توحید عملی | قسمت ۱۱

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی‌های این قسمت، از قانونی رمزگشایی می‌کند که مرز میان «تقلا در مسیر خواسته» و «موفقیت پایدار از مسیر هموار» است.

دقیقاً زمانی که تصور می‌کنیم به اوج مهارت و تخصص رسیده‌ایم، در دام ذهنی «خودم می‌دانم» گرفتار می‌شویم که می‌توان آن را پارادوکس مهارت و توکل نامید. خیلی از ما این تجربه را داشته‌ایم که:

زمانی که در کاری «تازه‌کار» و «نابلد» هستیم، نتایج درخشان‌تر و ایمن‌تری می‌گیریم، اما به‌محض اینکه احساس «حرفه‌ای بودن» می‌کنیم، چالش‌ها و شکست‌ها آغاز می‌شوند. به نظر شما چرا؟!

درس اصلی این است: احساسِ «خودم می‌دانم»، بزرگ‌ترین مانع در برابر جریان هدایت‌های خداوند است. وقتی ما خودمان را در جایگاه یک متخصص بی‌نیاز می‌بینیم و به دانش محدود و تجربیات گذشته‌مان تکیه می‌کنیم، ناخودآگاه دروازه‌های هدایت را می‌بندیم. اما زمانی که، فارغ از میزان تخصص‌مان، با قلبی خاشع و متواضع اعتراف می‌کنیم که در برابر اقیانوس علم خداوند «هیچ» نمی‌دانیم، آنگاه به منبع لایتناهی هوشمندی متصل می‌شویم که راهکارهایی فراتر از منطق بشری را پیش پایمان می‌گذارد.

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی که استاد عباس‌منش با مثال‌هایی ملموس از دنیای تکنولوژی، رانندگی و حتی بازی‌های کامپیوتری تشریح می‌کنند، تفاوت میان «استفاده از تجربه» و «مسدود کردن هدایت با غرور» است. استاد توضیح می‌دهند که ذهن استدلال‌گر ما، همواره سعی دارد مسائل جدید را با فرمول‌های قدیمی حل کند. مثل برنامه‌نویسی که برای رفع یک باگ، بیست راه منطقی را امتحان می‌کند و شکست می‌خورد، اما لحظه‌ای که از روی «عجز» و «تسلیم» دست از تقلا برمی‌دارد و از نیروی برتر کمک می‌خواهد، ساده‌ترین و درست‌ترین راهکار به او الهام می‌شود. این همان نقطه‌ای است که ما باید «تواضع در برابر خداوند» را با «احساس لیاقت در برابر خلق» ترکیب کنیم. بسیاری از افراد تصور می‌کنند که کمک خواستن از خداوند نشانه ضعف است، درحالی‌که بر طبق اصل توحید، هوشمندترین انسان‌ها کسانی هستند که فرمان زندگی خود را به دست خدا می‌سپارند.

افراد زیادی برای داشتن چنین حدی از ارتباط عمیق با خداوند و دریافت هدایت‌های او در مسیر هر خواسته کوچک و بزرگی، از درون احساس لیاقت ندارند.

آموزه‌های دوره احساس لیاقت منبعی کامل برای ترمیم احساس خودارزشمندی درونی است؛ به‌گونه‌ای که فرد بتواند خود را اساساً «لایق» چنین حدی از ارتباط دقیق و عمیق با خداوند بداند. زیرا مهم‌ترین موضوع در دریافت هدایت‌های خداوند، احساس لیاقت داشتن درباره ارتباط عمیق با خداوند و دریافت الهامات اوست. تا زمانی که ما خود را لایق هم‌صحبتی با خداوند ندانیم، صدای هدایت او را نخواهیم شنید.

خداوند مانند یک فرستنده رادیویی قدرتمند، در هر لحظه و در مورد هر موضوعی (از مسائل مالی و بیزینس گرفته تا سلامتی و روابط) در حال پخش فرکانس هدایت است. اما این ما هستیم که باید گیرنده‌هایمان را روی این موج درست تنظیم کنیم. تنظیم این موج، با هیچ تکنیک پیچیده‌ای انجام نمی‌شود، بلکه تنها با یک تغییر نگرش درونی ممکن است:

پذیرش اینکه «من نمی‌دانم و او می‌داند» و مهم‌تر از همه، «احساس لیاقت داشتن درباره دریافت هدایت‌های خداوند»

آگاهی‌های این قسمت، منطق‌های محکمی به ما می‌دهد تا هر مانعی را از ذهن خود برداریم که مانع اتصال ما به خداوند و دریافت هدایت‌های او می‌شود. مثل احساس گناهی که افراد دارند و فکر می‌کنند به‌خاطر اشتباهات گذشته، از درگاه خداوند رانده شده‌اند. استاد عباس‌منش با ذکر منطق‌های توحیدی محکم به ما یادآور می‌شوند که حتی اگر هزاران بار مسیر اشتباه را رفته باشید، خداوند مشتاق هدایت شماست.

درک این نکته که «من بی قید و شرط لایق هستم تا خداوند من را به هموارترین مسیر تحقق خواسته هایم هدایت کند»، هسته اصلی آموزه‌های دوره احساس لیاقت است که مکمل بی‌نظیری برای اجرای توحید در عمل است.

باور محدودکننده دیگری که استاد عباس‌منش در این فایل به‌عنوان مانعی مهم در دریافت هدایت‌های خداوند به آن اشاره می‌کنند، باور «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود» است. ریشه این باور نیز در احساس عدم لیاقت است که فرد نمی تواند خود را بی قید و شرط، لایق دریافت نعمت ها بداند. استاد با استناد به قوانین خداوند، ثابت می‌کنند که سختی کشیدن، تقلا کردن و «پدرِ آدم درآمدن»، فضیلت نیست؛ بلکه نشانه دور شدن از مسیر هموار هدایت‌های الهی است. زندگی طبیعی و توحیدی، مانند حرکت در یک سرازیری سرسبز با چرخ‌های روغن‌کاری‌شده است، نه کشیدن یک گاری شکسته در سربالایی سنگلاخ.

اگر زندگی شما سخت پیش می‌رود، اگر برای حل مسائل ساده مجبور به مبارزه هستید، نشانه این است که نتوانستید روی خداوند به عنوان قدرت مطلق حساب کنید، می‌خواهید با زورِ بازوی محدودِ خودتان مسائل را حل کنید و به نیروی «کن فیکون» خداوند اجازه ورود نداده‌اید. تواضع در برابر خداوند، زندگی را آسان می‌کند. راهکارهای خداوند برای حل مسائل شما و تحقق خواسته ها همواره آسان هستند، اما شما وقتی به آنها دسترسی دارید که با ایجاد باورهای توحیدی، عقل خود را از مدار خارج می‌کنید.


تمرین این قسمت:

به تجربیات خود درباره مفهوم آگاهی‌های این قسمت فکر کنید و در بخش نظرات این فایل بنویسید:

الف) در چه مواردی از زندگی‌تان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفه‌ای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آن‌قدر مغرور شدید که خود را بی‌نیاز از هدایت‌های خدا دیدید و سراغ ایده‌های خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابل‌انتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمان‌هایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمی‌دانید»، سپس به ایده‌هایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟

ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی می‌چرخد و کارها به‌خوبی پیش می‌رود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفه‌ای بودن، تشخیص می‌دهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟

فکر کردن و جواب دادن به این سؤالات باعث می‌شود نقش توحید در روان شدن چرخ زندگی را درک کنید، در همه حال در مقابل خداوند خاشع بمانید و در موضوعات مختلف، خواه ساده، خواه مهم، از خداوند هدایت بخواهید؛ حتی اگر در آن کار حرفه‌ای باشید.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «حامد امیری» در این صفحه: 1
  1. -
    حامد امیری گفته:
    مدت عضویت: 2746 روز

    سلام خدمت شما استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان در این سایت الهی

    نمیدونم چطور بگم که این فایل چقدر به موقع بود و در زمان مناسب من آماده دریافت این فایل ارزشمند بودم. استاد جان انصافا که شما لایق و شایسته این هستید که در مورد توحید و یکتاپرستی، در مورد خداوند و هدایت‌های خداوند صحبت کنید. به جرأت میتونم بگم که این فایل ارزشمند باعث شد یک بروزرسانی اساسی در ایمان من ایجاد بشه. یک بروزرسانی و یک یادآوری اساسی بود از اینکه حواسم باشه که روی چه نیرویی باید حساب کنم.

    استاد جان راستش خیلی دلم براتون تنگ شده بود ولی مطمئن بودم در زمان درست میاید جلوی دوربین و فایل آماده می‌کنید. و اما عجب فایلی عجب آگاهی‌هایی. چقدر باعث شد که من این چند روز مروری داشته باشم بر مسیر خودم و به یاد بیارم که هر آنچه خوبی و خیر بوده در زندگی من فقط و فقط به واسطه هدایت خداوند بوده و فقط و فقط به واسطه اعتماد به این جریان هدایت بوده. این چند روزه فقط دارم در مورد این فایل فکر میکنم و یک جورایی نزدیک پرتگاه هم بودم و همونطور که گفتید احساس گیر کردن داشتم. استاد جان من بسیار شما رو تحسین میکنم که این چنین تونستید از هدایت‌های خداوند استفاده کنید و این راه رو هم به ما نشون بدین. من از وقتی با شما آشنا شدم از بیشترین قسمتی که نتیجه گرفتم و در زندگی عملی کردم و کارها برام آسون شده همین توحید عملی بوده. یعنی من هر چقدر به یاد میارم هر کجا که گفتم خدایا من نمیدونم تو میدونی تو منو هدایت کن و با من صحبت کن و راه رو به من نشون بده همونجاها من خیلی کارها برام راحت پیش رفته و احساسمو خوب نگه داشتم و دیدم که کلی هدایت شدم و اتفاقات خود به خود و به صورت طبیعی رخ داده. خیلی دوست دارم در مورد این فایل بنویسم و اتفاقا مثال‌های تاز‌ه‌ای هم دارم. مدتی بود که کامنتی روی سایت نذاشته بودم چون من بیشتر در حال کار کردن روی دوره‌ها هستم و هر چقدر که دارم جلوتر میرم می‌‌بینم که اتفاقا من باید بیشتر و بیشتر به خداوند اعتماد کنم و روی ایمان خودم به خداوند کار کنم.

    این رو به این دلیل میگم که چند وقتی بود که احساس کردم بعضی جاها کارهام داره سخت پیش میره و حتی این باعث شد که اشتباهات مالی داشته باشم و توی کارم هم سختی داشته باشم. به خاطر همین میگم واقعا این فایل خیلی به موقع بود چون من داشتم به لبه پرتگاه نزدیک می‌شدم و خداوند در این لحظه از زمان به من گوشزد کرد که حواست باشه اگر اعتماد به خداوند رو فراموش کنی اوضاع سخت پیش میره. و من از شما استاد عزیزم بسیار سپاسگزارم که با این کلام آرامش بخشتون باعث شدید این یادآوری در من به صورت اساسی ایجاد بشه. که فکر میکنم حتی به خیلی از ما یادآوری بشه که باید روی چه نیرویی حساب کنیم. و این موج از آگاهی توی سایت به راه افتاده و متوجه شدم که هر چقدر که بگم من بلدم و من میدونم بیشتر گمراه میشم اتفاقا و هدایت‌های خداوند رو فراموش میکنم.

    مثل همین که من روند پول ساختن و کسب درآمد از کاری که عاشقش هستم خیلی خوب داشت پیش میرفت چون خیلی بیشتر و بیشتر چسبیده بودم به این ریسمان الهی و مخصوصا اینکه شروع کسب و کار خودم بود و تازه از همه جا استعفا داده بودم و میخواستم که دیگه بیزینس خودم رو راه اندازی کنم و پیش برم. اون شروع اوایل کار فقط چسبیده بودم به خداوند و فقط میگفتم من خداوند هدایتم میکنه راه‌ها رو بهم نشون میده مشتری‌ها رو خودش برام میاره، خودش پول‌ها و سرمایه‌های مورد نیازم رو برام جور میکنه. به خاطر همین من در شروع کار هرگز سختی نکشیدم و خیلی راحت همه چیز پیش میرفت خیلی راحت کارها انجام میشد مشتری‌ها از بی‌نهایت طریق خیلی راحت منو پیدا می‌کردن و من همینجوری پیش میرفتم و به شدت انگیزه‌هام هم بالا بود. ولی این چند وقته احساس کردم اون روند کند شده و مثل اول کار نیست و برسم به جایی که ندونم باید چیکار کنم و یه احساس گیر کردن داشته باشم. به خاطر همین میگم یادم اومد که من چقدر بیشتر به هدایت‌های خداوند اعتماد داشتم و بیشتر داشتم به خودم میگفتم که خدا خودش هدایتم میکنه و من لذت میبرم و احساسم خوبه و کارم رو به درستی انجام میدم و خداوند هم سمت خودش رو انجام میده. من از یه جایی به بعد توی مسیر کسب درآمدم به من میدونم افتادم و اینکه الان من دیگه راه‌های پولسازی رو بلدم الان من دیگه شیوه بازاریابی رو بلدم الان دیگه میدونم چطور بفروشم الان دیگه میدونم چطور خدماتم رو عرضه کنم و کسب درآمد کنم الان دیگه مشتری دارم و یه غروری انگار داشت منو می‌گرفت که الان من دیگه میدونم چطور بیزینس کنم. اینجاست که انسان فراموش کار میشه و یادش میره در شروع کار داشت خدا خدا می‌کرد داشت روی توکل خودش به خداوند کار میکرد داشت روی ایمان کار می‌کرد و خداوند بهش رزق داد برکت داد و از جاهایی که فکرش رو نمی‌کرد و گمان نمی‌کرد بهش رزق داد برکت داد نعمت داد پول داد. خلاصه بگم خدا کم نمیذاره برای کسی که داره واقعا بندگی میکنه. رزق میره دنبال کسی که بندگی خدا رو میکنه. ولی غافل از اینکه فراموش میکنی داشتی روی چه چیزی کار میکردی که خداوند هدایت میکرد؟ اصل یا فرع؟‌ حتی زمانی هم دوره روانشناسی ثروت 3 رو تهیه کردم دیدم همون جلسات اولیه‌اش در مورد ایمان به خداوند و هدایت‌های خداونده و استاد جان جسارتا من اون موقع با خودم گفتم شوخی می‌کنی؟ من دوره روانشناسی ثروت مخصوص کسب و کار گرفتم نکنه اینجا هم قراره در مورد ایمان و دین صحبت کنیم؟ ولی وقتی برای اولین بار اون دو فایل جلسه 2 و 3 روانشناسی ثروت 3 رو گوش دادم متوجه شدم که دلیل این همه تفاوت نتایج شما با بقیه کارآفرینان چیه و من از اون موقع دیگه این دو فایل رو سعی کردم اصل قرار بدم توی کسب و کارم و متوجه شدم من اگه روی جریان هدایت خداوند توی کسب و کار حساب نکنم واقعا کم میارم و گیر میکنم.

    به نظرم دوره روانشناسی ثروت 3 یک دوره الهی و مقدسه که شرط اولش اینه اول به نیرویی باور کنی که میتونه تو رو به هر چی که میخوای برسونه.

    حالا این مثالی بود از اینکه هدایت خدا رو فراموش کردم و به سختی افتادم. ولی من وقتی این فایل رو گوش دادم به خودم گفتم منم میخوام مثل استاد جان دیگه از این به بعد اجازه ندم برم دورهام رو بزنم بعد هدایت بشم. و منم میخوام از همون اول خدا بهم هشدار بده و من هم آماده باشم همیشه و همیشه برای دریافت هدایت‌ها. اما وقتی این فایل رو با تمام وجود چند بار مرورش کردم به خودم تعهد دادم که دیگه اجازه ندم برم دورامو بزنم. چون این الگویی که استاد جان به مدیر فنی گفتن دقیقا مثال من بود. انگار هر بار داشت تکرار میشد که من میرم کلی راه حل رو امتحان میکنم دورامو میزنم بعد تازه متوجه میشم نه بابا من هیچی نمیدونستم و داشتم با کله خودم راه میرفتم. حالا متعهد میکنم خودمو و سعی میکنم این شخصیت رو بسازم مثل استاد جان که از همون اول هدایت بخوام و بگم من نمیدونم و به هر خیری از جانب تو به من برسه من فقیرم.

    حالا یک مثال داغ و تازه بزنم از ایده‌ای که جدیدا خداوند بهم گفت انجام بده. این ایده خیلی دور نیست از کاری که دارم انجامش میدم و عاشقش هستم. اتفاقا کاری هست که سال‌ها توش اطلاعات دارم و از بچگی بهش علاقه داشتم و تحصیلاتم هم در مورد همین موضوع مورد علاقه بوده. همین چند وقت پیش یه حسی بهم گفت این کار رو انجام بده و شروعش کن. و قشنگ احساس کردم یه الهامی بود یه حسی بود نمیدونم یه حسی که گفت تو هم میتونی این کار رو انجام بدی. من به خودم میگفتم آخه من هیچ سرمایه‌ای ندارم چطور میگی انجام بدم هیچ شرایطی الان نشون نمیده که من باید انجامش بدم ولی بازم این حس بهم میگفت تو از همین جایی که هستی و با همین امکاناتی که داری شروع کن انجامش بده نگران نباش. باور کن من از همون اولش سعی کردم به این ایده اینجوری نگاه کنم و بگم که این ایده از طرف خداونده و من باید انجامش بدم خودش بهم میگه بقیه مسیر رو چطور بدم. وقتی که من این ایده رو شروع کردم به انجام دادن همه‌اش به خودم داشتم میگفتم خدا خودش بهم گفته و خودش هم هدایتم میکنه بقیه مسیر رو چطور پیش برم. من نمیدونم خدا میدونه. باور کنید الان داره اصلا آدم‌ها میان شرایط میان موقعیت‌های پولساز میان و بعد من متوجه شدم اصلا با هدایت خداوند چه کارهایی میشه انجام داد. بعد از یه چند روزی به مسیری که طی کردم نگاه کردم به خودم گفتم واقعا هیچ چیز غیر از هدایت خداوند نبود و هر کاری انجام شد هدایت خداوند بود اون کمکم کرد. الان هم فقط دارم میگم خداوند قدم بعدی رو میگه خودش بقیه مسیر هدایتم میکنه و توی این کار جدید خیلی بیشتر دارم به هدایت‌های خداوند اعتماد میکنم و خیلی بیشتر احساس بهتری دارم و رها هستم. الان دارم متوجه میشم که استاد جان توی جلسه دوم روانشناسی ثروت 3 میگه که در یک لحظه میتونه یه ایده‌ای بهت بگه که به فکر تحلیل تحلیل‌گران دنیا هم نرفته باشه. یعنی کل تحلیلگران رو جمع کنی نمیتونن ایده‌ای که خداوند میگه رو تو را به سرراست‌ترین مسیر ببره. الان من واقعا احساس میکنم به اندازه کسی که سال‌ها توی این بازار هست چیز یاد گرفتم فقط به این دلیل که از همون اول این نگرش رو در خودم ایجاد کردم که من فقط میخوام این کار و این ایده جدید رو بر پایه هدایت خداوند بچینم و جلو ببرم.

    این فایل توحید عملی جدید که اتفاقا اولین فایل سال جدید هم هست به معنای واقعی کلمه یک بروزرسانی در ایمان من برای اهداف بعدی و کارهایی که میخوام انجام بدم رو در من ایجاد کرد و جمله به جمله صحبت‌های استاد جان رو توی دفترم نوشتم. دوباره داره یادم میاد از وقتی که من روی هدایت‌های خداوند حساب کردم و کارها رو بهش سپردم چقدر همه چیز عالی پیش رفته. مثلا من زمانی که میخواستم به تهران مهاجرت کنم هم به همین شکل بود. یعنی با اینکه اصلا هیچ ایده و حتی پول زیادی هم نداشتم ولی خیلی این اطمینان توی وجودم بود که تو حرکت کن و برو بقیه‌اش درست میشه. الان داره حال و هوای اون موقع یادم میادم وقتی این فایل رو گوش دادم یادم اومد که من اون موقع چقدر زیاد داشتم فایل‌ها توحید عملی استاد رو گوش میدادم و هر آنچه که توی سایت بود در مورد توکل به خداوند و هدایت‌های خداوند من داشتم گوش میدادم و می‌نوشتم و صبح تا شب و شب تا صبح فقط داشتم روی این موضوع کار میکردم که بعدش حرکت‌ها اتفاق افتاد و من در عرض کمتر از 3 سال به هرآنچه که از مهاجرت به تهران میخواستم رسیدم و کلی اتفاقات خوب تجربه کردم و کلی در مسیر خواسته‌هام قرار گرفتم. خوشبختانه من در این مورد همیشه به خودم یادآوری کردم که همه‌اش کار خداوند بوده همه‌اش هدایت خداوند بوده.

    الان که دارم این مثال‌ها رو از خودم میزنم متوجه میشم هر کجا که اعتبار هر موفقیت و دستاورد و نعمتی رو به خداوند میدم من در اون زمینه پیشرفت‌های صعودی داشتم و هیچوقت به نقطه‌ای نرسیدم که بخوام پسرفت کنم و چیزی رو از دست بدم. و هر کجا که یادم رفته و ناسپاس بودم و گفتم من بلدم اون نعمت و اون دستاورد توی زندگیم کمرنگ شده. اونجاهایی که گفتم من الان دیگه مشتری دارم من الان دیگه میدونم چیکار کنم همونجاها بوده که اتفاقا هدایت خداوند رو فراموش کردم و کمتر روش حساب کردم. و بعدش دیدم که کاسه چه کنم چه کنم دستم گرفتم وای الان مشتری چطور میخواد بیاد؟ وای چطور بفروشم؟ چطور فروشم رو زیاد کنم؟ وای چطور درآمدم رو بالاتر ببرم و چطور سرمایه بیشتر بسازم وای چطور کارم رو گسترش بدم؟‌ این گفتن چطورها نشون میده که هدایت خداوند فراموش شده. ولی وقتی بگم من نمیدونم خدا میدونه و هدایتم میکنه دیگه نمیگی چطور که. یه اطمینانی داری از اینکه مسیرها باز میشه و در زمان و مکان مناسب بهم گفته میشه و هدایت میشم. این فایل باعث شد اون اطمینان در من زنده بشه.

    خدایا سپاسگزارم که توی این فایل کلی آگاهی به ما دادی و باعث شد عجب آگاهی‌هایی به یاد ما بیاد و مسیرمون یک بروزرسانی اساسی بکنیم و بفهمیم که کجای داستان هستیم. آیا داریم همچنان روی خداوند حساب می‌کنم یا یادم رفته؟

    خدایا سپاسگزارم که در زمان مناسب منو آماده دریافت آگاهی‌های ناب و ارزشمند این فایل کردی

    خدایا سپاسگزارم که من آماده شنیدن آگاهی‌های ارزشمند این فایل بودم

    خدایا سپاسگزارم که من رو در زمان مناسب در مکان مناسب با استاد عباسمنش آشنا کردی

    خدایا سپاسگزارم که تا به اینجای مسیر هر هدایت و هر خیری که بوده از جانب تو بوده و من تا ابد به هر خیری که از جانب تو به من برسه فقیر و نیازمندم

    خدایا سپاسگزارم خدایا شکرت که ما رو به راه راست هدایت میکنی راه کسانی که به آنها نعمت و ثروت و برکت دادی

    تنها تو را بندگی می‌کنیم و تنها از تو یاری می‌جوییم

    در پناه خداوند شاد و سالم و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 156 رای: