توحید عملی | قسمت ۱۱

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی‌های این قسمت، از قانونی رمزگشایی می‌کند که مرز میان «تقلا در مسیر خواسته» و «موفقیت پایدار از مسیر هموار» است.

دقیقاً زمانی که تصور می‌کنیم به اوج مهارت و تخصص رسیده‌ایم، در دام ذهنی «خودم می‌دانم» گرفتار می‌شویم که می‌توان آن را پارادوکس مهارت و توکل نامید. خیلی از ما این تجربه را داشته‌ایم که:

زمانی که در کاری «تازه‌کار» و «نابلد» هستیم، نتایج درخشان‌تر و ایمن‌تری می‌گیریم، اما به‌محض اینکه احساس «حرفه‌ای بودن» می‌کنیم، چالش‌ها و شکست‌ها آغاز می‌شوند. به نظر شما چرا؟!

درس اصلی این است: احساسِ «خودم می‌دانم»، بزرگ‌ترین مانع در برابر جریان هدایت‌های خداوند است. وقتی ما خودمان را در جایگاه یک متخصص بی‌نیاز می‌بینیم و به دانش محدود و تجربیات گذشته‌مان تکیه می‌کنیم، ناخودآگاه دروازه‌های هدایت را می‌بندیم. اما زمانی که، فارغ از میزان تخصص‌مان، با قلبی خاشع و متواضع اعتراف می‌کنیم که در برابر اقیانوس علم خداوند «هیچ» نمی‌دانیم، آنگاه به منبع لایتناهی هوشمندی متصل می‌شویم که راهکارهایی فراتر از منطق بشری را پیش پایمان می‌گذارد.

یکی از کلیدی‌ترین مفاهیمی که استاد عباس‌منش با مثال‌هایی ملموس از دنیای تکنولوژی، رانندگی و حتی بازی‌های کامپیوتری تشریح می‌کنند، تفاوت میان «استفاده از تجربه» و «مسدود کردن هدایت با غرور» است. استاد توضیح می‌دهند که ذهن استدلال‌گر ما، همواره سعی دارد مسائل جدید را با فرمول‌های قدیمی حل کند. مثل برنامه‌نویسی که برای رفع یک باگ، بیست راه منطقی را امتحان می‌کند و شکست می‌خورد، اما لحظه‌ای که از روی «عجز» و «تسلیم» دست از تقلا برمی‌دارد و از نیروی برتر کمک می‌خواهد، ساده‌ترین و درست‌ترین راهکار به او الهام می‌شود. این همان نقطه‌ای است که ما باید «تواضع در برابر خداوند» را با «احساس لیاقت در برابر خلق» ترکیب کنیم. بسیاری از افراد تصور می‌کنند که کمک خواستن از خداوند نشانه ضعف است، درحالی‌که بر طبق اصل توحید، هوشمندترین انسان‌ها کسانی هستند که فرمان زندگی خود را به دست خدا می‌سپارند.

افراد زیادی برای داشتن چنین حدی از ارتباط عمیق با خداوند و دریافت هدایت‌های او در مسیر هر خواسته کوچک و بزرگی، از درون احساس لیاقت ندارند.

آموزه‌های دوره احساس لیاقت منبعی کامل برای ترمیم احساس خودارزشمندی درونی است؛ به‌گونه‌ای که فرد بتواند خود را اساساً «لایق» چنین حدی از ارتباط دقیق و عمیق با خداوند بداند. زیرا مهم‌ترین موضوع در دریافت هدایت‌های خداوند، احساس لیاقت داشتن درباره ارتباط عمیق با خداوند و دریافت الهامات اوست. تا زمانی که ما خود را لایق هم‌صحبتی با خداوند ندانیم، صدای هدایت او را نخواهیم شنید.

خداوند مانند یک فرستنده رادیویی قدرتمند، در هر لحظه و در مورد هر موضوعی (از مسائل مالی و بیزینس گرفته تا سلامتی و روابط) در حال پخش فرکانس هدایت است. اما این ما هستیم که باید گیرنده‌هایمان را روی این موج درست تنظیم کنیم. تنظیم این موج، با هیچ تکنیک پیچیده‌ای انجام نمی‌شود، بلکه تنها با یک تغییر نگرش درونی ممکن است:

پذیرش اینکه «من نمی‌دانم و او می‌داند» و مهم‌تر از همه، «احساس لیاقت داشتن درباره دریافت هدایت‌های خداوند»

آگاهی‌های این قسمت، منطق‌های محکمی به ما می‌دهد تا هر مانعی را از ذهن خود برداریم که مانع اتصال ما به خداوند و دریافت هدایت‌های او می‌شود. مثل احساس گناهی که افراد دارند و فکر می‌کنند به‌خاطر اشتباهات گذشته، از درگاه خداوند رانده شده‌اند. استاد عباس‌منش با ذکر منطق‌های توحیدی محکم به ما یادآور می‌شوند که حتی اگر هزاران بار مسیر اشتباه را رفته باشید، خداوند مشتاق هدایت شماست.

درک این نکته که «من بی قید و شرط لایق هستم تا خداوند من را به هموارترین مسیر تحقق خواسته هایم هدایت کند»، هسته اصلی آموزه‌های دوره احساس لیاقت است که مکمل بی‌نظیری برای اجرای توحید در عمل است.

باور محدودکننده دیگری که استاد عباس‌منش در این فایل به‌عنوان مانعی مهم در دریافت هدایت‌های خداوند به آن اشاره می‌کنند، باور «نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود» است. ریشه این باور نیز در احساس عدم لیاقت است که فرد نمی تواند خود را بی قید و شرط، لایق دریافت نعمت ها بداند. استاد با استناد به قوانین خداوند، ثابت می‌کنند که سختی کشیدن، تقلا کردن و «پدرِ آدم درآمدن»، فضیلت نیست؛ بلکه نشانه دور شدن از مسیر هموار هدایت‌های الهی است. زندگی طبیعی و توحیدی، مانند حرکت در یک سرازیری سرسبز با چرخ‌های روغن‌کاری‌شده است، نه کشیدن یک گاری شکسته در سربالایی سنگلاخ.

اگر زندگی شما سخت پیش می‌رود، اگر برای حل مسائل ساده مجبور به مبارزه هستید، نشانه این است که نتوانستید روی خداوند به عنوان قدرت مطلق حساب کنید، می‌خواهید با زورِ بازوی محدودِ خودتان مسائل را حل کنید و به نیروی «کن فیکون» خداوند اجازه ورود نداده‌اید. تواضع در برابر خداوند، زندگی را آسان می‌کند. راهکارهای خداوند برای حل مسائل شما و تحقق خواسته ها همواره آسان هستند، اما شما وقتی به آنها دسترسی دارید که با ایجاد باورهای توحیدی، عقل خود را از مدار خارج می‌کنید.


تمرین این قسمت:

به تجربیات خود درباره مفهوم آگاهی‌های این قسمت فکر کنید و در بخش نظرات این فایل بنویسید:

الف) در چه مواردی از زندگی‌تان (شغلی، مالی، عاطفی و…) احساس کردید که «خودتان کاربلد و حرفه‌ای هستید»، به مهارت و کاربلدی خود آن‌قدر مغرور شدید که خود را بی‌نیاز از هدایت‌های خدا دیدید و سراغ ایده‌های خودتان یا راهکارهای دیگران رفتید اما به طرز غیرقابل‌انتظاری، کارها گره خورد و نتیجه خوب از آب درنیامد یا دچار خطا و اشتباه شدید؟
در مقابل، چه زمان‌هایی با وجود مهارت و کاربلدی، متواضعانه از خداوند طلب هدایت کردید، اعتراف کردید که «نمی‌دانید»، سپس به ایده‌هایی هدایت شدید که کارها با روانی و آسانی انجام شد یا نتیجه حتی بارها بهتر از انتظار شما پیش رفت؟

ب) وقتی چرخ زندگی شما به روانی می‌چرخد و کارها به‌خوبی پیش می‌رود، آیا ارتباط این جنس از روانی در انجام کارها را با نگرش «تواضع در برابر خداوند» حتی با وجود حرفه‌ای بودن، تشخیص می‌دهید و برعکس؟ چقدر حواستان به این اصل مهم است؟

فکر کردن و جواب دادن به این سؤالات باعث می‌شود نقش توحید در روان شدن چرخ زندگی را درک کنید، در همه حال در مقابل خداوند خاشع بمانید و در موضوعات مختلف، خواه ساده، خواه مهم، از خداوند هدایت بخواهید؛ حتی اگر در آن کار حرفه‌ای باشید.

پاسخت را کامل در قسمت کامنتهای همین صفحه بنویس تا هم برای خودت نقشه‌ی راه شود و هم الهام‌بخش دیگران.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1307 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فاطمه» در این صفحه: 3
  1. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2305 روز

    با سلام خدمت استادان عزیزم و دوستان مهربانم

    جواب تمرین:

    من می تونم بگم توی زندگی ام هر خواسته ای که داشتم تقریبا نفهمیدم و خودش وارد زندگیم شده ، یعنی یه دفعه به خودم اومدم و دیدم چیزی در حال حاضر دارم تجربه می کنم که روزی می خواستم.

    اون هم فکر می کنم به خاطر این بوده که رها بودم یعنی خواسته رو می خواستم توی مقطعی شدیدا و بعد که رهاش کردم خودش محقق شده.

    فقط در مورد پول بوده که خوب مثل اکثر آدمها از همون بچه گی درخواست اون با باور کمبود همراه بوده.

    مثلا یه اسباب بازی یا عروسک دوست داشتیم و بهمون گفته شده نیست و پول نداریم و همین اشتیاق رو در ما به وجود اورده برای بدست آوردن پول ، و طوری این درخواست در هر برهه از زمان شدید می شه تا به جایی می رسه که اصلا یادمون می ره برای چی پول رو می خواستیم و چرا الان که با همین مقدار می تونیم مثلا این خواسته کم هزینه تر رو که تواناییش رو داریم، برآورده کنیم باز دلمون نمی یاد خرجش کنیم.

    خوب قطعا این برای من همه بوده و از بچه گی که مثلا عروسک یا هروچیزی رو می خواستم جواب بی پولی فقط دلیل محقق نشدن اون بود ، پس دورنم می گفتم من می خوام پول در بیاورم پس چه کار کنم .

    و طبق باورهای پدر و مادر و اطرافیان و گوش دادن به آنها که اگر درس بخونی می تونی به پول برسی.

    من از کلاس اول ابتدایی بچه بسیار درس خوانی بودم و با تمام تعهد برای بهتر شدن وضعیت زندگی ام درس خواندم تا به الان که فوق لیسانس حسابداری را دارم.

    البته انتظار من پزشک شدن بود، بدون توجه به اینکه اصلا این شغل رو دوست دارم یا نه.

    یعنی در واقع اینقدر پول برای من اولویتش و ارزش بالابود که خودم و آنچه می خواهم جایی در کنار ارزش اون نداشت طوری که هیچ وقت به خودم اجازه ندادم و نفهمیدم که به چه چیزی علاقه دارم.

    در درسهای مختلف آنچنان ناآگاهانه ولی حرفه ای اهرم رنج و لذت رو به کار می بردم و نتایج و نمرات تمام درسهایم عالی بود. که وقتی به دنبال علاقه واقعی خودم می گشتم نمی دونستم آیا این علاقه رو به وجود آوردم برای راحت عبور کردن از مسیر درس خواندن یا ، واقعی است و از درونم ترواش می کند.

    در یه برهه ای هم دلم برای خودم سوخت و گریه ام می گرفت ولی باز وقتی ذهنم رو کنترل کردم ، به خودم گفتم این هم قسمتی از تکامل و رشد من بوده که الان به لطف رب در این مسیر زیبا قرار گرفتم و قطعا دستاوردهای زیادی مثل احساس اعتماد به نفس خوب و اینکه از پس هر کاری بر می آیم و می توانم هر کاری رو انجام دهم. و اینها دستاوردهایی کمی نبوده و نیست.

    یا احساس لیاقت برای دریافت سایر نعمتها به احتمتل زیاد ریشه اش از اینکه بچه ای درس خوان و موفق بودم حاصل شده و سایرونعمتها رو مثل شغل خوب ، همسر خوب ، آدنهای خوب که همیشه در کنارم بودند ، همکاران خوب و … که تجربه شان کردم.

    حال با باور غلط که این مسیر در من بوجود آورده وسالها مثل سیمان در ذهنم چسبیده و باید روی آنها هر روز کار کنم:

    1. هر چه بیشتر زحمت بکشی و تلاش کنی نتیجه بهتری می گیری.

    و برای رسیدن به پول و ثروت باید خیلی تلاش کرد.

    همین باور باعث شد من هنگام کنکور که واقعا استرس امانم نمی داد به خودم می گفتم اصلا نمی خوام پزشک بشم . فقط می خوام مدرک دانشگاه داشته باشم تا کار خوبی پیدا کنم.

    2. برای رسیدن به پول باید مدرک و تحصیلات عالی داشته باشی.

    3. برای رسیدن به پول باید خواسته ها ، تمایلاتت رو زیر پا بگذاری.

    و هر چه آدم به خواسته هاش توجه نکنه آدم مقاومتر و محکمتر خواهد بود و موفق تر می شه.

    اینها پاشنه های آشی من هستند که در این سالها آنقدر تکرار شدند و من باید به ذهن عزیزم بگم ک و دلیل بیاورم و باورهای درست را جایگزین کنم.

    جواب باور 1:

    فاطمه جان مسیر ثروت از مسیر علاقه و لذت می گذره و اگر می خوای بدونی ، برای تو که همیشه این سوال رو از خودت می پرسی که در حال حاضر چه کاری بهترین کار هست که انجام بدم، می گم ، عزیزم اگر می خوای روزی بی حسابی را که رب در قرآن گفته و باور کردی رو تجربه کنی، بدان ، در هر لحظه بهترین کار و پرسودترین و موثررترین کار برای رسیدن به ثروت ، کار و عملی است که توی اکن لحظه به تو لذت بیشتری می دهد.

    چون:

    1. طبق قانون تغییر ناپذیر جهان ، به هر چیزی که توجه می ننی از همون رو بیشتر دریافت می کنی ، وقتی به لذت بردن توجه می کنی ، جهان هم لذت بیشتر را به شکل کارهایی که لذت بیشتر برایت دارد. به شکل پول و ثروت برایت به ارمغان می آورد. و در عین حال به خود می آیی و می بینی هر روز داری ورژن جدیدتر از خودت ، از توانایی ها و استعدادهای بالقوه درونی ات را تجربه می کنی و علاوه بر ثروت فراوان به خودشکوفایی و آخر لذت می رسی.

    2. وقتی که به انجام کارهای لذت بخش در هر لحظه می پردازی ، در واقع به جهان این فرکانس رو می فرستی که در لیت ارزشمندی هایت ، خودت بالاترین ارزش را داری و هیچ چیز حتی پول و ثردت ، ارزشش بیشتر از تو نیست و جهان پاسخ این فرکانس ارزشمندی ت را به شکل پول و ثروت وارد زندگی ات می کند.

    و

    3.در واقع این همان قانون رهایی هم است ، و تو این تجربه قانون رهایی را در دوستان خوب ، همسر خوب ، سلامتی که داری ، قدرت بدنی و جسمانی بالا که داری ، در همکاران ، همسایه هاو خانواده همسر خوب و … تجربه کردی.

    پس به یاد داشته باش که همیشه برای تو ، فاطمه ای که خودت رو از یاد برده بودی ، پولساز ترین کار و عمل ، آن چیزی است که به تو لذت بیشتر می دهد و این عمل می تواند دیدن غروب ، بازی و لذت بردن با فرزندانت، ورزش کردنت ، با خود و خدای خودت حرف زدن ، روی باورها کار کردن ، حتی تمیز و مرتب کردن خانه یا هر کار دیگری باشد.

    چون

    قرار گرفتن در مدار ثروت ، جایی که ، هر اتفاق و شرایطی که پیش می آید ، هر آدمی که با تو برخورد دارد، هردایده ای که می آید برایت پول ساز است ، هیچ ربطی به نوع کاری که تو انجام می دهی ندارد. بلکه

    به میزان لذتی که از لحظه ای عمرت ، روزت ، هر لحظه ایت می بری دارد. به احساس ارزشمندی و لیاقتت داره. چون تو موجود هستی که به ذاته ارزشمند هست ، با همین شرایطی که داری ، با همین تجربیات و علومی که داری ، با همین ویژگی هایی که داری ارزشمندی و نیاز نیست برای ارزشمند شدنت کاری انجام دهی ، در ورزشی که می کنی به مهارت خاصی برسی . چون تو بخشی از رب هستی ، بخشی از موجودی که می گوید باش و می شود. پس همانطور که قطره آب همان h2o هست که اقیانوس هست و همان ویژگی ها رو دارخ. تو هم همان ویژگی های رب و همان ارزشمندی رو داری، بدون هیچ کار خاصی.

    فاطمه جان بدان لیاقت آدمها برای برخوردار شدن از باران نعمت بیشتر ، از ثروت بیشتر ، به سختی کشیدن آنها ربطی ندارد. بلکه به یادآوردن آنها که چقدر با ارزش هستند و چقدر لایق داشتن نعمتها هستند دارد.

    بدان یک پادشاه که در دریای ثروت و نعمت است ، زجر و سختی نمی کشد که لایق ثروت زیاد باشد ، بلکه همیشه در لذت و آرامش است.

    پس تو هم با تاج بندگی رب ، پادشاهی کن ، چون تو باهوش هستی و بهترین راهها را انتخاب می کنی.

    من همین الان آماده ام تا قدم بعدی را ربم بگوید و حرکت کنم. چون من با همه این دلایلی که گفتم هیچ کم کسری ندارم و نیاز به چیزی غیر از عمل به آنچه رب می گوید ندارم.

    که البته الان هدایت شدم به خرید دوره قانون سلامت ، آن هم به صورت کاملا هدایتی و در حال حاضر باید برنامه ورزش روزانه یوگا رو که نزدیک 7 االی 8 ماه است انجام می دهم و یه برنامه یکساله است به همراه عمل به آموزه های قانون سلامتی انجام دهم تا رب درهای بعدی را برایم باز کند و قدمهای بعدی رابگوید.

    خدایا می هیچ چیزی نمی دانم ، فقط می دانم به بهترین یار و یاور که داناترین ، تواناترین، هوشمندترین ، دلسوزترین و بهترین راهنما ، مشاور ، سرپرست و قیم من هست اعتماد دارم و چشمم به الهات اوست و از خودش یاری می خوام که الهاماتم را خوب بفهمم و درک کنم و به بهترین شکل عمل کنم.

    یا رب به امید تو

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2305 روز

    سلام خدمت استاد عزیزم و مریم جان مهربانم

    استاد امروز که سایت رو باز کردم تا روی قانون سلامنی کار کنم تا دیدم فایل جدیدی اومده اینقدر دلم براتون تنگ شده بود که نتونستم لحظه ای صبر کنم.

    نا الان دقیقه 8دفایل رو گوش کردم،

    اولا خدا رو شکر می کنم که یه استاد عملی فوق العاده برام فرستاده تا قانون جهان هستی رو لمس کنم و به لطف ک یاری خودش عمل کنم.

    اسناد کاقعا به شما می بالم که اینقدر آگاه هستید به هدایتها و الهاماتی که بهتون می شه و توجه می کنید و فکر می کنید و بعد بهتر عمل می کنید.

    من اول باید این درس رو از شما بگیرم و با تمام تلاشم سعی کنم عمل کنم.

    در مورد موضوع این فایل وقتی شروع کردید به بیان کردن موضوع یاد خودم افتادم که 2 روز گذشته من یه قیمه درست کردم که مثل روزهای قبلم خوشمزه و تعریفی آنچنان نبود.

    موضو ازداین قراره که من به دلیل اینکه همسرم به طعم و نحوه پخت غذا خیلی توجه می کنه ، این خواسته در من به وجود اومده که برای پخت غذاها بیشتر دقت کنم و با توجه بیشتر درست کنم تا غذاهام‌خوشمزه تر بشه ، خوب با تحقیق که می کردم یه سری از غذاها مثل قرمه ، قیمه و .. خیلی خوشمزه می شه که واقعا هر کی می خوره تعریف می کنه. چند روز پیش که حرف از آشپزی شد من به یکی از دوستان گفتم من به خاطر حساسیت های همسرم یه سری غذا ها رو خیلی خوشمزه درست می کنم و کردیت خوشمزگی غذا رو به خودم دادم و 2 روز بعد که مهمان داشتم و قیمه درست کردم به اون خوشمزگی نبود.

    دقیقا ندایی درونم گفت بفرما فاطمه خانم ، فکر می کردی خودت خوشمزه درست می کردی ، این عزیزم من بودم که هدایتت می کردم . این ندا رو به وضوح درونم بهم گفت و من باید از استاد یاد بگیرم که این ندا ها رو محکمتر و بلند تر بشنوم و به تمام کارهام تعمیم بدم.

    امید وارم و از خدای خودم می خوام که یاری ام کنه تا در هر لحظه و هر کاری که انجام می دهم به هدایتهاش اولادقت کنم و فراموش نکنم که هر کاری که از من سر می زنه اگر خوبه به خاطر گوش به فرمان بودن هدایتهاش هست و من فقط اجرا کننده خوبی هستم . او می گوید و هنر من خوب گوش کردن و اجرا کردن است.

    و هر کجا نتیجه خوبی نمی گیرم چون به ولایل مختلف مثل ترس(قدرت دادی به غیرخدا و هر عملا بیرونی) یا مثل غرور و از خود دانستن نتایج خوب(قدرت دادن به خود به تنهایی) و .. که همه نوعی شرک است، گیرنده الهاماتم ضعیف بوده خوب نشنیدم و عمل نکردم . که باز هنر من این است که با احساس خوب که حاصل توجه به نکات مثبت و مثبت نگری و باورها و افکار توحیدی و عاری از شرک(تنها قدرت مطلق خداوند است وبس) است ، گوشم را تیز کنم برای دریافت الهامات و رها و سرسپرده باشم و عمل کنم و به این ترتیب با بندگی کردن ، پادشاهی کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2305 روز

    یکی از خصوصیات خودم رو که با گوش دادن به فایل یادم اومد این هست که من آدمی هستم کهوخیلی گم دیگران رو قضاوت می کنم و همیشه وقتی یه چیز ناخواسته در کسی می بینم یه ندایی درونم می گه ممکنه یه موقع خودتم توی این شرایط همین کار رو بکنی یا این جوری بشی یا اشتباه بکنی یا فکر کنی کارت درست باشه ولی واقعا نباشه و یا ..

    این ویژگی وقتی کامل می شه و کمبود عزت نفس و ترس رو به همراه نداره که در کنارش موقع انجام هر کاری بگی خدا کنارم هست خدا با من هست و من قدم بر می دارم و اون راه رو به من می گه .

    و خدا روشکر زمانی که من حتی به این وضوح این قدرت مطلق رو نمی شناختم که البته هنوز خیلی راه است برای شناخت ، از این نیرو استفاده می کردم و واقعا می تونم بگم هر جایی که موفق بودم و احساس موفقیت می کردم این رهایی از غرور و سرسپردگی به ندای درونم بوده .

    باز در تایید و تکرار صحبتهای ارزشمندداستاد:

    خداوند انسانونبست که اگر من جایی اشتباه کنم و خطا بکنم عصبانی بشه از دستم و با منوقهر کنه ، خداوند یک سیستم و یک قانون است مثل جی پی اس اگر من مسیری رو اشتباه برم ، سیستم با من قهرونمی کنه و اگر من به هدایت اون ادامه بدم ، از همونوجتیی که هستم بهترین مسیر برگشت به راه مستقیم و بهترین راه به مقصد رو از همون جا که هستم دوباره به من نشون می ده ، فقط کافیه که بهش گوش کنم و عمل کنم.

    پس خداوند همیشه بامنه و یه سیستمی است که همیشه برای هدایت من به صراط مستقیم آماده ست و این من هستم که باید ببینم ، باور کنم، و عمل کنم تا

    زنده هستم ، در مسیر صراط مستیم دریافت نعمتها باشم.

    یه فکری که باعث می شه همیشه و در کاری حتی ، اون کتری که فکر می کنیم خیلی تجربه داریم و خیلی می دونیم، این علم و دانش خودمون رو با علم و توانایی مطلق خداوند مقایسه کنیم و ببینیم که به اندازه نقطه ای هم در مقایسه با رب که علم و توانایی مطلق هست، نیستیم. پس اگر با هوش و زرنگ باشیم به جای تکیه به علم خودمون ، وصل می شیم به علم بی پایان رب، با خشوع و سرسپردگی هر چه بیشتر.

    خداوندویه نیرویی هست که هر چی ما بخوایم می گه چشم. موقعی که تازه کار هستیم و ازش یاری می خوام و می گیم خدایا من نمی دونم کمکم کن. آنقدر عالی هدایتمون می کنه که خودمونم باورمون نمی شه.

    و

    زمانی که توی یه کاری با هدایتهای قبلی که درخواست کرده بودیم به نتایجی می رسیم، سریع فراموش می کنیم که کی به ما کمک کرده ک داه رو نشون داده و مغرور می شیم که من‌بلدم و می دونم و در واقع به جهان این فرکانس رو می دیم که نیاز به هدایت نداریم و خودمون راه رو بلدیم و خدا هم می گه چشم عزیزم و اون موقع دوباره به گل می شینیم(چیزی که درقرآن بارها به اون اشاره کرده) و یادمون میاد که باید به خودش توکل می کردیم و و صل می شدیم. چون ما به گفته قران انسان و فراموش کار هستیم و این فراموشکاری ویژگی دنیوی ماست. پس باید به اون آگاه باشیم و درمان آن که یادآوری است را به جا بیاوریم.

    پس هر چه ما باهوش و زرنگ تر باشیم به جای هی راها شدن ک وصل شدن باید سعی کنیم به یاد بیاوریم (چیزی که دایم قران به حضرت محمد می گه به یاد بیاور….) هر لحظه که چه کسی و چه نیرویی پشت همه موفقیتهامون هست و اتصال خودمون رو با خشوع و سرسپردگی حفظ کنیم و دایم در مسیر رشد و پیشرفت باشیم.

    سلام دوست عزیزم

    داشتم کامنت می نوشتم که اسم آشنای شما رو دیدم و کامنت زیباتون رو خوندم.

    وقتی برای پاسخ کلید رو زدم دیدم ادامه کامنتم اومد و گفتم حتما باید باشه و هدایت رب هست.

    با خوندن کامنت شما داشتم به این موضوع فکر می کردم که چطور می تونم از این افکاری که شما گیر کردید رها بشم .

    البته که من خودم این چند روز دارم دایم با خودم این باور رو تکراد و منطقی می کنم که بهترین و مفیدترین و پرسودترین کار در هر لحظه برای هم جهت شدن و رسیدنم به هر خواسته ، کاری است که در حال حاضر به من لذت بیشتر می دهد. و اون می تونه دیدن غروب باشه یا مثل اون موقعدشما ، پوشیدن لباس تمیز و مرتب سر کار یا هر چیز دیگه ای .

    و این باور که نوع کار و عملی که انجام می دهم هیچ تاثیری در ثروتمند شدن من نداره .

    مثلا من یه زمانی که در مشکل مالی بودم و از خدا هدایت خواستم، گفت به اندازه ای که نمی تونی نه بگی تو هم در گرفتاری مالی همسرت سهیم هستی ، درسته که به خاطر کار کردن روی خودم اون فشار روحی که به همسرم میومد اصلا روی من نبود و نگران نبودم ولی یه جورایی در نتایج این گرفتاری مالی سهیم بودم ، مثلادر خانه جدیدم حدود یکسال بود که برق کشی مشگل داشت و هنوز درست نشده بود.

    و بعد از اینکه من به همسرم گفتم که من نه برتی ضمانت و نه برای گرفتن وام هیچ فرمی رو امضا نمی کنم و دسته چکم رو هم پاره کردم که از دسته چک من استفاده نکنه (پیرو الهاماتی که دریافت کردم) با اینکه بنده خدا خودش همه قستها و بدهی ها رو پاس می کرد و خم هیچ کاری برای این نداشتم، از همون موقع شرایط زندگی ما معجزه آسا درست شد و همه نواقص خانه تازه رفع شد و وسایل بسیار زیبا و با کیفیت خریدم و …

    این رو دایم به خودم یادآوری می کنم فاطمه جان نوع کاری که تو انجام می دی ممکنه به ظاهر هیچ ربطی به رسیدن تو به خواسته نداشته باشه ولی در واقع اون باوری که در پس انجام اون کار هست داره کار رو انجام می ده.

    وقتی من به دنبال کار و فعالیتی که در هر لحظه روزم. به من حس خوب می ده می روم، یعنی:

    1. من بسیار ارزشمندم و ارزش من به ولیل اینکه بخشی از رب هستم آنقدر زیاده که ارزش هر چیزی مثل پول بعد از ارش من هست . و جهان این احساس ارزشمندی رو به شکل پول و ثروت بیشتر وارد زندگی من می کنه.

    2. هدف اصلی من از زندگی لذت بردن هست و بس ، اگر من بی نهایت پول و اون شرایطی که توی ذهنم هست و بهش برسم ک لذت نبرم که هیچ استفاده ای نکردم. پس من اگر با هوش باشم ، تمام تلاش خودم رو می کنم از همین لحظه که در اون هستم و نعمتها و امکانات و شرایطی که دارم لذت بیشتر ببرم . و میزان لذت بردنم حد وسقف ندارد و این هنر من هست هر چه بیشتر استفاده کنم و لذت ببرم.

    از طرف دیگر جهان هم با ارسال این فرکانس نعمتها و شرایط لذتبخش بیشتری را طلق قانون بازخورد فرکانس به من نشان می دهد

    3. وقتی من فقط لذت می برم یعنی من به خداوندی که قدرت و علم مطاق است همه کارها رو سپردم و به اون اعتماد دارم . و اون نه تنها از ظاهر و باطن همه جهان هستی باخبر است ، بلکه بهتر از خود من خواسته ها و تمایلاتم را می شناسه و من رو به سمت آنها هدایت می کنه ، که تازه می می فهمم چقدر فلان چیز به من لذت می داده و من نمی دونستم.

    (وقتی به اعتماد به خدا فکر می کنم یاد این مثال میوفتم، من وقتی فرزندم را برای چند ساعت پیش مادرم بگذارم که به کارهام برسم، خیالم از مراقبتهای مادر راحت هست و به اون اعتماد دارم و با خیال راحت و آرامش کارهایم رامی کنم یا اگر برای تفریح رفته باشم تفری لذتبخشی دارم ولی زمانی که به کس دیگری که اعتماد به نگهداری درست او از فرزندم نوتشته باشم بسپارم ، دایم زنگ می زنم و فکرم پیش بچه است و آرامش ندارم.

    حال توکل به رب که علم و قدرت مطاق است،فرای اعتماد به مادر است .)

    و…

    و جهان با نعمتها و ثروتها و لذتهای بیشتروبه این فرکانس ما پاسخ می دهد.

    خدایا شکرت به خاطر این قوانین بسیار ساده و آسان و لذتبخش که فقط ما کافی باور داشته باشیم تو رو و آرام باشیم و لذت ببریم و همه چیز رو به تو بسپاریم و اعتماد کنیم و به اعمال ساده و راحت و آسان و لذتبخشی که بهمون می گی عمل کنیم و تو همه کارها رو به بهترین شکل برنامه ریزی می کنی و نتایج عالی رو به ما تحویل می دی.

    خدایا شکر و سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای: