اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام و درود خدمت استاد عزیزم،خانم شایسته عزیز و دوستان مهربانم
رد پای بیست و سوم در سفرم به درون
توحید عملی 1
محکم باش؛
پشت آرزوهای تو
خدا ایستاده……
استاد عزیزم این قسمت رو زمانی دارم واسش کامنت میگذارم که شما توحید عملی 10 رو،سه روز میشه که روی سایت گذاشتید..خیییلی ذوق زده شدم وقتی قسمت 10 توحید رو روی سایت دیدم..با اینکه هنوز شرایط مناسب نداشتم که با تمرکز و لذت گوش بدم که در جانم بنشینه اما همینکه به یاد میارم این فایل اومده و فردا میخوام با عشق و حوصله گوش بدم و تمرینش رو انجام ،واقعا توی دلم قند آب میشه..
تمام فایلهای شما ی خط مشخص داره که قلب هر شنونده ای رو با خودش میکشونه تا خدا……خدای واقعی
نمیدونم چطوری باید خدایم را شکر گذار باشم که به شما زندگی بخشید و با اون اتفاق تو گوشتون گفت : برای من کار کن،جهانی را بیدار کن، ضرر نمیکنی..و چقدر باید از شما سپاسگزار باشم که این خدای جدید که بی اندازه با خدایی که یک عمر شناخته بودم و هر روز ازش دورتر میشدم رو به من شناساندی..
ممنونم استادم که ماندی،شناختی،درک کردی و آنچنان فهمیدی که با هر کلامتان با شور و شوق میخواهی معرفی کنی و لذت فقط در پناه خدا بودن را به باقی انسانها بچشانی…
من اسم سایتتون رو گذاشتم « سرزمین وحی الهی» چون به باور من از تک تک کلماتی که در سایت هست فقط هدایت و وحی می جوشد..اینجا به جرات میتونم بگم تنها جایی است که همه روی خداییشون پر رنگتر از روی انسانیشون هست..اینجا هیچکس به هیچ عامل بیرونی قدرت نمیدهد چون باور دارند خودشان هستند که خالق زندگیشان هستن،،برای همین اینجا نه حسادت هست و نه فخر فروشی و نه تمسخر
برای من این مکان بهشتی تنها جایی است که میتونم تجربیات شخصی که داشتم و حتی نزدیکترینهایم نمیدانند را به اشتراک بگذارم..چون اینجا آنقدر رنگ و بوی خدایی دارد که من با کمال آرامش و افتخار از خودم رد پا میگذارم.
چقدر به دلم نشست این جمله دوستمان که گفته بودند:
آمدم میلیاردر شوم،قرآن را به دستم دادند و گفتند بخوان……
همه ما روزی که با شما شروع کردیم تنها هدفمون کسب درآمد و ثروت بود..اما شما گفتی برای رسیدن به ثروت باید وجودت را پاک کنی از هر شرک و حرص و حسادتی،،باید قلبت پاک شود از تصویر هر چیز و هر کسی جز خدا…گفتی فقط روی خداوند حساب کن آنوقت بی حساب به تو می بخشد..نه فقط ثروت،،بلکه آزادی از هر عامل بیرونی،،سلامتی،،دوستان عالی،،عشق خالص،
تو به یگانه قدرت هستی توکل کن ،آنوقت به تو می بخشد مسیرهایی که هموار هستند و روشن،و تو میتوانی بهشت را در این دنیا تجربه کنی..
استاد عزیزم فایلهای توحید عملی حال من رو به شدت دکرگون میکنند آنقدر زیاد که با تک تک سلولهایم از همه چیز دست میکشم و فقط خودش را طلب میکنم..تنها مالک و صاحب اختیارم را…
از وقتیکه با توحید آشنا شدم دیگه حرف هیچ آدمی دل منو نمیلرزونه..اصلا باورتون نمیشه آدمهایی که جنس خدایی ندارند از من دوووووور شدند..حتی کسانی بودند که به شدت اهل قرآن و نماز بودند و اما پر از شرک ،اونها هم معجزه آسا از من جدا شدند..خودش داره اطرافم رو پاکسازی میکنه که فقط با خودش باشم..
استاد عزیزم هر چقدر از معجزه توحید بگم کم گفتم،، قرآن رو بهتر میخونم و عاااشقانه میخوانم..هیچ وقت ذوقی برای خوندن قران نداشتم و حالش هم نداشتم در مسابقه ختم قرآن شرکت کنم..اما از پارسال که با شما هم مسیر شدم به لطف الله یکتا،الان دارم برای سومین بار قرآن رو میخونم ولی به سبک خودم..تامل میکنم،تفکر میکنم،دنبال قانون میگردم،هییییچ عجله ای هم برای ختم کردنش ندارم و اینطوری خیلی خیلی بیشتر از قبل خدارا صمیمی و نزدیک می یابم..
از خدای عزیزم میخوام که همچنان به ما آگاهی بیشتری بده برای درک خودش و قوانینش و هر روز در وجود ما قدرت شکستن بتهایی که عمری در ذهن و زندگی مان ساخته ایم را با تبر توحید بدهد..
آمیییییییییییییییین
خدایا شکرررررررررررررررت که هستی و شکرررررت که من باور دارم به بودنت
استاد عزیزم بسیار شکر گذار خداوندم هستم برای وجود پر از مهر و برکت شما
مریم عزیزم بی نهااایت ممنون که این سفر جادویی را مهیا کردید
دوستان جآنم سپاسگزارتون هستم برای کامنتهای ارزشمند و جواهرنشانتان
دوستون دارم
در پناه یگانه رب العالمین روز و روزگارتون عاااااالی
هرگز به شما دیر توصیف نمی گردد زان طرفه ای که خدا به شما تقدیر داشت
سلام خدمت استاد عزیز و گرامی یکتاپرست و حقیقت جو و حقیقت گو و عرض ادب خدمت مریم بانو همراه بینظیر و شایسته استاد
سلام خدمت دوستان هم فرکانسی در این سایت بزرگ معنوی وسرشار از توحیدوثروت و شادی و سلامتی
ایاک نعبد و ایاک نستعین
چقدر این فایل و البته تمام فایلهای استاد اینطوری هستن انرژی بخش پر از درس و نکات مثبت و حرکت آفرین، وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم چقدر سرشار از شرک هستم و به همچین آدم یکتاپرست، خداپرست، مثبت اندیش، استاد تمام باورهای خوب، غبطه میخورم، و البته خدا رو شکر میکنم که در چنین مسیری قرار گرفتم و شاگرد یک استاد تمام اعیار خداپرست شدم که تمام باورهای شرک آلود رو از خودش دور کرده است،
واقعا خداوند همه چیز است البته برای شخصی مثل من که باورهای شرک آلود بینهایت دارم، خداوند در لحظات گرفتاری و بلا و سختی و اتفاقات ناگوار همه چیز میشود ولی در روزهای خوب و عالی و بدون مشکل خداوندی در کار نیست و این خودم هستم که همه چیز میشوم با اومدن نجواهای شیطانی، تا اینکه دوباره سرم به سنگ بخورد و خدا رو با تمام وجود بخونم و خدا هم دوباره همه چیز برای من بشود
استاد جان و دوستان گرامی؛ الان که یادم میاد: اتفاق مشابه ای مثل اتفاقی که برای استاد افتاد برای من هم افتاد، سال 1384 در مسیر اراک به تهران در برف و کولاک بهمن ماه در نزدیکی سلفچگان به علت سرعت غیرمجاز روی جاده یخ زده ( که من کم تجربه بودم و نمیدونستم) با 80 کیلومتر سرعت از تموم ماشینهای تو مسیر سبقت میگرفتم که یهو ماشین لیز خورد و من کم تجربه ترمز گرفتم که ماشین چند دور خودش چرخید و از جاده خارج شد و ماشین به قول معروف چپ شد و و رفت رو سقف و مجدد رو چهار چرخ و مجدد رو سقف و دوباره چهار چرخ قرار گرفت ( دوبار ماشین کله مقل زد) و ماشین از قسمت جلو ترکید سقف ماشین در حد له شدگی… ولی به طرز معجزه آسایی کوچکترین زخمی نه خودم و نه همراهم.. هرکس اون صحنه رو میدید، میگفت هرکس تو این ماشین بود در جا مردند… حتی خودم هم باورم نمی شد که هیچ زخمی هم برنداشتیم،.. تمام مدارکی که تو جیب لباسم بود و وسایلی که داخل ماشین بود همه ریخته بودن بیرون، برف شدیدتر شده بود و ماشین داغون داغون له و لورده…
ولی خدای بزرگ و مهربانم، من و همراهم سالم سالم و فقط گیج از این اتفاق ناگوار و سلامتی خودمون، تو اون لحظه خدا رو با تمام وجود حس میکردم که اون بود نگه دارمون بود و به قول استاد برگی بدون اذن او از درخت نمی افتد…
تفاوت اتفاقی که برای استاد افتاد و این اتفاق برای من، این بود که: استاد اون لحظه تو صحنه نبود ولی من خودم تو صحنه بودم و یجورایی خدا رو دیدم، استاد از اتفاقش درس گرفت و یکتاپرستی رو تقویت کرد و باورها و مسیرش رو تغییر داد ولی من در اون لحظه،و فقط لحظه سختی، خدا رو یاد کردم و بعدش به این اتفاق فکر نکردم درسش رو نگرفتم و باورهای شرک آلود رو تقویت کردم.. استاد مسیر و باورهای انسانهای زیادی رو تغییر داد ولی من خودم رو هم نتونستم تغییر بدم و اسیر نجواهای شیطانی… خوش به سعادتت استاد عزیز و توحیدی ثروتمند و شاد و سالم و سعادتمند
خدایا این بنده عاجزت رو ببخش که از این موارد مشابه اتفاقات باز برای من و شاید دوستان دیگه هم پیش اومده که خدا خواسته با این اتفاق بیشتر به سمتش بریم ولی نجواهای شیطانی مسلط نذاشته…
خدایا شکر که با این سایت و این استاد بینظیر آشنا شدم که به حول و قوه الهی باورهای توحیدی و دیگر باورهای مخربم رو درست کنم و تقویت کنم که بشوم ..انالله…
خدایا هزاران شکرت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدایا هدایت هر ثانیه ذهن، گفتار، رفتار و قلبم رو به خودت سپردم، تسلیم تسلیم تسلیم هستم
سلام ب استاد عزیزم و مریم خانم شایسته زیبا و تمام هم مسیر هام در این مسیر موفقیت و پیروزی
خداروشکر میکنم که بازم خداوند هدایتمکرد ب این فایل توحیدی زیبا و خداروشکر میکنم که منم اومدم این فایل زیبارو دیدم و خودم. و متعهد کردم که کامنت بزارم و ایمانم و باورم اینه که من برم برای کانت خودش بهم گفته میشه چی بنویسم
از اون دوست خوبمونم تشکر میکنم بابت این کامتت زیبایی که نوشته بوود
خداروشکر بابت این لباس ابی زنگ زیبای استاد که چقدر هم بهش میاد
از وقتی که با استاد اشنا شدم و در مسیر موفقیت دارم روی خودم و باور هام کار میکنم استاد همیشه گفاه توحید همیشه گفته توحید یعنی یگانگی الله توحید ینی قدرت رب وقتی که توی همه ی فایل هاش از توحید صحبت میکنه که قدرتو بغیر از خدا ندیم انرژیم بالا میره من قبلا اگر کسی نظامی بود یا اگر کسی از لحاظ مالی از من سر تر بود یا اگر کسی هیکلش از من درشت تر بود منو تهدید میکرد واقعا میترسیدم و ی طورایی سیع میکردم دلشو به دست بیارم ولی الان به لطف رب که تنها قدرت جهان است و فقط این یک قدرت که برگی بدون اذن اون از درخت نمیفته بر زمین
و دارم درک میکنم دارم بیشتر میشناسمش خداروشاهد میگیرم وقتی کسی تهدیدم میکنه خیلی سریع تر از اون چیزی که بخودم میام و میخندم و لبخند بر روی لبم حاری میشه که فکرشم عالیه ینی خیلی سریع میخندم چون میدونم اون هیچ کاری نمیتونه بر علیه من بکنه چون تنها قدرت جهان رب و تنها یک قدرت وجود داره اونم پروردگار ماست و همیشه همون لحظه با سربلندی و عزت نفس راهمو گرفتم و رفتم .
وقتی کسی میخواا منو از چیزی بترسونه واقعا میخندم چون من وصلم به نیروی که کل دنیارو داره اداره میکنه
ولی قبلا این طور نبودم که نترسم تا کسی منو تهدید میکرد میترسیدم و ارامشو از دست میدادم
استاد عزیزم واقعا ازت ممنونم بایت این همه اگاهی که ما دادی و خداروشکر میکنم بابت وجودت در زندگی ام که دستی از دستان رب هستی برای رشد و هدایت ما
بازم یک کامنت زیبا از خودم استاد عزیزم و مریم خانم و تمام کسایی که توی این سایت عضو هستید عاشقتونم
خدای من خدای من خدای من عاشقتم با تمام وجودم ممنونم که من رو لایق این مسیر موفقیت دونستی عاشقتم
رد پا از حاتم فوقالعاده و بینظیرو خلاق و دوست داشتنی
از خدا میخوام که همهی مارو ثابت قدم در. این مسر موفقیت نگه داره و مارو به راه کسانی که به انها نعمت و ثروت ک سلامتی کصبر و پیروزی و موفقیت داده هدایت کنه نه راه گمراهان .
سلام به دپیت نازنین وعزیزم اول از همه سپاس گذارتم بابت کامنت زیبایی که نوشتی براموبهم امذژی مثبت عالی دادی دوم اینوبگم که هیلی دوست دارم چون این حسو این دوستی خداییه وازدرون میاد بااینکه اصلا هموندیدیم
سوم اینکه توحید ینی قدرت رب توحید ینی اینکه من هستم که زندگی خودم خلق میکنم هیچکس نمیتونه به من اسی بزنه ویکباور عالی که من دارمبیشتر روش کار میکنم اینکه شابد کسی کاریبکنه که پیش خودش خیال کنه داره به من صدمه میزنه پلی نمیدونه دقیقا به نفعم میشه مثلا چند وقت پیش اماکن سالن منوبخاطر اینکه همش انرژیم مثبتهومشتریا وقتی میان توی سالنم همشون خنده جاری میشه روی لبشون رقصیدیم با اهنگمنصور که میگفتدیونه دیونه دیونه شودیونه داشتیم لذت میبرذیم سالن منوپلمپ کردم و من کلی خندیدم واجازه هم نذادم امکان زیاده رویی کنه با کمال احترام بعد به همه گفتم الخیر فی ما وقعه همون لحظه همش میگفتم خیری توشه به نفعمه و من سالنم واوردم توی خونه وخیر های بزرگتری هم به دنبال داره فقژ همین نیست
مدل های جدیتری یاد گرفتمازاذی زمانی دارمهر لحظه پای دپره هام هستم وخداوند تز بی نهایت طریق مشتریبرام میفرسته وواقعا مشتری ها هم همشون اونایی که توی این چند ماه مشتریم بودن هیچکه بیشتر شدن نخاله هاشونم ریزش کردن و بهتر بجاشون اومد وهر روزم درامد دارم وتوی ارامش کامل هستم و خداروشکر 400میلیونم ی مقدار ازش مونده بود که بدهکار بودم تصفیش کردم خیلی دوست دارم میسپارمت به دستان گرم خداوند
به نام خالق هدایتگر سلام به همه شما دوستان عزیزم.
خدایا خوش حالم برای این لحظه و این هدایت. یارب به امید تو:
یکتاپرستی آرامش و سلامتی میشود در جسم و جانت
وقتی مریض هستی و ناامید، حالت روز به روز بدتر و بدتر میشه، انگار بیماری سخت تر میشه و مدت زمانش طولانیتر ، اما وقتی بیمار میشوی امید داشته باشی که به زودی خوب میشی و این مریضی به خاطر باورها و افکار اشتباه بوده و ترس رو هی کم و کم کنی وقتی باور داشته باشی خدایی هست که قدرت مطلق هست و شافی اوست سلامتیت رو راحتتر و سریعتر بدست میاری و بیماری رو یک تضاد میدانی برای اصلاح مسیر که اگه به همین طرز فکر یعنی یکتا پرستی و قدرت ندادن به عوامل بیرونی در سلامتیت و قبول مسئولیت زندگیت ادامه بدهی مثل استاد و دیگر بچههای سایت دیگه هیچ وقت مریض نمیشوی.
یکتا پرستی جرئت و حرکت، سرمایه اولیه برای کار:
پارسال با توکل به خدا بدون هیچ سابقه شغلی با هدایت و راهنماییش رزومه درست کردی و فرستادی و مدیر به آن سخت گیری خواست بری مصاحبه و وقتی رفتی نبود همزمانی که پیش آمد بچههای زیاد بسان و احتیاج به نیروی کار و تو شروع کنی به کار کردن و راحت ارتباط برقرار کردن با پرسنل آنجا و بچهها و انقدر همه دوست داشته باشند تو باهاشون کار کنی و بهت زیر و بم کار و نکات مهم رو بگند بعدش با مربی آنجا آشنایی و از قضا پنج دقیقه صحبت کنید و بگی احتمالا به خاطر دوری مسیر
و شرایط دانشگاهم نیام و آن بنده خدا هم بگه اگه اینجا نبودی شماره ات بده من باهات تماس بگیرم برای مهدکودکی که دارم راه میندازم.
از طرفی به مدیر آن مکان بگم نمیام و به نا به عادت نکاتی رو برای بهبود شرایط آنجا بگم خلاصه نتیجه این بشه که کار دنبالم بیاد کار پاره وقت 4 تومانی بشه 5 تومانی. اما خوب تو مدار این کار نبودم و به نا به دلایلی نشد.
حالا اردیبهشت دوباره ببینی همان مربی مهدکودک با این که شرایط ت رو سری قبلی شرح دادی خواهان این که از مربی هاش بشی بازهم کار آمد دنبالم اما خوب من در مدارش نبودم.
اما خوش حالم چون نشانم داد چقدر خدا لطف کرده که رفتار و برخورد خوب با دیگران رو و دقت در محیط اطرافم و صداقتم رو به عنوان سرمایه این دوکار برام ایجاد کرد و بهم جسارت و جرئت حرکت داد و ایمان که به هرچه نیاز دارم فراهم میکند.چقدر لذت بردم از این که کار دنبال من آمد نه من دنبال کار و دوست دارم بازهم تجربه اش کنم.
عزت نفس میشود برای درک ارزشمندی و توانایی هایت با اتفاق بالا و همین طور بعد از یک تضاد بزرگ و بازگشت باعث شد بفهمم دیدن نکات مثبت دیگران و گفتنش به خودشان ، داشتن لبخند زیبا برلب و به جای آه و ناله سپاس گزار خدا بودن و گفتن اتفاقهای خوب به جای آه و ناله، قدرتی که خدا داده و یک توانایی بسیار مهم و ارزشمند هست. همین طور هدایت برای مطالعه نمایشنامه نزدیکان و پیشنهادهایی در جهت بهبود، با اتفاقات مربوط به دنبال آمدن کار بفهمم توانایی به عنوان دقت و ریز بینی در جهت اصلاح دارم نشان داد که در هر کاری به شدت ارزشمند هست و باعث بهبود میشود.
یکتا پرستی خوش بینی و امیدواری میشود تا قادر شوی آنچه را دیگران بحران میشمارند، فرصتی بدانی که برای رشد تو آمده است
میشه در مواجه با یک تضاد به عنوان این که قربانی هستی و بدبخت و هیچ راه فراری نداشتی و نداری حتی در آنها که به ظاهر و به هیچ عنوان مقصر تو نیستی خودت رو قربانی بدانی، شرک بورزی و قدرت رو به افراد و شرایط و این که خدا خواست بدهی جوری که به سمت افسردگی و زندگی ترحم برانگیز جلو بری یا نه بگی خودم با احساس و فرکانس بیارزشی و این که قربانی شرایط هستم این تضاد رو به وجود آوردم خودم با غرور بیجام این چاه برای خودم کندم با تکیه بر توانایی دیگران و مغرور شدن به اون اما به لطف حمایت و هدایت رب فهمیدم ایراد کارم رو حالا میخواهم متواضعانه در خواست کنم از رب العالمین ام و خودم را خالق تک تک اتفاقات زیبا و نازیبا بدانم و حرکت کنم در مسیر توحید و یکتا پرستی. آن وقت که میبینی خواستههات برآورده میشوند راحت تر از قبل و دنیای اطرافت زیباتر قبول دارم آسان نیست به خصوص اولش اما وقتی بشه عالی میشه.
توحید عملی چیزی نیست جز “منطبق نمودن رفتارت در هر لحظه و در هر شرایطی، با قوانین خداوند”:
یعنی تحت هر شرایطی پیش حتی ناسپاس ترین آدم که هستی بتوانی زیبایی ببینی و به نازیباییش نگاه نکنی جوری به مسائل و اطراف و خودت نگاه کنی که احساس بهتری بگیری که بیاد بیاری خدایی هست که تو رو خالق قرار داده و این جهان آینهای از تو که میتوانی اون جور که دوست داری طراحی و خلقش کن با عمل به احساس خوب = لاجرم اتفاقات خوب مثالش استاد، ابراهیم و تک تک وقایعی که در قرآن از زندگی ابراهیم و یوسف و محمد و سلیمان و….. گفته
بچههای سایت مثل رضا عطار روشن مثل آزاده عزیز و….
شرک یعنی، قدرت دادن به عوامل بیرون از تو، برای خلق خواسته هایت.
یعنی تمرکزت رو افکارت رو بزاری روی این که اگه فلانی فلان تصمیم بگیره زندگی من فلان و بیسار میشه، اگه آن اتفاق بیافته اگه جنس چکی بدهم دیگران قیمت بالاتر محصولم رو میخرند و من سود بیشتر میکنم یا اگه حقیقت رو بفهمند و از شرایط من آگاه بشند کار بهم نمیدهند یا برای آن آقا یا خانم هدیه ببرم که منتش روی سرم نباشه یا دفعه دیگه کارم رو راه بندازه یا خوش اخلاق باشم و مودب که اِنقولت تو کارم نیارند و….. یعنی شرک یعنی قدرت از دست خودت گرفتن و فراموش کردن این که پول به راحتی وارد زندگیت میشه اگر بپذیری هر چه ثروتمند شوی پیش رب عزیز تری و فراوانی رو با تایید و تحسین و سپاس گزاری باور کنی و در مدار پول و نقدینگی بیشتر و بیشتر قرار بگیری، بیای قدرت رو بدهی به آدمها و موقعیت ها و افتادن در چاه تاریکی که همش بدبختی و نگرانی و ترس در کل احساس بد هست.
به پشتوانه یکتا پرستی پا به جهان ناشناخته گذاشتیم و الان کارمون این که عملا موحد باشیم: الان هم کارمون این که به پشتوانه یکتا پرستی حرکت کنیم و خواسته هامون رو خلق و جهان دلخواهمان را تجربه کنیم.
الان که داشتم متن نوشته شده توسط خانم شایسته عزیز را میخواندم یه چراغی تو ذهنم روشن شد
اینکه من هر چند وقتی دچار مشکل در روابط عاطفی میشوم و همیشه دنبال رفع ریشه ای مشکلم بودم و خدارو شکر نسبت به قبل خیلی کمتر شده ولی هنوز ادامه داره وقتی متن را مطالعه میکردم پیش خودم گفتم وقتی من روابطم خوب باشه از خدا و توحید فاصله میگیرم خیلی با خدا حرف نمیزنم خیلی به یاد خدا نیستم و خدا دوست نداره که من از خودش فاصله بگیرم بخاطر همین در روابط به تضاد برمیخورم ،عجیب فقط وقتی تو روابطم به تضاد بر میخورم خیلی بهم فشار میاد و برای رفع این مشکل فقط توحید را مرور میکنم و تمام تمرکزم بر روی قدرت خدا میره و اینکه منو خدا باید تو یک جهت باشیم تا این مشکل بر طرف بشه.و وقتی تو ذهن خودم تمام فایل های توحید را مرور میکنم و قدرت را به خدا میدم حالم خوب میشه آرامش میگیرم و به طرز معجزه واری مشکلم حل میشه
من فهمیدم تو زندگی نقطه ضعفم تو روابطم است
و اگر برا خودم آنقدر بزرگش نکنم و همیشه خدارا تو زندگی راس همه ی کارهام بزارم و فقط رابطم با خدا برام مهم باشه مسلما من هیچ مشکلی نخواهم داشت تو زندگی خداوند به من همه چیز داده ،ثروت ،سلامتی ،روابط خوب با دیگران ،فرزند،خونه،ماشین و….تنها مشکلم روابطم با همسرم هست که انتظارم از همسرم زیاده البته که انتظار به جا دارم و به کم قانع نیستم و اگر به خدا همیشه توکل کنم و قدرت را در دست خدا بدم تو این زمینه هم هیچ مشکلی ندارم چون وظیفه من اینه که فقط اطاعت خدا را کنم و از هیچ کس و هیچ چیز ترس نداشته باشم تا به هر آنچه که میخوام برسم
و من تا زمانی که شرک می ورزم و دیگران را دلیل خوشبختی خودم بدونم دچار این تضاد میشم تا کامل درک کنم که دلیل خوشبختی من هم جهت شدن با خداوند است و در مسیر او قدم برداشتن است و همیشه باید به یاد خداوند باشم
با سلام خدمت استاد عباسمنش و گروه تحقیقاتی عباسمنش و همه دوستان و اعضاءسایت
توحید عملی 1
ما دهه شصتی ها واقعاً خاطرات فراوانی داریم از شرک هایی که داشتیم و الان و بعد از اینکه با دیدگاه های استاد آشناشدیم و خدای جدید رو در درون خودمون شناختیم به خودمون میخندیم که ما چه افکاری داشتیم!!
در دهه 60 و 70 تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت و ما فیلم محمد رسول الله را میدیدیم که تقریبا هرچند وقت یک بار پخش میشد و ما توی این فیلم مشرکان را میدیدیم !
مشرکانی که بت میپرستیدند و مسلمانان را اذیت میکردند !
مشرکانی مثل ابوسفیان و ابوجهل و ابولهب و بقیه مشرکان قریش؛
یعنی با دیدن این فیلمها این تصویر در ذهن ما ساخته بودند که هرکس مسلمان نباشد و بت بپرستد و نماز نخواند مشرک هست و کافر هست و جایگاهش دوزخ هست!!
و این تنها برداشتی بود که ما از توحید و از شرک و بت پرستی داشتیم!
زمانی که بچه بودیم همیشه مکان تفریح ما یک امام زاده بود!سیزده بدر ما، یک مکان مذهبی و امام زاده بود و عید فطر که به تفریح میرفتیم باید در جوار یک امام زاده میبودیم!!
یعنی هیچوقت در زمان بچگی و نوجوانی من یاد ندارم در یک تفریح و گردش ما را به یک مکان غیر مذهبی ببرند!!
یک پارچه سبز از امام زاده تبرک میکردند و به مچ دست یا بازوی ما می بستند تا به این شکل اون امام زاده از ما محافظت کنه ولی برخلاف تصور ما همیشه بلا سرمون میومد!!!!!!
یادمه یک امام زاده ای در شهر ما بود که یک شمشیر قدیمی داشت که ماهمیشه سیزده بدر و اعیاد که به تفریح میرفتیم ملت صف می بستند که آب میگرفتند روی شمشیر و ظرفی زیر شمشیر میگرفتند تا ملت بخورند وشفا پیدا کنند و یادمه من اینقدر از این آب زیر شمشیر میخوردم که دل درد میگرفتم و همیشه هم بلا سرم میومد!!
من یادمه زمان بچگی همیشه یک دعا داخل پارچه به بازوم بسته بودند و همیشه همراهم بود تا از من محافظت کنه و همیشه بلا سرم میومد!!!!
ما با اینچنین افکار و باورهایی بزرگ شدیم!!
از زمان بچگی من دوست داشتم روزهای تعطیل سیر بخوابم و استراحت کنم و چون در یک خانواده مذهبی بزرگ شده بودم کل صبح ها موقع اذان من را ازخواب بیدار میکردند که نماز بخوانم و این در حالی بود که من هیچ شناخت درست و کاملی از این خدایی که باید کل صبح ها عبادتش میکردم نداشتم !!
من هیچ شناختی از این خدا نداشتم و مجبور بودم به زور خانواده این خدا را عبادت کنم!!
من مجبور بودم هرسال روزه بگیرم در حالی که اصلا چرایی این یک ماه غذا نخوردن را نمیدانستم!!
و صدها و هزاران سوال دیگر که توی ذهنم مانده بود!!
و خداوند هیچ جواب سوالی را در دل بندگانش بی جواب نمیذاره؛
و من به وسیله هدایت و الهام و دست های خداوند مثل استاد عباسمنش و از هزاران طریق دیگرجواب های سوالاتم را گرفتم!
سوالاتی که سالها در ذهن من خاک خورده بودند!
و خداوند بندگانش را به جواب سوالاتشان هدایت میکنه
و جواب همه سوالات را میدونه
و به هزاران طریق هدایت و الهام میکنه
و من الان میفهمم که چقدر در وجود من شرک بود
و من ناآگاهانه شرک می ورزیدم
سالها افراد و مسولین را در ذهن خودم بولد میکردم
سالها پدر و مادر و پدر بزرگم را علت اصلی بدبختی ها و ناکامی ها و شکست های مالیم میدونستم
سالها جبر جغرافیایی را عامل عدم موفقیت های مالی و اقتصادی و … میدونستم
سالها نظام جمهوری اسلامی را عامل اصلی تمام مشکلات خودم و خانواده ام میدونستم
سالها آمریکا و اسراییل را عامل اصلی بدبختی خودم و همه مردم میدونستم
سالها خودم را انسان حقیر و پستی میدونستم که هیچ کاری ازش بر نمیاد
و سالها در شرک غوطه ور بودم
و انسان به هزاران طریق هدایت میشود
ان علیناللهدی
هدایت ما واجب شده است
البته کسانی که از خدا بخواهند که هدایت بشوند در مسیر درست
از استاد سپاسگذارم که دستی از دستان خداوند شدند تا خودمون را و خدای خودمون را بهتر بشناسیم و توحید را درک کنیم
و خداوند بی نهایت است و لامکان و لازمان
اما به قدر فهم تو کوچک میشود
و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده میشود
و به قدر ایمان تو کارگشا میشود
یتیمان را پدر میشود و مادر..
برادر میشود محتاجان برادری را
بی همسر ماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
نا امیدان را امید می شود
گم گشتگان راه را راه میشود
و در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر میشود
پیران را عصا میشود
محتاجان به عشق را عشق میشود
خداوند همه چیز میشود همه کس را
به شرط اعتقاد ؛به شرط پاکی دل ،به شرط طهارت روح؛به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه نادرست
و زبان هایتان را از هر اندیشه ناپاک
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند و بر بند تاب با کودکانتان تاب میخورد و در دکان شما کفه ترازویتان را میزان میکند!
مگر از زندگی چه میخواهید؟!که در خدایی خدا یافت نمیشود
قلب هایتان رااز حقارت کینه ،نفرت،خشم و حسادت تهی کنید و با عظمت عشق پرکنید..
زیرا که عشق چون عقاب است و بالا می پرد و کینه ، خشم ،حسادت و منیت چون لاشخور و کرکس است.کوتاه می پرد و سنگین و جز مردار به هیچ چیز نمی اندیشد!
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه برای شما همه چیز می شود؛
و برای شماهر آنچه میشود که شما میشوید
دوستان برای شما شادی و سلامتی و ثروت را از خداوند منان خواستارم
به نام یگانه قدرت جهان هستی
سلام و درود خدمت استاد عزیزم،خانم شایسته عزیز و دوستان مهربانم
رد پای بیست و سوم در سفرم به درون
توحید عملی 1
محکم باش؛
پشت آرزوهای تو
خدا ایستاده……
استاد عزیزم این قسمت رو زمانی دارم واسش کامنت میگذارم که شما توحید عملی 10 رو،سه روز میشه که روی سایت گذاشتید..خیییلی ذوق زده شدم وقتی قسمت 10 توحید رو روی سایت دیدم..با اینکه هنوز شرایط مناسب نداشتم که با تمرکز و لذت گوش بدم که در جانم بنشینه اما همینکه به یاد میارم این فایل اومده و فردا میخوام با عشق و حوصله گوش بدم و تمرینش رو انجام ،واقعا توی دلم قند آب میشه..
تمام فایلهای شما ی خط مشخص داره که قلب هر شنونده ای رو با خودش میکشونه تا خدا……خدای واقعی
نمیدونم چطوری باید خدایم را شکر گذار باشم که به شما زندگی بخشید و با اون اتفاق تو گوشتون گفت : برای من کار کن،جهانی را بیدار کن، ضرر نمیکنی..و چقدر باید از شما سپاسگزار باشم که این خدای جدید که بی اندازه با خدایی که یک عمر شناخته بودم و هر روز ازش دورتر میشدم رو به من شناساندی..
ممنونم استادم که ماندی،شناختی،درک کردی و آنچنان فهمیدی که با هر کلامتان با شور و شوق میخواهی معرفی کنی و لذت فقط در پناه خدا بودن را به باقی انسانها بچشانی…
من اسم سایتتون رو گذاشتم « سرزمین وحی الهی» چون به باور من از تک تک کلماتی که در سایت هست فقط هدایت و وحی می جوشد..اینجا به جرات میتونم بگم تنها جایی است که همه روی خداییشون پر رنگتر از روی انسانیشون هست..اینجا هیچکس به هیچ عامل بیرونی قدرت نمیدهد چون باور دارند خودشان هستند که خالق زندگیشان هستن،،برای همین اینجا نه حسادت هست و نه فخر فروشی و نه تمسخر
برای من این مکان بهشتی تنها جایی است که میتونم تجربیات شخصی که داشتم و حتی نزدیکترینهایم نمیدانند را به اشتراک بگذارم..چون اینجا آنقدر رنگ و بوی خدایی دارد که من با کمال آرامش و افتخار از خودم رد پا میگذارم.
چقدر به دلم نشست این جمله دوستمان که گفته بودند:
آمدم میلیاردر شوم،قرآن را به دستم دادند و گفتند بخوان……
همه ما روزی که با شما شروع کردیم تنها هدفمون کسب درآمد و ثروت بود..اما شما گفتی برای رسیدن به ثروت باید وجودت را پاک کنی از هر شرک و حرص و حسادتی،،باید قلبت پاک شود از تصویر هر چیز و هر کسی جز خدا…گفتی فقط روی خداوند حساب کن آنوقت بی حساب به تو می بخشد..نه فقط ثروت،،بلکه آزادی از هر عامل بیرونی،،سلامتی،،دوستان عالی،،عشق خالص،
تو به یگانه قدرت هستی توکل کن ،آنوقت به تو می بخشد مسیرهایی که هموار هستند و روشن،و تو میتوانی بهشت را در این دنیا تجربه کنی..
استاد عزیزم فایلهای توحید عملی حال من رو به شدت دکرگون میکنند آنقدر زیاد که با تک تک سلولهایم از همه چیز دست میکشم و فقط خودش را طلب میکنم..تنها مالک و صاحب اختیارم را…
از وقتیکه با توحید آشنا شدم دیگه حرف هیچ آدمی دل منو نمیلرزونه..اصلا باورتون نمیشه آدمهایی که جنس خدایی ندارند از من دوووووور شدند..حتی کسانی بودند که به شدت اهل قرآن و نماز بودند و اما پر از شرک ،اونها هم معجزه آسا از من جدا شدند..خودش داره اطرافم رو پاکسازی میکنه که فقط با خودش باشم..
استاد عزیزم هر چقدر از معجزه توحید بگم کم گفتم،، قرآن رو بهتر میخونم و عاااشقانه میخوانم..هیچ وقت ذوقی برای خوندن قران نداشتم و حالش هم نداشتم در مسابقه ختم قرآن شرکت کنم..اما از پارسال که با شما هم مسیر شدم به لطف الله یکتا،الان دارم برای سومین بار قرآن رو میخونم ولی به سبک خودم..تامل میکنم،تفکر میکنم،دنبال قانون میگردم،هییییچ عجله ای هم برای ختم کردنش ندارم و اینطوری خیلی خیلی بیشتر از قبل خدارا صمیمی و نزدیک می یابم..
از خدای عزیزم میخوام که همچنان به ما آگاهی بیشتری بده برای درک خودش و قوانینش و هر روز در وجود ما قدرت شکستن بتهایی که عمری در ذهن و زندگی مان ساخته ایم را با تبر توحید بدهد..
آمیییییییییییییییین
خدایا شکرررررررررررررررت که هستی و شکرررررت که من باور دارم به بودنت
استاد عزیزم بسیار شکر گذار خداوندم هستم برای وجود پر از مهر و برکت شما
مریم عزیزم بی نهااایت ممنون که این سفر جادویی را مهیا کردید
دوستان جآنم سپاسگزارتون هستم برای کامنتهای ارزشمند و جواهرنشانتان
دوستون دارم
در پناه یگانه رب العالمین روز و روزگارتون عاااااالی
بنام خدای مهربان و بخشنده
سلام خدمت همگی دوستان و استاد گل و خانوم شایسته نازنین
.
نمیدونم چرا اینقدر این فایل در من احساس لطافت ایجاد کرد
انگار الان بهتر درک میکنم اون حس اطمینانی ک راجب خداوند صحبت میکنه چیه
انگار یکسری پازل ها هرروز داره میره سرجای خودش
من واقعن احساس خوبی دارم
واقعن احساس اطمینان دارم
الان احساس میکنم از هرزمان دیگه ای بهتر میشه روی توحید کار کرد و بیشتر و بیشتر راجبش حرف بزنم با خودم و به یاد بیارم
میتونم به خودم بگم و بگم و بگم
بنظرم تنها راه ادامه دادن این احساس و این ارامش فقط یاداوری بیشتره
من از اعماق وجودم حسش میکنم و اینقدر به اینده و به روزهای پیش رو اطمینان دارم که فکرشم شگفت زده ام میکنه
خدای مهربان ازت سپاسگزارم که منو به مسیر زیبات هدایت کردی
الهی شکر
بنام خدا و بیاد خدا و برای خدا
هرگز به شما دیر توصیف نمی گردد زان طرفه ای که خدا به شما تقدیر داشت
سلام خدمت استاد عزیز و گرامی یکتاپرست و حقیقت جو و حقیقت گو و عرض ادب خدمت مریم بانو همراه بینظیر و شایسته استاد
سلام خدمت دوستان هم فرکانسی در این سایت بزرگ معنوی وسرشار از توحیدوثروت و شادی و سلامتی
ایاک نعبد و ایاک نستعین
چقدر این فایل و البته تمام فایلهای استاد اینطوری هستن انرژی بخش پر از درس و نکات مثبت و حرکت آفرین، وقتی به خودم نگاه میکنم میبینم چقدر سرشار از شرک هستم و به همچین آدم یکتاپرست، خداپرست، مثبت اندیش، استاد تمام باورهای خوب، غبطه میخورم، و البته خدا رو شکر میکنم که در چنین مسیری قرار گرفتم و شاگرد یک استاد تمام اعیار خداپرست شدم که تمام باورهای شرک آلود رو از خودش دور کرده است،
واقعا خداوند همه چیز است البته برای شخصی مثل من که باورهای شرک آلود بینهایت دارم، خداوند در لحظات گرفتاری و بلا و سختی و اتفاقات ناگوار همه چیز میشود ولی در روزهای خوب و عالی و بدون مشکل خداوندی در کار نیست و این خودم هستم که همه چیز میشوم با اومدن نجواهای شیطانی، تا اینکه دوباره سرم به سنگ بخورد و خدا رو با تمام وجود بخونم و خدا هم دوباره همه چیز برای من بشود
استاد جان و دوستان گرامی؛ الان که یادم میاد: اتفاق مشابه ای مثل اتفاقی که برای استاد افتاد برای من هم افتاد، سال 1384 در مسیر اراک به تهران در برف و کولاک بهمن ماه در نزدیکی سلفچگان به علت سرعت غیرمجاز روی جاده یخ زده ( که من کم تجربه بودم و نمیدونستم) با 80 کیلومتر سرعت از تموم ماشینهای تو مسیر سبقت میگرفتم که یهو ماشین لیز خورد و من کم تجربه ترمز گرفتم که ماشین چند دور خودش چرخید و از جاده خارج شد و ماشین به قول معروف چپ شد و و رفت رو سقف و مجدد رو چهار چرخ و مجدد رو سقف و دوباره چهار چرخ قرار گرفت ( دوبار ماشین کله مقل زد) و ماشین از قسمت جلو ترکید سقف ماشین در حد له شدگی… ولی به طرز معجزه آسایی کوچکترین زخمی نه خودم و نه همراهم.. هرکس اون صحنه رو میدید، میگفت هرکس تو این ماشین بود در جا مردند… حتی خودم هم باورم نمی شد که هیچ زخمی هم برنداشتیم،.. تمام مدارکی که تو جیب لباسم بود و وسایلی که داخل ماشین بود همه ریخته بودن بیرون، برف شدیدتر شده بود و ماشین داغون داغون له و لورده…
ولی خدای بزرگ و مهربانم، من و همراهم سالم سالم و فقط گیج از این اتفاق ناگوار و سلامتی خودمون، تو اون لحظه خدا رو با تمام وجود حس میکردم که اون بود نگه دارمون بود و به قول استاد برگی بدون اذن او از درخت نمی افتد…
تفاوت اتفاقی که برای استاد افتاد و این اتفاق برای من، این بود که: استاد اون لحظه تو صحنه نبود ولی من خودم تو صحنه بودم و یجورایی خدا رو دیدم، استاد از اتفاقش درس گرفت و یکتاپرستی رو تقویت کرد و باورها و مسیرش رو تغییر داد ولی من در اون لحظه،و فقط لحظه سختی، خدا رو یاد کردم و بعدش به این اتفاق فکر نکردم درسش رو نگرفتم و باورهای شرک آلود رو تقویت کردم.. استاد مسیر و باورهای انسانهای زیادی رو تغییر داد ولی من خودم رو هم نتونستم تغییر بدم و اسیر نجواهای شیطانی… خوش به سعادتت استاد عزیز و توحیدی ثروتمند و شاد و سالم و سعادتمند
خدایا این بنده عاجزت رو ببخش که از این موارد مشابه اتفاقات باز برای من و شاید دوستان دیگه هم پیش اومده که خدا خواسته با این اتفاق بیشتر به سمتش بریم ولی نجواهای شیطانی مسلط نذاشته…
خدایا شکر که با این سایت و این استاد بینظیر آشنا شدم که به حول و قوه الهی باورهای توحیدی و دیگر باورهای مخربم رو درست کنم و تقویت کنم که بشوم ..انالله…
خدایا هزاران شکرت سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم
خدایا هدایت هر ثانیه ذهن، گفتار، رفتار و قلبم رو به خودت سپردم، تسلیم تسلیم تسلیم هستم
خدایا من نمیدونم چکار کنم!؟ خودت بهم بگو چکار کنم
بنام خدای رزاق
سلام ب استاد عزیزم و مریم خانم شایسته زیبا و تمام هم مسیر هام در این مسیر موفقیت و پیروزی
خداروشکر میکنم که بازم خداوند هدایتمکرد ب این فایل توحیدی زیبا و خداروشکر میکنم که منم اومدم این فایل زیبارو دیدم و خودم. و متعهد کردم که کامنت بزارم و ایمانم و باورم اینه که من برم برای کانت خودش بهم گفته میشه چی بنویسم
از اون دوست خوبمونم تشکر میکنم بابت این کامتت زیبایی که نوشته بوود
خداروشکر بابت این لباس ابی زنگ زیبای استاد که چقدر هم بهش میاد
از وقتی که با استاد اشنا شدم و در مسیر موفقیت دارم روی خودم و باور هام کار میکنم استاد همیشه گفاه توحید همیشه گفته توحید یعنی یگانگی الله توحید ینی قدرت رب وقتی که توی همه ی فایل هاش از توحید صحبت میکنه که قدرتو بغیر از خدا ندیم انرژیم بالا میره من قبلا اگر کسی نظامی بود یا اگر کسی از لحاظ مالی از من سر تر بود یا اگر کسی هیکلش از من درشت تر بود منو تهدید میکرد واقعا میترسیدم و ی طورایی سیع میکردم دلشو به دست بیارم ولی الان به لطف رب که تنها قدرت جهان است و فقط این یک قدرت که برگی بدون اذن اون از درخت نمیفته بر زمین
و دارم درک میکنم دارم بیشتر میشناسمش خداروشاهد میگیرم وقتی کسی تهدیدم میکنه خیلی سریع تر از اون چیزی که بخودم میام و میخندم و لبخند بر روی لبم حاری میشه که فکرشم عالیه ینی خیلی سریع میخندم چون میدونم اون هیچ کاری نمیتونه بر علیه من بکنه چون تنها قدرت جهان رب و تنها یک قدرت وجود داره اونم پروردگار ماست و همیشه همون لحظه با سربلندی و عزت نفس راهمو گرفتم و رفتم .
وقتی کسی میخواا منو از چیزی بترسونه واقعا میخندم چون من وصلم به نیروی که کل دنیارو داره اداره میکنه
ولی قبلا این طور نبودم که نترسم تا کسی منو تهدید میکرد میترسیدم و ارامشو از دست میدادم
استاد عزیزم واقعا ازت ممنونم بایت این همه اگاهی که ما دادی و خداروشکر میکنم بابت وجودت در زندگی ام که دستی از دستان رب هستی برای رشد و هدایت ما
بازم یک کامنت زیبا از خودم استاد عزیزم و مریم خانم و تمام کسایی که توی این سایت عضو هستید عاشقتونم
خدای من خدای من خدای من عاشقتم با تمام وجودم ممنونم که من رو لایق این مسیر موفقیت دونستی عاشقتم
رد پا از حاتم فوقالعاده و بینظیرو خلاق و دوست داشتنی
از خدا میخوام که همهی مارو ثابت قدم در. این مسر موفقیت نگه داره و مارو به راه کسانی که به انها نعمت و ثروت ک سلامتی کصبر و پیروزی و موفقیت داده هدایت کنه نه راه گمراهان .
1403.11.05
درود به شما دوست عزیزم حاتم جان
چقدر کامنتت عالی بود
میدونین من الان دقیقا از تهدیدات پدر و مادرم خیلی میترسم
اما از پدر و مادرم که بگذریم ” چون تو این حوزه خیلیی قدرت رو دادم بهشون”
میایم به اون جایی که گفتی “ ادمایی که از لحاظ جسمی درشت ترن …..
این دقیقا مشکل منم هست
و وقتی کامنت شمارو خوندن فهمیدم
یادمه دو سال پیش که با این مسیر اشنا شده بودم استاد میگفت همه چی توحیده
من میگفتم ” من در توحید خوبم مابقی چیزا رو کار کنم “/ ههههههههه
الان میفهمم فقط در توحید مشکل دارم
واقعا چقدر زمان برد تا درکش کنم
امیدوارم خودش حمایتم کنه تاا بسازمش
سلام به دپیت نازنین وعزیزم اول از همه سپاس گذارتم بابت کامنت زیبایی که نوشتی براموبهم امذژی مثبت عالی دادی دوم اینوبگم که هیلی دوست دارم چون این حسو این دوستی خداییه وازدرون میاد بااینکه اصلا هموندیدیم
سوم اینکه توحید ینی قدرت رب توحید ینی اینکه من هستم که زندگی خودم خلق میکنم هیچکس نمیتونه به من اسی بزنه ویکباور عالی که من دارمبیشتر روش کار میکنم اینکه شابد کسی کاریبکنه که پیش خودش خیال کنه داره به من صدمه میزنه پلی نمیدونه دقیقا به نفعم میشه مثلا چند وقت پیش اماکن سالن منوبخاطر اینکه همش انرژیم مثبتهومشتریا وقتی میان توی سالنم همشون خنده جاری میشه روی لبشون رقصیدیم با اهنگمنصور که میگفتدیونه دیونه دیونه شودیونه داشتیم لذت میبرذیم سالن منوپلمپ کردم و من کلی خندیدم واجازه هم نذادم امکان زیاده رویی کنه با کمال احترام بعد به همه گفتم الخیر فی ما وقعه همون لحظه همش میگفتم خیری توشه به نفعمه و من سالنم واوردم توی خونه وخیر های بزرگتری هم به دنبال داره فقژ همین نیست
مدل های جدیتری یاد گرفتمازاذی زمانی دارمهر لحظه پای دپره هام هستم وخداوند تز بی نهایت طریق مشتریبرام میفرسته وواقعا مشتری ها هم همشون اونایی که توی این چند ماه مشتریم بودن هیچکه بیشتر شدن نخاله هاشونم ریزش کردن و بهتر بجاشون اومد وهر روزم درامد دارم وتوی ارامش کامل هستم و خداروشکر 400میلیونم ی مقدار ازش مونده بود که بدهکار بودم تصفیش کردم خیلی دوست دارم میسپارمت به دستان گرم خداوند
سلام مجدد دوست بینظیر من حاتم جان
براوووو واقعا ، براوووو به شما
تجربیاتتون خیلی کمک کنندس برام
اون باور قشنگی که خداوند عزیزم از سمت دستای تو برام نوشت “اینکه کسی کاری بکنه که پیش خودش فکر کنه به من اسیب میزنه ولی نمیدونه به نفع من عمل میکنه ….”
چقدر این باور دلنشین بود
چقدر ارامش دهندس
من وقتی والدینم تهدیدم میکنن خیلی ترس دارم
اینکه نکنه واقعا به ضرر من پیش بره
یا مثلا بهم میگن ” فلان کار رو میکنیم اگه به حرف ما گوش ندی یعنی اون کارشون تو ظاهر به ضرر منه
ولی این یه جمله رو اگه باور کنم
واقعا یه چیز دیگه ای میشه
ارامشم اصلا بهم نمیخوره
واقعا ممنونم ” حتما نیازه به عبارت تاکیدی هام اضافه کنم ”
مورد بعدی:
اینکه گفتی ازادی مکانی داری…
خیلی الگوی خوبی هستین برام
خودم تو این حوزه هم ایراد دارم
و گاهی اوقات ذهنم میگه ” چون اونا پسرن ازادی دارن ولی دختر نمیشه به تنهایی ازاد باشه ” یه باور بشدت ریشه ای
ولی واقعا هسچ انسانی با انسان دیگه فرق نداره ، تنها تفاوت در باورهاست نه چیز دیگه
و مورد بعدی:
اینکه گفتین بدهی هاتون رو صاف کردین
همیشه این خودگویی پس ذهنمه که ” انسان ها که به تنهایی از پس خودشون بر نمیان”
ولی این گفته شما نشون دهنده این بود که قشنگ از پس خودتون بر اومدین ” با هدایت و حمایت فرمانروای جهان ”
خیلی کامنت شما احساس خوبی بهم داد
انگار خدا برام نوشته و گفته ” ببین بخواه داده شود ، به بقیه دادم پس توهم باورم کن تا بهت بدم ”
ردپای امروزمو اینجا میزارم
خیلی خوشحالم واقعا
از تجربیات بینظیرتون هم سپاسگزارم
در پناه جان جانان همیشه ارام تر از هر لحظه باشین /♡
به امید خودش ...
به نام خالق هدایتگر سلام به همه شما دوستان عزیزم.
خدایا خوش حالم برای این لحظه و این هدایت. یارب به امید تو:
یکتاپرستی آرامش و سلامتی میشود در جسم و جانت
وقتی مریض هستی و ناامید، حالت روز به روز بدتر و بدتر میشه، انگار بیماری سخت تر میشه و مدت زمانش طولانیتر ، اما وقتی بیمار میشوی امید داشته باشی که به زودی خوب میشی و این مریضی به خاطر باورها و افکار اشتباه بوده و ترس رو هی کم و کم کنی وقتی باور داشته باشی خدایی هست که قدرت مطلق هست و شافی اوست سلامتیت رو راحتتر و سریعتر بدست میاری و بیماری رو یک تضاد میدانی برای اصلاح مسیر که اگه به همین طرز فکر یعنی یکتا پرستی و قدرت ندادن به عوامل بیرونی در سلامتیت و قبول مسئولیت زندگیت ادامه بدهی مثل استاد و دیگر بچههای سایت دیگه هیچ وقت مریض نمیشوی.
یکتا پرستی جرئت و حرکت، سرمایه اولیه برای کار:
پارسال با توکل به خدا بدون هیچ سابقه شغلی با هدایت و راهنماییش رزومه درست کردی و فرستادی و مدیر به آن سخت گیری خواست بری مصاحبه و وقتی رفتی نبود همزمانی که پیش آمد بچههای زیاد بسان و احتیاج به نیروی کار و تو شروع کنی به کار کردن و راحت ارتباط برقرار کردن با پرسنل آنجا و بچهها و انقدر همه دوست داشته باشند تو باهاشون کار کنی و بهت زیر و بم کار و نکات مهم رو بگند بعدش با مربی آنجا آشنایی و از قضا پنج دقیقه صحبت کنید و بگی احتمالا به خاطر دوری مسیر
و شرایط دانشگاهم نیام و آن بنده خدا هم بگه اگه اینجا نبودی شماره ات بده من باهات تماس بگیرم برای مهدکودکی که دارم راه میندازم.
از طرفی به مدیر آن مکان بگم نمیام و به نا به عادت نکاتی رو برای بهبود شرایط آنجا بگم خلاصه نتیجه این بشه که کار دنبالم بیاد کار پاره وقت 4 تومانی بشه 5 تومانی. اما خوب تو مدار این کار نبودم و به نا به دلایلی نشد.
حالا اردیبهشت دوباره ببینی همان مربی مهدکودک با این که شرایط ت رو سری قبلی شرح دادی خواهان این که از مربی هاش بشی بازهم کار آمد دنبالم اما خوب من در مدارش نبودم.
اما خوش حالم چون نشانم داد چقدر خدا لطف کرده که رفتار و برخورد خوب با دیگران رو و دقت در محیط اطرافم و صداقتم رو به عنوان سرمایه این دوکار برام ایجاد کرد و بهم جسارت و جرئت حرکت داد و ایمان که به هرچه نیاز دارم فراهم میکند.چقدر لذت بردم از این که کار دنبال من آمد نه من دنبال کار و دوست دارم بازهم تجربه اش کنم.
عزت نفس میشود برای درک ارزشمندی و توانایی هایت با اتفاق بالا و همین طور بعد از یک تضاد بزرگ و بازگشت باعث شد بفهمم دیدن نکات مثبت دیگران و گفتنش به خودشان ، داشتن لبخند زیبا برلب و به جای آه و ناله سپاس گزار خدا بودن و گفتن اتفاقهای خوب به جای آه و ناله، قدرتی که خدا داده و یک توانایی بسیار مهم و ارزشمند هست. همین طور هدایت برای مطالعه نمایشنامه نزدیکان و پیشنهادهایی در جهت بهبود، با اتفاقات مربوط به دنبال آمدن کار بفهمم توانایی به عنوان دقت و ریز بینی در جهت اصلاح دارم نشان داد که در هر کاری به شدت ارزشمند هست و باعث بهبود میشود.
یکتا پرستی خوش بینی و امیدواری میشود تا قادر شوی آنچه را دیگران بحران میشمارند، فرصتی بدانی که برای رشد تو آمده است
میشه در مواجه با یک تضاد به عنوان این که قربانی هستی و بدبخت و هیچ راه فراری نداشتی و نداری حتی در آنها که به ظاهر و به هیچ عنوان مقصر تو نیستی خودت رو قربانی بدانی، شرک بورزی و قدرت رو به افراد و شرایط و این که خدا خواست بدهی جوری که به سمت افسردگی و زندگی ترحم برانگیز جلو بری یا نه بگی خودم با احساس و فرکانس بیارزشی و این که قربانی شرایط هستم این تضاد رو به وجود آوردم خودم با غرور بیجام این چاه برای خودم کندم با تکیه بر توانایی دیگران و مغرور شدن به اون اما به لطف حمایت و هدایت رب فهمیدم ایراد کارم رو حالا میخواهم متواضعانه در خواست کنم از رب العالمین ام و خودم را خالق تک تک اتفاقات زیبا و نازیبا بدانم و حرکت کنم در مسیر توحید و یکتا پرستی. آن وقت که میبینی خواستههات برآورده میشوند راحت تر از قبل و دنیای اطرافت زیباتر قبول دارم آسان نیست به خصوص اولش اما وقتی بشه عالی میشه.
توحید عملی چیزی نیست جز “منطبق نمودن رفتارت در هر لحظه و در هر شرایطی، با قوانین خداوند”:
یعنی تحت هر شرایطی پیش حتی ناسپاس ترین آدم که هستی بتوانی زیبایی ببینی و به نازیباییش نگاه نکنی جوری به مسائل و اطراف و خودت نگاه کنی که احساس بهتری بگیری که بیاد بیاری خدایی هست که تو رو خالق قرار داده و این جهان آینهای از تو که میتوانی اون جور که دوست داری طراحی و خلقش کن با عمل به احساس خوب = لاجرم اتفاقات خوب مثالش استاد، ابراهیم و تک تک وقایعی که در قرآن از زندگی ابراهیم و یوسف و محمد و سلیمان و….. گفته
بچههای سایت مثل رضا عطار روشن مثل آزاده عزیز و….
شرک یعنی، قدرت دادن به عوامل بیرون از تو، برای خلق خواسته هایت.
یعنی تمرکزت رو افکارت رو بزاری روی این که اگه فلانی فلان تصمیم بگیره زندگی من فلان و بیسار میشه، اگه آن اتفاق بیافته اگه جنس چکی بدهم دیگران قیمت بالاتر محصولم رو میخرند و من سود بیشتر میکنم یا اگه حقیقت رو بفهمند و از شرایط من آگاه بشند کار بهم نمیدهند یا برای آن آقا یا خانم هدیه ببرم که منتش روی سرم نباشه یا دفعه دیگه کارم رو راه بندازه یا خوش اخلاق باشم و مودب که اِنقولت تو کارم نیارند و….. یعنی شرک یعنی قدرت از دست خودت گرفتن و فراموش کردن این که پول به راحتی وارد زندگیت میشه اگر بپذیری هر چه ثروتمند شوی پیش رب عزیز تری و فراوانی رو با تایید و تحسین و سپاس گزاری باور کنی و در مدار پول و نقدینگی بیشتر و بیشتر قرار بگیری، بیای قدرت رو بدهی به آدمها و موقعیت ها و افتادن در چاه تاریکی که همش بدبختی و نگرانی و ترس در کل احساس بد هست.
به پشتوانه یکتا پرستی پا به جهان ناشناخته گذاشتیم و الان کارمون این که عملا موحد باشیم: الان هم کارمون این که به پشتوانه یکتا پرستی حرکت کنیم و خواسته هامون رو خلق و جهان دلخواهمان را تجربه کنیم.
یاحق
سلام استاد عزیز
الان که داشتم متن نوشته شده توسط خانم شایسته عزیز را میخواندم یه چراغی تو ذهنم روشن شد
اینکه من هر چند وقتی دچار مشکل در روابط عاطفی میشوم و همیشه دنبال رفع ریشه ای مشکلم بودم و خدارو شکر نسبت به قبل خیلی کمتر شده ولی هنوز ادامه داره وقتی متن را مطالعه میکردم پیش خودم گفتم وقتی من روابطم خوب باشه از خدا و توحید فاصله میگیرم خیلی با خدا حرف نمیزنم خیلی به یاد خدا نیستم و خدا دوست نداره که من از خودش فاصله بگیرم بخاطر همین در روابط به تضاد برمیخورم ،عجیب فقط وقتی تو روابطم به تضاد بر میخورم خیلی بهم فشار میاد و برای رفع این مشکل فقط توحید را مرور میکنم و تمام تمرکزم بر روی قدرت خدا میره و اینکه منو خدا باید تو یک جهت باشیم تا این مشکل بر طرف بشه.و وقتی تو ذهن خودم تمام فایل های توحید را مرور میکنم و قدرت را به خدا میدم حالم خوب میشه آرامش میگیرم و به طرز معجزه واری مشکلم حل میشه
من فهمیدم تو زندگی نقطه ضعفم تو روابطم است
و اگر برا خودم آنقدر بزرگش نکنم و همیشه خدارا تو زندگی راس همه ی کارهام بزارم و فقط رابطم با خدا برام مهم باشه مسلما من هیچ مشکلی نخواهم داشت تو زندگی خداوند به من همه چیز داده ،ثروت ،سلامتی ،روابط خوب با دیگران ،فرزند،خونه،ماشین و….تنها مشکلم روابطم با همسرم هست که انتظارم از همسرم زیاده البته که انتظار به جا دارم و به کم قانع نیستم و اگر به خدا همیشه توکل کنم و قدرت را در دست خدا بدم تو این زمینه هم هیچ مشکلی ندارم چون وظیفه من اینه که فقط اطاعت خدا را کنم و از هیچ کس و هیچ چیز ترس نداشته باشم تا به هر آنچه که میخوام برسم
و من تا زمانی که شرک می ورزم و دیگران را دلیل خوشبختی خودم بدونم دچار این تضاد میشم تا کامل درک کنم که دلیل خوشبختی من هم جهت شدن با خداوند است و در مسیر او قدم برداشتن است و همیشه باید به یاد خداوند باشم
به نام خدای وهاب
خدایی که هر لحظه کنارمونه صدامونو میشنوه
خدایی که به همه به یک اندازه نزدیکه کافی به خودش باور داشته باشیم از خودش بخوایم
اندازه باور به قدرتش به ما میده
اگر ثروت میخوایم باید خدارو بشناسیم باور هامون نسبت به ثروت عوض کنیم
اگر رابطه عاشقانه میخواهیم باید خدارو پیداکنیم
به خودش توکل کنیم
اگه سلامتی میخواهیم باید به خدا برسیم
هرچقد خدارو باورکنیم بما ثروت میده
خدایی که وهاب عاشق اینکه ما خوشبخت باشیم
خداوند سراسر زیبایی ست نور در دل ما امید ما
ما از خود خداییم
چقد این فایل زیباست چه آرامشی داره هر کلمه اش
یکی از خواسته هام اینکه به زودی دوره ی هم جهت با خداوند رو بگیرم و باعشق کارکنم
ممنونم استاد عزیزمممم
به نام خداوند هدایتگرم
با سلام خدمت استاد عباسمنش و گروه تحقیقاتی عباسنش و همه دوستان و اعضاء سایت
توحید عملی1
شرک یعنی توجه کردن لحظه به لحظه به قیمت دلار ؛ شرک یعنی توجه کردن لحظه به لحظه به قیمت طلا ؛
شرک یعنی مقصر دانستن رییس جهمور کشور در بوجود آمدن مشکلات مالی من
شرک یعنی مقصر دانستن رهبر جمهوری اسلامی در ناکامی های مالی و آزادی من
شرک یعنی قدرت دادن به رییس جمهور آمریکا و باور داشتن به این که فقط ایشون هست که توان تغییر اوضاع من را داره!!
شرک یعنی (متضاد باور قبلی)مقصر دانستن رییس جمهور آمریکا در بوجود آمدن شرایط بد مالی و اقتصادی من
شرک یعنی مقصر دانستن اسراییل در به وجود آمدن شرایط مالی و اقتصادی من
شرک یعنی باور به تغییر نظام ایران به یک نظام شاهنشاهی برای تغییر در اوضاع مالی و اقتصادی من
شرک یعنی مسافرت هر ماه و هر سال به عتبات عالیات«به نیت» شفاعت و رفع مشکلات مالی و اقتصادی و حاجات
شرک یعنی قدرت دادن به افراد در تغییر دادن اوضاع مالی و سلامتی من با باور به تفکر چشم زخم
شرک یعنی باور به این که من آدم کم شانسی هستم که در کشور ایران به دنیا آمده ام
شرک یعنی باور به اینکه هرکس در ایران به ثروت رسیده از راه نادرست به ثروت و موفقیت مالی رسیده!
شرک یعنی باور به اینکه کشورهای اروپایی و آمریکا از لحاظ هوش و استعداد برمن برتری دارند؛
شرک یعنی مقصر دانستن پدر و مادر و نیاکانم در به وجود آمدن شرایط بد مالی و اقتصادی فعلی من!
شرک یعنی برتر دانستن هر انسانی چه پیامبر چه حاکم هرکشور از لحاظ ارزش از خودت
توحید یعنی باور به اینکه من همینی که هستم ارزشمند هستم فارغ از هر گذشته ای که داشتم و فارغ از اینکه چه اعمالی که داشتم ؛
توحید یعنی باور به اینکه من خالق زندگی خودم هستم نه هیچ فرد حکومت نه رییس جمهور آمریکا
توحید یعنی من هرچه دوست دارم میپوشم و نظر دیگران برای من اهمیتی ندارد
توحید یعنی تنها یک قدرت درجهان وجود دارد و من جزء جداناپذیر این قدرت هستم
توحید یعنی باور به توانایی هایی که دارم واینکه من از سایر موجودات برتر هستم و متفاوت هستم
توحید یعنی باور و ایمان قلبی به ربوبیت و باور به اینکه من در یک ابدیتی هستم که این جهان در مقایسه با آن یک اپسیلون هم نیست!
توحید یعنی عدم وجود ترس اضطراب و نگرانی و خشم و کینه و حسادت
توحید یعنی احساس آرامش یعنی احساس امید یعنی احساس شادی یعنی احساس عشق یعنی احساس سپاسگذاری
به نام خداوند هدایتگرم
با سلام خدمت استاد عباسمنش و گروه تحقیقاتی عباسمنش و همه دوستان و اعضاءسایت
توحید عملی 1
ما دهه شصتی ها واقعاً خاطرات فراوانی داریم از شرک هایی که داشتیم و الان و بعد از اینکه با دیدگاه های استاد آشناشدیم و خدای جدید رو در درون خودمون شناختیم به خودمون میخندیم که ما چه افکاری داشتیم!!
در دهه 60 و 70 تلویزیون دو شبکه بیشتر نداشت و ما فیلم محمد رسول الله را میدیدیم که تقریبا هرچند وقت یک بار پخش میشد و ما توی این فیلم مشرکان را میدیدیم !
مشرکانی که بت میپرستیدند و مسلمانان را اذیت میکردند !
مشرکانی مثل ابوسفیان و ابوجهل و ابولهب و بقیه مشرکان قریش؛
یعنی با دیدن این فیلمها این تصویر در ذهن ما ساخته بودند که هرکس مسلمان نباشد و بت بپرستد و نماز نخواند مشرک هست و کافر هست و جایگاهش دوزخ هست!!
و این تنها برداشتی بود که ما از توحید و از شرک و بت پرستی داشتیم!
زمانی که بچه بودیم همیشه مکان تفریح ما یک امام زاده بود!سیزده بدر ما، یک مکان مذهبی و امام زاده بود و عید فطر که به تفریح میرفتیم باید در جوار یک امام زاده میبودیم!!
یعنی هیچوقت در زمان بچگی و نوجوانی من یاد ندارم در یک تفریح و گردش ما را به یک مکان غیر مذهبی ببرند!!
یک پارچه سبز از امام زاده تبرک میکردند و به مچ دست یا بازوی ما می بستند تا به این شکل اون امام زاده از ما محافظت کنه ولی برخلاف تصور ما همیشه بلا سرمون میومد!!!!!!
یادمه یک امام زاده ای در شهر ما بود که یک شمشیر قدیمی داشت که ماهمیشه سیزده بدر و اعیاد که به تفریح میرفتیم ملت صف می بستند که آب میگرفتند روی شمشیر و ظرفی زیر شمشیر میگرفتند تا ملت بخورند وشفا پیدا کنند و یادمه من اینقدر از این آب زیر شمشیر میخوردم که دل درد میگرفتم و همیشه هم بلا سرم میومد!!
من یادمه زمان بچگی همیشه یک دعا داخل پارچه به بازوم بسته بودند و همیشه همراهم بود تا از من محافظت کنه و همیشه بلا سرم میومد!!!!
ما با اینچنین افکار و باورهایی بزرگ شدیم!!
از زمان بچگی من دوست داشتم روزهای تعطیل سیر بخوابم و استراحت کنم و چون در یک خانواده مذهبی بزرگ شده بودم کل صبح ها موقع اذان من را ازخواب بیدار میکردند که نماز بخوانم و این در حالی بود که من هیچ شناخت درست و کاملی از این خدایی که باید کل صبح ها عبادتش میکردم نداشتم !!
من هیچ شناختی از این خدا نداشتم و مجبور بودم به زور خانواده این خدا را عبادت کنم!!
من مجبور بودم هرسال روزه بگیرم در حالی که اصلا چرایی این یک ماه غذا نخوردن را نمیدانستم!!
و صدها و هزاران سوال دیگر که توی ذهنم مانده بود!!
و خداوند هیچ جواب سوالی را در دل بندگانش بی جواب نمیذاره؛
و من به وسیله هدایت و الهام و دست های خداوند مثل استاد عباسمنش و از هزاران طریق دیگرجواب های سوالاتم را گرفتم!
سوالاتی که سالها در ذهن من خاک خورده بودند!
و خداوند بندگانش را به جواب سوالاتشان هدایت میکنه
و جواب همه سوالات را میدونه
و به هزاران طریق هدایت و الهام میکنه
و من الان میفهمم که چقدر در وجود من شرک بود
و من ناآگاهانه شرک می ورزیدم
سالها افراد و مسولین را در ذهن خودم بولد میکردم
سالها پدر و مادر و پدر بزرگم را علت اصلی بدبختی ها و ناکامی ها و شکست های مالیم میدونستم
سالها جبر جغرافیایی را عامل عدم موفقیت های مالی و اقتصادی و … میدونستم
سالها نظام جمهوری اسلامی را عامل اصلی تمام مشکلات خودم و خانواده ام میدونستم
سالها آمریکا و اسراییل را عامل اصلی بدبختی خودم و همه مردم میدونستم
سالها خودم را انسان حقیر و پستی میدونستم که هیچ کاری ازش بر نمیاد
و سالها در شرک غوطه ور بودم
و انسان به هزاران طریق هدایت میشود
ان علیناللهدی
هدایت ما واجب شده است
البته کسانی که از خدا بخواهند که هدایت بشوند در مسیر درست
از استاد سپاسگذارم که دستی از دستان خداوند شدند تا خودمون را و خدای خودمون را بهتر بشناسیم و توحید را درک کنیم
و خداوند بی نهایت است و لامکان و لازمان
اما به قدر فهم تو کوچک میشود
و به قدر نیاز تو فرود می آید و به قدر آرزوی تو گسترده میشود
و به قدر ایمان تو کارگشا میشود
یتیمان را پدر میشود و مادر..
برادر میشود محتاجان برادری را
بی همسر ماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
نا امیدان را امید می شود
گم گشتگان راه را راه میشود
و در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر میشود
پیران را عصا میشود
محتاجان به عشق را عشق میشود
خداوند همه چیز میشود همه کس را
به شرط اعتقاد ؛به شرط پاکی دل ،به شرط طهارت روح؛به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا
و مغزهایتان را از هر اندیشه نادرست
و زبان هایتان را از هر اندیشه ناپاک
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه بر سفره شما با کاسه ای خوراک و تکه ای نان می نشیند و بر بند تاب با کودکانتان تاب میخورد و در دکان شما کفه ترازویتان را میزان میکند!
مگر از زندگی چه میخواهید؟!که در خدایی خدا یافت نمیشود
قلب هایتان رااز حقارت کینه ،نفرت،خشم و حسادت تهی کنید و با عظمت عشق پرکنید..
زیرا که عشق چون عقاب است و بالا می پرد و کینه ، خشم ،حسادت و منیت چون لاشخور و کرکس است.کوتاه می پرد و سنگین و جز مردار به هیچ چیز نمی اندیشد!
چنین کنید تا ببینید خداوند چگونه برای شما همه چیز می شود؛
و برای شماهر آنچه میشود که شما میشوید
دوستان برای شما شادی و سلامتی و ثروت را از خداوند منان خواستارم
سلام وقت به خیر
پر از شرک هستم ادعا دارم که خدا را قبول دارم اما در عمل هیچچچچ
همهکس و همه چیز شریک خداست
دو نفر در زندگی من قدرتی ندارند خودم و خداوند
درحالی که فقط باید این دو نفر قدرت داشته باشند
نمی دانم
باید به دنبال تقویت رابطه با خداوند باشم باورهایم را اصلاح کنم روی خودم کار کنم
باورها داغونه برای همین نتیجه ای وجود ندارد
سردرگم هستم هم می دانم باید چی کار کنم هم نمی دانم
الهی به امید خودت خودت بیا و راهنماییم کن