اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
برگ بیست و دوم از روز شمار تحول زندگی من. خیلی خدارو شکر میکنم که هر روز متعهدانه خودم را ملزم به استفاده از این آگاهی ها کرده ام. احساسی که نسبت به خودم دارم یک حس عالی است چرا که دارم یک خانواده جدید برای خودم پیدا میکنم. با افرادی هم مدار و هم فرکانسم که سعی وتلاششون کار کردن روی باورهای خودشون و تغییر کردن هست. خیلی از این بابت خدارو شاکرم. و اما باورهای توحیدی این فایل، مشکل اصلی من در روابطم با اطرافیان در حال حاضر وابستگی هست. البته خیلی بهتر شدم که از نظر احساسی خودم رو مستقل کنم. من همیشه از رنج کشیدن اطرافیانم احساس گناه و عذاب وجدان داشتم و انگار سالهای سال با خودم این گزاره و باور رو پذیرفته بودم که من مسئول شاد کردن دیگرانم و همیشه از درون غمگین بودم. الان که دارم این آگاهی ها رو مینویسم به درجه ی پذیرش این باور اشتباه خودم رسیدم و واقعا مشتاقم تغییر کنم. تمرین این فایل این بود که صادقانه بگوییم به چه چیزی جز خداوند در ذهنتان قدرت داده ایم؟ صادقانه و با قلبی گشوده اعتراف میکنم که از نظر مالی همیشه وابسته پدر و همسر بوده ام و همیشه توقع داشتم که برایم بهترین ها رو فراهم کنند و از این دیدگاه هم ضربه خوردم. هنوز هم ذهنم پدرم و همسرم را بسیار موثر در زندگی ام میبینم. و به آنها قدرت داده ام. از خداوند میخواهم که مرا برای حذف این افکار شرک آلود و ناجالب یاری دهد و شهامت تغییر شخصیت را در وجودم نهادینه کند. خدای عزیزم لطفاً من و تمام افراد این سایت را از تمام وابستگی هایی که داریم رها کن. تا تنها تو را بپرستیم و تنها از تو یاری بجوییم.
با سلام خدمت استاد عزیزم و حواریون توحیدی این سایت، خوشحالم و از خدا ممنون و سپاسگزارم که در کنار این فرشتگان الهی، این مسیر زیبا رو دارم طی می کنم، خوشحالم خداوند به من فرصتی دوباره داد تا زندگی کنم و خودم رو و او رو بهتر بشناسم، کامل تر بشم، سخاوتمند تر، مهربان تر، ثروتمند تر، بزرگ تر و توحیدی تر
خداروشاکرم بخاطر سلامتی خودم و همه عزیزانم و همه مردمان روی زمین، خداروشاکرم بخاطر تمام هدایت هاش، چه با واسطه دیگران و اشیا و کتاب ها، چه بی واسطه و قلبی، خداروشاکرم بخاطر تمام زیبایی های جهان، سرسبزی ها، گل ها، درختان و همه حیوانات و پرندگان ناز و زیبایی که از دیدنشان کیف می کنیم، خداروشکر می کنم بخاطر آرامش درونم که مدیون وجود خودش توی قلبهامونه، خداروشاکر بخاطر وجود نازنین استادم که هر روز از درون زیبایش جریانی از آگاهی ناب می نوشم و با اینکار کمتر نگران میشم، کمتر می ترسم و کمتر از قضاوت دیگران و بدیها ناراحت میشم، چون یادمون داده و هر روز میده که قدرت هر چیزی بجز خدا رو در درونمون کمتر کنیم، خداروشکر می کنم بخاطر وجود شما دوستان که نور چشم من شدید و وجودتون برایم امیدبخش و تحسین برانگیز هست،
برای خودم یادآوری می کنم که وقتی به وجود دستان خدا در زندگیمون اعتقاد داریم باید دیگه نگاهمون به دست های دیگران نباشه، نباید برام مهم باشه اوضاع و شرایط مملکت داره به چه سمت میره، چون خداوند عادله و طبق قانون عدل و جذب، هیچ دو نفری بر روی یک قایق و یک دریا شناور نیستند، برای عده ای اگه دریا طوفانیه، برای ما می تونه نباشه، و حتی اگه هم دریای زندگی مون گاهی طوفانی شد، باید بیاد بیاریم که مهم نیست چ دلایلی برای طوفانی بودن دریا میاریم، مهم اینه بتونیم کشتی و قایقمون و مهار کنیم تا به سلامت به راه بی پایان و سفر لذت بخش زندگیمون ادامه بدیم
از خداوند توفیق عمل به این آگاهی ها رو برای خودم و همه دوستان دارم
من از سال 1399 عضو سایتم الان 26 ساله شدم اصلا نفهمیدم چطور 26 ساله شدم…نتیجه خیلی کم گرفتم.الان هم وکالت قبول شدم از بچگی آرزوی من کشورداری بوده و جلوم درومده کاملا اتفاقی از رشته تجربی با حرف خواهرم گفت برم رشته حقوق خدا شاهده اگه خواهرم میگفت رشته برق هم برو میرفتم نمیدونستم اصلا حقوق چیه….
بعد دیدم حقوق دقیقا تو حوزه سیاست و دادگاهه ک استعداد منه…
من حتی خود آقای عباسمنش رو هم 4 سال بود خدای خودم کرده بودم و الان دیدم ک نتیجه نمیده ایشون فقط راهنما اند و الان اوضاع روابط من آشفته هه هیچجوره درست نمیشه موندم با این وضع روابط من چجوری وکیل بشم ولی تو دلم افتاد ک برم نکته هایی ک روانشناسم شخصی سازی من گفته رو برای شکرگزاری بخونم دیگه بهش عمل کنم و هررر چی میخواد بشه تو همین شهر میمونم چون خانواده و مخصوصا مادرم خیلی ب من کمک کرده و حساب ویژه ای روی من باز کرده…
مثلا روانشناسم ب من گفته ای کاش و چرا نگم یا مقایسه و سرزنش ممنوعه یا اسناد درونی منفی نکنید یا ارزیابی نکنم میبینم واقعا اینا فکر هایی اند ک حال منو بد میکنن و واقعا قرار نیست من کپی آقای عباسمنش زندگی کنم و من نفس خودمو له کردم….
دوره از رنجش تا بخشش استاد عرشیانفر رو هم خریدم گفتن پیامبر گفته قرار نیست ک خود منو پیامبر رو بکنی کوه و منخودمو بکنم ی ذره جلوی پیامبر یعنی پیامبر قرار بوده الگو ی من باشه ن بت من…….
دیگه از آزمون وکالت ک رتبه 263 کشور شدم واقعا برام مبرهن شد ک 1 منبع باید باشه و کامل و ن ناقص اینا رشد و توسعه فردی اند و روانشناس 1 پله عقب تره و من نباید مقایسه کنم خودمو با استاد….
من ترک هستم ایشون لر و تربیت من با ایشون فرق میکنه ب قول رضا مارمولک ب تعداد آدم ها راه هست برای رسیدن ب خدا….
واقعا این دعا رو قلبا برای خودم میکنم ک ای خدای مهربان من این تمرین ها رو انجام میدم بقیش رو میسپارم ب تو…. هررر چی شد من ادامه میدم دیگه از این جا ببعد ناشکری بسه زندگی من برای توهه اقای عرشیانفر گفتن دهن و دماغمو بگیرم جلوی آینه 1 دقیقه بمونم داشتم خفه میشدم سیاه شد کلم اونجا فهمیدم ک خدایا من راضیم ب رضای تو….واقعا شکرت خدایا ک زنده ام شکرت…..خدایا ازت میخوام ک 1 بار برای همیشه من از این شرایط زندگیم بیاری بیرون و ای خدای رحیم ازت میخوام هررر کی توی این سایته اونا رو هم خوشبخت کنی مثل من مشکلاتشونو حل کنی الهی آمین….
اینجا دیگر من میروم کنار و خدا میاد جلو. چون به اسم او دارم اغاس میکنم.
حرف زیادی ندارم. دیدگاها و کامنت ها را خواندم از هر کدامش انرژی میگیرم. چرا؟ چون دارند از درون من صحبت میکنند. همه دارند همان حرفی را میزنند که من و قلبم به ان شاهد بودم و هستم. و این ایمان و راه مرا قوی و قوی تر میسازد.
من با شما استاد محترم تقریبا یک 5 یا 6 ساعتی افتخار اشنایی دارم. ولی انگار من خود تو هستم و تو منی…. من تو هستم ولی فرقم بی عمل بودنم هست.
من یک خری هستم که کتاب بار کردم. چرا؟ راه را میدانم چی هست ولی نمیدانم چرا توفیق عمل ندارم؟
فقط از خداوند شکر میکنم که نتیجه عمل و افکار من ، مرا رسانید به شما و شما را سر راه من قرار داد.
منظورم از نتیجه عمل یعنی مطالعاتی داشتم از قران. بلاخره باید یک دوره ای را طی کنم تا حرف ها قابل درک و فهم شود. خلاصه مینویسم: من 15 سال پیش ترک مذهب کردم و گفتم فقط قران و تسلیم بودن به خدا شرط مسلمان بودن هست.
در این راه اتفاقات خوب و بدی پیش امد. مباحث زیادی را با دوستان و عقاربم داشتم. خیلی ها را آزرده کردم، خیلی ها با من دشمن شدند. خیلی از دوستانم را ازرده کردم (نه قصدی، به دلیل اینکه با انها در مورد باور ها بحث میکردم ، ناخواسته اذیت شدند) من از اینکه میگویم فقط الله خیلی مطعن بودم. مرا جو برداشت یک رنگ حق به جانب بودن را به خود گرفتم و اعتماد به نفس و انرژی بحث و کل کل من زد به اوج ….خلاصه در این راه به غیر از خانواده درجه یک ، خیلی ها را از دست دارم. چرا؟ چون من دیگر سنی مذهب نیستم و این عین اعلان جنگ و دشمنی بود. تاثیرات منفی روی من و اطرافم گذاشت. در خانواده ام این کار از طرف من شروع شد و منتقل شد به خانواده درجه اولم ( پدر ، مادر، خواهر و برادر) اینه ها هم به تفکر من لبیک گفتند و انها هم مثل من از دست دادند دوستانی را ووو…
امروز کمی ارامتر شدم از زمانی که با یک فرشته ای به اسم مهسا گلیچ اشنا شدم و از طریق ویدیو های ایشان خوردم امروز به اسم شما جناب عباسمنش. و این احساس میکنم اتفاقی نیست.
حالا خیلی حرف هایم را به درازا نمیکشم. اول خط هستم احساس خیلی خوب دارم و احساس میکنم که به اون کوثر میرسم. خداوند این گنج هست ولی به کی عطا میشود؟ این سوال خیلی مهم هست.
احساس میکنم که راه اون گنج را دارم پیدا میکنم. حالا ببینیم و تجربه کنیم. در حال حاظر همین هست ایمان و باور من .
نوت: من با 12 قدم شروع کردم.
هزینه قدم اول را ارسال کردم. ببینم که خدا مرا کجا میبره.
ویدیو اول تان در مورد توحید را دیدم لذت بوردم. یک فکری در سرم هست که نمیدانم انجام بدم یا خیر؟
کلی ذهنم درگیره با صاحب کارم. 5 ساله که برایش کار میکنم و خیلی هم برای شرکت دستاورد اوردم. ولی احساس میکنم داره با من بی قدری میکنه.
بعد از شنیدن این فایل در مورد توحید به خودم گفتم. نامه استعفا ات را بنویس و بده برایش با کمال احترام… مگر من ایمان ندارم که روزی ام را خدا میدهد؟
خدا یک راه بهتری برایم نشان میدهد؟ خلاصه منتظر یک پیام و اشاره ای از طرف خدا هستم.
نمیدانم فکر میکنم خدا به من قبلش یک جیزی نشان میدهد. شاید هم اشتباه فکر میکنم.
با سلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی
به نظر من عامل اصلی موفقیت در هر زمینه بخصوص در زمینه مالی توحید هست و اگر همه راه های رسیدن به موفقیت را یه طرف و توحید را در طرف دیگر بگذاریم به نظر من توحید سنگینی میکند!
ما روزانه شاهد شرک و بی ایمانی در بسیاری از زمینه ها در زندگی خودمان و دیگران هستیم؛
و این شرک معمولاً به صورت مخفی و غیر قابل تشخیص هست یا به سختی میشود این شرک ها رو در وجودمان شناسایی کنیم؛
شرک فقط به معنای بت پرستی نیست ؛شرک قدرت دادن به هر عامل بیرونی غیر از خدا هست،
و قدرت را از خودمون می گیریم و به غیر خدا میدهیم و دلیل اصلی شرک عدم شناخت خود هست!
یعنی وقتی ما خودمون رو نشناسیم و توانایی های خودمون رو نشناسیم به شرک مبادرت می ورزیم؛
روی یه فرد دیگر حساب کردن مثل رییس جمهور یا نماینده مجلس یا استاندار یا هر فرد دیگر که آن را در ذهن خودمان بُولد کرده ایم شرک محسوب میگردد؛
ما توانایی های خدا گونه داریم و نماینده خداوند در روی کره زمین هستیم ! این یعنی اینکه ما هیچ محدودیتی نداریم؛
اگر محدودیتی هست فقط و فقط در ذهن ماست ؛
و ذهن جایگاه شیطان هست که باعث این محدودیت ها میشود،
و به نظر من نباید برای حل کردن مسایل که خود میتوانیم حل کنیم به دیگران قدرت بدهیم و دیگران را مسول حل کردن مسایل خودمان بدانیم!
ما هرچقدر که رشد کنیم و با قوانین این جهان هم آشنایی داشته باشیم باز شرک مخفی در درون ماهست و به قول پیامبر این شرک مخفی در دل انسان مومن هم خیلی نامرعی هست!
تنها قدرت موجود در جهان رب هست و ما باید از اون توسل بجوییم؛
در مورد شرک های مخفی توی وجود من هست من ظاهر قضیه توحید خوب و حرفه ای رعایت میکنم ولی همون لحظه ای
که دارم ظاهر قضیه رعایت میکنم درون ام روی هر کس و هر چیزی حساب میکنه الا خدا درونم روی خانواده همسر رفیق حساب میکنه الا خدا . روی کار روی مشتری روی شانس روی دری به تخته بخوره حساب میکنه ولی روی خدای که اسمان زمین
ازش هست حساب نمیکنه. البته خیلی خوشحال من به لطف خدا مهربان و استفاد از اموزش های شما خیلی پیشرفت کردم
و خیلی زود متوجه میشم الان در حالت شرک قرار دارم و سعی میکنم برگردم به مسیر توحید و یگانه پرستی
و صد درصد ایمان دارم که این موضوع پاشنه اشیل من هست . به لطف خدا با کمک و هدایت خودش درست میشه
میخام از خودم بنویسم که چطور قشنگ جابه جایی فرکانسم رو حس میکنم،تا یک ماه قبل به شدت به آموزهای استاد گوش میکردم و زندگیم خیلی دلنشین شده بود اصلا خودم نمیدونم چطوری من فقط داشتم به آموزها گوش میکردم اما تو زندگیم به شدت بهم خوش میگذشت وآدمهای اطرافم فارغ از خوب وبد بودنشون چقدر ازم تعریف میکردند،تا اینکه آدمی که خب از نظر فرکانسی با من خیلی زیاد متفاوت بود مدتی با من زندگی میکرد وخشمش و تو فکر بودنهای همیشگیش رو من اثر گذاشت و جالبه بچمم خیلی بی قرار شد و اذیت کننده شده بود برام وچقدر زندگی دوباره سخت شد،تا اینکه دیشب که خیلی بچم بی قراری میکرد و همون آدمی که خیلی ازم تعریف میکرد پشت سر هم بدون اطلاع از چیزی قضاوتم میکرد و منم جوابش رو دادم و دیدم چقدر دنباله موقعیت بود که هرچی دوست داره بگه بهم،انگار اون لحظه یه سیلی محکم خوردم که به خودم بیام که دارم از مسیرم دور میشم و این دور شدن رو رفتار بقیه با منم اثر گذاشته از دیشب با اینکه خیلی شوکه شدم ولی بازم برگشتم به راهم و آرومتر شدم،از طرف دیگه هم رفتار آدمها رو پشت نقابشون دیدم وفهمیدم با نزدیک ترینهامم چند چند هستم وچه حد ومرزی رو باید براشون بذارم
این دومین کامنتی هست که دارم روی این فایل بعد از چند روز میگذارم.
اول تشکر کنم از همهی بچه ها و استاد به خاطر این فایل و کامنت هایی که دوستان گذاشتند.
یک نکته ای خیلی برام جلب توجه کرد، که قبلا توی فایل های مختلف استاد اشاره کرده بودند ولی این بار خیلی درکم بهتر شد از این قضیه رو میخوام بنویسم.
اونم اینه که این آگاهی که قدرت دست خداست و نه هیچ کس دیگه برای همه ما به یک شکل عمل میکنه.
همه ی بچه ها تجربه های یکسانی رو اشاره میکردند. که قبلا به موضوعات مختلفی مشرک شده بودند و کم کم که قدرت رو از همسر از شرایط از مشتری از هزار جور عامل های دیگه گرفتند و آروم آروم قدرت خدا رو بردند بالا تر و چه راحت اوضاع تغییر کرد یا داره تغییر میکنه و از همه مهمتر اینکه احساس آرامش رو بعد از این آگاهی ها و این قدرت رو به خدا دادن، تجربه کردند.
میخوام به این نکته برسم که خدا به همهی ما به یک اندازه نزدیکه و هیچ تفاوتی بین ذهن ما ادم ها و ماهیتمون وجود نداره. اینجوری بگم که خدا یک قدرت واحد هست که به هر کسی که بیشتر اون رو باور کنه و عمل کنه قدرت رو میده.
یعنی اون خدایی که توی ذهن ما هست انگار که منتظره تا ما بهش رو بیاریم. انگار که منتظره تا ازش کمک بخوایم تا باورش کنیم و بعد اون بهمون کمک کنه. (البته بهتره قبول کنم که ما حتی وقتی اون رو باور هم نداشتیم بهمون بی نهایت کمک کرده).
نکته ای که از همه بیشتر من رو جذب کرد توی خوندن کامنت دوستان این بود که همه و همه با این آگاهی به آرامش بیشتری رسیده بودن.
این نکته خودش یک منطقی هست برای اینکه ما همه مثل همیم و به همین دلیل همه ارزشمندیم و اینکه قوانین برای تمامی افراد جواب میده. یعنی من نباید فکر کنم که افراد بزرگی که توی طول تاریخ بودن از ما یه سر و گردن به خدا نزدیک تر بودن. نه اونا هم مثل ما ترکیب قشنگی از شرک و توحید توی وجودشون بوده. و من نوئی باید بپذیرم و که تفاوتی ندارم با افراد دیگه و درک کنم قوانین رو و بعد باور کنم که برای من هم این قوانین جواب میده و بعد عمل کنم بهشون تا به راحتی زندگی پربارتری رو تجربه کنم. بدون سختی بدون فشار بدون اینکه زیر بار مسئله و محدودیت ها کم بیارم. بدون اینکه جا بزنم.
باید همیشه به یاد خودم بیارم که اگر اوضاعم تغییر نمیکنه به شرایط یکم بهتر و یکم بهتر تا ابد، حواسم باشه که یا دارم مشرک میشم یا روی خودم کار نمیکنم یا نا سپاس شدم و هزار نکته دیگه که استاد ملتمسانه برای ما گفتن و حداقل من به شخصه به راحتی فراموششون کردم.
علی جان زندگیت رو خودت رقم میزنی.
اقا خودت رقم میزنی.
قدرت فقط دست خداست. فقط و فقط.
خدا میتونه به راحتی تورو به خواسته هات برسونه به شرطی که باورش داشته باشی اون رو و امادش باشی.
به شرطی که نا امید نشی.
به شرطی که ذوق داشته باشی برای لحظه به لحظه زندگی.
سلام.عیدتون مبارک باشه همسفران راه توحید و خوشبختی.من تقریبا دو ساله که با استاد عباس منش عزیزم آشنا شدم ولی حدودا یک ماهه که به ایشون بعنوان یک مربی خیرخواه ایمان آوردم و هر روز و هر روز باهاشون درارتباطم.من تو این یک ماه نشانه های عجیب و زیبایی دارم دریافت می کنم.احساس میکنم هر ساعت دارم به رویا های صادقه ای که در خواب قبلا زیاد می دیدم نزدیک و نزدیک تر می شم.یقین دارم هر کسی طلب کنه,دریافت میکنه.#آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟!
از خداوند دلی شاد و لبی پرخنده واستون آرزومندم عزیزان???
سلام خدمت دوستان گلم و عزیزم در خانواده صمیمی عباسمنش
سلام خدمت خانم شایسته عزیز و ممنون بابت آغاز این سفر روحانی و پر برکت و توحیدی
و سلام خدمت خانم فرهادی عزیز و ممنون بابت تماس دیروزشون که فول انرژی بودم و با تماس شما فول تر شدم
هدفم تا دیروز بهبود وضع مالی و روابط و اینا بود ولی امروز هدفم خودت شدی،هدفم تو شدی معبودم چون وقتی تو را داشته باشم اون هدفها اندازه سر سوزنه قبلنا وابسته به خیلی چیزا بودم ولی الان دلم میخواد وابسته به خودت باشم قطره ایم که میخوام به دریا بپیوندم میخوام هر روز مثل الان که بغض و اشک امانم نمیده تا بنویسم باشم احساسم در کلمات نمیگنجه دلم میخواد فقط الان من باشم و خدای خودم قدرتمندترین فرمانروای عالم کسی که هر وقت به خودش توکل کردم و رها و تسلیم شدم خواسته هام به کمتر از یک چشم به هم زدن محقق شدند.آره استاد مثبت ترین نکته و تمرکز بر خوبی ها بود این فایل.
وجودم میخواد فریاد بزنه که خدا برای بنده اش کافی است و اجابت میکنه درخواست درخواست کننده را به شرط اعتقاد و پاکی دل . استاد این جمله اش طلاست که میگه به خودش توکل کن گنج ها رو بهت میده دنبال خرده نونا از دست مردمی،به دستش نگاه نکن.
دوستان هر فایلی که هروز در سفرمون هست پیشنهاد میکنم اول متنی که بالای همون فایل در سایت هست رو بخونید و بعد فایل رو ببینید و اینم بهم گفته شد که بنویسمش.
این جای متنم رو با متن درباره خدا از ملاصدرا ادامه میدم :
خدا بی نهایت است و لامکان وبی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود
یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند
مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!
آره خدا همه چیز میشود همه کس را به شرطی که تمام قدرت رو به خودش بدیم و این مسیر را ادامه بدیم ،رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
خدایا شکرت بابت این همه احساس ناب و عالی
خدایا شکرت به خاطر وجود یکی از بینهایت دستانت استاد عزیزم که جاده توحید رو آسفالتش کرد تا ما تخته گاز بریم و لذت ببریم و همه باهم پیکج موفقیت (سلامتی،معنویت،روابط عالی و ثروت) باهم تجربه کنیم
برگ بیست و دوم از روز شمار تحول زندگی من. خیلی خدارو شکر میکنم که هر روز متعهدانه خودم را ملزم به استفاده از این آگاهی ها کرده ام. احساسی که نسبت به خودم دارم یک حس عالی است چرا که دارم یک خانواده جدید برای خودم پیدا میکنم. با افرادی هم مدار و هم فرکانسم که سعی وتلاششون کار کردن روی باورهای خودشون و تغییر کردن هست. خیلی از این بابت خدارو شاکرم. و اما باورهای توحیدی این فایل، مشکل اصلی من در روابطم با اطرافیان در حال حاضر وابستگی هست. البته خیلی بهتر شدم که از نظر احساسی خودم رو مستقل کنم. من همیشه از رنج کشیدن اطرافیانم احساس گناه و عذاب وجدان داشتم و انگار سالهای سال با خودم این گزاره و باور رو پذیرفته بودم که من مسئول شاد کردن دیگرانم و همیشه از درون غمگین بودم. الان که دارم این آگاهی ها رو مینویسم به درجه ی پذیرش این باور اشتباه خودم رسیدم و واقعا مشتاقم تغییر کنم. تمرین این فایل این بود که صادقانه بگوییم به چه چیزی جز خداوند در ذهنتان قدرت داده ایم؟ صادقانه و با قلبی گشوده اعتراف میکنم که از نظر مالی همیشه وابسته پدر و همسر بوده ام و همیشه توقع داشتم که برایم بهترین ها رو فراهم کنند و از این دیدگاه هم ضربه خوردم. هنوز هم ذهنم پدرم و همسرم را بسیار موثر در زندگی ام میبینم. و به آنها قدرت داده ام. از خداوند میخواهم که مرا برای حذف این افکار شرک آلود و ناجالب یاری دهد و شهامت تغییر شخصیت را در وجودم نهادینه کند. خدای عزیزم لطفاً من و تمام افراد این سایت را از تمام وابستگی هایی که داریم رها کن. تا تنها تو را بپرستیم و تنها از تو یاری بجوییم.
و من الله توفیق ❤️❤️
با سلام خدمت استاد عزیزم و حواریون توحیدی این سایت، خوشحالم و از خدا ممنون و سپاسگزارم که در کنار این فرشتگان الهی، این مسیر زیبا رو دارم طی می کنم، خوشحالم خداوند به من فرصتی دوباره داد تا زندگی کنم و خودم رو و او رو بهتر بشناسم، کامل تر بشم، سخاوتمند تر، مهربان تر، ثروتمند تر، بزرگ تر و توحیدی تر
خداروشاکرم بخاطر سلامتی خودم و همه عزیزانم و همه مردمان روی زمین، خداروشاکرم بخاطر تمام هدایت هاش، چه با واسطه دیگران و اشیا و کتاب ها، چه بی واسطه و قلبی، خداروشاکرم بخاطر تمام زیبایی های جهان، سرسبزی ها، گل ها، درختان و همه حیوانات و پرندگان ناز و زیبایی که از دیدنشان کیف می کنیم، خداروشکر می کنم بخاطر آرامش درونم که مدیون وجود خودش توی قلبهامونه، خداروشاکر بخاطر وجود نازنین استادم که هر روز از درون زیبایش جریانی از آگاهی ناب می نوشم و با اینکار کمتر نگران میشم، کمتر می ترسم و کمتر از قضاوت دیگران و بدیها ناراحت میشم، چون یادمون داده و هر روز میده که قدرت هر چیزی بجز خدا رو در درونمون کمتر کنیم، خداروشکر می کنم بخاطر وجود شما دوستان که نور چشم من شدید و وجودتون برایم امیدبخش و تحسین برانگیز هست،
برای خودم یادآوری می کنم که وقتی به وجود دستان خدا در زندگیمون اعتقاد داریم باید دیگه نگاهمون به دست های دیگران نباشه، نباید برام مهم باشه اوضاع و شرایط مملکت داره به چه سمت میره، چون خداوند عادله و طبق قانون عدل و جذب، هیچ دو نفری بر روی یک قایق و یک دریا شناور نیستند، برای عده ای اگه دریا طوفانیه، برای ما می تونه نباشه، و حتی اگه هم دریای زندگی مون گاهی طوفانی شد، باید بیاد بیاریم که مهم نیست چ دلایلی برای طوفانی بودن دریا میاریم، مهم اینه بتونیم کشتی و قایقمون و مهار کنیم تا به سلامت به راه بی پایان و سفر لذت بخش زندگیمون ادامه بدیم
از خداوند توفیق عمل به این آگاهی ها رو برای خودم و همه دوستان دارم
موفق باشید
سلام و درود
من از سال 1399 عضو سایتم الان 26 ساله شدم اصلا نفهمیدم چطور 26 ساله شدم…نتیجه خیلی کم گرفتم.الان هم وکالت قبول شدم از بچگی آرزوی من کشورداری بوده و جلوم درومده کاملا اتفاقی از رشته تجربی با حرف خواهرم گفت برم رشته حقوق خدا شاهده اگه خواهرم میگفت رشته برق هم برو میرفتم نمیدونستم اصلا حقوق چیه….
بعد دیدم حقوق دقیقا تو حوزه سیاست و دادگاهه ک استعداد منه…
من حتی خود آقای عباسمنش رو هم 4 سال بود خدای خودم کرده بودم و الان دیدم ک نتیجه نمیده ایشون فقط راهنما اند و الان اوضاع روابط من آشفته هه هیچجوره درست نمیشه موندم با این وضع روابط من چجوری وکیل بشم ولی تو دلم افتاد ک برم نکته هایی ک روانشناسم شخصی سازی من گفته رو برای شکرگزاری بخونم دیگه بهش عمل کنم و هررر چی میخواد بشه تو همین شهر میمونم چون خانواده و مخصوصا مادرم خیلی ب من کمک کرده و حساب ویژه ای روی من باز کرده…
مثلا روانشناسم ب من گفته ای کاش و چرا نگم یا مقایسه و سرزنش ممنوعه یا اسناد درونی منفی نکنید یا ارزیابی نکنم میبینم واقعا اینا فکر هایی اند ک حال منو بد میکنن و واقعا قرار نیست من کپی آقای عباسمنش زندگی کنم و من نفس خودمو له کردم….
دوره از رنجش تا بخشش استاد عرشیانفر رو هم خریدم گفتن پیامبر گفته قرار نیست ک خود منو پیامبر رو بکنی کوه و منخودمو بکنم ی ذره جلوی پیامبر یعنی پیامبر قرار بوده الگو ی من باشه ن بت من…….
دیگه از آزمون وکالت ک رتبه 263 کشور شدم واقعا برام مبرهن شد ک 1 منبع باید باشه و کامل و ن ناقص اینا رشد و توسعه فردی اند و روانشناس 1 پله عقب تره و من نباید مقایسه کنم خودمو با استاد….
من ترک هستم ایشون لر و تربیت من با ایشون فرق میکنه ب قول رضا مارمولک ب تعداد آدم ها راه هست برای رسیدن ب خدا….
واقعا این دعا رو قلبا برای خودم میکنم ک ای خدای مهربان من این تمرین ها رو انجام میدم بقیش رو میسپارم ب تو…. هررر چی شد من ادامه میدم دیگه از این جا ببعد ناشکری بسه زندگی من برای توهه اقای عرشیانفر گفتن دهن و دماغمو بگیرم جلوی آینه 1 دقیقه بمونم داشتم خفه میشدم سیاه شد کلم اونجا فهمیدم ک خدایا من راضیم ب رضای تو….واقعا شکرت خدایا ک زنده ام شکرت…..خدایا ازت میخوام ک 1 بار برای همیشه من از این شرایط زندگیم بیاری بیرون و ای خدای رحیم ازت میخوام هررر کی توی این سایته اونا رو هم خوشبخت کنی مثل من مشکلاتشونو حل کنی الهی آمین….
به نام خداوند رحمان و مهربان.
اینجا دیگر من میروم کنار و خدا میاد جلو. چون به اسم او دارم اغاس میکنم.
حرف زیادی ندارم. دیدگاها و کامنت ها را خواندم از هر کدامش انرژی میگیرم. چرا؟ چون دارند از درون من صحبت میکنند. همه دارند همان حرفی را میزنند که من و قلبم به ان شاهد بودم و هستم. و این ایمان و راه مرا قوی و قوی تر میسازد.
من با شما استاد محترم تقریبا یک 5 یا 6 ساعتی افتخار اشنایی دارم. ولی انگار من خود تو هستم و تو منی…. من تو هستم ولی فرقم بی عمل بودنم هست.
من یک خری هستم که کتاب بار کردم. چرا؟ راه را میدانم چی هست ولی نمیدانم چرا توفیق عمل ندارم؟
فقط از خداوند شکر میکنم که نتیجه عمل و افکار من ، مرا رسانید به شما و شما را سر راه من قرار داد.
منظورم از نتیجه عمل یعنی مطالعاتی داشتم از قران. بلاخره باید یک دوره ای را طی کنم تا حرف ها قابل درک و فهم شود. خلاصه مینویسم: من 15 سال پیش ترک مذهب کردم و گفتم فقط قران و تسلیم بودن به خدا شرط مسلمان بودن هست.
در این راه اتفاقات خوب و بدی پیش امد. مباحث زیادی را با دوستان و عقاربم داشتم. خیلی ها را آزرده کردم، خیلی ها با من دشمن شدند. خیلی از دوستانم را ازرده کردم (نه قصدی، به دلیل اینکه با انها در مورد باور ها بحث میکردم ، ناخواسته اذیت شدند) من از اینکه میگویم فقط الله خیلی مطعن بودم. مرا جو برداشت یک رنگ حق به جانب بودن را به خود گرفتم و اعتماد به نفس و انرژی بحث و کل کل من زد به اوج ….خلاصه در این راه به غیر از خانواده درجه یک ، خیلی ها را از دست دارم. چرا؟ چون من دیگر سنی مذهب نیستم و این عین اعلان جنگ و دشمنی بود. تاثیرات منفی روی من و اطرافم گذاشت. در خانواده ام این کار از طرف من شروع شد و منتقل شد به خانواده درجه اولم ( پدر ، مادر، خواهر و برادر) اینه ها هم به تفکر من لبیک گفتند و انها هم مثل من از دست دادند دوستانی را ووو…
امروز کمی ارامتر شدم از زمانی که با یک فرشته ای به اسم مهسا گلیچ اشنا شدم و از طریق ویدیو های ایشان خوردم امروز به اسم شما جناب عباسمنش. و این احساس میکنم اتفاقی نیست.
حالا خیلی حرف هایم را به درازا نمیکشم. اول خط هستم احساس خیلی خوب دارم و احساس میکنم که به اون کوثر میرسم. خداوند این گنج هست ولی به کی عطا میشود؟ این سوال خیلی مهم هست.
احساس میکنم که راه اون گنج را دارم پیدا میکنم. حالا ببینیم و تجربه کنیم. در حال حاظر همین هست ایمان و باور من .
نوت: من با 12 قدم شروع کردم.
هزینه قدم اول را ارسال کردم. ببینم که خدا مرا کجا میبره.
ویدیو اول تان در مورد توحید را دیدم لذت بوردم. یک فکری در سرم هست که نمیدانم انجام بدم یا خیر؟
کلی ذهنم درگیره با صاحب کارم. 5 ساله که برایش کار میکنم و خیلی هم برای شرکت دستاورد اوردم. ولی احساس میکنم داره با من بی قدری میکنه.
بعد از شنیدن این فایل در مورد توحید به خودم گفتم. نامه استعفا ات را بنویس و بده برایش با کمال احترام… مگر من ایمان ندارم که روزی ام را خدا میدهد؟
خدا یک راه بهتری برایم نشان میدهد؟ خلاصه منتظر یک پیام و اشاره ای از طرف خدا هستم.
نمیدانم فکر میکنم خدا به من قبلش یک جیزی نشان میدهد. شاید هم اشتباه فکر میکنم.
به هر حال در پناه الله باشید.
با احترام ذکی
به نام خداوند بخشاینده بخشایشگر
با سلام خدمت استاد عباسمنش و همه دوستان هم فرکانسی
به نظر من عامل اصلی موفقیت در هر زمینه بخصوص در زمینه مالی توحید هست و اگر همه راه های رسیدن به موفقیت را یه طرف و توحید را در طرف دیگر بگذاریم به نظر من توحید سنگینی میکند!
ما روزانه شاهد شرک و بی ایمانی در بسیاری از زمینه ها در زندگی خودمان و دیگران هستیم؛
و این شرک معمولاً به صورت مخفی و غیر قابل تشخیص هست یا به سختی میشود این شرک ها رو در وجودمان شناسایی کنیم؛
شرک فقط به معنای بت پرستی نیست ؛شرک قدرت دادن به هر عامل بیرونی غیر از خدا هست،
و قدرت را از خودمون می گیریم و به غیر خدا میدهیم و دلیل اصلی شرک عدم شناخت خود هست!
یعنی وقتی ما خودمون رو نشناسیم و توانایی های خودمون رو نشناسیم به شرک مبادرت می ورزیم؛
روی یه فرد دیگر حساب کردن مثل رییس جمهور یا نماینده مجلس یا استاندار یا هر فرد دیگر که آن را در ذهن خودمان بُولد کرده ایم شرک محسوب میگردد؛
ما توانایی های خدا گونه داریم و نماینده خداوند در روی کره زمین هستیم ! این یعنی اینکه ما هیچ محدودیتی نداریم؛
اگر محدودیتی هست فقط و فقط در ذهن ماست ؛
و ذهن جایگاه شیطان هست که باعث این محدودیت ها میشود،
و به نظر من نباید برای حل کردن مسایل که خود میتوانیم حل کنیم به دیگران قدرت بدهیم و دیگران را مسول حل کردن مسایل خودمان بدانیم!
ما هرچقدر که رشد کنیم و با قوانین این جهان هم آشنایی داشته باشیم باز شرک مخفی در درون ماهست و به قول پیامبر این شرک مخفی در دل انسان مومن هم خیلی نامرعی هست!
تنها قدرت موجود در جهان رب هست و ما باید از اون توسل بجوییم؛
و توسل به هر انسان و هر قدرت دیگری شرک آشکار هست؛
سلام استاد ارزو بهترین دارم براتون
در مورد شرک های مخفی توی وجود من هست من ظاهر قضیه توحید خوب و حرفه ای رعایت میکنم ولی همون لحظه ای
که دارم ظاهر قضیه رعایت میکنم درون ام روی هر کس و هر چیزی حساب میکنه الا خدا درونم روی خانواده همسر رفیق حساب میکنه الا خدا . روی کار روی مشتری روی شانس روی دری به تخته بخوره حساب میکنه ولی روی خدای که اسمان زمین
ازش هست حساب نمیکنه. البته خیلی خوشحال من به لطف خدا مهربان و استفاد از اموزش های شما خیلی پیشرفت کردم
و خیلی زود متوجه میشم الان در حالت شرک قرار دارم و سعی میکنم برگردم به مسیر توحید و یگانه پرستی
و صد درصد ایمان دارم که این موضوع پاشنه اشیل من هست . به لطف خدا با کمک و هدایت خودش درست میشه
میخام از خودم بنویسم که چطور قشنگ جابه جایی فرکانسم رو حس میکنم،تا یک ماه قبل به شدت به آموزهای استاد گوش میکردم و زندگیم خیلی دلنشین شده بود اصلا خودم نمیدونم چطوری من فقط داشتم به آموزها گوش میکردم اما تو زندگیم به شدت بهم خوش میگذشت وآدمهای اطرافم فارغ از خوب وبد بودنشون چقدر ازم تعریف میکردند،تا اینکه آدمی که خب از نظر فرکانسی با من خیلی زیاد متفاوت بود مدتی با من زندگی میکرد وخشمش و تو فکر بودنهای همیشگیش رو من اثر گذاشت و جالبه بچمم خیلی بی قرار شد و اذیت کننده شده بود برام وچقدر زندگی دوباره سخت شد،تا اینکه دیشب که خیلی بچم بی قراری میکرد و همون آدمی که خیلی ازم تعریف میکرد پشت سر هم بدون اطلاع از چیزی قضاوتم میکرد و منم جوابش رو دادم و دیدم چقدر دنباله موقعیت بود که هرچی دوست داره بگه بهم،انگار اون لحظه یه سیلی محکم خوردم که به خودم بیام که دارم از مسیرم دور میشم و این دور شدن رو رفتار بقیه با منم اثر گذاشته از دیشب با اینکه خیلی شوکه شدم ولی بازم برگشتم به راهم و آرومتر شدم،از طرف دیگه هم رفتار آدمها رو پشت نقابشون دیدم وفهمیدم با نزدیک ترینهامم چند چند هستم وچه حد ومرزی رو باید براشون بذارم
سلام به تمام دوستان و استاد عزیز
این دومین کامنتی هست که دارم روی این فایل بعد از چند روز میگذارم.
اول تشکر کنم از همهی بچه ها و استاد به خاطر این فایل و کامنت هایی که دوستان گذاشتند.
یک نکته ای خیلی برام جلب توجه کرد، که قبلا توی فایل های مختلف استاد اشاره کرده بودند ولی این بار خیلی درکم بهتر شد از این قضیه رو میخوام بنویسم.
اونم اینه که این آگاهی که قدرت دست خداست و نه هیچ کس دیگه برای همه ما به یک شکل عمل میکنه.
همه ی بچه ها تجربه های یکسانی رو اشاره میکردند. که قبلا به موضوعات مختلفی مشرک شده بودند و کم کم که قدرت رو از همسر از شرایط از مشتری از هزار جور عامل های دیگه گرفتند و آروم آروم قدرت خدا رو بردند بالا تر و چه راحت اوضاع تغییر کرد یا داره تغییر میکنه و از همه مهمتر اینکه احساس آرامش رو بعد از این آگاهی ها و این قدرت رو به خدا دادن، تجربه کردند.
میخوام به این نکته برسم که خدا به همهی ما به یک اندازه نزدیکه و هیچ تفاوتی بین ذهن ما ادم ها و ماهیتمون وجود نداره. اینجوری بگم که خدا یک قدرت واحد هست که به هر کسی که بیشتر اون رو باور کنه و عمل کنه قدرت رو میده.
یعنی اون خدایی که توی ذهن ما هست انگار که منتظره تا ما بهش رو بیاریم. انگار که منتظره تا ازش کمک بخوایم تا باورش کنیم و بعد اون بهمون کمک کنه. (البته بهتره قبول کنم که ما حتی وقتی اون رو باور هم نداشتیم بهمون بی نهایت کمک کرده).
نکته ای که از همه بیشتر من رو جذب کرد توی خوندن کامنت دوستان این بود که همه و همه با این آگاهی به آرامش بیشتری رسیده بودن.
این نکته خودش یک منطقی هست برای اینکه ما همه مثل همیم و به همین دلیل همه ارزشمندیم و اینکه قوانین برای تمامی افراد جواب میده. یعنی من نباید فکر کنم که افراد بزرگی که توی طول تاریخ بودن از ما یه سر و گردن به خدا نزدیک تر بودن. نه اونا هم مثل ما ترکیب قشنگی از شرک و توحید توی وجودشون بوده. و من نوئی باید بپذیرم و که تفاوتی ندارم با افراد دیگه و درک کنم قوانین رو و بعد باور کنم که برای من هم این قوانین جواب میده و بعد عمل کنم بهشون تا به راحتی زندگی پربارتری رو تجربه کنم. بدون سختی بدون فشار بدون اینکه زیر بار مسئله و محدودیت ها کم بیارم. بدون اینکه جا بزنم.
باید همیشه به یاد خودم بیارم که اگر اوضاعم تغییر نمیکنه به شرایط یکم بهتر و یکم بهتر تا ابد، حواسم باشه که یا دارم مشرک میشم یا روی خودم کار نمیکنم یا نا سپاس شدم و هزار نکته دیگه که استاد ملتمسانه برای ما گفتن و حداقل من به شخصه به راحتی فراموششون کردم.
علی جان زندگیت رو خودت رقم میزنی.
اقا خودت رقم میزنی.
قدرت فقط دست خداست. فقط و فقط.
خدا میتونه به راحتی تورو به خواسته هات برسونه به شرطی که باورش داشته باشی اون رو و امادش باشی.
به شرطی که نا امید نشی.
به شرطی که ذوق داشته باشی برای لحظه به لحظه زندگی.
سلام.عیدتون مبارک باشه همسفران راه توحید و خوشبختی.من تقریبا دو ساله که با استاد عباس منش عزیزم آشنا شدم ولی حدودا یک ماهه که به ایشون بعنوان یک مربی خیرخواه ایمان آوردم و هر روز و هر روز باهاشون درارتباطم.من تو این یک ماه نشانه های عجیب و زیبایی دارم دریافت می کنم.احساس میکنم هر ساعت دارم به رویا های صادقه ای که در خواب قبلا زیاد می دیدم نزدیک و نزدیک تر می شم.یقین دارم هر کسی طلب کنه,دریافت میکنه.#آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟!
از خداوند دلی شاد و لبی پرخنده واستون آرزومندم عزیزان???
سید جان میبوسمت عزیز???
سلامممممممم
سلام خدمت بی نظیرین ترین و توحیدی ترین استاد جهان
سلام خدمت دوستان گلم و عزیزم در خانواده صمیمی عباسمنش
سلام خدمت خانم شایسته عزیز و ممنون بابت آغاز این سفر روحانی و پر برکت و توحیدی
و سلام خدمت خانم فرهادی عزیز و ممنون بابت تماس دیروزشون که فول انرژی بودم و با تماس شما فول تر شدم
هدفم تا دیروز بهبود وضع مالی و روابط و اینا بود ولی امروز هدفم خودت شدی،هدفم تو شدی معبودم چون وقتی تو را داشته باشم اون هدفها اندازه سر سوزنه قبلنا وابسته به خیلی چیزا بودم ولی الان دلم میخواد وابسته به خودت باشم قطره ایم که میخوام به دریا بپیوندم میخوام هر روز مثل الان که بغض و اشک امانم نمیده تا بنویسم باشم احساسم در کلمات نمیگنجه دلم میخواد فقط الان من باشم و خدای خودم قدرتمندترین فرمانروای عالم کسی که هر وقت به خودش توکل کردم و رها و تسلیم شدم خواسته هام به کمتر از یک چشم به هم زدن محقق شدند.آره استاد مثبت ترین نکته و تمرکز بر خوبی ها بود این فایل.
وجودم میخواد فریاد بزنه که خدا برای بنده اش کافی است و اجابت میکنه درخواست درخواست کننده را به شرط اعتقاد و پاکی دل . استاد این جمله اش طلاست که میگه به خودش توکل کن گنج ها رو بهت میده دنبال خرده نونا از دست مردمی،به دستش نگاه نکن.
دوستان هر فایلی که هروز در سفرمون هست پیشنهاد میکنم اول متنی که بالای همون فایل در سایت هست رو بخونید و بعد فایل رو ببینید و اینم بهم گفته شد که بنویسمش.
این جای متنم رو با متن درباره خدا از ملاصدرا ادامه میدم :
خدا بی نهایت است و لامکان وبی زمان
اما بقدر فهم تو کوچک میشود
و بقدر نیاز تو فرود می آید
و بقدر آرزوی تو گسترده میشود
و بقدر ایمان تو کارگشا میشود
و به قدر نخ پیرزنان دوزنده باریک میشود
و به قدر دل امیدواران گرم میشود
یتیمان را پدر می شود و مادر
بی برادران را برادر می شود
بی همسرماندگان را همسر میشود
عقیمان را فرزند میشود
ناامیدان را امید می شود
گمگشتگان را راه میشود
در تاریکی ماندگان را نور میشود
رزمندگان را شمشیر می شود
پیران را عصا می شود
و محتاجان به عشق را عشق می شود
خداوند همه چیز می شود همه کس را
به شرط اعتقاد
به شرط پاکی دل
به شرط طهارت روح
به شرط پرهیز از معامله با ابلیس
بشویید قلب هایتان را از هر احساس ناروا
و مغز هایتان را از هر اندیشه خلاف
و زبان هایتان را از هر گفتار ِناپاک
و دست هایتان را از هر آلودگی در بازار
و بپرهیزید
از ناجوانمردیهــا
ناراستی ها
نامردمی ها!
چنین کنید تا ببینید که خداوند
چگونه بر سر سفره ی شما
با کاسه یی خوراک و تکه ای نان می نشیند
و بر بند تاب، با کودکانتان تاب میخورد
و در دکان شما کفه های ترازویتان را میزان میکند
و در کوچه های خلوت شب با شما آواز میخواند
مگر از زندگی چه میخواهید
که در خدایی خدا یافت نمیشود؟
که به شیطان پناه میبرید؟
که در عشق یافت نمیشود
که به نفرت پناه میبرید؟
که در حقیقت یافت نمیشود
که به دروغ پناه میبرید؟
که در سلامت یافت نمیشود
که به خلاف پناه میبرید؟
و مگر حکمت زیستن را از یاد برده اید
که انسانیت را پاس نمی دارید ؟!
آره خدا همه چیز میشود همه کس را به شرطی که تمام قدرت رو به خودش بدیم و این مسیر را ادامه بدیم ،رهرو آن نیست که گهی تند و گهی خسته رود رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود.
خدایا شکرت بابت این همه احساس ناب و عالی
خدایا شکرت به خاطر وجود یکی از بینهایت دستانت استاد عزیزم که جاده توحید رو آسفالتش کرد تا ما تخته گاز بریم و لذت ببریم و همه باهم پیکج موفقیت (سلامتی،معنویت،روابط عالی و ثروت) باهم تجربه کنیم
عاشقتونمممممم عزیزای دلم ??
ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید