توحید عملی | قسمت 10 - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)

1163 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عادل حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2963 روز

    سلام خدمت تمام دوستان عزیزم

    استاد عزیزم .

    الان کامنت خانم مینا کاشی رو خوندم که در مورد عشق مطلق صحبت کرد و من چقدر لذت بردم چقدر یادگرفتم که واقعا عشق مطلق خداونده خیلی لذت بردم

    امروز صبح که بیدار شدم انگار یه چیزی بهم الهام شد درواقع یک ایراد بسیار بزرگی یادم اومد کا دارمش ‌.

    من تا یک ماه پیش عسل داشتم برای فروش و توستاره قطبی هر روز میگفتم که خدایا پول وارد حسابم بشه و خیلی وقتا میشد

    اما نکته این داستان چیه

    و ایراد من چیه

    من الان مدتی هست محصولم تموم شده و یه مدتی هست که واقعا ورودیم بسیار کم شده

    حالا تو این مدت اون ستاره قطبی یادم می اومد

    نجواهای شیطان تو ذهنم هی میگفت تو داشتی ستاره قطبی انجام میدادی ودرخواست میکردی و پول می اومد توحسابت بخاطر این نبود که خداوند این کارو میکرده .بخاطر این بوده که تو محصول رو داشتی

    پس خدا نبوده که پول اورده تو زندگیت محصولت بوده .

    واااااااااااااای واااااااااااااای واااااااااااااای واااااااااااااای خدای من چقدر باورها نهانن چقدر این شرک مخفی هست .

    من داشتم اینجوری فکر میکردم ناخوداگاه

    با این فایل متوجه شدم .

    حالا مگه اون محصولی که من داشتم میفروختم .کی بهم داده مگه اون نعمت خدا نبوده مگه غیر از اینه

    چقدر شرک تو وجودم دارم و داشتم

    کا تمام بدبختی های که کشیدم بخاطر این شرک ها بوده

    بخاطر این غرور ها بوده.

    بخاطر این منم منم ها بوده

    خداوندا هر چی که داشتم و دارم و بدست میارم اذان توست

    خداوندا اگه درخواست یوسف از دیگران

    14سال فراموش شده

    من توی این 30 سال تا جای که یادمه وابسته به دیگران بودم و درخواست های من حداقل 20ساله فراموش شده

    من در تمام این سالها وابستگی شدید به دیگران داشتم

    البته واقعا خیلی روی خودم کار کردم و الان. از این قضیه خیلی راضی هستم البته در روابط عاطفی میگم که خیلی بهتر شدم

    والا بازم این قضیه پاشنه اشیلمه

    چون از گذشته من وابستگی های بسیار شدید داشتم اینم شرکه

    یعنی من تمام تمام تمام تمام تمام احساس خوبم به دیگران ربط داشت انقدر باورهای غلطی داشتم و وابسته بودم به دیگران که حد و حساب نداره.

    شرک شرک شرک شرک

    واقعا در 99/9درصد من در تمام جنبه هام شرک ورزیدم

    از روابط عاطفی

    از روابطم با دیگران

    از وابستگی های شدیدم به دیگران

    از تمام درخواست های که فقط از غیر خدا داشتم

    از وابسته به عوامل بیرونی در تمام جنبه ها

    از غرور هام

    از فخر فروشی هام نصبت به افراد پاین تر از خودم

    از خودم رو دست کم گرفتن نصبت به افرادی که ازمن قدرتمند تر بودن ثروت وموفقیت داشتن

    احساس ضعفی که داشتم نصبت بهشون احساس ناتوانی کردم جلوشون

    واقعا در تمام جنبه ها باید دیدگاهم رو عوض کنم و توحیدی تر بکنم خودم رو

    استاد این فایل انگار دقیقا برای من اماده شده

    چون واقعا خیلی به خودشناسی دارم میرسم

    و تمام درخواستهای که من از خدا داشتم و اجابت نشده

    بخاطر همین شرک بوده

    من توحیدی نبودم من شرک ورزیدم

    من به همه کس و همه چیز اویزون شدم بغیر از خدا

    و تمام توگوشی های که خوردم

    یعنی اینجوری بگم در تمام جنبه های که به دیگران اویزون بودم بد ترین برخوردهارو دریافت کردم.

    تحقیر شدم

    زجر کشیدم

    مسخره شدم .

    منت کشی بسیار زیاد کردم

    و کلی تو گوشی خوردم

    خداوندا من هرچی داشتم و دارم و بدست میارم اذان توست

    من هیچی نیستم هیچی نمیدونم

    توی که همه چیو میدونی توی که قدرت مطلقی توی فرمانروا ما هر چی داریم اذان توست …

    خداوندا ازت درخواست دارم که وجودم رو پاک کنی .

    وهر روز توحیدی تر بشم و هر روز در این مدار عشق بی منت قرار بگیرم

    خداوندا هدایتم کن و کفرهای که من داشتم رو ببخش ودرخواستم رو قبول کن و هدایتم کن مثل همیشه دستمو بگیر .

    از این فایلی که بهم فهموندی که قدرت اذان مطلق اذان توست .

    وهر خیری که بهم میرسه از طرف توست و هر شری که برسه . از طرف خود منه با باورهای نامناسب.

    خداوندا یادم بیار که تو همیشه دستمو گرفتی تو بودی بارها و بارها اشتباهات فاجعی داشتم تو بودی که ابروم رو نگه داشتی بارها و بارها شده که من در بدترین شرایط بودم تو خودت دستمو گرفتی

    منی که فقط وفقط تنها چیزی که بهش فکر میکردم خود کشی بود وتنها روشنای که تو ذهنم ساخته بودم خود کشی بود ولی الان من 180درجه تغیر کردم

    و از طرف دستان خودت استاد عزیزم رو هدایت کردی تا از قوانینت منو اگاه کنی .

    خداوندا منی که افسرده افسرده افسرده بودم

    الان در مقایسه با قبلم چقدر امید وارم چقدر دارم لذت میبرم

    چقدر برای خودم ارزش قائلم چقدر خودمو لایق میدونم

    چقدر حال و احساسم خوبه چقدر من تغیر کردم

    منی که از سال 86به بعد در بد ترین شرایط اعتماد بنفسی قرارگرفتم و ارام ارام درام تا سال 96

    در بد ترین شرایط

    اعتماد بنفس پاین

    وابستگی شدید

    خود کم بینی و باور نداشتن خود

    نا امیدی مطلق و ودر ذهنم تاریکی کامل کامل

    واقعا این کلمات نمیتونند اون شرایط های که من تجربه کردم رو اون تحقیر شدن ها اون احساس افسردگی ونا امیدی اون به خط قرمز رسیدنها و تنها راهی که برای نجات بهش فکر میکردم فقط

    خودکشی بود .

    پس منی که در این شرایط بودم و بزرگ شدم

    تو دستمو گرفتی خدایا تو بودی منو نجات دادی تو بودی ارام ارام من رو هدایت کردی با استاد با دستانت اشنا کردی با قوانینت اشنا کردی

    با اینکه من خالق بدون چون چرای زندگی خودم هستم اشنا کردی

    منو هدایت کردی ازدواج کردم

    منی که اعتماد بنفسم زیر صفر بود .انقدر خجالتی بودم حتی روم نمیشد که بشینم که مهمونمون بیاد

    ولی ازدواج کردم هدایتم کردی روابط خوبی رو بگیرم ‌.اون ترسهای که داشتم از روابط با دیگران اون ترسهای ک داشتم از هزینه ها

    خدایا همه اینارو تو هدایتم کردی.

    توهدایت کردی شغلی که خودم داشته باشم رو ایجاد کنم

    تو هدایتم کردی ماشین

    موتور

    زمین

    اون همه مشتری برای محصولم در این سالها.

    تو هدایتم کردی که خونه بگیرم

    وسایل خونه بخرم

    وسایل کار بخرم

    از شغل دومی که دارم چقدر مشتری های خوبی رو هدایت کردی برام

    از جور شدن هزینه یا پرداخت بدهی در بد ترین شرایطی که بودم خودت جورش کردی من با باورهای غلط خودم بوجودش اوردم اما تو بودی که ابروم رو حفظ کردی.

    2تا داستان خیلی واضح که واقعا اشکمو در اورد هم بگم همین یک ماه پیش بود مهمون داشتم وسایل هاشون تو ماشین من بود

    ماشین رو یه جای تو خیابون گذاشتم رفتم پیش مهمونام تارسیدم پیششون یه الهامی اومد که برو تو ماشینت تا اینا کارشون تموم میشه وقتی که رفتم دیدم در عقب ماشینم بازه وکلی وسایل های اونا دقیق پیش همون درب عقب بود

    یعنی وقتی دیدم هیچی رو نبردن بخدا بغض گلوم رو گرفت وهمونجا سپاسگذاری کردم .

    وگفتم خدایا واقعا این هدایتی بود که قدرت تو رو باور کنم چون وسایل ها خیلی سبک بودن و هر کس که درب رو باز کرده خیلی راحت میتونست وسایل رو ببره

    اما تو هم قدرتت رو بهم نشون دادی هم ابروم رو حفظ کردی

    من اولین بارم بود با این مهمونام برخورد میکردم یعنی اولین دیدارمون بود و از فامیل های همسرم بودن من تازه ازدواج کردم 1سال ونیم هست

    و کلی رودربایستی داشتم باشون

    تازه من خودم ازشون خواستم که وسایل رو از ماشین خودشون بر دارن بذارن تو ماشین من

    یعنی واقعا وگه چیزی رو میبردن حسابی بد میشد

    اما خداوند ابروم رو حفظ کرد

    داستان دیکه من کار سیم کشی میکنم نه در حد حرفه ای تازه کار بودم

    رفتم خونه همسرم. که اون موقع نا مزد بودیم

    بعد دعوت شدیم خانه باغ خاله همسرم

    بعد اونجا گفتن کار سیم کشی میکنی خونه رو تازه ساختیم کلر هم اوردیم ولی نصب نشده تو میتونی انجامش بده

    منم که اصلا تا حالا مدار کلر رو نبسته بودم

    خلاصه تو راه کلی از خدا خواستم که خدایا چیزیه که شده ابروم رو حفظ کن .

    خلاصه درستش کردم

    اما یک درس بسیار بزرگی داشت برام که قدرت خدارو فهمیدم و چقدر خوشحال شدم

    خدایا همه کار هارو تو انجام دادی عاشقانه سپاسگذارم

    چقدر از این کامنتم لذت بردم حسابی قلبم باز شد خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  2. -
    امیرحسین رحمانی گفته:
    مدت عضویت: 2265 روز

    سلام به استاد عزیزم

    راجب این فایل فوق العاده و تمرینش

    من میتونم بگم که هر جا که من رها کردم و اجازه دادم که خداوند کارها رو به نوعی انجام بده از راه هوایی که اصلا به ذهنمم نمیرسد مسائل حل شده

    ولی یک مسئله هست که خیلی زود فراموش میکنم خیلی زود از یاد پاک میشه و اینم به دلیل ورودی های ذهن و عدم کنترلشه

    وگرنه من هر چی بیشتر رو خودم کار کنم و مثل ورزش کردن هی تمرین کنم معلومه که حرفه ای تر میشم تو اون موضوع

    یادمه چندین سال پیش تو نوجوانی من دنبال راهی بودم که درآمد کسب کنم و کار کنم

    بالای بیست تا مغازه و فروشگاه رو رفتم و مصاحبه کردم و همه قرار شد که خبر بدن بهم برای کار و ندادن

    بعد چندین روز در حالی که در حال پیاده روی تو پیاده رو بودم با خودم گفتم خدایا خودت یه کاری برام انجام بده (الان که دارم مرور میکنم موهای تنم سیخ میشه) تو همون مسیر دوست قدیدمیم به که چندین سال بود ندیده بودمش سر راه قرار گرفت تو همون پیاده رو

    بعد از سلام و احوال پرسی بهش گفتم که دنبال کارم

    و اونم گفت که اتفاقا من یه جا کار میکنم و اونجا هم به نیرو لازم دارن تو هم بیا منم از خدا خواسته گفتم باشه

    درآمد اون کارم از تمام اون بیست مغازه به طرز قابل توجهی بیشتر بود

    خلاصه که هر جا فراموش کردم خدا رو و قدرتش رو کارام یا حل نشد یا اگرم حل شد پدرم در اومد چون توجامعه از بس به ما میگن که کارا سخت جلو می‌ره ذهنم قبولش کرده

    ولی ما باید به خودمون بیایم و خدا رو پیدا کنیم چون اون رب العالمینه اون تنها نمی‌زاره مارو

    هر جا دستت رو بدی بهش هوا تو داره

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  3. -
    حدیث صالح گفته:
    مدت عضویت: 939 روز

    سلام و ارادت خدمت استاد عباسمنش گرامی و مریم خانم عزیزم

    همونطور که خودتون فرمودین، خیلی بجا بود این مطالب و خدا میدونه چقدر به جان من نشست این صحبتها.

    میخوام چنتا از تجربه هاییمو بگم که با دیدن این فایل برام یادآوری شد.

    یادمه چند سال میخواستیم خونمون رو عوض کنیم و یه خونه حیاط دار بخریم که یسری مشخصات رو توی ذهنمون ازش ساخته بودیم،(بماند که هر از گاهی میگفتیم چطوری این خونه رو پیدا کنیم که همه این مشخصه هارو یجا داشته باشه)،به لطف و هدایت خداجونم به سمت شخصی هدایت شدیم که این خونه رو به ما نشون داد ،دقیقا با همون چیزایی که مد نظرمون بود و با قیمتی مناسب ک صاحبش به گفته خودش پول لازم بود و زیر قیمت بهمون داد.اون موقع هیچ اطلاعی از قوانین دنیا و هدایت الله نداشتم، فقط به خاطر اعتقاد نصفه و نیمه ای که به خدا داشتم،از صمیم قلبم ازش خواستم کمکمون کنه تا یه خونه خوب پیدا کنیم( چون توی شرایط زمانی خاصی بودیم).اون خونه رو خریدیم و من نا آگاهانه اعتبارشو به خودم دادم .ولی الان به صورت کاملا آگاهانه اعتراف میکنم که اعتبار اون اتفاق قشنگ تمام و کمال برای خدای بزرگ و بینظیرمه.اتفاقی که اگه بخوام از اولش بهش نگاه کنم، همش با هدایت خدای مهربونمه و قدم به قدمشو خدای من بهمون نشون داده و راه رو برامون هموار کرده بوده.

    استاد جان، از چند وقت پیش دنبال این موضوع بودم که خدا رو بهتر بشناسم و بهش اعتماد کنم، برا همین از خودش خواستم تا هدایتم کنه که این شناخت رو ازش پیدا کنم. یه شب داشتم خونه رو جارو میکردم و با خودم به این موضوع فکر میکردم ،که به ذهنم رسید هر روز جملات تاکیدی بنویسم که حالم رو خوب کنه و خدارو بیشتر به یادم بیاره . حالا نمیدونستم چه جمله ای بنویسم که این حسو حال خوب رو بهم بده.همونطور که شما گفتین، خدا با هر کسی متناسب با خودش هدایتش میکنه، و در همون لحظه خدا بهم گفت برا شروع جملت بنویس” یا اول و یا آخر”.سریع دفترمو برداشتم و این جمله رو بالای صفحش نوشتم و به دنبالش خدای بزرگم هدایتم کرد به یکی از فایلهای بینظیر شما توی دوره 12 قدم که از دلش یه جمله تاکیدی حال خوب کن بهم نشون داد و اون جمله این بود« خدایا شکرت که تو برای من کافی هستی».

    از اون روز این جمله رو هر روز صبح نوشتم و خودم رو سپردم به دستان توانمند خودش و ازش خواستم منو توی این مسیر زیبا همراهی کنه و خودش راه رو بهم نشون بده. حدود یک هفته پیش دوباره ازش خواستم نشونه ای بهم بده که بیشتر بهش ایمان بیارم ، و خیلی قشنگ ازم خواست بیام توی سایت و به قسمت مرا به سوی نشانه ام هدایت کن برم. منم خداروشکر گوش کردم و فایلی که برام باز شد نتایج یکی از دوستان عزیز بود و چقدر زیبا در مورد خداشناسی مطلب گفته شد و پایین اون فایل لینک فایلهای توحید عملی رو گذاشته بودین. هر 9 تا فایل رو بهمراه یه فایل زیبای دیگه که در مورد باورهامون نسبت به خدا بود رو دانلود کردم و شاید هر کودوم رو چنبار گوش کردم و یادداشت کردم و لذت بردم و شکرگذاری کردم به خاطر این هدایت بی نظیر.حتی امروز صبح وقتی از خواب پاشدم، خدای مهربونم دوباره هدایتم کرد و بهم گفت برو توی سایت، وقتی صفحه برام باز شد دیدم یه توحید عملی دیگه روی صفحه هست، اونقدر خوشحال شدم که اگه هراتفاق دیگه ای میوفتاد اینقدر ذوق زده نمیشدم.

    فایل امروز بهم یادآوری کرد که بنشینم و یه نگاه به گذشتم بندازم تا ببینم که چجوری خدا همیشه راه رو بهم نشون داده تا یه الگوی زنده بسازم برای خودم که نمونه بارز با خدا باش و پادشاهی کن هست.

    هر چی فکر میکنم، میبینم کل زندگی من با حمایت و هدایتهای پروردگارم بوده و هست و من چه آسون فراموش کرده بودم که این خدا بوده که این همه نعمت به من داده و توی شرایطی که اگه خودم بودم نمیتونستم کاری از پیش ببرم ،دستان قدرتمند خدای من بوده که منو نجات داده.شاید ده ها مورد از صبح تا حالا یادم اومده که وجود خدارو حس کردم اما اگه بخام اینجا بنویسم چندین صفحه میشه.

    بهر حال این فایل تلنگری شد برای من که لحظه به لحظه سپاسگذار خدای بزرگم باشم و آگاهانه اعتبار تمام اتفاقای زیبای زندگیم رو به خودش بدم و دیگر هیچ.

    سپاسگذارم از خدای همواره حامی و هادی خودم به خاطر هدایتم به سمت سایت فوق العاده شما و استفاده از مطالب بینظیر و حال خوب کنتون.

    در پناه الله همیشه شاد و پر روزی باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  4. -
    امیرحسین ادیبی گفته:
    مدت عضویت: 2956 روز

    سلام به استاد عباسمنش عزیز

    مثال هایی از غرور و منیت از خودم و افرادی که دیدم

    استاد حتما شما این قضیه رو بار ها دیدید، و شاید خیلی از دوستان هم برخورد کرده باشن، افرادی که دچار اعتیاد میشن، و مثلا زندگیشون تباه میشه و روز به روز بدتر و بدتر میشه، وقتی نگاه میکنی میبینی افرادی هستن بشددت مغرور و بشدت دارای منیت…

    خیلی عجیبه که طرف به فلاکت و بدبختی افتاده و تباه شده همه چیش، اما بازم منم منم میکنه…

    یعنی غرور و منیت و تکبر یک ویژگی مشترک تمام افرادی هست که دچار بیماری اعتیاد شدن…

    اصلا شاید این غرور و منم منم کردن و ادعا کردن هاشون سبب شد که به این فلاکت بیفتن، و بنظر من در خیلی خیلی از موارد همینه دلیلش…

    میگم کافیه این افراد رو یکم بیشتر بشناسی و صحبت کنی باهاشون، میفهمیم که آدمای بشدت مغروری هستن و جالبه که فکر میکنن اگر بخوان میتونن ترک کنن!

    به همین دلیله که انجمن na اولین قدمش میخواد که این غرور رو از فرد بیمار بگیره… هرچند که کسی که میره و در این جلسات حاضر میشه و اقدام میکنه برای بهبودی، خیلی زیاد تواضع نشون داده از خودش؛ یعنی همینکه میره توی اون جلسات شرکت میکنه یعنی اینو باور کرده که ناتوانه… و واقعا تحسین دارن این افراد…

    من خودم همونجوری که شما پیشنهاد داده بودید یبار رفتم تو یکی از جلسات این افراد، البته جلسه ای که من رفتم به اسم sa بود، یعنی معتادان جنسی… افرادی که عادت های جنسی اشتباه داشتن… یبار رفتم و توی همون جلسه هر نفری باید صحبت کنه و اول برای صحبت کردن باید اسمش رو بگه که من فلانی هستم یک معتاد جنسی، یا یک معتاد به مواد مخدر… و بعد شروع به صحبت کنه… و حقیقتش نمیدونستم هرکسی میره اونجا باید اینکارو کنه

    و یجورایی متعجب شدم اما دیگه راه برگشتی نبود و ناچار این جمله رو منم گفتم، چون اونا فکر میکردن اومدم برای درمان…

    ولی همینکه ادم بره تو اون جلسات بشینه جلوی جمع و مخصوصا اینکه اعتراف کنه که عاجزه و اومده برای درمان، خودش خیلی خیلی خیلی زیاد شجاعت و ایمان و تواضع میخواد…

    یعنی افرادی که تو امریکا این انجمن رو پایه گذاری کردن واقعا شناخت درستی داشتن از افراد معتاد، برنامه به شکلی پیش میره که غرور و تکبر و منیت طرف حل بشه و طرف تواضع به خرج بده در برابر خدا…

    البته استاد اینم بگم که این جلسه ای که من رفتم واقعا از اون حالت اصلیش خارج شده و حس کردم به بیراهه کشیده شده… چون اصول این جلسات اینه که باید رایگان باشه، اما اونجا یک سبدی رو میچرخوندن که توش پول بندازی، هزینه هم داره اون جلسات اما یه حالتی داشت که افراد رو در عمل انجام شده قرار میدادن که حتما باید پول بدی… و همین شاید باعث بشه افراد دارای اعتیاد شرکت نکنن، چون خیلیاشون شرایط مالی ضعیف هم دارن… و هم اینکه فقط افراد اون جلسه از وضعیت بد جامعه و گرونی و بد بودن حکومت صحبت میکردن و میگفتن فلان جا رفتم این بلا سرم اومد و فلان مسئولا اینجوری هستن و من اینجوری شدم و اون جوری شدم!!!

    و تمرکز بشدت روی منفی ها بوده و حتی اصل رازداری شون هم رعایت نمیشده…

    اینارو من توی یک جلسه دیدم اونم جلسه ای که توی تهران برگزار میشه…

    و حس کردم این برنامه رو هم داخل ایران به بیراهه کشیدن…

    اصول دوازده قدمی انجمن خودشون به هیچ عنوان رعایت نمیشد…

    حالا خواستم تجربه خودم و مثال هایی که دیدم رو بگم که حرف به اینجا کشید، اره افرادی که اعتیاد دارن بشدت و بشدت و بشدت باور دارن که راهشون درسته! باور دارن اگه بخوان میتونن ترک کنن! باور دارن همه چی میدونن و باهوشن! باور دارن که این وضعیتشون تقصیر بقیه ست! یعنی بشدددددت باور دارن که این وضعیت تقصیر بقیه هست… استاد خود من این رو دیدم که این افراد بشدت خودشون رو علامه میدونن! واقعا شگفت اور بود واسم؛ اینکه طرف به فلاکت افتاده به روز سیاه افتاده اما همچنان خودش رو فردی میدونه که همه چیز حالیشه و هر کاری دلش بخواد میکنه! دقیقا حس کردم این رو…

    و کاملا دیدم که خدا با افراد مغرور و پر ادعا بشدت سخت برخورد میکنه و هیچ تعارفی نداره…

    استاد این الگو در افرادی که به بیماری اعتیاد دچار هستن کااااااااملا واضحه، و خیلی خیلی خیلی کمک میکنه به ادم که اینجوری نباشه و منم منم نداشته باشه و ادعا نداشته باشه و خودش رو همه کاره ندونه…

    استاد روی من که خیلی عمیق تاثیر گذاشت برخورد با این افراد و شناختن شخصیتشون… خیلی خیلی منو متواضع کرد، خیلی منو حواس جمع کرد… خیلی زیاد خیلی زیاد… از درون منو آروم کرد و حتی منو ترسوند از اینکه مغرور و پر ادعا نباشم..

    و استاد توی این سه روزه یا چهار روز که این فایل رو گذاشتید و من گوش دادم و همونجوری که گفتید به خدا تواضع و فروتنی خودم و عاجز بودن خودم رو اعلام کنم و قدرت رو بدم دستش، طی همین سه چهار روز، نمیدونید چقدر در هایی از اگاهی و هدایت به روم باز شده، چقدر خدا بهم داره زندگی رو یاد میده و برای مسائلم راه حل میده، چقدر وقتی حالم بد میشه بهم سریعا ارامش میده و خیلی زود منو هوشیار میکنه؛ چقدر شرایط فکری منو آماده میکنه برای پذیرش باورهای خوب… چون قبلش اینطوری نبود، مقاومت شدیدی داشت ذهنم، اما این چند روز انگار بشدت مقاومت ذهنیم شکسته شده و واقعا خدا داره همه چیو انجام میده…

    بشدت و بشدت و بشدت هدایت هاش واضح شده… فقط توی همین چند روز…

    استاد واقعا افکاری که به ذهن ادم خطور میکنه هم با اذن خداست، من مطمئنم شدم به این، حتی اینکه از چه زاویه ای به موضوعات نگاه کنیم دقیقا به اذن خداست و اینکه از زاویه درست نگاه کنیم یا دچار اشتباه بشیم دقیقا به اذن خداست، برگ بدون اذن خدا نمیفته که هیچ، هیچ فکر بدون اذن خدا به ذهن نمیاد…

    توی این چند روز یکسری اگاهی بمن داد که اصلا من فکرش رو نمیکردم و اصلا نمیدونستم فلان مسئله رو میشه اینجوری هم بهش نگاه کرد!

    واقعا خیلی شگفت انگیزه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  5. -
    فاطمه سليمى گفته:
    مدت عضویت: 1819 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام به استاد عزیز و مریم بانوی نازنین و همه دوستان ارزشمندم

    خدایا تو را سپاس که شنیدن و دیدن این فایل گرانبها و پر ارزش رو روزی من کردی

    خدایا شکرت که تمام فایلهایی که از استاد گوش می کنم هر کدوم از دیگری بهتر و زیباتر و ارزشمندتره

    مخصوصاً این فایل که تمام وجودمو پر از آرامش کرد و محو شنیدن آگاهیهاش شدم تو این دو سه روز بارها گوش کردم و سیر نمیشم، باز هم برام تازگی داره

    خدایا شکرت که هدایتم کردی به استادی که تک هست تو دنیا و کلامش از یک جنس دیگه است

    از جنس توحید، از جنس تواضع و خشوع در برابر خداوند

    استاد از شما سپاسگزارم چه خوب شد که به ندای قلبت گوش کردی و این فایلو آماده کردی

    برای من نیاز بود که این آگاهیها رو بشنوم

      و روح و قلبم رو جلا بدم

    متواضع تر باشیم در مقابل خداوند

    یادم باشه به هر جا که برسم و هر موفقیتی که کسب کنم اینو خدا داره بمن میده اعتبارشو  بدم به خدا

    من کاره ای نیستم، بخودم مغرور نشم فکر نکنم که من دارم این کارو انجام میدم

    وَ ما رَمَیتَ اِذ رَمَیتَ وَ لکِنَّ اللهَ رَمی

    تو تیر ننداختی خدا بود که تیر انداخت

    هر لحظه باید بخودم یادآوری کنم که هر چه که هست از آن خداونده و خداوند بمن داده، و اگه بتونم این کارو بکنم درهای بهشت برام باز میشه

    من اگر میخوام شرایط برای من خوب پیش بره شرطش اینه که در مقابل خدا متواضع باشم و بپذیرم که اون داره کارها رو انجام میده، در مقابلش تسلیم باشم، فکر نکنم که من دارم کارا رو انجام میدم من عقلم میرسه من هوش بالایی دارم

    همیشه خودمو محتاج و وابسته بدونم در برابر خدا

    وقتی بپذیرم که خودم هیچی نیستم و هر آنچه دارم از خداونده زندگی خیلی زیبا میشه، همه چی بمن گفته میشه روی دوش خدا میشینم و منو میبره به بهشت و به زیباییها و ایده ها رو میگه و کارا رو برام انجام میده و موفقیتها رو برام بوجود میاره

    به اندازه ای که در برابر خداوند متواضع و خاشع باشم به همون اندازه خدا کارا رو انجام میده

    و هر چقدر که متواضع تر باشم خشوع داشته باشم خدا کارهارو راحتتر و در مقیاس بزرگتر انجام میده همه ایده ها رو بمن میگه در زمان مناسبش که ظرف من آمادگیشو داشته باشه، کارا رو انجام میده قدما رو برام مشخص می کنه وقتی که فقط  و تنها فقط ایاک نعبد و ایاک نستعین بگم تنها تو را می پرستیم و تنها از تو کمک میخوایم

    خدایا من در مقابل تو هیچی نیستم

    خدایا من به هر خیری که از تو برسه فقیرم

    خدایا من عقلم نمیرسه تو منو هدایت کن

    خدایا تو عظیمی

    تو بزرگی

    تو وهابی

    تو رحیمی

    تو رحمانی

    تو عالمی

    تو سمیعی

    تو بصیری

    خدایا تو راهگشای من باش

    خدا رو شکر که من هم دارم در این مسیر حرکت می کنم

    تقریباً هر روز صبح هم بصورت کلامی میگم و هم تو دفتر سپاسگزاریم می نویسم که خدایا من بدون تو هیچی نیستم و هیچی نمی دونم تو منو هدایت کن تو راه نشونم بده، خدایا من امورم رو به تو میسپرم تسلیم تو هستم و به هر خیری که از تو برسه فقیرم

    اینا رو هی تکرار می کنم و بخودم یادآوری می کنم تا بصورت باور به عمق جانم بشینه

    خدا رو شکر برای آگاهیهایی که از این فایل دریافت کردم

    استاد عزیزم نمی دونم چطوری از شما تشکر کنم فقط میتونم بگم خدا بهترین پاداشها رو در دنیا و آخرت به شما بده

    خدایا شکرت

    ایاک نعبد و ایاک نستعین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  6. -
    شیرین حمزه ای گفته:
    مدت عضویت: 2746 روز

    بنام خدای همواره حامی وهدایتگرم

    سلام به استادعزیزم وبانوشایسته

    استاد وقتس گفتین میخواستم یه فایل دیگ روضبط کنم وقلبم راضی نبود وبعد این آیه به قلبتون الهام میشه، اشکم دراومد از همواره هدایتگریودن ومهریانی بینهایت رب، که چطور پاسخ میده وهدایت میکنه درزمان مناسب.. چی میشه که من ودخترم دیشب داشتیم درمورد اینکه دوشنبه یه کاری بایدانجام میدادکه یه مقدارنگزان بود که نتیجه اش چی میشه، وما صحبتمون درموردتوحیدبوذ بهش گفتم که همه چیزخداست ازخدابخواه که بین توواون ادم جاری باشه وبهترین نتیجه رقم بزنه.. گفت آزه مطمعنم خداباهامه وهدایتم میکنه امروزکه شما این فایل روگذاشتین چقدرباعث شدکه قلبش آرومتربشه وباورتوحیدیش قویتر، وخدامیدونه چندهزارنفزدیگ همچومسعله ای داشتن وهدایت خواستن که خداوند اینطوری یه قلب شماالهام میکنه چنین فایلی ضبط بشه ومیشه مثل آبی روی آتیش نجواهای ذهن.. خدایا هزاران بارشکرت برای اینهمه مهربانی وفضلت

    خودم چندروزه که میگم خدایا برای توحیدی عمل کردن درهمه زمینه ها هدایتم کن، برای ساختن احساس لیاقت ریشه اش ساختن توحیده، کسی که توحیدی فکر میکنه روی کسی حساب نمیکنه، خودشوکم نمیبینه، ترسی نداره حرف بقیه براش اهمیت نداره، کسی که توحیدی فکرمیکنه میتونه وابسته نشه ولذت ببره.. این فایل بازم یه اجابتگربودن بودن خداوندبرای پاسخ به هرخواسته ای درهرگوشه جهان باور وایمانم روقویترکرد که خداهیچ کسی روتنهانمیزاره واینکه وقتی درخواستی به زبون تومیاد، خدا قبلش آگاه بوده ازش وپاسخ داده، درخواستتوآماده کرده.. خدایاشکرت

    اینکه خداوندکجا ها هدایتم کرده ودرهازوبرام یازکرده کل زندگی من معجزه خدابوده، وهروقت هم که خواستم باذهن خودم که عجله همراهش بوده کاراروانجام بدم زدم خرابکاری کردم.. بارهاشده درموردموضوعی درخواب هدایتم کزده خداوند به شکل واضح که دقیقا فهمیدم چی داره یهم میگه، بارهاشده ادمی زوکه یاهاش آشناشدم توخواب شخصیت اون آدم رو یانشون دادن یه شخصیتی که من میشناسم توخواب بهم نشون میده ومیفهمم که این ادم مناسب هست یانیست.. اگه بنویسم صفحه هامیشه، اما یاتمام وجودم باوردارم که وقتی ازامش دارم هدایت رودریافت میکنم صددرصد.. کارمن فقط بایدکنترل ذهنم باشه

    خداروشکرمیکنم برای وجودشمااستادعزیزومریم بانوی عزیزم، انشالله خدابهتون عزت بده، سلامتی بده، سعادت بیشتردنیا واخرت نصیبتون کنه…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  7. -
    محمدامین عربنژاد گفته:
    مدت عضویت: 1733 روز

    باسلام ب استاد عزیزم و دوستان هم فرکانس

    تشکر میکنم از خدای بزرگ ک منو ب این اقیانوس آگاهی هدایت کرده و دست شما استاد عزیز رو می‌بوسم ک هیچ وصفی جز استاد برای شما لایق نیست…

    اینکه میگم استاد چون واقعا استادانه قوانین رو رعایت میکنید استادانه حتی برای کوچکترین چیزها از رب العالمین هدایت می‌طلبید..این واقعا کار کوچکی نیست کار هر کسی نیست و دلیل تفاوت شما با دیگر انسان ها در همینه…

    اما نتیجه من از اینکه هروقت روی خدا حساب کردم از تمام سختی ها عبور کردم اگ دادگاه داشتم خدامی دونه ب آسانترین شکل ممکن حل شد..یادم میاد یه بره ای از زمان عاشق دختر عموی خودم بودم و اونو می‌پرستیدم البته ک وابسته بودم و بشدت و با بدترین شکل از هم جدا شدیم..اما نکته ش اینجاست ک اون مدت عمو بامن دشمنی پیدا کرده بود ب حدی ک اسحله خرید و قسم خورد ک ک منو می‌کشه قشنگ بیان کردم ک متوجه شدت قضیه باشیم…خدامیدونه ک گفتم تا من نخام اون تو زندگی من هیچ تاثیری نداره و بشکل معجزه آسایی از اون روز الان 4سال میگذره و هنوز خبری از عموی مهربون من نشده…

    یا جایی منو برای مشکل صنفی جریمه کردند من شاد و خندان برای پرداخت جریمه ب اداره مربوطه رفتم بطوریکه همه تعجب کردند ک آقا اومدی جریمه بدی خوشحالی

    گفتم آره خداجاشو پر میکنه باورتون نمیشه ک مبلغ رو خود دستگاه یک دهم حساب کرد و زندگی من سراسر پره از این نتایجی ک اگ ساعتها بنشینم و بنویسم مطمعنم ذوقم بیشتر میشه و باز چیزهای جدیدی یادم میاد…

    من بشدت نیاز داشتم ب فایل توحیدی.. دسته توحید در عمل از پربازدیدترین های منه و شاید دها بار از اول تا آخر مرور کردم..امشب چندین چندبار همین فایل رو گوش دادم..و خاستم نظرم رو کامنت کنم… صمیمانه از استاد بزرگوارم و خانم شایسته عزیز تشکر میکنم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  8. -
    حمید حیدری گفته:
    مدت عضویت: 1877 روز

    یارب العالمین

    سلام به دو زوج خوشبخت بهشتی

    سلام به همه همسفران عشق

    خدایا ازت ممنونم که هر لحظه و هر جا نور ایمانت رو بر دلها جاری میکنی، این فایل خیلی برام همزمانی داشت، خیلی خوشحالم دارم با استادی کار میکنم که وصله به نور توحید، امشب که هدایت شدم به این فایل بسیار زیبا، فقط از شدت شوق هنگ بودم از این هماهنگی خداوند، خیلی جالبه این چند وقت بطرز عجیبی تمرکزم روی رفاقت بیشتر با خداونده، هی این سوال تو ذهنم میچرخید که خدایا چطور رابطمو بیشتر ودلی کنم باهات، این سوال که فقط خداوند برای بنده خویش کافیست، رو ذهنم بسختی قبول میکنه، خیلی دوست دارم ارتباطمون دلی تر باشه، تو این چندوقته اصلا این جمله رو میگم، خدایا من مستاصلم در مقابل عظمت تو، این جسمم این دستانم همه اش رو تو خلق کردی، قدرت تویی، من تا الان فکر میکردم باهات رفیقم ولی هر جا نتیجه داشتم ذهنم اعتبارشو و هیجانش رو بخودش میداد، چه جاها که کلا مغرور بودم و چه جاها که عاشقانه دستم رو گرفتی، ولی زودی فراموشت کردم، چه جاها که قدرت تورو نادیده گرفتم وقدرت رو به دستانت میدادم. این فایل واقعا، از قلبی نشات گرفته که وصل به منبع نور وهدایت، دقیقا تواین چند وقت که دارم از خداوند هدایت میخوام و تصمیم گرفتم بیشتر بودنش رو درک کنم، بعدش این فایل آماده شه، چه هدایتی از این واضحتر، استاد عزیز بینهایت ازت ممنونم که یکی از دستان پر قدرت خداوند شدی و اجازه دادی این جریان هدایت در بهترین زمان و مکان شکوفاتر بشه.

    خداوندا هرلحظه مارو وابسته و نیازمند خودت کن و همیشه بتونیم تسلیم قدرت وعظمتت باشیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  9. -
    شهلاحیدری گفته:
    مدت عضویت: 1309 روز

    به نام خدای مهربانم که هر چه دارم از آن اوست

    سلام به همه ی عزیزانم

    استاد نازنینم من هنوز به اندازه ی شما به اون درجه نرسیدم که کاملا روی شونه های خدا باشم اما اما اما تا همین لحظه که دارم کامنت مینویسم رفاقت با خدا ،دلبستگی به خودش ،وابسته بودن به خودش ولاغیر ،چنان زندگیم رو دگرگون کرده ،چنان حال وهوای لحظه به احظه ی زندگیم عوض شده،که هر صبح از خواب بیدار میشم وچشمانم که به روز جدید باز میشه،به بزرگی وعظمت خودش از خوشحالی دوست دارم فر یاد بزنم وبگم خدایااااا با تمام وجودم میپرستمت،باتمام وجودم عاشقتم :که من رو آفریدی ،

    لیاقت باتو بودن رو

    در کنار تو موندن

    باتو در لحظه زندگی کردن

    از تو‌کمک ویاری خواستن

    به تو پناه بردن

    درخلوت باتو لذت بردن بردن

    با تو غرق در شادی بودن

    به عشق تو قدم برداشتن

    باتو در اوج خندیدن

    بانام تو آغاز کردن کردن

    باتو همنشین بودن

    باتو نفس کشیدن

    باتو گریه کردن

    باتو به دل سختیها روفتن

    با تو نترسیدن وشجاع بودن

    با تو آسان شدن برای آسانی ها

    باتو غرق در خوشبختی بودن

    باتو رقصیدن

    باتو سفر کردن

    باتو رفاقت کردن

    باتو راز افشا کردن

    باتو مست شدن بابوی یک گل کوچک زیبا

    باتو شناکردن ،غرق شدن در دریای بیکران امید به تو

    باتو تجربه های شیرین کسب کردن

    باتو لایق ثروتمند بودن رو،

    با تو صاحب کسب وکار شدن

    باتو عاشقی کردن رو ………

    برای من بنده ی عزیزت،لایق دونستی عزیزترینم

    نازنین خدای من،رفیق خالص وناب من

    من خودم دورت میگردم ،من خودم بندگیت رو میکنم

    من خودم تسلیم مطلق تو هستم

    تو فقط بزرگی کن وخدایی کن.من فقط بندگی تو

    الهی الهی الهی

    حال خوبم رو برای هرکسی که این عاشقانه ها رو خوند آرزو میکنم

    دوستون دارم

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 24 رای:
  10. -
    فرزانه سخنوری گفته:
    مدت عضویت: 941 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    با سلام حضور استاد عزیزم و دوستان همراه

    عجب فایلی .چه همزمانی ‌.دوره دوازده قدم هستم قدم هفتم و موضوع هدایت .چقدر کلامتون به دلم نشست .خداوند پیامشو از کلام شما به من رساند .

    به لطف پروردگارم دیروز در جریان هدایت خرید خوبی داشتم .به میزانی که آگاهی هایم افزایش بافته الهامات را بهتر درک می کنم و موفقیت ها پشت سر هم .خدا ا شکر می کنم .خیلی خوشحالم استاد عزیزم .خدارا صد هزار مرتبه شکر که نتایج ارزشمند در تمامی ابعاد وارد زندگی ام می شوند .

    احساسم عالی و نتایج هم بزرگتر .اعتبار همه را به رب مهربانم می دهم .من کجا می توانم اینقدر دقیق و حساب شده عمل کنم .من چطور می توانم همه مسایل را به طور همزمان مدیریت می کنم .اعتبارش را به خدایم می بخشم .به قول حافظ که می فرماید :

    من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم .

    لطفا می کنی ای خاک درت تاج سرم

    در برابر عظمت و بزرگی و تجلی اش در زندگی ام سعی می کنم خاشع باشم .هر جا گردن کشیدم و ابراز منم منم کردم با سر به زمین خوردم .الحق مهمترین دستاوردم در این سایت رسیدن به احساس عجز در برابر رب مهربانم بوده است .

    تا بدانجا رسید دانش کن

    که بدانم همی که نادانم

    بله من نمیدانم و اوست که می داند .من نمی توانم و اوست منبع توانایی.من نمی شناسیم و اوست منبع شناخت .

    مدتهاست که این اصل بزرگ را آهسته آهسته به درک می رسم

    که همه هیچ است و نیز جز او

    وحده لا اله الا هو

    صدها مثال دارم از زمانی که در اعتبار اقدامات و مسایل حل شده زندگی ام را به خداوند دادم و خداوند چگونه دستم را گرفت و بالا برد و صدها مثال از زمانی که اعتبار را به خودم دادم و با سر به زمین خوردم و ادب شدم .

    واقعا توحید اصل و اساس هست .دانستن و درک توحید چنان احساس آرامشی به من می دهد که گویی در آسمان در حال پرواز هستم .رها از نگرانی ها ،نشدن ها ،شایدها .

    توحید عجیب با هدایت عجین شده است .همین دیروز هدایت به من گفت برو بر روی فلان چیز سرمایه گذاری کن .البته درخواست داده بودم که خدایا کجا سرمایه گذاری کنم .جواب ها آمدند نمی توانستم تشخیص بدهم کدام الهام است و کدام حرف ذهن .از خدا نشانه خواستم .بلافاصله شاید چند دقیقه نشد که خواهرم تماس گرفت و در جریان یک گفتگوی معمولی حرفی زدکه جواب درخواست من بود بدون آن که او بداند و یا خبر داشته باشد که چه در ذهن من می گذرد و من به چه فکر می کنم .سریع بعد از پایان تماس ایده ام را عملی کردم و احساس رهایی و آرامش را دریافت کردم و به رسم ادب شکر گذاری و دادن اعتبار همه چیز و هر موفقیتی به رب العالمین .

    استاد عزیز بسیار عالی بود این فایل .بله این شاید خط و نشان خدایم بود که همواره در برابرش خاضع و خاشع و فروتن باشم اگر می خواهم باز هم بهتر درک کنم و بهتر نتیجه بگیرم و من هم البته با تواضع می پذیرم و تسلیم امرش هستم و شاکر مهربانی هایش .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای: