توحید عملی | قسمت ۱۰
این متن خلاصهای از فایل این قسمت میباشد، اما برای درک کامل و عمیقترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.
آگاهیهای این قسمت، عصارهای ناب از توحید عملی و کلید رمزگشایی از دروازههای نعمت و ثروت بیپایان است. استاد عباسمنش در این آموزش، پرده از قانونی برمیدارند که مرز باریک میان «سقوط به دره غرور» و «صعود به قلههای موفقیت پایدار حاصل از تواضع در برابر خداوند» است.
درس بزرگ این فایل، مفهوم عمیق و تکاندهنده «وما رمیت اذ رمیت ولکن الله رمی» است؛ یعنی تو نبودی که تیر انداختی، بلکه خداوند بود که انداخت.
این فایل به ما میآموزد که حتی اگر ماهرترین تیرانداز باشیم، حتی اگر سالها تمرین کرده باشیم و تیر و کمانمان را به بهترین شکل آماده کرده باشیم، اصابت آن تیر به هدف و آن پیروزی نهایی، تنها و تنها کار خداست و در گرو هدایت خدا و پیروی ما از هدایتهای خداوند است.
آموزههای این قسمت به ما یادآوری میکند که: دام بزرگ شیطان و نفس اماره دقیقاً در لحظه موفقیت پهن شده است و شیطان همواره از طریق غرور کاذب، ما را بهراحتی گمراه میکند. استاد عباسمنش به ما این کلید را میدهد که: همان لحظهای که ذهن این نجوا را سر میدهد که «این من بودم که باهوش بودم، این هنر من بود، این استراتژی من بود»، بدانید شروع خروج از مسیر هدایت و مسیر نعمتهاست.
استاد با قاطعیت بیان میکنند که پذیرش این نجوا، آغاز بسته شدن درهای رحمت است. در مقابل، تواضع حقیقی در برابر خداوند، یعنی اعتراف دائمی به اینکه «خدایا من هیچم و هرچه هست تویی»، مجوزی است برای اینکه خداوند شما را بر دوش خود بنشاند و از هموارترین مسیر ممکن، به سلامت به مقصد برساند.
برای اینکه بتوانید این جنس از تواضع که نشانه احساس لیاقت بالاست را در خود نهادینه کنید، استفاده از آموزههای دوره احساس لیاقت بسیار راهگشا خواهد بود؛ زیرا تنها کسی میتواند در برابر خدا خاشع باشد که بنای خودارزشمندی خود را در اتصال به او بداند، نه در تأیید دیگران.
«سپردن اعتبار کارها به خداوند»، فرمول ریاضیِ آسان شدن مسیر زندگی است. استاد با اشاره به تجربیات عمیق شخصی، از دوران نوجوانی تا سرمایهگذاریهای کلان و تصمیمات استراتژیک در کسبوکار، نشان میدهند که هرگاه انسان گمان کند که این خودش بوده که کارها را با این ظرافت انجام داده است، جریان هدایت را بر روی خود میبندد، تنها میماند و باید با زور بازوی محدود و عقل محدودش فقط و فقط تقلا کند. اما هرگاه صادقانه بگوید «خدایا تو انجامش دادی. تو میدانی و من نمیدانم»، خداوند درهای هدایت را به قلب و ذهن او باز میکند و دسترسی او به ایدهها و راهکارهای نتیجهبخش را باز میکند.
این درس به ما میگوید که هدایت الهی، منتظرِ خالی شدن ظرف ما از «منممنم» کردنهاست. چه در یک بازی کامپیوتری ساده، چه در خرید یک ملک و چه در پیچیدهترین تحلیلهای بازار بورس؛ عقل منطقی محدود است اما هوشمندی خداوند نامحدود. وقتی شما بهجای تکیه بر تحلیلهای تکنیکال و نظرات دیگران، به الهامی که در قلبتان جاری میشود اعتماد میکنید (حتی اگر غیرمنطقی بهنظر برسد)، نتایجی را رقم میزنید که برای دیگران شبیه معجزه است.
این فایل به شما جُرأت میدهد تا روی شهود قلبی خود حساب کنید. شهود قلبی را برتر از هر استدلال منطقی ذهن بدانید و باور کنید که خداوند در هر لحظه آماده است تا دقیقترین سیگنالها را برای هدایت شما در مسیر ثروت، سلامتی و خوشبختی به قلب شما الهام کند. اما به شرطی که ادعای دانایی را کنار بگذارید و در برابر این نیرو که دید وسیعی به خواستههای شما دارد، متواضع باشید.
بخش دیگری از این فایل ارزشمند، به موضوع بسیار مهم «آزادی از بندِ تأیید مردم» میپردازد که ریشه در توحید عملی دارد. استاد توضیح میدهند که وقتی شما باور دارید خداوند منبع رزق، شهرت و اعتبار شماست، دیگر نگران نیستید که مردم درباره شما چه فکر میکنند، آیا شما را لایک میکنند یا نقد. این باور به شما قدرتی میدهد که حرف حق را بزنید و مسیر درست را بروید، حتی اگر تمام جامعه با شما مخالفت کنند.
کسی که روی خدا حساب کرده، باج نمیدهد، از تهدید نمیترسد و برای خوشایند فالوور یا مشتری، اصولش را زیر پا نمیگذارد. جالب اینجاست که طبق قانون جهان، وقتی شما برای خدا کار میکنید و نه برای مردم، خداوند قلبهای مردم را به سمت شما نرم و مشتاق میکند. این همان اوج احساس لیاقت توحیدی است. اگر میخواهید به چنان استحکام شخصیتی برسید که قضاوتهای دیگران هیچ لرزهای در وجودتان نیندازد و احساس خودارزشمندیتان را فقط به رابطه همیشگی خود با خداوند و هدایتهای بیوقفه او گره بزنید، تمرینات و آگاهیهای دوره احساس لیاقت مکمل بینظیری برای درک عمیقتر این بخش از فایل خواهد بود.
در نهایت، پیام قدرتمند این آموزش این است: «همه خیرها از خداست و همه شرها از خودمان.» استاد تأکید میکنند که خداوند منبع مطلق نور و خیر است و اگر تاریکی یا مشکلی در زندگی ماست، به دلیل مقاومتها و باورهای محدودکننده خود ماست که جلوی تابش این نور را گرفتهایم.
تمرین این قسمت:
در بخش نظرات همین صفحه، تجربیات خود را در موارد زیر بنویسید:
الف) در کدام لحظات زندگیتان فکر کردید خودتان همهکارهاید، به نتایج، دستاوردها یا حتی یک ایده کارا مغرور شدید، تواضع در برابر خداوند را فراموش کردید و اعتبار را به عقل انسانی خود دادید و کار خراب شد؟ چه ضربههایی از ویژگی «منم منم کردن» و مغرور شدن خوردهاید؟
ب) در مقابل این تفکر، کجاها دستهایتان را به نشانه تسلیم بالا بردید، اعتبار را به خدا دادید و دیدید که کارها به شکل معجزهآسایی «انجام شد»؟
- کجاها خداوند درها را برایتان باز کرده و مسیر را برایتان هموار کرده است؟
- کجاها خداوند در زمان مناسب دستان خودش را فرستاده و گرهها را از زندگی شما باز کرده است؟
- کجاها خداوند بیدریغ به شما کمک کرده و مسائلتان را حل کرده بهگونهای که به مو رسیده اما پاره نشده است؟
پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشهی راه شود و هم الهامبخش دیگران.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری توحید عملی | قسمت ۱۰421MB54 دقیقه
- فایل صوتی توحید عملی | قسمت ۱۰52MB54 دقیقه






به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
الان نصف شب هست و من بیدارم
23 مهر
وای خدای من ،من بیدارم
این یعنی چی ؟
یعنی برام مهمه اهدافم و برای پیشرفتم دارم قربانی میدم که یکی از قربانی ها دیر خوابیدنه و زود بیدار شدنه
البته زود زودم نتونستم بیدار بشم مثلا 3 بخوابم 8 بیدار میشم
توحید عملی قسمت 10
الان ساعت 2:20 نصف شبه و من دارم جدول رنگ شناسی رنگ روغنم رو انجام میدم و یه لحظه یاد حرفای استادم افتادم که شنبه بعد کلاس بهم گفت که طیبه خوب کار کردی و خیلی با نظم تمرینتو انجام دادی و همکلاسیام تمیز کار نکرده بودن
من داشتم به این فکر میکردم که من تمیز کار کردم
بعد به خودم گفتم طیبه یادت باشه تو هیچی نیستی
تو این کار رو به درستی و با دقت بالا انجام ندادی
این خدا بود که همه نظم در رنگ زدنت رو انقدر دقیق کمک میکنه و انجام میده و به دستت توان میده تا ریز ترین کارهای نقاشی رو با ظرافت و دقت انجام بدی
حتی بچه های کلاس میگفتن تو چجوری این همه تمیز کار کردی و ما نتونستیم
و همه این دقت و خوب کار کردنم همه کار خداست
یادم باشه که من هیچی نیستم
همینجور داشتم فکر میکردم که یهو گفتم خدا اگر بخوای برای من حرفی بگی که درمورد نقاشی الانم که دارم رنگ میکنم جدولای رنگ رو
چی بهم میگی ؟
اومدم از فایلای گوشیم رندم انتخاب کنم
دیدم توحید عملی قسمت 10 اومد
وقتی شروع کردم به گوش دادن
انقدر عمیق بود این چیدمان که متعجب موندم
دقیقا خدا بهم یادآوری کرد ،
درسته خودم قبلش گفتم که من هیچی نیستم و یادم باشه که خدا داره کارامو انجام میده ،
ولی خدا با این هدایتش خیلی چیزارو بهم فهموند
که این فایل رو بهم نشون داد تا بگه
طیبه ، همونجور که برای استاد عباس منش تاکید کردم برای تو هم تاکید میکنم
حواست باشه که هیچی نیستی، به مهارتت در نقاشی و تمیز کار کردنش مغرور نشی همه کارارو ربّ تو داره انجام میده
پس متواضع باش هر لحظه یادآوری کن
که تو هیچی نیستی و آیه قرآن رو یادت بیار که خدا گفته
تو نجنگیدی ،خدا جنگید
تو تیر ننداختی ،خدا انداخت
پس همیشه و هر لحظه و هر ثانیه این برای تو باید یادآوری بشه و خودت هم آگاهانه به خودت بگو تو هیچی نیستی طیبه هیچی
و همه و همه کار خداست
این یادت باشه
خدایا شکرت بی نهایت ازت سپاسگزارم به خاطر همه چیز
ربّ ماچ ماچی خودم
هر چقدر تو نقاشی مهارت پیدا کردی یادت باشه که تو هیچی نیستی و هیچی بلد نیستی طیبه
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق برای شما
من از وقتی این فایل اومده سه روزه دارم گوش میدم
و هر بار یه چیزی یاد میگیرم از این فایل
چند دقیقه پیش داشتم با خدا درمورد موضوعی حرف میزدم گفتم بهم نشونه میدی ،تو اکسپلور اینستاگرام رفتم و از فایلای استاد که تیکه هاشو میذارن یه فایل توجهمو جلب کرد
چجوری با خدا رفیق بشیم
میگفتن که دیدگاه من درمورد خدا اینه که خدا وظیفه اش هست هرکاری رو که من میخوام برام انجام بده
من بندگیشو میکنم و خدا منو به خواسته هام میرسونه
به اندازه ای که باورش داری بهت میده
کم نخواه زیاد بخواه
حتی تو دفترم تمرینامو داشتم انجام میدادم از کتاب رویاهایی که رویا نیستند نوشتم به نام ربّ رفیق من و بعد تمرینم و با احساس و شور و اشتیاق نوشتم
خیلی حس خوبی داشت چقدر عالیه که رفیف خدا باشی و همه کاراتو خدا انجام بده و وظیفه اش هست که انجام بده چقدر این خدای من ناب و خاصه
این برام یه نشونه بود که خدا جوابمو داد و پشت سرش این بود که بخواهی و میشود
یاد سوره یس آیه 82 افتادم که خدا بارها بهم گفته بود از راه های مختلف که بگه موجود باش موجود میشه
بعد من که قرآن خوندم
در مورد موضوعی گفتم خدا من نمیدونم دو روز وقت داریا گفته بودم برای پنج شنبه میخوامش
گفتم از قرآن یه صفحه رو خودت برام باز کن قدرت دستمو داری همه چی من از تو هست تو بهم بگو چیکار باید بکنم
راهنماییم کن
یهویی که صفحه رو باز کردم دیدم سوره انفال آیه 17
دقیقا حرف استاد تو این فایل بود که از قرآن مثال زد
نه شما بلکه خدا کافران را کشت و (ای رسول) چون تو تیر افکندی نه تو بلکه خدا افکند و برای آنکه مؤمنان را به آزمونی نیکو از سوی خود بیازماید، که خدا شنوا و داناست17 انفال
فقط اشک ریختم خدا بهم این فایل رو و آگاهی هاش رو یادآور کرد که کارهام رو انجام میده و من با خیال راحت بخوابم خودش هدایت میده بهم چیکار کنم مثل همیشه
خدایا شکرت
قبل خواب گفتم بیام اینجا بنویسم ،دقیقا بین اون همه آیه آیه ای رو بهم هدایت کرد که من فایل استاد رو در توحید عملی این قسمت چند روزه گوش میدم
خدا هر لحظه در حال هدایت کردن من هست و هر لحظه داره کارامو انجام میده
سعی میکنم آرامشم رو حفظ کنم و از مسیر لذت ببرم
حتی امروز تلویزیون خونمون روشن بود و داشتن اخبار ورزشی میدیدن یهویی شنیدم گفت تیم چادرملو پیش خودم گفتم خدا اینم یه نشونست من اولین بار این اسمو از زبون استاد شنیدم که درمورد بورس گفتن و اینکه سهمشون بیشتر شده بود
برام جالب بود دوباره شنیدن اسم سهم بورس
وقتی داشتم گوش میدادم به فایل باز تو دلم گفتم خدا منم میخوام مثل استاد عباسمنش بهم بگی تو هدایت هات که منم سهم بگیرم ،یا کی بگیرم درخواستشو از خدا کردم با هر باری که گوش میدم فایلو
خدای من بی نهایت سپاسگزارم
به نام ربّ
من دوباره اومدم بنویسم چون وقتی یه بار دیدگاهمو نوشتم داشتم به فایل همزمان گوش میدادم و مینوشتم و بعد به آخرای فایل که رسیدم
استاد گفتن که
خدا وقتی هدایتت میکنه یه جاهایی ممکنه اصلا من نفهمم ، بگم خدایا من نفهمیدم ،یه کاری کن که بفهمم که این چیزی که داری میگی هدایت تو هست یا ذهن من داره میسازتش
و اگر مثلا یه جوابی بده و یه اتفاقی بیفته یه نشانه ای بده بفهمم که اصلا هدایت بوده یا نبوده
یعنی رابطه اش رو با شما به شکلی که تو بفهمی خودش ایجاد میکنه
اینو میدونم که این اصله که به اندازه ای که در مقابل خدا متواضع هستی و به اندازه ای که میدونی و اعتبار همه نعمت ها و همه چیزای خوب زندگیت رو به خداوند میدی به همون اندازه کارارو برات انجام میده
به همون اندازه مشتریارو برات میاره
به همون اندازه روابطتو قشنگ میکنه
به همون اندازه جسمت بهتر کار میکنه
به همون اندازه زندگیت روان میشود
من این قسمتو که شنیدم اشک ریختم دقیقا من دیشب با اون همه هدایتایی که خدا بهم تو این چند روز گفته بود که پاشو برو تابلو پاره شده ات رو به من سپردی من به خواسته ات میرسونم و بعد حرف استادم که فهمیدم من احساس بی ارزشی و بی لیاقتی و ناتوانی داشتم و حرف بقیه اطرافیانم که باعث شده بود سردر گم بشم که هی میپرسیدن چی شد تابلوت ترمیمش کردی و چرا پیگیری نمیکنی و بعد استاد رنگ روغنم گفت که خودت ترمیم نکن و اونا تعهد دادن باید بهش عمل بکنن و ببر ترمیمش کنن و بعد بهم گفت تو نمیتونی ازشون خسارت بگیری تو ضعیفی اونا بهت خسارت بده نیستن خیلی ناراحت شدم گفتم خدایا من واقعا هیچی نمیدونم تو کمکم کن همه کارامو تو انجام بده و بعد باز نمیفهمیدم کارم درسته که پیگیری کنم برای ترمیم تابلوم یا نه و نمیفهمیدم چیکار کنم و هربار میگفتم خدا واقعا نمیفهمم واضح تر بهم بگو
چیکار کنم تو بگو
و دیشب هم ازش خواستم و امروز با این فایل واضح تر بهم گفت و من هدایتم رو دریافت کردم و تو برگه دفترم نوشتم که خدایا کمکم کن از این به بعد به کوچکترین چیزها در زندگیم ازت هدایت میخوام و بهم بگو حتی کی آب بخورم کی حرکت کنم مثل استاد عباسمنش که برای همه چیز ازت هدایت میخواد منم میخوام که برای همه چیز هدایتم کنی
خدایا بی نهایت ازت سپاسگزام که این فایل رو بهم نشون دادی تا جوابت رو بهم بگی
یاد این بیت شعر افتادم
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
خدایا بی نهایت سپاسگزارتم که محرم و آشنای این فایل شدم تا بشنومش
به نام ربّ
سلام با بی نهایت عشق
چقدر این فایل برای من بود
انگار خدا واضح بهم گفت که دقت کن و یادت باشه چند باری بهت گفتم ولی جدی نگرفتی این مخصوص تو هست دقت کن خوب گوش بده
من که دیروز درمورد تابلو نقاشیم که پاره اش کرده بودن تو اولین نمایشگاهی که به عمرم شرکت کردم، و بعد پاره کردنش تعهد دادن که ترمیمش میکنن و دوتا تابلو نقاشیم رو میبرن به مسقط و ترکیه
جریانشو تو روز شمار تحول زندگیم نوشتم ،و با جریاناتی که بوجود اومده بود و نشانه ها و هدایت هایی که از خدا گرفتم بیخیالش شدم یک هفته پیش و گفتم خدا تو نشونه دادی بهم که یادآور شدی مگه بارت رو به من نسپردی چرا الان در تلاشی تا بارت رو ازم بگیری
بارت به دوش من هست و اصلا نگران نباش به خواسته ات رسیدی و من گفتم خدایا دیگه سپردم به خودت
و تابلومو خودم ترمیمش میکنم و تصمیم گرفتم شنبه یعنی دیروز ببرم استادرنگ روغنم ببینه پارگی پارچه بومم رو و یاد بده که چجوری باید ترمیمش کنم
که دیروز با حرفای استادم فهمیدم، که میگفت تو بلد نیستی حقتو بگیری اونا حقتو بده نیستن و میگی هرچی زنگ میزنم برنمیدارن و جوابگو نیستن و اگر تو حتی یک میلیون خسارت بگیری اسممو عوض میکنم
حرفای بعدش خیلی حس بی ارزشی و بی لیاقتی و ضعیف بودن بهم داد
گفتم نه من که ضعیف نیستم خدا بامنه ،خدا بزرگترین حامی من هست که حتی اگر کل دنیا جمع بشن و تابلوی منو نبرن جایی که قراره باشه یا ترمیمش نکنن نمیتونن و خداست که همه کار برای من انجام میده
و دقیفا فایل روز 61 روز شمار در مورد تعهد بود
من از این فایل نشونه گرفتم که تعهد دادن و باید بهش عمل کنن و من ضعیف نیستم
به جهان نشون میدم که نقاشیام با ارزشن و هیچ کس نمیتونه بگه ضعیفی
بعد به خدا میگفتم خدایا میدونم همه چی برای تو هست و میتونی به یکباره ازم بگیری مثل همین تابلو که صفر تا صدشو تو بهم الهام کردی
کمکم کن بگو چیکار کنم و با توجه به نشونه ام پیام دادم و گفتم اگر تابلومو ترمیم نکنید با پلیس میام جلو در گالریتون و یه جور دیگه حلش میکنم
من صبح دیدم این فایل جدید توحید عملی اومده رو سایت ،الان باز کردم و گوش دادم انگار قشنگ جواب این اتفاقای من بود
که خدا گفت به خودت مغرور نشی بگی من نقاشی کشیدم من تلاش کردم رنگش کردم بعد پاره اش کردن از نمایشگاه ، یا بگی من قدرتمو نشونشون میدم که بلدم با پلیس برم جلو در گالریشون و خیلی چیزای دیگه
و وقتی شدنیدم که استاد گفت که خدا گفته به پیامبر که تو نجنگیدی که من بودم جنگیدم
این صدا که بهم گفت طیبه تو نقاشی نکشیدی من کشیدم
نقاشی رو اونا پاره نکردن من پاره کردم
این فایل رو دیدم دیگه رهاش میکنم هرچی خیره همون بشه ،من پذیرفتم که همه کارارو خود خدا انجام میده و دیگه این موضوع رو به خدا دادم و میگم بهش که خدایا من درمقابل تو هیچی نیستم ،من عقلم نمیرسه واقعا،خدای من به هر خیری از تو برسه فقیرم
خدایا تو راه گشای من باش تو منو هدایتم کن
تو دانایی تو عالمی تو سمیعی تو بصیری تو نماینده فضلی همه تویی و تو
خدایا کمکم کن که هر چی دارم از آن توست و از تو به من رسیده
کمکم کن تا تسلیمت باشم در همه زندگیم
الان که این آگاهی هارو شنیدم گفتم وقتی خدا میگه همه کارا رو خودش کرده پس این همه تقلای من برای چیه که بخوام بگم باید حقم رو از تعهد اون نمایشگاه بگیرم
من حرفم رو گفتم و از خدا کمکم خواستم دیگه این موضوع رو از خدا کمک میخوام که کامل رهاش کنم
الخیر فی ما وقع
خدایا تو به من ناتوان بگو که از این لحظه چه کنم ؟؟؟؟؟
وقتی تو گفتی بارمو دست خودت دادم دیگه نمیخوامش تو تا مقصد ببرش
برای من واقعا سنگینه من نمیتونم من هیچی بلد نیستم میبینی که هرچی خودم میخوام درستش کنم درست نمیشه تو برای من بخواه
به اینجای فایل که رسیدم استاد گفت وقتی از استیج میومدم پایین برنامه تموم میشد واقعا جوابی نداشتم برای سوالات بقیه
یاد خودم افتادم که من وقتی چند بار پیش اومد که با چند نفر حرف زدم و عین بلبل فارسی حرف میزدم و قشنگ تونستم حرف بزنم در برابر کسانی که مقام بالاتری از نظر مدیریت و چیزای دیگه داشتن و بعدش وقتی با افراد دیگه حرف میزدم همون لهجه ام دوباره برمیگشت که نمیتونستم یه وقتایی منظورمو به فارسی برسونم یا گیر میکردم
خدا اینم بهم یادآور کرد که اون لحظه که داشتی مثل بلبل حرف میزنی ،خدا فهموند که من بدم به زبونت جاری کردم و تند تند حرف زدی
یادت باشه همه چی رو من دارم بهت میگم خیلی فکر نکن تونستی حرفارو بزنی تو بودی نه تو نبودی خدا بود
خدای من کمکم کن در تمام تصمیمات زندگیم من رو هدایت کن
امروز در مورد موضوعی که بهم گفتی دیگه رهاش کردم تموم شد و رفت به خودت سپردمش
و اینجا که استاد عباس منش گفت که
وقتی گفت که خدا به حضرت یوسف گفت که تو چرا از من نخواستی و فکر کردی که اون میتونه برای تو کاری انجام بده
من امروز درک کردم که اونجور که فکر میکردم تسلیم نشدم درمورد نقاشیام یا هرچیز دیگه ای
و فقط از خدا میخوام کمکم کنه این فایل رو تک تک آگاهی هاش رو بفهمم و عمل کنم
وای خدای من اینجا که استاد گفت
فکر نمیکنم نیازه که مثلا من از کسی بخوام من رو معرفی بکنه یا منو نشون بده یا هرچی یا هر کار خاص دیگه ای انجام بده
خداوند این کارو انجام میده
به شکل درستش انجام میده و در زمان مناسبش انجام میده و وقتی انجام میده که من آمادگی شو دارم و برای من مناسبه
یعنی همه چی رو درست انجام میده
اینجا متوجه شدم که من میخواستم از طریق گالری ها نقاشیام نشون داده بشه
یاد حرف دیروز استادم افتادم گه گفت طیبه تو چرا انقدر ساده ای وقتی کارت اینجا فروش نره مطمئن باش بخوای بفرستی خارج از ایران اونجا هم فروش نمیره
تو باید اینجا بفروشی تا بتونی خارج از ایران هم بفروشی کاراتو
یاد حرف استاد عباس منش افتادم که میگفت برای مهاجرت یا درآمد از جایی که هستی اگر درآمد کسب نکنی جای دیگه هم نمیتونی
من به این اشتباهم پی بردم و قبول میکنم که درست نبوده و مسئولیتش رو قبول میکنم و سعی میکنم از این به بعد درست عمل کنم و اول برای فروش کارام در اینجایی که هستم قدم بردارم و خدا خودش به ترتیب درست میکنه کارامو
خدایا شکرت که این موضوع رو از جریان پارگی تابلوم بهم فهموندی تا درس بگیرم و درست عمل کنم
بایت ادامه فایل که از کیفیت گفت استاد
یاد کیفیت نقاشیم افتادم که براش قیمت بالا گذاشته بودم و درسته ریزه کاری داشت ولی کیفیت رنگم خیلی به نسبت قیمت درست نبوده و سعی میکنم این هارو هم یاد بگیرم
دیروز خدا بهم پس کله ای زد تا همه اینا رو بفهمم و ددس بگیرم از این فایل
سپاسگزارم ازت خدای من که این فایل رو برای من آماده کردی
و سپاسگزارم از استاد عزیز که این همه آگاهی رو برای ما آماده میکنید
من داشتم امروز به فایل قسمت 10 گوش میدادم یه چیزی رو متوجه شدم که انگار فکر کنم اینجای نوشته ام رو خوب درک نکرده بودم و نوشتم
اینجا که نوشتم
نقاشی رو اونا پاره نکردن من پاره کردم
یعنی خدا پاره کرده تا من از این اتفاق به ظاهر بد درسی بگیرم
نمیدونم هنوز خوب درکش کردم یا نه ولی از خدا میخوام واضح تر بهم بگه که درکم از این موضوع درست بوده یا نه
امروز داشتم فایل رو دوباره گوش میدادم یهویی یاد این نوشته ام افتادم دیدم نه
استاد اینجا اول فایل گفته که هر خیری به شما میرسه از طرف خداست و هر شری میرسه از طرف خودتون هست
ولی یه سوال هم برام پیش اومد ، از این اتفاق به ظاهربد
استاد تو یکی از فایلاشون میگفتن که خدا واضح تو قرآن گفته که ما از طریق جان و مال و چیزهای دیگه شمارو امتحان میکنیم
از خدا میخوام درکش رو بهم بده چه درسی باید از این اتفاق به ظاهر بد که برام افتاد بگیرم
احساس میکنم کامل حرف و هدایت خدا رو درست متوجه نشدم
سلام کوثر جان
من رو خدا هدایت کرد به دیدگاه شما
قبلش کتاب رویاهایی که رویا نیستند رو که فصل دومش رو میخواستم شروع کنم ،کپی گرفتم با چاپگرمون تو خونه و بعد فایل من میتوانم آینده مالی شمارا پیشگویی کنم رو که خونده بودم اونم کپی گرفتم
تا بیارم و شروع کنم به خوندن
از دیروز تا الان من بارها این فایل جدید قسمت 10 توحید عملی رو گوش دادم
امروز ایده هایی که خدا بهم داده بود رو رفتم تا قدم بعدیشو که نشون دادن به مغازه دارا بود رو نشون بدم ولی گفتن برای فروش عمده باید از خیلی کمتر قیمت بدی
من چند بار هی میخواستم ذهنم رو کنترل کنم و میگفتم باشه نشد اشکالی نداره میرم بازم رو باور هام کار میکنم و میدونم که خدا کمکم میکنه
همینجور بین ذهنم و خودم جنگ بود که هی میخواست نگرانم کنه
و من تلاش میکردم و از خدا میخواستم منو به راه خودش برگردونه
تو اون فاصله صحبت هام تو دلم بهم یادآوری شد که مهم اینه الان تو کنترل کنی ذهنتو و احساستو خوب کنی
الان باید سپاسگزار باشی و لبخند بزنی خدا به وقتش بهت عطا میکنه
و دقیقا این آیه که برای شما هدایت بود رو خوندم فقط و فقط اشک ریختم
من قبلش اومده بودم تا ببینم من چی نوشتم تو دیدگاهم آخه احساس کردم یه چیزی رو درست درک نکردم و در دیدگاهم برعکسشو نوشتم
بعد اومدم دیدگاه خودمو ببینم یهویی دیدگاه شما نظرمو جلب کرد که خوندم و اشک ریختم
که خدا هدایتم کرد تا بهم بگه
بعضی هام هستند که خدا را با منفعت طلبی می پرستند :اگر خیری به آن ها رسد دلگرم به آن اند و اگر به شری دچار شوند به هم می ریزند!این ها نه دنیا را دارند نه اخرت را . این است همان ورشکستگی جبران ناپذیر»حج11
وقتی این آیه رو خوندم گفتم طیبه مراقب باش تو این مسیر لذت ببری
هرچقدر هم سخت باشه اوضاع الانت خالقت خودت بودی و خدا فقط خیر به تو میرسونه و هر شری بهت رسیده از خودت بوده
خدا خیر مطلق هست
پس آروم باش و سعی کن کنترل ذهنت رو داشته باشی
خدا با دیدگاه شما بهم یادآور کرد که آروم باش
اونجا که نوشتین زندگی در بهشت براتون میومد
امروز دقیقا من از خدا خواستم گفتم خدا یه نشونه ای بفرست که حالمو خوب کنی و آرومترم کنی و باورم بهت تقویت بشه که تو مراقبمی
وقتی دیدم نشونه ام زندگی در بهشت قسمت 80 اومد خیلی آرومم کرد که این درک رو گرفتم که خدا گفت تو آروم باش زندگی تو هم بهشت میشه
تو فقط احساستو خوب نگه دار
خداروشکر میکنم که هدایتم میکنه و بهم میگه که مراقب باش در مورد کوچکترین چیز ها و افکار هام بهم هدایت میده و به قول استاد پس گردنی میزنه و درسایی که باید یاد بگیرم رو بهم یادمیده
خیلی خوشحال شدم دیدگاهتون رو خوندم براتون عشق و شادی و سلامتی و آرامش و ثروت بی نهایت از خدا میخوام
سلام کوثر جان
نوشته تو که خوندم گفتم خدای من دقیقا جواب سوالم بود
دو سه روزه از خدا سوال داشتم که خدا چرا بهم هدایت نمیفرستی بگی درمورد کارم چیکار کنم
چند تا الهان بهم کرده بود راجع به فروش نقاشیام اونا رو قدم برداشتم و منتظر بودم بگه چیکار کنم
حتی امروز پرسیدم گفتم هدایتم کن،من نمیدونم چجوری خودت این مقدارو برام جورش کن ، فردا باید 4 میلیون و 500 بدم به هزینه کلاسم
میدونم باید صبور باشم و مسیر تکاملم رو طی بکنم ، هر بار که ذهنم میخواد شروع کنه به حرف زدن سعی میکنم کنترلش کنم
الان با نوشته شما فهمیدم که من نگران بودم و این چند روز هدایتی دریافت نکردم که چیکار باید بکنم
چند باریم فک کنم گفتم که هرچی تو بگی هرچی خیره همون بشه
اونجا که نوشتین در مورد شهود
گفتم خدایا کمکم کن
این فایل توحید عملی قسمت 10 هر بار داره یه چیزی رو بهم یادآوری میکنه یا یاد میده بهم
ممنونم از اینکه وقت گذاشتین نوشتین و من یاد گرفتم
الان رفتم بعد نوشتنم ببینم قسمت 51 گفتگو با دوستان ، دیدم فایلی بود که من اولین باری که شروع کردم هر روز دیگه فایلای استادو گوش دادم با این فایل بود 4 ماه پیش که لایو کلیشو گوش داده بودم اینجا تیکه تیکه گذاشتن قسمتاشو
که بعد اون فایل دیگه هر روز من دارم با فایلای استاد هر روز سعی خودمو میکنم و به قول حرف استاد به اندازه ای که تغییر میکنی به همون اندازه خدا بهت کمک میکنه
بهترین ها و بی نهایت زیبایی ها باشه براتون