توحید عملی | قسمت ۱۰
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، عصارهای ناب از توحید عملی و کلید رمزگشایی از دروازههای نعمت و ثروت بیپایان است. استاد عباسمنش در این آموزش، پرده از قانونی برمیدارند که مرز باریک میان «سقوط به دره غرور» و «صعود به قلههای موفقیت پایدار حاصل از تواضع در برابر خداوند» است.
درس بزرگ این فایل، مفهوم عمیق و تکاندهنده «وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی» است؛ یعنی تو نبودی که تیر انداختی، بلکه خداوند بود که انداخت.
این فایل به ما میآموزد که حتی اگر ماهرترین تیرانداز باشیم، حتی اگر سالها تمرین کرده باشیم و تیر و کمانمان را به بهترین شکل آماده کرده باشیم، اصابت آن تیر به هدف و آن پیروزی نهایی، تنها و تنها کار خداست و در گرو هدایت خدا و پیروی ما از هدایتهای خداوند است.
آموزههای این قسمت به ما یادآوری میکند که: دام بزرگ شیطان و نفس اماره دقیقاً در لحظه موفقیت پهن شده است و شیطان همواره از طریق غرور کاذب، ما را بهراحتی گمراه میکند. استاد عباسمنش به ما این کلید را میدهد که: همان لحظهای که ذهن این نجوا را سر میدهد که «این من بودم که باهوش بودم، این هنر من بود، این استراتژی من بود»، بدانید شروع خروج از مسیر هدایت و مسیر نعمتهاست.
استاد با قاطعیت بیان میکنند که پذیرش این نجوا، آغاز بسته شدن درهای رحمت است. در مقابل، تواضع حقیقی در برابر خداوند، یعنی اعتراف دائمی به اینکه «خدایا من هیچم و هرچه هست تویی»، مجوزی است برای اینکه خداوند شما را بر دوش خود بنشاند و از هموارترین مسیر ممکن، به سلامت به مقصد برساند.
برای اینکه بتوانید این جنس از تواضع که نشانه احساس لیاقت بالاست را در خود نهادینه کنید، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت بسیار راهگشا خواهد بود؛ زیرا تنها کسی میتواند در برابر خدا خاشع باشد که بنای خودارزشمندی خود را در اتصال به او بداند، نه در تأیید دیگران.
«سپردن اعتبار کارها به خداوند»، فرمول ریاضیِ آسان شدن مسیر زندگی است. استاد با اشاره به تجربیات عمیق شخصی، از دوران نوجوانی تا سرمایهگذاریهای کلان و تصمیمات استراتژیک در کسبوکار، نشان میدهند که هرگاه انسان گمان کند که این خودش بوده که کارها را با این ظرافت انجام داده است، جریان هدایت را بر روی خود میبندد، تنها میماند و باید با زور بازوی محدود و عقل محدودش فقط و فقط تقلا کند. اما هرگاه صادقانه بگوید «خدایا تو انجامش دادی. تو میدانی و من نمیدانم»، خداوند درهای هدایت را به قلب و ذهن او باز میکند و دسترسی او به ایدهها و راهکارهای نتیجهبخش را باز میکند.
این درس به ما میگوید که هدایت الهی، منتظرِ خالی شدن ظرف ما از «منممنم» کردنهاست. چه در یک بازی کامپیوتری ساده، چه در خرید یک ملک و چه در پیچیدهترین تحلیلهای بازار بورس؛ عقل منطقی محدود است اما هوشمندی خداوند نامحدود. وقتی شما بهجای تکیه بر تحلیلهای تکنیکال و نظرات دیگران، به الهامی که در قلبتان جاری میشود اعتماد میکنید (حتی اگر غیرمنطقی بهنظر برسد)، نتایجی را رقم میزنید که برای دیگران شبیه معجزه است.
این فایل به شما جُرأت میدهد تا روی شهود قلبی خود حساب کنید. شهود قلبی را برتر از هر استدلال منطقی ذهن بدانید و باور کنید که خداوند در هر لحظه آماده است تا دقیقترین سیگنالها را برای هدایت شما در مسیر ثروت، سلامتی و خوشبختی به قلب شما الهام کند. اما به شرطی که ادعای دانایی را کنار بگذارید و در برابر این نیرو که دید وسیعی به خواستههای شما دارد، متواضع باشید.
بخش دیگری از این فایل ارزشمند، به موضوع بسیار مهم «آزادی از بندِ تأیید مردم» میپردازد که ریشه در توحید عملی دارد. استاد توضیح میدهند که وقتی شما باور دارید خداوند منبع رزق، شهرت و اعتبار شماست، دیگر نگران نیستید که مردم درباره شما چه فکر میکنند، آیا شما را لایک میکنند یا نقد. این باور به شما قدرتی میدهد که حرف حق را بزنید و مسیر درست را بروید، حتی اگر تمام جامعه با شما مخالفت کنند.
کسی که روی خدا حساب کرده، باج نمیدهد، از تهدید نمیترسد و برای خوشایند فالوور یا مشتری، اصولش را زیر پا نمیگذارد. جالب اینجاست که طبق قانون جهان، وقتی شما برای خدا کار میکنید و نه برای مردم، خداوند قلبهای مردم را به سمت شما نرم و مشتاق میکند. این همان اوج احساس لیاقت توحیدی است. اگر میخواهید به چنان استحکام شخصیتی برسید که قضاوتهای دیگران هیچ لرزهای در وجودتان نیندازد و احساس خودارزشمندیتان را فقط به رابطه همیشگی خود با خداوند و هدایتهای بیوقفه او گره بزنید، تمرینات و آگاهیهای دوره احساس لیاقت مکمل بینظیری برای درک عمیقتر این بخش از فایل خواهد بود.
در نهایت، پیام قدرتمند این آموزش این است: «همه خیرها از خداست و همه شرها از خودمان.» استاد تأکید میکنند که خداوند منبع مطلق نور و خیر است و اگر تاریکی یا مشکلی در زندگی ماست، به دلیل مقاومتها و باورهای محدودکننده خود ماست که جلوی تابش این نور را گرفتهایم.
تمرین این قسمت:
در بخش نظرات همین صفحه، تجربیات خود را در موارد زیر بنویسید:
الف) در کدام لحظات زندگیتان فکر کردید خودتان همهکارهاید، به نتایج، دستاوردها یا حتی یک ایده کارا مغرور شدید، تواضع در برابر خداوند را فراموش کردید و اعتبار را به عقل انسانی خود دادید و کار خراب شد؟ چه ضربههایی از ویژگی «منم منم کردن» و مغرور شدن خوردهاید؟
ب) در مقابل این تفکر، کجاها دستهایتان را به نشانه تسلیم بالا بردید، اعتبار را به خدا دادید و دیدید که کارها به شکل معجزهآسایی «انجام شد»؟
- کجاها خداوند درها را برایتان باز کرده و مسیر را برایتان هموار کرده است؟
- کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گرهها را از زندگی شما باز کرده است؟
- کجاها خداوند بیدریغ به شما کمک کرده و مسائلتان را حل کرده بهگونهای که به مو رسیده اما پاره نشده است؟
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱۰421MB54 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱۰52MB54 دقیقه






به نام خدایی که هرچه داریم از اوست و مارا به ساده ترین شکل ممکن به مسیر خواسته هایمان هدایت میکند
خدارا صدهزار مرتبه شکر که با اشک شوق حاکی از هدایت همیشگی پروردگار دارم با عشق و با اشکی جاری براتون مینویسم
استادجان نمیدونید این فایل بامن چه کرد و چقدر ظرف من با گوش دادن این فایل بزرگتر شد
تواضع و خشوع دربرابر خداوند همیشه چاره ساز هست و فقط باتفکر به این جمله باعث میشه درهایی از آگاهی و نعمت وثروت به روم باز بشه که حتی نتونم توصیفش کنم الان که دستانم روی صفحه کیبور حرکت میکنند فقط میتونم خداروشکر کنم از اینهمه زیبایی، حس خوب، آگهی و تک تک سلول های وجودم داره غنی میشه بوسیله این آگاهی ها و دوست دارم جریان هدایتم به این فایل زیبا رو برای شما عزیزان بنویسم:
یادمه چندوقت پیش دوست عزیزم این فایل رو به من پیشنهاد دادند و من مقاومت داشتم و همون موقع به هدایت خداوند توجه نکردم که نگاش کنم اما دقیقا دورروز پیش یه حسی به من گفت برای دوست عزیزم یک ویس بزارم اونم در چه وضعیتی با اینترنت خاموش و جالبه که روز بعدش به دست ایشون رسید و بعدش به من گفتن که این یه نشونه بوده تا به من مجدد درمورد این فایل آگاهی بدن و جالب تر اینجاست که خود من که معمولا صبح ها یک فایل رو بررسی میکردم و روش کامنت میزاشتم حسم گفت فایلی رو نگاه نکنم و دقیقا مصادف شد با ویس ایشون که اصلا نشانه ها غوغا میکرد و آمدم و عاشق تر و شیداتر از همیشه جام آگاهی هارو بر آتش دل ریختم تا خاموش شود ومن آرام بگیرم از اینهمه احساس آرامش و رابطه عمیق خداگونه که خداوند من را به این مسیر زیبا هدایت کرده است
چندوقتی بود که ذهنم درگیر چندین موضوع مختلف بود که خداروشکر چقدر قشنگ در این فایل به آنها اشاره شده بود
جالب اینجاست زمانی که میخواستم کامنت بزارم نمیدونم چرا ورودم به سایت دچار مشکل شد و زمانی توانستم وارد سایت شوم که تنها از ته قلبم از خداوند هدایت خواستم و به آسان ترین شکل ممکن مشکلی که بود برطرف شد خدایاشکرت
مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ وَمَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ ۚ وَأَرْسَلْنَاکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا ۚ وَکَفَىٰ بِاللَّهِ شَهِیدًا
هر چه از انواع نیکویی به تو رسد از جانب خداست و هر بدی رسد از خودِ توست، و ما تو را به رسالت برای مردم فرستادیم، و تنها گواهی خدا کافی است
این جمله طلایی باید سرلوحه تمام مراحل زندگی همه ما باشد و خداراشاکرم که من را به این مسیر زیبا هدایت کرد
*به هرجا و هرموفقیتی برسی آن را خداوند به تو داده است پس مراقب باش تا اعتبار آن را به خود ندهی
وَلَهُ مَا سَکَنَ فِی اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ
و همه موجوداتی که در [عرصه] شب و روز آرام دارند، در سیطره مالکیّت خدا هستند؛ و او شنوا و داناست.
قُلْ أَغَیْرَ اللَّهِ أَتَّخِذُ وَلِیًّا فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَهُوَ یُطْعِمُ وَلَا یُطْعَمُ قُلْ إِنِّی أُمِرْتُ أَنْ أَکُونَ أَوَّلَ مَنْ أَسْلَمَ وَلَا تَکُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِکِینَ
بگو: آیا جز خدا را که آفریننده آسمان ها و زمین است، سرپرست و یاور خود گیرم؟ و اوست که روزی می دهد و خود بی نیاز از روزی است.
بگو: من مأمورم نخستین کسی باشم که فرمان خدا را گردن نهد، و فرمان یافته ام که هرگز از مشرکان مباش.
قُلْ إِنِّی أَخَافُ إِنْ عَصَیْتُ رَبِّی عَذَابَ یَوْمٍ عَظِیمٍ
بگو: مسلماً اگر پروردگارم را نافرمانی کنم، از عذاب روزی بزرگ می ترسم
مَنْ یُصْرَفْ عَنْهُ یَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمَهُ وَذَلِکَ الْفَوْزُ الْمُبِینُ
هر کس در آن روز، عذاب از او برگردانده شود، قطعاً خدا به او رحم کرده، و آن است کامیابی آشکار.
وَإِنْ یَمْسَسْکَ اللَّهُ بِضُرٍّ فَلَا کَاشِفَ لَهُ إِلَّا هُوَ وَإِنْ یَمْسَسْکَ بِخَیْرٍ فَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
و اگر خدا تو را آسیب و گزندی رساند، کسی جز او برطرف کننده آن نیست، و اگر تو را خیری رساند [حفظ و دوامش فقط به دست اوست]؛ پس او بر هر کاری تواناست.
وَهُوَ الْقَاهِرُ فَوْقَ عِبَادِهِ وَهُوَ الْحَکِیمُ الْخَبِیرُ
اوست که بر بندگانش چیره و غالب است، و او حکیم و آگاه است.
قُلْ أَیُّ شَیْءٍ أَکْبَرُ شَهَادَهً قُلِ اللَّهُ شَهِیدٌ بَیْنِی وَبَیْنَکُمْ وَأُوحِیَ إِلَیَّ هَذَا الْقُرْآنُ لِأُنْذِرَکُمْ بِهِ وَمَنْ بَلَغَ أَئِنَّکُمْ لَتَشْهَدُونَ أَنَّ مَعَ اللَّهِ آلِهَهً أُخْرَى قُلْ لَا أَشْهَدُ قُلْ إِنَّمَا هُوَ إِلَهٌ وَاحِدٌ وَإِنَّنِی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ
به کافران و مشرکان که برای حق بودنِ نبوتت گواه می طلبند بگو: گواهی چه کسی از همه گواهان بزرگ تر است [تا او را بر حقّانیّت نبوتم برای شما گواه آورم]؟ بگو: خدا میان من وشما گواه است [که گواهی اش بزرگ ترین ومطمئن ترین و صحیح ترین گواهی هاست]، و این قرآن [که گواهی خدا بر حقّانیّت نبوّت من است] به من وحی شده تا به وسیله آن شما وهر کس را که این قرآن به او می رسد بیم دهم. آیا شما [با دلیل استوار و محکم] گواهی می دهید که با خدا معبودهای دیگری به عنوان شریک هست؟ بگو: [چون دلیلی وجود ندارد] من گواهی نمی دهم. بگو: فقط معبود یگانه و یکتا اوست، و من از معبودهای باطلی که شریک او قرار می دهید، بیزارم.
الَّذِینَ آتَیْنَاهُمُ الْکِتَابَ یَعْرِفُونَهُ کَمَا یَعْرِفُونَ أَبْنَاءَهُمُ الَّذِینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُمْ فَهُمْ لَا یُؤْمِنُونَ
کسانی که به آنان کتاب آسمانی دادیم، همان گونه که پسرانشان را می شناسند پیامبر را می شناسند؛ فقط کسانی که سرمایه وجودشان را تباه کردند، ایمان نمی آورند.
وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللَّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآیَاتِهِ إِنَّهُ لَا یُفْلِحُ الظَّالِمُونَ
ستمکارتر از کسی که بر خدا دروغ بسته، یا آیات او را تکذیب کرده، کیست؟ یقیناً ستمکاران، رستگار نخواهند بود.
وَیَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَمِیعًا ثُمَّ نَقُولُ لِلَّذِینَ أَشْرَکُوا أَیْنَ شُرَکَاؤُکُمُ الَّذِینَ کُنْتُمْ تَزْعُمُونَ
و یاد کنید روزی که همه آنان را [در عرصه قیامت] جمع می کنیم، سپس به کسانی که شرک ورزیده اند، می گوییم: شریکانتان که آنان را شریک خدا می پنداشتید، کجایند [تا شما را از عذاب امروز نجات دهند؟]
استاد جان این آیه از قرآن دری از اگاهی های بی انتها رو به روی من باز کرد و تنها میتوانم از شما بابت یاداوری این آیه زیبا سپاسگزاری کنم:
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
(ای مؤمنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول) چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد) و برای آنکه مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست.
آیه 17 سوره انفال
*به اندازه ای که در برابر خداوند متواضع هستی به همان اندازه ارج و قربت نزد مردم بیشتر است و به همان اندازه الهامات را دریافت میکنی و خداوند اجازه میدهد تا برروی شانه هایش بنشینی و شرایط به بهترین شکل ممکن پیش میرود اما به یک شرط و آن هم تواضع و تواضع و تواضع در برابر پروردگار
*بپذیریم که خداوند کارها را انجام میدهد و تسلیم او باشیم و هیچ گاه فکر نکنیم که من دارم کار خاصی انجام میدهم
*هرروز به خود و خداوند اعلام کنیم :خداوندا من دربرابر تو هیچ چیز نیستم و به هرخیری از جنب تو برسد فقیرم
*تومرا هدایت کن، توراهنمای من باش
«هُوَ الله الَّذى لا إلهَ إلا هُوَ عالِمُ الْغَیْبِ و الشَّهادَهِ هُوَ الرَّحمنُ الرَّحیم»
«هُوَ اللهُ الَّذى لا إلهَ إلاَّ هُوَ الْمَلِکُ الْقُدُّوسُ السَّلامُ الْمُؤمِنُ الْمُهَیْمِنُ اَلْعَزیزُ الْجَبّار الْمُتَکَّبِر سُبحانُ اللهِ عَمّا یُشْرِکُونَ»
«هُوَ اللهُ الْخالِقُ البارىءُ اَلْمُصَوِّرُ لَهُ الأسماءُ الْحُسنى یُسَبِّحُ لَهُ ما فى السَّماواتِ وَ الاَْرضِ وَ هُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ»
خداوندا توعظیمی، وهابی، رحیم، رحمان،دانا، سمیع ،بصیر
و هشدار که مواظب نفس اماره و غرور خود باشیم
اَمّا مَن خافَ مَقامَ رَبّهِ وَ نَهَی النَّفسَ عَنِ الهَوی فَاِنَّ الجَنَّهَ هِیَ المَأوی «سوره نازعات، آیه 40 و 41»
هر کس که از مقام پروردگارش بیم داشته باشد و جلوی نفس را از هوی پرستی بگیرد، مأوی و جایگاه او بهشت است.
فَاَما مَن طَغی وَ آثَرَ الحیاه الدُّنیا فَاِنَّ الجَحیمَ هِیَ المَأوی «سوره نازعات، آیات 37 تا 39»
پس آن کس که طغیان کرد و زندگی دنیا را برگزید، دوزخ جایگاه اوست.
أَفَرَأَیتَ مَنِ اتَّخَذَ اِلهَهُ هَواه «سوره جاثیه، آیه 23»
آیا دیدی آن کسی را که هوای نفس خودش را معبود خویش قرار داده است؟
خداوندا کمکم کن تا یادم باشد هر انچه دارم از تواست و توبه من دادی و از توبه من رسیده*
*من هیچ کاری برای ساخت مغز و یا حتی بدنم انجام ندادم و همه از فضل خداوند است (عظمت کیهان، الهامتی که خداوند استاد عزیز را هدایت میکند)
چقدر لذت بردم که از الهامات خود روی استیج صحبت کردید و عاشقانه بارها و بارها این فایل را نگاه کردم
چه زیبا خداوند فقط الهامات را روی استیج به شما میگفت و قبل و بعد از برنامه هیچ گونه الهامی نداشتید خدایاشکرت
و مثال منظومه شمسی و مدارهای سردتر و گمتر با منطق هدایتی خود قانون فرکانس را به ما توضیح میدهد
تحسین میکنم ماجرای جالب و هدایتی سفارت در مورد شما که به آسان ترین شکل ممکن به آمریکا هدایت شدید و فقط همان روز خانمی که فارسی بلد بودند آنجا حضور داشتند
باور شاه کلید:
خدایا من میخواهم بدانم و باور کنم که برای ساخت ثروت و پیشرفت در کار مورد علاقه ام نیازی نیست هیچ هزینه ای کنم و تو کارها را برای من انجام میدهی و آن زمان ایده ها،هدایت، شرایط بسیار عالی و آسان، مشخص کردن اصول توسط خداوند به ما الهام میشود
*باید همیشه به یاد داشته باشیم که اگر غره بشویم و ذهن خود را عامل همه اتفاقات بدانیم دیگر الهامی دریافت نمیکنیم
باید همیشه خود را محتاج و وابسته خداوند بدانیم و فقط از او کمک و یاری بخواهیم
ماجرای یوسف پیامبر دلیلی مستحکم برای این یادآوری ارزشمند است
*خداوند به شکل درست در زمن و مکان درست و زمانی که من اماده دریافت نعمات هستم من را هدایت میکند و ان زمان برای من بهترین زمان ومکان ممکن است و توانایی خدمت رسانی و دریافت نعمات را دارم
خداوند میگوید:
تونگران نباش من در زمان و مکان مناسب به تو میگویم که به چه شکل عمل کنی و خداوند بهترین چیدمان را برای ما درنپر دارد
وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ
اعتبار تمام عوامل را باید به خداوند بدهیم
تعریف بسیار زیبا از غرور که من عاشق این تعریف شدم:
غرور به معنای فخرفروشی به دیگران نیست اگر ما فکرکنیم که همه کارها را ما داریم انجام میدیم ان موقع معنا معنای غرور است
*زمانی الهامات به ماگفته میشود که انسان بپذیرد هیچ چیز نیست و تمام جهان تنها بوسیله خداوند اداره میشود
بارها برای من پیشامد که به الهامات توجه کردم و خداوند معجزه ها برایم رقم زد و دقیقا زمانی که این قضیه را فراموش میکنم خداوند نشانه ها را به من یاداوری میکند
تحسین میکنم زندگی شما که براساس قانون پایه گزاری شده در کوچکترین مسائل ممکن در یک بازی کردن ساده فوتبال
بازی پینگ پونگ، خرید کردن، رفت و امد، انتخاب مسیر درست و گل سرسبد همه انها قانون سلامتی که باعث شده عوامل نادرست و نامناسب حذف بشن و خداوند براتون اطلاعات رو الک کرد خدایاشکرت
چقدر این چیدمان برایم جالب و لذت بخش است که زمانی اتفاق به ظاهر ناخوش آیندی رقم میخورد و در نهایت به بهترین شکل ممکن رقم میخورد و از دور به نظر میرسد ان اتفاق از عمد رقم خورده درصورتی که اصلا اینچنین نبوده و تنها هدایت و برنامه ریزی دقیق خداوند بوده است
مثالی جالب و کوتاه در این مورد برای عزیزان بیان میکنم:
من چند وقتی بخاطر کار و علاقه ام که نقاشی هست دنبال لوله مقوایی میگشتم قضیه از جایی شروع میشه که استند ظرف خونه امون که تازه جابجا شدیم مخواستیم عوض کنیم و من با هدایت همیشگیم به دنبال مکان مناسب بودم که به یه ابزار فروشی هدایت شدم که بخاطر سایز بزرگ استند فقط ابزار فروشیا داشتن و جالب اینجاست که همونجا لوله مقوایی که اصلا قبلش پیدا نمیکردم دیدم و جالب اینجاست که به یه موکت فروشی هدایت شدم که دقیقا لوله مقوایی مدنظر من رو به صورت رایگان داشت و میلیون ها مثال دارم از همزمانی ها و خواسته هایی که شاید به ظاهر کوچک باشن اما پراز درس و تجربه زندگی هستن و فقط باید خداوند رو شکرکنیم چون زمانی همین خواسته های کوچک برای ما فوق العاده بزرگ بودن
و یک نکته خیلی جالب برام اینجاست که زمانی که انسان در فرکانس مثبت قرار میگیره انگار خداوند به معنای واقعی کلمه تمام جهان رو برای کمک کردن بسیج میکنه و بازهم خداروشکر
نکته بعدی که میخوام بهش اشاره کنم این مورد هست که من با اینکه علاقه داشتم سفارش نقاشی بگیرم اما چون ظرفم اماده نبود و اماده خدمت رسانی به دیگران نبودم اتفاق نمیفتاد اما از زمانی که خداوند روباور کردم و باورهام تغییر پیدا کردند باعث شد چندین نشانه واضح در این باره دریافت کنم و چقدر این مثالتون استادجان که حتی درسریال گفتگوی استاد با دوستان هم بهش اشاره کرید برام قابل تحسین هست که جهان مثل آئینه عمل میکنه چه زمانی دست ما در آئینه بالا میره؟
زمانی که من دستم رو بالا میبرم و این مثال عینی اتفاقات روزانه ما و ارتباط بین باورها و اتفاقاتی هستش که رقم میخوره
و بازهم دوست دارم عاشقانه به این آیه زیبا اشاره کنم
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ ۚ وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ ۚ وَلِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلَاءً حَسَنًا ۚ إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ
(ای مؤمنان) نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول)، چون تو تیر (یا خاک) افکندی نه تو بلکه خدا افکند (تا کافران را شکست دهد) و برای آنکه مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست.
به اندازه ای که خاشع و متواضع هستیم در برابر خداوند، خداوند هم به همان میزان کارها را انجام میدهد
*هرچقدر خاشع تر باشیم، کارها روان تر انجام میشود و اتفاقات راحت تر رقم میخورد
*خداوند ایده های مناسب را زمانی که ظرف ما اماده باشد به ما الهام میکند و قدم هارامشخص میکند
إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ: (پروردگارا) تنها تو را میپرستیم، و تنها از تو یاری میجوییم.
وقتی میدانم خداوند همه کارها را برای من انجام داد آنگاه، بیشتر درک میکنم که خداوند:
چه دلهایی را برایم نرم کرد
چه درهایی باز کرد که هیچ ایده ای نداشتم
چه زمانی به مو رسید اما پاره نشد
و اما کجاها مغرور شدم و خداوند با خاک یکسانم کرد
میخوام داستان جالبی در مورد نرم ششدن دل ها و بازشدن راه ها بگم
من با استادی بعد از بررسی های بسیار شروع کردم به برداشت کلاس نقاشی و خب تا مدت زمان طولانی ایشون مکانی رو برای تدریس نداشتن از خداوند هدایت خواستم و طبق الهامم به تمام آموزشگاه های شهرمون زنگ زدم حدود 20تا اموزشگاه بود که هرکدوم رو زنگ میزدم و به هردری میزدم ی قبول نمیکردن که استادی به جز استاد خودشون باشه و یا مبالغ به اندازه ای زیاد بود که من از پرداخت هزینش برنمیومدم و دقیقا زمانی که گفتم خدایا خودت درستش کن اخرین اموزشگاه با یک قیمت بسیار رویایی که هزینه شهریه بود قبول کرد و اتفاقات جادویی بعدش رویایی بود از اون به بعد تونستم تو یکی دیگه از اموزشگاه هایی که خیلی فاصله ای با این اموزشگاه نداشت مشغول به کاراموزی بشم که بااینکه رایگان بود اما اصلا برام اهمیتی نداشت و فقط دوست داشتم علاقه خود رو تجربه کنم و خداوند دل مدیر اون آموزشگاه رو برام نرم کرد که بتونم بدون سابقه خاص و اینکه مهارتم اونقدر پیشرفته نبود شروع به تدریس کنم
در آموزشگاهی که کلاسم برگزار میشد با همکلاسی های دیگری که خداوند برایم فرستاده بود مقدار شهریه کمتری پرداخت باید پرداخت میکردم که چقدر به اون هزینه احتیاج داشتم
و منشی اون اموزشگاه دختری بود که من چقدر تحسینش کردم و تونست کارگاه شخصی خودش رو در زمینه نقاشی روی چوب تاسیس کنه و نمونه بارز حرکت کردن و رشد وپیشرفت بود
و جالب اینجاست در جابجایی منزلمون ما میزنهارخوریمون رو به شکلی کاملا هدایتی فروختیم و من صندلی نداشتم تا روش بشینم و کار کنم و دقیقا درزمان و مکان درست استادم یک صندلی داشتن که بدون هیچ هزینه ای بهم دادن و خداوند حتی ابزاری که لازم داشتم و باید کار میکردم برام از جایی که فکرش رو هم نمیکردم فراهم کرد خدایاشکرت
الان که دارم براتون مینویسم بازهم اشک شوق در چشمانم حلقه میزنه و خدارا شاکرم
خداوند همه خیرها رو میرساند ما یا خیر را دریافت میکنیم و یا مقاومت میکنیم و دریافت نمیکنیم
*فقط یک منبع روشنایی و ثروت وجود دارد: یا من به سمتش میروم و دریافتش میکنم و یا مقاومت دارم ودریافتش نمیکنم
مثل خورشیدی که اگر به غار بروم نورش را دریافت نمیکنم
و اگر جلوی نور را با باورهای نامناسبم بگیرم جلوی ورود نعمت هارا به زندگیم گرفتم
*ما میتوانیم بدون واسطه به خداوند وصل شویم
*فقط کافیست در هرلحظه خداوند را باور داشته باشیم و نگران رفتن و ناراحت شدن دیگران نباشیم و باور درستی که باید داشته باشیم این مورد است که:تمام کارها را خداوند برایم انجام میدهد و اگر بقیه برن خداوند کارهارا برای من انجام میدهد همانگونه که در جنگ مدینه و یثرب تمام کارها را او انجام داد
*وقتی ایمان داشته باشیم خداوند دارد کارهای من را انجام میدهد، باج به غیر خدا نمیدهیم و از کسی نمیترسیم، نگران نیستیم، نگران تهدید بقیه نیستیم و هیچ گونه هراسی نداریم
*خداوند تنها منبع خیر،خوشی،نیکی،سلامتی و ثروت در جهان است و زمانی که نحوه فکر ما عوض بشود بحث الهامات را راحت تر دریافت میکنیم و عاشق مثالتون شدم استاد عزیز اگر متوجه نشیم باز هم از خدا نشانه بخوایم و حتی اگر جایی نیاز به اگاهی بیشتر یا پس کله خوردن از خدا داریم اشکالی نداره و باعث میشه درکمون بیشتر بشه، ظرفمون بزرگتر بشه و با دید بهتری نشانه های خداوند رو دریافت کنیم و چقدر جالب که خداوند با هرکس براساس شخصیت فرد به نوعی الهام رو به اون فرد میگه که واضح باشه
*به همان اندازه ای که خاشع تر باشیم در برابر خداوند، خداوند کارها را به زیباترین شکل ممکن میچیند و برنامه ریزی میکند …..
درپناه خدا باشید عاشقتونم
به نام خدایی که مارا به آسان ترین شکل ممکن به مسیرخواسته هایمان هدایت میکند
سلام به شما دوست عزیزم
در جواب کامنت شما به احساسی توجه کردم که به من گفته شد جواب کامنت شمارو بدم
اینکه به این نکته بسیار خوب که اعتبار همه کارها را به خدا بدهیم توجه کردید جای تحسین و سپاسگزاری داره و اما سوال شما :
ولی پس چطور بیام رو توانایی هام متمرکز بشم وقتی من هیچکدوم رو انجام ندادم ؟
دوست عزیز مبدا همه چیز درما به خداوند برمیگرده این یعنی اینکه هرکس با وجود توانایی های منحصربفرد خودش بازهم ریشه و مبدا وجودش به خداوند برمیگرده
پس شما درحین توجه به نکات مثت توانایی هاتون باید بتونید بگید مبدا و ریشه این توانایی ها به خداوند یکتا برمیگرده یعنی درشما توانایی وجود داره و درهرفرد متفاوت هست اما این توانایی و ریشه رو نباید براساس قضاوت و ذهن منطقی خودتون بهش نگاه کنید بلکه باید بگید خداوندی که رزاق هست در وجود و روح من این توانایی رو قرار داده پس من باید شاکرباشم که خداوند این توانایی رو به من داده تا به کمک اون بتونم به رشد و پیشرفت جهان کمک کنم و باعث پیشرفت جهان بشم
استعداد و توانایی صرف مهم نیست مهم اینه که شما با چه باور و جایگاه و صفاتی به اون توانایی یا مهارت نگاه میکنید و اعتبار داشتن و منبع اون مهارت رو آیا براساس هوش و استعداد خودتون میدونید یا اینکه منبع اون مهارت رو به خداوند میدید و در جهت رشد و مواظبت از مهارتتون چه اقدامات عملی انجام میدید تا بالفعل بشه؟
مثال ماشین گرانقیمتی هست که شما در پارکینگی مجهز نگهش میدارید و نمیاید بدون هیچ قفلی وسط خیابان ولش کنید و با توکل به خدا ازش مواظبت میکنید و دوست دارید دربهترین جایگاه ممکن نگهش دارید پس استعداد و توانایی شماهم به همین صورت هست و باید با توکل به خدا از منبع خداوند همشو سرچشمه بدونید و در جهتش تلاش کنید
سپاسگزار خداوندی هستم که درمورد کامنت شما به جواب های درست هدایتم کرد
درپناه خداوند باشید