توحید عملی | قسمت ۱۰

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی‌های این قسمت، عصاره‌ای ناب از توحید عملی و کلید رمزگشایی از دروازه‌های نعمت و ثروت بی‌پایان است. استاد عباس‌منش در این آموزش، پرده از قانونی برمی‌دارند که مرز باریک میان «سقوط به دره غرور» و «صعود به قله‌های موفقیت پایدار حاصل از تواضع در برابر خداوند» است.

درس بزرگ این فایل، مفهوم عمیق و تکان‌دهنده «وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی» است؛ یعنی تو نبودی که تیر انداختی، بلکه خداوند بود که انداخت.

این فایل به ما می‌آموزد که حتی اگر ماهرترین تیرانداز باشیم، حتی اگر سال‌ها تمرین کرده باشیم و تیر و کمان‌مان را به بهترین شکل آماده کرده باشیم، اصابت آن تیر به هدف و آن پیروزی نهایی، تنها و تنها کار خداست و در گرو هدایت خدا و پیروی ما از هدایت‌های خداوند است.

آموزه‌های این قسمت به ما یادآوری می‌کند که: دام بزرگ شیطان و نفس اماره دقیقاً در لحظه موفقیت پهن شده است و شیطان همواره از طریق غرور کاذب، ما را به‌راحتی گمراه می‌کند. استاد عباس‌منش به ما این کلید را می‌دهد که: همان لحظه‌ای که ذهن این نجوا را سر می‌دهد که «این من بودم که باهوش بودم، این هنر من بود، این استراتژی من بود»، بدانید شروع خروج از مسیر هدایت و مسیر نعمت‌هاست.

استاد با قاطعیت بیان می‌کنند که پذیرش این نجوا، آغاز بسته شدن درهای رحمت است. در مقابل، تواضع حقیقی در برابر خداوند، یعنی اعتراف دائمی به اینکه «خدایا من هیچم و هرچه هست تویی»، مجوزی است برای اینکه خداوند شما را بر دوش خود بنشاند و از هموارترین مسیر ممکن، به سلامت به مقصد برساند.

برای اینکه بتوانید این جنس از تواضع که نشانه احساس لیاقت بالاست را در خود نهادینه کنید، استفاده از آموزه‌های دوره احساس لیاقت بسیار راهگشا خواهد بود؛ زیرا تنها کسی می‌تواند در برابر خدا خاشع باشد که بنای خودارزشمندی خود را در اتصال به او بداند، نه در تأیید دیگران.

«سپردن اعتبار کارها به خداوند»، فرمول ریاضیِ آسان شدن مسیر زندگی است. استاد با اشاره به تجربیات عمیق شخصی، از دوران نوجوانی تا سرمایه‌گذاری‌های کلان و تصمیمات استراتژیک در کسب‌وکار، نشان می‌دهند که هرگاه انسان گمان کند که این خودش بوده که کارها را با این ظرافت انجام داده است، جریان هدایت را بر روی خود می‌بندد، تنها می‌ماند و باید با زور بازوی محدود و عقل محدودش فقط و فقط تقلا کند. اما هرگاه صادقانه بگوید «خدایا تو انجامش دادی. تو می‌دانی و من نمی‌دانم»، خداوند درهای هدایت را به قلب و ذهن او باز می‌کند و دسترسی او به ایده‌ها و راهکارهای نتیجه‌بخش را باز می‌کند.

این درس به ما می‌گوید که هدایت الهی، منتظرِ خالی شدن ظرف ما از «منم‌منم» کردن‌هاست. چه در یک بازی کامپیوتری ساده، چه در خرید یک ملک و چه در پیچیده‌ترین تحلیل‌های بازار بورس؛ عقل منطقی محدود است اما هوشمندی خداوند نامحدود. وقتی شما به‌جای تکیه بر تحلیل‌های تکنیکال و نظرات دیگران، به الهامی که در قلبتان جاری می‌شود اعتماد می‌کنید (حتی اگر غیرمنطقی به‌نظر برسد)، نتایجی را رقم می‌زنید که برای دیگران شبیه معجزه است.

این فایل به شما جُرأت می‌دهد تا روی شهود قلبی خود حساب کنید. شهود قلبی را برتر از هر استدلال منطقی ذهن بدانید و باور کنید که خداوند در هر لحظه آماده است تا دقیق‌ترین سیگنال‌ها را برای هدایت شما در مسیر ثروت، سلامتی و خوشبختی به قلب شما الهام کند. اما به شرطی که ادعای دانایی را کنار بگذارید و در برابر این نیرو که دید وسیعی به خواسته‌های شما دارد، متواضع باشید.

بخش دیگری از این فایل ارزشمند، به موضوع بسیار مهم «آزادی از بندِ تأیید مردم» می‌پردازد که ریشه در توحید عملی دارد. استاد توضیح می‌دهند که وقتی شما باور دارید خداوند منبع رزق، شهرت و اعتبار شماست، دیگر نگران نیستید که مردم درباره شما چه فکر می‌کنند، آیا شما را لایک می‌کنند یا نقد. این باور به شما قدرتی می‌دهد که حرف حق را بزنید و مسیر درست را بروید، حتی اگر تمام جامعه با شما مخالفت کنند.

کسی که روی خدا حساب کرده، باج نمی‌دهد، از تهدید نمی‌ترسد و برای خوشایند فالوور یا مشتری، اصولش را زیر پا نمی‌گذارد. جالب اینجاست که طبق قانون جهان، وقتی شما برای خدا کار می‌کنید و نه برای مردم، خداوند قلب‌های مردم را به سمت شما نرم و مشتاق می‌کند. این همان اوج احساس لیاقت توحیدی است. اگر می‌خواهید به چنان استحکام شخصیتی برسید که قضاوت‌های دیگران هیچ لرزه‌ای در وجودتان نیندازد و احساس خودارزشمندی‌تان را فقط به رابطه همیشگی خود با خداوند و هدایت‌های بی‌وقفه او گره بزنید، تمرینات و آگاهی‌های دوره احساس لیاقت مکمل بی‌نظیری برای درک عمیق‌تر این بخش از فایل خواهد بود.

در نهایت، پیام قدرتمند این آموزش این است: «همه خیرها از خداست و همه شرها از خودمان.» استاد تأکید می‌کنند که خداوند منبع مطلق نور و خیر است و اگر تاریکی یا مشکلی در زندگی ماست، به دلیل مقاومت‌ها و باورهای محدودکننده خود ماست که جلوی تابش این نور را گرفته‌ایم.


تمرین این قسمت:

در بخش نظرات همین صفحه، تجربیات خود را در موارد زیر بنویسید:

الف) در کدام لحظات زندگی‌تان فکر کردید خودتان همه‌کاره‌اید، به نتایج، دستاوردها یا حتی یک ایده کارا مغرور شدید، تواضع در برابر خداوند را فراموش کردید و اعتبار را به عقل انسانی خود دادید و کار خراب شد؟ چه ضربه‌هایی از ویژگی «منم منم کردن» و مغرور شدن خورده‌اید؟

ب) در مقابل این تفکر، کجاها دست‌هایتان را به نشانه تسلیم بالا بردید، اعتبار را به خدا دادید و دیدید که کارها به شکل معجزه‌آسایی «انجام شد»؟

  • کجاها خداوند درها را برایتان باز کرده و مسیر را برایتان هموار کرده است؟
  • کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گره‌ها را از زندگی شما باز کرده است؟
  • کجاها خداوند بی‌دریغ به شما کمک کرده و مسائل‌تان را حل کرده به‌گونه‌ای که به مو رسیده اما پاره نشده است؟

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1227 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سیده مینا سیدپور» در این صفحه: 3
  1. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1865 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم.

    الْحَجّ

    حُنَفَاءَ لِلَّهِ غَیْرَ مُشْرِکِینَ بِهِ ۚ وَمَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَکَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّیْرُ أَوْ تَهْوِی بِهِ الرِّیحُ فِی مَکَانٍ سَحِیقٍ(٣١)

    کسی که چیزی به‌جای خدا بپرستد، مثل این است که از اوج آسمان سقوط کند و پرنده‌های شکاری، وسط زمین و هوا، او را طعمۀ خود سازند یا تندبادها به جایی دوردست پرتابش کنند!(٣١)

    از قسمت 97 سریال زندگی دربهشت و کامنت دوستان عزیزم زکیه و آوه عزیز، هدایت شدم به این فایل….

    به قول شما استاد قشنگم ما باید این فایلهارو بارها وبارها وبارها گوش کنیم، تاااااا دوباره خر گازمون نگیره یه وقت جو گیر بشیم ویادمون بره که

    (( همه چیز خداست و خداست همه چیز))

    خودمو میگماااا، هروقت اعتبار چیزی در زندگی رو به خودم یا یه آدم دیگه دادم، هر وقت منم منم کردم، واز یاد خداوند غافل شدم و با شیطان رفیق شدم، همون شیطانی که، کارش اینه که بیاد در خوشی ها ونعمت ها و حال خوبی ها وسلامتی و عزت، درست همونجایی که داری کیف زندگیتو میبری، بهت بگه، آفرین ، مرحبا، عجب باهوشی، عجب با استعدادی، عجب زرنگی، عجب مهره ماری داری تووووو، بابا دستخوش ، ایول، کارت درست بود…….. و باهمین آفرین ومرحبا گفتناش بهت، یه دفعه توهم جو گیر میشی و اعتبار همه چیز رو به خودت وزرنگیت میدیووو….

    بعد دقیقا از همونجا سقوط میکنی…

    یا همون شیطانی که وقتی تو سهمتو انجام دادی و باید با صبوری وامید بشینی تا میوه صبر وایمانت برسه، و خدا در زمان ومکان وشرایط مناسب نتایج عالی رو بهت هدیه بده، میاد تو گوشت نجوا میکنه، بدبخت، بیچاره، خاک برسر، الکی اینهمه زحمت کشیدی وتلاش کردی، دیدی فایده نداشت، دیدی عشق و مرام ومعرفت وصداقتت فایده نداشت، دیدی سرمایه کردنت رو فلان پروژه و فلان کار بی فایده بود، دید فلانی قدر محبت هات رو ندونست، دیدی داری آب تو هاونگ میکوبی؟!!!!

    و اونجاست که تو، دوباره سقوط میکنی….

    درست مثل همین آیه

    31 الْحَجّ

    [[[[کسی که چیزی به‌جای خدا بپرستد، مثل این است که از اوج آسمان سقوط کند و پرنده‌های شکاری، وسط زمین و هوا، او را طعمۀ خود سازند یا تندبادها به جایی دوردست پرتابش کنند!]]]]

    کسی که خدا رو فراموش میکنه، حالا خواسته یا ناخواسته، و فقط خودش رو می بینه و فقط به مغز ناقص خودش یا کسائی مثل خودشند تکیه میکنه، در نهایت دقیقا مثل همون کسی میشه حال روزش که خداوند توی این آیه میفرماید.

    برای هممون بارها اتفاق افتاد که وقتی به خاطر فراموشی قدرت وعظمت و حضور خداوند وهدایت ها ولطف ورحمتش در زندگی واموراتم، زمین خوردیم و حس کردیم تمام قلبمون تیکه وپاره شده، حس کردیم از درد زیاد استخونهامون شکسته، با وجود اینکه هنوز زنده بودیم،ولی حس می کردیم یه مرده ی متحرکیم که فقط راه میره….

    چقدر به دیگران تکیه کردیم وبعد پشتمون رو خالی کردند وزمین خوردیم؟

    چقدر روی دیگران حساب کردیم و زدند زیر قول وقرارشون؟

    چقدر برای منفعت طلبی به دیگران خدمت کردیم و نه تنها اصلا براشون ارزشی داشت کار و وجود ما بلکه و در نهایت ذلت وخاری، تردمون کردند ؟

    آه خدای من، ای خدای سبحان، ای بخشنده ی مهربان، چطور حمد و سپاس تورو به جای بیارم، که وقتی دیدی با ظلم به خودکردنهام، در نهایت درد ورنج و ذلت و غم هستم، باز تو بر من رحم کردی و تنها رهام نکردیو نجاتم دادی….

    نه یکبار بلکه بارها وبارها وبارها در سرتاسر عمرم.

    تا اینکه دستمو گرفتیو آوردی پیش کسانیکه، توی این سایت، این فضای مجازی، بدون اینکه از نظر فیزیکی کنار هم باشیم هر روز داریم با نام ویادت، تمرین می کنیم یکتاپرستی رو، توحیدی زندگی وبندگی کردن رو، واز هم می آموزیم که چطور انسانی درستکارتر،صادقتر، با ایمانتر ویکتاپرست تر باشیم، تا در این مسیر زندگی بتونیم خیر وخوشبختی بیشتری رو تجربه کنیم. ان شالله.

    هزاران بارشکرت…

    دو روز قبل میخواستم یه سرمایه گذاری جایی انجام بدم، که به نظر خودم منطقی وبه جا ودرست بود، با شخص مقابل هم صحبت کردم، اون بنده خدا هم گفت: انجام میدم برات..

    بعد یه ساعت پیش خودم گفتم ای دل غافل، من با خدا مشورت نکردم، شیطان از یادم برد که ازش بپرسم، اخه من برای اکثر تصمیماتم به لطف خودش، باهاش مشورت میکنم، چون میدونم که بهترین راه وروش رو بهم پیش نهاد میده، چون واقعا دیگه نمیخوام ونمی تونم هیچوقت به خودم یا دیگران تکیه کنم ودوباره مشرک بشم وبه خودم ظلم کنم.

    رفتم سراغ قرآن، گفت: برو فلان سوره فلان آیه…

    الْأَعْرَاف

    وَمَنْ خَفَّتْ مَوَازِینُهُ فَأُولَٰئِکَ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ بِمَا کَانُوا بِآیَاتِنَا یَظْلِمُونَ(٩)

    و آن‌هایی که کارهایشان بی‌ارزش و دور از حق است، سرمایۀ عمرشان را با نپذیرفتن آیه‌ها و نشانه‌های ما از کف داده‌اند. (٩)

    یعنی کسی جز خدای احد و واحد می تونست به این زیبایی منو هدایت کنه؟ یا من قدرت اینو دارم که بتونم تشخیص بدم چی برام خوبه یا بد؟ یا اینکه نتیجه تصمیماتم به خیر وصلاحم هست یانه؟؟

    توی این آیه از بی ارزشی تصمیمم، واز دست دادن سرمایه ام گفت، وحجت رو بر من تمام کرد.

    وقتی اینجوری منو هدایت میکنه و من دیگه به لطف خودش چرا واما واگر و…..نمیارم، ودیگه اصلا برام مهم نیست که کل دنیا بیان وبگن، بیا انجامش بده، ما میدونیم صد درصد برات سوده، والان وقتشه و انجام ندی پشیمون میشی….

    من تسلیمه تسلیم میشم واز خدا بابت هدایتش سپاسگزاری میکنم، از بهترین برنامه ریز هستی که فقط برام خیر وخوشی وخوشبختی میخواد تشکر می کنم.

    حتی اگه باز نجواها بیان که بخوان فریبم بدند من باز با یاد ونام خدا سعی می کنم به الهاماتم عمل کنم شکر خدا.

    امروز صبح میخواستم در مورد موضوعی با شخصی صحبت کنم، که اتفاقا در مورد مسائل مالی بود، و اگه من پیشنهادی ندم به نفع من میشه، یعنی اگه من تماس نگیرم و چیزی نگم، اوضاع به نفع من پیش میره و از بیرون یا نگاه دیگران، تماس من با اون شخص و تغییر روش اون شخص در کارش باعث میشه من سود ومنفعتی در ظاهر از ادامه اون کار نبرم دیگه ، اما یه چیزی ته قلبم بهم میگه که تو نباید آگاهانه از گفتن حقیقت امتناع کنی، حتی اگه به ضرر خودت بشه، گفتن اون موضوع باعث میشه شخص مقابل مسیر دیگه ای رو انتخاب کنه وبراش نفع بیشتری داشته باشه…

    دوباره از خداوند هدایت خواستم، گفتم مهربونم خدای خوب و مهربون وقشنگم، بگو انجامش بدم یانه؟

    و به سرعت با این آیه جواب قطعی رو بهم داد.

    الْکَهْف

    کَذَٰلِکَ وَقَدْ أَحَطْنَا بِمَا لَدَیْهِ خُبْرًا(٩١)

    بله، قصه این بود و ما از احوال ذوالقرنین کاملاً آگاه بودیم. (٩١)

    بله به این قشنگی دیده بودید؟ اگر چه بله توی این ایه اضافه شده به معنی، ولی من جواب خودم رو گرفتم به این زیبایی….

    وخداوند از احوالات ما باخبره، هر لحظه وهمیشه…

    اصلا هدفش از خلقت ما واین دنیای مادی همین بوده، که ببینه کدوم یکی از ما خودمراقبتر، متواضعتر وتسلیم تر وبا ایمانتر ومتوکلتر هستیم. اصلا فرقه آدمیکه به خدا توکل می کنه وفقط روی خدا حساب باز میکنه با کسی که مثل گذشته ی من، وهنوزم گاهی اکنون، روی خودش یا دیگران یا شرایط ویا اوضاع تکیه می کنه وامید داره در همینه.

    اینکه آدم متوکل صبور وآرام و تسلیمه…ودر نهایت به آسانی به خواسته هاش میرسه و زندگیش نرم وروان میگذره….

    وآدم مغرور و خودخواه ومشرک وجاهل ونادان، که روی خودش ودیگران حساب میکنه، همیشه در ترس ونگرانی و درد ورنج زندگیشو سپری میکنه حتی اگه به خواسته اش هم برسه هیچ لذتی ازش نمیبره …

    الْأَنْفَال

    إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذَا ذُکِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَإِذَا تُلِیَتْ عَلَیْهِمْ آیَاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا وَعَلَىٰ رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ(٢)

    مسلمانان واقعی کسانی‌اند که وقتی یاد خدا به‌میان بیاید، دل‌هایشان به تب‌وتاب می‌افتد و آن‌وقت که آیه‌های الهی برایشان خوانده شود، آن آیه‌ها ایمانشان را زیاد می‌کند و به خدا توکل می‌کنند؛ (٢)

    خدایا مهربانم،پروردگار عرش عظیم، این از لطف و مهربانی توست، که من رو از جهالت ونادانی نجات دادی تا تورو بشناسم، وبه تو نزدیک بشم، یاری ام کن تا حتی لحظه ای از یادت غافل نشم، که هرکسی از یاد تو غافل بشه، مثل همون کسی که تو آیه 31 سوره حج گفتی،گرفتار درد ورنج و نابودی میشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1865 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به تک تک دوستانم

    اجرای توحید در عمل….

    همیشه از دوران مدرسه میدونستم که معنی توحید میشه یکتاپرستی، یعنی به کسی میگن یه شخص توحیدی، که واقعا فقط خدارو میپرسته، مثلا نماز میخونه، روزه میگیره، کارهای خوب انجام میده، مسجد میره و….

    تصورم این شکلی بود دیگه از توحید، بعد که بزرگتر شدم میدیدم که خارجیا، انور آبیا، خصوصا تو فیلمهاشون که نگاه میکردم،نمازه نمیخونند روزه نمیگیرند، ولی چقدر آدمهای با ایمانی هستند چقدر کارهای خوب انجام میدن ودرستکار هستند، ولی به ما میگفتن اونا کافرهستند!!!!!

    چون حجابشون رو رعایت نمی کنند، یا مثلا الکل مصرف میکنند، یا چون میزنن میرقصن همش و…

    واقعا خنده ام میگیره، این سطح از درک پایین و قضاوت آدمها که یه سریها به عنوان مرجع دیدن داشتند و کردند تو مغز ما….

    اصلا تو همین کشور خودمون چرا راه دور بریم، یادمه اگه یکی مثلا بنده خدا معتاد بود، یا الکل استفاده میکرد یا یه خانومی حجاب درست حسابی نداشت و ارایش میکرد و… میگفتن اینا از خدا بیخبرند اینا بی ایمانند!!!!!

    ای واااای بر جهل و نادانی، واقعا چرا پیش خودشون، پیش خودمون فکر نمی کردیم شاید اون از من وما بهتره، شاید به خداش نزدیکتره، شاید مسیرش زودتر وبهتر از من وما به صراط مستقیم باز بشه و هدایت بشه؟

    از کجا میدونستیم که اون آدم چه ارتباطی به خدای خودش در دلش داره؟؟؟؟

    ️️️سوره 80 قرآن کریم: عبس️️️

    ️️️بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ️️️

    به نام خداوند رحمتگر مهربان

    عَبَسَ وَتَوَلَّى ﴿1﴾

    چهره در هم کشید و روى گردانید (1)

    أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَى ﴿2﴾

    که آن مرد نابینا پیش او آمد (2)

    وَمَا یُدْرِیکَ لَعَلَّهُ یَزَّکَّى ﴿3﴾

    و تو چه دانى شاید او به پاکى گراید (3)

    أَوْ یَذَّکَّرُ فَتَنْفَعَهُ الذِّکْرَى ﴿4﴾

    یا پند پذیرد و اندرز سودش دهد (4)

    أَمَّا مَنِ اسْتَغْنَى ﴿5﴾

    اما آن کس که خود را بى ‏نیاز مى ‏پندارد (5)

    فَأَنْتَ لَهُ تَصَدَّى ﴿6﴾

    تو بدو مى ‏پردازى (6)

    وَمَا عَلَیْکَ أَلَّا یَزَّکَّى ﴿7﴾

    با آنکه اگر پاک نگردد بر تو [مسؤولیتى] نیست (7)

    یعنی هر بار این سوره عبس واین 7 آیه رو میخونم به یاد اعمال خودم میفتم، اون وقتها که در پی اون باورهای نادرست دیگران رو قضاوتشون میکردم و برچسب باایمان وتوحیدی بودن یا کافر و بی ایمان بود بهشون میزدم….

    یا حتی وقتایی که خودم رو قضاوت وملامت میکردم که چقدر گناه کردم چقدر از خدا دور شدم دیگه خدا دوستم نداره دیگه دستمو نمی گیره وناامید میشدم از درگاهش وهربار دورتر….

    ولی هممون دیدیم بارها وحتی برای خودمون اتفاق افتاده که الان اینجا هستیم، دیدیم کسایی که معتاد بودند الکلی بودند هوس باز بودند بی ایمان بودند و….اماااااا از یه جایی تسلیم فرمانروای هستی شدند و گفتند مارو به راه راست به راه کسانی که به اونها نعمت دادی هدایت کن و واقعا هدایت شدند پاک ومطهر شدند و زندگی چهره ی پراز عشق و سعادتش رو بهشون نشون داده واگر ریز میشدی تو زندگیشون به وضوح توحیدی بودنشون رو حس میکردی…با ایمان بودن و یکتاپرست شدنشون رو میفهمیدی…

    در مورد سوال اول، کجاها خداوند درها رو برام باز کرده ومنو هدایت کرده؟؟؟

    می تونم بگم همه جا، حتی تو مسیر های نادرست، چون انسان ذاتا میدونه که نیروی برتری وجود داره که همواره می تونه هدایتش کنه، ومن هم حتی تو مسیرهای اشتباه ازش کمک میخواستم حالا یا میدونستم اون حرف یا عمل اشتباه هست یا نمیدونستم ولی بازم از خدا میخواستم که شرایطش رو برام فراهم کنه والبته که خداوند پاسخ میده به در خواست ها، همیشه وهر لحظه واین اجازه واختیار رو هم بهمون میده که عمل کنیم و بازتاب اعمالمون روبرو بشیم…

    همین یک هفته پیش با اینکه میدونستم یه کاری اشتباه هست ودارم عجله میکنم توش و الان وقتش نیست ولی از خدا خواستم راهو باز بذاره که انجامش بدم، قران باز کردم بهم گفت وچه کار بیهوده ای؟؟؟

    یعنی دقیقا گفتااااا، ولی من انجامش دادم ومتاسفانه شامل ضرر مالی و احساسی شدم، یعنی هم 2 میلیون ضرر کردم وهم کلی حرص خوردم که چرا اون خرید واون عمل رو انجام دادم!!!!

    یعنی ما با همچین خدایی روبرو هستیم، آگاه دانا شنوا بینا و پاسخ دهنده واجابت کننده درخواست ها…

    نیومد جلوی منو بگیره که انجامش ندم ولی بهن گفت کارت بیهوده هست انجامش نده….

    کی این وسط ضرر کرد و به خودش ظلم کرد؟؟ من

    خداوند همیشه داره مارو هدایت میکنه وزیبایی جهان وقوانینش به همینه به قول شما استاد قشنگم…

    برام زیاد پیش اومده تو کارم، یادم رفته شروع کارم بگم بانام ویادت شروع میکنم خودت در انجامش یاری ام کن، یا بگم اصلا خودت انجامش بده من نمی تونم من بلد نیستم و گند زدم، اما دقیقا همونجاها که گند میزنم تا بهش میگم من خراب کردم یا دارم خرابش میکنم بیا کمکم جوری میاد همه چیز رو درستش میکنه که در عرض چند ثانیه، چند دقیقه، ورق به نفع من و در راستای خواسته ی من تغییر میکنه واون عمل یا اون حرف به شیوه ای بسیار زیبا وبی نظیر گفته ویا انجام میشه…

    خدا خیلی نزدیکه خیلییییی، جاری وساری هست ، توی افکارمون تو گفتارمون توی اعمالمون، حد فاصله خدا وما فقط حرف زدن هست، حتی تو قلبمون، یعنی فقط توی دلت بی صدا بهش بگی کجاااایی؟ بیا من بهت نیاز دارم…

    همون لحظه اونجاست وحسش میکنی…

    اما وقتی هر جا روی خودم حساب کردم گند زدم گند…

    چندوقت پیش داشتم پرده پذیرایی خونه ی مادرم رو چندسانت کوتاه میکردم که بعد چرخ کنم، مادرم و خواهرم گفتند چقدر صاف کوتاه میکنی چقدر با قیجی راحت کار میکنی پرده به این بزرگی با این طول وعرض خوب ویکدست کوتاهش کردی، بعد منم با یه غروری گفتم کاری نداره تمرین لازمه منم بلد نبودم که خیاطی رو یادگرفتم…!

    بعد پرده رو اوردم خونه که چرخ کنم، یه دفعه گفتم فک کنم یه طرفش کجه، قیچی رو برداشتم و چند سانت بیشتر کوتاهش کردم وچرخ کردم و وقتی تموم شد بردم نصب کردم دیدم از اون حد خودش کوتاهتر شده!!!!!!!

    همونموقعه به خودم گفتم روی چی حساب کرده بودی؟ روی خودت وتوانایی خودت؟

    چرا وقتی داشتی انجامش میدادی نگفتی خدایا توبرام انجامش بده به زیبایی وآسانی؟؟

    چرا وقتی ازت تعریف کردند توی دلت نگفتی خدایا این هنر واستعداد وتوانایی از توهست ومن فقط دارم انجامش میدم اونم تازه به کمک خودت وگرنه مغز پوک من و دستان وپاها و کل جسمم وفکرم هرگز توانایی انجامش رو نداره؟؟؟؟

    بدون شک هدف شما استاد عزیز دلم، فقط وفقط این بوده که آدمهارو با توحید ویکتاپرستی آشنا کنید و تهیه اینهمه دوره و این سایت پراز اگاهی فقط وفقط یک هدف رو دنبال کرده تا الان، زندگی توحیدی داشتن….

    یعنی خیر دنیا وآخرت فقط در همین عمل نهفته ولاغیر….

    ولی چه کسی میتونه بهش عمل کنه؟؟؟

    کسی که تسلیم شده باشه از خودمحوری هاش، از خدایی کردنهاش، از خدا بودن برای دیگران، از مشرک بودن، از منم منم کردنهاش دست برداشته باشه…..

    وبگه ماااا، نه من، یگه خدایا من وتو بیا ما بشیم، تا اون بخشی که سهم منه با کمکت به انجام برسونم واون بخشی که سهم توست رو به تو واگذار کنم تا به بهترین شکل برام انجامش بدی…

    جلسه 2 قدم 9، به تنهایی همه ی حرف رو زده، به تنهایی نقشه ی گنج، چوب جادو، چراغ جادو، وهرچیزیکه بهش نیاز هست تا به آسانی زندگی کنیم و به اسانی به خواسته هامون رو برسیم بهمون داده….

    هرچقدر بهش عمل کنیم خوشبختر وسعادتمندتر زندگی می کنیم والسلاااام….

    استادقشنگم بی نهایت ازتون سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  3. -
    سیده مینا سیدپور گفته:
    مدت عضویت: 1865 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استادعزیزم وسلام به مریم بانوی مهربانم

    وسلام به شما اقا محمد عزیز

    چقدر با خوندن کامنتتون، غرق در نور شدم وعظمت وبزرگی و مهربانی ولطف و حکمت خداوند رو دیدم…

    چقدر قشنگ درکش کردید وخداوند هی وحاضر خواست که با یاد آوریش و ثبتش تواین سایت به منه مینا وبه هرکسیکه اکثر اوقات دنبال چراهای اتفاقات زندگیش میگرده درس بده…

    برا منیکه همیشه دنبال حکمت تضادها واتفاقات ناجالب تو امورات زندگیم میگردم والبته که هر چقدر ظرف وجودیم بزرگتر میشه و بیشتر از خداوند در خواست میکنم مسیر رو بهم بگه، حکمتهاش رو یکی پس از دیگری بهم نشون میده…

    خداوند میخواست با اون قهر بین شما و خانومتون بهتون سالگرد ازدواجتون رو یاد اور بشه…

    البته که با سختی همراه بود ولی نهایتش موجب شادی دل شما وهمسرتون شد…

    بهتون آموخت که غرور نداشته باشید واینکه به خاطر استحکام رابطه وعشق، سعی کنید تاریخهای خاص زندگی مشترکتون یادتون باشه که چقدر این امر از طرف آقایون برای خانومها باعث مسرت و شادی هست ونشون دهنده ی عشق وعلاقه…

    من معتقدم که روابط باید بر پایه عشق دوطرفه باشه و بیشتر اوقات عشق به این شکل توی روابط زوجین خودش رو نشون میده…

    واینکه یکی بیاد ادعا کنه بگه نه بابا اینا نشونه ی عشق و دوستداشتن نیست آدم باید از درون با خودش در صلح باشه باید از درون انقدر غنی باشه که نیاز به توجه نشده باشه نمیشه که مگه غیر اینه که انسانها به توجه ومحبت هم احتیاج دارند واصلا جهان بر پایه عشق ومحبت ومهربانی داره اداره میشه واگه نشون دادن دوستداشتن اینا نیست؟پس چی نشونه ی دوستداشتن هست؟

    مگر غیر اینکه گفتن عاشقتم دوستت دارم، توجه به نیازهای جسمی و جنسی و عاطفی ….طرف مقابل

    اینکه در پی این باشی که عشق ودوستداشتنت رو در قالب خرید یه هدیه یا گل ویا درست کردن یه غذا و….نشون بده به طرف مقابلش…

    واینکه خداوند می فرماید، با هر سختی آسانی هست….

    ولی چقدر خوبه که من نوعی انقدر ذهنم وتوجه تمرکزش روی اهدای عشق ومهربانی و شادی ومحبت به عزیزانم وبه کل جهان باشه، که ذهنم تربیت بشه که چطور واز چه طریقی این همه عشق ومحبت و دوستداشتن ومهربانی رو تقدیم کنم به جهان وجهانیان وخصوصا عزیزانم.

    تا خدایی نکرده با به وجود اومدن تضاد جهان من رو مجبور به کاری نکنه و از طریق ناخواسته منو به سمت خیر وخواسته هدایت نکنه…

    تجربه بهم ثابت کرده که هرچقدر من خودمراقبتر میشم هر چقدر تمرکزم روی خودم واموراتم واطرافم بیشتر میشه با تضاد وناخواسته ی کمتری روبرو میشم…

    اما یاد گرفتم که توی تضادها سریع وصل بشم به منبع وازش بخوام که هدایتم کنه تا از بهترین طریق از این تضاد عبور کنم والحق که خداوند همیشه اماده هست برای اینکه از بهترین راه وروش منو هدایت کنه به مسیری روشن وپر از خیر وبرکت…

    هر کدوم از ماها هزار تا از این اتفاقات توی زندگیم افتاده و خداوند هم هزاران بار بهمون خیر وخوشیمون رو الهام کرده و هدایتمون کرده اماااااااااا….

    نادانی ونااگاهی وبی ایمانی ما موجب شده یا متوجه نشیم یا زود فراموش کنیم…

    وخداوند شر وخیر هرکسی رو هر لحظه بهش الهام میکنه….

    میخوای پیامبر باشی، یا انسانی اگاه یا نااگاه….

    دوست عزیزم ان شالله همیشه وهر لحظه درصراط مستقیم ودر مسیر خیر وخوشی کنار عزیزانتون در پناه امن خدا باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: