده ای و

    وقتی که نگران هیچ چیز نیستی یعنی کائنات

    و قانون هستی را باور کرده ای ،و چه لطف و

    سعادتی بهتر از این که لایق این بودی تا خدا

    هدایتت کرده ،بزرگ ترین هدیه از خداوند ابتدا

    به راه راست هدایت شدن است بعد از آنکه ایمان

    واقعی آورده ای کارها خودش طبق نظام هستی

    پیش می رود و آنچه را که ما فکر میکنیم خلق

    میکنیم ،اول خودمان را میشناسیم بعد خدا را ؛

    از خودشناسی به خداشناسی میرسیم،و وقتی

    به این مرحله رسیدیم خداوند خودش راهها را

    به ما نشان میدهد همانطور که به شما و خیلی

    های دیگه که ایمان آوردند نشان داده است.

    بعد از این مرحله ما همیشه باید ذهنمان را

    تقویت بکنیم من تو مراقبه هام مخصوصا

    در شب که ارتعاش انرژی مثبت خیلی بالاست،

    واقعا شارژ میشم،مراقبه و خلوت و عشق بازی

    با خدا نیروی سلامتی را بالا میبره،چون خدا

    منبع انرژیست و مراقبه های منظم و ساعتهای

    مشخص در شب این اتصال را به خدای عزیزمان

    قوی تر میکنه،در واقع ما جزئی از روح کائناتیم

    و کائنات هیچ مخالفتی با خواسته و آرزوهای

    ما نداره و آنجاست که خداوند میفرماید بخوان

    مرا تا اجابت کنم آرزویت را

    ممنونم از شما استاد عزیز که این انرژی را در وجود

    ما رشد میدین??

    من ده سال پیش کلاسهای ریکی (متافیزیک)میرفتم

    و به آرامش عجیبی رسیدم بعد از مدتی با خودم کار

    نکردم و ول کردم دوباره رسیدم سر نقطه اول ولی

    الان که به این آرامش رسیدم به خودم متعهد شدم

    تا آخر عمرم ادامه دهم و به فرزندانم هم آموزش دهم

    چه بسا اگر پدران و مادران ما به ما آموزش صحیح

    میدادند ما خیلی خیلی زودتر به این مرحله میریدیم

    و اوج میگرفتیم ولی ماهی رو هر وقت از آب بگیری

    تازه ست

    سپاسگزارم از خداوند بزرگم و سپاسگزارم از شما جناب

    استاد عباسمنش عزیز

    عید غدیر را هم به شما سید خدا تبریک میگویم با آرزوی

    برقراری و پایندگی برای شما و همه ی کسانی که راه شما

    را ادامه میدهند?????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    پاکیزه بارکزی گفته:
    مدت عضویت: 1137 روز

    به نام خدایی که برای بنده گانش کافیست

    سلام به تمام شما عزیزان دل سلام به استاد عزیز سلاااااام به مریم عزیز

    امروز زیاد گریان کردم اصلا حالم خوب نبود صبح وقت هم بیدار نشدم ورزش هم نکردم تمام روز گریه کردم حالم بد میشد و مه گریه کرده میرفتم با خانواده جنگ هم کردم راستش مادرم به برادرم بیشتر توجه کرد مرام بخیلم شد از همان زمان حالم بد شد هی خاطرات گذشته مرور شد و تمام چیز های که در درونم بود برایم آشکار شد من که فکر میکردم تغییر کردیم ولی امروز دانستم فقط ادا درمیاوردم تغییر نکردیم به زمین زمان دشنام دادم هی بد گفتم و فهمیدم قوانین فقط با خودآگاه خود تایید و قبول کردیم ولی در عصبانیت همان پاکیزه سابق هستم با همان باور ها و دیدگاه ها و هنوز قوانین باور نکردیم و به همین سبب هنوز نتیجه نگرفتم و چیزهای را که دوست دارم نرسیدم گر چی احساس خوب هم داشتیم و شکرگذاری هم میکردم چون به معنایی واقعی تغییر نکردیم و عجله دارم در نتیجه گرفتن بخاطر کمالگرایی که دارم و امروز فهمیدم که چقدر از خدا دور هستم چقدر از خدا از خودم از مادرم از برادر هایم از پدرم از مردم از همه رنجش دارم امروز درک کردم که مه رنجش دارم ولی خود را به کوچه حسن چپ زدیم و میگم همه چیز عالی هست و همیشه فکر میکردم مه از هیچکس هیچ چیز رنجش ندارم وبه کلام میکفتم همه را بخشیدم و دعا برشان میکردم از صبح هر چی کوشش کردم حالم خوب نشد اشک هایم ناخود آگاه جاری بود چند لحظه با خدا صحبت کردم

    از قلبم صدا آمد …

    پاکیزه چی را جدی گرفتی این دنیا بازی هست

    گفتم پس مه چطور خودم تجربه کنم به چیز های که دوست دارم برسم رسالت خود را بدانم

    گفت صبر داشته باش و بعدا گفته شد (مه توره بخشیدم اگر تو خودت را ببخشی ) و با این سخن کاملا آرام شدم فعلا هم حس ارامش میکنم

    نمیخایم زیاد حاشیه دار حرف بزنم

    ولی همیقدر میخایم به خودم بگویم پاکیزه همه چیز که تو تا حالا شنیدی دیدی درک کردی غلط هست خدا را غلط فهمیدی درست بدان

    الهی به امید تو

    روز بیست و سوم

    روزی که زیاد گریه کردم و دانستم باید بیشتر بیشتر روی خودم کار کنم و ادا در نیارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2146 روز

    به نام الله مهربان که هدایتم کرد به سمت شناخت خودم و خودش

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که چراغ راهم هستید دراین مسیر،

    ««شرک است که موجب شده‌، نیروی توحیدگرای درونت که همه راه‌حل‌ها را می‌داند‌ را‌، دست کم بگیری و تلاش کنی تا مسائل را به شیوه ذهنت حل کنی

    نیروی هدایتگر درونت‌ است که، بیرون و محدودیت‌هایش را نمی‌شناسد‌، بزرگی یا کوچکی خواسته برایش فرقی ندارد‌، برای او نه تنها دست زیاد نشده بلکه فرصت‌ها هر روز در حال بیشتر شدن و جهان هر روز در حال ثروتمندشدن است.

    نگاه او نگاه «ان مع‌العسر یسری‌ است»و به تو این امید را می‌دهد که هیچ محدودیتی را باور نکن. زیرا اگر خواسته‌ای در دلت زنده شده نشانه‌ای است که می‌گوید:

    توانایی لازم برای تحقق آن خواسته‌‌، زودتر از این آرزو آمده است.»»

    سپاسگزارم از شما مریم جون عزیز که مقاله های بسیار دلنشین و پرمعنایی رو ابتدای فایل های روز شمار تحول ،قرار دادید

    وسپاسگزارم از خودم که تلاش میکنم در مسیر بهبود دائمی خودم هرروز قدم‌های کوچیک اما مستمر بردارم

    چقدر زیباست اعتماد کردن به هدایت ،و‌چقدر آسان شدم برای آسانی ها زمانی که به هدایت شدن ایمان آوردم، قبلا فکر میکردم تنها من هستم و داناییم تا مسائل رو باهاشون حل کنیم و تمام بار و سنگینی مسائل رو شونه هام بود چون نه انقدر توان داشتم نه هوشمندی ،اما حالا به پشتوانه ی هدایت شدن با شجاعت وارد ترس هام وچالش های زندگی میشم چون اولا می‌دونم که هدایت میشم و یقین دارم که خداوند بزرگترین حامی منه و دوما می‌دونم با اینکار ظرف وجودم بزرگتر میشه و قوی ترمیشم و عضله اعتمادکردنم به الله مهربان قوی تر میشه ، خدایا سپاسگزارم که با مفهوم هدایت آشنام کردی ،سپاس بابت حضورت تو زندگیم سپاس بابت این آگاهی ها در زندگیم

    مهربان پروردگارِ سخاوتمندم هدایتم کن به راه راست راه کسانی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که به آنها غضب کردی و نه گمراهان.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: