توحید عملی | قسمت ۱۰
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، عصارهای ناب از توحید عملی و کلید رمزگشایی از دروازههای نعمت و ثروت بیپایان است. استاد عباسمنش در این آموزش، پرده از قانونی برمیدارند که مرز باریک میان «سقوط به دره غرور» و «صعود به قلههای موفقیت پایدار حاصل از تواضع در برابر خداوند» است.
درس بزرگ این فایل، مفهوم عمیق و تکاندهنده «وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی» است؛ یعنی تو نبودی که تیر انداختی، بلکه خداوند بود که انداخت.
این فایل به ما میآموزد که حتی اگر ماهرترین تیرانداز باشیم، حتی اگر سالها تمرین کرده باشیم و تیر و کمانمان را به بهترین شکل آماده کرده باشیم، اصابت آن تیر به هدف و آن پیروزی نهایی، تنها و تنها کار خداست و در گرو هدایت خدا و پیروی ما از هدایتهای خداوند است.
آموزههای این قسمت به ما یادآوری میکند که: دام بزرگ شیطان و نفس اماره دقیقاً در لحظه موفقیت پهن شده است و شیطان همواره از طریق غرور کاذب، ما را بهراحتی گمراه میکند. استاد عباسمنش به ما این کلید را میدهد که: همان لحظهای که ذهن این نجوا را سر میدهد که «این من بودم که باهوش بودم، این هنر من بود، این استراتژی من بود»، بدانید شروع خروج از مسیر هدایت و مسیر نعمتهاست.
استاد با قاطعیت بیان میکنند که پذیرش این نجوا، آغاز بسته شدن درهای رحمت است. در مقابل، تواضع حقیقی در برابر خداوند، یعنی اعتراف دائمی به اینکه «خدایا من هیچم و هرچه هست تویی»، مجوزی است برای اینکه خداوند شما را بر دوش خود بنشاند و از هموارترین مسیر ممکن، به سلامت به مقصد برساند.
برای اینکه بتوانید این جنس از تواضع که نشانه احساس لیاقت بالاست را در خود نهادینه کنید، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت بسیار راهگشا خواهد بود؛ زیرا تنها کسی میتواند در برابر خدا خاشع باشد که بنای خودارزشمندی خود را در اتصال به او بداند، نه در تأیید دیگران.
«سپردن اعتبار کارها به خداوند»، فرمول ریاضیِ آسان شدن مسیر زندگی است. استاد با اشاره به تجربیات عمیق شخصی، از دوران نوجوانی تا سرمایهگذاریهای کلان و تصمیمات استراتژیک در کسبوکار، نشان میدهند که هرگاه انسان گمان کند که این خودش بوده که کارها را با این ظرافت انجام داده است، جریان هدایت را بر روی خود میبندد، تنها میماند و باید با زور بازوی محدود و عقل محدودش فقط و فقط تقلا کند. اما هرگاه صادقانه بگوید «خدایا تو انجامش دادی. تو میدانی و من نمیدانم»، خداوند درهای هدایت را به قلب و ذهن او باز میکند و دسترسی او به ایدهها و راهکارهای نتیجهبخش را باز میکند.
این درس به ما میگوید که هدایت الهی، منتظرِ خالی شدن ظرف ما از «منممنم» کردنهاست. چه در یک بازی کامپیوتری ساده، چه در خرید یک ملک و چه در پیچیدهترین تحلیلهای بازار بورس؛ عقل منطقی محدود است اما هوشمندی خداوند نامحدود. وقتی شما بهجای تکیه بر تحلیلهای تکنیکال و نظرات دیگران، به الهامی که در قلبتان جاری میشود اعتماد میکنید (حتی اگر غیرمنطقی بهنظر برسد)، نتایجی را رقم میزنید که برای دیگران شبیه معجزه است.
این فایل به شما جُرأت میدهد تا روی شهود قلبی خود حساب کنید. شهود قلبی را برتر از هر استدلال منطقی ذهن بدانید و باور کنید که خداوند در هر لحظه آماده است تا دقیقترین سیگنالها را برای هدایت شما در مسیر ثروت، سلامتی و خوشبختی به قلب شما الهام کند. اما به شرطی که ادعای دانایی را کنار بگذارید و در برابر این نیرو که دید وسیعی به خواستههای شما دارد، متواضع باشید.
بخش دیگری از این فایل ارزشمند، به موضوع بسیار مهم «آزادی از بندِ تأیید مردم» میپردازد که ریشه در توحید عملی دارد. استاد توضیح میدهند که وقتی شما باور دارید خداوند منبع رزق، شهرت و اعتبار شماست، دیگر نگران نیستید که مردم درباره شما چه فکر میکنند، آیا شما را لایک میکنند یا نقد. این باور به شما قدرتی میدهد که حرف حق را بزنید و مسیر درست را بروید، حتی اگر تمام جامعه با شما مخالفت کنند.
کسی که روی خدا حساب کرده، باج نمیدهد، از تهدید نمیترسد و برای خوشایند فالوور یا مشتری، اصولش را زیر پا نمیگذارد. جالب اینجاست که طبق قانون جهان، وقتی شما برای خدا کار میکنید و نه برای مردم، خداوند قلبهای مردم را به سمت شما نرم و مشتاق میکند. این همان اوج احساس لیاقت توحیدی است. اگر میخواهید به چنان استحکام شخصیتی برسید که قضاوتهای دیگران هیچ لرزهای در وجودتان نیندازد و احساس خودارزشمندیتان را فقط به رابطه همیشگی خود با خداوند و هدایتهای بیوقفه او گره بزنید، تمرینات و آگاهیهای دوره احساس لیاقت مکمل بینظیری برای درک عمیقتر این بخش از فایل خواهد بود.
در نهایت، پیام قدرتمند این آموزش این است: «همه خیرها از خداست و همه شرها از خودمان.» استاد تأکید میکنند که خداوند منبع مطلق نور و خیر است و اگر تاریکی یا مشکلی در زندگی ماست، به دلیل مقاومتها و باورهای محدودکننده خود ماست که جلوی تابش این نور را گرفتهایم.
تمرین این قسمت:
در بخش نظرات همین صفحه، تجربیات خود را در موارد زیر بنویسید:
الف) در کدام لحظات زندگیتان فکر کردید خودتان همهکارهاید، به نتایج، دستاوردها یا حتی یک ایده کارا مغرور شدید، تواضع در برابر خداوند را فراموش کردید و اعتبار را به عقل انسانی خود دادید و کار خراب شد؟ چه ضربههایی از ویژگی «منم منم کردن» و مغرور شدن خوردهاید؟
ب) در مقابل این تفکر، کجاها دستهایتان را به نشانه تسلیم بالا بردید، اعتبار را به خدا دادید و دیدید که کارها به شکل معجزهآسایی «انجام شد»؟
- کجاها خداوند درها را برایتان باز کرده و مسیر را برایتان هموار کرده است؟
- کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گرهها را از زندگی شما باز کرده است؟
- کجاها خداوند بیدریغ به شما کمک کرده و مسائلتان را حل کرده بهگونهای که به مو رسیده اما پاره نشده است؟
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱۰421MB54 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱۰52MB54 دقیقه






به نام یگانه قدرت جهان هستی
عرض ادب و احترام دارم خدمت استاد عزیزم،مریم جان شایسته و دوستان خداجویم
استاد امروز من با شنیدن این فایل، از یک گیجی بیرون اومدم..دقیقا این فایل مناسب این روزهای من بود.. به راستی که خداوند به واسطه این پیامها و آگاهی ها هم شما را هدایت میکند و پاسخ شما را میدهد و هم در بهترین زمان پاسخ ما را میدهد و ما را هدایت میکند که وارد سایت بشیم و بی منت مِی مست بشیم از شراب آگاهی حق
استاد عزیزم منتظر فایل 4 از سری فایلهای ذهنیت قدرتمند کننده در برابر ذهنیت محدود کننده بودم که با فایل توحید عملی 10 مواجه شدم..
فهمیدم ی خبرایی شده که برنامه عوض شده..و حتما که هدایت الله است و بس…
دیروز بعد از گوش دادن به فایل قران را باز کردم تا بخش مربوط را بخوانم..دقیقا با آیاتی رو به رو شدم که مهر تاییدی بود بر این فایل الهی
159» فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَ شاوِرْهُمْ فِی الْأَمْرِ فَإِذا عَزَمْتَ فَتَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُتَوَکِّلِینَ
(اى رسول ما!) پس به خاطر رحمتى از جانب خدا (که شامل حال تو شده،) با مردم مهربان گشتهاى و اگر خشن و سنگدل بودى، (مردم) از دور تو پراکنده مىشدند.
پس از (تقصیر) آنان درگذر و براى آنها طلب آمرزش کن و در امور با آنان مشورت نما، پس هنگامى که تصمیم گرفتى، (قاطع باش و) بر خداوند توکّل کن.
براستى که خداوند توکّل کنندگان رادوست مىدارد.
_
تاکید دارد به پیامبر که اگر زبان تو نرم است ،رحمتی است از سوی خداوند و اگر این رحمت نبود و تو سنگدل و خشن بودی مردم از دور تو پراکنده می شدند..حتی اختیار واژه به واژه من در دستان خداوندی است که مدیریت جهانی به این منظمی را به عهده دارد..
به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان را دوست دارد..با هر کس می خواهی مشورت بکن ولی در نهایت هدایت در دستان من است که به همه امور اگاه هستم.
_
دل
«160» إِنْ یَنْصُرْکُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَکُمْ وَ إِنْ یَخْذُلْکُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِی یَنْصُرُکُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ
اگر خداوند شما را یارى کند، هیچ کس بر شما غالب نخواهد شد و اگر شما را خوار کند، پس چه کسى است که بعد از آن بتواند شما را یارى کند؟
(بنابراین) مؤمنان فقط باید بر خداوند توکّل کنند.
این ایه حجت را بر مومنان تمام میکند..بر مومنااااااان،،بر کسانیکه به غیب ایمان دارند و تنها خدا را می پرستند و تنها از او یاری می جویند..
مومن،پرهیزگار،متقی و متوکل و…… همه و همه چنان محافظ و بادیگاردی دارند که هیچکس نمی توااااااند و قدرتش را ندااااارد که بخواهد ذره ای بر آنها غالب شود و یا خوارشان کند..
چه اعتماد به نفسی پیدا میکنم وقتی این آیات را می خوانم..وقتی احساس میکنم خداوند چشم در چشم نگاهی پر از اطمینان را به من می دوزد و فقط من مخاطب خاصش هستم….چقدرررر خیالم راحت میشه وقتی باور میکنم در پناه خداوندی هستم که هیچ قدرتی توان مقابله با او را ندارد…چقدررررر احساس عجیب و خوشایندی دارم وقتی میدونم چنین نیروی عظیمی برنامه های من را مدیریت میکنه و کافیه که تنها با او مشورت کنم و هر لحظه بیشتر باورش کنم..اونوقته که تمام مسیرها برایم هموار و سبز و آسان و زیبا می شود و همه نا ممکن ها ممکن میشود.
خدایا شکررررررررررررررررت که هستی و من باور دارم که هستی..
استاد عزیزم سپاسگزارم که باور کردی و گلوی خدا شدی و کلام الله را بر جان و دل و روح ما جاری کردی و هر روز از غار نمور و سرد و تاریک شرک و ترسهایمان بیرون میزنیم ،تارهای عنکبوت استرس و نگرانی را پاره می کنیم و نور حقیقت را بر تن و جانمان احساس میکنیم و در گرمای توحید و بندگی شور و شوق زندگی را می یابیم.. انوق است که قدرت و جسارت حرکت کردن در مقابل همه درجازدنهای مان را پیدا میکنیم..
گاهی به خودم میگم قبل از این زندگی با توحید ، چطوری زندگی می کردم؟؟ و توی ذهنم فقط تاریکی میاد و گاهی سو سوی نوری که تنها نگاه و رحمتی بود از سوی خداوند که مرا دریاب،،بیا تا به تو بگویم زندگی این نیست که داری،و چقدر میتوانی عشق و فراوانی را تجربه کنی،،کافیه دستم را بگیری،باورم کنی،از عالمی دل بکنی و فقط به من دل بدهی،،تا بینی برایت چه کنم؟؟؟!!!!!
و من باور کردم،دستم را به دستش دادم و تنها به پشتوانه خودش قدم در این مسیر تغییر و توحید گذاشتم.
173» الَّذِینَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَکُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِیماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَکِیلُ
مؤمنان کسانى هستند که (چون) مردم (منافق) به ایشان گفتند: بى شک مردم (کافر مکّه) بر ضد شما گرد آمده (و بسیج شده) اند، پس از آنان بترسید، (آنها به جاى ترس) بر ایمانشان بیافزود و گفتند: خداوند ما را کفایت مىکند و او چه خوب نگهبان و یاورى است.
استاد عزیزم در این سرزمین الهی فهمیدم مومن یعنی فقط و فقط ذکر خدا را نه بر لب که بر جانم زمزمه کنم..تا هر روز با او آشناتر شوم و در لحظه لحظه زندگی ام دوستی اش را بچشم و چه خوب وکیلی است خدایی که بی منت بر تو می بخشد و ترا عاشقانه میخواهد همانطور که هستی…
استاد عزیزم حکایت فایلهای هدایتی شما که بر قلب تک تک ما نازل میشود و قلبهایمان را میشورد از زنگار کبر و غرور و خودپرستی و شرک ، حکایت این ایه مبارکه است:
«164» لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِنْ أَنْفُسِهِمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ آیاتِهِ وَ یُزَکِّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَهَ وَ إِنْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ
همانا خداوند بر مؤمنان منّت گذاشت که در میان آنها پیامبرى از خودشان برانگیخت، تا آیات او را بر آنها تلاوت کند و ایشان را پاک کرده و رشد دهد و به آنان کتاب و حکمت بیاموزد، هر چند که پیش از آن، قطعاً آنها در گمراهى آشکار بودند.
در روزگاری نه چندان دور برای حل هر مسئله از زندگی ام فقط روی خودم حساب میکردم..و سهم خداوند در این تضادها و مشکلاتم فقط شنیدن فریادها و چرااااهای از روی خشم من بود!!!!
چراااااا؟؟؟ و چرااااااا؟؟ و چرااااااا؟؟
اما خدای من با مهربانی دست نوازشی بر سرم کشید و مرا به سمت این آگاهی ها و این سرزمین وحی هدایت کردتا آرام بگیرم..تا روح زخم خورده و خسته ام را التیام بدهم..هر چه می شنیدم و می خواندم کویر جانم بی چون و چرا می بلعید..تسلیم تسلیم بودم و همه چیز را بدون هیچ مقاومتی پذیرفتم..
حدود یکسال و چند ماه است که به این سرزمین بندگی و توحید مشرف شدم و طواف خانه اش را میکنم با هر بار شنیدن و خواندن معجزات و هدایتهایش..
پذیرفتم که قدرت را به کسی ندهم ، و باور کنم که خودم خالق شرایطم هستم،اما گیج شدم که اگر خودم خالقم پس نقش خدا چیست؟؟؟ سوال داشتم و امروز با این فایل جوابم داده شد..
من بنده ام ،هر توانی دارم از سمت اوست،،اگر توان خلق کردن دارم او به من داده،،اگر وارد این مسیر شدم او دستم را گرفته،اگر می نویسم،میخوانم و درک میکنم او به من اجازه داده..
من تنها یک در خواست کننده هستم،کسی که پاسخ همه درخواستهای مرا میدهد تنها اوست..
چند سال پیش در یک گرفتاری مالی بودم..تا حالا وام نگرفته بودم..دوستی گفت فلان بانک وام میده ولی شرایط ضامنهاش سخته…گفتم توکل به خدا..از سر کار که برگشتم دیدم دقیقا سر خیابونمون همون بانکه ،رفتم داخل و با رییس بانک صحبت کردم..انگار آشناتر از هر آشنایی بود.. گویی منتظر من بود،با لبخند و مشتاق برای اینکه مسئله مرا حل کند..دو ضامن را برایم یک ضامن کرد به لطف الله، با شرایط عجیب آسان..و وام را به من داد زودتر از آنچه فکرش را میکردم و مسئله به موقع از جایی که فکرش را هم نمیکردم حل شد..
استادم ازت خیلی ممنونم که به هدایت الله گوش می سپاری و میگویی تا به یاد بیاورم الطاف و مهربانیهای خداوندم را..خدایی که بسیار عطاکننده است،خدایی که بسیار مهربان است،خدایی که چه خوب یاور و نگهبانی است،خدایی که تنها و بهترین وکیل بنده اش است..
هر روز و دوباره و دوباره ایمان می اورم با باور و یقینی خالص تر که تنها اوست که لایق پرستش است..تنها اوست که قادر و توانا است و دانا و اگاه به همه امور…
با هم بخوانیم فرازی از مناجات امیرالمومنین بنده موحد خداوند را:
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الْمَوْلَى وَ أَنَا الْعَبْدُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْعَبْدَ إِلاَّ الْمَوْلَى
اى آقاى من اى آقاى من تویى مولاى من و من بنده توام و آیا در حق بنده جز مولایش که ترحم خواهد کرد؟
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الْمَالِکُ وَ أَنَا الْمَمْلُوکُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَمْلُوکَ إِلاَّ الْمَالِکُ
اى آقاى من اى آقاى من تویى مالک وجود من و من مملوک توام و آیا در حق مملوک جز مالکش که ترحم خواهد کرد؟
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الْغَنِیُّ وَ أَنَا الْفَقِیرُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْفَقِیرَ إِلاَّ الْغَنِیُ
اى آقاى من اى آقاى من تویى بىنیاز و من فقیر و آیا در حق فقیرى محتاج جز غنى بىنیاز که ترحم خواهد کرد؟
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الرَّازِقُ وَ أَنَا الْمَرْزُوقُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَرْزُوقَ إِلاَّ الرَّازِقُ
اى آقاى من اى آقاى من تویى روزى دهنده خلق و من روزى خواهم و آیا در حق روزىخواهان جز رازق و روزى دهنده خلق که ترحم خواهد کرد؟
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الرَّحْمَنُ وَ أَنَا الْمَرْحُومُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَرْحُومَ إِلاَّ الرَّحْمَنُ
اى آقاى من اى آقاى من تویى خداى بخشاینده و من بنده قابل ترحم و بخشش و آیا در حق بنده قابل بخشش جز خداى بخشاینده که ترحم خواهد کرد؟
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ أَنْتَ الرَّبُّ وَ أَنَا الْمَرْبُوبُ وَ هَلْ یَرْحَمُ الْمَرْبُوبَ إِلاَّ الرَّبُ
اى آقاى من اى آقاى من تویى پروردگار پرورنده خلق و منمربوب و پرورش یافته توام و آیا در حق مربوبى جز آنکه پروردگار اوست که ترحم خواهد کرد؟
مَوْلاَیَ یَا مَوْلاَیَ ارْحَمْنِی بِرَحْمَتِکَ وَ ارْضَ عَنِّی بِجُودِکَ وَ کَرَمِکَ وَ فَضْلِکَ
اى آقاى من اى آقاى من برحمتت ترحم کن و به جود و کرمت و فضل و احسانت از من راضى و خشنود باش
یَا ذَا الْجُودِ وَ الْإِحْسَانِ وَ الطَّوْلِ وَ الاِمْتِنَانِ بِرَحْمَتِکَ یَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِینَ
اى خداى صاحب جود و احسان و فضل و نعمت به حق رحمتت اى مهربانترین مهربانان عالم.
استاد عزیزم سپاسگزار خداوندم هستم برای وجود پر برکت و مهر شما
دوستان عزیزم بسیار سپاسگزارتون هستم بابت تک تک کامنتهای ارزشمند و اگاهی بخشتان
دوستون دارم
در پناه الله یکتا روز و روزگارتان عااااالی
سلام دوست گرامی
خوشحالم که کامنتم را خواندی و بر جانت نشست..
فایلهای توحید عملی من را از خود بی خود میکنند
هر جا حرفی از اوست که قبله عالم است حالم را دگرگون میکند
چقدر خوبه که اینجا هست
چقدر خوبه که شماها هستید
چقدر خوبه که استاد عزیزم هدایت را پذیرفت،عملی کرد و مسیری را هموار کرد برای رسیدن به اصلمون
امروز توی فایلی از دوره عالی عزت نفس داشتم گوش میدادم که استاد فرمودند بالاترین حد از عزت نفس باور به اینه که نیروی برتری که مدیریت همه جهان ها را دارد دستت تو دستش هست و درون توست و با تو حرکت میکنه…
کافیه همین ی دونه رو باور کنم دیگه هیچکس نه قدرتی داره،نه اثری،به هیچکس اصلا نیااااازی نیست..این یعنی توحید
استاد عزیزم سپاسگزارم که نقطه اشتراک تمام آموزش هاتون توحید است اما نه فقط بر زبان که در عمل..
همه موفقیتها ختم می شود به یک نقطه توحید..
داشتم قرآن میخواندم از خواندن آیه ای خیلی لذت بردم.
وَ یَقُولُونَ طاعَهٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِکَ بَیَّتَ طائِفَهٌ مِنْهُمْ غَیْرَ الَّذِی تَقُولُ وَ اللَّهُ یَکْتُبُ ما یُبَیِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى بِاللَّهِ وَکِیلًا «81»
(منافقان، به هنگام روز و در حضور تو) مىگویند: اطاعت! پس چون از نزد تو بیرون مىروند، گروهى از آنان در جلسات شبانه و بیتوتهها برخلاف گفتهى تو کار مىکنند، ولى خداوند، آنچه را در این جلسات مىگذرد، مىنویسد. پس از آنان اعراض و بر خداوند توکّل کن، وکافى است که خداوند، پشتیبان باشد.
چقدر با این آیه احساس دلگرمی کردم از اینکه ی پشتیبان آگاه و قدرتمند دارم..دیگه چی میخوام؟؟؟
باز هم از شما ممنونم دوست عزیزم
چقدر این شکرگذاریتون پر از امید و ایمان بود
شکرگذاری میکنم که هر چه بخواهم را داری و عطا میکنی..
خدایا شکرت برای این مسیر و این آگاهی های ارزشمند
روز و روزگارتان عاااالی در پناه الله یکتا و قدرتمند
سلام دوست گرامی
خوشحالم که کامنتم را خواندی و بر جانت نشست..
فایلهای توحید عملی من را از خود بی خود میکنند
هر جا حرفی از اوست که قبله عالم است حالم را دگرگون میکند
چقدر خوبه که اینجا هست
چقدر خوبه که شماها هستید
چقدر خوبه که استاد عزیزم هدایت را پذیرفت،عملی کرد و مسیری را هموار کرد برای رسیدن به اصلمون
امروز توی فایلی از دوره عالی عزت نفس داشتم گوش میدادم که استاد فرمودند بالاترین حد از عزت نفس باور به اینه که نیروی برتری که مدیریت همه جهان ها را دارد دستت تو دستش هست و درون توست و با تو حرکت میکنه…
کافیه همین ی دونه رو باور کنم دیگه هیچکس نه قدرتی داره،نه اثری،به هیچکس اصلا نیااااازی نیست..این یعنی توحید،یعنی عزت نفس
استاد عزیزم سپاسگزارم که نقطه اشتراک تمام آموزش هاتون توحید است اما نه فقط بر زبان که در عمل..
همه موفقیتها ختم می شود به یک نقطه توحید..
داشتم قرآن میخواندم از خواندن آیه ای خیلی لذت بردم.
وَ یَقُولُونَ طاعَهٌ فَإِذا بَرَزُوا مِنْ عِنْدِکَ بَیَّتَ طائِفَهٌ مِنْهُمْ غَیْرَ الَّذِی تَقُولُ وَ اللَّهُ یَکْتُبُ ما یُبَیِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَکَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ کَفى بِاللَّهِ وَکِیلًا «81»
(منافقان، به هنگام روز و در حضور تو) مىگویند: اطاعت! پس چون از نزد تو بیرون مىروند، گروهى از آنان در جلسات شبانه و بیتوتهها برخلاف گفتهى تو کار مىکنند، ولى خداوند، آنچه را در این جلسات مىگذرد، مىنویسد. پس از آنان اعراض و بر خداوند توکّل کن، وکار ساز بودن خداوند کافی است.
چقدر با این آیه احساس دلگرمی کردم از اینکه ی پشتیبان آگاه و قدرتمند دارم..دیگه چی میخوام؟؟؟
باز هم از شما ممنونم دوست عزیزم
چقدر این شکرگذاریتون پر از امید و ایمان بود
«شکرگذاری میکنم که هر چه بخواهم را داری و عطا میکنی..»
خدایا شکرت برای این مسیر و این آگاهی های ارزشمند
استاد عزیزم باز هم برای این سرزمین وحی سپاسگزارم
روز و روزگارتان عاااالی در پناه الله یکتا