توحید عملی | قسمت ۱ - صفحه 51 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2053 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عباس نوربخش گفته:
    مدت عضویت: 947 روز

    بنام انرژی بی پایان جهان هستی بخش

    سلام وادب واحترام

    بنده بی نهایت لذت بردم ازکلام زیبای این دوست عزیزی که مطمئن هستم که کلام خودخداوندبوده وتحسین میکنم و سپاسگزارم ازشمااستادعزیزم

    منم استادشایدمیتونم به قدرت بگم یکی از،زیباترین ولذت برانگیزترین وباعشق ترین وثروتمندترین وقدرتمندترین چیزی که همیشه وهمه جاودرتمام لحظه به لحظه ستایشش کردم ومیکنم وازتمام وجودمیپرستمش همان خالق یکتاست واینقدربعدازگوش دادن این فایل میخواستم درمورداتفاقات معجزه بارهایی که درزندگیم افتاده بگم که خداوندقربونش برم منوهدایت کرده ،اما احساسم گفت فقط سپاسگزاری کن ازخداوندومن هم میگم چشم وبی نهایت ازخداوندسپاسگزارم

    وهمچنین ازشمااستادعزیزم سپاسگزارم بابت تمام زحمتهای شبانه، روزی که برای این فایلهاکشیدیدوباعشق به ماهدیه دادیدومن به عنوان یک شاگرد خوب وحرف گوش کن،تمام سعیمو میکنم وخواهم کرد که باایمان وهمراه باعمل ،ره رو راه شماباشم تازمان مرگم وتعهدمیدهم اینکارروخواهم کرد

    دوستون دارم یاحق///

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    پرستو گفته:
    مدت عضویت: 508 روز

    به نام خداوند یکتا

    خدایا، هر چی دارم و ندارم، همه از توئه…

    سلام به استاد عزیز، دستان خدا روی زمین،

    مریم جان نازنینم و دوستان توحیدی مهربانم در سایت…

    خوشحالم که تو این مسیر نورانی کنار شما هستم و هر روز یه جرعه از دریای بی‌پایان توحید و عشق الهی می‌نوشم. خدا رو شکر که تو این دنیا، جایی هست که با آدم‌هایی هم‌دل و هم‌مسیر، می‌تونیم از نعمت‌های خدا بگیم و نورش رو توی لحظه‌هامون جاری کنیم.

    خدایا، ازت ممنونم که دستانت رو در قالب انسان‌های نورتو کنارم قرار دادی و با عشق و حکمتت زندگی‌مو هدایت می‌کنی. امیدوارم همیشه در مسیر یکتاپرستی و عشق الهی ثابت‌قدم باشیم و هر لحظه‌مون جلوه‌ای از حضور تو باشه.

    الهی که نور توحید و آرامشِ ایمان همیشه تو قلب‌هامون بتابه…

    وقتی خدا باشه، حتی تو سخت‌ترین لحظه‌ها هم یه نور امید تو دلت روشنه. اون موقع که همه درها بسته می‌شن، خدا همون دری رو باز می‌کنه که فکرشم نمی‌کردی. وقتی دلت می‌گیره، فقط کافیه باهاش حرف بزنی، آروم آروم حس می‌کنی یه دستی رو دلت می‌کشه و سبک می‌شی.

    خدا که باشه، اگه کل دنیا هم پشتت رو خالی کنن، بازم کمبودی حس نمی‌کنی. چون قدرت و عشقش تمومی نداره. فقط کافیه بهش اعتماد کنی، بقیه‌اشو بسپاری به خودش. اون موقع می‌بینی که چطور هر چیزی که واقعاً به نفعته، سر راهت قرار می‌گیره.

    واقعاً که خدا برای بنده‌اش بیشتر از کافی‌یه….

    یکی از مهم‌ترین قوانین خدا اینه که تمام اتفاقات زندگی‌مون، بدون استثنا، نتیجه‌ی باورهای درونی‌مونه. یعنی هر چیزی که تو دنیای بیرون می‌بینیم، انعکاسی از دنیای درونمونه. اگه باور داشته باشی که لایق خوشبختی و نعمت‌هایی، کم‌کم می‌بینی که شرایط زندگی‌ات هم تغییر می‌کنه و اتفاقات خوب به سمتت میان.

    وقتی از عمق وجودت به یکتا بودن خدا ایمان داشته باشی و بهش توکل کنی، این باور مثل یه سپر محکم جلوی هر استرس و نگرانی رو می‌گیره. اون‌وقت سلامتی و آرامش نه‌تنها توی روحت، بلکه توی جسمت هم جریان پیدا می‌کنه. چون دیگه نگرانی‌های بی‌خود ذهنت رو مشغول نمی‌کنن و بدنت هم به تبع اون آروم و سالم می‌مونه.

    یکتاپرستی واقعی یعنی هر لحظه به یاد داشته باشی که یه قدرت بی‌نهایت مهربون و توانا هواتو داره. این ایمان، مثل یه سرمایه اولیه‌ست که می‌تونی باهاش زندگی‌ت رو بسازی. اون‌وقت حتی توی سخت‌ترین شرایط هم می‌دونی که این فقط یه مرحله‌ست و پشت هر تاریکی، یه روشنایی منتظرته.

    پس هر لحظه که بخوای رفتارت رو با قوانین خدا هماهنگ کنی، انگار داری خودت رو به یه چشمه جوشان از آرامش و نعمت وصل می‌کنی. و این یعنی همون زندگی‌ای که همیشه آرزوش رو داشتی…

    من پرستو، دل رها در آسمان

    نه به دین خاصی اسیر، نه به بندِ این جهان

    نه به رسم و مذهبِ این خاکیان

    من یکتاپرستم، عاشقِ آن بی‌نشان

    راه ابراهیم و آیین حنیف

    دل سپرده بر خدای بی‌خریف

    هر کجا ردّی ز یکتایی بُوَد

    قلب من آن‌جا به شیدایی رود

    در حریم عشق، هر رنگی محو

    جز خدا در چشم من، هر چه، سهو

    خویش را در بند نامی نسپرم

    جز به عشق او به جایی نگذرم

    جان من پروازه در دشت یقین

    جز خدا در دل نگیرد هیچ دین……

    خدایا پرستو عاااشقته…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    نیـایـش گفته:
    مدت عضویت: 384 روز

    « بسم الله الرحمن الرحیم »

    و خداوندی که همین نزدیکی هاست…درواقع او همچی است، هر آنچه را که میبینی،لمس میکنی، میچشی، تنفس میکنی، میشنوی…. خداوند حتی خود توست. تویی که این متن را میخوانی درواقع خدا دارد آن را میخواند.

    خداوند همانند آبی است که تو میتوانی آن را به هر شکلی که میخواهی ببینی و او به همان شکلی در میاید که تو همان را خداوند میدانی.

    از پرنده ای که در آسمان است تا خورشید و ماه….

    در این قدم از روز شمار روز بیست و سوم من بازم خدا را یافتم. با خدا راجب خودم حرف زدم و از او کمک‌خواستم که باز هم مرا هدایت کند.

    به قول استاد عزیزم اگر به خدا ایمان داشته باشی و او را باور کنی خداوند برای تو بخشنده ، مهربان, توبه پذیر و هزار صفت برتر میشود.

    شرطش این است که توکل کنی‌باور( ایمان قلبی)

    وقتی به فایل این قدم از مسیرم نگاه میکردم اون حسی که استاد از توحید و خداشناسی داشت رو از پشت‌گوشیم حس کردم.‌ نگاه و رفتار استاد دقیقا بهم میگفت که توحید همچیه و استاد این حس رو بهم انتقال میداد.

    وقتی متن مریم جان عزیز رو خوندم اشک‌ توی چشمانم جمع‌شد و یه حس خوب و عجیب داشتم که وصف نشدنی بود. وقتی برگی از سفرنامه‌ ی دوستانم رو میخوندم این حس توی وجودم بیشتر میشد و من احساسش میکردم همون لحظه گریه ام گرفت.

    من دوماه کامل بود که با این مسیر آشنا شده‌بودم و وقتی خودمو با قبلان یعنی قبل از ورود به این مسیر مقایسه میکردم اتفاقاتی برام رخ داده که برام خیلی شگفت انگیز بود.

    ولی من که توی این دوماه ایمانم هنوز کامل نشده و نیاز به کار کردن داره.

    ذهنم بشدت مقاومت داره و منو گول میزنه. بعضی موقه ها وقتی تمرکز میکنم بر روی نکات مثبت احساسم‌تغییری نمیکنه و من از این میفهمم که دارم خودمو گول میزنم و الکی کار میکنم…

    ولی این‌مسیری که میرم نیاز به تکامل داره من نباید نا امید بشم و باید هر روز روی خودم کار کنم. باید روی خودم بیشتر متمرکز بشم.

    خیلی جاها جلوی ذهنمو گرفتم و خیلی جاها کم آوردم در برابرش ولی من باز هم ادامه میدم و میدونم‌توی این زندگی تنها چیزی که میتونه جلوی منو بگیره ذهن منطقی من است.

    هیچ عامل بیرونی تاثیر نداره به جز ذهن من. اونه که تو باید کنترلش کنی و بخاطر همین کنترل کردنش کار هر کسی نیست، اما تویی که توی این مسیر هستی‌ بدون خدا بهت ایمان داره و می‌دونه که تو میتونی زندگیتو کنترل کنی با استفاده از کنترل ذهنت.

    خواستم اینو بگم به کسانی که ذهنشون هنوز مقاومت داره و باید دنبال ترمز های ذهنشون هم باشن و اون ترمزهارو از بین ببرن. نگران نباشید و ادامه‌بدید قدم به قدم باید پیش‌بریم…

    «دوستتون‌دارم»

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    مهدیه عبدالمحمد گفته:
    مدت عضویت: 244 روز

    و خدایی که در این نزدیکیست.

    چقدر این حرف استاد به دلم نشست که بتونم به جای اینکه بگم مذهب و دینم چیه،خیلی راحت بگم من یکتا پرستم.من خدایی رو می پرستم که همه امور زندگیم در دست اوست.خدایی که منو خلق کزده و طبق خواسته ی من عمل میکنه.خدایی که هر آنچه من بخواهم رو بهم دو دستی تقدیم میکنه و میگه بفرمایید همون طعم و مزه ای هست که سفارش داده بودی و به موقع به دستت رسوندم.تو فقط بخواه تا بهت از سر شوق عطا کنم ولی فقط به یه شرط اونم اینه که فقط و فقط بیای دز خونه ی منو بزنی نری جای دیگه نری به دیگران و چوب و درخت و امامزاده دخیل ببندی فقط و فقط خونه ی منو در بزن و فقط و فقط منو صدا بزن.یادمه چند ساله پیش که جا به جایی داشتیم و اومدیم به این منطقه جدید شنیدم که اطراف محله مون ی امامزاده ای هست که ی درختی جلوی اون هست که از همه جا و از دور و نزدیک میان و دخیل میبندن و خیلی از آدمهایی که میان و میرن شدیدا ایمان دارن به این درخت ک حاجت میده.با اینکه هنوز ایمان درست و حسابی نداشتم ولی نمیدونم چرا نتونستم قبول کنم که بپذیرم این طرز فکر درسته.فقط ی چیزی درون من منو وادار میکرد با وجود اصرار دیگران اصلا نخوام برم حتی این درخت رو از نزدیک ببینم چه برسه بخوام برم و بهش دخیل ببندم احساس بدی داشتم از تصور اینکه بخوام برم و به ی درخت خواسته مو بگم.الان هم خیلی خوشحالم که این کار رو نکردم چون شاید در اون صورت راه حقیقت رو کاملا گم میکردم.منم ی زمانی خیلی از خدا خواستم که منو به جایی ببره که بتونم بشناسمش ولی ته دلم ازش خیلی میترسیدم که خدا رو شکر از وقتی با کبام استاد که سخنان خداوند بودن زندگیم رنگ و بوی عالی به خودش گرفته و گاهی از شدت این احساس خوب با خداوند برای لحظاتی کوتاه انگار از این دنیا و زمین جدا میشم و حال خوبی رو تجربه میکنم.الهی شکر از این آگاهی جدید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    امیرحسین ترکمان گفته:
    مدت عضویت: 2374 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    به نام خدای که رب و فرمانروای جهانیان است

    به نام خدای که هر آنچه دارم از آن محبت اوست

    سلام به خردمند ترین آدم راه بلد زندگیم سید حسین عباس منش و دوستان ارزشمندم در سایت بی نظیر عباس منش

    میخوام از یک نعمتی که تو زندگی همه ما اعضای سایت عباس منش بدیهی شده صحبت کنم

    محتوای ارزشمند سایت منظورمه ، محتوای که نتیجش برای ما شد کلی همزمانی ، کلی نعمت و اتفاق خوب ولی بعد از تکرار های مکرر شد عادی به خاطر همینه که میگن لطف مکرر میشه حق مسلم

    امروز مشتاقانه از اعماق وجودم برای خودم خواهان یک پارادایم حسابی شدم ، گام به گام با یه سکوت تو فضای اطرافم شروع کردم و تو ذهنم افکارمو مرورو از خدا طلب هدایت برای نوشتن کردم

    تو لحظاتی از نوشتن در من جاری شد ، تو تموم اتفاقات خوب زندگیت رکن اصلی چی بود ، آیا سحر خیز بودن بود ؟

    آیا سخت کارکردن بود ؟

    آیا زجر کشیدن بود؟

    ولی جواب یک جمله بود نه رکن اصلی یرای من ورودی های مناسب بود ، ورودی های که ذهن و اتفاقات اطراف من رو رقم میزدن

    آره این کلید من بود ، تو این لحظه فقط سایت عباس منش تو ذهنم جاری شدو همون لحظه اومدم روی نشونه های من که فایل توحید عملی از یه شروع تو زندگی استاد باهام سخن گفت

    از شروعی که پایه هاش رو برام شفاف کرد

    از شروعی که پشتیبانم رو برام شفاف کرد

    به نظرتون عادی من دنبال یک شروع مجددم و این فایل سر راهم قرار میگیره ؟ اگه آره باید بگم که همون لطف مکرر حق مسلم برام اتفاق افتاده

    اگه نه باید بگم که این معجزه جاری شده تو زندگی من و همه شماست که هر روزه میبینیمو لمسش میکنیم

    استادی که حفظ شد برای یک رسالت بزرگ

    منی که هدایت شدم مطمئنن برای یک رسالت بزرگ

    به قول استاد باید شفاف کنم این رسالت چی میتونه باشه که میتونه انقدر راحت منو هدایت و آگاه کنه …..

    خدای مهربانم از تو بابت این فایل هدیه ارزشمند سپاسگزارم

    بابت دوستان و اطرافین درجه یکی در زندگیم چه درسایت و چه در کنارم دارم از تو سپاسگزارم

    بابت دست ارزشمند تو ، سید حسین عیاس منش از تو سپاسگزارم

    بابت محبت شکر گزاری از تو قدر دانم

    بابت احساس خوبی که در لحظات در ما جاری میشه از تو سپاسگزارم

    آره به قول اون دوستمون خدا همه چیزه ، همه چیز و هر چیز که تو اطرافمون هست

    همگی در پناه یگانه خالق جهان شاد، ثروتمند ، سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    مجید بختیارپور عمران گفته:
    مدت عضویت: 1269 روز

    به نام خدایی که هرچی دارم از ازاوست

    سلااااام و سپاااااس

    خدایی را که کمکم کرد تا بعد دوسال دوباره برگردم به نقطه ای که شروع استارتم در این سایت ازاینجا بود فایل های توحیدی آگاهی هایی که هرگز تکراری نمیشن و هرچی گوش بدیم تشنه تر و گشنه ترمون میکنه

    سلاااام و سپاااااس

    خدایی را که کمکم کرد تا دوباره خودم را از نو بسازم الان که بذر آگاهی های توحیدی فراوان در این سایت از فایل های متفاوت در درونم کاشتم گوش کردن به این سلسله مباحث توحیدی قسمت یک تا 11 میتونه مثل موشک مدارمو ببره بالا و چقدددد تشنه این باور بودم چقددد محتاج این خیر ار جانب خدا بودم چه کیفی داره بهم میده این مباحث و آگاهی های ناب توحیدی که مثل استاد بیام همه کارهامو بسپارم به کسی که عقل کل و پارو نزنم و خودم روی قایق دراز بکشم و برم جایی که او قراره مرا ببره

    استاد باعشق سلاااااام مریم عزیز سلاااااام

    دوستان باعشقم سلااااام

    من 2سال پیش اینجا بودم کامنتم گذاشتم دوباره اومدم اینجا تا برم به جنگ تمام آن شرک هایی که برام مرئی و نامرئی هست ای خدایی که منو دوباره چرخوندی چرخوندی اوردی نقطه شروع تا دوباره از نو پوست انداری کنم لطفا خودت کنارم باش تا اینجا باشم و با گوش دادن به تمام قسنتهای این فایل توحیدی خودمو بسپارم دست تو تا درونم و از شرک پاکسازی کنی خدایاشکررررت که دوباره اینجام شکررررر که امروز یدور کامل تمام قسمتها رو گوش کردم به لطف تو قصد کردم هر روز تا میتونم فایل گوش کنم و کامنت دوستان و بخونم از قسمت اول شروع کنم به کامنت خوندن شکرررر که امروز ماموریتم در اینجا تموم شد میخوام برم قسمت دوم کامنتای دوستان و بخونم و نیرو بگبرم حال خوب تولید کنم واسه خودم خدایاشکرر ر که قسمت اول کامنتای دوستان خیلیییی عالی بود خیلی آگاهی های نابی برام داشت خیلی چیزها یاد گرفتم بذرهای توحیدی کاشتم خدایاشکررررت برای تمام لذتهایی که اینجا بهم دادی الهی شکرررر

    اسناد عزیزم ازاین فایل یاد گرفتم که باید هر جور هست خودم و بسپارم به خدا و تا میتونم قدرت و از دبگران بگیرم و هر روز بتونم با عملم ایمانمو به خدا نشون بدم یعنی هر روز یک قدم بتونم به خدا نزدیکتر بشم یکماه یکسال چقد میتونم نتیحه بیافرینم که بهم انگیزه بده امید بده لذت بده ممنووونم که بهم فهموندی که همه چی توحیده همه چی یکتاپرستی همه چی ایاک نعبد و ایاک نستعین وقتی در تاریکترین زمان زندگی تونستیم خودمونو بندازیم تو بغل خدا و بهش ایمان داشته باشیم و بتونیم بر ترس و بی ایمانی که از ذهنمون بهمون تزریق میشه غلبه کنیم و دوام بیاریم زیر فشار ذهن نمونیم و با ذکر خدا مقاومت کنیم تا بی ایمان نشیم لاجرم نتیحه از تاریکترین نقطه میرسه سو سوی نوری میبینیم که با دیدن آن نور هرچند کم حالمون خوب میشه و این حال خوب هرلحظه بیشتر و بیشتر میشه اونوقت که جهان دستاشو برای کمکت دراز میکنه و ترا سوار بال قدرتمندش میکنه و میبره اون بالا بالاها تا دست هیج بی خدایی بهت نرسه کسی نتونه بهت آسیب بزنه پس شرط این پروار چیه ایمان به توحید ایمان به کسی که میتونه برای ما همه چیز و همه کس بشه چون اینجا در بی کسی میتوانی همه کس داشته باشی در گم شدن میشه پیدا شد خدایاشکرررررت که برای استاد این قانون کار کرد دیگه استاد در تاریکی مطلق بود تونستی کمکش کنی من که در برابر اون موقع زندگی استاد شاهانه دارم زندگی میکنم چرا غر بزنم چرا وقتمو با گله کردن غر زدن توقع داشتن ار دیگران تلف کنم و خودم ازین فضل و رحمت بی نهایت الهی محروم سازم ازین همه شیرینی و عسل و شراب طهور خدایااااا بهم کمک کن تا از استادم درس بگیرم تا زرنگ باشم و از تجربیات استادم و دیگر دوستان در این سایت توحیدی درس بگیرم و به سمت رشد بیشتر هدایت بیشتر قدم بردارم خدایاشکرررررت خداجونم میخوام اینجا این داستانی که به ذهنم اومد و بگم که ایمان و توحید در عمل و میشه از زن سیاه چهره کنیز تنها(هاجر بزرگ) با یک طفل شیرخواره چندروزه آموخت که درون صحرای برهوت برای نجات فرزندش بدنبال آب میگشت ازین کوه به اون کوه سراب میدید آب خیالی تشنگی نتونست امانش را ببرد تنهایی نتونست شکستش دهد ترسی در وجودش نبود که تونست قدم از قدم بردارد و بدنبال سراب برود اینقد ایمان به خدایش داشت که حتی چندین مرتبه از هرطرف سراب پدیدار میشد بدنبال آب میدویید تا اینکه خداوند اون ایمانه رو دید از جایی که فکرشو نمیکرد آبی بیرون کشید که نه تنها به او و فرزندش حیات بخشید به اون صحرای برهوت حیات بخشید و اونجا مردمان زیادی را بدورشون جمع کرد تا دعای بنده باایمانش را نیز اجابت کرده باشد ابراهیم چه ایمانی داشت که تونست زن تنها و طفل شیرخواره اش را در دل اون برهوت و تاربکی ظلمات تنها بزاره چه ایمانی در او بود خدایاااااااااا واقعا قابل هضم نیست و چه ایمان و شجاعتی به اون زن تنها عطا کردی که قبول کرد در این آزمون قرار بگیره خدایا ایمان هر دو بنده ات را تحسین میکنم خدایااااااا درود بر روح پاک این دو بنده توحیدی ات درووود خدایا شکرررررت که هر روز داری بر ایمانم می افزایی شکررررر که به استادمون گفتی قدم بر داره خودشو بندازه در آغوشت تا کمکش کنی و برای ما انگیزه و امید بسازی خدایا

    شکررررررت که استاد در دل اون تاریکی تونست تصمیم بگیره بر ترسش غلبه کنه نره سرکار تا دری دیگه به رویش باز بشه که اونو از دل تاریکی به سمت نور و زیبابی هدایت کنه تا ما ببینیم و بشنویم که وقتی برای یک بنده ای شد مطمعنااااا برای ما هم میشه خدایاشکررررررت استاد عزیز روح اون دوست عزیزت هم شاد باشه و خداوند همه مارو رحمت کنه.

    خدایاشکرررررت که بهم فهموندی همه چی توحیده شکرررر خداجون من هرچی یاد گرفتم هرچی بلدم و میخوام بندازم دور فقططط مقوله توحید و میخوام در خودم بکارم تا بهترین ها را برداشت کنم خدایاشکرررر منم توحید و میخوام منم میخوام کارم از هموارترین راه حل بشه منم میخوام از چالش های زندگیم قویتر بشم منم دلم میخواد براحتی برچالش های زندگیم غلبه کنم و دونه دونه اونا رو جل کنم و به مدار بالاتر هدایت بشم خدایا منم تشنه توحیدم منم تشنه این مباحث الهی هستم که خودت میدونی شب و روز گوش کنم و از توحید بخونم سیر نمیشم خدایا میدونم که توحیدم مشکل داه میدونم هنوز سم شرک در باورهام تزریق میشه میدونم که باید این شرکها را شناسایی کنم و برای پاک کردنشون تلاش کنم خداجونم وقتی ایتجام یعنی دارم تلاش میکنم وقتی اینجام یعنی ایمان دارم و امروز بهم یاد دادی بیشتر به سکوت کردن اهمیت بدم و دیگه تو کار هیج احدالناسی دخالت نکنم و هرلحطه بر پاکسازی درونم تمرکز کنم چیزی که دوبار به نیت کمک کتاب مقدس و گشودم هر دوبار از توبه گفتی منم خودمو به توسپردم تسلیمم خدایا هیجی نمیدونم هیچی بلد نیستم توبه میکنم باز برنامه شرک درونم فعال میشه دلم میخواد با تبر توحید تو دخل این شرک های مرئی و نامرئی درونمو بیارم خدایا خودت کمکم باش که بدون کمک تو قدم از قدم نمیتوانم بردارم خدایاشکرررررر

    میخوام ایاک نعبد و ایاک نستعین هر روز ورد زبان و ورد قلبم باشه میخوام اینو با تمام وجودم باور کنم جز تو کمکی ندارم و نمیشناسم و نیست خدایا کمکم باش تا بتوانم توحید را توحیدی که میتواند همه چیز و همه کسم باشد و بشود را باور کنم من کارم گوش دادن هر روز به این سلسله مباحث توحیدی استاد عزیز و مطالعه کامنت دوستان عزیزم هست که این کارمو در حد توانم بدرستی انجام میدم و هرروز اینجام و تو کارتو خودت بهتر میدونی بقیه کار خودته تو و هرچی کرمت هست برام تقدیر کن برام رقم بزن برام اتفاق

    3 ل3ع.5‌‌

    این عدد و حروف یهویی گوشی داشت از دستم میوفتاد نوشته شد پاکش نکردم چون برام جالب بود

    خدایاشکرت که تونستم اینجا دوباره بعد 2سال کامنت بزارم و خودم ببندم به این اطلاعات و آگاهی های ناب توحیدی که از زبان استاد باعشق و دوستان باعشقم برام جاری کردی

    خداجونم دمتگرررررم خیلی عشقی دوستت دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    حسام علیپوریان گفته:
    مدت عضویت: 802 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همه عزیزان

    میخوام از گفتگوی درونم بنویسم حرف هایی که کمتر شنیده بودم که به من می‌گوید نگران نباش مخصوصا راجع به جسمت ما تو را آفریده ایم و مراقبت میکنیم بشرط آنکه تو رها باشی ، آرام باشی و در راه رسیدن به آنچه در ای دنیا میخواهی قدم برداری تو بر گردش خونت هیچ اختیاری نداری بر تپش قلبت هیچ اختیاری نداری بر سلامت اعضا و جوارحت هیچ اختیاری نداری پس نسبت به آنچه اختیار نداری و کاری نمی‌توانی انجام دهی رها باش وظیفه تو در این دنیا کنترل افکارت هست تو وظیفه داری به خواسته هایت به آنچه که می‌خواهی در زندگی داشته باشی توجه و تمرکز کنی و همچنین همه تلاشت را برای بی توجهی به نازیبایی ها بکار ببندی تو صاحبی داری که بهت فرصت زندگی کردن داده پس قدر فرصتی که به تو داده شده را بدان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    حمید خالقی گفته:
    مدت عضویت: 4189 روز

    “شرک یعنی، قدرت دادن به عوامل بیرون از تو، برای خلق خواسته هایت. شرک یعنی تصمیم بگیری قدرتی که خداوند برای خلق زندگی ات بوسیله فرکانس هایت به تو داده است را نادیده بگیری و دو دستی آن را به عواملی بیرون از خود بدهی، که هیچ کنترلی بر آن نداری”

    من که در عمل نتونستم به اون حدی که استاد در متن توضیحات این فایل گفتن و من در بالای کامنتم کپی پیست کردم دست پیدا کنم لااقل تصمیم میگیرم تو ذهنم تمرین کنم اما چطور؟

    در متن سناریو نویسی هایم دقت میکنم که سناریوهای توحیدی برای خودم بنویسم

    سناریوهایی که توحید را در عمل اجراشون کنم

    در واقعیت و در عمل فکر نکنم تا حالا تونسته باشم ولی در سناریوهام که میتونم؛

    در سناریوهام از این به بعد دقت میکنم که سناریوهای توحیدی و عملی بنویسم

    مطمئنم که روزی اتفاق می افتند

    چرا مطمئنم؟

    چون اولا خدا خواسته؛ خواسته الهیه

    در ثانی با این انگیزه و با این نیت مینویسمشون که قصد دارم در آینده برام رخ بدهد

    والا بیهوده وقت الکی تلف نمیکنم

    قصد من از نوشتن سناریو اینه که به خدا بگم من اینارو میخام

    درخولستمو به خدا بگم و برسونم

    توذهن خودم هم باورشون کنم

    اون وقت اتفاقات زندگی من از یه تاریخی نه‌چندان دور به بعد اون طوری رخ می‌دهند که قبلا نوشتمشون به خداوند گفتم واضح و شفاف کردم و فرکانسهاشو ارسال کردم

    حالا میرم دنبال انجام سایر تمرینات برای بزرگ و بزرگتر کردن ظرف وجودم برای دریافتشون

    انشا الله

    در پناه الله یکتا شاد پیروز موفق سربلند و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  9. -
    سیاوش گفته:
    مدت عضویت: 1843 روز

    به نام خداوند وهاب و هدایتگر

    سلام به استاد عزیزم و همه دوستان

    خدایا شکرت که توی این مسیر قرارم دادی. مستقیم میرم سراغ سوال:

    صادقانه بنویسید که همین الان در ذهن‌تان به چه کسانی یا چه عواملی (غیر از خدا) قدرت داده‌اید؟

    صادقانه از وقتی با استاد آشنا شدم و روی آموزه ها کار کردم و موضوع باورها و توحید رو بیشتر درک کردم،سعی کردم که به عوامل بیرونیم قدرت ندم و هرجا میبینم یه مساله جلو نمیره سریع میام خودم رو واکاوی میکنم و میرم سراغ باورهام تا قویترشون کنم. اما الان موضوعی که باهاش دارم دست و پنجه نرم میکنم بحث خونه گرفتنم هست که اینجا یکسری قوانین داره و انقدر ورودی های محدود کننده زیاده که یجورایی کنترل ذهن توی این مورد برام راحت نیست.

    اما همین فایل و نوشته های ارزشمند خانم شایسته عزیز خودش یه هدایت هست برام که همه چیز برمیگرده به توحید من نسبت به خدا. اگر چیزی سر جاش نیست به این معنیه که من توی اون مورد باورهای قدرتمند کننده ندارم.دیشب هم خیلی مطالب برام میومد که از خداوند بخواید با عدلش با شما رفتار نکنه بلکه با فضلش رفتار کنه.چون اگر با عدلش بخواد رفتار کنه که همه چیز نیست و نابود میشد.

    خدایا از فضل خودت به من نعمت بده و کارم رو راه بنداز.الهی آمین

    خدایا شکرت و سپاسگزار استاد عشقم و خانم شایسته مهربان و همه دوستان

    شاد و خوشبخت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    فرشاد ویس احمدی گفته:
    مدت عضویت: 891 روز

    درود بی پایان خدمت

    استاد عزیز و تمامی اعضای خانواده عباس منشی

    من الان که نظرات دوستان رو خوندم

    این فکر به ذهنم آمد که برا یه آزمون امتحان

    دادم یه بنده خدایی گفت اگه کتبی اش

    رو قبول بشی برا مصاحبه خودم سفارشت

    میکنم که قبولت کنم

    در حالی که تمام کارها رو فرمانروای جهانیان می‌تونه

    فقط برام انجام بده بس

    شکرگزارم برای این ذهنیت قشنگ خداگونه

    که این ذهن و مسیر رو هم رب جهانیان بهم داده

    شکرگزارتم خدا جانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: