توحید عملی | قسمت ۱۰
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، عصارهای ناب از توحید عملی و کلید رمزگشایی از دروازههای نعمت و ثروت بیپایان است. استاد عباسمنش در این آموزش، پرده از قانونی برمیدارند که مرز باریک میان «سقوط به دره غرور» و «صعود به قلههای موفقیت پایدار حاصل از تواضع در برابر خداوند» است.
درس بزرگ این فایل، مفهوم عمیق و تکاندهنده «وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی» است؛ یعنی تو نبودی که تیر انداختی، بلکه خداوند بود که انداخت.
این فایل به ما میآموزد که حتی اگر ماهرترین تیرانداز باشیم، حتی اگر سالها تمرین کرده باشیم و تیر و کمانمان را به بهترین شکل آماده کرده باشیم، اصابت آن تیر به هدف و آن پیروزی نهایی، تنها و تنها کار خداست و در گرو هدایت خدا و پیروی ما از هدایتهای خداوند است.
آموزههای این قسمت به ما یادآوری میکند که: دام بزرگ شیطان و نفس اماره دقیقاً در لحظه موفقیت پهن شده است و شیطان همواره از طریق غرور کاذب، ما را بهراحتی گمراه میکند. استاد عباسمنش به ما این کلید را میدهد که: همان لحظهای که ذهن این نجوا را سر میدهد که «این من بودم که باهوش بودم، این هنر من بود، این استراتژی من بود»، بدانید شروع خروج از مسیر هدایت و مسیر نعمتهاست.
استاد با قاطعیت بیان میکنند که پذیرش این نجوا، آغاز بسته شدن درهای رحمت است. در مقابل، تواضع حقیقی در برابر خداوند، یعنی اعتراف دائمی به اینکه «خدایا من هیچم و هرچه هست تویی»، مجوزی است برای اینکه خداوند شما را بر دوش خود بنشاند و از هموارترین مسیر ممکن، به سلامت به مقصد برساند.
برای اینکه بتوانید این جنس از تواضع که نشانه احساس لیاقت بالاست را در خود نهادینه کنید، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت بسیار راهگشا خواهد بود؛ زیرا تنها کسی میتواند در برابر خدا خاشع باشد که بنای خودارزشمندی خود را در اتصال به او بداند، نه در تأیید دیگران.
«سپردن اعتبار کارها به خداوند»، فرمول ریاضیِ آسان شدن مسیر زندگی است. استاد با اشاره به تجربیات عمیق شخصی، از دوران نوجوانی تا سرمایهگذاریهای کلان و تصمیمات استراتژیک در کسبوکار، نشان میدهند که هرگاه انسان گمان کند که این خودش بوده که کارها را با این ظرافت انجام داده است، جریان هدایت را بر روی خود میبندد، تنها میماند و باید با زور بازوی محدود و عقل محدودش فقط و فقط تقلا کند. اما هرگاه صادقانه بگوید «خدایا تو انجامش دادی. تو میدانی و من نمیدانم»، خداوند درهای هدایت را به قلب و ذهن او باز میکند و دسترسی او به ایدهها و راهکارهای نتیجهبخش را باز میکند.
این درس به ما میگوید که هدایت الهی، منتظرِ خالی شدن ظرف ما از «منممنم» کردنهاست. چه در یک بازی کامپیوتری ساده، چه در خرید یک ملک و چه در پیچیدهترین تحلیلهای بازار بورس؛ عقل منطقی محدود است اما هوشمندی خداوند نامحدود. وقتی شما بهجای تکیه بر تحلیلهای تکنیکال و نظرات دیگران، به الهامی که در قلبتان جاری میشود اعتماد میکنید (حتی اگر غیرمنطقی بهنظر برسد)، نتایجی را رقم میزنید که برای دیگران شبیه معجزه است.
این فایل به شما جُرأت میدهد تا روی شهود قلبی خود حساب کنید. شهود قلبی را برتر از هر استدلال منطقی ذهن بدانید و باور کنید که خداوند در هر لحظه آماده است تا دقیقترین سیگنالها را برای هدایت شما در مسیر ثروت، سلامتی و خوشبختی به قلب شما الهام کند. اما به شرطی که ادعای دانایی را کنار بگذارید و در برابر این نیرو که دید وسیعی به خواستههای شما دارد، متواضع باشید.
بخش دیگری از این فایل ارزشمند، به موضوع بسیار مهم «آزادی از بندِ تأیید مردم» میپردازد که ریشه در توحید عملی دارد. استاد توضیح میدهند که وقتی شما باور دارید خداوند منبع رزق، شهرت و اعتبار شماست، دیگر نگران نیستید که مردم درباره شما چه فکر میکنند، آیا شما را لایک میکنند یا نقد. این باور به شما قدرتی میدهد که حرف حق را بزنید و مسیر درست را بروید، حتی اگر تمام جامعه با شما مخالفت کنند.
کسی که روی خدا حساب کرده، باج نمیدهد، از تهدید نمیترسد و برای خوشایند فالوور یا مشتری، اصولش را زیر پا نمیگذارد. جالب اینجاست که طبق قانون جهان، وقتی شما برای خدا کار میکنید و نه برای مردم، خداوند قلبهای مردم را به سمت شما نرم و مشتاق میکند. این همان اوج احساس لیاقت توحیدی است. اگر میخواهید به چنان استحکام شخصیتی برسید که قضاوتهای دیگران هیچ لرزهای در وجودتان نیندازد و احساس خودارزشمندیتان را فقط به رابطه همیشگی خود با خداوند و هدایتهای بیوقفه او گره بزنید، تمرینات و آگاهیهای دوره احساس لیاقت مکمل بینظیری برای درک عمیقتر این بخش از فایل خواهد بود.
در نهایت، پیام قدرتمند این آموزش این است: «همه خیرها از خداست و همه شرها از خودمان.» استاد تأکید میکنند که خداوند منبع مطلق نور و خیر است و اگر تاریکی یا مشکلی در زندگی ماست، به دلیل مقاومتها و باورهای محدودکننده خود ماست که جلوی تابش این نور را گرفتهایم.
تمرین این قسمت:
در بخش نظرات همین صفحه، تجربیات خود را در موارد زیر بنویسید:
الف) در کدام لحظات زندگیتان فکر کردید خودتان همهکارهاید، به نتایج، دستاوردها یا حتی یک ایده کارا مغرور شدید، تواضع در برابر خداوند را فراموش کردید و اعتبار را به عقل انسانی خود دادید و کار خراب شد؟ چه ضربههایی از ویژگی «منم منم کردن» و مغرور شدن خوردهاید؟
ب) در مقابل این تفکر، کجاها دستهایتان را به نشانه تسلیم بالا بردید، اعتبار را به خدا دادید و دیدید که کارها به شکل معجزهآسایی «انجام شد»؟
- کجاها خداوند درها را برایتان باز کرده و مسیر را برایتان هموار کرده است؟
- کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گرهها را از زندگی شما باز کرده است؟
- کجاها خداوند بیدریغ به شما کمک کرده و مسائلتان را حل کرده بهگونهای که به مو رسیده اما پاره نشده است؟
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱۰421MB54 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱۰52MB54 دقیقه






به نام خداوند بخشنده و مهربان
سپاسگزار خداوند هستم و همه هدایت هایش
سپاس از شما و همه خانواده بزرگ همراه و صمیمی
و خوشحالم از اینکه به ندای قلبم پاسخ میدهم و آگاهی دارم که در برابر او
که سمیع است و بصیر و عالم و قادر
جز به نعماتش و وحدانیتش زبان به سخن نگشایم.
دیروز بخوبی از عهده مدیریت ذهنم برآمدم اگر جمعی بود که شکایت میکردند و جزییاتی را بزرگ جلوه میدادند همراهی و تایید میکردم بعد که تنها میشدم بخودم میگفتم خوب جکار میکردم ؟ دیروز براحتی ترک کردم جمع رو بدون عذاب وجدان و در ذهنم نعمات خداوند را میشمردم و سپاسگزاری میکردم.
و در مورد فردی که هربار میگفتم من دیگر دخالتی نمیکنم و اجازه میدهم زندگیش را خود با انتخاب هایش ببرد ولی هربار دلسوزی و رحم و شفقت مادرانه مانع میشد ولی باز در چند روز گذشته بخوبی از عهده مدیریت احساسم و بعد اعمالم برآمدم و جلوی کارهای بیهوده تکراری گذشته که نه تنها اوضاع رو بهتر نکرده بود بلکه حاصلی به بارآورده که نماد اندیشه های مخرب من بود.
از اینکه قدم در راه تغییر گذاشته ام و بلطف الله و کلامی که به من اموخته
ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا فی امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علی القوم الکافرین
به حقیقت گناهان را می بینم و اسرافی که در کارها کرده ام با هر سخن و عملی به من نشان داده میشود
این رفتار و این عمل حاصل اسراف در کارهایت بوده بواسطه گناه و ظلمی که در حق خود کرده ای
بارها برگشتی ولی هر بار عهد را شکستی
و خود از این عدم ثبات به تنگ امده ای
و این بار هر لحطه درخواست کردم
مرا ثابت قدم بدار
و بر گروه کافران که مرا هر دم به کمبودها و شرک یادآور میشوند پیروز فرما
دیشب با مرور روزی که گذشت آثار اجابت دعایم را دیدم
در ارامش و اطمینان سخن گفتم و عمل کردم
و سپاسگزار خداوند هستم
که بلطفش هدایت شدم بر این قدرت و دانایی
و تحت کنترلم هستند سخنان و اعمالم
و بلطف هدایتش و تربیت ذهنم هر لحظه در این مسیر بهتر و بهتر میشوم خدایا شکرت
یک ماه اخیر مدت زمان بیشتری رو در این دانشگاه بزرگ میخوانم و می نویسم و سعی میکنم در روز بخاطر بیاورم قدرت و نعمات از کیست و من رزق و روزی ام را مدیون بخشندگی کدام قدرت هستم.
در پناه الله یکتا سلامت شاد ثروتمند و سعادتمند و موفق و پیروز باشیم
صدای باران این نعمت بینظیر پروردگاه همراهم بود در لحظات نگارش.
خدایا شکرت
به هر میزان که در گسترش جهان سهم داشته باشم
به همان میزان به خداوند ایمان دارم
بهترین ترازوی سنجش ایمان
‐—————————————-
و جالب.تر اینکه
بشکل کاملا روشن و قابل درکی
انسانهای موثر در گسترش جهان هجرت کردند
——————————————————————
نه تنها از نظری اندیشه و فکر که فرکانسی هست
بلکه از نظر جغرافیایی و جسمی
قدرت و توانایی خروج از دایره امن.
رها کردن ریسمان پوسیده عادتها و داشتهها
اعتماد و توکل به رزق و هدایت
این انرژی بینهایت و نامحدود و لایتناهی
از هجرت هاجر از ذهن و اندیشه تا آباد کردن بیابان و چشمه زمزم که شروع آبادانی مکه بلطف پروردگار و هدایتش بوده
هجرت موسی
نوح
تا امروز
هجرت اینشتن
ایلان ماسک
استاد
.
.
.
بله
خداوند انرژی بینهایتی هست که حتی تا انتهای کهکشانها هم در اندیشه و علم ما تاریک هست و نور علم مان به آن حد از آگاهی و دانش نرسیده
با این ظرف کوچک وجودی
چگونه این انرژی بی.نهایت را درک خواهیم کرد
فقط با ایمان بیشتر به اینکه
اوست بصیر و سمیع و علیم و قدیر
و تسلیم و پذیرش
بیشتر این انرژی منجر به
تقویت ایمان بیشتر
و آنگاه بلطفاش
عمل بیشتر
و نتیجه هر لحظه
جهانی امنتر
روشنتر
آگاهتر
صلحبیشتر
فقط در سایه ایمان من
و توکل و پذیرش و شناخت بهتر و بیشتر این انرژی بینهایت
به نام خداوند بخشنده و مهربان
سلام و سپاسگزار خداوند هستم برای همه نعماتی که از روز اول تا این لحظه مرا به اینجا هدایت کرده.
توحید عملی
استاد مشق نوشتم بارها و بارها و تکرار کردم
یا سمیع
یا بصیر
یا علیم
یا قدیر
یا عالم
.
.
.
و امروزم را طبق آموزه های فایل توحید نظری قسمت 10 شروع کردم و درخواستم قبل از همه اهداف و خواسته هایی که برای خودم تعیین کردم یعنی (پذیرش مسولیت ها)
و
مهمترین درخواستم
تقویت ایمانم
بوده و هست. فقط با مسلح شدن به این نیرو میتوان خلق کرد. و جالبه در طی روز گوش جان دادم حتی برای سطحی ترین کارها و دم دست ترین ها تا یاد بگیرم چگونه با این نیرو ارتباط برقرار کنم.
اول از همه
در همه شروع ها به خود یادآوری کردم حاکم تویی عقل من به دستور تو دسترسی به راه حل ها دارد.
پس دو مورد انتقال وجه داشتم که دیروز بدلیل قطعی سیستم انجام نشده بود دیگه تصمیم گرفتم از پای عابربانک انجام بدهم یعنی هنوز هم دنبال اصرار به انجام کار بشیوه خودم را داشتم
جالبه نشد
اومدم خونه اپ مربوطه رو پاک کردم و یک اپ جدید نصب کردم
و بازهم نشد
اصرار از من …………….
اخر سر به خودم پیام دادم شاید باید اتفاق دیگه ای بیفته
و واقعا هم اتفاق دیگه این بود که اون بنده خدایی که قرار بود پول بحسابش بره گفت اگر نقدی باشه کارمون بهتره و زودتر راه میافته.
تجربه بعدی
درانتهای نماز (صلی=توجه به نیروی عظیم علم و قدرت) دوستی بشدت در ذهنم حاضر شد و به ثانیه ای نکشید که تماس گرفت. و کلی از تجربیاتش از سفر به دبی برای مهاجرت توضیح داد.
ساعتی بعد بنحوه چگونگی شکل گرفتن این ارتباط و انرژِیها در هر دو مورد فکر کردم
خارج از قدرت من
ولی با مسولیت افکار من
خوب
تکالیفی که بشکل مسوولیت
در افکارم نشسته بخشی از این ایمان و توکل و پذیرش هست.
واقعا پذیرش همه موارد که اصلی ترین چالش های زندگیم هستند که حتی جرات فکر کردن به آنها را هم نداشتم.
بقول استاد که داستان فرار زندانی رو تعریف کردند که سایر زندانیان حتی جرات فکر کردن به فرار را هم نداشتند و من با شروع دوره ذهنیت قدرتمند این چالش ها را لیست کردم و در همین چند روز اخیر به درس هایی هدایت میشوم
که مرا
در پذیرش و انجام آنها
هدایت و یاری میکنند
که صددرصد با فکر کردن و انجام دادن آن هدایت میشوم
از جزیی ترین امور روزمره
که بنظر شاید روتین زندگی هر شخصی باشد ولی با نگرش اینکه
اوست و تسلیم امر اوهستم
نحوه کارکردن با این انرژی را در خود پرورش میدهم تا به باروری و قدرت گرفتن نیروی ایمانم هدایت شوم
سپاسگزار خداوند هستم
که همه جهان و جریان را به نفع خواسته من هدایت میکند.
تا درخواست های مرا اجابت کند
که خود وعده فرموده است
هرگاه کسی مرا خواند دعای او را اجابت کنم
————————————————————-
چقدر این را شنیده بود از زبان استاد
ولی زمان لازم داشتم تا به عمق جانم بنشیند
این تکرار و شنیدن و نوشتن با 5 سال بیشتر بسیار متفاوت است
کلمات و معانی یکی هستند
ولی آگاهی و تجربه من
تفاوت از زمین تا آسمان هست.
برای
استاد و همه خانواده بزرکم درخواست تحقق خواسته هایشان در سایه قدرت گرفتن ایمانشان را درخواست دارم.
به نام خداوند بخشنده و مهربان
———————————————
سلام
و سپاسگزار خداوند هستم
و سپاس از استاد و خانم شایسته و همه عزیزانی که در شناخت بهتری از خود و جهان هستی وقت و انرژِی میگذارند.
درود
از همزمانی ها هیچ نگم که دیگه در این سایت عادی شده
ولی نه
بقول حافظ جان
کز هر زبان که میشنوم، نامکرّر است
————————————————–
بعد از فایل های ذهنیت قدرتمند که چقدر آگاهی هایی از لایه های زیرین شخصیتم را برایم روشن کرد و دیروز فایلی در تلگرام بدستم رسید بریده ای از صحبت های استاد بود و جالبه در قسمت عقل کل راجع به
صلی که برابر تولی هست
———————————–
توضیحات کاملی رو خوندم و دقیقا در همان بریده هم این مطلب باز شده بود. و بیشتر در خصوص ایمانی که عمل بهمراه ندارد صحبت میکرد و من هم در مدت شناسایی باورهای محدود کننده ام و اینکه قبل از این فایل متمرکز شده بودم روی عمل هایم و کارهایم که:
چرا هیچ دستاورد خاصی نیست حداقل برای رضایت خودم. و امروز هم ادامه همان آگاهی ها
در حالی سایت رو باز کردم که انتظار فایل از سری ذهنیت قدرتمند را داشتم و کمی جا خوردم با نام توحید فایل را دیدم فکر کردم مسیر فایلهای دانلودی رو اشتباه اومدم دوبار زدم روی فهرست و مطمین شدم همینه
فایل رو که گوش دادم مطمین تر شدم همه مون در حال هدایت به نیازهایمان هستیم.
چون در دیدگاهی که مینوشتم دیدم هیچ ربطی به تمرین ها و پرسش های شما نداره و بعد از گوش دادن به فایل شما هدایت شدم به این نوشته ولی نوشته ای که برای دیدگاه اماده کرده بودم دیدم چقدر در ارتباط با همین مطلب هست که بعد از نوشته های مرتبط با ویس شما داخل پرانتر در انتهای دیدگاه خواهم آورد
از هدایت شما به خرید سهم و انتفاع و قدرت گرفتن ایمانتون
و اینکه بواسطه راهنمایی شما من هم همین کار رو کردم در تابستان 98 هدایت شدم به ؛نوش و بعد دیدم در قله هست منطقی نیست خریدش در حالیکه پول هم به انداز کافی بود این رو هم بگم که تازه با آموزه های شما و نگاه کاملا جدید شما (داخل پرانتر مدتها قرآن میخوندم و دایما درخواست میکردم خدایا ی نفری رو بفرست که این قران تو رو معنی کنه آخه با کی برم جهاد از من چی میخواهی به چی اندیشه کنم و هدایت شوم ی نفری که زنده باشه توضیح بده من از این کتابهای تفسیر هیچ سر درنمیارم اینطوری طلب کردم و شما پیدا شدی)
خلاصه میخواستم در قیمت پایین تر بخرم ولی نان استاپ تا 11هزارتومن رفت و من مبهوت فقط دنبال کردم و حسرت خوردم و میگفتم واقعا به همین سادگیه؟؟؟
و بعد از 98 دور و دورتر شدم دیگه قوه تمیز و درک رو از الهام و نجواهای ذهنی از دست داده بودم و جالبه 5برابر درامدی که میتونستم بدستم بیارم مچبورم شدم بنا به شرایطی
یک پنجم سود حاصله از الهام رو (اگرعملی اش میکردم) از بانک قرض و وام دریافت کنم.
الان دیگه می پرسم از خودم طبق فایل دیشبی که اگر ه الهام عمل نکنم ایمانم چی میشه اگر عمل کنم چطور از روی ترسم عبور کنم ؟
نه در مورد سهام
موارد دیگه ای اینچنین برایم تکرار شده در زمینه اینکه با خدا عهد کردم راجع به پول هیچ نگویم و نپرسم ولی نتوانستم پایبند بمانم.
مثلا پولی اماده داشتم برای انجام کاری و در جستجو بودم فردی بدحساب تماس گرفت پول لازم داره بدلیل بدحسابی طرف گفم نه ولی تا صبح نخوابیدم
آیا باید روی برمیگرداندم
و یا طبق عهدم با خدا در میدان میماندم
مگر او نیست که عهده دار شده و به او واگذار کردم
پس چرا دخالت کردم؟
خلاصه میدان مبارزه ای هست از اینکه بارها و بارها تویی و محک ایمان و ذهن
—————————————————————————————————————
هربار درس میگیرم
و هر بار عهد میبندم هدایتم کن
سهم رو در همان دوره فهمیدم
جمله انقیاد 50هزارپوند رو که در همان اوقات با گوش دادن به فایل های استاد دریافت کرده بودم
بعد از 4 سال فهمیدم خداروشکر میکنم بالاخره فهمیدم.
آمادگی اش را نداشتم
چطور میتوان
انتظار داشت
برای کسی که 45 سال با فرمون خودم حرکت کرده بود الان بخواد براحتی بره اونطرف
———————————————————————————————————————–
و بگه باشه خدایا این فرمون دست تو
—————————————————–
بله به هر اندازه ای که روی این باورها و عقاید و نگاه ها کار کنیم به هر اندازه که تسلیم شویم مجاز میشویم قسمتی از بهشت خداوند را تجربه کنیم
به اندازه ایمانمان
و امروز چراغ این آگاهی در ذهنم روشن شد
تا اندازه ای که ایمانم قوی باشد هدایت میشوم حتی اگر الهامی دریافت میکنم اگر موجودیت پیدا نمیکند برای اینکه فکر میکنم من هستم انجام دهنده کارها من باید رمزگشایی کنم من باید هوشمندانه عمل کنم
من من من
هنوز هم با یک اتفاق بزرگ (خرید ماشین دلخواه )که بارها گفتم من با فکر و عقل خودم اون ماشین رو خریدم الان از تو میخواهم هدایتم کنی و بهترین انتخاب ممکن رو به من نشان دهی و چه خوش هدایت شدم ولی متاسفانه با اینحال وقتی خرید انجام شد و من شکرگزار بودم خیلی زیاد ولی یکبار در جمعی از دوستان
اعتبارش را به شخص دیگری دادم
هرچند
چندساعت بعد با پوزش و عذرخواهی طلب آمرزش کردم
امیدوارم هدایت شوم
به اینکه
همه آنجه تجربه میکنم از خیر از اوست
و ببینم گرفتاری هایی که بواسطه ترس و بی ایمانی
چون داستان یوسف
که متاسفانه بدلیل فراموشی و ترس
از منبع دور میشویم و گرفتار
فقط به خودم میگویم
باید دایم الصلاه باید بود
————————————
باید دایما به خدا توجه داشت
—————————————–
بلطفش حتما هدایت میشوم
امیداورم
و
آرزوی هدایت
موفقیت
دلی روش و آگاه
برای خانواده ام دارم
که در سایه ایمان همه آن خیری که بدنبالش هستیم روی خواهد داد انشاالله
و این دیدگاه رو می خواستم در ذهنیت قدرتمندکننده 2 بنویسم که اصلا ربطی به تمرین نداشت
————————————————————————————————————————————-
بشدت در حال بررسی نگاه و عملکردها و فکرهایم هستم در چند روز اخیر چقدر خوب هدایت میشوم به نقاط ضعف اندیشه و عمل خودم
تا دیروز که نوک پیکان حمله به سمت طرف مقابل بود مشکل روی مشکل.
امروز که در پی ذهنیت قدرتمند هستم عملکرد و اندیشه های خودم را می بینم که چگونه از طرف مقابل که جنگجو بخشنده و پولساز بود یک ادم طلبکار ساخته ام با دیدگاه های که شاید ردی از نیاکانم دارد. پدری که همواره پسر را مسوول خانواده میداند و دختر باید زیر سایه شوهرش باشد. پسر که گناه داره باید کمکش کنم و در روند کمک و دلسوزی، هم خود سرمایه اش می رود هم پسران انسانهایی وابسته که هیچگاه باور اینکه میتوانند روی پای خود بایستند را پیدا نکردند و من هم با همین دید از کودکی داستان خود را نوشتم و می بینم الان نگاه پدر بر پسران در شکل روابط مالی و عاطفی من با همسرم و فرزندان همان را پیاده کرده ام. یعنی با دلسوزی و کمک بیجا
اولا باور اینکه ما ضعیفیم و نیازمند حمایت تو هستیم (مانع رشدشان در همه زمینه ها شدم)
دوما حتی از اندیشه کمک به کسی که حمایتشان میکنند هم گریزانند چون آن شخص را حامی می بینند و لحظه ای هم فکر نمیکنند نگرش خود را تغییر دهند.
متاسفانه خانواده هایی را میشناسم که بعد از فوت مادر خانواده اوضایشان بشدت تغییر کرده و بسیار پیشرفت مالی کرده اند.
همه اینها از بی ایمانی نباشد پس از چیست؟
در قسمتی از عقل کل با این پیام روبرو شدم
(((تنها چیزی که می تواند فرد را وارد مداری نماید که پاسخ سوالش یا راهکار حل مساله اش انجاست باورهای قدرتمندکننده است که می تواند بسازد و تغییراتی است که باید در شخصیت خود ایجاد کند. زیرا در میسر تحقق خواسته ها و حل مسایل زندگی موضوع این نیست که چه کاری انجام دهی؟ بلکه موضوع سرچشمه و آبشخور آن نوع راهکار است. موضوع این است که اول از همه چه نگاهی به خواسته یا مسایلت داری
چه نگاهی به توانایی ات درباره تحقق آن خواسته یا حل آن مساله داری چه نگاهی درباره امکان پزیزی آن خواسته درباره خودت داری.یعنی موضوع اصلی این است که چه نگاه باور و ایمانی پشت اعمال و رفتار شماست.)))
و همزمانی دریافت این نکات همراه با فایل ذهنیت قدرتمند دیگر در هرلحظه هدایت میشوم به ترمزها – باورهای نامناسب و عادت ها که خودم به آنها میگویم آیین پدران.
امروز حتی در حین بازی فکری با فرزند و همسرم دیدم با درخواست گرفتن 1 امتیاز از امتبازهایش هم بشدت مقاومت دارد و اندیشه ام در حین بازی پرواز کرد مسوول این نگاه تو هستی چیکار کردی که حتی از امتیاز بازی هم نمیگذرد. شاید خنده دار بنظر برسد ولی نشان از باوری هست که من دارم و با قدرت منتقل کرده ام.
خوب الان باید توجه و انرژی و
صلی
نمازم را بگذارم بر بنای درست انچه که ویران کرده ام.
همه انسانها خالقی دارند که هادی و راهنمایشان هست
همه انسانها روزی خود را از خدای خود می گیرند
من هم خالقی دارم همانگونه که او مرا هدایت میکند
همه مخلوقاتش را هدایت میکند
هیچ کس و هیچ چیز نیازی به دلسوزی و حمایت من ندارد.
همواره در دید کمبود گرفتار و اینکه باید من هم سهمی در هندل کردن و رتق و فتق امور داشته باشم و متاسفانه بدترین پوزیشن رو در این همیاری گرفتم ایجاد و توسعه باور و حس کمبود
خدایا منو ببخش بخاطر کناهانم و اسرافی که در امور در حق خود کردم من را ثابت قدم بدار و بر گروه کافران یاری فرما
خوب اشکال نداره ما بخشیده شده خدایی هستیم همینکه دارم هدایت میشوم به مسیر درست
همینکه دارم میفهمم راه نجات کدام هست یعنی بخشیده شده هستم
متعهد میشوم بر روی خواسته ها و ساختن باورها در جهت تحقق خواسته ها قدم بردارم
یا الله.
لَبَّیکَ الَّلهُمَّ لَبَّیْکَ، لا شَریکَ لَکَ لَبَّیْکَ، اِنَّ الْحَمدَ وَالنِّعْمَهَ لَکَ وَالْمُلکَ، لاشریکَ لَکَ
من خودم و توانمندی هایم و ساختن ثروت را به تنهایی با دستان خودم شریک تو قرار داده بودم
اعتراف میکنم
من از خودم هیچی ندارم
تا اینجا مسیر رو هم که فکر میکردم زرنگی و تیزبازی و حمایت های من هست
همه بلطف تو بوده و اگر مقدارش اندک بعلت نگاه کمبود من بوده
و بعد از این نوشته فایل
توحید عملی رو روی سایت دیدم
دیگه آخه چقدر همزمانی
خدایا شکرت
صدهزارمرتبه